ابزار منو ثابت

گاز طلا در گنج و دفینه یابی

کدبازان

ابزار وبمستر

گاز طلا در گنج و دفینه یابی

24 / 12 / 1395
کوروش

گاز طلا (سیانید سدیم) و مسمومیتهای ناشی از مواجهه با آن در گنج و دفینه یابی

گاز طلا (سیانید سدیم) و مسمومیتهای ناشی از مواجهه با آن در گنج و دفینه یابی,گاز گنج,گاز دفینه,گاز طلا,گازهای سمی طلا,گاز طلا چیست,همه چیز درباره گاز طلا,گاز سیانید,گاز سیانور,گاز طلا یا گاز سیانید,مشخصات کامل گاز سیانید,درباره گاز سمی سیانید,مسمومیت با گاز طلا و سیانیت

 

کلیه مواد خام و مصنوعی را چه جامد,مایع یا گاز و بخارات را که در صنعت بکار می روند و یا تولید می کردند.تحت عنوان مواد شیمیایی مورد مطالعه قرار می دهند.این مواد ممکن است مصنوعی یا طبیعی بوده و دارای منشا گیاهی,حیوانی یا شیمیایی باشند.هر یک از این مواد ممکن است دارای خطرات وزیانهایی که مختص بخود آنهاست بوده و زیان حاصله از آنها بستگی به نوع,راه ورود وطول مدت تماس آنها متفاوت می باشد.گازوبخارات به عنوان مواد آلاینده محیط زیست یا محیط کار است.همچنین مایعات فراوانی در صنعت وجود دارند که کارگران با آنها در شرایط خاصی در تماسند.تعدادی از این مایعات خورنده و سوزاننده بوده و شامل بعضی از اسیدهای معدنی و یا آلی برخی از قلیایی ها وعده ای از سایر مواد شیمیایی دیگر از قبیل آب اکسیژنه می باشند.

پس از گازها و بخارات ومایعات,جامدات گوناگونی که به صورتهای گوناگون در صنعت تولید یا مصرف می شوند دارای اهمیت هستند.

بعضی گازها دارای رنگ و بوی خاصی نیستند و به آسانی حس نمی شوند.این گازها در صورتیکه خاصیت سمی داشته باشند بسیار خطرناکند.بعضی گازها نیز علاوه بر خواص سمی,دارای قابلیت اشتعال می باشند.

تعریف موادشیمیایی

ترکیباتی با منشا معدنی یا آلی که حداقل دارای یک عنصر شیمیایی بوده به اشکال مختلف اعم از گاز,بخار,مایع وجامد دیده می شود و با توجه به راه ورود به بدن و طول مدت تماس سلامت شاغلین و محیط زیست را به مخاطره می اندازد.

 تعریف سم

ماده ای که دارای منشا بیولوزیک یا شیمیایی بوده و از راههای مختلف در مقادیر معین و معمولا جزیی باعث اختلال و یا فعل و انفعالات حیاتی به طور موقت یا دایم می گردند.

تعریف مسمومیت

به هم خوردن تعادل فیزیکی،فیزیولوزیکی،روانی موجود زنده که در اثر ورود و تماس با ماده خاص سمی از راههای مختلف اتفاق می افتد.بروز مسمومیت با ظاهر شدن علایم وعوارض خاص همراه است و شدت آن به نوع ماده سمی و طول مدت ورود وتماس با آن بستگی دارد(مسمومیت حادومزمن).

 

کلیات

معمولا سیانید جز منابع مسمومیتهای نادر بوده که اشکال مختلفی دارد از قبیل:سیانید هیدروزن(اسید هیدروسیانیک یا اسید پرولیک),نمکهای محلول سدیم و پتاسیم(سیانیدسدیم وپتاسیم),نمکهای نامحلول سیانید جیوه,مس,طلا,نقره,علاوه بر این تعدادی از ترکیبات سیانید به سیانوزن معروفند که در متابولیسم داروها سیانید آزاد می شود.همچنین ترکیباتی از سیانید بنامهای سیانوزن کلراید و بروماید,نیتریلهاوسدیم پروساید در تجویز بالای داروها ایجاد می شود.

منابع تولید سیانید در طبیعت

مواد آزادکننده سیانید ذاتا در بسیاری از گیاهان,هسته های زردآلو,هلو,بادام تلخ,کاساوا وتاپیوکا وجود دارد(کاساوا:در نواحی گرمسیر روییده و غذای اصلی نواحی از آفریقا وامریکای جنوبی است)بعضی از مواد طبیعی مثل چوب,ابریشم,موی اسب وبعضی از مواد سنتتیک پلی اکریلو نیتریل,پلی آمیدها,اوره,فرمالدئید وملامین وقتی می سوزند سیانید آزاد می کنند.

موارد مصرف

برای کنترل آفتها در صنعت از سیانید استفاده می شود.سیانید هیدروزن برای دفع جوندگان وحشراتی که در منازل و کشتیها مزاحمت ایجاد می کنند استفاده می شود و سیانید سدیم  و پتاسیم در تمیز کننده های فلزات,استخراج سنگ معدن در معادن,آبکاری فلزات,ساختن فیبرهای مصنوعی,آبکاری الکتریکی,کارخانه طلا,ساخت فیلم اشعه ایکس وعامل خودکشی در میان کارکنان بیمارستان وآزمایشگاه کاربرد دارد.

درصنایع نیتریتها را به عنوان حلال در کارخانه های پلاستیک سازی استفاده می کنند که در دمای بالا و در حین تجزیه HCN  در بدن آزاد می شود.

پاتوفیزیولوژی

سیانید به تمام بافتهای بدن صدمه می زند,به متالو آنزیمهای موجود در بدن حمله و آنها را غیرفعال می کند.سمیت اصلی آن شاید به علت غیرفعال نمودن سیتوکروم اکسیدازهای سلولی باشد,این مواد شیمیایی اکسیزن گیری سلولهای زنده را متوقف می کند.در نتیجه بافتهایی که به اکسیزن رسانی بالا نیاز دارند(مغز,قلب,کبد)در مسمومیتهای حاد بیشتر آسیب می بینند.تماس با سیانور از طریق خوراکی,استنشاق یا ریخته شدن بر روی پوست یا چشمها می تواند مسمومیت ایجاد نماید.مسمومیت مزمن در اثر مصرف زیاد کاساوا بر سیستم عصبی و غده تیروئید آسیب می رساند.همچنین مصرف زیاد غذاهای حاوی سیانید منجر به آتاکسی، نروپاتی،آتروفی عصب اپتیک ویا کوری می شود.سیانور بر روی افراد سیگاری اثرات متفاوتی دارد.

خواص فیزیکی شیمیایی

سیانید سدیم در اثر تماس با اسیدها ونمکهای اسیدی,آب,رطوبت,دی اکسیدکربن تشکیل گاز سیانید هیدروزن داده و قابل اشتعال است.سیانید سدیم حلالیت در آب بالایی داشته و خورنده است با اکسیدانهای قوی مثل نیتریت,کلریت,اسیدنیتریک,پرکسید واکنش داده که قابل انفجار است.سیانید سدیم اگر به صورت اسیدی یا پودر انتشار یابد خطرناک است.سیانیدسدیم در حالت جامد قابل احتراق نبوده اما زمانیکه در معرض اسیدها قرار گیرد سیانید هیدروزن تولیدی شدیدا قابل انفجار است.اشکال  سیانید به صورتهای گاز,نمکهای محلول و نامحلول,سیانوزن است.

مشخصات ظاهری

شکل ظاهری به صورت پودر سفید متبلور به صورت بودار وکم بو است.

نقطه جوش:۱۴۹۶

نقطه ذوب:۵۶۳

حلالیت در آب:خوب

وزن مولکولی:۴۶

فشار بخار:۰

چگالی مخصوص:۶/۱

نام تجاری:cyanogen cymag                                                                   

مورتالیتی و موربیدیتی(کشندگی)

دو دقیقه بعد از استنشاق یا تزیق وریدی,دقایقی بعد از بلع نمکهای محلول و یا چند ساعت بعد از جذب پوستی مرگ اتفاق می افتد.کسانیکه از مسمومیت با سیانید نجات می یابند در معرض خطر فلج سیستم اعصاب مرکزی خواهند بود.البته درمان سریع و مراقبتهای حمایتی به همراه آنتی دوت تراپی منجر به نجات مسمومین می شود.

میزان شیوع

در امریکا سیانید عامل اصلی مرگ ومیر تقریبا۵تا۱۰هزار نفر از افرادی شد که دود اسنتشاق کرده بودند.موارد خودکشی بندرت به مراکز مسمومیت گزارش می شود.تنها ۸مورد در سال۱۹۹۸ به مرکز کنترل مسمومیتهای امریکا گزارش شده بود در برخی موارد  مرگ ناگهانی ناشی از نمکهای سیانید در افراد مسن با سکته قلبی,پولمناری ادما,دیس ریتمی بطنی اشتباه می شود.در سطح جهانی مطالعات در فرانسه وسوئد,اسکاتلندو امریکا نشان میدهد که اسنتشاق دود سیانید,علت اصلی مسمومیتهاست.خودکشی با سیانید در میان مردان شایعتر است وهمانند موارد تظاهرات صنعتی,غالبا آتروقی عصب اپتیک مشاهده می شود.تزریق عمدی در افراد مسن و اسنتشاق دود در همه سنین و مسمومیت مزمن با سیانید در کودکان وبزرگسالان دیده می شود.

راههای مواجهه

اسنتشاق دود,خوردن بخاطر خودکشی,تماسهای صنعتی از علل متعدد مسمومیت با سیانید است.خوردن سیانید غیرمعمول ولی یک روش موثر خودکشی است.اغلب نمکهای سیانید دربیمارستانها و آزمایشگاههای تحقیقاتی یافت می شود.ریسک خودکشی در میان کارکنان این مکانها دراثر خوردن سیانوربالاست.

در صنعت منابع متنوعی از سیانور موجود است.در آبکاری فلزات, صنایع بازیافتی,پلاستیک سازی و…. کاربرد دارد.در بعضی موارد تماس با نمکها و سیانوزن به طریق استنشاق یا تماس پوستی منجر به مسمومیت می شود بیشتر تلفات زمانی که سیانید در تماس با اسیدهای معدنی گاز هیدروزن آزاد می کند.برخی تماسهای غیرعمدی به شرح ذیل است:

بسیاری از ترکیبات حاوی نیتروزن و کربن,چوب و ابریشم در اثر احتراق سیانید تولید می کنند.پلاستیکهای موجود در منازل پلی اوره اتان مبلها وبعضی ترکیبات صنعتی دیگر زمانیکه در شرایط مناسب دما و اکسیزن قرار می گیرند غلظتهای مرگ آوری از سیانید را تولید می کنند

علایم وعوارض ناشی از مسمومیت

علایم مسمومیت به نوع,راه ورود و مقدار آن بستگی  دارد.سرعت بروز علایم مسمومیت به شکل سیانیدی که در محل با آن تماس حاصل شده بستگی دارد.

علایم ایجاد شده با توجه به نوع ونحوه مواجهه با سیانور در اثر اسنتشاق علایم شامل سردرد, سرگیجه, تهوع,تنفس کوتاه, تشنج, استفراغ, ضعف, اضطراب, ضربان نامنظم قلب, درد قفسه سینه, کما, بیهوشی است.

در تماس پوستی علاوه بر موارد فوق قرمزی,تورم و درد در محل,سوختگیهای عمیق مشاهده می شود.مسمومیت خوراکی با سیانید نیز علاوه بر موارد اسنتشاق احساس سوزش در لوله گوارش نیز دیده می شود.

اگر در مسمومیت با سیانور علایم فیزیکی مشاهده نشود مسمومیت غیرمحتمل است و همچنین اگر اسیدوز لاکتیک وجود داشته باشد مسمومیت اتفاق نیفتاده است.

علایم مسمومیت ناشی از استنشاق گاز سیانید بعد از چند ثانیه و در نوع خوراکی بعد از۳۰دقیقه بروز می کند.

مسمومیت حاد

در صورت خوردن,استنشاق یا ریخته شدن سیانید بر روی پوست ایجاد می شود.شکایت ناشی از مسمومیت در عرض ثانیه ها یا دقایق ظاهر می شود اما اگر همراه غذا خورده شود ممکن است یک الی دو ساعت به تاخیر افتد.

 

اشکال بروز مسمومیت

۱-تظاهرات اولیه

سوختن زبان و

گیجی

سردرد ضربان دار

اضطراب تپش قلب

تنفس سریع

استفراغ

 

۲-علایم زودرس

احساس هلاکت قریب الوقوعa

ضعف عمومی,بیقراری,اضمحلال

تنفس کوتاه همراه با درد قفسه سینه

نرولوژی

۳-علایم دیررس

تهوع واستفراغ

کما

قطع نفس

ادم ریوی غیرقطبی

انسداد دهلیزی بطنی

تغییرات ایسکمیک و یا سیستول احتمالی

                                                                                         سنیوونتریکولارتاکیکاردی                                                                                     ) افت فشارخون

 میدریازیس

حملات عمومی

 تاکیکاردی و برادیکاردی

 آریتمی بطنی

 

اشکال مسمومیت

۱-مسمومیت متوسط:علایم مسمومیت شامل تنگی نفس ودرد سینه,خواب آلودگی-دوره های کوتاه کاهش هوشیاری وتشنجات است.

۲-مسمومیت شدید: علایم مسمومیت شامل کمای عمیق و طولانی, نبض کند، افت فشارخون، میدریازیس, قطع نفس می باشد.

بیمار ممکن است در عرض چند دقیقه بمیرد پس از یک دوز بالا بیمار به زمین افتاده و خس خس می کند ودچار تشنج شدید شده و فورا می میرد.

راههای تشخیص مسمومیت

۱-فیزیکی:تشخیص فیزیکی معمولا غیراختصاصی است.حملات بیماری می تواند بسیار دراماتیک باشد.

۲-عمومی:علیرغم پرفیوژن ضعیف,رنگ پوست بدلیل اشباع اکسیژن در شریانها و وریدها صورتی است و پیگمانتاسیون ارغوانی به علت سیانوهموگلوبین ایجاد می شود.

۳-علایم حیاتی متغییر است:تاکیکاردی مقدماتی وفشارخون بالا,ممکن است منجر به برادیکاردی یا ریت نرمال قلبی همراه با افت فشار خون شود تاکی پنه یا هیپرپنه عموما مقدمه آپنه می باشد.

۴-سر,چشم,گوش,بینی,گلو

یک راه تشخیص مفید وبارز,شریانها و وریدهای شبکیه می باشد که به رنگ قرمز روشن درمی آیند که ناشی از عدم استخراج اکسیزن از بافتها می باشد.           

در هنگام تنفس,بوی بادام تلخ از دهان استشمام می شود.(هنوز این علامت نمی تواند به عنوان علایم مشخص در جامعه باشد.)

وجود دوده در دهان و بینی بعد از استنشاق دود: معمولا اگر وضعیت روانی را تغییر دهد یا باعث افت فشار خون شود شاید موید مسمومیت سیانور باشد.

۵-کاردیو واسکولار

a)   سیانور حتی در کلاپس کاردیوواسکولار یا ارست شایع نیست.

b)   یافته های تنفسی به غیر از تاکی پنه غیراختصاصی است.

c)    آسپیریلاسیون ریوی همراه با کما وصدمه ریوی به علت آسیب شیمیایی یا حرارتی اتفاق می افتد.

d)   یافته های نرولوژیکی ممکن است از گیجی یا منگی(مستی)به طرف کما و تشنج عمومی پیشرفت نماید.

۶-مطالعات آزمایشگاهی

a)   گازهای موجود در شریانها و وریدها

b)   اسیدوز متابولیک معمولا طاقت فرساست.کاهش همزمان اکسیزن شریانی و وریدی با تفاوت اشباع کمتر از۱۰میلی لیتر جیوه تشخیص را محتمل می سازد.

c)    وقفه تنفسی در نتیجه وجود همزمان اسیدوز متابولیک و تنفسی بوجود می آید.

d)    غلظت لاکتات پلاسما بیشتر از۱۰میلی مول بر لیتر در اثر استنشاق دود یا بیشتر از۶میلی مول بر لیتر بعد از گزارش یا شک قوی به مسمومیت با سیانور خالص,وقتی که مقدار سیانور در خون افزایش معنی داری پیدا کرده باشد.

۷-پالس اکسی متری

نتایج پالس اکسی متری چندان دقیق نیست. چون سیانید مانع فسفریلاسیون اکسیداتیو می شود. بنابراین اکسیژن موجود در گلبولهای قرمز خون به صورت اکسی هموگلوبین می باشد.(در نتیجه اشباع زیاد اکسیژن بوده ولی نمی تواند به طور موثری مصرف شود).

فرضیه دیگری که به نقصان اشباع معروف است ناشی از مسمومیت با منوکسیدکربن است. درگیر بودن طیف زیادی از هموگلوبینها مانند کربوکسی هموگلوبین به وسیله اکسی هموگلوبین است که مقدار زیادی از اکسیژن را در نتایج پالس اکسی متری نشان میدهد.

غلظت سیانید در گلبولهای قرمز وپلاسمای خون:

-معمولا غلظت سیانید خون در زمان کمک به درمان مسمومیت های حاد مشخص نیست.

-سیانید در اثر اسیدهای قوی بکار رفته برای تجزیه از سیانو هموگلوبین جدا در نتیجه غلظت سیانید خون بطور ساختگی بعد از افزودن نیتریل سدیم افزایش می یابد.

-در مسمومیت با سیانوژن این تستها سندی برای روند درمان هستند.

-کربوکسی هموگلوبین وغلظت منوکسیدکربن خون در بیمارانی که با استنشاق دود مسموم شده اند دلیل مسمومیت با سیانید بوده و سایر مسمومیتها را رد می کنیم.

 

ارتباط بین سطح سیانید خون وعلایم مسمومیت:

۱-کمتر از۸میکرومول بر لیتر علایمی وجود ندارد.

۲-مابین۲۰-۴۰میکرومول بر لیتر همراه با فلاشینک و تاکیکاردی

۳-مابین ۱۰۰-۲۰۰ میکرومول بر لیتر کما،ایست قلبی وتنفسی

۴-بیشتر از۱۲۰ میکرومول بر لیتر مرگ آور

۵-هرچه سطح مسمومیت بالا باشد لاکتیک اسیدوزیس شدیدتر است.

تصویر برداری

مطالعات تصویربرداری MRI در مرحله حاد لزومی ندارد.(مطالعات تصویربرداری شدت را مشخص نمی کند.)در مدت ارزیابی نتایج تظاهرات تاخیری نرولوژیکی مورد استفاده قرار می گیرد.

سایر آزمایشات

۱-متانول خون،اتیلن گلیکول پلاسما،غلظت سالیسیلات،در موارد مشکوک به مسمومیت با سیانید که در آنها نمی توان واقعا اسیدوز متابولیک را توضیح داد.

۲-غلظت متهموگلوبین یک راهنما برای ادامه درمان بعد از استفاده آنتی دوتها می باشد.

۳-وجود متهموگلوبین نشاندهنده کاهش یا عدم حضور سیانید آزاد در خون است زیرا میل ترکیبی سیانید با هموگلوبین بسیار بالا بوده و به صورت سیانو هموگلوبین مشاهده می شود.مقدار آن ودر طی درمان باید در حد۹۵ درصد باشد بایستی اقدام به تعویض خون نمود.

 طبیعی و افزایش درصد اشباع اکسیژن خون وریدی حتی تا۷۰PAO2 به عمل آمده ABGدر درصد دیده می شود (افزایش شکاف آنیونی در اثر افزایش اسیدلاکتیک)

 در تمامی بیماران باید به عملECG،گلوکزخون وگرفتن Cr ،BUNاندازه گیری الکترولیتها به عمل آید.

افزایش سطح متهموگلوبین نشان میدهد که نیتریت تراپی بیشتر اندیکاسیون ندارد واین واقعیت بسیار خطرناکی است.

تشخیصهای افتراقی

    آنسفالیتها
    متهموگلوبین
     مننژیت وآنسفالیت در کودکان
    استنشاق دود
    مسمومیت با کربن منوکسید
    گاستروآنترنت در کودکان
    سردرد کودکان
    مسمومیت گیاهی
    حمله ایسکمیک
    مسمومیت با سولفید هیدروژن
    مسمومیت با استرکنین
    مسمومیت با متانول
    مسمومیت با آزید

 

راههای درمان

مراقبتهایی قبل بیمارستان

۱-باز نمودن راه هوایی ودادن اکسیژن۱۰۰درصد می تواند باعث نجات بیمار شود. از تنفس دهان به دهان خوداری شود.

۲-سدیم بیکربنات را به بیمارانی که هوشیار نیستند ویا همودینامیک استیبلید ندارند داده می شود.

۳-برای مراقبت قبل از بیمارستان بیمارانی که تشخیص تا حدودی قطعی است دادن آنتی دوت میباشد که این اقدامات باید همراه کنترل پزشکی صورت گیرد.

۴-وازوپر سورها در هیپوتانسیونهایی که به مایع درمانی جواب نداده اند مورد نیاز میباشد.

۵-اگرچه بصورت تءوری استفاده از اکسیژن حمایتی در مسمومین با سیانید تاثیر مثبت چندانی نداشته است ولی مراقبتهای حمایتی در تعدادی از افراد مسموم به صورت اکسیژن حمایتی تاثیر مثبت و ثابت شده ای را نشان میدهد.

مراقبتهای بخش اورژانس

۱-اگر تشخیص قطعی است بایستی به آنتی دوت تراپی توجه شود که بایستی بدون منتظر بودن به جواب آزمایش شروع شود.

۲-در کیت سیانید از بخش سدیم نیتریت اجتناب کنید مگر در بیمارانی که با استنشاق دود مسموم شده اند وغلظت کربوکسی هموگلوبین آنها بسیار پائین است(۱۵درصد)

درمان داروئی

-تهیه آماده کردن اکسیژن از عوارض ضروری در شک یا اطلاع از مسمومیت با سیانید است.

–سدیم بیکربنات را در مسمومیتهای شدید تجویز نمائید.چرا که لاکتیک اسید وزیس را نشان میدهد.

-بلافاصله آنتی دوت تراپی را شروع کنید وقتی که توکسیستی سیانید را تشخیص دادید واین تشخیص هرچند بر پایه نشانه ای کلینیکی استوار باشد واطلاعات آزمایشگاهی برای مسمومیت با سیانید مورد قبول نباشد دادن ضد تشنج نیز اندیکاسیون دارد.

طبقه بندی دارویی

 باند شده وتنفس سلولی را  AA3 آنتی دوتها:سیانیدیک توکسین سلولی است که باستیو کروم

مهار می کند.دادن آنتی دوتها برگشت این فعالیتها را تعسریع می کند.

داروهای مورد استفاده:

۱-سدیم نیتریت

۲-سدیم تیو سولفات

۳-هیدروکسو کوبالامین

۴-آمپول آمیل نیتریت

۵-سدیم بی کربنات

۶-اپی نفرین

۷-لورازپام

۸-میدازولام

۹-فنوبار بیتال سدیم

(کلیت کننده)EDTA10-دی کبالت

درمان حالتهای مختلف مسمومیت

مسمومیت مزمن:

مسمومیت مزمن ناشی از کاساوا برگشت ناپذیر است این نوع مسمومیت ممکن است به علت تهیه نادرست غذا یا کمی پروتئین در رژیم غذایی باشد آموزش در پیشگیری از وقوع موارد آن ضروری است.

مسمومیت متوسط:

۵۰میلی لیتر(۵/۱۲گرم)از محلول تیو سولفات سدیم۲۵ درصد را درعرض۱۰ دقیقه وریدی بدهید.

اکسیژن ۱۰۰ درصد به مدت ۱۲-۲۴ ساعت و نه بیشتر بدهید.

مسمومیت خفیف:

در این مسمومیت هیچ آنتی دوتی لازم نیست اقدامات حمایتی شامل اکسیژن وبستری کردن انجام شود.

 

مراقبتهای بیشتر برای بیماران بستری

 پذیرش میشوند جهت مونتیورینگ قلبی،تنفسی وحمایت کاردیوواسکولار وارزیابیIUC بیمارانی که درمکرر وضعیت عصبی می باشند.

ظهور سریع علائم در مسمومیت حاد در اثر گاز سیانید هیدروژن ونمکهای محلول می باشد که دلیل اصلی مراقبتهای ویژه برای بی ثباتی همودینامیک وادم مغزی است.برعکس علایم مسمومیت حاد حاصل از سیانوژن ونمکهای کم محلول آشکار نمی شود.بعد از گذشت چند ساعت از تماس بهبود می یابند.

در بررسی بیماری معیارهای بالینی غلظت سریال لاکتات پلاسما وگازهای شریان و وریدها مدنظر

است.

ECGگرفتن برای بیماران با دیس ریتمی قلبی یا دارای درد قفسه سینه صورت می گیرد.

زمانیکه وضعیت نرولوژیکی وکاردید واسکولار بیمار نرمال شد اسیدوز وسایر اسید متابولیتهایی غیر

طبیعی نرمال شدند ترخیص میشود.

 مراقبتهای بیماران سرپایی:

نتایج نرولوژیکی:ارزیابی مجدد بیماران۷-۱۰ روز بعد از ترخیص با پایش حملات تاخیری با علایم نرولوژیکی

 

نحوه انتقال بیمار:

-از جابجایی بیمارانی که علایم حاد مسمومیت با سیانور را دارند اجتناب کنید.

-اگر آنتی دوتها و مراقبتهای ویژه قابل ارزیابی نیست و اگر مدیکال ترانسپورت سریع و مطمئن در دسترس نیست بیمار را منتقل کنید.

-قبل از انتقال بیمار را استیبل کنید.

-رساندن بیمار به مرکز درمان بیماران مسموم منطقه ای

عوارض

تظاهرات عصبی حادوتاخیری گزارش شده است

پیش آگهی

اگر فالوآپ بصورت ونتیلاسیون سریع وآنتی دوت تراپی م<ثر انجام شود پیش آگهی انصافا خوب است.

مسمومیتهای ناشی از خودکشی نتایج وخیمی را در بردارد چرا که دزهای بالا علایم بغرنجی را ایجاد می کند.

 

حالتهای خاص

حاملگی: مرگ جنین میتواند رخ بدهد حمایت اگرسیو آنتی دوت تراپی برای مادر سودمند است.برای انجام زایمان ارزیابی وپیگیری برای استیبل کردن مادر ضروری است سقط درمانی وقتی که مرگ جنین اتفاق افتاده است اندیکاسیون دارد.

نکته

خوردن ۵۰-۱۰۰میلی گرم سیانیدهیدروژن و۳۰۰-۲۰۰میلی گرم سیانید پتاسیم میتواند در بالغین موجب مرگ شود.همچنین استنشاق هوای حاوی۲/.الی۳/. میلی گرم برساعت سیانید هیدروژن وخوردن۲۵-۵عدد هسته میوه حاوی سیانید میتواند در کودکان موجب مرگ شود.حداکثر تراکم مجاز سیانیدسدیم در آب۰۷/.میلی گرم برلیتر است.

توصیه های ایمنی وبهداشتی

۱-نگهداری وانبارداری سیانیدسدیم بایستی بدور از اکسیدانهای قوی،اسیدها،غذا،علوفه،دی اکسیدکربن،آب وسایرمواد مرطوب ودر محل خشک با بسته بندی مناسب نگهداری شود.بسته های مذکور به صورت برچسب دار وغیرقابل نفوذ باشد.

۲-انبار بایستی به صورت سوله با شرایط ساختمانی مستحکم و بدون درز با تهویه مطبوع باشد وتمامی تدابیر ایمنی برق شامل:نصب صاعقه گیر،جمع آوری کابلهای برق از مسیر رفت وآمدوغیره رعایت شود.

۳-جهت جلوگیری از آتش سوزی احتمالی انبار مجهز به سیستم اعلام واطفاء حریق بوده وبرای اطفاء حریقهای کم حجم استفاده از فوم وکپسول پودر توصیه می شود.جدا از بکار بردن کپسول دی اکسیدکربن وفایرباکس(آب)خودداری گردد.ترجیحا سیانید سدیم بدور از مواد قابل اشتعال نگهداری شود.پنجره ها با شیشه های دو جداره از زیر سقف نصب گردد.

۴-در صورت ایجاد ریخت وپاش سیانید سدیم در انبار بایستی حدالامکان  محل را ترک کرده وجهت تعویض سریع هوا به کمک کارشناس تهویه اقدام نموده واز ورود فاضلاب ناشی از شستشوی محل به داخل کانالهای فاضلاب عمومی خودداری کرد.وآب حاوی مواد قلیایی مثل کربنات سدیم خنثی شده وسپس با آب فراوان شسته شود.

۵-در مواجهه های شغلی حتی برای کوتاه مدت نیز نبایستی مقدار سیانید بیشتر از حد مجاز مواجهه باشد.    

۶-درمحلی که احتمال تماس با اسید هیدروسیانید است نبایستی به تنهایی کار کرد.

۷-استفاده از سیستم تهویه عمومی ومصنوعی وماسک مناسب در مکانهایی که احتمال انتشار گازوبخار وجود دارد ضروری است.

۸-تعبیه دوش ایمنی با لوله کشی منبع آب جداگانه وبهداشتی در نزدیک محلهای خطرناک ضروری است.

۹-نصب سیستم اعلام حریق بطور موثری صدمات ناشی از استنشاق حریق را می کاهد.

۱۰-در مواردیکه احتمال تماس پوستی با سیانور است استفاده از لباس ودستکش حفاظتی بدلیل جذب پوستی شدید آن ضروری است.

۱۱-خارج نمودن لباسهای آلوده وشستن سریع پوست با آب فراوان

۱۲-استفاده از عینک ایمنی وحفاظت صورت وچشم به همراه ماسک تنفسی

۱۳-پرهیز از خوردن وآشامیدن،سیگارکشیدن در محل کار وشستن دستها قبل از خوردن غذا

۱۴-استراحت کارگران خارج از محل کار جهت جلوگیری از خستگی بیش از حد در نتیجه بی توجهی به موارد ایمنی توصیه میشود.

۱۵-در کارخانه هایی که سیانید استفاده میشود تدابیر کنترل مهندسی انجام گیرد.

۱۶-کارگران مجهز به تمامی وسایل حفاظت فردی بوده وبه آنها آموزش داده شود که از تماس بین نمکهای سیانید وسایر ترکیبات خودداری نمایند.

۱۷-کمد لباس جداگانه برای تمامی کارگران تهیه شده وبه انها آموزش داده شود که لباسهای کار را به خانه نبرند.

۱۸-جلوگیری از استرس سرمایی وگرمایی در محل کار وایجاد دمای مناسب

۱۹-اگرماده شیمیایی خورده شده باشد اگر بیمار کاملا بیدار بود بطور طبیعی نفس میکشد وانقباض سریع عضلانی ندارند بیمار را وادار به استفراغ کنید.

 

نکات مهم:                                                                                                                                                          

خطرات بهداشتی: فوق العاده سمی بوده و تنفس آن ولو به مدتی كوتاه بسبب بیهوشی و مرگ می شود. حد آستانه مجاز آن pmm۱۰ بوده و در غلظت بالای pmm۱۰۰ از طریق پوست نیز جذب می گردد. علاوه بر استفاده از پوشش ایمنی كامل و ماسك ضدگاز، در صورت تماس باید محل تماس را با آب و صابون شستشو داد.

 

 طریقه اطفاء حریق: از پودرهای شیمایی و CO۲ برای اطفاء حریق آن باید استفاده كرد و به هنگام عملیات از لباس ایمنی كامل و ماسك ضدگاز باید استفاده نمود.

 
طریقه نگهداری و حمل و نقل: در سیلندرهای فلزی و یا به همراه مواد خنثی در داخل ظروف جاسازی شده در جعبه های مخصوص نگهداری و حمل می گردند. ظروف باید در برابر آسیبهای فیزیكی محافظت شده و در داخل ساختمانهای مخصوص نگهداری مواد قابل اشتعال و انفجار انبار گردند. این انبار باید از منابع جرقه دور بوده و مخازن آن نباید بیش از ۹۰ روز یا بیشتر از مدتی كه تولید كننده توصیه نموده در انبار نگهداری شود.

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


گنجینه جواهرات و طلای ایران باستان

24 / 12 / 1395
کوروش
تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات گرانبهای طلای ایران باستان

 

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

ارزش جواهراتی که در موزه جواهرات ملی ایران نگهداری می‌شوند، چقدر است؟ هیچ کس در دنیا جواب این سوال را نمی‌داند. این گنجینه بی‌مانند تنها بخشی از گنجینه جواهرات ایران است که غارت نشده و همچنان در ایران باقی مانده است.

دریای نور

تاریخچه الماس دریای نور به افسانه‌ها می‌رسد. بنا بر روایات این الماس را رستم در جنگ با تورانیان تصاحب نمود تا این که در جنگ‌ها به غارت رفت و به دست شاه هند افتاد. با این حال نادر شاه در سال ۱۷۳۹ در جنگ با هند الماس کوه نور و دریای نور را دوباره به ایران بازگرداند.  پس از قتل نادر، الماس کوه نور به غارت رفت و از ایران خارج شد اما الماس دریای نور همچنان در ایران نگهداری می‌شود.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

شايد اين الماس در ميان جواهرات ملی ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار می‌آمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکی با يکديگر ندارند.

هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.

الماس دريای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.

ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سينه خود نصب می کرد و حتی توليت دريای نور را منصبی مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول می داشت.

دريای نور بعدها داخل موزه دولتی گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دريای نور ۱۸۲ قيراط است و رنگ آن صورتی است که کمياب‌ترين رنگ الماس است.
در سال ۱۳۴۴، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادايی، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهی کشف شد:

تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن ۲۴۲ قيراط سخن می گويد و اشاره می کند در سال ۱۶۴۲ ميلادی آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه های آن را نيز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ ) می نامد.

رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايی را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس دريای نور و نورالعين در اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دريای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن ۶۰ قيراط است، نورالعين ناميده شده و در حال حاضر در وسط نيم تاج شماره ۲ گنجه ۲۶ قرار دارد.

تخت طاووس

این تخت به فرمان فتحعلی‌شاه در سال ۱۲۱۶ قمری و با جواهرات و طلای موجود در خزانه ساخته شد و به‌دلیل وجود نشان خورشید در بالای تخت، به تخت خورشید معروف شد. البته بعد از ازدواج فتحعلی‌شاه با «طاووس تاج‌الدوله» تخت طاووس نام گرفت.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

به فرمان فتحعلی شاه در سال ۱۲۱۶ هجری قمری، تختی عظيم و مجلل به مباشرت نظام الدوله محمدحسين خان صدر اصفهانی فرمانفرمای اصفهان با جواهر و طلای موجود در خزانه ساخته شد و به مناسبت نقش خورشيد مرصعی که در صدر تخت تعبيه شده است به نام تخت خورشيد معروف گرديد.

تخت خورشيد سالها به همان نام ناميده می شد تا اينکه فتحعلی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج نمود. از همان زمان به مناسبت نام او، تخت به نام طاووس مشهور شد. بعضی از ايرانيان می پنداشتند که تخت مذکور همان “تخت طاووس” هند است و با مقايسه و توصيفی که تاورنيه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود ديده و استنباط کرده به اين نتيجه رسيده که ادعای مدعيان باطل است و برای اطمينان و تأييد نظر خود با ناصرالدين شاه مذاکره و از ايشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به امر فتحعلی شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم، تخت طاووس ناميده شده است.

پس از درگذشت فتحعليشاه، سالها بعد ناصرالدين شاه که در ضبط و ربط جواهر و نفايس سلطنتی، عنايت خاص داشت دستور داد تا تخت ياد شده را تعمير کرده و تغييراتی جزئی در شکل ظاهر آن دادند از جمله اشعاری که مضمون آنها کيفيت تعمير تخت به امر ناصرالدين شاه است، در کتيبه اطراف تخت به خط نستعليق خوش در مصراعهای مجزا از يکديگر روی زمينه زر، به مينای لاجوردی نگاشته شده است. اين مصراع ها فعلاً مرتب و دنبال يکديگر نصب شده است و پيداست که در تعمير بعدی آنها در جای خود نشانده‌‌اند.

تخت مذکور تا سال ۱۳۶۰ در تالار کاخ گلستان نگهداری می گرديد. در تاريخ ۱۷/۶/۱۳۶۰ به خزانه جواهرات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران انتقال يافت تا همواره با توجه به تجانس اين تخت با جواهرات موجود در خزانه (موضوع قانون سال ۱۳۱۶ شمسی) نگهداری شود.

ویترین زمرد

بخشی از جواهرات نادرشاه که حالا در موزه جواهرات ملی ایران وابسته به بانک مرکزی ایران نگهداری می‌شوند.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

جقه نادری

جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن يک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زير جقه، سه آويز زمرد خوشرنگ امرودی آويخته شده است. قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه ها نيز دو ريسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه های جقه، دو آويز زمرد بسيار اعلای سعيدی امرودی آويخته شده است.

در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پايين، در دو سو، شبيه درفش، طبل، لوله توپ و سرنيزه روی زه زين نصب شده است. پارچه درفش به سه رديف ياقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسيم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ريز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می کرد. وزن جقه ۳۳ مثقال و ۱۶ نخود است.
( ساخت ايران، سده ۱۲ ﻫ. ق. )

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

کلاه عباس‌میرزا

کلاه مروارید‌دوزی‌شده‌ی عباس میرزا (پسر فتحعلی‌شاه) به‌شکل تاج و از پارچه‌ی اطلس و مخمل قرمز است که روی آن، مرواریددوزی و پولک‎دوزی شده و در بالای آن، یک تخمه‌ی زمرد درشت و الماس نصب شده است.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تاج کيانی

تاج فتحعلی شاه، معروف به تاج کيانی، که آراسته به الماس، زمرد، ياقوت و مرواريد است. اين تاج در زمان فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطين قاجاريه قرار گرفت.
اين تاج اولين تاجی است که پس از دوران شاهنشاهی ساسانی به اين صورت ساخته شده است.
( ساخت ايران، ۱۲۱۲ ﻫ. ق. )

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تاج پهلوی

تاج مورد استفاده رضاخان و محمدرضا پهلوی. اين تاج از طلا و نقره ساخته شده و آراسته به الماس های برليان بسيار اعلاء، تخمه های درشت زمرد، ياقوت کبود ومرواريد است. کلاه تاج ابره مخمل قرمز است و در قبه آن که تخمه زمرد خياره در چنگ نشانده، قرار دارد.

تاج، در چهار طرف، دارای چهار کنگره پله پله به شکل تاج های شاهنشاهان ساسانی است که در وسط و زير کنگره پيشين آن، خورشيدی زرين با شعاع های الماس نشان و تخمه الماس زرد درشت نصب شده است و در پشت همين کنگره، جقه پايه دار اسليمی و در پشت آن پر قو قرار دارد.

شمار گوهرهای نشانده شده بر تاج چنين است: ۳۳۸۰ قطعه الماس به وزن ۱۱۴۴ قيراط، ۵ قطعه زمرد به وزن ۱۹۹ قيراط و ۲ آنه، ۲ قطعه ياقوت کبود به وزن ۱۹ قيراط و ۳۶۸ حبه مرواريد غلطان جور. وزن تاج از زر و گوهر و مخمل، با هم، ۴۴۴ مثقال، يعنی در حدود دو کيلو و هشتاد گرم است.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تاجی که قبلاً در تاجگذاری های دوران قاجار، به کار می رفت، تاج کيانی بود، ولی رضاخان پهلوی مايل نبود در تاجگذاری خود از آن استفاده کند. از اين روی، در سال ۱۳۰۴ خورشيدی، گروهی از جواهرسازان ايرانی، زيرنظر سراج الدين جواهری، جواهرساز معروف قفقازی و جواهرساز امير بخارا که از روسيه به ايران مهاجرت کرده بود از گوهرهای منتخب، تاج مزبور را ساختند و رضاخان و محمدرضا پهلوی، برای تاجگذاری های خود از آن استفاده کرده اند.

تاج فرح پهلوی

این تاج در سال ۱۳۴۶ توسط وان کلیف و آرپل از میان جواهرات ملی ساخته شده است. وزن این تاج یک کیلو و ۴۸۹ گرم است و از الماس، برلیان، زمرد، لعل، یاقوت و مروارید ساخته شده است.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

کره جواهرنشان

اين کره در سال ۱۲۹۱ هجری قمری، به دستور ناصرالدين شاه، توسط گروهی از جواهرسازان ايرانی به سرپرستی ابراهيم مسيحی از جواهرات پياده ای که در خزانه موجود بود، ساخته شد. وزن خالص طلای به کار رفته در اين کره ۳۴ کيلوگرم و وزن جواهرات آن ۳۶۵۶ گرم است.

تعداد کل جواهراتی که در روی کره نصب شده، بالغ بر ۵۱۳۶۶ قطعه است. پيدا کردن کشورهای مختلف در ميان برق سنگهای گوهرها کار مشکلی است، زيرا به نظر می آيد مهارت سازنده آن در جواهر سازی، بيش از نقشه کشی بوده است. درياهای روی کره به وسيله زمرد و خشکی ها به وسيله ياقوت نشان داده شده است.

آسيای جنوب شرقی، ايران و انگلستان با الماس، هندوستان با ياقوت روشن و آفريقای مرکزی و جنوبی با ياقوت کبود مشخص شده است. خط استوا و ساير خطوط جغرافيايی با الماس نشان داده شده است. قطر کره تقريباً دو پا (۶۶ سانتيمتر) است و روی پايه ای که تماماً از طلای آراسته به جواهرات است، قرار دارد.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

شمشیر شاهی

دسته شمشیر و غلاف متعلق به سلسله پهلوی، معروف به “شمشیر شاهی” با ٣٠٠٠ سنگ تزیین شده از جمله زمرد، یاقوت و الماس

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

جبه تاجگذاری رضا شاه

این جبه از ابریشم دست‌بافت است، زمینه‌ی سفید و بته‌جقه‎ای درشت دارد. این جبه برای مراسم تاج‎گذاری رضاشاه دوخته شده و در مراسم تاج‌گذاری محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۶ نیز مورد استفاده قرار گرفت، وزن مرواریدهای شنل بیش از ۲۱ مثقال است. هر مثقال حدود ۶/ ۴ گرم است.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

انفیه‌‎دان زمزد

این انفیه‌‎دان از ۹۲ قطعه زمرد بسیار اعلا، خوش‌رنگ و صاف تشکیل شده است.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

شمعدان سلام عید

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

کوزه قلیان تخم شترمرغ

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

آفتابه لگن

این آفتاب و لگن طلای مینا برای شستن دست در زمان فتحعلی‌شاه ساخته شد.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

تُنگ مینا

این تُنگ، تصاویر گل‌وبوته دارد و بالای آن، تصویر چند زن دیده می‎شود. این تنگ از زیباترین نمونه‎های میناکاری ایران به‌شمار می‎آید که در اواخر قرن ۱۸ میلادی ساخته شده است.

تصاویر و عکسهای گنجینه جواهرات و عتیقه های گرانبهای طلای ایران باستان

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


ساخت جواهرات و زیورآلات در ایران باستان

24 / 12 / 1395
کوروش

جواهرات و زیور آلات ایران باستان امروز در نقاط بسیاری از دنیا چشم بینندگان را خیره می کند، و خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی در ساخت جواهرات را تحسین می كند.

 تاریخچه جواهرات و زیور آلات ایران باستان :

ایران به دلیل وجود قوم های مختلف که هرکدام پوشش، سنت ها و آداب و رسوم خاص خود را دارند، کشوری بسیار غنی از لحاظ دستاوردهای مادی و معنوی است .

در دو هزار سال پیش از میلاد، ساکنان فلات ایران، ساختن جواهرات و زیور آلات را با دانه و مهره هاى رنگى آغاز کردند و بدین گونه، علاقه خود را به تزئینات و زیور آلات نشان دادند.

جواهرات و زیور آلات در ایران از دیرباز به عنوان قطعه ای از لباس در میان اقوام مختلف مطرح بوده است. مردم ایل قشقایی و عرب های منطقه خوزستان بیشترین استفاده کنندگان از جواهرات و زیورآلات بوده اند. جواهرات در میان مردم قشقایی شامل گردنبند مهلو، گردنبند میخک، گردنبند مهره ای، عنبردان، قاب قرآن، النگو و دستبند مهره ای، گیسوبند و بازوبند است.

 جواهرات و زیورآلات در دوره هخامنشیان تنوع بسیاری داشته است.

ساخت جواهرات,جواهرات و زیورآلات,زیورآلات دست ساز

ساخت جواهرات و زیورآلات در ایران باستان از دوره هخامنشیان و اشکانیان تا ساسانیان

ایرانیان در ادوار مختلف تاریخی در ساختن جواهرات و زیور آلات از مهارت خارق العاده ای برخورداربوده اند

 در زمان هخامنشيان ،کار با طلا و هنر جواهرسازى، نتيجه هماهنگى سنت هاى مختلف، به روشى بسيار ماهرانه بود.

 تعدادى از جواهرات و زیورآلات مربوط به اين دوره، شامل بازوبند، پلاک، شمسه، دستبند، انگشتر، دکمه، مهره، گردنبند، سنگ هاى قيمتى و … است .

 در دوره اشکانیان جواهرات زيباتر و با شکوه تر شدند!

صنعت طلا و جواهر,جواهرات ایران,گردنبند جواهر

ساخت جواهرات و زیورآلات در ایران باستان از دوره هخامنشیان و اشکانیان تا ساسانیان

جواهرات و زیورآلات در زمان پارتیان در مقیاس های کوچکتر با طرح های ساده تر ساخته می شدند

 
اشکانیان به تزيينات و درخشان سازى اشياء که در شرق ايران ؛ ملت هاى ديگر فرا گرفته بودند، علاقه خاصى نشان مى دادند. ساير ملل نيز از روش هاى تزييناتى پارتيان، پيروى مى کردند. در زمان پارتيان، جواهرات و زیورآلات، زيباتر و با شکوه تر شدند. طلا و جواهرات، در مقياس هاى کوچکتر و با طرح هايى ساده تر، ساخته مى شدند. آن ها از انواع مختلف تزئينات، آويزها، سنجاق هاى کوچک، حلقه ها و سنگ هاى قيمتى استفاده مى کردند. کمربند ها وکلاه هاى تزيين شده از جواهرات، در اين دوره رواج داشت.

 کیفیت جواهرات و زيورآلات در زمان ساسانیان به اوج شکوفایی رسید.

جواهرات و زیورآلات,جواهرسازى,زیورآلات ایران

ساخت جواهرات و زیورآلات در ایران باستان از دوره هخامنشیان و اشکانیان تا ساسانیان

در قرن بیستم صنعت طلا و جواهرسازی ایران وارد عصر جدیدی شد

 در دوره ساسانيان، هنر طلا و جواهرسازى، مانند ساير هنرها به شکوفايى رسيد. کيفيت و پيچيدگى سکه ها، جواهرات و زيورآلات مربوط به اين دوره، گواه بر اين امر است . فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبک های هنری دانست، با تشکیل امپراطوری عظیم هخامنشی، روند نزدیکی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید.

 در عصر ساسانیان نیز مصرف طلا در ایران فراوان بود. براساس نوشته های مورخین سرشناسی نظیر ویل دورانت، گیرشمن، شاردن و دیگران، در ادوار مختلف تاریخی فعالیت های تولیدی و بازرگانی مصنوعات طلا و جواهرات و زیور آلات و سنگ ها و مواد طبیعی قیمتی رونق فراوانی داشته است و طبقه اشراف و ثروت مندان جامعه عموما از وسایل و اشیاء زینتی گرانبهائی که از طلا وجواهرات ساخته شده بود استفاده می کردند.

 از شکوه و عظمت دست ساخته های هنری ایرانیان در روزگاران هخامنشی و ساسانی هرچه گفته شود کم است. پادشاهان این سلسله نظیر هرمز اول، خسرو دوم چنان به ساخت زیور آلات اشرافی و به ویژه تاج و تخت پادشاهی توجه داشتند که حیرت مورخین را برانگیخته است. تئوفیلاکتوس مورخ بیزانسی و ثعالبی مورخ عرب در وصف تاج و تخت پادشاهان مذکور مطالبی نگاشته اند و اعتراف کرده اند که طلا و جواهر سازان ایرانی در عصر خود همواره شهره آفاق بوده اند.

 با گام نهادن به قرن بیستم صنعت طلا و جواهرسازی ایران وارد عصر جدیدی شد. به هر صورت تاریخ طلا و جواهرات ایران سرشار از غرور و افتخارات فراوان برای سازندگان و هنرمندان این صنف و صنعت است و نشان می دهد که همواره در طول تاریخ این کشور طلا و جواهرسازان هنرمند ایرانی با خلق آفرینش های بی نظیر و بی همتا، توانسته اند توجه جهانیان را به خود جلب کنند.

زیور آلات در ایران باستان
زیورآلات  ایران باستان امروز در نقاط بسیاری از  دنیا چشم بینندگان را خیره می کند اما شما چقدر از تاریخچه آنها خبر دارید
آثار هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی كه امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و مجموعه های خصوصی كلكسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده است، بیان گر این حقیقت می باشد كه طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای كه آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می كند.

مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیك و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و كارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.
انسان کهن در ابتدا برای زینت و آراستگی خود از نشانه هایی كه از طبیعت الگو برداری كرده بود كمك می گرفت. اعتقاد بر این است كه در ابتدا مردان خود را می آراستند و با رنگ كردن بدن و یا مجروح كردن خود به شكل های متفاوت جلب توجه می كردند. مجروح كردن بدن در مردان برای تزیین یك امر عادی بوده و گاهی میزان جراحت ها باعث مرگ می شده است. شكافتن پوست و رنگ كردن آن، خالكوبی و… هنوز هم در بین مردان رایج تر از زنان است.
لباس در ابتدا برای تزیین استفاده می شد، به جای نقوشی كه برای یك عمر بر بدن نقش بسته بود با استفاده از تن پوش های رنگی، تنوع پیدا كرده و شكل های متفاوتی به آن می دادند.
در بین آراستنی ها هر چه اهمیت پیدا می كرد شكلی به آن داده شده و در قسمت های مختلف بدن مورد استفاده قرار می گرفت. از استخوان حیواناتی كه صید می شدند و تأمین كننده غذا بودند تا گیاهان و سنگ ها و… در تزیین بدن استفاده می شد.
تحقیقات باستان شناسی حاكی از آن است كه نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده كه صید می كرده است. این قطعه های كشف شده با یك رشته لیف طبیعی به هم متصل می شدند و تشكیل مجموعه ای بدیع را می دادند كه بسیار زیبا جلوه می كردند.

تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات

قدیمی ترین زیورآلاتی كه توسط انسان مورد استفاده قرار می گرفته صدفهایی است كه به صورت مصنوعی در آنها سوراخ هایی ایجاد شده است و در غارواقع در شرق مراكش یافت شده است. تاریخ دقیق این صدف ها هنوز مشخص نیست؛ اما به گفته باستان شناسان این صدف های سوراخ شده احتمالا مربوط به ۱۱۰ هزار سال قبل است.
پیش از این قدیمی ترین زیورآلات انسان كه به دست آمده بود ۸۲ هزار سال قدمت داشته است. این در حالی است كه قدیمی ترین زیورآلاتی كه تاریخ دقیق آنها تعیین شده است مربوط به ۴۱ صدف سوراخ شده با قدمت ۷۲ هزار سال هستند.
هزاران سال زندگی با سنگ و شكل دادن قطعات سنگی به انسان آموخته بود مقاومت سنگها متفاوت است. شاید سرسختی در انواع سنگ ها بیشتر توجه انسان را به خود جلب می كرد و به دلیل این نگرش انسان به طبیعت، همراه داشتن این قطعات سرسخت را یاوری برای مقاومت خود در برابر ناملایمات طبیعت می دانست. با شناخت تفاوت در مقاومت و پایداری و حرارت دادن این قطعات فلزات كشف شدند و در این میان شناخت فلزات كمك بزرگی برای تغییر رویه زندگی بشر داشت.
با پیدایش زیورهای فلزی و به كارگیری طلا، نقره و سنگ های قیمتی، این زیورها بیشتر در ساخت گردنبندها و تاج های سلطنتی، دستبند ها، ادوات جنگی پادشاهان، لباس ها و نیم تاج های زنانه برای بزرگان مورد استفاده قرار گرفت.
فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبك های هنری دانست، با تشكیل امپراطوری هخامنشی، روند نزدیكی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید
همانند روزگار معاصر طلا، جواهرات و زیورآلات مختلف در روزگاران گذشته بیشتر به منظور كسب حیثیت و اعتبار اجتماعی، ارضای نیازهای روحی و غریزی، تزیین اندام های مختلف بدن و انجام مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته است.
از بررسی نقاشی هایی كه قدمت آنها به ده ها هزار سال قبل می رسد و انسان های نخستین بر روی دیوارهای غارها ترسیم كرده اند معلوم می شود كه آنها زیورآلات را به كار می برده اند، زیرا در این نقاشی ها افراد با اشیائی مانند گردنبند و دستبند آراسته شده اند.
در ایران باستان لباس یک ایرانی متشخص، مزیّن به گردن بند و بازوبند بوده و فرد، دشنه ای نیز در زیر لباس به همراه داشته است. مردها گردن بندی برگردن داشتند که عموماً از جنس فلز بوده است. دست بندهایی نیز استفاده می شد، مثلاً با نقش دو شیر در حال بلعیدن دو قوچ، یا دو پرنده شکاری اما ساخت زیورآلات در ایران از دوره مادها و از هزاره دوم پیش از میلاد مرسوم و متداول بوده است.

تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات

جام طلای مارلیك
فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبك های هنری دانست، با تشكیل امپراطوری هخامنشی، روند نزدیكی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید. هنر فلزكاری ماد و هخامنشی، به دلیل پیوستگی فرهنگی، به صورت دقیق قابل تفكیك نیست. شكوفایی و توسعه اقتصادی، سیاسی به خصوص در دوران هخامنشی، به خلق آثار بسیار با ارزش هنری در تمامی زمینه ها به خصوص در فلزكاری انجامید كه نمونه های شاخص آن، از تخت جمشید، پاسارگاد، شوش و همدان، به دست آمده است.
دستبند طلای هخامنشی
همچنین باید اشاره كرد كه در دوره هخامنشیان برای اولین بار در جهان سكه طلا توسط داریوش كبیر در ایران ضرب گردید كه به آن داریك گفته می شود. تا آن دوره در دنیای آن روز هنوز سكه های طلا ضرب نشده بود. سكه های رایج از مس، مفرغ و نقره بود و پس از داریوش در كشورهای دیگر هم سكه ی طلا ضرب شده است.

تاریخچه استفاده از زیور آلات,قدیمی ترین زیورآلات

سكه هخامنشی داریك
در عصر ساسانیان نیز مصرف طلا در ایران فراوان بود. براساس نوشته های مورخین سرشناسی نظیر ویل دورانت، گیرشمن، شاردن و دیگران، در ادوار مختلف تاریخی فعالیت های تولیدی وبازرگانی مصنوعات طلا و جواهر و سنگ ها و مواد طبیعی قیمتی رونق فراوانی داشته است و طبقه اشراف و ثروت مندان جامعه عموما از وسایل و اشیاء زینتی گرانبهائی كه از طلا وجواهرات ساخته شده بود استفاده می كردند. از شكوه و عظمت دست ساخته های هنری ایرانیان در روزگاران هخامنشی و ساسانی هرچه گفته شود كم است.
پادشاهان این سلسله نظیر هرمز اول، خسرو دوم چنان به ساخت زیور آلات اشرافی و به ویژه تاج و تخت پادشاهی توجه داشتند كه حیرت مورخین را برانگیخته است. تئوفیلاكتوس مورخ بیزانسی و ثعالبی مورخ عرب در وصف تاج و تخت پادشاهان مذكور مطالبی نگاشته اند و اعتراف كرده اند كه طلا و جواهر سازان ایرانی در عصر خود همواره شهره آفاق بوده اند.

*********************************

قدمت زیور آلات برابر با خود انسان است. از زمانی که انسان کهن خود با طبیعت پیرامون خود دست و پنجه نرم می کرد و برای گذران زندگی خوراک، پوشاک و دیگر مایحتاج فراهم می آورد، درک زیبایی شناسی نیز همراه با تجربیات روزمره در آن شکل گرفت.
می توان گفت قدمت زیور آلات برابر با خود انسان است. از زمانی که انسان کهن خود با طبیعت پیرامون خود دست و پنجه نرم می کرد و برای گذران زندگی خوراک، پوشاک و دیگر مایحتاج فراهم می آورد، درک زیبایی شناسی نیز همراه با تجربیات روزمره در آن شکل گرفت.
تغییرات محیطی، از سیاهی شب تا روشنایی روز، تغییر زمان با گذشت فصل ها، تنوع شکل ها و رنگ های طبیعی در جانداران، گیاهان و اشیاء بیجان در ذهن انسان ادراکی از معنا بخشی را بوجود آورد و برای هر پدیده علتی ماورائی متصور بود.

انسان کهن در ابتدا برای زینت و آراستگی خود از نشانه هایی که از طبیعت الگو برداری کرده بود کمک می گرفت. اعتقاد بر این است که در ابتدا مردان خود را می آراستند و با رنگ کردن بدن و یا مجروح کردن خود به شکل های متفاوت جلب توجه می کردند. مجروح کردن بدن در مردان برای تزیین یک امر عادی بوده و گاهی میزان جراحت ها باعث مرگ می شده است. شکافتن پوست و رنگ کردن آن، خالکوبی و… هنوز هم در بین مردان رایج تر از زنان است.
لباس در ابتدا برای تزیین استفاده می شد، به جای نقوشی که برای یک عمر بر بدن نقش بسته بود با استفاده از تن پوش های رنگی، تنوع پیدا کرده و شکل های متفاوتی به آن می دادند.
در بین آراستنی ها هر چه اهمیت پیدا می کرد شکلی به آن داده شده و در قسمت های مختلف بدن مورد استفاده قرار می گرفت. از استخوان حیواناتی که صید می شدند و تأمین کننده غذا بودند تا گیاهان و سنگ ها و… در تزیین بدن استفاده می شد.

تحقیقات باستان شناسی حاکی از آن است که نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده که صید می کرده است. این قطعه های کشف شده با یک رشته لیف طبیعی به هم متصل می شدند و تشکیل مجموعه ای بدیع را می دادند که بسیار زیبا جلوه می کردند.
قدیمی ترین زیورآلاتی که توسط انسان مورد استفاده قرار می گرفته صدفهایی است که به صورت مصنوعی در آنها سوراخ هایی ایجاد شده است و در غار Grotte des Pigeons واقع در شرق مراکش یافت شده است. تاریخ دقیق این صدف ها هنوز مشخص نیست؛ اما به گفته باستان شناسان این صدف های سوراخ شده احتمالا مربوط به ۱۱۰ هزار سال قبل است.

پیش از این قدیمی ترین زیورآلات انسان که به دست آمده بود ۸۲ هزار سال قدمت داشته است. این در حالی است که قدیمی ترین زیورآلاتی که تاریخ دقیق آنها تعیین شده است مربوط به ۴۱ صدف سوراخ شده با قدمت ۷۲ هزار سال هستند.
هزاران سال زندگی با سنگ و شکل دادن قطعات سنگی به انسان آموخته بود مقاومت سنگها متفاوت است. شاید سرسختی در انواع سنگ ها بیشتر توجه انسان را به خود جلب می کرد و به دلیل این نگرش انسان به طبیعت، همراه داشتن این قطعات سرسخت را یاوری برای مقاومت خود در برابر ناملایمات طبیعت می دانست. با شناخت تفاوت در مقاومت و پایداری و حرارت دادن این قطعات فلزات کشف شدند و در این میان شناخت فلزات کمک بزرگی برای تغییر رویه زندگی بشر داشت.
با پیدایش زیورهای فلزی و به کارگیری طلا، نقره و سنگ های قیمتی، این زیورها بیشتر در ساخت گردنبندها و تاج های سلطنتی، دستبند ها، ادوات جنگی پادشاهان، لباس ها و نیم تاج های زنانه برای بزرگان مورد استفاده قرار گرفت.

همانند روزگار معاصر طلا، جواهرات و زیورآلات مختلف در روزگاران گذشته بیشتر به منظور کسب حیثیت و اعتبار اجتماعی، ارضای نیازهای روحی و غریزی، تزیین اندام های مختلف بدن و انجام مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته است.
از بررسی نقاشی هایی که قدمت آنها به ده ها هزار سال قبل می رسد و انسان های نخستین بر روی دیوارهای غارها ترسیم کرده اند معلوم می شود که آنها زیورآلات را به کار می برده اند، زیرا در این نقاشی ها افراد با اشیائی مانند گردنبند و دستبند آراسته شده اند.(تصاویر ۲)

قدیمی ترین زیورآلاتی که در اروپا شناخته شده در منطقه لاکینا La Quina فرانسه کشف شده است که شامل مهره هایی از جنس دندان و استخوان حیوانات است و قدمت آن به حدود چهل هزار سال قبل می رسد.
این اشیاء ظاهرا به عنوان زیور مورد استفاده بودند. در گذشته ساخت زیورها با تاکید و تکیه بر مواد آلی و حفظ کیفیت و اشکال طبیعی این مواد صورت می گرفته است. مواد مورد استفاده با توجه به استعداد و نوع زندگی سازندگان آنها از تنوع خاصی برخوردارند. کشف بسیاری از این قبیل آثار در مجاورت گورستان ها حاکی از آن است که این اشیاء ضمن داشتن نقش اجتماعی دارای ارزش ماوراء الطبیعه ای نیز بوده اند.
تجارت جواهرات، در هزاره هفتم قبل از میلاد، بخش مهمی از تجارت بین المللی بین سرزمین های حاشیه مدیترانه و تمدن های قدیم فراسوی کوهستان های غرب آسیا را به خود اختصاص داده بود. مهره های مرجانی متعلق به سواحل مدیترانه که در شهر «چتل هویوک Gatal Huyuk» از شهرهای دوره پارینه سنگی، به دست آمده، نشانه ای از این روابط بوده است.

مساله جواهرات در تمدن های بزرگ باستانی تا هزاره ی چهارم و سوم قبل از میلاد بسیار پیچیده است. چرا که ریسه ها و زنجیرهای فوق العاده زیبایی از جنس سنگ های قیمتی از قبرهای سلطنتی سومریان به دست آمده است و نیز تعداد قابل توجهی مهره های شیشه ای در ناحیه قفقاز و در منطقه نوع دیگر از زیورهای مورد استفاده ساکنان بین النهرین اشکال طلسم گونه ای است که از تراشیدن سنگ های کوچک به صورت تصاویری از حیوانات گوناگون مانند کبوتر، قوچ، پرندگان و قورباغه ساخته می شد. این اشکال دارای ارزش های معنوی و ماوراء الطبیعه ای بودند. به طور تقریبی در همان دوران، ساکنان مصر از سنگ صابون، که یکی از اولین مواد مرکب به کار گرفته شده در صنعت جواهرسازی است، در ساخت زیورهای خود استفاده می کردند. این سنگ، نرم و به آسانی تراشیده می شد.(تصاویر ۴)
مصریان قدیم با استفاده از سنگ های قیمتی، گردنبند های سنگین گوهرنشان و تاج سرهایی جهت استفاده بر روی کلاه گیس می ساختند. زحمت زیاد در تهیه جواهرات و دشواری کار ساخت قطعات موجب شد تا سازندگان این اشیاء به منظور طبیعی و زیورهایی چون گردنبندهای گلی و برگ زیتونی و استفاده از اعضای حیوانات، به ویژه برای برگزاری مراسم و آیین های مذهبی، روی آورند. توجه بیش از حد به زیورهای ساخته شده از گل و گیاه به تدریج جای خود را به سایر مواد آلی موجود در طبیعیت از قبیل عاج، استخوان، طلا، سفال «Steatite» و مینا داد. در کنار ساخت جواهراتی به شکل مجسمه های طلایی بزرگ و به کارگیری اغراق آمیز و افراطی سنگ های گوهر نشان، نظیر آنچه که از قبرهای فراعنه به دست آمده است، جواهرسازان، زیورهای ارزان قیمتی که متناسب با قدرت خرید طبقه متوسط و پایین جامعه بود، می ساختند. به طور مثال مهره های زینتی با استفاده از شیشه و نوعی سفال شفاف به نام «فایانس Faience». در طول تاریخ باستان از تمدن های مصر «میسن Mycen» تا تمدن های رومی استفاده از شیشه های رنگی به جای مروارید، زمرد و فیروزه و سایر سنگ های قیمتی مرسوم بوده است. (تصاویر ۵)
استفاده از مهره های شیشه ای نشانده بر ورق نازکی از طلا یا نقره، به جای مروارید، نیز رواج داشته است. این روش کم و بیش تا امروز نیز ادامه داشته و در کنار آن مهره های چینی به عنوان جایگزین مناسب برای سنگ های قیمتی نظیر فیروزه و سنگ لاجورد به طور گسترده، مورد استفاده قرار می گرفته است. نقش هایی که روی برخی از گردنبندهای چینی به دست آمده دیده می شود، از نوع تاج گلی هستند.

دامنه مواد و مصالحی که در جواهرسازی قومی به کار می رفته به قدری وسیع است که صنعت جواهرسازی اروپا را تحت تأثیر قرار داده است و به عنوان عظیمترین نیروی الهام بخش طراحی قرن بیستم به حساب می آید. تاثیر آداب و سنت های آفریقایی نیز بر این صنعت چشمگیر بوده است به طوری که مردم آفریقا و بسیاری از مردم آسیا بر خلاف اروپایی ها، هرگز راهی را که اجدادشان طی کرده اند، فراموش نکرده اند و هنوز هم به ساخت اشیاء و زیورهایی از جنس استخوان حیوان ها، چوب، صدف، ریشه گیاهان، دانه ها و حبوبات، اقدام می کنند.
به طور مثال در شمال نیجریه از حصیر برای ساخت گوشواره استفاده می شود و مردم «باشیما Bashima» نیز گردنبندها و بازوبندهای زینتی خود را از حصیر می بافند. مردم آفریقا پس از پایان دوره استعمار، از سکه های به جا مانده از اروپایی ها به عنوان زیورهای آرایشی موی سر استفاده می کردند و در تزیین گردنبندها نیز از این سکه ها استفاده می کردند.

به موازات آن، در نقطه ای دیگر، پرهای پرندگان استوایی وسیله ی تزیین گردنبندها و کلاه های آیینی تمدن پیش از کریستف کلمب، سرخپوستان آمریکای شمالی و قبایل آمازون بود.
از جمله ویژگی های مهم جواهرات قومی که هنگام مقایسه با شیوه های قبل به چشم می آید، جرأت و جسارت فوق العاده سازندگان آنها در به کارگیری رنگ ها و هماهنگی کامل مواد مصرف شده است، به طوری که در بسیاری موارد می توان مجموعه ای از مهره های شیشه ای مرجان های نتراشیده، استخوان ها و نقره کاری را یک جا و بر روی یک قطعه زینتی مشاهده کرد. هر یک از این مواد با رنگ های فیروزه ای، شیری، صورتی و نقره ای درخشان آمخیتگی رنگی زیبایی به وجود می آورند.
از دیرباز نیاز به ساخت زیورهای ارزان قیمت در کنار زیورهای قیمتی مطرح بوده است و جواهرسازان هندی در روزگاران دور اقدام به ساخت زیورهای ارزان قیمت کردند. انواع النگوها و زیورهای ساخته شده از جنس صدف، حلزون، شیشه، فلزات و نوعی صمغ حشرات به نام «لاک» از نمونه های ارزان قیمت ساخته شده در زمان گذشته است. آنچه که بیش از پیش به جواهرات هندی و آسیای شرقی جذابیت بخشیده به کارگیری ماهرانه مواد مصرفی بوده است.

در جواهرسازی قومی (نژادی) استفاده از مواد قیمتی و ارزشمند نادیده گرفته نمی شود. اکثر ملت های غیر اروپایی به دنبال تهیه و تولید موادی به عنوان بدل طلا و سایر مواد قیمتی به منظور رقابت با آثار هنری اروپاییان بوده اند و هنوز هم هستند. به طور مثال ساکنان مالی گوشواره های حلقوی بزرگ خود را تنها با کوبیدن طلا و شکل دهی آن درست می کردند، ساکنان آمریکای پیش از کریستف کلمب نیز نیم رخ های شگفت انگیزی از پرندگان و حیوانات خیالی را از طلا درست کرده و به عنوان گوشواره و پیرایه های دیگر استفاده می کردند و یا ساکنان شرق و جنوب آفریقا با پیچیده مفتول های مسی و فلزی به دور ساقه گیاهان، زیورهایی نظیر طوق، گردنبند و بازوبند درست می کردند. اصول و روش پرداخت کاری های این قوم را هنوز هم جواهرسازان غربی مانند«واندر استراتن Wander Straeten» به کار می برند.

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


سنگ های قیمتی در ایران باستان

24 / 12 / 1395
کوروش
 
علاقه به زیورآلات و ساخت جواهرات از سنگ های قیمتی در ایران باستان

جواهرات و سنگهای قیمتی

بیش از ۷۰۰۰ سال است ساكنان فلات ایران، سنگ های باارزش در دل طبیعت را شناخته اند. سنگ های قیمتی با آن تلالو و شكست نور جذابی كه با هر چرخش، دلفریب ترشان می كند چند هزار سال است كه مردم دنیا را مبهوت و شیفته خود كرده است.

تاریخ عشق به جواهرات، تاریخی كهن است و حتما قدمتش به اولین جرقه های ذهن مردم ماقبل تاریخ می رسد كه البته باستان شناسان تاكنون توانسته اند فقط قدمت چند هزار ساله این عشق و علاقه را كشف كنند.

در لابه لای تاریخ، مردم ایران هم همواره نام خود را به عنوان مردمی جواهردوست و دوستدار سنگ های قیمتی ثبت كرده اند و تا آنجا كه به كشفیات باستان شناسی مربوط می شود بیش از ۷۰۰۰ سال است ساكنان فلات ایران، سنگ های باارزش در دل طبیعت را شناخته اند و با استخراج و پرداخت این سنگ ها، جواهرات و زیورآلاتی ساخته اند كه هنوز هم از پس هزاره ها، چشم بینندگان را خیره می كند. جواهرات سوخته شهر سوخته در سیستان، مایه فخر ایران است كه ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح به دست نیاكان ما ساخته شده است.

شهر سوخته البته نام اصلی این شهر نیست و چون تاكنون اسم واقعی اش شناسایی نشده، باستان شناسان به علت وقوع دو آتش سوزی بزرگ در این شهر كه هنوز بقایای آن در این منطقه وجود دارد، نام شهر سوخته را برای آن انتخاب كرده اند.

ساكنان شهر سوخته، مردمی صنعتگر بوده اند و تحقیقات روی اسكلت های باقیمانده از آنها كه هزاران سال از آرمیدشان در گور می گذرد، نشان می دهد مردمی سختكوش بوده اند و به علت اشتغال به مشاغل سخت، بیشتر آنها در سن جوانی گرفتار چسبندگی مهره های كمر و گردن بوده اند. اما این مردم پركار، روحی لطیف و هنردوست نیز داشته اند كه اشیای به جا مانده از آنها همچنین زیورآلات و تزئیناتی كه بخصوص برای زنان استفاده می شده، نشان می دهد این مردم متمدن تا چه حد در شناخت سنگ های قیمتی، استخراج آنها، تراش دادن سنگ ها و ساخت مصنوعات باارزش تبحر داشته اند.

در كاوش ها از این شهر، مهره ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلاكشف شده كه صنعتگران آن زمان برای ساخت آنها صفحه های طلارا به قطر كمتر از یك میلی متر درمی آوردند و سپس از آنها لوله ای استوانه ای شكل می ساختند و با رساندن دو سر این استوانه به هم، قطعه لاجوردی در میان آن كار می گذاشتند تا به این طریق گردن زنان آن دوران خالی از زیورآلات گرانبها نباشد.

آنها حتی پرنده خیال را فراتر از این حد به پرواز درآورده بودند و تبحر خود در ساخت جواهرات و زیورآلات را در تولید پوشاك نیز ظاهر كردند به طوری كه وقتی گروه كاوش های باستان شناسی در شهر سوخته، یك گور باستانی متعلق به یك زن را كشف كرد با اسكلتی روبه رو شد كه لباسی شبیه ساری پوشیده بود و از روی سینه تا پایین آن با پولك و سنگ های قیمتی تزئین شده بود.

گویا جواهرات و سنگ های باارزش جزئی از زندگی مردم این خطه از ایران باستان بوده است چون تخته نردی كه در این سرزمین نیز یافت شده تخته نردی باارزش از چوب آبنوس است با ۲۰ خانه و ۶۰ مهره كه مهره ها همه از جنس لاجورد، عقیق و فیروزه بوده است.

علاقه به زیورآلات و ساخت جواهرات از سنگ های قیمتی در ایران باستان

علاقه به زیورآلات و ساخت جواهرات از سنگ های قیمتی در ایران باستان

جواهرات و امپراتوری ها
اما فرهنگ علاقه به زیورآلات و ساخت جواهرات از سنگ های قیمتی با فروپاشی این تمدن از بین نرفت، بلكه پس از آن با اقتدارتر ظاهر شد تا ایرانیان همچنان مردمی هنرمند و هنرپرور در تاریخ باشند. قبایل بدوی در نقاط مختلف جهان در طول تاریخ به گونه ای زندگی كرده اند كه آثار باقیمانده از آنها نشان می دهد این قبایل با وجود ابتدایی بودن شیوه زندگی شان، به آراسته بودن ظاهر و زیبا شدن به كمك زیورآلات اهمیت می دادند. آنها از صدف، استخوان، سنگریزه، پنجه حیوانات، چوب، مروارید، مرجان و حتی پر پرندگان، زیورآلاتی چشمنواز می ساختند كه هنوز هم ریزه كاری های نقش بسته بر آن مایه تحسین است.

اما آنچه در فرهنگ ایران رخ داده بی نظیر و متفاوت از این سبك و سیاق است؛ فرهنگی كه در عهد باستان همواره زیر چتر امپراتوری های قدرتمند رشد می كرده و ثروتی كه از قدرت پادشاهان آن روز ناشی می شده به مردم مجال وارد كردن جواهرات و سنگ های قیمتی را به زندگی روزمره شان می داده است.

تا آنجا كه باستان شناسان موفق به كشف شده اند، نشان می دهد در امپراتوری های چهارگانه ایران (مادها، هخامنشیان، اشكانیان و ساسانیان) نقش جواهرات و سنگ های قیمتی در دستگاه حكومتی و زندگی مردم نقشی پررنگ و همیشگی بوده است به طوری كه شواهد نشان می دهد در زمان هخامنشیان، كار با طلاو جواهر به روشی ماهرانه صورت می گرفته است و كشف بازوبندها، شمسه ها، دستبندها، انگشترها، دكمه ها، مهره ها و گردنبند های مزین به سنگ های قیمتی متعلق به این دوره گویای این حقیقت است.

در حكومت اشكانیان نیز این علاقه البته با شدتی بیشتر حفظ شده و حتی صنعت جواهر سازی رونق بیشتری گرفته به گونه ای كه استنباط می شود روش اشكانیان در ساخت حلقه ها، تراش سنگ های قیمتی، كمربندها، كلاه ها، آویزها و سنجاق ها به حدی چشمگیربوده كه سایر ملت ها نیز از روش آنها در ساخت زیورآلات باارزش پیروی می كرده اند.

اما در دوره ساسانیان كه بسیاری از هنرهای ایرانی به اوج شكوفایی خود در عهد باستان رسید، توجه به سنگ های قیمتی هم با مهارتی چشمگیرتر از گذشته به زندگی شاهان و مردم وارد شد كه امروزه این پیوند ناگسستنی را می توان از پیچیدگی های موجود در مهرها و نشان ها، كیفیت سكه ها و روكش های تزئینی روی تاج ها، به كاربردن سنگ های قیمتی برای آرایش مو، روی ظروف، لباس ها و وسایل خانه و حتی در هنر نقره سازی ساسانیان مشاهده كرد.

علاقه به زیورآلات و ساخت جواهرات از سنگ های قیمتی در ایران باستان

علاقه به زیورآلات و ساخت جواهرات از سنگ های قیمتی در ایران باستان

سنگ كویت، در و گوهر است
كشف اسكلت دختری در آذربایجان كه از هزار سال پیش از میلاد مسیح تا امروز در گورش آرمیده است و جسدش با پیشانی بند، دستبند، انگشتر، خلخال و رشته ای از هفت مهره برنزی تزئین شده یا شواهدی كه نشان می دهد در زمان هایی دورتر از زمان زندگی این دختر، در فلات ایران گردنبندها و دستبندهایی ساخته می شده كه از دانه هایی شبیه دانه خربزه، اما توخالی و از جنس طلا تشكیل شده همه نشان از علاقه تاریخی مردم سرزمین ما به زیورآلات و سنگ های قیمتی دارد.

ما این علاقه را تا امروز هم با خود یدك می كشیم، اما تغییرات دنیای مدرن باعث شده ما نیز تا حدی در این حوزه، از ایرانی بودن مان فاصله بگیریم و صنعت طلاو جواهر سازی همچنین هنر ساخت زیورآلات مان، نه به اصالت دوران تاریخی كه بیشتر الگوبرداری از روش اروپاییانی باشد كه از قرن نوزدهم میلادی، مقارن با حكومت قاجارها به این سو، پایشان به كشور ما باز شد.

اما حتی كمرنگ شدن هنر اصیل ایرانی در صنعت جواهر سازی چیزی از رونق بازار سنگ های قیمتی در كشورمان كم نكرده است، اما با این حال باید اعتراف كرد گرانی این روزهای جواهرات و سنگ های باارزش، دست گروه وسیعی از مردم را از خریدن این زیورآلات قیمتی كوتاه كرده است كه این مساله برای كشوری كه پتانسیل زیادی برای تولید سنگ های قیمتی دارد، جای تامل است.

البته گرانی سنگ های قیمتی و زیورآلات مزین به این سنگ ها در همه جای دنیا وجود دارد كه ناشی از خصوصیات ذاتی سنگ های قیمتی است. این سنگ ها سرشتی زیبا، درخشان و دلپسند دارند كه بخوبی تراش می خورند، پردازش می شوند و استحكام شان را از دست نمی دهند. اما اینها كمیاب اند و براحتی یافت نمی شوند كه این كمیاب بودن بهترین دلیل برای عرضه آنها با قیمت های گران است.

سنگ های بهادار دو دسته اند:

آنهایی كه منشا آلی دارند؛ مثل مروارید، مرجان، كهربا و شبق و آنهایی كه معدنی اند و جزو كانی ها محسوب می شوند مثل الماس، یاقوت، توپاز و بریل كه بسیار قیمتی اند. البته كانی های نیمه قیمتی هم در نقاط مختلف دنیا وجود دارد كه همه بخشی از خصوصیات سنگ های قیمتی را ندارند، اما به علت زیبایی شان مورد توجه اند و تعدادی از آنها پس از تراش خوردن و پردازش، ارزشمند می شوند.

در ایران همه نوع از سنگ های قیمتی وجود ندارد، اما كشورمان مهد چند سنگ باارزش است كه شهره جهان است از جمله فیروزه كه از ۷۰۰۰ سال پیش تاكنون شناخته شده و مورد استفاده مردم قرار گرفته و بیش از هر سنگ باارزش دیگری در دسترس است و البته سنگ گارنت كه به رنگ های قرمز، نارنجی، قهوه ای و سبز بیشتر در استان كرمان یافت می شود و بازارهای جهانی مشتاقانه گارنت های ایران بخصوص رنگ سبزش را می خرند؛ هرچند كه این كانی با ارزش به اندازه فیروزه در میان مردم ما شناخته نشده است.

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی

24 / 12 / 1395
کوروش
جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

 

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات سلطنتی پادشاهان ایرانی که در موزه ملی جواهرات ایران نگهداری میشود

جواهرات ملی ایران

%image_alt%

 
الماس دریای نور

جواهرات ملی ایران(تا سال ۱۳۵۷ جواهرات سلطنتی ایران) به مجموعه‌ای از جواهرات سلطنتی گفته می‌شود که طی صدها سال توسط پادشاهان مختلف ایران جمع‌آوری گردیده و چه بصورت پیاده و چه بصورت ساخته شده اکنون در موزه جواهرات ملی ایران وابسته به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نگهداری می‌شوند. آغاز جمع‌آوری این جواهرات به صورت جدی به دوران صفویه باز می‌گردد و پس از آن گاهی پادشاهانی قطعاتی را به آن افزوده‌اند و گاهی در هنگام تغییر حکومت‌ها، بخش‌هایی از آن به تاراج رفته‌است. این مجموعه یکی از بزرگترین مجموعه‌های جواهر در جهان بوده و قدمت برخی از جواهرات این مجموعه به اساطیر و پیش از تاریخ باز می‌گردد. این جواهرات امروزه به عنوان بخشی از فرهنگ و تاریخ ایران شناخته شده و همچون سایر عناصر شناخت فرهنگی مانند معماری، رسوم، رقص و هنر عنصری برای شناخت فرهنگ ایرانی به شمار می‌رود. تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، در برخی از مراسم رسمی همچون ازدواج‌ها و تاجگذاری از جواهرات ملی استفاده می‌شد.[۱][۲]

محتویات

  • ۱ تاریخچه
    • ۱.۱ دوره صفویه
    • ۱.۲ حمله افغان
    • ۱.۳ افشاریه
    • ۱.۴ دوره قاجار
    • ۱.۵ دوران پهلوی
  • ۲ نگهداری و استفاده
  • ۳ ارزش
  • ۴ گوناگونی جواهرات
  • ۵ نگارخانه
  • ۶ فیلم
  • ۷ منابع
  • ۸ پیوند به بیرون
  • ۹ جستارهای وابسته

تاریخچه

استفاده از جواهرات در ایران ریشه بسیار کهن دارد.[۳] در طول تاریخ، پادشاهان ایران هرگاه از جنگهای خارجی و ناآرامی‌های داخلی فراغتی حاصل می‌نمودند، به تجمل و جمع‌آوری جواهرات همت می‌گماشتند. با حمله اعراب به ایران، بخش عمده‌ای از این نفایس از بین رفت که داستان فرش بهارستان خسرو، از جمله رقت بارترین حوادث است. حکومتهای پس از اسلام نیز بعد از مدت کوتاهی به تدریج در جمع آوری این نفایس کوشیده‌اند که بخشی از این جواهرات(دوران اسلامی) هنوز در ایران موجود است. با این‌حال تا دوران صفویه اطلاعات دقیقی راجع به چگونگی جمع‌آوری و نگهداری این نفایس وجود ندارد.[۴]

دوره صفویه

%image_alt%

 
بشقاب مرصع سرپوش‌دار

در دوره صفویه، با ورود خارجیان و سیاحان و سفرنامه نویسان غربی، اطلاعات مدون تری در این خصوص باقی مانده‌است. در این دوره و بخصوص در زمان سلطنت شاه‌عباس بزرگ، فتوحات متعدد مرزی، انتظام و امنیت داخلی و درنهایت روابط گسترده سیاسی و اقتصادی خارجی دولت، باعث شد تا اعتبار مالی و قدرت اقتصادی ایران افزایش یافته و دربار ایران به جمع‌آوری جواهر روی آورد. بطور کلی خزائن نفایس شاه عباس صفوی، که به نظر ژان شاردن سیاح و جواهر فروش فرانسوی یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های زمان خود بوده‌است، عموماً از یکی از منابع زیر جمع آوری شده‌است:[۵][۶][۷]

  • میراثی که از پیش از صفویه در خزائن دولتی باقی‌مانده بود.
  • تولید معادن خراسان و ترکستان و مرواریدهای خلیج فارس
  • هدایای اهدایی سلاطین خارجی و حکام محلی
  • غنایم جنگی
  • خرید از جهانگردان اروپایی مانند ژان باتیست تاورنیه و ژان شاردن
  • خرید از بازارهای هند، عثمانی، ایتالیا و فرانسه

حمله افغان

با سقوط اصفهان در زمان شاه سلطان حسین، این گنجینه عظیم به دست مهاجمین افغان افتاد. در هنگام اشغال اصفهان، محمود افغان گروهی را به سرپرستی محمدقلی خان صدراعظم مامور جمع آوری جواهرات از خزانه سلطنتی کرد. با اینکه این‌کار ابتدا با نظم انجام شد، ولی اندکی که گذشت، سربازان رشته اطاعت گسستند و بخشی از جواهرات که هنوز به دست سران اشغالگران نیافتاده بود، تاراج شد. از آنجا که وضع آشفته ایران جنگ‌زده برای تجارت چنین کالایی مناسب نبود، بخش عمده‌ای از این گنجینه توسط سوداگران از سربازان خریداری و در بازارهای هندوستان و دربار سلاطین تیموری هند به فروش رفت.[۶][۸]

افشاریه

%image_alt%

 
بخشی از جواهرات نادرشاه

با فتح اصفهان توسط نادر شاه و شکست افغان‌ها، قسمتی از جواهراتی که توسط محمود افغان جمع‌آوری شده بود به دست شاه طهماسب دوم و نادر افتاد و بخشی از آن نیز توسط سران افغان به شهرهای جنوبی برده شد. با تعقیب فراریان این جواهرات نیز به دست نادر افتاد. نادرشاه برای پس گرفتن آن بخش از جواهرات که به هند رفته بود، چندین بار با دربار هند مکاتبه نمود ولی نتیجه‌ای نگرفت.[۸] با پایان جنگ کرنال و فتح هندوستان بدست نادر، این جواهرات به همراه بخشی از جواهرات محمدشاه پادشاه هند به ایران بازگشت. جواهرات بازگشتی همچنین شامل بخشی از جواهرات محمدشاه بود که به موجب قرارداد ترک مخاصمه شلیمار به عنوان جبران یکصد و پنجاه کرور تومان خسارت جنگ به نادر تسلیم شد.[۹]

همه جواهرات ارسالی از هند به ایران نرسید و مجدداً برخی از آنها در راه غارت و بخشی نیز به عنوان هدیه توسط نادر به امرا و حکام و سلاطین همسایه همچون کاترین (ملکه روسیه)، سلطان محمودخان (پادشاه عثمانی) و ابوالفیض‌خان (امیر بخارا) پیشکش شد. نادر همچنین مقادیری از این جواهرات را به آستانه علی‌بن موسی الرضا تقدیم نمود و مقداری نیز میان سپاهیان وی تقسیم شد. با قتل نادر در ۱۱۶۰ قمری، یکی از سرداران او به نام احمدخان به غارت جواهرات پرداخت و بخشی از آن همچون الماس مشهور کوه نور دوباره از ایران خارج گردید. بخش دیگری از آن سرانجام پس از چندین بار دست به دست شدن در اختیار آغا محمدخان قاجار قرار گرفت.[۱۰]

دوره قاجار

%image_alt%

 
تاج کیانی مورد استفاده شاهان در دوره قاجاریه بود

آغامحمدخان که برای به‌دست آوردن این جواهرات مجبور شده بود شاهرخ میرزا را به شدت شکنجه کند،[۱۱] تلاش زیادی برای حفظ و نگهداری از این جواهرات نمود. فتحعلی شاه نیز به ضبط جواهرات علاقه داشت و تخت نادری، شمشیر جهانگشای نادری، کلاه مرواریددوزی شده، تاج کیانی و تخت طاووس (قاجاری) به دستور وی ساخته شد. در زمان ناصرالدین شاه نیز کوششهایی برای جمع‌آوری این جواهرات به عمل آمد و همچنین از بخشی از جواهرات پیاده موجود، برای ساخت زینت‌آلاتی همچون کمربند زرین و کره جواهرنشان استفاده شد.[۱۲] در زمان ناصرالدین‌شاه یکی از جواهرات تخت طاووس توسط جوانی به سرقت رفت. کامران میرزا با اخذ امان‌نامه از شاه، موفق گردید سارق و جواهر سرقت شده را کشف کند. با اینحال شاه دستور داد تا سارق را به شکل فجیعی اعدام کنند و در پاسخ نارضایتی کامران میرزا از اعدام سارق بر خلاف امان نامه چنین نوشت:[۱۳]

گویا از اعدام آن جوان آزرده خاطر شدید….بدانید که این جواهرات … مال پدر ما نیست. آنچه در دست ماست متعلق به ملت و کشوری است که آن را بما سپرده‌اند…

جواهرات ملی ایران در زمان مظفرالدین شاه برای اولین بار تقویم گردیدند.[۱۰] محمدعلی‌شاه در زمانی که از مشروطه خواهان شکست خورد و به سفارت روسیه پناهنده شد، بخشی از این جواهرات از جمله الماس دریای نور را با خود به داخل سفارت برد و ادعا نمود که این جواهرات اموال شخصی او هستند. بر اثر پافشاری مشروطه خواهان در مذاکرات، ناچار بخشی از جواهرات مزبور (از جمله دریای نور) مجدداً به کاخ گلستان بازگشت.[۱۴][۱۵] در جریان سفر دوم احمدشاه به اروپا، شایعه‌ای مبنی بر سرقت جواهرات ملی توسط او در تهران منتشر گردید. مجلس شورای ملی هیئتی را به ریاست ارباب کیخسرو مامور بررسی موضوع نمود که با بررسی انجام شده و تطبیق جواهرات با فهرست تهیه شده در زمان مظفرالدین‌شاه و محمدعلی‌شاه، مشخص گردید که شایعه مزبور صحت نداشته‌است.[۱۶]

دوران پهلوی

%image_alt%

 
تاج پهلوی به دستور رضا شاه ساخته شد

در دوره رضاشاه جواهرات ملی توسط کارشناسان جواهرشناس فرانسوی (کمپانی بوشرون) بازدید و صورت برداری شد و سپس بخش عمده آن در صندوقهایی از کاخ گلستان به بانک ملی انتقال یافت. بخش کوچکتری نیز جهت بازدید در کاخ موزه گلستان باقی ماند. بخشی نیز توسط رضا شاه به امرای محلی و یا نمایندگان خارجی تقدیم گردید. قطعاتی نیز به طور امانت برای مراسم ازدواج فوزیه و محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۱۶ تسلیم خانواده سلطنتی شد که این قسمت اخیر نیز هیچگاه بطور کامل به خزانه باز نگشت. در سال ۱۳۲۰ هیاتی از سوی مجلس شورای ملی مامور تحقیق در این امر شد که گزارش‌های این تخلفات تقدیم مجلس شد و در جراید وقت نیز انتشار یافت. ولی نتیجه ثمربخشی حاصل نگردید.[۱۷] در همین دوره انگلستان پیشنهاد داد تا از محل فروش این جواهرات، کار ساخت راه‌آهن سراسری کشور شکل بگیرد و سرمایه لازم برای تشکیل یک بانک ایرانی تهیه شود. رضا شاه موفق گردید بدون اجرای این پیشنهاد به هر دو هدف برسد.[۱۸]

در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، شمشیر نفیس مرصعی که به منظور برگزاری مراسم و تشریفات تدفین رضا شاه به مصر ارسال گردیده بود، توسط ملک فاروق پادشاه مصر و برادر زن شاه به سرقت رفت. ماجرا توسط دربار ایران پیگیری گردید، ولی به نتیجه نرسید و مکتوم ماند. سالها بعد و پس از سرنگونی خاندان سلطنتی مصر در سال ۱۳۳۱، موضوع ابتدا توسط مجله روزالیوسف در قاهره و سپس توسط خواندنیها در تهران برملا گردید.[۱۹]

نگهداری و استفاده

نوشتار اصلی: موزه جواهرات ملی

در زمان سلطنت رضا شاه در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، این جواهرات با قانون مصوب مجلس شورای ملی به عنوان پشتوانه اسکناس در اختیار بانک ملی ایران قرار گرفت. از سال ۱۳۲۲ در یکی از خزانه‌های بانک ملی به نمایش عمومی گذاشته شد و در سال ۱۳۳۴ ساختمان خزانه فعلی برای آن ساخته شد. جواهرات در سال ۱۳۳۹ و پس از اینکه مالکیت آنها به بانک مرکزی منتقل گردید به موزه جواهرات ملی انتقال یافت.[۱۲]

ارزش

اگرچه ارزش جواهرات ملی ایران به ارزش اقتصادی آن محدود نمی‌شود، ولی از جواهرات ملی ایران به عنوان پشتوانه قدرت و ذخیره خزانه کشور و گاه به عنوان پشتوانه پول منتشر شده توسط بانک مرکزی استفاده می‌شده‌است. از نظر فنی به لحاظ منحصر به فرد بودن، بی‌نظیر بودن و اهمیت تاریخی، قیمت گذاری برای چنین جواهراتی(حتی بطور تقریبی) برای زبده‌ترین کارشناسان و ارزیابان نیز مقدور نمی‌باشد.[۲۰] برخی مورخان تنها ارزش جواهرات غنیمتی هند را به ارزش آن زمان حدود هفتاد کرور روپیه برآورد نموده‌اند.[۲۱]

گوناگونی جواهرات

از معروفترین اقلام ساخته شده جواهرات ملی می‌توان به تاج پهلوی، دریای نور، کمربند زرین، جقه نادری، تاج کیانی، کره جواهرنشان و ساعت اهدایی ملکه ویکتوریا به ناصرالدین‌شاه اشاره نمود. علاوه بر این اقلام، صدها قطعه ساخته شده مانند کوزه‌های قلیان، کلاه مرواریددوزی شده، انفیه دان زمرد، شمعدان مرصع، آفتابه لگن مرصع، تنگ زرین، کوزه قلیان، ظرفها و سرپوشهای غذا از طلا، گلدان و آینه و شمعدان، سرقلیان، قندان و قوری، سینی، کاسه، شمشیر و قمه، انگشتری‌های مختلف، سر علم، انواع جقه، انواع قلمدان و ساعت، انواع گل و سنجاق سینه، انواع گل کمر، انواع تفنگ مرصع، انواع سنجاق، هزاران مسکوک مختلف، قوطی، مدال، جبه‌ها و شنل‌های مرواریددوزی شده، انواع نشانهای دول مختلف، سپر، کلاه، قهوه خوری و هزاران قطعه جواهرات بسیار نفیس پیاده بخشی از این گنجینه را تشکیل می‌دهند.[۱][۱۲][۲۲]

نگارخانه

 

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


گنج چیست؟

24 / 12 / 1395
کوروش

گنج و گنج پژوه
برای پاسخ گویی به این دو سوال، ابتدا آنها را تعریف می نماییم.به اشیاء قیمتی و ارزشمندی مانند طلا و نقره که به منظور محافظت از بلایای طبیعی، جنگها و دزدان و راهزنان، در جاهایی مانند زیر خاک، داخل دیوارها، در پای درختان، چاه ها، قنات ها و این قبیل محل ها مدفون شده است دفینه یا گنج گویند.
و اما گنج پژوه کسی است که رد این گونه گنجینه ها و اشیاء قیمتی را بوسیله علایم و نشانه ها، و هرگونه معلومات و منابع اطلاعی موجود دنبال کرده و برای یافتن آنها همانند یک کارآگاه تلاش می کند. و حرفه ای تلاش کرده و برای رسیدن به این هدف از هرگونه سرنخ، نشانه، علامت، اطلاعات
و ردی که بدست می آورد استفاده میکند.
گنج پژوه دوستدار محیط زیست، دوستدار طبیعت است. برای فرهنگ و میراث فرهنگی احترام و اهمیت قائل است. گنج پژوه تاجر است، معلم است، سیاستمدار است، دکتر است، دادستان و قاضی است، گنج پژوه مهندس است، محقق و تاریخدان است؛ گنج پژوه فردی است از افراد محترم و وطن دوست این کشور، شخصی است از اشخاص گزیدۀ این سرزمین.

گنج پژوه چه چیزی را جستجو می کند؟
گنج پژوه، در جستجوی گنجینه ها، دفين هها و ثروتهایی است که به دلایلی که در زیر به آن اشاره می شود، پنهان گشته است.

جنگها
حاکمان زورگو و مستبدی که خواستار حکمرانی به تمام دنیا بودند، جنگاوران و اقوام جنگجو، و یا مردمی که برای یافتن محل زندگی یا از میان برداشتن عناصری که زندگی آنها را تهدید می کرد مجبور به جنگ بودند؛ غنایم و ثروتهایی را که در نتیجه این جنگها بدست می آوردند در جاهایی مانند قلعه ها، پناهگاه ها، انبارها و دالان ها پنهان میکردند به امید اینکه روزی بازگشته و آنها را بردارند. در این قبیل جنگها که به مدتهای طولانی ادامه می یافت سربازان و جنگجویان بسیاری کشته می شدند و غنایمی که توسط این سربازان پنهان گشته بود همانند صاحبانشان در
زیر خاک مدفون شده و مفقود می شد.
در زمان استیلاها و غارتها نیز، سربازان دور از چشم فرماندهان خود،گنجینه هاو اموالی که غارت می کردند را در آن محل پنهان میکردند تا هنگامی که بعدها دوباره گذرشان به آنجا افتاد آنها را بردارند.
همچنین اشیای قیمتی و اموالی که سربازانِ کشته شده در میدان جنگ همراه خود داشتند، در سطح میادین جنگ پخش شده است.
گنج پژوه در سرزمین هایی که روزگاری جنگها در آن بوقوع پیوسته است، اموال و اشیائی را که در بالا به آن اشاره کردیم، به کمک ابزار آلاتی مانند فلزیابها جستجو می کند.
از مهم ترین و بارزترینِ این قبیل جنگها، جنگهای صلیبی است که در ظاهر به بهانه های دینی صورت می گرفت اما هدف اصلی آن غارت و به تاراج بردن اموال و ثروتهای شرق و انتقال آنها به غرب بود.

دزدان دریایی، راهزنان و غارتگران

در دریاها، دزدان دریایی کشتی های تجاری را غارت میکردند، و در خشکی دزدان و راهزنان کاروانهای تجاری و اموال قبیله های کوچک کوچ نشین را غارت کرده و این گونه اموال غارت شده را در جاهایی که پیدا کردن آنها به سادگی ممکن نبود پنهان یا مدفون می کردند تا بدست دیگران نیفتد.

این افراد برای اینکه بعدها بتوانند اموال و گنجینه های پنهان شده خودشان را بیابند از علایم و نشانه هایی استفاده میکردند. همچنین میدانیم برای اینکه اشخاصی غیر از خودشان نتوانند این گنجینه ها را بیابند، از علایم و نشانه های گمراه کننده و همچنین تله های مرگبار مختلف استفاده
می شده است.
گنج پژوه با دنبال کردن علایم و نشانه ها، همچنین به کمک فلزیاب ها و ابزارهای دیگر برای پیدا کردن این گونه گنجینه ها تلاش میکند.

حاکمان زمانه
حاکمان برای اینکه اموال، گنجینه ها و ثروتهای خودشان را در مقابل اشغالگران، کودتاگران و دزدان و غارتگران حفظ کنند و به منظور اینکهدر صورت از دست دادن حکومت در آینده خودشان یا فرزندانشان بتوانند دوباره حکومت را بدست گیرند، اموال و ثروت های خود را در اماکن بسیار سری پنهان و نگهداری می کردند. این ثروتها سالیان درازی در محلهایی که کسی غیر از خودشان از آن اطلاع نداشت و نمی توانست به آن دست یابد پنهان می گشت. بسیاری از این حاکمان در نتیجه ی سوء قصدها کشته شده، و ثروت ها و گنجینه های آنان به مدت صدها سال در محل هایی که پنهان کرده اند باقی مانده است.
مخفیگاه ثروتها و اموال شخصی سزار، امپراتور روم، پس از کشته شدنش هیچگاه پیدا نشد و سِر آن امروزه پس از گذشت قرنها هنوز باقی است.
به عنوان مثالی از زمانهای متاخر تر میتوان به ثروت کلان شاه مخلوع ایران که به دنبال انقلاب از قدرت ساقط شد اشاره کرد. این گنجینه در زمان حکومت جدید بطور تصادفی بوسیله ی چوپانی، در یک غار پیدا شد. مقدار این گنجینه آنقدر زیاد بود که برای حمل آن از 12 تریلر استفاده شد.

گنجینه ها و اموال شخصی
انسانها مجبور می شدند ثروتها و اموالی که در تمام عمر برای بدست آوردنشان کار و تلاش کرده بودند را برای محافظت از دزدان و راهزنان، و یا حتی گاهی برای محافظت از افراد خانواده خودشان مخفی کنند. این مخفی کردن ها به دو صورت انجام می شد. یا قسمت بزرگی از اموال برای مدت های طولانی در جایی پنهان میشد و یا قسمت کوچکی از اموال که گاه گاهی مورد استفاده قرار می گرفت در صندوقچه ها و داخل دیوارها و جاهایی که دسترسی به آن آسان بود مخفی می گشت. بدین ترتیب در مواقع نیاز قسمتی از این اموال برداشته شده و مصرف می شد. این گونه روشها در زمانهای قدیم بخصوص از طرف کسانی که از طریق ربا خواری، با استفاده از پول ، پول در می آوردند استفاده می شد.

کوچ
اموال و ثروتهایی را که در نتیجه ی کوچ، ترک شده یا پنهان می گشتند را میتوان به دو گروه زیر تقسیم بندی کرد.
1( در زمانهای گذشته اقوام و قبیله های بسیاری زندگی کوچ نشینی داشته اند. این اجتماعات کوچ نشین در جستجوی خاک حاصلخیز و آب و هوا و اقلیم مناسب برای زندگی، دائماً در حال کوچ و مهاجرت بودند و آن دسته اموال و دارایی هایشان را که نمی توانستند با خود حمل کنند، در جایی مدفون یا پنهان می کردند. به این ترتیب بعدها در هنگام بازگشت میتوانستند از اموال پنهان شدۀ خود استفاده نمایند.
2( گاهی انسانها در نتیجۀ جنگها مجبور به کوچ می شدند. برای دور ماندن از تاثیرات جنگ یا برای زندگی در مکانی که در آن احساس امنیت کنند بطور موقت به روستاها، شهرها، و سرزمینهای دیگر کوچ می کردند، و قبل از مهاجرت اشیاء قیمتی خود را در جایی پنهان می
کردند.
تعداد انسانهایی که در طول تاریخ در نتیجه جنگها مجبور به مهاجرت شده اند بسیار است. گنج پژوه اینگونه وقایع را دنبال کرده و مناطقی که مهاجرت در آنها صورت گرفته است را شناسایی می کند. در این محلها، خانه ها، داخل دیوارها، حیاطها، چاه های آب، و زمینهای اطراف را جستجو می کند. اینگونه جستجو ها تنها با استفاده تکنولوژی امروزی و فلزیاب ها و ابزارآلات مخصوص امکان پذیر است.

روحانیون
در زمانهای قدیم بزرگترین موسسه های مالی عبادتگاه ها و کلیساها، و بزرگترین متخصصان امور مالی روحانیون بودند.
پایه و اساس این ثروتها و اموال را مالیاتهای مختلف و بخشش ها و نذورات تشکیل می داد. در آن زمانها صومعه ها و کلیساها در بخشهای مختلف جامعه تاثیرگذار و دارای قدرت و اختیار بودند. کلیسا به خرید و فروش پول و رباخواری اشتغال داشت، همچنین کسانی که به جنگها اعزام می شدند مجبور بودند اموال و دارایی های خود را به کلیسا ببخشند.
هدف از این کار فراهم شدن این زمینه بود که سربازان به جای اموالی که به کلیسا بخشیده اند باغنائم جنگی بیشتری بازگردند و به غارت و یغمای بیشتری دست زنند.
از مردم مالیاتی به عنوان مالیات کلیسا جمع آوری م یشد، همچنین کلیسا از دادن مالیات به دولت و حکومت معاف بود.

کلیسا، بخصوص در قرون وسطی سبب کشته شدن هزاران انسان به بهانه های مختلف، به اتهام جادوگری و فعالیت های مخالف دین شد، که بوسیله شکنجه یا سوزانده شدن اعدام شده و اموال و دارایی های آنان از طرف کلیسا مصادره می شد. به دلایلی از این قبیل، کلیساها و روحانیونی که در زیر نقاب دین از کلیسا برای رسیدن به مقاصدشان استفاده می کردند،ثروت های کلانی در ابعاد و مقادیر باور نکردنی بدست آورده اند.
در جاهای مختلف دنیا، اینگونه ثروتها، گاهاً بوسیله مدفون و پنهان شدن، از نسلی به نسل دیگر رسیده است، و امروزه، هنوز جنبه اسرارآمیز خود را حفظ کرده است.
در کشور خودمان و در خلال جنگهای زمان نزدیک، گروه های غیر مسلمان با حمایت و جهت دهی از طرف روحانیون منصوب به کلیسا،بصورت گروهی یا جمعی طلا و جواهرات، اموال ، ظروف و اشیای قیمتی خود را در یک جا جمع کرده و در اماکن مختلفی همانند تونل ها و دالان هایی که حفر میکردند، و یا در اراضی جنگلی یا کوهها، غارها، شکاف صخره ها یا چاله هایی که حفر می کردند مدفون ساخته اند.
گنج پژوه برای یافتن این گونه گنج ها و کالاهای مورد بحث تلاش می کند. و به کمک ابزارآلات و فلزیابها به جستجوی این قبیل اماکن که احتمال وجود اینگونه اشیاء قیمتی در آن وجود دارد می پردازد.

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


جوغن در گنج یابی

24 / 12 / 1395
کوروش

 از انواع نشانه ها که به تعداد زیادی در اراضی و مناطق مختلف کشور با آنها روبرو می شویم، جوغان ها بوده که در زمینه گنج یابی یکی از موارد بحث برانگیز به شمار می روند.

باید متذکر شوم که بطور کلی، تمامی حکاکی های هندسی گود بر روی سنگ ها و صخره ها را، جوغان یا جوغن می گوییم و البته در مناطق مختلف کشور با نامها و اسامی مختلفی از آن یاد می شود، مانند:

کاسه سنگ

پیاله

فنجان

گوَن

جَوَن

چوگان

تَلم

جوقن و …

ضمنا توجه داشته باشید که جوغان ها فقط شامل حکاکی های گود گرد نبوده و تمامی اشکال هندسی را نیز، در بر می گیرد، مانند:

حکاکی های گرد و بیضی شکل (کروی)
حکاکی های مربع و مستطیل شکل (مکعبی)
حکاکی های مثلثی و هرمی شکل و مخروطی

در اکثر نقاط ایران و حتی جهان! حکاکی های فوق را ، میتوانید پیدا نمایید که مشابه موارد یاد شده فوق بوده و بسیاری از آنها، نشانه ای برای قبرها و مقبره ها می باشند ولی تمام آنها الزاما نشانه قبر نبوده و نیست!
برای اینکه بفهمیم کدام یک از این حکاکی ها درست می باشند باید در نزدیکی محلی که مشغول تحقیقات می باشیم، این سه عنصر وجود داشته باشد:

۱ -آب
۲- تپه یا زمین شیب دار به سمتی که خورشید صبح ها بصورت مایل به آن بتابد و تقریبا در تمام طول روز نور خورشید به آنجا تابیده شود.
۳- منطقه مسکونی جدید یا قدیمی و تخریب شده (آثار زندگی)

هر سه مورد فوق باید حتما موجود باشند. اگر یکی از این عناصر وجود نداشته باشد نشانه هایی که روی صخره ها حکاکی شده  مفهوم دیگری داشته و نشانه قبر و مقبره نخواهد بود.

اولین معیار کیفیت است ، باید حکاکی ها یکنواخت و اصولی باشد و حتی اگر فرسایش بر روی آنها تاثیراتی گذاشته باشد، باز هم بتوان تاثیرات دست بشر را بر روی آن مشاهده نمود. این نکته را نیز باید مد نظر داشته باشیم که در مکان هایی که احتمال آب چکه بر روی سنگها و صخره ها وجود دارد (ماتند: کف غارها و سنگهایی که در در پناه و زیر سنگهای بزرگ تر قرار دارند) احتمال خطای ما زیاد خواهد بود و لذا بهتر آن است که از آنها چشم پوشی نماییم.

عمق آنها از ۵ سانت شروع می شود و گاها تا ۳۵ سانت نیز دیده شده است ، قطرشان نیز، بین ۵ سانت تا یک متر هم می باشد!
هدف از ساخت این نشانه ها گاهی تقدیم کردن چیزی برای مرده است… (مانند امروز که حلوا و خرما بر سر مزار می گذارند) که در باستان شناسی آن را ” گودال قبر” می گویند، ولی این شامل همه قبرها و قبرستانها نمی شود، چرا که در بسیاری از موارد، کروکی یک قبرستان یا چند مقبره مهم در زیر زمین می باشد و به این دلیل ساخته شده اند که با این روش فقط نزدیکان و اقوام متوفی از محل قبرهای خاندان خود، مطلع گردد و بدین ترتیب از گزند دزدان و دستبرد، به دور باشند. البته باید متذکر شوم که برخی از این نشانه ها نیز جنبه دینی و اعتقادی نیز دارد که  این موارد از بحث ما خارج می باشد.

 

 

 

باید این نکته را هم متذکر گردم که بین نشانه ها تا قبرها، فاصله استانداردی وجود ندارد و همانطور که در تصاویر نمونه زیر هم مشاهده می کنید گاهی قبر به نشانه آن خیلی نزدیک بوده و گاهی هم کمی دورتر و …

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


نگاهی به زبان اوستایی و تالشی

24 / 12 / 1395
کوروش

 

در این نوشتار در ابتدا نگاهی کوتاه به زبانهای اوستایی و تالشی می شود و در انتها تعدادی از واژه های اوستایی و تالشی به صورت مقایسه تطبیقی آورده می شود .

زبانهای ایرانی شمال غربی :
زبانها و گویشهای شمال غربی از گویشهایی گرفته شده اند که در دوره باستان در بخش شمالی و شمال غربی فلات ایران ( منطقه ماد ) رواج داشته اند . زبان اوستایی ( زبان اوستای جدید ) نیز از نظر ممیّزه های اصلی به شمال غرب تعلق دارد . گویشهایی را که در دوره میانه در این بخش رایج بوده اند زیر عنوان پارتی می آورند . بعضی از این گویشها در نوشته ها ثبت شده اند . در پایان دوره میانه گویشهای جنوب غربی کاملاً جای گویشهای شمال غربی ( مادی و پارتی ) را در خراسان و در ایران مرکزی گرفت . گویشهای قدیم تنها در بعضی مناطق روستایی جدا از هم باقی مانده است . با این همه در بخش غربی و شمال غربی فلات ایران ، در کردستان و آذربایجان و در سواحل دریای خزر تعداد زیادی از گویشهای ایرانی شمال غربی باقی مانده است . علیرغم اینکه از قرون گذشته ( در آذربایجان ایران ) زبان ترکی جای این گویشها را گرفته و در بعضی مناطق دیگر فارسی جایگزین آنها شده و بدین ترتیب منطقه رواج آنها به تدریج محدود شده ، هنوز در زمان ما تعداد قابل توجهی از زبانها و گویشهای این منطقه دنباله شاخه شمال غربی است . این زبانها و گویشها عبارت اند از کردی ( با گویشهای آن ) ، زازا ، تالشی ( با گویشهای آن ) ، تعدادی از گویشهای غرب ایران و آذربایجان ایران ، گیلکی و مازندرانی . گویشهای متعدد ایران مرکزی و غربی و چند گویش استان فارس ( سیوندی ) نیز بازمانده های گویشهای ایرانی شمال غرب اند . بلوچی نیز به زبانهای ایرانی شمال غرب متعلق است . رواج آن در بلوچستان ، در فاصله زیادی از مرکز گویشهای ایرانی شمال غربی مولود مهاجرت قبایل بلوچ به جنوب شرق در یک دوره نسبتاً تازه است . (۱).
زبان اوستایی :
( کتاب ) اوستا ، مواد زبانی بسیار غنیی را تشکیل می دهد . با این همه مطالعه این سند بسیار مهم برای تحقیقات زبان شناختی دارای اشکلات زیادی است . اوستا مجموعه ای از کتابهای مقدس ، حاوی سرودهای مذهبی و نهادهای اقوام ایرانی زبان در دنیای باستان است . بخشهای مختلف آن در دوره ها و مناطق مختلفی و در میان قبایل و اقوام مختلف ایرانی زبان تألیف شده است . قدیمی ترین قسمت های آن ( از نظر محتوا ) ، یعنی سرودهایی که در ستایش خدایان طبیعت سروده شده ( یشتها ) ، احتمالاً در هزاره دوم ق.م سروده شده اند . (۲).
پیش از این در خصوص زبان اوستا اختلاف داشتند . برخی آن را از مشرق و برخی دیگر از شمال غربی ایران تصور می کردند . از قدیم به واسطه موجود بودن خطوط میخی هخامنشیان و مقایسه آنها با زبان اوستا ثابت بود که زبان مقدس متعلق به جنوب غربی ایران نمی باشد . در این اواخر به واسطه خطوطی که در تورفان ( وادی تورفان Turfan در ناحیه کوهستانی تیانشان Tian-šan در شمال شرقی ترکستان چین واقع است . قسمتی از کتاب شاپورگان مانی که غالباً مورخین عرب و ایرانی از آن اسم برده اند « شابرقان » در وادی مذکور پیدا شد ) ، پیدا شد یقین گردید که زبان اوستا با زبان سُغدوختُن و یا مشرق ایران تفاوت کلی دارد . بنابراین امروز شکی نماند از آنکه زبان اوستا متعلق به مغرب ایران باشد . (۳).
تالشان و زبان تالشی :
استرابو دانشمند شناخته یونانی که کتاب خود را در جغرافی در دو هزار سال پیش نوشته ، در گفتگو کردن از (( ماد آتورپاتی )) که خواستش آذربایجان کنونی است ایلهای کوه نشین آنجا را بدینسان نام می برد : کُرتیان ، آماردان ، تاپوران ، کادوسیان . از این چهار ایل سه تای نخست شناخته می باشد و از هر کدام کم و بیش آگاهی در میان می باشد . لیکن از کادوسان یا کادوسیان که به نوشته همان دانشمندان تیره ای بزرگ و نیرومند و نامدار می بوده اند ، نام و نشانی دیده نمی شود . (۴).
گیرشمن در تاریخ ایران می نویسد : داریوش دوم ( ۴۲۴-۴۰۵ ق.م ) در اواخر عمر رهبری نبرد با کادوسی ها cadusiens را بر عهده گرفت و اندکی بعد هم مُرد و تاج سلطنت را برای پسر ارشدش اردشیر دوم بر جای نهاد . ( بین اردشیر دوم ۴۰۵-۳۵۹ ق.م نیز با کادوسیان جنگی در می گیرد که نتیجه خاصی ندارد . ) اردشیر سوم ( ۳۵۹-۳۳۸ ق.م ) با قاطعیت هر چه تمام تر ، کادوسی ها را سرکوب کرد و قیام ساتراپ ها را فرو نشاند . (۵).
این بی گفتگو است که نشیمن کادوسیان در کوهستان شمال شرقی آذربایجان ، در آنجا می بوده که اکنون نشیمن تالشان است . می باید گفت : نه کادوسیان از میان رفته اند و نه تالشان از جایی دیگر به جای ایشان آمده اند . این تالشان فرزندان و بازماندگان همان کادوسان می باشند و نام (( تالش )) دیگر شده از نام (( کادوس )) می باشد . (۶).
زبان تالشی در داخل گروه شمال غربی زبانهای ایرانی از ویژگی مشخصی ، بخصوص از لحاظ لغات برخوردار است که اولین کسانی را که به این زبان علاقه مند شده اند به تعجب انداخته است . هر چند که خانیکوف برعکس این زبان را « لهجه ای … کاملاً همان لهجه گیلکی » می داند ! در حقیقت زبان تالشی زبانی واسطه ای بین گیلکی و تاتی می باشد که به تاتی نزدیکتر است و زبان تاتی کُلور به آسانی توسط تالشهای شاندرمن و بالعکس یاد گرفته می شود . (۷).
تالشی در جمهوری آذربایجان ، در دشت لنکران و مناطق کوهستانی غرب آن رواج دارد . خارج از مرزهای اتحاد شوروی ( سابق ) ، تالشی در مناطقی در شمال غربی ایران ، در ساحل دریای خزر و در مرز ایران و شوروی ( سابق ) نیز رایج است . عده تالشی زبانان در ۱۹۷۶ در حدود ۲۲۰۰۰۰ تن بوده که ۱۵۰۰۰۰ تن از آنان در اتحاد شوروی ( سابق ) ساکن بوده اند . تالشی دنباله یکی از گویشهای ایرانی شمال غربی است که در ادوار گذشته در آذربایجان رواج داشته اند . دوبیتی هایی که در منطقه اردبیل به دست آمده اند و به قرن دهم .ه / شانزدهم .م ، تعلق دارند به یکی از این گویشها سروده شده اند . تحلیل این دوبیتی ها ( توسط ب.و. میلر ) نشان داده است که گویش اردبیلی در قرن دهم / شانزدهم دارای ویژگیهایی است که آن را به تالشی کنونی بسیار نزدیک می کند . (۸).
به جز ترکی آذری ، بقیه زبان ها و لهجه های منطقه از خانواده زبانهای ایرانی شمال غربی می باشد . در مناطق کوهستانی دامنه مرطوب ، در بخش غربی به تالشی و در بخش شرقی به گالشی تکلم می شود . ولی در مواردی قضیه غامض تر است ، مثلاً علاوه بر کوهستان ، در دشت ساحلی نیز گویش ( زبان ) تالشی از رضوانشهر به بعد رواج کامل دارد ولی در شمال کرگانرود ترکی آذری رفته رفته جای آن را گرفته است . گرایش به زبان ترکی در منطقه تالش که سال به سال بر شدت آن افزوده می شود یکی از ویژگی های اصلی موقعیت زبانی در این بخش شمالی استان گیلان است . (۹).
مقایسه تطبیقی واژه هایی از زبانهای اوستایی و تالشی :
۱- آن ، آن سو ، آنجا : اوستایی : اَواَ – ava / تالشی آستارا : اَواَ – ava ، اَیو – ayo / تالشی رضوانشهر : اَور – avar ، اگنی – ageny /
۲- من : اوستایی : اَزِم – azem / تالشی آستارا : اَز – az / تالشی رضوانشهر : اَز – az /
۳- چشم : اوستایی : اَش – aš ، چشمان – čašman ، دائمن – daēman / تالشی آستارا : چَش – čaš / تالشی رضوانشهر : چَش – čaš /
۴- ما : اوستایی : اَهمه – ahma / تالشی آستارا : اَمه – ama / تالشی رضوانشهر : اَمه – ama
۵- بیهوده ، بی ارزش : اوستایی : آدَرَ – ādara / تالشی آستارا : هَدَره – hadara / تالشی رضوانشهر : ددار – dadār /
۶- چربی : اوستایی : آزوتَی – āzutay ، پیوَه – pivah / تالشی آستارا : پی – pi / تالشی رضوانشهر : اوزینه – uzyna /
۷- گاو نر : اوستایی : اوخشَن – uxšan / تالشی آستارا : وِشَن – vešan / تالشی رضوانشهر : وِشن – vešan /
۸- کارد ، چاقو : اوستایی : کارِتَه – kareta / تالشی آستارا : کُرده – korda / تالشی رضوانشهر : کارده – kārda /
۹- چشمه : اوستایی : خان – xan ، خان نی – xanny / تالش آستارا : هونی – huni / تالشی رضوانشهر : خونی – xony /
۱۰- شب : اوستایی : خشَب – xšap / تالشی آستارا : شَو – šav / تالشی رضوانشهر : šav /
۱۱- خشنود ، خوش آمدن ، خوش : اوستایی : خشناو – xšnav / تالشی آستارا : خَش – xaš / تالشی رضوانشهر : خَش – xaš /
۱۲- تخم : اوستایی : تَوخمان – taoxman / تالشی آستارا : توم – tum / تالشی رضوانشهر : توم – tom /
۱۳- تازش ، هجوم ، یورش : اوستایی : دِرِش – dereš / تالشی آستارا : دَرِزِ – dareze / تالشی رضوانشهر : –
۱۴- به پختگی رساندن ، به حد بلوغ آوردن ، کامل ساختن : اوستایی : سراُش – sraoš / تالشی آستارا : سِرَه ف – seraf = کلفت – سالم / تالشی رضوانشهر : سره ف – seraf = به معنای گوسفند سالم و جوان آمده /
۱۵- پختن : اوستایی : پاچَه – pača / تالشی آستارا : پاتِه – pātē / تالشی رضوانشهر : پته – patē /
۱۶- پُل : اوستایی : پِرِتَو – peretav / تالشی آستارا : پَرد – pard / تالشی رضوانشهر : پَرد – pard /
۱۷- بُرنا شده ، بالغ : اوستایی : پِرِنایَو – perenāyav / تالشی آستارا : پورنه – porna = به گوساله یک ساله می گویند که دیگر شیر نمی خورد / تالشی رضوانشهر : پارنه – pārna = به گوساله یک ساله می گویند /
۱۸- پسر : اوستایی : پوسره – pusra / تالشی آستارا : زوئه – zoa / تالشی رضوانشهر : زوئه – zoa /
۱۹- برادر : اوستایی : براتَر – brātar / تالشی آستارا : بوئه – bua / تالشی رضوانشهر : برا – berā /
۲۰- ابرو – اوستایی : بروات – bervat / تالشی آستارا : باو – bav / تالشی رضوانشهر : بره – bera /
۲۱- تند ، سریع : اوستایی : رَوَ – rava / تالشی آستارا : رَو – rav / تالشی رضوانشهر : –
۲۲- پِهِن ، کود حیوانی : اوستایی : سَیریَه – sairya / تالشی آستارا : سِل – sēl / تالشی رضوانشهر : سل – sel /
۲۳- سرخ ، قرمز : اوستایی : سوخره – suxra / تالشی آستارا : سِه – sē / تالشی رضوانشهر : سر – ser /
۲۴- بودن ، هستن : اوستایی : ستَی – stay / تالشی آستارا : هِستِه – hēste / تالشی رضوانشهر : هسته – hēsta /
۲۵- چکه کردن ، چکیدن : اوستایی : سرسک – srask / تالشی آستارا : سِلَه – sela / تالشی رضوانشهر : چله – čela /
۲۶- زاییدن ، زاده شدن : اوستایی : زَن – zan / تالشی آستارا : زَندِه – zande / تالشی رضوانشهر : –
۲۷- دانستن ، دانش داشتن : اوستایی : زن – zan / تالشی آستارا : زِنی یِه – zeniye / تالشی رضوانشهر : زونسته – zonestē /
۲۸- شادکام ، خشنود : اوستایی : شا – šā / تالشی آستارا : شو – šo / تالشی رضوانشهر : شار – šār /
۲۹- خشک : اوستایی : هیشکو – hiškav / تالشی آستارا : هِشک – hešk / تالشی رضوانشهر : –
۳۰- زن : اوستایی : گِنا – genā / تالشی آستارا : ژِن – žēn / تالشی رضوانشهر : ژن – žēn /

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


مذهب – اخلاق و ویژگی آریایی ها (آریان ها)

24 / 12 / 1395
کوروش

اخلاق و ویژگی آریایی ها – راجع به مذهب آریان ها (آریایی ها) ایرانی باید در نظر داشت که مدت مذهب آنها با مذهب هندی ها یکی بوده،پنانکه به زبان واحدی هم تکلم می کرده اند ،ولی در قرون بعد ،جدایی مذهبی بین آن ها روی داد.

کی این جدایی روی داده ،محققا معلوم نیست ولی از کتیبه ای که در بوغاز در آسیای صغیر به دست آمده و تاریخ آن تقریبا  از ۱۳۵۰ ق.م است اتنباط می شود که در این زمان ،جدایی هنوز روی نداده بود،په نجبای میتانیان که آریانی بوده اند به خدا های هندی قسم یاد کرده اند.

چون تاریخ نوشته شدن ودا کتاب مقدس هندی ها از قرن چهاردهم بالا نمی رود و از قرن قرن هشتم پایین نمی آید. پس تاریخ جدایی بین این دو قرن یعنی قرن نهم و چهاردهم باید باشد.اما اینکه مذهب آریان های ایرانی په بوده، از مطالعات محققیت در مذهب هندی ها و مقایسه نتیجه آن با نتیجه مطالعات در اوستا (کتاب مقدس زرتشتی) این عقیده حاصل می شود:

آنها معتقد بوده اند به یک عده از وجود های خیر و خوب که گنج ها و ذخایر طبیعت را به انسان می رسانیدند.

در در میان این ذخیره ها مهمتر از  هر چیز روشنایی و باران بود و نیز اعتقاد داستند به وجود بد و تیره که با وجودهای خوب در جنگ بوده و نمیخواستند انسان سعادتمند باشد.

شب و زمستان و خشکسالی و قحطی و امراض و مرگ و بلیات را از وجود های بد می  دانستند.

معلوم ایت که وجود های اولی را میپرستیدند و حمد و ثنای آنها را می گفتند یا میخواندند و برای نیاز می دادند. در صورتی که ارواح بد را دشمن می داشتند و برای محفوظ ماندن از شر آنها به ورد هایی متوسل می شدند که بعدها باعث ترقی سحر و جادوگری شد و زرتشت بر ضد این خرافات قیام کرد.

بعضی از محققین بر این عقیده اند که پرستش ورثرغنا ربالنوع رعد و میثر ربالنوع آفتاب در این زمان در مذهب ارین های ایرانی داخل بود. آفتاب را پشم آسمان می دانستند و رعد را پسر آن .

به عبارت دیگر، باید گفت که آریان های ایرانی، مانند آریان ها هندی، عناصر را می پرستیدند ولی بعد به تدریج ترقی کرده، به درجه پرستش خدای یگانه رسیدند.

کی نتیجه این ترقی و تکامل حاصل شد مشخص نیست! ولی باید این نکته را در نظر داشت که آریان های ایرانی، زودتر از آریایی ها هندی ترقی کردند ، به توحید رسیده اند و با پدید آمدن زرتشت اعتقاد به خدای یگانه پایه محکمی یافته ،چنانکه  در جای خود بیاید.

آریان های ایرانی وقتی به سرزمین ایران آمدند از حیث تمدن پست تر از  همسایه های خود یعنی بابل و آسور (آشور) بودند و چنانکه بیاید چیزهای زیادی از آن ها اقتباس کرده اند، ولی در اخلاق بر آنها برتری داشته اند. چه معتقد های مذهبی آنها سعی و عمل یعنی کوشش و کار کردن را با راستی و درستی تشویق می کرد و ایرانی های قدیم ،دروغ را یکی از بزرگترین ارواح بد می دانسته اند!

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


نشانه های دفینه را بشناسیم

23 / 12 / 1395
کوروش

نشانه (علم کتیبه) : روشی برای رمزگذاری می باشد. رمز گذاری ای که برای حفاظت وسایل پنهان کرده، از خطرات، مفید بوده که بعدا میتوان آن را برداشت. به همراه تدبیرش، نوعی زبان برای فهماندن می باشد. اینها به صورت حکاکی، برآمدگی و رنگ کردگی به تاریخ امروزه رسیده اند. هر شکلی که بر تخته سنگ اعمال میشود، حتما یک معنایی دارد. هیچ تلاشی بدون معنا انجام نمی شود. البته هر حکاکی (شکل) بر روی تخته سنگ، به معنای دفینه نمی باشد. به صورت مستقیم دفینه را نشان نمی دهد. این را فراموش نکنیم. سنگ نگاره ها قطعا یک چیزی به ما می گویند. هدف ساختش نیز همین است، برای نمونه، حکاکی های گرد که در بیشتر تخته سنگها دیده می شود، به معنای مزار می باشد. هدف ساخت این حکاکی : بر روی تخته سنگ کنار مزار اعمال شده، و بر رویش روغن ریخته و سوزانیده می شده، این همانند شمع هایی می باشد که امروزه بر روی مزار روشن می کنیم. حکاکی های مربع و مستطیل نیز به همین شکل می باشند. یک تیر برای جهت استفاده شده است. اگر بخواهیم خلاصه کنیم، هر شکل با ویژگیهایش فراخوانی می شود. اگر بخواهیم مثالی بزنیم، خوشه گندم به معنای برکت می باشد،
برکت را نماد کرده است، و به صورت مستقیم دفینه را نشان نمی دهد. این امر قطعیست که هر مهر تخته سنگی به منزله دفینه نمی باشد. به همین دلیل، ما اینها را دسته بندی کنیم :
-1 نمادهای متعلق به رئسا و دولت. دولت و مقام انسانهای دولت و محدودیت های دولت را نماد می کند.
-2 نمادهای متعلق به بنیاد دینی و انسانهای دینی. نماد دین و انسانهای دینی می باشد.
-3 نمادهای متعلق به اقوام )قبیله(. قوم را نماد می کند.
-4 نمادهای متعلق به اشخاص. شخص را نماد می کند.
-5 هنر تزیین. فقط برای هنر می باشد.

خرید بهترین فلزیاب های دنیا 09013545415


به وبلاگ من خوش آمدید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اسرار کاوش است. || طراح قالب avazak.ir