وب گیتاریست
- وب جاو
سکه های دوره ی ساسانی چه مشخصاتی دارند؟
سکه های ساسانی : همانطوری که نگاره های سنگی ساسانیان وقایع تاریخی زمان خود رابه خوبی منعکس کرده اند، سکه ها نیز هنر و فرهنگ تمدن این سلسله رابه طور کاملتر و دقیق تری به ما می نمایاند.سکههای طلا را دینار و نقره را درهم میگفتند.سکه های نقره را دراخم نیز میگفتندکه در زبان عربی درهم گفته میشد.
وزن یک درهم ۴ گرم بود.سکههای نقره علاوه بر درهم ، شامل ۴ درهمی و نیم درهمی و یک ششم درهمی که دانگ نامیده میشد، بوده اند.اشکانیان در مدت چهار قرن فرمانروایی تنها به ضرب سکههای نقره اکتفا نمودند اما اردشیر یکم برای رقابت با رومیان و نمایش قدرت سیاسی و اقتصادی اقدام به ضرب سکههای طلا دینار نمود و سنت هخامنشی را دوباره زنده کردند. وزن این سکههای طلا هم وزن طلای رومی بود .وزن سکهٔ زر معمولی که از زمان اردشیر اول تا شاپور سوم ضرب میشد، بین ۷ تا ۷٫۴ گرم بود اما بعد ها وزن سکه های طلا مختلف بود و بالا و پایین میشد.از جهتی هم از جهت نظامی بود زیرا که تحریکات نظامی درمناطق کوشان و شمال هنودستان که ضرب سکه طلا در انها معمول بود عمدتاً فقط با طلا میتوانست به راه انداخته شود.
سکه های برنز و مسی و آلیاژی از قلع و سرب هم در زمان ساسانیان ضرب میشد که سکه های مسی به ندرت سالم مانده اند که وزن سکه های بزرگ مسی حدود ۱۶ گرم بوده است.بر روی سکه های ساسانی تصویر شاه دیده میشود که تقریباً همیشه صورت او به سوی راست است. هر شاه دارای تاج مخصوص به خود بوده اما بعضی از شاهان دارای چند تاج مختلف بودهاند. گاه در سکه های ساسانی نقش شاهنشاه و جانشین او و یا تصویر سهگانه، شاهنشاه، بانوی بانوان و جانشین شاهنشاه نقش میشد که این ترکیب تنها ویژهٔ سکههای بهرام دوم است.
این سکه ها از لحاظ طرح و نقش از تنوع زیادی برخوردارند و نشان دهنده چهره واقعی پادشاهان ساسانی، وضع لباس، طرز آرایش مو و ریش و وسایل زینتی آنان می باشند.در پشت سکه، آتشدانی تصویر شدهاست که شعلهٔ آتش در آن نمایان است. در دو سوی آتشدان تصویر شاه و ملکه یا شاه و ولیعهد و یا شاه و یکی از ایزدان زرتشتی میترا و آناهیتا دیده میشود اما در اواسط دورهٔ ساسانی به بعد دو موبد در دو سوی آتشدان دیده میشوند.پشت سکه های اردشیر یکم و شاپور یکم و شاپور دوم نقش اهورا مزدا دیده می شود.در پشت سکه های هرمز یکم و بهرام یکم و بهرام دوم نقش میترا دیده می شود.
بر پشت سکه های نرسه شاپور سوم نقش آناهیتا دیده می شود.بر پشت سکه های بهرام دوم و هرمز دوم و یکی از انواع سکه های شاپور یکم تصویر ورثرغن یا بهرام(از ایزدان ایرانی) دیده می شود
اتاق های تومولوس چند عدد هستند و چه نام هایی دارند؟
-
راهرو یا دالان یا تونل ورودی
-
اتاق تقسیم یا اتاق مرکزی
-
اتاق تدفین : که در ان مراسمات خاص ایینی مذهبی و تدفین انجام میشد و که معمولا پر از خاکستر است
-
اتاق مقبره اتاقی که شخص در ان قرار داده میشد
-
اتاق هدایا : در برخی از تومولوسها هدایای شخص در کنار وی قرار میگرفت و در برخی نیز اتای مقبره خالی از هدایاست و هدایا در اتاقی که فاصله کمی با اتاق مقبره دارد، قرار داده میشوند این اتاق معمولا مخفی است و با راهروی تنگ به اتاق مقبره منتهی میشود.
دلیل فاصله این اتاق از اتاق مقبره اعتقاد به پاک ماندن هدایا و دوری ان از بدن که در ایین مردمان ایران باستان منشا بدی و ناپاکی است
انان چنان می اندیشیدند که بعد از مرگ روح شخص از اتاق مقبره به اتاق هدایا رفته و با هدایا به اسمان عروج کرده و با این هدایا بر پل چینود حضور میابد.
ساروج از چه موادی تشکیل شده است؟
سخت تر از بتون : آهک شکفته
خاک رس
ماسه بادی
خاکستر
الیاف
آب
سفیده تخم مرغ
شیر
استفاده از دو مورد آخر بسیار نادر و برای سازه های دارای اهمیت خاص بوده است.
آهک شکفته
آهک زنده هنگام شکفته شدن گرما پس می دهد و حجمش زیاد می شود. هرچه cao در آهک زنده بیشتر باشد بیشتر با آب ترکیب می شود و حجم آهک شکفته بیشتر می شود. حجم ملات ماسه آهک و شکفته آهکی ثابت است و پس از گرفتن و سفت شدن تغییر حجم نخواهد داد.
در واقع اصول تهیه و به کارگیری آهک، تبدیل سنگ آن به حالت قابل مصرف است.
سنگ های آهکی منشأ caco3 دارند و با تحمل ۹۰۰ درجه سانتیگراد حرارت ، ترکیب caco3 می شکند و به آهک زنده تبدیل می شود. خاک رس
خاک رس در نتیجه عمل فرسایش و هوازدگی بر فلدسپات ها و میکا ها و از پوسیدن آنها حاصل می شود. خاک رس پس از آب مکیدن؛ چسبناک ، خمیری و شکل پذیر می شود.
میزان مکیدن آب در خاک رس بسته به نوع دانه ها و ریزی و درصد رس آن دارد .
برخی معتقدند که نباید به ساروج خاک رس اضافه کرد و خاک رس ملات ساروج را به مرور زمان خراب می کند. اما در اکثر منابع از خاک رس به عنوان مواد اولیه در ترکیب ساروج نام برده شده است.
نقش ماسه بادی در ساختار ساروج
با توجه به بررسی های انجام شده و به دلیل چسبنده بودن خاک رس، خاکستر و آهک علت استفاده از ماسه در ملات ساروج احتمالاً افزایش کارایی ملات بوده است.
همچنین در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا برای به دست آوردن ساروج هایی با خاصیت های مختلف از ماسه استفاده می شده است.
خاکستر در ساختار ساروج
خاکستر مصرفی در ملات ساروج از سوزاندن کود حیوانی یا کود گیاهی مانند پوسته برنج حاصل می شود.
آزمایشات نشان داده اند که مقدار خاکستر حاصل از سوزاندن برخی از گیاهان و سیلیس موجود در خاکستر آنها در پوسته برنج بیشتر از سایر گیاهان است . وزن مخصوص پوسته برنج ۲۲۹۰ kg/cm3 می باشد. از این فرآورده به عنوان ماده پوزولانی جهت تولید سیمان های پوزولانی در کشور های در حال توسعه استفاده می شود.
از ۱۰۰۰ کیلوگرم برنج تقریباً ۲۰۰ کیلوگرم پوسته تولید شده که از سوزاندن آن حدود ۴۰ کیلوگرم خاکستر به دست می آید که معمولاً بین ۸۵ تا ۹۵ درصد سیلیس دارد.
میزان فعالیت خاکستر پوسته برنج در برابر آهک با ازدیاد دمای سوزاندن و زمان نگهداری در آن حرارت ، نسبت عکس دارد. به طوری که در ۵۰۰ درجه سانتیگراد و زمان ۲ ساعت خاصیت پوزولانی در بالاترین مقدار است و در ۱۱۰۰ درجه سانتیگراد خاصیت پوزولانی کاملاً از بین می رود.
کندن قبر گبری چه دلیلی داشته است؟
اکثر حفاران دفینه به دنبال باز کردن قبرستان گبریان یا قبر گبری هستند و دلیل اصلی این کار دو نکته روشن است یکی اینکه کاری راحت و سبک نسبت به دفینه وزیری می باشد و دوم اینکه قبر ها دارای هدایا می باشد . طبق آداب و رسوم مذهبی آن زمان کنار اجساد از هدایای مختلف استفاده می شده است.
استفاده از زیورآلات در تدفین به همراه متوفی مخصوصا زیورآلات مفرغی در دوره های بعدتر که بسیار زمخت و سنگین بدون ظرافت است که شخصا بعید میدانم در زندگی روزمره از آنها استفاده میشده است و به گمان من فقط در مراسم تدفین به همراه متوفی خاکسپاری میکردند
جنبه های دیگری نیز میتوان متصور بود مانند کاربرد جادو و دور کردن ارواح و نیروهای اهریمنی وجود این باورها قطعا در بین مردمان هزاره های گذشته بوده است
به نظر ما نکته مهمتر در چرایی استفاده از این پیکره های خدابانو است که نزدیک شدن به این چرایی میتونه کمک بیشتری به دلیل استفاده از زیورها برای این پیکره ها و استفاده انسانها از این زیورها بکنه
به گمانم قرار دادن زیورها بر روی سر به خاطر اهمیت سر در پیکر انسان و خدایان میتونه باشه البته این اهمیت که خیلی بعد تر از دوره های مد نظر ما بود.و قطعا کارکرد زیورها در دوره های بعد از پیش از تاریخ تغییر کرده و در دوره های تاریخی میتونسته متفاوت بوده باشه اینکه بخواهیم وارد جزئیات اشکال زیورآلات و محلهای قرارگیری آنها و تفاوت در تمدنها و تغییر در ساختار آنها باشیم نیاز به اطلاعات بسیار دقیق تری از ساختار اعتفادی جوامع هست اینکه چگونه می اندیشیده اند و این باورها به چه علت دستخوش تغییر و تکامل شدند و اینکه چه عواملی باعث تغییر در جزئیات این باورها در بین تمدنهای هم عصر شده است.
ماد ها و پارس ها چگونه اجساد خود را دفن می کردند؟
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﻛﻬﻦ ﺍﻳﺮانیاﻥ ﺍﺟﺴﺎﺩ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﻴﺰﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺧﺎﻙ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﺑﺮﺍﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺁﺧﺸﻴﺞ ﭘﺎﻙ ( ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﺁﺗﺶ، ﺁﺏ، ﺧﺎﻙ، ﻫﻮﺍ) ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﺴﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻛﺮﺩ، ﺍﺯﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺩﺭ عهد ماد و ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻴﺎﻥ ﺍﺟﺴﺎﺩ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻛﻮﻩ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﺍﻳﻰ ﺩﺭ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﺍﻯ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﺪﺍﺩﻧﺪ .
در این زمینه ﻫﺮﻭﺩوﺕ ﺗﺎﺭﻳﺦﻧﮕﺎﺭ غربی ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻭﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﺪ ١٤٠ مینویسد :
” ﻣﻄﺎﻟﺒﻰ ﻛﻪ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺎﺭﺱ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭘﺲ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ ﭘﺎﺭﺱ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﺭ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻭ ﺭﺍﺯ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﻧﻤﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﻭﺟﺎﻧﺐ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻭ ﺭﺳﻮﻣﻰ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ .
ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﺎﻯ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﻻﺷﻪ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺷﻜﺎﺭﻯ ﺩﺭﻳﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﺍﺣﺸﺎﺀ ﺷﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺑﺎﻗﻰ ﺑﻤﺎﻧﺪ
نحوه تدفین مادها و پارس ها در باستان ادامه…
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻐﺎﻥ ﻣﺎﺩ ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺭﺳﻢ ﺭﺍ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ . ﺍﻣﺎ در مورد ﭘﺎﺭﺱ ﻫﺎ به نوعی پنهانيست…” بنا به گفته ﻫﺮﻭﺩﺕ ﻭ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﻫﺎﻯ ﻣﺘﻌﺪﺩ مادها و ﭘﺎﺭﺳﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻘﺶ ﺭﺳﺘﻢ ﻭ ﻧﻘﺎﻁ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻫﻮﻳﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ مادها و ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻴﺎﻥ ﻧﻴﺰ چون ﺁﻳﻴﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺑﻪ ﺁﺧﺸﻴﺞ ﻭﺭﺟﺎﻭﻧﺪ ﺍﺭﺝ ﻣﻴﻨﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺟﺴﺎﺩ ﺭﺍ در ﺑﻠﻨﺪﺍ به گور ﻣﻴﺴﭙﺮﺩﻧﺪ.
خرس ایستاده روی سنگ در دفینه یابی نشانه چیست؟
دوستان درمورد نماد خرس شما صدرصد غار دست ساز ، دالان پلمپ و دقیقا مسیر کار به چنین سیستمی باید برخورد کرد و شما باید ورودی پلمپ داشته باشید واین نیست که زمینو بخاید برید پایین.
اگر در مسیر نگاهش و دست نماد غاری حتی طبیعی هم وجود داشته باشه صدرصد اهمیت داره
دقت به تصویر بالا بکنید
پشت نماد باید شیبی تقریبا تند وجود داشته باشه که در میان شیب یک ورودی مسدود وجود داره دقیقا خرس از بالا به درب،داره نگاه میکنه.
چون نماد نشان قدرت و استقامت هست این نشان از سختی کار میده
چون ورودی اتاقک در انتهای کارخودش یک ساروج با قطر بالاست
اگر این نماد با تولهای خود باشه تولها میتونن راهنمای خوبی باشن و تعدادشون بی دلیلی نیست و گاها تولها اشاره به سربار وتعداد فضای اتاقکی در کار دارن که البته همشون پر بار نیستن و گمراه کنندن که با رمزگشای درست به اتاقک اصلی میشه راه پیدا کرد.
اکثرا اگر با رمزگشایی نماد به تخته سنگی بسیار عظیم رسیدید بدونید درست به هدف رسیدید و پشت سنگ دهنیه دالان و غار مورد نظر است.
چرا در محلی که که فلزیاب مشخص می کند چیزی یافت نمی شود؟
خیلی از کسانیکه با فلزیاب کار کرده اند حتما این سوال در ذهنشان پدید آمده که که چرا بعد از حفاری نمودن در جایی که دستگاه جواب داده است چیزی یافت نمی شود؟
عزیزان حتما به یاد داشته باشید که انتخاب جایی که مد نظر برای کاوش دارید در موفقیت شما نقش به سزایی دارد سعی کنید در کارتان وسواس داشته باشید و هرجایی را برای کاوش انتخاب نکنید جاهایی که از نظر تاریخی و باستانی غنی باشد در اولویت کارتان باشد.اپراتور دستگاه باید یک اپراتور خوبی باشد یعنی باید نقاط ضعف و قدرت دستگاه خود را بداند.یک اپراتور خوب باید یک علایم شناس خوب نیز باشد این نکته در کمتر اشتباه نمودن او بسیار موثر است.یک اپراتور خوب باید بداند نسبت به شرایط زمین زمین های دارای املاح معدنی و… چه تنظیماتی را انجام دهد.حال برسیم به جواب سوالی که مطرح کرده بودیم، اشتباه در فلزیابی !
- اپراتور دستگاه بالانس خوبی نسبت به شرایط زمین انجام نداده است.
- ممکن است دستگاه شما در نزدیکی میدان مغناطیسی قوی مانندکابل های فشار قوی و….قرا بگیرد که موجب اختلال در دستگاه شما شود.
- زمین شما خیس باشد که باید متناسب با آن تنظیماتی انجام داد.
- هوای بیش از حد سرد بر روی دستگاه شما اثر می گذارد و در مواقعی ۶۰ درصد از کارایی دستگاه می کاهد.
- یک از بیشترین مواقع در اشتباه نمودن اپراتور املاح و ذرات زمین است که باید نسبت به آن دستگاه را تنظیم نمود.دوستان حتما به یاد داشته باشید که اگر دستگاه در جایی جواب داد بلافاصله اقدام به حفاری نکنید ابتدا با بیل حدود ۲۰ سانتی متر از خاک نقطه اصلی دورتر از محل حفاری بریزید سپس آن خاک را با دستگاه چک کنید ممکن است خاک به ذرات فلزی غیر قابل رویت آلوده باشد اگر مطمن شدیدکه خاک آلوده نیست می توانید اقدام به حفاری نمایید.
- هرگونه فلز در بدن فرد اپراتور مثل کلید, موبایل یا حتی پلاتین موجب اشتباه دستگاه می شود.
- وقتی جنسی به مدت طولانی در خاک مدفون شود یک توده بار الکتریکی در اطراف ان ایجاد میشود که اگر توسط دستگاه شناسایی شود بایستی نقطه مرکز انتخاب شود چون فاصله انتهای توده بار الکتریکی تا مرکز هدف گاهی به سه متر میرسد اما به اشتباه توده در نظر دستگاه همان هدف واقعی است.
در آخر باید عرض کنم رمز موفقیت و تشخیص درست فقط یک چیز است و آن فقط تمرین است.
آیا مسیر های مالرو قدیمی بار دارد؟
دوستان زیادی از ما سوال میپرسند که در فلان جا باری پیدا شد ولی هیچ علائمی اونجا نبوده و اکثراً نیز یا در حال جاده سازی، سیل یا عواملی که ربطی به کاوش و جستجو ندارد دفینه هایی پیدا شده.
کاروانها و تجار
در زمان گذشته نیز همانند امروز اکثر کشورها و شهرها با هم تجارت داشتند ولی به دلیل کمبود امکانات حمل و نقل بیش از ۹۰ درصد جابجایی ها زمینی و با چاهارپایان به صورت کاروان بوده است و درصد ناچیزی از طریق دریا وبا کشتی بوده است.
تجار و کاروانها همیشه دارای ثروت و اشیاء با ارزشی بودند که برا معملات خود به ناچار در سفرها همیشه آنرا همراه خود داشتند.
راهزنان (همانطور که از اسمش مشخص است کار آنها دزدی در مسیر راهها بوده است).
رهزنان که از این امر آگاه بودند همیشه در مسیر راهها کمین میکردند و کاروانها را غارت می نمودند.
پیش غراولان
تجار و بازرگانان برای پیشگیری از این کار در هنگام جابجایی از شهری به شهری دیگر دو یا چند سوار کار را چند کیلومتر جلو (پیش غراول) و پشت سر کاروان به حرکت در میاوردن به محض دیدن راهزنان از طریق دود یا هر چیزی کاروانیان را با خبر میکردند و افراد کاروان با عجله سکه ها و اشیاء با ارزش خود را در جایی پنهان میکردند بجز مقدار اندکی برای رد گم کنی پیش خود نگه میداشتند که رهزنان به هوای اینکه تمام دارایی های آنها را غارت کرده اند پس از اندک زمانی از آنجا متواری میشدند.
حال تجار یا بعد از رفتن راهزنان و یا چند روز بعد دوباره به آنجا میامدن و وسایل خود را بر میداشتند ولی فرصتی برای علائم گذاری نداشتند پس به همین دلیل است که گاه و بی گاه در مسیر راههای مالرو قدیمی دفینه هایی پیدا میشود.
نکته : در مسیر راههای مالرو قدیمی از کنار تک سنگها تل های خاکی و یا هر چیزی که بتوان از آن به عنوان نشانه دفینه استفاده کرد بدون تفاوت گذر نکنید
حرف آخر…..
همیشه خودتان را به عنوان پنهان کننده دفینه و جای آن تاجر و بازرگانی قرار دهید که قرار بوده امولش غارت شود.
از دفینه های تپه مارلیک کدام را می توان نام برد؟
تپه مارلیک یک محوطهٔ باستانی در کرانهٔ خاوری سفیدرود و در درهٔ «گوهر رود» از توابع رودبار در استان گیلان است. تپه مارلیک بقایای به جای مانده از تمدن باستانی متعلق به دست کم ۳۰۰۰ سال پیش است. پژوهشگران گمان میبرند که این تپه آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان مردمان این تمدن بودهاست.
گروهی از پژوهشگران نام مارلیک را برگرفته از واژگان گیلکی «مار» و «لیک» (سوراخ) میدانند و دلیل این نام گذاری را انبوه مارهایی که در گذشته در آن زندگی میکردند میدانند. گروهی دیگر مارلیک را برگرفته از نام قوم آمارد میشمارند. آنها مارلیک را ساخته شده از ۲ واژه «مارد» (اشاره به آماردها) و «لیک» (قوم) میدانند. اگر این نظریه درست باشد این تمدن به مردم آمارد تعلق دارد.
تپهٔ مارلیک تا سالهای دههٔ ۱۳۴۰ تمدنی ناشناخته بود. در طول سالهای ۱۳۲۰–۱۳۳۰ دامنههای البرز جولانگاه قاچاقچیانی بود که اشیابه دست آمده از دره گوهر رود را در بازارهای عتیقه به فروش میرساندند. در سال ۱۳۴۰ بود که دره گوهر رود توسط یک تیم باستان شناس ایرانی به سر پرستی دکتر عزتالله نگهبان کاوش شد. در این دشت تپههای باستانی زیادی وجود دارند که ۵ تپه مارلیک، زینب بیجار، دور بیجار، پیلاقلعه و جازم کول از همه مهمتر هستند.
پژوهشگران بر این باورند که آثار باستانی این منطقه متعلق به فرمانروایانی است که در اواخر هزاره دوم و آغاز هزارهٔ اول پیش از میلاد بر این ناحیه حکومت میکردند. مردمان این تمدن مردگان خود را بنا بر آیین خود و همراه با اشیاء ارزشمند به خاک میسپردند. در این تپه ۲۵ آرامگاه وجود دارد و در برخی از آنها بازمانده استخوان به دست آمدهاست. در همهٔ آرامگاهها اشیایی مانند ظروف سفالین، دکمههای تزئینی، انواع سرگرز، پیکان، جامهای چینی، طلا، نقره و مفرغ، خنجر، شمشیر، مجسمههای برنزی و سفالی، سرنیزه و کلاهخود و… پیدا شدهاست. پارچههای به دست آمده نیز خبر از وجود بافندگی در هزاران سال پیش در ایران میدهند. همچنین در کاوشگریها آثار ساختمان چهار دیواری پدیدار شد که در حدود ۳۰متر مساحت داشت و به نظر میآمد آرامگاه یا معبد باشد.
گفته میشود که جامهای شیشهای در این محوطه از اولین نمونههای صنعت شیشه سازی بشر است.
برای مردم این فرهنگ خورشید تا حد پرستش مهم بودهاست. نقش خورشید به صورت ترنجهای هندسی در کف بسیاری از جامها و ظروف است. خورشید در مرکز همه چیز است و همه جاندران از روشنایی او زندگی میگیرند. همچنین به خاک سپردن مردگان با چنین اشیایی نشانگر اعتقاد آنها به زندگی پس از مرگ میباشد.
این نکته قابل ذکر است که آثار به دست آمده از این تپه به خصوص ظروف مفرغی شباهتهای زیادی به آثار به دست آمده از سیلک کاشان دارد. پارهای از باستان شناسان بر این باور هستند که اقوام سیلک در حقیقت همان مارلیکها بودند که بر آثر حملهٔ آشوریها به منطقهٔ سیلک کاشان مهاجرت کردند، و سپس با پیوستن به مادها در ایجاد امپراتوری مقتدر ماد در آغاز هزارهٔ اول پیش از میلاد نقش به سزا داشتند.
محدوده تمدن مارلیک-دیلمان در محوطهٔ باستانی کوهپایه ای و کوهستانی استان های گیلان ، مازندران ، قزوین و شمال تهران و شرق آذربایجان است که در این ناحیه آثاری مربوط به بیش از هفت هزار سال قبل پیدا شده است.
مردمان تمدن مارلیک پادشاهی نیرومندی در این ناحیه داشتند که دامنه نفوذ آن شامل گیلان و مازندران و شرق آذربایجان میگردید و مرکز آن تپه مارلیک در گیلان بود و اقوام آن هم اقوام بومی این ناحیه بودند.
قبر های یهود چه مشخصاتی دارند؟
دارای عمق هجده تا بیست متر دارند و از دهنه شروع کار تا پایان کارو شما بین هشت ماه و حداکثر یک سالو درنطر داشته باشید.. سیستم کار این قبور و طراحی و لایه هایی که در مورد این قبور به کار میرفته بسیار با باقی،قبور متفاوت هستند و از لایهای سخت سنگی با برشهای ضخیم تودرتو استفاده میشده و خبری از گِل و اهکو… لایهای سبک نیست وخیلی سطحی ازاین موارد استفاده شده است..
وبه دلیل دارای و اموال بسیار قبور یهودی مجبور به بالا بردن عمق کار میشدند و نشان این قبور .ماه ستاره.گاها تک فلش بوده است…ببینید دوستان در دوران باستان بودن انسانهایی که با علم ترکیب سموم و مواد شیمیای اشنایی داشتند و در قبور یهودی از چنین اشخاصی استفاده میشده و جوری در مسیر کار از این موارد استفاده میشده که صدرصد انسانهای اماتور و غیر حرفه ای نمیتونن این نوع قبرهارو به سرانجام برسونن و نیاز به بودن متخصص درکارهست..
در حفاری این قبور شما در مسیر سرباری رو خواهید داشت و با وجود یک انحرافی دوتا سه متری در عمق سرباری کوچک رو قرار میدادند و با نشان ضربدر در روی دیواره مسیرو مشخص میکردند که در نهایت سارقان و کسانی که نیت دستبرد زدنو داشتند با دیدن سربار کار مسیر کارو کلا تغییر بدن و درمورد تلهای قبور یهود باید دانست که تله اینکار نهایت در سه تا چهار متری اتاقک مقبره کارگذاری میشده و از ترکیبات شیمیایی بسیار سنگین استفاده میشده که چه با تنفس،و حتی از راه نفوذ روزنه های پوست عمل میکرده و در این قبور شما دنبال تله های فیزیکی و سنگی نباشید چون فضایی که باید برای این نوع تله ها ایجاد کرد جوری هست که در عمق بالا قابل طراحی نیست و تله های فیزیکی وسنگی بیشتر در دم ورودی غارها و تونلها ودالانهای دستساز به کار میرفته..
ورودی اتاقک قبرهای یهود از سنگهای گرانیت وبسیار سخته ساخته شده که شاید با ابزار امروزی هفته ها فقط برای یک درب باید زمان گذاشت ..طراحی داخلی این قبور ورودی پلکانی و اتاقک قبر و از داخل اتاقک قبر مسیر اتاقک اموال و هدایارو باید یافت که از ساروجی ضخیم برای اتاقک اموال استفاده شده که بیشتر در جهت پا قرار گرفته است.





