یکی از نماد های دفینه که به وفور در ایران در مناطق کوهستانی و جنگلی دیده می شود نماد رخ انسان می باشد .در حوالی همان رخ مقبره ای قرار دارد بیشتر در زیر سر یا پایین گوش میتوان سنگهای مثلثی شکلی پیدا کرد که ورودی مقبره هست که با سنگ و ساروج پلمپ گردیده است. اما در بعضی مکانها مانند معابد یا نیایشگاهها یا حتی کاخها در جلوی درب ورودی آنها دیده میشود که گاها با ترکیبی از موجودات افسانه ای بالدار تراشیده شده است.در اینجا در میابیم که رخ در دروازه اصلی معبد یا کاخ هستیم.اما در بعضی از مناطق رخهایی هستند که اندازه آنها از چهار متر کمتر است و این نوع از رخها در زیر گردن یا بغل گوش خود ورودی دارند که اگر وارد شوید درواقع وارد یک غار شدید که محلی برای نیایش بتها یا مقبره افراد مهم هست و دارای نذورات و اموال با ارزشی هستند.

رخهایی که به منظور خزانه یا دفینه فردی تراشیده شده اند حتما و حتما با علائم دیگری همراه هستند که میتوان با توجه به آن علائم تفسیر کامل و نظر قطعی داد. برای پیدا کردن دفینه این چنین رخها باید با دقت بالای عمل کرد.دقت کنید که دید رخ به کجاست یعنی رخ کجا را نگاه میکند و به کجا خیره شده در ‌ آنجا باید به دنبال ورودی پلمپ یا غار باشید که دفینه آنجاست . علائم دیگر همراه رخ می توانند مسیر دفینه را تغییر دهند. کوه هایی هم وجود دارند که رخ انسان همراه با نیم تنه اش یا بدن کاملش تراش خورده است که در اینجا ما با یک بت بزرگ همراه هستیم که در گذشته مورد ستایش قرار گرفته است. در اینجا نیز محلی برای دفن ویا پنهان کردن نذورات و هدایا به خدایان هست ما باید در زیر پاها یا نیم تنه آن حفاری کنیم.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 12:15 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در کنار دفینه های مهم وزیری که با حساب و کتاب خاصی دفن شدند و در مخفی سازی آن از اصرار نظامی یا دولتی استفاده شده از نماد های سنگی به عنوان نگهبان دفینه که در حقیقت نشانه مکان دفینه بوده استفاده می شده است.دوستان این سنگ رو با سنگ دوربین اشتباه نگیرید در سنگ نگهبان سوراخ ایجاد شده بزرگتر بوده ولی در سنگ دوربین سوراخ کوچک و مخروطی میباشد.

شرایط سنگ نگهبان در کنار دفینه اصلی

 

۱-دید سنگ نگهبان به سمت سه مسیر کالسکه و مال رو باشد

۲-پشت سنگ نگهبان رودخانه بزگ و روبرو رودخانه ای کوچک قرار گیرد

۳-راه اصلی به قلعه منتهی شود

۴-یک غار یا اشکفت در نزدیکی سنگ نگهبان میباشد

۵-یک تپه یا تپه مرده روبروی سنگ نگهبان قرار میگیرد

در صورت داشتن این شرایط این سنگ نماد خوبی برای دفینه یابی میباشد اما در صورتی که تپه وجود نداشته باشد یا قلعه بی ارزش میباشد و فقط در ح چندین سکه خواهد داد.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 12:14 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(1)

هدایای داخل قبر

ما در حفاری دفینه همیشه به دنبال سکه های  طلا و مجسمه های آنیک ساخته شده از طلا هستیم و حتی داخل قبرها نیز بیشتر به دنبال آن ها هستیم ولی آیا در همه جا طلا وجود دارد  و یا در چه قبرهایی هدایای بهتری وجود دارد؟

برای پاسخ این سئوال ، فقط کافیست نگاهی به تاریخ و زمان بکار گیری طلا در دوره های مختلف بیاندازیم .مطمئنا زمانی که در ایران طلا وجود نداشت نباید انتظار داشته باشیم که در قبور ایشان طلا پیدا کنیم .

مصریان و سومریان ، در این مورد از ایران پیشی گرفته اند و مصریان در حدود چهار هزار سال است که از طلا استفاده میکنند البته در اوایل به کار گیری طلا در مصر ، این فلز مختص فرعون و خانواده او بود و دیگران حق استفاده از آن را نداشته اند .

در هر حال ، قبل از هخامنشیان حدود سه هزار سال قبل ، ایرانیان از مس و مفرغ و آهن و برنج ، برای تزئینات و همچنین لوازم جنگی استفاده میکردند پس قبوری که منتسب به مهر پرستان ابتدایی و همچنین چند ایزدان باستان است، دارای طلا نیست زیرا در این دوره ها اصلا طلا وجود نداشت .

از زمان هخامنشیان به بعد ، طلا وارد گردونه فلزات ایران شد .

( البته برخی از باستان شناسان اعتقاد دارند که طلای ایرانی ، پانصد سال قبل از هخامنشی در ایران وجود داشته ولی در مقیاس بسیار کم )پس قبوری که منتسب به دوره قبل از هخامنشیان باشد ، در بهترین حالت دارای ابزار آلات و یا وسایل تزئینی مسی یا مفرغی و یا ….است .

این قبور از نظر میراث فرهنگی دارای ارزش هستند ولی از نظر من و شما نه .

ادوات مسی بدون شک اکسیده شده و نمی توان آن را ذوب کرد و به مس رسید . خواهشا این قبور را باز نکنید .نشانه ای که می توان آن را به کار گرفت این است که ظهور فلز طلا ، تقریبا با رسمی شدن خط میخی هم زمان است .به راحتی می توان اینطور استنباط کرد که اگر در قبور خط به کار رفته باشد احتمال وجود دفینه بیشتر است البته فقط احتمال . ایران عزیزمان ، طبق برآوردهای باستان شناسان ، بین هفت هزار تا دوازده هزار سال تمدن در خود نهفته دارد و بسیاری از این قبور هنوز هم وجود دارند که مربوط به هزاران سال پیش است . این قبور را باز نکنید .وجود دفینه در قبور و مقابر مربوط به حدود دو هزار و هفتصد سال پیش تاکنون است .

حال چگونه می توان فهمید که این قبور متعلق به چه زمانی است ؟

یکی از راه ها وجود خط است . راه دیگر وجود قبرستان است .یعنی زمانی که ایرانیان تصمیم گرفتند که مردگان خود را در مکان خاص دفن کنند .زیرا پیشینیان معمولا در خانه هایشان دفن میکردند . راه دیگر برای فهمیدن عمر این قبور ، کتابخانه ها و کتابهای خطی بومی است تاریخ منطقه و همچنین اتفاقاتی که در منطقه افتاده بسیار کار گشاست .این قبور معمولا مدور حفر می شدند .دارای سنگهای بزرگ و همچنین دارای عمق کم هستند .فرد مدفون به جهت خاصی خوابانده نشده و اگر سه قبر شکافته شود می بینید که در سه جهت مختلف دفن شدند .خلاصه به طور کل اگر این نوع قبور را ببینید خودتان متوجه خواهید شد زیرا استخوانها نیز به زمین چسبیده و در حال جذب به زمینند .و بسیاری نشانه های دیگر که به آن در مطالب بعد خواهیم پرداخت .

معمولا قبور دوره سلوکیان واواخر اشکانیان و دوره هخامنشیان دارای بهترین هدایا هستند .در ادوار پس از ساسانی و طلوع اسلام ، دفینه گذاری از قبور و مقابر به مکانهای دیگر منتقل شد ولی بطور کامل و تمام ، قبور ایرانی خالی از هر وسیله ای دفن نمیشدند بلکه میترا پرستی و میتراییوم ها تا چند قرن وجود داشتند و به شیوه باستانی خود تدفین میکردند .



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 12:12 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

روش‌های دفن قبل از رواج دین مزدیسنا
سوزاندن مردگان
در اوستا از سوزاندن مردگان یاد شده و آن را گناهی بزرگ دانسته‌اند و این می‌رساند که در عهد وندیداد یعنی در دوران اشکانی، این رسم هنوز در بین بخش‌هایی از ایران وجود داشته‌است.
کول‌تپه
کول‌تپه به جائی اطلاق می‌شود که تودهٔ بزرگی از خاکستر بصورت طبقه‌طبقه، روی هم انباشته شده و بصورت تپه‌ای مانند درآمده‌باشد. در آذربایجان غربی بویژه کناره‌های دریاچه ارومیه که مرکز آتشکده‌های ایران بوده‌است، کول‌تپه‌های زیادی برجا مانده‌است. روستائیان از این خاکسترها برای کود دادن بزمین بهره می‌برده‌اند و سالیان دراز است که آنها در کشتزارهای خود استفاده می‌کنند تا موجب باروری زمین گردند، بطوری که برخی از این توده‌های خاکستر یا کول‌تپه‌ها اکنون اثری برجا نمانده‌است. این خاکسترها لایه‌لایه‌اند و در میان هر لایه مقداری خاک و گاه اشیاء قدیمی بویژه کاسه و کوزه و ظروف مختلف پیدا می‌شود.
دربارهٔ علت پیدایش این تپه‌های خاکستر در آذربایجان ایران حدس‌های گوناگونی زده می‌شود. بیشتر دانشمندان برآنند که این تودهٔ خاکستر بازماندهٔ هیزمی است که در آتشکده‌ها می‌سوخته و در طی سده‌ها تلی از خاکستر برپا گشته‌است. اما به سبب اینکه در جاهای دیگر ایران حتی نزدیک به آتشکده‌های بزرگ تپهٔ خاکستر وجود ندارد، برخی دیگر از محققان این نظریه را قبول ندارند. نظریهٔ دیگری که عنوان شده‌است به اینصورت است که شاید علت را در ویژگی آئین مردم این ناحیه باید جستجو کرد. ناحیهٔ اطراف دریاچه ارومیه، نخستین جای فرود آمدن نیاکان مادی بوده‌است که مزداپرست بوده‌اند و در سحرگاه مهاجرت هنوز از آئین زرتشت آگاه نبوده‌اند و شاید هم زرتشت هنوز پا به جهان نگذاشته بوده‌است.
مزداپرستان گویا مانند هم‌تباران هندی خود مردگان را در جایگاهی ویژه می‌سوزاندند و این خاکستر فراوان، بازماندهٔ چوب و هیزمی است که جسد را در میان آن به آتش می‌کشیده‌اند و بنابر سنن کهن پس از سوزاندن جسد برای زندگی پس از مرگ شخص درگذشته، در میان خاکسترها ظروف سفالین یا فلزی می‌گذاشته‌اند و روی این تودهٔ خاکستر خاک نرم می‌ریخته‌اند تا هنگامی که شخص دیگری درمی‌گذشته، برای سوزاندن او دوباره بتوانند بر پهنهٔ خاک هیزم قرار بدهند. استخوان‌های سوخته شده را سپس گرد آورده و آنها را در استودان‌های کنار آتشکده می‌ریختند همچنانکه امروز هنگامی که جسد در دخمه‌ها پوسید و عاری از گوشت و پوست شد، استخوان‌ها را در چاه استودان می‌ریزند.
خاک‌سپاری
اعتقاد به روح و روان و زندگی پس از مرگ به اشکال گوناگون در سراسر نقاط و مراکز جهان باستان از جمله ایران وجود داشته‌است. بر اساس و مبنای همین اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگی و خوراک و پوشاک قرار می‌دادند. در ادواری قدیم‌تر بر اساس شغل متوفا ابزار پیشه‌اش را نیز پهلوی دستش قرار می‌دادند. اغلب مردگان را در عمق کمی که گاهی از ۲۰ سانتیمتر نیز تجاوز نمی‌کرد، دفن می‌کردند. شکل اسکلت‌هایی که باقی مانده به شکل خمیده و منحنی است. برخی اوقات مرده را طوری خمیده دفن می‌کردند که تمام اعضای بدنش به جانب شکم کشیده شده باشد.
با پیدایش و کشف فلزات، زینت مردگان با اشیاء طلاه و نقره و سنگ‌های گران‌بها رسم و شایع شد. این رسم خدمت مهمی به فهم هنر و دانستنی‌های دیگر باستان‌شناسان کرده‌است زیرا که تقریباً تمامی جواهراتی که از زمان‌های باستان به دست ما رسیده‌است از مقابر و گورها یافت شده‌است.
رنگ‌کردن مردگان
در ادوار قدیم جسد مرده را با رنگ قرمزی می‌پوشانیده‌اند که از اکسید آهن به دست می‌آمده و در فلات ایران فراوان بوده‌است. این نظر هم وجود دارد که ممکن است زندگان بدن خود را به دلایلی با همین ترتیب رنگ می‌کردند و چون فوت می‌شدند، اثر این رنگ بر بدنشان باقی می‌مانده‌است. در دوران‌های متأخرتر بجای اکسید آهن بر استخوان‌بندی متوفا با رنگی سرخ‌فام، با گِلِ اُخرا نقش‌هایی ایجاد می‌کردند.
خاک‌سپاری در منازل
رسم دفن مردگان در جاهای مختلف خانه، احتمالاً بنابراین اندیشه بوده‌است تا با بازماندگان مجالست و مصاحبت داشته باشند چه به بقای روح و زندگی پس از مرگ سخت معتقد بوده‌اند. این رسم تا مدتی دوام داشت و هنوز آن زمانی فرا نرسیده بود تا از مردگان در ترس و هراس افتند.
پیدایش ترس از مردگان
در بسیار از اقوام و ملل ترس از مردگان وجود داشته‌است و شاید این نشانی از آغاز دوران نیاکان‌پرستی باشد. بازماندگان برای مردگان قربانی می‌کردند، هدیه می‌فرستادند و می‌کوشیدند تا همچون خدایان شر، دلشان را نرم و مهرآمیز نمایند. در برخی نقاط چون مرده‌ای پیدا می‌شد، وی را درون خانه دفن کرده و خود در جایی دور خانه می‌ساختند تا روح متوفا آنان را پیدا نکند یا درهای ورودی و خروج خانه را پس از فوت یک نفر مسدود کرده و از آنجا می‌گریختند تا روح محبوس فرصت تعقیب پیدا نکند. آثار چنین اندیشه‌هایی در دین ایرانی نیز برجای مانده‌است.
در هرات رسم بر آن جاری بود که چون در خان‌ای کسی می‌مرد، سرنشینان وخویشان آن خانه را ترک می‌کردند. در بند نهم از فرگرد دوازدهم وندیداد آمده‌است، «ششمین سرزمین که اهورامزدا آفرید، هرات هَرَئیوَه است، که در آن ترک کردن خانه‌ها به هنگام مرگ رواج دارد. آفتی که اهریمن پرمرگ در این سرزمین آفرید، سرشک (سرسکه)، وشیون و زاری (دری‌ویکه) بود.»
دفن مردگان در قبایل پارس
چنین به نظر می‌رسد که به خاک سپردن مردگان یک آئین پارسی بوده که بعدها به تدریج متروک شده‌است. سندی بسیار جالب در این مورد از برده‌ای ایرانی به نام اوفراتس (Eufhrates) به دست آمده‌است. «مرا مسوزان، آتش را از برخورد تن من میالای، من پارسیم، نیاکانم نیز پارسی بودند و گناه آلودن آتش به نزد ما گران‌تر از مرگ است. مرا به خاک بسپار، مولایم، ولی برتنم، آب تطهیر نیفشان چون من آب‌ها را نیز گرامی می‌دارم.»
سیسرو، اسبیوس، هرودوت، و استرابو نقل می‌کنند که مغان زرتشتی جسدها را در برابر سگ‌ها یا لاشخورها قرار می‌دادند. پارسی‌های دوره هخامنشی آنها را مومیایی می‌کردند؛ ولی طبق گفته گزنفون کوروش می‌گوید:
«ای فرزندانم، بدن مرا بعد از مرگم نه در طلا و نه در نقره قرار مدهید، بلکه بلافاصله در زمین بگذارید».
این مطلب نشان می‌دهد که مراسم مربوط به مردگان در مورد هخامنشیان با آنچه در دین زرتشتی رایج می‌باشد، اختلاف داشته است. از ملاحظه گور داریوش بزرگ و خاندان هخامنشی در نقش رستم واضح می‌شود که شاهان هخامنشی قانون منع و جلوگیری از دفن مرده را در سرزمین رعایت نمی‌کرده‌اند. در کتاب اوستا دفن جسد مرده در زمین منع شده‌است، ولی این امر مانع نمی‌شد که استخوان‌های خشک جسد مدفون گردد، یعنی در محلی به نام استودان ریخته شود.
مراسم در ارتباط با مردگان در دین مزدیسنا
ایران‌ویج زادگاه آریایی‌ها و زرتشتیان سرزمینی سرد و یخبندان و بیشتر ماه‌های سال زمین سرد و سخت و یخین بود. به دلیل عدم جنگل‌ها و کوهستانی بودن، آریایی‌ها مرده‌های خود را روی کوه‌های بلند و قله‌ها می‌گذاشتند تا خوراک کرکس‌ها شده، زودتر از بین بروند و جلوی بروز و شیوع بیماری گرفته شود. اندک اندک برخی از ایرانیان از جمله مادها روی کوه‌ها و مکان‌های دور از اجتماع آدمیان برج‌هایی مشهور به دخمه ساختند که زرتشتیان به آن «دادگاه» و پارسیان «دخمو» می‌گفتند که در منابع انگلیسی ایران‌شناسی، tower of silence ذکر شده و «برج سکوت» ترجمه شده‌است. در وسط دخمه چاهی به نام «سراده» یا «استه‌دان» (استودان:استخوان‌دان) وجود داشت که استخوان مردگان پس از پاک شدن از پوست و گوشت در این چاه ریخته می‌شد .
دفن مردگان
در آیین زرتشت آتش و آب و خاک مقدس هستند اگر جسد را مدفون کنند خاک را آلوده ساخته‌اند و اگر در آب غرق کنند آب را ناپاک نموده‌اند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن این فروغ آسمانی بزرگترین معاصی صورت گرفته‌است. به عقیدهٔ پیروان مزدیسنا باید جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشه‌خور قرار داد یا بالای برج‌های خاموشی در معرض نابودی گذاشت.
دفن با تابوت
استفاده از تابوت در آئین مزدیسنا ممکن است به رعایت آئین آلوده نساختن خاک یا تدفین بقایای اجساد ارتباط داشته‌باشد



تاريخ : پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1398 | 11:20 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

مرگ مرموز ترين ،ناشناخته ترين ومهم ترين درد بشر در طول تاريخ بوده است،او براي دست يابي به جاودانگي، تلاش زيادي كرده و به ايجاد بناهاي باشكوهي دست زده كه بخش قابل توجهي از آنها پا برجاست. در مقاله” آرامگاه در ايران بطور مفصل به بررسي آرامگاه هاو بناهاي آرامگاهي دوران پيش از تاريخ ،مادها، هخامنشيان ،پارتها ،ساسانيان و دوره اسلامي پرداخته كه در اينجا از تكرار آن خودداري كرده و در اين مطلب به معرفي چند گورستان تاريخي اكتفا مي كنيم.

همانطور كه در زندگي اجتماعي واقعيت هائي چون اختلاف طبقاتي،قشر بندي اجتماعي و جنسيت بسيار تعيين كننده هستند در گورستان نيز، اين عوامل بصورت بارزي خود نمائي مي كنند به عنوان نمونه  بناهاي ياد شده در بالا براي افراد برگزيده ساخته مي شدند و مردم عادي از آنها بي بهره بودند.ولي مردم نيزبراي ماندگاري، راه خود رايافتندو با توجه به اينكه سنگ مصالحي با دوام و مقاوم است از آن براي نشان گور خود استفاده كردند. سنگ هاي گور تنديس هاي متنوعي هستند كه در نقاط مختلف به شكل هاي گوناگون ديده مي شوند. شكل ها، نقش ها و نوشته هاي روي سنگ هاي گور دنيائي از ناگفته ها را در دل خود پنهان كرده اند بطوري كه پژوهش بر روي هر گورستان بطور كامل و مجزا ضرورت دارد. اصولا”گورها و روش تدفين در هر سرزمين و در هر دوره تاريخي، نشانگر نوع اعتقادات، آداب و رسوم، سنت ها و باورهاي يك قوم يا مردم يك سرزمين بوده ،گورهاي كشف شده درمحوطه هاي تاريخي ،پژوهشگران را به كوره راههاي متروكه تاريخ راهنمايي مي كنند و به پرسش هاي آنان پاسخ مي گويند.

برخي از سنگ گورها كه بيشتر به دوران اسلامي تعلق دارند داراي تزئينات ويژه اي شامل آيات قرآني با خط كوفي ونقش هاي تزئيني و اسليمي وگاهي مشبك هستند، هر چند كه آن تزئينات، تجملي در حد بناهاي گفته شده ندارند، ولي آنها نيز به اقشار برگزيده جامعه تعلق داشته اند به عنوان مثال مي ­توان سنگ گورهاي تكيه هفت تنان شيراز، سنگ گورهاي عمارت باغ نشاط لار، سنگ گور موجود در مقبره شيخ كلخوران اردبيل و يا سنگ گور”ابي سعدبن محمدبن احمد كدوك” كه در موزه متروپليتن نيويورك نگهداري مي­ شود رانام برد، ولي در اين پژوهش بيشتر به نمونه هاي مربوط به عموم مردم پرداخته شده است.

همانطور كه گفته شد سنگ گورها بسيار متنوع هستند و آن ها را مي توان به ترتيب زير طبقه بندي نمود:

1- سنگ گورهاي افقي كه هم سطح زمين بوده و گاهي از سطح زمين كمي بلند تر هستند مانند بسياري از گورهاي استان مركزي. اين سنگ گورها بيشتر برنگ سياه،خاكستري وگاهي سفيد هستند.

2- سنگ گورهاي عمودي يا محرابي كه بيشتر شكل منظمي دارند مانند گورستان هفشجان، سفيد چاه، تربت جام، تايباد و بستك.

3- سنگ گورهاي عمودي ساده و بدون نقش مانند نشتيفان.

4- سنگ گورهاي صندوقي مانند سنگ گورهاي هفشجان، عمارت نشاط لار، مقبره شيخ كلخوران اردبيل، تكيه هفت تنان شيراز و بستك لارستان.

5- سنگ گورهاي تنديس وار مانند شير، قوچ، اسب و انسان سنگي كه به ترتيب در خوزستان، هفشجان، چا لشتر و مشكين شهر موجود است.



تاريخ : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 | 09:32 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

درمورد این نماد و این حالت شتر دقت کنید کسی که تندیسو ساخته دقیقا با شیار موجود بین دو کوهان، و همینطور وجود دو برجستگی کوهان بی شک میخواد مطلبی رو اثبات کنه و یا رخی که در پشتگردن رو کوهان کار شده.

این دوکوهان اصلا ربطی دو تل خاکی نداره خط بین دو شیار ، تک جوغن روی کوهان، چشم خود شتر، خط کشیدیه دهان رخ، و تک سنگو برجستگی کنار نماد گواه بر این داره که نیاز به حرکت نیست. وهمینطور نشستن و دیده نشدن دست و پا نماد خود یعنی ایست.

اگر گردن کشیده و سربه بالا بود تفسیر متفاوت میشده. پس نقطه کاوش این نماد دقیقا کنار خود نماد در کنار تک سنگ موجود در عمق بالای هشت متر وجود دارد این نماد دارای سربار میباشد. و همینطور در کنار تل به دلیل ایجاد رخ روی کوهان قبری مهم نیز وجود داره که بی ارتباط با صاحب نماد و مال نیست.



تاريخ : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 | 09:30 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

همیشه حفاری دفینه یهودیان با دشواری های زیادی همراه هست هم از نظر عمق و سختی حفاری و هم از نظر خنثی کردن تله فیزیکی و انواع موکل.چرا که از قدیم الایام یهودیان جزو افراد پولدار در دنیا بودند و ثروت فراوانی داشتند و از طرفی هم از علوم غریبه بخصوص در محافظت از اموال دفن شده خود زیاد استفاده می کردند.

قبرهای یهودی عمقی هجده تا بیست متر دارند و از دهنه شروع کار تا پایان کارو شما بین هشت ماه و حداکثر یک سال رو درنظر داشته باشید.. سیستم کار این قبور و طراحی و لایه هایی که در مورد این قبور به کار میرفته بسیار با باقی،قبور متفاوت هستند و از لایه های سخت سنگی با برشهای ضخیم تو در تو استفاده میشده و خبری از گِل و اهک و لایه های سبک نیست و خیلی سطحی از این موارد استفاده شده است..

و به دلیل دارایی و اموال بسیار قبور یهودی مجبور به بالا بردن عمق کار میشدند و نشان این قبور .ماه ستاره.گاها تک فلش بوده است…ببینید دوستان در دوران باستان بودن انسانهایی که با علم ترکیب سموم و مواد شیمیای اشنایی داشتند و در قبور یهودی از چنین اشخاصی استفاده میشده و جوری در مسیر کار از این موارد استفاده میشده که صدرصد انسانهای اماتور و غیر حرفه ای نمیتونن این نوع قبرهارو به سرانجام برسونن و نیاز به بودن متخصص در کار هست..

در حفاری این قبور احتمال سرباری زیاد خواهد بود و با وجود یک انحرافی دو تا سه متری در عمق سرباری کوچک رو قرار میدادند و با نشان ضربدر در روی دیواره مسیر رو مشخص میکردند که در نهایت سارقان و کسانی که نیت دستبرد زدن به اموال آنها را داشتند با دیدن سربار کار مسیر کار را کلا تغییر بدن و درمورد تله های قبور یهود باید دانست که تله اینکار نهایت در سه تا چهار متری اتاقک مقبره کارگذاری میشده و از ترکیبات شیمیایی بسیار سنگین استفاده میشده که چه با تنفس،و حتی از راه نفوذ روزنه های پوست عمل میکرده و در این قبور شما دنبال تله های فیزیکی و سنگی نباشید چون فضایی که باید برای این نوع تله ها ایجاد کرد جوری هست که در عمق بالا قابل طراحی نیست و تله های فیزیکی و سنگی بیشتر در دم ورودی غارها و تونلها و دالانهای دست ساز به کار میرفته..

ورودی اتاقک قبرهای یهود از سنگهای گرانیت و بسیار سخته ساخته شده که شاید با ابزار امروزی هفته ها فقط برای یک درب باید زمان گذاشت ..طراحی داخلی این قبور ورودی پلکانی و اتاقک قبر و از داخل اتاقک قبر مسیر اتاقک اموال و هدایا رو باید یافت که از ساروجی ضخیم برای اتاقک اموال استفاده شده که بیشتر در جهت پا قرار گرفته است.

 



تاريخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 | 13:18 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

یکی از مواردی که بسیاری از کاربران در تشخیص آن مشکل دارند فرق نشیمنگاه  با سنگ صندلی در آثارشناسی دفینه می باشد،دوستان کاوشگر توجه کنین که سنگ  صندلی نماده و نشیمنگاه شاخص.
صندلی کاملا مستقله اما نشیمن تابع علائم بعدی
صندلی شکل ظاهری خاص داره و محیط خاصی رو میطلبه
صندلی باید جای دست داشته باشه ،پشتی داره ،گاهی جایی واسه گذاشتن پا تعبیه شده یا پا ب زمین نمیرسه .


مشخصه صندلی !

تاريخ : شنبه 21 اردیبهشت 1398 | 11:05 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

جای دقیق دفینه ها در قلعه ها

هر روزه دوستان زیادی تصاویر قلعه ها را برای بنده ارسال می کنند و بدنبال دفینه آن هستند و گمان می کنند که هر قلعه دارای دفینه می باشد و زیر هر دیوار باستانی باید گنجی نهفته باشد .لازم به ذکره که گرفتن دفینه قلعه ها سخت و مشکل می باشد چرا که قلعه ها دارای استحکامات و پیچیدگی های خاص خود بودند و معماری قلعه ها بسیار پیچیده است و هر کسی از این معماری قلعه ها اطلاع ندارد .برای دسترسی به قلعه ها و دفینه احتمالی آنها باید از تقسیم بندی انواع قلعه ها و معماری آنها مطلع بود. در مورد دفینه قلعه ها باید بگویم که دفینه بسیاری از قلعه ها در ایران و کشورهای دیگر بعد از فتح آن قلعه ها یا زمان ترک آن ها تخلیه تاریخی شده است.

با توجه به تقسیم بندی قلعه های ایران به دو نوع جلگه ای و کوهستانی،مصالح ساختمانی آنها نیز متفاوت است.طرح اصلی قلعه های جلگه ای مربع و یا مربع مستطیل است که در چهار گوشه آن برج های مدور برای دفاع ساخته شده اند،مصالح این قلعه ها خشت و گل است و به ندرت از آجر و گچ استفاده شده است.

بارو (دیوار ضخیم) این قلعه ها چینه (دیوارهای گلی که آن را بند بند می سازند) است یا با خشت های قطور ساخته شده است،برای استحکام آن قطر و ضخامت بعضی از بارو ها به چهار متر هم می رسید.اطراف بعضی از این قلعه ها خندق حفر می کردن و برای رسیدن به قلعه از پل های متحرک بهره می گرفتند.
بعضی از قلعه های جلگه ای و کوهستانی به دلیل امنیت آن ها محل سکونت کشاورزان و روستاییان شد که با گذراندن خیابانی معمولا شمالی و جنوبی و تامین آب آشامیدنی خانه های روستایی در دو طرف خیابان ساخته می شد.

از این قلعه ها می توان به ،قلعه هنجن در سر راه نطنز به ابیانه است اشاره کرد که تا این اواخر محل سکونت بوده است.این قلعه دارای برج و باروی ضخیم بسیار بزرگ بوده است.داخل قلعه کوچه های پر پیچ و خمی داشته است که همه آن ها به گذر اصلی قلعه که به در قلعه منتهی می شود راه دارند.

خانه ها دو طبقه هستند و از طبقه زیرین برای نگهداری دام و یا انبار مواد غذایی و آشپزخانه استفاده می کردند و اتاق های نشیمن در طبقه دوم قرار داشته اند.از قلعه های مشهور ایران ، قلعه فلک الافلاک در شهر خرم آباد است.این قلعه با وسعت زیاد یکی از قلعه های معروف ایران است که هم اکنون تبدیل به موزه شهر خرم آباد شده است.

مصالح دژهای کوهستانی را معمولا از سنگ های بدون تراش نظیر سنگهای کوه یا رودخانه همراه با گچ غربال شده فراهم می کردند.در زیردست دژهای کوهستانی پرتگاه های عمیقی تعبیه شده است.درقسمت انتهایی برج ها و بعضی مواقع،باروها،کنگره هایی ست که مخصوص کمانداران بوده است تا بتوانند از شکاف کنگره ها دشمن را هدف قرار دهند.در بعضی از دژها و قلعه ها،مانند الموت قزوین،پایین دژ محل سکونت روستاییان بوده است.



تاريخ : جمعه 20 اردیبهشت 1398 | 15:27 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

روش پیدا کردن تونل اصلی تومولوس در گنج یابی

در طول حفاری بخصوص حفاری تپه ها و تومولوس ها ما به مسیر های انحرافی ،تونل و یا دالان هایی زیادی می رسیم که کار تصمیم گیری در آن مکان ها بسیار سخت و خطرناک می باشد چرا که نمیدانیم کدام مسیر اصلی و کدام مسیر تله هست. برای تصمیم گیری درست برای ادامه راه باید از اصول باستان شناسی  و معماری تپه های باستانی یا معماری تومولوس اطلاعات کامل داشته باشید.

دالانها در دفینه یابی دوستان بیشتر در قسمت های جنوبی و خشک کشور از دالان استفاده میشده و در شمال و قسمتهای مرطوب کشور کمتر دیده میشه به دلیل رطوبت و اینکه احتمال جمع شدن اب در گذر زمان بیشتر اتاقک با ساروج های ضخیم استفاده میشده و کاربرد اتاقک بیشتر هست.

تله هایی که در دالانها به کار رفته میشه بیشتر در کف راهرو طراحی میشده و رانش و نشست کف راهرو دیده شده. اصولا در دفینه هایی که دالان براشون ایجاد میشده صدرصد دو یا چند راهرو برای گمراهی کاوشگر ایجاد میشده که در انتها درب به شکل پلمپ البته کاذب برای گمراهی شخص ایجاد میکردن .

برای گمراه نشدن فقط کافیه به دیوارهی دالان دقت کنید و نشانهای وجود تله و درستی مسیرو با کوچکترین نشانها تشخیص بدید . وجود لباس و ماسک برای کارهای دارای دالان الزامیست و سعی کنید درکنار کارشناس مخصوص کار را پیگیر بشید در اطراف قلعه ها و کاروانسراها وقتی به این سیستم کاری برخورد کردید اگر در رویه دیواره و ورودی عکس برجسته شتر دیده نشد اون منطقه ربطی به دفینه نداره و کارایی متفاوت با این موضوع داشته پس قبل از وارد شدن مسیر کاملا بررسی بشه.



تاريخ : جمعه 20 اردیبهشت 1398 | 15:25 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران