وب گیتاریست
- وب جاو
نکات و قوانین مهم و طلایی در گنج و دفینه یابی و روشهای حفاری
قوانین طلایی در گنج یابی و دفینه یابی چیست؟ و چگونه باید گنجینه پیدا کرد راهنمایی, آموزش نکات و قوانین طلایی برای گنج یابی و دفینه یابی, راهنمایی و کمک در مورد نحوه گنج یابی و دفینه یابی, کاملترین آموزش روش های حفاری و کاوش برای گنج و دفینه, اطلاعات ترفند و دانستنی های لازم برای گنج یابی و دفینه یابی و حفاری, ۱۰ قانون طلایی برای حفاری کندن و پیدا کردن محل و مکان گنج و دفینه
قوانین فلزیابی
قانون اول – بايد از روش هاي باستان شناسی در تحقيقات مقدماتی و سطحی در حفاري استفاده نمود تا شانس موفقيت شما بالاتر رود
قانون دوم -برای شناخت ساختار و لايه های خاک از رشته ژئولوژی( زمين شناسي) استفاده نمود تا گمراه نشويم.
قانون سوم- براي فهم اينکه آثاري که بدست آمده از چندين و چه کانی هايي تشکيل شده و يا چه نوع سنگ قيمتي در ساخت آن استفاده شده بايد از شاخه کانی شناسي که يکي از شاخه هاي زمين شناسي است استفاده کرد.
قانون چهارم- محاسبه تقريبي هزينه های جستجو و حفاري کردن باعث برنامه ريزي دقيق و موفقيت در کار مي شود
قانون پنجم- براي شناخت اشکالي که بر روي صخره ها حک شده و همچنين شناخت آثار تاريخي بدست آمده بايد تاريخ هنر و تاريخ تمدنها را مطالعه نمود و استفاده کرد.
قانون ششم- حفاري کردن همانند يک عمليات است قبل از اينکه خاک را زير و رو کنيد بايد داده ها و نشانه هاي سطح خاک را به شکل خوبي تجزيه و تحليل کرد.
قانون هفتم- براي زودتر رسيدن به هدف بايد از تکنولوژي استفاده کرد
قانون هشتم- بسياري از نشانه ها و اشکال به شکل الفبايي و طبق قواعد رياضي بدست مي آيند.براي حل کردن اين معماها بايد از علم هندسه که شامل مجموع قوانيني مانند يادگيري زبان علائم و نشانه ها , اندازه گيري طول و عمق, واحدهاي اندازه گيري در رياضي که اين قوانين در بسياري از گوردخمه ها تومولوسها و بسياري از دفينه هاي شخصي رعايت شده است استفاده نمود .
قانون نهم – بايد از اطلاعات مردم که شامل افسانه ها داستان ها و باورها که مربوط به منطقه مورد کاوش شماست نت برداري کرد يادتون باشه گاهي نکته اي کوچک کاري بزرگ انجام مي دهد البته معمولا اين جور افسانه ها با اغراق همراه است اما همه اين ضرب المثل رو شنيديم که ميگه تا نباشد چيزکي مردم نگويند…..
قانون دهم- براي يادگيري ساختار قومي و ديني جوامع باستاني بايد تاريخ اديان را مطالعه و استفاده کرد



نظر اول : در قبل تاریخ و در طول آن همیشه آهو نقش مهمی در زندگی انسان ها داشته است.
آهو با شاخ هایش شناخته می شود. این نشانه به یک مخزن یا پناهگاه اشاره دارد. گاها به جاهای پرپیچ وخم نیز اشاره دارد. نقش آهو روی سنگ قبر نیز میتواند باشد. گاها نیز نماد برکت بوده است. اگر نقش یا حکاکی یا تندیس آهو شاخ داشته باشد، ممکن است نمایانگر دفینه یک راهزن باشد. جهت دیدش و شکل پاهایش خیلی مهم بوده و ممکن است به یک ابزار الکترونیکی نیاز داشته باشیم.
نظر دوم : نماد دینداری می باشد. رهبری، پیروزی، تفریح و مردانگی را معنی می دهد. نقش آهو و یا تندیس آن نشانه قبر زن نیز می باشد.
در مبحث دفینه نیز می گویند که به غار زیر زمینی و یا البیرنت نیز اشاره دارد. ممکن است پول را مستقیما نشان ندهد. اما از آنجایی که ممکن است مزار زن نیز باشد می تواند به قبر تابوتی نیز اشاره کند. در کنار مزار و یا داخل آن ممکن هدایایی وجود داشته باشد.
نظر سوم : نشانه آهو معموال در قله کوه ها و یا نقطه شروع تپه ها نقش شده است. از جایی که نشانه آهو حکاکی شده تا نوک قله کوه همه جا را باید بخوبی بررسی نماییم ، سر آهو، شاخ هایش و پاهایش می توانند جهت را نشان بدهند.
گوزن : انسانی که این نقش را ایجاد کرده از منطق خودش استفاده کرده است. گوزن نیز بر خلاف آهو در دره ها و یا کنار رودخانه ها مشاهده شده است. رد پاهای گوزن جهت را نشان می دهد. اگر گوزن تنها باشد دفینه در جهت نگاهش و نزدیک است. باید به تخته سنگ ها با رنگ متفاوت، بلوکهای صاف تخته سنگ، تخته سنگ های متفاوت درون دره ها با دقت نگاه کرد و اطراف باید به خوبی بررسی شود. دفینه اش در مکان خیلی ساده ایی بوده و کار کمی میخواهد.
نظر چهارم : در افسانه قدیم یونان الهه ماه و شکار می باشد. علاوه بر اینکه در زمینه های مختلفی استفاده می شده است ، ولی اگر در یک سنگ ثابت نباشد به هدف زینتی و یا دینی بوده است.
۱ -آهوی لنگان : دفینه اش در مسیری است که از طرف بالای نشانه می گذرد. فاصله اش با آهو
۲۱ قدم است، در مسیر راه بالایی بوده و دفینه اش در داخل سنگ کاشته شده می باشد
همچنین : در نزدیکی سنگ کاشته شده غار نیز یافته شده، در مقابل غار ایستاده و در حالی که به غار نگاه میکردند،دست چپ را بلند کرده و وقتی دستشان را به بیرون غار گذاشته اند، از جایی که دست برخورد کرده، از چیزی مثل صندوق سنگی نیز پول درآورده اند.
۲ -آهویی )گوزن( که تمامی اعضایش کامل است: در یک تخته سنگ آهو یافته اند و در جهت
نگاهش در ۹۰ متری در یک تخته سنگ نقش شکارچی یافته اند، در نقطه مرکز آهو و شکارچی یعنی ۴۵ متری نشانه دفینه را برداشته اند.
گوزن به اعضای خانوادهٔ گوزنیان (Cervidae) در راستهٔ جفتسمان گفته میشود. آنها حدود ۲۷ تا ۲۸ میلیون سال پیش از گاوسانان جدا شدند و اکنون حداقل ۹۰ گونه زنده از آنها در نقاط مختلف دنیا زندگی میکنند. جنس نر تمام گونههای گوزن به جز گوزن آبی شاخ دارد اما در بیشتر گونهها جنس ماده شاخ ندارد. شاخ گوزنها تفاوت مهمی با سایر حیوانات شاخدار مثل گاوسانان و کرگدنها دارد. شاخ آنها دائمی نیست و هر سال میافتد و به جایش شاخ جدیدی میروید. گوزن مشک در واقع به خانواده گوزنها تعلق ندارد و عضو خانواده مستقلی به نام Moschidae است که به گاوسانان کمی نزدیکتر است تا به گوزنها.
ویژگیها
گوزنها شامهٔ بسیار قوی ای دارند به طوریکه از چند صد متری میتوانند به وجود دشمن پی ببرند.
گوزنها پرشهای بلندی دارند که حتی میتوانند به ارتفاع ۲ ،۳ متر و طول ۶٬۷ متر بپرند
**************************
آهو یا غزال شامل گونههای زیادی از بزکوهی و سرده غزال است و یا در گذشته چنین در نظر گرفته میشد. آهوها به عنوان جانورانی چابک شناخته میشوند. آنها میتوانند ناگهانی سرعت خود را به ۹۷ کیلومتر یا ۶۰ مایل در ساعت برساند و یا هنگام دویدن سرعت خود را در ۴۸ کیلومتر (۳۰ مایل) در ساعت نگه دارد. غزالها بیشتر در صحراها، مرغزارها (زمینهای چمن) و ساوانای آفریقا، جنوب غرب آسیا، آسیای میانه و شبهقاره هند دیده میشوند. این جانور بیشتر به صورت گلهای زندگی میکنند و از گیاهان نرم و لطیف و برگها میخورد و کمتر به گیاهان خشن رو میآورد.
غزالها اندام به نسبت کوچکی دارند. بلندی بیشتر آنها تا شانه، میان ۶۱ تا ۱۱۰ سانتی متر (۲ تا ۳٫۵ پا) است و رنگ آنها قهوهای مایل به زرد است.
واژهٔ Gazelle یا غزال در ریشهٔ عربی است که نخستین بار وارد زبان فرانسوی میانه و سپس در نزدیکیهای سال ۱۶۰۰ از فرانسوی وارد انگلیسی شد. مردمان عرب به صورت سنّتی به شکار آهو میرفتند. این جانور در ادبیات عرب نماد زیبایی زنان بودهاست. برخی زبان شناسان بر این باورند که واژهٔ غزل که گونهای شعر در ادبیات عاشقانهاست بیشتر به دلیل همانندسازی زیبایی معشوق و آهو به یکدیگر، این چنین نامگذاری شدهاست. در داستانها گفته میشود که خلیفه عبدالملک مروان (۶۴۶ تا ۷۰۵) یک بار یک آهو را به دلیل شباهتش به معشوقش آزاد کردهاست.
مفهوم نشانه مار در گنج و دفینه یابی,کارشناسی علامت و نماد مار بر روی سنگ در باستان شناسی
مفهوم نشانه مار در گنج و دفینه یابی,کارشناسی علامت و نماد مار بر روی سنگ در باستان شناسی
مفهوم نشانه مار در گنج و دفینه یابی,کارشناسی علامت و نماد مار بر روی سنگ در باستان شناسی
مفهوم نشانه مار در گنج و دفینه یابی,کارشناسی علامت و نماد مار بر روی سنگ در باستان شناسی
مفهوم نشانه مار در گنج و دفینه یابی,کارشناسی علامت و نماد مار بر روی سنگ در باستان شناسی
نشان مار : اگر مار برجسته در سنگ مزار نباشد مطمئنا نشان دفینه می باشد . ولی برجستگی ها سر ان اندازه گیری شود . پول مار باز با محاسبات مخصوصی پیدا میشود . ماری که در اینجا می بینید مار بالا رونده می باشد . اندازه گیری درازای این نیز لازم میباشد . در جهت حرکتش امانتی وجود دارد . مارهای دیگر ممکن است در سنگ و یا خاک باشند . ولی این فقط در سنگ و یا دفینه هایی می باشد که در غارها گذاشته شده اند . در نشانه ها و به خصوص مارها نمیتوان مکان صد در صدی مشخص کرد . دلیلش این است که نمیشود به طور قطعی اطلاعات پنهانی را درک کرد . نشانه های مار انقدر گستردگی دارند که هر تعریفی که به صورت حفظی انجام میشود خواننده را قطعا گمراه خواهد کرد . اینطور بگوییم که مار حیوانیست که وقتی میترسد فرار میکند و خزنده میباشد . از طرفی لانه ی مار همیشه سوراخها میباشد . با این حال به شما یک سرنخ میدهم . دهان مار به حالت باز دیده میشود . در پشت ان به دنبال امانتی باش . یک بار دیگر دقیق نگاه کن اگر دهان مار بسته باشد در جهت جلوی ان حتما یک سوراخی پیدا میشود.
******************************
برای اینکه بدانید محل دفینه کجاست یک مار بگیرید و او را بکشید چشم و سر و دم مار را سوزانیده
و به صورت سرمه در بیاورید و به چشم خود بکشید به هر جا که گمان دارید در آنجا دفینه است بروید
خواهید دید که از آنجا دود بلند می شود.اون چبزی که از محل دفینه خار ج می شود دود نیست. فلزاتی که زیر زمین هستند مانند طلا به دلیل خاصیت مولکولی که دارند در طول روز گرمایی خورشید را نگه می دارند و این باعث می شود که محل دفینه گرمتر از جاهای دیگر باشد اون چیزی هم که از ان جا خار ج می شود یون ها یا همان گرمای ذخیره شده هست به همین دلیل اگر برف اندکی هم در محل ببارد و بعد افتاب به محل بزند شما خواهید دید که در طول زمین یه قسمت هایی به شکل دایره برفش زودتر از بقیه جاها آب شده هست.
******************************
وقتی در روی سنگی، ماری یافتید که زبانش بیرون می باشد و در جلوی سرش نیز یک جوغان گرد (کاسه) وجود داشته باشد، باید در مسیر سر مار رفته تا دهانه مسدود شده چاهی را بیابید و در انتهای دیواره چاه یک سنگ بزرگ یا ساروج که به منزله در ورودی نیز بوده، وجود دارد و دفینه آن در اتاقی پشت آن قرار داده شده است. باید متذکر شوم که این دفینه دارای تله بوده چرا که زبان مار از دهانش بیرون بوده که هم مسیر را برای شما تعیین می نماید و هم به وجود تله اشاره دارد و لذا باید تمام جوانب کار بررسی گردیده و با احتیاط ، وارد عمل شوید.
توضیح اینکه: چنانچه زبان مار به دو قسمت تقسیم شده باشد، یا اینکه اصلا زبان آن بیرون نباشد، می بایست درست بر عکس عمل نمایید و در این حالت باید دهانه چاه موصوف را در مسیر نوک دم مار، پیدا نمایید.
ضمنا همانگونه که در تصویر زیر مشاهده می نمایید، حفاری از بالای سر اتاق که احتمالا کمی برجسته تر از اطراف میباشد، کاملا اشتباه است، زیرا مانند این می باشد که ما بخواهیم برای نماز خواندن، از بالای گنبد سقف یک مسجد سقف را سوراخ کنیم و وارد آن شویم!! که امری تقریبا دست نیافتی خواهد بود.
در پایان باید اضافه نمایم که این دفینه معمولا در عمقی در حدود ۵ الی ۷ متری بوده ولیکن امکان دارد، بنابر شرایط مناطق مختلف کشور ، عمق آن بیشتر یا حتی کمتر از این میزان هم باشد.
******************************
تفسیر و کارشناسی نشانه ( سنگ نگاره ) مار در گنج یابی قسمت ۱
یکی از علایمی که کارشناسان برآن اتفاق نظر ندارند همین نشانه مار است .
طول نماد مار اگر از عرف معمول ( درازای بیش از حد نسبت به قطر مار ) بیشتر باشد فقط نشانه چاه و یا ذاغه ای قدیمی است و نشانگر دفینه و گنج نیست .
نماد مار نشانگر وجود حفره ،تونل ،ذاغه و سوراخ و همچنین وجود خطر است .
به دو صورت کلی دیده می شود : با زبان و بدون زبان
در هر دو صورت آن ، نماد مار نشانه آخر نیست ولی بدون شک ما را به نشانه آخر می رساند . فقط کمی تامل باید کرد تا مسیری که مار می خواهد نشان بدهد را بیابیم . این مسیر حتما با چشم قابل رویت است یعنی فاصله دور نیست .
اگر این نماد بدون زبان باشد باید در جهت نگاه مار ( باید مار دو چشم داشته باشد ) به دنبال تخته سنگ امگا ( به شکل یو u انگلیسی ) باشید که زبانه سنگ امگا ، جهت مقبره ای با تونل طولانی را به شما نشان میدهد در انتهای تونل که پیچ و خم هم ندارد اتاقی است که در قسمت طاقچه شرقی آن با ساروج پلمپ شده و بعد از شکستن ساروج به اتاق دفینه راهنمایی میشوید . معمولا در زمان شکستن پلمپ نشان مار بدون زبان، ریزش سنگ و شن همراه است مراقب باشید .
اگر نماد مار بدون سر بود و یا سر آن داخل جوغن بود و یا به دور خود حلقه زده و سر مار در وسط حلقه باشد، دفینه در زیر همان سنگ است و در بدشانس ترین حالت ، درب تونل یا مقبره در زیر همان سنگ است و آن سنگ درب ورود است .
اگر بدن مار به صورت منحنی ( شکل بالا ) بود و نشانه دیگری نداشت به سمت فرو رفتگی شکم مار حرکت کنید که معمولا به سمت غرب است . بنده با اندازه گیری طول مار و جوغن مخالف هستم زیرا دلایل نقض کردن آن را بسیار دیده ام ولی ضرر ندارد طول مار را اندازه گیری کنید و به متر تبدیل کنید و به سمت فرورفتگی شکم مار حرکت کنید . معمولا نماد مار نشانه های تکمیلی دارد بسیار دیده شده درکنار نماد مار ، جوغنی کوچک مسیر را مشخص میکند زیرا نماد مار نشانه آخر نیست در مسیر حرکت به دنبال سنگی متفاوت یا خاکی متفاوت از محل بگردید . یک فرو رفتگی سطحی ، یا تل خاکی دو متری بدون سنگ ثابت میبینید .نماد مار که زبان داشته باشد بسیار خطرناک است و به جز خطر ریزش سنگ در تونل ، احتمال سقوط بر روی تله های نیزه یا شمشیر هم وجود دارد .
نکته قابل تامل آنست که از محل نماد مار تا منطقه هدف ، با چشم غیر مسلح به خوبی قابل رویت است . پس دنبال ورودی ، در آنطرف تپه یا رود نباشید .
***********************************************************
مار
| مار سن: کرتاسه – امروزه | |
|---|---|
![]() |
|
| مار Boomslang از خانوادهٔ قمچهماران | |
| طبقهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| زیرشاخه: | مهرهداران |
| رده: | سوسماریان |
| زیررده: | دوکاوان |
| فرورده: | پولکسوسمارشکلان |
| Superorder: | پولکسوسماران |
| (طبقهبندینشده): | سختزبانان |
| راسته: | پولکداران |
| زیرراسته: | ماران لینه، ۱۷۵۸ |
| فروراستهها و خانوادهها | |
| بخش خانوادهها در این مقاله را ببینید. | |
![]() |
|
| گستره پراکندگی مارها در زمین (گسترهٔ حدودی مارهای آبی به رنگ آبی) |
|
مار، جانوری خزنده، گوشتخوار، کشیده (دراز) و بدون پا است که به دلیل نداشتن پلک و گوش بیرونی میتوان آنها را از مارمولک بیپا جدا کرد. مارها جانورانی، خونسرد، از گروه آب پرده داران و مهرهدارانی است که بدنش از پولکهایی که با هم همپوشانی دارند، پوشیده شدهاست.
مار از ردهٔ خزندهچهرگان، زیرردهٔ دوکمانان، فرورده پولکسوسمارشکلان، بالاراستهٔ پولکخزندگان، راستهٔ پولکداران، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.[۱]
بیشتر گونههای مار، جمجمه ای دارند که چندین مفصل بیشتر از اجداد مارمولکشان دارد. این جمجمه به آنها اجازه میدهد تا شکارهای بسیار بزرگتر از سرشان را با کمک آروارههایی که به شدت جابجایی پذیرند ببلعند. اندام درونی بدن مارها برای تطبیق بیشتر با بدن کشیده و درازشان، به گونهای است که عضوهای جفت در آنها مانند کلیهها به جای آنکه در دو سوی بدن باشد، یکی پس از دیگری قرار گرفته همچنین بیشتر آنها تنها یک شش دارند که کار میکند. برخی گونههای مار هنوز لگن خاصره دارند و یک جفت اندام بازماندهٔ ژنتیکی ناخن مانند در دو سوی پارگین آنها دیده میشود.
مارها غیر از قطب جنوب، برخی خشکیهای بزرگ مانند ایرلند و زلاندنو و بسیاری از جزیرههای کوچک اقیانوس اطلس و مرکز اقیانوس آرام در همهٔ قارهها زندگی میکنند.[۲] البته دریاماران در سراسر اقیانوس هند و آرام پراکنده شدهاند. تا کنون نزدیک به ۲۰ تیره از مار که شامل ۵۰۰ سرده و نزدیک به ۳۴۰۰ گونه است، شناسایی شده است.[۳][۴]
بزرگی طول مارها از ۱۰ سانتیمتر برای مار قلمی تا ۶٫۹۵ متر برای پایتون مشبک گسترده شدهاست.[۵] سنگوارهای از مار به نام تیتانوبوآ یافت شده است که ۱۳ متر طول داشته است.[۶] احتمالاً نسل مارها یا به مارمولکهای آبی یا به مارمولکهای زیرزمینی در دوران ژوراسیک با آخرین فسیل مربوط به ۱۴۳ تا ۱۶۷ میلیون سال پیش بازمیگردد.[۷] گوناگونی مارهای امروزی به نظر مربوط به دورهٔ پالئوسن در دورهٔ ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال پیش است. قدیمیترین توصیفی که از یک مار پیدا شده مربوط به پاپیروس بروکلین است.
بیشتر مارها زهر ندارند آن دستهای که زهرآگین اند هم در درجهٔ نخست از آن برای شکار و کشتن طعمهٔ خود استفاده میکنند تا برای دفاع شخصی. برخی مارهای زهرآگین میتوانند باعث زخم شدید در انسان حتی مرگ شوند. مارهای بی زهر شکار خود را میتوانند زنده بخورند یا آن را نخست با پیچیدن به دور طعمه و فشردن میکشند سپس میخورند.
برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکانهای ویژهای وجود دارد به نام مارسرا.
علامت نعل اسب نماد خوش اقبالی و در گنج یابی نماد گنج و دفینه است.باید توجه داشت که عمق کنده کاری حداقل یک سانتیمتر باشد.طرف باز نعل اسب را بین یک تا دو زرع بکاوید.بار خوبی وجود خواهد داشت.احتمال این که به تخته سنگ یا ساروج نازک برخورد کنید بسیار زیاد است.از افسانه سازي كاملا بپرهيزيد.بار اين علامت بيشتر مواقع سكه بوده است.
۱-آثار نعل اسب: هر کجا که این آثار وجود دارد نشان تل خاکی است . که بستگی به کمانگی نعل اسب دارد .هر چه کمانگی بیشتر باشد . عمق بار بیشتر است و معمولا نعل اسب همراه با چند آثار دیگر است که همه یک منظور را می رسانند. و جهت را نشان میدهند و اگر تعداد نعل ها بیشتر باشد , فاصله کار بیشتر می شود . جایی که از نعل استفاده می شود . معمولا تله ندارد ولی متراژ بار اصلی بین ۶ تا ۸ متر است و سر بار آن در ۲ الی ۳٫۵ متری قرار دارد که سربار معمولا خمره ای کوچک است و نشان بار اصلی در وسط تل است . در بیشتر مواقع سربار زیر خود سنگی قرار دارد که نعل روی آن حکاکی شده است ولی ممکن است گاهی اوقات اینگونه نباشد و باید سنگی به صورت ایستاده در کنار همان سنگ باشه نعل بر روی آن حکاکی شده است . وقتی غروب آفتاب به این سنگ ایستاده برخورد می کند باید جایی را که سایه سنگ به روی زمین تیغه میکند را حفر کرد .
: نعل اسب تشخیص صحیح نعل اسب نیاز به دقت زیاد دارد ، چرا که خیلی ها آن را عوضی می گیرند. نعل اسب باید سوراخ میخ کاری روی آن نمایان باشد و اگر نباشد…
نشانه نعل اسب و سم اسب
نشانه نعل اسب و سم اسب
: نعل اسب
تشخیص صحیح نعل اسب نیاز به دقت زیاد دارد ، چرا که خیلی ها آن را عوضی می گیرند. نعل اسب باید سوراخ میخ کاری روی آن نمایان باشد و اگر نباشد علامت نعل نیست بلکه علامت تونل است و یا حرف امگا از حروف یونانی است که در جای خود توضیح مفصلی دارد. تعداد نقطه ها (سوراخ ها) در نعل اسب نشان دهنده میزان فاصله وعمق دفینه است
نشانه نعل اسب و سم اسب
:سم اسب
در جایی که سم اسب وجود دارد ، چهار قدم به سمت جلو بروید و زمین را بکاوید. توجه داشته باشید که دفینه آن بسیار نزدیک است و عمق زیادی ندارد
*********************************************
نعل اسب

نعل اسب، محصول ساختهشدهای است که بیشتر و معمولاً از فلز ساخته شده؛ هرچند قسمتهایی از، و یا گاهی همهٔ آن را، از مواد مصنوعیِ مدرن هم میسازند. این محصول برای محافظت سم اسب در برابر سایش طراحی و ساخته شده است. نعل اسب در قسمت کف سم (پالمار)، از طریق دیوارهٔ غیرِ حساسِ سُم، و بر روی آن، معمولاً میخکوبی میشود، که بافت آن دیواره در مقایسه با آناتومیِ بدنِ انسان به ناخن شصت پا شبیه است؛ هر چند بسیار بزرگتر و ضخیمتر است. با این حال، در بسیاری از موارد برای نصب نعل استفاده از چسب هم متداول است.
نصب و پردایش نعل اسب حرفهای تخصصی است، انجام آن توسط یک نعلبند، که متخصص در آمادهسازیِ پا، ارزیابی دشواریهای بالقوهٔ لنگش، و نصب نعل مناسب، از جمله توجه به ویژگیها، و ارائهٔ چارهاندیشیهای درمانی و چارهسازیها؛ که میتواند مورد نیاز باشد، انجام میشود. در برخی از کشورها، مانند بریتانیا، انجام پیشهٔ نعلبندی از نظر قانونی تنها به افراد دارای مهارتها و تجربههای ویژه محدود شدهاست. در برخی دیگر از جاها، مانند ایالات متحده آمریکا، که در آنجا داشتن مجوز حرفهای به صورت قانونی مورد نیاز نیست، سازمانهای حرفهای ارائهٔ برنامههای صدور گواهینامه برای افراد واجد شرایط همچنین شناسایی و معرفی آنان را بر عهده دارند.
نعل اسب در گونههای گستردهای؛ چه از نظر جنس مواد به کار رفته و نیز از منظر سبک و ویرایش و کیفیت، در دسترس است. هر نوع هم برای انواع مختلف اسب و نیز برای کاری که آنها انجام میدهند بهسازی شده و توسعه یافتهاند. رایجترین مواد که نعل اسب از آن ساخته میشود فولاد و آلومینیوم است، امادر ساختن نعل تخصصی ممکن است از لاستیک، پلاستیک، منیزیم، تیتانیوم، و یا مس هم استفاده شود.[۱] [۱] به نظر میرسد که استفاده از فولاد در ورزشهایی که در آنها دوام و استحکام ضرورتاً مورد نیاز است، ترجیح داده میشود مانند چوگان، سوارکاری، پرش با اسب نمایشی، و اسب سواریهای غربی (وسترن) است. نعل اسبهای آلومینیومی سبکترند، بنا بر این آنها را در مسابقههای اسب دوانی، که در آن یک نعل اسب سبکتر مورد نظر است، عموماً استفاده میشود، و اغلب باعث تسهیل انواع خاصی از جنبشها میشود، و همچنین در متد و روش درساژ نیز مورد استفاده قرار گرفتهاست.[۲] برخی از نعل اسبها دارای «کالکین»، یا «کالک»، هستند: که آن برآمدگی در قسمت پنجهٔ پا یا پاشنهٔ نعل، و یا در هر دو، (جلو یا عقب نعل) به منظور ارائه کشش اضافی به اسب ازآنها استفاده میشود.
زمانی که نعل اسب به عنوان یک طلسم نگهداری میشود، اشاره به این باور است که: نعل اسب اقبال نیک میآورَد. برخی معتقدند که آویختن آن به صورت سر به بالا (دو انتها به سوی بالا) موفقیت و شانس را مانند یک ظرف ذخیرهسازی میکند؛ مثلاً، هر گونه شانس و اتفاقِ خوبِ معَلّق و شناورِ در حال گذر را. نعل اسبی که به صورت وارونه آویزان شدهباشد بد شانسی میآورَد، از آنجا که اتفاقهای خوب نگهداری نمیشوند و به بیرون میریزند. گروهی دیگر معتقدند که نعل اسب باید به صورت وارونه آویزان شود زیرا در آن صورت شانسها و موفقیتهایی را که نعل اسب گِرد آورده بر مردم اطراف خود میپراکَنَد.[۳] گونهٔ تلطیفشدهای از نعل اسب برای بازی همهپسند پرتاب نعل اسب ساخته شده و استفاده میشود.
پیشینه

از روزگاران نخستینِ اهلیسازی اسب، و حیوانات کار شرایط بسیار دشواری که منجر به شکستگی و یا سایش بیش از حد سُم در میان این چارپایان میشد وجود داشت. مردم باستان از دیرباز نیاز به وجود یک پوشش اضافی ورای بافتهای سختِ طبیعیِ دیوارهها (و گاهی اوقات تنها) و نیز از قسمتهایی از سم داخلی اسب را میشناختهاند و به اهمیت آن پی بردهبودند. یک نمونهٔ اولیهٔ حفاظت سُم در آسیای باستان دیده شده، که در آن سم اسب در پوست خام (دباغینشده)، چرم یا مواد دیگر برای هر دو هدفِ درمانی و حفاظت وپیشگیری پیچیده شده، دیده میشود.[۴] از یافتههای باستانشناسی در بریتانیا، رومیها به نظر میرسد در تلاش برای محافظت سمها، پای اسب خود را با یک بند در یک کفهٔ جامد “سندل اسب” که دارای شباهت کمی به بوت سم مدرن است قرار دهند.[۵]
مورخان، نظریههای متفاوتی در مورد منشأ نعل اسب ابراز کردهاند.[۶] از آنجا که آهن کالای پر ارزشی بوده، همیشه و در همهٔ زمینهها، هر جسم آهنی فرسودهای به منظور بازیافت ذوب گشته و سپس مورد استفادهٔ مجدد قرار میگرفته، پیدا کردن گواه و مدرکِ روشنِ باستانشناسی در این مورد کاری بس دشوار است.[۷] هرچند که برخی این امتیاز را به درُویدها دادهاند، هیچ گواه استواری برای پشتیبانی از این ادعا وجود ندارد. در سال ۱۸۹۷ چهار نعل اسب برنزی با آنچه که ظاهراً سوراخهایی برای سوار کردنشان هستند، در مقبرههای اتروسکی متعلق به حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد پیدا شده است.[۸][۹] این ادعا که رومیان «کفش استر» را، در زمانی پس از، ۱۰۰ سال قبل از میلاد اختراع کردهاند توسط برخی از مورخان با منبعی از کاتولوس که در ۵۴ سال قبل از میلاد درگذشته قابل پشتیبانی است. با این حال، مفهوم از این منابع در اشاره به استفاده از «نعل اسب» و «کفش اَستَر» در رم، ممکن است اشاره به چکمههای چرمی «سندل اسب آبی» که توسط یک صفحهٔ آهنی تقویت میشده، بوده تا نعل اسب میخ شده.[۱۰]
منابع موجودی که به نعلِ قابل میخکوبی اشاره دارند به نسبت تازه هستند، برای اولین بار آنها حدود سالهای ۹۰۰ میلادی ظاهر شدهاند، اما با توجه به اینکه برخی از آنها در لایههایی از خاک یافت شده احتمال استفادهٔ زودتر وجود دارد. هیچیک از منابع موجود به میخ نعل اسب قبل از سلطنت امپراتور لئوی ششم و از سال ۹۷۳ گاه به گاه مراجعی به آنها را میتوان یافت. اولین رکورد روشن از نعل اسب آهنی اشاره به «هلالیشکلهای آهنی و میخهایشان» در ۹۱۰ میلادی است. شواهدی که نشان از بودن نعل میخی تا پیش از ۵۰۰ یا ۶۰۰ میلادی از هر نوع داشته باشد بسیار ناچیز است؛ هرچند که یافتهای به تاریخ سدهٔ پنجم از یک نعل اسب، به طور کامل همراه با میخها، که در آرامگاه شاه فرانکی شیلدریک یکم من در تورنه، بلژیک پیدا شدهاست.[۱۱]
حدود ۱۰۰۰ میلادی، نعل اسب برنز ریختهگری شده با سوراخ میخهایش در اروپا رایج شد. وجه مشترک طراحی آنها داشتن لبهٔ بیرونی با حاشیه و شش سوراخ میخ بود. در سدههای ۱۳ و ۱۴ تولید گستردهٔ نعل اسب آهنی را به ارمغان آورد.[۱۲] در زمان جنگهای صلیبی (۱۰۹۶ تا ۱۲۷۰)، حضور نعل اسب در همهجا گسترده بود و در منابع مختلف در بارهٔ آن نوشته شده است. در آن دوره، با توجه به ارزش آهن، نعل اسب حتی به جای سکه در پرداخت مالیات پذیرفته شد.
از سدهٔ ۱۳، نعل در مقادیر زیاد قالبریزی شد و به صورت آماده برای استفاده در دسترس بود. روند نعلبندی «نعل داغ» که شکل دادن یک نعل اسب تفتیده بلافاصله پیش از نصب آن بر سم اسب است، در سدهٔ ۱۶ رایج شد. نیاز به نعل اسب، هنر و صنعت آهنگری را به “یکی از صنایع دستی اصلی بزرگ روز و قرون وسطی متحول ساخت و به توسعهٔ فلزکاری و متالورژی مدرن کمک کرد.» رسالهای نیز در ۱۷۵۱ به نام “بی پا، بدون اسب” (“No Foot, No Horse”) که به مفهوم «اسب نداشتن مانند پا نداشتن است» در انگلستان منتشر شد.
در سال ۱۸۳۵، نخستین پروانهٔ ثبت اختراع آمریکا برای یک ماشینِ تولید نعل اسب که توانایی ساختن تا ۶۰ نعل اسب در ساعت را داشت صادر شد.
استفاده از نعل اسب
تغییرات زیستمحیطی مرتبط با اهلیسازی
اهلی کردن اسب و تغییرات بسیاری که این رویداد با خود به ارمغان آورد به چند دلیل نیاز به نعل را مطرح و روشن ساخت که تعدادی از دلایل، عمدتاً در ارتباط به مدیریت سمهای اسبها به اندارهٔ انتظار سخت نبودند و آسیبپذیری بیشتری در این رابطه از جود نشان میدادند. در طبیعت، یک اسب ممکن است در هر روز ۸۰ کیلومتر (۵۰ مایل) سفر کند تا علوفهٔ کافی به دست آورد. با این که اسبها در طبیعت مناطق وسیعی از زمینهای تحت پوشش خود را میپیمودهاند، حرکت آنها معمولاً با سرعت نسبتاً آهستهای صورت میگرفت، مگر اینکه توسط یکی از شکارچیان طبیعی دنبال میشدند. آنها همچنین به زندگی در آب و هوای جلگهای خشک تمایل داشته و چنین مسیرهایی را تعقیب میکردهاند. در نتیجهٔ سفرِ کند اما بدون توقف در آب و هوای خشک سم پاهای اسب به طور طبیعی به صورت سمی کوچک، صاف، یکنواخت و سخت ساییده میشوند. تحریک مداوم کف پا آن را ضخیم و سخت نگه میدارد. با این حال، در مورد اسب اهلی، آن گونه که از آنها استفاده میشود، با آنچه که آنها در محیط طبیعی خود با آن روبرو بودهاند متفاوت است. اسب اهلی از زیستگاه اجدادی خود به مناطق سردتر و مرطوبتر آورده شده. این خاکِ نرمتر و سنگینتر سمها را نرم کرده و آنها را مستعد شکستن (از وسط به دو نیم شدن) میکند، و حفاظت از سم را ضروری میسازد. در نتیجه، این در شمال اروپا بود که میخ نعل اسب در شکل مدرن آن به وجود آمد.
نظریهها و بحثها

نعل اسب به مدتها پیش به عنوان یک ابزار کمکی برای یاری و تقویت سم اسب؛ زمانی که در رو در رویی با شرایط گوناگون غیر طبیعیِ اهلیسازی، چه به سبب شرایط کار یا اصطبل، و یا نحوهٔ مدیریت، قرار گرفته، نگریسته شدهاست. نسلهای بسیاری از اسبها برای: اندازه، رنگ، سرعت، و صفات دیگر، بدون توجه کافی به کیفیت و سلامت سم در پرورش نژادها داده شدهاند. برخی از نژادها بیشتر وابسته به نعل اسب هستند مثل اسبهای وحشی و برخی مانند موستانگ، که توسعهٔ سم قوی در آنها به عنوان یک انتخاب طبیعی است.
با این حال، همهٔ اسبهای اهلی همیشه به نعل نیاز ندارند. در صورت امکان، سم «پابرهنه»، حداقل همه ساله برای بخشی از سال، گزینهٔ سالم برای بیشتر اسبها است. با این حال، نعل اسب جایگاه خود را دارد و میتواند برای جلوگیری از آسیبهای بیش از حد یا غیرطبیعی به پا سودمند باشد. بسیاری از اسبها در طول سال بدون نعل به سر میبرند. برخی هم از حفاظتهای موقت مانند چکمههای سم، برای استفادهٔ کوتاه مدت استفاده میکنند.[۱۳]
روند نعلبندی


نعلبندی، هنگامی که به درستی انجام پذیرد، با هیچ دردی برای حیوان همراه نیست. نعلبندان بخش غیرحساس از سم را، یعنی همان منطقه که بخش رویندهٔ سم در آنجا است میتراشند. این شبیه به انجام یک مانیکور در ناخن انسان است، تنها در مقیاس بسیار بزرگتری است.
قبل از شروع به نعلبندی، نعلبند با استفاده از گاز انبرها (ابزارهای کشش میخ و نعل) و سپس با تراش دیوارهٔ سم به بلندیِ مورد نظر با کمک کاردک ویژه، یک ابزار تیز انبردست مانند، و نیز قسمت میانی کف سم با چاقو است. نعلها با پوشاندن سم از فرسایش طبیعی آن همانگونه که در طبیعت به طور طبیعی صورت میگیرد جلوگیری میکنند و پس از مدتی سمها بیش از حد لازم بلند میشود. در اسبها استخوان کافین در داخل سم باید در راستای استخوانهای بخش بالاتر قرار گیرد. اگر سم بیش از حد بلند باشد، ارتفاع آنها به انحراف دیگر استخوانها تبدیل خواهد شد، که نتیجهٔ آن استرس بر روی پاهای اسب خواهد بود.
نعل سپس با پا اندازهسازی میشود و انحنای آن به شکل درست با استفاده از چکش و سندان خم میگردد، و تغییرات دیگر، مانند افزودن زبانه و گیره انجام میگیرد. نعلبندی میتواند به صورت نعلبندی سرد، که در آن خم کردن نعل فلزی بدون حرارت دادن آن انجام میشود، و زمانی که امکان خم کردن فلز بیآنکه نیاز به استفاده از کوره باشد وجود دارد. نعلبندی داغ میتواند وقت گیر و نیاز به دسترسی نعلبند به کوره است؛ با این حال، این روش معمولاً همخوانی و مناسب بهتری فراهم میکند، از نشانهای نعلِ گداخته بر سمِ تازه تراشیدهشده، نعلبند میتواند ناهمگونی نهفتهٔ نعل ساخته شده را ببیند و اصلاح کند. همچنین به نعلبند اجازه میدهد تغییرات بیشتری مانند طراحی و ایجاد «کالکین»، یا «کالک»، کلیپ و یکچهارم کلیپ و غیره بر نعل به وجود بیاورد. نعلبند باید مراقبت باشد که نعل گداخته را برای مدتی بیش از حد و طولانی در برابر سم قرار ندهد، گرما میتواند به سم آسیب برساند.
*********************************************
این نماد معنی پول و ثروت را می دهد و بیشتر در کنار نهر آب و چشمه ها و باتلاق ها بکار می رود در قسمت دم ماهی باید دنبال قبر باشید در قسمت دهان ماهی باید دنبال آثار دوم باشید اگر ماهی دارای پولک بود و شکم آن بزرگ در داخل یا زیر ماهی باید دنبال سنگ قیمتی بود که معمولا در قسمت تخمدان ماهی قسمتی از آن ساروجی است که دقیقا با ضربه کوچک به آن قسمت بزنید سنگ قیمتی نمایان میشود البته این در صورتی است که ماهی شکمش پر باشد
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
در صورتی که بالای سر یا زیر دم ماهی یک کاسه هم بود باید در اطراف ماهی دنبال سنگ بزرگ باشید که زیر سنگ بزرگ سردابه یا اتاقک موجود است که دفینه در آن مدفون است . ولی اگر دو ماهی بر روی سنگی در روبروی هم قرار گرفته باشند باید زیر سنگ را بکاوید که منتهی میشود به پله و اتاق که دفینه ارزشمندی در آن جای داده شده . اگر ماهی مانند عکس بالا باشد که به تل اشاره دارد .
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
معنی نشانه سنگ ماهی در گنج و دفینه یابی,علامت و نماد ماهی نشانه چیست؟
********************************************
ماهی
| ماهی سن: کامبرین میانی تا امروز | |
|---|---|
![]() |
|
| ماهی اسکار | |
| طبقهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| (طبقهبندینشده): | جمجمهداران |
| گروههای عضو | |
|
|
ماهیها اعضای گروه نافراگیری از موجودات زندهاند که همهٔ آبزیان آبششدار جمجمهدار که دست و پای آنها انگشت ندارد در این دسته جای میگیرد. دستههایی مانند مخاطیواران، مکندهماهیها، غضروفماهیان و ماهیان استخوانی همگی از این جملهاند. بیشتر ماهیها خونسردند به عبارت دیگر اجازه میدهند تا دمای بدنشان با دمای فضای پیرامون تغییر کند از این رو برخی شناگران چابک و بزرگ مانند کوسه بزرگ سفید و ماهی تن دمای درونی بدنشان را کمی بالاتر نگه میدارند.[۱][۲] ماهیها در آبهای جهان رها شدهاند تقریباً در هر محیط آبی میتوان ماهی پیدا کرد از جریانهای تند آب که از بالای کوهها سرچشمه میگیرد (مانند ماهی تندابه) تا منطقهٔ مغاکی و حتی ناحیهٔ هدل در عمیقترین نقاط اقیانوس (مانند مارماهی سانان پلیکانی و قلابچهماهی) ماهی زندگی میکند. ماهیها ۳۳٬۱۰۰ گونهٔ توصیف شده دارند که در میان مهره داران گستردهترین گونهٔ جانوری است.[۳]
ماهی یکی از منابع مهم برای انسانها است بویژه منبع خوراکی. ماهیگیران عمده یا افرادی که تنها برای گذران زندگی ماهی میگیرند این جانور را از فضای وحش صید میکنند (نگاه کنید به ماهیگیری یا پرورش ماهی) یا از استخرها یا قفسهایی که در اقیانوس کار گذاشتهاند (نگاه کنید به آبزیپروری) ماهی بدست میآورند. همچنین برخی ماهی را برای فروش به عنوان حیوان خانگی صید میکنند و در آکواریومها به نمایش میگذارند. علاوه بر این موارد یاد شده ماهی در میان برخی فرهنگها نقش الوهیت هم داشته و به عنوان نماد مذهبی یا هنری در کتابها و فیلمها از آن یاد شده است.
عبارت ماهی برای اشاره به جانوری است جدای از چهاراندامان (مانند دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران) که همگی اجداد مشترک دارند، از این رو ماهیها گروه نافراگیر دانسته میشوند که در سامانه شناسی زیستی یک گروه کامل نیست.
نخستین جاندارانی که میتوان گفت در دستهٔ ماهیها جای گرفتند طنابدارانی نرمتن بودند که نخستین بار در دورهٔ کامبرین پدید آمدند. آنها با اینکه یک ستون فقرات کامل نداشتند اما از پشتمازه برخوردار بودند. این پشتمازه به آنها اجازه میداد تا نسبت به جانداران بی مهره چابکتر باشند. ماهیها در دوران دیرینهزیستی هم به تکامل خود ادامه دادند و گوناگونی آنها بیشتر شد. بسیاری از ماهیها در دوران دیرینهزیستی به یک پوستهٔ سخت که مانند یک زره بدن آنها را میپوشاند مجهز شدند (تختهپوستان) این زره از آنها در برابر شکارچیان نگهداری میکرد. نخستین ماهی با آرواره در دوران سیلورین پدیدار شد پس از آن بود که جانورانی مانند کوسه به طبیعت افزوده شد.
محتویات
- ۱ فرگشت
- ۱.۱ آرایهشناسی
- ۱.۲ گوناگونی
- ۲ آناتومی
- ۲.۱ تنفس
- ۲.۱.۱ آبشش
- ۲.۱.۲ دم و بازدم از هوا
- ۲.۲ دستگاه گردش خون
- ۲.۳ گوارش
- ۲.۴ دفع
- ۲.۵ حساسیت و دستگاه عصبی
- ۲.۵.۱ اندامهای حسی
- ۲.۵.۲ بینایی
- ۲.۵.۳ شنوایی
- ۲.۵.۴ بویایی
- ۲.۵.۵ شناسایی جریان
- ۲.۵.۶ دریافت کنندههای الکتریکی و مغناطیسی
- ۲.۵.۷ راهیابی
- ۲.۵.۸ احساس درد
- ۲.۶ جابجایی
- ۲.۷ خونسردی و خونگرمی
- ۲.۸ تولید مثل
- ۲.۱ تنفس
- ۳ بیماری
- ۳.۱ دستگاه ایمنی
- ۴ اهمیت ماهی برای انسان
- ۴.۱ اهمیت اقتصادی
- ۴.۲ اهمیت فرهنگی
- ۵ استخوان ماهیها
- ۶ پرورش ماهی در اسطورههای ایرانی
- ۷ نظر اسلام در مورد خوردن گوشت ماهیان
- ۸ جستارهای وابسته
- ۹ منابع
فرگشت


ماهی یک گروه فراگیر نیستند از این رو فرگشت ماهی به عنوان یک «رویداد تکی و غیروابسته» مورد بررسی قرار نگرفته است.[۶]
سنگوارههای یافت شده از ماهیهای نخستین عبارت است از دستهای از جانورانی کوچک، بدون آرواره با پوشش زرهی به نام صدفپوستان. بیشتر دودمان ماهیهای بی آرواره منقرض شده است یکی از آنها که هنوز موجود است مکندهماهی است که میتوان گفت تقریباً یادآور ماهیهای بی آروارهٔ نخستین است. نخستین آروارهها در میان سنگوارههای تختهپوستان پیدا شده است. گستردگی مهره داران آرواره دار نشان دهندهٔ آن است که داشتن دهانی با آرواره یک برتری بسیار مهم است. البته هنوز روشن نیست که مزیت داشتن آروارههایی که به هم لولا شدهاند در این است که جانور بهتر میتواند گاز بگیرد یا تنفس آن بهبود پیدا کرده یا ترکیبی از عوامل.
احتمالاً ماهیها تکامل یافتهٔ کوزهدارانی مرجان مانند اند چون کِرمینهٔ آنها از جهات مهمی بسیار همانند ماهیهای نخستین است.
آرایهشناسی
گروه نافراگیر ماهیها عبارت است از هر کلادی شامل همهٔ ماهیها و همچنین چهاراندامانی که ماهی نیستند. به صورت سنتی ماهیها به سه رده ای که منقرض نشدهاند تقسیم میشدند و گونههای منقرض شده هم گاهی در میانهٔ این درخت قرار میگرفتند گاهی هم ردهای ویژهٔ خودشان به آنها تعلق میگرفت:[۷][۸] در زیر علامت † برای گونههای منقرض شده است.
- ردهٔ بیآروارگان
- زیرردهٔ دهانگردان (مخاطیواران و مکندهماهی)
- زیرردهٔ صدفپوستان (ماهی بیآروارهٔ زرهی)†
- ردهٔ غضروفماهیان
- زیرردهٔ نرمآبششداران (کوسه و پرتوماهی)
- زیرردهٔ درستسران (موشماهی و خانوادهٔ منقرض شدهٔ آن)
- ردهٔ تختهپوستان (ماهی زرهی)†
- ردهٔ خارپایگان (گاهی کوسههای خاردار در ردهٔ ماهیان استخوانی جای میگیرند)
- ردهٔ ماهیان استخوانی
- زیرردهٔ پرتوبالگان
- زیرردهٔ گوشتیبالگان (اجداد چهاراندامگان)
ردهبندی که در بالا ارائه شد در کارهای عمومی و غیرحرفهای کاربرد دارد. اما ماهیها به گروههایی با جزئیات دقیق تر تقسیم شدهاند که در ادامه گروههای اصلی آنها آورده شدهاند:
- ردهٔ Myxini (مخاطیواران)
- ردهٔ بالسپرریختان † (ماهیهای بی آروارهٔ نخستین)
- ردهٔ پستانکدندانان †
- ردهٔ بیسپران †
- ردهٔ دهانگردواران
- Petromyzontidae (مکندهماهی)
- ردهٔ قیفدندانان †
- ردهٔ سرسپرریختان † (ماهیهای بی آروارهٔ نخستین)
- (بدون ردهبندی) کلاهخودسپران †
- (بدون ردهبندی) پندارسپران †
- (بدون ردهبندی) استخوانیزرهان †
- فروشاخه آروارهداران (آرواره دار مهره دار)
- ردهٔ تختهپوستان † (ماهی زرهی)
- ردهٔ غضروفماهیان (ماهی غضروفی)
- ردهٔ خارپایگان † (کوسهٔ خاردار)
- بالا-رده ماهیان استخوانی (ماهی استخوانی)
- ردهٔ پرتوبالگان
- زیرردهٔ غضروفیاستخوانان
- راستهٔ تاسماهیسانان (ماهیان خاویاری و پوزهپارویی)
- راستهٔ اژدرسانان (طنابماهی و اژدرسانان).
- زیرردهٔ نوبالگان
- فرو-ردهٔ درستاستخوانان (ماهی سرسوسماری و کمانباله)
- فرو-ردهٔ تکمیلاستخوانان (راستههای زیاد با ماهیان مشترک)
- زیرردهٔ غضروفیاستخوانان
- ردهٔ گوشتیبالگان
- زیرردهٔ پرتوتاران (تهیخارها)
- زیرردهٔ Dipnoi (ششماهی)
- ردهٔ پرتوبالگان
گروههای گوناگون ماهیها بیش از نیمی از گونههای مهرهداران را پوشش میدهد. نزدیک به ۲۸٬۰۰۰ گونهٔ شناخته شدهٔ موجود ماهی داریم که نزدیک به ۲۷٬۰۰۰ گونه ماهی استخوانی، ۹۷۰ گونه غضروفماهیان (شامل کوسه، پرتوماهی و …) و نزدیک به ۱۰۸ گونه هم مخاطیواران و مکندهماهی است.[۹] یک سوم از این گونهها در نه خانوادهٔ بزرگ تقسیم میشوند، از بزرگ به کوچک این خانوادهها عبارتند از: کپورماهیان، گاوماهیان، سیکلید، کاراسینان، مکندهدهانان، سگماهیان جویباری، هامورماهیان، زمردماهیان و عقربماهیان. نزدیک به ۶۴ خانواده آرایه تکنمونه اند، تنها یک گونه در آنها جای میگیرد. احتمالاً مجموع کل گونههای موجود ماهی (انقراض نیافته) به بیش از ۳۲٬۵۰۰ برسد.[۱۰]
گوناگونی

عبارت «ماهی» به صورت دقیق تر توصیف کنندهٔ هر جانور غیرچهاراندامی جمجمهداری (جانوری با جمجمه و در بیشتر موارد دارای استخوان پشت) است که در طول زندگی آبشش دارد و دست و پاهایش (اگر داشته باشد) همانند بالهاند.[۱۱] برخلاف گروههای پستانداران و پرندگان، ماهیها یک کلاد تکی نیستند بلکه مجموعهای نافراگیر از آرایههای زیستی اند. شامل: مخاطیواران، مکندهماهیها، غضروفماهیان، پرتوبالگان، تهیخارها و شُشماهیان[۱۲][۱۳] در حقیقت تهیخار و شُشماهی از همهٔ گروههای ماهیها به چهاراندامان (مانند پستانداران، پرندگان، نرمدوزیستان و …) نزدیکتر است؛ بنابراین نزدیکترین نیای مشترک همهٔ ماهیها یکی از اجداد چهاراندامان نیز میباشد. از آنجایی که گروههای نافراگیر در دانش امروزی دیگر به رسمیت شناخته نمیشوند از این رو در سامانه شناسی زیستی از کاربرد عبارت «ماهی» به عنوان یک گروه پرهیز میشود.
بسیاری از آبزیان که در کاربرد معلوم، به عنوان ماهی معروف شدهاند با توجه به توضیحات بالا دیگر ماهی دانسته نمیشوند از آن جمله میتوان اشاره کرد به: سپیداج، ستاره دریایی، خارچنگ، حلزون صدفدار و عروس دریایی. در گذشته حتی زیست شناسان هم تفاوتی میان انواع آبزیان نمیدیدند و مواردی مانند تمساح، اسب آبی، دوزیستان، نهنگها، خوک دریایی و بسیاری از بی مهرگان دریا را به عنوان ماهی دستهبندی میکردند.[۱۴] اما در دانش امروز همهٔ پستانداران از جمله آب بازسانانی همچون نهنگ و دلفین به عنوان ماهی دانسته نمیشوند. در کاربردهای دیگر مانند آبزیپروری ماهی تنها به جانوران باله دار گفته میشود تا از دیگر اعضای گروه جدا شوند.
معمولاً ماهیها خونسردند، و هندسهٔ بدن آنها به گونهای است که بتوانند به سرعت شنا کنند، آنها با کمک آبشش اکسیژن را از آب بیرون میکشند یا اینکه از ابزاری برای تنفس هوای بیرون (جو) بهره میبرند. ماهیها دو باله دارند همچنین معمولاً یک یا دو (به ندرت سه) بالهٔ پشت دارند، یک باله در ناحیهٔ مقعد و یک دم باله-مانند. پوست ماهیها معمولاً با پولک پوشانده شده است و تخم گذارند.
هر کدام از مشخصاتی که دربارهٔ ماهیها گفته شد، استثناهایی هم دارد، برای نمونه ماهی تن، شمشیرماهی و برخی گونههای کوسه دیده شده که خونگرم اند یا مشخصاتی همانند جانوران خونگرم پیدا کردهاند، آنها میتوانند بدنشان را از درون گرم کنند به گونهای که از دمای آب پیرامون گرم تر شود.[۱۲] هندسهٔ بدن (گذر جریان آب از کنار بدن) و روش شنا کردن همهٔ ماهیها یکسان نیست برای نمونه ماهیهایی مانند تُن، آزاد و گیش ماهیان در یک ثانیه میتوانند ۱۰ تا ۲۰ برابر طول بدن خود را شنا کنند در حالی که پرتوماهیها و مارماهیان در یک ثانیه نمیتوانند بیش از نیمی از طول بدن خود را شنا کنند.[۱۵] بسیاری از ماهیانی که در آبهای شیرین زندگی میکنند با استفاده از ساختارهای گوناگون همانطور که از آب اکسیژن بدست میآورند از هوای بیرون هم اکسیژن بدست میآورند. شُشماهی مانند چهاراندامان یک جفت شُش دارد، گورامی اندامی مانند ماز (هزارتو) دارد که مانند شُش کار میکند و میتواند اکسیژن از هوا بگیرد (مازماهیان). برخی گربه ماهیها هم اکسیژن را از راه شکم خود دریافت میکنند.[۱۶] هندسهٔ بدن و بالههای ماهیها هم بسیار متغیر است بویژه این تفاوت در میان آبزیانی که شبیه ماهی نیستند بیشتر دیده میشود مانند: اسب دریایی، قلابچهماهی، بادکنکماهی و مارماهیسانان پلیکانی. سطح پوست ماهی میتواند صاف باشد (مانند مارماهی رنگین) یا با انواع گوناگون پولک پوشیده شده باشد. همچنین ماهیهایی وجود دارند که بیشتر روی زمین زندگی میکنند؛ گل خورک خوراکش را روی گل پیدا میکند و روی زمین با دیگر ماهیها اندرکنش دارد تنها هنگامی که بخواهد پنهان شود به زیر آب میرود.[۱۷] برخی گربهماهیسانان در زیر زمین، سفرههای آب زیرزمینی و در خاک برگهای اشباع از آب زندگی میکنند.[۱۸][۱۹]
بزرگی بدن ماهیها از کوسهنهنگ ۱۶ متری آغاز میشود تا نوزادماهی فربه که ۸ میلیمتر طول دارد.
میتوان گفت گوناگونی گونههای ماهیها به صورت یکسان میان ماهیهای اقیانوسی (دریایی) و ماهیهای زیستبوم آب شیرین تقسیم میشود. ناحیهٔ هند-آرام مرکز اصلی گوناگونیهای ماهیهای دریایی است در حالی که ماهیهای آبهای شیرین بیشتر در حوضهٔ آبریز رودخانههای بزرگ جنگلهای بارانخیز استوایی گوناگونی دارند بویژه در بستر رودهای آمازون، کنگو و مکونگ. بیش از ۵۶۰۰ گونهٔ ماهی در آبهای شیرین منطقهٔ گرمسیری قارهٔ آمریکا و منطقهٔ معتدل آمریکای جنوبی وجود دارد (ناحیهٔ نئوتروپیکال). این گونههای ماهی نزدیک به ۱۰٪ همهٔ گونههای مهرهداران را پوشش میدهد. ناحیههای سرشار از مواد خوراکی بستر آمازون مانند کانتائو به تنهایی بیشتر از کل اروپا گوناگونی در ماهیهای آبهای شیرین دارند.[۲۰]
آناتومی

(۱) پوشش آبششها، (۲) خط جانبی، (۳) بالهٔ پشت، (۴) بالهٔ گوشتی، (۵) ساقهٔ دم، (۶) بالهٔ دم، (۷) بالهٔ مقعد، (۸) نقطههای تابناک، (۹) بالههای لگنی (جفت)، (۱۰) بالههای سینهای (جفت)
تنفس
آبشش
بیشتر ماهیها با کمک آبششهایی که در دو طرف حلق خود دارند از آب اکسیژن بدست میآورند. آبششها ساختاری رشتهای دارند. هر یک از این رشتهها دارای شبکهای از مویرگها است که سطح بزرگی را برای تبادل اکسیژن و کربن دیاکسید پوشش میدهد. ماهیها برای تبادل اکسیژن آبی که سرشار از اکسیژن است را از راه دهان به داخل میکشند و آن را با فشار از آبششها رد میکنند. در برخی ماهیها خون مویرگها در خلاف جهت آب ورودی حرکت میکند و باعث میشود تبادل متقابل روی دهد. آبششها آبی که اکسیژنش را از دست داده از راه بازشوهای دو طرف حلق به بیرون میرانند. در برخی ماهیها مانند کوسه و مکندهماهی، آبششها دارای چندین بازشو اند در حالی که در ماهیهایی مانند ماهیان استخوانی هر آبشش تنها یک خروجی در هر طرف دارد که این خروجی هم زیر یک پوشش استخوانی نگهدارنده پنهان است.
اژدرسانان جوان دارای آبشش بیرونی اند، این ویژگی در آنها همانند برخی دوزیستان است.
دم و بازدم از هوا
برخی ماهیها میتوانند با کمک ساز و کارهای متفاوت از هوا، اکسیژن بگیرند. پوست مارماهی مهاجر میتواند به صورت مستقیم اکسیژن هوا را جذب کند. مارماهی الکتریکی از راه حفرهٔ دهانی (بوکال) هوا را تنفس میکند. گربهماهیهای خانوادههای مکندهدهانان، زرهدار و گربهماهی خاردار کوتوله هوا را از راه دستگاه گوارش خود جذب میکنند.[۲۱] شُشماهیها به جز ششماهی استرالیایی و اژدرسانان یک جفت شُش همانند چهاراندامان در بدن خود دارند آنها هوای تازه را از راه دهان خود به داخل میکشند و هوای مصرف شده را از راه آبشش خود بیرون میکنند. ماهی سرسوسماری و کمان باله درون بدنشان کیسههای هوای دارای رگهای خونی دارند که به کمک آن اکسیژن هوا را جذب میکنند. کپورماهیسانان، درندهماهیان و بسیاری از گربهماهیسانان هوای عبوری را از راه شکم خود تنفس میکنند. گلخورکها درست مانند قورباغهها، هوای عبوری را از راه پوست خود جذب میکنند. بسیاری از ماهیها ابزارهای جذب اکسیژن از هوا را دارند، مازماهیانی مانند گورامی و ماهی بتا در بالای آبشش خود اندامی هزارتومانند (مازمانند) دارند که این کار را برایشان انجام میدهد. ماهیهای دیگر هم وجود دارند که یا اندامی همانند مازماهیان دارند یا کارکردی مانند آنها دارند تا اکسیژن را از هوا بیرون بکشند از آن جمله میتوان به ماهیان سرماری و چند مورد گربه ماهی اشاره کرد.
تنفس هوا برای ماهیانی کاربرد دارد که در آبهای کم عمق یا آبهایی که به صورت فصلی میزان غلظت اکسیژن شان کم میشود کاربرد دارد. ماهیهایی که تنها از اکسیژن محلول در آب تنفس میکنند مانند ماهی لوتی و سیکلیدها در چنین آبهایی به سرعت از بین میروند در حالی که ماهیهایی که هوا هم تنفس میکنند میتوانند برای مدت طولانی تری دوام آورند؛ حتی در مواردی در گِل مخلوط با آب هم میتوانند زنده بمانند. در حالت شدید تر برخی ماهیهای تنفس کنندهٔ هوا میتوانند در گودالهای مرطوب، بدون آب برای چند هفته زندگی کنند؛ در این حالت آنها در یک حالت رخوت و بی حالی زندگی میکنند تا دوباره به آب برسند.

ماهیهایی که از هوا تنفس میکنند به دو دسته تقسیم میشوند، ماهیهای مجبور به تنفس هوا (obligate air breathers) و ماهیهای مختار به تنفس هوا (facultative air breathers). از جمله ماهیهای مجبور به تنفس هوا میتوان به شُشماهیهای آفریقایی اشاره کرد که مجبورند هوا تنفس کنند وگرنه میمیرند. از جمله ماهیهای مختار به تنفس هوا گربه ماهی لجنخوار است که تنها زمانی هوا تنفس میکند که لازم باشد در غیر این صورت از آبششهایش استفاده میکند. بیشتر ماهیهایی که از هوا اکسیژن میگیرند به دلخواه این کار را میکنند آنها ترجیح میدهند انرژی خود را صرف سطح آب آمدن نکنند و خود را در معرض خطر شکارچیان قرار ندهند.[۲۱]
دستگاه گردش خون
دستگاه گردش خون ماهیها به صورت یک حلقهٔ بسته است. به این معنی که قلب خون را در یک حلقه در سراسر بدن به گردش درمیآورد. در بیشتر ماهیها قلب چهار بخش دارد شامل دو محفظه، یک بخش ورود و یک بخش خروج.[۲۲] بخش نخست که سینوس ونوسوس نام دارد کیسهای با دیوارهٔ نازک است که خون را پیش از آنکه به بخش دوم، دهلیز برسد از سیاهرگ میگیرد. دهلیز خود یک محفظهٔ ماهیچهای بزرگ است که مانند یک راه یک طرفه خون را به بخش سوم، بطن میبرد. بطن دیوارههای ماهیچهای ضخیم دارد خون را نخست به بخش چهار (یک لولهٔ ماهیچهای بزرگ) و سپس به بیرون قلب پمپ میکند. بخش چهار که پیاز شریانی نام دارد به آئورت متصل است و از این راه خون به آبششها میرسد.
گوارش
داشتن آرواره به ماهیها اجازه میدهد تا گروههای گوناگونی از مواد خوراکی را مصرف کنند از گیاهان گرفته تا موجودات زندهٔ دیگر. ماهیها پس از بلعیدن غذا در مری آن را به مواد ریزتر تبدیل میکنند و در معده غذا را بیشتر گوارش میکنند. بسیاری از ماهیها اندامی انگشت مانند به نام کورروده دارند که آنزیمهای گوارشی را ترشح میکند و مواد مغذی را جذب میکند. همانطور که مواد خوراکی مسیر خود را در دستگاه گوارش میپیمایند اندامهایی مانند کبد و لوزالمعده چندین آنزیم و مادهٔ شیمیایی دیگر به آنها میافزایند. روده گام آخر گوارش است و مواد مغذی در آنجا جذب میشوند.
دفع
همانند بسیاری از آبزیان، بیشتر ماهیها مواد نیتروژن دار نامناسب را به شکل آمونیاک از بدن خود خارج میکنند. برخی از مواد زائد از راه آبششها واپخش میشود. مواد زائد موجود در خون به کمک کلیهها فیلتر میشود.
ماهیهای آبهای شور ترجیح میدهند به دلیل پدیدهٔ گذرندگی آب از دست دهند. کلیههای آنها آب را به بدن بازمیگرداند؛ در ماهیهای آبهای شیرین این پدیده برعکس است؛ آنها دوست دارند بدنشان آب بدست آورد. کلیههای آنها برای دفع مواد زائد ادراری رقیق خارج میکند. برخی ماهیها اندامهایی پیشرفته تر دارند کلیههای آنها به گونهای است که به آنها اجازه میدهد هم در آبهای شور و هم در آبهای شیرین زندگی کنند.
حساسیت و دستگاه عصبی

در مقایسه با دیگر مهره داران، ماهیها معمولاً نسبت به اندامشان، مغز کوچکی دارند؛ عموماً وزن مغز یک ماهی یک-پانزدهم وزن مغز یک پرنده یا پستاندار هم ردیفش (از نظر بزرگی) است.[۲۳] با این حال ماهیهایی وجود دارند که مغز نسبتاً بزرگی دارند، از آن میان میتوان به پیلماهیان و کوسه اشاره کرد. سنگینی مغز این ماهیها همانند پرندگان و کیسهداران است.[۲۴]
مغز یک ماهی به چندین ناحیه تقسیم میشود. در پیش، پیاز بویایی قرار دارد. یک ساختار زوج که سیگنالهای فرستاده شده از سوراخهای بینی را به کمک دو عصب بویایی، دریافت و پردازش میکند.[۲۳] برای ماهیهایی که با کمک حس بویایی شکار میکنند مانند کوسهها، گربه ماهیها و بیفکماهیها، پیاز بویایی بسیار بزرگ است. در پشت پیاز بویایی، دو عضو با ساختاری همانند مخِ آبپردهداران پیشرفته وجود دارد. در ماهیها، مخ بیشتر درگیر حس بویایی است.[۲۳] کل این ساختار با هم مغز پیشین یا پیشمغز (forebrain) نام دارد.
ارتباط میان مغز پیشین و میانمغز (midbrain) با کمک مغز میانجی برقرار میشود. در نگارهٔ نشان داده شده این بخش در زیر اندام بینایی قرار دارد و در تصویر دیده نمیشود. مغز میانجی کارهای مرتبط با هورمونها و همایستایی را انجام میدهد.[۲۳] غده صنوبری درست در بالای مغز میانجی جای گرفته است. این بخش مسئول تشخیص نور است، ساعت زیستی بدن جانور را تنظیم میکند و دگرگونیهای رنگ بدن را کنترل میکند.[۲۳]
درون میانمغز دو عضو تشخیص نور قرار دارند، در ماهیهایی که با کمک بینایی خود به شکار میروند مانند قزلآلای رنگینکمان و سیکلید این اندامها بزرگتر است.[۲۳]
مغز پشتی یا مغز پیشاپسین ویژهٔ شنا کردن و حفظ تعادل است.[۲۳] این بخش مغز دیگر اندامهای زوج ندارد بلکه تکی است و از همهٔ بخشها بزرگتر است.[۲۳] این بخش از مغز در بیفکماهیها و مکندهماهیها نسبتاً کوچک است در حالی که در پیلماهیان این بخش بزرگتر است و ظاهراً مسئول حس الکتریکی ماهی نیز میباشد.[۲۳] ساقه مغز، بخش پسین مغز است که بار کنترل ماهیچهها و اندامهای بدن را بر دوش دارد در ماهیهای استخوانی، سافه مغز، تنفس فیزیولوژیک و تنظیم فشار اسمزی را هم انجام میدهد.[۲۳]
اندامهای حسی
بیشتر ماهیها اندامهای حسی خوب و پیشرفتهای دارند. ماهیها تقریباً در تمام روشنایی روز میتوانند رنگها را شناسایی کنند و میتوان گفت بینایی آنها دست کم به خوبی بینایی انسانها است. بیشتر ماهیها اندامهای دریافت کنندهٔ شیمیایی دارند که به آنها این توان را میدهد که حس بویایی و چشایی ویژهای داشته باشند. ماهیها با اینکه گوش دارند اما بسیاری از آنها به خوبی نمیشنوند. بیشتر ماهیها دریافت کنندههای حساس دستگاه خط جانبی دارند، این دستگاه به آنها کمک میکند تا کوچکترین جریانها و لرزشهای پیرامونشان را حس کنند و حرکت شکار یا ماهیهای اطراف را درک کنند.[۲۵] برخی ماهیها مانند گربه ماهی و کوسه اندامهایی دارند که کوچکترین میدان الکتریکی پیرامون در حد میلی ولت را هم تشخیص میدهد.[۲۶] دیگر ماهیها مانند ماهیهای برقی آمریکای جنوبی، کاردماهیسانان میتوانند جریانهای الکتریکی بسیار ضعیف تولید کنند، آنها با از این جریان الکتریکی در مسیریابی و ارتباط با دیگر ماهیها بهره میبرند.
ماهیها با کمک نشانههای اختصاصی که در محیط وجود دارد و نقشهای که در ذهنشان از محیط دارند با در نظر گرفتن نمادها و ویژگیهای خاص هر منطقه جهت یابی میکنند. رفتار ماهیها در هزارتوها نشان داده است که آنها از حافظهٔ فضایی و توان تشخیص تفاوتها با کمک حافظهٔ دیداری برخوردارند.[۲۷]
بینایی

بینایی یکی از حسهای مهم در بیشتر گونههای ماهی است. چشمهای ماهی همانند چشمهای جانوران خشکیزی مهره دار است، اما عدسی آنها کروی تر است. شبکیهٔ چشم ماهی دارای هر دو نوع یاختههای استوانهای و مخروطی است (یاختهٔ مخروطی برای بینایی در نور کافی و تشخیص رنگها و یاختهٔ استوانهای برای بینایی در نور کم و طول موج کوتاهتر). همچنین بیشتر گونههای ماهی رنگها را هم تشخیص میدهند. برخی ماهیها پرتوهای فرابنفش را نیز میبینند و برخی دیگر میتوانند نور قطبی شده را هم ببینند. در میان بیآروارگان، مکندهماهی چشمان پیشرفته تری دارد درحالی که بیفکماهی بینایی بسیار ابتدایی دارد.[۲۸] بینایی ماهیها با توجه به محل زندگی آنها سازگاری پیدا کرده برای نمونه ماهیهایی که در بخشهای عمیق اقیانوس زندگی میکنند بینایی آنها با تاریکی سازگاری خوبی پیدا کرده است.
شنوایی
شنوایی یک حس مهم در بیشتر گونههای ماهی است اما توان شنیدن و ردیابی منبع صدا در زیر آب که سرعت حرکت صوت بیشتر از هوا است، کاهش مییابد. شنوایی در زیر آب با کمک هدایت استخوانی صورت میگیرد و ردیابی و جایابی منبع صدا به نظر از روی تفاوتهای موجود در دامنه که به کمک هدایت استخوانی درک میشود، انجام میگیرد.[۲۹] حیوانات آبی مانند ماهیها از ابزاری تواناتر در شنوایی برخوردار اند که برای شرایط زیر آب بهینه است.[۳۰]

ماهیها صدا را با کمک خط جانبی و گوش هایشان درک میکنند. برخی ماهیها مانند برخی گونههای کپور و شاهماهی صدا را از راه کیسههای شنای خود میشنوند، این کیسهها به عنوان ابزاری در شنوایی به آنها کمک میکند.[۳۱]
ماهی کپور شنوایی بسیار پیشرفتهای دارد، این ماهی اندامی به نام اندام وبری (برگرفته از نام ارنست هاینریش وبر) دارد؛ این اندام شامل استخوانهای کوچکی است که به گوش درونی وصل اند و لرزشهای کیسههای هوا را به گوش منتقل میکنند.
با اینکه آزمایش میزان شنوایی کوسهها دشوار است، اما احتمالاً شنوایی آنها بسیار خوب است و میتوانند شکار را از چند کیلومتری شناسایی کنند.[۳۲] سوراخهای کوچکی که در هر سوی سر آنها وجود دارد (منظور روزنک نیست) مستقیماً از یک کانال نازک به گوش درونی راه دارد. خط جانبی هم روشی همانند دارد و از راه یک سری سوراخها به نام روزنههای جانبی به فضای بیرون راه دارد. این مطلب نشان میدهد که سرچشمه و بنیاد این دو اندام تشخیص صدا و لرزش که با هم همکاری میکنند یکسان است. در ماهیهای استخوانی و چهاراندامان این روزنههای بیرونی که به گوش درونی راه دارند، از دست رفته است.
بویایی
حس بویایی یا دریافت کنندههای شیمیایی در کوسهها بسیار پیشرفته است. دستگاه بویایی این جانور در یک مجرای کوتاه میان پشت و جلوی سوراخهای بینی قرار دارد و برخلاف ماهی استخوانی با هم یکی نشده است. برخی گونههای کوسه میتوانند بوی خون در آب دریا را با نسبتی به کوچکی یک در میلیون را هم تشخیص دهند.[۳۳]
همچنین کوسهها میتوانند جهت بویی که حس میکنند را هم تشخیص دهند آنها این کار را بر اساس زمانبندی که هر بار هر یک از سوراخهای بینی، بو را حس کردهاند، انجام میدهند.[۳۴] این روش جهت یابی منبع بو همانند روش پستانداران در جهت یابی منبع صدا است.

کوسهها بیشتر به مواد شیمیایی درون رودههای جانوران دیگر علاقه نشان میدهند از این رو نزدیک خروجی و ریزشگاه فاضلابها بیشتر دیده میشوند. برخی گونهها مانند کوسهٔ پرستار اندامهایی خارجی به نام ریشواره در جلوی دهان خود دارند که به کمک آن حس بویایی شان تقویت میشود.
مجموعه سازگاری بافتی اصلی یا MHC، دستهای از ژنها است که در بسیاری از پستانداران دیده میشود و برای دستگاه ایمنی مهم است. به صورت کلی بچههایی که از پدر و مادری با MHC متفاوت زاده میشوند دستگاه ایمنی توانمندتری دارند. ماهیها این توان را دارند تا برخی از جنبههای برگرفته از MHC جنس مخالف را حس کنند و ترجیح میدهند که جفتی با MHC متفاوت از خودشان انتخاب کنند.[۳۵]
ماهیهای آزاد حس بویایی بسیار نیرومندی دارند بر اساس مشاهداتی که نخستین بار در سال ۱۸۲۲ صورت گرفت آنها میتوانند با کمک این حس جایی که نخستین بار در آن زاده شدهاند را پیدا کنند. در ۱۹۵۱، هسلر (Hasler) فرض کرد که این ماهیها در نزدیکی پایرود یا در ورودی رودی که در آن زاده شدهاند از حس بویایی خود استفاده میکنند تا با کمک یادگارهای شیمیایی که در محل وجود دارد و بویی که به صورت ویژه از آن محل زاده شدن آنها است، خانهٔ اولیهٔ خود را پیدا میکنند.[۳۶] در سال ۱۹۷۸ هسلر و دانشجویانش به خوبی نشان دادند که اینکه ماهیهای آزاد میتوانند به این دقت خانهٔ اولیهٔ خود را پیدا کنند به دلیل تشخیص بوی خاص محل تولدشان است. آنها بعدها نشان دادند که بوی رودخانه پیش از آنکه ماهی آزاد دو ساله شود و تصمیم به مهاجرت به دریا بگیرد در حافظهٔ آن به خوبی ثبت میشود.[۳۷][۳۸][۳۹] همچنین ماهیهای آزاد که به خانه بازمیگردند میتوانند بوی شاخههای فرعی رودخانه را هم به یاد آورند. احتمالاً این ماهیها نسبت به ویژگیهای فرومونهای داده شده از سوی ماهیهای جوان دستههای دیگر هم حساس اند. شواهدی وجود دارد که این ماهیها میتوانند دستهها و جمعیتهای مختلف از گونهٔ خود را شناسایی کنند.[۳۷][۴۰]
شناسایی جریان
سلولهای مو در ماهی برای شناسایی جابجاییها در آب پیرامون بدن جانور کاربرد دارد. این سلولها در یک پیش آمدگی ژله مانندی نهفته است از این رو در سطح پوست جانور دیده نمیشود.
خط جانبی در ماهی و دوزیستان آبزی یک دستگاه شناسایی جریان در آب است همچنین نسبت به لرزشهای با بسامد پایین نیز حساس است. دریافت کنندههای مکانیکی یا مکانورسپتور (Mechanoreceptor) سلولهای مویی اند که تأمین کنندهٔ تعادل و حس شنوایی اند این سلولها اطلاعات مکانیکی محیط پیرامون مانند کشش، فشار و جابجایی را در اختیار جانور میگذارند و در درجهٔ نخست در ردیابی، شکار، و حرکت دسته جمعی ماهیها کاربرد دارند. دریافت کنندههای حس الکتریکی، سلولهای مویی اصلاح شده از دستگاه خط جانبی اند.[۴۱]
دریافت کنندههای الکتریکی و مغناطیسی


دریافت کنندههای الکتریکی به ماهی این امکان را میدهد تا میدان الکتریکی و جریانهای پیرامونش را احساس کند. برخی ماهیها مانند گربه ماهی و کوسه اندامی دارند که به کمک آن میتوانند پتانسیل الکتریکی ضعیف در حد میلی ولت را هم درک کنند.[۲۶] ماهیهای دیگر مانند کاردماهیسانان آمریکای جنوبی جریانهای الکتریکی ضعیفی تولید میکنند که از آن در راه یابی و ارتباط با دیگران بهره میبرند. اندامهای دریافت کنندهٔ الکتریکی در کوسهها، آمپولهای لورنزینی نام دارد شمار آنها بیش از صدها هزار است. کوسه از این اندامها در شناسایی میدان الکترومغناطیسی که همهٔ موجودات زنده تولید میکنند استفاده میکند.[۴۲] کوسهها بویژه کوسهٔ سرچکشی با کمک این اندامها، شکار خود را پیدا میکند. دستگاه تشخیص الکتریکی کوسه در میان تمام موجودات زنده، بهترین است. کوسه میتواند شکاری که زیر ماسه پنهان شده است را با کمک میدان الکتریکی که تولید میکند شناسایی کند. حرکت جریانهای اقیانوسی در میدان مغناطیسی زمین، میدانهای الکتریکی تولید میکند که احتمالاً کوسهها با کمک این میدانها راه خود را پیدا میکنند.[۴۳]
برخی ماهیها مانند گربهماهی برقی با کمک دستگاه درک میدانهای الکتریکی مجاور، میتوانند در میان آبهای گلی راه خود را پیدا کنند. این ماهیها با بهرهگیری از دگرگونیهای طیفی و مدولاسیون دامنه، فاکتورهایی مانند شکل، بزرگی، فاصله، سرعت و رسانایی جسم را تشخیص میدهند. همچنین تشخیص، جنس، سن و سلسله مراتب در میان گونهها با کمک همین میدان الکتریکی قابل تعیین است. برای ماهیهایی که در آبهای شور اند، تغییرات میدان الکتریکی در حدود ۵nV/cm هم قابل تشخیص است.[۴۴]
ماهی پوزهپارویی، پلانکتونها را با کمک دریافت کنندههای الکتریکی passive که بر روی پوزهٔ برجسته اش وجود دارد شکار میکند. گروههای بزرگ پلانکتون سیگنالی در حدود ۰٫۵ تا ۲۰ هرتز تولید میکنند که برای این ماهی قابل تشخیص است.[۴۵]
دریافت کنندههای مغناطیسی این توان را میدهند تا جانور با کمک میدان مغناطیسی زمین جهتها را پیدا کند. در ۱۹۸۸ دانشمندان دریافتند که در جمجمهٔ ماهی آزاد قرمز، آهن مغناطیسی شده (single domain magnetite) وجود دارد که در آن در دریافت مغناطیسی کمک میکند.[۴۶]
راهیابی
ماهی آزاد معمولاً هزاران کیلومتر از محل تولد خود دور میشود و دوباره به آن بازمیگردد.[۴۷]
ماهی آزاد، اوایل زندگی خود را در رودخانهها سر میکنند سپس به سوی دریا شنا میکنند و دوران بزرگسالی خود را آنجا سپری میکنند پس از آن دوباره به رودخانه بازمیگردند تا در آنجا تخم ریزی کنند. آنها معمولاً به همان رودخانهای بازمیگردند که در آن زاده شدهاند، حتی گاهی دقیقاً همان جایی که تخم شان نخستین بار گذاشته شده است را پیدا میکنند.[۳۷] گمان بر این است که هنگامی که آنها در اقیانوس اند با کمک دریافت کنندههای مغناطیسی خود جای کلی رودخانهای که در آن زاده شدهاند را پیدا کنند و هنگامی که به رود نزدیک شدند از حس بویایی خود برای پیدا کردن خانهٔ اولیه شان استفاده میکنند. به عبارت دیگر با استفاده از میدان مغناطیسی زمین و دریافت کنندههای شیمیایی (بویایی) راه را پیدا میکنند.[۴۸]
احساس درد
در آزمایشهای انجام شده از سوی ویلیام تاولگا، نشانههایی مبنی بر این که ماهیها نسبت به درد و ترس پاسخ میدهند، پیدا شده است. برای نمونه وزغماهیان هنگامی که شوک الکتریکی بر آنها وارد میشد، ناله و خرخر میکردند همچنین هنگامی که با یک الکترود روبرو میشدند باز همین واکنش را از خود نشان میدادند.[۴۹]
در سال ۲۰۰۳ دانشمندان اسکاتلندی دانشگاه ادینبرو و مؤسسهٔ رازلین به این نتیجه رسیدند که قزل آلای رنگین کمان رفتاری مرتبط با درد همانند دیگر حیوانات از خود نشان میدهد. برای این آزمایش زهر زنبور و استیک اسید درون لبهای ماهی تزریق شد و دیده شد که ماهی در پاسخ بدنش را به این سو و آن سو میبرد و لبهایش را به همدیگر و به زمین میمالد؛ این رفتار همانند رفتاری است که پستانداران در برابر این درد انجام میدادند تا از آن رهایی یابند.[۵۰][۵۱] الگویی که نرونها پیام میفرستادند همانند الگوی نرونهای انسانی بود.[۵۱]
جیمز. دی. رز از دانشگاه وایومینگ ادعا کرد نتیجهٔ این پژوهشها ایراد دارد چون در آن اثبات نشده که ماهی هشیاری و آگاهی نسبت به درد دارد بویژه گونهای از هشیاری که در ما دیده میشود.[۵۲] رز بحث میکند که از آنجایی که مغز ماهیها با انسان بسیار متفاوت است، احتمالاً رفتار ماهی، آگاهانه و ارادی نبوده، از این رو رفتاری که ماهی در برابر درد انجام داده که همانند واکنش انسانی بوده، میتوانسته دلیل دیگری داشته باشد. یک سال پیشاز این آزمایش رز نتایج پژوهشی را منتشر کرده بود مبنی بر این که ماهیها نمیتوانند درد را حس کنند چون در مغز آنها نوقشر وجود ندارد.[۵۳] اما رفتارشناس حیوانات، تمپل گراندین بحث میکند که همچنان ماهیها میتوانند هشیاری نسبت به درد داشته باشند با اینکه از نوقشر برخوردار نیستند چون گونههای مختلف یک رفتار یا فرایند یکسان را با بهرهگیری از بخشهای متفاوت مغز انجام میدهند.[۵۱]
امروزه حامیان حقوق حیوانات توجه جامعهٔ جهانی را به رنج و زجر احتمالی ماهیها در اثر ماهی گیری جلب کردهاند از این رو در برخی کشورها مانند آلمان برخی روشهای ماهی گیری ممنوع شده است؛ در بریتانیا هم افرادی که با ماهیها بدرفتاری کنند را مجرم میداند و حکم محکومیت بر آنها میدهد.[۵۴]
جابجایی

بیشتر ماهیها با کوچک و بزرگ کردن جفت ماهیچههای موجود در دو سوی استخوان پشتشان جابجا میشوند. انقباض و انبساط ماهیچهها به قالب بدن ماهی شکلی شبیه S میدهد که این S به سمت انتهای بدن ماهی حرکت میکند. هر بار که این خمیدگی به بالهٔ پشتی ماهی میرسد یک نیروی رو به عقب به آب وارد میشود و در مقابل ماهی رو به جلو حرکت میکند. کارکرد بالهٔ ماهی مثل بال هواپیما است. هندسهٔ بدن ماهی به گونهای است که کمینهٔ اصطکاک با آب را داشته باشد. چگالی بدن ماهی از آب بیشتر است از این رو ماهی باید این اختلاف را جبران کند وگرنه در ته آب فرومیرود. بسیاری از ماهیان استخوانی اندامی به نام کیسه شنا دارند که با تنظیم میزان گاز (هوای) موجود در بدن، شناوری ماهی را تنظیم میکند.
خونسردی و خونگرمی
تولید مثل

اندامهای جنسی ماهی شامل بیضهها و تخمدانها است. در بیشتر گونههای ماهی، غدههای جنسی به صورت جفت اند و بزرگی آنها با هم برابر است اما گاهی بخشی از این غدهها یا به طور کامل در هم ادغام شدهاند.[۵۵] همچنین گاهی یک سری اندامهای جنسی که در رتبهٔ دوم قرار دارند به تولید مثل ماهی کمک میکنند.
در بحث توزیع اسپرماتوگونی، ساختار بیضههای تکمیلاستخوانان بر دو گونه است: فراوانترین حالت برای زمانی است که اسپرماتوگونی در سراسر لولههای منیساز ایجاد میشود در حالی که ماهیهای آترینومورف تنها محدود به بخش انتهایی این ساختار اند. ماهیها بسته به وضعیت آزادسازی سلولهای جنسی از کیستها تا مجراهای لولههای منیساز، میتوانند اسپرماتوژنزها را به صورت یک مجموعهٔ کامل یا نیمه (کیستی یا نیمه کیستی) ارائه کنند.[۵۵]
بیش از ۹۷ درصد ماهیها، تخمگذارند[۵۶] یعنی تخم در بیرون از بدن مادر رشد میکند. ماهی آزاد، ماهی قرمز، سیکلید، ماهی تن و مارماهی سانان از آن جملهاند. در تخمگذاری بیشتر این ماهیها، فرایند لقاح در بیرون بدن مادر و با حضور ماهی نر رخ میدهد. در این حالت ماهی نر و ماهی ماده، گامتهای خود را پیرامون آب پخش میکنند. البته هستند ماهیان تخمگذاری که فرایند لقاح را درون بدن مادر انجام میدهند در این حالت ماهی نر، اسپرم خود را از راه اندام جنسی ماده وارد بدن ماهی ماده میکند، برای نمونه میتوان از کوسهٔ شاخدار و چارگوشماهی نام برد. این ماهیها برای تولید مثل مجهز به گونهای بالههای ویژه در محل لگن خاصره اند.
ماهیهای دریایی میتوانند شمار زیادی تخم را در ستونهای آب به صورت باز، منتشر کنند این تخمها قطری برابر با یک میلیمتر دارند. ۱ میلیمتر (۰٫۰۳۹ اینچ).
-

تخم مکندهماهی
-

تخم گربهکوسه (یا کیف پری دریایی)
-

تخم کوسههای شاخدار
-

تخم موش ماهی
تخمی که به تازگی لقاح پیدا کرده و باردار شده، لارو نام دارد. این تخمها معمولاً شکل جذابی ندارند و یک کیسه ناف با خود همراه دارند (برای تغذیه) همچنین ظاهر آنها با ظاهر ماهیهای جوان و بالغ بسیار متفاوت است. دوران لارو بودن یا در تخم بودن ماهی نسبتاً کوتاه است (در حدود چند هفته) فرایند دگرگونی ساختار و ظاهر لارو و تبدیل آن به ماهی جوان، دگردیسی نام دارد و بسیار سریع انجام میشود. در طول دوران دگردیسی، لارو از کیسه ناف که حاوی زئوپلانکتونهای شکار شده توسط والدین (مادر یا پدر) است، تغذیه میکند. اگر مقدار زئوپلانکتونها کافی نباشد باعث گرسنه ماندن لاروها و آسیب به آنها میشود.
در ماهیهایی که فرایند لقاح در بدن مادر صورت میگیرد دیگر لارو به صورت مستقیم از مادر تغذیه نمیکند یا غذای کمی از مادر میگیرد در این حالت لارو به یک زرده (مانند زرده تخممرغ) وصل است و از آنجا تغذیه میشود و هرکسی در تخم خودش رشد میکند. برای نمونه میتوان به گوپی، فرشته کوسه سانان و تهی خار اشاره کرد.
برخی گونههای ماهی زنده زایی میکنند
بیماری
مانند دیگر حیوانات، ماهیها نیز ممکن است از بیماری رنج برند. عمومیترین دفاع ماهی در برابر بیماریها، پوست و پولک آن و یک لایه مایع مخاطی است که توسط روپوست ترشح میشود و مانع رشد میکروبها در بدن میشود. اگر عاملهای بیماری زا در این سدهای دفاعی نفوذ کنند، بدن ماهی با التهاب به آنها پاسخ میدهد، در اثر التهاب جریان خون در ناحیهٔ عفونی بیشتر میشود و آن بخش گلبول سفید بیشتری برای نابودی عفونت دریافت میکند.[۵۷] در چند سال گذشته واکسنهایی برای ماهیهای پرورشگاهی و تزئینی (آکواریومی) تهیه شده است. برای نمونه برای پیشگیری از کورَک در ماهی آزاد پرورشی و یا تبخال در کپور گلگون واکسنهایی تولید شده است.[۵۸][۵۹]
برخی گونههای ماهی وظیفهٔ نظافت مواد زائد خارجی را بر عهده میگیرند، بهترین نمونه، زمردماهی خط آبی از خانوادهٔ زمردماهیان است که میتوان آن را در آبسنگ مرجانی اقیانوسهای هند و آرام پیدا کرد. این ماهیهای کوچک به پاکسازی محل میپردازند از این رو ماهیهای دیگر به گونهای برخورد میکنند تا توجه این ماهیهای نظافت چی را به خود جلب کنند.[۶۰] پاکسازی در میان دیگر گروههای ماهی هم دیده شده که جالبترین مورد آن مربوط است به دو گروه سیکلید از یک سَردهٔ مشترک، Etroplus maculatus یا پاک کننده و Etroplus suratensis یا گروه ماهیهای با اندام بزرگتر که خدمات میگیرد.[۶۱]
دستگاه ایمنی
بسته به نوع ماهی، دستگاه ایمنی متفاوت است.[۶۲] در بیآروارگان اندامهای واقعی لنف وجود ندارند. این ماهیها برای تولید سلولهای ایمنی به ناحیههای دستگاه لنفاوی که در میان دیگر اندامها قرار دارد تکیه میکنند. برای نمونه: گلبولهای قرمز، درشتخوارها و سلولهای پلاسما در بخش قدامی کلیه (پرونفروس[۶۳]) و برخی نواحی شکم (جایی که برای گرانولوسیتها مناسب باشد) تولید میشوند. اینها همانند مغز استخوان اولیه در بیفکماهی است. غضروفماهیان (مانند کوسه و پرتوماهی) دستگاه ایمنی پیشرفته تری دارند. آنها سه اندام ویژهٔ دستگاه ایمنی دارند که تنها در غضروفماهیان یافت میشود: ۱) اندامهای اپیگونال که غدد جنسی جانور را احاطه کرده است، ۲) اندامهای لیدیگ که در میان دیوارهای مری و دریچهٔ مارپیچ روده قرار دارد و ۳) یک تیموس برجسته و طحال بسیار پیشرفته (مهمترین اندام ایمنی جانور) که لنفوسیتهای گوناگون، سلولهای پلاسما و درشتخوار در آن توسعه مییابند و نگهداری میشوند.
اهمیت ماهی برای انسان
اهمیت اقتصادی

در طول تاریخ همواره ماهی به عنوان یک منبع خوراکی برای انسان اهمیت داشته است؛ اهمیت پروتئین ماهی چه بدست آمده از راه ماهیگیری در دریاهای آزاد یا پرورش ماهی روز به روز در میان ملتها بیشتر میشود. گذشتهٔ پرورش ماهی به ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد، در چین بازمیگردد.[۶۴] روی هم رفته نزدیک به یک-ششم پروتئین مصرفی در جهان از راه ماهی گرفته میشود.[۶۵]
گرفتن ماهی با هدف خوراکی یا ورزشی، ماهیگیری نام دارد اما تلاش سازماندهی شده از سوی انسان برای گرفتن ماهی، شیلات نام دارد. شیلات یک کار اقتصادی بزرگ است که از راه آن برای میلیونها انسان درآمد ایجاد میشود.[۶۵] سالانه در جهان نزدیک به ۱۵۴ میلیون تُن ماهی شکار میشود. از جمله ماهیهای صید شده میتوان به شاهماهی، کاد، موتوماهیان، ماهی تن، کفشک ماهی و ماهی آزاد اشاره کرد. البته ماهیگیری یک تجارت بسیار گسترده است و مواردی مانند نرمتنان و سختپوستان که در بحث خوراک، ماهی نامیده نمیشوند، را هم دربرمیگیرد.
اهمیت فرهنگی

تصویر ماهی در هنر و کتابها بسیار آمده است؛ فیلمهایی مانند در جستجوی نمو و کتابهایی مانند پیرمرد و دریا از این نمونهاند. ماهیهای بزرگ بویژه کوسه معمولاً موضوع فیلمهای ترسناک و مهیج بودهاند، از همه برجسته تر رمان آروارهها است که فیلمی به همین نام هم از روی آن ساخته شد که خود الهام بخش فیلمهای دیگر مانند داستان کوسه بود. در عالم سینما و هنر، ماهی پیرانا هم وضعیتی مانند کوسه داشته است از آن جمله میتوان به فیلم پیرانا اشاره کرد. البته برخلاف تصور عمومی پیرانای شکم قرمز یک ماهی بسیار خجالتی لاشه خوار است که احتمال آنکه به انسان آسیب برساند بسیار کم است.[۶۶] در کتاب یونس، یک ماهی غول پیکر، یونس پیامبر را میبلعد. افسانههای افرادی که نیمی انسان بودهاند و نیمی ماهی (مانند پری دریایی و دریامرد) فراوان شنیده شده است؛ مانند داستانهای هانس کریستیان آندرسن.

در برخی مذهبها از نماد ماهی به عنوان یک نشانه استفاده میشود. برای مثال برای مسیحیان نماد ماهی برای اشاره به عیسی پیامبر یا مسیحیت در حالت کلی است. در انجیل هم به ماهی اشاره شده است.[۶۸] در درمهٔ آیین بودایی، ماهی نماد شادمانی و خوشبختی است چون ماهی میتواند آزادانه در آب حرکت کند. این نماد ماهی معمولاً به شکل یک ماهی کپور نمایش داده میشود، در شرق ماهی کپور به دلیل زیبایی، بزرگی و طول عمر، مقدس دانسته میشوند. در میان خدایان، ایکا-روآ از افسانههای پولینزیایی و داجون خدای دانه و کشاورزی مربوط به افسانههای باستانی سامیها همگی در قالب ماهی بودهاند. خدایان کوسه هم در هاوایی و ماتسیا در آیین هندو وجود داشته است.
در اختربینی، برج حوت برپایهٔ صورت فلکی ماهی است. البته یک صورت فلکی ماهی دیگر هم هست که ماهی جنوبی نام دارد.[۶۹]
استخوان ماهیها
اسکلت استخوانی ماهیها را میتوان، براساس تاریخ تکاملی آن، به دو واحد اصلی و بزرگ تقسیم کرد: اسکلت درونی و اسکلت بیرونی که اسکلت پوستی نیز گفته میشود. همانطور که از نام آنها برمیآید، اسکلت درونی در عمق بدن و اسکلت بیرونی در بیرون بدن قرار داشته و با منشأ پوستی است که از استخوانهای سطحی که در ماهیهای ابتدایی فقط توسط روپوست پوشیده شده، مشتق شدهاست.
هردو نام اسکلت بیرونی و درونی اصطلاحات دقیقی نبوده و در عمل از هم قابل تمیز نیستند. برخی از استخوانهای ماهیهای امروزی حاصل جوش خوردگی دو جزء، یکی درونغضروفی متعلق به اسکلت درونی و دیگری پوستی یا اسکلت بیرونی است. مثلاً، کامی (Palatine) حاصل جوش خوردگی استخوان درونغضروفی خودکامی (Autopalatine) و استخوان پوستی پوستیکامی (Dermopalatine) است.
اسکلت ماهیها را میتوان به دو بخش عمده تقسیم کرد: محوری شامل سر و ستون مهرهها و ضمایم شامل بالههای شنا. سر شامل جمجمه عصبی و جمجمه احشایی است.[۷۰]
پرورش ماهی در اسطورههای ایرانی
در اسطورههای ایرانی جمشید را نخستین انسانی پنداشتهاند که به پرورش ماهی پرداخت، جمشید پادشاه پیشدادی بود. ایرانیان محل پرورش ماهی را ماهیخانه مینامیدند.[نیازمند منبع]
| بپرداخت آب میانگاه خاک | بپرورد ماهی در آن آب پاک | |
| ز جمشید ماند چنین یادگار | اگرچه برآمد بسی روزگار | |
| هنرور شده خاک ایرانزمین | بشد زان سپس سوی ماچین و چین |
نظر اسلام در مورد خوردن گوشت ماهیان
از نظر اسلام خوردن میگو حلال است اما دیگر موجودات آبزی، تنها درصورت داشتن این دو شرط حلال هستند:
اول، ظاهر آنها به شکل ماهی باشد.
دوم، به طور طبیعی روی بدنشان پولک داشته باشد؛ پس اگر در هنگام صید بترسند و پولکشان بریزد آسیبی به حلال بودن آنها نمیزند؛ بنابراین اگر موجودی آبزی (به جز میگو)، ظاهرش به شکل شناخته شده ماهی نبود، خوردن گوشتش حرام خواهد بود؛ مثل هشت پا، یا اگر شکل آن به مانند ماهی بود؛ ولی پولک نداشت باز هم خوردن آن حرام میباشد؛ مانند کوسه و دلفین که ظاهری به مانند ماهی دارند اما پوست آنها فاقد پولک است.
سرآغاز
انرژی حیاتی، جنبة نادیدنی هستی است که جهان را شکل میدهد و همه چیز را به جنبش درمیآورد. این انرژی قابل دیدن و لمس کردن نیست، اما مانند هوایی که تنفس میکنیم ما را دربرگرفته و موجب ایجاد توازن در روح، روان و جسم ما میشود. نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسانها وجود دارد. در تاریخ ملل و فرهنگهای مختلف، همچنین در تاریخ ادیان الهی و مکاتب گوناگون تجربههای متعدد و بسیاری از پدیدههای عجیب و اعمال خارقالعاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالی چون: شفا دادن بیماریها، غلبه برطبیعت (ایجاد باد، باران، طوفان)، برخاستن از زمین و پرواز کردن، خبردادن از غیب و پیشگویی کردن، قدرت تحقق بخشیدن به خواستهها، تبدیل چیزهای مختلف به یکدیگر، زنده کردن مردگان و… که تحت عناوین مختلفی همچون معجزه وکرامات شناخته میشوند. درباره چگونگی وقوع این پدیدههای فوق طبیعی یا صحت و سقم آن، نظرها و دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. عدهای این پدیدهها را صرفاً منحصر به عهد عتیق میدانند و آنها را به اولیاء خداوند نسبت میدهند. عدهای هم به طور کلی وقوع این اعمال را رد میکنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقی میکنند. در این میان محققان و دانشمندانی هم وجود دارند که به بررسی این گونه اعمال میپردازند و سعی در دریافت قوانین حاکم بر اعمال فوق طبیعی دارند. به طور کلی مکاتب باطنی وقوع اعمال خارقالعاده را به توانایی ذاتی روح نسبت میدهند و اظهار میکنند که نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسانها وجود دارد. آنها هم چنین مسئله پرورش و فعال نمودن این نیروی ذاتی را مطرح میکنند که در صورت شکوفا شدن میتواند کاربردهای شگرفی در زندگی روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالی انسان گردد. در عصر کنونی به مدت چندین دهه است که دانشمندان در زمینههای فیزیک، زیست شناسی، ژنتیک، روانشناسی، فراروانشناسی و… این مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتایج حاصله، به همسوییهایی با باطنگرایان شرق دست یافتهاند. علم کنونی و در دسترس بشر، به طور روشن و کامل قادر به توجیه و ارائه پاسخی قطعی به پدیدههای خارقالعاده نیست، ولی تحقیقات دانشمندان بخصوص در فیزیک نو راهی به سوی تبیین و درک روح و اعمال خارقالعاده ناشی از توان ذاتی روح باز کرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعی شعور و آگاهی در ذرات بنیادی و انرژی و شعوری فراسوی ماده در کل هستی است. این تحقیق قصد دارد تواناییهای بالقوه روحی-روانی انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارقالعاده، بررسی کند.و بدبن ترتیب تواناییهای انسان در در شناخت ، برنامه ریزی، تضمین برای آینده مورد بحث قرار دهد لذا در ادامه تعاریفی از وازه های مرتبط با انرژی درونی انسان خواهیم کرد و سپس یکی از فاکتورهای مربوط به این ویژگی که به روانشناسان و دانشمند علوم انسانی کمک میکند تا ویزگی های شخصیتی انسان را مورد بررسی وشناخت قرار دهند تا راهنمای علوم مدیریت منایع انسانی در تصمیم گیریهای آینده باشند می پردازیم.
جملات مرتبط :
· آدمي ساخته افکار خويش است، فردا همان خواهد شد که امروز به آن مي انديشد.
· انسان تنها می تواند آن باشد که خود را چنان می بیند ؛ و تنها می تواند به جایی برسد که خود را در آنجا می بیند.
· درخت از ریشه اش آب می خورد آدمیزاد از باطنش.
· ما انسان ها در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم به نام قدرت تبدیل فکر و نیت به اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!
· به هر چیزی که فکر میکنید، آن چیز به سمت شما جذب میشود. شروع کار با فکر است، پس باید به شدت مواظب چیزهایی که روی آنها تمرکز میکنیم و به آنها توجه میکنیم باشیم. در واقع شما تمام چیزهایی که در ذهنتان میگذرد را به سمت خودتان جذب میکنید.
واژه گان مرتبط : خداوند یکتا ، انسان، انسان شناسی ، خود شناسی ، خداشناسی ،خود اگاهی ، شعور باطنی ، روح، شبکه شعور کیهانی ، انرژی کیهانی، انرژی درونی ، عرفان، تکامل ، تمرکز بر درون ، ارتباط علوم مدیریت و علوم انسان شناسی ، توانایی سنجی ، سنجش هوش وخلاقیت ، انتخاب درست ، تصمیم گیری درست، اعتماد به نفس ، تسلط بر امور ، خلاقیت، نوآوری ، بهره وری، موفقیت ، کمال
۱- تعاریف مرتبط
۱-۱ –چاکرا چیست ؟
پیرو آنچه تا بحال گفتیم بدن انسان علاوه بر جسم فیزیکی یک جسم روحانی هم دارد .در واقع در علوم متافیزیک آمده است انسان علاوه بر جسم فیزیکی ، اجسام روحانی را که به مراتب شامل جسم خاکی ،آبی، هوا، آتش والماس را داراست و با گذشت زمان و خودشناسی و تمرکز در خالص سازی روح انسان به کامل ترین مراتب یعنی جسم الماس خواهد رسید .
در این خصوص هر جسمی انرژی فوق العاده با جهان تبادل میکند که مراکز این انرژی در بدن هستند و به آنها مراکز انرژى یا چاکرا گفته می شود. چاکرا کلمه ای سانسکریت به معنای چرخ است. چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می شوند. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده است کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است. چاکراهای اصلی، مراکز انرژی در حال چرخش هستند که به طور معمول ۳ تا ۴ اینچ قطر دارند و اعضای اصلی و حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می کنند و به آنها انرژی می دهند. چاکراهای اصلی درست مانند نیروگاه هایی هستند که انرژی حیاتی را برای اعضای حیاتی و اصلی تامین می کنند. اگر این نیروگاهها به خوبی کار نکنند اعضای حیاتی ضعیف یا بیمار می شوند، زیرا برای درست کارکردن، انرژی حیاتی کافی ندارند. قطر چاکراهای فرعی ۱ تا ۲ اینچ است و چاکراهای بسیار کوچک بخش های کم اهمیت تر کالبد جسمانی را کنترل کرده و به آنها انرژی می دهند. چاکراها در داخل کالبد فیزیکی نفوذ می کنند و در ورای آن نیز امتداد می یابند.
چاكراها ريشه در باورها و ديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستی از جنس تفكر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادی است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند . مبنای اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان رويای، رويابينی است كه همه اجزای اين رويا خود نيز رويا می بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بی شماری جهان های اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه های بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه ما از جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طريق چاكراها تجربه می شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين كمان متشكل از هفت رنگ است و هر چاكرا طيفی از اين رنگين كمان را تدائی ميكند و درك و برداشت صحيح موقعی اتفاق می افتد كه هرهفت رنگ اين مجموعه حضور داشته باشند. به عبارت ديگر چيزی كه مانع دريافت واقعيت می شود، آن است كه تعادل بين اجزای سيستم ادراكی برقرار نبوده و درك و برداشت ما كامل نيست.
هر انساني نيروي بالقوه اي براي كامل بودن در خود دارد. نيروي شگفت انگيز و فريبنده أي كه اعجاز خلقت محسوب مي شود . چاكراها انرژي حياتي را از محيط اطراف و از كيهان مي گيرند و آنها را به امواج مورد نياز نقاط مختلف بدن تبديل مي كنند. علاوه براين آنها انرژي را به اطرافشان پخش مي كنند. توسط اين سيتسم انرژي، انسان نهايتا در حوزة تبادل دايم انرژي با كيهان و دنيا و انسان هاي ديگر است.
بعضی از چاکراها مراکز استعدادهای روانی هستند. فعال سازی چاکراهای خاص ممکن است باعث توسعه یافتن استعدادهای روانی خاص شود. برای مثال چاکراهای کف دست برای فعال کردن، آسانترین و امن ترین چاکراها هستند. با فعال کردن چاکراهایی که در مرکز کف دستها قرار دارند فرد می تواند توانایی خود را در احساس کردن انرژی های لطیف، هاله درونی، هاله تندرستی و هاله بیرونی توسعه دهد. این کار با تمرکز کردن به سادگی انجام می شود.
۱-۲-آئورا چیست:
واژه ی آئورا برگرفته از واژه ی یونانی آورا(avra) به معنی نسیم است.
تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات تجلی نامریی یا میدان انرژی ای است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است در حقیقت هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده بلکه جزیی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژی های حیات را منعکس میکند.
انرژی هایی که از بدن ما ناشی میشود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس میکند.در حقیقت،هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار میسازد.
آئورا انعکاس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد.
آئورا شامل رنگ هم هست که برای دیدن آن به مقدار کمی نور نیاز هست چرا که رنگهای آن از نور بوجود آمده اند(اشتباه نشود رنگهای آن نه خود آئورا) البته آئورا در تاریکی مطلق بطور کامل محو نمیگردد ، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده میشود.
آئوراها به طرق مختلف دیده میشوند. معمولا بصورت میدان های انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملا بدن را احاطه کرده است، دیده میشوند. بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا میکنند.
اعتقاد بر این است که شخص هرچه عارف تر و روحانی تر باشد، هاله ی او بزرگتر است.برای نمونه معروف است که هاله ی بودا تا چند کیلومتر امتداد داشته است!!!
هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی درباره ی شخص آشکار میکند. این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق وخوی فرد است. علاوه بر این ، هاله دارای شعاع های رنگی متفاوتی است که از بدن ساتع میشود و در سرتاسر هاله میدرخشد. عده ای آنرا امواج فکری تلقی میکنند، و بطور یقین افکار و همه احساسات ادراک ، آگاهیها و هر چیزی که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد را می توان به هفت دسته تقسیم کرد و هر کدام از این دسته ها به یکی از چاکراها پیوسته است . پس چاکراها نه تنها نماینده اعضای بدن شما هستند بلکه نماینده قسمتهای مخصوصی از حواس و ادراک شما نیزمحسوب میشوند. وقتی شما احساس تنش می کنید ، این تنش را در چاکرای مرتبط با آن قسمت نیز احساس می کنید و این چاکرا و عضو مرتبط با آن دچار استرس می شوند. تنش در چاکرا بوسیله شبکه عصبی که به این چاکرا پیوسته است مشخص می شود و به اندامی که توسط این شبکه کنترل می شوند انتقال می یابد.
همه ی انسانها در برابر رنگ واکنشی احساسی دارند . حتی آنان که درباره ی رنگها اطلاعات کافی ندارند، به طور غریزی می دانند که رنگهای گرم شور و هیجان و احساسات مثبت به وجود می آورد و رنگهای سرد باعث رخوت انسان می شود و احساس آرامش و آسودگی ایجاد می کند .
هوایم خاکستری است ، روزگارش سیاه است . این عبارات چه بسا از زمانی سر زبانها افتاده که مردم متوجه شدند احساسات انسان در هاله ی نورانی دخیل است.
ارزیابی شخصیت انسان با استفاده از بررسی انرژی ساطع شده از انسان
بر اساس مطالعات متخصصان علوم روانشناسی و انسان شناسی در موضوع کشف وتایید چاکراها و آئورا نتایجی مشترکی درباره ارتباط شخصیت انسانها و مشخصات آئورا و هاله نورانی هر انسان بدست آمده که خلاصه ای از آنها در ادامه بیان می گردد.
این کشفیات می تواند به تصمیم گیرندگان هر ملیت ، سازمان، اجتماع و خانواده کمک نماید تا با شناختی از شخصیت انسانها ، تصمیمات لازم را در خصوص گزینش افراد با توجه به فاکتورهای شخصیتی و استعدادها و تواناییها اخذ نمایند تا بدین ترتیب به تحقق اهداف خود در آینده نزدیک شوند.
در ادامه توضیح خلاصه ای از تاثیر رنگها بر عوامل روحی انسان، و انرژی که از این رنگها ساطع و بوسیله انسان جذب می شود ، همچنین واکنشهایی که انسان در برابر جذب انرژی رنگها نشان می دهد آمده است :
قرمز: افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان قرمز است غالباً در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند ،
نارنجی : افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان نارنجی است به طور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و براحتی می توان با آنان کنار آمد دیده می شود.
زرد : افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان زرد است ، زودرنج و ناپایدار هستند . آنان متفکرانی سریعند و از سرگرم شدن و سرگرم کردن لذت می برند
آبی : افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان آبی است ، ذاتاً مثبت و با حرارت هستند . در نتیجه هاله ی آنان به طور طبیعی بزرگ و درخشنده است .
وسایر رنگها که هریک نمادی از خصوصیات درونی و شخصیتی انسان است و روانشناسان را در کشف این موضوع کمک می نماید تا فاکتورهای شخصیتی انسانها را شناسایی کنند. در زیر مثالهایی را در موضوع تاثیر رنگها بر عوامل روانی و روحانی انسان بیان می کنیم :
· در سال ۱۹۳۲ ، رابرت جرارد (Robert Gerard) دانشمند آمریکایی آزمایشهایی بر روی زندانیان انجام داد او پی برد که قرار دادن زندانیان در معرض نور قرمز آنان را به هیجان می آورد و پرخاشگر تر می شوند و نور آبی آنان را آرام می کند . به تازگی نیز الکساندر شاوس(Alexander Schauss) کشف کرد که وقتی زندانیان در معرض نور صورتی قرار می گیرند میزان تهاجم و پرخاشگری آنان کاهش می یابد . او متوجه شد که رنگ صورتی دیوارهای زندان باعث می شود زندانیان آرام بمانند و به خشم نیایند .
بلافاصله بعد از آن ، نیروی دریایی آمریکا رنگ بازداشتگاههای خود را صورتی کرد ، و امروزه صدها نهاد در سراسر آمریکا زندانیان خشمگین را در بندهای صورتی رنگ می اندازند تا آرام شوند .
· آزمایش دیگر مربوط به جک ویجری(Jack Widgerey) که از او خواسته بودند دو اتاق بازجویی اداره پلیس را تزیین کند او یکی از اتاقها را با سبز ملایم و بژ رنگ آمیزی کرد و اتاق دیگر را رنگ سبز و قرمز روشن زد . پلیس از اتاق اول برای گفتگو با قربانیان و خانواده های آنان استفاده می کرد و از اتاق دوم برای بازجویی از مظنونان ، آنان کشف کردند مظنونان بیشتر حرف می زنند و پلیس راحت تر می تواند از زبان آنان حرف بکشد .
نتیجه گیری :
۱ا ۱- انرژی نهفته در انسان بسیار قدرت مند می باشد به طوری که برتمام ذرات هستی تاثیر می گذارد وکافیست انسان از درون خود تصمیم هر کاری را بگیرد این است که همواره جمله ( خواستن توانستن است ) در تمام زمینه های جهان هستی صادق می باشد. در واقع انسان می تواند همه چیزی را که در پیش روی اوست تغییر دهد ؛ بسازد؛ بنگارد و آینده در دستان ماست .
۲ -تحقیقات جدید در علوم متافیزیک قدرت انسان و تبادل انرژی کیهانی را روز بروز دقیقتر و واقعی تر اثبات میکند و به انسانها کمک می کند تا با تکیه بر این نتایج شناخت دقیقی از خود ومحیط پیرامون داشته و کوهتاترین مسیر ضمانت شده موفقیت راسپری کنند
علوم غريبه، علومى مانند علم حروف و اعداد، علم اوفاق، جفر، (جفر صغير و جفر كبير) خافيه، كيميا، ليميا،هيميا، سيميا، ريميا و علوم ديگر است كه شيخ بهايى اين علوم را در كتاب «كلّه سرّ» جمع كرده است كه هر حرفى اشاره به علمى دارد. توضيح اين علوم در جلد اول «الميزان» ، ص ۲۴۶ نيز بيان شده است.سفارش بزرگان اهل كمال و معنا اين است كه طالبان كمال و قرب خداوند عمر ارزشمند و سرمايه نفس جواني را صرف اموري ماندگار و اساسي كه آنها را به عالم معنا و به هدف آفرينش و خلقت نزديكتر سازد, بنمايند و از فرصت محدود عمر و جواني, بهترين و بيشترين استفاده را بنمايند. به همين خاطر بزرگان اهل كمال و متخصصين علوم الهي و سير الي الله مانند مرحوم قاضي (اعلي الله مقامه الشريف) فرزندان خود را از آموختن علوم غريبه و صرف عمر در راه تحصيل آنها منع مي كردند در عوض آنها را به ياد و ذكر و مراقبه پروردگار و تلاش در راه بندگي و معرفت او ترغيب و تشويق مي كرده اند.اين گونه علوم با وجود داشتن آثاري مطلوب, داراي آفات و آثار نامطلوب فراواني نيز مي باشند و هر چند مدعيان فراگيري و برخورداري از اين علوم زياد و فراوان مي باشند ولي در عين حال اساتيد اين فن كه هم در كار خود خبره و متخصص باشند و هم قابل اعتماد و وثوق باشند و اهل شيادي كلاه برداري و شهرت و مريد پروري و اسم و رسم به هم زدن نباشند, بسيار كم است.ورود در اين راه علاوه بر خطراتي كه دارد و امور ناشناخته اي كه انسان با آنها مواجه مي شود كه ممكن است ايمان و اعتقاد و سلامت فكر و انديشه او را با خطر مواجه سازد, از نظر ثمرات و بازدهي امر مشخص و شناخته شده اي نمي باشد. عده زيادي كه وارد اين وادي شده اند به انحرافات دچار شده اند. با انجام اموري مانند تسخير جن دچار محرمات شده اند و از اسرار مردم سر درآورده و آبروي مردم را بر باد داده اند يا با احضار ارواح و ارتباط با مردگان و نقل اخبار و اسرار مردم وارد ورطه غيبت و تهمت و اين گونه محرمات شده اند. بنابراين توصيه ما اين است كه وقت و عمر و جواني خود را صرف امور ضروري تر و مهم تر بنماييد.و با مطالعه كتب اسلامي مانند كتاب هاي استاد شهيد مطهري و استاد مصباح يزدي و نيز كتبي كه پيرامون معارف دين است و موجب كسترش اطلاعات ديني و معرفتي شما مي شود و بصيرت و روشني بيشتري در مورد دين و اعتقادات خود پيدا مي كنيد, اعتقادات و بنيان ديني خود را تعميق بخشيد. در عين حال پيرامون علوم غريبه مي توانيد به كتاب زير مراجعه نماييد: ۱-گنجينه دانش, خزائن الاسرار, ايوب صادقي نزاد, نشر ميراث ماندگار.۲- «مفاتيح المفاليق و زبدة الالواح» محمود دهدار عيانى۳- «شرح كنوزالاسما» عيانى كه استاد علامه حسنزاده آملى در كلمه ۳۴۳ از كتاب هزار و يك كلمه به طور مبسوط آن اشعار را توضيح داده است.
جادو و جادوگر
در این مقاله می خوانید:
۱-اساس جادو چیست؟
۲-آیا جادو گناه کبیره است.
۳–تمرینهایی که پیش از ارتکاب جادو باید انجام داد
۴.تواناییهایی که یک جادوگر دارد:
-قربانی
-هیپنوتیزم
-سفر در زمان
-جادوی سیاه
-احضار اجنه و …
جادو در اصل از ایجاد اختلال در امواج جهان به وجود می آید و اصلا چیزی به اسم جادوی
خوب و مثبت وجود ندارد.جادو اولین بار توسط موجودات غیبی به انسان آموزش داده شد و
بر اساس قرآن کریم این گناه بزرگ رو هاروت و ماروت که دو تا از فرشته بودند پس از
ورود به زمین مرتکب شدند.
برای شروع کسانی که فکر میکنن جادو کاری نداره اول باید استعدادشون رو تست کنن.
یک جادوگر ساده و ابتدایی باید از قدرتهای زیر برخوردار باشد:
۱-بتواند در زمان سفر کند
۲-چشم سوم داشته باشد و بتواند دنیای اجنه و فرشتگان را ببیند.
۳-دست از زندگی عادی شسته باشد
۴-قدرت مدیتیشن بالایی داشته باشد
۵-قادر به صحبت کردن با اجنه و کسب احترام آنها باشد
۶-قدرت روحی و روانی بالایی داشته باشد
۷-از طالع بینی و جایگاه ستارگان کاملا مطلع باشد
۸-قادر به تخلیه ی روح باشد..یعنی به اصطلاح از بدنش خارج شود
۹-وردها و قربانیهای لازم را بلد باشد
اما این به این معنی نیست که هر کسی تعدادی از این قدرتها را داشت می تواند جادوگر باشد.
من افراد زیادی را می شناسم از جمله خودم که قادر به تخلیه ی روح هستند و قدرت روحی
بالایی هم دارند.اما مسئله این است که برای جادوگر بودن باید با نیروهای شیطانی و اهریمنی
همکاری کرد و هر کس چنین کاری بکند دیگر راه برگشت نخواهد داشت.
جادو از این نظر که قوانین جاری طبیعت را می شکند تا به هدف خود برسد گناه کبیره
محسوب می شود.
مثلا کسی می خواهد در مدت کوتاهی ثروتمند شودیا دختر ثروتمندی را جادو کند و با او
ازدواج کند. و از راه جادو می توان ثروتمند شد اما از آنجا که شما باید نیروهای زیادی را
صرف غلبه بر آنچه که برایتان از طرف خدا معین شده بکنید این کار کثیفی است.
شما زودتر از همه به آنچه می خواهید می رسید اما طبق قوانین طبیعت چون میران انرژی
در جهان ثابت است و شما بیش از حد معین خود یکجا از این انرژی استفاده کرده اید – باید
این انرژی را به جهان بازگردانید-چه بخواهید و چه نخواهید این انرژی به صورتهای گوناگون
مثل پول و سلامتی از زندگی شما بیرون می رود و شما در عوض پول و یا ازدواجی که از
راه جادو به دست آورده اید باید سلامتی خود و اعضای خانواده تان را از دست بدهید. این یک
قانون ثابت و تغییر ناپذیر در تمام علوم است و جادوگری هم چیزی غیر از علم سیاه نیست.
در اصطلاح مذهبی و عامه شما شنیده اید که می گویند از هر دستی بدهی از همان دست
می گیری .. و یا پول باد آورده را باد می برد. اینها برداشت مردم ساده و عامی از همان
مسئله ی اساسی علمی است که در علم کیمیاگری و شیمی به قانون ؛معادله ی پایاپای: معروف
است.
اگر بدون دانش کافی دست به احضار روح اجنه و با خود اجته و با فرشتگان بزنید چه اتفاقی
می افتد؟
به احتمال ۹۰٪ بوسط آنها به طرق عجیب و وحشتناک کشته می شوید.
۱۰٪ احتمال دارد که بدنتان توسط آن جن با پری اشغال شود و به اصطلاح جن زده شوید که آن
هم منجر به مرگ با زندگی رنج بار خواهد بود.بنابراین شدیدا هشدار می دهم که به هیچ عنوان
امتجان نکنید مگر اینکه قصد خودکشی دارید
چشم سوم
جادوگر موجودات غیبی را باید از روی شکل و مشخصات او شناسایی کند.برای همین
قدرت زیاد در دیدن دنیای ماورا لازم است.به این نوع دید : چشم سوم؛ می گویند. در کتابهای
جادوگری مشخصات تمام موجودات غیبی که جادوگران به آنها نیاز دارند تا خواسته هایشان
را انجام دهند آمده است که آن هم از کتب باستانی و جادوگران قدیم است و البته اطلاعات جدید
هم سالانه به آن اضافه می شود.
قربانی
وقتی که یک موجود غیبی حاضر می شود به حرمت اسامی خدا به جادوگر آسیب نمی رساند
البته تا زمانی که جادوگر به او بی احترامی نکند.این بی احترامی معمولا نادانسته صورت
می گیرد چون مطمئنا جادوگر نمی خواهد که کشته شود.
پس از اینکه جادوگر وظیفه ی آن موجود را مشخص کرد موجود آن کار را انجام می دهد
که هر چیز غیر ممکنی می تواند باشد..مثل بردن در شرط بندی یا کشتن کسی به طور تصادفی
تا مسخ کردن یک یا تعدادی انسان به منظور رسیدن به خواسته های شیطانی.
هر قدر خواسته ی جادوگر بزرگتر باشد میزان و اندازه ی قربانی بیشتر است.قربانی به
عنوان هدیه و کار مزد موجود باید پرداخت شود و موجود از آن تغذیه می کند.این قربانی از
یک کبوتر شروع می شود تا خون انسان.
کسانی که برای باور کردن این حقایق مدرک می خواهند باید اول دور دنیا مسافرت کنند تا به
چشم خود ببینند که این مسائل کاملا اتفاق می افتند و اگر صرفا کسی ندیده به این معنی نیست
که وجود ندارد.برای مثال در کشورهایی مانند برمه و نپال و هندوستان و اکثر کشورهای
آفریقایی قربانی به طور علنی انجام می شود زیرا بخشی از آیینهای این سرزمینهاست. اما در
کشورهای اسلامی کاملا مخفی است زیرا کفر محسوب می شود.
به دلیل این که جادو یک عمل منع شده و ناپسند هست به همین مقدار که فقط برای آگاهی عمموی شما برادرا و خواهران عزیز هست
کفایت میکنیم
قرآن شریف: قرآن کریم به شدت این عمل را مورد نکوهش و سرزنش قرار داده است و آنها را سوداگرانی می داند که خود را به بدترین بها یا مفت فروخته اند.(۵)
در سوره بقره آمده است:
وَ اتّبِعوُا ما تَتلوُا الشّیاطینَ مُلکِ سُلیمانَ و ما کَفَرَ سُلیمانُ و لکنّ الشَّیاطینَ کَفروا یُعَلِّموُنَ الناسَ السّحرَ (۶) « و آنچه که شیاطین در روزگار فرمانروایی سلیمان می خواندند، پیروی کردند. و سلیمان (به سحر نپرداخت) و کفر نورزید، ولی شیاطین کفر ورزیدند، آنان به مردم سحر می آموختند…»
دعانویس
دعانویس به فردی می گویند که با استفاده از نوشتن متون کتب مذهبی روی اجسامی مانند قفل
کلید و کاسه و یا روی کاغذ سعی در برطرف نمودن مشکل مراجعه کنندگانشان دارند.
دعانویس ها، در ازای نوشتن ادعیه و تعویذات، مبلغی با عنوان نیاز از مراجعه کنندگان اخذ
می کنند.
برخی از اینگونه افراد، مدعی هستند که با «علوم غریبه» آشنا بوده و «وسیله ای برای ابراز
قدرت خداوند» می باشند.گروهی دیگر با ادعای دانستن علم رمل و خبرداشتن از مجهولات
عالم و خیر و شر، رمال نامیده می شوند. اسباب کار این گروه، اشکال شانزده گانه ای است که
به دانیال نبی نسبت داده می شود. گروهی دیگر نیز برای مشتریانشان کف بینی و فالگیری
می کنند.
عده ای دعانویسی را خرافه می دانند و عده ای به آن معتقد اند، برخی از مسلمانان دعاهای مذهبی
را بر تسکین یا بهبود بیماری ها موثر می دانند.
برخی از دعانویسان با ادعای های دروغ از اعتقادات سوءاستفاده نموده و از آنان اخاذی
می نماید و حتی گاهی فرد دعانویس از مشتری خود سوءاستفاده جنسی نیز می نماید. اغلب
مشتریان دعانویس ها، زنان جوان هستند.
دیدگاه فقهای شیعه
آیت الله ناصر مکارم شیرازی
«نوشتن دعاهایی که از حضرات معصومین (علیهم السلام) رسیده و در کتب معتبر موجود
است ، اشکالی ندارد. ولی دعا نویسی حرفه ای، که شغل افراد سودجوست، صحیح نیست و
غالب کتاب هایی که به آن استناد می کنند، اعتباری ندارد.
آیت الله صافی گلپایگانی
«نوشتن دعاهایی که با دلیل معتبر از ائمه معصومین علیهم السلام نقل شده و اجرت گرفتن در
مقابل آن، اشکال ندارد ولی مراجعه به فالگیرها یا دعانویسانی که به صورت های مختلفه از
منابعی که اعتبار شرعی ندارد نقل می کنند یا می نویسند جایز نیست و پول گرفتن اینگونه اکل
مال به باطل و حرام است. والله العالم .
ریاضت و چله نشین
ریاضت در لغت به معنای تربیت کردن و در اصطلاح علم اخلاق ، به معنای وادار کردن نفس
بر ادای واجبات و اجتناب از محرمات است. از آن به مناسبت در باب جهاد سخن گفتهاند .
معنای لغوی ریاضت
واژه ریاضت درلغت درباره حیوان به کار رفته و مراد از آن تأدیب و تمرین و وادار کردن
حیوان بر رفتار مورد نظر صاحبش و بازداشتن آن از حرکات ناپسند مىباشد.
ریاضت نفس
معنای ریاضت نفس
ریاضت نفس از همین معنای لغوی گرفته شده و مراد از آن تربیت و وادار ساختن نفس بر
اطاعت از مولاو بازداشتن آن از سرکشی در برابر دستور او و پیرو عقل شدن است.
جهاد اکبر
ریاضت و تهذیب نفس با شیوه و روشى که در آیات و روایات توصیه شده، افضل اعمال و
برترین عبادت است که از آن به جهاد اکبر تعبیر شده است.
راه تحقق ریاضت نفس
ریاضت نفس با واداشتن آن بر حرکت در صراط مستقیم ؛ یعنى عمل به اوامر و اجتناب از
نواهی شارع مقدس در اندیشه، گفتار و رفتار و بازداشتن نفس از سرکشى و عصیان در برابر
اوامر و نواهى او تحقق مىیابد .
نتیجه ریاضت نفس
نتیجه ریاضت، طهارت نفس از صفات ناپسندى همچون بخل،حسد ، کبر ، حرص بر دنیا، و
آراسته شدن به صفات پسندیده ای همچون جود ،شجاعت ،غیرت ،طمأنینه ،خضوع در برابر
حق و فروتنی است.
ریاضت نا مشروع
ریاضت نفس با شیوهاى غیر مشروع ، از قبیل آنچه مرتاضان انجام مىدهند ، بدعت و حرام
است .
رهبانیت
رهبانیت از ریاضت هایى است که در اسلام از آن نهی شده است .
چله نشین
به شخصی گفته می شود که به مدت چهل روز به ذکر خاصی مشغول شده و شرایط ریاضت
از قبیل ترک حیوانی و ترک معصیت و گناه و روزه و تنها بودن و … را با انجام برساند و
پس از گذراندن این دوره خاص و موفق شدن در ریاضت با موجوداتی که در عالم غیب
( از قبیل ملائکه ، جن ، پری و … ) هستند ارتباط گرفته و به حاجات خود برسد و بتواند
به دیگران کمک کند .
شرایط استفاده از علوم خاص روحانی
۱ ــ فرد عمل کننده می بایست به نتیجه عمل اعتقاد تام داشته باشد .
۲ ــ برای اینکه دعا موثر باشد باید مستدام باشد .
۳ ــ دعا باید در خفا و خلوت و تنهایی باشد .
۴ ــ شرط اجابت دعا این است که فرد صاحب تقوا و پرهیزکار باشد به اعمال حرام و نهی
شده نپرداخته باشد .
۵ ــ از ارواح روحانی در کار های خیر که مورد تایید پروردگار است استفاده کنید .
۶ ــ از ارواح روحانی برای کار های مهم استفاده کنید نه کار های حقیر و جزئی .
۷ ــ از علم خواص در امور دنیوی و نفسانی استفاده نکنید .
۸ ــ موقع اشتغال یا تمرکز و توجه به موضوع اصلی عمل کنید .
۹ ــ دعا ها را به تنهایی قرائت کن .
۱۰ ــ دعا ها را بیاموزید که از حفظ بخوانید در ابن صورت حضور قلب بیشتری خواهید
داشت .
۱۱ ــ موقع عمل به علم خواص ابتدا می بایست با اساتید صاحب کرامات و اولیا صاحب نام
مشورت نمود و خودسرانه به این عمل اقدام نکرد چه ممکن است نتایج عکس دهد .
۱۲ ــ هر عمل را در ساعت خاص آن انجام دهید که بیان شده نه در غیر آن ساعات .
۱۳ ــ با معده خالی به این اعمال دست بزنید .
۱۴ ــ در موقع عمل روحانی از تماس با مواد و خوراکی و پوشاک و بو و عطر حیوانی
پرهیز کنید .
۱۵ ــ پردازنده به این عمل می بایست مطلقا از خوردن سیر و پیاز خودداری کند .
۱۶ ــ برای بعضی طلسمات و تعویذات جنس فلز مثل مس و روی و قلع و چوب انار و … قید
شده که در غیر آن جنس ها عمل نتیجه ندهد .
۱۷ ــ برای هر عمل بخور خاصی وجود دارد که باید رعایت شود که ذیلا به آن ها اشاره
می کنیم :
· بخور های ساعت زحل : برای اعمال خیر سقز ــ چوب عدد و اعمال شر خانطیط و
موی گربه سیاه .
· بخور ساعت مشتری : برای اعمال خیر چوب عدد ، پوست عنبر و اعمال شر ناخن
اسب و الاغ .
· بخور ساعت مریخ : برای اعمال خیر گل سنجد ــ اسپند ــ سقز و اعمال شر افیون و
کندر .
· بخور ساعت شمس : برای اعمال خیر کافور و مشک و عنبر و اعمال شر پوست سیر
و پوست پیاز .
· بخور ساعت زهره : برای اعمال خیر چوب عود و جاوی و اسپند و برای اعمال شر
صمغ عربی .
· بخور ساعت عطارد : برای اعمال خیر صمغ سفید ، سقز ، مریمی و برای اعمال شر
صمغ عربی و موی سگ و گربه سیاه .
· بخور ساعت قمر : برای اعمال خیر ناخن ، صمغ سفید ، سقز و برای اعمال شر
صمغ عربی .
۱۸ ــ فرد عمل کننده می بایست تمیزی را در محل و لباس و بدن و قلم و مرکب رعایت
بکند .
۱۹ ــ موقع نوشتن ادعیه چهار زانو رو به قبله بشیند .
۲۰ ــ اوفاق را صحیح و دقیق رسم کند .
۲۱ ــ عمل کننده می بایست اقسام مربوطه به عمل را در ابتدا و انتها ادعیه و تعویذات
بنویسد .
۲۲ ــ ارقام و نوشته ها با قلم هندی تحریر شود مجرب تر است .
۲۳ ــ نوشته ها به خط زیبا و جمیل نوشته شود .
۲۴ ــ قبل از شروع هر عمل بر پیامبر عظیم الشان صلوات بفرستد .
۲۵ ــ قبل از انجام هر عمل استغفار کند آیا اقدام به این عمل مفید است یا خیر اگر استغفار
درست بود عمل کند .
۲۶ ــ ادعیه نمی بایست در روز های نحس نوشته شود . روز های سه و پنج و سیزده و
شانزده و هفده و بیست و چهار و بیست و پنج روز های نحس ماه قمری است .
۲۷ ــ اعمال خیر را در روزهای یک تا چهارده ماه قمری و اعمال شر را در روزهای
چهارده الی بیست و هشت ماه قمر انجام دهد .
۲۸ ــ تمام دعا ها با مرکب (( مشک و زعفران و عنبر )) همراه با آب باران نوشته شود.
۲۹ ــ هرگز این علم را به نا اهل و جاهل نیاموز .
۳۰ ــ همیشه یقین داشته باش که این علم بسیار مهم و موثر بوده و خواهد بود پس باید قدر
آن را دانست .
حروف ابجد و پیدا کردن طالع
حروف ابجد
یکی از راه های کشف و رسیدن به نتیجه در علوم غریبه حروف ابجد می باشد .
حروف ابجد به دو نوع کبیر و صغیر می باشد .
حروف ابجد کبیر :
آ =۱
ب = ۲
ج = ۳
د = ۴
ه = ۵
و = ۶
ز = ۷
ح = ۸
ط = ۹
ی = ۱۰
ک = ۲۰
ل = ۳۰
م = ۴۰
ن = ۵۰
س = ۶۰
ع = ۷۰
ف = ۸۰
ص = ۹۰
ق = ۱۰۰
ر = ۲۰۰
ش = ۳۰۰
ت = ۴۰۰
ث = ۵۰۰
خ = ۶۰۰
ذ = ۷۰۰
ض = ۸۰۰
ظ = ۹۰۰
غ = ۱۰۰۰
حروف ابجد صغیر :
آ =۱
ب = ۲
ج = ۳
د = ۴
ه = ۵
و = ۶
ز = ۷
ح = ۸
ط = ۹
ی = ۱۰
ک = ۸
ل = ۶
م = ۴
ن = ۲
س = ساقط
ع = ۱۰
ف = ۸
ص =۶
ق = ۲
ر = ۸
ش = ساقط
ت = ۴
ث = ۸
خ = ساقط
ذ = ۴
ض = ۸
ظ = ساقط
غ = ۴
طریقه پیدا کردن طالع
باید به عرض برسانم که هر سال ۱۲ماه و هر ماه را طالعی نسبت داده اند که به ترتیب :
۱ : حمل – ۲ : ثور – ۳ : جوزا – ۴ : سرطان- ۵ : اسد -۶ : سنبله – ۷ : میزان – ۸ : عقرب –
۹ : قوس – ۱۰ : جدی – ۱۱ : دلو – ۱۲ : حوت .
هر گاه بخواهیم طالع شخصی را پیدا کنیم ، باید نام و نام مادر او را به ابجد کبیر در آورده
و سپس جمع کنیم و حاصل جمع را بر ۱۲ تقسیم کنیم و باقیمانده طالع شخص می شود .
مثال :
علی فرزند مرضیه ؛
برای اینکار اسم علی را به ابجد کبیر می بریم جمع آن می شود : ۱۱۰
و سپس اسم مرضیه را به ابجد کبیر می بریم و جمع آن می شود : ۱۰۵۵
و سپس ۱۱۰ و ۱۰۵۵ را با هم جمع می کنیم و می شود : ۱۱۶۵
و آن گاه ۱۱۶۵ را بر ۱۲ طرح می کنیم و می شود : ۱
پس طالع این شخص برج ۱ ، حمل می باشد .
ختم در تصفیه قلب
در تصفیه قلب و سلوک الی الله ، سالک قبل از شروع در اربعین ، مدتی در ایام بیکاری به
ذکر (( الله خاطِری وَ ناظِری )) مداومت نماید و نوافل یومیه را با خشوع به جا آورد تا میل
کاملی به هم رسد .
بعد از آن شروع در اربعین نموده از حیوانی احتراز کند و در میان نافله شب و شفع
(( ۳۶۰ )) مرتبه (( یا حی یا قیوم )) را متصل تکرار نماید تا نفس قطع نشده ، چون نفس قطع
قطع شود ، نفس کشیده بگوید (( بِرَحمَتِکَ اَستَغیثُ اللّهُمَّ احِیَ قلبی )) و چون نفس را تازه کرد
باز شروع به تکرار کند به نهج سابق تا تمام شود .
بعد از آن به اتمام باقی نوافل پردازد و اربعین را بدین نهج تمام کند بعد از اتمام شروع به آیه
نور نماید در بامداد و در هر نوری از انوار پنج گانه ، سراً متوسل به یکی از اصحاب کسا
شود در نور اول به نور اول و در ثانی به ثانی و هکذا این عمل باعث حیات قلب شود که
عبارت می باشد از علم به مطالب کلیه که مکرر به تجربه رسیده است .
برای بالا بردن هوش و ذکاوت و یادگیری کتب
برای درستی ذهن و زبان
این آیات مبارکه ذیل را ۲۱ مرتبه بر کندر دم کند و با نیم مثقال شهد یا شکر آمیخته و شبانه
روزی سه مرتبه بخورد .
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِسَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۲۷﴾ مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿۲۸﴾
به جهت زیادی حافظه و یادگیری علم و اسرار و حکمت
چهل روز قبل از نماز صبح قبل از تکلم با کسی سه مرتبه بخواند :
فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ
یا حی یا قیوم یا رب موسی و هارون اکرمنی الحفظ و ارزقنی العلم والحکم
یا قاضی الحاجات و اکرمنی بانواع الخیرات یا قریب غیر
بعید برحمتک یا ارحم الراحمین .
جهت آسانی تحصیل علم
روز پنجشنبه سیصد نوبت این دعا را بخواند ، تحصیل علوم بر وی آسان می شود .
مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا
جهت زیادی حافظه
آیة الکرسی را به گلاب و زعفران نوشته و با آب قند شسته و بنوشد موثر است ان شا الله .
فضیلت سوره حمد :
ابی بن کعب روایت میکند از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) که گفت :
هر که این سوره را بخواند مثل اینست که تورات و زبور و انجیل را خوانده است و به هر حرفی درجه ای در بهشتش بدهند و گفت این سوره پادزهر هر زهری است و شفای هر درد و آفتی. و از دیگر فضایل این سوره آن باشد که هیچ نمازی بدون قرائت آن درست نیست . رسول اکرم در می فرماید: هر مسلمانی سوره حمد را بخواند، پاداش او به اندازه کسی است که دو سوم قرآن را خوانده و گویی به هر فردی از مردان و زنان مؤمن هدیه ای فرستاده است . در روایت دیگری آمده است : ” گویا همه قرآن را خوانده است .
برخی از خواص سوره حمد:
۱) زیادی نور چشم:حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: چون کسی را درد چشم باشد یا در بینایی او ضعفی باشد در اول ماه چون هلال ماه را ببیند دست بر چشم خود بنهد و سوره فاتحه را ۱۰ بار با نیت خالص و توجه به معنی آن بخواند و در آخر سوره مبارکه «توحید» را ۳بار بخواند بعد از آن ۷بار بگوید: « یا ربِّ قَوِّ بَصَری » سپس بگوید: « اللهم اکف انت الکافی، اللهم عاف انت المعافی». درد چشم و ضعف بینایی به صحت مبدل می گردد.دیگر آنکه هر کس با ایمان سوره حمد را با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد به مشک و زعفران در جامی آبگینه و بشوید آن را از آب بارانی که در کانون الاخر (ماه سوم از ماههای سریانی) که هوا شروع می کند به سرد شدن ، آمده باشد و در وقت شستن «سوره حمد» را بخواند و به این آب، سرمه اصفهانی بساید و در چشم کند، امراض چشم زایل می شود و روشنی چشم زیاد می گردد و به صحت و سلامتی چشم را نگاه می دارد
.۲
جهت رفع تب:حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: هر کس، با ایمان سوره مبارکه فاتحه را چهل بار بر قدح آب با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند و آن آب را بر روی کسی که تب دارد بپاشد تب از او زایل می شود
.۳) قبولی نزد سلاطینچون در ساعت اول روز جمعه «سوره مبارکه فاتحه» را در ظرف طلا به مشک و کافور با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و به گلاب بشوید و ان گلاب را در شیشه کند و هر روز از ان به قدری بر روی خود بمالد جاه و قبول او نزد سلاطین و حکام زیاد می شود و از هر چه ترسد ایمن گردد
.۴)ایجاد برکتدر کلامی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم آمده است:هرکس، هنگامی که وارد خانه خود می شود، سوره حمد و توحید را قرائت نماید خداوند فقر را از خانه او دور کرده و برکت زندگی او را به حدّی زیاد می کند که به همسایگانش نیز می رسد.از حضرت امام صادق علیه السلام روایت شده است: «هرکس سوره حمد را قرائت کند، به لطف و عنایت الهی، درهای خیر دنیا و آخرت به روی او گشوده خواهد شد.
»۵) درمان کاهلی و تنبلیهر کس با ایمان بر خواندن سوره مبارکه فاتحه مداومت نماید در شب و روز، خداوند متعال زایل می کند از او کاهلی و سست دلی و جمیع آفات و عاهات را.
ختومات مجرب
۱) برکت و گشایش روزی از مولا علی علیه السلام نقل شده است:«اگر رزق و روزی و ثروت زیادی می خواهی و دوست داری از هر بنده و آزادی بی نیاز باشی و به زودی به آرزوهایت برسی و از غل و غش و حیله در امان باشی؛ پس «فاتحة الکتاب» را بخوان که اسرار عجیبی در ان نهفته است. برای رسیدن به آرزوها و حاجت هایت، این سوره را در پنج نوبت(صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا) ۱۰۰ مرتبه تلاوت کن.پس ٱنچه که از عزت و مقام و حرمت می خواهی، به ٱن می رسی، و ٱن عزّتی که هیچ وقت تغییر و با حادثه های زمان کاستی پیدا نمی کند و نیز توفیق و خوشحالی مداوم به تو می رسد و از همه شرها و ناراحتی ها و ضررها در امانی. هیچ وقت تو را گرسنگی و برهنگی و جدایی یار نمی رسد، و هیچ کس به تو برای امر و نهی مسلط نمی شود، و در حفظ الهی هستی و به ٱرزوهایت در زندگی می رسی.پس اگر این ختم را همیشه ادامه دادی، شخصی به عنایت الهی به سوی تو می ٱید و تو را از دیگران بی نیاز می کند
.۲) نماز عجیب و مشکل گشااگر کسی به نیت قضای حاجت دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت ۱۹ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و بعد از ان سوره حمد را تلاوت نماید و بعد از تمام شدن نماز ۷۸۶ مرتبه آیه بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده خواهد شد. انشاءالله
. ۳) جهت عزت و شخصیّت و حفظ آبرودر روز جمه شروع کند تا ۴۱ روز، و هر روز ۴۱ مرتبه سوره مبارکه حمد را بخواند و بعد از اتمام بلافاصله ۱۳ بار این دعا را بخواند:« یا مُفَتِّحُ فَتَّح یامُفَرِّجُ فَرَّج یامُسَبِّبُ سَبَّب یامُیَسِّرُ یَسَّریامُسَهِّلُ سَهَّل یا مُتَمِّمُ تَمَّمبرحمتک یا ارحم الراحمین
»۴) جهت دفع بلا ودشمن و نیل به مقاصد و حصول مهمات قبل از شروع ۳صلوات بفرستد و دو رکعت نماز بخواند به قصد طلب حاجت و بعد از نماز نیز ۳ صلوات بفرستد و از روز یکشنه شروع کند.روزیکشنبه ۷۰ مرتبه سوره مبارکه حمد و روز دوشنبه ۶۰ بار، سه شنبه ۵۰ بار، چهار شنبه ۴۰بار، پنج شنبه ۳۰بار، جمعه ۲۰ بار، و روزشنبه ۱۰ بار بخواند انشاءالله به مقصد رسد.
۵) جهت کسب مطالب و بطلان سحر و تحبیب:خواندن و با خود داشتن سوره حمد به ترتیبی که در زیر می آید اثر عجیب دارد:«بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم أقسمتُ علیکم یامَعشَر الارواح الرّوحانیّة و الموکلین بهذه السّورة بحق جبرائیل. الرحمن الرحیم مالکیوم الدین أقسمتُ علیکم یا مَلِکَ المُوکّلَ بهذه الایات اُجیبوا داعی الله و بحقّ میکائیل.ایاک نعبد و ایاک نستعین اقسمتُ علیکم یا ملائکة الموکلین بهذه الاسماءِ العظام و بحقّاسرافیل و حَمَلةَ العرشِ العظیم. اهدنا الصراط المستقیم انّه لَقَسم لو تعلمون عظیم بحقّعزراییل. صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین أجیبونی و أطیعونی یاملِکَ المُوکّلِ بالاسماء العظام الاولین و الاخرین. هذه السُورةِ الشریفة و الایات المبارکاتبحق قل قل قل قل هو الله احد و بحقّ النّورِ الطیّبُ الطاهر المصطفی محمد و آله و إقضیحاجتی برحمتک یا ارحم الراحمین»
نگاهی به طالع ها و خصوصیات آن ها
۱- طالع برج حمل ( فروردین ) :
طالع برج یک حمل ستاره اش مریخ و دارای عنصر آتشی و جنس آن مذکر و جهت آن شرق و تعلق به روز دارد ، روزش سه شنبه است و روزهای نحس این طالع از ۱۶ و ۱۷ تا نصف روز ۱۸ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابا محرز احمر و ملک علوی آن سمسمائیل می باشد .
۲- طالع برج ثور ( اردیبهشت ) :
طالع برج دو ثور ستاره اش زهره و دارای عنصر خاک و جنس آن مونث و جهت آن جنوب و تعلق به شب دارد ، روزش جمعه است و روزهای نحس این طالع از ۱۳ و ۱۴ تا نصف روز ۱۵ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابو ابیض و ملک علوی آن عنیائیل می باشد .
۳- طالع برج جوزا ( خرداد ) :
طالع برج سه جوزا ستاره اش عطارد و دارای عنصر باد و جنس آن مذکر و جهت آن غرب و تعلق به روز دارد ، روزش چهارشنبه است و روزهای نحس این طالع از ۱۱ و ۱۲ تا نصف روز ۱۳ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن برقان و ملک علوی آن میکائیل می باشد .
۴- طالع برج سرطان ( تیر ) :طالع برج چهار سرطان ستاره اش قمر و دارای عنصر آب و جنس آن مونث و جهت آن شمال و تعلق به شب دارد ، روزش دوشنبه است و روزهای نحس این طالع از ۸ و ۹ تا نصف روز ۱۰ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابی الحارث و ملک علوی آن جبرائیل می باشد .
۵- طالع برج اسد ( مرداد ) :طالع برج پنج اسد ستاره اش شمس و دارای عنصر آتش و جنس آن مذکر و جهت آن شرق و تعلق به روز دارد ، روزش یکشنبه است و روزهای نحس این طالع از ۶ و ۷ تا نصف روز ۸ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابو عبدالله المذهب و ملک علوی آن روفیائیل می باشد .
۶- طالع برج سنبله ( شهریور ) :طالع برج شش سنبله ستاره اش عطارد و دارای عنصر خاک و جنس آن مونث و جهت آن جنوب و تعلق به شب دارد ، روزش چهارشنبه است و روزهای نحس این طالع از ۳ و ۴ تا نصف روز ۵ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن برقان و ملک علوی آن میکائیل می باشد .
۷- طالع برج میزان ( مهر ) :طالع برج هفت میزان ستاره اش زهره و دارای عنصر باد و جنس آن مذکر و جهت آن غرب و تعلق به روز دارد ، روزش جمعه است و روزهای نحس این طالع از ۱ و ۲ تا نصف روز ۳ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابو ابیض و ملک علوی آن عنیائیل می باشد .
۸- طالع برج عقرب ( آبان ) :طالع برج هشت عقرب ستاره اش مریخ و دارای عنصر آب و جنس آن مونث و جهت آن شمال و تعلق به شب دارد ، روزش سه شنبه است و روزهای نحس این طالع از ۲۸ و ۲۹ تا نصف روز ۳۰ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابی محرز احمر و ملک علوی آن سمسمائیل می باشد .
۹- طالع برج قوس ( آذر ) :طالع برج نه قوس ستاره اش مشتری و دارای عنصر آتش و جنس آن مذکر و جهت آن شرق و تعلق به روز دارد ، روزش پنجشنبه است و روزهای نحس این طالع از ۲۶ و ۲۷ تا نصف روز ۲۸ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن شمهورش و ملک علوی آن صرفیائیل می باشد .
۱۰- طالع برج جدی ( دی ) :طالع برج ده جدی ستاره اش زحل و دارای عنصر خاک و جنس آن مونث و جهت آن جنوب و تعلق به شب دارد ، روزش شنبه است و روزهای نحس این طالع از ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ تا نصف روز ۲۶ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابانوح و ملک علوی آن کسفیائیل می باشد .
۱۱- طالع برج دلو ( بهمن ) :طالع برج یازده دلو ستاره اش زحل و دارای عنصر باد و جنس آن مذکر و جهت آن غرب و تعلق به روز دارد ، روزش شنبه است و روزهای نحس این طالع از ۲۱ و ۲۲ تا نصف روز ۲۳ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن ابانوح و ملک علوی آن کسفیائیل می باشد .
۱۲- طالع برج حوت ( اسفند ) :طالع برج دوازده حوت ستاره اش مشتری و دارای عنصر آب و جنس آن مونث و جهت آن شمال و تعلق به شب دارد ، روزش پنجشنبه است و روزهای نحس این طالع از ۲۸ و ۱۹ و ۲۰ تا نصف روز ۲۱ هر برج می باشد . و ملک سفلی آن شمهورش و ملک علوی آن صرفیائیل می باشد .

سرآغاز
انرژی حیاتی، جنبة نادیدنی هستی است که جهان را شکل میدهد و همه چیز را به جنبش درمیآورد. این انرژی قابل دیدن و لمس کردن نیست، اما مانند هوایی که تنفس میکنیم ما را دربرگرفته و موجب ایجاد توازن در روح، روان و جسم ما میشود. نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسانها وجود دارد. در تاریخ ملل و فرهنگهای مختلف، همچنین در تاریخ ادیان الهی و مکاتب گوناگون تجربههای متعدد و بسیاری از پدیدههای عجیب و اعمال خارقالعاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالی چون: شفا دادن بیماریها، غلبه برطبیعت (ایجاد باد، باران، طوفان)، برخاستن از زمین و پرواز کردن، خبردادن از غیب و پیشگویی کردن، قدرت تحقق بخشیدن به خواستهها، تبدیل چیزهای مختلف به یکدیگر، زنده کردن مردگان و… که تحت عناوین مختلفی همچون معجزه وکرامات شناخته میشوند. درباره چگونگی وقوع این پدیدههای فوق طبیعی یا صحت و سقم آن، نظرها و دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. عدهای این پدیدهها را صرفاً منحصر به عهد عتیق میدانند و آنها را به اولیاء خداوند نسبت میدهند. عدهای هم به طور کلی وقوع این اعمال را رد میکنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقی میکنند. در این میان محققان و دانشمندانی هم وجود دارند که به بررسی این گونه اعمال میپردازند و سعی در دریافت قوانین حاکم بر اعمال فوق طبیعی دارند. به طور کلی مکاتب باطنی وقوع اعمال خارقالعاده را به توانایی ذاتی روح نسبت میدهند و اظهار میکنند که نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسانها وجود دارد. آنها هم چنین مسئله پرورش و فعال نمودن این نیروی ذاتی را مطرح میکنند که در صورت شکوفا شدن میتواند کاربردهای شگرفی در زندگی روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالی انسان گردد. در عصر کنونی به مدت چندین دهه است که دانشمندان در زمینههای فیزیک، زیست شناسی، ژنتیک، روانشناسی، فراروانشناسی و… این مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتایج حاصله، به همسوییهایی با باطنگرایان شرق دست یافتهاند. علم کنونی و در دسترس بشر، به طور روشن و کامل قادر به توجیه و ارائه پاسخی قطعی به پدیدههای خارقالعاده نیست، ولی تحقیقات دانشمندان بخصوص در فیزیک نو راهی به سوی تبیین و درک روح و اعمال خارقالعاده ناشی از توان ذاتی روح باز کرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعی شعور و آگاهی در ذرات بنیادی و انرژی و شعوری فراسوی ماده در کل هستی است. این تحقیق قصد دارد تواناییهای بالقوه روحی-روانی انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارقالعاده، بررسی کند.و بدبن ترتیب تواناییهای انسان در در شناخت ، برنامه ریزی، تضمین برای آینده مورد بحث قرار دهد لذا در ادامه تعاریفی از وازه های مرتبط با انرژی درونی انسان خواهیم کرد و سپس یکی از فاکتورهای مربوط به این ویژگی که به روانشناسان و دانشمند علوم انسانی کمک میکند تا ویزگی های شخصیتی انسان را مورد بررسی وشناخت قرار دهند تا راهنمای علوم مدیریت منایع انسانی در تصمیم گیریهای آینده باشند می پردازیم.
جملات مرتبط :
· آدمي ساخته افکار خويش است، فردا همان خواهد شد که امروز به آن مي انديشد.
· انسان تنها می تواند آن باشد که خود را چنان می بیند ؛ و تنها می تواند به جایی برسد که خود را در آنجا می بیند.
· درخت از ریشه اش آب می خورد آدمیزاد از باطنش.
· ما انسان ها در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم به نام قدرت تبدیل فکر و نیت به اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!
· به هر چیزی که فکر میکنید، آن چیز به سمت شما جذب میشود. شروع کار با فکر است، پس باید به شدت مواظب چیزهایی که روی آنها تمرکز میکنیم و به آنها توجه میکنیم باشیم. در واقع شما تمام چیزهایی که در ذهنتان میگذرد را به سمت خودتان جذب میکنید.
واژه گان مرتبط : خداوند یکتا ، انسان، انسان شناسی ، خود شناسی ، خداشناسی ،خود اگاهی ، شعور باطنی ، روح، شبکه شعور کیهانی ، انرژی کیهانی، انرژی درونی ، عرفان، تکامل ، تمرکز بر درون ، ارتباط علوم مدیریت و علوم انسان شناسی ، توانایی سنجی ، سنجش هوش وخلاقیت ، انتخاب درست ، تصمیم گیری درست، اعتماد به نفس ، تسلط بر امور ، خلاقیت، نوآوری ، بهره وری، موفقیت ، کمال
۱- تعاریف مرتبط
۱-۱ –چاکرا چیست ؟
پیرو آنچه تا بحال گفتیم بدن انسان علاوه بر جسم فیزیکی یک جسم روحانی هم دارد .در واقع در علوم متافیزیک آمده است انسان علاوه بر جسم فیزیکی ، اجسام روحانی را که به مراتب شامل جسم خاکی ،آبی، هوا، آتش والماس را داراست و با گذشت زمان و خودشناسی و تمرکز در خالص سازی روح انسان به کامل ترین مراتب یعنی جسم الماس خواهد رسید .
در این خصوص هر جسمی انرژی فوق العاده با جهان تبادل میکند که مراکز این انرژی در بدن هستند و به آنها مراکز انرژى یا چاکرا گفته می شود. چاکرا کلمه ای سانسکریت به معنای چرخ است. چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می شوند. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده است کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است. چاکراهای اصلی، مراکز انرژی در حال چرخش هستند که به طور معمول ۳ تا ۴ اینچ قطر دارند و اعضای اصلی و حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می کنند و به آنها انرژی می دهند. چاکراهای اصلی درست مانند نیروگاه هایی هستند که انرژی حیاتی را برای اعضای حیاتی و اصلی تامین می کنند. اگر این نیروگاهها به خوبی کار نکنند اعضای حیاتی ضعیف یا بیمار می شوند، زیرا برای درست کارکردن، انرژی حیاتی کافی ندارند. قطر چاکراهای فرعی ۱ تا ۲ اینچ است و چاکراهای بسیار کوچک بخش های کم اهمیت تر کالبد جسمانی را کنترل کرده و به آنها انرژی می دهند. چاکراها در داخل کالبد فیزیکی نفوذ می کنند و در ورای آن نیز امتداد می یابند.
چاكراها ريشه در باورها و ديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستی از جنس تفكر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادی است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند . مبنای اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان رويای، رويابينی است كه همه اجزای اين رويا خود نيز رويا می بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بی شماری جهان های اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه های بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه ما از جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طريق چاكراها تجربه می شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين كمان متشكل از هفت رنگ است و هر چاكرا طيفی از اين رنگين كمان را تدائی ميكند و درك و برداشت صحيح موقعی اتفاق می افتد كه هرهفت رنگ اين مجموعه حضور داشته باشند. به عبارت ديگر چيزی كه مانع دريافت واقعيت می شود، آن است كه تعادل بين اجزای سيستم ادراكی برقرار نبوده و درك و برداشت ما كامل نيست.
هر انساني نيروي بالقوه اي براي كامل بودن در خود دارد. نيروي شگفت انگيز و فريبنده أي كه اعجاز خلقت محسوب مي شود . چاكراها انرژي حياتي را از محيط اطراف و از كيهان مي گيرند و آنها را به امواج مورد نياز نقاط مختلف بدن تبديل مي كنند. علاوه براين آنها انرژي را به اطرافشان پخش مي كنند. توسط اين سيتسم انرژي، انسان نهايتا در حوزة تبادل دايم انرژي با كيهان و دنيا و انسان هاي ديگر است.
بعضی از چاکراها مراکز استعدادهای روانی هستند. فعال سازی چاکراهای خاص ممکن است باعث توسعه یافتن استعدادهای روانی خاص شود. برای مثال چاکراهای کف دست برای فعال کردن، آسانترین و امن ترین چاکراها هستند. با فعال کردن چاکراهایی که در مرکز کف دستها قرار دارند فرد می تواند توانایی خود را در احساس کردن انرژی های لطیف، هاله درونی، هاله تندرستی و هاله بیرونی توسعه دهد. این کار با تمرکز کردن به سادگی انجام می شود.
۱-۲-آئورا چیست:
واژه ی آئورا برگرفته از واژه ی یونانی آورا(avra) به معنی نسیم است.
تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات تجلی نامریی یا میدان انرژی ای است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است در حقیقت هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده بلکه جزیی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژی های حیات را منعکس میکند.
انرژی هایی که از بدن ما ناشی میشود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس میکند.در حقیقت،هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار میسازد.
آئورا انعکاس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد.
آئورا شامل رنگ هم هست که برای دیدن آن به مقدار کمی نور نیاز هست چرا که رنگهای آن از نور بوجود آمده اند(اشتباه نشود رنگهای آن نه خود آئورا) البته آئورا در تاریکی مطلق بطور کامل محو نمیگردد ، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده میشود.
آئوراها به طرق مختلف دیده میشوند. معمولا بصورت میدان های انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملا بدن را احاطه کرده است، دیده میشوند. بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا میکنند.
اعتقاد بر این است که شخص هرچه عارف تر و روحانی تر باشد، هاله ی او بزرگتر است.برای نمونه معروف است که هاله ی بودا تا چند کیلومتر امتداد داشته است!!!
هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی درباره ی شخص آشکار میکند. این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق وخوی فرد است. علاوه بر این ، هاله دارای شعاع های رنگی متفاوتی است که از بدن ساتع میشود و در سرتاسر هاله میدرخشد. عده ای آنرا امواج فکری تلقی میکنند، و بطور یقین افکار و همه احساسات ادراک ، آگاهیها و هر چیزی که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد را می توان به هفت دسته تقسیم کرد و هر کدام از این دسته ها به یکی از چاکراها پیوسته است . پس چاکراها نه تنها نماینده اعضای بدن شما هستند بلکه نماینده قسمتهای مخصوصی از حواس و ادراک شما نیزمحسوب میشوند. وقتی شما احساس تنش می کنید ، این تنش را در چاکرای مرتبط با آن قسمت نیز احساس می کنید و این چاکرا و عضو مرتبط با آن دچار استرس می شوند. تنش در چاکرا بوسیله شبکه عصبی که به این چاکرا پیوسته است مشخص می شود و به اندامی که توسط این شبکه کنترل می شوند انتقال می یابد.
همه ی انسانها در برابر رنگ واکنشی احساسی دارند . حتی آنان که درباره ی رنگها اطلاعات کافی ندارند، به طور غریزی می دانند که رنگهای گرم شور و هیجان و احساسات مثبت به وجود می آورد و رنگهای سرد باعث رخوت انسان می شود و احساس آرامش و آسودگی ایجاد می کند .
هوایم خاکستری است ، روزگارش سیاه است . این عبارات چه بسا از زمانی سر زبانها افتاده که مردم متوجه شدند احساسات انسان در هاله ی نورانی دخیل است.
ارزیابی شخصیت انسان با استفاده از بررسی انرژی ساطع شده از انسان
بر اساس مطالعات متخصصان علوم روانشناسی و انسان شناسی در موضوع کشف وتایید چاکراها و آئورا نتایجی مشترکی درباره ارتباط شخصیت انسانها و مشخصات آئورا و هاله نورانی هر انسان بدست آمده که خلاصه ای از آنها در ادامه بیان می گردد.
این کشفیات می تواند به تصمیم گیرندگان هر ملیت ، سازمان، اجتماع و خانواده کمک نماید تا با شناختی از شخصیت انسانها ، تصمیمات لازم را در خصوص گزینش افراد با توجه به فاکتورهای شخصیتی و استعدادها و تواناییها اخذ نمایند تا بدین ترتیب به تحقق اهداف خود در آینده نزدیک شوند.
در ادامه توضیح خلاصه ای از تاثیر رنگها بر عوامل روحی انسان، و انرژی که از این رنگها ساطع و بوسیله انسان جذب می شود ، همچنین واکنشهایی که انسان در برابر جذب انرژی رنگها نشان می دهد آمده است :
قرمز: افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان قرمز است غالباً در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند ،
نارنجی : افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان نارنجی است به طور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و براحتی می توان با آنان کنار آمد دیده می شود.
زرد : افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان زرد است ، زودرنج و ناپایدار هستند . آنان متفکرانی سریعند و از سرگرم شدن و سرگرم کردن لذت می برند
آبی : افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنان آبی است ، ذاتاً مثبت و با حرارت هستند . در نتیجه هاله ی آنان به طور طبیعی بزرگ و درخشنده است .
وسایر رنگها که هریک نمادی از خصوصیات درونی و شخصیتی انسان است و روانشناسان را در کشف این موضوع کمک می نماید تا فاکتورهای شخصیتی انسانها را شناسایی کنند. در زیر مثالهایی را در موضوع تاثیر رنگها بر عوامل روانی و روحانی انسان بیان می کنیم :
· در سال ۱۹۳۲ ، رابرت جرارد (Robert Gerard) دانشمند آمریکایی آزمایشهایی بر روی زندانیان انجام داد او پی برد که قرار دادن زندانیان در معرض نور قرمز آنان را به هیجان می آورد و پرخاشگر تر می شوند و نور آبی آنان را آرام می کند . به تازگی نیز الکساندر شاوس(Alexander Schauss) کشف کرد که وقتی زندانیان در معرض نور صورتی قرار می گیرند میزان تهاجم و پرخاشگری آنان کاهش می یابد . او متوجه شد که رنگ صورتی دیوارهای زندان باعث می شود زندانیان آرام بمانند و به خشم نیایند .
بلافاصله بعد از آن ، نیروی دریایی آمریکا رنگ بازداشتگاههای خود را صورتی کرد ، و امروزه صدها نهاد در سراسر آمریکا زندانیان خشمگین را در بندهای صورتی رنگ می اندازند تا آرام شوند .
· آزمایش دیگر مربوط به جک ویجری(Jack Widgerey) که از او خواسته بودند دو اتاق بازجویی اداره پلیس را تزیین کند او یکی از اتاقها را با سبز ملایم و بژ رنگ آمیزی کرد و اتاق دیگر را رنگ سبز و قرمز روشن زد . پلیس از اتاق اول برای گفتگو با قربانیان و خانواده های آنان استفاده می کرد و از اتاق دوم برای بازجویی از مظنونان ، آنان کشف کردند مظنونان بیشتر حرف می زنند و پلیس راحت تر می تواند از زبان آنان حرف بکشد .
نتیجه گیری :
۱ا ۱- انرژی نهفته در انسان بسیار قدرت مند می باشد به طوری که برتمام ذرات هستی تاثیر می گذارد وکافیست انسان از درون خود تصمیم هر کاری را بگیرد این است که همواره جمله ( خواستن توانستن است ) در تمام زمینه های جهان هستی صادق می باشد. در واقع انسان می تواند همه چیزی را که در پیش روی اوست تغییر دهد ؛ بسازد؛ بنگارد و آینده در دستان ماست .
۲ -تحقیقات جدید در علوم متافیزیک قدرت انسان و تبادل انرژی کیهانی را روز بروز دقیقتر و واقعی تر اثبات میکند و به انسانها کمک می کند تا با تکیه بر این نتایج شناخت دقیقی از خود ومحیط پیرامون داشته و کوهتاترین مسیر ضمانت شده موفقیت راسپری کنند
اطلاعاتی در مورد نیروها و انرژی های مثبت وهاله های انرژی در انسان
تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.
دوست مون انرژی!
شغل مون انرژی!
همسر مون انرژی!
اتفاقات، دونه دونه، انرژی!
قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون “دوبروی”!
قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:
هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.
خودکار ، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مداوم انرژی از خودشون هستند.
این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟
بحث مفصلی است که تا جایی که به تکنیک های موفقیت مربوط میشه، برایتان توضیح میدهیم.
از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده که می بینید :
همه چیز درباره انرژی های مثبت و هاله های انرژی
دستگاه عکاسی از هاله های انرژی
همه چیز درباره انرژی های مثبت و هاله های انرژی
هاله های انرژی انسان
همه چیز درباره انرژی های مثبت و هاله های انرژی
بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست.
در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.
۱) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
– “چه خوب شد زنگ زدی!”
– ” داشتم بهت زنگ می زدم!”
– “داشتم بهت فکر می کردم!”
– “حلال زاده!”
– “دل به دل لوله کشی شده!”
و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن “جهش کوانتومی”.
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.
یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟
انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن “تله پاتی” که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.
۲) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.
اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم
انرژی ما مثبت است.
اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم
انرژی ما منفی است.
و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.
آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است.
آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.
یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که:
تا جایی که میتونی “از آدم های منفی حذر کن”
و تا جایی که می تونی “بچسب به آدم های مثبت”
چرا؟
چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد.
آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش!
آدم منفی هم دیدی، در رو!
چون “افسرده دل، افسرده کند انجمنی را”
یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.
قدیم یه موضوعی بود به نام “مجاورت”. اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام “مرید و نوچه” دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!
هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها.
دوست من زمانی که:
– حالمون خوب نیست
– عصبانیم
– غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.
دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.
به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!
اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.
یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:
“
من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر ۴ ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم!
“
من گفتم:
“
من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.
“
بعد از خواهرش پرسیدم:
“
خانم محترم، از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟
“
خواهرش گفت: “دقیقا یه همچین حالتی داشتم.”
گفتم “شما با انرژی منفی چشمت، گل رو خشک کردی!”
عکس این هم صادق است.
وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.
وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.
هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.
دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند.
هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.
دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است.
و اما چشم زخم چیست؟
وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!
به موضوع چشم زخم در دین مبین اسلام و در بعضی روایات بزرگان اشاراتی شده است .
بخشی از این چشم زخم،از نظر علمی نیز بوسیلة سیاله مغناطیسی مخصوصی که از چشم بیرون میپرد، قابل توجیه میباشد، هر چند عوام الناس آنرا با مقدار زیادی از خرافات آمیختهاند.»
اثر عمیق چشم در دیگران که موجب هلاکت یا بیماری آنها شود از نظرعقلی محال نیست. چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست. میتوان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمهاست.
مثلا:
من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم “تپل مپل عمو چطوره؟” ولی تو دلم میگم “بچه بترکی! چی میدن تو میخوری!
وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.
من ۲۰ ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم ۵ ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از ۵ سال بهش حکم “معاون مدیر کل” دادن! من ۲۰ ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:
“پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!”
تو دلم دارم چی میگم؟ “بمیری الهی! حق من رو خوردی!”
زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم “چشم زخم”!
دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت ۸۰ کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه! این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!
پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟
بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!
بعضی ها …
بعضی ها …
بعضی ها …
و اما انرژی دست ها
بیشترین مقدار انرژی در دست ها است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟
با چی انجام میدن؟
با دست.
چرا؟
چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است.
ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم میشه.
در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم!
در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که روزانه حداقل ۲۰ دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!
دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن “نارس” و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند!
در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.
نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!
چرا؟
چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.
تست شخصیت شناسی بر اساس رنگ هاله های انرژی اطراف انسان
روش بدست آوردن لایه اول (لایه ای که پایین ترین فرکانسا را دارا می باشد)
اعداد سال تولد و ماه و روز مربوطه را با هم جمع میکنیم مجموع کل باید بین ۱تا ۱۱ باشد.
مثال:
٩ = ١٨ = ٧ + ٧ + ٣ + ١ = ١٣٧٧ = ٢٣ + ١٣٥٤ = ١٣٥٤/٦/١٧
عدد ۹ هم رنگ برنزی میباشد
همیشه اعداد ماه و روز تولد را جدا و اعداد سال را جدا جمع بزنید و سپس هر دو طرف را با هم جمع بزنید, در موارد نادری به عدد ۲ و ۲ و یا ۱ و ۱ بر می خوریم که این اعداد ۱۱ و ۲۲ محسوب میشوند و این اعداد به معنی نقره ای و طلائی هستند.
اعداد و رنگها:
۱٫ قرمز – ۲٫ نارنجی – ۳٫ زرد – ۴٫ سبز – ۵٫ آبی – ۶٫ نیلی – ۷٫ بنفش – ۸٫ صورتی – ۹٫ برنزی – ۱۱٫ نقره ای – ۲۲٫ طلایی (اگر اعداد شما به غیر از این اعداد درآمد، ۲ عدد را باهم جمع کنید نتیجه بدست آمده جواب شماست)
قرمز:
ویژگی :رهبری
رنگ قرمز دارای اقتدار است. این رنگ نفسی محکم و قوی به شخص می دهد و تمایل به پیشرفت و موفقیت را در او بیدار می کند. در دوران کودکی رنگ قرمز معمولا مقهور کننده است. به خصوص اگر شخص مجبور باشد خود را با تمایلات خانواده وفق دهد. در نتیجه هاله ی نورانی گاهی اوقات تحت فشار و کدر است. وقتی شخص به دوران بزرگسالی برسد و بتواند روی پای خود بایستد، هاله ی نورانی او منبسط می شود و نشان می دهد که او اکنون قادر است هر کاری را انجام دهد. افرادی که رنگ زمینه ی آئورای آنها قرمز است غالبا در رهبری و حرفه های پر مسئولیت پیشرفت می کنند. زیرا اشتیاق و انرژی و نفوذ لازم را برای الهام بخشیدن به دیگران دارند. آنان افرادی دلسوز و خون گرم هستند. رنگ قرمز همچنین دلالت بر جرات و جسارت طبیعی دارد. از ویژگی های منفی رنگ قرمز می توان از عصبانیت و خودخواهی یاد کرد.
مفاهیم مرسوم رنگ قرمز: حساسیت، نیروی حیات، پرخاشگری.
اگر زمینه ی هاله ی شما قرمز است بطور قطع فردی جاه طلب و مصمم و اجتماعی و خوش بین هستید. رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بیانگر تمایل به مادیات است. شخصی که این رنگ در هاله ی او غالب است فردی ورزشکار یا شهوانی، پرشور، با اراده و قوی است.
قرمز رنگی فیزیکی، برنده، نائل شونده و مادی است، و افرادی که هاله آنها این رنگ است پرهیجان، رقابت جو، رهبر، شجاع و با شهامت و دارای توانایی و نیروی خواستن، شهوانی، موسس، ترویج دهنده و ترقی دهنده اند.
قرمز سیر: فردی تیزهوش، متمایل به هدف و ثروت و ماده، ارتباط برقرار کننده، تجملی، رهبر، بامسئولیت، سازمان دهنده، دارای نیروی رانشی و حرکت دهنده، طراح، حریص.
درخشش های قرمز رنگ اغلب نشانه ی خشم، قرمز تیره (متمایل به آلبالویی) نشانه ی شهوت و قرمز مات اغلب نشانه ی رنجش و ناخشنودی است.
در بررسی هاله از لحاظ بیماریهای جسمی، قرمز اغلب نشانه ی تحریک بیش از حد یا التهاب در آن ناحیه است.
از صفات مثبت این دسته دلسوزی و خونگرمی در حرفه های پرمسئولیت و رهبری موفق بوده، این افراد دارای جرات و جسارت طبیعی و ذاتا رهبر هستند.

نارنجی :
ویژگی : هماهنگی و مشارکت جویی
نارنجی جزو رنگهای گرم و قابل توجه است که در رنگ زمینه ی افرادی که بطور طبیعی کارآمد و سریع الانتقال هستند و براحتی میتوان با آنان کنار آمد دیده میشود. آنان قادرند براحتی مردم را ببخشند و اغلب خود را در موقعیتی میابند که باید مشکلی را حل کنند. آنان مردمی متفکر، فروتن و لایق هستند که جای پای خود را در روی زمین محکم میکنند.
از ویژگیهای منفی نارنجی، تنبلی و طرز فکر بی خیالش باش است!
رنگ نارنجی مشخص کننده ی احساسات و سلامتی است. اگر شفاف و خوش آیند به نظر برسد، بلند همتی و دیدگاه مثبت و همدردی با دیگران را نشان میدهد. نارنجی کدر نشاندهنده ی غرور و نخوت و تکبر است.
رنگ پرتقالی: نماد لذت، مبارزه، تپش و لرزش، انرژی مثبت و هیجان است، فردی با این هاله مرد عمل، ماجراجو، اهل بیزینس و کسب و کار، فیزیکی و خلاق است.
نارنجی خالص نشانگر خلاقیت و عاطفه است. این رنگ اغلب شجاعت و شادی را نشان میدهد. افرادی که هاله ای به این رنگ را دارند، افرادی تیز، سریع الانتقال، آداب دان و دلسوز هستند، و لذت زیادی از بودن با دوستان و خانواده شان میبرند.

زرد :
ویژگی اصلی : خلاقیت و نبوغ ، هوش وخرد
افرادی شوخ طبع، خوش اخلاق، جالب و جذاب، یادگیرنده، سبک، پرجنبش، سرگرم کننده، خوش بین، گرما و صمیمیت را تشعشع میکنند، دلربا، بخشنده و سهل گیرند.
رنگ زرد خالص بطور خیلی شایع در اطراف سر مردم دیده میشود. این رنگ نشانگر تفکر و خرد است و وفور رنگ زرد در هاله نشانگر یک فرد اندیشمند است. این رنگ همچنین می تواند نشانه ی شادی و سرزندگی یا خلق و خوی شاد باشد.
زرد ناخالص میتواند نشاندهنده ی مشغله ی شدید ذهنی و عدم تعادل فکری، یا شخصی با ذهن بسته، متعصب یا خرده گیر باشد.
شما ممکن است در مشاهده ی هاله ی یک سخنران سایه ای برنگ زرد-سبز کدر و بیمارگونه ببینید. این سایه نشان دهنده ی تفکری است که در خدمت طمع و سودجویی قرارگرفته است و بطور کلی شخصی را نشان میدهد که از تفکر خود برای کسب منفعت و برآوردن نیاز خود استفاده میکند.
افرادی با رنگ زمینه ی زرد با جرات و زودرنج و ناپایدار هستند. آنان متفکرانی سریع اند و از سرگرم شدن و سرگرم کردن لذت میبرند. این افراد اجتماعی و معاشرتی هستند و از گفتگوی طولانی در هر زمینه ای لذت میبرند. آنان مشتاق یادگیری اند اما بیشتر اوقات محض تفریح کار میکنند و بسختی کاری را به پایان میرسانند و از بسیاری مسائل سرسری میگذرند. آنها از ابراز وجود به هر طریقی نظیر: حرف زدن، رقصیدن، نویسندگی و آواز خواندن و … لذت میبرند. ضمنا عقاید نو را هم دوست دارند.
زرد همیشه در هاله ی افرادی دیده میشود که زیاد فکر میکنند و از مغز خود کار میکشند. خواندن و نوشتن و تمرکز حواس و یا هر نوع فعالیتی که نیم کره ی چپ مغز را بکار بیندازد رنگ زرد ایجاد میکند.
آموزگاران مدارس عاشق دیدن این رنگ در آئورای شاگردان خود هستند!
از ویژگی های منفی زرد: ترسویی و تمایل به دروغ گویی است.

سبز :
ویژگی : شفابخشی، عشق به طبیعت
اجتماعی، طبیعت گرا، خرسند و راضی، هماهنگ و همراه با طبیعت، دوست دارد با دیگران ارتباط برقرار کند و با آنها سهیم باشد. اجتماعی ترین نوع شخصیتی، میزبان و مهمان نوازی کامل.
سبز سیر: فیزیکی، سخت کوش، پرتوان، تقلا برای بقا، واقع گرا، فعال به لحاظ فیزیکی، باوقار، پرقدرت، پربنیه، جستجوگر فیزیکی.
سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است و اغلب مشخص کننده ی یک شفاگر است. بسیاری از پرستاران و شفادهندگان طب جایگزین این رنگ را بصورت غالب در هاله ی خود دارند. پزشکان نیز ممکن است این رنگ را در هاله ی خود داشته باشند، اما همچنین ممکن است هاله ی آنها بیشتر به رنگ زرد که نشانه ی تفکر است تمایل داشته باشد.
رنگ سبز نشانه ی مهربانی و دلسوزی نیز هست. سبز کدر نشانه ی حرص و طمع است. سبز رنگ آرامش دهنده ایست و افرادی که این رنگ را در زمینه ی هاله ی خود دارند صلح طلب و شفا بخش هایی ذاتی هستند. آنان افرادی مشارکت جو، معتمد و سخاوتمندند و شاید وانمود کنند متین و بی قید هستند اما وقتی لازم بدانند بسیار کله شق و لجباز میشوند. تنها راهی که بتوان عقیده ی افرادی با رنگ زمینه ی سبز را تغییر داد این است که به آنها القا کنیم این عقیده ی خود آنها است. از تلاش برای اثبات خود لذت میبرند و بی وقفه کار میکنند تا به هدف برسند.
از ویژگیهای منفی آنها سختگیری و خودرایی است.

آبی :
مراقب، حساس، دوست داشتنی، وفادار، یاور، کمک دهنده، دلسوز، آرامش و صلح، مایل به اینکه در خدمت دیگران باشد.
تونالیته های (سایه های) گوناگونی از رنگ آبی در هاله ها دیده میشود. رنگ آبی بطور کلی نشاندهنده ی آرامش، معنویت و پارسایی است و در هاله ی جویندگان حقیقت قابل مشاهده است. رنگ آبی اغلب نشانه ی تکامل روحی و معنوی است.
آبی فیروزه ای میتواند نشانگر یک روح پرشور، جوان، ماجراجو و کنجکاو باشد. آبی سلطنتی روشن نشانه ی فرد صادق و درستکار و وفادار است. آبی روشن نشاندهنده ی قدرت بالای تجسم و شهود است.
رنگ آبی کدر نشانه ی افسردگی و تنهایی و همچنین دلهره و نگرانی ست.
آبی رنگ اعجاب آوری ست و در زمینه ی هاله ی اشخاصی وجود دارد که ذاتا مثبت و باحرارت هستند و در نتیجه هاله ی آنها بطور طبیعی بزرگ و درخشنده است. زندگی آنان نیز مثل هر کس دیگری پستی و بلندی دارد اما همیشه سعی میکنند با آسان گرفتن مسائل به نحوی از پس مشکلات برآیند.
افرادی با زمینه ی رنگ آبی همیشه احساس جوانی میکنند. آنان بی ریا و درستکار هستند و دقیقا آنچه را در ذهنشان میگذرد بر زبان میاورند.
از ویژگی های منفی رنگ آبی تنبلی در به پایان رساندن کارهاست. این افراد معمولا باحرارت و اشتیاق کاری را شروع می کنند ولی به سختی آن را تمام می کنند.
فردی با آئورای آبی رنگ آموزگار، سالک، جویای خرد و آزادی و تنوع است. از مسافرت و دیدن چهره ها و مکان های جدید لذت برده و از محدودیت بیزار است.
ترکیب رنگها نشان دهنده ی ترکیب جنبه های گفته شده است. مثلا ترکیب آبی و سبز میتواند نشان دهنده ی فردی باشد که از طریق جستجوی معنوی به سوی حقیقت گام برمیدارد.

نیلی :
ویژگی : مسئولیت پذیری در قبال دیگران، ملاحظه کاری، پرورش ذهن، بشر دوستی
شفافیت و وضوح، احساسات عمیق درونی، عشق و محبت، جستجو کننده، خویشتن گرا و متمایل به درون و دانستن درونیات، اعتماد و اطمینان، احساس بالای ارزش های درونی، هنری.
معمولا به سختی میتوان این رنگ را در زمینه تشخیص داد، چون گاهی تقریبا بنفش به نظر میرسد. از آنجا که نیلی گرم، شفابخش و پرورش دهنده ای است افرادی که دارای این رنگ هستند سرانجام به کارهایی رو می آورند که به نوعی بشر دوستانه است.
آنان از کمک کردن و حمایت دیگران لذت میبرند و بیشترین زمان شاد بودنشان وقتی است که در میان دوستدارانشان هستند.
از ویژگی های منفی رنگ نیلی ناتوانی در نه گفتن است. اینگونه افراد به راحتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند.
رنگ نیلی دلالت بر آگاهی معنوی دارد. فرد درباره ی هر چیزی پرس و جو میکند و ایمان و فلسفه ای شخصی بنا می نهد. از کمک و حل مشکلات دیگران و خانواده و افراد مورد علاقه شان لذت برده و اولین فرد مورد اعتماد هستند.

بنفش :
ویژگی : توسعه ی معنویت و بصیرت
بصیرت، هنری، ایده آل گرا و آرمان گرا، سحر آمیز، شهوانی، نظریه پرداز، آینده نگر، خیالی، گیرایی و جذبه ی روحانی، عدم هماهنگی و هم نوایی و وفق دادن، مبتکر، نو آور.
بنفش کم رنگ: رویایی، رمزی و عرفانی، خیالباف، پر هوس، هنری، نرم و ملایم، خلاق، شکننده، حساس، اغلب با اوقات فراغت زیاد به نظر می رسد، مست، غیر واقع گرا.
رنگ بنفش به ارغوانی در هاله نشانه ی روحیه ی معنوی یا مذهبی است. بنفش سلطنتی قدرت رهبری و اراده را نشان می دهد. بنفش مات نشان دهنده ی خودپرستی، تکبر و عقده ی دیگران آزاری (ستمگری) است. چنین شخصی دیگران را به خاطر ضعف ها و خطاهای ناخواسته شان مورد سرزنش قرار می دهد.
بی دلیل نیست که اسقف های اعظم ردای بنفش می پوشند. افرادی که این رنگ را در زمینه ی هاله خود دارند، در تمام مراحل زندگی به دنبال معنویات هستند. تعیین اینکه در زمینه ی معنویت چقدر پیشرفت می کنند بستگی به کیفیت این رنگ در هاله آنها دارد. بسیاری از افرادی که این رنگ را در زمینه ی خود دارند سعی می کنند این طبیعت خود را انکار کنند. این خصوصیت برای آنها شادی نمی آورد و به خوبی آگاه اند که آن طور که باید در زندگی انجام وظیفه نکرده اند.
به محض اینکه شروع به یادگیری و پیشرفت در زمینه ی خرد و آگاهی کنند، هاله ی نورانی شان بزرگ تر و درخشنده تر می شود. بنفش معرف روحانیت، بصیرت، آموزش و روشن بینی است. این رنگ نشان می دهد که فرد به خود ایمان دارد و در حال پیشرفت معنوی ست. وی بیشتر وقت خود را صرف یادگیری و پرورش آگاهی خرد خود کرده سعی در رسیدن به کنه مطلب دارد. از ویژگی های منفی افراد با هاله بنفش برتری طلبی است که می تواند در دیگران احساس حقارت بر انگیزد.
رنگ آبی بنفش٬ شباهت زیادی با نیلی دارد. کسانی که هاله ای به این رنگ دارند باید خصوصیات رنگ های نیلی و بنفش را بخوانند نه آبی و بنفش.

نقره ای :
ویژگی : آرمان گرایی
تشخیص این رنگ در زمینه ی هاله غیر عادی است. اگر چه غالبا در یکی از رنگ های دیگر هاله دیده شده است.
افرادی که دارای این رنگ هستند سرشار از عقاید مهم ولی غم انگیز اند که بیشتر آنها غیرعملی است. این افراد معمولا انگیزه ندارند و بیشتر رویایی هستند تا مرد عمل. به محض اینکه آنها انگیزه ای پیدا کنند و فکری به ذهن شان خطور کند که ارزش پیگیری داشته باشد، تماشای پیشرفت شان دیدنی و لذت بخش است. از ویژگی های افرادی که هاله ی نقره ای دارند آرمان گرایی، بصیرت، شهود، خوش بینی، رویابینی و بیداری معنوی است. آنها از رو به رو شدن با ایده های بزرگ لذت برده و می توانند در تصورات و رویاهای خود فرو رفته و وقتی همه چیز باب میل آنها باشد شادترین انسان های روی زمین هستند.
خاکستری :
به طور کلی نشانه ی ترس است. رنگ خاکستری سایر رنگ های هاله را نیز کدر می کند و خلوص آنها را زایل می سازد، نقره ای جنبه ی مثبت این رنگ است و نماینده ی ایزدبانو ها (الهه ها) است.
طلایی :
ویژگی : نامحدود
رنگ طلایی نشان دهنده ی قدرت، پیشرفت معنوی، از خودگذشتگی، الهام بخشی و هماهنگی (هارمونی) است. طلایی رنگی الهی است. طلایی قوی ترین رنگی ست که کسی می تواند آن را داشته باشد. این رنگ به افرادی اعطا شده که در مقیاس گسترده ای قادر به انجام هر طرحی که به ذهن شان خطور کند هستند و در آن راه به مقصود نایل می شوند.
آنان افرادی با نفوذ، کوشا، بردبار و هدف دار هستند و اغلب در اواخر عمر به بزرگ ترین هدف خود دست می یابند. تعجبی ندارد که هاله های دور سر مقدسان و روحانیون طلایی رنگ است تا اقتدار نامحدود آنان را به نمایش بگذارد. این افراد از قبول مسئولیتهای سنگین و دشوار و مبارزاتی که از حیطه ی راحتی و آسایش آنان فراتر است لذت می برند.
صورتی :
ویژگی : موفقیت مادی و مالی
رنگ صورتی در هاله به طور کلی نشانه ی عشق، عاطفه، مصاحبت و یگانگی و علاقه و زیبایی است. صورتی گرم یا سرخ فام عاطفه و از خودگذشتگی واقعی را نشان می دهد. صورتی کدر می تواند نشانه ی ناپختگی، وابستگی و نیازمندی باشد. این رنگ به ظاهر لطیف و ملایم غالبا در زمینه ی هاله ی افراد مصمم و یک دنده دیده می شود. آنها دیدگاه خود را دسته بالا می گیرند و با عزمی راسخ هدف شان را دنبال می کنند. تعجبی ندارد که این گونه افراد معمولا بر مسند قدرت نشسته اند و مشاغل پرمسئولیت دارند. به هر حال آنان عمیقا میانه رو و بی تکلف هستند و از زندگی آرام لذت می برند.
این افراد دوست داشتنی و مهربان و ملایم هستند و معمولا وقتی میان دوست داران شان به سر می برند خوش ترین اوقات را دارند.

سفید :
ویژگی : مکاشفه والهام
رنگ سفید می تواند علامت پاکی، خلوص و راستی باشد، اما این رنگ اغلب ترکیبی از رنگ های متعدد است که به خوبی درک و تفسیر نشده اند. گوی های سفید رنگ بالای سر سوژه اغلب نشانه ی نگهبانان معنوی یا فرشتگان محافظ هستند که درزندگی فرد، مهم و تاثیر گذارند.
برتری و مافوق بودن، دگرگونی معنوی، شفابخشی و درمان، آرام و متعالی، حساسیت، زندگی کردن در ابعاد بالا و برتر و اتصال معنوی قوی از خصوصیات افرادی با این هاله است.
سفید رنگ خلوص و صفا است و به ندرت در رنگ زمینه دیده می شود. از آنجا که تمام رنگ ها برگرفته از رنگ سفید هستند اساسا سفید نام دیگر نور است.
این گونه افراد افتاده و میانه رو و در حد مقدسان بشر دوست هستند. آنان اغلب برای خاطر نفس خود چیزی نمی خواهند و بیشتر نگران رفاه دیگران هستند. این افراد معمولا در تمام عمر به شدت خردمند و دارای قوه ی درک مستقیم هستند.

سیاه :
رنگ سیاه می تواند نشانه ی ترس یا نفرت باشد. همچنین نشان دهنده ی مشکلات، عدم تعادل و اعتیاد است. البته سیاه خالص و براق می تواند نشان دهنده ی حفاظت، رمز و راز، یا دانشی باشد که به طرز عاقلانه حفظ شده است.
قهوه ای :
اگر زنده و خالص باشد نشانه ی تعادل فکری و استقامت است. این رنگ دارای نوسان زمینی است.
رنگ قهوه ای کدر می تواند علامت انسداد و اختلال در انرژی باشد.
قهوه ای – زرد: تجزیه و تحلیل، خردمند، متمایل به جزییات، منطقی، امنیت، علمی، صادق و راستگو، کمال طلب و دقیق در رفتار و اعمال است.
برنز :
ویژگی : بشر دوستی
این رنگ معمولا ته رنگی از پاییز دارد. با ظاهری تقریبا زنگار گرفته که در عین حال به طور چشم گیری جذاب است. افرادی که این رنگ را در زمینه ی اصلی هاله ی خود دارند، دقیق، دلسوز، علاقه مند و بشر دوست هستند.
در صورتی كه همزاد سفلی باشد ، جنس آن از جن است و اگر علوی باشد جنس آن از ملك فرشته است . خلقت همزاد سفلی از آتش است زیرا جن از آتش بدون دود خلق شده است ( سوره الرحمن آیه ی ۱۶ ) همزاد ملك خلقتش از نور است .
دو همزاد سفلی و علوی از این جهت كه می توانند به هر شكلی در آیند وجه اشتراك دارند با این تفاوت كه همزاد جنی می تواند خود را به شكل برخی حیوانات ظاهر كند ولی همزاد علوی یا فرشته ای كه نام او از انسان استخراج می شود به هر شكلی می تواند در آید اما به شكل نجس العین ظاهر نمی شود، مانند سگ و خوک.
انسان در طول عمری که خداوند به او عنایت فرموده حالاتی دارد:
۱-دوران لعب که ۸ سال اول عمر است.
۲-دوران لهو که ۸ سال دوم عمر است. (از سن ۸ تا ۱۶ سالگی)
۳–دوران زینت که ۸ سال سوم عمر است. (از سن ۱۶ تا ۲۴ سالگی)
۴-دوران تفاخر که ۸ سال چهارم عمر است. (از سن ۲۴ تا ۳۲ سالگی)
۵- ۸ سال پنجم که دوران تکاثر از علم است. (از سن ۳۲ تا ۴۰ سالگی)
هر انسانی در هر یک از این دوره ها حالاتی دارد، مانند شرف، عروج، هبوط، صعود، نزول، فرح و ترح.
نام تابع مسمی و ذات است. همزاد جنی و ملكی تابع نام است، لذا همزاد انسان ۴۰ ساله اقتداری را دارد که همزاد فردی که دوران تفاخر و زینت را طی می کند، ندارد. همزاد هر انسانی به تبع آن شخص می تواند عامل خیر باشد مانند همزاد نیكان و صالحان، به همین دلیل گاه برای همه ما اتفاق افتاده كه نزد بزرگی می رویم و بی اختیار احساس آرامش می كنیم.
همچنین طبیعت همزادهای هر فردی با طبیعت و مزاج آن فرد موافق است. مثلاً طبیعت برخی از افراد گرم و مرطوب ، سرد و مرطوب و یا گرم و خشك و یا سرد و خشك است . همزادهای انسان ها هم به طبع طبیعت هر انسانی این چنین هستند .
به همین دلیل است كه برخی از ارواح با بعضی دیگر سازش دارند مثل سازش روح با بدن مثالی یا سازش همزاد ملكی با موكلی به نام عتید و سازش همزاد جنی با موكلی به نام رقیب كه این دو موكل ( عتید و رقیب ) از آیات قرآن استخراج می شود در قرآن کریم سوره ی ق آیات ۱۷ و ۱۸ می خوانیم: هنگامی که دو ملک (عتید و رقیب) راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت می دارند. سخنی (از خیر و شر) بر زبان نیاورد جز آنکه همان دم فرشته ای مراقب و حاضر بر انجام مأموریت است.
در روایات اسلامی نیز به دو همزاد ملكی و جنی اشاره شده است. ابوحامد غزالی در كتاب احیاء العلوم از قول جابربن عبدالله می نویسد : چون حضرت آدم (ع) به زمین آمد اظهار داشت : ای پروردگار كه میان من و این بنده دشمنی انداخته ای اگر مرا در برابر او یاری نكنی تحمل او را ندارم. گفت : تو را هیچ فرزندی متولد نشود مگر آن كه فرشته ای به حمایت او بگمارم. ابو ایوب بن یزید نیز گفته است : به ما چنین رسیده است كه با فرزندان آدمیان ، جنیان (همزادان) زایند پس با ایشان ببالند .
تصرفات جنیان بر دو گونه است یكی تصرفات همزاد و دیگری تصرفات اجانین غیر همزاد است. همزاد كسانی كه نام های غیر رحمانی دارند گاهی در صاحب خود تصرفات شیطانی می كند و این كه گاه می بینم اشخاصی با اسم رحمانی جن زده شده اند این ها تصرفات همزاد نیست بلكه تصرفات سایر اجانین است. مزاحمت های اجانین به صورت های متعدد است:
۱-اگر در وجود كسی تصرف كنند خواب از او گرفته می شود و به تعبیر علمای علوم غریبه « عقد النوم » شده است.
۲-تصرف به صورتی است که انسان را از لذات زناشویی محروم می کند که به تعبیر دانشمندان این علوم می گویند فلانی مربوط گردیده (یعنی بسته شده است)
۳- بستن به صورتی است که مذکر متمایل به مؤنث یا مؤنث متمایل به مذکر نمی شود، این را بخت بستگی می گویند.
۴-تصرفات ارواح و اجانین به این گونه است که عامل آنها را به جهت بستن کار مطلوب استخدام می کند، یا آن که فردی را که اراده خروج از شهر یا کشوری را دارد او را عقدالطریق می کند.
۵-گاهی تصرفات جنیان معلول عمل عامل نیست بلکه معلول عمل خود شخص است مانند زنی که خواسته یا ناخواسته بدون گفتن نام خدا آبی را در مکانی که مسکن اجانین یا اطفال آنها و یا پیران و جوانان آنان است می ریزد که باعث صدمه بر آنان می شود که در این صورت جن ها دست به انتقام می زنند مثلاً نمی گذارند برای این فرد بچه ای ایجاد شود. در همان ابتدای انعقاد نطفه بچه را ساقط می کنند که برای این فرد لازم است چله بُری شود.
اینها که شمرده شد بعضی از انواع تصرفات اجانین است.
بنابراین افرادی كه مبتلا به مزاحمت اجانین می شوند با افرادی كه مبتلا به تصرفات همزاد می شوند متفاوتند و برای تشخیص این گونه تصرفات باید به پیری كه متخصص این امور باشد مراجعه كرد .
نام همزاد از نام فرد استخراج می شود و با حروف ابجد قابل محاسبه است .
مثلاً ایرج كه به حرف ابجد ۲۱۴ می شود همزاد جنی آن دیروشٍ و همزاد ملكی آن ریداییل نام دارد . گاه كه اجانین تصرفات غیر رحمانی می كنند بهترین راه برای در امان ماندن از بعضی تصرفات غیر رحمانی تغییر اسم غیر رحمانی به اسماء رحمانی است . البته نام همزاد فقط در بعضی از محاسبات علوم غریبه و یا برای احضار همزاد مفید است .











