جفت گیری حیوانات در گنج یابی

وقتی به چنین نشانهایی برخورد میکنید و یک اثار در حال جفتگیری پیدا میکنید اون اثار وکسیکه اثارو بنا کرده خواسته بفهمونه بعداز عمل جفتگیری نتیجش تولید همنوع خود موجود هست حالا نوعش فرق نمیکنه یا لاکپشت یاهرچیز دیگه ای .. اگر حیوان تخم گذار باشه شما باید سنگی گرد وتراش خورده مثل تخم مرغرو پیدا کنید واگر پستاندار بود خود بچرو باید پیدا کرد و اینرو بدونید چون جنسیت نر دارایه قدرت بوده پس مسیر نگاه حیوان نر اهمیت پیدا میکنه و حیوان ماده کمکی در رمزگشایی نمیکنه باید توجه به حالت حیوان نر داشت که بالا قرار داره.درمسیر نگاه حیوان شما یا باید دنبال سنگ تخم مرغی شکل ویا دایره باشید ویا سنگی که به شکل همون اثار ولی کوچک که نشان از حاصل تولید مثلشون باشرو باید پیدا کنید ؛ وچیزی که حاصل اون تولید مثل هست همون ارزش و دفینه ای هست که درمسیر نگاه حیوان نر قرار داره. واندازیه گردن حیوان نر اگه بلند وکشیده بود مسیر طولانی واگر کوتاه بود مسیر کوتاه هست. واینرو بدونید چون کودک برای پدر ومادر مهم بوده و شما با دستدرازی به کودک هر جانداری مورد حمله خانوادش قرار میگیرید پس این امر نشان از وجود تله صدرصد در کار میده که نگهدار مال و اثار هست.



تاريخ : چهارشنبه 09 آبان 1397 | 11:37 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

لایه های خاک در گنج یابی

لایه اول کوزه شکسته :
در اکثر مکانھا از اولین آثاری که برای شروع کار از آن استفاده می شد کوزه شکسته بود.
این لایه نشان دھنده درست بودن راه و شروع کار ماست از کوزه ھم به عنوان علامت ھم به عنوان استحکام خاک استفاده میشد و باعث میشد که خاک را به ھم گره بزند و کار کردن و حفاری در آن قسمت سخت بشود این لایه تا ۲
متر اول خودش را نشان میدھد البته در ?۰ سانت دوم مخلوط سنگ ھم با آن است که کاملا استحکام را بالا میبرد.

خاک رس:

این لایه معمولا مکانھای رطوبتی استفاده میشود که معمولا بعد از این لایه ماسه بادی ھم با آن مخلوط است.

خاک پخته:

این لایه ھمان خاک رس است که برای اینکه در بعد ھا از رطوبت زمین جلوگیری شود خاک رس را در آن محل پخش میکردند و روی آن چوب میریختند و چوبھا را آتش میزدند و خاک رس که زیر این چوبھا میسوخت تبدیل به خاک پخته میشد و از رطوبت خاک جلوگیری میکرد که در عکس بالا مشاھده می کنید.

سنگ چین:

این لایه برای استحکام و جلوگیری از ریزش خاک سطح بالایی به زیر کار بود که اصل بنا روی آن سوار بود و اگر
متراژ بار زیاد باشد به صورت ھر ۳ متر یک یا دو ردیف سنگ چین وجود دارد.

آجر:
معمولا بعد از سنگ چین آجر چین شروع می شود البته در بعضی مکانھا بعد از سنگ چین آثار خود را به شکل کوزه خالی یا آھک مشخص میکنه.

زغال :
این لایه بعد از آجر یا زیر کوزه ھا قرار میگرفت تا رطوبت را به صورت کامل به خود جذب کند و معمولا کلفتی این لایه از ۷ تا ۱۰ سانت است ولی این نکته نباید فراموش بشود اگر این لایه به صورت پخشی وعمودی باشد نشان دفینه نیست و احتمال داره کوره زغال پزی و غیره باشد ولی اگر به صورت افقی و به کلفتی اندازه مورد نظر باشد
میشه روی آن حساب کرد .
خیلی از دوستان این لایه را با لایه ریشه درختان اشتباه میگیرند دوستان ریشه درختان ھم بعد از مدتی به شکل سیاه و شبیه به زغال میشود ولی با این تفاوت که زغال درشت و لایه ای کلفت را تشکیل میدھد
و خشک است ولی ریشه به صورت پراکنده و نم دار است پس خیلی دقت کنید دوستان زیادی به این مشکل خوردن و به اشتباه زمین را به مقدار زیادی حفر کردن به این امید که زغال دیدن ولی به ھیچ چیز دست نیافتند و دست از پا دراز تر راھی خانه شدن

لایه دیگر :
این لایه در متراژ۳متری خودش را نشان میدهد واگر دقت کنید کوزه ی بزرگبه صورت توخالی قرار میدادند تا شخص را گمراه کنند خاک کل مسیر که حفاری میشود کاملا پخته است وبعد از سنگچین این لایه نمایان میشود باید احتیاط کرد چون خودخاک کاملا پخته کاملا چسبندگی خود را از دست دادهو سست است و سنگهایی که در ان به صورت سنگجئن نصب هستند شل هستند واگر حفاری به صورت اشتباه انجام شود روی سرمان نشست میکند و خود این خاک حکم تله را دارد.

زغال :
این لایه بعد از آجر یا زیر کوزه ھا قرار میگرفت تا رطوبت را به صورت کامل به خود جذب کند و معمولا کلفتی این لایه از ٧ تا ١٠ سانت است ولی این نکته نباید فراموش بشود اگر این لایه به صورت پخشی وعمودی باشد نشان دفینه نیست و احتمال داره کوره زغال پزی و …. باشد ولی اگر به صورت افقی و به کلفتی اندازه مورد نظر باشد
میشه روی آن حساب کرد . خیلی از دوستان این لایه را با لایه ریشه درختان اشتباه میگیرند دوستان ریشه درختان ھم بعد از مدتی به شکل سیاه و شبیه به زغال میشود ولی با این تفاوت که زغال درشت و لایه ای کلفت را تشکیل میدھد.

و خشک است ولی ریشه به صورت پراکنده و نم دار است پس خیلی دقت کنید دوستان زیادی به این مشکل خوردن و به اشتباه زمین را به مقدار زیادی حفر کردن به این امید که زغال دیدن ولی به ھیچ چیز دست نیافتند و دست از پا دراز تر راھی خانه شدن.

آھک :
این لایه از رسوب تشکیل شده و معمولا آھک به صورت سفیده سفید نیست و مایل به رنگ نخودی است که در زیر زغال استفاده می شد و از نشست بنا تا حدی جلوگیری میکرد و ھم کاربرد این را داشت که تا حدی مثل ساروج از لایه زیری محافظت کنه و درسته که شکوندنش مثل ساروج سخت نبود ولی به ھر حال یک مانع به حساب می آمد.

ساروج :
این لایه یکی از مھم ترین لایه ھا به شمار میامد و معمولا در پایان کار از آن استفاده میشد و برای مھروموم کردن در دالان یا ساخت اتاقک ھای ساروجی در ابعاد ھای مختلف بکار میرفت و یا دفینه را دردرون اتاقک میگذاشتند و با ساروج پلمپ میکردند یا جلوی در ورودی را با آن پلمپ میکردند البته در بعضی مکانھا بعد از آھک باز یک لایه کلفت که شاید به کلفتی ۲۰ سانت ھم میرسید از خاک استفاده میکردند و بعد ساروج میکردند که این روش در ایران زیاد یافت میشه.



تاريخ : دوشنبه 07 آبان 1397 | 17:56 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

علامت عقرب در گنج یابی

عقرب یا کژدم نشانگر راه حل بوده تا در ادامه کار ، بهترین راه را انتخاب نماییم!
یکی از ویژگی های عقرب، سمی و خطرناک بودن آن است، به همین دلیل در جایی که این علامت باشد، به تله فیزیکی و یا شیمیایی بسیار مهلک برخواهیم خورد که در حفاری باید بسیار مراقب بود. موفقیت در چنین مکانی بسیار دشوار است، ولی می توان با دقت و یک برنامه حساب شده و حرفه ای ، به گنجینه ای عظیم و ارزشمند، دست یافت.این گنجینه معمولا در نزدیکی برکه ها، چاه های آب ، قنوات و یا در انبار شراب یافت می شود.

توجه داشته باشید که در آن محل غار یا تونلی زیرزمینی باید وجود داشته باشد و حکاکی تصویر عقرب در کف زمین آن بر روی صخره یا سنگی می باشد که احتمالا در زیر خاک مدفون شده است. نشان عقرب در گنج یابی با دم یا چنگکهای خود به گنج اشاره می نماید. در قسمتی که به آن اشاره دارد، باید سنگی بزرگ باشد که قسمتی از آن در زیر زمین دفن شده است و در نهایت بعد از حفاری به اتاقی زیرزمینی بر می خوریم که پر از دفینه خواهد بود.
در اینجا متذکر می شوم که باید کوچکترین تغییرات بر روی خود علامت و نیز در طول کار، مورد بررسی و دقت قرار گیرد.و اینکه، معمولا در آسیابهای خاص، غارها، چاه ها، و راهروهای زیرزمینی، با این علامت روبرو می شویم.
نشان عقرب در گنج یابی به تنهایی نشان خطر و گنج است و در مکانهای مختلف معانی دیگری هم دارد و در همه جا نشانگر دفینه نمی باشد.



تاريخ : دوشنبه 07 آبان 1397 | 17:42 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دفینه های سقفی

یکی از مکان های پنهان کردن اموال و سکه ها در گذشته غار ها بودند که از جاههای امن برای این کار به حساب می آمد به طوریکه بسیاری از دفینه های بسیار بزرگ که در ایران کشف شده از داخل غارها بیرون کشیده شد و یا اینکه بسیاری از پادشاهان اموال اصلی خود یا مقبره های اصلی خود را در دل غارها مخفی می کردند.

دفینه گذاری داخل غار ها روش های مختلفی داشت که در این مبحث فقط به دفینه گذاری سقفی اشاره دارم و توضیحاتی را خدمتتون عرض میکنم.

یکی از روش های دفینه گذاری در غار ها روش سقفی می باشد که مخصوص دفینه های کوچک و دم دستی بود و بیشتر تجار و بازرگانان جهت در امان ماندن از دست راهزنان جاهایی را برای خود نشان کرده و سکه و قراچه های خود را در آنجا پنهان می کردند .

در این روش ابتدا جوغنی بزرگ در سقف غار کنده می شد و دفینه که داخل یک کوزه یا قراچه کوچک بود داخا آن جوغن عمیق بارگذاری می شد و سپس  با ساروج و گچ آن را محکم میکردند و در نهایت از ملاتی دقیقا همرنگ  سنگ دیواره های آن غار روی کار را محکم کاری میکردند و پوشش میدادند به طوریکه کاملا همرنگ . آن دیواره می شد.

از مزایای این نوع دفینه گذاری اینه که نور مستقیم خورشید  و آب برف و باران به آن نمیخورد تا به مرور تغییر رنگ دهد تا شناسایی شود.



تاريخ : دوشنبه 07 آبان 1397 | 17:39 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(1)

خزانه هخامنشیان

مالیات در ایران عهد هخامنشی از زمان جهانداری داریوش برزگ بانظم و ترتیب و ممیزی معین و صحیحی وصول میگردیده است. كشورهای تابع این شاهنشاهی بزرگ كه هركدام بمنزله استانی درآنروز بشكار میرفته، فراخور جمعیت و موقعیت و محصول و صادرات و بنیه مالی، مقداری جنس و مبلغی نقد یا شمش‌های زر وسیم میپرداخته‌‌اند، و استانداران (شهربانان یا خشتره‌پاون‌ها) مسئول و موظف بوصول و ایصال آن بوده‌اند درنتیجه این حساب دقیق و منظم مالیاتی درطول بیش از دو سده عمر شاهنشاهی این دودمان پارسی، مقداری زیاد زر و سیم سكه یا شمش ازراه وصول مالیاتها درخزانه‌های شاهنشاهی گرد آمده بودند، و مالیاتهای وصول‌شده بخزانه شاهنشاهی واریز میگردید. دولت بمعنی و مفهوم امروزی وجود نداشت ولی وضع مالیاتها عادلانه و براساس میزان و ممیزی دقیقی بود كه درتمام كشورهای تابعه بوسیله داریوش سهم‌بندی و پایه‌گذاری شده بود.

ازمیران درآمد سالانه اطلاع جزآنچه هرودوت و سایر تاریخ‌نویسهای باستانی داده‌اند دردست نیست، ولی از ذخائر هنگفتی كه از خزانه‌های سارد، دمشق، ممفیس، بابل، شوش، تخت‌جمشید، استهر، پاسارگاد، هگمتانه، مصر و غزه بدست اسكندر مقدونی افتاد میتوان به ثروت بیكران اندوخته  شده درخزانه‌های شاهنشاهی پی‌برد، باآنكه بیش از شكست داریوش سوم، مبالغ زیادی ازآنها بمصرف جنگ رسیده و مقداری نیز او باخود برد و مقدیری هم پنهان گردید و یا تفریط و ازبین رفته بود.

داریوش سوم خود پس‌‌از نبرد «گوگمل» گفته بود «بگذار این ملت ازمند» مقدونی  و یونانی «كه از دیرگاهی تشنه خزائن من هستند، تا گلو در زر فرو رود» و خود اسكندر نیز هنگام سان نیروی جنگی خود و صف‌آرائی دربرابر سپاهیان ایران بمقدونیها گفته بود:

«شما كه در اروپا درآن همه جنگها برنده شده‌اید اكنون نوبت جهانگیریهای شما در آسیا رسیده، اینجا مانند تراكیه و ایلیریه نیست كه دراطراف كوههای آن قوای خودرا بیهوده صرف كنید، این مشرق پرثروت و آباد است كه تركه‌اش ازآن شما خواهد بود».

و چون بصف‌های تراكیها و ایلیریها كه برای تاراجگری با اسكندر بایران آمده بودند رسیده گفت:

ای مردان دلیر بروید و زرهای ایرانیان را از دستشان بربائید و قله‌های سخت و ازیرف پوشیده كوههای خودتان را با این دشتهای پرثروت و دهات آباد پارس معاوضه كنید.
پروفسور آلتهایم در «تاریخ اقتصادی آخرین دوره‌های قدیم» جمع كل مبالغی كه از خزانه شاهنشاهی بدست اسكندر افتاد چهل‌وسه هزار تالان تخمین زده كه برابر با 132/744/388/1 فرانك طلا میشود، درحالیكه وقتی تصمیم به جنگ با ایران گرفت 200 تالان پول بیشتر نداشت. درهر صورت سكه زر و سیم و شمش و اشیاء و اسباب زرین و سیمین و پرده‌های گرانبهای نقاشی، زیورآلات، جواهرها، حامه و پارچه وفرش زیاد بوده است، كه در روایتهای تاریخ‌نویسان قدیم منعكس است و قسمتهائی ازآن بشرح زیر خلاصه میگردد:

خزانه شوش:‍ آریان تنها مقدار نقره این خزانه را پنجاه‌هز ار تالان و دیودور سیسیلی چهل هزار تالان شمش طلا و نقره و نه‌هزار تالان پول مسكوك طلا (داریك) نوشته كه اگر شمش‌های نقره حساب شود درحدود 724 میلیون فرانك بهای آنها بوده است. او مینویسد: «آنگاه كه اسكندر در شهر شوش بكاخ پادشاهی درآمد در خزانه آنجا بیش از چهل هزار تالان سیم و زر غیر مسكوك انباشته دید. اینها را پادشاهان از زمان پیش دست‌نخورده بجای گذاشته بودند، تا اگر روزی ناگهان حادثه‌ای روی دهد ازاین اندوخته، پولی بدست آید. ازاین گذشته زر و مسكوك بارزش نه‌هزار تالان موجود بوده.»

پلوتارك چهل هزار تالان نقره مسكوك و اشیاء گرانبها و پارچه‌های ارغوانی ممتاز بوزن معادل پنجهزار تالان و كنت‌كورث پنجاه‌هزار تالان نوشته. بعضی دیگر از مورخان متأخر ذخایر شوش را تاحدود هفتاد میلیون لیره انگلیسی حدس زده‌اند.

تالان سیم و زر بود كه سی هزار قاطر و سه تا پنجهزار شتر آنها را بار مینمودند. دیودور و كنت‌كورث هم یكصدوبیست هزار تالن (168 میلیون فرانك) نوشته‌اند و مخصوصاً دیودور نوشته است كه اسكندر سه هزار شتر و تعداد زیادی قاطر از شوش و بابل خواست تا اندوخته‌های تخت‌جمشید را بار نمایند. او شرح تاراج این خزانه‌را اینطور داده است:

«درآن زمان شهری در زیر آفتاب به ثروت این شهر نبود. خانه‌های مردم پربود از ثروتی كه درعرض سالهای دراز گرد آورده بودند. سربازان مقدونی وارد خانه‌ها شده اهالی را میكشتند و دارائی‌شان را تاراج میكردند، زر و سیم و پارچه‌های ارغوانی و اشیاء گرانبها را خرد میكردند، زنان را با زینت‌ها میربودند و بعد آنهارا برده‌وار میفروختند. چنین بود اقبال تخت‌جمشید كه بدبختی كنونیش باشكوه گذشته‌اش برابری میكرد.

اسكندر وارد ارگ شاهی شد و خزانه‌ای كه از زمان كوروش فراهم شده وبد بتصرف درآورد مقدار طلا را اگر به‌بهای نقره ارزیابی كنیم، یكصدوبیست هزار تالان بود. دوسه هزار شتر وعده زیادی قاطر از شوش و بابل خواست، تا این ذخائر را حمل كنند، زیرا اعتماد به اهالی پارس نداشت و بعلاوه میخواست این شهر را زیروزبر كند.»

پلوتارك هم نوشته است: «اسكندر همان اندازه سیم و زر درآنجا یافت كه درشوش بدست آورده بود، بیست هزار قاطر و پنجهزار شتر اشیاء خرانه را بار كردند.»

در تخت‌جمشید از درخت تاك زرینی سخن گفته شده كه خوشه‌های آن از گرانبهاترین گوهر ساخته شده بود و تا روی تختخواب شاه گسترده بود. واین شاید همان درخت مو معروفی است كه پی‌تیوس اهل لیدی به پادشاه پیشكش كرده بود.       

خزانه پاسارگاد: كنت‌كورث ششهزار تالان و پلوتارك باندازه خزانه شوش گفته است.

خزانه دمشق: مقدار پول و ذخائر و غنائمی كه اسكندر مقدونی ازاین خزانه برد كنت‌كورث حدود دوهزار تالان سكه نقره و پانصد تالان اسباب نقره و تعداد زیادی گردونه‌ها و جامه‌های فاخر نوشته‌است. پلوتارك میگوید: «مقدونی‌ها كه برای نخستین بار مزه زر و سیم و زنان و تجملات خاور زمین را چشیدند. ازاین پس باشوق و گرمی بهر راهی میرفتند تا اثری از ثروت‌های پارس بدست بیاورند.» آریان هم هوشته: «چون اسكندر شنید خزانه داریوش كه بوسیله سوفینیس حمل میشد و باعث غرور و شكوه بود، بتصرف او درآمده، این غنائم را به پارمن‌ین سپرد.»

خزانه آربل: آربل انبار ثروت و ذخائر سپاهیان بود و درنتیجه غنیمت زیادی ازاین محل بدست مقدونی‌ها افتاد، ازجمله چهار هزار تالان پول نقد و مقدار زیادی جامه‌های فاخر و اشیاء گرانبها بود.

خزانه بابل: نقدینه تنهای این خزانه را، سیزده میلیون‌ونیم فرانك طلا تخمین زده، و نوشته‌اند كه اسكندر بهرسوارمقدونی ششصد و بهریك از سواران متحدین یونانیش پانصد و بهریك از سپاهیان پیاده نظام دویست درهم داد و بسپاهیان غیریونانی و مقدونی حقوق دوماهه‌شان را پرداخت كرد. سپاه اسكندر را دراین زمان پنجاه هزار سرباز نوشته‌اند.

خزانه سارد: اسكندر پس از گشودن سارد آنچه‌را كه درخزانه آنجا بوده از فرماندار و فرمانده آنجا میثرنیس تحویل گرفت لیكن از مبلغ آن اطلاع صحیحی دردست نیست ولی معلوم است كه مبلغ قابل اهمیتی درآنجا همانند آنچه در  سایر خزائن بیان شد، نبوده و سبب آن نیز شاید آن باشد كه برای فراهم آوردن سپاه و تداركات نظامی پولهای خزانه سارد مورد استفاده قرار گرفته بود درهمین هنگام آوردن اسكندر درازاء دریافت پنجاه تالان طلا از شهری بنام اسفند امتیازاتی میدهد، واین خود میرساند كه خزانه سارد كفاف نیاز آنروز اسكندر را كه راهی دراز درپیش و اندیشه‌ای بزرگ درسر داشته نمیداده.

خزانه مصر: پولهای نقد خزانه مصر را كمت‌كورث ششصد تالان نوشته. مازاسیس فرماندار ایرانی آنجا، چو از روحیه مصریها آگاه بوده، خود خزانه و اسباب گرانبهای ایران را در مصر تسلیم اسكندر نمود.

خزانه غزه: پلوتارك نوشته است كه قسمت اعظم غنائم این شهر را اسكندر برای مادرش المپیاس و كلئوپاتر و سایر دوستان و یارانش فرستاد، تنها برا لئونیداس مربی خود پانصد تالان كندر و صد تالان مرَّمكی فرستاد.

خزانه سیار همراه داریوش سوم: شاهان هخامنشی را رسم بود كه در سپاه‌كشیها و جنگها خزانه سیاری همراه داشتند كه از نقود و ظروف و اسباب و اشیاء گرانبها سرشار بود. داریوش سوم هم‌چنین خزانه معتبری همراه داشت كه قسمتی ازآن درنبرد ایسوس و بقیه در پیكارهای بعدی و پس از مرگش بدست اسكندر افتاد. كنت‌كورث ضمن توصیف شكوه و تشریفات اردوی عظیم داریوش سوم مینویسد كه: «گنج شاه را ششصد قاطر و سیصد شتر میبردند و دسته‌ای از كمانداران نگاهبانان آن بودند ……»

در نبرد ایسوس نوشته‌اند كه پس‌از شكست و عقب‌نشینی داریوش، سراپرده و بارگاهش بدست مقدونی‌ها افتاد، آنها دست از تعقیب شهریار نگون‌بخت برداشته و متوجه تاراج غنائم شدند و مقدار زیادی زر و سیم و جامه‌های فاخر گوناگون و اسباب تجملی و ظرفهای گرانبهای داریوش را بین خود تقسیم كردند. اشیاء خزانه باندازه‌ای زیاد بود كه آنها را خوب و بد و سبك  و سنگین كرده، گرانبهایش را برمیداشتند و كم‌بها را بدور می‌افكندند. همه چیز تاراج شد، جز اسباب سراپرده و چادر و بارگاه داریوش كه معمولاً ازآنِ سردار پیروز بود و باید درآن جای گزیند.

تاریخ‌نویسان یونانی نوشته‌اند: «چون شب دررسید، مقدونیها دست از دنبال كردن دشمن برداشته در اندیشه تاراج سپاهیان ایران بویژه چادر و بارگاه داریوش افتادند زیرا میدانستند كه چیزهای گرانقدر درآن‌جا زیاد است. درنتیجه تاراج، سیم و زر زیاد و جامه‌های فاخر گوناگون از خزانه شاه بیرون كشیدند و از چادرهای نزدیكان شاه، اسباب و اثاثیه زیاد با خود بدینجا آورده بودند. غنائم بقدری زیاد و سنگین بود، كه مقدونی‌ها نمیتوانستند آنرا باركنند بنابراین اشیاء را خوب و بد كرده گرانبهایش را برداشته و بقیه‌را دور میریختند. هنگامی كه مقدنی‌ها به چادرهای حرمسرا وارد شدند، صدای شیون و زاری زنها را حدی نبود، اكثر آنها از چادر بیرون دویده بنای زاری و گریه‌گذاردند. مقدونیها جامه‌های آنها را از برشان كنده، زینت‌هایشان را ربودند چنانكه برای این بانوان جامه‌ای جز پیاهن نماند.» دیودور مینویسد كه:

«زنان با دست لرزان زر و زیورهای خود را كنده با موهای ژولیده میدویدند …..»

گزنفن درباره اشیائ گرانبهائی كه شاهان هخامنشی همراه میبردند، مینویسد:

«رسم آسیائی‌های امروز هم همین است كه چون به‌جنگ میروند آنچه برای آنها عزیز و گرانبها است باخود بمیدان جنگ میبرند و میگویند چنین میكنند تا بهتر بجنگند.

درباره مقدار غنائمی كه از ری تا حوالی دامغان یعنی جائی كه داریوش سوم بدست دو سردار خود «بسوس و نبرزن» كشته شد و بدست اسكندر افتاد. دیودور سیسیلی گوید: «اسكندر هنگام تعقیب داریوش تمام خزانه‌های اورا تصرف كرد و خزانه‌داران هشت هزار تالان باو تحویل دادند غیراز مبلغ هنگفتی اشیاء مانند جامهای زرین و اسباب بهادار. بهای اشیاء را به سیزده تالان تخمین زده‌اند. پلوتارك مینویسد كه: «چون اسكندر با نهایت شتاب سپاهیان داریوش و بسوس را دنبال كرد، سپاهیان اشیاء زیادی از  سیم و زر را درراه رها كرده فرار مینمودند و اسكندر ازمیان خرمن سیم و زر و ارابه‌های زیادی كه پر ازغنائم و زنان و كودكان بود و با ارابه‌ران حركت میكردند، میگذشته است.»



تاريخ : شنبه 05 آبان 1397 | 13:32 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

سنگ نشانه دفینه

همانطور که میدانیم در گذشته در ایران بانکی وجود نداشته است  و پادشاهان ایران و بسیاری از کشورهای دیگر مسکوکات ، طلا و نقره و سایر اموال و جواهرات خود را به شکل دفن کردن در زمین و دل کوهها پنهان می کردند.

این پادشاهان یا به شکل نوشتن نسخه گنج مکان اصلی دفینه خود را یادداشت می کردند یا از طریق آثار سنگی مختلف بر روی زمین در ساخت و طراحی این نشانه های سنگی چنان دقتی میکردند طوریکه این آثار سالهای متمادی کاملا کاملا سالم مانده است و هنوز هم می تواند به عنوان نشانه دفینه استفاده شود.

حال ببینیم که یک آثار سنگی بیانگر چه مطلبی بوده فقط مسیر دفینه را مشخص میکرد یا به امور دیگری نیز می پرداخت.یک آثار سنگی به طور متوسط بیانگر تقریبا پنج مورد در مورد یک دفینه می باشد :

۱- آدرس دقیق

۲- نوع جنس

۳- دوره تاریخی

۴-طلسم احتمالی

۵- تله احتمالی

در همه موارد بالا که یک سنگ آثار به آن اشاره دارد کاملا به شکل رمز بوده و برای  بیننده چیزی مشخص نیست جز یک استادی که به همه رموز دوره های مختلف تاریخی آشنایی کامل داشته باشد.



تاريخ : شنبه 05 آبان 1397 | 13:29 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دفینه یهودی

۱- دفینه یهودی در عمق بسیار زیاد قرار دارد و عمق آن از ۶ متر متجاوز خواهد بود. بعد از آن به بار می رسید.

۲- یهودیان از سنگ چخماق یا احیانا سنگ کوارتز دار در ورودی غارها یاپر کردن غارها و اتاق ها از آن استفاده می کردند که این کار باعث محکم بودن می شود…این سنگ ها و صخر ها در عمل بعضی از فلزیاب و طلایاب ها اختلال و پارازیت ایجاد می کردند زیرا قوی بود.

۳- غار یهودی گرانبها و دفینه دار اغلب بطور کامل با سنگ چخماق بزرگ و گاهی اوقات با سنگهایی که وزن آن بیش از یک تن بود پر یا پلمپ می شد.

۴- یهودیان دو سرداب درست می کردند یکی برای گمراهی که حاوی تله بود و دوم که شما را بسوی هدف میبرد و اما آن هم خطرناک بوده و تله ای در سقف کار گذاشته شده است و آن سنگ بزرگی است که اطرافش سنگ کوچکی بوده و به مجرد حفر برای تنظیف سرداب از بالا به پایین می افتد….خیلی مواظب باشید

۵- طلای یهودی مرصود (تله و طلسم دار ) بود….رصد آن قوی و از نشانه های مخصوص که به این مورد اشاره می کند سنگ نگاره ( چشم ) است و در هر حالی حصار دائمی لازم و ضروری است.

۶- قبل از وصول به هدف و دفینه شما طبقه ای از صخره و سنگهای مثلثی شکل خواهید دید که موضعش در روی کروکی نشان داد شده است.

۷-رسیدن به دفینه یهودی محتاج صبر و استقامت است….پس ما بعد از ۴ سال به آن رسیدیم و به عمقی که متجاوز از ۵ متر بود کاویده و به سردابی که نشانه ستاره ۵ پر و ستاره داوودی که در اول سرداب بود رسیدیم اما آن با نوعی از سنگ و صخره و خاک آلقآسی پلمپ شده بود….عمل مقداری سخت است



تاريخ : چهارشنبه 02 آبان 1397 | 14:04 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

rover uc

مشخصات فلزیاب تصویری موبایلی روور یو سی Rover UC
فلزیاب رووریوسی یکی از کارامدترین فلزیاب های تصویری در زمینه اسکن محیط های که امکان اسکن با فلزیاب های معمولی نیست، می باشد.تمام ابزار این فلزیاب تصویری موبایلی یک عصا و یک تلفن همراه می باشد.

عصای فلزیاب Rover UC دارای تنظیم ارتفاع و به صورت تلسکوپی می باشد همچنین این فلزیاب موبایلی کوچک دارای دو عدد باطری AA می باشد که برای ساعت ها کار با این دستگاه کافیست.
فلزیاب
پردازشی که توسط دستگاه صورت میگیرد از طریق بی سیم و FM transfer به گوشی تلفن همراه انتقال می یابد.توجه داشته باشید تصاویری که بر روی گوشی نماشی داده می شود به صورت سه بعدی می باشند.
این فلزیاب دستی امکان اتصال به یو اس بی کامپیوتر و انتقال تصاویر را هم دارد.
اما چیزی که در کمتر سایتی به آن اشاره می شود ضعف های این دستگاه می باشد.این دستگاه فلزیاب کاملی نمی باشد و عمق واقعی آن از یک متر تجاوز نمیکند.
Rover-UC-metal-detector فلزیاب روور یوسی
همچنین نمیتوان به تصاویری که ارائه می دهد بسنده کرد و حتما نیاز به دستگاه های مکمل کنار این دستگاه می باشد.



تاريخ : سه‌شنبه 01 آبان 1397 | 10:30 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

سکه های صفوی

در اوایل قرن ده هجری دولت صفویه فارس تشکیل و از سال ۹۰۷ هجری تا ۱۱۳۵ طول کشید. این دولت مثل دولت ازبکیه ماورالنهر ، بر افغانستان چشم حرص و آز دوخته و بناء تجاوز را بر ولایات نیشابور، هرات، مرو، بلخ، سیستان و قندهار گذاشت.
از زمان شاه اسماعیل صفوی که در سال ۹۰۷ هجری رسما در تبریز تاجگذاری کرد تا سال ۹۸۹ هجری پایان سلطنت شاه طهماسب، دولت صفوی توفیق زیادی در شکست ازبکهای ساکن در افغانستان حاصل نکرد. ولی با به سلطنت رسیدن شاه عباس یکم در سال ۹۸۹ هجری ، وی توانست با استفاده از تجربه اروپائیان در زمینه تولید سلاحهای آتشین و به کارگیری غلامان گرجی حکومت مقتدری تشکیل دهد.
وی در ابتدا با دادن امتیازاتی به عثمانیها که دشمن دولت صفوی در غرب بودند ، با آنها صلح کرد. پس از آن به سمت خراسان قدیم ( افغانستان ) لشکر کشید و نیروهای ازبک را از آنجا بیرون راند.
جنگهایی که بین صفویها و ازبکها در ولایات شمالی افغانستان از بلخ تا هرات واقع شد همه به ضرر و خرابی این ولایات عمده ی کشور تمام گردید. به هر حال صفویها ولایات هرات ، نیشابور، سیستان ، مرو و قندهار را از دست ازبکها و امراء محلی افغانی و دولت بابریه هندوستان گرفته مدتی تحت اشغال خویش قرار دادند.
شاه صفی جانشین شاه عباس یکم ، فرمانروایی تند خو و خونریز بود و بیشتر دوران فرمانروایی او سراسر بی رحمی و ستم بر مردم گذشت. در این عهد به دلیل فقدان فرماندهان شایسته نظامی، قندهار به تصرف دولت هند و بغداد به تصرف عثمانیها در آمد. شاه صفی سرانجام به دلیل زیاده روی در نوشیدن شراب و مصرف تریاک در گذشت.
شاه عباس دوم کوشید با اجرای اصلاحاتی به نابسامانیها پایان دهد و ارتش را بازسازی کند. با این همه، در این عهد نیز سیاست تبدیل زمینهای دولتی به زمینه های خاصه ادامه یافت و قندهار دوباره به تصرف ایران در آمد.
پس از وی ، در زمان حکومت شاه سلیمان و مخصوصا شاه سلطان حسین ، به دلیل آشفتگی وضع دربار، خرابی سازمان ارتش به ویژه در مناطق مرزی و عدم نظارت دولت بر امور، مخصوصا امور ایالت مرزی و دوردست، پس از مدتی در پاره ای جاها شورشهایی روی داد. مهمترین این شورشها ، شورش افغانهای ساکن قندهار بود که سرانجام برافتادن دولت صفوی را در برداشت. سلسله صفویه در سال ۱۱۳۵ منقرض شد.

سکه هاي رايج در زمان صفويه از زر و سيم و برنز بود ، ولي در معاملات و داد و ستد بيشتر از سکه نقره و برنز استفاده مي شد و سکه هاي زرين کمتر در دست مردم بود و معمولا در جشن ها و تاجگذاري و اعياد ضرب مي شد. واحد پول در دوران صفوي تومان بود. سکه زر به نام اشرفي و سکه نقره بيستي ، محمدي ، شاهي و عباسي ناميده مي شد و سکه هاي برنزي ، غازي نام داشت که معمولا به آنها فلوس مي گفتند. فلوس يا فلس کلمه اي عربي که معادل فارسي آن پشيز ، پول سياه و يا همان غازي مي باشد. اين کلمه از ابولوس ( (obulus يوناني ، و ابلوس (obolus) لاتين و ابل ((obole فرانسه گرفته شده است و معادل يک ششم درهم (دراخما = Dracma) است.بر روي سکه هاي فلوس معمولاً تصاوير مختلفي از حيوانات و پرندگان و اشکال بروج دوازده گانه و گاهي نيز عکس شخص يا شيئي را دارد و در بعضي موارد پشت سکه اسم و تاريخ ضرب را نيز مي توان مشاهده نمود. هر سال سکه مسي جديدي براي نوروز و يا موقع تعويض حاکم جديد به ضرب مي رسيد و بدين ترتيب قيمت سکه هاي مسي در نزديکي نوروز پايين مي آمد و پادشاه و حاکم وقت از اين راه استفاده مي بردند. بطوريکه گفته مي شد سکه هاي جديد مسي را هر کيلويي دو عباسي خريداري کرده و آنرا دوباره تبديل به سکه هاي مسي جديد کرده و از اين راه چهار برابر استفاده مي بردند و در عين حال مملکت را از داشتن پول زياد غيررسمي حفظ مي کردند. اغلب بعد از عوض شدن و ضرب سکه مسي جديد قيمت سکه مسي قديمي به نصف مي رسيد. بر روي سکه هاي صفوي نام و القاب شاهان به صورت جملاتي که ارادت و وابستگي آنها را به ائمه اطهار و امامان شيعه مي رساند و همچنين تاريخ و نام شهري که سکه در آن ضرب شده ، نقش گرديده است. از زمان شاه عباس دوم اغلب عناوين و القاب به صورت اشعار فارسي نوشته شده و اين يکي از ابداعات و نوآوريهاي جالبي است که در سکه هاي ايراني قبل از صفويه سابقه نداشته است. خط روي سکه هاي شاهان اوليه صفوي نسخ و سپس نستعليق است. پشت سکه ها نيز جمله شهادتين ، علي ولي الله ، نام دوازده امام يا چند تن از ائمه در حاشيه و بندرت نام ضرابخانه نوشته شده است.



تاريخ : سه‌شنبه 01 آبان 1397 | 10:27 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

راز گورستان ۴۰۰۰ساله تاکلاماکان با جنازه های سالم

گورستان ترسناک و دور افتاده صحرای تاکلاماکان، بر بلندای یک تپه ماسه ای بسیار بزرگ قرار گرفته است. چوب هایی که از میان ماسه های این کویر سر برآورده اند، در واقع سنگ قبرهایی هستند که در طول زمان به دلیل باد و طوفان های شن شدید، صدمات زیادی دیده اند. تابستان های بسیار خشک، زمستان های بسیار سرد و وجود شن و ماسه، در طول زمان باعث شده اند تا جنازه هایی که در این قبرستان دفن شده اند، سالم بمانند. به طوری که هنوز هم می توان خطوط چهره و قیافه این افراد را به خوبی تشخصیص داد!
یکی از این اجساد مومیایی شده، “زیبا روی ژیائوهی” (Beauty of Xiaohe) نام دارد. به نظر می رسد که این زن در زمان حیاتش یکی از زیباترین افراد این منطقه بوده است. بدن او بسیار سالم باقی مانده است، به طوری که حتی مژه های فر خورده او هنوز هم مشخص هستند. گورستان صحرای تاکلامان در چین، در اوایل قرن بیست میلادی به وسیله یک شکارچی محلی به نام “Ördek” کشف شده است. این شکارچی بومی، هنگامی که در حال گشت و گذار در منطقه ای از صحرای تاکلاماکان چین بود، ناگهان با منظره عجیب چوب هایی از خاک در آمده و بقایای استخوان ها و اجساد انسانی رو به رو شد. او در این زمان بسیار وحشت زده شد و سریعا کویر را ترک کرد و دیگر به آنجا باز نگشت!
چند دهه بعد، یک کاوشگر و باستان شناس حرفه ای سوئدی به نام “Folke Bergman” در حال مطالعه صحرای تاکلاماکان برای یافتن نشانه هایی از جاده ابریشم بود، که شخصی او را با Ördek آشنا کرد. Ördek قبول کرد که راه گورستان صحرای تاکلاماکان را به او نشان بدهد، ولی به دلیل وحشت زیاد، حاضر نشد تا خودش دوباره به آن مکان باز گردد. برگمن پس از ماه ها تلاش، سرانجام این گورستان را پیدا کرد و نام “گورستان اوردک” را بر آن نهاد.

برگمن در حفاری های خود حدود ۱۲ جنازه را از دل خاک بیرون کشید. او همچنین حدود ۲۰۰ اثر باستانی را از این منطقه کشف کرد. او یافته ها و نتایج مطالعات و حفاری هایش را به طور دقیق در کتابی با عنوان تحقیقات باستان شناسی در سینکیانگ مخصوصا منطقه لوپنور (Archaeological Researches in Sinkiang Especially the Lop-nor Region) منتشر کرد. اگر شما هم می خواهید، می توانید نسخه دیجیتالی این کتاب را به طور آنلاین از اینترنت دانلود کنید. یکی از مواردی که توجه برگمن را به خود جلب کرد، شکل عجیب و غریب تابوت های این قبرستان بود که شبیه به قایق هایی واژگون شده بودند.



تاريخ : دوشنبه 30 مهر 1397 | 09:02 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران