وب گیتاریست
- وب جاو
سکه شناسی
سرزمین ایران یکی از کهن ترین سرزمینهاست . کشور ما دارای گذشته پر افخاری است که آثار آن در طی قرون متمادی با وجود آسیب های زمانه و غارت و آتش سوزی و جهان خواهی افراد جاهل هنوز پا بر جا ایستاده و حکایت از عظمت گذشته و تاریخ هنر و تمدن مردمان این سرزمین دارد . در سرزمین ایران در اغلب نقاط ، در زیر تپه های خاک و ویرانه ها ، آثار گران بها و گنجینه های گوناگونی پنهان است که روزگاری دست هنرمندان و صنعتگران با نداشتن وسایل و ابزار کافی آن را ساخته و با نقش و نگار ، طرح ، رنگ یا کنده کاری و برجسته کاری ، قدرت دست و روح هنری خود را تجسم داده و جاودانه ساخته اند .
تحقیق و مطالعه در هر قسمت از آثار کهن مملت ما نه تنها تاریخ گذشته این سرزمین را روشن می سازد ، بلکه به تغییر و تحول تاریخ تمدن دنیای قدیم و ارتباطی که کشور ها از لحاظ نژادی ، هنری و اقتصادی با یکدیگر داشته اند کمک می کند . مردمان اولیه و پس از آنها، همیشه برای زندگی بهتر و رفع نیاز های روزانه در تلاش بوده اند و همین اصل یعنی عشق به زندگانی بوده که تاریخ تمدن را بوجود آورده است و ملتها را به طرف روزگار بهتر و اختراعات و اکتشافات وا داشته است .
صفر تا صد سکه شناسی
کشف آتش و به کار بردن فلزات هر یک مبدأ مهمی در سیر تکامل بشر بوده است . از وقتی که زندگی اولیه به شکل اجتماع شروع شد ، انسان ها احساس کردند که به کمک یکدیگر نیاز دارند و ناچار هر یک با سعی و عمل خود به رفع حوائج دیگری پرداخت تا توانست از دسترنج دیگری منتفع گردد . این عمل ابتدایی را باید اولین نظام اجتماع و اقتصاد و اصل داد و ستد دانست . با پیشرفت تمدن و تشکیل شهرها و اختراع خط و ایجاد خانه و مسکن ، ارتباط افراد با یکدیگر بیشتر گردید و مبادله و تجارت به صورت گسترده تری در آمد و کم کم داد و ستد و مبادله کالا به کالا ، جای خود را به تجارت داد ، به طوری که کوشش در توسعه امور اقتصادی و ارتباطات ، موجد تشکیل دولتها و طرق و سوارح و تأسیسات بندری در کرانه های دریایی و سازمانهای مختلف و تنظیم قوانین برای بررسی و انتظام امور گردید ، چنانچه قسمت مهمی از قانون حمورایی مربوط به امور تجارت و کسب و کار است . ( این قانون نامه در خرابه های شوش پیدا شده و در موزه لوور فرانسه نگهداری می شود ) صحنه های نقاشی در عصر قدیم چه آنچه به امور دنیایی و چه آنچه مربوط به دنیای دیگر است . وضع داد و ستد و توزیع را نشان می دهد . تشکیل دولتها و رفاته اجتماعی و انضباط امور اقتصادی و تولید ثروت موجد اصولی گردید که کم کم به پیدایش سکه منجر شد .
کشور ما ایران نیز در این قسمت ، مانند سایر شعب هنری سهمی دارد که نه تنها از نظر سکه شناسی و تاریخی قابل ملاحظه است ، بلکه از لحاظ هنری نیز بسیار گرانقدر است . امید است با حفاری های گسترده ای که در حال حاضر در قسمتهای مختلف ایران انجام می شود ، متخصصان کشورمان با روشن کردن ابعاد تاریک کشورمان و کشف اسناد و مدارک جدید مربوط به تاریخ ایران اطلاعات تازه تری از تاریخ سکه نیز بدست آورند .
تاریخچه پول
مردم جهان با تلاش و فعالیت مداوم ، نیرو و عمر خود را صرف می کنند صفر تا صد سکه شناسی و حاصل این کوشش ها و زحمات را بصورت پول دریافت می نمایند . بی تردید می توان گفت که امروز اساس گردش چرخهای اجتماع بر پول نهاده شده و گسترده ترین روابط اجتماعی انسان به کمک پول انجام می گیرد . امروز حتی کودکان هم می دانند پول چیست و چه ارزشی دارد . باید گفت که کمتر کسی پیدا می شود که هر روز با مقداری پول سر و کار نداشته باشد و بهمین نسبت هم کمتر کسی از خود سؤال می کند که پول از کجا پیدا شده و تاریخچه آن چیست و در قدیم چه چیزی به جای پول وجود داشت .
علم سکه شناسی
سکه شناسی قسمت مهمی از باستان شناسی است که شاهد زنده ای صفر تا صد سکه شناسی از تمدن دنیای قدیم و ملل مختلف می باشد . علم سکه شناسی توانسته است بزرگترین خدمت را در روشن کردن تاریخ گذشته بنماید و گوشه های تاریک و مبهم را روشن کند . سکه در هر دوره نماینده عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشکستگی و ارتباطات تجاری هر ملت و مملکتی است ، یعنی منبع اطلاعاتی صحیح و دقیق از دنیای قدیم ، یعنی از دورانی که آثار هنری ، ابنیه ، معابر و مقابر ویران قدیم را از روی قرنیه به طور ناقص و گاهی با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمیر و تا حدی به صورت اصلی درآورند و با حقیقت زمان تطبیق دهند . در این قسمت سکه ، صفر تا صد سکه شناسی حلال مشکلات شده و کمک شایانی به تاریخ هنر دنیای قدیم نموده است . روی اغلب سکه های یونان صورت خدایان افسانه ای و بناهای تاریخی مانند : کولیزه (محل نمایش جنگ حیوانات وحشی با انسان) یا اکروپل آتن (خرابه های آتن که در بلندی روی تخته سنگی عظیم قرار گرفته است) و غیره منقوش گردیده است . این نمونه ها دقیق و ظریف برای بناها و نقص و شکستگی مجسمه ها مطابق اصل بزرگترین کمک و راهنما شده اند . قسمت مهمی از آثار هنری ساسانی که فلزکاری و زرگری است و خوشبختانه قطعاتی بسیار جالب از صحنه های شکار ، رزم و بزم از حفاریها بدست آمده است و بواسطه تطبیق با سکه های آن دوره که تصویر کامل هر یک از سلاطین به طور دقیق و ظریف از تزئین سر و سینه ، آرایش مو و تاج است می توان این شاهکارهای هنری را با صداقت شخصی و منتسب به هر یک از شاهان واقعی نمود . (قسمت مهمی از این ظروف نقره و طلا در موزه لنینگراد است).
قبل از پیدایش سکه
قبل از اختراع و ایجاد سکه با وزن صحیح و مقدار معین فلز ، ارتباط و داد و ستد صفر تا صد سکه شناسی مردم از راه مبادله صورت می گرفت . تمدنهای قدیم بدون آشنایی با سکه ، زندگی تجارتی خود را از راه مبادله می گذراندند . در روی نقاشی ها و کنده کاری ها مصر قدیم ، صحنه های معاملات و داد و ستد بوسیله معاوضه صورت گرفته است دیده می شود . در اوستا درباره مزد کارگران یا گرفتن جریمه از چهار پایان ذکر شده است . برای پرداخت دست مزد یک پزشک برای درمان کدخدایان یک گاو و برای شهربانان یک اسب خوب و برای پادشاهان یک گردونه چهار اسبه و برای زنان به ترتیب یک ماده الاغ ، یک ماده گاو و یک ماده شتر مقرر می کرده اند.
اشکال کهن پول
استفاده از اشکال اولیه پول در جهان سوم و شمال آمریکا سابقه دارتر است . اسناد و مدارک بیشتری مبنی بر استفاده از پول در این مناطق نسبت به اروپا وجود دارد . در کنار چیزهایی که به عنوان پول مورد استفاده قرار می گرفتند ، استفاده از مهره در شمال آمریکا ، صدفهای کاوری در افریقا و آسیا و دندانهای نهنگ از همه رایج تر بوده است . در جامعه فیجیان هدایای ، دندان نهنگ بخش مهمی از مراسم های خاص بودند . دندانهای نهنگ Tambua ( گرفته شده از کلمه Taboo ) بودند که اهمیت مذهبی داشته و تا اواسط دهه ۱۹۶۰ به عنوان پول مصرف داشته است . در دوره هومر شاعر معروف یونانی چهار پایان اساس قیمتها بوده اند . دولتها برای جلوگیری از تقلب در عیار سکه ها ، علامت مشخصی را بر روی شمشهایی که وزن معین داشتند ضرب می زدند که در حقیقت این علامت گذاری اولین قدم برای ایجاد سکه می باشد . معادن مس قبرس یکی از مهمترین عایدی این ناحیه بوده است . صفر تا صد سکه شناسی و در الواح مصری متعلق به ۱۴۰۰۰ یا ۱۶۰۰ ق . م در دوران سلطنت فرعون مصر آمنوفیس سوم یا آمنوفیس چهارم از واردات مهم مس از قبرس به مصر سخن رفته است . در بعضی از الواح شاه قبرس در قبال معاوضه شمش های مس از فرعون خواسته که نقره برایش بفرستد .
هدف از ایجاد سکه
نخستین هدف از ایجاد سکه قومیت ، حاکمیت و استقلال و آزادی بوده است . در آن زمان از جمله وسایل آسان کردن مبادلات و تجارت به حساب می آمد و شاید بتوان گفت بعد ها این جنبه بر جنبه های دیگر برتری یافت .
پیدایش سکه
سکه عبارت است از یک قطعه فلز به وزن معین که روی آن علامت رسمی دولت یا صفر تا صد سکه شناسی حکومتی که عیار و وزن آن را تعهد می کند ، منقوش شده است . روایات در مورد اولین سکه ها متفاوت است و اکثر دانشمندان سکه شناسی نظر هرودت را که مردم را نخستین کسانی می داند که سکه ضرب کرده اند را قبول دارند . نخستین سکه های لیدی مخلوطی از طلا و نقره که به آن الکتروم می گفتند ساخته شده بود که بر روی آن شیارهای موازی و پشت سکه چند فرورفتگی حک شده و گاهی در بعضی از این فرورفتگیها نقش حیوانی که شبیه روباه است دیده می شود . در دوره کرزوس سکه های معروف کرزوئید ایجاد گردید که می توان آن را اولین سکه حقیقی دانست زیرا هم دارای جنبه هنری است و هم تمام شرایط سکه تا به امروز نیز در آن مراعات شده است . ایرانی ها پس از فتوحات پی در پی در آسای صغیر به وجود سکه و لزوم آن پی بردند ولی پادشاهان هخامنشی چون کمبوجیه و کوروش به ضرب آن اقدام نکردند ، اما به شهرها و ممالکی که تابع ایران شده بودند اجازه دادند که به ضرب سکه محلی خود ادامه دهند . داریوش اول برای اولین بار در ایران یه ضرب سکه های طلا و نقره اقدام نمود و سکه های طلا دریک و از طلای خالص و به وزن ۴۱/۸ گرم و شکل نقه ۶/۵ گرم است . داریوش هم برای ترتیب اوزان تناسب طلا و نقره را ( به ) را به کار برد و چون در یک ۴۱/۸ گرم با وزن ۱۱۲ گرم نقره مطابقت می کرد و این وزن برای گردش در تجارت و کسب سنگین و غیر حمل بود ، از این رو به ده قسمت تقسیم نمود و هر سکه ۲۱/۱۱ گرم وزن داشت . در این صورت سکه نقره ۲۱/۱۱ گرم با یک سکه طلای دریک ۴۱/۸ گرمی مطابقت می نمود . ولی داریوش برای سهولت امور معاملاتی سکه های نقره را به نصف وزن تقلیل داد که همان شکل معروف است که ۶/۵ گرم است ، صفر تا صد سکه شناسی بنابراین بیست شکل نقره ارزش یک دریک طلا را داشته است .
ضرب سکه در چین پس از کشورهای دیگر متداول گردید ولی چینیها خودشان مستقلاً مبادرت به این کار کردند و آنرا از ملل دیگر یاد نگرفتند . ژاپنی ها و کره ای ها ضرب سکه را از چین اقتباس نمودند . اصول فنی ضرب سکه در ضرابحانه های قدیم : حسن احتیاج در امر تجارت و داد وستد مردم قدیم را بر انگیخت که از فلزات استفاده کنند و بوسیله ان معاملات خود را انجام دهند . ابتدا فلز را به شکل تبر ، طقه ، دیگ و خنجر به کار می برند و بعد با پیشرفت تمدن مس ، آهن ، برنر ، طلا و نقره را به صورت شمش ، طقه دراورند . برای آنکه قطعات سکه هم وزن ، هم شکل و هم نقش باشد ، اصولی بود که باعث پیدایش ضرابخانه شد . سکه را بوسیله سر سکه ضرب می کردند ، سر سکه که استوانه ای شکل یود ، و از برنز یا آهن ساخته شده و در یک طرف آن نقش مورد نظر حک گردیده بوده ، بر روی سندانی فلزی قرار می دادند ، فلز را که کمی گرم شده بود ، و قابل اثر ، بر روی آن گذاشته ، بعد سر سکه را از طرفی که منقوش بود بر روی آن قرار داده ، بعد از تنظیم آن چکش را با شدت می زندند ، تا اثر نقش بر روی سکه نقر گردد . با ضرب سکه در ایران مبادلات بازرگانی بین المللی راحت تر ، روانتر و سریعتر شد . و این امر تحولی بزرگ در امر اقتصاد و تجارت بود . سکه قدمتی بیش از این تاریخ داشت و متجاوز از یک قرن قبل از ایجاد حکومت هخامنشی ، برای اولین بار در یونان متداول شد و به دنبال آن لیدیاییها از یونانیها ضرب کردن سکه را فرا گرفتند و آن را در داد و ستد به کار بردند . پس از فتح لیدی به وسیله کوروش ، صفر تا صد سکه شناسی ضرب سکه به همان ترتیب در ضرابخانه های سارد ادامه یافت . هنگامی که داریوش به پادشاهی رسید و پس از فرونشاندن اغتشاشات اولیه ، به ضرب سکه پرداخت که به دریکا مشهور شدند . سکه ها از جنس طلا و نقره بودند و سکه های طلا مخصوص داریوش بود . از آن پس ، در سراسر امپراطوری سکه فقط به نام داریوش ضرب می شد . لازم به توضیح است که اکثر مورخان لیدیها را اولین قومی می دانند که سکه ضرب کرده اند .
جنس سر سکه ها
چون جنس سر سکه از آهن یا برنز بود اغلب پس از استعمال زیاد حالت ساییدگی پیدا می نمود . چنانچه این سائیدگی در بعضی از سکه ها مشاهده می شود . از این رو ضرابخانه ها بایستی سر سکه های متعددی داشته باشند تا بتوانند به موقع از آنها استفاده کنند .
جنس فلزات
قسمت مهمی که در سکه قابل ملاحظه می باشد نوع و جنس فلزات است . صفر تا صد سکه شناسی چون در دوران بسیار قدیم از عهده تصفیه بر نمی آمدند و نمی توانستند آن حد را که لازم بود فلز را خالص کنند و از موادخارجی جدا نمایند . ناچار فلزات را به همان وضعی که استخراج می شده به کار می بردند . برای اولین بار در حدود هزاره چهارم استعمال آن بیشتر گردید ، چنانچه مس را ذوب کرده و با آن اشیایی مانند تبر و خنجر ساختند . در مصر در هزاره پنجم یا ششم قبل از میلاد ، عصر فلز شروع شد . جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادی و قدرت مالی آن می باشد ، مثلاً سکه های هخامنشی علاوه بر آن که مزد مزدوران خارجی بود ، در سراسر یونان نیز در جریان بود و با کمال میل و رغبت خارجی ها متاع و کالای خود را در مقابل دریافت آن به فروش می رساندند . از آین رو جنس فلز تأثیری فراوان در گردش سکه داشت و اساس مهم اقتصاد در دنیای قدیم تا به امروز بوده است .
«پس از شاهنشاهی ساسانی و کشته شدن یزدگرد سوم در مرو (۶۲۵ میلادی) فرمانروایان عرب سکههایی مشابه سکههای ساسانی ضرب کردند. این سکهها در حقیقت اولین سکههای اسلامی به شمار میرود. حکمرانان مسلمان تصاویر خود را بر روی مسکوکات نقش نکردند. بلکه تصاویر پادشاهان ساسانی را همانگونه که بود بر روی سکه گذاشتند. خلفای راشدین نیز اسامی پادشاهان ساسانی را بر روی سکههای عرب- ساسانی ضرب نمودند. این نوع سکهها بیشتر با تصویر خسرو دوم ساسانی و نام فرمانروایان صدر اسلام با خط پهلوی و گاه کوفی در متن سکه و نام ضرابخانه و تاریخ ضرب و نیز سال یزدگردی یا هجری در پشت سکه به خط پهلوی ضرب شد و یکی از کلمات بسم الله، بسم الله ربی، محمد رسول الله و کلماتی از این قبیل را در کنار سکه اضافه مینمودند. این سکهها را سکههای عرب ساسانی مینامند. جنس اغلب این سکهها از نقره (درهم) و گاهی مس (فلس) بوده است. اولین بار درهم اسلامی به امر عمر بن الخطاب در سال هشتم خلافتش در سال ۲۰ هـ . ق. ضرب گردید. بر روی سکه صورت شاه ساسانی و کلمات بسم الله و بسم الله ربی با خط کوفی و اسم پادشاه ساسانی با حروف پهلوی بر پشت سکه دیده میشود.
این کار تا زمان حکومت بنیامیه و بعد از آن ادامه داشت. ضرب درهمهای عرب ساسانی در عهد خلفای راشدین و اوایل دولت بنی امیه یعنی تا زمان عبدالملک بن مروان در سال ۷۹ هـ . ق. ادامه داشت. بعد از این تاریخ سکههای اسلامی بدون تصویر جایگزین آن شد. اولین سکه طلا (دینار) بدون تصویر در سال ۷۷ هـ . ق. در دوره عبدالملک بن مروان خلیفه اموی ضرب شد و از سال ۷۹ هـ . ق. سکههای نقره به صورت رسمی ضرب شد و از آن پس ضرب سکه به سبک عرب ساسانی منسوخ گردید.
با وجود رواج سکههای اسلامی خطی بدون تصویر از نیمه دوم قرن اول هجری، سکههایی به سبک ساسانی با تصویر تا قرن دوم هجری در طبرستان ضرب میشد. این سکهها را که کوچکتر از سکههای عرب ساسانی بودند، سکههای طبرستان مینامند. سکههای حکام عرب طبرستان نیز شبیه سکههای اسپهبدان بوده با این فرق که نام هریک از آنها به خط کوفی و نام طبرستان و سال ضرب در پشت سکه به خط پهلوی بوده است. اسپهبان طبرستان از خاندان ساسانی بودند و در طبرستان فرمانروایی مستقلی را تأسیس نمودند و تاریخ مخصوصی را که به سال طبری معروف است برگزیدند.
همانگونه که اشاره گردید اولین سکههای خطی اموی از جنس طلا در زمان عبدالملک بن مروان ضرب و جایگزین درهمهای عرب ساسانی شد. در زمان خلافت بنیامیه، نام خلیفه روی سکهها دیده نمیشود و تنها تاریخ و محل ضرب سکه بر روی سکههای نقره و تاریخ ضرب در طرف دیگر و سوره مبارکه الاخلاص را بدون کلمه «قل» به شکل «الله احد الله صمد لم یلد ولم یولد و لم یکن له کفواً احد» ضرب میکردند.
از سال ۱۲۷ هـ . ق. که قایم ضداموی به رهبری ابومسلم خراسانی قوت گرفت تا انقراض امویان در سال ۱۳۲ هـ. . ق. و روی کار آمدن سفاح اولین خلیفه عباسی، سکههای ویژهای با مفاهیم سیاسی امویان ضرب گردید که به نام ابومسلم شناخته میشود. این سکهها مانند سکههای امویان بدون نام خلیفه در ایالتهای جبال در خراسان و خوزستان و فارس ضرب میشد. نام ابومسلم خراسانی بر روی هیچ یک از سکههای نقره نیامده است ولی بر روی سکههای مسی بین سالهای ۱۲۷ تا ۱۳۲ نام ابومسلم دیده میشود.
سوره مبارکه ۱۱۲ قرآن کریم بر روی سکه و در حاشیه پشت سکه قسمتی از آیه ۳۳ سوره توبه «محمد رسول الله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون» نقش گردیده است. در منابع مختلف از ضرابخانههای بسیاری نام برده شده است که سکههای اموی در آنجا ضرب میشدهاند. اما از این ضرابخانهها به جز دمشق، افریقیه و اندلس بقیه در عراق و ایران بودهاند که سکههای عرب ساسانی در آنها ضرب میشده است. حکومت خلفای عباسی از سال ۱۳۲ هـ . ق. شروع شد و تا سال ۶۵۶ هـ . ق. ادامه یافت. در سکههای عباسی حاشیه سکه مثل سکه اموی است. ولی دیگر سوره ۱۱۲ قرآن کریم را بر پشت سکه نیاورده و عبارت «محمد رسول الله» جای آن را میگیرد.
با گذشت زمان سکههای عباسی تکامل پیدا کرده و در حاشیه سکهها آیه ۳ و ۴ سوره روم نوشته شد: لله الامرمن قبل و من بعد و یومئد یفرح المؤمنون بنصراله».
اوایل قرن سوم هجری ظهور حکومتهای نیمه مستقل در ایران مثل طاهریان و صفاریان را مشاهده میکنیم که دارای سکههای بسیار جالب و باارزش هستند. طاهر بن حسین سردار نامی مأمون و سرسلسله طاهریان که بعدها به ذوالیمینین شهرت یافت و بر روی سکهها لقب او دیده میشود.
سلسله دیگر که از سیستان بود، صفاریان و مؤسس آن یعقوب لیث میباشد. بر روی سکههای نقره این دوره کلماتی مثل النصر، الظفر، الیمن و السعاده نقر شده است که نظیر این کلمات روی سفالهی لعابدار ایران به چشم میخورد (کارگر: ۱۳۸۰).
یکی از سلسلههای بزرگ که در قرنهای سوم و چهرم هجری بر نواحی وسیعی از ایران حکومت میکردند سامانیان بودند که قلمروشان از مرزهای هند در مشرق تا مرکز فلات ایران در مغرب امتداد پیدا میکرد. بیشتر گنجینههای بزرگ نقره که از روسیه، لهستان، اسکاندیناوی از زیر خاک درآوردند، مربوط به سکههای نقره ساسانی بوده است. اکثر سکههای این دوره در اندازه قراردادی و رسمی میباشد. ولی تعدادی از آنها با اندازه بزرگتر (قطر ۸/۴ سانتیمتر) در ناحیه هندوکش ضرب شده است. بیشتر سکههای سامانی در خراسان و نواحی شرقی ضرب شده. ولی تعداد معدودی هم در نواحی غربی به ضرب رسیدهاند. آل بویه نیز به اندازه سامانیان سکه ضرب نمودهاند. سکههای این دوره برای محققین تاریخی منابع اطلاعاتی بسیار باارزشی است. زیرا روی سکههای آنها القاب و اسامی زیادی از شاهزادگان آلبویه و ارتباطات شاخههای متعدد با یکدیگر و دستنشاندگان مختلفی که آنها را به رسمیت میشناختند و همچنین از وسعت قلمرو آنها اطلاعات با ارزشی به دست میآید. قدرت امرای آلبویه به حدی بود که به تعویض خلفا اقدام مینمودند. ولی به لحاظ مذهبی احترام خلفا را محفوظ میداشتند و نام آنها را بر روی سکهها میآوردند. در قرن چهارم هـ . ق. برای اولین بار پس از حکومت ساسانی، بر روی سکههای آلبویه لقب شاهنشاه نیز به چشم میخورد. سوره مبارکه قرآن کریم که در حاشیه سکههای عباسی زده میشد برای روی سکههای سامانی و آلبویه و غزنوی نیز ضرب میگردید.
در روی سکههای اسلامی ایران تا زمان سلاجقه، صورت انسان یا حیوان دیده نمیشود. تصاویر سکه تا آن دوران فقط شمشیر و گاهی هلال و ستاره بود. ولی بر روی سکههای سلاجقه روم، تصاویر شیر و خورشید و بر روی سکههای طغرل سلجوقی، گنبد و گلدسته دیده میشود. ایلخانیان بزرگ به نقر «قاآن الاعظم و قاآن العادل و ایلخان المعظم» در اول و آخر اسم خود اکتفا میکردند. اما ایلخانیان ایران به تدریج کلمه شاهنشاه اسلام و سلطان همانند شاهان ایران به کار بردند. آنها گاهی اسم خود را به خط و زبان اویغوری هم بر روی سکههای نقره حک میکردند. بر روی سکههای غازان، اسم غازان محمود به خط کوفی و اویغوری و چینی نقر شده است. بهطور کلی در طول شش قرن تزئینات روی سکههای عرب ساسانی، اموی و عباسی، شاهان ایران و سلاطین ترک تا دوره مغول به صورت خط به شیوه کوفی قدیم و بدون نقطه و اغلب شکسته زاویهدار منقور میشد. در این دوره فقط در روی سکههای مسی اتابکان و خوارزمشاهیان به لحاظ شیوه خطاطی، مختصر تغییری محسوس است.
از حمله مغول به بعد تدریجاً خط کوفی از حالت کوفی شکسته به نسخ و نستعلیق در زمان صفویه تغییر یافت و در واقع تغییرات خط روی سکه خیلی کندتر از کتابت انجام پذیرفت. تصاویر حیوانات مختلف روی فلوسهای مسی منقوش است. نقش شیر و خورشید به سکه با گذشت زمان دچار تحولات زیادی شد. طغراهای مختلفی از سلاطین مغول و ترکمانها متداول شد که خواناترین آن را بر روی سکههای ناصرالدین شاه میتوان دید. گرچه سکههای مهم دورههای مختلف خصوصاً به دلیل زنگزدگی و پوسیدگی جلبنظر نمیکند، اما از نظر تاریخی دارای اهمیت زیادی میباشند. طی قرنهای اولیه هجری بیشتر شهرها دارای ضرب سکه به خصوص سکههای مسین بودند و اغلب برااین سکهها اسامی شهرها یا حاکمهایی نوشته شده است که شاید گاهی نامشان در تاریخ ثبت نشده باشد. حفاریهای علمی مناطق باستانی باعث شده است که تعداد زیادی از این سکهها به دست آید و مجموعه باارزشی از سکههای مسی در موزه ملی ایران وجود دارد.
ضرابخانه یکی از ارکان مهم سازمان مالی در زمان صفویه بود که تحت نظر معیر الممالک اداره میشد. عزل و نصب حکامان و زرکشان و رئیس ضرابخانه به عهده وی بود. سکههای سلاطین صفوی متنوع بود. آنان نسبت به نوشتههای روی سکه توجه خاصی داشتند. بر سکهها نام و القاب شاهان صفوی به صورت ساده و یا به شعر آمده است. تاریخ و محل ضرب سکه و نیز اسامی دوازده امام یا چندین تن از ائمه روی سکههای صفوی منقور است. سکههای این دوره بیشتر از طلا، نقره و مس بود و در داد و ستدها بیشتر از سکههای مسی و نقرهای استفاده میشد. سکه طلا نیز در دسترس مردم بود و معمولاً در جشنها و تاجگذاریها و اعیاد از آنها استفاده میشد.
واحد پول این دوره «تومان» و لغتی به معنی ده هزار است. سکه طلا از اشرفی و سکه نقره را بیستی، محمدی، شاهی، عباسی، پنج عباسی و لاری میگفتند. سکههای مسی را غازی یا غاریکی میگفتند که ۱۰/۱ شاهی بود. بر روی فلوسها نقوش مختلف حیوانات و پرندگان نقر است. بر روی سکههای نادرشاه افشار (۱۱۶۰-۱۱۴۸ هـ . ق. )کلمه «السلطان نادر» یا یک بیت شعر دیده میشود. او به سال ۱۱۴۸ هـ . ق. در دشت مغان تاجگذاری کرد و به یادگار این جشن سکههایی با نوشته «الخیر فی ماوقع» ضرب شد. به لحاظ حروف ابجد تاریخی که از آن به دست میآید، تاریخ جلوس سلطنت نادرشاه است.
سکه در دوران اسلامی
کریم خان زند (۱۱۹۳-۱۱۶۳ هـ . ق.) در طول ۳۰ سال حکومت، خود را شاه و سلطان نخواند و عنوان وکیل الرعایا را بر خود نهاد. بر روی سکههای او نام وی به صورت بسیار ساده به صورت «کریم» و نام محل ضرب نوشته شده است و بر پشت سکه یک بیت شعر آمده است. سکههای طلای او را «کریمخانی» مینامند. در زمان قاجاریه سکههای متعدد ضرب شهرهای مختلف موجود است. نوشته بر روی بعضی از سکهها مثل سکه آقامحمد خان بسیار ساده میباشد. در این سکهها فقط نام وی به صورت یا محمد بر بالای اسامی شهرهایی که سکه در آن ضرب میشده است، قرار دارد و بر پشت سکه یک بیت شعر منقور است. از اواسط دوره صفویه به شهرها با توجه به موقعیت سیاسی، جغرافیایی و مذهبی آنها عناوینی داده شد. این عناوین بر روی اغلب سکههای این دوره دیده میشود. در سکههای افشاریه، زندیه و قاجاریه نیز این عناوین به کار رفته است. در سال ۱۲۹۵ هـ . ق. در دوره ناصرالدین شاه دارالضربهایت ولایات منحل گردید و ضرابخانه در پایتخت دایر شد. این عناوین از روی سکهها حذف گشت. عناوین مذکور بدین شرح هستند:
دارالسلطنه اصفهان، دارالمرز رشت، دارالعباده یزد، دارالسعاده زنجان، دارالمؤمنین کاشان، دار الامان کرمان، دار السلطنه تبریز و دارالعلم شیراز. دستگاه ضرابخانه در زمان ناصرالدین شاه در تهران تأسیس و ناصرالدین شاه تا انقراض قاجاریه سکههای زرین به شکل ده تومانی، دو تومانی، یک تومانی، دو اشرفی، اشرفی، پنج هزاری، دو هزاری و سکههای سیمین به شکل پنج هزار دیناری، ده هزار دیناری، یک هزار دیناری، دو هزار دیناری، پنج تومانی، دو قرانی، پانصد دیناری، دو شاهی، پنج شاهی، شاهی، سکههای مسین و نیکل به صورت دویست دیناری، صد دیناری پنجاه دیناری، و بیست و پنج دیناری بودهاند. سکههای خطی و بدون تصویر تا زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار معمول بود. از تمام سکههایی که در مورد آنها بحث شد، نمونههای با ارزش در موزه ملی ایران وجود دارد که از آغاز اسلام تا آخر دوره قاجاریه در طبقه دوم موزه اسلامی به نمایش گذاشته شده است»
کتراک یا فرکت ای جی
کتراک ماده منبسط شونده غیر انفجاری می باشد که با افزایش حجم باعث تخریب سنگ و ساروج می شود.
برای استفاده از کتراک حتما باید بر روی کار با اصولی که بعد از خرید آموزش داده می شود و در شرایط مختلف مثل دیواره ، کف چاه یا سنگ آزاد بایکدیگرنوع کابرد فرق دارد . از شرکت هایی خریداری کنید که انجام آن در شرایط مختلف را بتوانند آموزش دهند.
میزان کتراک در سنگ های آزاد که بر روی زمین افتاده هستند برای هر متر مکعب تقریبا ۷ تا ۱۰ کیلو مصرف می شود و در سنگ و ساروج هایی که در دیواره یا کف زمین محصور هستند و اطرافشان بسته است برای هر متر مکعب بین ۲۰ تا ۴۰ کیلوگرم نیاز می باشد .
این حدود مصرف بستگی به قطر و طول مته دارد . هرچقدر مته و چال هایی که حفر می کنید طول بیشتری داشته باشد میزان مصرف شما کمتر می شود.
در ایران افراد زیادی به دروغ می گویند که ما حلال سنگ داریم ، با ۵ لیتر شما می تونی کل سنگ را از بین ببری یا یک لیتر ان را بریز و فردا می بینی کل ساروج از بین رفته . قیمت های چند میلیونی می خواهند و هیچکدام جوابگو نبوده و اصلا اینطور نیست .
برای از بین بردن ساروج میزان مشخصی از حلال بسته به ضخامت کار باید استفاده کنید، درمورد سنگ هم به همین نحو می باشد ولی باید در نظر بگیرید که حلتل ها فقط حلال ها بر روی سنگ های رسوبی و آهکی جواب می دهد و سنگهای آذرین و آذر اواری مثل سیلیس ، گرانیت یا اندزیت را نمی توان با حلال عز بین برد و اگر کسی محلولی به شما داد و گفت هرچه باشد از بین می برد کاملا کذب است.
بهترین حلال در حال حاضر اف ال۲ و اف ال ۳ می باشد که به خوبی بروی سنگ آهکی و ساروج جواب می دهد . بطور معمول یک ۲۰ لیتری از این محصول بین ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر ضخامت ساروج و بین ۲۰ الی ۴۰ سانتیمتر بروی سنگ های آهکی جواب داده است.
حلال ساروج دیگری به نام پانچر پی ۷۰ موجود می باشد که فقط بر روی ساروج جواب می دهد و بطور معمول بین ۲۰ تا ۴۰ سانتیمتر نفوذ می کند.
در موارد بالا برای انفجار ، کتراک حتما باید سوراخ حفر شود تا جواب بدهند وبرای حلال ساروج نیازی به حفر چال نیست .
از نظر زمان بندی ، هزینه و راحتی کار گزینه اول انفجار می باشد که تخریب بسیار ارزان می شود و بعد از آن گزینه کتراک که نسبت به انفجار زمان بر تر ، سختر و گران تر است ولی از حلال ساروج بهتر است و گزینه اخر حلال ساروج که گرانتر وطولانی تر است .
به جز مواردی که نام برده شد می توان به دستگاه کور گیری هم اشاره کرد که البته بسیار گران و زمان بر تمام می شود و هر جایی نمی توان از آن استفاده کرد .
موارد فوق برای بتن هم قابل ایتفاده هستند.
راکتن چیست؟
ساروج انواع مختلف دارد که محکم ترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع می شود و بعد از آن ساروج سفید و ساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروج ها با موادی بنام سیلیکس و بعضی با سرب و مس ذوب شده درست می شدند، که استقامت ساروج و محکمی آن را بالا می برد. در ساروج هایی که برای جلوگیری از نفوذ آب ساخته می شد از پشم شتر و موی بز استفاده می شد که ساروج را برای جلوگیری از نفوذ آب مستحکم می کرد. تا چند سال پیش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است که از این تعداد پنجاه و یک نوع آن بدون اموال می باشد و از باقی مانده انواع ساروج همه دارای طلا نمی باشد. در حفاری های انجام شده اکثرا از سه نوع ساروج بار طلا بیرون آمده است و الباقی دارای نقره و مفرق و اجناس دیگر بوده اند.
نحوه کار ساروج شکن
نحوه کار با راکتن بدین گونه است که ابتدا سوراخی در محل مورد نظر ایجاد کرده سپس راکتن را با آب مخلوط و درون سوراخ قرار می دهیم. پس از حدود نیم ساعت مخلوط ساروج شکن موجود در سوراخ منبسط شده و با ایجاد فشار بسیار زیاد باعث تخریب می شود. از این ماده می توان در پروژه های ساختمانی، مترو، پل و همچنین در محیط های مرطوب و حتی زیر آب استفاده کرد. ساروج انواع مختلف دارد که محکم ترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع می شود و بعد از آن ساروج سفید و ساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروج ها با موادی بنام سیلکس و بعضی با سرب و مس ذوب شده درست می شدند. استقامت ساروج و محکمی آن را بالا می برد. در زمان های قدیم که چیزی به نام بتن وجود نداشت، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروج استفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر می کنند که ساروج برای نگهداری عتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست. ساروج برای پل سازی، ساخت قلعه های محکم، سد سازی، راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این موادی استفاده می شده است.
طریقه خرد کردن هر کدام از این ساروج ها متفاوت است ولی به طور کلی می توان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فرض کنید که می خواهید آن را خرد کنید. اگر با پتک هم روی آن بزنید خرد نمی شود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس وارد کنید به راحتی خرد می شود و به قطعات کوچک تقسیم می شود. ساروج هم مانند همین الماس است، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروع به شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید. برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شود یا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است. از بین بردن ساروج هایی که به صورت عمودی می باشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که می خواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن را کاملا آب بندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
کلیه ساروج ها از مواد اصلی زیر درست شده اند:
شن و ماسه، آهک، سفیده تخم مرغ و ……..
مواد دیگری هم به انواع ساروج اضافه می شد که در بالا نام بردیم. ساروج، روش شکستن ساروج، اسید ساروج، کتراک، خرد کردن ساروج، گنج یابی، دفینه یابی، گنج کنی
طریقه خرد کردن هر کدام از این ساروج ها متفاوت است ولی به طور کلی می توان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فرض کنید که می خواهید آن را خرد کنید. اگر با پتک هم روی آن بزنید خرد نمی شود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس وارد کنید به راحتی خرد می شود و به قطعات کوچک تقسیم می شود. ساروج هم مانند همین الماس است، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروع به شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید. برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شود یا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است. از بین بردن ساروج هایی که به صورت عمودی می باشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که می خواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن را کاملا آب بندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
همواره ثبت “ترینها” در تاریخ از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و طرفداران خاص خود را دارند. امروز می خواهیم شما را با بلند ترین درخت جهان آشنا کنیم. این درخت که”هیپریون”نام دارد با ۳ متر ارتفاع بیشتر، رکورد درختی با نام “غول بزرگ استراتوسفر” که ارتفاع ۱۱۲،۵ متر را شکسته است.
جالب است بدانید غول بزرگ استراتوسفر دو برابر بلند تر از مجسمه آزادی است. طبیعت شناسانی در جستجو های خود به کمک ابزار لیزری موفق به کشف”هیپریون” به ارتفاع ۱۱۵،۵متر شدند.
دانشمندان به منظور اندازه گیری دقیق این درختان از طناب های بلند استفاده کردند که از بالاترین نقطه تا پایین ترین بخش درخت را پوشش دهد که پس از ساعت ها تلاش توانستند اندازه واقعی این درخت را بیابند و در نهایت اعلام کردند که ارتفاع واقعی هیپریون، ۱۱۵،۵۴ متر است.
این درخت را از این جهت که در دهه ۷۰ میلادی در چند متری آن تمامی درختان اطرافش قطع شدند، درخت خوش شانسی می دانند. طبق گفته «استیو سیلت” هیپریون ” به سن انسانی، حدود ۲۰ سال سن دارد.
گفتنی است؛ محل دقیق قرارگیری این درخت به جهت در امان ماندن از دسترسی و هجوم گردشگران تاکنون اعلام نشده است.
دالان ها در کارهای مهم دیده شده اند و اکثرا دارای هدایایی هستند. توجه کنید دالان های مهم و با ارزش مانند تصویر دوم خوش تراش و آثار جای قلم و هلالی شکل بودند.
پس دقت کنید دالان دست ساز نیازی به حفاری و سوراخ کردن ندارد و در بعضی موارد نیاز به تخلیه کردن خاک نرم با سنگ هایی که داخل دالان پر شده دارد پس در نظر داشته باشید نیازی به حفاری نداریم.
موراد زیر در هنگام برخورد با دالان ها مهم هستند:
دالانهای دست ساز زمانی مورد تایید هستند که تراشه رو روی دیواره و سقف به وضوح مشاهده کنید
دالانهای زیاد داخل کارها یه معنی رو میده، اینگونه که تک بودن دالان خودش یه معنی، دو دالان یکی چپ یکی راست یه معنی میده
متراژ دالانها سبک کارو مشخص میکنه
در دالانهای باریک که داخلشون خاک باشه باید به دقت بررسی و تخلیه بشه چون کروکی کار یا علائمی برجسته یا حفر شده در سقف در بیشتر مواقع قرار داره
لطفا بدون آشنایی به یک موردی واردش نشید چون علاوه بر اینکه خطر داره بلکه احتمال اتلاف وقت وهزینه تون وجود دارد.
دالان ها در دفینه یابی :
دالانها اسرار امیزترین موارد درامور باستانی به حساب می ایند که بررسی این جایگاها بدون علم کافی خطر بسیار در مسیر دارد
الودگی، محیطی که کمتر در مسیر برخورد نور افتاب هستن و وجود اهک در ترکیب های مختلف در درون این تونلها و دالانها ایجاد الودگی های زیادی میکنن و باید با اصول پیش رفت
در دل طبیعت موارد بسیاری ازاین نوع جایگاها دیده میشود که دارای ورودی باز هستن و بنده بارها دیدم که بدون دلیل صحیح افراد شروع به تخلیه خاک و تخریب دیوارها میکنن که واقعا باید دانست جایی که اموالی در درون خود داشته باشن صد درصد درب مسدود و شکل ظاهری جایگاه رو روش کار کرده تا جلب توجه نکن، پس مسدود بودن ورودی الزامیست
ببینید در مواقعی چنین دالانی وجود دارد که اگر شما پشت به تونل کنید یک تل خاکی دست ساز، در روبرو در فاصله ۱۰۰ متری خواهید داشت و یا تک سنگی بزرگ و صاف با ابعاد چشمگیر وجود خواهد داشت
بله با وجود این ۲مورد اهمیت موقعیت بالا میرود و شما بدون هر بررسی باید یک نماد صندلی و نشیمنگاهی رو در بالای سر در تونل داشته باشید یا در نزدیک تونل در روی، صخره چپو راست
این سیستم یعنی وجود یک گور تپه پر هدایا و یک تک قبر درون تونل در درون و انتهای دالان
برخی از تپه های گنج دار تپه هایی تنها و تک می باشند و به راحتی قابل شناسایی هستند. این تپه ها که از خاک سرند شده و رسی ساخته شده اند اغلب در زمان ساسانیان بنا شده اند و همگی دارای دفینه بزرگی بوده اند.
بررسی تپه های گنج دار
این که میگویم بوده اند یعنی بارش رفته و کمتر تپه ای مونده که از بارش حفظ شده باشه.این همه خاکی شما مشاهده میکنید حاصل کندن تونل بزرگی است که در واقع راه اصلی به تپه هستش.این راه میتواند تا هزار متر هم باشد. بهترین و کم خرج ترین راه است که درب تونل را بیابیم و از تونل وارد تپه شویم. اما به شرط اینکه نسخه داشته باشیم.شاید ساده به نظر بیاید اما اگر وارد تونل شوید میبینید که چقدر ترسناک هستش و راههای پیچ در پیچ و گیج کننده ای وجود دارد.بهترین راه این است که از وسط تپه های گنج دار بکاویید تا به اتاق ساروجی یا خشتی برخورد کنید.برای جلوگیری از ریزش حتما نکات ایمنی را رعایت کنید.مثلا شکل حفاری به صورت مربع یا مستطیل باشد.این کار تا حدی جلوی ریزش را میگیرد.ضربه های شدید به سقف ساروجی نزنید و با مواد شیمیایی کار را یه سره کنید.هرگز با لودر به جان تپه ها نیوفتید.
راه های شناسایی تپه های گنج دار
یکی از مواردی که در گنج یابی و حتی باستان شناسی اهمیت دارد بررسی برخی از تل های خاکی مورد کاوش در گذشته توسط افراد برای دفینه می باشد که در اینجا سعی می کنیم موارد مربوط این موضوع را با نگاه گنج یابی و کاوش دفینهبررسی کنیم:
معمولا در مواقع حساس و جنگی مخصوصا در زمان حمله مغول حکم بر این شد که اموال و خراجی که وجود دارند رو پنهان کنند که برای پنهان کردن اموال و فرار کردن از معرکه معمولا در کف خود محل دیده بانی چاهی حفر میکردند و سنگ چین میکردند و اموال رو درونش میذاشتند و سپس سنگی رو درب چاه میذاشتن.
مهمترین مسئله تپه های گنج دار
مهمترین مسئله کار وجود یک جنازه در روی سنگ چاه هست که برخی موارد افرادی فکر میکنند این موارد قبر هستند و به نوعی مقبره هستند ولی کاملا در اشتباه هستند این جنازه ها جنازه های قربانیهایی هستند که در پنهان کردن دفینه دست داشته اند و پس از اتمام کار محکوم به مرگ بوده اند به دلیل لو نرفتن مکان تپه های گنج دار . از این جنازه معمولا به عنوان نشانه هم در زیر خاک استفاده میشده و به همین راحتی دست از سر جنازه قربانی هم بر نمیداشتند بلکه برای علامت هم استفاده میکردند که به نوعی گول زننده هم هست برخی موارد بوده که افرادی به این جنازه ها رسیدن یا به خاطر عذاب وجدان کار رو رها کردن یا افرادی برای دور زدن دیگران وقتی به جنازه رسیدن دیگران و خود رو به دروغ و از ریا ملامت میکردند که این قبره و چیزی نداره بیاید روشو بپوشونیم بریم و بعد خودش سر فرصت میومده ترتیب کار رو میداده .
پس به این نتیجه میرسیم که قرار دادن جنازه بر روی کار هم نوعی حیله بوده و نوعی سو استفاده دیگر از نوکر یعنی نوکر باید همیشه نوکر باشه چه سالم باشه چه مرده باشه چه استخونهاش مونده باشه . سپس کل محل دیده بانی رو تخریب میکردند و به صورتی لایه گذاری میکردند که معمولا برای دفینه ها لایه گذاری میکنند البته از این راه همان یاغیان و سرکشانی همچون مغولها هم استفاده میکردند چون امکان حمل بار برای اینکه مدام در تاخت و تاز بودند ممکن نبود مجبور به پنهان کردن انها بودند و چون وقتی زیاد نداشتند این شیوه سریع رو به کار میبستند و سریع کار رو تمام میکردند و راهی تاخت و تاز خود میشدند غافل از اینکه ممکن است برگشتی در کار نباشد و اموال هزاران سال بر سر جای خود میماندند تا دست قسمت دست فردی را به ان برساند . تپه های گنج دار .
معمولا وقتی کار لایه گذاری تموم میشد روی کار برای اینکه محل دقیق وجود دفینه موجود باشه چاله اتشی رو درست میکردند و درونش اتش میکردند و این چاله اتش همیشه برای رهگذرها مورد استفاده بوده غافل از مورد موجود در زیر این چاله اتش.
عمق کار در این موارد حداکثر یک متر و نیم بوده
در تپه های گنج دار نوع دومی هم هست که این مورد به جای چاه از تنور با دیواره ساروجی استفاده میشده و به نوعی تنورهای دو طبقه بودند تنور اول یا خالی بود یا دارای بار اندکی بود برای گمراه کردن که بگه دیگه چیزی نیست و همین بوده و به مال اصلی دست پیدا نکنند بار اصلی هم در تنور در دل تنور مکانهایی رو درست میکردند به عنوان جاساز و اونا رو منظم در مکانهای خوشون قرار میدادند مثلا اگر مورد قوری بود در دیواره جایی شبیه و اندازه ان قوری تعبیه میکردند و قوری رو درونش میذاشتند باقی مواردی که گفته شد عینا شبیه مورد اول است.
عزیزان در مورد تل های خاکی مواردی رو خدمتتون عرض کنم
دوستان تل های خاکی دستی که برای مورد دفینه ایجاد شده اند با قلعه های خاکی تفاوت دارند، و تفاوت اصلی در اندازه آنهاست که اندازه تل_خاکی کوچکتر است.. ولی قلعه خاکی در ابعاد بزرگ
دوستان در هر دوی آنها جوی آب و یا چشمه وجود دارد.
دوستان ابعاد تل های خاکی نهایت از پنج متر بیشتر نیست وعرض آنها نهایت هفت یا هشت متر ولی قلعه ها بصورت تپه ای بزرگ وکشیده
درب قلعه ها از بالای خود تپه در قسمت مرکزی وجود دارد
دوستان درب قلعه هارا معمولا با سنگ_آسیاب و یا چاه های عمیق در روی مرکز قلعه نمایان میکنند و چند راه خروجی دیگر که اکثر آنها منتهی به تله میشوند وجود دارد… بعضی قلعه ها هم راهشان از پایین قلعه در کنار چشمه یا نهر آب است که بصورت فرورفتگی دیده میشودکه بعدازبازشدن درب به تونلی بزرگ راه داردکه درجلوتر به دو یا سه راه و اتاقک های ساروجی امتداد داردکه اکثر آنها باخاک سرندپر شده اندکه باید برای دستیابی به اتاق سفیدخانه باید به آثار و علایم موجود درمسیر راه دقت وتوجه شود..
منم کـوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … نوه کورش، شاه بزرگ … نبیره چیشپیش، شاه بزرگ …
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابِـل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دلهای پاک مردم بابـل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم.
من بردهداری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مَـردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانیاش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاههای خود برگرداندم و خانههای ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اَکَـد را که نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. بشود که دلها شاد گردد.
بشود، خدایانی که آنان را به جایگاههای مقدس نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: ‘‘ به کورش شاه، پادشاهی که ترا گرامی میدارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.’’
من برای همه مردم جامعهای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
زیگورات بنای خشتی تو پر فاقد فضاهای داخلی است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است. ابعاد قاعده زیگوراتها مربع و یا مستطیل و اندازه آنها بین ۵۰ در۵۰ یا۴۰ در ۵۰ متر متغیر است. از نظر موقعیت جغرافیایی تا قبل از کشف زیگورات سیلک بین سومر – بابل – آشور و جنوب غربی ایران توزیع شده اند.برای نخستین بار در فلات مرکزی ایران نیز از بقایای زیگوراتی در سیلک کاشان خاک برداری شده است. تاکنون هیچ یک از زیگوراتهای شناسایی شده بطور سالم و کامل باقی نمانده است و لذا ارتفاع اصلی آنها مشخص نشده است. دست رسی به فوقانی ترین طبقه زیگورات بوسیله پله کان و یا راه شیب دار صورت می گرفت. فضاهای اطراف زیگورات ها را با درختکاری و یا مرغ فضاسازی می کردند.
شوش حکومت می کردند نام زیگورات به خود گرفتند.
محوطه باستانی و معماری عظیم معبد جغازنبیل
به طور کلی زیگورات ها جایگاه یا معابدی هستند که در دوره کهن مردم بین النهرین (منطقه ای میان دو رود دجله و فرات )برای خدایان مورد پرستش خود بنا می کردند و در قسمت انتهایی آن به پرستش خدای خویش می پرداختند و چون این معابد در بین النهرین به نام زیگورات معروف شده و عیلامی ها مقارن با حضور تمدن بین النهرین در شوش حکومت می کردند نام زیگورات به خود گرفتند.
زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شوش و ۲۰ کیلومتری هفتتپه و در نزدیکی کرانه غربی رود دز جای گرفته است.این آثار بقایای مربوط به تمدن عیلام است که در فاصله سی کیلو متری جنوب شرقی شوش و در کرانه غربی رودخانه دز واقع شده است چغازنبیل مرکب از دو کلمه چغا به معنی تپه و زنبیل به معنی ظرفی که از الیاف ساخته شده است و در گذشته بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است و برای آسانی حمل و نقل ، آن را از اشیا و مواد مختلف پر کرده و حمل می کردند. آثار باستانی چغازنبیل شامل زیگورات یا معبد عظیمی است که به وسیله اونتاشگال پادشاه عیلامی برای خدای اینشوشیناک در حدود سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است.زیگورات جغازنبیل بنای عظیمی است به صورت هرم طبقه طبقه ای یا پله پله ای که هر طبقه آن بر روی طبقه پایین تر اما از کف زمین ساخته شده است.طبقه اول بزرگترین طبقه بوده و به صورت مربع با اندازه بیرونی ۱۰۳*۱۰۳ متر بنا شده است.( در برخی منابع ۱۰۰*۱۰۰ هم نوشته شده اشت)
این زیگورات در محوطه کوچکی قرار داشته که جایگاه رب النوع اینشوشیناک یا الهه اینشوشیناک خدای عیلامی ها بوده و در زمان پادشاه عیلامی به نام اونتاش گال ساخته شده است . محوطه چغازنبیل به وسیله دیوار عظیمی که دور تا دور آن را فرا گرفته ،محصور شده است.دیوار داخلی دیگری دور تا دور ساختمان مرکزی را در بر می گیرد و محوطه ای در حدود ۴۰۰*۴۰۰ متر را به عنوان حیاط در اطراف ساختمان به وجود می آورد.در نقاط مختلف این دیوار هفت دروازه وجود دارد که حیاط های اطراف ساختمان را با محوطه اطراف زیگورات مربوط می سازد .ساختمان اصلی زیگورات چغازنبیل در اصل پنج طبقه بوده و اینک بر اثر مرور زمان دو طبقه فوقانی آن از بین رفته است.بقایای معماری سه طبقه موجود هم اکنون از آجر برپاست.در حال حاضر باقیمانده زیگورات در حدود ۲۵ متر ارتفاع دارد ولی به نظر می رسد در اصل ساختمان حدود ۵۰ متر ارتفاع داشته که طبقات آن به وسیله پلکان به هم ارتباط داشته است.دروازه اصلی در قسمت جنوبی مجموعه دارای آجر های تزئینی با لعاب رنگارنگ به رنگ های آبی و سفید و نقوش تزئینی است و اسم سازنده زیگورات یعنی اونتاشگال پادشاه ایلامی بر روی آنها به خط میخی عیلامی دیده می شود.نام اینشوشیناک خدای بزرگ عیلامی نیز تکرار شده است.
در باره کاربرد این سه بنا نظریههای متفاوتی عرضه شده بود. رومان گیرشمن سرپرست هیئت کـاوش چغـازنبیـل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان آ«پـوستامنـتآ» به معنای پایه مجسمه نام بردهاند. عدهای دیگر آنرا سکو، نیمکت، مذبح، محراب و قربانگاه دانستهاند؛ و بعضی دیگر به دلیل شکل نیمدایرهای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد کردهاند. غافل از آنکه شکل نیمدایرهای آن تنها به این سبب بوده که تنها یک نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده است. البته و بیگمان احتمال آ«پایه مجسمهآ» بودن این بنا منافاتی با کاربرد تقویمی آن ندارد.
در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتابسنج آجری به شکل تاقنما یا پنجرهنما ساخته شده است که با آفتابسنجهای رصدخانه نقشرستم شباهت ظاهری دارند.
به گفته دکتر غیاث آبادی این سه بنا که بر روی هم مجموعه واحدی را تشکیل میدهند، یک رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی بوده است.تغییرات زاویه بین گوشههای آفتابسنجها (که تعدا آنها در مجموع به ۱۲ عدد میرسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یک از فصلهای سال برابر است. یا عبارت دیگر این آفتابسنجها به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایههای متشکله در آن، آغاز یا میانه هر یک از فصلها که منطبق با اعتدالهای بهاری یا پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی میباشد را تشخیص داد. اینگونه گاهشماری که نه مبتنی بر ماههای دوازدهگانه، که بر مبنای تقسیم برابر فصول به بازههای زمانی برابر است، در نظام گاهشماری گاهنباری ایران بکار میرفته است














