وب گیتاریست
- وب جاواین مراسم که نشان دادن جنازه به سگ است، میراث گذشته روزگاران قدیم ایرانیان قبل از زرتشت است. از دیدگاه زرتشتیان زمانی که جان از بدن خارج میشود اگر سگی در کنار پای جسد بسته باشد چون نسوش (دیوی که بر اجساد آدمی دست مییابد و آن را پلید میسازد) بر وی هجوم برد و چنانچه سگ آن جسد را ببیند، نسوش رانده میشود. به احتمال زیاد رسم سگدید که عبارت بود از آوردن سگی بر بالین محتضر یا مرده و نشان دادن جسد به سگ و مالیدن پوزه به آن جسد، از همین عقیده سرچشمه گرفتهاست.
اساس این عقیده بر این بود که سگ که دزد و گرگ و دشمن مادی را میراند، قادر به راندن دروج و نسوش پلیدی که از سوی باختر، جایگاه دیوان بر جسد مرده حمله میکند، هم هست. سود و خاصیت طبیعی و طبی رسم «سگدید کردن» این است که حیوان مذکور در شناخت مرگ توانا و در مرگ مفاجا و بیهوشی قادر به تشخیص مردگان از زندگان است. تا چندی پیش با نهادن قطعه نانی بر سینهٔ جسد و بردن سگ برای برداشتن آن رسم سگدید کردن به ذهنها القا میشد.
رسم سگ دید مردگان.آثار باستانی. گنج ها و دفینه ها. ایران باستان. اسرار کاوش .فروش دستگاه و فلزیاب
کولتپه به جائی اطلاق میشود که تودهٔ بزرگی از خاکستر بصورت طبقهطبقه، روی هم انباشته شده و بصورت تپهای مانند درآمدهباشد. در آذربایجان غربی بویژه کنارههای دریاچه ارومیه که مرکز آتشکدههای ایران بودهاست، کولتپههای زیادی برجا ماندهاست. روستائیان از این خاکسترها برای کود دادن بزمین بهره میبردهاند و سالیان دراز است که آنها در کشتزارهای خود استفاده میکنند تا موجب باروری زمین گردند، بطوری که برخی از این تودههای خاکستر یا کولتپهها اکنون اثری برجا نماندهاست. این خاکسترها لایهلایهاند و در میان هر لایه مقداری خاک و گاه اشیاء قدیمی بویژه کاسه و کوزه و ظروف مختلف پیدا میشود.
دربارهٔ علت پیدایش این تپههای خاکستر در آذربایجان ایران حدسهای گوناگونی زده میشود. بیشتر دانشمندان برآنند که این تودهٔ خاکستر بازماندهٔ هیزمی است که در آتشکدهها میسوخته و در طی سدهها تلی از خاکستر برپا گشتهاست. اما به سبب اینکه در جاهای دیگر ایران حتی نزدیک به آتشکدههای بزرگ تپهٔ خاکستر وجود ندارد، برخی دیگر از محققان این نظریه را قبول ندارند. نظریهٔ دیگری که عنوان شدهاست به اینصورت است که شاید علت را در ویژگی آئین مردم این ناحیه باید جستجو کرد. ناحیهٔ اطراف دریاچه ارومیه، نخستین جای فرود آمدن نیاکان مادی بودهاست که مزداپرست بودهاند و در سحرگاه مهاجرت هنوز از آئین زرتشت آگاه نبودهاند و شاید هم هنوز زرتشت هنوز پا به جهان نگذاشته بودهاست. مزداپرستان گویا مانند همتباران هندی خود مردگان را در جایگاهی ویژه میسوزاندند و این خاکستر فراوان، بازماندهٔ چوب و هیزمی است که جسد را در میان آن به آتش میکشیدهاند و بنابر سنن کهن پس از سوزاندن جسد برای زندگی پس از مرگ شخص درگذشته، در میان خاکسترها ظروف سفالین یا فلزی میگذاشتهاند و روی این تودهٔ خاکستر خاک نرم میریختهاند تا هنگامی که شخص دیگری درمیگذشته، برای سوزاندن او دوباره بتوانند بر پهنهٔ خاک هیزم قرار بدهند. استخوانهای سوخته شده را سپس گرد آورده و آنها را در استودانهای کنار آتشکده میریختند همچنانکه امروز هنگامی که جسد در دخمهها پوسید و عاری از گوشت و پوست شد، استخوانها را در چاه استودان میریزند.
ابتدا فلز مشکوک به طلا را روی سنگ محک (۲۰ بار) میکشیم سپس مقداری تیزآب عیار شده را روی آن میکشیم (به اندازة یک قطره).
واکنش یکی از موارد زیر است:
۱- هیچ واکنشی دیده نمی شود: نتیجه آنکه فلز مربوطه طلایی با همان عیار تیزآب می باشد.
۲- رنگ اثر کشیده شده روی سنگ کم رنگتر می شود: در این حالت عیار فلز مربوطه پایین تر از عیار تیزآب می باشد.
۳- اثر روی سنگ محک بکلّی محو میگردد: که حاکی از این است که فلز مربوطه یا اصولاٌ طلا نیست و یا دارای مقدار کمی طلا می باشد که می بایست با آزمایشات دیگری (ری گیری) مقدار آن مشخص شود.
روش دیگر شناخت طلا:
روی قسمتی از فلز مشکوک به طلا را کمی سوهان میکشیم تا چنانچه فلز آبکاری شده است، لایه آبکاری شده از بین برود. سپس در محل سوهان زده شده یک قطره تیز آب عیار شده می زنیم:
– هیچ اثری برروی آن ندارد و این نشان می دهد که فلز طلا بوده و هم عیار و یا بالاتر از تیزآب می باشد (توجه: فلزی روی و کرم در برابر تیزآب واکنش نمی دهد که بر اساس رنگ و خصوصیت فیزیکی و شیمیایی قابل شناخت هستند.)
– محل مربوطه به روی فلز بر اثر آب سیاه می شود که هر چه سیاهی بیشتر باشد نشان دهندة آن است که فلز طلا با عیار پایینتر از عیار تیزآب می باشد.
– براثر ریختن تیز آب محل به رنگ سبز به جوش می آید و بعد از پاک کردن تیز آب با یک دستمال محل براق می شود. در این حالت فلز مربوطه طلا نبوده و مقطع براق شده رنگ اصلی فلز را نشان می دهد.
توجه: ضرورت دارد طلاهایی که از قبل عیار آنها مشخص باشد، داشته باشیم (عیارهای مختلف) و هنگامی که یک طلا مشخص شد در کنار آن طلایی را که قبلاً مشخص دارد روی سنگ محک میکشیم و سپس با مقایسة رنگ آنها می توان عیار طلا را مشخص نمود.
طریقه پاک کردن سنگ محک:
« هر زمان سنگ محک پر شد و جای خالی برروی آن برای محک زدن دوباره نبود می توانید روی سنگ را تیز آب ریخته و سپس روی آن نمک پاشیده و بعد آنرا با آب بشویید.»
تذکر: طلای سبز از طلای زرد در مقابل تیز آب سلطانی واکنش آرامتری نشان می دهد زیرا دارای نقرة بیشتری است.
بزرگترین بلوک سنگی جهان که قدمت آن به ۲۷ سال پیش از میلاد میرسد، توسط باستانشناسان کشف شد.“سنگ جنوبی” در بعلبک ( لبنان) با وزن ۱۳۰۰ تن! هیچ جرثقیلی نمی تواند این سنگ غول پیکر را حرکت دهد!.بلوک باستانی از جنس سنگ که به «حجرالحبله» موسوم است.بلوکهای سنگی مشابه این برای ساخت معبد «ژوپیتر» رومیها در بعلبک کنونی به کار رفته است.
اگر علامت فلش یا تیر پیکان دار همراه با نشانه اردک در کنار هم بوده و هر دو به یک جهت واحد اشاره یا نگاه کنند، دفینه در همان مسیر است.
اگر فلش و نشانه اردک رو به روی هم باشند، جهت مخالف فلش را بررسی نمایید.
اگر نشانه اردک سرش را به عقب برگردانده باشد، محدوده پشت آثار و نشانه های اردک یا غاز را بررسی کنید.
در صورتی که در منطقه نهر آب وجود داشته باشد، احتمال دارد سنگ متفاوتی در کنار نهر آب باشد.
اگر دو نهر آب موجود باشد، در نقطه تلاقی و اتصال آنها با یکدیگر سنگ و یا صخره ثابت متفاوتی در بیرون یا داخل آب وجود دارد که باید آن را کاملاً بررسی کنید.
نشانه اردک یا غاز با نوک به دفینه اشاره می کند.
در حالت عادی دم اردک یا غاز باید به سمت عقب باشد.
اگر دم به زمین اشاره دارد، در این صورت هر دو طرف یعنی هم سمت نوک و هم دم را با دقت زیاد بررسی کنید.
اگر در حالت خوردن دانه باشد آنجا یک انبار وجود دارد و به جهت نوک کاوش نمایید.
عکس بالا نمایی از کتیبه های نقش برجسته است که در معبد دندرا قرار دارد.
شما خود قضاوت کنید وقتی برای اولین بار به این تصویر نگاه میکنید یاد چه چیزی می افتید؟
بله لامپ!آن هم در ۵۰۰۰ سال پیش.
آیا مصریان در ۵۰۰۰ سال پیش دارای تکنولوژی امروزی بوده اند؟
در حدود ۵۰۰۰ سال مصریان چگونه می توانستند برای ساختن اهرام داخل آن را روشن کنند؟
این سوالی بود که بسیاری از محققان و باستان شناسان به دنبال جوابی برای آن بودند.بعضی از آنها نظریاتی دادند که چند تا از آنها را بررسی می کنیم:
۱)رساندن نور به وسیله ی آیینه:این نظریه در همان ابتدا رد شد زیرا مصریان برای رساندن نور از ایینه نمی توانستند استفاده کرده باشند چون آیینه های آن زمان صفحات صیقلی آهنی بودند که به هیچ وجه برای این کار مناسب نبودند زیرا این صفحات حدود یک سوم نور را جذب و فقط دو سوم آن را منعکس میکردند به عبارت دیگر پس از سه بار جذب و انعکاس,چیزی از نور خورشید باقی نمی ماند!
۲)مشعل و چراغ پیه سوز:این نظریه نیز رد شد زیرا مشعل و پیه سوز دودزا هستند و بنابراین در صورت استفاده از آنها باید آثار دوده بر درها ودیوارها باقی میماند,اما تاکنون هیچ اثری از دوده-که به علت چسبندگی باقی میماند و از لحاظ شیمیایی کاملا پایدار است-بدست نیامده است.
در خصوص گوهر شب چراغ داستان های زیادی نقل شده که بیشتر افسانه هست یکی از مهمترین کاربرد گوهر شب چراغ در قدیم بیشتر جهت جهت یابی و ردیابی مسیر در شب توسط تجار و نظامیان بخصوص در رزم شبانه بوده که راه را گم نکنند.
طبق افسانهها گوهر شب چراغ یک سنگ فوق العاده قیمتی محسوب میشود . البته به شرطه اینکه اصل باشد . . . !
در افسانهها و تاریخ کهن ایران زمین ، درباره گوهر شب چراغ بسیار گفته شده است.
اما نظر تخصصی جواهربازار این است که :
گوهر شب چراغ اصل که تمام موارد مطرح شده در افسانهها را دارا باشد ، تقریبا نایاب بوده و وجود ندارد!
سنگ شب تاب یا گوهر شب چراغ که در دو نوع معدنی و صنعتی موجود است .نوع معدنی آن بسیار کمیاب و به گوهر شب چراغ معروف است
نوع صنعتی ساخته شده بدست انسان است .طرز کار آن به اینصورت است که سنگ را در طول روز جلو نور
خورشید یا در جای سر بسته است جلوی نور لامپ به مدت چند ساعت گذاشته و پس از تاریک شدن هوا یا خاموش کردن چراغ اتاق نور ذخیره کرده در خود را به رنگ سبز ساطع میکند هر چه بیشتر در جلوی نور باشد مدت بیشتری نور ذخیره کرده و بیشتر نور ساطع میکند.
نظر اول : به معنای این می باشد که باید از پله بالا و یا پایین رفت تابتوان دفینه را پیدا کرد.در جهت پله ایی که کوچکتر و یا متفاوت از بقیه می باشد، باید بررسی کاملی انجام داد.
نظر دوم : نشانه مهمی می باشد. نماد تغییر شکل نیز می باشد.به دلیل بالا رفتن و پایین آمدنش، با معنا می باشد.
پله، به عنوان نشانی از دفینه، باید به تعداد پله هایش دقت شود.تعداد پله های پله، بعضی از باورهای فلسفی را نشان می دهد. با اعداد شانس یکسان می باشد.عموما در معبد ها با پله های به تعداد فرد وجود دارد.
این باعث میشود که با پای راست شروع به بالا رفتن از پله و با پای راست وارد معبد شویم.
اگر پله را به عنوان نمادی بشماریم، اگر نشانه به سمت بالا باشد، به معنای الهیت می باشد.مکانی متعلق به یک انسان مرده می باشد.و اگر نشانه به طرف پایین باشد، در آنجا چیزهای غیر مشخص بوده و در نقاط جلوتر خبردهنده یک اتفاق است.یعنی چیزهای پنهانی و مهمی در آنجا وجود دارد.از آنجایی که پله بالارونده، نماد ترفیع می باشد، رسیدن به بزرگترین را هدف قرار می دهد.نشانه های موجود در راه باید به خوبی بررسی شوند.
در این میان نباید گول نشانه ها و هدیه های کوچک را خورد. این ها ممکن است گمراه کننده باشند.
گفته می شود که دفینه در سه پله ی اول می باشد. پله ای که به آن آستانه نیز گفته می شود باید بررسی شود.
اگر پله های ۱ – ۳ – ۵ از کنار اسکنه خورده باشد، یک علامت مهم می باشد.
این هم ممکن است گمراه کننده نیز باشد. از طرفی دفینه ممکن است در محلی به غیر از پله ها هم باشد.
از طرفی چون در مناطق مسکونی از آهن استفاده شده است، ابزار الکترونیکی می توانند گمراه کننده باشند.
یک سمبل دیگر نیز وجود دارد که از ۳ پله تشکیل شده است و به معنای مزار سه نفر می باشد.
نظر سوم : معمولا پله هایی که روی سنگ ثابت باشند، در جاهایی مثل قبرستانها و معبدهای روی سنگ ها یافت می شود.
به صورت نادر برای اینکه مزار پادشاه دست نیافتنی شود، در مزار بالایی دفینه گذاشته شده و سپس شکستگی ایجاد کرده و پایین رفته و ۵ یا ۷ پله ایجاد شده است.در بالا و یا ادامه اش، باید دنبال چاله مزار بود.
ولی همیشه پله به مزار نمی رسد. با هدف اصلی نیز استفاده شده است.
نظر چهارم : پله ایی که در تخته سنگی کار شده، اگر در راه پر رفت و آمد نباشد مهم می باشد.
تعداد پله ها معمولا فرد می باشد.
اگر از پله ها بالا رفتیم و یک منطقه صاف دیده شد، اینجا ممکن است محل نذر، و یا قبرستان باشد.
اگر با خیلی بالا رفتن بتوان به تخته سنگ اصلی رسید، اینجا ممکن است سنگ قبر باشد.
مخصوصا در سمت چپش می تواند مزار انسان مهمی وجود داشته باشد. اگر تعداد پله ها از ۵ بیشتر باشد، بهتر است که زیر پله ی اول بررسی شود.
سنگاب ظرف سنگی بزرگی است که در گذشته آنرا از آب پر میکردهاند و برای وضوگرفتن یا آشامیدن بکار میرفتهاست. محل نصب سنگاب معمولاً در حیاط مسجد یا امامزاده بودهاست، ولی بر حسب نیاز در سایر مکانهای عمومی هم از آن استفاده میکردهاند.
مجموعاً هفت سنگاب در مسجد امام وجود دارد. این سنگابها از دوران صفویه هستند.
۱- سنگاب در ورودی: این سنگاب بر روی پایهای هشتضلعب در برابر درِ ورودی مسجد قراردارد، و از سنگ یشم ساختهشدهاست. کتیبهای بر روی این سنگاب وجود ندارد، و بر سطح خارجی آن، با فاصلهای از لبه، نقشهای برجسته گل و بته کندهکاری شدهاست. از اواخر دهه ۱۳۷۰ حفاظی چوبی برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی دور سنگاب نصب شدهبود که در سال ۱۳۸۹ با حفاظی شیشهای تعویض شد. با وجود حفاظ امکان لمس سنگاب وجود ندارد.
۲- سنگاب چهلستون غربی: این سنگاب هم از سنگ یشم ساختهشده و بر پایهای هشت ضلعی در میان دو مربع سنگی پاشویهدار قرارگرفتهاست. علاوه بر نقشهای گل و بته در سطح خارجی سنگاب، در اطراف لبه آن اشعاری به خط نستعلیق بصورت برجسته کندهکاری شدهاست، و در بین بیتهای شعر اصلی، جملات شعرگونه دیگری در وصف علی نگاشتهشدهاند. متن اشعار به این قرار است:
چون به فرمان سلیمان شاه جهان آنکه باشد فلکش از مه نو حلقه به گوش
علی حبه جنه
شاه جمجاه کز آوازه آب تیغش شد به کانون جهان آتش بیدار خموش
قسیم النار و الجنه
گشت در مسجد شاه این قدح آب تمام که ز هم چشمی او جام بیامد به خروش
وصی المصطفی حقاً
نیست بر ساغر زرین فلک چشمکزن بسکه موجش شده چون آب گهربار ز نوش
امامالانس و الجنه
گرچه سرپوش به دریا نتوان پوشیدن لیک بر شهرت بحرست حبابش سرپوش
یا قاهرالعدوّ
حضر چون وصف روانبخشی این آب شنید گفت با آب بقا آب رخ خود مفروش
یا والیالولی
چون به یاد شهدا آبخوری میگوید لب باز قدح او که به جان بادت نوش
یا مظهرالعجایب
فکر سامی پی تاریخ به هر سو میگشت گفتمش زمزمی از کعبه ثانی زده جوش
یا مرتضی علی ۱۰۹۵
بر اساس این شعر، سنگاب در زمان شاه سلیمان و در تاریخ ۱۰۹۵ (قمری) برابر با ۱۰۶۳ (خورشیدی) ساختهشدهاست. با استفاده از حساب ابجد، جمله «زمزمی از کعبه ثانی زده جوش» هم همین تاریخ را بدست میدهد.
۳- سنگاب چهلستون شرقی: این سنگاب از جنس سنگ آهک است و به این دلیل دارای نقش و رگههای طبیعی است. پایه آن هشتگوش است و در میان دو پاشویه چهارگوش قراردارد.
۴- سنگاب گنبد غربی: این سنگاب از جنس سنگ مرمر است و پایهای چهارگوش دارد که در میان دو پاشویه قرار گرفتهاست. آب اضافی که از سنگاب بیرون میریخته در پاشویهها جمع میشدهاست. به علت نرم بودن جنس سنگ مرمر، در طول زمان مردم یادگاریهایی بر روی این سنگاب نوشتهاند.
۵- سنگاب گنبد شرقی: این سنگاب قرینه سنگاب گنبد غربی است، و دارای همان جنس، شکل، و خصوصیات نصب است.
۶- در دالان مشرف به حیاط در گوشه جنوب غربی مسجد سنگابی وجوددارد که این جملات بر روی آن حک شدهاند: «وقف حضرت امام حسین کرد این حوض را هرکه طمع کند به لعنت خدا گرفتار شود. سنه ۱۹۰۱». به نظر میرسد که سنگتراش تاریخ را اشتباه حکاکی کردهباشد و تاریخ درست احتمالاً سال ۱۰۹۱ (قمری) است که برابر سال ۱۰۵۹ (خورشیدی) و مصادف با حکومت شاه سلیمان خواهدبود.
۷- در انتهای شرقی مدخل اصلی مسجد سنگاب دیگری قرار دارد که شبیه به سنگاب دالان جنوب غربی است، و دارای چند نقش ساده و ناقص بر بدنه و برجستگی جای کاسه آب است. این سنگاب بر روی پایه گردی قراردارد.
از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.
خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند















