وب گیتاریست
- وب جاودر ورودی بسیاری از غارها ما علامت جوغن می بینیم که در حالات مختلف نقش بسته در بسیاری از غارها در بدو ورود به داخل غار در سقف غار قرار دارد که این امر بیانگر وجود یک مقبره مهم داخل غار می باشد در این مورد دهانه اول غار پلمپ نمی باشد و فقط دهانه داخلی غار پلمپ است . در حالت دوم جوغن در دیواره دیواره کناری دهانه اصلی غار قرار دارد که دهانه اصلی غار پلمپ می باشد و یا اینکه یک راه گربه رو دارد و ورودی اصلی را با خاک نرم پر شده است و برای رسیدن به اون مقبره و دفینه داخلش باید خاک نرم کاملا خالی شود.
بسیاری از کاربران روزانه برای پیام هایی را برای بنده میفرستند که فلان مکان را کار کردیم و زیر درخت به سمتی ورودی باز شده که پر از خاک نرمه و یا مثلا در دامنه یک تپه مکانی را که سنگچین بوده و با سنگ و ساروج پلمپ بوده باز کردیم ولی داخل مکانی مثل تونل پر از خاک نرمه و نشانی از دفینه یا تونل نیست و سوالالتی از این دست . باید بگویم که یکی از روش های دفینه گذاری در قدیم خالی کردن دل کوه یا تپه از بغل و رفتن به داخل تپه به نحوی که اگر از بالا کار کنید به زمین بکر می رسید و فکر می کنید خبری از دفینه نیست روشی که در اکثر تومولوس ها از آن استفاده می شد. یکی از روشهایی که اکثر دفینه های تیموری نیز از این شگرد استفاده شده است. بعد ازساخت اتاقک ساروجی و دفینه گذاری در دل کوه با یک درب سنگی مکان را پلمپ داخلی میکردند و سپس از آن درب اصلی و سنگی تونل را با خاک نرم پر می کردند تا بیرون تپه و خروجی را سنگ ساروج می کردند و از تپه خارج می شدند.و آن مکان را با یک درخت یا یک سنگ و یا بوته خاردار و یا تیغه آفتاب در یک فصل خاص نشان می کردند.از نکات مهم در این نوع دفینه گذاری وجود تله چاه در ورودی درب اصلی را می توان ذکر کرد.
در طول تاریخ در ایران باستان آیین تدفین مختلفی مرسوم بوده و همیشه تاریخ ایرانیان مردگان خود را دفن می کردند البته در انواع مختلف.دفن در دخمه تا قبرها در متراژ های مختلف
یکی از روش های دفن دفن در دل کوه ها و سنگ ها به شکل دخمه ای بوده است که به گوردخمه مشهور بوده است که با وسایل و لوازمات دفن می شدند.برای پادشاهان و شاهزاده ها در دخمه های بزرگ و با تزیینات زیبا و برای افراد با درجه اجتماعی پایین تر در دخمه های ساده
برای این کار ابتدا باید بدنبال مکان های بودند که قابلیت دفن دیواری را دارا بوده باشد به همین دلیل بیشتر از صخره های صاف استفاده میکردند بویژه برای دفن پادشاهان که نیاز به تزیینات بزرگتری بوده مثل نقش رستم ولی برای افراد عادی از صخره های سبک تر و معمولی استفاده می شد.بنابراین برای پیدا کردن این نوع تدفین و گوردخمه ها باید مناطق صخره ای را بدقت چک کنیم.هر جایی این قابلیت را ندارد. باطبع باید روش دیگری را جهت دفن گوردخمه ای برای مناطقی که این قابلیت را ندارد انتخاب می کردند مثل استفاده از تک سنگ که داخلش را خالی می کردند و یا در مناطقی از گوردخمه خاکی ولی به شکل دیواری استفاده می شده است.
یکی از مکان های شلوغ و امن برای پنهان سازی دفینه های کوچک و دم دستی حمام ها بودند آیا خزینه و آتشدان حمام های قدیمی دارای دفینه است . در مطلب زیر بررسی می کنیم معماری حمام های قدیمی ایران را
ایرانیان از دیرباز به حفظ نظافت بدن و شستشوی همیشگی آن اهمیت فراوان میدادهاند، خصوصاً بعد از اسلام قبل از اسلام پیروان آیین مهر و زردشت توجه به پاکیزگی داشته و آب که مظهر پاکیزگی است از قداست فوق العاده برخوردار بوده.
کلمه پادیاوی یعنی غسل،وضو،پاک کردن و پاکیزه نگاه داشتن که واژه پاسیو هم به همین منظور است از آن زمان ریشه گرفته،پاسیو همان محل تمیزکردن و در مساجد به وضوخانه گفته میشده است.
این واژه در زبان فرانسه به patioتبدیل شده و دوباره به ایران بازگشته به صورت پاسیو به کار گرفته شده است.واژه گرمابه مرکب از دو کلمه گرم و آبه به معنی مکانی است که دارای آب گرم باشد؛ مانند سردابه (ساختمان سرد)، گورابه (قبرستان یا مقبره).حمام در تمام شهرها و روستاهای ایران در کنار مساجد به صورت زوجی (زنانه و مردانه) ساخته شده و قبل از اذان صبح باز میشدند.
هر حمام دارای سردخانه، گرمخانه، محل شستشوی بدن، خزینه، محل نشستن و لباس پوشیدن و….. بوده است.حمام ها در زیرزمین ساخته میشدهاند تا اولاً از سرمای زمستان محفوظ باشند و ثانیاً آب سطحی جاری در جویها بتواند در بالاترین مخزن آن جاری شود.
در قدیم سوخت حمام از خار بیابان و هیزم و فضولات حیوانات بوده. معماران ایرانی در ساختمان حمام از سنگ، آجر و ملات شن و آهک استفاده میکردند و پلاستر سطوح داخلی حمام از خاک رس، آهک، به همراه الیاف گیاهی به نام لوئی(لوکه) و کاه و بعضاً از مو استفاده میشد.
آب بندی کف خزینه نیز بوسیله قشری از خاک رس، آهک، پشم بز، پیه، موم زنبور عسل، کرباس و غیره که برای جلوگیری آب به داخل آتشدان انجام و سپس لایه ضخیمی از ساروج روی آن کشیده میشد.حمامها دارای دو خزینه با آب ولرم و گرم بوده که مشتریان ابتدا وارد خزینه ولرم شده و بدن خود را شستشو میدادند، سپس وارد خزینه گرم شده کار استحمام نهائی و غسل کردن را به انجام میرساندند.
در زیر خزینه حمام تون (آتشدان یا آتشخان) قرار داشته و ظرف مسی بزرگی در کف خزینه تعبیه شده و در زیر آن آتش میافروختند تا در اثر عمل کنونسیون رفته رفته آب خزینه در طول شب گرم شده و برای استحمام در صبحگاهان آماده شود.کاشیهای معرق، هفت رنگ و کاشیهای خشتی، با تصویر انسانی از زیباییها و ویژگیهای ظاهری حمامها بوده است.حمام تا قبل از عصر جدید بخشی از حوزة عمومی بود، حمامها کنار خیابان و همچنین کنار بازار ساخته میشدند.حمامهای عمومی به لحاظ معماری غالبا دارای در ورودی پیچ داری بودند که به رختکن منتهی میشد. در گوشهای از رختکن محل استقرار صندوقدار حمام قرار داشت.
این رختکن به اتاقی راه مییافت که آن را اتاق سرد و یا بیت اول مینامیدند و دارای حوضهای آب و هوای گرمی بود که از طریق لولههای سفالی کار گذاشته شده در دیوار سالن (اتاق دوم) از گرمخانه میآمد.این اتاق به اتاق دیگری به نام بیت الحراره و یا حجره داغ وصل میشد. این اتاق دارای حوضی پر از آب گرم بود و دمای آن حداکثر میزانی بود که بدن انسان توان تحمل آن را میتوانست داشته باشد.کف این اتاقها تماما از سنگ مرمر پوشیده میشد تا نظافت آن به آسانی صورت پذیرد.
سقف اتاقهای حمام گنبدی شکل و دارای نور گیرهایی بود که به وسیله دریچههایی شیشهای بسته میشدند تا بدین ترتیب فقط نور آفتاب به داخل حمام بتابد و از ورود هوای سرد جلوگیری و حمام به صورت طبیعی روشن شود.معمولا در ساخت حمامها از آجر، سنگ و مرمر استفاده میکردند، زیرا این مواد به خوبی در مقابل آب مقاومت میکنند. در پشت حمام گرمخانهای وجود داشت که آب را در دیگهای بزرگ مسی به جوش میآورد.
آب جوش و بخار از گرمخانه و از طریق شبکهای از لولههای سفالی به قسمتهای مختلف حمام توزیع میشد. این گرمخانه معمولا دارای یک در پشتی بود که از طریق آن سوخت مورد نیاز گرمخانه به آن میرسید.افراد شاغل در حمام:
تونتاب: شخصی که وظیفه اش نگهداری از حمام , گرم نمودن آب و همچنین تمیز نمودن حمام بوده است را تونتاب می گفتند.
دلاک: فردی که با کیسه کشی و شستشوی افراد در حمام امرار معاش می نموده است.
مشتمالچی: شخصی که در حمام به اشخاص مشت مال می داده و جهت صدا زدن او در سربینه فرد بلند میگفه خش.
حمامی: مالک حمام خصوصی که درحمام عمومی نقش مدیریت را در حمام به عهده داشته است.
پادو: این فرد وظیفهاش جفت کردن کفش اشخاص و گاهی اوقات جابجایی. افرادی که در سربینه حضور داشتند. تا مشتری وارد میشد، پادو کفش مشتری را زیر سکو میگذاشت و یک لنگ خشک روی سکو پهن میکرد. مشتری که لخت میشد، پادو یک لنگ دیگر به او می داد. مشتری آن لنگ دوم را به کمر میبست لباسهایش را توی آن لنگ اول میپیچید و از سکو پایین میآمد.
گنج یابی از سه روش اتفاق می افتد یا به صورت اتفاقی که معمولا در عرف می گویند روزی طرف بوده است یا از طریق نسخه معتبر و یا از طریق سنگ آثار که به نظر بنده مطمن ترین راه برای گنج یابی یا دفینه یابی وجود سنگ آثار مطمن که مختص آثار وزیری می باشد و یک آثار شناس حرفه ای
در نسخه ها اسمی از سنگ آثار نیست و اگر هم به موردی مثل سنگ ایستاده یا تراش خورده یا علامت خاصی اشاره کرده کاملا دارای مفهوم خصوصی می باشد و هیچ گونه کاربردی برای موارد مشابه دیگر ندارد به عنوان مثال در قسمتی از سند آورده شده در فلان نقطه به سنگی می رسید که روی آن مثلا علامت دایره دارد یا ضرب در دارد ، نمیشه آن را به همه تعمیم داد.
ولی در خصوص سنگ آثار وزیری باید بگویم که کاملا استاندارد زمان خود را دارد و قابل تعمیم برای همه جا می باشد. برای مثال یک سنگ لاکپشت با حالت های مختلف برای هر جا قابل استفاده و کاربرد می باشد و تفسیر آن یکی می باشد و یا سنگ شتر نیز به همین منوال
روش های پیدا کردن درب پلمپ شده در گنج یابی
تشخیص صحیح درب پلمپ شده در گنج یابی بدلیل استفاده زیاد از این روش هم دارای اهمیت بسیار زیادی است و هم با شک و تردید هایی فراوانی نیز همراه بوده است چرا که اکثرا کارشناسان بدلیل هزینه جهت تخریب پلمپ احتمالی و هم بجهت مسایل امنیتی کمی دست به عصا راه می روند تا در تشخیص صحیح دچار اشتباه نشوند.
پلمپ ها از نظر شکل :
۱.مستطیلی و مربعی
۲.مثلث (هشتی شکل)
۳.دایره یا نیم دایره (هلالی)
اما حالت گیری پلمپ به سه صورت هست :
۱.افقی
۲.عمود
۳.شیب دار
پلمپ ها مصارف زیادی دارند اما هر پلمپ در محیط مناسب و مکان مناسب قابل کنترل و بررسی هست
برای شناخت پلمپ موارد زیر را حتما در نظر بگیرید
۱.پلمپ باید در پشت خود دارای گنجایش های لازم برای اتاق و دالان را داشته باشد
۲.در مکانی باستانی و طبق محیط درست و در نقطه درست
۳.پلمپ سنگ اطرافش باید منسجم باشد و یک دست
۴.جلوی پلمپ جا برای ایستادن باشد غیر پلمپ گورد خمه ها در ارتفاعت
۵.جنس پلمپ از سنگ محکم باشد
در مناطق فرسایشی از دو عامل استفاده میشود
الف:مالات و سنگ
ب:ساروج و شفته
۶.پیدا کردن هواکش به پیدا کردن پلمپ کمک شایانی میکند
۷.پلمپ ها در مسیر دید تپه های دیدبانی یا قلعه های نظامی و یک مکان قابل کنترل هستند
۸.درز و شکاف یک پلمپ رو نمیشه به هیچ وجه کامل از بین برد و تنها نقطه ضعفشون درز و شکاف چهار چوب در داخل یک صخره منسجم هست
۹.وجود چشمه در نزدیکی پلمپ به این شناخت کمک کند
۱۰.وجود پلمپ در محیط نامی و روایت دار در تصمیم گیری کمک شایانی میکند
۱۱.پلمپ های افقی در محیط سنگی منسجم بیشتر هست.
پلمپ های عمودی در تختی های که از هیچ جهتی قابل رانش نیستن و محیط تخت کنار تپه ها و سطح صاف
شیب دار ها در شیب سی و پنج درجه تا چهل قابل بررسی هستند اما در شیب تند حتما با سنگ درشت رانشش رو کنترل کردند
۱۲.در کنار پلمپ ها حتما علایمی هست
سنگ مشکوک
نمادی از جوغن بزرگ
یا سنگی مربعی تخت
۱۳. پلمپ ها میتونن در پشت خاک مخفی باشند
خاکی که بالاش کاملا صخره و خاک نداره اما یه جای صخره خاکی بی دلیل و غیر منطقی به از صخره بلند شده به اندازه یک و نیم متر
۱۴.پلمپ اندازه درب گاراج نیست با ادم حرف بزند
اندازه پلمپ ها کوچک و در مقیاسی نیم تنه
۱۵پلمپ های عمودی میتونن زیر سنگهای بی ریشه و سنگ روی انها باشد مخفی باشن اصطلاحا سنگ رو سنگ
برای رسیدن به هدف جوغان مثلث باید در راس مثلث حرکت شود و اشاره به جاهای بلند و با ارتفاع می دهد. باید توجه داشت جوغان مثلث نشان توجیهی است یعنی شما را به نشان آخر و تکمیلی دیگر هدایت می کند. اگر کنار مثلث شیار یا علامت دیگری بود همین مثلث نشان تکمیل و آخر می باشد. اگر نشان مثلث در سقف اتاق بود قبر و هدیه ارزشمند آن در داخل همان اتاق مخفی شده است.
درکل باید گفت مثلث، نمادیست که طبقه کاتبان و حاکمان از آن استفاده میکردند و افراد عادی حق استفاده از آن را نداشتند.این نشان به ما میفهماند که فرد مهمی در آن حوالی است و افراد مهم نیز دارای مقبره و هدایای خاص خود هستند.
در هر حال مثلث آغاز راه است و شما باید در راس آن حرکت کنید تا به مکانی برسید که از مکان مثلث قابل رویت باشد و شرایط ورودی مقابر را نیز دارا باشد چونکه به درب ورودی مقبره کمتر از ۲۵ متر فاصله دارید. مثلث نشان آخر نیست و باید نشانه های دیگری نیز بیابید مگر اینکه مثلث متساوی الاضلاع نباشد. در آنصورت تفسیر متفاوتی دارد اگر درون حفره یا اتاق یا مقبره باشد باید دیواره ها را بکاوید زیرا علامت مثلث درون اتاق،به منزله وجود هدیه در همان اتاق است و اتاق دیگری نیست.
نشانه صندلی نماد و جایگاه خدایان باستان بوده که در بُعدی از تاریخ مربوط به نشیمنگاه الهه باد می شود. در ادامه با تفسیرهای متنوع نشانه سنگ صندلی که به کشف مقبره های وزیری و دفینه های سلطنتی انجام می یابد در زمینه گنج و دفینه یابی، آشنا خواهید شد.
نشانه سنگ صندلی مقبره وزیری
نماد سنگ صندلی در صورتی که در شیب کوه و بالای تپه قرار گیرد بدون تردید مربوط به مقبره های وزیری می باشد که باید بر روی آن نشست و سه گام در جلو صندلی هدف قرار دارد. در صورتی که نشانه صندلی بدون دسته سنگی باشد هدف دقیقا زیر آن و به عمق سه متر مربوط به مقبره وزیری قرار دارد و در صورتی که دارای یک الی دو دسته باشد در جهت دید آن باید به دنبال تپه ای کله قندی شکل باشیم که مربوط به تومولوس یا همان مقبره شاهزاده می باشد. در صورتی که نماد صندلی دارای یک جوغن یا سوراخ و حفره باشد مستقیما مربوط به دفینه ای کوچک شامل سکه های طلا و نقره ست که باید هفت گام در جهت پشت آن قدم برداشت و هدف را کاویید.
تفسیر علامت صندلی دو نفره
در صورتی که صندلی دو نفره باشد مربوط به نشیمنگاه و جایگاه نشستن شاه می باشد. اینگونه موارد دارای دفینه های پراکنده بوده و دلیل آن به پیشکش های مردمی که در اطراف آن به عنوان پاداش دفن می نموده اند، می باشد. لذا با یک وسیله جستجوگر راحت تر میشود به اهداف معلوم رسید. در نظر داشته باشید نشانه صندلی بدون هیچگونه شکی از بهترین موارد و علایم باستانی می باشد که بستگی به حالات آن تغییر میکند. در صورتی که صندلی نیمه تمام باشد مربوط به سرداران جنگی کم مرتبه بوده که اشیاء آن لوازم نظامی از حمله اسلحه های مختلف سرد می باشند.
قدیر افروند در گفتگو با فارس در خصوص آخرین وضعیت بازار حضرتی گفت: کار باستانشناسی هفته پیش در این محوطه به اتمام رسید.
وی افزود: مالک به دنبال مجوزهای میراث فرهنگی و شهرداری تهران است، مکاتبات انجام شده و اداره کل میراث فرهنگی در حال بررسی تقاضای مالک است.
مدیر بخش باستانشناسی میراث فرهنگی استان تهران تصریح کرد: بر اساس مطالعاتی که روی متون تاریخی، گزارش سیاحان مختلف و اسناد و مدارک موجود از دوره اوایل قاجار انجام دادیم، به نظر میرسد این محوطه بر اساس بررسی دقیق نقشه برزین دروازه حضرت عبدالعظیم (ع) بوده است.
وی افزود: تصمیم داریم این ساختار را حفظ و تا جایی که ممکن است با همکاری مالک و مشارکت شهرداری یک سایت موزه ایجاد کنیم تا امکان بهرهبرداری گردشگری در کنار حفاظت فرهنگی صورت گیرد.
افروند در خصوص اشیاء کشف شده در این محوطه گفت:عمدهترین یافتههای ما باستانشناسان سفال است که کمک بسیاری به تاریخنگاری میکند، سفالهای کشف شده برای سالیابی به آزمایشگاه پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی ارسال شده، همچنین یک سکهای پیدا شد که چون به شدت زنگزده بود و پوشش پاتینه داشت به آزمایشگاه ارسال شد و منتظر نتیجه آن هستیم.
سرپرست تیم کاوش در بازار حضرتی تهران ادامه داد: همچنین قطعاتی از یک پیاله با تکنیک آبسفید پیدا شد که روی آن تاریخنگاری شده بود، در طی کاوشها یکسری اشیاء سنگی و قطعات شیشه و کاشیهای دورههای مختلف نیز کشف شد.
افروند با بیان اینکه مساحت کل مغازه 80 متر است و محوطهای که مورد کاوش قرار گرفته سه چهارم مغازه را تشکیل میدهد، گفت: مالک پس از پایان کار ما توجیه شده که این مکان را حفظ کند، بنابراین حمایت شهرداری را تهران میطلبد، چرا که این مکان یک میراث شهری به حساب میآید.
وی با بیان اینکه برای اولین بار آثاری از معماری و شهرسازی تهران و حصار صفویه تهران کشف شده است، گفت: در دوره اسلامی برای نخستین بار است که آثاری از دوره صفویه را در زیر سطح زمین پیدا میکنیم که به طور اتفاقی برج و بارو و دروازه دوره صفوی تهران است.
چندی پیش بود که مالک یک مغازه در راسته بازار حضرتی تهران، در زمان گودبرداری بخشی از مغازه خود برای ایجاد زیرزمین، با تکههای سفال مواجه میشود.
شهرداری هر چند در زمان آغاز کار از میراثفرهنگی استعلام نمیکند اما با کشف یافتههایی مانند سفالهای رنگی و حتی چند تکه استخوان پای باستانشناسان اداره میراثفرهنگی استان تهران به مغازه باز میشود.
فرسنگشمار علامتی است که با آن فواصل مکانهای دیگر را از مکان نصب علامت نشان میدهد. از اصطلاح فرسنگ شمار در مباحث مدیریت پروژه نیز استفاده میشود.
فَرسَنگ یا فرسخ واحدی برای اندازهگیری مسافت و نزدیک به ۶٬۲۴ کیلومتر است.
بر اساس نوشتههای میر سید علی جناب در کتاب الاصفهان دو نوع فرسنگ وجود دارد:
فرسنگ متداول
فرسنگ شرعی
فرسنگ متداول که در زمان ناصرالدین شاه قاجار به وسیلهٔ نجم الدوله مقرر شدهاست، معادل ۶۰۰۰ ذرع معمولی است و بنابراین هر فرسنگ متداول برابر با ۶۲۴۰ متر است.
فرسنگ شرعی که قدمت بیشتری در ایران دارد، معادل ۵۱۶۰ ذرع معمولی بودهاست و با توجه به اینکه هر ذرع معمولی معادل ۱۰۴ سانتیمتر میباشد، بنابراین یک فرسنگ شرعی معادل ۵۳۶۶،۴ متر میباشد که برای راحتی محاسبه یک فرسنگ شرعی را برابر ۵۴۰۰ متر (پنج کیلومتر و چهارصد متر) میدانستهاند.
مسافت شرعی در احکام دین برابر با هشت فرسخ میباشد که با محاسبات دقیق برابر با چهل و دو کیلومتر و نهصد و سی و یک متر (تقریباً ۴۳ کیلومتر) هست. اگرچه در مورد محاسبه آن علما اختلاف نظر دارند و برخی آن را معادل همین مقدار مذکور، برخی دیگر معادل ۴۰ کیلومتر و برخی دیگر معادل ۴۵ کیلومتر میدانند. با محاسبه دقیق مشخص است که عدد ۴۰ کیلومتر و همچنین ۴۵ کیلومتر در برآورد مسافت شرعی دارای خطا و اشتباه است و حتی اگر گرد شده عدد فرسنگ شرعی (۵۴۰۰ متر) نیز در نظر گرفته شود باز هشت فرسنگ به برآورد ۴۳ کیلومتر نزدیکتر میباشد.
در ایران باستان و قبل از ورود اسلام، کلمه فرسنگ به صورت پرسنگ تلفظ میشد که معادل تقریبی ۵۰ کیلومتر بود. با ورود اسلام، این واژه به صورت معرب (عربی شده) در آمد و با توجه به اینکه در زبان عربی حروف «پ» و «گ» وجود ندارد، واژهٔ فرسخ متداول شد.














