وب گیتاریست
- وب جاو
در طبیعت بخصوص در مکان های کوهستانی درب های پلمپ زیادی دیده می شود که نظر هر بیننده ای را به خودش جلب می کند و افراد اکثرا فکر می کنند با بازکردن آن درب به گنج و دفینه بزرگ می رسند در صورتی که چنین نیست و بعد از گشودن آن پلمپ فقط با سنگ و کوه برخورد می کنند . حال این سوال پیش می آید که اینها نشانه چی هستند.اینها در حقیقت پلمپ نما هستند که نشانه وجود یک پلمپ در آن اطراف هستند.
در اصل باید یک نیم رخ وجود داشته باشد که نشان تاییدی کار است و نشان می دهد ورودی مخفی وجود دارد دربی که در دید هست کاملا کاذب خواهد بود و ورودی که باید دنبال آن گشت دقیقا بالای درب کاذب در قسمتی که شکل هفتی هست وجود دارد و در گودی هفتی شکل در شیب موجود در زیر نیم رخ گنجی وجود خواهد داشت یعنی از بالا و سقف کار باید وارد شد و با احتمال بسیار زیاد دارای پله از بالا به داخل هست که در میان پله ها برخورد با تله احتمال بسیار زیاد دارد. برای باز کردن این نوع از پلمپ ها باید به نکات زیر توجه کرد : قبل از هر اقدامی پیدا کردن هواکش دفینه اهمیت دارد که با مقدار دوده و رنگ لب های دودکش شما میتوانید از آلودگی و فضای داخل و مسمومیت داخل اطلاع پیدا کنید. به هیچ وجه شما با کار کردن روی درب پایین که در دید هست نمیتوانید به هدف برسید چون جز سنگ و صخره طبیعی چیزی وجود ندارد و فقط باید از مسیر درست وارد شد. در کل در مورد این کارها چندان با جدیت نمیشود نظر داد و باید محل را بررسی کامل کرد.کلا این مکان مقبره و جایگاه اموال بسیار زیادی است که صدرصد در نزدیکی باید قلعه باستانی و شهری بسیار کهن وجود داشته باشد.
همه میدانیم که وقتی فلزی به مدت طولانی در زیر خاک میماند جرم خاک به روی آن مینشیند که در اصطلاح میگویند پاتین بسته است و کاملا هم درست است ولی طلا به ذات خود پاک است و به همین دلیل هم هست که طلا وقتی به مدت طولانی در زیر خاک میماند از خاک پاتین نمیبندد و اکثر کسانی که کار تقلبی میسازند در این قسمت کار مشکل دارند چرا که نمیتوانند طلا را پاتین بندی کنند. انواع فلزات و فلز شناسی در دوران باستان : مفرغ طلا هفت جوش سه جوش نقره و … انواع فلزات و کارایی آنها در تمدن چگونه است؟ مفرغ : پس از مس، مفرغ قدیمی ترین آلیاژ است مفرغ ساده ساز دارد و نقش در که بسته به حکومت ها فلزات متفاوت میشود و قلم آنها متقاوت میباشد. در باستان مفرغ بیشتر از کلیه فلزات مصرف میشد چون فلز عادی بوده و همه مردم می توانستند آن را خریداری کنند زیرا هم ارزان بود و هم فراوان و به همین دلیل است که در اکثر قبرهای قدیمی فلز مفرغ خیلی بیشتر از طلا و نقره یافت میشود. طلا : فلز طلا که به ذات خود نه تنها فلز گران بهایی است که از استقامت بسیار بالائی برخوردار است و به هی عنوان از بین نمیرود طلا همه چیز را از خود دور میکند به غیر از طلا زیرا پاتین طلا از خود طلاست که به صورت ذرات ریز به روی کار می نشیند. هفت جوش : در زمان های قدیم اجناسی را که میخواستند محکم درست کنند که از بین نرود و عمری طولانی داشته باشد هفت آلیاژ را با هم ترکیب میکردند که درجه ذوب آن بسیار بالا بوده و از نظر سختی به تیتانیوم فعلی معروف میباشد و از فلزات طلا، نقره، مس، روی، سرب، آهن، مسوار تشکیل میشد که قلم زدن هفت جوش بسیار سخت و طاقت فرسا بود و هنرمندان و آهنگران بسیار ماهری میخواست تا بتوانند این آلیاژ را بسازند و قلم بزنند در مورد هفت جوش باید بگوئیم که از تمام فلزات سنگین تر بوده و چون ساخت آن بسیار سخت بود آن را با قالب هم میریختند. سه جوش : بعد از اینکه سختی های هفت جوش نمایان شد و برای همه هنرمندان کار با آن مشکل بود آلیاژ سه جوش درست شد که کار با آن بسیار راحت تر از هفت جوش بود این آلیاژ از ترکیب طلا، نقره و مس ساخته میشود که قلم خوردن آن خیلی راحت تر از هفت جوش بود ولی باز هم فلزات دیگر محکم تر و سخت تر است و یکی از دلائلی که نقره را طلا شور میکردند همین سختی آلیاژ هفت جوش و سه جوش بود. نقره : فلز نقره طلاشور را اکثرا هنرمندان برای خاندان دربار میساختند (طلاکوب با طلاشور فرق میکند و این دوتا با هم قاطی نمیشوند). بعضی از نقره ها را طلاکوب میکردند و بعضی از طلاها را نقره کوب. در حالت کلی دو نوع نقره در دوران باستان وجود داشت که عبارتند از : نقره ساده : که از آن سکه و مجسمه های زیبا می ساختند که معمولا با عیار بالا از آن استفاده میکردند و اصطلاحا به آن نقره پنبه ای هم میگفتند. نقره طلاشور : که از آن بیشتر ظروف و مجسمه میساختند و به نقره چند خط طلا میزدند (عیار میکردند) که عمر نقره زیاد شود. شما میدانید که نقره وقتی به مدت طولانی بماند به صورت خاک نقره میشود و از بین میرود نه اینکه ذات نقره از بین برود بلکه اکسید میشود و به صورت خاک نقره باقی میماند ولی نقره هایی که طلاشور میشدند بسیار سالم تر از نقره خاص باقی میماندند و به همین دلیل است که گاهی اوقات در حفاری ها و در خمره ها فقط خاک نقره یافت میشود.
استفاده از سنگ برای نشان کردن دفینه از گذشته های دور مرسوم بود کسانی که از این آثار سنگی برای پیدا کردن محل دقیق آن درآینده استفاده می کردند و معمولاً از سنگهایی استفاده میکردند که در منطقه شاخص باشد یا به صورت طبیعی یا به صورت دست ساز . بسیاری از آثار وزیری که به صورت سنگ تراش می باشد از این قاعده مستثنا نیستند البته از هر سنگی برای این کار استفاده نمی شد معمولاً سنگ هایی را انتخاب می کردند که قابلیت جابجایی نداشته باشد و بتواند سالیان متمادی به صورت یکجا قرار داشته باشد استفاده از سنگ نوشته، سنگ نگاره یا پیکر تراشی سنگی به صورت های حیوانات، سردیس انسانی و سایر اشکال متداول بوده است که برای هر کدام اصولی بابت کشف رمز آن وجود دارد که معمولا در دورههای مختلف تاریخی این آثار شناسی دفینه مختلف بوده است برای مثال ممکن است سنگ شتر در یک برهه از تاریخ یک معنی داشته باشد و در برهه دیگر از تاریخ مفهوم دیگری را برساند به همین دلیل آثار شناسی قانون ثابت و معینی ندارد که بتوان روی آن حساب کرد فقط میشود از کلیات کار درباره آن که در دورههای مختلف تاریخی ثابت بود استفاده نمود سنگهای شاخصی که برای این کار استفاده می شد انواع مختلف دارد و برای مقاصد مختلف استفاده میشد : شاخص ها راه که در باستان در راه های مالرو و شاهی حکومت ایجاد میکردن بعنوان راهنمای مسیر برای کاروانیان و… شاخص های معدن که در نزدیکی معادن سنگی ایجاد میشد برای اینکه نشان داده شود به معدن سنگی نزدیک میشوید… شاخصه قلعه وقلمرو که در محدوده قلعه ایجاد میشد که دراینجا قلعه ای وجود دارد یا شاخصه قلمرو که نشانگر این بود که اینجا قلمرو حکومتی یا منطقه نظامی میباشد،،چون ورود به چنین قلمرو هایی برای افراد عادی سخت بود…
شاخصه سکونت که نشان میداد در فلان جهت و مسافتی سکونتگاهی وجود دارد….
شاخصه قبرستان هم به این شکل که نشان میداد قبرستانی در نزدیکی درفلان مسافتی وجود دارد….
شاخصه دفینه یا همون شاخص هایی که در نسخه ها بکار میرفت مثلا سنگ بسیار عظیم وتراش خورده ای که در نسخه قید میشد، و طبق این سنگ ها مسافت وجهت مشخص میشد…
شاخصه مقبره وقبر که شاخص های مقبره در نزدیکی مقابر پلمپ شده ایجاد میشدند که نقش سنگ نگهبان رو نیز داشتن،وشاخصه قبر که نشانگر قبر یک شخص مهم یا مثال سنگ شاخصه ای دیده شد که بررروی آن وجود ۳ قبر مهم در محیط بیان شده بود….
شاخصه غار که بیانگر وجود غاری رو در فلان مسافتی بیان میکند و….
سنگهای شاخصه نباید قابل حمل باشند ودر مسیر آب ورودخانه باشند واز آسیب ها بدور باشند، ببینید انواع شاخصه رو داریم که برخی رو بالا مطرح کردیم،که دراین سنگها باید تداخل کار دست رو کامل رویت کنیم، در برخی موارد از سنگهای طبیعی نیز استفاده شده ولی باز تداخل دست بشر رو تادرصدی روی آنها مشاهده میکنیم.
یکی از مهمترین شاخصه ها برای پیدا کردن دفینه ها در قدیم سنگ بوده است چرا که سنگها هم ماندگاری بالایی داشتند و هم از لحاظ مکانی بسیاری از آنها قابلیت جابجایی نداشتند.به همین دلیل استفاده از سنگ و یا سنگ نوشته و یا سنگ نگاره برای نشانه قرار دادن دفینه بسیار مرسوم بوده است . البته ناگفته نماند که هر سنگی این قابلیت را نداشته است و سنگ های خاص در مکان های خاص استفاده می شده است. اعم از تراش سنگ توسط وزیر که به آثار وزیری مرسوم است و یا سنگ شاخص و یا انواع دیگر آن . در پایین اسامی برخی از سنگ ها آورده شده است.
سنگ وری : این حیاتی ترین مدل سنگ است در واقع چیزی نیست فقط تشبیه شده است که عموما به شکل حیوانات تشبیه میشود گاهی هم به حرز تشبیه میشود اما حرز نیست گاهی با نوک تیز سنگ زیر و رو میشود اول فکر میکنید طبیعی است نه نیست، بررسی میکنند.
سیاه : مدل سنگی است که از دوران پیش از مسیحیت و با احتساب دوره های بعد به عنوان مقدس پذیرفته شده است اگر سنگ سیاهی پیدا کردید که متعلق به آن کوه نیست فراموش نکنید که زیر آن را نگاه کنید ابتدا و سپس در اطراف آن، لازم نیست به دنبال نقش برجسته ای بر روی سنگ سیاه بگردید خود نشانه است.
سفید : مربوط به روح و طلسم است، معمولا در عبادتگاه ها یافت میشود حتی در برخی ساختمانها کمی بیرون زده به نظر میرسد بوسیدن محترم است روی زمین سنگریزه هایی است که متعلق به آن کوه نیست آیا میدانید این سنگ از کجا آمده است واقعیت این است که سنگریزه نیست بلکه سفید است.
حکیم : این سنگ مانند نقشه جغرافیا است که در بیشتر آنها نشانه هایی و غیره وجود دارد وجود ندارد بعضیها دارند نگویید غیرنشانه چه فایده ای دارد موضعش و هر گوشه اش معنا و زبان دارد به یاد داشته باشید که سنگ عاقل دقیقا نقطه شروع است حداقل در ۲-۳ مکان پول دارد.
قوس : سنگی موجدار است که به انتها و انتهای شیارها نگاه میشود.
تغار : به آن سنگ کاسه آب نیز میگویند در فواره ها اتفاق می افتد اگر در این چشمه گنج باشد این سنگ جای خود را میداند.
چاه : در دهانه چاهها است به تناسب طول آن ساخته میشود به آن سنگ مسطح میگویند و خوب نگاه کنید.
سنگ پا: سنگهای پا که روی پله اول پله درست میشود هم خوب است زیر آنها را نگاه کنید و مقداری پول برداشت میشود.
راهنما : سنگ راهنما مانند نقشه این منطقه است ممکن است نشانه ای باشد که شما را به اینجا فرستاده است اما این نقطه شروع واقعی است.
همانطور که می دانیم عمق قبرهای گبری یک و نیم تا نهایتا دو متر می باشد ولی چه موقع ما باید تا عمق ۵ یا ۶ متر یک قبر را بکاویم این سوالی است که اکثر دوستان از بنده می پرسند .
همانطور که میدانیم نظام حکومتی در ایران از گذشته یک نظام سلسلهمراتبی بود به این صورت که مردم به دسته هایی چون شاهزاده، دیوانیان صنعتگران ،تاجر یا بازرگانان، سربازان ،کارگران و غیر تقسیم می شدند و هر کدام از مزایای رتبه خود استفاده می کردند و اگر فوت می شدند در قبرستان نیز به همین صورت دفن می شدند اکثر قبرستان های گبری یا زرتشتی به صورت شیبدار می باشد و در قسمتهای بالای شیب افراد مهم که رتبه های بالاتری داشتند دفن می شدند و در قسمت پایین افرادی با رتبه های پایین تر
پس زمانی که یک قبرستان گبری را کاوش میکنیم باید به سراغ قبرهایی برویم که در نقاط بالاتر شیب قبرستان قرار دارد و قبرهایی که ممکن است تا ۶ متر عمق داشته باشند مثل قبرهای شاهزاده ها و جنگجویان که به قبرهای سرداری معروفند و باید تا عمق ۵ الی ۶ متر کاوش شوند.
سری دیگری از قبر هایی که باید تا ۵ متر کاوش شوند قبر هایی هستند که اموال شخص مرده در عمق پایین قرار می گرفت و مرده را در عمق یک و نیم تا دو متری بالای اموال دفن می کردند برای این قبرها نیز باید عمق ۵ متر و بیشتر کاوش صورت گیرد این مسئله صرفاً به خاطر قبر دزدی بود که از قدیم در ایران مرسوم بوده است.
دلیل اصلی و سوم جهت کاوش ۵ الی ۶ متری قبرها این است که به خاطر مرده پرستی ایرانیان از قدیم تا کنون بسیاری از دفینه ها داخل قبرستان ها در پوشش قبر مدفون می شدند اگر قبرستانی را با دستگاه پیدا کردیم که عمق دفینه را ۵ الی ۶ متری نشان می دهد حتماً تا ۵ متر کاوش شود چون ممکن است آن قبر ساختگی باشد و فقط صرفاً جهت حفظ اموال به صورت قبر در آمده باشد.
همه کاوشگران و حفاران دفینه با واژه سفیدخانه یا همان خزانه آشنایی دارند و همیشه در رویای رسیدن به آن هستند ولی با ساختار آن آشنایی ندارند. در این پست کمی در خصوص معماری ونقشه آن بحث می کنیم.
درمورد خزانه های بزرگ شاهی یک پیش اتاقک وجود دارد یک راهرو و یک اتاقک سالیانه.
به طوری که اموال در پیش اتاق خزانه جمع و حساب و کتاب میشدن و به اتاقک سالیانه انتقال داده میشده
منظور از سالیانه یعنی انباری که دم دستی نیست و نهایت سالی یک بار بهش سر زده میشده. و اموال خاص مثل تندیس های گرانبها و جواهرات مخصوص پادشاه و ملکه و هدایای خاص اهدایی دولت های دیگر در آنجا قرار داده میشده.ولی در پیش اتاق خرج هر چند سال را دم دست میگذاشتند و سربازی ازش نگهبانی میکرده که در مواقع جنگ یک پلمپی میشده و زیر حجم کمی سنگو خاک درب و پنهان میکردند و براش نسخه نوشته میشده و با داشتن نسخه مورد نظر و رسیدن به محل درست رسیدن بهش تلاش چندانی نمیبره ولی،اتاقک سالیانه دارای تله در راهرو و پلمپی ضخیم است. کاوشش بسیار سخت و پر خطر چون الودگی گاز وجود دارد.
از نظر مهندسی و معماری سازه ای ایجاد میشده بر اساس پلن های خاص برگرفته از طبیعت مثل لانه زنبور یا مورچه یا بر اساس پلن ستارگان و در کل اموال خزانه ها در عمق قرار دارد و نیاز به حفاری و خاک برداری ندارد ولی باید چند مرحله سنگی خطرناک طی بشه.
دفینه های زیر درخت تا چه اندازه واقعیت دارند؟
البته این بحث در خصوص درختان دفینه ایی هست که بالا سر قبور باستانی دارد .
کاشتن گیاه و درخت هم از قدیم در ایران رواج داشته است، چنانکه هر فرد زرتشتی به هنگام زایش و تولد فرزند خود موظف بود یک نهال(غالبا در خت سرو) را بکارد و درخت را به نام فرزند خود بنامد. همراه با بزرگ شدن نهال و درخت، فرزند هم بزرگ و برومند می شد. این اندیشه هنوز هم در بین زرتشتیان رایج است. همین رسم برای مردگان نیز مرسوم بوده است و اگر شخصی فوت می شد به یادبود آن فرد درختی بر بالای مزارش می کاشتند بویژه در دوره ساسانیان که دین مزدائیسم به این مطلب بسیار معتقد بود و معمولا در جهت ورودی مقبره متوفی درختی کاشته می شد.
در بسیاری از موارد اموال متوفی که معمولا به دو صورت بوده قسمتی به شکل سکه که داخل یک خمره کوچک در زیر درخت در عمق نهایتا سه متری دفن می شد و قسمتی از اموال شامل تکه های طلا مثل دستنبد و انگشتر و زیور الات (مخصوص بانوان) و یا لوازم کار و زره و ابزار جنگی (مخصوص آقایان ) داخل مقبره قرار می گرفت.
بنابراین وجود درخت های قدیمی در قبرستان های باستانی می تواند به ما در پیدا کردن مقبره ها کمک کند.
البته بحث مقبرها بحث کسترده ای است و فقط به این گفتمان نیست و با توجه به تنوع تدفین در ایران انواع مقبرهای دیگری نیز وجود دارد که ربطی به این قانون ندارد که در آینده بحث خواهیم کرد.
در چاه سنگی یک مسیر انحرافی وجود دارد و یکمسیر اصلی
اگر مال در کف چاه باشد مسیر انحرافی روی دیواره بسیار تابلو تعبیه می شده است به طوری که هر کاوشگری با دیدن آن به یقین برسد که مال در مسیر انحرافی دیواره قرار دارد و به سمت آن حرکت کند که بعداز یک و نیم متر شما دوباره به پایین هدایت می شوید و درست درمسیر کار به پایین به یک لایه ملاتی چرب و سخت برخورد می کنید که راه نفوذ آب به چاه است و درواقع شما با تخریب و برداشت ان راه نفوذ اب به چاه را باز کردید و این یعنی با دست خود و کنجکاوی بی مورد تله آب را فعال و کانال اصلی چاه را با آب پر و کار را برای همیشه غیر قابل انجام می گذارید.که به نظر بنده این اشتباه ترین تفسیر می باشد چرا که اگر مالی در مسیر انحرافی دامنه چاه باشد هیچگاه به وضوح علامت ندارد .
اگر مال در مسیر دامنه چاه که معمولا در عمق بین ۴ تا ۶ متری به شکل تونل افقی باشد برای نشانه قرار دادن از یک علامت بسیار کوچک استفاده می شده است مثلا چینش یک سنگ در آن ارتفاع با بقیه متفاوت بود یا روی یک سنگ عکس کژدم یا عقرب حکاکی می شد و یا علامت های دیگر که خودشان به راحتی آن را پیدا می گردند در این حالت برای رد گم کنی در کف چاه چیدمان زیبایی را می ساختند تا ذهن کاوشگر به سمت آن چیدمان زیبا باشد و با دیواره کاری نداشته باشد.که این نیز خود یکمسیر انحرافی بوده است.
گاهی اوقات در حفاری ها به استخوانهایی با اشکال عجیب درمسیر برخورد می کنیم که واقعا تابحال دیده نشده و اصلا مشخص نیست ازچه موجوداتی باقی مانده است.
این موارد در تپه هاو مکانهای مذهبی،مقبرها و خزانهای بزرگ بیشتر از جاهای دیگر دیده می شود. مخصوصا داخل تونل تومولوس ها
یافته های پژوهشگران نشان داده است این موارد به اعتقادات گذشتگان ما برمی گردد و یکجواری وجود بعضی از اینها باعث پایداری مکان و گاهی به اعتقاد اینکه وجود استخوان بعضی از حیوانات می توانسته نگهبان اون خاک باشد و یا به منظور اعتقادی باعث پاکی خاک و پیشکشی به خدایان و قربانی کردن و گذاشتن اجساد در مسیر کار خودش نیز به منظور همین موارد اعتقادی بوده که در دوران باستان مرسوم بوده.به عنوان مثال استخوان اسبها به دلیل اینکه اسب جایگاه بسیار بالای در گذشته داشته پس می توانسته هدیه خوبی به خاک و پاک ماندن خاک مقبره باشه و جهت دهندهای مفیدی در کار دفینهای بزرگ در عمق بالا بشمار می امده است یا استخوان خوک و سر خوک که بیشتر جزو گمراه کننده ها در تونل های تومولوس ها به شمار می رفت.
وجود جسد یک یا چندین نفر در مسیر کار هم نشان دهنده این مطلب می باشد که اون اشخاص جزو کارگران آن خزانه بودند و جهت حفظ امنیت و اطلاعات آن مکان کارگران به قتل رسیده و در همان مکان دفن می شدند.
درکل با برخورد به استخوان میشه امیدوار بود که مسیر درست و کار دست انسان در اون نقطه همراه بوده و باید با مشاوره درست به هدف دست یافت.
دفینه گذاری در زمان گذشته دارای یک اصول و قاعده خاصی بود و هر جایی این امکان را نداشت که در آن مکان دفینه پادشاهان یا وزرا قرار گیرد برای انجام دفینه گذاری ابتدا منطقه خاص مورد بازدید وزیر قرار می گرفت و کارشناسان مختلف منطقه را شناسایی ، بررسی و مورد مطالعه قرار می دادند و همه جوانب کار را در نظر میگرفتند به طوری که حتی گاهاً نام منطقه را نیز به خاطر این کار عوض میکردند تا بعداً بتوانند به راحتی به دفینه خود دسترسی پیدا بکند و گاهی به صورت طبیعی از منطقه استفاده می کردند پس بنابراین همه اصول و قواعد در دفینه گذاری رعایت می شد.
محیط های دفینه گذاری دارای ویژگی هایی می باشد که باید به آنها توجه داشته باشید مثلا: وجود قلعه در محیط های دفینه گذاری الزامی است. شاید آثار قلعه از بین رفته باشد ولی موارد زیر نشان دهنده باستانی بودن محل هستند مانند: قبرستان ها، تکه سفال ها، تپه های نامدار و اسم هایی که روی محل گذاشته اند باید دقت شود.
مثلا در ایران اسم هایی که محیط هایی باستانی دارند مانند “کوشک” ویا “علیا و سفلی“؛ خب در این موارد توجه کنید شما باید در محیط بالا دست و صعب العبور به دنبال قلعه باشید.
متراژهایی که با اسم مرتبط هستند و هر کدام منظور خاصی دارند این ها را در نظر بگیرید مثلا “قلعه دختر” به گوردخمه پایین دو قبرستان اشاره دارد؛ یا “قلعه کافر” معنی وجود تپوله ای در نزدیکی می باشد.
همچنین شرایط محیطی “تپه های سلطانی” با “تپه وزیری” و “زر تپه” با “تپه کبود” متمایز هستند
از اسم مکان های مقدس هم میشه فهمید کار مربوط به کدام دوره بوده مثلا “سلطان شاه بی بی” شاهزاده داری و مربوط به ساسانی همچنین”پیر” میشه هخامنشی و اوایل اشکانی و…..
دوستان دفینه گذاری در جاهایی انجام میشد که آب و راه مالرو باشه،چون فرض کنید اینکارها حداقل ۳ماه طول میکشید خب ازاین راه رفت وآمد میشد.
شرکت فلزیاب نانو بازرگان ایران بزرگترین شرکت فروش بهترین فلزیاب های دنیا در ایران















