نظر اول : بنا به این نظر، سنگ صندلی به چهار نوع ممکن است پیدا شود. هر چهار نوعش نشان قطعی دفینه می باشد.
1- اگر صندلی به شکلی باشد که تکیه گاه طرف چپ و راست را داشته باشد : وقتی روی صندلی نشستیم و به طرف مقابل نگاه کردیم، باید یک تپه کوچک مشاهده کنیم. دفینه در داخل تپه و در داخل سنگ ثابت می باشد.
2- اگر صندلی فقط تکیه گاه سمت چپ را داشته باشد، در این صورت باید روی صندلی نشسته، دست چپ روی تکیه گاه گذاشته شود، و به طرف راست نگاه می شود، بایدسنگ های روی هم خوابیده وجود داشته باشد. زیر این سنگ ها یک ورودی وجود دارد.
3- اگر فقط تکیه گاه راست را داشته باشد، روی صندلی می نشینیم، دست راست را روی تکیه گاه راست گذاشته و به طرف چپ نگاه می کنیم، ، باید سنگ های روی هم گذاشته شده وجود داشته باشد. زیر این سنگ ها یک ورودی وجود دارد.
4- اگر تکیه گاه نداشته باشد، در تپه پشت صندلی باید به دنبال خاکریزی بود، دفینه داخل این خاکریز می باشد.
نظر دوم : در گذشته ها، بنا به اعتقاداتی که باور داشتند خدای آنها در سنگلاخ ها و کوه ها قدم می زند، این صندلی ها را برای نشستن آن ساخته اند. ولی این صندلی از طرف مخفی کنندگان دفینه نیز استفاده شده است. به همین دلیل :
1- قبل از هر چیزی، قسمت جلوی آن باید به منطقه ای دره مانند و آبادی نگاه کند.
2- چنانچه پس از نشستن بر روی سنگ صندلی پاهایتان به زمین برسد، و در آنجا سازه ایی باشد گنج را باید در سازه زير پاهايتان جستجو کنید.
3-  اگر تکیه گاه در هر دو طرف صندلی وجود داشته باشد، پول در طرف مقابل بوده و در یک چاه می باشد.
4- اگر در یک طرف تکیه گاه باشد، باید در جهت بدون جای دسته دنبال دفینه بود.
5- اگر صندلی به اندازه نشستن دو نفر جا داشته باشد، مکانی که جای نشستن است با ساروج پوشیده شده می باشد.
6- در قسمت پایین تکیه گاه باید از تخته سنگ به پایین نگاه کنیم، اگر منطقه ای وجود داشته باشد که با ساروج پوشیده شده است، این درب غار می باشد. در آن ممکن است مجسمه های کوچک یافت شود.
نظر سوم : اگر روی آن صلیب و یا ضربدر وجود داشته باشد، باید زیر سنگ صندلی کاوش شود، اگر درونش مژده ایی نباشد، در نزدیکی آن تومولوس و یا گوردخمه فرمانروایی وجود خواهد داشت. وقتی روی آن نشستیم، در جهتی که نگاه می کنیم، باید مسافت 70 متری را بررسی کنیم.
نظر چهارم : سنگ صندلی باید کاملا واضح باشد. اگر تمیز کار شده باشد، ارزش نشستن روی آن و فکر کردن و انجام جستجو را دارد. اگر سنگ به منظور مکان تماشا ساخته شده باشد، علامت نشان دهنده نیز، موجود خواهد بود.اگر در اطراف صندلی بتوانید مزاری پیدا کنید، احتملا مال دوران روم است.



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:59 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

می تواند تنها نباشد نماد انسان های بلند مرتبه و پادشاهان می باشد.

جایی که این علامت پیدا شد به سمت طلوع خورشید نگاه کنید در آن سمت باید قله ای باشد که صبح اولین تلالو نور خورشید به آنجا می افتد را بررسی کنید و به دنبال علامت بعدی بگردید. خورشید علامت دفینه حاکم و پادشاه است.



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:57 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)




تاریخچه نماد رخ به قبل از دوره ساسانیان باز میگردد.از دیرباز از نماد رخ در آیین میترایی در معابد ،نیایشگاه ها،مقبره ها ،دخمه ها و دفینه ها استفاده گردیده است.ما سعی میکنیم نمونه ای از استراتژی رخها به شما آموزش بدهیم تا بتوانیم پاره ای بر اطلاعات و آگاهیهای شما بیفزاییم.
نماد رخ در چند حالت دیده شده که عبارتند از :
۱:رخهایی با ابعاد بزرگ که در نوک کوهها تراشیده میشدند
۲:رخهایی که در ورودی مکانی تراشیده میشدند
۳:رخهایی با ابعاد کوچک که در کمر کوهها یا در رگه های سنگی کوه تراشیده میشدند.
۴:زخمهایی که به منظور خزانه یا دفینه فردی تراشیده میشدند
در بالای کوهها اغلب مشاهده شده که رخ انسانی با ابعاد بسیار بزرگ اندازه تقریبا یک ساختمان دو طبقه تراش خورده است که این رخها را میتوان به مقبره پادشاهان با موبدان و مغها نسبت داد.در حوالی همان رخ مقبره ای قرار دارد بیشتر در زیر سر یا پایین گوش میتوان سنگهای مثلثی شکلی پیدا کرد که ورودی مقبره هست که با سنگ و ساروج پلمپ گردیده است.اما در بعضی مکانها مانند معابد یا نیایشگاها یا حتی کاخها در جلوی درب ورودی آنها دیده میشود که  گاها با ترکیبی از موجودات افسانه ای بالدار تراشیده شده است.در اینجا درمیابیم که رخ در  دروازه اصلی معبد یا کاخ هستیم.اما در بعضی از مناطق رخهایی هستند که اندازه آنها از چهار متر کمتر است و این نوع از رخها در زیر گردن یا بغل  گوش خود ورودی دارند که اگر وارد شوید درواقع وارد یک غار شدید که محلی برای نیایش بتها یا مقبره افراد مهم هست و دارای نذورات و اموال با ارزشی هستند.

رخهایی که به منظور خزانه یا دفینه فردی تراشیده شده اند حتما و حتما با علائم دیگری همراه هستند که میتوان با توجه به آن علائم تفسیر کامل و نظر قطعی داد.برای پیدا کردن دفینه این چنین رخها باید با دقت بالای عمل کرد.دقت کنید که دید رخ به کجاست یعنی رخ کجا را نگاه میکند و به کجا خیره شده در ‌ آنجا باید به دنبال ورودی پلمپ یا غار باشید که دفینه آنجاست .علائم دیگر همراه رخ می توانند مسیر دفینه را تغییر دهند.
کوه هایی هم وجود دارند که رخ انسان همراه با نیم تنه اش یا بدن کاملش تراش خورده است که در اینجا ما با یک بت بزرگ همراه هستیم که در گذشته مورد ستایش قرار گرفته است.در اینجا نیز محلی برای دفن ویا پنهان کردن نذورات و هدایا به خدایان هست ما باید در زیر پاها یا نیم تنه آن حفاری کنیم.

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:56 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)



ایرانیان در دوره‏‌های باستان گاه جسد را با موم می‏ پوشاندند ( با مومیایی اشتباه نشود )  و آن‏گاه آن را دفن می‏کردند چنانکه در جنوب ایران متداول بود. گاه جسد را می‏‌سوزاندند و این عمل به دلیل فراوانی چوب و وجود جنگل بیشتر در جنوب دریای مازندران و دیگر مناطق پرجنگل انجام می‏شد. گاهی نیز اجساد را در دخمه‌‏هایی می‌‏گذاردند تا طعمه ی لاشخورها شوند.
گاه نیز اموات را در تابوت‌‏ها یا کوزه‏‌های سفالین دفن می‏‌کردند. پس از فراگیری دین زرتشت و هنگامی که این دین به صورت دین رسمی ایرانیان درآمد، سوزاندن، غرق کردن و به خاک سپردن جسد گناه بزرگی شمرده شد.
در آیین زرتشت آتش و آب و خاک مقدس هستند اگر جسد را مدفون کنند خاک را آلوده ساخته‌اند و اگر در آب غرق کنند آب را ناپاک نموده‌اند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن این فروغ آسمانی بزرگترین معاصی صورت گرفته‌است.
به عقیده ی پیروان مزدیسنا باید جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشه‌خور قرار داد و یا بالای برج های خاموشی یا دخمه در معرض نابودی گذاشت.
تعدادی از این دخمه ها قدیمی و کهنه بوده و برخی دیگر توسط روانشاد فرزانه "مانکجی لیمجی هاتریا "که حدود سال 1233 خورشیدی از سوی پارسیان بمبئی برای بهبود وضع اجتماعی و دینی زرتشتیان به ایران آمده بود، ساخته شد که مدتی هم این دخمه ها مورد استفاده قرار می گرفتند. پس از آن در تهران از میانه دهه 1310 و در کرمان پس از دهه 1320 و در یزد پس از دهه 1340 دخمه ها تبدیل به آرامگاه ها شدند.
دخمه، دیوار دایره ای و ضخیمی به شکل برج است که بر بالای صخره ها و کوه های نه چندان بلند از خشت و گل ساخته شده است و پلکانی زمین هموار را به درب دخمه متصل می کند.

دخمه، 2 طبقه و دارای چندین اتاق می باشد که یکی از این اتاقها ویژه “آتش سوزها”‌ بوده است. فاصله دخمه از اتاق آتش سوزها حدود 150 تا 200 متر می باشد؛ وظیفه آتش سوزها که معمولا 2 نفر بوده اند این بوده است که از روزی که تن درگذشته را به داخل دخمه می سپردند، از سر شب تا بامداد، در آن اتاق که یک پنجره رو به دخمه داشته آتش روشن کنند و این آیین از آنجا سرچشمه می گیرد که بنابر باور زرتشتیان، روان درگذشته تا 3 شبانه روز در اطراف و بالای تن درگذشته در پرواز است و پس از شب سوم به آسمانه پرواز می کند و در مدت 3 شب نخست پس از مرگ، روان نباید از تاریکی و تنهایی بهراسد.
⭕️ خاک‌سپاری

اعتقاد به روح و روان و زندگی پس از مرگ به اشکال گوناگون در سراسر نقاط و مراکز جهان باستان از جمله ایران وجود داشته‌است. بر اساس و مبنای همین اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگی و خوراک و پوشاک قرار می‌دادند.

در ادواری قدیم‌تر بر اساس شغل متوفا ابزار پیشه‌اش را نیز پهلوی دستش قرار می‌دادند. اغلب مردگان را در عمق کمی که گاهی از 20 سانتیمتر نیز تجاوز نمی‌کرد، دفن می‌کردند. شکل اسکلت‌هایی که باقی مانده به شکل خمیده و منحنی است. برخی اوقات مرده را طوری خمیده دفن می‌کردند که تمام اعضای بدنش به جانب شکم کشیده شده باشد.

با پیدایش و کشف فلزات، زینت مردگان با اشیا ی طلا و نقره و سنگ‌های گران‌بها رسم و شایع شد. این رسم خدمت مهمی به فهم هنر و دانستنی‌های دیگر باستان‌شناسان کرده‌است زیرا که تقریباً تمامی جواهراتی که از زمان‌های باستان به دست ما رسیده‌است از مقابر و گورها یافت شده‌است.

رنگ‌کردن مردگان در ادوار قدیم
 جسد مرده را با رنگ قرمزی می‌پوشانیده‌اند که از اکسید آهن به دست می‌آمده و در فلات ایران فراوان بوده‌است. این نظر هم وجود دارد که ممکن است زندگان بدن خود را به دلایلی با همین ترتیب رنگ می‌کردند و چون فوت می‌شدند، اثر این رنگ بر بدنشان باقی می‌مانده‌است. در دوران های متأخرتر بجای اکسید آهن بر استخوان‌بندی متوفا با رنگی سرخ فام، با گِلِ اُخرا نقش هایی ایجاد می کردند.

 ⭕️ خاک‌سپاری در منازل دفن

مردگان از ایران باستان تا امروز در بعضی موارد تفاوت پیدا کرده و آن این است كه گاهی در آن زمان مردگان را كف خانه خود متوفی دفن می كردند. به این ترتیب كه كف گلین خانه را در حاشیه دیوارها می كندند و مرده را در آن قرار می دادند. در خانه های اشرافی تر و محكم تر به جای كف حیاط كف اتاق را می شكافتند.
شیوه ساده تدفین پیچیدن مرده در كفن و خاك كردن آن بود. نوع تجملی تر این بود كه مرده را در كندوی گلی ذخیره آذوقه ج ای می دادند و سپس در گودالی می گذاردند. ظاهرا برای این كار از كندوهای لب پریده و گاهی شكسته هم استفاده می شده است. برای كودكان خردسال از تشت و لگن و خمره های گلی استفاده می شد.



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:55 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

صحنه های مذهبی به ۴ صورت زیر نقش مار را تصویر کشیده اند:  ۱ـ مار خدا در مقابل آتشدان ،این نقش میتواند آتش و وجود آتشدان را به زمانی عقب تر از هزاره اول ق.م ببرد و پیدایش و ظهور آن را به تمدن ایلام یا بین النهرین ربط،دهد.

۲ ـ مارـ خدا همراه با عناصر مقدس هلال ؛ستاره ؛ عقرب، هر یک از این نقشها نماد یک خدا است ..تجمع این سمبلها در اطراف مار ـ خدا اهمیت و برتری خدای مار را نسبت به دیگر خدایان نشان میدهد.

۳ ـ مار به صورت تخت رب النوع ،با توجه و اهمیتی که پادشاهان  برای تخت سلطنتی قایل بودند .به نظر میرسد،تختهای مار مانند بر اعمال قدرت و شکوه سلطنت تاکید میکردند،و مار در شکل گیری این اقتدار موثر بوده است.
۴ ـ بدنی به شکل انسان و مارهایی به دوش حکاکی شده است.



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:53 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 


‌ فوتبال یکی از اختراعات عصر باستان میباشدرومی ها ویونانی های باستان باانواع زیادی از بازیهای توپی آشنا بودندمدرک مستندی از فعالیتی شبیه فوتبال در آیین نامه چینی یافت شده که دربین قرن سوم تا اول قبل ازمیلاد درآنجا ورزشی بنام سوجویعنی ضربه به توپ نام دارد با یک توپ چرمی شروع میشد و بازیکنان این توپ را باید درون سوراخی که وسط یک تکه لباس ابریشمی بود می انداختن.



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:52 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

برخی از علایم در آثار شناسی به تنهایی نماد نبوده بلکه به شکل مکمل استفاده می شود.نشانه وی یک علامت مکمل است، نشانگر مسیر و مسافت میباشد، به سمت دهانه باز سوق میدهد و اگر یکی از طرفین درازتر باشد به نسبت درازا اندازه گیری شده و حرکت میکنیم، در این موقعیت داده شده به دنبال نشانه آخر خواهیم گشت، اگر نشانه ای پیدا نکنیم به دنبال محل یا موقعیت نامتناسب با محل باشیم.



تاريخ : سه‌شنبه 09 آبان 1396 | 19:51 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اَکـَد، شاه چهار گوشه ی جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، نوه ی کوروش، شاه بزرگ، نبیره ی چیش پیش، شاه بزرگ …
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد. زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد. من برای صلح کوشیدم. من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …



تاريخ : یکشنبه 07 آبان 1396 | 18:12 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

(پاسخ به کاربر)
دوست عزیز با توجه به وجود مواد چسبی و یا ملات مخصوص لای درزهای این سنگ که بر اثر فرسایش گرما و سرما نمایان شده این نوید را بدم که مکان شما یک گوردخمه هست .



تاريخ : یکشنبه 07 آبان 1396 | 18:10 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

مردگان خود را مطابق فرهنگ بومی خود دفن می کردند.
در شمال شرق سرزمین اشکانیان در محلهایی چون نسا و سغد، استودانهای سفالی برای دفن اموات استفاده می شده است. کاوشگران روسی گور معبد هایی در نسا گزارش کرده اند. در غرب سرزمین اشکانی دفن اجساد در دیوار و کف خانه خشتی مرسوم بود. جسد کودکان در خمره یا دیگ کوچک قرار می گرفت و دفن می شد. تابوتهای سفالی و چوبی نیز استفاده می شدند. در سلوکیه گورهای خانوادگی استفاده می شد که در آنها اجساد درون تابوتهای وان مانند قرار می گرفتند. در الحضرساختمانهای چهارگوش برای دفن اموات ساخته بودند. در پالمیرا برجهایی مانند برج خاموشی زرتشتیان و آرامگاههای زیر زمینی استفاده می شدند. در شوشتر گورهای سردابه ای و تابوت استفاده می شد و در شوش از تابوت استفاده می کردند. در کنگاور سه مدل تدفین تابوت، گور دخمه و گور خمره کشف شده است. در دشت مغان گور خمره ای استفاده می شد. در پارک طاق بستان نیز یک گورستان وسیع گور خمره ای یافت شده است. در همدان تعداد زیادی گور خمره و تابوت کشف شده است. در مریوان گورستان گور خمره ای بسیاری در اطراف دریاچه یافت شده است و در قبرستان چشمه سار مرودشت از تابوت استفاده می کردند.
:به طور کلی
اشكانیان اجساد خود را دفن میكردند و در كنار آنها اشیایی قرار میدادند
گاهی افراد خود را انفرادی و گاهی جمعی دفن میكردند
برای دفن اجساد جهت خاصی را مراعات نمیكردند
اشیایی كه كنار اجساد میگذاشتند مربوط به زندگی روزمره متوفی بود
اشیای هدیه شده به جسد اكثرا در كنار تابوت قرار میگرفتند
اجساد را هم در تابوت هم در خاك و هم در گورهای سنگی قرار میدادند
اجساد هم به صورت كشیده هم به صورت جمع شده و هم به صورت طاق باز دفن میشدند



تاريخ : یکشنبه 07 آبان 1396 | 18:09 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران