وب گیتاریست
- وب جاوروش های تشخیص اسرار نظامی یا نماد های حکومتی این نمادها همیشه در ابعاد واقعی و یا بزرگتر تراشیده میشدند.
به واسطه وجود پول و زمان کافی از استادان سنگ تراش زبر دستی استفاده میشده که این دسته از نمادها را از نظر ظرافت و نزدیکی اثر به واقعیت متمایز کرده از دسته های دیگر (به این صورت که در این دسته از نماد ها دیگر اگر و اما وجود ندارد اگر قرار باشد شمایل سربازی تراشید شود شما خود سرباز را میبینید و یا اگر قرار باشد هر حیوانی بعنوان نماد تراشیده شود شما خود واقعی ان حیوان را میبینید و جای اما اگر و توهم باقی نمی ماند ) این گونه نماد ها حتما و حتما بر روی سنگ هایی با قابلیت ایستادگی در برابر فرسایش تراشیده میشدند و سنگ هایی انتخاب میشده که در منطقه خاص و غریب باشد و نمونه ان در منطقه وجود نداشته باشد .
نمادهای حکومتی دولتی گاه به همراه مهر در نقطه ای از اثر دیده می شوند.این دسته از نمادها معمولا در کنار مسیرهای اصلی رفت و امد(در خارج از شهرها و بخش ها ) , در دامنه کوه ها و تپه هایی که به قلعه ها میرسند و در نزدیکی تومولوس ها و قبرستان ها دیده می شوند .
آثار و نمادها غالبا بصورت حکاکی برامدگی تورفتگی و گاه بصورت تراشیده در ابعاد واقعی و حتی نقاشی بکاربرده میشده ,تمام این اثار و نمادها
شفافیت : Clarity
سنگ جواهری که کاملا تمیز و بدون ادخال های (inclusions) قابل مشاهده باشد، قیمت بالاتری خواهد داشت. به طور کلی، هر چه سنگ پاک تر باشد، درخشش آن بیشتر است. بنابراین مادامی که این موضوع حقیقت داشته باشد: “هر چه درجه شفافیت بالاتر ، ارزش گوهر بالاتر” ، ادخال هایی که در درخشش و تلالو گوهر دخالت ندارند، تاثیر قابل توجهی روی ارزش آن نخواهند گذاشت. به این مسئله هم توجه داشته باشید که برخی از گوهرها، از قبیل زمرد، همیشه ادخال دارند.
تراش و پولیش : Cut and Polish
سنگ های قیمتی باید با نسبت های مناسبی تراش بخورند تا بتوانند میزان نوری که به چشم بازمی گردد را به حداکثر برسانند. اما گوهرتراشان و یا سنگ تراشان (lapidaries) هنگام تراش یک قطعه خاص از ماده، اغلب مجبور به سازش می شوند ؛ یعنی به علل مختلف مجبور می شوند که بازگشت نور را فدای عوامل دیگر کنند. اگر رنگ گوهر کاملا روشن باشد، تراش عمیق تر سنگ، رنگ غنی تری بوجود می آورد. بالعکس، یک حجم تیره رنگ را می توان با انجام یک تراش سطحی، روشن کرد. اما در هر مورد، فست ها باید خیلی تمیز به یکدیگر اتصال پیدا کرده و سطح نیز باید به خوبی پولیش شده و بدون خش باشد.
اندازه : Size
برای برخی از انواع سنگ قیمتی، مانند کوارتز، قیمت هر قیراط بر حسب وزن نسبتا ثابت بوده و با افزایش وزن سنگ، هماهنگ است. اما در مورد بسیاری از سنگ های نادر، قیمت به صورت خطی و با افزایش وزن بالا نمی رود. در واقع برای برخی از سنگ های قیمتی، مانند الماس، با افزایش اندازه قیراط ، قیمت نیز می تواند به صورت تصاعدی بالا برود. طبق این فرمول، یک سنگ یک قیراطی ممکن است هزار دلار ارزش داشته باشد، در حالیکه یک سنگ ۲ قیراطی شاید ۴ هزار دلار قیمت داشته باشد. گرچه این فرمول به ندرت به این اندازه دقیق است و برای مثال یاقوت کبود (sapphire) و یاقوت سرخ (ruby) با کیفیت خوب و در اندازه های بزرگتر، به ازای هر قیراط، قیمت بسیار بالاتری دارند.
نه تنها سنگ های بزرگتر گرانقیمت تر هستند، بلکه گوهرهای تراش خورده در اندازه های پایه (stock sizes) – آنچه که در تجارت سنگ ها، به اندازه های کالیبره شده (calibrated sizes) معروف هستند – نیز از سایر سنگ ها گرانتر هستند. دلیل این موضوع این است که مواد بیشتری باید از سطح سنگ برداشته شود تا به اندازه کالیبره شده بتوان دست یافت.
شکل : Shape
برخی از اشکال نسبت به سایر شکل ها قیمت بالاتری دارند. بخشی به دلیل تقاضا و قسمتی به علت مسائل مربوط به مواد مورد استفاده در تراش بعضی از اشکال خاص می باشد. به طور کلی، سنگ های مدور، بازار را در قبضه خود دارند. شکل بیضی (oval) بسیار بیشتر از اشکال مدور رواج دارد؛ زیرا معمولا از این نوع تراش استفاده می کنیم تا بتوانیم به حد امکان وزن ماده خام اولیه را حفظ کنیم. تراش یک گوهر مدور، به طور معمول، مستلزم از دست دادن مقدار بیشتری از سنگ راف است، و برای مواد بسیار گران قیمت مانند یاقوت کبود، یاقوت، الکساندریت (alexandrite) و از این قبیل، این مسئله می تواند اثر قابل توجهی روی قیمت داشته باشد.

الماس های رنگی فانتزی که در گروه “قابل سرمایه گذاری” قرار می گیرند، به “اشکال قابل حمل ثروت”مشهور شده اند. این سنگ های زیبا، قابل حمل و با دوام بوده و به راحتی می توان امنیتشان را تامین کرد- آنها حتی پس از ۱۰۰ سال، همان درخششی را دارند که در زمان پولیش اولیه خود داشتند. از همه مهمتر، ارزش الماس های رنگی فانتزی در طول زمان افزایش یافته که این موضوع به دلیل نادر بودن آنهاست. این الماس ها با تقاضای رو به رشد همراه شده و ارزششان را افزایش می دهد- الماس های رنگی جزو دارایی هایی هستند که بازده زیاد و باثباتی برای مالک خود به همراه دارند.
در حراجی های اخیر کریستی (Christie) و سوتبی (Sotheby )، الماس های رنگی فانتزی با قیمت های قابل رقابت با املاک و مستغلات فروخته شده اند. در سال ۲۰۱۳، حراجی کریستی یک الماس ۳۴٫۶۵ قیراطی صورتی با نام princie با قیمت رکورد شکن ۳۹٫۳ میلیون دلار و یک الماس صورتی ۸٫۷۷ قیراطی به قیمت ۶٫۳ میلیون دلار به فروش رسید. در نوامبر ۲۰۱۳، یک الماس ۵۹٫۶۰ قیراطی بنام ستاره صورتی (Pink Star) با قیمت ۸۳٫۲ میلیون دلار فروخته شد – که باعث ثبت یک رکورد جدید قیمت در حراجی های جهان برای هر الماس، سنگ قیمتی یا جواهر، در سوتبی ژنو شد.
در دفینه های وزیری برای آثارشناسی دفینه از نمادهایی استفاده می شد که بهترین مفهوم را داشته باشد تا بازماندگان وزیر و یا پادشاه حتی بعد از مرگ آنها بتوانند با رمز و رموزی که داشتند به دفینه خود دسترسی داشته باشند.
سردیس سرباز در آثارشناسی دفینه یعنی نگهبان ،یعنی هر جایی که سردیس سرباز یا تندیس کامل سرباز دیده شده چه با کلاه و نیزه و چه بدون نیزه و فقط سردیس باید به دنبال یک ورودی باشیم .ورودی ای که آن سرباز از آن مراقبت میکند و معمولا پشت سرباز قرار میگیرد یعنی برخلاف نگاه سرباز. نوع پوشش سرباز نشان از دوره های تاریخی مختلف دارد و بیانگر تاریخ و صاحب آن دفینه می باشد.البته وجود تندیس سرباز به ویژه هخامنشی در استان فارس و اصفهان و در اطراف شهر پارسه و تخت جمشید نشان دهنده مسیر تخت جمشید بوده و بر مطلب بالا صدق نمی کند.
خانه های سنگی اشتهارد واقع در مسیر جدید اشتهارد به نظر آباد واقع شده، این خانه ها در ده کیلومتری اشتهارد واقع شده که نشان دهنده زندگی، در زمان های دور و چیزی حدود ۲۰۰۰ سال پیشه. مجموعه خانه های سنگی اشتهارد شامل اتاق هایی دست کن در دل کوه های سنگیه. این مجموعه در منطقه ای با نام دایلر قرار داره. قدمت این طاق های سنگی به دوران اسلامی و حتی قبل از اون بر می گرده. این خانه های سنگی به علت بارش های باران و تغییر فصول فرسوده شده و امروزه برخی از این خانه ها بصورت سالم باقی مونده و جزئی از آثارات تاریخی اشتهارد محسوب می شه.
در بین آثار دفینه اسنفاده از میمون زیاد به چشم نمی خورد و اون هم به دلیل کم بودن این حیوان در ایران می باشد.وای اکثرا به شکل سنگ بزرگ سر میمون دیده می شود. میمون حیوان بازیگوش بوده و بسیار شلوغ می باشد. باید در دید مسیر این حیوان یک درخت بسیار کهنسال یا درخت موزی وجود داشته باشد. دفینه در اطراف آن است. با توجه به خصوصیات این حیوان می توانید آن را رمزگشایی کنید.
در علامت میمون که به یک صخره نگاه می کند یا آنجا را نشان می دهد باید بالا بروید و جای نشستن میمون را پیدا کنید و جنس در زیر نشستن آنهاست. اگر میمون نشسته باشد و با جلو نگاه کند باید زیر آن را بکاوید. اگر میمون تنها باشد و راس جانبی آن یک چشم باشد در اینصورت خط قیاس از چشم به سوی هدف خواهد بود.
اگر میمون بصورت سرتا پا باشد در این صورت قیاس ما اندازه گیری از سرتا پا بوده و هر یک سانت را ۱ متر در نظر بگیرید و قیاس به انجای دو چشم باشد هدف را می یابید.
باستان شناسان با بررسی بقایای باستانی تپه ای به نام «تل کیسون» در سرزمین تاریخی فلسطین، یک اردوگاه ارتش 2500 ساله کشف کرده اند که احتمال زیاد می دهند متعلق به ارتش ایران بوده است.
حدود 2500 سال پیش کمبوجیه دوم پادشاه ایران با ایجاد ارتشی برای حمله همه جانبه به مصر آنها را در فلسطین مستقر کرده است.
به نوشته این روزنامه، اکنون باستان شناسان معتقدند که احتمالا این اردوگاه را در شمال سرزمین فلسطین کشف کرده اند واین مکان نقطه شروع حمله این پادشاه هخامنشی به مصر بوده است.
در میان کشفیات منطقه تل کیسون بقایایی وجود دارند که قدمت آنها به دوره پارسی بر می گردد.
تل کیسون تپه ای با ارتفاع 28 متر در مرکز دشت ساحلی عکا واقع شده است.
اشیای سرامیکی و ظروف آشپزی یونانی و فنیقی آن زمان در تل کیسون نشان می دهد که این منطقه بخشی از اردوگاه ارتش بزرگ هخامنشی بوده است.
کمبوجیه ارتش خود را بین سالهای 520 و 530 قبل از میلاد برای روانه شدن به مصر در تل کیسون آماده می کرد.
کمبوجیه دوم، پادشاه هخامنشی و آغازکننده دودمان بیست و هفتم مصر و فرزند کوروش بود. از مهمترین اتفاقات مربوط به زمان وی می توان به حمله مصر و تصرف آن اشاره کرد.
کمبوجیه در سال های پس از رسیدن به قدرت، بیش از هر چیز وقت خود را صرف تهیه مقدمات لشکرکشی به مصر کرد. در سال 525 پیش از میلاد تدارک لازم برای لشکرکشی به مصر پایان یافت و سپاه کمبوجیه طی ده روز از صحرای سینا گذشته و مصر را تصرف کرد.
در این مطلب مباحثی واقعی ولی بسیار عجیب در خصوص تکنولوژی ساخت قایچه پرنده و روش استفاده آن خواهید خواند.
خلفای اموی و عباسی و همچنین موقولها در سركوب تكنولوژی ساخت قالیچه های پرنده نقش
اساسی را داشتند بعد نیست این موضوع رو دنبال کنید و بعد خودتون قاضی بشید که تاریخ ایران چقدر مورد آسیب قرار گرفته و چه اتفاقات زیادی بر سر مردم و سرزمین ایران در گذشته تا امروز افتاده و ایرانیان باستان چه جایگاهی در گذشته بین ملت های دیگر داشتند و امروزه جایگاهشون در بین دیگر ممالک از چه رتبه ای برخوردار است
هنری بك در سرداب های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیكی دریای خزر، طومارهایی یافته است كه شواهد جدیدی در مورد قالیچه های پرنده به دست می دهد.این طومارها كه به طرز خارق العاده ای سالم مانده اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یك محقق یهودی به نام اسحاق بن شریره نوشته شده است.
پس از آن كه پروفسور جی. دی . سپتیموس، زبان شناس مشهور، این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه كرد، این دست نوشته ها باعث جنجال های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت كوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، كنفرانسی با حضور كارشناسان برجسته بین المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بك، این دست نوشته ها را جعلی خواندن. اما پروفسور سپتیموس كه به خاطر عدم شركت بك در این كنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت كه این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.
قدمت این دست نوشته ها اكنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به كم روش رادیو كربن در حال تعیین است.
بنا بر نوشته های بن شریره، حكام مسلمان متعصب آن زمان قالیچه های پرنده را وسیله ای شیطانی می دانسته اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سركوب كرده اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاك كرده اند.هر چند قالیچه های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می شده اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.
بنابر یادداشت های بن شریره، نخستین اشارات به قالیچه های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یكی از این كتاب ها، مجموعه ای از ضرب المثل ها است كه توسط شامشاد، وزیر نبوكدنزر پادشاه بابلی جمع آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه ای از گفتگوهای باستانی است كه توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته های بن شریره، قالیچه های پرنده ای كه می توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط كیمیاگران و صنعت گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملكه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه اش شنید، دل شكسته شد و صنعت گران خود را از دربار بیرون كرد. این صنعت گران در نهایت در ناحیه بین النهرین و در نزدیكی شهر بغداد ساكن شدند و كسب و كار خود را ادامه دادند.
بن شریره در یادداشت های خود به توضیح چگونگی كار این قالیچه های پرنده می پردازد، اما متأسفانه اكثر اصطلاحات و عبارات فنی به كار رفته در این قسمت قابل فهم نیست. اما از قسمت های قابل خواندن متن چنین بر می آید كه قالیچه های پرنده هم مانند قالیچه های معمولی روی دار بافته می شده اند و تفاوت آنها با قالیچه های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است. صنعتگران دربار ملكه صبا گل مخصوصی «به دست آمده از چشمه های كوهستان» كشف كرده بودند كه هنگامی كه در معرض حرارت شدید، «داغ تر از آتش حلقه هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می كرد. با توجه به مغناطیس بودن كره زمین، وجود میلیون ها محور مغناطیسی كه از قطب جنوب تا قطب شمال كشیده شده اند، قالیچه هایی كه الیافشان به این گل آغشته می شد می توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به كار رفته، از یك متر تا چند ده متر می رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل های هوایی عمل می كردند و قالیچه می توانست در امتداد این محورها پیش رود.
براساس یادداشت های بن شریره، كتابخانه اسكندریه تعداد زیادی از این قالیچه های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه های مملو از پاپیروس كتابخانه، در اختیار مراجعه كنندگان به كتابخانه می گذاشته است. این كتابخانه كه در یك زیگورات قرار داشته است، بیش از ۴۰ هزار طومار خطی در اختیار داشته است كه توسط سیصد نسل از كاتبان نگاشته شده بود. سقف این كتابخانه آن قدر بلند بوده است كه بسیاری از مراجعه كنندگان ترجیح می داده اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه های پرنده مطالعه كند. براساس یادداشت های بن شریره، ساخت قالیچه های پرنده در سرزمین های اسلامی به دو دلیل سركوب شد.
نخست این كه حكام متعصب مسلمان می گفتند بشر قرار نیست پرواز كند و قالیچه های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله های شتر و اسب خود بودند و دلشان نمی خواست چند صنعتگر فقیر و بی چیز با ساخت قالیچه های پرنده كسب و كار آنها را نابود كنند.
قالیچه های پرنده در زمان حكومت خلفای اموی و عباسی به شدت سركوب شدند و در نهایت در سال ۱۲۲۶ میلادی و با حمله مغول به آسیای مركزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا كردند و هنگامی كه مردی به آنها گفت این قالیچه ها تیزروتر از اسب های پاكوتاه مغول هستند، چنگیرخان چنان از این توهین برآشفته شد كه سر مرد را از تنش جدا كرد و دستور داد تمام قالیچه های پرنده قلمروی وسیعش را جمع آوری و نابود كنند
امکان اینکه از این قالیچه بازم وجود داشته باشه است .
وجود این همه امام زاده در ایران باعث حرف و حدیث های فراوانی شده که شبهات زیادی را در دل مردم بوجود آورده و مردم را نسبت به آنها بدبین کرده .از طرفی هم اثری از آتشکده های قدیم نیست .در این مطلب به گوشه ای از این تحولات پرداخته شده است.
آتشکده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.
بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.
آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.
موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.
اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.
آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.
در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.
در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.
این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.
به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.
اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.
نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.
بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.
تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.
در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.
در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.
تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند
به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.
شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.
در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.
موميا چيست ؟
-موميا ، ماده اي است قهوه اي يا سياه رنگ كه در نتيجه ي اكسيد شدن هيدروكربن هاي نفتي « كه از كربن و هيدروژن تشكيل شده اند » در شكافها و شكستگيهاي طبقات زمين كه در مجاورت ذخاير نفتي زير زميني وجود دارند پيدا مي شود .
-موميا در حقيقت يك نوع قير طبيعي است كه غالباً مخلوط با شن و خاك مي باشد و بناباين نوعي آسفالت طبيعي است .
-موميا در ۱۰۰ درجه حرارت ذوب مي شود .
-چگالي آن در حدود ۲/۱ گرم بر سانتيمتر مكعب است .
-در تركيب موميا علاوه بر هيدروكربن ، اكسيژن و نيتروژن « ازت » و گاهي گوگرد هم وجود دارد .
-از حل كردن موميا در روغن ماده ي نرم و خميري شكلي به دست مي آيد كه سابقاً بر روي پوست بدن در نقاط ضرب ديده مي ماليدند.
-اسامي ديگر موميا « موميايي » ، قير طبيعي ، زفت رومي ، قير معدني ، عرق الجبال ، زفت يا بس ، زفت البحر ، كفراليهود ، فقر اليهود و آسفالت معدني است.
در كوههاي فارس ، بهبهان و لرستان از شكافهاي سنگها بيرون مي آيد .
[iنوشيدن محلول آن در روغن ها و ضماد آن جهت شكستگي اعضاء و ضرب ديدگي مفاصل و پاره شدن زردپي و ماهيچه در طب قديم تجويز مي شد .
-در عصر صفويه موميايي فارس ممتاز بود و تمام محصول آن كه از كوهي نزديك جهرم به دست مي آمد متعلق به شاه بود . كه يا آن را مي فروخت و يا به رسم هديه براي حكّام و بزرگان و پادشاهان ديگر می فرستاد.
مومیایی کردن جسد
موميائي مي تواند قسمتهائي از بافت هاي نرم بدن خود را كه در دوران حيات داشته است حفظ كند. بيشتر اين قسمتها شامل پوست و اندامهاي ماهيچه اي مي شوند . شايان ذكر است كه حفظ اين بافتهاي نرم يا با دخالت انسان ويا به صورت تصادفي ميسر خواهد بود و در هر دو حال زماني رخ مي دهد كه باكتريها و قارچها نتوانند در روي جسد رشد كنند و باعث فساد آن شوند.















