وب گیتاریست
- وب جاو
نشانه گذاری در پیدا کردن دفینه ها بسیار مهم و حیاتی بوده چرا که برداشتن دفینه ای که در کوه و بیابان توسط پادشاهان ، وزرا ، تجار و افراد عادی دفن می شده بدون داشتن آدرس دقیق و نشانه ممکن نبوده است از این جهت از علم آثارشناسی استفاده می شده است و سعی می شده که درمخفی سازی و پیدا کردن دفینه ها از نهایت طول و عرض جغرافیایی و آثار سنگی یا غیر سنگی و طبیعی یا مصنوعه دست ساخته بشر استفاده شود.یکی از این آثار مناره ها یا میل ها بودند.
منار یا مناره که چراغدان و چراہایه نیز گفته شده در لغت به معنای کانون نور محل روشنایی و جای نار است. وجه تسمیه اینست که در دوران پیش از اسلام مناره یا میل راهنما را جهت راحتی مسافران می ساختند. این هادیان قافله ها و راهنمایان کاروانها را عموما” در کنار راهها و جاده ها ساخته در تاج آنها آتشی روشن کرده تا گمگشتگان با دیدن نور آنها درشب های تاریک یا روزهای مه گرفته راه را از بیراه بازشناخته به سمت شهر بیایند.
در منطقه کویری ایران باستان، رفت و آمد مردم از یک منطقه به منطقه دیگر، در طول روز، به علت گرمای هوا و تابش نور خورشید بسیار سخت و طاقت فرسا بوده است. به همین علت کاروان ها عمدتاً شب ها طی طریق میکرده اند. بنابراین علاوه بر استفاده از ستاره ها برای جهت یابی (که همه مردم از آن اطلاع نداشته اند) روشی لازم بوده است تا مسافران بتوانند بدون آنکه گم شوند، خود را به آبادی دیگر برسانند.
پس ستون های بلندی که در گذشته به آنها میل میگفتند، توسط حکمران یا نیکوکاران محل ساخته میشد و کسی را مأمور میکردند تا شب هنگام بر بالای میل آتش برافروزد. میدانیم که شب ها در هوای صاف و بدون غبار، سیگار روشن یک فرد ایستاده سیگاری از فاصله ۱۶ کیلومتری دیده میشود.
وجود آتش بر بلندای یک میل با ارتفاع پنج متر یا بیشتر، خصوصاً در منطقه کویری، از دوردست ها قابل رۆیت بوده است. و به این ترتیب مسافران میتوانستند راه خود را پیدا کنند. وقتی اعراب بر ایران مسلط شدند، نام آین آتشدان هایی که بر بلندی ساخته میشد، معرب گردیده و به ” منار ” ( محل نار، یا محل آتش ) تغییر نام داد.
بعدها، چون مساجد محل اجتماع و انجام بسیاری از امور مردم بود، منار را در کنار یا نزدیک مسجد بنا نمودند. گواه صادق این مطلب منار مسجد جامع ساوه است که بیش از یک صد متر با خود مسجد فاصله دارد. با رشد صنعت معماری و ساخت گنبد های بزرگ برای مساجد، عاملی لازم بود تا نیروی رانش گنبد یا طاق های قوسی با دهنه زیاد را مهار نماید، بنابراین برای مهار نیروی رانش از دو منار با جرم زیاد در دو طرف سردر قوس دار مسجد یا دو طرف گنبد استفاده نمودند. هرچند وجود تقارن، از لحاظ هنر معماری، بر زیبایی بنا میافزوده است.
با توجه به توضیحات فوق، وجود این شائبه که مساجد دومناره مربوط به شیعیان و مساجد تک مناره مربوط به اهل تسنن است، اساساً مردود است. هم اکنون مسجد نمایشگاه بین المللی تهران تک مناره ساخته شده و مساجد بزرگی چون مسجد الحرام در مکه، مسجد پیامبر ، مسجد قبا ، مسجد شجره در مدینه، مسجد سلطان احمد و مسجد ایاصوفیه در استانبول بیش از دو منار دارند که صرفاً جنبه زیبایی داشته و کاربری دیگری ندارند.
دفینه تومولوس ها چند تا هستند؟
تومولوس تپه های دست سازی هستند که در حقیقت مزار پادشاه ، شاهزاده و دیگر بستگان بسیار نزدیک به آن پادشاست و هم می تواند صرفا فقط مقبره پادشاه باشد و هم مقبره خانوادگی . این تپه ها بر اساس معماری های الهام گرفته از لانه پرندگان ، حیوانات و کواکب و ستارگان طراحی و ساخته می شود که در ساخت آن که بعضا چندین سال زمان می برده است از همه امکانات یک پادشاه استفاده می شد و هم از نظر زیبایی داخلی و هم استحکام بیرونی کم و کاستی نداشته بود چرا که سرای زندگی بعد از مرگ پادشاه محسوب می شده و پادشاه هم سعی در زیباسازی آنجا داشته است.از نظر دفینه و هدایا نیز مکان بسیار پرباری می باشد و پادشاهان سعی در بردن قسمت زیادی از اموال خود برای زندگی بعد از مرگ برای خود داشتند.
از مسایل اصلی رسیدن به اموال تومولوس ها می توان به سختی زیاد کار ، زمان بر بودن ، هزینه زیاد ، پیچیده بودن مسیر تونل های داخلی ، استحکانات سنگین و عمق زیاد دفینه اشاره کرد و این مسله باعث شده تا کاوشگران کمی سراغ تومولوس ها بروند .اما نکته ای که اینجا وجود دارد اینه که آیا تومولوس ها فقط یک مقبره با دفینه دارند ؟
لازم به توضیح است که تومولوس ها ممکن است غیر از دفینه اصلی که در عمق پایین این تپه وجود دارد و مربوط به مقبره پادشاست دفینه های کوچک دیگری نیز بر روی سطح خود داشته باشد که مربوط به مقبره افراد دیوانی آن پادشاه و یا وابستگان دیگر مرتبط به آن خاندان باشد. از طرفی هم با توجه به معروفیت مکان تومولوس و حتی مقدس بودن آن مکان در ادوار مختلف تاریخی ممکن است از آن تومولوس به عنوان نشانه دفینه های دیگر نیز استفاده کرده باشند برای مثال ده گز از فلات تپه گذشته به سمت آفتاب درآمد قبری دارد …
لذا از این جهت اکثر حفاران که از گرفتن دفینه اصلی تپه ها نامید می شوند با استفاده از دستگاه روی تومولوس و اطراف آن را به دقت چک می کند تا به دفینه های کوچک احتمالی روی تپه یا اطراف آن برسند.
روش کار با فلزیاب چگونه است؟
زمانی که وارد یک کارگاه نجاری شویم با مجموعه ای از ابزار آلات روبرو می شویم که هر کدام برای یک ماموریت خاص طراحی شدند و نجار برای انجام کارهای مختلف از آن استفاده می کند و این موضوع برای تمامی مشاغل صنعتی و خدماتی صدق می کند.
حفاری باستان شناسی نیز به همین صورته و برای انجام مراحل مختلف کار نیاز به انواع تجهیزات حفاری و فلزیاب داریم که در این مبحث فلزیاب ها مورد بحث ما هستند و توضیح داده می شود.فلزیاب ها انواع مختلف دارد و به دسته ردیاب و نقطه زن تقسیم می شود که هر کدام به دسته جاتی مثل اسکنر یا تصویری ، شعاع زن یا ردیاب و نقطه زن پالسی یا بوقی تقسیم می شود.ماموریت هر کدام از این دستگاه ها مشخص می باشد و هر کدام برای کار خاصی طراحی شده است.
ردیاب ها برای شناسایی و رهگیری هدف از دور ، اسکنر ها برای دیدن تصاویر زیر لایه خارجی زمین و فلزیاب های پالسی هم برای ارسال پالس به داخل زمین و شناسایی فلز داخل خاک و مسیر حفاری . البته فلزیاب ها و اسکنر ها انواع مختلف دیگری نیز دارند که مجال پرداخت به آنها نیست.
گاها در بسیاری از سیستم ها عمکرد این دستگاه ها با هم ترکیب شده و مقلا هم ردیابی می کنند و هم اسکن یا هم پالسیه و هم اسکن می کند و غیره . بسیاری از کاربران از یک سیستم خریده شده انتظار دارند که همه ماموریت های ذکر شده را برای آنها انجام دهد که این کار شدنی نیست.هر ابزار برای عملکرد خاص طراحی شده و نباید انتظار نشدنی از یک سیستم داشت و باید از هر سیستم در جای خاص خودش استفاده کرد تا موفقیت حاصل شود.بنابراین باید در خرید سیستم ها دقت لازم را داشته باشیم.
آتش سپاری در ایران باستان چگونه بود؟
در ایران باستان با انواع مختلف تدفین روبهرو هستیم که از آن به عنوان سپردن بدن انسان به دنیای دیگر یاد میشود. آتش سپاری، خاکسپاری، هوا سپاری، آب سپاری و…، انواع این تدفینها بودند که برخی از آنها در عصر حاضر نیز اجرا میشود.
سنت آتش سپاری یا جسد سوزی معمولاً در مناطقی از دنیا انجام میشود که آب و هوای بسیار سردی دارند که امکان به خاک سپردن جسد وجود ندارد چراکه یا امکان کندن زمین به دلیل لایههای یخ وجود ندارد یا آنکه ممکن است جسد یخ بزند و از بین نرود و سبب شیوع بیماریها شود.
از این رو جسد را می سوزاندند. در دوران پیش از تاریخ جسد سوزی در مناطقی مانند سیبری، لهستان و شمال اروپا باب بود. البته شواهدی از جسد سوزی را در منطقه خاورمیانه داریم حتی در تپه سیلک و منطقه یارین تپه در بین النهرین در دوران نوسنگی شواهدی از این نوع تدفین به دست آمده. اما در هزاره دوم پیش از میلاد شاهد چنین تدفینی نبودیم. این در حالی است که در کاوشهای جدید خود در محوطه استرک با گوری روبرو شدیم که بیش از ۱۵ فرد، از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان و حتی کودک آتش سپاری شده بودند.
این آیین در هندوستان نیز رایج بود. باستان شناسان فرضیهای را مطرح کردهاند مبنی بر آنکه این سنت یک سنت هندواروپایی و آریایی است و شاید ریشه این آیین به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد و زمانی باز گردد که اقوام هندواروپایی از آسیای مرکزی و مناطق استپ به مناطق پایینتر کوچ کردند.
پاسخ روشنی درباره اینکه آیا این افراد بیماری خاصی داشتند یا مجازات شدهاند یا آنکه آیین خاصی درباره آنها اجرا شده است به دست نیاوردهایم. اما با توجه به بررسی مجموعه خاکسترهایی که حتی در میان آنها استخوان انسان نیز به دست آمده، متوجه شدیم گوری که از قضا بسیار شاخص نیز هست و این خاکسترها در آن کشف شده محل آتش سپاری و جسد سوزی نبوده؛ بلکه این خاکسترها از جای دیگر به این گور منتقل شده است. نظر و فرضیه کاوشگران بر آن است که این جسد سوزی یک آیین بوده و این بقایا برای مدت زمان طولانی در جای دیگری نگهداری و سپس به این مکان آورده شده است.
کنار گورهای آتش سپاری شده شی خاصی به دست نیامد. اما در گورهایی که خاکسپاری در آنها انجام شده چه در گورهای دخمهای و چه در گورهای چکمهای، تعداد قابل توجهی شیء پیدا کردیم.
تنوع آیین تدفین در دوره ی اشکانیان چه دلایلی دارد؟
کاوش های باستانی در گوشه و کنار کشور قبوری را به ما نشان می دهند که از نظر شکل بسیار متنوع هستند و مربوط به دوران اشکانی می باشد.دوره اشکانی به دلیل دوران طولانی امپراطوری ،گستردگی وسعت زیاد قلمرو حکومتی و وجود مذاهب مختلف ، شیوههای متنوعی جهت دفن اجساد وجود داشته است. تاکنون گورستانهای متعدی از این دوره با شیوههای متفاوت تدفین از قبیل :قبور خمرهای ، سردابهای ، گور معبد ، تابوتی ، چاهی ، مکعب مستطیل ، گودالهای ساده و سنگ چین در نقاط مختلف داخل و خارج ایران کشف و حفاری شده است. در بخش شمال شرق فلات مرکزی ایران و بخصوص در استان تهران به دلیل عدم انجام بررسیهای علمی و کاوشهای باستان شناسی ، هیچ گونه اطلاعی از وضعیت تاریخی و باستان شناسی این بخش از فلات مرکزی ایران وبخصوص شیوههای تدفین در دوره اشکانی وجود نداشت.با انجام دو فصل کاوش در محوطه ولیران در شرق استان تهران گورستانی با تعدادی گور و شیوه های مختلف تدفین کشف و شناسایی گردید که با مطالعه اولیه آنها ،اطلاعات مفید و ارزشمندی در خصوص شیوههای تدفین و نگرش مذهبی اشکانیان در منطقه دماوند حاصل آمد .
در بسیاری از حفاری های دفینه پس از مدتی کاوش بخصوص در تپه های باستانی و تومولوس به تونل های چپ و راست برخورد می کنیم که اگر این تونل ها به درستی انتخاب نشوند ما را در معرض خطر و اتلاف وقت شدید قرار می دهند.در زمان های گذشته تونلها کاربرد گوناگونی داشتند.مثل تونلی که منتهی به دفینه می شود تونلهایی که راه مخفی قلعه ها بود و تونل هایی که به سردابه ها منتهی می شد .
ساخت تونلها به اشکال مختلف بود یا سنگچین بود و یا دیواره ساروجی یا گچی داشت و یا دیواره تنوری و یا خشت و آجر .در بسیاری از موارد تاکید بر وجود هواکش دفینه می شود که این امر کاملا رد شده هست چرا که هواکشی برای دفینه نیست و اگر هم در طول مسیر تونل های منتهی به دفینه باشد جهت نفس کشیدن کارگران می باشد که از اول تعبیه میشد و به مرور زمان بسته می شد.
در بررسی های تاریخی مشخص شده است که یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری تمدن بشری در یک منطقه وجود منابع آبی مثل چشمه ها ، رودخانه ها و یا بستر های آب زیر زمینی جهت حفر چاه در آن منطقه می باشد که باعث می شود انسان ها در آن ناحیه تجمع و یک فرهنگ و تمدن را شکل دهند.
آب ماده ای بدون مزه و بدون بو است که برای تمام شکل های حیات لازم است .آب برای زندگی انسانها از اهمیت بالایی برخوردار است . به همین خصوص جایی که آب هست زندگی و جایی که زندگی هست فرهنگ و مدنیت هم خواهد بود . فرهنگ ها ومدنیت هایی که با بودن آب تشکیل می شوند از خود آثارهایی بجا خواهند گذاشت .همین آثارهای بجا مانده به ما درباره چگونگی زندگی انسانها در آن دوران اطلاعات خواهد داد
مصالحی که برای ساخت یک بنا استفاده می شود حدود ۲ – ۳ برابر مصالح برای ساخت آن بنا از آب استفاده می شود. در دوران باستان امکان حمل خاک ، سنگ ، خشت و سایر مصالح به دوردست ها ممکن بود ولی حمل آب به این راحتی ها نبود به همین دلیل شهرک سازی ، سازه های مختلف ، کشاورزی و دامداری در مجاورت منابع آب قرار می گرفت
دفینه – گنج و یا بررسی های باستانشناسی سطح بر اساس منابع آب ساخته شده باشد . چون آب وجود دارد ، جایی که آب هست زندگی و جایی که زندگی هست فرهنگ و مدنیت هم خواهد بود . جایی که مدنیت هست از آنها آثارهایی بجا خواهد ماند و از آثارها میتوانیم اطلاعات در مورد انسانها و رفتارهای اجتماعی و اقتصادی مردم بدست بیاوریم
مسئله مهم که مربوط به دفینه یابی می شود ، اشیاء مختلف استفاده شده و بجا مانده از آن دوران است .اگر آب نباشد ممکن نیست اولین استفاده شان آب بوده و یا آثاری بجا مانده از منبع آب باید باشد ، در غیر این صورت آچشمه،دفینه چشمه،آب در گنج یابی،آب در دفینه یابی،دفینه چاه
V در دفینه یابی نشانه چیست؟
V -1 به معنا پنج می باشد : در جهت نوک تیز V پنج قدم حرکت می کنیم نقطه ایی که به آن می رسیم باید بررسی شود.
2- در نشان V فاصله بین دو نوکش اندازه گیری میشود، هر سانتی متر به منزله یک قدم بوده و در جهت نوک تیز V باید کاوش انجام شود. نشان V یک نشان هندسی بوده، هم جهت و هم فاصله را می دهد. همانطور که در نشان U نیز وجود دارد در V نیز ویژگی استتار بالا می باشد. رمزکشایی نشانه V در جهت زاویه اش به دفینه و یا در پیدا شدن نشانه دوم در نزدیکی نشانه هدایت می کند. معمولا دفینه در جاهایی که نشانه های طبیعی دارند و در زمینهایی سفت دفن می شوند. برای مثال، نقطه اتصال دره ها، پیچ خوردگی دره ها در ردیف اول می باشد. از طرفی در قله تپه ها و یا در سنگهای راهنما مشهور راه بغداد و یا راههای ارتباطی دفینه گذاشته اند. دفینه موجود در سراشیبی و کناره دره ها را نشان V به خوبی رمزگشایی می کند.
به این شکل که : ممکن است گاها به نشان V به صورت Y بر بخوریم. این علاوه بر اینکه نقشه 2 دره که به هم پیوسته و با هم جریان دارند می باشد، دفینه موجود در سراشیبی دره را نیز رمزگشایی می کند. گاها نشان Y ممکن است به شکل نقطه نقطه و مثل ناخن سگ، خرگوش و یا بزغاله باشد. این نقطه ها را اگر با یک خط به هم وصل کنیم، به شکل Y خواهد بود. نشان V گاها ممکن است به شکل پا، نوک و دم موجودات زنده باشد. برای مثال مار دندان چنگالی، دم مار و یا ماهی که به شکل V می باشد، نوک عقاب و مرغ، یک V را تشکیل می دهند. در انسانها نیز وضعیت دست، وضعیت پا، به شکل V می باشد. پولش معمولا در غار و انیار زیرمینی بوده و به مقدار زیادی می باشد. به احتمال زیاد نشان های v, u و o به شکل فرورفتگی می باشند. ولی استثنا هم وجود دارد. برجسته بودنش رمز را تغییر نداده ولی اگر در کنار نشانه دیگری که در پایین خواهم گفت باشد رمز کشایی متفاوت خواهد بود، اما نشان V گاها در کنار تیر، نیزه و یا درون چهارگوش هم ممکن است باشد. قطعا برای حل کردن نشانه باید این مضمونها مشخص شوند.
روزانه آثار زیادی جهت کارشناسی برای بنده ارسال می شود که بسیاری از این آثار فیک هستند و ارزشی ندارد و جز هزینه الکی و وقت گذاشتن چیزی نصیب آنها نمی شود که بنده به صراحت این آثار را رد میکنم و بسیاری از آثار رسیده را تایید و برای کار کردن رد میکنم چرا که هزینه سنگینی دارد وهزینه بسیاری از این آثار از توان دوستان خارجه و نمی شود روی آنها کار کرد. یه توضیح مختصر در این خصوص خدمت دوستان عرض میکنم.وقتی آثاری به عنوان آثار وزیری معرفی شده یعنی دارای دفینه وزیری می باشد و وزیر در زمان خودش برای پنهان سازی مال و سرمایه و ثروت یک پادشاه هزینه بسیاری کرده است و با استفاده از کارگران پر شمار که تحت اختیار داشتنداستحکامات زیادی در جهت حفظ اموال پادشاه انجام دادند .البته با استفاده از دستگاه و یک استاد کار بلد می شود نتیجه گرفت ولی اکثریت دوستان نه استاد کار بلد در اختیار دارند و نه سیستم حرفه ای با یک اپراتور درست و حسابی. لذا بنده با توجه به شناخت این قضایا و مسایل دیگر به بسیاری از دوستان توصیه میکنم که روی این آثار شروع به کار نکنند .چون بار مالی زیادی دارد.
زرافه در دفینه یابی نشانه چیست؟
برای رمزگشایی نشانه زرافه باید به ویژه گی های فیزیکی زرافه دقت کنیم. طول و خمیدگی گردن زرافه به ما جهت و مسافت می دهد. غذای مورد علاقه زرافه درخت اقاقیا می باشد. در جهت داده شده یقیناً باید درخت اقاقیا و یا نشانه آن باشد. )بغیر از اقاقیا درخت دیگری هم می تواند باشد( اگر در آن منطقه درخت اقاقیا و یا نشانه آن نباشد جایی که درخت زیاد است و یا به مناطق جنگلی باید بروید.
بعضی از معانی سمبولیک زرافه اینها هستند : قوی، هوشمند، صبور، ظریف و اسرار آمیز. این معانی می تواند برای رمزگشایی به شما کمک کند.










