وب گیتاریست
- وب جاو
این آثار باید روی تل ها و نوک تپه ها باشد اگر غیر از این بود از مکان خود جابه جا شده است . خرگوش به معنی جهش به سمت جلو است شما باید در بین تپه قبری را پیدا کنید که در جلوی مسیر خرگوش قرار دارد که با سنگ چین و سنگ های پراکنده مشخص شده است باید قبر را به متراژ ۸۰ الی ۱ متر بکاوید و به جسد برسید و ۶۰ سانتیمتر زیر سر جسد را باید بکاوید تا به خمره ای به صورت خوابیده برسید سر کوزه مسیر دفینه را نشان میدهد.آثار شناسی. حفاری.گنج.الاغ در گنج یابی.دفینه یابی.گنج یابی.علامت الاغ.الاغ.سنگ کشتی.سنگ قایق.قایق سنگ.کشتی سنگ.سنگ خرگوش.خرگوش
در جایی هم که شتر آبستن است دفینه موجود در داخل همان شکم شتر است که با ساروج مهر و موم شده است جنس ساخت این شتر ها معمولا از ساروج و سنگ مخلوط است و دلیل نمی شود که حتما اجزای بدن شتر گردن به بدنش وصل باشد . در بعضی از مکانها اجزای بدن جدا هستند و از پشت وقتی به آن نگاه میکنید شبیح شتر می شود به این علت این کار را انجام میدادند که به راحتی قابل تشخیص نباشد .

آثار شترسنگ: به چند دسته تقسیم میشوند شتر ایستاده , شتر نشسته , شتر آبستن , شتر حکاکی شده , شتر کاروان با ساربان .
شتر ایستاده : به این معنی است که باید در پشت مکان ایستادن شتر سنگی تخت وجود داشته باشد و هر کجا که نگاه شتر به آن سمت باشد در جلوی آن باید به صورت کله قند باشد که نوک آن باید حفاری شود در یک الی دو متر اول جسد انسان نمایان می شود . در عمق هفت متری دفینه نمایان می شود . زیاد یا کم بودن دفینه به کوهان شتر بستگی دارد اگر تک کوهان باشد بار کمتر , اگر دو کوهان باشد دفینه ای بیشتر دارد که معمولا بار شتر سنگ ها از یک دیگ الی هفت دیگ می باشد و ممکن است تعدادی مجسمه هم موجود باشد و ابعاد آن معمولا ۲۰ الی ۵۰ سانتی می باشد .
شتر نشسته : در جایی که شتر نشسته است باید یا در زیر شتر به دنبال دفینه باشید یا در مسیر دم آن که معمولا بیشتر در زیر همان شتر در متراژ دو الی چهار متری است .
شتر آبستن : در جایی هم که شتر آبستن است دفینه موجود در داخل همان شکم شتر است که با ساروج مهر و موم شده است جنس ساخت این شتر ها معمولا از ساروج و سنگ مخلوط است و دلیل نمی شود که حتما اجزای بدن شتر گردن به بدنش وصل باشد . در بعضی از مکانها اجزای بدن جدا هستند و از پشت وقتی به آن نگاه میکنید شبیح شتر می شود به این علت این کار را انجام میدادند که به راحتی قابل تشخیص نباشد .
شتر حکاکی شده : این شتر نماد دفینه است ولی نه به صورت مستقیم . هر کجا که شتر حکاکی شده مشاهده کردید باید به دنبال آثار دوم باشید که معمولا در مسیر شیب قرار دارند . آثار دوم نماد آخر کار است و دفینه را نشان می دهد و متراژ کار در شتر حکاکی شده بستگی به آثار دوم دارد . اگر عقرب بود مسیر در کنار نهر و یا رودخانه امتداد دارد و راه ورود آن نزدیک به تخته سنگ بزرگی است که مسیری بسیار پر خطر خواهد داشت و حداقل دارای چهار تله فیزیکی است . به خاطر حفره ای که در مسیر آن ایجاد می شود مکانی دنج برای مارهای سمی است . اگر این آثار در جنگل ها و مکان رطوبتی پیدا شدند به خاطر رطوبت موجود در هوا و یا رانش جنگلی اکثر این تله ها خود به خود از کار می افتد . و مار های سمی هم در آن وجود ندارند اگرم ماری باشد غیر سمی خواهد بود ولی اگر همین آثار در جای خشک باشد تله های آن کاملا فعال و خطر ناک خواهد بود . پس باید بدانید که در این کار آثار دوم اهمیت خاصی دارد و شتر حکاکی شده بیشتر نماد دفینه است و تعداد کوهان ها و اندازه شتر حجم بار را نشان می دهد .
شتر کاروان همراه با ساربان : هر جا که تعداد شتر ها بالا رفت و در جلوی آنها ساربان ایستاده بود به این معنی است که این بار متعلق به بار کاروان است که توسط دزدان در آنجا مدفون شده است در جلوی آن دره وجود دارد باید در کنار آن مسیر مال روی قدیم را پیدا کرد . و مسیر را به سمت دره ادامه داد تا به سنگ بزرگی در کنار دیواره کوه رسید که سخره چسبیده است و در روبروی آن سنگ بزرگ تپه ای به صورت کله قند وجود دارد و باید دقیقا مسیر کله قند را به سمت پایین به متراژ ۷ متر کاووش کرد . در بعضی از اوقات در آن سوی دیگر دره تپه کله قندی را می توان یافت .آثار شناسی. حفاری.گنج.الاغ در گنج یابی.دفینه یابی.گنج یابی.علامت الاغ.سنگ آینه.آینه سنگ.شتر.سنگ شتر
قبرستان گبری. قبور خمره ای.قبر خمره ایی.تدفین مردگان.دفن مردگان.سنگ قبر.مقبره.قبرستان
در زمان های گذشته قبورها به 3صورت انجام میگرفت یکی زنها به صورت دایره ی یا مدور مردها به صورت مربع یا مستطیت و بچه ها به صورت مثلث دفن میشدن قبور گبری مخالف مسلمانان خاک میشدن یعنی به سمت قبله نیست برعکس قبله هستش.

قبرهای قبل اسلام
1.مگالیتیکی
2.لاشه سنگی
3.تومولوس
4.تل خاکی
5.گور دخمه
6.گور خمره
مگالیتیکی و لاشه سنگی مربوط به عصر آهن 2600 تا 3500 سال قدمت دارند
گور دخمه در دوران ماد و هخامنشی استفاده می شده
گور خمره داخل خمره سفالی بود تو قبر در دوران اشکانی
در دوران ساسانی هم دو روش بود یکی سنگ قبر مستطیلی که روش به خط پهلوی یا اشکال خاصی بود
یک گروه هم در خاموش خانه ها در بالای یک کوه قرار داشت.
علامت کوزه خوابیده در حفاری

1-اگه کوزه با 2 دسته ،خوابیده و سالم بود، طول کوزه را اندازه بگیرید و برای هر سانتیمتر یک متر رو به دهانه کوزه بروید.
2- اگه بعد حفاری بعد از 120 cm به لاشه کوزه خوردین،یعنی اندازه این تیکه کوزه از کف دست بشتر یا اندازه باشه معنی کلمه رو میده،اگه دسته داشت تیکه کوزه رو اندازه گرفته و رو به دسته میری.
3- توجه کنید قسمت 2 رو در نظر بگیرید با این تفاوت که لاشه کوزه دسته ندارد !!!!!!!!! جهت شناسایی مسیر درست باید رو به گودی یا فرو رفتگی کوزه حرکت ادامه پیدا کند که معمولا رو به جهت پایین هست.( نکته اینکنه در چنین مواقه ی تا 2 متر زیر این لاشه کوزه خبری از آثار و نشونه دیگه نیست.
4- اگر به قسمت 3 که گفته شد برخوردید!!!!!! زمانی به نتیجه می رسبد که کوزه را تکه تکه پیدا کنید و مثل جدول کنار هم قرار بدید تشکیل یه کوزه کامل بدهد. معمولا در این جور دفینه ها از ته کوزه شروع می شود و به دهانه ختم میشود که 30 سانت زیر دهان احتمال خیلی زیاد از ساروج نوع قرمز استفاده شده است.
. الماس آلنات : سه میلیون دلار

این سنگ بر اساس نام یکی از صاحبان آن به نام میجر آلفرد ارنست آلنات نامگذاری شده میباشد که یک سرباز، حامی هنر، ورزشکار، و تاجر بود. اگرچه مبدأ اصلی این سنگ ناشناخته است اما اینگونه تصور میشود که این سنگ در معدن الماس De Beers Premium یافته شده است. سرگرد آلنات این الماس را در اوایل دههی 1950 خریداری نمود. وزن سنگ حدود 101.29 قیراط ( 20.258 گرم ) است. رنگ آن زرد شفاف با برشهای کوسنی است. صاحب کنونی این الماس شرکت سیبا (siba) میباشد. برای افزایش شفافیت، این سنگ تحت برش های زیادی قرار گرفته و در نهایت پس از فروش به صاحب فعلیاش، به وزن الآن مجدداً برش دادهشده و شدت شفافیت رنگ زرد آن،به تخیلی قوی (fancy intense) رسیده است. ارزش تخمین زده شده برای این سنگ دست کم 3 میلیون دلار امریکا میباشد.
9. الماس قلب ابدیت : 16 میلیون دلار

این الماس عضو طبقهبندی سنگهای رنگی بسیار کمیاب میباشد. الماس قلب جاودان در معدن الماس پریمیر (Premier) در جنوب آفریقا یافت شده است. این معدن تنها معدن دنیاست که میزان قابل ارزیابی الماس آبی در آن تولید میشود. این الماس توسط گروه استینمتز (Steinmetz Group) برش داده شد، آنها صاحبان اصلی این سنگ قبل از فروشش به د بیزر بودند. وزن قلب ابدیت 27.64 قیراط ( 5.528 گرم ) است و به رنگ تخیلی واضح آبی (Fancy Vivid Blue) است. این الماس در ژانویه سال 2000 یافت شد. قلب ابدیت در کلکسیون جواهرات هزاره د بیرز بوده است. صاحب فعلی قلب جاودان سعید قدری هندی است و ارزش آن حدود 16 میلیون دلار آمریکا تخمین زده شده است.
8. الماس قرمز موساایف : 20 میلیون دلار

این الماس بزرگترین الماس قرمز رنگ شناختهشده در جهان میباشد. این الماس در سال 1990 توسط یک کشاورز برزیلی در ناحیهای که امروزه با نام آلتو پارانایبا شناخته میشود کشف شد. الماس موساایف که الماس سپر قرمز (Red Shield Diamond ) نیز نامیده میشود، سنگی 5.11 قیراطی (1.022 گرم) است . این سنگ برش مثلثی برلیانی دارد و دارای رنگ تخیلی قرمز است. این سنگ توسط شرکت ویلیام اسکات گلدبرگ (William Goldberg Diamond Corp) خریداری و برش داده شد و به زودی تبدیل به الماس شناخته شده سپر قرمز (Red Shield Diamond ) شد. صاحب فعلی آن شرکت سهامی خاص جواهر سازان موساایف است بوده و ارزش آن حدود 20 میلیون دلار تخمین زده میشود.
7. الماس ویتلسباخ: 80 میلیون دلار

این الماس در اصل از معادن کولور شهر گونتور در ایالت اندرا پرادش کشور هند به دست آمده است . صاحب اولیه این سنگ، فیلیپ چهارم اسپانیا بود و این سنگ در اواسط دههی 1960 یافته شده است. الماس اصلی ویتلسباخ که به نام ویتلسباخ آبی نیز شناخته میشد، حدود 35.56 قیراط ( 7.112 گرم ) وزن داشت، و به رنگ تخیلی عمیق آبی متمایل به خاکستری بود که به عنوان جواهر تاج هر دو کشور اتریش و باواریا استفاده شده بود . رنگ و شفافیت آن قابلمقایسه با الماس امید (Hope Diamond ) است. این الماس برشهای عتیقهی برلیانی بیضوی ستارهای (Antique Oval Stellar Brilliant Cut) دارد. وزن نهایی الماس 4 قیراط سبکتر است، زیرا لورنس گراف که صاحب بعدی این الماس بود، برای برطرف کردن ایرادات آن ، مجدداً این الماس را توسط سه برشکار تراش داد. بنابراین وزن نهایی آن 31.06 قیراط ( 6.212 گرم ) بوده و ارزش تخمینی آن 80 میلیون دلار آمریکا برآورد شده است. صاحب کنونی این الماس حمد ابن خلیفه آل ثانی میباشد.
6. الماس ستارهی صورتی : 83.2 میلیون دلار

این الماستنها و بزرگترین الماس شناختهشده به رنگ صورتی واضح است. ستارهی صورتی توسط د بیزر در سال 1999 در جنوب آفریقا یافته شده و وزن نتراشیده آن 132.5 قیراط بود. این الماس در نمایشگاه اسمیتسونیان به اسم " شکوه و جلال الماس ها " در کنار برجستهترین الماسهای دنیا به نمایش گذاشته شد. وزن کنونی این الماس 59.60 قیراط (11.920 گرم ) بوده و برش برلیانی بیضوی آمیخته (Mixed Oval Brilliant Cut) دارد. ارزش تخمین زدهشده برای ستارهی صورتی 83.2 میلیون دلار آمریکا است. الماس توسط حراج خانه ساتبیز در ژنو به حراج گذاشته شد و قیمت فروش آن، رکورد قیمت تمام سنگهای قیمتی را شکست. این الماس توسط اسحاق وولف، یک برشکار الماس آمریکایی خریداری شد و او نام این سنگ را به رویای صورتی تغییر داد. نامهای متفاوتی از طریق صاحبان متعدد به این سنگ داده شده است. نام این الماس به طور پیوسته از استینمتز صورتی ( 2007-1999) به ستارهی صورتی ( 2013 –2007 ) و سپس به رویای صورتی ( 2013 به بعد ) تغییر داده شده است .
5. الماس صدسالهی د بیزر – 90 میلیون دلار

الماس صدسالهی د بیزر سومین الماس بزرگ یافته شده در معادن پریمیر میباشد. این الماس دارای بیشترین درجهی بیرنگی است و از بیرون و داخل بیعیب است. این الماس در 17 جولای 1986 با استفاده از سیستم اشعهی ایکس در جنوب آفریقا کشف شد. وزن نتراشیده آن 599 قیراط بود که در نهایت به 273.85 قیراط ( 54.770 گرم ) کاهش یافت. انستیتوی گوهر شناسی آمریکا به رنگ این الماس، درجه D را داده است. برش این الماس ، بریلیانی اصلاح شده به شکل قلب است. نام این الماس داستان جالبی را همراه با خود میآورد. این الماس به شکل خام برای جشن صد سالهی معادن یکپارچه د بیزر به نمایش گذاشته شده بود . صاحب فعلی این الماس ناشناس است و ارزش تخمینی آن حداقل 90 میلیون دلار آمریکا برآورد شده است .
4. الماس امید – 200 میلیون دلار

الماس امید که معمولاً با نامهای " آبی فرانسه "، " جواهر شاه " و " تاورنیه آبی " نیز خوانده میشود مشهورترین الماس جهان است. به دلیل وجود مقادیری بور در ساختار کریستالی این الماس، رنگ آن تخیلی آبی متمایل به خاکستری تیره است. میزان روشنی آن به دلیل وجود دانه دانههای سفید، VS1 در نظر گرفته شده است. این الماس در معادن بزرگ کولار در هند یافته شده است. تاریخ کشف الماس امید همچنان یک راز است. سنگ دارای برش کوسنی عتیقه است. تاریخ اولین برش این سنگ هنوز ناشناخته است اما پس از سال 1791 از الماس آبی فرانسوی دوباره برش دادهشده و برش نهایی آن توسط هری وینستون در بین سالهای 1949 تا 1958 داده شد. الماس امید خصوصیات فیزیکی منحصر به فردی دارد که باید مورد توجه قرار گرفته شود. وزن این الماس 45.52 قیراط ( 9.104 گرم ) است و اندازهی آن با گردو یا تخم کبوتر مقایسه شده است. درصورتیکه نور ماوراء بنفش با طول موج کوتاه به این سنگ تابانده شود، این سنگ تا زمانی حتی پس از قطع شدن منبع نور، درخشش شدید و عجیبی انجام میدهد. به دلیل این خصوصیت عجیب، مردم تصور میکنند این الماس نفرین شده است. صاحب فعلی این الماس موزهی تاریخ طبیعی اسمیتسونین است. بهای تقریبی آن 200 تا 250 میلیون دلار آمریکا تخمین زده شده است.
3. الماس کولینان: 2 میلیارد دلار

این الماس بزرگترین الماس یافته شده با کیفیت جواهر است. بزرگترین جواهر جلا دادهشده از این سنگ به نام کولینان 1، یا ستارهی آفریقا است. الماس کولینان در معادن پریمیر در جنوب آفریقا کشف شد. نه الماس مشابه که از سنگ کولینان جدا شدند، به نامهای کولینان 1 تا کولینان 9 هستند. کولینان 1 بر روی عصای سلطنتی نصب شده است. هردوی کولینان 1 و کولینان 2، جزو جواهرات سلطنتی انگلستان هستند. کولینان 9 بر روی یک انگشتر طلای سفید که به اسم انگشتر کولینان 9 شناخته می شود نصب شده است. وزن الماس کولینان برابر 3106.75 قیراط (621.350 گرم ) بوده و دارای برش های متنوع ( کوسنی، گلابی و مارکیز) می باشد. این الماس توسط برادران آسچر برش داده شد. صاحب اصلی آن شرکت حفاری الماس پریمار بود و در حال حاضر متعلق به پادشاهی انگلستان میباشد. رنگ این سنگ سفید و با درجهی D یا e میباشد. قیمت تخمین زده شده برای این الماس، 2 بیلیون دلار آمریکا است.
2. الماس سانسی: بسیار گرانبها

این الماس در اصل از هند منشأ گرفته و شهرت آن به مغول های دوران باستان هم میرسد. این سنگ قبل از سال 1570 کشف شد. الماس سانسی، اولین الماس بزرگی بود که با وجوه متقارن برش داده شد. شکل آن مانند دو تاخ پشت به پشت است اما فاقد شکل خیمهای می باشد. وزن این سنگ 55.23 قیراط ( 11.046 گرم ) است و رنگ آن زرد کمرنگ است که درجهی دقیق آن به ثبت نرسیده است. برش این الماس، برش برلیانی اصلاح شده سپرمانند (shielded shaped modified brilliant cut) است. الماس سانسی دارای تاریخچه ای جالب با صاحبان متعدد است. این سنگ صاحبان مختلف و کشورهای متعددی را تجربه کرده است. سرانجام این سنگ درخشان، در گالری آپولو که متعلق به کلکسیون جواهرات سلطنتی فرانسه در موزهی لوور است، قرار گرفت. الماس سانسی، بسیار باارزش است و نمیتوان برای آن قیمتی تعیین کرد.
1 - الماس کوه نور – بسیار گرانبها

تاریخ این سنگ ، به وینکونتار، گونتور، در نزدیکی معبدی در اندرا پرادش در هند بازمیگردد . این الماس ثروت بسیاری از خاندانها، از جمله خاندان مغول، سیک، پارس، و بریتانیا بوده است. قدیمیترین اشاره به کوه نور به سال 1526 بازمیگردد . در طول فرمانروایی بریتانیا در هند، این الماس از هند به انگلستان منتقل شد. وزن اصلی کوه نور قبل از برش 793 قیراط بود، که در حال حاضر یک الماس برش خورده به وزن 105.6 قیراط ( 21.6 گرم ) میباشد. کوه نور یکی از بزرگترین الماس شناختهشده در جهان است. این الماس، توسط هورتنسو بورگیا برش داده شد. این سنگ، گنجینهای برای بسیاری از پادشاهان بوده و در حال حاضر گرانبهاترین جواهر دنیا می باشد. اندازهی کوه نور 36* 3.90*13.04 میلیمتر برآورد شده است . در حال حاضر این الماس در تاج ملکه الیزابت قرار داشته و در برج لندن به نمایش گذاشته شده است. گردشگران زیادی از سراسر دنیا به این مکان جذب میشوند تا تنها نگاه کوتاهی به این سنگ بیاندازند.
الماس از کربن خالص تشکیل شده و سیستم تبلور آن کوبیک است . وزن مخصوص الماس 5/3 ،ضریب شکست آن 42/2 و سختی آن در مقیاس موس،مساوی 10 می باشد.الماس با سنگ کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشاء گرفته اند همراه است. در رسوبات رود خانه ای به صورت پلاسر یافت میشود.به علت مصارف زیاد الماس که بیش از 80%آن به مصارف صنعتی (از جمله برش مواد بسیار سخت نظیر فولاد آلیاژی ،کاربید تنگستن ، سایدن و پولیش،اره کردن سنگ و بتون حفاریها )می رسد دانشمندان به فکر ساختن الماس مصنوعی افتادند. برای این کار دانشمندان از طبیعت الهام گرفته و طبیعت حاکم برای تشکیل الماس را بررسی کردند.محل تشگیل الماس دارای فشار و حرارت زیاد میباشد. این فشار و حرارت لازم را دانشمندان با طراحی دستگاههایی که میتوانستند چندین هزار بار فشار و چندین درجه سانتیگراد حرارت را تولید کند ،بسازند .ولی تنها مسأله ای که نادیده گرفته شده بود مسئله زمان بود چون در طبیعت بی شک زمان زیادی برای تشگیل الماس در اعماق سپری میشود . دانشمندان با فرض اینکه به این مشکل فائق بیایندبا حرارت و فشارهای مختلف کار را بروی گرانیت شروع کردند ،کاری که بیشتر اذ 5 سال طول کشید و تأثیر متقابل فشار و حرارت زیاد را بر هم بررسی کردند ولی این مسأله را نتوانستند حل کنند تا اینکه برای نخستین بار الماس توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953 ساخته شد . جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین باربا استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500 درجه سانتیگرادتوانست الماس مصنوعی بسازد . چون کربن در ساختار گرانیت جایگاه خود را ترک نمی کند ،برای اینکه به این مشکل غلبه کنند به دنبال حمال مناسبی برای کربن گشتند .این حمال به دلیل ظرفیت خود و وزن اتمیش باید خاص می بود . به همین دلیل حمال ترولیت را مناسب دیدند و در نتیجه آن را به آزمایش اضافه کردند . این دفعه به موفقیعت بی نظیری در جهان دست یافتند و الماس های زیاد و کوچکی دیده شد . در این مرحله کار Fe ظرفیت مناسبی برای حمل کربن داشت و میتوانست هر کربن جای گوگرد بنشیندو جابه جا شود . در اول کار چون الماس ها به قدری کوچک بودند که توجیه اقتصادی چندانی نداشتند به دنبال راهی برای الماسهای بزرگتر گشتند.البته در این مرحله چون الماسها چندان شفاف و زینتی نبودند و دارای اندازه کوچکی بودند به عنوان سرمته و سمباده در صنعت به کار گرفته شده و انقلابی در صنعت ایجاد شد.در مرحله بعد دانشمندان برای تسریع در عمل حمل و همچنین برای بزرگتر شدن،نطفه ای از الماس را در درون گرانیت قرار دادند تا این عمل به سرعت پیش رود . در ادامه این کار و با پیدا کردن فشار و حرارت لازم الماس های بزرگ و بهتری بدست آوردند و به سرعت روانه بازار سنگهای زینتی شد و رقیب سرسخت و زنگ خطری برای الماس طبیعی شد. به همین دلیل الماس فروشان طبیعی به دنبال نقطه ضعفی برای الماس مصنوعی گشتند.از لحاظ شکل و سختی هیچ فرقی بین طبیعی و مصنوعی نمیتوانستند بگذارندولی تنها مسأله ای که براحتی در الماس مصنوعی قابل مشاهده بود تراشه هایی از آهن درون الماس بود که این تراشه ها موجودباعث شناخت الماس مصنوعی می شد برای این کار دوباره الماس سازان به دنبال راه حلی گشتند و توانستند با طراحی دستگاه های دقیق تر و همچنین صرف زمان بیشتر برای ساخت الماس در دستگاه ، دیگر اثری از آهن یافت نمی شد ولی بعد از این مسأله ای که وجود داشت رنگ الماس مصنوعی بود. الماس های مصنوعی اغلب به رنگ زرد یا نارنجی بودند و این مسأله باعث کاهش شفافیت الماس میشد الماس سازان برای رفع این مشگل دوباره به ساختار الماس مصنوعی مراجعه کردندو مشاهده کردند در خلل و فرج الماس مصنوعی یک چیز اضافی به نام N2 به صورت اسیر شده وجود دارد که در الماس طبیعی وجود نداردو این عامل به خاطر تشکیل آن در جو زمین بود چون نیتروژن در اعماق زمین وجود نداردپس در نتیجه الماس طبیعی فاقد نیتروژن و دارای شفافیت بیشتری بود .بریا حل این الماس سازان به دنبال یک جذب کنده مناسب برای نیتروژن گشتند تا الماس بدون مزاحمت نیتروژن ساخته شود.بهترین عنصری که با ظرفیت مناسب یافتندAl³ بود با قرار دادن Al دور گرافیت، Al از مراجعت نیتروژن به درون الماس ممانعت میکرد و آنرا جذب می نمود اکنون کار برای الماس فروشان طبیعی سخت شده بود چون الماس مصنوعی به بازار می آمد که دارای شفافیت،سختی و جلای یکسان با طبیعی بود .دوباره الماس فروشان به دنبال راه حلی گشتند و این بار دیدند که الماس های مصنوعی خاصیت فلورسانس دارندیعنی اگر الماس مصنوعی را در تاریکی بگذاریم و به آن اشعه گاما تابش دهیم بعد از قطع اشعه الماس تا چند ثانیه شرئع به درخشیدن میکند یعنی نور از خود تابش میکند و طبیعی این خاصیت را نداشت. الماس سازان دوباره به دنبال راه کار مناسب گشتند،و با بررسی دقیق و طراحی مناسب تری از دستگاههای الماس ساز و بهبود روش کارشان تا حدود زیادی این مشکل را مرتفع کنندو این بار الماس فروشان طبیعی باید چه کار کنند؟؟؟آنها با بررسی ساختار الماس طبیعی و مصنوعی که اندکی شکل نوکلوئید مصنوعی با طبیعی فرق دارد ولی این کار را هر کارشناس الماس نمی توانست تشخیص دهد و خیلی محدود بود و در نتیجه مناسب بازار نبود پس الماس فروشان طبیعی به ناچار فقط توانستند اسم شرکت خودشان را در الماس به صورت خیلی ریز بنویسند تا مشتریان از طبیعی بودن زیور آلات خود مطمئن شوند.
کسی که می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذکر را بسیار بگوید و در آغاز و پایان آن هم، یک صلوات بفرستد… (أَغنِنی بِحَلالِِکَ عَنِ حَرامِکَ، وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک
چه قدر خوب است انسان از ناحیه ى امر روزى راحت باشد، زیرا همّ و غم روزى بدتر از زحمت کار است. کسى که به همّ و غم روزى مبتلاست، شب و روز کار مى کند و پیوسته غصّه ى روزى را مى خورد!خدا کند یقین براى انسان روزى شود! آیا آدمى هست که مى ترسد از گرسنگى بمیرد؟! ولى باید بداند هم چنان که امکان دارد از گرسنگى بمیرد، اگر مردن او مقدّر شده باشد، ممکن است از سیرى بمیرد.
علم بهتر است یا ثروت؟
از موارد تجربه شده و مفید ختم «اذا وقعه» است که از امام سجاد علیهالسلام روایت شده و علامه مجلسی (ره) آن را نقل نموده اند. این ختم به صورت زیر میباشد:
اگر اول ماه (قمری) روز دوشنبه بود، از روز اول تا چهاردهم، سوره واقعه خوانده شود، و مقدار خواندن هر روز به تعداد شماره روزهاست، به این شکل که در روز اول ـ مثلا ـ یک مرتبه، و در روز چهاردهم چهارده مرتبه خوانده میشود.
بعد از اتمام خواندن سوره مبارکه واقعه در هر روز،این دعا نیز خوانده شود: «اَللّهُمَّ اِنْ کانَ رِزْقی فِی السَّماءِ فَأنْزِلْهُ وَ اِنْ کانَ فِی الْاَرْضِ فَأخْرِجْهُ وَ اِنْ کانَ بَعیداً فَقَرِّبْهُ وَ اِنْ کانَ قَریباً فَیَسِّرْهُ وُ اِنْ کانَ قَلیلاً فَکَثِّرْهُ وَ اِنْ کانَ کَثیراً فَبارِکْ لی فیهِ وَ أرْسِلْهُ عَلی اَیْدی خِیارِ خَلْقِکَ وَ لا تُحْوِجْنی اِلی شِرارِ خَلْقک. وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ فَکَوِّنْهُ بکِیْنُونِیَّتِکَ وَ وَحْدانِیَّتِکَ، اَللّهُمَّ انْقُلْهُ اِلَیََّ حَیْثُ اَکُونُ وَ لا تَنْقُلْنی اِلَیْهِ یَکُونُ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَِیْءٍ قَدیرٌ. یا حَیُّ یا قَیُّومُ، یا واحِدُ یا مَجیدُ، یا بَرُّ یا رَحیمُ یا غَنیُّ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَمِّمْ عَلَیْنا نِعْمَتَکَ، وَ هَنِّئْنا کَرامَتَکَ، وَ اَلْبسْنا عافیَتَکَ.»
و در هر پنجشنبهای که در این میان ـ اول تا چهاردهم ـ قرار دارد این دعا خوانده شود: «یا ماجِدُ، یا واحِدُ، یا جَوادُ، یا حلیمُ، یا حَنّانُ، یا مَنّانُ، یا کَریمُ اَسْألُک تُحْفَةً مِنْ تحَفِکَ تَلُمُّ بها شَعْثی وَ تَقْضی بها دَیْنی وَ تُصْلِحُ بها شَأنی برَحْمْتِکَ یا سَیِّدی» (بیان آیت الله العظمی سید “صادق روحانی” در مورد دعایی برای ثروتمند شدن )
این کار و این ختم، بارها جهت توسعه رزق و تسهیل امور مشکل و ادای دین تجربه شده و موثر بوده است.
ذکری که روزی را فراوان می کند !
کسی که می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذکر را بسیار بگوید و در آغاز و پایان آن هم، یک صلوات بفرستد… (أَغنِنی بِحَلالِِکَ عَنِ حَرامِکَ، وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک: خدایا! مرا به وسیله حلالت از حرام خویش بی نیاز کن، و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت بی نیاز ساز!)[گوهرهای حکیمانه ، آیت الله بهجت ،ج۱۴]
صبر و شکیبایی در برابر فقر و کمبودها
فقرا در کمبودها و فقر و نداری، باید صبر و شکیبایی داشته باشند؛ و بدانند که آنها هم از نعمت های دیگری برخوردارند که اغنیا برخوردار نیستند. و ثروتمندان، بلاها و ابتلائات و گرفتاریهایی دارند که مستضعفان و محرومان ندارند! [در محضر بهجت:ج۱/ص۶۸]
خوبی و خوشی عیش، تنها به زیادی وسایل راحتی نیست؛ راحتی درونی و رفاه و خوشی و آرامش دل، به داشتن وسایل رفاه و راحتی نیست؛ بلکه چه بسا وسایل رفاه، اسباب نگرانی و ناراحتی و اضطراب درونی را فراهم کنند! [در محضر بهجت:۱/۶۸]
هر کس به روحِ خود توجه کند، می بیند که از سنخ این جا نیست؛ بلکه برای انجام کاری و تحصیل امری، چند روزی به این جا آمده است و دوباره باز می گردد: (مَن عَرَفَ نَفسَهُ، عَرَفَ رَبَّه: هر کس خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.)
مادیات را تنها وسیله قرتار دهیم ، نه هدف نهایی
خدا کند که مادیات برای ما وسیله باشند، به گونه ای که وقتی امور دنیویه به ما اقبال کردند، سبب تأکید و اقبال ما به امور معنویه و آخرت گردند. [در محضر بهجت:ج۱/ص۸۲]
بعضی از علما با سفارش به نماز اول وقت و یا نماز شب، زندگی آینده فرزندانشان را تأمین کردند. [در محضر بهجت:ج۱/ص۸۵]
داشتن وسایل راحتی و رفاه، غیر از راحتی و رفاه و آرامش دل است: (اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ…: تنها وسیل? آرامش دل، ذکرُ الله است) ولی ما بر اسباب تکیه می کنیم و از مسبّبُ الاسباب غافل هستیم. [در محضر بهجت:ج۱/ص۸۶]
ما زیاد غصه رزق و روزی را می خوریم!
خداوند تعالی در قرآن، به همان طریقی که معاد، قیامت، بهشت و جهنّم را بیان نموده اند، به همان طریق می فرمایند: (رزق و روزی همه بندگان را من می دهم.) [فیضی از ورای سکوت:ص۲۳۰]
اگر ما به اندازه ای که این بچه به مادرش اطمینان دارد به خداوند اطمینان داشتیم، و می دانستیم که هر چه از او بخواهیم می دهد، هیچ مشکلی نداشتیم و همه کارهایمان درست می شد.[فریادگر توحید:ص۱۶۲]
ثروت
هر کس به روحِ خود توجه کند، می بیند که از سنخ این جا نیست؛ بلکه برای انجام کاری و تحصیل امری، چند روزی به این جا آمده است و دوباره باز می گردد: (مَن عَرَفَ نَفسَهُ، عَرَفَ رَبَّه: هر کس خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.)[نکته های ناب:ص۸۵]
اگر بالغیر بودن را فهمیدیم [یعنی همه چیز از خدا است]، اقبال است؛ و در این حال، هر چه از او بخواهی، می شود و خداوند به او خطاب می کند (إِلَی المَلِکِ الحَیِّ القَیُّوم: به بنده ام، که پادشاهِ زنده و پابرجا است!) زیرا بنده وقتی رو به آن طرف می کند، ازل و ابد را به هم پیوند می دهد، و وقتی رو به این طرف می کند، پشت پای خود را هم نمی بیند![نکته های ناب:ص۸۹]
ما وقتی این گونه کرامت ها را [از اهلش] می بینیم، با خود می گوییم: ای کاش ما هم می توانستیم انجام دهیم! و حال این که چنین کرامت ها کجا، و امکان معرفت و خداشناسی که خدا به ما داده است کجا؟![در محضر بهجت:ج۲/ص۱۵۸]
خدا کند یقین او، روزى او باشد!
آقا سیّد على قاضى طباطبایى ـ رحمه اللّه با این که منقطع بود ” اَشَدَّ الانْقِطاعِ ” او، حتّى از انقطاع طلاّب منقطع تر بود ـ زیرا آن ها راه خانه ى علما و مراجع را مى دانستند ولى او آن را هم نمى دانست ـ مى گفت: هفتاد سال از عمرم گذشته یا بیشتر، ولى یک شب نشده است که بگوییم، امشب شام نداریم. خدا کند هر کسى یقینِ او، روزىِ او باشد!
پیرمردى در کاروانسرایى ساکن بود. قافله اى وارد شدند و شام خوردند، مقدارى زیاد آمد، گفتند: ببینیم آیا کسى در این جا هست، جست و جو کردند و به آن پیرمرد رسیدند و به او گفتند: شام خورده اى؟ گفت: نه. گفتند: مقدارى غذا داریم، آیا میل دارى؟ گفت: اگر شکر پلو باشد مى خواهم، ولى چون غذاى آن ها پلو مرغ بود قبول نکرد. قافله ى دیگر آمد آن ها هم غذاى دیگرى داشتند لذا باز قبول نکرد و گفت: اگر پلو شکر باشد مى خواهم. تا این که قافله ى سوّم آمد و آن ها پلو شکر داشتند و قبول کرد و گفت: پانزده سال است که شام من، غیر از پلو شکر نیست!
انواع قبر عبارتند از:
قبرمومن:
هنگامی که مومن را در قبر می گذارند قبر او هفتاد گز وسیع می شود فرش مخملی پهن کرده و عطر خوشبو بر او می پاشند. قبر مومن را ایمان و قرآن روشن و نورانی می سازد و او را مانند عروس می آرایند تا آنگاه که محبوب وی او را بیدار نماید.
قبرکافر:
قبر کافر را آنقدر تنگ می کنند تا آنجا که پهلوها و ستون مهره هایش درهم فرو می رود و ماری به ضخامت گردن شتر بر او مسلط می شود که گوشت او را می خورد و فرشته های کرولال او را با چکش می زنند و صبح و شام اورا در آتش می سوزانند.
هشت چیز برای حفاظت از عذاب قبر:
فقیه ابواللیث(رح) می فرماید: برای حفاظت از عذاب قبر عمل بر چهار چیز و پرهیز از چهار چیز دیگرضروری است. آن چیزهایی که عمل برآنها ضروری است عبارتند از:
۱٫ پایبندی به نماز
۲٫ کثرت صدقه
۳٫ تلاوت قرآن
۴٫ کثرت تسبیحات
این چیزها قبر را روشن و وسیع می کنند.
آن چیزهایی که پرهیز از آنها ضرورت دارد عبارتند از:
۱٫ بازی و لغویات در نماز
۲٫ هنگام تلاوت قرآن حرفهای بیهوده زدن
۳٫ جماع کردن در حالت روزه
۴٫ خندیدن در قبرستان
یک واقعه عبرت آموز:
تعدادی مردم نزد حضرت ابن عباس آمدند و گفتند که یک همراه ما فوت کرده و ما برای دفن کردن او قبر کندیم اما در آن مارسیاهی بود. برای بار دوم و سوم قبرهای دیگری کندیم در آنها نیز همان مار موجود بود. حال ما چه کار کنیم؟ فرمودند: در یکی از آن قبرها او را دفن کنید این مار نتیجه یکی از عمل هایش می باشد اگردر تمام دنیا برای وی قبر بکنید بازدرهرقبری مارخواهد بود.
چنانچه آنها اورا دفن کرده و به منزل مرده رفته و حالات او را اززنش سوال کردند. زن مرده گفت: او تجارت غله می کرد روزانه برای خوردن ازکیسه غله بیرون می آورد و به اندازه آن سنگریزه و خش و خاشاک در آن مخلوط می کرد. (مار درون قبرنتیجه این عمل وی بوده.)
آواز و هشدار زمین به انسان:
زمی روزانه پنج مرتبه ندا سر می دهد:
۱٫ ای انسان! تو برپشت من راه می روی یک روز داخل شکمم خواهی آمد.
۲٫ ای انسان! تو بر روی پشت من چیزهای مختلفی می خوری درشکم من حشرات تئ را خواهند خورد.
۳٫ ای انسان! تو برروی پشت من میخندی بزودی داخل شکم من گریه خواهی کرد.
۴٫ ای انسان! تو بر روی پشت من خوشنود هستی فردا در داخل شکم من غمگین خواهی شد.
۵٫ ای انسان! تو بر روی پشت من گناه می کنی درحالیکه بزودی درداخل شکم من سزا داده می شوی.
قصه ای عبرت آموز:
عمربن دینار(رح) می فرماید: خواهرشخصی درمدینه فوت کرد او را دفن کرده، به خانه برگشت و فهمید که کیسه پول خود را هنگام دفن خواهرش درقبرجا گذاشته است بهمراه شخصی دیگربه قبرستان رفته و قبررا کندند تا کیسه را یافتند. برادرمرده به همراه خود گفت: کمی دیگرنیزقبررا بکن تا ببینم خواهرم درچه حالتی به سرمی برد. قبررا بیشترحفرنموده، دیدند که قبرپرازشعله های آتش است زود قبررا پرکرده و چگونگی احوال و اعمال خواهرخود را ازمادرش پرسید، مادرش به او جوابی نداد لیکن بعد با اصرارپسرش گفت: خواهرشما در نمازها سستی می کرد و نمازها را در اول وقت نمی خواند و خوب وضو نمی گرفت و شب هنگامی که مردم می خوابیدند در پشت دروازه حرف های مردم را گوش می داد تا برای دیگران بیان کند. بهمین درخاطرقبرعذاب داده می شود.
داد و فریاد مرده:
حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: هرمرده ای چنان فریادی سرمی دهد که اگرانسان زنده ای صدای او را بشنود بیهوش می شود و به جزانسان هرموجودی صدای او را می شنود. اگرشخص مرده نیکوکارباشد به کسانی که او را به قبرستان حمل می کنندمی گوید زود مرا بدان جا ببرید اگرشما آنجا را می دیدید حتما در بردن من بدان جا عجله می کردید. ولی اگرشخص مرده بدکارباشد خطاب به مردم می گوید مرا بدان جا نبرید اگرشما آنجا را می دیدید هرگزمرا به آنجا نمی بردید. بعد ازدفن دو فرشته سیاه رنگ با چشمان آبی خواهند آمد لیکن وقتی ازجانب سرمی خواهند او را عذاب دهند نمازآنها را بازمی دارد و می گویند ازاینجا نیایید زیرا که این شخص ازخوف این قبردرنمازمشغول می بود. ازجانب پاها اطاعت والدین مانع می شود، ازجانب راست صدقه و ازجانب سمت چپ روزه آندو فرشته را ازآزار رساندن به شخص مرده بازمی دارند.
زندگی این دنیا چند صباحی بیش نیست ودراین موقع زندگی و تندرستی باید برای قبرو حشرعملی انجام داده شود وگرنه بعد ازموت انسان درقبرقادربه انجام هیچکاری نیست. حتی اگربخواهد یک مرتبه کلمه شهادت و تسبیحی را بخواند به او اجازه داده نمی شود زندگی دنیا مانند راس المال(اصل سرمایه) است که با وجود آن انسان قادربه انجام هرکاری می باشد همانطوری که با تمام شدن اصل سرمایه تجارت دشوارمی شود.
با پایان یافتن زندگی نیزانجام دادن هرعملی غیرممکن می شود(دنیا جای اعمال است، حسابی نیست و آخرت جای حساب است اعمالی درکارنیست) امروزهنگام محنت و کسب و کاراست لیکن انسان غفلت می ورزد و فردا انسان خواهش انجام کاری می کند لیکن وقت تمام می شود.
كمان :جهتي را كه تير از كمان پرتاب مي شود و جاهايي كه غير طبيعي بنظر ميرسد را بررسي نمائيد. كمان تنها مي تواند باشد و يا تيروكمان يكجا هم مي تواند باشد كه معنيش همان است . علامت آخر نيست . در دو جهت مختلف تير بودن يا نبون درخت خيلي قديمي را پيشنهاد مي كنيم كه كنترل كنيد. ما فكر مي كنيم كه براي تعيين نقطه از درختان قديمي استفاده شده است

این علامت چند حالت دارد که باید به آن دقت نمایید(آیا دست راست و یا دست چپ است؟و…)دقت کنید که اگر انگشتی با بقیه فرق داشته باشد یا کج شده باشد آن انگشت جهت را به شما نشان می دهد. دست باید نشانه دیگری هم داشته باشد ، پس آن انگشتی که کج است به نشانه آخر اشاره دارد. وقتی در کنار دست علامت های دیگری باشد (مانند سوراخ و…) هم می تواند جهت را نشان بدهد و عمق هدف را تعیین می نماید.
معمولاً یونانی ها از دست برای قسم ،آنهم بصورت برجسته استفاده می نمودند و وقتی باهم گنجینه ای را مخفی می کردند بدین صورت قسم می خوردند و یا بقولی هم قسم می شدند. اگر اطراف دست علامت دوم نباشد (مانند: یک خط یا نقطه وسوراخ و…) برای دست راست 25 قدم و برای دست چپ 5 قدم به سمت مسیر انگشتان باید بروید. اگر دو دست باشد قسم است و هم میتواند مربوط به دعا نمودن ونیایش باشد. اگر در داخل دست علامت + یا ضرب باشد صد درصد علامت دفینه است. در این حالت اگر در داخل دست راستی که انگشتان از هم باز شده اند علامت + یا ضرب باشد به سمت انگشتان 19 الی 25 قدم بروید و به دنبال نشان آخر باشید. در همین حالت اگر انگشتان بسته باشد و فقط انگشت اشاره باز شده باشد ، 40 الی 70 قدم به سمت جایی که اشاره می کند ، هدف قرار دارد. در کل دست نشانه آخر نیست و باید یک علامت دیگر را پیدا کنید که آن علامت تمام کننده است.





