وب گیتاریست
- وب جاوچشمه های طبیعی جزء قدیمی ترین آثارها و پرکاربردترین محل برای مخفی کردن دفینه ها در باستان یاد شده
مردم از آب به عنوان آشامیدن , حمام کردن و خاصیت های درمانی که اکثر چشمه ها داشتند استفاده میکردند
و همین باعث میشد که اهمیت زیادی در گذشته داشته باشد و باعث معروفیت آن چشمه میشد
هر چقدر چشمه معروف تر بود پس جای خوبی برای مخفی کردن دفینه ها در کنار آن بود
شخصی که اموال خود را در اطراف آن مخفی میکرد خیالش راحت بود که مکان را از یاد نمیبرد
در قدیم هم مکانی را نداشتند که اموال خود را از گزند دشمنان و راهزنان در امان نگه دارند پس شروع به دفن ثروت خود کردند
همه چشمه ها طبیعی نیستند و تعدادی از آنها به صورت دست ساز طراحی میشدند .
ما چشمه ها را به دو دسته تقسیم میکنیم طبیعی و غیر طبیعی و یا همان دست ساز
چشمه های دست ساز به چشمه هایی گفته میشود
که تفاوت بسیاری با چشمه های طبیعی دارند و با حفاری کردن در چشمه آب آن خشک میشود
چشمه ها دست ساز طراحی خاصی در آن بکار رفته از بعضی از این چشمه های دست ساز به عنوان محل نگهداری غذا استفاده میشده
و از بعضی هم محل نگداری دفینه ساختار آنها به این صورت بود که چاهی عمیق را حفر میکردند
و قبل از اینکه به آب برسند در وسط آن اتاقکی راطراحی میکردند
اتاق را به صورت پلمپ درست میکردند و فقط یک سوراخ در اتاقک ایجاد میکردند
و از سوراخ لوله های سفالی به هم متصل میکردند و آب را جهت میدادند .
حال که آب را مسیر میدادند کف چاه را باز میکردند و آب که از زمین جوش میزد به داخل چاه دست ساخت با فشار به بالا می آمد
و چون در مسیر چاه اتاقک دست ساز وجود داشت به صورت سردابه عمل میکرد و در آن جمع میشد
و با فشار از داخل لوله های سفالی به هر مسیری که خواستند آن را انتقال میدادند
و برای همین است که وقتی این چشمه ها را دست میزنید خشک میشوند
چون یک بار این اتاق که چشمه برای اولین بار جوش زده هواگیری شده
و وقتی سر چشمه دست میخورد به داخل دالان هوا نفوذ میکند و چشمه کاملا غیر فعال میشود
تقریبا شبیه کار روبین و یا موتور آب کشاورزی میباشد که وقتی هوا میگرد آب را بالا نمیکشد
دفینه شتر بصورت حفر شده و یا برجسته اشاره به دفینه دارد
دفینه شتر معمولا صندوق یا خمره طلا می باشد .
نماد شنر عموما شما را به اشاره بعدی راهنمایی می کند
و معمولا هم در جهت نگاه شتر بل فاصله ای بیت ۳۵ تا ۴۵ متر برای رسیدن
به نماد بعدی مسیریابی می شود که اغلب هدف درون یک اتاقک می باشد .
مجموعه ای از شتران که در حال حرکت هستند معمولا راه قافله را نشان می دهند ،
اگر شتر بصورت کامل باشد و سر آن قطع شده باشد
به معنای اینکه راه قافله بسته می باشد و یا اگر شتر بصورت نشسته باشد
و صندوق هایی در پشت خودداشت . سر شتر نیز به سمت پایین تمایل داشت هدف در جهت نگاه شتر می باشد .
اگر سر شتر رو به بالا باشد در جهت نگاه شتر بررسی شود .
اگر نماد سر شتر تا گردن باشد و صندوق یا کوزه ای به گردن آن آویزان باید در جهت نگاه سر شتر حرکت شود .
شتر در حال راه رفتن باشد یعنی دفینه جلوتر است.
شتر ایستاده یعنی گنج همانجاست . اگر شتر بار بر دوش داشته باشد
حتماً در آن نزدیکی یک گنج وجود دارد شتر نماد گنج و یا موارد خاص با ارزش است
معمولاً در ۵۰ یا ۶۵ قدم جلوتر یک علامت دوم هم دارد.
اگر شتر نشسته باشد گنج در زیر سنگ باتلاق یا داخل غار است .
اگر شتر داخل غار باشد گنج داخل غار است.
اگر چند شتر در پشت هم باشند و آخرین شتر نشسته باشد دفینه آن در پشت سر آخری می باشد.
اگر شتر سرش پایین بود ، دفینه همانجا جلوی شتر است.
کوهان شتر ممکن است علامت تل خاکی یا یک تپه بسیار کوچک سنگ چین باشد .
اگر یک کوهان داشته باشد یک برجستگی در روبروی آن است و اگر کوهان شتر ۲ تا باشد ،
دو تل و یا تپه کوچک وجود دارد که یکی درست است و دیگری برای گمراه کردن ساخته شده است
کول تپه ﺑﻪ ﺟﺎﺋﯽ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮﺩﻩٔ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻃﺒﻘﻪﻃﺒﻘﻪ، ﺭﻭﯼ ﻫﻢ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺗﭙﻪﺍﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩﺑﺎﺷﺪ .
ﺩﺭ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﮐﻨﺎﺭﻩﻫﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﮐﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺁﺗﺸﮑﺪﻩﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ، ﮐﻮﻝ ﺗﭙﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺮﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﺳﺖ . ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺰﻣﯿﻦ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﯽﺑﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﺩﺭﺍﺯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺎﺭﻭﺭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩﻧﺪ، ﺑﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺩﻩﻫﺎﯼ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﯾﺎ ﮐﻮﻝﺗﭙﻪﻫﺎ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﺛﺮﯼ ﺑﺮﺟﺎ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩﺍﺳﺖ .
ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻫﺎ ﻻﯾﻪﻻﯾﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﺮ ﻻﯾﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺧﺎﮎ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺍﺷﯿﺎﺀ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﻭ ﮐﻮﺯﻩ ﻭ ﻇﺮﻭﻑ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺩﺭﺑﺎﺭﻩٔ ﻋﻠﺖ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺍﯾﻦ کول تپه ﻫﺎﯼ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺩﺭ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺪﺱﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺁﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺩﻩٔ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩٔ ﻫﯿﺰﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺗﺸﮑﺪﻩﻫﺎ ﻣﯽﺳﻮﺧﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺳﺪﻩﻫﺎ ﺗﻠﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺮﭘﺎ ﮔﺸﺘﻪﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺁﺗﺸﮑﺪﻩﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﭙﻪٔ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﺮﺧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
ﻧﻈﺮﯾﻪٔ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺁﺋﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩ . ﻧﺎﺣﯿﻪٔ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ، ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺟﺎﯼ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥ ﻣﺎﺩﯼ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺰﺩﺍﭘﺮﺳﺖ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺤﺮﮔﺎﻩ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺁﮔﺎﻩ ﻧﺒﻮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺎ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ . ﻣﺰﺩﺍﭘﺮﺳﺘﺎﻥ ﮔﻮﯾﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻢﺗﺒﺎﺭﺍﻥ ﻫﻨﺪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﯽﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩٔ ﭼﻮﺏ ﻭ ﻫﯿﺰﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺴﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺳﻨﻦ ﮐﻬﻦ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺟﺴﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺷﺨﺺ ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻫﺎ ﻇﺮﻭﻑ ﺳﻔﺎﻟﯿﻦ ﯾﺎ ﻓﻠﺰﯼ ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺩﻩٔ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺧﺎﮎ ﻧﺮﻡ ﻣﯽﺭﯾﺨﺘﻪﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭﻣﯽﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺍﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﭘﻬﻨﻪٔ ﺧﺎﮎ ﻫﯿﺰﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺳﭙﺲ ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﺗﺸﮑﺪﻩ ﻣﯽﺭﯾﺨﺘﻨﺪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺟﺴﺪ ﺩﺭ ﺩﺧﻤﻪﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺷﺪ، ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺍﺳﺘﻮﺩﺍﻥ ﻣﯽﺭﯾﺰﻧﺪ .
زین در گنجیابی علامتی است که به طور کامل در حرفه گنجیابی به کار رفته است.
گفته می شود که در بسیاری از جاها زین باید با رکاب و سنگ زیر پا نیز همراه باشد.
در این صورت باید اولین علامت سنگ زیرپا و علامت دوم رکاب باشد،
پس از آن بایستی سنگ زین پیدا شود.امانت اصلی با زین در ارتباط است.
اگر واقعا زین برای این منظور ساخته شده باشد، ابتدا بایستی از طرف یک فرد خبره بررسی شده
و بر درستی آن رای داده شود،زیرا ما تا بحال در جاهای مختلف به سنگ زین های قلابی و یا مشابه اصلی برخورد کرده ایم.
در صورت درست بودن علامت، فرد بر روی زین می رود و با دقت به سمت جلویش نگاه می کند،
در فاصله ۳و یا ۱۱ قدمی به طور حتم یک سنگ و یا نقطه ای همچون تپه سفید وجود خواهد داشت.
در اینجا به یک گفته دیگر نیز اشاره میکنیم: بعضی از افراد در مورد قضیه زین، نشستن بر روی آن را می پذیرند.
در این نمی توان شک داشت. لکن برآنند که امانتی مورد نظر در سمت پشت یعنی سمت عقب فرد نشسته قرار دارد.
دلیل آن را هم اهمیت محل افتادن سرگین(فضله چهارپایان)حیوان در سمت عقب ذکر کرده اند.توجه به این نکته نیز در اینجا خالی از لطف نیست.
فلز شناسی مفرغ
پس از مس مفرغ قدیمی ترین آلیاژ است. مفرغ ساده ساز دارد
و نقش دار که بسته به حکومتها فلزات متفاوت میشود و قلم آنها فرق میکند
مفرق بیشتر از کلیه فلزات مصرف می شد چون فلزی عادی بود و همه مردم می توانستند آن را خریداری کنند.
چون هم ارزان بود و هم فراوان و به همین دلیل است که در اکثر قبرهای قدیمی فلز مفرغ فراوان یافت میشود.
فلز شناسی نقره
که خود بر دو قسمت تقسیم میشود:
۱- نقره ساده :
که از آن سکه و مجسمه های زیبا می ساختند که اکثرآ با عیار بالا از آن استفاده میکردند و اصطلاحآ به آن نقره پنبه ای می گفتند.
۲- نقره طلاشور :
که از آن بیشتر ظروف و مجسمه می ساختند و به نقره چند خط طلا میزدند (عیار میکردند) که عمر نقره زیاد شود.
شما می دانید که نقره وقتی به مدت طولانی بماند به صورت خاک نقره میشود و از بین میرود.
نه اینکه ذات نقره از بین برود بلکه اکسید میشود و به صورت خاک نقره باقی می ماند
ولی نقره هائی که طلا شور میشدند بسیار سالمتر از نقره خالص باقی می ماندند و به همین دلیل هست
که کاهی اوقات در حفاری ها در خمر ها فقط خاک نقره یافت میشود.
فلز شناسی طلا
که به ذات خود نه تنها فلزی گرانبهاست که از استقامت بسیار بالائی برخوردار است و به هیچ عنوان از بین نمی رود.
همه می دانیم که وقتی فلزی به مدت طولانی در زیر خاک می ماند جرم خاک به روی آن می نشیند که در اصطلاح میگویند
پاتین بسته است و کاملاً هم درست است ولی طلا به ذات خود پاک است و به همین دلیل هم هست
که طلا وقتی به مدت طولانی در زیر خاک می ماند از خاک پاتین نمی بندد و اکثر کسانی که کار تقلبی میسازند
در این قسمت کار مشکل دارند که نمیتوانند طلا را پاتین بندی کنند.
این را میگم که بدونید که پاتین طلا از خود طلا است که به صورت ذرات به روی کار مینشیند
چون طلا همه چیز را از خود دور میکند بغیر از طلا.
هفت جوش
در زمانهای قدیم اجناسی را که میخواستند محکم درست کنند
که از بین نرود و عمری طولانی داشته باشد ، هفت آلیاژ را با هم ترکیب میکردند
که درجه ذوب آن بسیار بالا بود که و از نظر سختی به تیتانیوم فعلی معروف میباشد
و از فلزات طلا ، نقره ، مس ، روی ، سرب ، آهن ، مسوار تشکیل می شد
که قلم زدن هفت جوش بسیار سخت و طاقت فرسا بود و هنر مندان بسیار ماهری میخواست تا بتوانند این آلیاژ را بسازند و قلم بزنند.
در مورد هفت جوش باید بگویم که از تمام فلزات سنگین تر است و چون ساخت آن بسیار سخت بود آن را قالب هم می ریختند.
سه جوش
بعد از اینکه سختیهای هفت جوش نمایان شد و برای همه هنرمندان کار با آن مشکل بود ، آلیاژ سه جوش درست شد
که کار با آن بسیار راحت تر از هفت جوش بود.
این آلیاژ از ترکیب طلا ، نقره و مس ساخته میشود که قلم خوردن آن خیلی راحت تر از هفت جوش بود
ولی باز هم از فلزات دیگر محکمتر و سخت تر است
و یکی از دلائلی که نقره را طلا شور میکردند همین سختی آلیاژ هفت جوش و سه جوش بود.
اشیاء مفرغی یا برنز آلیاژی است از مس و قلع که با آن ابزارهای مختلف ومجسمه را تهیه میکنند.
اشیاء مفرغی قدیمیترین آلیاژی است که انسان آن را تهیه کردهاست،
زیرا در معادن مس معمولاً فلز مس به طور طبیعی با قلع به صورت یک آلیاژ طبیعی وجود دارد
به همین دلیل معمولاً نخستین ابزارهای مصنوعی فلزی که در قدیم توسط بشر ساخته شده غالباً از مفرغ است.
عصر مفرغ دومین قسمت از عصر فلزات است که پس از دوره مس قرار میگیرد.
این تقسیم بندی به این جهت است که مصنوعات فلزی این دوره از زندگی بشر بیشتر ترکیبی از مس و قلع است
بطوری که کاوشهای دیرینشناسی نشان داده
ساکنان ایران از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح نیز آلیاژ مفرغ را میشناختهاند
و از آن برای ساختن مصنوعات فلزی خود استفاده میکردهاند
و مصنوعات مفرغی نیز که در سایر نقاط دنیا ضمن حفاریها به دست آمده قدیمی تر از این تاریخ نیست.
بنابراین میتوانیم شروع دوره مفرغ را از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح که شروع دوره آهن است بدانیم.
همان طور که گفته شد مفرغ ترکیبی است از مس و قلع به رنگهای مختلف سرخ،
سرخ کم رنگ و نارنجی، که زودتر از مس ذوب میشود
و در مجسمه سازی و ساختن ادوات دیگر مورد استفاده قرار میگیرد.
برای ساختن اشیاء مفرغی , اول یک نمونه مومی (از موم ) ساخته و تهیه می شد
سپس دور و اطراف آن را با گل می پوشاندند تا قالب درست شود.
نحوه ی درست کردن اشیاء مفرغی قالب گلی
سپس قالب گلی را حرارت می دادند تا سفت شود و هم موم داخل آن مذاب شده و بحالت آب مایع دربیاید
, بعد مفرغ را داخل قالب می ریختند بعد از سرد شدن آلیاژ مفرغ وسایل و اشیاء به دست می آمد.
یکی از مناطق شاخص ایران در زمینه صنعت مفرغ، ناحیه لرستان است.
لرستان در مرکز نوار غربی ایران و از مجموعه درههای تنگ و باریک و کوههای مرتفع تشکیل شدهاست.
شواهد موجود اشاره به فلزکاری لرستان از هزاره چهارم پیش از میلاد دارد.
مجموعه اشیای فلزی منسوب به لرستان از نیمه قرن گذشته توسط محققین
و پژوهشگران مختلف بسیار مورد توجه قرار گرفته و زینت بخش اکثر موزههای بزرگ جهان میباشد.
پژوهشگران، هنر مفرغ کاری لرستانرا نتیجه کارهای سادهای میدانند
که بیان کننده چندین قرن انقلاب مادی ملتی کشاورز و جنگجو است.
این هنر در هزاره چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسید.
اهمیت هنر مفرغ کاری لرستان، انتقال هنر و سنن اجدادی، انتقال مفاهیم
و موضوعات مشترک مذهبی و بیان قانون مندیهایی است
که برای همه اقوام سوارکار، جنگاور و کشاورز دنیای قدیم، به نحوی تحسینانگیز، دلنشین، پسندیده و ستودنی بودهاست.
اشیاء، وسایل و ابزار به جا مانده از هنرمندان خردمند زاگرس، بسیار و بیشمار است
که از آنها میتوان به جنگافزارها شامل خنجر، شمشیر، گرز و…
ساز و برگ سوارکاری، وسایل زینتی و انواع ظروف و وسایل پذیرایی مخصوص اشاره کرد.
در دفینه یابی و باستان شناسی قبل از انجام هرگونه حفاری باید بررسی های سطحی را انجام داد
و یافته های خود را ارزشگذاری نمود.انسانها بر روی خاکهایی که زندگی می کنند
آگاهانه و یا به طور طبیعی رد و نشانه هایی می گذارند.
هر نوع تغییر بر روی طبیعت دست نخورده یک نوع رد و نشانه و یا لایه هایی به وجود می آورد.
این لایه ها که به وسیله انسانها به وجود می آید اگر کمی دقت کنیم
بعد از گذر صدها و یا هزاران سال قابل شناسایی هستند.
این تفاوتها به شکلهای قاب فهم زیر معنا می شوند.
بر روی سطح خاکهایی که از حالت طبیعی خودخارج شده اند که در دفینه یابی
و باستان شناسی به خاکهای دستی معروف هستند طول گیاه رشد کرده
ضخامت ساقه و ضخامت ریشه ها نسبت به لایه طبیعی و و دست نخورده متفاوت است
نرم است و به راحتی کنده می شود.همچنین بر روی سطح صخره ها و یا سنگهایی که از طرف انسانها به اصطلاح دست خورده است
اگر بر روی سطح صخره ها خزه ای رشد کرده باشد
لایه خزه نسبت به اطرافش کمرنگتر وجوانتر است حتما توجه شود.
در گور دخمه ها و بعضی از دفینه هایی که در درون صخره ها ساخته شده اند
باید به دقت لایه متفاوت را شناسایی نمود که در این جاها در اطراف صخره ورودی پلمپ شده یک لایه کرم رنگ و یا مایل به سبز به وجود می آید
حتما توجه شود.دوستان یکی از مهمترین ویژگیهای حفار خوب دقت و نگاه دقیق به کوچکترین چیزها است.
گاه ممکن است با بی دقتی و ندانستن نکاتی یک جستجوگر و یاحفار سردرگم نا امید و مایوس شود.

محاسبه جوغن در دفینه یکی از مهم ترین روش های پیدا کردن محل دقیق دفینه می باشد
اما قبل از آموزش محاسبه جوغن در دفینه باید با تعریف جوغن در دفینه یابی آشنا شویم
کلمه جوقان یکی از اصطلاات رایج در امر نشانه شناسی و فلزیابی می باشد
که از دیر باز در میان قومیت های لر و کرد وجود داشته است
و با مرور زمان و ورود اصطلاحات گنج یابی به زبان فارسی نیز وارد شده است
و امروزه دوستان و عزیزان همگی با این اصطلاح آشنا هتسند
و از این کلمه برای اسم گذاری نشانه های مختلف استفاده میکنند .
در اصل جوغن در زبان آریایی به معنای کاسه و هاون است
و دارای اشکال مختلفی از قبیل مربع , مستطیل , دایره و… است
که مرسوم ترین نوع آن دایره ای شکل است
و این علامت یا نشانه ( جوغن ) بصورت عمودی بر روی سنگ ها و صخره ها و یا سفال ها درج شده است
و نشانه ای از وجود گنج و اهداف بزرگ در منطقه وجود جوغن می باشند
که این نشانه های وجود بار یا همان جوغن میتواند در مناطق مختلف متفاوت باشند و اشکال مختلف داشته باشند .
محاسبه جوغن در دفینه چگونه می باشد
۱-جوغنی که قطرو عمق ان باهم مساوی وبالاتراز ۱۲سانتی مترباشد
محاسبه=قطر جوغن *۲*۳/ ۳
۲-جوغنی که به لبه ان یک دایره کوجک وصل باشد
محاسبه=نشان از یک تپه درهمان نزدیکی میدهد که جوغنی دیگر در انجا میباشد و محاسبات دیگر ازان جوغن اغاز میشود
۳-جوغنی که دردیواره ان یک گردی ویاسوراخ داشته باشد
محاسبه=روبروی همان سوراخ یا دایره ۶متر حرکت شود
۴-جوغنی که عمقش بزرگترازقطرش باشد
محاسبه=عمق*۳/۳به طرف جنوب غربی
۵-جوغنی که یک شیار ازان خارج میشود
محاسبه=دارای اهمیت میباشد وجهتهای ان غالبا بطرف شمال غربی وجنوب غربی میباشد طول شیار*۳/۳وبه طرف مسیر شیار حرکت شود
۶-جوغنی که دهانه ان ۳تا۷سانتیمتر وعمق ان کمتر ۲سانتیمتر باشد
محاسبه=قطر عمق تقسیم بر۷ *۳/۳بطرف علامت مشخصه
۷-جوغنی که بشکل کاسه وارونه میباشد
محاسبه=قطر- عمق*۳/۳بطرف علامت مشخصه
علامت سه شاخ یا چنگال در گنج یابی وسیله ایی برای کشاورزی است.
در مکان صافی مثل خرمن باید جستجو انجام شود.
اگر تخته سنگ صافی باشد، باید با آن نقطه جهت گیری کرد، از طرفی تفاوت های دیگر را نیز باید زیر نظر داشت.
فراموش نکنیم که تقریبا همه ی دفینه ها با هدف قرار دادن تخته سنگ ها پنهان شده اند.
اول تخته سنگ ها و زیر آنها را بررسی کنید. اگر این چنین تخته سنگی نباشد،
آنگاه محلی خاکی و یا یک فرو رفتگی و یا تپه کوچکی را بیابید. تپه توده ای از سنگریزه است.
درجه چنگال مزار یا دفینه متعلق به یک فرمانده (کمتر از پادشاه) می باشد.
قسمت چوبی شکل چنگال را اندازه بگیر، هر سانتی مترش یک قدم یا یک متر می باشد.
در جهت چوب چنگال حرکت کرده و اگر در مسیر تفاوت هایی نباشد باید از ابزار الکترونیکی استفاده کرد.
یک ویژگی دیگر که پس از تحقیقات به دست آوردیم این بود
که در زمان یونانیان چنگال ۵ یا ۵۰ معنا را به خود اختصاص می داده.
این موضوع برای دفینه یاب میتواند مفید باشد.
زیگورات ……..دیو عظیم ایران باستان
زیگورات بنای خشتی تو پر فاقد فضاهای داخلی است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است. ابعاد قاعده زیگوراتها مربع و یا مستطیل و اندازه آنها بین ۵۰ در۵۰ یا۴۰ در ۵۰ متر متغیر است. از نظر موقعیت جغرافیایی تا قبل از کشف زیگورات سیلک بین سومر – بابل – آشور و جنوب غربی ایران توزیع شده اند.برای نخستین بار در فلات مرکزی ایران نیز از بقایای زیگوراتی در سیلک کاشان خاک برداری شده است. تاکنون هیچ یک از زیگوراتهای شناسایی شده بطور سالم و کامل باقی نمانده است و لذا ارتفاع اصلی آنها مشخص نشده است. دست رسی به فوقانی ترین طبقه زیگورات بوسیله پله کان و یا راه شیب دار صورت می گرفت. فضاهای اطراف زیگورات ها را با درختکاری و یا مرغ فضاسازی می کردند.
شوش حکومت می کردند نام زیگورات به خود گرفتند.
محوطه باستانی و معماری عظیم معبد جغازنبیل
به طور کلی زیگورات ها جایگاه یا معابدی هستند که در دوره کهن مردم بین النهرین (منطقه ای میان دو رود دجله و فرات )برای خدایان مورد پرستش خود بنا می کردند و در قسمت انتهایی آن به پرستش خدای خویش می پرداختند و چون این معابد در بین النهرین به نام زیگورات معروف شده و عیلامی ها مقارن با حضور تمدن بین النهرین در شوش حکومت می کردند نام زیگورات به خود گرفتند.
زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شوش و ۲۰ کیلومتری هفتتپه و در نزدیکی کرانه غربی رود دز جای گرفته است.این آثار بقایای مربوط به تمدن عیلام است که در فاصله سی کیلو متری جنوب شرقی شوش و در کرانه غربی رودخانه دز واقع شده است چغازنبیل مرکب از دو کلمه چغا به معنی تپه و زنبیل به معنی ظرفی که از الیاف ساخته شده است و در گذشته بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است و برای آسانی حمل و نقل ، آن را از اشیا و مواد مختلف پر کرده و حمل می کردند. آثار باستانی چغازنبیل شامل زیگورات یا معبد عظیمی است که به وسیله اونتاشگال پادشاه عیلامی برای خدای اینشوشیناک در حدود سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است.زیگورات جغازنبیل بنای عظیمی است به صورت هرم طبقه طبقه ای یا پله پله ای که هر طبقه آن بر روی طبقه پایین تر اما از کف زمین ساخته شده است.طبقه اول بزرگترین طبقه بوده و به صورت مربع با اندازه بیرونی ۱۰۳*۱۰۳ متر بنا شده است.( در برخی منابع ۱۰۰*۱۰۰ هم نوشته شده اشت)
این زیگورات در محوطه کوچکی قرار داشته که جایگاه رب النوع اینشوشیناک یا الهه اینشوشیناک خدای عیلامی ها بوده و در زمان پادشاه عیلامی به نام اونتاش گال ساخته شده است . محوطه چغازنبیل به وسیله دیوار عظیمی که دور تا دور آن را فرا گرفته ،محصور شده است.دیوار داخلی دیگری دور تا دور ساختمان مرکزی را در بر می گیرد و محوطه ای در حدود ۴۰۰*۴۰۰ متر را به عنوان حیاط در اطراف ساختمان به وجود می آورد.در نقاط مختلف این دیوار هفت دروازه وجود دارد که حیاط های اطراف ساختمان را با محوطه اطراف زیگورات مربوط می سازد .ساختمان اصلی زیگورات چغازنبیل در اصل پنج طبقه بوده و اینک بر اثر مرور زمان دو طبقه فوقانی آن از بین رفته است.بقایای معماری سه طبقه موجود هم اکنون از آجر برپاست.در حال حاضر باقیمانده زیگورات در حدود ۲۵ متر ارتفاع دارد ولی به نظر می رسد در اصل ساختمان حدود ۵۰ متر ارتفاع داشته که طبقات آن به وسیله پلکان به هم ارتباط داشته است.دروازه اصلی در قسمت جنوبی مجموعه دارای آجر های تزئینی با لعاب رنگارنگ به رنگ های آبی و سفید و نقوش تزئینی است و اسم سازنده زیگورات یعنی اونتاشگال پادشاه ایلامی بر روی آنها به خط میخی عیلامی دیده می شود.نام اینشوشیناک خدای بزرگ عیلامی نیز تکرار شده است.
در باره کاربرد این سه بنا نظریههای متفاوتی عرضه شده بود. رومان گیرشمن سرپرست هیئت کـاوش چغـازنبیـل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان آ«پـوستامنـتآ» به معنای پایه مجسمه نام بردهاند. عدهای دیگر آنرا سکو، نیمکت، مذبح، محراب و قربانگاه دانستهاند؛ و بعضی دیگر به دلیل شکل نیمدایرهای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد کردهاند. غافل از آنکه شکل نیمدایرهای آن تنها به این سبب بوده که تنها یک نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده است. البته و بیگمان احتمال آ«پایه مجسمهآ» بودن این بنا منافاتی با کاربرد تقویمی آن ندارد.
در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتابسنج آجری به شکل تاقنما یا پنجرهنما ساخته شده است که با آفتابسنجهای رصدخانه نقشرستم شباهت ظاهری دارند.
به گفته دکتر غیاث آبادی این سه بنا که بر روی هم مجموعه واحدی را تشکیل میدهند، یک رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی بوده است.تغییرات زاویه بین گوشههای آفتابسنجها (که تعدا آنها در مجموع به ۱۲ عدد میرسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یک از فصلهای سال برابر است. یا عبارت دیگر این آفتابسنجها به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایههای متشکله در آن، آغاز یا میانه هر یک از فصلها که منطبق با اعتدالهای بهاری یا پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی میباشد را تشخیص داد. اینگونه گاهشماری که نه مبتنی بر ماههای دوازدهگانه، که بر مبنای تقسیم برابر فصول به بازههای زمانی برابر است، در نظام گاهشماری گاهنباری ایران بکار میرفته است














