وب گیتاریست
- وب جاو
زیگورات بنای خشتی تو پر فاقد فضاهای داخلی است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است. ابعاد قاعده زیگوراتها مربع و یا مستطیل و اندازه آنها بین ۵۰ در۵۰ یا۴۰ در ۵۰ متر متغیر است. از نظر موقعیت جغرافیایی تا قبل از کشف زیگورات سیلک بین سومر – بابل – آشور و جنوب غربی ایران توزیع شده اند.برای نخستین بار در فلات مرکزی ایران نیز از بقایای زیگوراتی در سیلک کاشان خاک برداری شده است. تاکنون هیچ یک از زیگوراتهای شناسایی شده بطور سالم و کامل باقی نمانده است و لذا ارتفاع اصلی آنها مشخص نشده است. دست رسی به فوقانی ترین طبقه زیگورات بوسیله پله کان و یا راه شیب دار صورت می گرفت. فضاهای اطراف زیگورات ها را با درختکاری و یا مرغ فضاسازی می کردند.
شوش حکومت می کردند نام زیگورات به خود گرفتند.
محوطه باستانی و معماری عظیم معبد جغازنبیل
به طور کلی زیگورات ها جایگاه یا معابدی هستند که در دوره کهن مردم بین النهرین (منطقه ای میان دو رود دجله و فرات )برای خدایان مورد پرستش خود بنا می کردند و در قسمت انتهایی آن به پرستش خدای خویش می پرداختند و چون این معابد در بین النهرین به نام زیگورات معروف شده و عیلامی ها مقارن با حضور تمدن بین النهرین در شوش حکومت می کردند نام زیگورات به خود گرفتند.
زیگورات چغازنبیل در استان خوزستان و در فاصله ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شوش و ۲۰ کیلومتری هفتتپه و در نزدیکی کرانه غربی رود دز جای گرفته است.این آثار بقایای مربوط به تمدن عیلام است که در فاصله سی کیلو متری جنوب شرقی شوش و در کرانه غربی رودخانه دز واقع شده است چغازنبیل مرکب از دو کلمه چغا به معنی تپه و زنبیل به معنی ظرفی که از الیاف ساخته شده است و در گذشته بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است و برای آسانی حمل و نقل ، آن را از اشیا و مواد مختلف پر کرده و حمل می کردند. آثار باستانی چغازنبیل شامل زیگورات یا معبد عظیمی است که به وسیله اونتاشگال پادشاه عیلامی برای خدای اینشوشیناک در حدود سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است.زیگورات جغازنبیل بنای عظیمی است به صورت هرم طبقه طبقه ای یا پله پله ای که هر طبقه آن بر روی طبقه پایین تر اما از کف زمین ساخته شده است.طبقه اول بزرگترین طبقه بوده و به صورت مربع با اندازه بیرونی ۱۰۳*۱۰۳ متر بنا شده است.( در برخی منابع ۱۰۰*۱۰۰ هم نوشته شده اشت)
این زیگورات در محوطه کوچکی قرار داشته که جایگاه رب النوع اینشوشیناک یا الهه اینشوشیناک خدای عیلامی ها بوده و در زمان پادشاه عیلامی به نام اونتاش گال ساخته شده است . محوطه چغازنبیل به وسیله دیوار عظیمی که دور تا دور آن را فرا گرفته ،محصور شده است.دیوار داخلی دیگری دور تا دور ساختمان مرکزی را در بر می گیرد و محوطه ای در حدود ۴۰۰*۴۰۰ متر را به عنوان حیاط در اطراف ساختمان به وجود می آورد.در نقاط مختلف این دیوار هفت دروازه وجود دارد که حیاط های اطراف ساختمان را با محوطه اطراف زیگورات مربوط می سازد .ساختمان اصلی زیگورات چغازنبیل در اصل پنج طبقه بوده و اینک بر اثر مرور زمان دو طبقه فوقانی آن از بین رفته است.بقایای معماری سه طبقه موجود هم اکنون از آجر برپاست.در حال حاضر باقیمانده زیگورات در حدود ۲۵ متر ارتفاع دارد ولی به نظر می رسد در اصل ساختمان حدود ۵۰ متر ارتفاع داشته که طبقات آن به وسیله پلکان به هم ارتباط داشته است.دروازه اصلی در قسمت جنوبی مجموعه دارای آجر های تزئینی با لعاب رنگارنگ به رنگ های آبی و سفید و نقوش تزئینی است و اسم سازنده زیگورات یعنی اونتاشگال پادشاه ایلامی بر روی آنها به خط میخی عیلامی دیده می شود.نام اینشوشیناک خدای بزرگ عیلامی نیز تکرار شده است.
در باره کاربرد این سه بنا نظریههای متفاوتی عرضه شده بود. رومان گیرشمن سرپرست هیئت کـاوش چغـازنبیـل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان آ«پـوستامنـتآ» به معنای پایه مجسمه نام بردهاند. عدهای دیگر آنرا سکو، نیمکت، مذبح، محراب و قربانگاه دانستهاند؛ و بعضی دیگر به دلیل شکل نیمدایرهای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد کردهاند. غافل از آنکه شکل نیمدایرهای آن تنها به این سبب بوده که تنها یک نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده است. البته و بیگمان احتمال آ«پایه مجسمهآ» بودن این بنا منافاتی با کاربرد تقویمی آن ندارد.
در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتابسنج آجری به شکل تاقنما یا پنجرهنما ساخته شده است که با آفتابسنجهای رصدخانه نقشرستم شباهت ظاهری دارند.
به گفته دکتر غیاث آبادی این سه بنا که بر روی هم مجموعه واحدی را تشکیل میدهند، یک رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی بوده است.تغییرات زاویه بین گوشههای آفتابسنجها (که تعدا آنها در مجموع به ۱۲ عدد میرسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یک از فصلهای سال برابر است. یا عبارت دیگر این آفتابسنجها به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایههای متشکله در آن، آغاز یا میانه هر یک از فصلها که منطبق با اعتدالهای بهاری یا پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی میباشد را تشخیص داد. اینگونه گاهشماری که نه مبتنی بر ماههای دوازدهگانه، که بر مبنای تقسیم برابر فصول به بازههای زمانی برابر است، در نظام گاهشماری گاهنباری ایران بکار میرفته است
گورستانهای سفیدچاه بهشهر، باغلق جرگلان، جنهای روستای تیس، دارالسلام شیراز، هفتاد ملا میرجاوه و همچنین قبرستان تاریخی پیرازمیان و قبرستانهایی با شیرهای سنگی پرداختهایم.
گورستان باغلق
باغلق روستایی ترکمننشین در منطقه جرگلان استان خراسان شمالی است. گورستان روستای باغلق از گورستانهای قدیمی خراسان است و شکل آن متفاوت از آرامگاههای متداول در ایران است.
گورستان باغلق دور از روستا و بر فراز یک تپه ساخته شده است. گورستان های قدیمی ایران در این گورستان مشخصات فرد دفنشده بر روی ستونهای چوبی عمودی ثبت شده است.
گورستان سفید چاه
قبرستان تاریخی سفید چاه، یا آنطور که به تبری گفته گورستان های قدیمی ایران میشود “اسپه چاه” را مربوط به دوره تیموریان میدانند. این گورستان در شهرستان بهشهر استان مازندران واقع است.
به گفته ساکنان محلی، در روستای سفیدچاه سنگ قبر مردگان بر اساس شغل آنها حکاکی و ساخته میشد. اما مدتی است که این سنت متوقف شده گورستان های قدیمی ایران و درگذشتگان با سنگهای امروزی دفن میشوند.
قبرستان تیس یا جنها
گفته میشود که قبرستان تیس که به قبرستان جنها نیز معروف است،گورستان های قدیمی ایران قدمتی بیش از ۲ هزار سال دارد. این گورستان در شهرستان چابهار، در نزدیکی روستای تیس، در جنوب قلعه پرتغالیها واقع شده است.
بیشتر اطلاعات در مورد قبرستان تیس و حتی قدمت آن با حدس و گمان و افسانه همراه است. حفر قبرها در کنار هم بر روی سطح صخرهای این باور را رواج داده که قبرستان متعلق به جنها است. با این حال گفته میشود ممکن است تلاش برای مراقبت از اجساد مردگان در برابر تعرض حیوانات دلیل این نوع ساخت گورستان بوده باشد.
قبرستان دارالسلام شیراز
گورستان دارالسلام شیراز یکی از قدیمیترین قبرستانهای ایران به شمار میرود. گورستان های قدیمی ایران در آن قبرهایی از قرن اول و دوم هجری دیده میشود. با این حال برخی محققان میگویند که قدمت تاسیس این قبرستان به قبل از اسلام میرسد. دارالسلام در بخش مرکزی شهر شیراز واقع شده است.
قبرهای قدیمی با خطهای رقاع، کوفی، بنایی، ثلث، نسخ و نستعلیق کندهکاری شدهاند و تصاویری از قیچی، شانه، آینه و ابزار شغلهای مردگان بر سنگ قبرها خودنمایی میکنند. قبر افراد سرشناس مربوط به دوره زندیه تا قاجاریه در این آرامگاه دیده میشوند. با این حال، این قبرستان در معرض تخریب قرار گرفته و صدمه بسیاری دیده است.
قبرستان هفتاد ملا یا “موبدان زرتشتی”
قبرستان “هفتاد ملا” در شهرستان میرجاوه استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. گورستان های قدیمی ایران این قبرستان با مساحتی بیش از ۵۰۰ متر مربع در سینه کوه ساخته شده است.
به نظر میرسد که شکل قبرها از مقبره کوروش الهام گرفته شده باشد. گفته میشود که قبرستان هفتادملا بیش از ۷۰۰ سال قدمت دارد. با این حال برخی مدعیاند که اولین قبرها مربوط به موبدان زرتشتی بوده که پس از حمله اعراب به ایران به این منطقه پناه آورده بودند.
قبرستان و منطقه تاریخی شهر یری
منطقه باستانی “شهریری” در نزدیکی روستای پیرازمیان در استان اردبیل واقع است. قدمت قلعه و معبد این منطقه به ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و “قوشا تپه” به هزاره هفتم پیش از میلاد میرسد.
در نزدیکی این منطقه مجسمههای سنگی با نقشهای انسانهایی که دهان ندارند، گورستان های قدیمی ایران وجود دارد. دهها مورد از این آثار موجودند که اندازه آنها بین ۴۰ تا ۳۶۰ سانتیمتر متفاوت است. قدمت گورهای این منطقه به هزار تا دو هزار سال قبل از میلاد بر میگردد. بخش عمدهای از این منطقه تاریخی بر اثر بیتوجهی تخریب شده است.
قبرستانهای مزین به شیرهای سنگی
یکی از رسوم عشایر بختیاری در خوزستان و چهارمحال بختیاری قرار دادن شیر سنگی یا به زبان محلی “برد شیر” بر قبر چهرههای سرشناس ایل است. شیر گورستان های قدیمی ایران در میان بختیاریها نماد شجاعت است. نماد شیر علاوه بر این تندیسها، در قالی و گلیم و گبههایی که بختیاریها میبافند نیز دیده میشود.
با وجود اینکه این مجسمههای سنگی در قبرستانهای قدیمی بختیاری دیده میشوند اما بیتوجهی به آنها موجب شده که بسیاری از آنها به سرقت بروند یا در معرض نابودی قرار بگیرند.
قبرستان خالد نبی
مجموعه گورستان و زیارتگاه خالد نبی در منطقهای کوهستانی و بر فراز قله کوه “گوگجه داغ” در استان گلستان واقع شده است. سنگ مزارهای استوانهای بلند، گورستان های قدیمی ایران مستقیم و عمودی ساخته شدهاند، احتمالا مخصوص گور مردان بودهاند.
ارتفاع واقعی این استوانههای سنگی از حداقل یک متر تا حداکثر پنج متر و ارتفاع آنها از سطح زمین از حداقل ۶۰ سانتیمتر تا حداکثر ۴ متر است.
نقش رستم
تدفین در ایران باستان، رازهای بسیاری در خود پنهان دارد. گر چه باستانشناسان با بازگشایی قبور با مرگ انسانها رودررو میشوند اما رازگشایی از آنها، از زندگی آن روزگار پرده برمیدارد.
به گزارش ایسنا، ماهنامه سرزمین من در ادامه نوشت: «در ایران باستان هر قومی با توجه به عقیده و مکانی که میزیست، نوع خاصی از تدفین داشت. تدفین و روشهایش روایتگر باورهای دینی، روابط اجتماعی، اقتصادی و طبقات اجتماعی و سبک زندگی جامعهای هستند که در آن ظاهر شدهاند.
آتش سپاری
شعلههای سرکش آتش چپ و راست میشوند و خاکستر با خاکستر میآمیزد. شاخههای کوتاه و بلند هیزم و جسم بیجان اموات در کنار هم طعمه آتش میشوند تا نه فساد آنها را مبتلا کند و نه آنها مبتلای چیزی جز آتش زندگیبخش و زندگیسوز شوند. کسی نمیداند ایرانیهای هزاران سال پیش از میلاد، تا چه زمانی اجسادشان را به آتش میسپردند اما هستند تپههای کوچک و بزرگی که نامشان گواه ماهیتشان است؛ «کولتپه». تپههایی از خاکستر که تنها هیزم و خاک ندارند، بقایای ظروف و اشیایی را در خود نگه داشتهاند که هزاران سال پیش در کنار اموات گذارده میشدند تا شاید روزی به کارشان بیاید؛ روزی که دوباره زنده شوند و جانی تازه بگیرند.
ظرف ابدی
وقتی صاحبخانه جان نداشت، ساده و پرآذین، سالم یا معیوب، تکی یا جفتی، تفاوت چندانی نداشت. خانه ابدی او این بار دامان خاک نبود. خمرهای سفالین بود به قد و قامت نشسته متوفی تا بتوان او را در حالت جنینی در خمره قرار داد. سوگواری که بر پا میشد، جسد را به حالت جنینی در درون خمره میگذاشتند و تعدادی از اموال یا مایحتاجش را درون خمره جای میدادند تا شاید روزی به کارش آید. این تدفین، زاده اعتقادی بود که به تولد اولین انسان نظر داشت؛ چرا که باستانیان معتقد بودند اولین انسان از دامان زمین به دنیا آمده است. به همین علت اجسادشان را به همان حالت جنینی به دامان زمین میسپردند اما این در خمره گذاردن جسد علت دیگری هم داشت. جسم بیجان در تمام ادیان و ادوار ناپاک بود و آلوده. این آلودگی نباید به زمین نشت میکرد و درون خمره گذاشتن جسد، شیوه رایجی بود. البته گاهی هم جسد در جایی دیگر به آفتاب و هوای آزاد سپرده میشد تا از گوشت خالی شود و استخوانهایش به این خمرهها منتقل و دفن شوند. این خمرهها اغلب برای نوزادان و کودکان نابالغ استفاده میشدند و کمتر برای بزرگسالان. بزرگترها گاه در تابوتهای سفالین گذاشته و زیر درپوشی از سنگ یا سفال دفن میشدند.
شهر مردگان
ایرانیهای عصر آهن، یعنی حدود ۳۵۰۰ سال پیش به دنیای پس از مرگ اعتقاد داشتند و به همین علت هم مایحتاج حیات واپسین را همراه رفتگانشان دفن میکردند. آنها اجسادشان را به شکل جنین در رحم مادر دفن میکردند و از سوزن و انگشتر و سرنیزه تا انواع زیورآلات، کاسه، بشقاب، عودسوز و حتی خوردنی و آشامیدنی را در کنارشان میگذاشتند. البته هنوز هم کسی مطمئن نیست این اشیاء برای جلب رضایت اموات در کنارشان دفن میشده یا برای دفع شر یا حتی برای منع استفاده دیگران از اموال متوفی. پیش از آغاز شهرنشینی این اجساد در حفرهای در کف خانه دفن میشدند و بعد از ساخته شدن شهرها، در قبرستان. محلی در حاشیه شهر با گودالهایی که پذیرای اجساد عصر آهن بودند و به خاطر اجساد مدفون در بسترشان مورد احترام. گاه حتی به همین علت در کنار محلی سرسبز یا رودخانه دفن میشدند تا قدری از این لطافت و زیبابی نصیب امواتشان شود. این قبرستانها از «هفتوانتپه» آذربایجانشرقی تا «مارلیک» در شمال و «قیطریه» در تهران و از «سگزآباد» قزوین تا «سیلک» کاشان کشف و شناسایی شدهاند و شکل و شمایل و حالت تدفین اجسادشان ثبت و ضبط شده است.
برج خاموشان
جان از بدن که میرفت، ناپاک بود و دیگر کسی آنرا لمس نمیکرد تا نعشکشها سروشخوان جسد را پوشانده و در تابوتی آهنین حمل کنند و تا برج خاموشان ببرند؛ برجی نه چندان مرتفع از گل، گچ و سنگ با دیوارهایی قطور و بر بالای بلندی. دخمه زرتشتیان را برج خاموشان مینامند که در حوالی یزد قرار دارد؛ برجی که برای میزبانی اجساد زرتشتیان با حلقههای سنگی تقسیمبندی شده است. بزرگترین حلقه برای مردان بود و حلقه بعدی مختص زنان و حلقه سوم ویژه کودکان و آخرین و کوچکترین حلقه برای استخوانها بود. قبل از ورود به برج صورت متوفی را باز میکردند تا برای آخرین بار خانوادهاش او را ببینند و زمزمهکنان با او وداع کنند. جسد بیجان را به برج برده، سرش را روی سنگ، رو به جنوب میگذاشتند و عریانش میکردند. لاشخورهای منتظر به محض بیرون رفتن نعشکشها به جان جسد میافتادند و تمامش میکردند تا بنا به عقیده زرتشتیهای ایران باستان، نه خاک و آب و نه حتی آتشآلوده نشوند. وقتی لاشخورها و کرکسها استخوانها را از گوشت پاک میکردند و آفتاب آنها را کاملا میخشکانید، راه های تدفین در ایران باستان این استخوانها جمعآوری میشده، در چاه «استودان» ریخته میشدند؛ چاهی که در آن استخوانهای فقیر و غنی، جوان و پیر همه در کنار هم تجزیه شده به خاک باز میگشتند.
ظاهرا تعداد این دخمهها بسیار زیاد بوده، همانطور که «آبراهام جکسون» در سفرنامهاش مربوط به اوایل قرن بیستم میلادی میگوید: «روایتی قدیمی در میان پارسیان شایع است مبنی بر این که هنگامی که شاهان زرتشتی بر ایران فرمانروایی داشتند، هر یک از پرستندگان اهورامزدا در دوران زندگیش برای خود دخمهای میساخت تا چون جان سپرد، راه های تدفین در ایران باستان جسدش را در آن گذارند؛ این دخمههای شخصی را «دخمه تنبهتن» مینامیدند. در این میان مقبرههای موجود در تخت جمشید و نقش رستم داستان دیگری دارند که برای فهم آنها باید کمی در زمان به عقبتر برویم.
کوه گور
دستهای قدرتمند سنگتراشان آنقدر بالا و پایین میرفت و بر سینه ستبر راه های تدفین در ایران باستان کوه کوبیده میشد راه های تدفین در ایران باستان راه های تدفین در ایران باستان راه های تدفین در ایران باستان که عاقبت آرامگاهی از جنس سنگ در دل کوه حفر میشد تا صاحبان این قبور به جای این که به خاک سپرده شوند، به کوه سپرده شوند. کوه برای مادها تقدس داشت، مکانی امن و آرمانی برای اجساد آن دوران بود. پایداری و قداست کوه بهترین بهانه برای حفر مدفن در آن بود و وسیلهای برای نزدیکی به جایگاه ربالنوع و بهره بردن از تقدس آنها. کسی نمیداند این آرامگاههای سنگی قبل از مادها هم ساخته میشدند یا نه، اما آنچه امروز باقی است، راوی سبک معماری آن دوران است. گورهایی که در ادوار بعد راه های تدفین در ایران باستانشکل و جان تازه گرفتند و عظمت. البته گورهای مادی اغلب ساده بودند و کم آرایش. این گورها ایوان ورودی داشتند و سقف انواع مجلل آنها روی ستونهایی استوار میشد که گاه تنها نقشی برجسته بودند و گاه مستقل و حجیم. یکی از همین ستونها در گوردخمه «دائو دختر» کردستان، سرستونی دارد راه های تدفین در ایران باستان که با شمایل منحصر به فردش احتمالا منبع الهام معماران یونانی برای خلق سرستونهای ایوانیشان بوده است. این گورها گاه یک یا دو اطاق روی هم داشتند مثل آرامگاه «فرهاد و شیرین» در کرمانشاه و گاه اطاقهایی در کنار هم چون گوردخمه «فخریکا» که میزبان چندین قبر بودند. گوردخمهای هم چون «دکان داوود» طاقچههایی هم برای نذورات و هدایا داشته است، شاید برای ادای دین به متوفی یا دور کردن شرش. متوفی احتمالا سرشناسی بوده که برای تدفینش چنان آرامگاهی در دل کوه حفر شده است. این آرامگاههای متعدد مادی، اجداد قبور هخامنشی بودند؛ مقابری چون مقابر چهارگانه نقش رستم و مقابر صخرهای تخت جمشید.
«فرصت شیرازی» از سخنسرایان دوره قاجار، در «آثار عجم» آرامگاههای صخرهای تخت جمشید راه های تدفین در ایران باستان را این گونه وصف کرده است: «از عرصهگاه تخت چون به جانب کوه روند و به مقدار پانصد قدم بالا رفته در کمر، دخمهای است؛ آنجا قطعهای از کوه را مسطّح نمودهاند… در بدنه مذکوره، شکل چهار ستون را از کوه مجسّم کردهاند که خیلی برجسته است و بر سر هر ستونی، راه های تدفین در ایران باستان دو سر گاو است و بر بالای ستون و سرهای گاو، دو رسته آدم نقش نمودهاند… مثل این که تخت پادشاه را بر روی دست داشته باشند و بالاتر از آن آدمها، تمثال پادشاهی است ایستاده… مقابل پادشاه، رو به بالا، صورتی است که… آن را فروهر مینامیدند. پائین دو ستون از ستونهای چهارگانه مذکوره، سوراخی است مربّع که مدخل دخمه است… آنجا طاقی است که کوه را بریدهاند… در صفّهای که زمین این طاق باشد، دو حفره است… و اینها مقبرهاند… و بر سر هر یک از آن مقبرهها، سنگی انداخته بودهاند، بسیار عظیم به شکل مربّع مستطیل… لیکن آن سنگها را از روی قبر برداشتهاند و به کنار انداخته و بعضی را شکستهاند… بالجمله، به جای میّت، الحال به غیر از مشتی خاک و زبل حیوان، چیزی نیست.»
ظاهرا تفاوتی ندارد، مقبره در قعر زمین باشد یا در دل کوه، زمان و زمانه که بگذرند جز مشتی خاک و زبل حیوان چیزی باقی نخواهد ماند.
کدام قبور و مزارها دارای گنج و دفینه هستند؟
برای پاسخ این سئوال ، فقط کافیست نگاهی به تاریخ و زمان بکار گیری طلا در دوره های مختلف بیاندازیم .
مطمئنا زمانی که در ایران طلا وجود نداشت نباید انتظار داشته باشیم که در قبور ایشان طلا پیدا کنیم . مصریان و سومریان ، در این مورد از ایران پیشی گرفته اند و مصریان در حدود چهار هزار سال است که از طلا استفاده میکنند البته در اوایل به کار گیری طلا در مصر ، این فلز مختص فرعون و خانواده او بود و دیگران حق استفاده از آن را نداشته اند . قبور و مزارها دارای گنج و دفینه
در هر حال ، قبل از هخامنشیان حدود سه هزار سال قبل ، ایرانیان از مس و مفرغ و آهن و برنج ، برای تزئینات و همچنین لوازم جنگی استفاده میکردند پس قبوری که منتسب به مهر پرستان ابتدایی و همچنین چند ایزدان باستان است، دارای طلا نیست زیرا در این دوره ها اصلا طلا وجود نداشت .
از زمان هخامنشیان به بعد ، طلا وارد گردونه فلزات ایران شد . ( البته برخی از باستان شناسان اعتقاد دارند که طلای ایرانی ، پانصد سال قبل از هخامنشی در ایران وجود داشته ولی در مقیاس بسیار کم )
پس قبوری که منتسب به دوره قبل از هخامنشیان باشد ، در بهترین حالت دارای ابزار آلات و یا وسایل تزئینی مسی یا مفرغی و یا ….است . قبور و مزارها دارای گنج و دفینه . این قبور از نظر میراث فرهنگی دارای ارزش هستند ولی از نظر من و شما نه . ادوات مسی بدون شک اکسیده شده و نمی توان آن را ذوب کرد و به مس رسید . خواهشا این قبور را باز نکنید . نشانه ای که می توان آن را به کار گرفت این است که ظهور فلز طلا ، تقریبا با رسمی شدن خط میخی هم زمان است . به راحتی می توان اینطور استنباط کرد که اگر در قبور خط به کار رفته باشد احتمال وجود دفینه بیشتر است البته فقط احتمال .
ایران عزیزمان ، طبق برآوردهای باستان شناسان ، بین هفت هزار تا دوازده هزار سال تمدن در خود نهفته دارد و بسیاری از این قبور هنوز هم وجود دارند که مربوط به هزاران سال پیش است . این قبور را باز نکنید . قبور و مزارها دارای گنج و دفینه .
وجود دفینه در قبور و مقابر مربوط به حدود دو هزار و هفتصد سال پیش تاکنون است . حال چگونه می توان فهمید که این قبور متعلق به چه زمانی است ؟
یکی از راه ها وجود خط است .
راه دیگر وجود قبرستان است . یعنی زمانی که ایرانیان تصمیم گرفتند که مردگان خود را در مکان خاص دفن کنند . زیرا پیشینیان معمولا در خانه هایشان دفن میکردند .
راه دیگر برای فهمیدن عمر این قبور ، کتابخانه ها و کتابهای خطی بومی است . قبور و مزارها دارای گنج و دفینه .
تاریخ منطقه و همچنین اتفاقاتی که در منطقه افتاده بسیار کار گشاست .
این قبور معمولا مدور حفر می شدند .دارای سنگهای بزرگ و همچنین دارای عمق کم هستند . فرد مدفون به جهت خاصی خوابانده نشده و اگر سه قبر شکافته شود می بینید که در سه جهت مختلف دفن شدند . خلاصه به طور کل اگر این نوع قبور را ببینید خودتان متوجه خواهید شد زیرا استخوانها نیز به زمین چسبیده و در حال جذب به زمینند . و بسیاری نشانه های دیگر که به آن در مطالب بعد خواهیم پرداخت .
معمولا قبور دوره سلوکیان واواخر اشکانیان و دوره هخامنشیان دارای بهترین هدایا هستند .در ادوار پس از ساسانی و طلوع اسلام ، دفینه گذاری از قبور و مقابر به مکانهای دیگر منتقل شد ولی بطور کامل و تمام ، قبور ایرانی خالی از هر وسیله ای دفن نمیشدند بلکه میترا پرستی و میتراییوم ها تا چند قرن وجود داشتند و به شیوه باستانی خود تدفین میکردند .
نوع قرار گیری مقبره ها در آیین تدفین دوره های مختلف به این شرح بود
گور سفالی سنگی، عیلامیان در ارتفاعات و پشت به آب ها رو به جنوب قرار میگرفتند
گورهای خمره ای پارتیان، رو به جهت جریان آب در شیب بودند
گورهای سردابه ای که با گورهای خمره ای شباهتی هم دارند با سر پله و طاقچه دار از تابوت سفالی
گورهای مهرپرستان مخالف جهت سبلان بودند
گوردخمه ای در شیب تند در دل صخره های کنگره دار در امتداد شیب قرار داشتند
گورهای چاهی بسیار کمیاب هستن و در انتها به راهرویی متصل میشوند
گورهای معابد در مقابل معابد درون غارها قرار دارند
گورهای حفره سنگی کم عمق در دل کوه ها و صخره ها هستند
گورهای صخره ای شبیه حفره سنگی ولی عمیق ترو گاها از شکافهای عمودی وافقی طبیعی هم استفاده شده و در جهت جنوب مطلق قرار می گیرند
گورهای گودالی پارت و ما قبل تاریخ به شکلی بود سنگ های کناری نامرتب و رو به طلوع آفتاب جنوب شرقی و در شیبی ملایم قرار داشتند
تدفین تابوتی در اطراف چشمه ها هستند
قبور مخفی زروانیان رو به جنوب غرب نزدیک آب وبیشتر درخاک هستند
قبور سرداران و پادشاهان به هنگام نبرد در ارتفاع و رو به مناظر زیبا و محلی صاف انتخاب میشده که در غرب آن محل گذر آب یا چشمه بود..
نکته مهمی که در مورد قبرستان های باستانی وجود دارد محیط و قرارگیری آنها است:
- درکجا قرار دارد
- آیا در شیب است/به کدام جهت است
- جهت قبور و چیدمان آن
- وجود چشمه در اطراف/نام چشمه / تعداد چشمه
- سنگ تراش خورده به شکل نماد انسان یا حیوان
- و مواردی مهم برای قبرستان ها وجود دارد از جمله: وجود قبرستان در دره، وجود دره نامی و روایت دار، وجود قلعه تاریخی
مثال قبرستانهای باستانی که روبه جنوبغرب و غرب هستن مهم نیستن چون مربوط به دوره اسلامی هستن که اگر محیط یهود نشین بوده باشه اونوقت دارای اهمیت است
دوستان یکی از مهمترین موارد درمورد قبرستانها سفیدخانه ها و امانتگاه های قبرستانها هستن که بصورت های مختلف در محیط های قبرستانی با ارزش وجود دارند که هرکدام ازآنها مبحث و فلسفه جداگانه و خاص خود را دارد که در هر قبرستان باستانی هم وجود ندارند
اول باید شرایط قبرستان را درنظر بگیرید وببینید آیا قابلیتش رو داره یاخیر.
نمونه جایگاه و سنگچین را میبینید که با چیدمان عالی و کاملا واضح نمایان است
دقت داشته باشید قبوری که در این حالت چیدمان کار میشوند اگر شما در کف کار را ادامه دهید و ببینید که سنگچین ها به همان ترتیب ادامه به پایین دارند در این حالت شما قبر را در دیواره سمت راست دارید
یعنی اتاقک مورد نظر کاملا پوچ است و درست بین این اتاقک قبر خالی و قبر اصلی دیواره سنگچین دو جایگاه را از هم جدا کرده و شما برای تست اینکه آیا پشت این دیواره فضایی باز و خلاء وجود دارد یا خیر کاملا با یک سیم مفتول میتوانید متوجه کار شوید و با گذراندن سیم از لای سنگچین به درون و پشت سنگچینها اگر فضا خالی باشد سیم به چیزی برخورد نمیکند و اگر هم خاک وجود داشت و باز هم سیم به راحتی و با مقداری فشار کم به داخل نفوذ خواهد کرد… پس حتما قبر اصلی در آنسوی دیوار پنهان است و خارج از این نیاز به کاوش در نقطه های بیشتر است
درصورتی شما کف قبور را باید برای کاوش و ادامه کار انتخاب کنید که کف بعد از خاک سرند شده یکهو به یک لایه سخت برخورد شود و دوبار بعد از آن خاک نرم نمایان میشود پس خارج از این چندان در کف زمان نگذارید..
آیین تدفین و قبور اشکانیان در باستان چگونه بوده؟ تدفین در امپراطوری بزرگ اشکانیان در باستان مطابق با فرهنگ بومی بود و مردمان باستان بر طبق آیین منطقه خود اموات خود را دفن می کردند. در زیر به برخی از این موراد اشاره میکنیم:
درشوشتر درگورهای سردابه ای و تابوت استفاده میشدو در شوش از تابوت استفاده میشد.
درکنگاور سه نوع تدفین تابوت، گوردخمه، گورخمره کشف شده است.
درغرب سرزمین اشکانیان دفن اجساد در دیوار و کف خانه خشتی مرسوم بود
دردشت مغانگور خمره ای استفاده میشد.
در پارک طاق بستان نیزیک گورستان وسیع گورخمره ای یافت شده
درهمدان تعدادی گورخمره ای وتابوت کشف شده
در مریوان گورستان خمره ای بسیاری در اطراف دریاچه یافت شده ودر قبرستان چشمه سار مرودشت از تابوت استفاده شده
در شمالشرق سرزمین اشکانیان در محل هایی چون نسا و سغد، استودان های سفالی برای دفن اموات استقاده میشده
اجساد خردسالان در خمره یا دیگ کوچک قرار میگرفت و دفن میشد
تابوتهای سفالی وچوبی نیز استفاده میشد.
در سلوکیه گورهای خانوادگی استفاده میشد که در آنها اجساد درون تابوتهای وان مانند قرار میگرفتند.
در الحضر ساختمان های چهارگوش برای دفن اموات ساخته بودند. در پالمیرا برج هایی مانند برج خاموشی زرتشتیان و آرامگاه های زیرزمینی استفاده میشد
دقت کنید در کل اشکانیان اجساد خود را دفن و در کنار آنها اشیایی قرار میدادند. گاهی افراد خود را انفرادی و گاهی دسته جمعی دفن میکردند. برای دفن اجساد جهت خاصی را مراعات نمیکردند، اشیای کنار جسد به زندگی روزمره متوفی مربوط بود، و اشیای اهدا شده به جسد اکثرا در کنار تابوت قرار داده میشد، و جسد را داخل تابوت در خاک و در گورهای سنگی قرار میدادند. اجساد هم بصورت جمع شده و هم بصورت کشیده و هم طاق باز دفن میشدند.
کشف شدن قدیمی ترین استخوان انسان:
این استخوان فک که از یک گونه انسان باستانی یا یک غارنشین ابتدایی بوده بیش از ۳۹۷ هزار سال قدمت دارد و این احتمال وجود دارد که قدمت آن به ۵۲۵ هزار سال هم برسد. اندکی درباره استخوان های قدیمی این فسیل که توصیفات آن در مجله علمی PLOS ONE منتشر شده قدیمیترین فسیل کشف شده مربوط به انسان است و ممکن است دیدگاه دانشمندان را نسبت به انسانهای اولیه، نزدیکترین اقوام انسانی منقرض شده، تغییر دهد.
مرجانه روکساندیک زیست باستان شناس دانشگاه وینیپگ در کانادا به اندکی درباره استخوان های قدیمی عنوان یکی از نویسندگان این تحقیق اظهار داشت: این استخوان متعلق به منطقهای است که ما اطلاعات چندانی درباره آن نداریم و تحقیقات زیادی درباره آن صورت نگرفته است. اندکی درباره استخوان های قدیمی اکنون ما چیزی برای آغاز ساخت یک تصویر در اختیار داریم تا بفهمیم که در این بخش از اروپا چه اتفاقی رخ داده است.
در سال ۲۰۰۰، روکساندیک و همکارانش حفاری غاری را در بالانیکا، سیبری آغاز کردند، اندکی درباره استخوان های قدیمی اما وقتی که آنها در این منطقه حضور نداشتند، عدهای خودسرانه اقدام به حفاری کردهاند تا تجارب و اکتشافات خود را داشته باشند. حدود ۱۵ سانتیمتری زیر سطحی اندکی درباره استخوان های قدیمی که تیم حفاری میکرد، یک استخوان فک باستانی با سه دندان آسیاب سالم کشف شد.دانشمندان با استفاده از چندین تکنیک تاریخ نگاری سن این استخوان را بیش از ۳۹۷ هزار و یا ۵۲۵ هزار سال تعیین کردند.
این استخوان فک فاقد ویژگیهای مشاهده شده در استخوانهای انسانهای اولیه بود که در آن میان میتوان به سطوح جویدن متمایز روی دندان اشاره کرد که در آن دوره در غرب اروپا قابل مشاهده بوده است. در گذشته انسان شناسان تصور میکردند که انسانهای غارنشین در سراسر اندکی درباره استخوان های قدیمی اروپا گسترده بودند، چرا که عمدتا این فسیلها در غرب اروپا یافت میشد. برخی از دانشمندان نیز چون فرد اسمیت کارشناس مطالعه فسیلهای انسانهای اولیه در دانشگاه ایالتی ایلینویز معتقد است که شاید این استخوان فک متعلق به فردی غیرعادی در جمعیتی شبیه به انسانهای اولیه غارنشین باشد.
سایت باستان شناسی آتاپوئرکا که در شمال اسپانیا قرار دارد پر از بقایای انسان های اولیه است اندکی درباره استخوان های قدیمی و در لیست مکان های محافظت شده ی یونسکو است. حدود ۴۰۰ هزار سال قبل هیچ آزمایش ژنتیکی وجود نداشت پس اجداد و نیاکان ما چیز زیادی درباره خودشان نمی دانستند! باستان شناسان در لحظه ی اول به باستانی بودن این فسیل ها پی بردند اندکی درباره استخوان های قدیمی اما چیزی که شگفتی آن ها را در پی داشت این بود که بعد از تحقیق مشخص شد که استخوان ها قدمت چهارصد هزار ساله دارند و متعلق به دوره چهارم زمین شناسی هستند. محققان حتی موفق شدند دی ان آی این نمونه ها را هم استخراج کنند و به قدیمی ترین دی ان ای انسانی برسند.
دانشمندان ژنوم های میتوکندریایی را که از بقایای انسان های اولیه گرفته بودند کاملا بازسازی کردند و موفق به رونمایی از قدیمی ترین دی ان ای نژاد انسان های اولیه شدند. میتوکندری بخشی اندکی درباره استخوان های قدیمی از ساختار سلول است که انرژی غذا را به شکل های اندکی درباره استخوان های قدیمی قابل استفاده تبدیل می کند. مواد ژنتیکی هسته سلول از والدین به ارث می شد و تصویر مشخصی از ژن های ارثی می دهد. این گونه ی باستانی که بخشی از رازهای ژنتیکی اش را از طریق تکه های استخوان ران برملا کرده مطمئنا هیچ نسبتی با شجره ی خانوادگی شما ندارد.
عجایب
به گفته ی یکی از محققان، تا به حال هیچ اطلاعاتی درباره دوره ی زمین شناسی چهارم وجود نداشته اما با پیشرفت تکنولوژی و وضعیت خاصی که این سایت باستان شناسی دارد اندکی درباره استخوان های قدیمی امروز حتی می توانیم درباره ی این دوره ی باستانی هم به نتایج با ارزشی برسیم.
با تحقیق مشخص شد که این گونه ی انسانی، نیاکان مستقیم مردمان امروز نیست در واقع با مقایسه ی این دی ان ای با نمونه هایی که قبل تر از انسان های هوموساپین (انسان های امروزی) کشف شده بود مشخص شد که این انسان ها شباهت زیادی به گونه های انسانی به اسم دنیسوان دارند که تا ۴۰ هزار سال قبل محل زندگی آن ها در سیبری بود. اینکه این نژاد ارتباط مستقیمی با دنیسوان ها دارد دانشمندان را با شگفتی روبرو کرده است چون تا به حال این گونه ی انسانی فقط در سیبری یعنی کیلومترها دورتر از اسپانیا کشف شده بود.
قدیمی ترین دی ان آی
درباره نژادی که اخیرا کشف شده اطلاعات کمی وجود دارد اما با این کشفیات جدید محققان می توانند به اطلاعاتی درباره رشد و تکامل انسان نئاندرتال و خصوصیات نژادی آن ها برسند. اندکی درباره استخوان های قدیمی این کشفیات کمک می کند تا رابطه بین نژادهای مختلف انسانی و چگونگی تکامل آن ها مشخص شود.
با اینکه مقدار کمی از بقایای دنیسوان ها در جنوب سیبری پیدا شده اما ویژگی های ژنتیکی آن ها فقط در بخشی از جزایر اقیانوس آرام پیدا می شود. طبق اطلاعاتی که در سال ۲۰۱۲ در یک مجله ی علمی به چاپ رسید نیاکان انسان و نیاکان دنیسوان ها حدود ۷۰۰ هزار سال قبل از هم جدا شدند.اندکی درباره استخوان های قدیمی با این حال به نظر می آید که نشانه هایی از پیوند این دو نژاد در مردمان بومی استرالیا و گینه ی نو وجود دارد.
کشف دی ان ای
حدود ۳ تا ۵ درصد دی ان آی مردمان ناحیه مالنزی (یکی از جزایر جنوب غربی اقیانوس آرام)، استرالیا و گینه نو و تعدادی از مردمان بومی فیلیپین از دنیسوان ها هستند. به عبارتی دیگر هر کسی که در خارج آفریقا زندگی می کند ممکن است که تعدادی دی ان ای نئاندرتال داشته باشد. اندکی درباره استخوان های قدیمی با این حال ارتباط بین نژادهای نئاندرتال، دنیسوان و هایدلبرگی مشخص نیست و دانشمندان امیدوارند تا به کمک دی ان ای بتوانند به درک روشنی از تاریخچه ی پیچیده ی انسان های اولیه برسند.
دانشمندان در ابتدا فکر می کردند که دی ان ای انسان هایدلبرگی (گونه ای که در آفریقا تکامل پیدا کرد) نیاکان مشترکی با انسان نئاندرتال داشته باشد. انسان نئاندرتال در حدود ۳۰۰ هزار سال پیش در اروپا زندگی می کرد اما با یافته های جدید که از طریق دی ان ای بدست آمد مشخص شد که انسان نئاندرتال با دنیسوان ها ارتباط بیشتری دارند.
به دست آوردن یک همچین دی ان ای باستانی ای یک موفقیت بزرگ به اندکی درباره استخوان های قدیمی حساب می آید اندکی درباره استخوان های قدیمی و نوید اندکی درباره استخوان های قدیمی کشفیات بیشتر از این سایت باستان شناسی را می دهد چون قبلا هیچ کسی توقع نداشت که بتوان در اینجا به یک همچین کشف بزرگی رسید.
آیا مسیر های مالرو قدیمی بار دارد؟ دوستان زیادی از ما سوال میپرسند که در فلان جا باری پیدا شد ولی هیچ علائمی اونجا نبوده و اکثراً نیز یا در حال جاده سازی، سیل یا عواملی که ربطی به کاوش و جستجو ندارددفینه هایی پیدا شده.
کاروانها و تجار
در زمان گذشته نیز همانند امروز اکثر کشورها و شهرها با هم تجارت داشتند ولی به دلیل کمبود امکانات حمل و نقل بیش از نود درصد جابجایی ها زمینی و با چاهارپایان به صورت کاروان بوده است و درصد ناچیزی از طریق دریا وبا کشتی بوده است.
تجار و کاروانها همیشه دارای ثروت و اشیاء با ارزشی بودند که برا معملات خود به ناچار در سفرها همیشه آنرا همراه خود داشتند.
راهزنان (همانطور که از اسمش مشخص است کار آنها دزدی در مسیر راهها بوده است)
رهزنان که از این امر آگاه بودند همیشه در مسیر راهها کمین میکردند و کاروانها را غارت می نمودند.
پیش_غراولان
تجار و بازرگانان برای پیشگیری از این کار در هنگام جابجایی از شهری به شهری دیگر دو یا چند سوار کار را چند کیلومتر جلو ( پیش_غراول ) و پشت سر کاروان به حرکت در میاوردن به محض دیدن راهزنان از طریق دود یا هر چیزی کاروانیان را با خبر میکردند و افراد کاروان با عجله سکه ها و اشیاء با ارزش خود را در جایی پنهان میکردند بجز مقدار اندکی برای رد گم کنی پیش خود نگه میداشتند که رهزنان به هوای اینکه تمام دارایی های آنها را غارت کرده اند پس از اندک زمانی از آنجا متواری میشدند.
حال تجار یا بعد از رفتن راهزنان و یا چند روز بعد دوباره به آنجا می آمدن و وسایل خود را بر میداشتند ولی فرصتی برای علائم_گذاری نداشتند پس به همین دلیل است که گاه و بی گاه در مسیر راههای مالرو قدیمی دفینه هایی پیدا میشود.
نکته : در مسیر راههای مالرو قدیمی از کنار تک_سنگها تل های خاکی و یا هر چیزی که بتوان از آن به عنوان نشانه_دفینه استفاده کرد بدون تفاوت گذر نکنید
حرف آخر…..
همیشه خودتان را به عنوان پنهان کننده دفینه و جای آن #تاجر و بازرگانی قرار دهید که قرار بوده امولش غارت شود.
باستانی در بعضی مناطق ایران به چشم میخورند که نشانه های خوبی برای زندگی در زمان باستان می باشند. لطفا این حوض ها را تخریب نکنید و به مواردی که در مورد این حوض هامی باشد توجه کنید:
این حوض ها اغلب در دفینه_گذاری کاربرد دارند و بیشتر در ارتفاعات دیده می شوند
توجه کنید اگر آب چشمه بعد از طی دو یا سه متر اگر به این حوض ها بریزد، حتما باید حوض جنس ساروجی داشته باشد
تابش خورشید به این حوض ها باید از طلوع تا غروب باشد
این حوض ها سایبان یا صخره و کوهی به عنوان سایبان نباید داشته باشند
ساختار کلی دیواره حوض باید ساروج باشد
در کنار حوض ها باید دره یا پرتگاهی وجود داشته باشد
کاوشهاى باستانشناسى، نمونههاى بسیارى از وجود حوض و کاربردیهای متنوع آن در معماری ایرانی را نشان میدهد؛ برای مثال
حضور حوض در خانههاى یافت شده در تپه یحیى در کرمان، متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد، در این شمار است.این نمونه ها شکوه
باغ های ایرانی از گذشته تا امروز را نشان می دهد.
حوض در معماری ایرانی، کاربریهای متنوعی همچون پادیاب در مهرابهها، مخزن آب آشامیدنی و یا شستشو، جایگاه غسل و وضو،
نگهدارى و تقسیم آب در باغها برای آبیاری، سامانه سرمایش در تابستان، سامانه رطوبتساز در مناطق گرم و خشک، و نقش تزئینی،
داشته است.
آبگیرى حوضها، دستی و گاه طبیعى بوده و از منابع آبی که نزد مردم ستوده بودند همچون آب قنات، رود، نهر، مادی،چاه و باران آبگیری
میشدند. شهر فسا یا پسا در ۱۴۵ کیلومتری جنوب شیراز، که یکی از شهرهای آباد دوره هخامنشیان به شمار میرفته است از آب
قناتی سیراب میشد که در دورههای بعد به قنات حوض ماهی نامزد شد، و یکی از عناصر مهم و هسته اولیه شهر فسا را تشکیل
میداده است.حوض در معماری اصیل ایرانی برای قرنها بخشی جدانشدنی از خانه بود که به خاطر اهمیتش معمولا در میان حیاط خانه
و به اشکال مختلف هندسی همچون گرد، چهارگوش، چندگوش، چلیپایی، ستارهای و … ساخته می شود.
دفینه های حوض ها هم بی ربط به نوع معماری آن نبوده و معمولا از گوشه ها و مرکزیت حوض برای پنهان سازی دفینه استفاده می شد.
در اکثر موارد دفینه های حوض ها در مرکز حوض ساروجی در عمق ۳ متری قرار دارد جز اینکه در حوض هایی که معماری چند ظلعی
داشته باشد که در عمق ۳ متری گوشه ها قرار می گرفت















