وب گیتاریست
- وب جاومعبد هندوها در بلوار امام خمینی، رو به روی بازار روز بندر عباس در استان هرمزگان قرار دارد
این معبر براى نیازهاى هندوهاى مقیم شهر بندرعباس که از سالهاى 1300 تا 1344 شمسی سکونت داشته و به کارهاى تجارى مىپرداختند ساخته شده است.
همچنین این معبد یکى از نقاط مهم ارتباط فرهنگى و هنرى میان ایران و هند بوده است. هندوها پیروان مکتب برهمنى (کسانى که به خدایان برهما، ویشنو و تسیوا معتقدند) هستند و این معبد بنابر تحقیقات به عمل آمده متعلق به خدایان ویشنو است.
ساختمان این معبد، در سال 1310 هجری قمری، در زمان حکومت محمد حسنخان سعدالملک ساخته شده است. اساس ساختمان این معبد عبارت است از یک اتاق چهارگوش میانی که روی آن گنبدی قرار گرفته است.
سبک معماری این گنبد را مقرنسهای پیرامونی آن نه تنها از دیگر گنبدهای موجود در سواحل خیلجفارس، بلکه از گنبدهای سراسر ایران متفاوت میسازد.
طرح این بنا کاملاً از معماری معابد هندی متإثر است. این معبد از جمله نشانههای معدود تاریخی بندرعباس است که توجه هر تازه واردی را به خود جلب میکند و امروزه در کنار یکی از خیابانهای اصلی شهر قرار گرفته است.
معبد هندوها مربوط به اواخر دوره ناصر الدین شاه است و در زمان مظفرالدین شاه مورد بهره بردارى قرار گرفت. تنها منبعى که در این مورد اظهار نظر کرده است کتاب بندرعباس و خیلج فارس مربوط به سدید السلطنه بندرعباسى است.
معبد هندوها در بندرعباس طبق موقعیت جغرافیایى در زمان ساخت از لاشه سنگ، ملات گل و ساروج، سنگهاى مرجانى خاک و گچ هاى ضخیم ماده و گچ لویى استفاده شده است.
ساختمان اتاق معبد و مهراب در قسمت شمال هند واقع شده و دور اتاق معبد نیز از طاقچه و قاب هاى کور ساخته شده است و دورتا دور اتاق معبد نیز 4 راهرو وجود دارد که در گذشته زوار به دور آن زیارت مى کردند.داخل راهروها حجره هاى کوچکى است که براى طلبه هاى مکتب برهمنى در نظر گرفته شده و داخل برخى از اتاق ها نقاشى هاى مذهبى دیده مى شود که یکى از مهم ترین آنها خداى فلوت زن به نام کریشنا است.
از داخل راهرو غربى راه پله هاى مارپیچى وجود دارد که به سمت بالا است و به بام معبد منتهى مىشود که ساق معبد است و با جرزهاى پس رونده که الهام از معمارى ایرانى است تشکیل شده است که 4 نورگیر در 4 طرف این فضاى چند ضلعى روى جرزها و جود دارد و گنبد عظیمى با لایه هاى ذوزنقه اى و تزئینات آیین هندویى دیده مى شود.
همچنین اطراف و در 4 طرف گنبد حدود 72 برجک مخصوص هندویى وجود دارد که در وسط گنبد میله بزرگى قرار گرفته که در حقیقت محور زمین و آسمان را نشان مىدهد.
در قسمت ضلع شرقى گنبد نیز تالار بزرگى وجود دارد که تالار اجتماعات بوده و در این تالار نقاشى هاى مختلفى به چشم مى خورد که هر کدام از آن ها بیانگر فلسفه خاصى از اعتقادات مختلف مردم هند است.
این معبد یکى از آثار منحصر به فردى است که از سوى پولدارهاى شهرى به نام شیکار پور در غرب هند ساخته شد و در سال 1344 که بندرعباس را ترک کردند، بتهایى که در معبد و در طاقچه محراب بود نیز با خود بردند و این بنا کم کم مخروبه شد تا این که سازمان میراث فرهنگى در چند نوبت آن را تعمیر اساسى کرد.
معبد هندوها در سال 1377 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره 1999 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.






سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی,شهر باستانی در ترکیه,محوطه تاریخی و باستانی در ترکیه,نقش های باستانی در غارهای ترکیه,مجسمه و تندیس های تاریخی و باستانی در ترکیه,شهرهای زیرزمینی باستانی و چندین هزار ساله در ترکیه,معبدهای باستانی و تاریخی در ترکیه
کاپادوکیه Kapadoukia یا با نام قدیمی و پارسی کَتپَتوکه یا کاپادوسیه در پارسی باستان : Katpatuka و Cappadocia به معنای سرزمین اسبهای زیبا است , بخش باستانی و پهناوری است که امروز در ترکیه مرکزی قرار گرفته و به دلیل ارزش های تاریخی و باستانی ,توریستی ترین بخش استان نوشهیر؛ ترکیه کنونی را در بر می گیرد. بازمانده های آتشفشانی منظره عجیب و شگفت آوری به وجود آورده که جاذبه های طبیعی این شهر بشمار میرود , این محوطۀ باستانی از سال ۱۹۸۵ از طرف یونسکو جزو میراث فرهنگی جهان شناخته و ثبت شده است .
امّا ارزش تاریخی و گردشگری آن شهر به خانه ها و پناهگاه های کوچک و پرشماری است که در اثر فوران آتشفشان دردل کوهها و تپه ها تشکیل شده، و برخی از آن خانه ها با تصاویر زیبایی از حضرت مسیح و نمادهای مسیحیت در سالهای ظهور مسیح و پس از آن نقاشی شده اند که احتمالا این آثار از مسیحیانی است که از ترس تهاجم سربازان رومی به آنجا پناه برده اند.ترکیه برای سال ۲۰۱۲ با تبلیغات گسترده , درینکویو را به عنوان یکی از شگفت انگیزترین مکانهای تاریخی و توریستی خود معرفی کرده است. ترکیه در حال حاضربالاترین درآمد و توریست رااز صنعت گردشگری ؛ درمیان کشورهای منطقه دارد.
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینیکاپادوکیا نام سرزمین باستانی پهناوری در آسیای کوچک (ترکیه کنونی) است. نام کاپادوکیه پس از روزگار باستان در زمان چیرگی مسیحیت بر این بخش پایدار ماند و امروزه هم توریستیترین بخش کاپادوکیه استان نوشهر ترکیه کنونی را دربرمیگیرد. در نقشه بالا فاصله این شهر را از استانبول و آنتالیا و … مشاهده میکنید.
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینیکاپادوکیه سرزمینی است در مرکز آناتولی (خود آناتولی بمعنای محل برآمدن خورشید بزبان یونانی میباشد و از اینجهت میتوان برابر با خراسان دانست) و محوطهای را در بر میگرفت که امروز میان اورگوپ ( همان شهری که در سریال شمیم عشق مشاهده میکنید ) و نوشهیر، نیغده، آکسرای ، کرشهیر و قیصریه قرار دارد. از نامیترین قسمتهای این سرزمین امروزه بنام ” گورمه” یاد میگردد که مجسمههای باستانی را در دل خود جای داده است.
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینی 
نقشهای باستانی در غارهای کاپادوکیه
از زمان مادها کاپادوسیه بخشی از شاهنشاهی ایران بوده است. در تاریخ برای نخستین بار در پایان سده ششم پیش از میلاد است که نامی از کاپادوکیه میرود و آن هم در سنگنبشتههای سهزبانه دو تن از پادشاهان هخامنشی، داریوش بزرگ و خشایارشا. از دیر باز فرهنگ و آیین ایرانی آنچنان در ارمنستان و کاپادوسیه پذیرفته و گسترش یافته بود که میتوان گفت که مردمان این نواحی در زمان هخامنشیان و اشکانیان دیگر انیرانی شمرده نمیشدند. پرستش ایزدان ایرانی بویژه مهر و آناهیتا در کاپادوسیه رواج داشت و نویسندگان یونانی چگونگی برگزاری مراسم مذهبی ایرانی را در آنجا گزارش کردهاند.

معبدی باستانی در کاپادوکیه
از زمان هخامنشیان تا قرون اولیه میلادی کاپادوسیه سرزمین اختلاط و آمیزش فرهنگها و دینهای گوناگون بوده است. روایات مورخان یونانی مخصوصاً استرابو دربارهٔ هم آمیختگی آیینهای ایرانی و انیرانی در کاپادوسیه و دیگر کشورهای باختری ایران از لحاظ تاریخ دینهای ایرانی اهمیت خاصی دارد. ( از ویکی پدیا )

شهر درینکوی
اعجاب آورترین بخش سرزمین کاپادوسیه، شهری است زیر زمینی با نام درینکویو derinkuy است. درسال ۱۹۶۳ کارگرانی که برای ایجاد ساختمانی ؛ به کندن زمین مشغول بودند,ناگهان با چاه یا تونل ژرفی درون زمین روبرو شدند.

پژوهشهای بعدی ؛ کشف یک شهر زیرزمینی از دوران کهن را خبر داد که در تحقیقات باستانی به عمل آمده آشکار شد که این اثر از ایرانیان باستان و پیروان اهورامزداست که به تاریخ آیین زرتشت اشاره دارد. درینکوبو -Derinkuyu- به معنی “چاه عمیق” شهری است زیرزمینی و اعجاب آور با آثارو نشانه هایی از آیین زرتشت، کهن ترین دین جهان و همچنین نمادهایی از زرتشت ، فروهر، اهورا مزدا و اسب های پارسی. این شهر هشت طبقه، با ظرفیت اسکان برای ۲۰ تا ۳۰ هزار گاو وگوسفند و اصطبل اسب، مرد وزن و کودک و در ژرفای ۸۵ متری زمین قرار دارد. در آن مکان محلی برای درست کردن غذا، شراب، روغن، و ذخیره ی آنها و همچنین نیایشگاه هایی برای مراسم دینی تعبیه شده است.
سرزمین تاریخی و باستانی کاپادوکیه در ترکيه,نقشهای باستانی در غارها و مجسمه و معبد و شهرهای زیرزمینیشهر زیرزمینی درینکو که توسط ایرانیان باستان و پیروان دین زرتشت ساخته شده ۸ طبقه دارد. ساکنین آن میتوانستند در ورودی اصلی را با سنگ بزرگی از داخل مسدود کنند.

طبقۀ نخست ویژه ی نگهداری حیواناتی چون اسب و گاو و گوسفند بوده است.دراین شهر وجود پله های تودرتو و پرشمار در هر طبقه، اتاقهاها، آشپزخانه ها و حیواناتی چون گاو و نیز محل بزرگی برای ذخیره شراب و مواد غذایی دیده می شود. نکته قابل توجه در مورد این مکان آنست که در ژرفای این شهرزیرزمینی هوای خنکی جریان دارد و هیچگاه کمبود اکسیژن در آنجا احساس نمی شود و آن به دلیل وجود هواکش و تونل هایی ست که به بیرون راه دارند و هوا را در جریان می اندازند.
![[تصویر: 1392012340421.jpg]](http://upload.alfaee.com/uploads/1392012340421.jpg)
در طبقه ی چهارم این شهر زیرزمینی، سنگهای بزرگ و سنگینی به اندازه های سنگ آسیاب وجود دارد که در صورت حمله و نفوذ دشمن به وسیله ی این سنگها از پایین راه های ورودی را می بستند تا مانع نفوذ و پیشروی دشمن شوند. به گفته ی پژوهشگران باستان شناس نقطه ضعف یا پاشنه ی آشیل این شهر همان تونل و هواکش هاست، زیرا مهاجمان ودشمنان می توانستند با ریختن سمهای کشنده در هواکش ها و تونل ها، ساکنان شهر را مسموم کنند و مردم را از پای در آورند.
![[تصویر: 1392012340492.jpg]](http://upload.alfaee.com/uploads/1392012340492.jpg)
پژوهشگران و باستان شناسان می گویند : با پیشرفت تکنولوژی و علم امروزی، ساختن یک شهر زیرزمینی برای زندگی ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر ده سال به طول می انجامد. آنها شهرزیرزمینی درینکویو را با اهرام مصر مقایسه می کنند و هم ردیف می دانند.
![[تصویر: 1392012340543.jpg]](http://upload.alfaee.com/uploads/1392012340543.jpg)
از نظر تاریخی گزنفون xénophon تارخ نگار و فیلسوف یونانی ؛ که زمانی جزو سپاهیان کوروش کوچک در لشکرکشی برعلیه برادرش اردشیر بوده ,ساخت این شهر و شهرهای زیرزمینی رادر قرنهای چهارم وپنجم پیش از میلاد می داند. روزگاری همه سرزمینهای گسترده میان دورود هالیس و فرات را کاپادوسیه می نامیدند. از زمان مادها این سرزمین جزو بخشی از شاهنشاهی ایران بوده.
![[تصویر: 1392012340584.jpg]](http://upload.alfaee.com/uploads/1392012340584.jpg)
در تاریخ برای نخستین باردر پایان سده ششم پیش از میلاد است که نامی از کاپادوکیه می رود ؛ آن هم در سنگ نبشته های سه زبانه دو تن از پادشاهان هخامنشی «داریوش بزرگ» و«خشایارشاه» .
![[تصویر: 1392012340665.jpg]](http://upload.alfaee.com/uploads/1392012340665.jpg)
در قسمت بیرونی “درنیکویو” شهر زیرزمینی ایرانیان باستان ,خرابه های دوبرج دیده می شود که محلی برای نگهبانان بوده ,که اگر مهاجمان و دشمنان نزدیک شوند به ساکنان شهر خبر دهند.
معبد شهریری یک محوطه باستانی در شهرستان مشگین شهر از شهرهای استان اردبیل ایران است. این محوطه شامل ۲۸۰ سنگافراشته باستانی است که دیرینگی آنها بیش از ۸ هزار سال پیش میلاد برآورد میشود و قدمت این مناطق به دوران اواخر مفرغ و دوره نوسنگی و مس سنگی و نیز اوایل آهن مربوط است. این سنگافراشتهها با ارتفاع متفاوت ۷۰تا ۳۶۰سانتیمتری که اکثراً منقوش به اشکال انسان هستند. طرح انسانهای حک شده بر روی سنگها به شکل افرادی دست به سینه و معمولاً بدون دهان است و تنها یک مجسمه حکاکی شده زن یافت شده که دارای دهان میباشد و تاکنون فقط هفت قطعه این نوع سنگ – افراشتهها در منطقه حکاری کردستان ترکیه و یک قطعه هم در قپوزستان آذربایجان یافت شدهاست. سنگافراشته کشف شده در بویاحمدلی ناحیه آغدام جمهوری آذربایجان وسعت محوطه شهریری ۴۰۰ هکتار است و در ۶۰ کیلومتری غرب اردبیل، ۷ کیلومتری شمال شرقی لاهرود، یک کیلومتری شمال روستای پیرازمیان و در کنار رودخانه قرهسو واقع شدهاست. محوطه شهریری از سه قسمت معبد، قوشاتپه و قله تشکیل شدهاست و سنگافراشتههای این محل با فرسایش و تخریب زیادی روبهرو هستند و در فروردین ۱۳۹۰ گردباد باعث ویرانی بخشی از این محوطه شد. محوطه باستانی «شهریری» در سال ۱۳۸۱ از سوی میراث فرهنگی استان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید. از زمان پیدا شدن این محوطه تاکنون، هشتاد درصد آثار آن از میان رفتهاست؛ و متأسفانه علی رغم قدمت این آثار و دگرگونی تاریخهایی که خواندهایم (با توجه به قدمت این آثار) هیچ توجهی به این آثار ارزشمند نشده و هنوز هم در معرض خراب شدن قرار گرفتهاند منطقه باستانی یری -هزاره اول پیش از میلاد سنگ افراشتهای شهر یری منطقه باستانی معروف به شهر یری در شمال غربی روستای پیرازمیان در 31 کیلومتری شرق مشگین شهر در کنار رود قره سو قرار دارد. وسعت این منطقه تاریخی 400 هکتار است و از سه قسمت دژ نظامی، معبد و قوشا تپه تشکیل می شود. قدمت قلعه و معبد به 1450 پیش از میلاد و قوشا تپه به 7 هزاره پیش از میلاد می رسد. اولین بار در حدود ده سال پیش از انقلاب اسلامی چارلز برنی در این محوطه کاوش کرد و از سال 1383 تا 1385 سه فصل حفاری به سرپرستی علیرضا هژبری نوبری در آن انجام شد. در اولین فصل حفاری که در آبان 83 آغاز شد قبرهای عصر آهن بررسی شدند که پیش از آن توسط جویندگان عتیقه تخریب شده بودند و تنها ساختمان بندی قبرها معلوم بود. در این دوره سفالها یی مربوط به دوره کالکو لتیک کشف شد و قدمت منطقه را به 3500 سال از از عصر آهن به عقب برد. این سفالها شبیه سفالهای مناطق باستانی دالما و حاجی فیروز هستند. به این ترتیب برای اولین بار قدمت سکونت بشر در استان اردبیل به دوره مس- سنگ رسید. برخی از سفالها منقوش و برخی با طرح سبدی بودند. تعدادی سفال دو لایه نیز در حفاری کشف شد که احتمال می رود لایه دوم سفال برای ترمیم قسمتهای شکسته سفال به کار رفته است. در منطقه یری تعداد زیادی سنگ شیشه برنده(ابسیدین) کشف شد که می تواند گواهی بر ارتباط این منطقه با قفقاز و آناتولی باشد زیرا سابقه استخراج این نوع سنگ در این مناطق شناخته شده است. از ابسیدین برای برش سنگهای سخت در دوره کالکولتیک استفاده می شده است. در منطقه یری چند دوره تاریخی از مس- سنگی ، عصر آهن1 و عصر آهن 2 مشخص شد و بقایایی از قلعه ای متعلق به دوره آهن کشف گردید. در فصل بعدی حفاری در سال 84 بقایایی از سفال، مفرغ و نقوش انسانی دیده شد که باستان شناسان آنها را نذوراتی متعلق به معبد میدانستند. یکی از این دو معبد در زیر دیوار دفاعی قلعه قرار داشت . باستان شناسان نتیجه گرفتند در دوره اورارتویی که ساکنان شهر یری بر روی معبد خود قلعه ساخته بودند از دین خود روی گردانده اند و خدای اورارتویی( خالدی) را پذیرفته اند. البته این امر میتواند اختیاری یا به اجبار صورت گرفته باشد. در این فصل حفاری یک لایه نیز در زیر محوطه داخلی قلعه کشف شد که به شخری متروک و قدیمی تر تعلق داشن. برخی سفالهای قهوه ای مایل به بنفش و سفالهای داغدار و سیاه نیز در این محل کشف شدند که به پیش از عصر آهن تعلق دارند. در فصل سوم حفاری مشخص شد که در دوره اورارتوییان قلعه به آتش کشیده و متروک شده است. وجود خاکستر در لایه های خاک قلعه نشان دهنده آتش سوزی قلعه است . به این ترتیب دوئره های متوالی زندگی بشر از 7000 تا دوره اورارتوییان در شهر یری به صورت متوالی مشخص شد. در این فصل تعداد زیادی ظروف سفالی، اشیای زرین مانند آویز، دگمه های زینتی و پلاکهای طلایی و مفرغی کشف گردید. نیایشگاه اصلی منطقه یری در این فصل از زیر خاک بیرون آمد که شامل بیش از 300 سنگ افراشت با ارتفاعهای مختلف از 35 تا 250 سانتیمتر با شکلهای انسانیهستندو اشکال حجاری شده روی سنگها مشابهند و حاوی صورت آدمی( بدون دهان) ، دست و شمشیر هستند. این منطقه بدون شک استقرار تک دوره ای نداشته است. چارلز برنی دوره آنرا همزمان با هخامنشیان ولی خارج از محدوده دولت آنها می داند. اینگراهام و سامرز آنرا به پیش از هزاره اول تعلق دانسته اند. با توجه به نبود سفال در کنار سنگ افراشت نمیتوان نظر دقیقی در مورد زمان سنگ افراشت داد ولی آنها میانه هزاره دوم تا میانه هزاره اول را بهترین دوره برای سنگ افراشت دانسته اند. معماری قبور مربوط به عصر آهن2 است. در مناطق دیگری از آذربایجان نیز سنگ افراشت وجود دارد مانند سنگ افراشت نشت بان سراب ولی هیچ کدام دارای حجاری نیستند. در غرب محل تجمع سنگها غاری قرار دارد که ساکنان محلی آنرا قاراکوهبل نام نهاده اند. روبروی آن چند تخته سنگ بر روی هم گذاشته شده اندو به این ترتیب سه فصل حفاری منطقه باستانی یری در سال 84 به پایان رسید. مدیر کل میراث فرهنگی اردبیل در سال 84 طی بازدید از منطقه اعلام کرد که در سال 85 حریم شهر یری تعیین خواهد شد و این منطقه باستانی به ثبت ملی و جهانی خواهد رسید. ولی در مرداد سال 85 تحقیقات باستان شناسی منطقه تعطیل شد. وی در مرداد سال 86 اعلام کرد که کار طراحی سازه محافظ با اعتباری به مبلغ بیست میلیون تومان انجام خواهد شد در حالی که این کار نیاز به صد میلیون تومان بودجه دارد. در هر صورت تا پایان سال 86 هیچ گونه اقدامی در جهت حفاظت از سنگ افراشتها انجتم نشده بود. منطقه یری که وسیع ترین منطقه تاریخی استان اردبیل و یکی از با اهمیت ترین مناطق پیش از تاریخ شمال غرب ایران است به شماره 6162 به ثبت آثار ملی رسید. ولی به دلیل عدم حفاظت از منطقه سرمای بی سابقه زمستان سال 86 سنگ افراشتها را مورد حمله قرار داد و در اول بهمن 86 با یک زیر نویسی تلوزیونی در شبکه خبر اعلام شد که 80% از آثار تاریخی منطقه یری بر اثر سرما از میان رفته است. در واقع یکی از با ارزش ترین و بی نظیر ترین آثار باستانی ایران و جهان در اثر بی مسولیتی سازمان میراث فرهنگی از دست رفت و به هیچ وجهه قابل مرمت نیست. شهریری یک محوطه باستانی است. این محوطه شامل ۲۸۰ سنگافراشته باستانی است که دیرینگی آنها بیش از 8 هزار سال پیش میلاد برآورد میشود و قدمت این مناطق به دوران اواخر مفرغ و دوره نوسنگی و مس سنگی و نیز اوایل آهن مربوط است. این سنگافراشتهها با ارتفاع متفاوت ۷۰تا ۳۶۰سانتی متری که اکثرا منقوش به اشکال انسان هستند. طرح انسانهای حک شده بر روی سنگها به شکل افرادی دست به سینه و معمولا بدون دهان است و تنها یک مجسمه حکاکی شده زن یافت شده که دارای دهان می باشد و تاکنون فقط هفت قطعه این نوع سنگ – افراشتهها در منطقه حکاری کردستان ترکیه و یک قطعه هم در قپوزستان آذربایجان یافت شدهاست. وسعت محوطه شهریری ۴۰۰ هکتار است و در ۶۰ کیلومتری غرب اردبیل، 7 کیلومتری شمال شرقی لاهرود، یک کیلومتری شمال روستای پیرازمیان و در کنار رودخانه قرهسو واقع شدهاست. محوطه شهریری از سه قسمت معبد، قوشاتپه و قله تشکیل شدهاست. این محوطه باستانی در سال ۱۳۸۱ از سوی میراث فرهنگی استان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.










همواره بشر به دنبال يافتن عوامل و آثار رفتار خويش بوده است، انسانها علاقه مندند تا بدانند چه عواملي باعث تفاوت مالي ميان آنها مي شود و براي توسعه در روزي چه بايد كرد، عالم خلقت بر اساس قانون علت و معلول آفريده شده و تمام ذرات آن با يكديگر مرتبط هستند. زيباترين بيان در رابطه با علتهاي فقر و ثروت در سخنان بيشينيان دين آمده است. در آيات و خصوصاً در روايات اهلبيت عوامل فراواني را براي گشايش روزي و فقر و تنگدستي برشمردهاند، اگر چه رابطه ي برخي از اين عوامل با ثروت و فقر بر ما پوشيده است اما بي ترديد گفتار آنان بهترين و زيباترين بيان در اين رابطه است. گل هاي زيبايي را در باغي سرسبز تصور كنيد كه باران رحمت يكسان بر آنها ميبارد. باغبان يكي از آنها آفت را ميشناسد و در تغذيه و آبياري گلها ميكوشد، هر روز طراوت وشادابي غنچه هاي شكفته، زبان عابران را به تحسين وا مي دارد ، اما باغبان ديگر بي خبر از باغباني، نه آبياري مناسب را مي داند و نه آفت زدايي مي كند، گلهاي اين باغ پژمرده و غم انگيز مي شود.
اكنون گل وجود انسان نيز چنين است بهرههاي دنيوي، ثروت و نعمتهاي الهي همان باران رحمتي است كه بر همگان مي بارد، يكي براي داشتن گلهاي سرخ و زيبا، ميوه هاي خوشبو و رنگين راه را مي شناسد و از آفات و آسيبها با خبر است، ميوه فضيلت و كمال ميچيند و گلهاي معرفت را پرورش ميدهد. اما ديگري آسيبها را نميشناسد، سمهاي زهرآگين را براي تغذيه ي گل وجودش به كار ميگيرد، بي خبر از آن كه ريشه اش ميسوزد و ميوههايش پست و غيرقابل استفاده ميشود. آفات و آسيبهاي گل وجود انساني، همان گناهان به ويژه مال حرام و لقمهي حرام است.
نسيم رحمت الهي، همواره مي وزد. اما تنها كساني كه با خورد و خوراك حلال، لطافت خويش را حفظ كرده اند، آن را احساس مي كنند و با آرامشي وصف نشدني در كنار ساحل امن نجات مي نشينند و عاقبت طوفان زدگان حرام را نظاره ميكنند. باغبانان حقيقي همان پيشوايان الهي، نيز بشر را از آلودگي به مال حرام، برحذر داشتهاند و آثار ناگوار آن را يادآور شدهاند.
پژوهش حاضر در هفت فصل تنظيم شده تا آفات روحي و جسمي مال حرام را تبيين كند، پرده از چهرهي زشت آن بردارد و ميوههاي ناخوشايند آن را معرفي كند و راه كارهاي به دست آوردن روزي حلال و كليدهاي ثروت و خوشبختي را براي همگان بيان كند و علتهاي فقر و نداري را به طور كامل ذكر كند.
معناي رزق و روزي:
روزي:
واژهاي است فارسي كه به معناي خوراك روزانه آنچه روز به روز به كسي داده ميشود و قسمت او ميگردد و نيز ضروريات زندگي به كار رفته است.
رزق:
واژه اي است عربي و معادل روزي است كه به معناي خوراك روزانه، نصيب و بهره به كار رفته است.
در اصطلاح، رزق چيزي است كه مي توان از آن بهرهبرداري كرد و كسي نميتواند جلوي آن را بگيرد.
بنابراين رزق چيزي است كه قابليت بهره برداري دارد، در نتيجه رزق هر كس غير از دارائي و ثروت اوست. پس رزق هر كس به ميزان برخورداري او از نعمت ها است نه ميزان دارائي اش(محمدعلي قاسمي، گشايش روزي، ص ۱۹٫)
اقسام رزق:
«رزق را داراي چهار نوع برشمرده اند : رزق مضمون، رزق مقسوم، رزق مملوك، رزق موعود».
رزق مقسوم : رزقي است كه در ازل تقسيم شده و در لوح محفوظ نوشته شده است . (۱)
رزق مملوك : رزقي است كه در ملكيت شخص در آمده است.
رزق موعود: رزق خاصي است كه خداوند، صالحان و عابدان را به آن وعده داده است.
رزق مضمون : خوردني و نوشيدني است كه به اندازه مورد نيازانسان ازطرف خداوند ضمانت شده است . (۲)
در تقسيم بندي ديگري، مي توان رزق را دو نوع ظاهري و باطني يا به عبارتي مادي و معنوي تقسيم كرد:
رزق مادي : مانند خوردنيها و پوشيدني ها.
رزق معنوي : مانند علوم و معارف ، نبوت و … . (۳)
بسياري از دانشمندان اسلامي فرمودند كه در آيات الهي و احاديث پيشوايان، واژه ي رزق به معناي رزق حلال است، به اين معنا وقتي خداوند در آيهاي مي فرمايد: «مؤمنان كساني هستند كه: ينفقون مما رزقناهم؛(۴) . از آن چه به ايشان روزي كرديم انفاق مي كنند»، يعني از روزي حلال خويش به ديگران ميدهند.
از ديدگاه حضرت علي (ع) روزي بر ۲ قسم است: «آن كه تو را ميخواهد و آن كه تو او را ميجويي. كسي كه دنيا را مي خواهد، مرگ نيز او را مي طلبد تا از دنيا بيرونش كند وكسي كه آخرت خواهد، دنيا را مي طلبد تا روزي او را به تمام بپردازد.( محمد دشتي، نهج البلاغه، حكمت ۴۳۱)(۵)
رزق در قرآن كريم:
واژهي رزق در قرآن نيز مورد استفاده قرار گرفته است به عنوان نمونه به چند آيه اشاره مي كنيم :
«و لا تمدن عينيك الي ما متعنا به ي ازواجاً منهم زهره الحيوه الدنيا لنفتنهم فيه و رزق ربك خيرٌ وأبقي».(۶)
هرگز چشم خود را به نعمتهاي مادي كه به گروههايي از آنان داده ايم، ميفكن كه اينها شكوفههاي زندگي دنيا است و براي اين است كه آنان را بيازمائيم و روزي پروردگارت بهتر و پايدارتر است.
«و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض و لكن ينزل بقدر ما يشاء انه بعبادهي خبيرٌ بصير».(۷)
اگر خداوند روزي را براي همه بندگانش گسترش دهد، آنان در زمين طغيان مي كنند، از اين رو به مقداري كه مي خواهد نازل مي كند، او نسبت به بندگانش آگاه و بينا است.
معيار گستردگي و تنگي روزي:
هرگز نبايد تصور كرد كه وسعت رزق دليل بر محبت خداوند و يا تنگي معشيت دليل بر خشم و غضب او است، زيرا خداوندگاه انسان را به وسعت روزي آزمايش ميكند و اموال سرشاري در اختيارش قرار مي دهد و گاه با تنگي معيشت ميزان مقاومت و پايمردي او را روشن ميسازد و آنها را از اين طريق پرورش ميدهد.(۸)
سرمايه و ثروت، گاهي زمينه ساز فساد و گناه مي شود، زيرا وقتي انسانها خود را بي نياز از خداوند ميبينند، طغيان مي كنند. «إن الانسان ليطغي أن رءاه استغني؛ همانا انسان طغيان ميكند، زيرا خود را بي نياز ميبيند، گاهي ثروت مايه بلا و عذاب جان صاحبان آنهاست و هر گونه آرامش واستراحت را از آنها ميگيرد. چنانچه قرآن كريم در اين باره مي فرمايد :
«فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم انما يريدالله ليعذبهم بها في الحياه الدنيا و تزهق انفسهم و هم كافرون». (۹)
فزوني اموال و اولاد آنها تو را در شگفت فرو نبرد، خدا خواهد آنان را به اين وسيله در زندگي دنيا مجازات كند و در حال كفر بميراند. در جايي ديگر خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
«ايحسبون انما نمدهم به من مال و بنين نسارع لهم في الخيرات بل لا يشعرون)) (۱۰)
آيا آنان چنين ميپندارند كه امـوال و فرزنـداني را كه به آنها داديـم براي ايـن است كه درهـاي خيـرات را به رويـشان بگشائيـم، چنين نيـست آنهـا نمي فهمند».
نقش تلاش انسانها در تقدير روزي:
نبايد از آياتي كه در زمينه ي تقدير و اندازه گيري روزي به وسيله ي پروردگار آمده چنين استنباط كرد كه تلاشها و كوششها نقشي در اين زمينه ندارند و اينها را بهانهي تنبلي و فرار از زير بار مسئوليتها و مجاهدتها در مقياس فرد و اجتماع قرار داد، كه اين پندار بر ضد آيات فراواني از قرآن مجيد است كه سعي و كوشش را معيار موفقيتها شمرده است(۱۱).
همانگونه كه در آيات قرآن آمده است :
«لئن شكرتم لأزدينكم (۱۲)»
هرگاه شكر نعمتها را به جا آورديد و آن را در مصرف واقعي صرف كنيد، نعمت را بر شما افزون مي كنم.
در جايي ديگر خداوند فرموده است كه مردم بايد همواره براي كسب روزي تلاش كنند:
«هو الذي جعل لكم الارض ذلولاً فامشوا في مناكبها و كلوا من رزقه(۱۳)».
او كسي است كه زمين را تسليم و خاضع در برابر شما قرار داد تا بر پشت آن راه برويد و از رزق آن استفاده كنيد.
قدرت خدا در روزي رساني:
از امام علي (ع) پرسيدند : اگر در خانه ي مردي را به رويش ببندند روزي او از كجا خواهد آمد؟ فرمود: از آن جايي كه مرگ او مي آيد(۱۴).
همانگونه كه در آيهي «إن الله هوالرزاق ذوالقوة المتين(۱۵) »؛همانا خداوند روزي دهنده و صاحب قدرت محكم است، آمده است.
خداوند روزي رسان:
از امام علي (ع) پرسيدند كه چگونه خدا با فراواني انسانها به حسابشان رسيدگي ميكند؟ حضرت پاسخ دادند :
آن چنان كه با فراواني آنان روزيشان مي دهد! و باز پرسيدند: چگونه به حساب انسانها رسيدگي مي كند كه او را نمي بينند؟ فرمود: همان گونه كه آنان را روزي ميدهد و او را نميبينند(۱۶).
قرآن تأكيد دارد كه انسانها روزي بخش خود را تنها خدا بدانند و از غير او تقاضا نكنند و به دنبال اين ايمان و توكل بر نيرو و تلاش و سعي خود متكي باشند همانگونه كه در ذيل آيهي: «هل من خالق غيرالله يرزقكم من السماء و الارض(۱۷)»
آيا خالقي غير از خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمين روزي دهد.
«فابتغوا عندالله الرزق(۱۸)»تنها روزي را نزد خدا بجوئيد.
معناي وسيع تر روزي:
روزي معني وسيعي دارد كه روزي هاي معنوي را نيز همانگونه كه بيان كرديم در بردارد، بلكه روزي اصلي همين روزي معنوي است، در دعاها تعبير به رزق در مورد روزيهاي معنوي بسيار به كار رفته است، در مورد حج ميگوئيم: اللهم ارزقني حج بيتك الحرام. در مورد توفيق اطاعت و دوري از معصيت آمده: اللهم ارزقني توفيق الطاعه و بعد المعصيه(۱۹). در دعاهاي روزه ماه مبارك رمضان مي خوانيم:
« اللهم ارزقني فيه طاعه الخاشعين»(۲۰).
هدف اين است كه با تمام تلاش ها و كوشش ها باز به روشني مي بينيم دست ديگري نيز در كار است كه گاه نتيجه ي تلاش ها بر باد مي رود و گاه به عكس، تا مردم فراموش نكنند در پشت عالم اسباب، دست قدرت« مسبب الاسباب» كار مي كند.
ارزش تلاش براي روزي حلال:
طلب حلال در مقام جهاد:
اسلام كار را يك نوع جهاد در راه خدا مي داند.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:«كسي كه در راه كسب روزي حلال براي خانواده اش تلاش كند مجاهد و حركت كننده در راه خداست»(۲۱).
كسب حلال و شرافت:
كار و تلاش مشروع براي كسب روزي حلال هر چه كه باشد، باز موجب شرافت و كرامت انسان مي شود و بهتر از آن است كه انسان دست خويش را پيش از ديگران دراز كند و سربار آنان باشد.
پيامبر اكرم(ص) در اين باره فرمودند: «اگر انسان هيزم را بر پشت خويش حمل كند، بهتر از آن است كه دست گدائي پيش ديگران درازكند كه معلوم نيست، چيزي به او بدهند يا ندهند ».
كسب حلال بهترين عبادت:
از ديدگاه پيشوايان معصوم عليهم السلام اگر نيتها خالص باشد و كار از راه حلال صورت گيرد، همه كارهاي انسان رنگ الهي به خود مي گيرد و ارزشي غير قابل وصف پيدا ميكند.
رسول خدا (ص) ميفرمايد:«عبادت داراي هفتاد جزء است كه با فضيلتترين آنها طلب روزي حلال است»(۲۲).
عوامل رساننده و افزاينده روزي:
از ديدگاه معصومين عوامل فراواني ذكر شده كه باعث زيادشدن روزي مي شود:
امام صادق فرمودند:من حسن بره اهل بيته زيدفي رزقـه»(۲۲) ؛هركه باخـانـوادهي خود نيكوكار باشـد، روزيـش زيـادمي شود.
امام صادق(ع) در جايي ديگر فرمودند: « ان البر يزيده في الرزق»(۲۳)؛ نيكوكاري، روزي را زياد ميكند.
امام علي(ع) فرمودند: «والعسر ليفسد الاخلاق، التَّسهل يدرالارزاق»)(۲۴)؛
سختگيري، اخلاق را تباه ميكند، آسان گيري (براهل و عيال و معاملات) روزيها را سرازير مي كند.
امام باقر(ع) فرمودند: « الزكاه تزيد في الرزق»(۲۵)؛ زكات دادن روزي را زياد مي كند.
امام علي در جايـي ديگر فرمـودند:«من حسنت نيتـه، زيد في رزقه»(۲۶)
هر كه خـوش نيـت باشد، روزيـش زيـاد ميشود.
پيامبر اكرم فرمودند :« صدقه زياد بدهيد، تاخداوند به شما روزي بدهد».(۲۷)
حكم كسب درآمد حلال:
رسول خدا(ص) فرمودند: «طلب الحلال فريضية علي كل مسلم و مسلمة»(۲۸)؛ كسب درآمد حلال بر هر مرد و زن مسلماني واجب است.
رسول خدا(ص) فرمودند: «طلب الحلال جهاد»(۲۹)؛ كار كردن براي كسب درآمد حلال جهاد است.
عوامل روزي بر:
امام باقر(ع) فرمودند : «ان العبد ليذنب الذنب فيزوي عنه الرزق»(۳۰)
بنده گناه مي كند و به سبب آن روزي از او زده مي شود.
ديدگاه پيامبر راجع به عاملي كه روزي را از بين مي برد اين است كه ايشان فرمودند:
«هركه حقي از حقوق برادر مسلمان خود را پايمال كند، خداوند بركت روزي را بر او حرام گرداند مگر آن كه توبه كند». (۳۱)
امام صادق(ع) فرمودند: «كثرهُ السحت يمحق الرزق» ؛ حرامخواري زياد، روزي را مي برد. (۳۲)
بهترين روزي:
بهترين روزي آن است كه انسان را كفايت كند. از پيامبر خدا رسول اكرم (ص) روايت شده است:
«طوبي لمن أسلم و كان عيشه كفافاً»(۳۳) ؛ خوشا به حال كسي كه مسلمان باشد و زندگيش به قدر كفاف.
رسول خدا فرمودند : «بهترين روزي آن است كه به قدر كفايت باشد»(۳۴).
بسندگي به كفاف:
امام علي (ع) فرمودند:« آن كس كه به اندازه كفاف بسنده كرد، به آسايش دست يافت و از زندگي آسان و خوشي برخوردار شد»(۳۵).
امام صادق(ع) فرمودند: «در انجيل آمده است كه عيسي (ع) عرض كرد:«بار خدايا! صبح يك گردهي نان جو، شب گردهاي ديگر مرا روزي فرما و بيش از اين روزيم مده كه دچار طغيان شوم»(۳۶).
فقر از ديدگاه پيشوايان دين:
۱ـ فقر و بدبختي :
واژه «بدبخت» به معناي كسي است كه داراي بخت و اقبال بد باشد، از اين رو به كسي كه مصيبتها، فلاكت و رنج فراوان دارد بدبخت ميگويند. در ميان گفتار پيشوايان دين يكي از عوامل بدبختي فقر و تهيدستي است.
امام علي ميفرمايند:«الفقر مع الدين الشقاء الاكبر(۶۷) ؛ازبزرگترين بدبختيها اين است كه بدهكاري با فقرهمراه شود.
۲ـ فقر و نداري :
امام علي (ع) ميفرمايد:«هشدار! آگاه باشيد كه از جمله بلاها و بدبختيها تهيدستي و نيازمندي است»(۶۸).
امام صادق(ع) مي فرمايد:«خدايا! از نداري و از دست دادن توان اقتصادي ودرذلت افتادن به تو پناه مي برم»(۶۹). آري در اين سخنان فقر همان نداري و نيازمندي است كه بايد از عواقب شوم و ذلت بار آن به خداوند متعال پناه برد و از او كه روزي دهندة همه ي موجودات است درخواست نمود تا وسعت رزق و آسايش عنايت فرمايد.
۳ـ فقر و وابستگي :
انسان ناچار از برآوردن بسياري از نيازهاي مادي و معنوي خود و خانواده است، ازاين رو اگر خود نتواند كمبودهاي زندگي را تأمين كند، وابسته به ديگران خواهد شدو وابستگي به افراد ثروتمند پيامدهاي مناسبي نخواهد داشت.
امام سجاد(ع) به پيروان خويش فرمان مي دهد كه:« اظهر الياس من الناس فان ذلك من الغناء و اقل طلب الحوائج إليهم، فان ذلك فقر حاضر»(۷۰). اميد خويش را از مردمان ببر، كه اين يك بي نيازي است و از درخواست كردن حاجت از ايشان بكاه كه خواستن فقري حاضر است.
۴ـ فقر و تلخ كامي:
دنيا براي انسان خانهي بسياري از مشقتها و تلخ كاميهاست، دردها، رنجها، مريضيها، بيعدالتيها و … همه و همه تلخي هايي است كه كم و بيش در طول زندگي هر انساني، او را به مشقت وا ميدارد. اما گاه كمبود وسائل لازم زندگي، غذا، لباس و مسكن بحراني مي آفرينند كه هيچ گاه از صفحهي ذهنش محو نميشود.
امام صادق (ع) به نقل ازلقمان حكيم مي فرمايد: «و ذقت المرارات كلها، فما ذقت شيئاً اَمْرَّ من الفقر»(۷۱). مزه ي تمام تلخي ها را چشيدم، ولي چيزي تلختر از فقر به ذائقه ام نرسيد.
۵ـ فقر و ذلت:
يكي از آثار ناخوشايند فقر، ديدگاهي است كه عموم مردمان نسبت به فقير دارند، تحمل نگاههاي تحقير آميز همراه با ترحم گاه سخت تر از فقر و نداري است.
امام علي (ع) مي فرمايد:«القلهُ ذلهٌ»(۷۲) ؛ كمبود امكانات اقتصادي ، ذلت آور است.
۶ـ فقر و پريشاني:
در سخن پيشوايان معصوم، فقر سبب پريشاني و غم و اندوه معرفي مي شود. تاكنون از سخنان امامان معصوم عليهم السلام دريافتيم كه محروميت از امكانات ضروري زندگي، ريشهي پريشاني، از دست دادن جايگاه اجتماعي، تلخ كامي، وابستگي و بدبختي و بسياري از پيامدهاي ديگر ميشود، از اين رو از انسانهاي مؤمن و غيرمؤمن خواسته شده است براي به دست آوردن روزي و توسعه دادن امكانات اقتصادي بكوشند و آن را در راستاي اهداف معنوي خويش به كار بگيرند.
امام صادق(ع) ميفرمايند: «كسي كه معشيت توسعه يافته ندارد، عقل و انديشهاش آشفته، دلش مشغول و زندگي اش نابسامان و ناقص است»(۷۳).
به فرمودهي امام علي (ع):«ان الفقر مدهله للنفس، مدهشة للعقل، جالب للهموم»(۷۴) ؛ فقر نفس را پريشان و عقل را حيران ميسازد و باعث هجوم غم ها مي شود.
عوامل فقر:
بسياري از كارهاي حرام و مكروه باعث فقر وتنگدستي ميشود، كسي كه خواستار گشايش در روزي است، ابتدا بايد از اين رفتارها دوري كند، سپس با تلاش و كوشش و با اميد و توكل به خداوند، به دنبال رزق خود برود. اكنون عوامل فقر و تنگدستي را به ترتيب اهميت يادآوري ميكنيم:
۱ـ گناه:
يكي از عوامل كاهش روزي گناه و معصيت الهي است. هر گناهي كيفر و آثاري دارد كه در دنيا و آخرت دامن گير انسان مي شود.
امام رضا (ع) ميفرمايد: «ان مؤمنَ لينوي الذنب فيحرم رزقه»(۷۵) ؛
همانا مؤمن نيت گناه ميكند و از رزقش محروم مي شود.
امام باقـر(ع) ميفـرمايد: «ان العبد ليذنب الذنب فيزوي عنـه الرزق»(۷۶) ؛
بنـده مرتـكـب گنـاه ميشود، روزي وي ازاو زده مي شود.
امام علي (ع) مي فرمايند: «توقوا الذنوبَ فما من بليَّه و لانقص رزق الا بذنب حتي الخرش والكبوه و المصيبه»(۷۷) ؛ از گناهان بپرهيزيد، زيرا هيچ بلا و كم شدن روزي حتي خراشها و زخمهاي بدن و سقوط و افتادن و هر مصيبتي از گناهان سرچشمه مي گيرد. هنگامي كه انسان با گناه و معصيت هاي الهي از ساحت مقدس خداوند فاصله مي گيرد، رزق و روزي حلال هم كه در سايه توجه به خدا به دست مي آيد، از دسترس او دور مي شود و زندگي او رنگ خدايي را از دست داده و رنگ شيطاني و زشتي به خود مي گيرد و مصداقي از آيه:«و من اعرض عن ذكري فإن له و معيشه ضنكا»(۷۸) هركس از ياد من روي گرداند زندگي ذلت باري خواهد داشت» مي گردد.
حضرت صادق (ع) مي فرمايد: «مؤمن به خاطر قصد و نيت گناه از روزي خويش محروم ميشود»(۷۹).
۲ـ كفران نعمت :
از عوامل كاهش روزي، كفران نعمتهاي الهي است، قرآن كريم در اين باره ميفرمايد: خداوند قريهاي را به عنوان مثال مطرح مي نمايد كه داراي امنيت و آسايش بودند و روزي فراواني به ايشان ميرسيد، آنان نسبت به نعمتهاي الهي كفران ورزيدند، از اين رو خداوند لباس گرسنگي و ترس را بر آنان پوشاند(۸۰).
هنگامي كه شخص كفران نعمت مي كند، لياقت داشتن آن را ندارد، خداوند نيز رحمت و نعمت خويش را از او دريغ مي كند. كفران نعمت تنها به ناسپاسي زباني نيست، بلكه به كار بستن نعمت هاي الهي در غير مسير طاعت و بندگي و خدمت به خلق خدا، از نمونههاي بارز كفران و ناسپاسي در مقابل نعمت هاي الهي است.
اسراف و دور ريختن نعمت و به كارگرفتن اعضاي بدن در مسيرگناه، چشم در نگاه به نامحرم، زبان در گفتن ناحق و غيبت و دروغ و… دست در ظلم به ديگران، انديشه در گناه، گوش در شنيدن آن چه حرام است و استفاده از اموال در گناه و عصيان، همه و همه مصداق كفران و ناسپاسي نعمت پروردگار است(۸۱).
۳ـ اسراف :
اسراف يعني خارج شدن از مسير طبيعي، هنگامي كه نعمتها را در غير مسير آن به كار بگيريم رشد نميكند، بلكه به سوي زوال پيش مي رود.
اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايند:« اسراف سبب فقر و نيازمندي است و ميانه روي باعث بي نيازي مي شود»(۸۲).
۴ـ احتكار :
پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند:«هركس كالاي مسلمانان را احتكار كند، خداوند متعال او را به جذام مبتلا كرده و از جهت مالي نيز ورشكسته مي شود»(۸۳).
۵ـ ربا :
از عوامل ديگر فقر ربا خوردن است، خداوند بركت را از سود به دست آمده از معامله و قرض ربوي، برداشته است.
عثمان به عيسي نقل مي كند شخصي به امام صادق عرض كرد: خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: يمحق الله الربا و يربي الصدقات؛ خداوند ربا را نابود كرد، ولي صدقات را زياد ميكند». ولي ميبينيم كه بعضي ربا مي خورند و اموالشان به ظاهر زياد مي شود. امام در پاسخ فرمودند: «چه نابودي از اين بالاتر كه يك درهم ربا دين انسان را نابود ميكند و اگر توبه كند، باز هم اموالش از بين رفته و نابود ميشود»(۸۴).
۶ـ تظاهر به فقر:
برخي افراد در هر سخن و صحبتي خويش را فقير و تهي دست جلوه ميدهند، اين رفتار ناپسند خود ناسپاسي در پيشگاه الهي است، بلكه جلوه اي از زشت ترين دروييها است.
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: «من تفاقر افتقر»(۸۵)؛ كسي كه خود را به فقرو تهي دستي بزند، فقير و نيازمند ميشود.
اميرالمؤمنان علي(ع) مي فرمايند:« تظاهر به فقر، سبب فقر مي شود»(۸۶).
۷ـ درخواست از ديگران :
يكي از عوامـل فقر اين است كه انسان خداي متعال را فرامـوش كند و تصـور كند كه
ديگران بدون خواست خداوند مي توانند حاجت او را برآورند، خداوند اين گونه افراد را به همان كسي واگذار مي كند كه اميد دارند و ديگر ياري خويش را از آنان دريغ مي كند.
اميرالمؤمنان علي (ع) مي فرمايند:« درخواست از ديگران كليد فقر است و روزي را نابود مي كند»(۸۶).
در سخني از رسول اكرم در اين باره آمده است كه ايشان فرمودند:« هركس درخواهش را به روي خويش بگشايد، خداوند نيز در فقر را به سوي او باز مي كند»(۸۷).
پيامبر اكرم (ص) در سخن زيباي ديگري مي فرمايند:« هركس اظهار نياز به ديگران نكند، خداوند بي نيازش مي كند، هركس خود را از حرام باز دارد خداوند او را پاك مي گرداند، هركس از خدا مسألت كند، عطايش مي كند و هر كسي كه در سؤال و درخواست را به روي خود بازكند، خدا در هفتاد نوع فقر را به روي او مي گشايد كه كوچكترين آنها با هيچ چيزي بسته نميشود»()۸۹٫
۸ـ ظلم و ستم :
دنيا خانه مكافات عمل است، هرچه را انجام مي دهيم به خودمان بر مي گردد، ظلم و ستم زودتر از هر چيزي در سرنوشت انسان تأثير گذار است.
اميرالمؤمنان علي(ع) مي فرمايند:«در ظلم كردن همين بس كه نعمتها را از انسان دور ميكند، ظلم قدمها را ميلغزاند، ملتها را نابود ساخته و نعمتها را سلب مي كند»(۹۰).
امام صادق(ع) نيز مي فرمايند:«از جمله گناهاني كه نعمتها را دگرگون ميسازد، ستم و سركشي است»(۹۱).
۹ـ تنبلي، كسالت و تن پروري:
يكي از عوامل فقر وتنگدستي، تنبلي و تن پروري است، وقتي انسان از قدرت جسمي و فكري خود بهره نگيرد و بيشتر به فكر خورد و خوراك و استراحت و خوش گذاراني باشد، بايد منتظر نيازمندي و نداري باشد.
اميرالمومنان علي (ع) مي فرمايد:« هنگامي كه كسالت و ناتواني با هم پيوند مي خورند، نتيجهي اين پيوند فقر و تنگدستي است»(۹۲).
۱۰ـ تحقير نعمتها :
نبايد به كوچك بودن و كم بودن نعمت نگاه كرد، بلكه بايد به فرستنده و عطاكنندهي آن نگريست، گاهي شخص بزرگي تنها يك كتاب را به انسان هديه ميكند ولي انسان تا آخر عمر از آن محافظت ميكند و آن را گرامي و سبب افتخار ميداند. چه بسا نعمتهاي كوچكي كه سبب و راهي به نعمتهاي بزرگ ميشود و بي توجهي و بي ارزش دانستن آنها محروميت ميآورد.
امام رضا(ع) ميفرمايند: «لاتستقلوا قليل الرزق فتحرموا كثيره»(۹۳) رزق و روزي كم راناچيز ميشماريد، زيرا اين كار شما را از نعمتهاي فراوان محروم مي سازد.
۱۱ـ نفرين پدر و مادر:
همانطور كه نيكي به پدر و مادر انسان را ثروتمند و عاقبت به خير ميكند، آزار و رنجاندن آنها سبب فقر و تهيدستي مي شود، بي شك نفرين آنها دامن انسان را ميگيرد و باعث ذلت و خواري و فقر ميگردد.
رسول خدا(ص) مي فرمايد:«از نفرين پدر و مادر دوري كنيد، زيرا به طورحتم به اجابت ميرسد و تأثير نفرين آنها از شمشير برندهتر است»(۹۴).
حضرت كاظم در بيان آثار نارضايتي و عقوق والدين ميفرمايد: «العقوق يعقب القله و يؤدي الي الذله»(۹۵)؛ عقوق والدين كمي و تنگ دستي را به دنبال دارد و انسان را به ذلت وخواري ميكشاند.
۱۲ـ بي توجهي به نيازمندان :
خداوند عالم را بهم پيوسته و موجودات را محتاج به يكديگر آفريده است، انسانها نيازمند يكديگرند و بر يكديگر حق وحقوقي دارند، وقتي كسي ثروتمند مي شود بايد به ديگران توجه كند و نياز آنها را برآورد.
رسول خدا(ص) فرمودند: «كسي كه نعمتش افزون مي شود نياز مردمان نيز به او فراوان ميشود، اگر نياز آنها را برآورد نعمتهاي فراوان ديگري به او ميرسد، ولي اگر اين كار را نكند، آن چه را دارد از دست ميدهد»(۹۶).
۱۳ـ حرامخواري :
چقدر انسانها به دنبال ثروت اگر چه حرام مي گردند و به هردري مي زنند تا مال و منالي جمع كنند، اما غافل از آن كه خداوند بركت را از مال حرام برداشته است و آن را مايه ي فقر و نياز قرار داده است.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:«هركس مالي را از راه نامشروع و حرام به دست آورد، خداي متعال او را فقير و نيازمند مي سازد»(۹۷). در سخن زيباي حضرت صادق(ع) حرامخواري مايهي نابودي روزي حلال معرفي شده است؛ «كثره السحت يمحق الرزق»(۹۹)؛ حرامخواري زياد روزي را نابود مي كند.
۱۴ـ اظهار حرص :
انسانها بايد وظيفه ي خويش را انجام دهند و بقيهي كارها را به خالق بي همتا وا گذارند، حرص فراوان و آرزوهاي دراز، هيچ تأثيري در سرنوشت نيك و دستيابي به ثروت ندارد، بلكه باعث فقر و تنگدستي ميشود.
اميرالمؤمنان (ع)مي فرمايند:«اظهار الحرص يورث الفقر»(۱۰۱)؛اظهاركردن حرص باعث فقر وتنگدستي مي شود.
۱۵ـ عادت به دروغ و قسم دروغ:
برخي انسانها براي فروختن جنس خود چند قسم دروغ مي خورند و تا آنجا پيش ميروند كه قسم دروغ به عادتي هميشگي براي آنان تبديل مي شود، آنان دروغ ميگويند تا به اهداف خويش دست يابند، اما غافل از آن كه كارگردان عالم وجود، خير و بركت را در صدق و راستي قرار داده است.
رسول خدا (ص) مي فرمايند: «الكذب ينقص الرزق»(۱۰۲)؛ دروغ گفتن روزي انسان را كم ميكند.
۱۶ـ ترك جهاد:
«جهاد» داراي ارزش و جايگاه ويژه اي است و ترك آن آثار و پيامدهاي ناگواري به دنبال دارد از جمله آثار آن فقر وتنگدستي است.
امام صادق (ع) به نقل از پيامبر (ص) مي فرمايند: «بهشت دري دارد كه به نام مجاهدان ناميده شده است و هنگامي كه مجاهدان با سلام هاي خود به آن مي رسند، باز ميشود و آنان وارد ميشوند، فرشتگان به آنان خوش آمد ميگويند. سپس فرمودند:هر كس كه جهاد را ترك كند، خوار و ذليل مي شود و در زندگي فقير و تهيدست مي گردد و دينش از بين مي رود»(۱۰۳).
۱۷ـ نپرداختن قرض از ترس فقر:
امام باقر (ع) ميفرمايند: «اگر كسي قدرت وتوانايي پرداختن بدهكاري خود را دارد، اما از ترس فقر از پرداختن آن امتناع ميورزد، خداي متعال در همان حال نيز مي تواند او را فقير و نيازمند سازد»(۱۰۴).
بسياري از فكرهاي انسان ها و پيش بيني آنها بر اساس حقيقت و واقعيتها نيست، انسانها قرض و مال مردم را نميپردازند و فكر ميكنند اين كار باعث فقرآنان مي شود، در حالي كه همه اتفاقها، فقر و ثروت، در اختيار قدرت خداوند متعال است و اوست كه در هر حالي مي تواند انسان را فقير سازد و يا توانگر كند.
۱۸ـ گوش كردن موسيقي:
يكي از عوامل فقر گوش دادن به موسيقي حرام است كه نفاق را در پي دارد.
اميرالمومنين علي(ع) مي فرمايد: «گوش كردن زياد موسيقي، فقر و تهيدستي را به دنبال دارد»(۱۰۵).
۱۹ـ تلاوت نكردن قرآن :
همانگونه كه تلاوت قرآن باعث گشايش روزي مي شود، تلاوت نكردن و فاصله گرفتن از قرآن روزي را كاهش مي دهد.
رسول خدا(ص) در اين باره مي فرمايد: «بهره اي از قرآن، براي خانههاي خود قرار دهيد، زيرا در خانه اي كه قرآن تلاوت مي شود، گشايش و آسايش و نيكي به اهل آن خانه رو مي كند، اموال ساكنان آن فراوان ميشود. اما اگر تلاوت قرآن را رها كنند، در تنگنا و سختي قرار ميگيرند و خير و بركت آن خانه كم مي شود و مال و ثروت ساكنان آن كاهش مي يابد»(۱۰۶).
۲۰ـ قطع رابطه با خدا :
قطع رابطه با خداوند، يعني دور شدن از درياي رحمت فيض قدرت بي انتها، كسي كه به ياد خدا نباشد و او را نخواند از سرچشمه هستي جدا شده و فقط به اسباب مادي توجه مي كند.
در سخن امامان عليهم السلام آمده است كه فرموده اند : اين كا ر باعث فقير شدن انسان مي شود.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «من لم يسأل الله من فضله إفتقر»(۱۰۷) ؛ كسي كه فضل خدا را درخواست نكند، فقير و نيازمند مي شود.
۲۱ـ ترك گشايش بر خانواده :
خداوند متعال دوست دارد بروز و ظهور نعمت در ظاهر زندگي افراد نمايان شود، به عبارت ديگر وقتي به بنده اي نعمت عنايت مي كند در ظاهر زندگي او نمود و جلوه پيدا كند و آن نعمتها را در آسايش و گشايش همسر و فرزندانش به كار بگيرد.
يكي از عوامل فقر اين است كه شخص با اين كه ميتواند براي خانوادهاش گشايش ايجاد كند از آن دريغ مي ورزد.
امام رضا (ع) ميفرمايند: «سزاوار است كه مرد بر خانوادهاش، گشايش ايجاد كند تا آرزوي مرگ وي را نكنند.(۱۰۸) سپس امام اين آيه را تلاوت فرمود: «ويطعمون الطعام علي حبهمسكيناً و يتيماًو اسيراً »(۱۰۹) ؛ انسانهاي شايسته كساني هستند كه به مسكين و يتيم و اسير غذا ميدهند با آن كه خود آن را دوست دارند.
۲۲ـ ترك نهي از منكر :
بي تفاوتي نسبت به گناه در جامعه آثاري تخريب كننده دارد و سبب مي شود عذاب الهي بر آنان فرود آيد و از درگاه خداوند دور گردند. يكي از آثار آن كاهش روزي است.
امام صادق(ع) ميفرمايند: «اگر جوان يا نوجواني در ميان جمع پرورش يابد ولي آنان او را از گناهي كه انجام ميدهد بازندارند و توبيخش نكنند، خداي متعال، اولين عقوبت و كيفر آن را كاهش روزي آنان قرار مي دهد»(۱۱۰).
۲۳ـ ولخرجي :
يكي از عوامل فقر، ولخرجي و استفاده از ثروت و مال، بدون تفكرو انديشه است. «ولخرجي» استفادهي نابجا است كه تبذير نيز ناميده مي شود.
حضرت علي (ع) ميفرمايند: «كسي كه به تبذير و ولخرجي افتخار كند با ورشكستگي خوار و ذليل ميشود»(۱۱۱).
رسول خدا (ص) نيز ميفرمايند: «كسي كه در مخارج زندگي ميانه روي كند، خداوند رزق و روزي به او عنايت مي كند و هركس را كه تبذير و ولخرجي كند، از روزي محرومش ميسازد(۱۱۲).
۲۴ـ خيانت :
همانگونه كه رعايت امانت و بازگرداندن آن سبب جلب روزي مي شود، خيانت در آن از اسباب فقر و تنگدستي است.
پيامبر اكرم (ص) ميفرمايند: «بازگرداندن امانت روزي را جلب و خيانت در آن سبب فقر ميشود»(۱۱۳).
اميرالمؤمنان علي (ع) مي فرمايند: «امانت داري، روزي را به سوي خود جلب مي كند و خيانت فقر را به خود جذب مي كند»(۱۱۴).
۲۵ـ رد كردن فقير در شب :
كمك به نيازمندان روزي را دو چندان مي سازد، اما رد كردن فقير به خصوص در شب سبب فقر مي شود.
امام علي (ع) مي فرمايند:« رد كردن فقير در شب، باعث فقر مي گردد»(۱۱۵).
۲۶ـ قطع كردن رابطهي خويشاوندي :
صلهي رحم آنقدر مهم و اثرگذار است كه چه مؤمن و چه فاجر اگر به آن عمل كنند از آثار آن بهره مند ميشوند كه از جمله اين آثار فزوني ثروت ودارايي است.
امام علي (ع) ميفرمايند:« اگر خانوادهاي فاجر گرد هم آيند و به ياري هم بشتابند، خداوند به آنها روزي مي دهد ولي اگر خانواده اي با تقوا، تفرقه و قطع رحم كنند خداوند آنها را از روزي محروم مي كند»(۱۱۶).
امام علي در بياني ديگر نيز مي فرمايند: «هنگامي كه رشتهي خويشاوندي بريده شود اموال به دست اشرار ميافتد»(۱۱۷).
۲۷ـ خواب قبل از طلوع آفتاب :
ما بسياري از رمز و رازهاي اين عالم را نميدانيم و از آنچه در اطرافمان رخ مي دهد، بيخبريم. صبحگاهان، قبل از طلــوع خورشيد، فرشتگان در رفت و آمد بين زمين و آسمان هستند و روزي انسانها را بين آنهـا تقسيم مي كنند.
امام رضا (ع) دربارهي اين آيه ي قرآن:« فالمقسمات أمراً»(۱۱۸). قسم به فرشتگاني كه امور را تقسيم مي كنند، ميفرمايد: «فرشتگان روزي آدميان را بين طلوع فجر و طلوع آفتاب تقسيم ميكنند، هركس در اين وقت بخوابد از روزي خويش غفلت ورزيده است.(۱۱۹)
امام صادق(ع) نيز ميفرمايند: «خواب بامدادان نيكو و مبارك نيست، روزي را بر ميگرداند، رنگ انسان را زرد مي كند، رنگ صورت را تغيير مي دهد، خواب انسانهاي بدبخت است زيرا خداوند روزي انسانها را بين طلوع فجر و طلوع آفتاب تقسيم ميكند، مبادا در آن هنگام درخواب باشي»(۱۲۰).
اميرالمؤمنان علي (ع) نيز در اثر گذاري اين خواب بر روزي انسان فرمودند:« خواب قبل از طلوع خورشيد سبب فقر و تنگدستي مي شود»(۱۲۱).
راههاي دوري از فقر:
در سخن پيشينيان معصوم (عليهم السلام) رفتارها و راه كارهايي براي جلب روزي معرفي شده است، اگرچه ما رابطه ي آنها را با جلب و گشايش رزق ندانيم، اما اطمينان داريم كه در اين عالم روابطي ميان اشياء و افعال انسانها وجود دارد كه بسياري از آنها بر بشر پوشيده است. اكنون به برخي از آنها اشاره خواهيم كرد:
۱ـ كتمان فقر:
ازكليدهاي وسعت روزي ودوري ازفقر، پنهان كردن فقر ونداري است. رسول گرامي اسلام در اين باره ميفرمايند:
«من جاع او احتاج فلتمه عن الناس و افشاه الي ربه كان حقاً علي الله أن يرزقه سنه من الحلال»(۱۲۲) ؛ كسي كه گرسنه شود يا احتياجي داشته باشد ولي آن را از مردمان پنهان كند و تنها نزد خداوند بگويد، برخداوند است كه يك سال روزي حلال روزيش نمايد.
۲ـ تميز كردن ظروف غذا :
دركتاب بحارالانوار روايت است كه امام معصوم (ع) فرمودند:
«هر كس كاسه اي را بليسد، فرشتگان بر او درود ميفرستند و براي گشايش روزيش دعا ميكنند و حسناتش دو برابر نوشته مي شود»(۱۲۳).
۳ـ كمك و ياري به مؤمنان :
اميرالمؤمنان علي (ع) در آثار ياري به برادران و خواهران ايماني فرمودند:
«كمك و ياري به مؤمن به خاطر خدا، روزي را زياد مي كند»(۱۲۴).
۴ـ دعا براي ديگران :
دعا كردن براي مؤمنان در غياب آنان، داراي آثار فراواني است، يكي از آنها زياد شدن روزي است.
امام صادق (ع) فرمودند:« دعا كردن براي برادر ديني در غياب او، روزي را زياد و بلا را دفع ميكند»(۱۲۵). وقتي خداوند مي بيند بنده اش به ياد و فكر ديگران است به او توجه خاص مي كند و دعاي او را درباره ي ديگران نسبت به خود او نيز مستجاب مي كند.
امام صادق(ع) فرمودند: دعاي فرد مسلمان به برادر ديني خود در غياب او، روزي را به سوي دعا كننده ميفرستد و بلا را از او دفع مي كند و فرشتگان الهي به او مي گويند: براي خودت دو چندان باشد»(۱۲۶).
۵ـ تكرار جملات اذان :
خداوند دوست دارد هنگامي كه دعوت به سوي خود ميكند، مردمان به او توجه كنند و دست از كار خويش بردارند. وقتي كه مؤذن نداي تكبير را سر مي دهد، اگر شنوندگان ندا، پس از او جملات اذان را تكرار كنند ثواب و آثار بي نظير نصيبشان مي شود.
امام رضا (ع) ميفرمايند: «فردي در پيشگاه امام صادق(ع) از فقر و نيازمندي شكايت كرد، امام صادق(ع) به او فرمودند:« هرگاه صداي اذان را شنيدي همانطور كه او اذان مي گويد، تو نيز اذان را تكرار كن»(۱۲۷).
درحديثي ديگرآمده است: «حكايةالاذان تزيد في الرزق»(۱۲۸) ؛ حكايت و تكرارجملههاي اذان سبب فزوني روزي مي گردد.
۶ـ دست كشيدن از كار هنگام اذان :
اگر هنگام شنيدن صداي مؤذن كه او ما را به ارتباط با خدا دعوت مي كند، دست از كار بكشيم و دعوت او را اجابت كنيم، خداوند روزي ما را فراوان مي گرداند.
اميرالمؤمنين علي (ع) ميفرمايند: «اجابة المؤذن تزيد في الرزق»(۱۲۹) ؛ اجابت دعوت مؤذن، سبب فزوني روزي مي شود.
۷ـ مواسات با برادران ديني :
وقتي شخصي برادرش را در سختي مي بيند و اموال خويش را با او تقسيم مي كند، اين رفتار را «مواسات» ميگويند. مواسات با برادران و خواهران ديني، سبب گسترش روزي مي گردد.
حضرت علي (ع) مي فرمايند: «مواساة الأخ في الله عزوجل تزيد في الرزق»(۱۳۰) ؛ مواسات با برادر ديني خود، به خاطر خدا، روزي را زياد مي كند.
۸ـ تعقيبات نماز:
خداوند متعال دوست دارد، بندگانش بعد از نمازها، بلافاصله از جاي خويش بلند نشوند بلكه بنشينند، دعا بخوانند و تعقيبات نمازها را انجام دهند، اگر آنان براي به دست آوردن روزي بيدرنگ پس از نماز به سوي كار و تلاش مي روند، خداوند خود وعده داده است كه روزي ايشان را با انجام تعقيبات چندين برابر جبران نمايد.
اميرالمؤمنان علي (ع) فرمود: به خدا قسم ذكر و ياد خدا بعد از نماز صبح تا طلوع خورشيد، روزي را شتابانتر از سفر براي كسب روزي، به انسان مي رساند»(۱۳۱).
حضرت صادق (ع) درنگ پس از نماز صبح را بهتر از يك ماه سفر مي داند و ميفرمايد: «كسي كه پس از خواندن نماز صبح تا طلوع خورشيد درنگ كند، اين كار در به دست آوردن روزي، بهتر از سفر يك ماه است»(۱۳۲).
حضرت علي (ع) در بياني راجع به اين موضوع ميفرمايند:«انجام تعقيبات بعد ازنماز صبح و عصر روزي را زياد مي كند»(۱۳۳).
۹ـ گفتار نيكو :
امام صادق(ع) فرمودند:« طيب الكلام يزيد في الرزق»(۱۳۴) ؛ خوش كلامي و پاكيزگي در گفتار باعث زياد شدن روزي مي شود.
سيد و زينت عبادت كنندگان، امام سجاد فرمودند:«گفتار نيكو، مال انسان را زياد ميكند و روزي را فراوان م گرداند و مرگ را به تأخير مياندازد و انسان را محبوب خاندان خود و وارد بهشت مي گرداند»(۱۳۵).
۱۰ـ نيت نيكو :
امام كاظم (ع) فرمودند:«كسي كه نيت خوبي داشته باشد ، روزيش فراوان مي شود»(۱۳۶).
امام صادق(ع) فرمودند:«هركس زباني راستگو داشته باشد، عمل و رفتارش پاكيزه ميشود و هركس نيتش نيكو باشد، خداوند روزيش را فراوان مي كند وكسي كه با خانواده اش خوش رفتار باشد و نيكوكار، خداوند عمرش را افزايش مي دهد»(۱۳۷).
۱۱ـتدبير نيكو :
يكي از عوامل فقر بي تدبيري است، گاه انسان با بي تدبيري همه اموال خويش را حيف و ميل مي سازد، اما تدبير نيكو و يافتن راه چاره مي تواند در فزوني نعمت و جلوگيري از فقر و نياز، تأثير بسزائي داشته باشد.
اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع) ميفرمايد:«تدبير صحيح مال كم را افزايش مي دهد و با تدبير نيكو فقري نخواهد ماند»(۱۳۸).
۱۲ـ همسايه خوب بودن :
يكي از آثار همسايه خوب بودن اين است كه روزي انسان زياد ميشود.
امام صادق(ع) مي فرمايند:«حسن الجوار يزيد في الرزق»(۱۳۹) ؛ همسايه نيكو بودن روزي را زياد مي كند.
خوب در همسايگي اين است كه در گرفتاري به او كمك كني و در هنگام نياز به او قرض بدهي، برايش هديه اي از غذاها و ميوهها و نوشيدنيها ببري، غم و اندوه او را برطرف بسازي، بدون اجازه به خانه ي او نظر نكني و خانه اي مشرف و مسلط بر خانهاش نداشته باشي(۱۴۰).
۱۳ـ ازدواج :
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:«مردان و زنان بي همسر و شايستگان از بندگان و كنيزان خود را به ازدواج در آوريد كه اگر نيازمند باشند، خداوند آنها را از بخشش خويش بينياز مي سازد كه خداوند وسعت دهنده ي دانا است؛ إن يكونوا فقراء يغنيهم الله من فضله والله واسع عليم»(۱۴۱).
حضرت صادق (ع) ميفرمايند:«با توجه به اين آيه اگر كسي از ترس تنگدستي ازدواج نكند براستي به پروردگار بدگمان است»(۱۴۲).
پيامبر اكرم(ص) نيز فرمودند:«التسموا الرزق بالنكاح»(۱۴۳) ؛ به وسيله ي ازدواج، رزق و روزي را طلب كنيد و همسر اختيار كنيد كه روزي شما را فراوان مي گرداند.
۱۴ـ با وضو بودن :
هميشه وضو داشتن و با طهارت همراه بودن، آثار و بركات فراواني دارد، يكي از آن آثار زدودن فقر و تنگدستي است.
فردي خدمت رسول خد(ص) رسيد و از كمي رزق شكايت كرد، پيامبر فرمود:«هميشه با وضو و طهارت باش، روزيت فراوان مي گردد»(۱۴۴). آن مرد دستور را عمل كرد و روزيش زياد شد.
۱۵ـ صحبت نكردن در دستشويي :
در سخن اميرالمؤمنان عليهم السلام يكي از چيزهايي كه سبب فزوني روزي ميشود ترك كلام و سخن گفتن در دستشويي است. حضرت فرمودند: «ترك الكلام في الخلاء يزيد في الرزق»(۱۴۵) ؛ سخن نگفتن در دستشويي باعث فزوني رزق و روزي مي گردد.
۱۶ـ شستن دستها براي غذا خوردن :
اميرالمؤمنان فرمودند:«غسل اليدين قبل الطعام و بعده زياده في الرزق»(۱۴۶) ؛ شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن، سبب افزايش رزق و روزي است.
امام صادق(ع) نيز فرمودند: «دستهاي خود را قبل و بعد از غذا بشوئيد، كه اين كار باعث برطرف شدن فقر مي شود و بر عمر شما مي افزايد»(۱۴۷).
۱۷ـ بي نيازي از ديگران :
يكي ديگر از عوامل گسترش روزي و از بين رفتن فقر و تنگ دستي، بي نيازي از ديگران است.
۱۸ـ خوش اخلاقي :
اميرمؤمنان (ع) ميفرمايد: «در سايه خوش اخلاقي روزي فراوان مي شود، اخلاق نيكو روزي را فراوان و مايه انس با دوستان مي گردد، بخشنده و خوش اخلاق باشيد، زيرا بخشندگي و خوش اخلاقي مايه ي افزايش روزي و سبب دوستي و محبت مي گردد. گنج روزي در گستردگي اخلاق نيكو پنهان است»(۱۴۸).
۱۹ـ خلال كردن دندانها :
امام صادق(ع) فرمودند:« الخلال يزيد في الرزق»(۱۴۹) ؛ خلال كردن سبب زياد شدن روزي مي شود.
پيامبر (ص) خلالي را به جعفربن ابي طالب داد و فرمود:« اي جعفر خلال كن كه براي دهان مفيد و مايه ي جلب روزي است»(۱۵۰).
امام صادق(ع) در سخني ديگر در اين باره مي فرمايند:« پس از غذا خوردن، خلال كنيد زيرا باعث سلامتي دهان ودندان و عقل مي گردد و روزي را بر بنده جلب مي نمايد»(۱۵۱).
۲۰ـ امانتداري :
يكي از ويژگي هايي كه باعث وسعت روزي مي شود، امانتداري است.
امام صادق(ع) فرمودند:« پيوسته به راستگويي و امانتداري سفارش شدهايم(۱۵۲) ، زير آن آن دو كليد روزي هستند».
۲۱ـ مدارا كردن با مردم:
از چيزهاي ديگري كه باعث فزوني روزي مي شود، مدارا كردن با مردم است.
رسول گرامي اسلام در اين باره مي فرمايند: «ان في الرفق الزياده والبركه و من يحرم الرفق يحرم الخير»(۱۵۳) ؛ مدارا كردن با مردم باعث زيادي روزي و بركت آن ميشود و كسي كه اهل مدارا نباشد از خير و بركت محروم مي شود.
اميرالمؤمنان علي (ع) فرمودند:«هركس نرمش به كار برد، روزيش فراوان مي گردد»(۱۵۴).
۲۲ـ كوچك نشمردن كار :
امروزه بسياري از جوانان را ميتوان يافت كه دليل بيكاري آنان اين است كه كارهاي بسياري را تحقير و كوچكمي شمردند؛ از اين رو خود را از روزي نهفته در آن كارها محروم ميكنند.
راه ها و روشهای به دست آوردن مال و کسب رزق و روزی حلال
۲۳ـ پرداخت زكات :
يكي از عوامل زياد شدن روزي، پرداخت زكات است.
امام باقر (ع) فرمودند: «الزكاة تزيد في الرزق»(۱۵۵) ؛پرداختن زكات باعث فزوني روزي ميشود.
۲۴ـ شستن ظروف و جارو كردن منزل :
امام صادق (ع) فرمودند: «شستن ظرف هاي كثيف و جارو كردن جلوي منزل، باعث جلب روزي مي شود»(۱۵۶).
امام باقر (ع) فرمودند: «كنس البيوت ينفي الفقر»(۱۵۷) ؛ تميز كردن و جارو كردن خانه، فقر را برطرف مي سازد.
حضرت رضا (ع) نيز فرمودند:«جارو كردن حياط خانه باعث فزوني نزول روزي ميگردد»(۱۵۸).
۲۵ـ خوردن آن چه از سفره مي ريزد:
اميرالمؤمنان فرمودند:« أكل ما يسقط من الخوان يزيد في الرزق »(۱۵۹) ؛خوردن آن چه از سفره ميريزد، روزي را زياد مي كند.
رسول خدا در سفارش خود به اميرالمؤمنان فرمود:« خوردن هر چه از غذايت بر زمين ميريزد، فقر را از بين مي برد، آنها مهريه ي حورالعين خواهند بود و هركس آن را بخورد قلبش از علم، بردباري، ايمان و نور سرشار مي گردد»(۱۶۰).
۲۶ـ ترك قسم دروغ :
ترك كردن قسم دروغ باعث فزوني نعمت ميشود، چه بسيار انسانهايي كه براي پيشبرد اهداف خويش وانجام يك معامله سودآور، چندين دروغ مي گويند و چندين بار قسم دروغ ميخورند.
اميرالمؤمنين علي مي فرمايند:«اجتناب اليمين الكاذبه يزيد في الرزق»(۱۶۱) ؛ترك قسم دروغ روزي رازياد مي كند.
۲۷ـ رعايت نظافت بدن :
رعايت نظافت بدن و زدودن موهاي زايد بدن سبب زياد شدن روزي مي گردد و فقر را از انسان دور ميكند.
امام صادق (ع) فرمودند:« هركس درحمام نوره بكشد و سپس سرتاپاي خويش را حنا بمالد، فقر ازاو دور ميشود»(۱۶۲).
۲۸ـ گرفتن ناخن :
گرفتن ناخن و كوتاه كردن سبيل و شستن سر تا خطمي در هر جمعه، فقر را زايل و روزي را فراوان ميكند(۱۶۳).
حضرت صادق (ع) فرمودند:«هركه روز پنج شنبه همه ي ناخنهاي خود را بگيرد و يكي را براي روز جمعه بگيرد، خداوند فقر را از او دور مي گرداند»(۱۶۴).
۲۹ـ شانه زدن :
حضرت امام صادق (ع) فرمودند:«شانه زدن فقر را از بين ميبرد و بيماري را نيز از بين ميبرد»(۱۶۵).
از رسول خدا (ص) روايت شده است :« شانه زدن ريش بعد از هر وضو فقر را از بين ميبرد»(۱۶۶).
۳۰ـ مسواك زدن :
از عوامل وسعت روزي و بي نيازي مسواك زدن است.
رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند:«هركس كه در روز يك بار مسواك بزند، خداوند از او راضي ميشود و بهشت خانهي اوست و كسي كه در روز دوبار مسواك بزند سنت وروش پيامبر به جاي آورده است، در مقابل هر نمازي كه ميخواند ثواب صد ركعت را به او عنايت ميكند و او را بي نياز مي كند»(۱۶۷).
۳۱ـ تجارت :
از پيامبر (ص) روايت شده است:« واسطه و كسي كه اجناس روستائيان را مي خرد و به شهر مي برد، كامياب و رستگار است ولي محتكر مورد نفرين الهي است»(۱۶۸).
در حديثي ديگر، پيامبر فرمودند:« نه دهم روزي در تجارت و يك دهم باقيمانده در گوسفنداري است»(۱۶۹).
اميرالمؤمنان علي (ع) به دوستان خويش فرمودند: تجارت كنيد تا خداوند بر شما مبارك گرداند، زيرا من از رسول خدا شنيدم كه مي فرمود:« روزي داراي ده بخش است، نه بخش آن در تجارت و يكي در غير تجارت است»(۱۷۰).
۳۲ـ ميهمان نوازي :
يكي ديگر از عوامل گشايش روزي، پذيرايي و اطعام ميهمان است، اين اعتقاد كه ميهمان، هديهي خداست، همه دشواريهاي مهمان داري را آسان مي كند و خدا كمك مي كند تا وسايل پذيرايي فراهم گردد.
پيامبر (ص) فرمود: «الرزق أسرع إلي من يطعم الطعام من المسكين في السنام»(۱۷۱) ؛ روزي به كسي كه اطعام مي كند سريعتر از چاقو به چربي كوهان مي رسد.
۳۳ـ انگشتر عقيق :
به دست آوردن انگشتر عقيق داراي آثار فراواني است، يكي از آثار آن اين است كه روزي را زياد مي كند.
امام صادق (ع) فرمودند:« و بسياري جاي شگفتي و تعجب است، دستي كه انگشتر عقيق دارد خالي از دينار و درهم گردد… بوسيدن انگشتر عقيق امان از فقر و نداري است»(۱۷۲).
در حديثي ديگر فرمود:«كسي كه انگشتر عقيق به دست كند فقير و نيازمند نميشود و بهترين كار را انجام داده است»(۱۷۳).
امام رضا (ع) فرمودند:« عقيق فقر را مي زدايد و نفاق را از بين مي برد»(۱۷۴).
عوامل گرايش به مال حرام:
در بحث از «مال حرام» از موضوعات مهم، شناخت زمينه هاي آلوده شدن به مال حرام است. كسي كه ميخواهد آلوده به حرامخواري نشود، بايد زمينه ها و عوامل گرفتاري به اين گناه خانمان سوز را بشناسد و از زمينه ها و عوامل آن جلوگيري نمايد.
كمبود ويتامينها در بدن، انسان را آماده ابتلا به بيماري ها مي كند، كمبودهاي روحي نيز انسان را به سوي گناه وحرامخواري مي كشاند. در بررسي زمينه ها و عوامل حرامخواري، ميتوان امور فراواني را نام برد، كه هر يك ممكن است در انسان زمينه ساز اين امر باشد، ولي ما دراين جا به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
۱ـ وسوسههاي شيطاني:
هنگامي كه فردي تصميم مي گيرد، مال حلال كسب كند و بدون نيرنگ و ربا، غل و غش، دروغ و رشوه و .. لقمه ناني به دست آورد و به غفلت نخورد، شيطان به او وعده فقر ميدهد. «كه اگر در پي كسب حلال باشي به جايي نمي رسي و آينده اي نخواهي داشت، فرزندانت بي سر و سامان مي مانند»(۱۷۵).
يكي ديگر از وسوسههاي شيطان، اين است كه به انسان مي گويد اول بارِ خود را ببيند، سپس توبه ميكني و ديگر از راه هاي خلاف دست بر مي داري.
قرآن كريم اين فريب شيطان را نيز سرزنش مي كند و در گفتگوي دوزخيان با بهشتيان در قيامت بيان ميكند: «منافقان التماس مي كنند كه نگاهي به ما كنيد تا از نور شما استفاده كنيم، وقتي جواب رد ميشنوند، مي گويند: آيا ما دردنيا با شما نبوديم؟ بهشتيان مي گويـند:چـرا ولي شمـا خودتـان را فريـب داديد ودركـار خيـر امـروز وفـردا كرديد»(۱۷۶).
نوعي ديـگر از وسوسـهي شيـطان اين اسـت كه انسـان را وسوسـه ميكـند كه چـرا زرنـگ و زيـرك نبـاشي و از فرصتها براي پولدار شدن استفاده نكني تو كه عرضه ي رسيدن به ثروت را داري، پس از هوش و توانايي خود استفاده كن و از هر راهي شده ثروت و مال بدست آور، قارون مي گفت:من اين ثروت را به خاطر علم و تخصص خود به دست آورده ام. «انما اوتيته علي علمٍ عندي»(۱۷۷). قرآن در پاسخ اين وسوسه ي شيطاني ميگويد: «آيا قارون نمي داند كه ما قويتر از او را نابود كرده ايم، چه بسيار افرادي كه داراي سرمايه، سواد، زرنگي و قدرت بودند و چند روزي را در خيال خويش پيشرفت كردند ولي به جايي نرسيدندوخداوند آنان را مؤاخذه كرد.
۲ـ زمينهي خانوادگي:
يكي از عوامل و زمينه هاي حرامخواري، زمينه هاي زشت خانوادگي است، وقتي در خانواده اي رعايت حلال و حرام نمي شود و اصل به دست آوردن مال و ثروت است، فرزند نيز اين روش را ياد مي گيرد و در آينده هدفش را ثروتمند شدن قرار مي دهد، خود را به آب و آتش مي زند تا به ثروت دست يابد(۱۷۸).
۳ـ احساس حقارت:
يكي از زمينه هاي حرامخواري زمينه روحي و رواني است كه انسان با افكار و تخيلات نادرست گرفتار عقده حقارت مي شود و تصور مي كند با دستيابي به مال و ثروت ميتواند جايگاه خويش را در جامعه پيدا كند، از اين رو به هر دري مي زند تا خانه اي مجلل، مركبي پيشرفته و ظاهري هم چون ظاهر ثروتمندان داشته باشد. تحقيرهاي شخصيتي اين انسان، سبب ميشود مال حرام را نبيند و آن را بر خويش حلال بداند.
سركوب نمودن شخصيت انسان، زمينه هاي دنيا پرستي وگرايش به امور پست وانحرافي را، فراهم ميسازدواورا درشهوت ثروت غوطه ور مي كند(۱۷۹).
پيشوايان اسلام ميفرمايند: اگر انسان شخصيت خود را بشناسد، هرگز شخصيت بلند مرتبهي خود را در راههاي انحرافي و پست نابود نمي كند.
امام سجاد (ع) مي فرمايد: «من كرمت عليه نفسه هانت عليه الدنيا»(۱۸۰) ؛ كسي كه نفس خود را گرامي دارد، امور مادي دنيا در نظرش بي ارزش گردد.
۴ـ محيط:
همانطور كه مكان زباله ها موجب پيدايش و رشد ميكروبها و بيماريها مي شود، محيط فاسد اقتصادي، يكي از زمينه هاي مهم حرامخواري و كسب اموال نامشروع است. وقتي محيط و جامعه به سوي دنيا گرايي و مسابقه در تجملات پيش مي روند، انسان ها براي رسيدن به مقاصد دنيايي خويش راه هاي نامشروع را برميگزينند(۱۸۱).
۵ـ جهل و ناداني:
جهل و ناداني،زمينه ساز بسياري از گناهان است، معرفت نداشتن به خداوند، جهل به آثار حرامخواري و سرانجام آن ناآگاهي از كيفر دنيوي و اخروي، سبب انجام اين عمل مي شود.
همانطور كه شخص بي خبر گرسنه، غذاي مسموم را با اشتها ميخورد و انسان تشنه ناآگاه آب آلوده را مينوشد، انسان بي خبر از سموم مال حرام، آن را با شادي به دست مي آورد و استفاده مي كند، اما غافل از اين كه به زودي اين سموم زندگي وي را ويران مي سازد(۱۸۲).
اميرالمؤمنان علي(ع) ميفرمايد: «الجهل معدن الشرو الجهل اصل كل شر»(۱۸۳) ؛ جهل مركز زشتي است، جهل ريشه و پايهي زشتي است.
۶ـ فقر و تهيدستي:
فقر و نداري، يكي از زمينه هاي مهم حرامخواري است، هنگامي كه اعتقاد و شناخت درستي از خداوند و دستورات او وجود ندارد، وقتي كه حكمت دارايي و ثروت و فقر بر انسان پنهان مي شود و خويش را در گرداب فقر و تهيدستي مي بيند به هر كاري دست مي زند، سرقت مي كند و نيرنگ و غش راه و روش خود مي سازد، تا به مال و ثروت دست يابد و خويش را از اين مهلكه نجات دهد. بنابراين، يكي از زمينه هاي حرامخواري، فقر است كه براي سالم سازي محيط و جامعه لازم است به طور جدي و اساسي با فقر و نداري مبارزه شود(۱۸۴).
اما حق مال و دارايي اين است كه آن را جز از راه حلال به دست نياورده و جز در مورد حلال مصرف نكني، و بيجا آن را خرج نكني و از راه درست آن را به جاي ديگري نبري، قرار ندهي مالي را كه از طرف خداوند است جز در راه او و آن چه وسيله ي راه خداست و كسي كه سپاسگذار تو نيست را بر خودت ترجيح ندهي و سزا است كه درباره آن ترك طاعت خدا نكني تا به جاي تو ميراث بماند براي ديگران و كمك به وارث كني كه از تو بهتر آن را منظور دارد و در طاعت خدا آن را به مصرف برساند و غنيمت را از او ببرد و بارگناه و افسوس و پشيماني به دوش تو بماند و هيچ عنايتي جز به قدرت خدا وجود ندارد(۱۸۵).
۷ـ حرص و طمع:
گاهي سرمايه و ثروت زمينه ساز گناه و طغيان است: « ان الانسان ليطغي ان راه استغني»(۱۸۶) ؛ همانا انسان به خاطر اين كه خود را بي نياز مي بيند، طغيان مي كند. اما علت و دليل نيست بلكه شدت و علاقه به دنيا و ثروت باعث مي شود كه انسان در حرامخواري و تصرفات غيرشرعي واقع شود.
۸ـ خوردن مال حرام
دلي كه از لقمه ي حرام روييده شده باشد كجا و قابليت انوار عالم قدس كجا؟
از حضرت پيغمبر روايت است كه در «بيت المقدس فرشتهاي هست كه هر شب ندا ميكند كه هر كه بخورد چيزي را كه حرام باشد، خدا از او نه قبول مي فرمايدسنتي را و نه واجبي را». و نيز از آن سرور روايت است كه فرمودند:«هركه باك نداشته باشد از اين كه هر جا مال را تحصيل كند، خدا هم باك ندارد كه از هر دري او را وارد جهنم كند». و فرمودند:«كه هر كه مالي از حرام به دست آورد و به آن صله رحم به جا آورد، يا تصديق كند يا درراه خدا انفاق نمايد، خداوند عالم، همه راجمع مي كند، پس آن را داخل آتش مي كند»(۱۸۷).
پيامبر اسلام همچنين دراين باره فرمودند: «هركه مالي از حرام كسب نمايد، پس اگر آن را صدقه كند از او قبول نميشود. و اگر بگذرد آن را، توشه راه جهنم او مي شود»(۱۸۸).
از امام جعفرصادق (ع) نيز روايت است كه فرمودند: «هرگاه كسي مالي از غير مداخل حلال به دست آورد و با آن حج به جا آورد، چون گويد: «لبيك، اللهم لبيك» خطاب رسد كه نه لبيك و نه سعديك»(۱۸۹).
اموال حلال و حرام و شبهه ناك و درجات آن:
اموال بر سه قسم است:
۱) حلال واضح ۲) حرام واضح ۳) مال شبهه ناك
و از براي هر كدام از اينها درجات بسياري است زيرا كه مال حرام اگر چه همه اش خبيث است وليكن بعضي از بعضي خبيث تر است(۱۹۰).
همچنين مال حلال، اگر چه همه آن خوب است و پاك و ليكن بعضي از بعضي پاكتر است و همهي مال مشتبه، مكروه است و ليكن كراهت بعضي از بعضي ديگر شديدتر است(۱۹۱).
اموال حرام از سه قسم بيرون نيست:
۱) آن كه ذات آن حرام است : مثل سگ، خوك.
۲) آن كه به جهت صفتي كه عارض آن شده حرام شده است:مثل طعامي كه به زهر مخلوط شده است.
۳) آن كه به جهت نقص وخللي كه درگرفتن ودادن مال هم رسيده مثل:اموالي كه گرفته ميشودبه ظلم و غضب(۱۹۲).
فضيلت اجتناب از مال حرام:
از امام محمدباقر روايت شده است كه: «نيست شيعه ما مگر كسي كه پرهيزكاري را شعار خود كند و خدا را اطاعت كند. پس بپرهيزيد و عمل كنيد به جهت اميد آن چه در نزد خداست. نيست ميان خدا و ميان كسي خويشي و قرابتي، دوستترين بنده نزد خدا پرهيزكارترين و مطيعترين ايشان است»(۱۹۳).
امام صادق(ع) فرمودند:« كسي نمي رسد به آن چه در نزد خداست مگر به ورع و تقوا»(۱۹۴).
امام صادق (ع) فرمودند:«به درستي كه خدا ضامن من شده است از براي كسي كه بپرهيزد از معصيت او، اين كه او را از حالتيكه مكروه دارد نقل كند به آن حاليكه دوست دارد و روزي او رابرساند ازجائيكه گمان نداشته باشد»(۱۹۵).
از رسول اكرم روايت شده است كه فرمودند:« هرگاه لقمه از غذاي حرام در شكم كسي وارد شود، تمام ملائكه آسمان و زمين او را لعنت ميكنند و تا زماني كه اين لقمهي حرام درشكم اوست، خداوند به سوي او نظر نميكند و هر كس لقمهاي از حرام بخورد، موجبات غضب الهي را فراهم نموده است. پس اگر توبه كند خداوند توبه او را قبول مي كند و اگر بدون توبه از دنيا برود، پس به آتش سزاورتر است»(۱۹۶).
ـ توجه به غذا در آيات قرآن:
در بسياري از آيات قرآن كريم آمده است كه خداوند فرموده است كه به غذاي خود توجه كنيد. از جمله آيات زير :
«فلينظرالانسان الي الطعامه»(۱۹۷) ؛ آدمي بايد به غذاي خود با چشم خود بنگرد.
«يا ايهاالذين آمنوا كلوا مما في الارض حلالاً طيباً»(۱۹۸) ؛ اي مردم از آن چه در زمين است حلال و پاكيزه را تناول كنيد.
«يا ايها الذين آمنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم»(۱۹۹) ؛اي اهل ايمان ازروزيهاي حـلال و پاكيزه كه ما نصـيب شما كرده ايم بخوريد.
در احاديث علت بسياري از ناهنجاريها، تجاوزها، ظلمها و حتي گوش ندادن لشكر دشمن در صحراي كربلا به سخنان امام حسين (ع) و حمله به امام بزرگوار، لقمه ي حرام معرفي شده است. لذا كسب حلال، پرداخت خمس و زكات و استفاده مادر از غذاهاي طاهر و پاكيزه از جهت ظاهري و باطني همگي در ايجاد و پرورش فرزندان صالح نقش بسزايي دارند و باعث ميشوند به رشد و بالندگي جامعه كمك بسزايي بكنند(۲۰۰).
كسب روزي حلال وتأثير آن در صالح شدن فرزند:
كسب حلال به نوعي از فعاليت هاي اقتصادي گفته مي شود كه در چهارچوب قوانين اسلامي و شرعي انجام مي شود. مهمترين خصوصيت آن نفع خود انسان چه از لحاظ مادي و چه از لحاظ معنوي و از طرفي رعايت كردن حق الناس مي باشد. اين سخن گرچه به آساني گفته ميشود اما در مقام عمل بسيار سخت است تا جايي كه در بعضي روايات ائـمه طـاهرين عليهمالسلام تلـاش براي به دسـت آوردن روزي حلـال را ازشمـشيرزدن درميـدان جنــگ سختترشمرده اند(۲۰۱). در مورد كسب حلال و نيز فعاليتهاي اقتصادي مشروع به روايات بسياري در منابع اسلامي برمي خوريم كه ائمه، مؤمنين را به اين گونه فعاليت ها تشويق مي كنند.
وقتي به كوشش شايسته و نيكو در اين راه مي شويم تا آن جا كه رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ كسي كه در راه تحصيل و به دست آوردن روزي براي خانواده كوشش مي كند را به مجاهد في سبيل الله در راه خدا تشبيه ميكند. (الكاد علي عياله كلمجاهد في سبيل الله)(۱۰۲).
در مقابل از بيكاري و تنبلي و سربار بر جامعه بودن نهي مي شويم در اين باره مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل مي كند كه ايشان فرمودند:« لاتكونوا كلا علي الناس»(۲۰۳) ؛ سربار جامعه نباشيد.
از مطالبي كه گفته شد به اين نتيجه مي رسيم كه به طور كلي اسلام با كسب و كار و فعاليت هاي صحيح اقتصادي كمال موافقت را دارد و حتي به آن سفارش اكيد دارد. اما در مقابل از نزديك شدن به مال حرام و شبهه ناك به شدت نهي فرموده است.
امام باقر (ع) در اين زمينه مي فرمايند:« ان الذنوب كلها شديده و اشدها ما نكبت عليها اللحم و الدم»(۲۰۴) ؛ همهي گناهان سخت ميباشند و سخت ترين آنها گناهي است كه گوشت و پوست از آن روئيده باشد.
در آخر تذكر اين نكته لازم به نظر مي رسد كه وجود انسان دو بعد دارد، يكي بعد جسم او كه تحت تأثير ظاهري و مادي غذا است و معمولاً ما در مورد ظاهر غذايي كه مي خوريم دقت كافي را به كار ببريم و به بعد معنوي كه حلال و حرام بودن آن است كمتر توجه مي كنيم، بعد ديگر انسان روح اوست كه غذا به شدت بر آن تأثير گذار است تا جايي كه در حالات بعضي از اولياء الله و بزرگان نوشتهاند كه با خوردن يك لقمهي شبهه ناك آن هم به صورت اتفاقي تا مدتها از توفيق نماز شب محروم شده اند(۲۰۵).
همانگونه كه مولانا جلال الدين بخلي با بيان اصل عليت و نظام علت و معلول در عالم ميفرمايد:
چون ز لقمه صيد بيني و دام جهل و غفلت آيد آن را دان حرام
لقمه اي كان نور افزود و كمال آن بود آورده از كسب حلال(۲۰۶)
چندنمونه از تأثير اعجاب انگيز شير در تربيت:
به مادر شيخ انصاري كه يكي از افتخارات عالم تشيع است گفتند: بارك الله چه بچه خوبي تحويل جامعه دادي! مادر جواب داد: من توقع بيشتر از اين از پسرم داشتم. براي اين كه من در دو سالي كه او را شير دادم، هيچ وقت بدون وضو نبودم نصف شب بچه ام گريه مي كرد و شير مي خواست، بلند مي شدم وضو ميگرفتم و بعد بچه ام را شير مي دادم(۲۰۷).
نمونه اي ديگر در اين زمينه: همچنين از مادر مقدس اردبيلي سوال كردند: سبب مقام ارجمند مقدس اردبيلي چيست؟ فرمود: من هرگز لقمه اي شبهه ناك نخوردم و قبل از شيردادن بچه وضو مي گرفتم و ابداًچشم به نامحرم نينداختم و بعد از شير باز گرفتن در تربيت او كوشيدم و نظافت و طهارت را مراعات داشتم و با بچه هاي خوب او را مي نشاندم(۲۰۸).
سرپرست نمایندگی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان خاتم در گفتگو با خبرنگار طنین خاتم با اعلام این خبر گفت: برخی از افراد به قصد بهدست آوردن اموال تاریخی– فرهنگی و یا در اصطلاح عامیانه برای یافتن گنج با استفاده از دستگاه های فلزیاب مبادرت به کاوش و حفاری غیر مجاز در نقاط مختلف و یا در محوطه ها و اماکن تاریخی، فرهنگی و مذهبی مینماید و بعضا به دلیل عدم آگاهی از قوانین، مقررات و مجازات های پیش بینی شده در قانون مرتکب این تخلفات می گردند و چه بسا خانواده هایی که فرزندان آنها در دام این تخلفات گرفتار می شوند.
حمید مشتاقیان اظهار داشت : براساس ماده قانونی ۵۶۲ از کتاب مجازات های اسلامی هر گونه حفاری و کاوش به قصد به دست آوردن اموال تاریخی، فرهنگی ممنوع بوده و مرتکب به مجازات حبس از شش ماه تا سه سال و همچنین ضبط اشیا مکشوفه به نفع سازمان میراث فرهنگی کشور و ضبط آلات و ادوات حفاری به نفع دولت محکوم می شود. چنانچه حفاری در اماکن و محوطه های تاریخی که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است و یا در بقاع متبرکه و اماکن مذهبی صورت گیرد، جرایم سنگین تر بوده و علاوه بر ضبط اشیای مکشوفه و آلات و ادوات حفاری شخص مرتکب، به حداکثر مجازات مقرر محکوم می گردد.
سرپرست میراث فرهنگی شهرستان در ادامه پیرامون این موضوع به ماده ها و تبصره های اشاره کرد و خاطر نشان کرد: براساس تبصره (۱) این ماده قانونی هرکس اموال تاریخی– فرهنگی موضوع این ماده را برحسب تصادف به دست آورد و طبق مقرارت سازمان میراث فرهنگی کشور نسبت به تحویل آن اقدام ننماید به ضبط اموال مکشوفه محکوم می گردد.
بر اساس تبصره (۲) این ماده قانونی نیز خرید و فروش اموال تاریخی، فرهنگی حاصل از حفاری غیر مجاز ممنوع است و خریدار و فروشنده علاوه بر ضبط اموال فرهنگی مذکور به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می گردند. چنانچه فروش اموال فرهنگی تحت هرعنوان از عناوین به طور مستقیم یا غیر مستقیم به اتباع خارجی صورت گیرد، مرتکب به حداکثر مجازات مقرر در تبصره (۲) محکوم می شود.
حمید مشتاقیان اضافه کرد: گنجینه های تاریخی میراث به جای مانده از گذشتگان برای نسل های امروز و آینده است و متعلق به تمام مردم می باشد و دستبرد به این اموال برخلاف قوانین و موازین شرع مقدس بوده و تجاوز به مال و دارائی های مردم می باشد، بنابراین برخی از افراد نا آگاه باید مراقب باشند در دام وسوسه این گونه جرایم گرفتار نشوند.
وی در پایان به چند تذکر قانونی مهم در مورد تخریب اموال تاریخی و فرهنگی پرداخت: ماده ۵۵۸ مجازات اسلامی – هرکس به تمام یا قسمتی از ابنیه ، اماکن ، محوطه ها و مجموعه های فرهنگی-تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، یا تزئینات، ملحقات، تاسیسات، اشیاء و لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور ، که مستقلا نیز واجد حیثیت فرهنگی-تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی وارد آورده علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم می شود .
ماده ۵۵۹ مجازات اسلامی – هر کس اشیاء و لوازم و همچنین مصالح و قطعات آثار فرهنگی-تاریخی را موزه ها و نمایشگاه ها ، اماکن تاریخی و مذهبی و سایر اماکن که تحت حفاظت یا نظارت دولت است سرقت کند یا با علم به مسروقه بودن اشیای مذکور را بخرد یا پنهان دارد در صورتی که مشمول مجازات حد سرقت نگردد علاوه بر استرداد آن به حبس از یک تا پنج سال محکوم می شود .
ماده ۵۶۰ مجازات اسلامی – هر کس بدون اجازه از سازمان میراث فرهنگی کشور، یا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوی سازمان مذکور در حریم آثار فرهنگی-تاریخی مذکور در این ماده مبادرت به عملیاتی نماید که سبب تزلزل بنیان آنها شود، یا در نتیجه آن عملیات به آثار و بناهای مذکور خرابی یا لطمه وارد آید، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده به حبس از یک تا سه سال محکوم می شود .
ماده ۵۶۱ مجازات اسلامی – هرگونه اقدام به خارج کردن اموال تاریخی-فرهنگی از کشور هر چند به خارج کردن آن نیانجامد قاچاق محسوب و مرتکب علاوه بر استرداد اموال به حبس از یک تا سه سال و پرداخت جریمه معادل دو برابر قیمت اموال موضوع قاچاق محکوم می گردد. (تبصره – تشخیص ماهیت تاریخی ، فرهنگی به عهده سازمان میراث فرهنگی کشور میباشد.)
ماده ۵۶۳ مجازات اسلامی – هرکس به اراضی و تپه ها و اماکن تاریخی و مذهبی که به ثبت آثار ملی رسیده و مالک خصوصی نداشته باشد تجاوز کند به شش ماه تا دو سال حبس محکوم می شود مشروط بر آنکه سازمان میراث فرهنگی کشور قبلا حدود مشخصات این قبیل اماکن و مناطق را درمحل تعیین و علامتگذاری کرده باشد .
ماده ۵۶۴ مجازات اسلامی – هرکس بدون اجازه سازمان میراث فرهنگی و بر خلاف ضوابط مصوب اعلام شده از سوی سازمان مذکور به مرمت یا تعمیر، تغییر، تجدید و توسعه ابنیه یا تزیئنات اماکن فرهنگی-تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی مبادرت نماید، به حبس از شش ماه تا دو سال و پرداخت خسارت وارده محکوم می گردد .
ماده ۵۶۵ مجازات اسلامی – هرکس بر خلاف ترتیب مقرر در قانون حفظ آثار ملی اموال فرهنگی-تاریخی غیر منقول ثبت شده در فهرست آثار ملی را با علم و اطلاع از ثبت آن به نحوی به دیگران انتقال دهد به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم می شود .
ماده ۵۶۶ مجازات اسلامی – هرکس نسبت به تغییر نحوه استفاه از ابنیه، اماکن و محوطه های مذهبی، فرهنگی و تاریخی که در فهرست آثار ملی ثبت شده اند بر خلاف شئونات اثر و بدون مجوز از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور، اقدام نماید علاوه بر رفع آثار تخلف و جبران خسارت وارده به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم میشود .
ماده ۵۶۷ مجازات اسلامی – در کلیه جرائم مذکور در این فصل، سازمان میراث فرهنگی یا سایر دوایر دولتی بر حسب مورد شاکی یا مدعی خصوصی محسوب می شود .
ماده ۵۶۸ مجازات اسلامی – در مورد جرایم مذکور در این فصل که بوسیله اشخاص حقوقی انجام شود هر کدام از مدیران و مسئولان که دستور دهنده باشند، برحسب مورد به مجازاتهای مقرر محکوم می شوند. (تبصره – اموال فرهنگی ، تاریخی حاصله از جرائم مذکور دراین فصل تحت نظر سازمان میراث فرهنگی کشور توقیف و در کلیه مواردی که حکم به ضبط و استرداد اموال، وسائل، تجهیزات و خسارات داده میشود به نفع سازمان میراث فرهنگی کشور مورد حکم قرار خواهد گرفت .)
ساوُجبُلاغ یکی از شهرستانهای استان البرز است.
جمعیت این شهرستان بر طبق آمارگیری جامع سال ۱۳۸۵ «۲۱۵٬۰۸۶» نفر بوده[۱] و مرکز آن شهر هشتگرد است.
شهرستان ساوجبلاغ با وسعتی معادل ۲٬۸۰۰ کیلومتر مربع در شمال استان البرز در عرض شمالی ۴۵/۳۵ تا ۵۰/۳۲ و طول شرقی ۴۵/۳۵ تا ۵۵/۵۰ واقع شدهاست. این شهرستان از شرق به کرج، از جنوب به اشتهارد، از غرب به آبیک و از شمال به نوشهر و الموت قزوین منتهی میشود.
ساوجبلاغ دارای ۴۴۷ پارچه آبادی، مکان و مزرعهاست. ساوجبلاغ به سه ناحیه کوهستانی، کوهپایهای و دشتی تقسیم میشود، ۲۵ درصد کل مساحت شهرستان ناحیه کوهستانی است.
نام ساوجبلاغ ترکی و به معنی «چشمه آب سرد» است.[۲] این شهرستان دارای روستاهای زیادی است و محصولات کشاورزی فراوانی دارد. میوههای آلو شابلون روستای سنقرآباد و گیلاس روستاهای فشند و آردهه و توت ولیان کیفیت بالایی دارد.
محتویات
۱ مصوبه ایجاد و تأسیس شهرستان ساوجبلاغ
۲ پیشینه تاریخی
۳ مشاهیر و چهرههای ماندگار
۴ امامزادها
۴.۱ پیشینه حضور امامزادهها در شهرستان
۴.۱.۱ علویان زید
۴.۲ تحقیق در احوال امامزادگان
۴.۳ فهرست قبور امامزادههای شهرستان ساوجبلاغ و نظرآباد
۴.۴ منابع
۴.۵ جستارهای وابسته
۴.۶ پیوند به بیرون
مصوبه ایجاد و تأسیس شهرستان ساوجبلاغ
شماره و تاریخ مصوبه: ۱۳۶۸٫۰۴٫۲۱ -.۴۹۱۴۰ ت۶۰۱–۱۳۶۸٫۰۵٫۱۴–۸۴۵. هیئت وزیران در جلسه مورخ ۱۳۶۸٫۴٫۲۱ بنا به پیشنهاد شماره ۱۸۴۶۳٫۴٫۲۲ وزارت کشور و به استناد ماده ۱۳ قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب پانزدهم تیر ماه یک هزار و سیصد و شصت و دو مجلس شورای اسلامی و آییننامه اجرایی آن مصوب بیست و دوم مهر ماه یک هزار و سیصد و شصت و سه و در اجرای ماده ۷ همین قانون تصویب نمودند. شهرستان ساوجبلاغ به مرکزیت شهر هشتگرد از ترکیب: ۱- بخش مرکزی به مرکزیت شهر هشتگرد شامل دهستانهای برغان، نجمآباد، سعیدآباد، چهاردانگه، خور-هیو، چندار، تنکمان، احمدآباد، رامجین، سیدجمالالدین و گلسار وشهر نظرآباد. ۲- بخش طالقان به مرکزیت روستای شهرک شامل دهستانهای بالای طالقان، میان طالقان و پایین طالقان. در تابعیت استان تهران ایجاد و تأسیس گردد.[۳]
بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ
دهستان سعیدآباد
دهستان هیو
شهرها: هشتگرد و شهر جدید هشتگرد و چهارباغ وگلسار (ششمین شهر ساوجبلاغ با نام قدیمی سیف آباد)
شهر کوهسار
دهستان برغان
دهستان چندار
شهر: کوهسار
بخش چهارباغ (ساوجبلاغ)
سنقرآباد (ساوجبلاغ)
رامجین
شهر: چهارباغ شهرستان ساوجبلاغ
روستاها: فهرست روستاهای ساوجبلاغ
پیشینه تاریخی
نام ساوجبلاغ از زبان ترکی آذری به معنای سرزمین چشمههای آب سرد با تاریخ، فرهنگ و مدنیت هفت هزار ساله و مشاهیر نامآور و رسوم دیرپا و ریشه دار گره خوردهاست. سرزمین خاندانهای علمی آل طالقانی سادات و غیر سادات، آل صالحی، آل برغانی، آل حکمی، آل رفیعی، آل میرحبیب، آل میرعرب شاه، آل شهید ثالث، آل علوی شهید، آل فشندی و آل نحوی که با تأسیس مدارس علمیه صالحیه، سردار، نواب و التفاتیه در شهر قزوین، مدرسه شاهزاده خانم در تهران و سرودن اشعار در مدح اهل بیت (علیهم السلام)، خدمات فراوان علمی و فرهنگی به ایران و اسلام کردهاند. وجود آرامگاه حدود پنجاه تن از امامزادگان در محدوده شهرستان ساوجبلاغ گویای علاقه ساوجبلاغیها به مذهب تشیع است. این امامزادگان در دو مقطع تاریخی – به هنگام حکومت علویان در طبرستان و طالقان و به هنگام حضور حضرت امام رضا در خراسان – وارد ساوجبلاغ شدند تا با گذر از این منطقه به نواحی یاد شده برسند که به وسیله امویان و عباسیان جان باختند.[۴]
حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب در باب ولایت ساوجبلاغ مینویسد: سا وجبلاغ ولایتی است که در اوان سلاجقه مال به ری میداده و در عهد مغول سوی شده، هوایی بغایت خوب دارد. اکثر آبش از قنوات است، میوه و قله بسیار میباشد و نانش در غایت نیکویی و حقوق دیوانی او دوازده هزار دینار مقرر است و مردم آنجا چون اکثر صحرا نشینند مقید به مذهب نیستند. واز اعظم قرای آنجا خرداد (خراو) و نجمآباد و سنقر آباد است. ودر سنقر آباد سادات آلی نسب اند.[۵]
مناطق باستانی : محوطههای باستانی شهرستان ساوجبلاغ مهمترین مناطق مذهبی و تفریحی در این شهرستان: ۱.دریاچه طالقان، ۲.امامزاده بی بی سکینه خاتون و درخت ۲۵۰۰ ساله روستای سنقرآباد ۳. امامزاده عبدالقهار (روستای ورده (البرز)) و روستای برغان است.
مشاهیر و چهرههای ماندگار
آیتالله سیدمحمود طالقانی: یکی از منادیان مردم سالاری دینی در انقلاب اسلامی ایران.
آیتالله شیخ مرتضی طالقانی دیزانی: فقیه عارف و استاد حوزه علمیهٔ نجف اشرف
آیتالله شیخ محمدتقی برغانی (شهید ثالث): از فقهای قرن سیزدهم هجری قمری و مؤلف مجموعه ۲۴ جلدی «منهج الاجتهاد».
آیتالله ملا محمدصالح برغانی: مؤسس مدرسه علمیه صالحیه قزوین و صاحب ۳۰۰ عنوان کتاب، رساله و حاشیه در فقه و دیگر علوم اسلامی؛ کسی که بارها در حضور فتحعلی شاه قاجار مسئله ولایت فقها را مطرح کرد.
آیتالله شیخ مسیح طالقانی: از فقهای قرن اخیر.
ملا ابراهیم جزنی: فقیه و حاکم شرع طالقان و ساوجبلاغ در عصر کریم خان زند.
آیتالله سیدابوالحسن رفیعی طالقانی: استادحکمت و فلسفه آیتالله خمینی.
ملا نعیمای طالقانی: فیلسوف دوره صفویه و حافظ کتب شیعی در حمله افغانها به اصفهان.
آقا حکمی طالقانی: احیاگر فلسفه صدرایی در قرن سیزدهم.
آیتالله محمد کاظم طالقانی: مدرس فلسفه اسلامی در قرن یازدهم.
شیخ محمد تقی فرشته: از اساتید فلسفه اسلامی در قرن سیزدهم.
مرحوم میرزاهادی آقااحمدی: روحانی و عارف وارسته معاصر.
شیخ علی میرزایی: فیلسوف هم عصر ناصرالدین شاه قاجار.
میرزا عبدالنقی دیزانی: از حکما و فلاسفه مشاء.
دکتر حکمت الله ملاصالحی: استاد دانشگاه تهران و پایهگذار دانش فلسفه باستان شناسی.
ابراهیم بوذری: خوشنویس کتیبه آرامگاه سعدی و دروازه قرآن شیراز.
پرویز کلانتری: از نقاشان معاصر و طراح یکی از تمبرهای منتشر شده از سوی سازمان ملل متحد.
دبیر اعلم تقی بن محمد ساوجبلاغی: متصدی دیوان رسایل خاصه قاجار.
غلامحسین درویش خان: از اساتید موسیقی سنتی ایران، پیش درآمد موسیقی ایرانی از ابتکارات او است.
درویش عبدالمجید طالقانی: کسی که خط شکسته نستعلیق را به کمال رساند.
صنیع همایون مرجانی: منبت کار و قلمدان ساز دوره قاجار.
علی آقا حسینی: خوشنویس و از شاگردان عمادالکتاب.
غلامحسین امیر خانی: رئیس سابق انجمن خوشنویسان ایران.
سیدحسن و سیدحسین میرخانی: بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران.
جمشید امینی: از شاگردان کمال الملک و مبتکر رشتهٔ نقاشی – قالی در ایران.
دکتر عنایت الله شهیدی: تعزیه پژوه نامدار ایران، تحقیق او با نام «پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی» به عنوان بهترین پژوهش فرهنگی سال ۱۳۷۹ کشور برنده جایزه شد و نمایندگی یونسکو در ایران آن را چاپ کرد.
سید میرعبدالرحیم (سید آقا) میرحبیبی: از شعرا و مداحان اهل بیت در عهد قاجار اهل روستای ورده.
سیدمرتضی برغانی: از شاگردان مرحوم کلهر.
میرزا علی آقااحمدی دیزانی: عالم و خوشنویس دوره قاجار.
زین العابدین طالقانی دیزانی: از اساتید خط نسخ در قرن ۱۲ هجری قمری.
حاجی بارک الله یا حاجی خان طالقانی: از شبیه خوانان خوانندگان بنام تهران در دوره محمدعلی شاه و احمد شاه و اوایل پهلوی.
علی اکبر معروف به اهل عزا: از تعزیه خوانان تکیه دولت در اواخر عهد ناصری و در دوره مظفرالدین شاه قاجار.
میرزا علی جان دیزانی: خوشنویس و کاتب قرآن کریم با خط زرین.
آقا سید احمد معروف به صغیر: از ادبای معاصر.
جهانبخش ذوقی معروف به ناظم الشعرا: از شاعران مرثیه.
میرزا حسن طالقانی: از محققان و نویسندگان کتاب «نامه دانشوران ناصری».
غافل طالقانی: از شعرای دوره صفویه.
ملا علی راجی: از مرثیه سرایان معروف دیزان طالقان
سید محمدحسن آل طالقانی: شاعر و مدیر مجله معارف در نجف اشرف.
ملا علی بابا مهرانی: از شعرا و ادبای عصر زندیه.
دکتر زین الدین کیایی نژاد: شاعر معاصر.
دکتر سیدحسن حسینی: شاعر، نویسنده و محقق اورازانی که در اوایل فروردین ۱۳۸۳ در ۴۸ سالگی درگذشت.
الله بدشت دنبلیدی: نویسنده کتاب دو عاشق حقیقی طالقانی؛ عزیز و نگار.
حسن هنرمندی طالقانی: مترجم، شاعر و دارای دکترای ادبیات فرانسه از دانشگاه سوربن (متولد ۱۳۰۷خورشیدی).
سیدجعفر آل طالقانی: مفسر و حافظ کل قرآن کریم.
شیخ میرزا اسماعیل طالقانی: فقیه، مفسر و حافظ کل قرآن کریم.
فراقی طالقانی: مفسر و حافظ کل قرآن کریم در دوره صفویه.
نظرعلی طالقانی: از شاگردان شیخ مرتضی انصاری و حافظ کل قرآن کریم.
ملا علی برغانی: صاحب تفسیر عرفانی «غنایم العارفین».
حاج حسن بیگلری فشندی: استاد علوم قرآنی و مؤلف کتاب «سر البیان فی علم القرآن».
میرزا ابوتراب برغانی: صاحب تفسیر قرآن در ۵ مجلد بزرگ.
محمدحسین گورانی: مترجم قرآن به سبک محشی به خواص سورهها.
ابوالحسن عباد طالقانی: محدث شیعی.
ابوسهل طالقانی: از محدثان شافعی مذهب قرن سوم هجری قمری، مدفون در بغداد.
ابونصر طالقانی: از محدثان عامه در اوایل قرن چهارم هجری.
ابو عبدالله طالقانی صوفی: از محدثان قرن پنجم هجری.
حیدر بن شعیب طالقانی: از محدثان قرن چهارم.
محمد بن ابراهیم طالقانی: از مشایخ روایت مرحوم شیخ صدوق.
سیدمیرزا محمد صالحی: از شاگردان عارف مرحوم آقا جمال خوانساری.
مولی تقی دیزانی: از عرفای قرن سیزدهم.
شیخ خلیلالله طالقانی: از بزرگان عرفاً و صوفیه در دوره صفویه.
صادق عنقا: از عرفای قرن اخیر و قطب سلسله اویسیه.
عاقلدی طالقانی: از عرفای عصر صفویه.
علی بن صالح طالقانی معروف به شیخ ابری: عارفی که به حضور امام موسی کاظم (ع) رسید.
سیدقریش ذهبی: از اقطاب سلسله عرفانی ذهبیه.
سیدمهدی نقیب السادات: از عرفای معاصر.
محمدعلی فشندی: از عرفای معاصر و تشرف یافتگان به محضر امام مهدی.
جلال آل احمد: مصلح و نویسنده شهیر ایرانی.
دکتر صادق کرمیار: نویسنده و کارگردان ولیانی و صاحب کتاب ارزشمند «نامیرا» و چندین فیلم و سریال تلویزیونی.
میرزا ابراهیم معارف: مبارز و آزادیخواه عصر مشروطیت.
آیتالله سید ابوالحسن گلیردی: از مبارزان عصر مشروطیت و مؤسس اتحادیه طالقانیها (پدر آیتالله سیدمحمود طالقانی).
دکتر ابراهیم حشمت: از رهبران نهضت جنگل و همرزم میرزا کوچک خان.
دکتر علی اصغر حشمت: از مبارزان عصر مشروطیت و از اعضای اتحادیه طالقانیها.
سید محمدتقی آل احمد:
ابراهیم کیایی: از مبارزان نهضت جنگل.
آیتالله شیخ نصر الله آل شهید: مبارز نهضت تحریم تنباکو.
شیخ احمد آل فشندی: رهبر انقلابیون مشروطه خواه قزوین.
سلیمان خان افشار: رئیس ایل افشار ساوجبلاغ در عصر قاجاریه.
شیخ علی اکبر مرجانی: از مشروطه خواهان مشروعه همراه شیخ فضلالله نوری.
ملا علی سوهانی: ابلاغ کننده نامه میرزای شیرازی به مردم در واقعه تحریم تنباکو.
شیخ آقا هرنجی: از مبارزان علیه استبداد رضا شاهی.
خدابخش اوانکی: پیک نهضت جنگل.
میرزا ابراهیم کرکبودی: از شهدای انقلاب مشروطیت.
نورالله نوروزی: دیپلمات ساوجبلاغی که در سال ۱۳۷۷ بهدست طالبان در مزار شریف (افغانستان) کشته شد.
دکتر تقی شریعتمدار: از اساتید پزشکی ایران.
دکتر یحیی پویا: پزشک محقق و عضو انجمن خون شناسان فرانسه.
دکتر محمد رضا طالقانی: از متخصصان قلب و عروق در ایران.
میرزا مهدی مرجانی: از طبیبان طالقان.
دکتر فرهنگ بابامحمودی استاد ممتاز و برجسته علوم پزشکی و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران قایم مقام وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی و رئیس پیشین دانشگاه علوم پزشکی مازندران
دکتر ناصر مسیح
دکتر ابوالقاسم غفاری
مصباح نجم الملک: منجم و صاحب تقویم.
شروان فشندی: صاحب مدال طلای مسابقات دانش آموزی جهانی فیزیک در سال ۱۳۷۸.
بانو نور جهان مرجانی: از زنان خوشنویس اواخر قرن سیزدهم.
ام کلثوم برغانی: از زنان فقیه و محدثه و صاحب کتاب «تفسیر سوره فاتحه».
قره العین برغانی: از زنان مجتهده و شاعره عصر ناصرالدین شاه قاجار و یکی از چهرههای اصلی جریان شیخیه.
ربابه برغانی: از زنان سخنور و مجتهده قرن سیزدهم.
بانو میرزا ماه شرف برغانی: متصدی نامه نگاری ای همسر فتحعلی شاه قاجار و استاد خط شکسته.
بنت صاحب بن عباد طالقانی: از زنان دانشمند شیعی در قرن چهارم هجری قمری.
خدیجه سلطان خانم برغانی: از اساتید زن حوزه علمیه قزوین در قرن سیزدهم.
صدیقه خانم برغانی: از زنان مجتهده و حافظ قرآن کریم که در آغاز جنگ جهانی اوّل برای بیرون راندن عثمانیها از شهر مقدس کربلا و حمایت از قیام میرزا محمدتقی شیرازی (رهبر نهضت استقلال طلبی عراق)، «گروه زنان» را تشکیل داد…[۶]
دکتر حسن هنرمندی : شاعر و مترجم معاصر، مدیر سابق برنامههای ادبی رادیو ایران.
دکتر محمود بهمنی (فشندی): رئیس کل سابق بانک مرکزی ایران.
امامزادها
پیشینه حضور امامزادهها در شهرستان
گروهی از سادات علوی که به سبب شنیدن خبر ولایت عهدی حضرت امام رضا رو به خراسان نهاده و در راه گذر از این دشت دچار شبیخون دشمنان شده و کشته شدند. در این باره در کتاب «کنزالانساب» آمدهاست: «چون مأمون الرشید، حضرت علی ابن موسی الرضا را از مدینه به شهر طوس دعوت کرد؛ جمله فرزندان و فرزند زادگان حضرت امام کاظم به تدریج از بغداد رو به ولایت خراسان نهادند؛ ‚من جمله تعدادی از این بزرگواران همچون جعفر و ابراهیم و ابوالجواد چون به ناحیه ساوجبلاغ رسیدند، دشمنان از عقب آمدند و مجادله بسیار کردند و آخرالامر حسن بن موسی الکاظم را شهید کردند و بعضی را جراحت رسیده بود و چون شب درآمد لاعلاج رو به اطراف نهادند؛ اما جعفر بن حضرت امام موسی الکاظم که در ساوجبلاغ در حین دفاع مجروح گردیده بودند؛ در توابع ورامین به موضع سناردک (= شهر پیشوا) بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسیدند». مؤلف «تاریخ رویان» در این باره مینویسد: «آوازه ولایت عهدی امام رضا، سادات را به سوی ری و نواحی قومس کشانید». در آن روزگار دشت بزرگ ساوجبلاغ از نواحی ری به شمار میرفت.[۷]
علویان زید
نخستین علوی که با اهالی طالقان ارتباط برقرار کرد یحیی بن عبدا… (برادر نفس زکیه) از نوادگان حسن بن علی بود که در سال ۱۷۶ ه. ق وارد طالقان شد. هارون الرشید جهت سرکوبی، فضل بن یحیی برمکی را با لشکری متشکل از پنج هزار نفر مأمور دستگیری یحیی نمود. یحیی در زندان بغداد در گذشت. این حکومت شیعی مذهب در منطقه طبرستان در سال ۲۵۰ ه. ق با خروج حسن بن زید از نوادگان امام حسن آغاز و تا سال ۳۱۶ ه. ق ادامه داشت که منطقه طالقان و قسمتهایی از ساوجبلاغ را شامل میشد. اوج این مسئله درگیری محمد بن زید علوی با رافع بن هرئمه در منطقه طالقان در نزدیکی روستای گلیرد طالقان رخ داد.[۸]
تحقیق در احوال امامزادگان
تحقیق در احوال امامزادگان دارای بقعه و شناخت کامل شجره نامه آنها اغلب به دلایل زیر در نهایت صعوبت و گاه غیرممکن است:
الف) بسیاری از سادات عالی رتبه از ترس عمال جور و ستم در خفا و به صورت پنهانی به این منطقه آمده و بی نام و نشان زیستهاند؛ به همین دلیل نویسندگان انساب از احوال و پایان کار ایشان اطلاعی نداشته و در نتیجه نامشان در این نوع کتابها نیامدهاست.
ب) لوحهای که در روز شهادت برای نصب بر فراز آرامگاه این بزرگواران فراهم میشد به خط کوفی بوده، بعدها که میخواستند خط کوفی را به ثلث یا نسخ تغییر دهند، دشواریهای خط کوفی در اعراب و قرائت و فرسودگی و ریختگی برخی کلمات آن، جملات را دچار تحریف میکردهاست.
ج) در بسیاری از موارد در ذکر نام پدران صاحب مرقد تا اتصال به معصوم از باب اختصار در نسب، نام یک یا چند واسطه حذف شدهاست. غالب امامزادگان دشت بزرگ ساوجبلاغ از نوادگان امام موسی کاظم به شمار میآیند. این در حالی است که آنها به احتمال فراوان از فرزند زادگان و نواده و نبیره آن حضرت بودهاند که در شجره نامه، نام یک یا چند واسطه حذف شده و این موضوع آنان را به شکل فرزند بلا فصل امام در آوردهاست.
فهرست قبور امامزادههای شهرستان ساوجبلاغ و نظرآباد
امامزاده بی بی سکینه خاتون (سنقرآباد- البرز)
امامزاده عبدالقهار(ورده (البرز))
امامزاده بی بی سکینه (ورده (البرز))
امامزاده هادی و علی النقی (ینگی امام)
امامزاده علیاکبر (کردان)
امامزاده بیبی قزلر (ولیان)
امامزاده موسی کاظم (برغان)
امامزاده عبدا… صالح (چندار)
امامزاده موسی (خوروین)
امامزاده اظهرالدین (آقربلاغ)
امامزاده هفت تن (آجین دوجین)
امامزاده یوسف (وشگین)
امامزاده یحیی (آجین دوجین)
امامزاده جعفر (هشتگرد)
امامزاده بیبی نسا (کردان)
امامزاده شعیب رامجین
امامزاده سه تن (طاهر، مطهر، مظفر) فشند
امامزاده اسماعیل (رامجین)
امامزاده زبیده خاتون (برماچشمه)
امامزاده سلیمان (خور)
امامزاده هاشم (عرب آباد کوهه)
امامزاده موسی (سیراب. هیو)
امامزاده جواد (قاسمآباد آقا)
امامزاده یحیی (دوزعنبر)
امامزاده اسماعیل (زکی آباد)
امامزاده محمد (دنگیزک)
امامزاده ابوالحسن (مسکین آباد)
امامزاده چهل دختران (نجمآباد)
امامزاده ابراهیم (تنکمان)
امامزادهاحمد و محمود (محله ابراهیم جیل نظرآباد)
شفت روستاییترین شهرستان استان گیلان است، شهرستانی که دور تا دورش را روستاها فرا گرفته است، جنگل و کوه از یک طرف و شالیزارهای برنج و باغات چای از سوی دیگر، هر یک از روستاهای شفت را زیبا کرده است. جاذبه های دیدنی بسیاری در این شهرستان وجود دارد یکی از این جاذبه ها غار تاریخی لاس پشت لپوندان است. غار لاس پشت که یکی از بکرترین غارهای این منطقه است در لپوندان شفت می باشد. لاس در گویش محلی به معنای سنگ و صخره می باشد و لاس پشت یعنی زیر صخره .

متافیزیک جديد و ساختار بدن انسان
در اينجا يک تحليل خيلي خوب از وجود انسان صورت مي گيرد که خواهش میکنم بدقت آنرا مطالعه کنيد. در اينجا خيلي از واقعيتهاي وجودي انسان درک مي شود. پس با فکر باز اين مطالب را بخوانيد و بخوبي در آن تامل کنيد. اگر ما اين کالبدها را خوب بشناسیم درباره مرگ و زندگي به واقعيتهاي ملموسي دست مي يابيم که زواياي تا يک را براي ما روشن میکند .
قبل از هر چيز باید بگویم که دو نوع انرژي زميني و کيهاني اولي از طريق چاکراهاي پا و دومي از طريق چاکراي تاج وارد کالبدهاي انساني مي شوند و در قسمت قلب به يکديگر مي پيوندند و سپس بسوي دستها ، پاها و انگشتان جريان مي يابند.
انرژي اي که از بالا وارد مي شود ترکيبي از انرژي مثبت و منفي است و لذا حالت خنثي و خالص دارد(اصطلاحا” انرژي بودايي) و آنکه از پاها وارد مي شود داراي قطب منفي در پاي چپ و قطب مثبت در پاي راست است .
اين انرژي ها باید از کالبدهاي مختلف انسان (که شرح آنرا مي آور م ) عبور کنند تا به سطح خاصي برسند و بعد مورد استفاده بدن قرار گيرند.
همانطور که در کالبدهاي جسماني ما ، خون از طريق رگها و مويرگها هدايت مي شود ، در کالبدهاي انرژيک هم پرانا از طريق کا نالهاي انرژي يا اصطلاحا” ((نادي ها)) عبور میکند . از نظر فیزیکیبا افزايش فشار خون و کلسترول ، ديواره رگها آسيب مي بينند و ناهمواريهايي در لا ه دروني رگها ايجاد مي شود و همين ناهمواريها سبب جمع شدن ذرات چربي شناور در خون مي شوند. اين ذرات به شکل پلاک جمع شده و سپس در خون شناور مي گردند و سبب ايجاد لخته و انسداد رگها و در نتيجه ناتواني و عدم کارکرد عضوي خاص يا نهایتا ” سکته مي گردند. از نظر انر يک هم ، در صورت جريان بيش از حد پرانا يا وجود ناخالصي در آن ، در نادي ها انسداد انرژي بوجود مي آيد و در صورت عدم معالجه بهنگام منجر به آسيب هاي جدي و گاها” از کار افتادن برخي چاکراها مي گردند و نهایتا ” مرگ راسبب مي شوند.
بايد گفت که کالبدهاي فیزیکی و انرژيک داراي تاثير متقابل هستند . اگر حتي يک سلول بدن با يک ارتعاش ناهماهنگ عمل کند ، تمام دامنه الکترومغناطیسی را تحت تاثير قرار مي دهد. به همين صورت اگر هر کدام از کالبدهاي انرژيک با ارتعاشي ناهمگون فعاليت کند ، به عضو فیزیکی مربوطه آسيب خواهد رسيد.
در متافیزیک جدید بدن انسان از ١٢ کالبد مجزا تشکيل شده است که با هم عمل مي کنند تا بدن کل یازدهم را تشکيل دهند. اين کالبدها را مطابق شکل زير مي توان به چهار گروه سه تايي تقسيم نمود. در تصوير زیرچاکراها و سطوح کالبدهاي مختلف در انسان را ملاحظه مي کنيد.
اگر کسي بخواهد هر کدام از اين کالبدها را ببيند باید با سطح ارتعاسي متناسب با آن کالبد يکي شود. به رنگهاي سطوح پايينتر نسبت به سطوح بالاتر توجه کنيد. توجه شود که متناسب با هر کالبد ، چاکرايي هماهنگ از نظر ارتعاشي با آن کالبد وجود دارد که سطح انرژي مربوط به ان کالبد را فراهم میکند يا انرژی های اضافي مربوط به آن کالبد را به بيرون ساطع مي کند (شعاعهاي انرژي ) .اين همان نقشي است که چاکرا در قبال کالبدها دارد. يعني گرفتن و ايجاد انرژي متناسب با کالبد مربوطه و بيرون فرستادن انرژي اضافه . مطالب تخصصي تري هم در باب چاکرا وجود دارد که در مقاله اي ديگر آنرا بررسي خواهیم نمود.
١-کالبدهاي فیزیکی
کالبد فیزیکی از سه کالبد جداگانه تشکيل شده است . هر کدام از اين کالبدها در سطح ارتعاشي خود قرار دارند و بر اساس همين درجات ارتعاشي خود تقسیم بندي شده اند. همه ما با بدن فیزیکی آشنا هستيم . در واقع چگالترین و فشرده ترین و کم ارتعاشی ترین کالبدها همان کالبد مادي و فیزیکی است . اين بدن فیزیکی ما را به بعد سوم (بعد حجمي ) وصل میکند و ما را قادر به حرکت و کسب تجربه از دنياي بيرون میکند. اين پوسته ضخیم بعنوان حفاظ ما نسبت به دنياي بيرون است . جسم فيزيکي شخصيت و هويتي جز خوردن و خوابيدن ندارد.
١-١ کالبد اتريک پايينتر
در کنار بدن فیزیکی دنس و زمخت ، دو کالبد ديگر با سطوح ارتعاشي مختلف وجود دارند که قدم به قدم همراه انسان هستند. يکي از اين کالبدها، کالبد جنسي (ذچس ش حژ) ناميده مي شود که در زبان آلماني به آن ژحخ س چخ ذژحززرأ يا دوبل (حذح س رأ) مي گويند. اصطلاح ديگر آن همزاد اختري (حذح س رأ ح خژحخس ء) مي باشد. همانطور که از شکل مشاهده مي شود اين کالبد مرکز ارتعاشي کالبدهاي فیزیکی شناخته مي شود و شخصيت فرد را شکل مي دهد. تمام احساسات فرو خورده و تفکرات شرطي شده در اين کالبد ذخيره مي گردد. بعدا” توضيح خواهم داد که اين احساسات و تفکرات رفلکسي چگونه سازمان انديشه منطقي را تحت تاثير قرار مي دهد و سبب ايجاد انحراف زياد از منطق و روح موضوع مي گردد. در افراد اصطلاحا” ذچس ش حژ ، اين مرکز نقش عمده اي در فعاليتهاي آنها دارد يکده ها يا اتاقهاي چت اينترنت جهت چت با جنس مخالف و ابراز احساسات نسبت به وي، اين کالبد اين افراد را ارضا میکند . هنگامي که فرد رشد و تکامل پيدا میکند بيشتر با بدنهاي با ارتعاش بالاتر هماهنگ مي شود. در اين حالت هورمونهايي که فعاليت جنسي ما را کنترل مي کنند ، کاهش مي يابد واين فرد را قادر به کشف بخشهاي ((باشعورتر)) ذهن و روح ي سازد.
البته نباید افرادي را که احساس بي ميلي جنسي ي کنند (سرد مزاجها) جزو گروه افراد تکامل يافته دانست . در چنين افرادي يک حس ريلکس و خونسردي توسعه مي يابد يک حس بي علاقگي و نه انفصال ) . چنين افرادي از نظر کالبد اتريک پايينتر ضعيف و تکامل نيافته هستند.
١-٢ کالبد اتريک بالاتر
سومين کالبد اصطلاحا” فیزیکی، ((کالبد اتريک بالاتر)) يا ((جسم الکتر کي )) مي باشد. اين کالبد نيروي يات را پردازش میکند و سبب دوام زندگي و نيز سلامت فرد مي گردد. اين کالبد در هنگام شب ، وقتي که فرد به خواب مي رود شارژ مي شود . در اينجا دوحالت جالب را که براي شما حتما” پيش آمده شرح مي دهيم . حتما” ب ايتان پيش آمده که روزي پرکار داشته باش د و شب هنگام هم خيلي خسته شده باشيد. در اين حالت که تازه وارد حالت چرت زدن مي شو د ، ممکن است يک حس غريب اصطلاحا” ((پرش ناگهاني از خواب )) را تجربه کرده باش د. (گاها” همراه با يک صداي بلند).توجه کنيد که اين حالت را با حالت به اصطلاح خودمان “بختک ” که در ادامه آنرا توضيح مي دهيم اشتباه نگيريد. علت اين پديده خروج نابهنگام ((جسم الکتر کي )) فرد است که جهت شارژ دوباره و کسب انرژي قبل از اينکه در خواب به سطح عميق برس د خارج مي شود. اين امر سبب ايجاد شوک در کالبد دنس فیزیکیمي گردد ، چون اصولا” سطح ارتعاشي کالبد زمخت خيلي پايينتر از کالبد الکتر کي است که اين امر سبب بازگشت اين کالبد به بدن مي گردد (به حالت تطابق ) که در اين حالت فرد با حالت لرزه بيدار ي شود.
اما حالت ديگر که حالت ژخژش ذچژچپ ((فلج ،بختک خودمان )) است که باز هم خيلي ها تجربه کرده اند. فرد در اين حالت به هيچ وجه نمي تواند حرکت کند چون در اين حالت اصلا” در سطح جسم فيزيکي نيست . اين حالت گاها” با صداي باد شديد همراه است . اين در واقع شروع حالتي است که ما به آن فرافکني کالبد اختري ررخس ح حدرژپ ذچژس ژآ ي گوييم . در اين حالت فرد مي تواند آرامش خود را حفظ کند و اجازه دهد که تجربه اتفاق بيافتد. اين حالت براي خود من هم البته بصورت
غير ارادي پيش آمده که منجر به برونفکني البته نه کاملا” آگاهانه شد (آ يخته با تصورات ) که در اين حالت خود را در نزديکي سقف يافتم و بعد بطرف پايين اتاق حرکت کردم .
گاها” در طول رويابيني هم ممکن است که فرد ناگهان خودآگاه شود ولي چون در اينحالت فرد در سطح ارتعاشي مناسب قرار دارد نمي ترسد و ناگهان از خواب نمي پرد که اين مورد را هم البته بصورت محدود تجربه کرده ام . اگر فرد دقت کند يک احساس لذت بيش از حد میکند . روي بينان ورزيده اصطلاحا” افرادي هستند که بطور ارادي قادر به کنترل خوابهاي خود و درک تجربيات خواب بصورت واضح هستند که اين خود جاي بحث فراوان دارد.
متافيزيک جدید و ساختار بدن انسان (٢
بعد از مرگ جسم فیزیکی، هنگامي که روح از سطح فیزیکیخارج مي گردد ، ((جسم اتريک پايينتر)) چند روز بعد از مرگ فيزيکي از بين مي رود. اين همان کالبدي است که گاها” افراد بعد از فوت نزديکان يا ع يزان خود مشاهده مي کنند. اگر روح تکامل نيافته باشد يا بطور غ ر معمول وابسته به فعاليتهاي جنسي باشد ، علاقه روح به ((کالبد اتريک پايينتر)) مي تواند مشکلات دردنا کي را براي روح ايجاد کند که در مبحثي ديگر به بحث پيرامون آن خواهيم پرداخت . اما آنچه که ((س ژرخئ )) يا شبح ناميده مي شود ترکيب جسم اتريک بالاتر و پايينتر است . اين اتحاد کالبد اتريک روح در صورت وابستگي روح مي تواند حتي تا سالها ادامه داشته باشد و روح را در سطوح پايين نگه دارد و اجازه پيشرفت روح بعد از مرگ را ندهد.
بالاخره اينکه سلامت بدن اتريک بي نهايت براي سلامت کلي بدن مهم است .
٢-کالبد ذهني
در ادامه به ((کالبد ذهني )) مي رس م که در واقع به افکار و برنامه ريزيها مرتبط است . افکار، اعتقادات ، کشف و شهود ، عقل و منطق همه زاييده اين کالبد هستند. اين کالبد هم از سه کالبد مجزا تشک ل شده است .
٢-١ کالبد ذهني پايينتر
در اينجا ما به واقعيتها و تصاویر موجود در جهان خلقت توجه مي کنيم . اين کالبد شب ه کامپيوتري است که با سرعت نور کار میکند و کارکرد آن در مرد بيش از زن است . تواناييهاي شگرفي را که دانشمندان متفکر و کودکان نابغه به نمايش مي گذارند مربوط به همانکالبد است .
٢-٢ کالبد ذهني بالاتر
((کالبد ذهني بالاتر)) با ارتعاشي بالاتر از کالبدهاي پيشين است . در واقع بخشي از خود به فرم ((اگو)) است .با اين کالبد ما مي آموزيم که چگونه قضاوت کنيم و نيز توان تميز و تشخيص را به فرد مي دهد. اين کالبد داراي ادراکي به مراتب مستق م تر از کالبد ذهني پايينتر است . اين کالبد ما را قادر مي سازد تا بدون تجز ه و تحليل منطق ، مسا ل را بطور مستقيم درک کنيم . افرادي که به درجه مهارت و استادي در کاري رسيده اند با گذشت زمان آموخته اند که چگونه از اين کالبد استفاده کنند.
افراد اصطلاحا” سخت سر که به حرف کسي گوش نمي دهند و فقط عقا د بسته خودشان را قبول دارند داراي کالبد ذهني اي به رنگ شيري رنگ هستند که در اين حالت کالبد ذهني ساختار نسبتا” نفوذناپذيري دارد .هر چقدر فرد روشنفکرتر و آگاهتر باشد رنگ اين کالبد هم روشنتر است .
تفاوت کالبد ذهني پايينتر با کالبد هاي ذهني بالاتر و کالبد روحي
اين تفاوت ناشي از تفاوت دو نوع تفکر است .البته در مورد کالبد روحي در سطور بعد سخن خواهیم گفت .اين دو نوع تفکر به
قرار زیرهستند :
١-تفکر خطي
٢-تفکر روحاني
نوع اول همانطور که پيشتر هم گفتيم توسط کالبد ذهني پايينتر صورت مي گيرد. فرآيند تفکر خطي شيوه تفکر خيلي از انسانهاست که حقيقت و روح موضوع در آن دچار انحراف مي شود. فرآيند ها را به صورت دو نمودار در شکل زیرنشان داده ام : (براي بزرگتر ديدن نمودار روي آن کليک کنيد.)
الف -تفکر خطي
همانطور که از نمودار پيداست ، ابتدا ما بایدريافت توسط حواس ظاهري خود مواجه هستي . در اينجا کالبد اتريک پايينتر همانطور که قبلا” ذکر شد بعنوان واسطه بين کالبد فیزیکیو کالبدهاي با ارتعاش بالاتر عمل میکند و اطلاعات دريافتي را به سطح اختري (کالبد اتريک بالاتر) مي رساند.همانطور که پيشتر ق د کرديم ، تمام موارد شرطي شده و احساسات فرد توسط سطوح اتريک با اطلاعات ترکيب ي شود .توسط اين کالبد ، اطلاعات به احساسات تبديل ي شوند.حالا اطلاعات به کالبد ذهني ارسال مي شود و درنهايت افکار به کلام درمي آين .توجه شود که در اين شيوه تفکر، بخاطر تاثير سطح اتريک اطلاعات بارها تحريف مي شود .در اينحالت تصميمات بيشتر با توجه به احساسات تجربه شده قبلي اخذ مي شوند. پس مي بيينم که اين منطق يک منطق واقعي نيست .ممکن است فرد ادعا کند که منطقي است ولي با توجه به موارد ذکر شده اينطور نيست و تا حدود زيادي از منطق خارج است .
ب -تفکر روحي
در اينحالت اطلاعات بصورت کشف و شهود از چاکراي تاج وارد مي شود ،توسط کالبد ذهني د يافت مي شود و بعد تبديل به کلام مي شود. اين شيوه تفکر يک انسان روحي واقعي است . اين شيوه تفکر بر خلاف تفکر خطي ، طبيعت و روح حقيقي امور را نشان مي دهد.
در اينجا بگذاريد يک واقعيت را روشن کنيم . در اينجا يک سوال را مطرح مي کن م : پرتوجوچگونه در نهايت به خويشتن متعال مي رسد ؟
پاسخ آن با توجه به مواد گفته شده روشن است . فردي به خويشتن واقعي و حقيقت متعال مي رسد که کالبد ذهني وي کاملا” پيشرفته باشد. در اينحالت کالبد ذهني آيينه روح است . تا کالبد ذهني تصف ه نشود نمي توان خويشتن خ يش را
شناخت . در واقع مي توان گفت که :
((از طريق ارتباط چاکراي سوم با چاکراي تاج مي توان به بالاتر ن اوکتاو بدن ذهني دست يافت .))
٣-کالبد روحي
کالبد روحي را هم علاوه بر خود به دو کالبد مجزا مي توان تقسیمنمود.اين کالبد مبين حالات روحي است . رنگ آن بنفش است .
٣-١ کالبد اتفا ي
نخستين بخش از کالبد روحي مرکب ، ((کالبد اتفاقي )) است . اين کالبد را بعنوان کلبد خواب بدون رويا ي باشد و وقتي فرد درآن قرار مي گيرد در حالت نسيان و تار کي کامل خواهد بود . در اين حالت فرد احساس نمیکند که چه کسي يا چه چيزي است . احساس پوچي و خلا کامل است . فرد وقتي در اکورد آن قرار بگيرد حضور مکاني و زماني خود را از دست مي دهد. احساس لذت بيش از حد و نيز احساس توان انجام هر کاري مربوط به اين کالبد است .
در حالتي که ارتعاش اين کالبد دچار مشکل باشد فرد گرفتار افسردگي شد د و گ جي مي شود. در شرايط افسردگي شديد يک رنگ ارغواني تيره اطراف چشمها را احاطه میکند که بکمک روشن بينان قابل رويت است .
٣-٢ کالبد علي (سببي )
دومين بخش از کالبد روحي مرکب ، ((کالبد روحي عل (سببي ))) است که بالاترين فرکانس انرژي را در ميان کالبدهاي انرژيک داراست .اين کالبد همان چيزي است که فرويد به آن ((سوپر ايگو)) يا فراخود مي گفت .
در افرادي که به لحاظ روحي در سطح پيشرفته اي قرار دارند ، هاله مربوط به اين کالبد بطرز شگفت آوري گسترده است .
اين افراد اصطلاحا” داراي قدرت ((نفوذ)) هستند و داراي توانايي تغي ر اتمسفر مي باشند که اصطلاحا” نور و برکت مرشد است .
يکي از مريدان ق يس بزرگ سوامي موکتاناندا مي گو د : “…بابا موکتاناندا در تالار ي کوچک نشسته بود .من کاملا” بدور از تواضع کف دستانم را بعنوان تهنيت برهم نهادم و در کنار پارسايان همراه وي روي زم ن نشستم . با با سرگرم گفتگو بود و حتي نگاهي هم به من نکرد ، ولي يکباره متوجه شدم که تحت تاثير نيرويي مرموز محيط تغي ر کرده و من هم به مراقبه يا انديشه اي عميق فرورفتم …”.
اين کالبد در کالبد ديگري به نام کالبد محافظ که اصطلاحا”(( مرواريد آبي )) است قرار گرفته . اين کالبد محافظ روح را به بعد چهارم وصل میکند و در واقع “مرکب ” روح است .
حالات انسان و تغييرات هاله
در اينجا بحث جالبي را آغاز ممیکنم.
بر اساس روش أث ئ)ررخس چشخذچس ژخس حخ ژچخح ژخحع ژچخ ) کرليان که طي آن تشعشع خروجي از اجسام به تصویر کشيده مي شود به مرور ابزارهاي أث ئ رو به توسعه نهادند که طي آن انسان توانست به تصاویر منحصر به فرد
أث ئ دست يابد.
ابزارهايي چون ٢-أت ئآ (که توسط سخرچذرت خح خسرززخذخخز سچذژخرچس ت ابداع گرديد ) و نيز وسيله
چژحذچح -أث ئ (که توسط پروفسور خح خسحخخ ژرحئ رخس رچس ژررب ابداع گرديد ) در کلي يکها و آزمايشگاههاي مختلف مورد استفاده دارند و آزمايشگران را قادر به مشاهده تصاویر منحصر به فردي از هاله انسان میکند .
در اينجا لازم ديدم تا چند تصویر جالب که توسط اين ابزارها گرفته شده بياورم . البته قبل از آن ذکر چند نکته لازم است :
١-معمولا” در يک فرد سالم تشعشع چاکراي تاج (رسرژح ) بصورت کامل و پيوسته است . بصورت تشعشع نور پر و هارمونيک
٢-تشعشعات نامنظم عتغييرات در چاکراي تاج -ظهور برآمدگيهاي کروي و ديگر انواع آن و همچن ن غلظت و تراکم بيش از حد چاکراي تاج همگي گواه بر نقصان در عملکرد سيستمهاي ارگانيسم انسان هستند.
٣-ترکيب و ساختمان تشعشعات خروجي از انسان خيلي پيچيده است . در واقع ترکيب آن مطابق با سه ماهيت وجودي انسان يعني جسمي -ذهني و اختري مي باشد. بنابراين حالتهاي احساسي -جسمي عخواب و رويا مي تواند بر رنگ اين تشعشعات خروجي اثر بگذارد.
٤-ثابت شده که وقتي فرد به فکر تعدي از يک قانون يا تهد د و از اين قب ل امور برمي آيد رنگ قرمز در تشعشع خروجي از فرد ظاهر مي شود که در تصاوير زیرملاحظه خواهید نمود. و اين عامل مي تواند ميزان انرژي را بشدت کاهش داده و سبب ايجاد ماهيتهاي منفي و بيماري گردد.
٥-دانشمندان دريافته اند که حتي يک فکر آني و زودگذر که به مخيله انسان بيايد مي تواند رنگ کل هاله را تحت تاثير قرار
دهد.
٦-افکار منفي فرد طبق قاعده “بومرنگ ” به خود وي بلکه با اثري دوچندان برمي گردد. البته فرد خودش اينرا درک نمیکند اما ابزارها و وسايل موجود اين را نشان داده و اثبات کرده اند.بسا بيماريهايي که اينگونه ايجاد مي شود ولي در ابتدا فرد متوجه نمي شود و براي ايجاد اثرات فيزيکي بيماري نياز به گذر زمان است
در صورتي که فرد تفکرات مثبت داشته باشد اين بازتابهاي مثبت با اثري بيشتر به خود وي بازمي گردند. بنابراين تئوري قدرت افکار زمينه کاملا” علمي و اثبات شده دارد.
در تصویر فوق اثر آب برقدرت و نيروي فرد را ملاحظه مي کنيد. در تصویر اول سمت چپ هاله شخص مورد آزمايش را مي بيين د . حالا در تصویر وسط بعد از خوردن آب معمولي تغييرات ايجاد شده در هاله را مشاهده مي کنيد. هاله اطراف سر و کتف و پاها را ملاحظه میکند که کمي بهتر شده . حالا در تصویر آخر تغييرات ارا ي آزمايش شونده را بعد از خوردن آب معدني مشاهده مي کنيد. بهبود شکل هاله کاملا” محسوس است
در اينجا هم تصویر اراي اطراف يک پسر بچه را مشاهده مي فرماييد. از سمت چپ تصویر اول بچه را در حالت عادي مي بینیم. در تصویر وسطي هاله اطراف بچه را هنگام درگيري و تضاد و شلوغ بازي ملاحظه مي کنيد. در تصویر آخر هم هاله بچه را در حالت هماهنگي و آرامش مي بيندي.
توضيح : در اينجا به وضوح اثر تفکر منفي را خواهيم ديد. واقعا” چرا مرتبا” مي گويند که در مورد ديگران مثبت فکر کنيد؟ تفکرات تلافي جويانه و منفي را کنار بگذاريد؟ در اينجا شخص عامل يک تفکر منفي را به سمت يک گياه ي فرستد. ببيندي رنگ قرمزدر جريان بنفش فکري چگونه فرستاده شده و چگونه گياه را احاطه کرده است .
١-تشعشعات اطراف سرعامل قبل از عمل
٢-لايه اي از تشعشع بنفش بعد از ارسال فکري با اين مضمون : ” تورا قطع میکنم”
٣-د يافت ايده ارسال شده توسط گياه . افزايش رنگ قرمز را مي توان ديد.
اين عکس هم توسط ٢-أت ئآ برداشته شده :
١-تشعشعات اطراف سر انگشتان يک فرد بعد از ن ايش يا نماز
٢-تشعشعات اطراف سر انگشتان همان فرد قبل از ن ايش
١-تشعشعات اطراف سرانگشتان يک فرد در حال آرامش و هارموني
٢-تشعشعات اطراف سرانگشتان همان فرد در شرايط استرس
در تصاویر فوق تشعشعات اطراف فرد بعد از دعا (يا نماز) مشاهده مي کنيد :
از سمت چپ :١ اراي فرد قبل از آزمايش ٢-اراي فرد در زمان دعا ي ذهني (تقاضاي ذهني از خداوند)
٣ -اراي فرد در حال دعا براي خود (به افزايش تشعشع و نظم ارا توجه کنيد)
٤-اراي فرد در حال دعا براي صلح جهاني
٥-اراي همان فرد ٤ ساعت بعد از آزمايش
در اين تصويرسمت چپ اراي يک فرد را ملاحظه مي کني . در تصویر راست اراي همان فرد در حال آواز خواندن را مشاهده مي کنيد. اين تصاویر بکمک يستم تصویر ساز ارا گرفته شده است .
تصویر ساز ارتعاش ارا-چاکرا با سنسور بيو يدبک
کاربرد عملي
اگر براي اولين بار فردي به شما مراجعه کند و شما با سيستم هاله وي را اسکن کرده پرينت بگيريد وي از اينکه شما با يک پرينت از هاله و چاکراهاي وي به خصوصيات شخصيتي وي پي برده ايد بشدت متعجب خواهد شد. اين را مي توان بعنوان يک سوال مطرح کرد
چگونه ي توان به شخصيت و ويژگيهاي رواني -جسماني سوژه پي برد؟
در پاسخ به اين سوال به ذکر يک مثال عملي و جالب مي پردازيم :
نام سوژه : سوسن -٣٥ ساله
سوسن بوسيله شخص عامل نسبت به سيستم اطلاعاتي پيدا میکند .حالا در جلوي مانيتور ح ز (يا جلوي دوربين )مي نشيند
.از وي خواسته مي شود که دست چپ خود را روي بيوسنسور قرار دهد و براي لحظاتي در حالت ريلاکس باشد. در اين حالت تصوير هاله و چاکراهاي وي روي مانيتور نمايان مي گردد و جهت آناليز رنگ -توانايي و سلامت چاکراها و ميزان انرژي زيستي و غيرو از آن پرينت گرفته مي شود. اين تصوير در شکل زير آورده شده است .
١-پروف ل شخصيي
مطابق شکل , رنگ سبزي که بدن را احاطه کرده ويژگي شخصيتي سوسن را بيان مي کند. رنگ سبز نشاندهنده خيلي اجتماعي بودن , فص ح بودن , برونگرا و اهل رفيق بازي بودن مي باشد.
٢-نوع فعاليت بر اساس “ارا”
رنگهاي زرد و نارنجي در بيرون فيلد انرژي نشاندهنده فعاليت فکري بالاست . همچنين نشاندهنده اضطراب و بي قراري در زندگي هم مي باشد.
٣-فعاليت چاکراها
مراکز انرژي سوسن در شکل زياد داراي هارموني و هماهنگي نيستند. همانطور که ملاحظه مي شود بيشتر فعاليت سوسن در چاکراي خورشيدي (ماني پورا چاکرا) و نيز قفسه سينه (چاکراي قلب ) متمرکز شده است اينها مراکزي هستند که بيش از حد فعال (حسخس ح چژحسر) هستند و نياز به تخليه و بالانس دارند. چاکراي خورش دي سوسن خيلي زياد تهييج و تحريک شده و نشاندهنده اين است که معده وي بنحوي غذا را هضم نمیکند .علايم مربوطه همچنين مي توانند سيستم لنفاوي و يا ضعف و قوت کليه ها را نشان دهند.
تمرکز و تجمع روي مرکز سينه نشاندهنده اين است که ششها , کتف و بازوها از نظر فیزیکیداراي تنش مي باشند
چاکراي سر (ساهاسرارا) سوسن خيلي قوي و روشن نيست که نشاندهنده فقدان ريلکسيشن , آرامش و همچنين نبود بصيرت و شهود است . اين ناحيه باید حتما” شارژ شود.
همچن ن شکل چاکراي ريشه (مولادهارا) بيانگر کم بودن انرژي زندگي است و باید متعادل گردد.
٤-ميزان تنش – يلاکس شن
گرافهاي زيس ي سوسن وجود مقداري تنش فیزیکیو عدم تعادل احساسي (بطور شديد) را نشان مي دهد.
٥-معالجه هارمونيکي و نتيجه
بر اساس تصوير ارا-چاکرا درمانگر معالجه اي را مطابق رزونانس و ارتعاش چاکرا تجويز میکند : رايحه توان بخش اراي آبي
موزيک طبيعت
درمان با رنگ آبي
معالجات اضافي شب ه ماسا ژ دادن , ر کي و غيرو که بر کتف و شانه ها متمرکز مي گردد.
معالجه و درمان ارا-چاکرا
اين معالجه ترکيي است از دو تکنيک منحصر به فرد و مجزا:
١) يستم تصويرگر رزونانس ارا-چاکرا
٢) شفاي رنگي , رايحه اي يا صوتي
روند معالجه خيلي ساده است .در اينجا بصورت خلاصه به آن اشاره مي شود :
١-ارزيابي ارتعاش ارا-چاکرا
پرينت از ارا-چاکرا
سنجش و يافتن نقاط ضعيف و ترج ح درمان رنگي , رايحه اي يا صوتي
٢-درمان ارتعاش ارا-چاکرا
در اين مرحله بيمار روي يک صندلي راحت قرار مي گيرد و معالج يکي از روشهاي درمان رزونانس ارا-چاکرا را پياده میکند درمان بایداروهاي سلامتي (ثپآت ءات آبپ ت آ)
معالج ماده هاي سلامتي مربوط به عصاره هاي حياتي را روي چاکرا و يا نقاط طب سوزني بکار مي برد .
صوت درماني
شامل بکار بردن موزيکهاي سلامتي از طريق اسپيکر يا هدفون
رنگ درماني (ثپآت ءات ت پ بپ أ)
استفاده از انواع رنگها با توجه به خواص آنها جهت درمان
شفاي انرژيک
ترکيب تکنيکهاي شفاي انرژيک با روشهاي معالجه شخصي شيه ريکي عدرمان پرانيک عماساژدرماني و ديگر گونه هاي درمان هارمونيک .
٣-تاييد سلامتي ارا-چاکرا
فرد معالج در انتهاي درمان از تصویر اراي وي پ ينت مي گيرد و تغييرات مثبت ناشي از درمان را مشاهده میکند .
نکته :يک تصوير بيش از هزاران کلمه ارزش دارد.
مي توان زمانبندي درمان را بصورت جدول زير نم يش داد :
مرحله درمان
زمان
پرينت ارا-چاکرا جهت سنجش آن
٥دقيقه
درمان از طريق رنگ درماني -موسيقي و…
٣٥دقيقه
پرينت ارا-چاکرا بعد از درمان
٥دقيقه
ملاحظه ي شود که کل فرآيند درمان ٤٥ دقيقه طول مي کشد.
در شکل فوق بيضي ها يي را مي بين د که نماد انسانهاي مختلف هستند. يکسري خطوط زرد-قهوه اي و غيرو از هر کدام آغاز (سرنوشت متناسب با آغاز زندگي ) و در نهايت در جايي پايان مي يابد.اين خطوط و مسيرها در نقطه و يا نقاطي با خط سير کلي خلقت تداخل دارند . اين قسمت از سرنوشت به هيچ وجه قابل تغير و ديگرگوني نيست چونکه در خط س ر کلي خلقت تداخل دارد و اگر تغي ر کند در اين خط س ر گسست ايجاد مي شود و هدف غايي خلقت با مشکل مواجه مي گردد.
اما بخشهايي از اين خطوط و مسيرها که خارج از خط س ر اصلي است را مي توان تغير داد .برخي مسيره (سرنوشتها) را هم
مي بينيد که در نقاط بسياري با اين مس ر اصلي س ر تکاملي در تماس هستند . سرنوشت چنين افرادي در اکثر اوقات قابل تغيير نيست چونکه در اکثر قسمتها با خط س ر کلي و هدف غايي تماس دارد و باید صورت حقيقت به خود بگيرد. برخي از سرنوشتها را هم ملاحظه مي فرماييد که کمترين تماس را دارد و اينگونه افراد “يشتر “تونايي تغيير سرنوشت را دارند ولي همين افراد هم در نقاطي که با مسير سير ک ي تداخل دارد نمي توانند دست ببرند.
امامان -ا ليائ خدا و ديگر افراد مقدس در اکثر موارد از اتفاقاتي که قرار بود برايشان بيافتد آگاهي داشتند ولي تصميم به تغيير آن نمي گرفتند چون درک مي کرده اند که اين اتفاقات باید صورت گيرد تا خط س ر تکميل گردد و در نهايت هدف غايي خلقت محقق شود.
گفتيم که اين س ر مثبت است و براي تکامل ابنائ بشر لازم است ولو اينکه به قيمت تلخ شدن زندگي عده اي و يا شهادت
و کشته شدن آنها بيانجامد.پس :
“بخشهايي از مسيرهاي سرنوشت که در تماس با مسير س ر تکاملي اصلي هستند به هيچوجه قابل تغيير نيست چون در خط سير کلي گسست ايجاد میکند و از تحقق هدف غايي جلوگيري میکند . حال آن بخش از سرنوشت که در تماس با اين مسير اصلي است ممکن است که براي يک فرد شيرين باشد يا تلخ ولي در هر صورت “باید” صورت گيرد. بخشهايي که در تماس با اين خط س ر کلي نيستند با اراده فرد-دع -مثبت گرايي و غيرو قابل تغي ر است که بخش عمده مس ر سرنوشت را هم تشکيل ي دهد.”
تصوير ساز ارتعاش ارا عچاکرا و سنسور بيوفيدبک (١
آيا اثباتي براي نشان دادن صحت آنها وجود دارد يا خير؟ آيا دستگاهي يا سيستمي وجود دارد که بتواند شکل ارا و چاکرا را نشان دهد و مثلا” قبل و بعد از عمل وضو شکل هاله و چاکراها را نشان دهد و ما به صحت مطالب پي ببريم ؟ آيا وسيله اي وجود دارد که حين انجام هر عمل (مثل آواز خواندن ,خوردن چيزي,نماز خواندن و ديگر اعمال ياحتي برونفکني کالبد اختري (ررخس ح حدرژپ ذچژس ژآ) )شکل شکل هاله و چاکراها را نشان دهد
اگر مطالب زير را مطالعه کنيد حتما” به پاسخ سوالات خود مي رسيد.
“تصويرگر ارا-چاکرا ” از ده سال پيش بعنوان يک پل ارتباطي بين دانش شهودي و ابزازهاي آموزشي رو به گسترش نهاده است .
بر اساس تحقيقات دانشمنداني چون “رچخذژخب ررش ذش ت ” (رجوع شود به فوتوگرافي کرليان ) , دکتر حخژحذچث س رس ا و ژژرذچذذحخت در دانشگاه لس آنجلس و ديگر دانشگاهها , اين تکنولوژي بعنوان يک ابزار آسان و قابل استفاده و نيز بایدقت نمايش بالا مي باشد.
سيستم تصويرگر ارا-چاکرا چيست ؟
اين سيستم يک سيستم کامپيوتري چند رسانه اي است که بر اساس اصول بيوفيدبک , دانش رنگها , و نيز دانش ذهن و انرژي عمل میکند .
در اين سيستم از سنسور” بيو فيدبک ” جهت اندازه گيري , آناليز و پردازش داده بيوفيدبک انرژيک استفاده مي گردد. اين داده زنده (رخآ) بعدا” با حالتهاي هيجاني-انرژيک مرتبط شده و منتجه آن روي مانيتور نمايش داده مي شود.
تصوير قابل رويتي که بر روي مانيتور ظاهر مي گردد , زمينه بيوانرژيک فرد, حالتهاي احساسي انرژيک , نوع شخصيت و نيز وضعيت سلامتي را نشان مي دهد. تمام داده هاي بيو فيدبک سنجيده شده , آناليز مي گردد و سپس تمامي اطلاعات حتي
جزيي مربوط به ارا(هاله ) و چاکراهاي فرد را ارايه مي دهد. در واقع فاکتور کليدي در اين سيستم , ارتباط داده زنده اندازه گيري شده با حالتهاي ويژه انرژيک و احساسي مي باشد. (که بصورت هاله رنگارنگ و شکل چاکراها نمايش داده مي شود).
دقت اين سيستم جالب و عجيب که قادر به درک و مشاهده فيلد انرژي انسان مي باشد , توسط متخصصان مورد تاييد قرار گرفته است .
اجزا سيستم و نحوه عملکرد
١-دوربين ويديو
از سوژه خواسته مي شود تا جلوي دوربين قرار گيرد که به دسکتاپ يک ويندوز يا لب تاب متصل شده است شکل ١-دوربين يستم
٢-سنسور(حسگر) بيو فيدبک
که در زير مدلهايي از آن نشان داده شده .اکنون سوژه دست چپ خود را در محل هاي نشان داده شده روي سنسور قرار مي دهد.
شکل ٢ انواع سنسورهاي بيوفيدبک
٣-سنجش داده بيوفيدبک
اطلاعات انرژي-احساسي سوژه گرفته شده و سپس با توجه به فعاليت يوني-الکتريکي و هدايت الکتريکي پوست دست و نيز دماي دست اندازه گيري مي شود.
٤-ارتباط داده ها با حالت هيجاني-انرژيک
در اين مرحله بيو سنسور داده هاي زنده دريافتي را اندازه گيري , آناليز و پردازش میکند و سپس آنرا با حالات انرژي – احساسي مرتبط مي سازد.
٥-مانيتور
اکنون تصويري قابل رويت روي مانيتور ظاهر مي گردد که شکل هاله (ا ا)ي سوژه , فيلد انرژي و همچنين شکل چاکراها را نمايش مي دهد.
شکل -مانيتور که شکل هاله را نشان داده
نکته مهم : تصوير” ارا ” با تغييرات رواني و فيزيکي سوژه تغيير میکند .
تصوير سيستم بطور کلي در زير نمايش داده شده است :
شکل -تصوير کليسيستم
قبلا” گفتيم که اين سيستم بر اساس دانشهاي بيوفيدبک , فيزيولوژي , انرژي درماني و رنگ درماني مي باشد. اکنون
برخي دانشهاي فوق جهت درک بهتر تشريح مي گردد :
١-بيو فيدبک : بيوفيدبک از خيلي سال پيش جهت تعيين وضعيت مزاجي, فيزيولوژي و رواني مورد استفاده داشته است .
انواع سيستمهاي بيوفيدبک عبارتند از ئءء و ئبء که امواج مغزي , دماي پوست و… را اندازه گيري مي کنند. حالا دو
تعريف از بيوفيدبک و بيوسنسوررا از ديکشنري ارايه مي دهيم :
“بيو فيدبک تکنيکي است که ناآگاهي يا فرآيندهاي غيرارادي جسماني (مانند ضربان قلب و امواج مغزي) را به منظور دستکاري آنها از طريق کنترل آگاهي ذهني قابل درک حسي میکند . ” (ديکشنري ژحس ژح حث
“بيوسنسور وسيله اي است که نسبت به محرکهاي فيزيکي و شيميايي حساس است و اطلاعات فرآيندهاي زنده را انتقال مي دهد.” (ديکشنري ژحس ژح حث )
٢-کالبد ذهني :
افکار و احساسات ما ,نقش مهمي را در سلامت کلي بدن ايفا مي کنند.طب انرژيکي يا در مانهاي کالبد ذهني در دهه هاي گذشته بعنوان ابزارهاي مهم و پيش گيرنده براي سلامت انسان شناخته شده اند.
-رنگ درماني :
رنگ درماني قرنها جهت بهبود کيفيت زندگي مورد استفاده داشته است .رنگها اثر مثبتي بر روي فيزيولوژي,وضعيت انرژيک و احساسي ونيز رواني فرد دارند.
توضيحاتي در باب رنگهاي اساسي ارا(هاله )
قبل از ارايه ادامه مطالب , لازم مي بينم که در مورد رنگها ي هاله و ويژگيهايي را که برمي تابند توضيحاتي ارايه کنم .
سخني کز دل برآيد
علم متافيزيک در جامعه ما غريب واقع شده . يکي از تلاشهاي حقير اين است که اين علم زيبا و مفيد را در حد توان خود معرفمیکنمو اين را بگويم که نهايت تمام علوم به متافيزيک خواهد رسيد.متافيزيک خود علمي است که تمام علوم طبيعي را به چالشي تمام عيار مي کشاند و عدم قطعيت اين علوم را به اثبات مي رساند.باور کنيد غربي ها دارند از اين علوم بطور بسيار گسترده بهره مي برند. علمي که روزگاري سرمايه مشرق زمين بوده است .در مطالب بعد که خدمتتان ارايه خواهم نمود اين پيشرفتها را بيشتر نشان مي دهم و خيلي خيلي دوست دارم که من و همه جوانان و همه و همه روزي برسد که از اين علوم بطور عملي و فراگير استفاده کنيم .قبلا هم اشاره کرده بودم که بدتر از ناداني و جهل در دنيا چيزي وجود ندارد . پس همه تلاش کنيم که اين جهل را ريشه کن نماييم و بطرف دانش و علم واقعي حرکت کنيم . ديديد که چگونه وضو و ذکر را بطور علمي تبيين کردم (در حد توان خود) و مطمئن هستم که حالا ديد ديگري نسبت به آن داريد .
نکته ديگر که بايد به آن اشاره کنم اين است که ما انسانها(بخصوص در جامعه ما) بشدت دچار بيماريهايي چون دروغ – حسادت -غيبت -ماديگرايي و هزارويک درد ديگر شده ايم . حاضريم براي يک مشت پول و آهن پاره (ماشين ) باارزشترين سرمايه هاي خود را بر باد دهيم . اگر بدانيم خداوند چه قدرتهاي شگرفي در وجودمان به وديعه گذاشته حسرت خواهيم خورد که چرا اينگونه زندگي خود را تباه مي کنيم .کمتر مجلسي پيدا مي شود که در آن غيبت نباشد.حتي در غياب صميمي ترين دوستان خود نيز شروع به غيبت مي کنيم و هيچ ابايي نداريم .نماز مي خوانيم و روزه مي گيريم اما نمي دانيم چه مي کنيم و تازه خود را طلبکار خدا و خلق مي دانيم . اينقدر به جمع آوري پول گرفتار مي شويم که فرصت حتي يک لحظه فکر کردن به واقعيتي مثل مرگ را به خود نمي دهيم تا وقتي که چنگال مرگ وجودمان را فراگيرد و آن هنگام خون همه جا را فراخواهد گرفت .
بخاطر حسادتها و چشم و هم چشمي ها آسايش را حتي براي لحظه اي از خود گرفته ايم و زندگيمان شده اينکه او چه دارد و من چه ندارم و بايد همين الان به تکاپو بيافتم و …
اما اگر مرگ فرا برسد و چونان گردابي ما را در خود ببلعد چه خواهيم کرد؟
اگر هنگام مرگ با واقعيتهاي دنياي ديگر مواجه شويم چه خواهيم کرد؟
گرفتار چنان عذاب و دردي خواهيم شد که باور کنيد در کلام نمي گنجد.خيلي ها مي گويند براي جوانان زود است که از مرگ بدانند .ولي من به شما مي گويم با واقعيتي که هر لحظه شما را تعقيب میکند چه مي کنيد؟ من جوان اگر از مرگ بدانم زيرساختهاي زندگي خود را ديگرگون خواهم نمود و بنايي خواهم ساخت بس استوار در برابر واقعيتي که گريز و گزيري از آن نيست و آنگاه بجاي اينکه مرگ مرا فراگيرد من مرگ را اسير ممیکنم. هميشه فکر مي کنيم که از دريچه چشمان خود افقي شدن ديگران را (مرگ آنها) را خواهيم ديد و احساس غرور خواهيم کرد که او مرده و ما زنده ايم اما بدانيم که روزي خواهد رسيد که ديگري از دريچه چشمانش افقي شدن ما راببيند. در مورد مرگ و مراحل بعد از آن هم بزودي مطالبي علمي را ارايه خواهم نمود که اميدوارم مورد توجه قرار گيرد.
مانترا و ذکر (٣)
در ادامه بحث مانترا و ذکر بايد گفت که مانترا بطور گسترده اي بعنوان يک تکنيک تمرکز فکر, بيدار کردن محرکهاي دروني و همچنين فعال کردن نيروي استحاله داخلي مورد استفاده قرار مي گيرد.
بهتر است در ابتدا براي تفهيم نحوه اثر ذکر , کمي در مورد صوت صحبت کنيم . وقتي ملکولهاي هوا بر اثر ايجاد اصواتي چون تکلم , ريزش آب از آبشار, ضربه زدن به چيزي و غيرو به حرکت در بيايند, انرژي جابجا شده و ملکولها شروع به ارتعاش مي کنند و در اين هنگام با همديگر برخورد مي کنند و در حين برخورد هر ملکول از خودش انرژي آزاد میکند و اين ارتعاش از طريق هوا يا واسطه اي ديگر به شکل موج سه بعدي منتقل مي شود.
قديس بزرگ سوامي موکتاناندا مي گويد: ” فردي ممکن است در ظاهر مهندس , پزشک , حقوقدان ويااستاد دانشگاه باشد .در صورتي که هر يک از ما در باطن توده اي از آگاهي در حال تغيير مداوم است .هنگامي که پرتو مانترا را به اين توده تغيير پذير بتابانيم , آنرا در جهتي متمرکز و تثبيت مي نمايد که همان نفس است .”
در اينجا تمايزاتي را در نحوه کاربرد مانترا قائل مي شويم :
١-نوشتن مانترا : اين امر کيفيت ارتعاشي مانترا بر ذهن نيمه هشيار را تحت تاثير قرار مي دهد. در اين حالت مانترا قادر است محتواي نيمه هشيار را پردازش کرده با اثرات جديد جايگزين کند که به آن ” ساماسکارا” مي گوييم .
٢-آهنگين خواندن مانترا : به معناي تکرار مانترا چه با صداي بلند و چه با آواز يا صحبت .کاربرد ذکر (مانترا) بصورت آواز را (آئث پ) ، (پ آئاآ) يا ((پ آتت اب پ آت مي گوييم . در اين حالت مانترا (ذکر) سببب بيداري آگاهي نسبت به محرکهاي داخلي مي گردد.
٣-نجوا کردن مانترا: در اين حالت اثر مانترا بر روي اگاهي افزايش مي يابد و فرد را قادر مي سازد که تغييرات لطيف و نافذ در آگاهي را تشخيص دهد.
٤-هماهنگ کردن مانترا با تنفس : در اين حالت , تنفس مانترا را با جريانهاي نيروي زندگي و همچنين ارتعاشات پرانيک عميق و ژرف داخلي همسو میکند . تنفس مانترا جهت بيداري نيروي کونداليني مورد استفاده قرار مي گيرد و در تمرينات
“کيريا يوگا ” کاربرد دارد.
٥-فکر کردن به مانترا : اين امر سبب مي شود که توجه و تمرکز به درون سوق داده شود. اگر تفکر در روزنه هاي درون تثبيت شود , آگاهي شروع به بيداري میکند .به اين حالت ) ت اب ااج ) يا (پ آت بات ) مي گويند (حالت يادآوري ).
ماتريکا شاکتي (قدرت کلام )
در اينجا مناسب ديدم که در مورد” ماتريکاشاکتي” يا “قدرت کلمات ” توضيحاتي ارايه کنم . فرض کنيد که ناگهان در مخيله شما مي آيد که “من ترسو هستم ” .اين جمله از حروف ساخته شده است . يعني حروف کنار هم قرار گرفته اند و کلمات را ساخته اند و کلمات نيز جمله ها را ساخته اند و جملات هم با توجه به معنايشان “تاثير” خاص خود را دارند که وقتي فکر آن از ذهنتان مي گذرد “رنج ” مي بريد. به همين ترتيب اگر يک جمله مثبت را هم بکار ببريد “تاثير ” مثبت خود را بجا مي گذارد و سبب خرسندي شما مي گردد. در واقع همين نيروي کلمات است که شب و روز سبب آشفتگي ذهني ما مي گردد. يعني از درون اين حروف شکل مي گيرند و جمله ها را مي سازند و معناي آنها هم تاثير مي گذارد و سبب ناراحتي ما مي گردد. خيلي از اوقات اگر به درون خود توجه کنيد مي بينيد که بسياري از ناراحتي ها و رنجهايا شادي ها و خرسندي ها ي شما با “صحبت درون ” شکل مي گيرد و اين صحبتهاي دروني هم اثرات خود را برمي تابند. در واقع بر اثر فعاليتهاي ماتريکاشاکتي , فرد بجاي دست يافتن به نفس , خود را بصورت وجودي ناچيز و معيوب مي انگارد. حالا اگر اين فعاليتها مثبت باشد , به عکس سبب گسترش آگاهي مي گردد. وقتي فرد با حيله هاي ماتريکا شاکتي آشنا شود ديگر گول آن را نمي خورد و خود را رنجور و ناچيز نمي انگارد. به اين طريق فرد تفکرات بد را به تفکرات خوب تبديل خواهد کرد. وقتي کلمات
مانترا را پيوسته بکار ببريم , مانترا جايگزين کلمات پوج و بي معني مي گردد و به اين ترتيب اثرات مثبت ماتريکاشاکتي نمايان مي شود.
نماز و چاکراها(٣)
ادامه مطالب نماز و چاکراها را با هم مي خوانيم :
در توضيح تبادل دو دست بايد گفت که در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود :
١-يانگ : بمعني “روشنايي خورشيد”(مثبت ). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند.
٢-اين : بمعني “فقدان روشنايي ” و به معني سايه , تاريکي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه , عدم فعاليت , کدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.
٣-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريکي , گرما و سرما , خشکي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چکيده عالم است .
در واقع با اتصال دست چپ وراست به يکديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد .
مرحله بعد مسح سر است . با اين عمل ساهاسرارا چاکرا تحريک مي گردد . قبلا” در مورد تحريک آن وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است . از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمکره هاي چپ و راست بدن کند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمکره راست ) و نيز در تفکر و منطق متعادل گردد.
مرحله بعدي مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اينکه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي میکند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد.
تاثير دوم آن تحريک چاکراهاي کف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در کارها , چاکراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاکرا و شوادهيستاناچاکرا (چاکراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد کمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحکام و قوت دروني مي گردد. فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي کرده , همواره شاکر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراکه اين چاکرا اساس نيروي حيات تمام چاکراهاي بالاتر را شکل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است . در اين چاکرا منبع لايزال انرژمیکنداليني (يانگ ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا که سه کانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاکرا شروع مي شوند.
در زير جدولي ارايه شده است (از کتاب انرژي درماني چو-آکوک سويي-ترجمه و تاليف جمشيد هاشمي ) که تاثير وضو بر
چاکرا را نشان مي دهد.
| رنگ | ويژگي شخصيتي |
| قرمز پر | واقع بين -خاکي عفعال -انرژيک -عاشق زندگي مادي |
| قرمز | فعال -پرقدرت -انرژيک -زنده دل -رقابت جو-متمايل به روابط جنسي-آتشي مزاج -صحت سيستم گردش خون ,قلب و جسم فيزيکي |
| صورتي | دوست داشتني-حساس -احساساتي-هنرمند-هيجاني |
| ترکيب نارنجي-قرمز | رازگويي-قدرت خلاقه |
| نارنجي | خلاق و مولد-حادثه جو-دليروشجاع -صحت ارگانهاي |
| تناسلي و احساسي | |
| ترکيب نارنجي-زرد | با تفکر تحليل گر-خلاق -باهوش -علم گرا-برتري جو |
| زرد | خلاق -باهوش -شلوغ -خوش بين -آرام و خونسرد-صحت کارکرد طحال و انرژي حيات |
| طلايي | دانش -علم دروني -داراي درک شهودي و علم روحي |
| زرد-سبز | فصيح (گويا -خلاقيت در عشق |
| سبز | عاشق تعليم -اجتماعي-اهل مراوده -دوستدار مردم ,طبيعت و حيوانات -سلامت قلب و پاها |
| فيروزه | شفادهنده -درمانگر-حساس -اهل صلح و صفا-آرام -دلسوز و مهربان -سلامت سيستم ايمني بدن |
| آبي | مهربان -حساس -دوست داشتني-مدد يار-شهود و اشراق -سلامت گلو و تيروئيد |
| نيلي | حساس -صادق -احساسات عميق -فعال بودن چشم سوم (شيوا -صحت چشمها و غدد بلغمي |
| بنفش | درک شهودي-هنرمند-جادويي-آينده نگر-ايده آليست -فعال بودن چاکراي تاج (ساهاسرارا -صحت سيستم عصبي و غده صنوبري |
| بنفش کمرنگ | تصور تحليلي رويايي(الهامي -خيالباف -اتريک |
| سفيد | روحي و ماورايي-اتريک -کيفيت فيزيکي ضعيف |
| نوع چاکراوهاله | قبل از وضو | بعد ازنيت کردن | بعد از وضو | نيم ساعت بعد |
| هاله سر | ۳۰ | ۱۱۰ | ۶۵ | ۷۰ |
| هاله شانه | ۲۵ | ۱۱۰ | خيلي بزرگ | ۷۰ |
| هاله شکم | ۲۵ | ۱۱۰ | خيلي بزرگ | ۷۰ |
| هاله پاها | ۲۰ | ۱۵۰ | خيلي بزرگ | ۷۰ |
| مولادهارا چاکرا | ۲۵ | ۹۰ | خيلي بزرگ | ۵۰ |
| شوادهيستانا چاکرا | ۴۰ | ۹۰ | خيلي بزرگ | ۱۰۰ |
| چاکراي منگ مين | ۲۰ | ۲۰ | ۳۵ | ۱۵ |
| چاکراي ناف | ۱۵ | ۲۰ | ۴۰ | ۳۰ |
| طحال جلويي | ۳۵ | ۲۵ | ۲۵ | ۱۵ |
| طحال پشت | ۴۰ | ۵ | ۶۰ | ۱۵ |
| شـــبکه خورشـــيدي جلويي | ۵۵ | ۴۰ | ۸۰ | ۲۰ |
| شبکه خورشيدي پشتي | ۵۵ | ۴۰ | ۸۰ | ۲۰ |
| قلب جلويي | ۵۰ | ۵۰ | ۸۰ | ۱۰۰ |
| قلب پشتي | ۵۰ | ۵۰ | ۸۰ | ۱۰۰ |
| گلو | ۵۰ | ۵۰ | ۱۱۰ | ۷۰ |
| آجنا | ۵۰ | ۵۰ | ۸۰ | ۱۰۰ |
| پيشاني | ۲۰ | ۵۰ | ۱۵ | ۱۰ |
| تاج | ۵۰ | ۱۱۰ | ۱۴۰ | ۱۰۰ |
| کبد | ۳۵ | ۲۰ | ۲۵ | ۱۵ |
| دست و پا | ۴۰ | ۱۱۰ | خيلي بزرگ | ۷۰ |
در ضمن ذکر چند نکته لازم است و آن اينکه اثرات فوق زماني قابل توجه است که ما در وضو تداوم داشته باشيم (مثلا” هر نيمساعت يکبار) که به مرور اثرات آنرا آشکارا لمس خواهيم کرد.
غار بهده در شمال روستای بهده و در فاصله 40 کیلومتری شهر پارسیان استان هرمزگان قرار دارد . این غار 70 متر طول دارد و قدمت آن به بیش از 1500 سال می رسد .

تپه زرقان مربوط به اواخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان همدان، بخش فامنین، روستای زرقان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۸۶۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.












