وب گیتاریست
- وب جاو
1- از طريق برفهاي آب نشده ي کوهها
در هر عارضه از برجستگي هاي زمين ، برف دامنه ي که رو به شمال است دير تر آب ميشود.
2-از طريق مقطع برش خورده ي درختان
در مقطع برش خورده ي درختان دايره هاي هم مرکز ديده ميشوندکه هريک از آنها نشانه ي يک سال از عمر درعت ميباشد .درختي که به طور دايم آفتاب به تنه ي آن تابيده باشد دايره ها ي مذکور از يک سمت به هم نزديک تر اند و در سمت ديگر از هم دور تر ميباشند. سمتي که دايره ها از هم دور هستند جنوب (به علت تابش بيشتر خورشيد ) و سمتي که دواير به هم نزديکترند سمت شمال ميباشد.
3- از طريق تيرگي و روشني درختان
تنه ي درختان در سمت جنوب بيشتر در معرض تابش نور خورشيد مي باشند.اين روش به علت نسبي بودن زياد جالب نيست.
4- از طريق نمدار بودن و خشک بودن ديوار
سمت ديوار نمدار شمال و سمت خشک ديوار جنوب ميباشد.
5-از طريق لانه ي مورچه ها
مورچه ها در هنگام حفر لانه ، خاک آن را به سمت خلاف جهت وزش باد ميريزند که غالباً به سمت شمال است .(روش مزخرفي است و کليت ندارد.)
6-از طريق قبرستان و محراب مسلمين
مسلمانان مردگان خود را بر پهلوي راست و رو به روي قبله دفن ميکنند. و همچنين محراب مساجد سمت قبله است .قبله در واقع بع سمت جنوب غربي است. اگر رو به قبله بايستيم و حدود 10 الي 15 درجه به سمت چپ متمايل شويم رو به جنوب قرار ميگيريم
در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشید که در اکثر مکان ها مشترک است . و امکان داره با آثاری هم مواجه بشید که تا حالا نمونشو از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . اما این آثار برای مکان و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کنه .
اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته . مثلا تخته سنگی که نظرتونو جلب کنه و با بقیه سنگهای منطقه فرق داشته باشه و یا نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشه و یا موارد دیگر . درخت کهن سال . چشمه ی آب . تپه خاکی . بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه ی بار است . در صورتی که از نشانه های بار داشتن یک تپه اینه که جنس تشکیل دهنده ی تپه از خاک باشه نه از سنگ . تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشه و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهن سال و چشمه ی آب . همه ی این علائم برای اینه که با آثار و شواهد و دلیل و انگیزه ی بیشتری برای حفاری داشته باشید نه صرف تائید بار داشتن تمامیه هدف هاتون .....
دیگر نشانه ها از این قبیل است که در عمق یک الی یک و نیم متری آثار خودشو کم کم نشون بده مثلا سنگ چین . جسد انسان . سفال و کوزه های شکسته . زغال چوب و با سنگ که در قدیم جهت عایق از عبور آب برای محافظت از اموال استفاده می کردند . اما وجود زغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود بار نیست . چون در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده جهت رفاه و رفع نیاز . تاوید زغال چوب در آن مکان وقتی تائید می شود که دیگر نشانه ها وجود داشته باشد و صرف تنها زغال چوب کافیست نیست . از دیگر نشانه ها سنگ چین یا وجود سنگ های بزرگ طبیعی و هم غیر طبیعی در عمق های یک و نیم به بالا است . با رنگ و شکل های مختلف از قبیل سیاه . سفید و سبز رنگ و یا دیگر رنگ ها که اغلب این چند رنگ به وفور مشاهده و یافت می شود و دیگر نشانه ها آجر و خشت های خام و به صورت مربع و یا مستطیل است که به صورت پله کانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشد که درصد اینکه این مکان مسکونی بوده رو تائید نکند . و دیگر نشانه ها وجود آهک و یا گل آهک است که اغلب جهت مقاومت و جلوگیری از نشست خاک بدین منظور استفاده می شده .
یكی از اولین چیزهایی كه هر فرد لازم است بداند جهت یابی در هر شرایطی است.
همانطور كه بسیاری از شما جهت یابی را از طریق خورشید و جهت سایه و ستارگان در دبیرستان در درس آمادگی دفاعی فرا می گیرید پس من هم از روی آن ها رد شده و برای شما شیوه های بسیار خاص و نادر جهت یابی در شرایط خاص را قرار می دهم كه حتی بعضی از آن ها به كماندوها و نیروهای ویژه آموزش داده نمی شود و دانستن آن بسیار مفید خواهد بود.
بهتر است بدانید هوا همیشه آفتابی نیست و شب ها هم همیشه نور ستارگان را در اختیار ندارید. به امید قطب نما هم نباشید چون وسیله ای است خراب شدنی و بهترین كار یاد گرفتن جهت یابی است.
بهترین روش جهت یابی آشنایی با اقلیم منطقه و بادهای فصلی منطقه درگیری است. مثلا فرضا در بلوچستان اگر سربازی راهش را گم كند در فصل تابستان می تواند به راحتی جهت یابی كند بدین گونه كه در آن منطقه بادهای گرم و خشك همیشه در فصل تابستان از جنوب شرقی به شمال غربی میوزند. تنها این نكته را به خاطر داشته باشید كه در مناطق پر از گودال و كوهستانی ممكن است جهت باد در سطح زمین خلاف جهت باد باشد. پس همیشه در مورد بادهای دائمی در منطقه ای كه هستید اطلاعات كسب كنید.
یكی دیگر از روش های جهت یابی كه به كماندوها آموزش داده می شود جهت یابی از روی لانه مورچه هاست. مورچه های بزرگ بیابان معروف به مورچه خاكی یا خر مورچه یا مورچه گاز گیر ( در لحجه های مختلف ) می توانند بسیار مفید باشند. با تعقیب كردن یكی از آن ها تا لانه شان بروید و ورودی آن را پیدا كنید. لانه این مورچه ها سوراخ شان اكثرا رو به شمال است. یعنی متمایل به شمال است. علت آن هم نتابیدن مستقیم نور آفتاب به داخل لونه شان است.
روش بعدی شناسایی پوشش گیاهی تپه هاست. به تپه ها نگاه كنیدو سمتی كه به طرف جنوب است خشكتر و كم گیاه تر از سمتی است كه رو به شمال است. ( در دشت های ایران ) ممكن است در ابتدا فكر كنید غیر ممكن است اما با علم به این مسئله اگر به تپه ها و كوه ها نگاه كنید متوجه خواهید شد. اگر در بیابان هستید و پوشش گیاهی وجود ندارد می توانید از آفتاب جهت یابی كنید اما اگر هوا ابری شده ( به تازگی ) و می خواهید جهت یابی كنید با پیدا كردن یك تپه پر شیب در جهت های مختلف روی خاك شیب دست بگذارید و حرارت آن را بسنجید و تمام اطراف تپه را نه به صورت پیوسته...بلكه به صورت 180 درجه امتحان كنید ( ابتدا دست بگذارید سپس در سمت مقابل این كار را امتحان كنید ) نحوه جهت یابی به این صورت است كه در تپه های پر شیب طرفی كه رو به شمال است خاكش خنك تر از طرفی است كه رو به جنوب است.
روش بعدی بسیار نادر است اما با اینحال در وضعیتی ممكن است ناچار باشید. اگر زنبوری دیدید به حركت آن دقت كنید. اگر مسنقیم پرواز می كرد بدانید یا به سمت لانه می رود یا به سمت گل. اما اگر در محیطی پروازی رقص مانند به نمایش می گذاشت ( دور از لانه ) در حركت آن دقیق شوید. زنبورهای در جستجوی گل در حركات مارپیچی خود برای مدتی به سمت شمال پرواز می كنند ( چند ثانیه ) بعد ناگهان چند دور دور خود می چرخند و حركت نا منظمی را آغاز می كنند و بعد از مدتی ناگهان رو به شمال می كنند و مدتی مستقیم به سمت شمال می روند و این كار را پیاپی انجام می دهند.
روش دیگر از روی شناسایی پرنده های مهاجر است. در دشت های مركزی ایران به طور معمول در بهار اكثر پرنده ها از جنوب به شمال و در پاییز از شمال به جنوب پرواز می كنند ( در دسته های چند تایی )
روش بعدی هم بسیار نادر است و آن جفت گیری سمندر هاست. اكثر سمندر ها در حین جفت گیری در روز معمولا رو به جنوب با هم جفت گیری می كنند اما به خوبی این نكته هم قید شده كه این روش اصلا قابل اطمینان نیست.
اگر سوسك مصری دیدید كه گلوله ای از پهن خشك را می غلتاند و با خود می برد اگر دو سوسك بودند بدانید كه ( در ایران ) به سمت غرب می روند اما اگر یك سوسك بود ممكن است به هر جهتی برود.
روش دیگر از روی لانه مورچه های سرخ است. اگر لانه ای از مورچه های سرخ پیدا كردید به جهت سوراخ آن اعتماد نكنید بلكه لانه را بدون تخریب قسمت های زیرین بكنید. اگر توانستید حفره ای را كه لاروهای مورچه قرمز در آن نگهداری می شوند پیدا كنید به فاصله 50 سانت اطراف آن را كنده و سعی كنید دومین محل نگهداری لارو ها را پیدا كنید. اگر هر دو محل متعلق به 1 لانه باشند محل این 2 قسمت نگهداری لارو ها در امتداد شمال جنوب است. یعنی اگر خطی را بین 2 محل نگهداری رسم كنید آن خط امتداد شمال جنوب را نشان می دهد.
روش بعدی چشیدن خاك است. اگر توانستید مسیری باقی مانده از یك جریان قدیمی آب مانند نهر یا جوب خشك شده ای را در روی یك شیب پیدا كنید ( در بیابان ) اگر خاك پایین شیب آن شور تر از خاك بالای شیب بود بدانید كه شیب به سمت جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شیب نیست.
در شب یك مار صحرایی را دنبال كنید. ( بسیار مواظب باشید به آن نزدیك نشوید چون هم خطرناك است و هم اگر نزدیك شوید تغییر جهت داده تا حمله یا فرار كند ). اگر اثر مانده بر شن ناشی از حركت آن كه مانند زیگزاگ است نا متقارن بوده و شیب زیگزاگ های یك طرف ( راست ) از زیگزاگ های چپ بیشتر بود بدانید مار به سمت شرق ( طلوع آفتاب بعدی ) حركت می كرده است. اما اگر زیگزاگ حركت آن منظم بود می تواند به هر جهتی باشد.

این نماد معنی پول و ثروت را می دهد و بیشتر در کنار نهر آب و چشمه ها و باتلاق ها بکار می رود در قسمت دم ماهی باید دنبال قبر باشید در قسمت دهان ماهی باید دنبال آثار دوم باشید اگر ماهی دارای پولک بود و شکم آن بزرگ در داخل یا زیر ماهی باید دنبال سنگ قیمتی بود که معمولا در قسمت تخمدان ماهی قسمتی از آن ساروجی است که دقیقا با ضربه کوچک به آن قسمت بزنید سنگ قیمتی نمایان میشود البته این در صورتی است که ماهی شکمش پر باشد
در صورتی که بالای سر یا زیر دم ماهی یک کاسه هم بود باید در اطراف ماهی دنبال سنگ بزرگ باشید که زیر سنگ بزرگ سردابه یا اتاقک موجود است که دفینه در آن مدفون است . ولی اگر دو ماهی بر روی سنگی در روبروی هم قرار گرفته باشند باید زیر سنگ را بکاوید که منتهی میشود به پله و اتاق که دفینه ارزشمندی در آن جای داده شده . اگر ماهی مانند عکس بالا باشد که به تل اشاره دارد .
از آنجا که ستارهها به محور ستارهی قطبی در آسمان میچرخند، ممکن است پیالهی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورتهای فلکی را در نیمکرهی شمالی زمین ستارهی قطبی با تقریب بسیاری خوبی(حدود 0.7 درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان میدهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. برای یافتن ستارهی قطبی روشهای مختلفی وجود دارد:
به وسیلهی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستارهاست که به شکل ملاقه قرار گرفتهاند: چهار ستارهی آن تشکیل یک ذوزنقه را میدهند، و سه ستارهی دیگر مانند یک دنباله در ادامهی ذوزنقه قرار گرفتهاند. هر گاه دو ستارهای که لبهی بیرونی ملاقه را تشکیل میدهند(دو ستارهی قاعدهی کوچک ذوزنقه؛ لبهی پیالهی ملاقه؛ محلی که آب از آنجا میریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و 5 برابر فاصلهی میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستارهی قطبی میرسیم.
به وسیلهی مجموعه ستارههای «ذاتالکرسی»: صورت فلکی ذاتالکرسی شامل 5 ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفتهاند. هرگاه (مطابق شکل) ستارهی وسط W (رأس زاویهی وسطی) را حدود 5 برابرِِ «فاصلهی آن نسبت به ستارههای اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستارهی قطبی میرسیم.
نکات
صورتهای فلکی ذاتالکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهی قطبی تقریبا روبهروی یکدیگر، و دور ستارهی قطبی خلاف جهت عقربههای ساعت میچرخند. این دو صورت فلکی هیچگاه غروب نمیکنند. این دو همیشه در یک شب صاف قابل رؤیت اند. ولی اگر یکی از آنها پشت کوه پنهان بود، با دیگری میتوان ستارهی قطبی را یافت. فاصلهی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستارهی قطبی تقریباً برابر است.
ستارهی قطبی، خود آخرین ستارهی دستهی ملاقهی صورت فلکی ملاقهای شکل «دبّ اصغر» است. برخی ستارههای دبّ اصغر چندان پرنور نیستند، و گاه ممکن است به راحتی دیده نشوند.
اگر برای یافتن ستارهها در آسمان از ستارهیاب(افلاکنما) استفاده میکنید، بهخاطر داشته باشید که ستارهیابها موقعیت ستارهها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی(طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان میدهند.
زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کرهی زمین میگذرد میچرخد. این چرخش زمین موجب میشود که ما تصور کنیم همهی ستارههای آسمان حول محوری میچرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آنها ستارهی قطبی میدرخشد؛ ستارهی پرنوری که در راستای محور گردش زمین قرار داد، و بدین دلیل در آسمان ثابت به نظر میرسد.
هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستارهی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده میشود. یعنی ستارهی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی 0 درجه) تقریبا در افق دیده میشود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی 90 درجه) تقریباً بالای سر(سرسو، سمتالرّأس، رأسالقدم) دیده میشود. بالاتر از عرض جغرافیایی 70 درجهی شمالی عملا نمیتوان با ستارهی قطبی شمال را پیدا کرد.در شب هم میتوان به وسیلهی ستارهی قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد؛ همانطور که در مدخل ساعت ستارهای آمده است.
علامت خشت یا همان آجر در حفاری در خاک و یا چاه ها این علامت اگر به صورت درسته باشد و در وسط به صورت تک قرار گرفته باشد یعنی زیر آن کامل راه میدهد مثال اگر در چاه دیده شود یعنی زیر چاه کامل راه میدهد.
خشت نیمه یا شکسته در حفاری علامت این است که نصف راه به سمت پایین راه میدهد اگر در چاه دیده شود یعنی نیم دایره چاه را به سمتی که خشت وجود دارد را باید پایین بروید البته باز هم اگر به صورت تک دیده شود.
سنگ دایره در حفاری به این معنی است که فضای زیر آن بعد یک الی 2 متر به صورت گنبدی میشود البته باید به صورت تک وسط در وسط قرار گرفته باشد .
سنگ بیضی نصف شده معنی درب را میدهد یعنی به محل درب ورود نزدیک شده اید که وقتی به این سنگ برخورد کردید 2 متر زیرش راه مشخص میشود البته معنی دیگر آن راه رو هم میشود .
کوزه برعکس به این معنی است که باید به سمت زیر آن بروید مسیر در قسمت زیر آن درست است.
علامت ضربدر به معنی حفره , اتاقک و سرداب را میدهد که زیر همان علامت پنهان است .
پیسوز : این علامت مسیر به سمت جلو را نشان میدهد نوک پیسوز را دنبال کنید .
در شرایط امروز ما جویندگان گنج باید از این وسایل و تجهیزات استفاده کنند
۱- دستگاه ردیاب
۲- دستگاه نقطه زن
۳- بیل و کلنگ
۴- پتک . اسکنه، چاقو
۵- طناب به ضخامت ۵X۵ سانتیمتر و به طول ۴۰ سانتیمتر . شمع
۶- کلاه ایمنی
۷- طناب کنف ضخیم
۸- ماسک ضد گاز
۹- قطر با اندازه های مختلف
۱۰- ماله
۱۱- قلم مو
۱۲- فرغون
۱۳ – سطل و بالابر
۱۴- الک
۱۵- چراغ قوه
۱۶- قطب نما
با استفاده از این تجهیزات امنیت جانی و یک حفاری مطمئن را تضمین کنید

علامت صلیب شكسته به آن گردونه مهر نیز گفته می شود.قدمت آن به سالهای پیش از هخامنشیان دارد و در واقع نمادی آریائی است.این سمبل بر خلاف نظر بسیاری از مردم نشان صلح و توازن است كه متاسفانه بسیاری، شاید بخاطر استفاده هیتلر از این نماد برای حزب خود دچار اشتباه می شوند.تقریبا به جرات می توان گفت كه این نماد در سراسر دنیا پخش از امریكا و افریقا گرفته تا حتی استرالیا .ضمنا هندی ها نیز این سمبل مقدس را نمادی برهمائی می دانند.اما شاید علت پراكندگی این نماد در تمامی تمدنها این است كه آریائیها پس از ورود به فلات ایران دو قسمت شدند و عده ای از آنان به سمت اروپای امروزی رفتند و همین امر هم موجب پراكنده شدن این نماد شد.به عكس زیر دقت كنید كه مربوط به قاره افریقا كشور غنا می باشد.
این مورد مربوط به خرابه های متروكه ای مربوط به قرن 12 در اتیوپی امروز است. گردونه مهر یا همان صلیب شكسته، چلیپا ئی است با شاخههای ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشههایی با زاویه ۴۵ درجه میباشد. در شکل هندینقطههایی در هر ربع آن قرار میدهند. واژه سواستیکا swastika از زبان سانسکریت آمده و آمیزهای از سو یعنی خوب و خوش + استی یعنی هستی و استی، میباشد؛ یعنی، خوش بختی و نشان خوشبختی. در ایران باستان چنین نشانهای را «گردونه مهر» میگفتهاند

این هم از تمدن هندو كه در موزه بریتانیاست.
و این هم گردنبندی از جنس طلا كه در گیلان پیدا شده و حدود 1000 سال قبل از میلاد قدمت داشته و در موزه ایران باستان نگهداری می شود.
و نهایتا کاوش های انجام شده در بخش تاریخی در سیستان و بلوچستان، بیش از 100 ظرف سفالی به دست آمد که روی آن نقش صلیب شکسته دیده می شود و نشان می دهد که این نقش در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد متعلق به ایرانیان باستان و نماد چرخه زندگی و برکت بوده است. نقش صلیب شکسته روی ظروف سفالی و … پیدا شده در اسپیدژ یا همان منطقه باستانی سیستان و بلوچستان، 4 بز را نشان می دهد که شاخ هایشان را به علامت «+» به یکدیگر ساییده اند. نحوه کنار هم قرارگیری شاخ این بزها، تداعی گر گردونه حیات یا صلیب شکسته است. نقوش تکامل یافته تر این نماد در هزاره اول پیش از میلاد و در دوران اشکانی و ساسانی دیده می شود.
سئوال کاربر
آثار باستاني در گذشته و حتی حال!! به كام فرنگيها بوده و پولهاي كوزه، به كام مردم پا برهنه و محتاج نبوده و اگر هم دست تقدیر نصیبشان ساخته، به نوعی از حلقومشان بیرون کشیده شده و در نهایت در زمان پهلوی به کام شاهپور غلامرضا ها و در زمان حال نیز به جیب مبارک یاسر ها و برادران دیگر … بگذریم. اما در گذشته زماني كه اروپاييان پي به قدمت منطقه خاورميانه و شرق و غرب بين النهرين بردند، وسوسه كشف آثار باستاني گريبان آنها را گرفت.

گنج یابی پولدار شدن يك شبه آرزوي هر كسي است. خاصه آنكه در جايي زندگي كنيم كه گنج زير پاي هر كسي نهفته باشد.
ايران مهد گنج هاي زيرخاك است.از آثار عتيقه گرفته تا پولهاي طلا و نقره نهفته در كوزه ها و ...
ميسيونهاي مذهبي و نظاميان اروپايي مأمور در ايران از اولين گروههايي بودند كه به اين امر علاقه نشان دادند.
كاوشهاي باستانشناس و دانشمند انگليسي- لوفتوس- در اواسط قرن نوزدهم در شهر باستاني شوش، شامه تيز فرانسويان را تحريك كرد.
فرانسويان علاقمند و آشنا به تمدن ايران، هيئت هاي مختلفي را گسيل كردند. از شانس آنان دوره، دوره اعطاي امتيازنامه يا عصر امتيازات بود و ناصرالدين شاه سردمدار آن.
فرانسويان با دادن پشيزي در سال 1302ق «امتياز انحصار اكتشاف آثار قديم در تمام نقاط ايران» را به دولت دادند.
شيرين تر از اين نمي شد، كل ممالك محروسه چندين برابر خاك فرانسه بود. ناصرالدين شاه در واقع گوشت را به گربه سپرده بود.
ناصرالدين شاه كه به نظر تيزهوش مي آمد چونان مردمان حريص بردن هر گونه اثر قديمي از سنگ و چوب باستاني را مجاز شمرد مگر آنكه از طلا و نقره باشد. از ديدگاه وي طلا و نقره ارزش داشت نه سنگ نبشته حمورابي را كه دُر يكتاي شوش بود.
فرانسويان با كمال ميل اين شرط ساده لوحانه را پذيرفتند. در سال 1299 مدرسه لوور پاريس تأسيس شده بود كه با امضاي اين قرارداد در 1302ق شعبه مطالعات فرهنگ ايران آن نيز گشايش يافت و بسياري از آثار باستاني ايران به اين شعبه منتقل شد و دريايي از تمدن ايراني در آن موج مي زند و اكنون نيز غني تر از موزه هاي ايراني است.
خروج بي حساب بسته ها و صندوقهاي مالامال از آثار عتيقه كه ارزنده تر از طلاي ناب بودند از زمان ناصرالدين شاه معمول شد و حتي در سالهاي ابتدايي دوران پهلوي نيز ادامه داشت.
مردم عادي در خرابه ها فقط دنبال طلا بودند. و هر از چندي راپورتچي ها، گزارشي از پيدا شدن دفينه اي در شهري دادند. كوزه سكه اي كه صاحبان آن از ترس دزد و مأمور حكومتي در حياط خانه يا ديوار دفن مي كردند و چون فقط خود خبر داشتند با مرگ ناگهاني، خاطره آن را نيز در دل خاك مي نهادند و یا …
و سرانجام با خراب شدن آن بنا و يا كند و كاو آدمي علاقمند، محتواي دفينه كشف مي شد.







