آثار شترسنگ: به چند دسته تقسیم میشوند شتر ایستاده , شتر نشسته , شتر آبستن , شتر حکاکی شده , شتر کاروان با ساربان .
شتر ایستاده : به این معنی است که باید در پشت مکان ایستادن شتر سنگی تخت وجود داشته باشد و هر کجا که نگاه شتر به آن سمت باشد در جلوی آن باید به صورت کله قند باشد که نوک آن باید حفاری شود در یک الی دو متر اول جسد انسان نمایان می شود . در عمق هفت متری دفینه نمایان می شود . زیاد یا کم بودن دفینه به کوهان شتر بستگی دارد اگر تک کوهان باشد بار کمتر , اگر دو کوهان باشد دفینه ای بیشتر دارد که معمولا بار شتر سنگ ها از یک دیگ الی هفت دیگ می باشد و ممکن است تعدادی مجسمه هم موجود باشد و ابعاد آن معمولا ۲۰ الی ۵۰ سانتی می باشد .
شتر نشسته : در جایی که شتر نشسته است باید یا در زیر شتر به دنبال دفینه باشید یا در مسیر دم آن که معمولا بیشتر در زیر همان شتر در متراژ دو الی چهار متری است .
شتر آبستن : در جایی هم که شتر آبستن است دفینه موجود در داخل همان شکم شتر است که با ساروج مهر و موم شده است جنس ساخت این شتر ها معمولا از ساروج و سنگ مخلوط است و دلیل نمی شود که حتما اجزای بدن شتر گردن به بدنش وصل باشد . در بعضی از مکانها اجزای بدن جدا هستند و از پشت وقتی به آن نگاه میکنید شبیح شتر می شود به این علت این کار را انجام میدادند که به راحتی قابل تشخیص نباشد .
شتر حکاکی شده : این شتر نماد دفینه است ولی نه به صورت مستقیم . هر کجا که شتر حکاکی شده مشاهده کردید باید به دنبال آثار دوم باشید که معمولا در مسیر شیب قرار دارند . آثار دوم نماد آخر کار است و دفینه را نشان می دهد و متراژ کار در شتر حکاکی شده بستگی به آثار دوم دارد . اگر عقرب بود مسیر در کنار نهر و یا رودخانه امتداد دارد و راه ورود آن نزدیک به تخته سنگ بزرگی است که مسیری بسیار پر خطر خواهد داشت و حداقل دارای چهار تله فیزیکی است . به خاطر حفره ای که در مسیر آن ایجاد می شود مکانی دنج برای مارهای سمی است . اگر این آثار در جنگل ها و مکان رطوبتی پیدا شدند به خاطر رطوبت موجود در هوا و یا رانش جنگلی اکثر این تله ها خود به خود از کار می افتد . و مار های سمی هم در آن وجود ندارند اگرم ماری باشد غیر سمی خواهد بود ولی اگر همین آثار در جای خشک باشد تله های آن کاملا فعال و خطر ناک خواهد بود . پس باید بدانید که در این کار آثار دوم اهمیت خاصی دارد و شتر حکاکی شده بیشتر نماد دفینه است و تعداد کوهان ها و اندازه شتر حجم بار را نشان می دهد .
شتر کاروان همراه با ساربان : هر جا که تعداد شتر ها بالا رفت و در جلوی آنها ساربان ایستاده بود به این معنی است که این بار متعلق به بار کاروان است که توسط دزدان در آنجا مدفون شده است در جلوی آن دره وجود دارد باید در کنار آن مسیر مال روی قدیم را پیدا کرد . و مسیر را به سمت دره ادامه داد تا به سنگ بزرگی در کنار دیواره کوه رسید که سخره چسبیده است و در روبروی آن سنگ بزرگ تپه ای به صورت کله قند وجود دارد و باید دقیقا مسیر کله قند را به سمت پایین به متراژ ۷ متر کاووش کرد . در بعضی از اوقات در آن سوی دیگر دره تپه کله قندی را می توان یافت .

۹- آثار خرگوش : این آثار باید روی تل ها و نوک تپه ها باشد اگر غیر از این بود از مکان خود جابه جا شده است . خرگوش به معنی جهش به سمت جلو است شما باید در بین تپه قبری را پیدا کنید که در جلوی مسیر خرگوش قرار دارد که با سنگ چین و سنگ های پراکنده مشخص شده است باید قبر را به متراژ ۸۰ الی ۱ متر بکاوید و به جسد برسید و ۶۰ سانتیمتر زیر سر جسد را باید بکاوید تا به خمره ای به صورت خوابیده برسید سر کوزه مسیر دفینه را نشان میدهد.

 



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 21:58 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در ایران غارهای زیادی وجود دارد که در حدود ۵۰% آنها مهرو موم هستند و ۹۰ درصد این غارها دارای دفینه می باشد .منظور این است که به علت استفاده غارها به عنوان پناهگاه و محل زندگی , لوازم و ابزار آلات بسیاری را می توان در این غارها یافت که مربوط به دوره های مختلف زندگی بشر می شوند و دلیل نمی شود که دفینه موجود در غارها حتما طلا باشد . در غار ها مفرغ جات و اشیاء سنگی بسیاری می توان یافت مانند غار اسپهبد خورشید دو آب که در آن هم اشیاء قدیمی مربوط به عصر حجر و هم اشیاء قیمتی مربوط به دوره ساسانیان در آن یافت میشود . پس می بینید در غارها تاریخ ادامه یافته و از اعصار و قرون مختلف آثار گوناگون در آنها یافت می شود . اکثر غارها پس از گذاشتن دفینه در آنها به خاطر شرایط بسته بودن هواکش هایی تعبیه میکردند تا گاز موجود از به وجود آمدن دفینه باعث خفگی و انفجار نشود . معمولا ورودی این هواکش ها در جلوی در غار است و هواکش دیگری هم در بیرون قرار دارد

 

در غارها از چند نوع تله استفاده می شود یکی از انواع تله ها که در غارها استفاده می شود تله سنگ است. سنگ بزرگی که تراشیده شده و به صورت گرد در آورده و در بالای راه رو قرار می گرفت و اهرمی را هم در این مسیر یا در کنار دری که در امتداد این مسیر قرار داشت می گذاشتند تا وقتی کسی در مسیر حرکت کرد این اهرم به حرکت در آید و ضامنی که باعث می شود سنگ در بالا به صورت ثابت باشد را کنار زده و سنگ از جای خود حرکت کرده و مسیر دالان را که شخص در آن است را ببندد و فرد در آنجا زنده به گور گردد یا این اهرم را در پشت در قرار می دادند تا وقتی در باز شد این اهرم حرکت کند . معمولا مسیر به این صورت بود که درون غار راهی به سمت پایین و ناگهان شیبی به سمت راست قرار داشت که این نوع غارها دارای دفینه نفیسی هستند این مسیر ها معمولا به طول ۱۰۰ الی ۳۰۰ متر هستند. بین راه در این مسیرها باید طاخچه ای را به صورت گنبدی درست میکردند وجود داشته باشد و پشت این طاخچه سرباری را قرار میدادند. بعضی از غارها دارای دهانه ای تنگ هستند که مجبور می شوید برای ورود به این نوع غارها فاصله ای حدود ۸ الی ۱۰ متر را به صورت سینه خیز رفته و پس از آن به صورت نشسته به سمت جلو حرکت کنید و کم کم هر چه به سمت جلو میرویم فاصله سقف آن بلند تر می شود تا کم کم به جایی میرسید که فضایی با ارتفاع زیاد وجود دارد وقتی سنگی را می اندازید حداقل ۱۰ الی ۱۵ ثانیه طول میکشد که به زمین برسد . وقتی شما به این نوع غارها وارد میشوید باید با تجهیزات کامل بروید . معمولا در کنار دیواره این غارها در قسمت فضای باز مشعل هایی تعبیه شده است و درون آنها روغن حیوانی یا قیر است . این نشان میدهد در زمان های گذشته از آن به عنوان مخفی گاه دزدان استفاده می شده است و تمام اموال تاراج برده را در آن مخفی میکردند . باید با تجهیزات به کف غار و ۱۰۰ قدم به جلو رفت دریچه ای حلقوی در آنجا خواهید دید که تمام دفینه در درون آن مدفون است.

 

 



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 21:57 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

این نوع آثار معمولا بر روی سنگهایی تعبیه میشوند که مربوط به همان منطقه است و با سنگهای دیگر هم فرقی ندارد. حتما نباید به این فکر بود که این سنگ آثار را روی سنگ رودخانه ای یا سنگی متفاوت پیدا کرد. معمولا این آثار با هم هستند و فلش سرباری را نشان میدهد. شمشیر هم بار اصلی را. هر چقدر فلش بلندتر باشد مسیر هم طولانی تر میشود جایی را که فلش نشان میدهد معمولا در کنارش درختی تنومند و قدیمی وجود دارد . حتی تعداد درخت ها به سه عدد هم میرسد که مثلثی را تشکیل میدهند و دفینه سرباری اگر تک درخت بود یک قدم به سمت طلوع خورشید ولی اگر سه درخت بود در وسط مثلث تشکیل شده از درختان در عمق تقریبی سه متری قرار دارد. درختی که برای این فلش ها به کار میرود معمولا درخت بلوط است .
بار اصلی با نشان شمشیر مشخص شده است و معمولا به صورت تل می باشد. در این موارد چند تل را به صورت چسبیده در کنار هم درست میکنند. برای اینکه تشخیص آن سخت تر شود این روش را پیاده میکنند. دفینه موجود در این تل در متراژ ۸ الی ۱۰ متری است. شروع حفاری از بالا به این صورت است که در یک و نیم متر اول حتما باید آثار کوزه شکسته فراوان یافت شود و در دو متری کم کم کوزه شکسته همراه با خاک پخته و سنگریزه مخلوط است. اگر این آثار را در این متراژ ها مشاهده کردید به راه خود ادامه دهید که این آثار حکم درست بودن مسیر را دارد.
در غیر اینصورت شما تل را اشتباه کنده اید و باید سراغ تل بعدی بروید. این آثار بر روی سنگی حکاکی میشوند که به اندازه یک صندوق بزرگ است و معمولا در وسط آبراهه یا دو راهی رودخانه قرار دارند. اگر این آثار را در قسمت شمال کشور و در منطقه رطوبتی پیدا کردید دفینه موجود در آن نقره است ولی اگر در جای خشک این آثار را پیدا کردید دفینه موجود در آن طلا است. در این نوع آثار اگر میخواهید از دستگاه فلزیاب استفاده کنید باید خیلی دقت کنید چون خاکی که در این مکانها وجود دارد از سیلیس است و تعداد سرباری ها یی که در این کار وجود دارد باعث میشود تا دستگاه گیج بزند. بنابراین سعی کنید اگر میخواهید با دستگاه کار کنید در روز این کار را انجام دهید. به این خاطر که اجسام در روز گرمای خورشید را در خود جذب کرده و در شب از خود بیرون میدهند و باعث خطای دستگاه میشوند ولی دفینه در روز هم گرمای خود را دارد و باعث میشود دستگاه خطا نزند و جای دفینه را مشخص کند

 



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 21:54 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
مسأله ۱۸۲۴ ـ مالى که در زمین یا درخت یا کوه یا دیوار پنهان باشد و کسى آن را پیدا کند و طورى باشد که مردم به آن گنج بگویند، در صورتى که به مقدار نصاب باشد، باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۵ ـ اگر انسان در زمینى که ملک کسى نیست گنجى پیدا کند، مال خود اوست و باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۶ ـ نصاب گنج اگر نقره باشد صد و پنج مثقال نقره مسکوک، و اگر طلا باشد پانزده مثقال طلاى مسکوک است، یعنى اگر قیمت آنچه که از این دو به دست مى آورد به حدّ نصاب برسد، باید خمس آن را بعد از کم کردن مخارجى که براى آن کرده بدهد، و اگر از غیر طلا و نقره باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ هر چند به یکى از این دو حدّ نرسد، باید بعد از کم کردن مخارج خمس را بدهد.
مسأله ۱۸۲۷ ـ اگر در زمینى که از دیگرى خریده گنجى پیدا کند و بداند مال کسانى که قبلا مالک آن زمین بوده اند نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد، ولى اگر احتمال دهد که مال یکى از آنان است، بنابر احتیاط باید به او اطلاع دهد، و چنانچه معلوم شود مال او نیست، به کسى که پیش از او مالک زمین بوده اطّلاع دهد، و به همین ترتیب به تمام کسانى که پیش از او مالک زمین بوده اند خبر دهد، و اگر معلوم شود مال هیچ یک از آنان نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۸ ـ اگر در ظرفهاى متعدّدى که در یک جا دفن شده مالى پیدا کند که قیمت آنها روى هم صد و پنج مثقال نقره مسکوک در نقره یا پانزده مثقال طلاى مسکوک در طلا باشد، باید خمس آن را بدهد، ولى چنانچه در چند جا پیدا کند، هر کدام از آنها که قیمتش به این مقدار برسد، باید خمس آن را بدهد، و آنچه که قیمت آن به این مقدار نرسیده است خمس ندارد، ولى اگر گنج پیدا شده غیر از طلا و نقره باشد در هر دو صورت ـ بنابر احتیاط واجب ـ بدون ملاحظه نصاب خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۹ ـ اگر دو نفر گنجى پیدا کنند که از نقره یا طلا باشد، در صورتى که قیمت آن به صد و پنج مثقال نقره مسکوک در نقره یا پانزده مثقال طلاى مسکوک در طلا برسد، اگر چه سهم هر یک آنان به این مقدار نباشد، بنابر احتیاط واجب خمس آن را بدهند، و همچنین در صورتى که از غیر طلا و نقره باشد اگر چه به حدّ نصاب نرسد.
مسأله ۱۸۳۰ ـ اگر کسى حیوانى را بخرد و در شکم آن مالى پیدا کند، در صورتى که آن حیوان تحت تربیت فروشنده بوده، مانند ماهیهایى که پرورش مى دهند یا چهارپایى را که در خانه یا باغ علوفه مى دهند، واجب است به فروشنده خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست، مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد، و در غیر این صورت مانند ماهیى که صیاد از دریا صید کرده یا حیوانى را که از صحرا صید کرده باشد، اگر احتمال عقلایى بدهد که مال فروشنده است ـ بنابر احتیاط واجب ـ به او خبر دهد، و اگر معلوم شد مال او نیست مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد. رساله آیت الله وحید خراسانی.



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 21:53 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
یکی از دلایل مهم مخفی کردن این گنجینه ها, جنگ بین کشورها بود .. هر گاه کشوری مورد تجاوز قرار میگرفت و حاکم آن احساس میکرد که شکست خواهد خورد دستور می داد تا خزائن و صندوق های طلا در زیر خاک و در جایی مطمئن از نظرها مخفی شود. در بسیاری از مواقع تمام کارگران و ناظرانی که خبر از جای این گنجینه ها داشتند کشته می شدند تا جز پادشاه و حاکم کسی از خزینه مخفی خبردار نباشد. یکی از بزرگترین گنجینه های مخفی – گنجینه داریوش سوم است, که تا امروز کسی انرا پیدا نکرده و بسیاری از جویندگان و باستان شناسان را ناکام گذاشته است.
گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان، داریوش سوم هخامنشی که در سالهای ۳۸۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد می زیست، شاید بزرگترین گنج تمام دوران ها باشد. بخشی از این گنج را امپراطور مقدونیان، اسکندر (۲۳۲ – ۳۵۶ ق.م ) زمانی که در سال های حدود (۳۳۴ ق.م) کشور پادشاهی ایران را تسخیر و گنجینه های” شوش” ،” ایسوس” *، دمشق و تخت جمشید را چپاول کرد به تاراج برد. امپراتور فاتح تنها در تخت جمشید حدود ۹,۰۰۰ تالنت طلا و ۴۰,۰۰۰ تالنت نقره به غنیمت گرفت. هر تالنت با معیارهای امروزی حدود ۲٫۲۶ کیلوگرم بود، یعنی بیش از ۱۰۰۰ تن یا به حساب دیگر بیش از ۵۰ کاروان بزرگ از حیوانات بارکش که فقط غنیمت یکی از شهر های ایران را با خود حمل می کردند. اما آمار نهایی شهر های ایران کمی تکان دهنده است. مورخ و وقایع نویس باستانی یونان، »دیودور « چنین نگاشته است که “ اسکندر کبیر گنجهای حاصل از تمام گنج خانه های تسخیر شده ایران را بر بیش از ۳,۰۰۰ شتر بارکش و ۱۰,۰۰۰ جفت قاطر (بیش از ۲۳,۰۰۰ حیوان بارکش) سوار کرد و به کشور خود برد. اسکندر در آن زمان در ایران بدون احتساب بخشی از گنجینه ها که داریوش سوم به نقاط امن برده بود، ۷۵۰,۰۰۰ تالنت (حدود ۱۹,۶۵۰ تن) یعنی تقریبا ۹۸۰ کامیون باری ۲۰ تنی پر از طلا و نقره به غنیمت گرفت، البته بدون محاسبه سنگ ها، جواهرات و هزاران شی گران بهای دیگر.! ا بر نگارش های باستانی، وقتی که او بعد ها با ارتش خود به مصر لشکر کشی کرد، دستور داد که سپرهای حفاظتی سربازانش را با نقره خالص آب کاری کنند که نشان از عظمت غارت لشگر مقدونی در ایران بود.! “

اما سرنوشت باقی گنجینه ها چه شد؟
داریوش با کاروان کوچکی از گنجهایش به اقامتگاه تابستانی خود در ” هگمتانه “شهر همدان کنونی رفت. بنا به نگارش های باستانی “داریوش هخامنشی قبل از آن که بمیرد دستور داد که تمام طلاها، نقره ها و اشیای قیمتی دیگر را در نزدیکی شهر دفن کنند. وقتی که اسکندر اقامتگاه تابستانی را به تسخیر در آورد، هیچ اثری از گنج بر جای نمانده بود. اسکندر نیروهایش را وادار کرد هفته ها در اطراف شهر بدنبال گنج مدفون بگردند که جستجویی بی حاصل بود.” این گنجینه که به گفته کارشناسان حدودا نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده، برای بازسازی ایران و جمع آوری لشکری انبوه توسط داریوش حمل می شده است. نزدیک به ۲۵۰ سال بعد، سردار رومی ” مارکوس لیزینیوس کراسوس ” (۵۳ – ۱۱۵ ق.م) به جستجوی این گنجینه طلا پرداخت و برای آن حتی با پارتها، یکی دیگر از اقوام آسیای صغیر جنگ کرد؛ پارتها در آن زمان سلسله پادشاهی جدیدی را در ایران بر پا کرده بودند (سلسله اشکانیان). سرداران رومی” ژولیوس سزار ” ( ۴۴ – ۱۰۰ ق.م) ، ” مارکوس آنتونیوس “(۳۰ – ۸۳ ق.م) و همچنین امپراتور روم، ” نرون ” (۶۸ – ۳۷ میلادی) نیز، همگی بدون هیچگونه موفقیتی به جستجوی گنج افسانه ای داریوش پرداختند. در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) شاه وقت ایران دستور کاوش این گنج را داد؛ یک هیئت آمریکایی با پیشرفته ترین تجهیزات حفاری و اکتشاف به کار پرداخت، اما نتوانست گنج را پیدا کند. به این ترتیب: گنجینه طلای داریوش تا به امروز همچنان در مکانی به شعاع ۱۰۰ کیلومتر، در اطراف شهر همدان خفته است. گنجینه ای که معلوم نیست کی و کجا بیدار شود و جهانیان را محو عظمتش کن.

 

 



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 21:52 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

ایرانیان مانند دیگر ممالک کهن ، اعتقادات خاصی در نحوه تدفین و همچنین دفینه گذاری داشته اند که در ادوار مختلف دستخوش تغییرات شده است . برای مثال قبری که در وسط یک خانه باستانی ویران ، قرار دارد اطلاعاتی به ما میدهد که مارا به هدف نزدیکتر میکند . در بخش نسخه های استخوانی به نحوه تدفین و چگونگی دفینه گذاری در ادوار مختلف می پردازیم تا با برخورد به اولین قبر بتوانیم مسیرمان تا هدف را کوتاه کنیم . همچنین دوره های مختلف ، نشانه های خاصی نیز بکار میبردند که آن را نیز بررسی میکنیم .

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

نسخ استخوانی چیست ؟ یکی از بهترین راههای تخمین محل گنج ، شناخت طرز تفکر دفینه گذار و همچنین آشنایی با اعتقادات و باورهای دفینه گذار است . برای مثال از دفینه گذاری که اعتقاد داشته تا سه قدمی میت نجس و گناه است نباید انتظار داشت دفینه را در یک قدمی مرده دفن کند و یا مقابر یهودیان و محلهای مورد استفاده ایشان برای دفینه گذاری ، با دیگر ادوار و آیینها کاملا متفاوت است .مثال واضحی بود .

حال ، اگر بدانیم که در هر دوره ای ، چه رسم و رسوم و چه اعتقاداتی وجود داشته ، به مراتب خیلی راحت تر به هدف خواهیم رسید و این نکته ، ما را بر آن می دارد تا با کشف اولین نشانه ها ، به صورت تقریبی ، زمان و دوره آن مکان را حدس بزنیم .

ایرانیان مانند دیگر ممالک کهن ، اعتقادات خاصی در نحوه تدفین و همچنین دفینه گذاری داشته اند که در ادوار مختلف دستخوش تغییرات شده است . برای مثال قبری که در وسط یک خانه باستانی ویران ، قرار دارد اطلاعاتی به ما میدهد که مارا به هدف نزدیکتر میکند . در بخش نسخه های استخوانی به نحوه تدفین و چگونگی دفینه گذاری در ادوار مختلف می پردازیم تا با برخورد به اولین قبر بتوانیم مسیرمان تا هدف را کوتاه کنیم . همچنین دوره های مختلف ، نشانه های خاصی نیز بکار میبردند که آن را نیز بررسی میکنیم .

بسیار پیش می آید در مراحل کار ، با وجود علایم مشخصه ، به دوراهی و یا چند راهی میرسیم که تصمیم گیری را سخت و چه بسا مرگ آفرین می کند زیرا تله ها نیز در ادوار مختلف ، اشکال مختلفی نیز داشتند . 

موارد فوق الذکر ، لزوم شناخت کامل کاوشگر در خصوص محل کاوش و همچنین نحوه تدفین و دفینه گذاری دوره های باستان را گوشزد میکند . در بخش نسخ استخوانی به بررسی هر یک از ادوار خواهیم پرداخت.



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 16:57 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

گبریان به زندگی مجدد پس از مرگ اعتقاد راسخی داشته اند که در دوره های مختلف به اشکال گوناگونی نمایان شده است . برای مثال : اگر شخصی می مرد همراه او یک کاسه آب و یک ظرف غذا دفن میکردند تا پس از حیات مجدد ، بتواند احتیاجات اولیه را برطرف کند . حال اگر یک فرد نظامی می مرد علاوه بر لوازم فوق ، شمشیر و نیزه و وسایل نظامی گری او را به همراهش دفن میکردند تا پس از حیات ، برای ارباب قبلی خود نظامی گری کند .

 

نوع دفینه گذاری گبریان در ادوار مختلف ، متفاوت میباشد . برای مثال دفینه هایی که در دوره آریاییان اولیه بوده با دفینه های اشکانی از منظر نوع دفینه گذاری متفاوتند .

آشنایی با طرز تفکر دفینه گذار و اعتقادات او ، در کاوش کمک شایانی میکند .

گبریان به زندگی مجدد پس از مرگ اعتقاد راسخی داشته اند که در دوره های مختلف به اشکال گوناگونی نمایان شده است . برای مثال : اگر شخصی می مرد همراه او یک کاسه آب و یک ظرف غذا دفن میکردند تا پس از حیات مجدد ، بتواند احتیاجات اولیه را برطرف کند . حال اگر یک فرد نظامی می مرد علاوه بر لوازم فوق ، شمشیر و نیزه و وسایل نظامی گری او را به همراهش دفن میکردند تا پس از حیات ، برای ارباب قبلی خود نظامی گری کند . حال اگر یک سردار میمرد به همراهش دو نگهبان برای حفاظت از جان و مال او دفن میشده چه بسا افرادی که به این دلیل مسموم و کشته شدند . همین آقای سردار در زمان حیات اول خود مجبور بوده به افراد تحت نظرش حقوق بدهد پس همراه او چند خمره که معمولا سه خمره طلاست دفن میشده تا پس از حیات مجدد بتواند به لشکرش حقوق بدهد . در باستان اعتقاد داشتند دیوی به نام نسوش قبض روح میکند ( عزراییل خودمان . در قسمت دفینه مخصوص زرتشتیان به آن می پردازیم ) و دیوی دیگر که روح شیطانی افراد را هدایت میکند پس مقداری از مال را برای پیش کش به این دیوها و الهه ها می گزاشتند .در کل باری را که ما به عنوان دفینه میشناسیم دفینه نیست بلکه توشه آخرت افراد متمول و مهم بوده است . این اموال به تناسب دارایی فرد متغیر است .

حال فرض کنیم یک حاکم میمرد به همراه او یک دوجین افراد هم محکوم به مرگ بودند برای همین مقابر حاکمان معمولا دارای گنجینه خوبیست دلیل آن هم این بوده که حاکم غیر از حقوق و .....چون جنبه معنوی هم داشتند پیش کش بزرگتری را برای خدایان ، همراه میبردند .

تندیسها و علایم نیز همین نکته را یادآوری میکند . از آنجا که اعتقادات بسیار قوی بوده معمولا کسی به گنجینه ای که پیشکش خدایان بوده دست درازی نمیکرده ولی اگر کسی هم به هر دلیلی چنین قصدی داشته ، برای او هم یک سربار قرار میدادند که در صدر اسلام به آن هل کفی یا هل کفا میگفتند و مقصود این بود که آیا این کفایت میکند و دزدان را به این صورت از  گنج اهدایی به خدایان دور میکردند تا مبادا حرمت خدایان نشکند . 

دفینه های دیگری نیز هستند که مربوط به لشکریان در حین لشکرکشی و یا کاروانهای بزرگ در حرکت که احساس خطر میکردند و یا گنجینه های کوچکی که افراد برای امانت به خاک میسپردند تا از مسافرت برگردند و یا برای وارثان بماند می باشد که هر کدام را به صورت جداگانه شرح خواهیم داد .

دفینه های تومولوس ویا تپه نیز مربوط به حاکمان بزرگ و افراد نامدار بوده است.دفینه .گبریان.زرتشتیان.دفینه های زرتشتی.گنج های زرتشتیان.قبر گبری.دفینه قبر گبری



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 16:45 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

روشهای تشخیص قبر فقرا از قبر ثروتمندان

نشانه های آن نیز مشخص است این قبور به خرسنگی معروفند از اسمشان پیداست که تمامی مراحل کار تدفین با سنگهای متوسط و بزرگ که گاها به هشتصد تا یک تن وزن دارند صورت میگیرد . غالبا این قبور به صورت چاله حفر میشده و دورتادور سنگچین میشده و روی آن سنگهای بزرگ قرار دارد

اگر در حین کاوش به قبری رسیدید که مدور با قطرحدود یک متر یا کمی بیشتر بود و متوفی به صورت جنینی درازکش ( به هر طرفی ، جهت منظم ندارند ) و یا چمباتمه نشسته که دور تادور قبر سنگ چین بود سریع مسیر کاوش را تغییر دهید . زیرا اینگونه قبور متعلق به فقرا و قشر معمولی ( کشاورز و دامدار و ...) میباشد و خالی از هدیه میباشند . تاکنون نه دیده ام و نه شنیده ام که این قبور دارای بار ، هرچند اندک باشد .این قبور فقط کاسه آب و ظرف غذا دارند .

نشانه های آن نیز مشخص است این قبور به خرسنگی معروفند از اسمشان پیداست که تمامی مراحل کار تدفین با سنگهای متوسط و بزرگ که گاها به هشتصد تا یک تن وزن دارند صورت میگیرد . غالبا این قبور به صورت چاله حفر میشده و دورتادور سنگچین میشده و روی آن سنگهای بزرگ قرار دارد.قبرستان گبری. قبور خمره ای.قبر خمره ایی.تدفین مردگان.دفن مردگان.سنگ قبر.مقبره.قبرستان.قبر سردار.قبر سرداری



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 16:39 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

، وجود جوغن دلیل مذهبی داره برای دعا و نیایش کاربرد داشته ..قبور هم از روی خاک قابل شناسایی هستند . این جوغنها به هیچوجه نشانه گنج و دفینه نیستند  منطقه را از نظر حساسیت مردمی ، حساس نکنید اول اطمینان از محل کاوش ، بعد حفاری .

جوغنهای گرد تنها بدون علامت دیگر ، فقط و فقط نشانه قبر هستند ( گاها با استثنا نشانه چاه ) و در معدود کاوشها ، به لوازم معدودی میرسیم .

بسیار دیده ام شخص تصویر یک جوغان گرد بر روی سنگ متحرک را برای کمک و مشاوره به برخی سایتها فرستاده و مبلغ 80 و 15 و ....هزار تومن هم حق کارشناسی داده و استاد عزیز هم برایش علامت زده و گفته تا 6 و برخی تا 8 متر اطراف این سنگ قبر مهمی وجود دارد . علامتها هم دور تا دور سنگ را نشان میدهد . حال بررسی کنیم : 

شما اینگونه سنگها را در قبرستان گبری پیدا میکنید پس آنجا ، مکان دفن و قبرستان هست .اگه داخل قبرستان ، هر چند گبری باشد که پراکندگی قبور بالاست و در کنار هم نیستند  به شعاع هشت متر دور خودتون رو هم حفر کنید مسلما چند قبر را کاوش کرده اید .

حال اگر در این محوطه چیز به درد بخوری باشه ( با علم به اینکه گبریان وسایل شخصی را حداقل دفن میکردند ) که میگن دیدی ما درست میگیم ، ما حرفه ای هستیم . حالا اگه فقط استخوان باشه ، میگن یکی از شماها پاک نبوده ...یا دفینه اونجا حرکت کرده چون طلسم داره ( باورتون نمیشه خودم شنیدم ) یا زاویه عکست خوب نبود

عزیز من جوغن روی سنگی که ثابت نیست و علامت دیگه ای هم نداره ، فقط نشونه قبره ، وجود جوغن دلیل مذهبی داره برای دعا و نیایش کاربرد داشته ..قبور هم از روی خاک قابل شناسایی هستند . این جوغنها به هیچوجه نشانه گنج و دفینه نیستند  منطقه را از نظر حساسیت مردمی ، حساس نکنید اول اطمینان از محل کاوش ، بعد حفاری .جوغن چیست ؟.جوغان.قبر.قبر گبری .مقبره.هدایا.مردگان.زرتشتیان.گنج یابی

 



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 16:36 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

این نماد به همراه بعلاوه در کف دست ، در یونان استفاده بیشتری می شده است ولی با روی کار آمدن دولت سلوکیه ، بعد از هخامنشیان بزرگان و نجیب زادگان دولتی به این صورت دفن می شدند . دست راست با شرایط اینچنینی 15 تا 20 گز به جهت انگشت بزرگتر بدون شک نشان دیگری هست .

صد در صد نشانه دفینه است .

البته این نشانه را برای راهنمایی من و شما نگذاشته اند بلکه فلسفه اعتقادی و مذهبی دارد . صلیبی که شما میگویید به نشانه خورشید و مهر و سال نو و نماد میترااست که از زمان آریاییان ( قبل از هخامنشی ) در بین میترایسم ها یا مهرپرستان مرسوم بوده است . علامت دست نیز در اینگونه موارد نشانه عهد و پیمان میان دفینه گذاران است به این ترتیب که دفینه گذاران به این نماد سوگند میخوردند و هم قسم میشدند و میترا خدای باستان را شاهد میگرفتند که خیانتی در امانت سپرده شده به میترا ( یا هدیه و نذر شده به میترا ) نکنند این نماد به همراه بعلاوه در کف دست ، در یونان استفاده بیشتری می شده است ولی با روی کار آمدن دولت سلوکیه ، بعد از هخامنشیان بزرگان و نجیب زادگان دولتی به این صورت دفن می شدند . دست راست با شرایط اینچنینی 15 تا 20 گز به جهت انگشت بزرگتر بدون شک نشان دیگری هست . یعنی حدود 20 متر کمی کمتر یا بیشتر . دنبال تپه ای کوچک به ارتفاع دو سه متر و یا تخته سنگی در مسیر بگردید .

اگر نشانه های دیگری داشت مثل شیار یا جوغن کوچک و یا هر نشان دیگر محاسبه متفاوتی خواهد داشت ولی شرایط این نماد همین گونه که بیان شد میباشد . این عدد هم نسبی است در بعضی موارد ، دفینه برای نماد دست راست ، در 4 متری بوده ولی عمدتا فاصله 20 متر ( تلورانس ) میباشد .علامت شناسی گنج.  صلیب در گنج یابی.گنج یابی.آثارشناسی.دفینه.زیرخاکی.عتیقه.حفاری

موفق باشید



تاريخ : دوشنبه 04 مرداد 1395 | 16:29 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران