وب گیتاریست
- وب جاو
خرگوش در دفینه یابی نشانه چیست؟
خَرگوش پستانداری است گیاه خوار، از تیره خرگوشان و دارای اندامی شبیه به گربه و گوشهای دراز و لبهای شکافدار. دستهای خرگوش از پاهایش کوتاهتر است؛ و بسیار تند حرکت میکند، و دارای انواع مختلف است. در حدود ۶ تا ۸ بچه به دنیا میآورد. در هنگام زمستان به دلیل داشتن پوست سفید پیدا کردن او در برف دشوار است. تغییر رنگ پوست این حیوان مربوط به (ویژگیهای حیات) است؛ و یعنی در زمستان سفید شدن پوست این جانور را میتوان سازش با محیط ویژگیهای حیات دانست. خرگوش قطبی سوراخهایی به عمق ۲ متر در برف حفر میکند که این مکان جای مناسبی برای مخفی کردن کودکان به هنگام خطر است.
نشانه خرگوش در دفینه یابی با زاویه دید ۳۶۰ درجه به طرز باور نکردنی از قابلیت ادراک بالایی برخوردار است و بعنوان نماد انرژی شناخته شده است اگر در اراضی با یک نشانه خرگوش روبرو شدید بطور قطع نشانه رهبر و نشان دهنده تونل هایی در آن منطقه است. این تونلها در بعضی مواقع تونل آب و در بعضی موارد تونل ورود و خروج به قلعه می باشد. اگر نزدیک نشانه خرگوش در دفینه یابی جوغنی وجود داشته باشد به ما می فهماند که در انتهای تونل قبری وجود دارد.
خرگوشی که پایش شکسته نشانه تله مکانیکی می باشد و… نظر دیگر: نحوه ایستادن و حرکات شکل مهم می باشد مثلا اگر در حال دویدن باشد، در مقابلش ممکن است قلعه و … باشد و مسافت آن طولانی می باشد. اگر در حال ایستاده باشد این احتمال وجود دارد که خودش درپوش باشد .قطعا نشانه ها شکسته نشوند.
انواع سنگ قبر در گورستان ها
مرگ مرموز ترين ،ناشناخته ترين ومهم ترين درد بشر در طول تاريخ بوده است،او براي دست يابي به جاودانگي، تلاش زيادي كرده و به ايجاد بناهاي باشكوهي دست زده كه بخش قابل توجهي از آنها پا برجاست. در مقاله” «آرامگاه در ايران»(http://dazing.ir) بطور مفصل به بررسي آرامگاه هاو بناهاي آرامگاهي دوران پيش از تاريخ ،مادها، هخامنشيان ،پارتها ،ساسانيان و دوره اسلامي پرداخته كه در اينجا از تكرار آن خودداري كرده و در اين مطلب به معرفي چند گورستان تاريخي اكتفا مي كنيم.
همانطور كه در زندگي اجتماعي واقعيت هائي چون اختلاف طبقاتي،قشر بندي اجتماعي و جنسيت بسيار تعيين كننده هستند در گورستان نيز، اين عوامل بصورت بارزي خود نمائي مي كنند به عنوان نمونه بناهاي ياد شده در بالا براي افراد برگزيده ساخته مي شدند و مردم عادي از آنها بي بهره بودند.ولي مردم نيزبراي ماندگاري، راه خود رايافتندو با توجه به اينكه سنگ مصالحي با دوام و مقاوم است از آن براي نشان گور خود استفاده كردند. سنگ هاي گور تنديس هاي متنوعي هستند كه در نقاط مختلف به شكل هاي گوناگون ديده مي شوند. شكل ها، نقش ها و نوشته هاي روي سنگ هاي گور دنيائي از ناگفته ها را در دل خود پنهان كرده اند بطوري كه پژوهش بر روي هر گورستان بطور كامل و مجزا ضرورت دارد. اصولا”گورها و روش تدفين در هر سرزمين و در هر دوره تاريخي، نشانگر نوع اعتقادات، آداب و رسوم، سنت ها و باورهاي يك قوم يا مردم يك سرزمين بوده ،گورهاي كشف شده درمحوطه هاي تاريخي ،پژوهشگران را به كوره راههاي متروكه تاريخ راهنمايي مي كنند و به پرسش هاي آنان پاسخ مي گويند.
برخي از سنگ گورها كه بيشتر به دوران اسلامي تعلق دارند داراي تزئينات ويژه اي شامل آيات قرآني با خط كوفي ونقش هاي تزئيني و اسليمي وگاهي مشبك هستند، هر چند كه آن تزئينات، تجملي در حد بناهاي گفته شده ندارند، ولي آنها نيز به اقشار برگزيده جامعه تعلق داشته اند به عنوان مثال مي توان سنگ گورهاي تكيه هفت تنان شيراز، سنگ گورهاي عمارت باغ نشاط لار، سنگ گور موجود در مقبره شيخ كلخوران اردبيل و يا سنگ گور”ابي سعدبن محمدبن احمد كدوك” كه در موزه متروپليتن نيويورك نگهداري مي شود رانام برد، ولي در اين پژوهش بيشتر به نمونه هاي مربوط به عموم مردم پرداخته شده است.
همانطور كه گفته شد سنگ گورها بسيار متنوع هستند و آن ها را مي توان به ترتيب زير طبقه بندي نمود:
۱- سنگ گورهاي افقي كه هم سطح زمين بوده و گاهي از سطح زمين كمي بلند تر هستند مانند بسياري از گورهاي استان مركزي. اين سنگ گورها بيشتر برنگ سياه،خاكستري وگاهي سفيد هستند.
۲- سنگ گورهاي عمودي يا محرابي كه بيشتر شكل منظمي دارند مانند گورستان هفشجان، سفيد چاه، تربت جام، تايباد و بستك.
۳- سنگ گورهاي عمودي ساده و بدون نقش مانند نشتيفان.
۴- سنگ گورهاي صندوقي مانند سنگ گورهاي هفشجان، عمارت نشاط لار، مقبره شيخ كلخوران اردبيل، تكيه هفت تنان شيراز و بستك لارستان.
۵- سنگ گورهاي تنديس وار مانند شير، قوچ، اسب و انسان سنگي كه به ترتيب در خوزستان، هفشجان، چا لشتر و مشكين شهر موجود است.
شتر نشسته دو کوهانه در گنج یابی نشانه چیست؟
درمورد این نماد و این حالت شتر دقت کنید کسی که تندیسو ساخته دقیقا با شیار موجود بین دو کوهان، و همینطور وجود دو برجستگی کوهان بی شک میخواد مطلبی رو اثبات کنه و یا رخی که در پشتگردن رو کوهان کار شده.
این دوکوهان اصلا ربطی دو تل خاکی نداره خط بین دو شیار ، تک جوغن روی کوهان، چشم خود شتر، خط کشیدیه دهان رخ، و تک سنگو برجستگی کنار نماد گواه بر این داره که نیاز به حرکت نیست. وهمینطور نشستن و دیده نشدن دست و پا نماد خود یعنی ایست.
اگر گردن کشیده و سربه بالا بود تفسیر متفاوت میشده. پس نقطه کاوش این نماد دقیقا کنار خود نماد در کنار تک سنگ موجود در عمق بالای هشت متر وجود دارد این نماد دارای سربار میباشد. و همینطور در کنار تل به دلیل ایجاد رخ روی کوهان قبری مهم نیز وجود داره که بی ارتباط با صاحب نماد و مال نیست.
چشم در دفینه یابی نشانه چیست؟
ترسیم علامت چشم در اشکال و چهره ها حائز اهمیت است. اگر مار وجود داشته باشد ، نماد جاودانگی است و در مفهوم وجود قبر است. احتمال دارد در اطراف ، تومولوس (تپه خاکی) باشد. وجود حوض و یا ماهی در کنار چشم یاد آور دوره هلنی روم( دوره ای از تاریخ یونان باستان ما بین مرگ پادشاه مقدونی اسکندر کبیر در سال ۳۲۳ قبل از میلاد و ظهور امپراطوری روم باستان) است. اگر علامتهای خرچنگ و یا لاک پشت در داخل یا اطراف چشم باشد به تونلی اشاره دارد که باید به صورت خزیده از آن عبور کنید.
نظریه دیگر از چشم در گنج یابی : امروزه می دانیم قدمت استفاده از علامت چشم مربوط به زمانهای دیرینه است. امروزه استفاده از چشم نظر(حرز) دلیلی بر این مدعاست. در ادیان و فرهنگهای مختلف ، چشم اهمیت زیادی داشته است. چشم در اساطیر مصر باستان ، مسیحیت ، اسلام ، فراماسونری (فراموشخانه) ….. بدان معناست که خدا هر چیزی را می بیند و می داند.باید به علامت چشم روی صخره ها و قبر ها دقت داشته و اطراف آنرا کاملا بررسی کنید.
چشم به معنای دیدن می باشد. باید به طرف مقابل نگاه کرد و در زمین اشیایی که متفاوت است را بررسی کنید. اگر درون غار باشد به معنای خطر هم می تواند باشد.
نظریه دیگر از چشم در گنج یابی : در کنار نشانه چشم نشانه های دیگری هم کشیده می شود که مهم هستند. اگر مار باشد نماد جاودانگی و زندگی ابدی است. یعنی ممکنه در اطرافش تومولوس وجود داشته باشد. در اطراف چشم ماهی یا حوض به دوران هلنستیک یونان اشاره دارد. اگر نقش خرچنگ و یا لاک پشت درون و یا در اطراف چشم باشد نشان از تونلی دارد که باید در آن خزیده شود.
نظریه دیگر از چشم در گنج یابی : از نماد چشمی که در روزگارمان از آن استفاده می کنیم استفاده اش به تاریخ های بسیار دوری بر می گردد. استفاده ی امروزی آن به شکل چشم نظر می باشد. در خیلی از تمدنها و دین ها جایگاه مهمی پیدا کرده بود. در افسانه مصر قدیم، مسیحیت، مسلمانی، به معنای دیده شدن و فهمیدن همه چیز توسط خدا نیز می باشد. ما باید در مورد چشم هایی که در سنگ های ثابت و یا در سنگ قبر وجود دارند بحث کنیم. به صورت دقیق باید اطرافش را جستجو کرد.
مردمان قدیم چگونه گنج های خود را در جنگل ها پنهان می کردند؟
درمورد کار در جنگل وشمال کشور یه توضیحی بدم از نظر اصول پنهان کردن دفینه نیاز به قوانین خاصی داره مثل درختی خاص در اون نقطه یا چشمه نامدار و همینطور کوهی خاص و معروف که حتی خرافاتی پشتش باشه اینا خیلی اهمیت داره، واینکه چون شمال رطوبت بالاست و خزه رشد زیادی داره و میتونه اثارو بپوشونه ورشد درختان فرسایش سطح زمین به دلیل ریزش برگ و افزایش خاک با پوسیده شدن برگها همه یک مشکل اساسی هستند.
و چون در جنگل رفت و امد در گذشته نیاز به نشانه ای برای گم نکردن مسیر بوده پس میتونه گاهی اثاری که شما پیدا میکنید درگذشته جهت مسیر یابی،و اشاره به قلعه در چند کیلومتر جلوتر باشه پس همه را به اثار ربط ندهید .در نقطه ای جنگلی که اب نیست مالی وجود نداره باید چشمه باشه ، باید وقتی تو فضا قرار میگیرید حس اینکه اینجا تمدنی درگذشته بودرا احساس کنید،کوها و قسمتهایی که خاک ترد و رانشی دارن مالی ندارن. جاهایی که درختان فشرده ودرهم دارن مالی ندارن چون درهمی زیاد باعث نرسیدن افتاب و کوری دید ورطوبت بالا میشه و دلیلی نداره کسی مالیو اونجا دفن کنه.سنگهای مربع و دارای اشکال هندسی ولی بسیار بزرگ وطبیعی اهمیت بالایی در نقاط جنگلی دارن.
یادتون باشه پلمپ و غار مسدود به دلیل رطوبت در ناحیه شمالی بسیار کم هستن و بیشتر در کنار رودخانها در انتهای دره کنار رودخانه و یا در بالاترین نقطیه کوه وجود دارن که دارای ارزش هستن. دوستان کوها و تپهایی که نزدیک به دریا هستن بادی که از ساحل میاد دارایه نمک هست و در طول سالها وزش باد و نمک باعث شکل دادن به سنگهای جنگلهای نزدیک به دریا میشه که بنده شخصا خیلی برخورد داشتم این نکات رو درنظر داشته باشید.
در ایران باستان مردگان را به چه روش هایی دفن می کردند؟
روشهای دفن قبل از رواج دین مزدیسنا
سوزاندن مردگان
در اوستا از سوزاندن مردگان یاد شده و آن را گناهی بزرگ دانستهاند و این میرساند که در عهد وندیداد یعنی در دوران اشکانی، این رسم هنوز در بین بخشهایی از ایران وجود داشتهاست.
کولتپه
کولتپه به جائی اطلاق میشود که تودهٔ بزرگی از خاکستر بصورت طبقهطبقه، روی هم انباشته شده و بصورت تپهای مانند درآمدهباشد. در آذربایجان غربی بویژه کنارههای دریاچه ارومیه که مرکز آتشکدههای ایران بودهاست، کولتپههای زیادی برجا ماندهاست. روستائیان از این خاکسترها برای کود دادن بزمین بهره میبردهاند و سالیان دراز است که آنها در کشتزارهای خود استفاده میکنند تا موجب باروری زمین گردند، بطوری که برخی از این تودههای خاکستر یا کولتپهها اکنون اثری برجا نماندهاست. این خاکسترها لایهلایهاند و در میان هر لایه مقداری خاک و گاه اشیاء قدیمی بویژه کاسه و کوزه و ظروف مختلف پیدا میشود.
دربارهٔ علت پیدایش این تپههای خاکستر در آذربایجان ایران حدسهای گوناگونی زده میشود. بیشتر دانشمندان برآنند که این تودهٔ خاکستر بازماندهٔ هیزمی است که در آتشکدهها میسوخته و در طی سدهها تلی از خاکستر برپا گشتهاست. اما به سبب اینکه در جاهای دیگر ایران حتی نزدیک به آتشکدههای بزرگ تپهٔ خاکستر وجود ندارد، برخی دیگر از محققان این نظریه را قبول ندارند. نظریهٔ دیگری که عنوان شدهاست به اینصورت است که شاید علت را در ویژگی آئین مردم این ناحیه باید جستجو کرد. ناحیهٔ اطراف دریاچه ارومیه، نخستین جای فرود آمدن نیاکان مادی بودهاست که مزداپرست بودهاند و در سحرگاه مهاجرت هنوز از آئین زرتشت آگاه نبودهاند و شاید هم زرتشت هنوز پا به جهان نگذاشته بودهاست.
مزداپرستان گویا مانند همتباران هندی خود مردگان را در جایگاهی ویژه میسوزاندند و این خاکستر فراوان، بازماندهٔ چوب و هیزمی است که جسد را در میان آن به آتش میکشیدهاند و بنابر سنن کهن پس از سوزاندن جسد برای زندگی پس از مرگ شخص درگذشته، در میان خاکسترها ظروف سفالین یا فلزی میگذاشتهاند و روی این تودهٔ خاکستر خاک نرم میریختهاند تا هنگامی که شخص دیگری درمیگذشته، برای سوزاندن او دوباره بتوانند بر پهنهٔ خاک هیزم قرار بدهند. استخوانهای سوخته شده را سپس گرد آورده و آنها را در استودانهای کنار آتشکده میریختند همچنانکه امروز هنگامی که جسد در دخمهها پوسید و عاری از گوشت و پوست شد، استخوانها را در چاه استودان میریزند.
خاکسپاری
اعتقاد به روح و روان و زندگی پس از مرگ به اشکال گوناگون در سراسر نقاط و مراکز جهان باستان از جمله ایران وجود داشتهاست. بر اساس و مبنای همین اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگی و خوراک و پوشاک قرار میدادند. در ادواری قدیمتر بر اساس شغل متوفا ابزار پیشهاش را نیز پهلوی دستش قرار میدادند. اغلب مردگان را در عمق کمی که گاهی از ۲۰ سانتیمتر نیز تجاوز نمیکرد، دفن میکردند. شکل اسکلتهایی که باقی مانده به شکل خمیده و منحنی است. برخی اوقات مرده را طوری خمیده دفن میکردند که تمام اعضای بدنش به جانب شکم کشیده شده باشد.
با پیدایش و کشف فلزات، زینت مردگان با اشیاء طلاه و نقره و سنگهای گرانبها رسم و شایع شد. این رسم خدمت مهمی به فهم هنر و دانستنیهای دیگر باستانشناسان کردهاست زیرا که تقریباً تمامی جواهراتی که از زمانهای باستان به دست ما رسیدهاست از مقابر و گورها یافت شدهاست.
رنگکردن مردگان
در ادوار قدیم جسد مرده را با رنگ قرمزی میپوشانیدهاند که از اکسید آهن به دست میآمده و در فلات ایران فراوان بودهاست. این نظر هم وجود دارد که ممکن است زندگان بدن خود را به دلایلی با همین ترتیب رنگ میکردند و چون فوت میشدند، اثر این رنگ بر بدنشان باقی میماندهاست. در دورانهای متأخرتر بجای اکسید آهن بر استخوانبندی متوفا با رنگی سرخفام، با گِلِ اُخرا نقشهایی ایجاد میکردند.
خاکسپاری در منازل
رسم دفن مردگان در جاهای مختلف خانه، احتمالاً بنابراین اندیشه بودهاست تا با بازماندگان مجالست و مصاحبت داشته باشند چه به بقای روح و زندگی پس از مرگ سخت معتقد بودهاند. این رسم تا مدتی دوام داشت و هنوز آن زمانی فرا نرسیده بود تا از مردگان در ترس و هراس افتند.
پیدایش ترس از مردگان
در بسیار از اقوام و ملل ترس از مردگان وجود داشتهاست و شاید این نشانی از آغاز دوران نیاکانپرستی باشد. بازماندگان برای مردگان قربانی میکردند، هدیه میفرستادند و میکوشیدند تا همچون خدایان شر، دلشان را نرم و مهرآمیز نمایند. در برخی نقاط چون مردهای پیدا میشد، وی را درون خانه دفن کرده و خود در جایی دور خانه میساختند تا روح متوفا آنان را پیدا نکند یا درهای ورودی و خروج خانه را پس از فوت یک نفر مسدود کرده و از آنجا میگریختند تا روح محبوس فرصت تعقیب پیدا نکند. آثار چنین اندیشههایی در دین ایرانی نیز برجای ماندهاست.
در هرات رسم بر آن جاری بود که چون در خانای کسی میمرد، سرنشینان وخویشان آن خانه را ترک میکردند. در بند نهم از فرگرد دوازدهم وندیداد آمدهاست، «ششمین سرزمین که اهورامزدا آفرید، هرات هَرَئیوَه است، که در آن ترک کردن خانهها به هنگام مرگ رواج دارد. آفتی که اهریمن پرمرگ در این سرزمین آفرید، سرشک (سرسکه)، وشیون و زاری (دریویکه) بود.»
دفن مردگان در قبایل پارس
چنین به نظر میرسد که به خاک سپردن مردگان یک آئین پارسی بوده که بعدها به تدریج متروک شدهاست. سندی بسیار جالب در این مورد از بردهای ایرانی به نام اوفراتس (Eufhrates) به دست آمدهاست. «مرا مسوزان، آتش را از برخورد تن من میالای، من پارسیم، نیاکانم نیز پارسی بودند و گناه آلودن آتش به نزد ما گرانتر از مرگ است. مرا به خاک بسپار، مولایم، ولی برتنم، آب تطهیر نیفشان چون من آبها را نیز گرامی میدارم.»
سیسرو، اسبیوس، هرودوت، و استرابو نقل میکنند که مغان زرتشتی جسدها را در برابر سگها یا لاشخورها قرار میدادند. پارسیهای دوره هخامنشی آنها را مومیایی میکردند؛ ولی طبق گفته گزنفون کوروش میگوید:
«ای فرزندانم، بدن مرا بعد از مرگم نه در طلا و نه در نقره قرار مدهید، بلکه بلافاصله در زمین بگذارید».
این مطلب نشان میدهد که مراسم مربوط به مردگان در مورد هخامنشیان با آنچه در دین زرتشتی رایج میباشد، اختلاف داشته است. از ملاحظه گور داریوش بزرگ و خاندان هخامنشی در نقش رستم واضح میشود که شاهان هخامنشی قانون منع و جلوگیری از دفن مرده را در سرزمین رعایت نمیکردهاند. در کتاب اوستا دفن جسد مرده در زمین منع شدهاست، ولی این امر مانع نمیشد که استخوانهای خشک جسد مدفون گردد، یعنی در محلی به نام استودان ریخته شود.
مراسم در ارتباط با مردگان در دین مزدیسنا
ایرانویج زادگاه آریاییها و زرتشتیان سرزمینی سرد و یخبندان و بیشتر ماههای سال زمین سرد و سخت و یخین بود. به دلیل عدم جنگلها و کوهستانی بودن، آریاییها مردههای خود را روی کوههای بلند و قلهها میگذاشتند تا خوراک کرکسها شده، زودتر از بین بروند و جلوی بروز و شیوع بیماری گرفته شود. اندک اندک برخی از ایرانیان از جمله مادها روی کوهها و مکانهای دور از اجتماع آدمیان برجهایی مشهور به دخمه ساختند که زرتشتیان به آن «دادگاه» و پارسیان «دخمو» میگفتند که در منابع انگلیسی ایرانشناسی، tower of silence ذکر شده و «برج سکوت» ترجمه شدهاست. در وسط دخمه چاهی به نام «سراده» یا «استهدان» (استودان:استخواندان) وجود داشت که استخوان مردگان پس از پاک شدن از پوست و گوشت در این چاه ریخته میشد .
دفن مردگان
در آیین زرتشت آتش و آب و خاک مقدس هستند اگر جسد را مدفون کنند خاک را آلوده ساختهاند و اگر در آب غرق کنند آب را ناپاک نمودهاند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن این فروغ آسمانی بزرگترین معاصی صورت گرفتهاست. به عقیدهٔ پیروان مزدیسنا باید جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشهخور قرار داد یا بالای برجهای خاموشی در معرض نابودی گذاشت.
دفن با تابوت
استفاده از تابوت در آئین مزدیسنا ممکن است به رعایت آئین آلوده نساختن خاک یا تدفین بقایای اجساد ارتباط داشتهباشد
جوغن های مربعی و مستطیلی در گنج یابی نشانه ی چیست؟
حکاکی های مربع و مستطیل قطعا نشانه مزار می باشد. این نشانه ها به معنای گوردخمه ، مزار اتاقی، کلیسا و مهمترینشان احتمال اینکه مزار زن هم باشد زیاد است. ابعاد حکاکی به ما درباره اینکه چگونه مزاری می باشد، اطلاعات می دهد.
حکاکی مربع به عمق ۴- ۵ سانتیمتر، به معنای قبرستان کلیسا می باشد. حکاکی مربعی با این ابعاد، با عمق مزار به طور مستقیم رابطه دارد. ۴- ۵ ضربدر ۷ برابر است با عمق مزار، در این چنین حکاکی های مربوط به کلیساها، احتمال وجود آبراهی وابسته به حکاکی زیاد می باشد. در اینجا اندازه آبراه گرفته شده، اندازه به دست آمده ضربدر ۷ شده، در جهت آبراه به مزار می رسیم.
حکاکی های مربعی در ابعاد کوچکتر به معنای مزار مردی با رتبه بالا می باشد. این مزار ها به شکل گور دخمه و یا قبر اتاقی می باشند. مزار حداکثر ۷ الی ۹ متر از نشانه دور می باشد. اگر منطقه برای گور دخمه مناسب نباشد، سریعا به طرف زمین خاکی که در نزدیکی نشانه می باشد می رویم، اگر در آنجا نتیجه ایی نگرفتیم، دقت می کنیم که در اطراف تپه های کوچکی وجود داشته باشد. این گونه مزار ها با تست فضای خالی (حفره) به راحتی پیدا می شوند.
حکاکی های مربعی که در کنارشان حکاکی های گرد وجود دارد، دوباره به معنای مزار می باشد . در اینجا مهمترین چیزی که باید به آن دقت کنیم، نزدیکترین حکاکی گرد به انتهای تخته سنگ می باشد، این به ما جهت می دهد، در جهت جوغن نزدیک به انتهای تخته سنگ، باید کاوش انجام شود.
حکاکی های مربعی متوسط و کوچک، به احتمال زیاد نشان دهنده مزار زن می باشد. اگر تعدادی مربع متوسط وجود داشته باشد مزار زن می باشد. در طرف شرق این نشانه ها مزار مرد وجود دارد. اگر حکاکی مربعی تک وجود داشته باشد، در نزدیکی های نشانه، قبر اتاقی وجود دارد.
دوباره با تست فضای خالی به راحتی پیدا می شود. حکاکی مربعی که درونش حکاکی گرد وجود دارد، به طور مستقسم، نشان دهنده قبر اتاقی می باشد. به ما این را نشان می دهد که اتاق ها از درون به هم راه دارند. احتمال این بالاست که این نشانه بر روی سنگهای بنای اتاق مزار می باشد. به ما این را نشان می دهد که در اینجا، دومین و سومین اتاق موجود می باشد. اگر حکاکی های گرد و مربعی در یک میان باشند، « به اندازه تعداد جوغن ها، مزار، در اتاقی می باشد که توسط مربع و یا مستطیل به آن اشاره شده است. »
اینگونه نظری وجود دارد هم وجود دارد که اگر حکاکی مربع و یا مستطیل در دیواره باشد، و در مقابل آن صخره های بزرگی به صورت ردیفی باشد به معنای گور دخمه می باشد.
حکاکی های مربعی معمولا در مناطق كه از هر طرف به راحتي قابل رويت باشد هستند. به این اشاره دارد که آن منطقه قبرستان صخره ایی وجود دارد. در مقابل نشانه باید صخره های ردیفی وجود داشته باشد. دفینه را باید در آنجا کاوش کرد. اگر یکی از مزارها باز شوند بقیه آنها به راحتی پیدا می شوند.
شناخت انواع پلمپ ها
پلمپ فرآیندی بوده که در گذشته از آن برای پنهان، حفاظت و مسدود کردن ورودی محلی که در آن مقبره, دفینه يا بار ارزشمندی موجود بوده ویا برای جلوگیری از شیوع بیماری استفاده میکردند. تا بدین وسیله محل مذکور از دید و دسترس عموم مردم در امان بماند ویا در دید باشد .(همه پلمپ ها اتاقك نميده)
بر اساس تیپولوژی محیط باید دنبال چه نوع پلمپی, در كدوم جهت جغرافيائی و از همه مهمتر در چه فاصله ای
شناخت پلمپ
شکل هندسی پلمپ
اندازه ورودی پلمپ
محل قرار گیری پلمپ
رویش ها در روی پلمپ
مشخصات ظاهری پلمپ
شکل هندسی پلمپ :
شکل پُلمپ ها از یک اصول و قاعده كلي تبعیت میکند و بیشتر بصورت دايره (بيضی)، مربع، مستطیل و مثلث است. پس دنبال اشکال نامتعارف نباشید. پُلمپ در چهارچوب مشخص میاد هیچ وقت در کنج و بصورت بهم ریخته و كج و معوج نمیاد.
پُلمپ معمولا قالب يكدستی داره.
اندازه ورودی پُلمپ:
گاها دیده شده دوستان محل های خیلی نامتعارف و کوچکی را بعنوان پُلمپ مشکوک شدن! پُلمپ باید حداقل اندازه پنجاه در پنجاهی(۵۰*۵۰) داشته باشه که قابلیت ورود یک انسان بالغ رو به اون محل دارا باشه.
محل هایی که از این سایز کوچکتر هستند پُلمپ محسوب نمی شوند.حداقل عرض پُلمپ که از ۵۰ سانت شروع میشه و نهایت دیگه بیشتر از یک متر نمیشه. در مورد پُلمپ های غار معمولا ارتفاع دهانه پلمپ از یک و نیم متر بيشتر نیست.
محل قرار گیری پُلمپ:
محل قرار گیری پُلمپ بسیار مهم است قبل از هر چیز باید بررسی کنید که محیط کاوش شما آیا اصلا استعداد طبیعی برای پلمپ رو داره؟! ممکنه پلمپ در محيط صخره ای باشه, ممکنه پلمپ مربوط به غار باشه و …
دقت کنید پُلمپ هرگز در کف نمیاد. پُلمپ به صورت يكدست مياد. پُلمپ رو مياد یعنی پشت چيزی قايم نميشه .
پُلمپ نباید در دسترس همگان باشد.
پُلمپ در ارتفاع و در محل های صعب العبور و سخت میاد.
منظور از محیط سخت و صعب العبور این نیست که شما توی محیطهای صخره ای که شیب خیلی تند و وحشتناکی داره یا ارتفاعی بالای ۳ متر داره دنبال پُلمپ باشین!!! البته بحث گور دخمه ها متفاوته.
محل یا منفذی که میبینید و بهش مشکوک میشین پشت اون باید فضایی و داشته باشه که بشه ازش برای دفن دفینه و پنهان کردن اون استفاده کرد.
نقاطی که در مرتفع ترین نقطه کوه هستند یا محیط صخره ای که ظرفیت دالان, اتاقک و راهرو را نداره نمیتونه محل مناسبی برای پُلمپ باشه چون باید حداقل اندازه یک اطاقک کوچک رو برای فضای پشت پُلمپ در نظر بگیرید.
شاید به ندرت پیش بیاد که پُلمپ در همون بلندی بیاد که در نگاه اول حتی جایی برای اتاقک هم نداره!
خب در اینصورت سه حالت رو میشه متصور شد:
ممکنه اونجا بعد از پُلمپ دخمه کوچکی باشه و بار خیلی کم حجم و سبکی بهتون بده
ممکنه اونجا بعد از پُلمپ یک چاهی بهتون بده
ممکنه اونجا بعد از پُلمپ محیطی بهتون بده که سراشيبی تندی داشته باشه و شما رو به سمت پایین اون منفذ هدایت کند که اونجا فضای مناسب و کافی برای اطاقک و داشته باشد.
رویش ها در روی پلمپ:
با توجه به ويژگی كه پك پُلمپ داره روی اون مطلقا گیاهی رشد نخواهد کرد.
پس اگر موردی و مشکوک شدین و بررسی کردین دیدن گل و گیاه و یا بوته ای در روی اون رشد کرده اون مورد بعنوان پُلمپ مردود است.
مشخصات ظاهری پلمپ:
پُلمپ به هیچ عنوان نباید واضح و آشکارا و به عبارت دیگه تابلو باشه خب این یعنی چی؟! یعنی طوری نباشه که از مسافت دور و به راحتی قابل تشخیص باشه, پلمپ ميتونه از جنس ساروج باشه, از جنس سنگ و ساروج باشه یا سنگچین باشه, پس به هیچ وجه پُلمپ آهكی نداريم.
رنگ باید با محیط اطرافش تقریبا همخوانی و مطابقت داشته باشه. نباید دارای برجستگی یا فرورفتگی خاصی باشی که جلب توجه کنه. پُلمپ در نگاه اول باید بخشی از اون محیط بنظر بیاد. خلاصه اینکه جوری نباشه که یه آدم کورم به سادگی بتونه تشخیص بده
شناسایی پلمپهای ساروچ خیلی سخته
ولی چندتا از اونها نشانه های خاصی دارند که احتمال زیاد میبینید وخیلی ها راحت از کنارش رد شدن این پلمپها رو به شمال و شمال شرقی هست کفش سنگ کاملا تخت و پُلمپ در معرض نور و افتاب نباید قرار بگیره به همین خاطر روی سر شون تگه ای از صخره جلو امده و قابل توجه که تمام اینها یک دست هست و بالاتر از سطح زمین هستند و اکثرا چوپانها از ان به عنوان نشیمنگاه استفاده میکنند.
سگ نگهبان نشانه چیست؟
در کنار دفینه های مهم وزیری که با حساب و کتاب خاصی دفن شدند و در مخفی سازی آن از اصرار نظامی یا دولتی استفاده شده از نماد های سنگی به عنوان نگهبان دفینه که در حقیقت نشانه مکان دفینه بوده استفاده می شده است.دوستان این سنگ رو با سنگ دوربین اشتباه نگیرید در سنگ نگهبان سوراخ ایجاد شده بزرگتر بوده ولی در سنگ دوربین سوراخ کوچک و مخروطی میباشد.
شرایط سنگ نگهبان در کنار دفینه اصلی
1-دید سنگ نگهبان به سمت سه مسیر کالسکه و مال رو باشد
۲-پشت سنگ نگهبان رودخانه بزگ و روبرو رودخانه ای کوچک قرار گیرد
۳-راه اصلی به قلعه منتهی شود
۴-یک غار یا اشکفت در نزدیکی سنگ نگهبان میباشد
۵-یک تپه یا تپه مرده روبروی سنگ نگهبان قرار میگیرد
در صورت داشتن این شرایط این سنگ نماد خوبی برای دفینه یابی میباشد اما در صورتی که تپه وجود نداشته باشد یا قلعه بی ارزش میباشد و فقط در حد چندین سکه خواهد داد.

صورت انسان در دفینه یابی نشانه چیست؟
یکی از نماد های دفینه که به وفور در ایران در مناطق کوهستانی و جنگلی دیده می شود نماد رخ انسان می باشد .در حوالی همان رخ مقبره ای قرار دارد بیشتر در زیر سر یا پایین گوش میتوان سنگهای مثلثی شکلی پیدا کرد که ورودی مقبره هست که با سنگ و ساروج پلمپ گردیده است. اما در بعضی مکانها مانند معابد یا نیایشگاهها یا حتی کاخها در جلوی درب ورودی آنها دیده میشود که گاها با ترکیبی از موجودات افسانه ای بالدار تراشیده شده است.در اینجا در میابیم که رخ در دروازه اصلی معبد یا کاخ هستیم.اما در بعضی از مناطق رخهایی هستند که اندازه آنها از چهار متر کمتر است و این نوع از رخها در زیر گردن یا بغل گوش خود ورودی دارند که اگر وارد شوید درواقع وارد یک غار شدید که محلی برای نیایش بتها یا مقبره افراد مهم هست و دارای نذورات و اموال با ارزشی هستند.
رخهایی که به منظور خزانه یا دفینه فردی تراشیده شده اند حتما و حتما با علائم دیگری همراه هستند که میتوان با توجه به آن علائم تفسیر کامل و نظر قطعی داد. برای پیدا کردن دفینه این چنین رخها باید با دقت بالای عمل کرد.دقت کنید که دید رخ به کجاست یعنی رخ کجا را نگاه میکند و به کجا خیره شده در آنجا باید به دنبال ورودی پلمپ یا غار باشید که دفینه آنجاست . علائم دیگر همراه رخ می توانند مسیر دفینه را تغییر دهند. کوه هایی هم وجود دارند که رخ انسان همراه با نیم تنه اش یا بدن کاملش تراش خورده است که در اینجا ما با یک بت بزرگ همراه هستیم که در گذشته مورد ستایش قرار گرفته است. در اینجا نیز محلی برای دفن ویا پنهان کردن نذورات و هدایا به خدایان هست ما باید در زیر پاها یا نیم تنه آن حفاری کنیم.







