وب گیتاریست
- وب جاومکانهایی که برای دفن مردگان و قبر گبری مناسب نبودند و احتمال وجود قبر گبری و قبر سرداری و گور دخمه در آنجا وجود ندارد .

این مکانها ، به دلیل مقاومت پایین و فرسایش زیاد سنگها ، به هیچ وجه مکان مناسبی برای قبور مهم و مقبره و در کل ، دفینه ، نیست .زیرا هیچ کسی نمادهای مذهبی و علایم خود را روی این نوع سنگ حکاکی نمیکند . وجود مقبره نیز در این نوع کوه ها ، دور از ذهن است دلیل بسیار واضح است . طبق آیین باستان ، مقابر باید 12 هزار سال در مقابل فرسایش و طبیعت مقاومت کند دلیل مذهبی دارد که در این مطلب نمی گنجد . ولی این نوع از سنگها ، با اولین تغیر دما دچار شکستگی شده و ساختار قبور را تهدید می کند . پس با این نکته ، در می یابیم که کوه ها و دامنه هایی که مشکوک به باستانی هستند حتما باید دارای ساختاری محکم و مقاوم در برابر فرسایش باشد.قبرستان گبری. قبور خمره ای.قبر خمره ایی.تدفین مردگان.دفن مردگان.سنگ قبر.مقبره.قبرستان.قبر سردار.قبر سرداری
آشنایی با نماد خورشید در گنج یابی
نماد و سنگ نگاره خورشید ، پر تنوع ترین سنگ نگاره مورد استفاده در باستان بوده است . به طوری که بیشتر از پنجاه نوع آن در حالات مختلف و به همراه دیگر نمادها ، در حال حاضر موجود است .
موارد استفاده نماد خورشید ، در دو جهت قابل بررسی است . نماد خورشید استفاده شده بر قبور و دیگری ، نماد خورشید استفاده شده بر اماکن مذهبی که بعضا خالی از هر گونه اهدایی هستند.علامت شناسی گنج.خورشید در گنج یابی.گنج یابی.آثارشناسی.دفینه.زیرخاکی.عتیقه.حفاری
آریاییان به مانند دیگر اقوام دوره خود ، الهه و ایزد پرست بودند . اکثر این ایزدان و الهه ها دارای نماد جسمانی بودند و به صورت نماد های حیوانی یا انسانی و یا ترکیبی از این دو شناخته می شده اند که هم اینک به نام بت پرستی معرفی می گردند . بسیاری از نمادهایی که بر قبور و مزارها حک شده اند برگرفته از نمادهای همین الهه ها و ایزدان هستند این ایزدان هر یک نشانگر اوج غرایز و صفات انسانی و برخی فرا انسانی بوده اند . در این مبحث به معرفی برخی از این الهه ها به صورت تیتر وار می پردازیم .
برخی از الهه هایی که به عناصر طبیعی اشاره داشتند :
الهه ارد که الهه ای است که به نام دختر هورمزد و سپندارمز شناخته میشده است .
الهه اپام نپات که الهه باران و بارش باران بوده است .
الهه مهر که به خورشید و مهر اشاره دارد بیشتر به نام میترا شناخته میشود با نماد انسانی و کلاه فریگی خاص میترا .
الهه اوش بام که به پرتوهای خورشید اشاره دارد . الهه پرتوها و اشعه های خورشید است .
الهه آذر که همان الهه آتش بوده است .
الهه وایو که الهه ای برای خشم طبیعت بوده است الهه طوفان و گردباد در باستان بوده است .
و برخی از الهه هایی که به صفات انسانی اشاره داشته است عبارتند از :
الهه مهراوه که به پاکی و دوری از نجاست شناخته میشد .
الهه بغ که الهه ای بوده برای خوشی و شادی و خوشگذرانی را برای مردم تقسیم میکرده است .
الهه اشتاد که ایزدی بوده برای درستی و راستی و پرهیز از دورویی .
الهه مهرداد همانطور که از نامش پیداست ایزدی بوده که خورشید به مردم عطا میکرده و هدیه خورشید و گرمی و روشنایی بوده است
الهه آریامن که ایزدی بوده برای آسایش و آرامش و دوستی و همدلی .
و برخی دیگر که متاسفانه هم اینک در خاطر بنده نمانده .
دلیل انعکاس این مطلب و بیان این ایزدان و الهه ها این بود که کمی با علت و چرایی نمادهای به کار رفته در قبور و اماکن مذهبی باستانی بیشتر آشنا شویم .
این ایزدان و امثالهم هریک دارای نماد جسمانی بوده که هم اینک ما با نام بت و بت پرستی به آن می نگریم و برای آنان هدایا و نذر و نیاز میکرده اند و قربانی می داده اند . اعتقاد به ایزدان و الهه ها به مرور از بین رفت ( به غیر از میترا یا مهر ) ولی نمادهایی که این ایزدان داشتند با آیین و دین جدید آریاییان عجین شد به طوریکه برخی از نمادهای آنان در دین زرتشتیان نیز بکار گرفته میشد . برای مثال بکار گیری نماد بانوی بالدار در اماکن مذهبی و یا نماد تنه انسان با چهره حیوانی که نماد اهریمن است .آرس. پسر. زئوس . هرا. آتنا .Athena.الهه شهر.
آریاییان در قبل از قدرت گرفتن و تشکیل پادشاهی ، به صورت قبایل پراکنده بودند . از میان این قبایل ، هفت قبیله یا طایفه ، دارای اهمیت بیشتری بودند و بقیه نیز تابع این طوایف بودند . برخی شکل گیری این خاندانها را به بعد از کمبوجیه و داستان گئومات مغ نسبت می دهند که درست نیست بلکه این هفت خاندان ، از بدو تاسیس پادشاهی هخامنشیان ، در طبقه بزرگان طبقه بندی می شدند که هر کدام از این طوایف ، نسبت به توانایی هایشان ، بخشی از قدرت را در اختیار داشتند و مشاور و کمک پادشاه بوده اند .
این هفت خاندان عبارت بودند از :
خاندان مهران که در ایالت کمیش مستقر بودند و شامل سمنان و البرز بود که داریوش سوم ، در آخرین تلاشش برای جلوگیری از ورود اعراب ، از ایشان کمک گرفت .
خاندان کارن که در نهاوند مستقر بودند و در زمره جنگاوران و سربازان و گارد حکومتی بودند .به همین دلیل است که نام کارن در بین فرماندهان هخامنشی زیاد داریم . زیرا این نام برگرفته از قومیت آنان بود به مانند نام فامیل کنونی مردم ، که اشاره به اصلیت آنان دارد .
خاندان سورن که ایشان نیز از جنگاوران و در گارد حکومتی بودند و در سیستان متمرکز بودند . اینچنین است که نام سورنا و سورن ، بسیار شنیده ایم .
خاندان اسپندیاز یا همان اسفندیار معروف که در ری مستقر بود
خاندان اسپهبد که در گرگان متمرکز بود
خاندان زیک که در آذربایجان می زیست
خاندان پارت یا همان خاندان سلطنتی
این هفت خاندان هر کدام به گونه ای در حکومت دخیل بودند و گوشه ای از اختیارات را داشتند .
بعد از هخامنشیان نیز ، این هفت خاندان در حکومت اشکانیان و ساسانیان نیز ، تاثیر گذار بوده و نجیب زاده یا دارای اصالت شمرده می شدند .
داریوش بزرگ که بعد از کمبوجیه به قدرت رسید نیز با کمک همین خاندان ها توانست گئومات مغ یا بردیا را از بین ببرد .
حال هر یک از این طایفه ها ، دارای بزرگانی بودند که ایشان از نظر حکومت مرکزی بسیار محترم شمرده می شدند . به همین خاطر قبور ایشان دارای هدایای زیادی است .
ساتراپ ها که همان والی ( فرماندار یا رییس منطقه و یا شاه محلی ) بودند از میان بزرگان این اقوام انتخاب میشده اند. سکه.تاریخ سکه.سکه های نایاب.سکه های عتیقه.حفاری .سکه های زیر خاکی.سکه های عمری.سکه محمد رسول الله.سید مهدی موسوی.سکه هخامنشی.سکه شناسی. تاریخچه پول در ایران.گرانترین سکه های جهان
ساسانیان نیز همین روش را دنبال کردند . در زمان ساسانیان ، واسپوهران که همان روسای قبایل هفت گانه بودند بسیار مقتدر و دارای امتیازات ویژه ای بودند . البته همین طوایف در زمان جنگ ها ، رشادتهای بسیاری از خود نشان می دادند که نشان می دهد به حق دارای امتیاز بودند . در تاریخ باستان ، نام کارن و مهران و سورن و اسفندیار بسیار شنیده ایم . ایشان از همین طوایف بودند .
بزرگان ساسانی چه کسانی بودند ؟
همانطور که در مطالب قبل عنوان شد هفت خاندان ، از بین طوایف موجود ، به سلسله هخامنشی نزدیک تر بودند و کارهای حکومتی زمان خود را انجام می دادند .
بعد از هخامنشیان ، حکومت سلوکیان برای مدتی بر ایران حکومت کرد که همان گماشتگان اسکندر مقدونی بودند . ولی این حکومت دوام چندانی نداشت و اشکانیان به کمک همین هفت خاندان بر سلوکیه غلبه کردند . این هفت خاندان ، در بین دیگر طوایف ، ارج و قرب بیشتری داشتند و امتیازات خیلی بیشتری نسبت به مابقی داشتند . به ایشان هفت خاندان ممتاز می گفتند . حال از بین همین هفت خاندان نیز ، سه خاندان یا خانواده ، از دیگران برتری نسبی داشتند که عبارت بودند از خاندان کارن و خاندان سورن و خاندان اسپهبد یا اسپهباذ . هر سه این طوایف لقب پهلو داشتند که به معنی پارت می بود .
ساسانیان نیز همین روش را دنبال کردند . در زمان ساسانیان ، واسپوهران که همان روسای قبایل هفت گانه بودند بسیار مقتدر و دارای امتیازات ویژه ای بودند . البته همین طوایف در زمان جنگ ها ، رشادتهای بسیاری از خود نشان می دادند که نشان می دهد به حق دارای امتیاز بودند . در تاریخ باستان ، نام کارن و مهران و سورن و اسفندیار بسیار شنیده ایم . ایشان از همین طوایف بودند .
حال هفت خاندان ساسانی که بودند و در کجا مستقر بودند ؟
خاندان سلطنتی که همان خاندان پارس بودند .
خاندان اسپهبد پهلو یا اسپهباذ پهلو که در گرگان مستقر بودند .
خاندان کارن پهلو که در نهاوند مستقر بودند و بخشی از گارد حکومتی بودند .
خاندان سورن پهلو که ایشان در سیستان کنونی استقرار داشتند و ایشان نیز در گارد حکومتی دخیل بودند .
خاندان زیک که در آذربایجان مستقر بودند و مراقب مرزهای شمال غربی بودند .
خاندان مهران نیز در ری کنونی مستقر بودند .
خاندان اسپندیاز ( اسفندیار ) نیز به مانند مهران در ایالت کمیش بودند سمنان و البرز
روسای این قبایل ، با نام واسپوهران شناخته می شدند و در تصمیم گیری های بزرگ ، شامل جنگ و صلح و غیره ، مشاور پادشاه بودند .
سرکرده های این قبایل ، با تشریفات ویژه و با نمادهای سلطنتی به خاک سپرده میشدند . دلیل وجود مقابر ، با هدایای زیاد نیز همین امر است . ایشان از آنجا که تحت حمایت کامل پادشاه بودند ، تقریبا تمامی نمادهای پادشاهان را ( به غیر از چند نماد سلطنتی ) بر قبور خود دارند .تاریخ زرتشتیان . اشوزرتشت.گشتاسب كیانی.ساسانیان .هخامنشی .زرتشت.اهورامزدا.
مطمئنا زمانی که در ایران طلا وجود نداشت نباید انتظار داشته باشیم که در قبور ایشان طلا پیدا کنیم . مصریان و سومریان ، در این مورد از ایران پیشی گرفته اند و مصریان در حدود چهار هزار سال است که از طلا استفاده میکنند...
چه قبور و مزارهایی دارای گنج و دفینه هستند ؟
کجاها رو حفاری و کاوش کنیم و کجاها رو کاوش نکنیم ؟
برای پاسخ این سئوال ، فقط کافیست نگاهی به تاریخ و زمان بکار گیری طلا در دوره های مختلف بیاندازیم .
مطمئنا زمانی که در ایران طلا وجود نداشت نباید انتظار داشته باشیم که در قبور ایشان طلا پیدا کنیم . مصریان و سومریان ، در این مورد از ایران پیشی گرفته اند و مصریان در حدود چهار هزار سال است که از طلا استفاده میکنند البته در اوایل به کار گیری طلا در مصر ، این فلز مختص فرعون و خانواده او بود و دیگران حق استفاده از آن را نداشته اند .
در هر حال ، قبل از هخامنشیان حدود سه هزار سال قبل ، ایرانیان از مس و مفرغ و آهن و برنج ، برای تزئینات و همچنین لوازم جنگی استفاده میکردند پس قبوری که منتسب به مهر پرستان ابتدایی و همچنین چند ایزدان باستان است، دارای طلا نیست زیرا در این دوره ها اصلا طلا وجود نداشت.احکام نبش قبر.نبش قبر در اسلام .گنج یابی.حفاری قبر.قبر گبری.دفینه قبر.گور.

در یک منطقه جنگلی در اطراف شهر آمل در استان مازندران آب یک روستا که از یک چشمه داخل غار سرازیر می شد با مشکل مواجه شد . جهت تعمیر به آنجا رفتند . قبل از چشمه یک حوضچه کوچک داشت که آب از کانالی به طول و عرض 50 سانت به آن حوضچه هدایت می شد . پیر مرد به داخل حوض و از آنجا برای اولین بار با چراغ قوه به داخل کانال خشک شده برای رفع گیر وارد می شود طول کانال حدودا ده متر بود بعد از ده متر ناگهان با یک سالن به طول و عرض حدود 20 متر و ارتفاع تقریبی 10 متر مواجهه می شود که تاریک بود و فقط از بالای سقف یک نور گیری مانند که نوری از آن ساطع نمیشد مواجهه شد یعنی یک دایره بزرگ بعد از نورپردازی در کف آن سالن ردپای عجیبی مشاهده کرد ردپایی به طول سه متر یعنی طول کف پا سه متر بود . این بنده خدا از ترس وجود دیو با بدبختی خود را نجات داد .ولی با توجه به طول و عرض مکان و طول ردپا وجود دیو با قد حدود 20 متر و یا بیشتر ( تخمین بر اساس جای پا ) کلا منسوخ می باشد . در این جا یک فرضیه بسیار مشهور وجود دارد و آن فریب انسان توسط آدم کوتوله باشد . بر اساس مدارک و شواهد دیگر این رد پا را آدم کوتوله ها ساختند تا در صورت حضور انسان شبیه ما به آن مکان ، از ترس مکان را ترک کنیم. آن مکان دارای یک دفینه ارزشمن می باشد که در اختیار آدم کوتوله ها است و از آن مراقبت می کنند. آب چشمه بعد از یک مدت کوتاهی دوباره وصل شد و به حالت عادی برگشت .
ترتیب قرار گرفتن خاک در حفاری
لایه اول کوزه شکسته : در اکثر مکانھا از اولین آثاری که برای شروع کار از آن استفاده می شد کوزه شکسته بود
این لایه نشان دھنده درست بودن راه و شروع کار ماست از کوزه ھم به عنوان علامت ھم به عنوان استحکام خاک
استفاده میشد و باعث میشد که خاک را به ھم گره بزند و کار کردن و حفاری در آن قسمت سخت بشود این لایه تا 2
متر اول خودش را نشان میدھد البته در ?0 سانت دوم مخلوط سنگ ھم با آن است که کاملا استحکام را بالا میبرد
خاک رس
این لایه معمولا مکانھای رطوبتی استفاده میشود که معمولا بعد از این لایه ماسه بادی ھم با آن مخلوط است
خاک پخته
این لایه ھمان خاک رس است که برای اینکه در بعد ھا از رطوبت زمین جلوگیری شود خاک رس را در آن محل
پخش میکردند و روی آن چوب میریختند و چوبھا را آتش میزدند و خاک رس که زیر این چوبھا میسوخت تبدیل به
خاک پخته میشد و از رطوبت خاک جلوگیری میکرد که در عکس بالا مشاھده می کنید
سنگ چین
این لایه برای استحکام و جلوگیری از ریزش خاک سطح بالایی به زیر کار بود که اصل بنا روی آن سوار بود و اگر
متراژ بار زیاد باشد به صورت ھر 3 متر یک یا دو ردیف سنگ چین وجود دارد
آجر
معمولا بعد از سنگ چین آجر چین شروع می شود البته در بعضی مکانھا بعد از سنگ چین آثار خود را به شکل
کوزه خالی یا آھک مشخص میکنهزغال :
این لایه بعد از آجر یا زیر کوزه ھا قرار میگرفت تا رطوبت را به صورت کامل به خود جذب کند و معمولا کلفتی
این لایه از 7 تا 10 سانت است ولی این نکته نباید فراموش بشود اگر این لایه به صورت پخشی وعمودی باشد نشان
دفینه نیست و احتمال داره کوره زغال پزی و .... باشد ولی اگر به صورت افقی و به کلفتی اندازه مورد نظر باشد
میشه روی آن حساب کرد . خیلی از دوستان این لایه را با لایه ریشه درختان اشتباه میگیرند دوستان ریشه درختان ھم
بعد از مدتی به شکل سیاه و شبیه به زغال میشود ولی با این تفاوت که زغال درشت و لایه ای کلفت را تشکیل میدھد
و خشک است ولی ریشه به صورت پراکنده و نم دار است پس خیلی دقت کنید دوستان زیادی به این مشکل خوردن و
به اشتباه زمین را به مقدار زیادی حفر کردن به این امید که زغال دیدن ولی به ھیچ چیز دست نیافتند و دست از پا
دراز تر راھی خانه شدن
لایه دیگر :این لایهدر متراژ3متری خودش را نشان میدهد واگر دقت کنید کوزه ی بزرگبه صورت توخالی قرار میدادند تا شخص را گمراه کنند خاک کل مسیر که حفاری میشود کاملا پخته است وبعد از سنگچین این لایه نمایان میشود باید احتیاط کرد چون خودخاک کاملا پخته کاملا چسبندگی خود را از دست دادهو سست است و سنگهایی که در ان به صورت سنگجئن نصب هستند شل هستند واگر حفاری به صورت اشتباه انجام شود روی سرمان نشست میکند و خود این خاک حکم تله را دارد
زغال :
این لایه بعد از آجر یا زیر کوزه ھا قرار میگرفت تا رطوبت را به صورت کامل به خود جذب کند و معمولا کلفتی
این لایه از ٧ تا ١٠ سانت است ولی این نکته نباید فراموش بشود اگر این لایه به صورت پخشی وعمودی باشد نشان
دفینه نیست و احتمال داره کوره زغال پزی و .... باشد ولی اگر به صورت افقی و به کلفتی اندازه مورد نظر باشد
میشه روی آن حساب کرد . خیلی از دوستان این لایه را با لایه ریشه درختان اشتباه میگیرند دوستان ریشه درختان ھم
بعد از مدتی به شکل سیاه و شبیه به زغال میشود ولی با این تفاوت که زغال درشت و لایه ای کلفت را تشکیل میدھد
و خشک است ولی ریشه به صورت پراکنده و نم دار است پس خیلی دقت کنید دوستان زیادی به این مشکل خوردن و
به اشتباه زمین را به مقدار زیادی حفر کردن به این امید که زغال دیدن ولی به ھیچ چیز دست نیافتند و دست از پا
دراز تر راھی خانه شدن
آھک :
این لایه از رسوب تشکیل شده و معمولا آھک به صورت سفیده سفید نیست و مایل به رنگ نخودی است که در زیر
زغال استفاده می شد و از نشست بنا تا حدی جلوگیری میکرد و ھم کاربرد این را داشت که تا حدی مثل ساروج از
لایه زیری محافظت کنه و درسته که شکوندنش مثل ساروج سخت نبود ولی به ھر حال یک مانع به حساب می آمد
ساروج : این لایه یکی از مھم ترین لایه ھا به شمار میامد و معمولا در پایان کار از آن استفاده میشد و برای
مھروموم کردن در دالان یا ساخت اتاقک ھای ساروجی در ابعاد ھای مختلف بکار میرفت و یا دفینه را دردرون
اتاقک میگذاشتند و با ساروج پلمپ میکردند یا جلوی در ورودی را با آن پلمپ میکردند البته در بعضی مکانھا بعد از
آھک باز یک لایه کلفت که شاید به کلفتی ?0 سانت ھم میرسید از خاک استفاده میکردند و بعد ساروج میکردند که
این روش در ایران زیاد یافت میشه
قسمت کوهستانی:
در قسمت کوهستانی خاک بصورت سنگ و کلوخ است ودارای رگه های سفیدک در دیواره چون خود ان قسمت دارای اب و هوای خشک بوده دیگر نیازی به ذغال وخاک رس ندارد وبعد از حفر دالان وگذاشتن دفینه در جای مورد نظر سپس بعد از خروج؛راه خروجی را با خود همان سنگها پر میکردندوفقط لایه پایین که سنگها روی ان قرار میگرفتند را ساروج میکردند تا سنگها به درون حفره نشست نکنند.

همانطور که می دانید یک از نمادهایی که برای دفینه مورد استفاده قرار می گرفت درختان بودند درختانی چون بلوط، گز،افرا،آزاد و از این دست درختان . به خاطر عمر بالای این درختان در بسیاری از نقاط ایران از درخت به عنوان نشانه گنج یا دفینه استفاده می کردند. برای پیدا کردن گنج درخت این نکته کلیدی را بدانید که هرگاه سخن از دفینه پای درخت آمده فقط و فقط دقیقا زیر درخت را بکاوید و به هیچ عنوان به دنبال دفینه در اطراف درخت نباشید . اگر دفینه ایی در اطراف درخت باشد حتما در نسخه و سند نوشته می شود که مثلا ده گز به سمت آفتاب درآمد و یا هیجده یارد به سمت قبله (بعد از اسلام ) را بکاوید. در غیر این صورت دفینه دقیقا در آکس درخت قرار دارد که از کنار درخت باید بکاوید و به شکل پلکانی به زیر درخت بروید. البته ریشه ها مزاحم هستند ولی باید از آن عبور کنید. . فقط در یک مورد باید از درخت کمی فاصله بگیرید برای درختانی که روی شیپ تپه کاشته شدند به خاطر بالا رفتن وزن درخت کمی به سمت پایین تپه حرکت می کند که در این مورد باید از بالای درخت به سمت پایین حفاری شود...

یکی از مکانهایی که در گذشته برای دفینه ها استفاده می شد آبشارها بودند. در اطراف آبشار همیشه در چند نقطه دفینه پنهان میکردند. برای مثال در یکی از آبشارهای سمت استان گلستان یک دفینه در روبروی آبشار زیز یک درخت خشک شده قرار داشت و دو دفینه تیمور در داخل آبشار . یکی در کف سنگ بزرگی که آب از بالا به آنجا پرت می شود و کی دیگر در دامنه آبشار یعنی حدود 6 متر از کف آبشار به سمت بالا دریچه کوچکی دارد که زمانی که وارد آن شوید به یک اتاق وارد میشوید که شش عدد خمره بزرگ در سکوی دو طرف قرار دارد.این سئوال پیش می آید که چگونه این دفینه را در دل آبشار یا کف آن جا ساز میکردند. به این ترتیب که ابتدا آب آبشار را قبل از محل پرتاب آب از مسیر اصلی منحرف میکردند و سپس دفینه ها را پنهان میکردند و دوباره آب را بر روی آن رها میکردند و جالبتر اینکه از سیستم باد نیز در برخی از آبشار ها استفاده میکردند که در فاصله نزدیک ایجاد توفان کند . به این ترتیب که از پشت آبشار دریچه کوچکی ایجاد میکردند که هوا از آنجا به سمت دامنه پرتاب آب جریان پیدا کند و با این روش مثل کولر آبی عمل میکردند و از این روش به عنوان یک نوع تله فیزیکی استفاده می کردند . روشی که گفتم در یکی از آبشار های استان گلستان مورد استفاده قرار گرفته است .
جهت اطلاعات بیشتر و آشنایی با آبشار ها و دفینه های آن به کتاب ( چشم طلایی) مراجعه کنید





