آشنایی با لایه خاک شیشه دار در حین حفاری
دوستان زیادی در حین حفاری به این آثار بر خوردند و با مشکل مواجه شدند که آیا این خاک لایه ای از لایه های مربوط به دفینه هست یا نه بنده به صورت کوتاه برای شما  روشن میکنم.

در قدیم برای اینکه دفینه را در جایی امن پنهان کنند موادی رو درست میکردند تا در لایه ها و چیدمان بنا از آن استفاده کنند که یک لایه از این لایه هارو خاک سیلیس میگویند البته با کمی فرق در ساختار آن سیلیس خاکی است که در آن شیشه وجود دارد و شیشه خاصیت چسبندگی دارد وقتی با خاک رس مخلوت میشود و مثل سنگ به هم میچسبند تا وقتی که هوا در لایه های آن نفوذ نکند این خاصیت رو دارد .وقتی که با کلنگ به آن ضربه میزنیم سفت است ولی زمانی که آن را میکنیم و بیرون میریزیم به محض برخورد با هوا پودر میشود که اکثر دوستان راجب این قضیه به بنده گفته بودند که آیا این خاک لایه ای از آثار هست یا نه. که در جواب باید بگویم بله



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:53 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در بين افرادي كه براي كاوش و كشف دفينه و گنج دور هم جمع مي شوند بايد يك استاد و كار بلد ، حاضر باشد و در نظر داشته باشيد كه يك استاد باید بینشی فراتر از دیگران داشته باشد. یعنی:

1- باید آثار شناس باشد و اکثر آثاری را که در بیابان یا کوهستان یا هر جائی می بیند معنای آن را بداند.

2- استاد باید از روی تجربه بوی دفینه را حس کند.

3- خاک ها را لایه به لایه بشناسد.

4- به غارها تسلط کامل داشته باشد.

5- خطرات کار را بداند.

6- تله ها را بشناسد و طرز از کار انداختن آنها را بلد باشد.

7- از طلسمات آگاهی کامل داشته باشد و چه طلسمات قبل از اسلام چه طلسمات بعد از اسلام را بتواند باطل کند.

اینها شرایط یک استاد هست که برای یاد گیری هر کدام وقت فراوان صرف شده است و هیچ وقت چنین استادی را نباید رها کرد و می توان از این استاد استفاده برد و درسها آموخت و نيز به نتیجه رسید.

ضمنا به یاد داشته باشید که هرگز با موکل و اجنه نمی توان به طلا و گنج رسید و امیدوارم در دام افراد شیاد با عناوین فریبنده ای همچون درویش ـ دعاگر و دعانویس و ... نیافتید. استاد خوب. دفينه.استاد گنج یابی.استاد راهنما.حفاری.



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:50 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
آشنایی با احکام گنج در اسلام
مسأله ۱۸۲۴ ـ مالى كه در زمین یا درخت یا كوه یا دیوار پنهان باشد و كسى آن را پیدا كند و طورى باشد كه مردم به آن گنج بگویند، در صورتى كه به مقدار نصاب باشد، باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۵ ـ اگر انسان در زمینى كه ملك كسى نیست گنجى پیدا كند، مال خود اوست و باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۶ ـ نصاب گنج اگر نقره باشد صد و پنج مثقال نقره مسكوك، و اگر طلا باشد پانزده مثقال طلاى مسكوك است، یعنى اگر قیمت آنچه كه از این دو به دست مى آورد به حدّ نصاب برسد، باید خمس آن را بعد از كم كردن مخارجى كه براى آن كرده بدهد، و اگر از غیر طلا و نقره باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ هر چند به یكى از این دو حدّ نرسد، باید بعد از كم كردن مخارج خمس را بدهد.
مسأله ۱۸۲۷ ـ اگر در زمینى كه از دیگرى خریده گنجى پیدا كند و بداند مال كسانى كه قبلا مالك آن زمین بوده اند نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد، ولى اگر احتمال دهد كه مال یكى از آنان است، بنابر احتیاط باید به او اطلاع دهد، و چنانچه معلوم شود مال او نیست، به كسى كه پیش از او مالك زمین بوده اطّلاع دهد، و به همین ترتیب به تمام كسانى كه پیش از او مالك زمین بوده اند خبر دهد، و اگر معلوم شود مال هیچ یك از آنان نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۸ ـ اگر در ظرفهاى متعدّدى كه در یك جا دفن شده مالى پیدا كند كه قیمت آنها روى هم صد و پنج مثقال نقره مسكوك در نقره یا پانزده مثقال طلاى مسكوك در طلا باشد، باید خمس آن را بدهد، ولى چنانچه در چند جا پیدا كند، هر كدام از آنها كه قیمتش به این مقدار برسد، باید خمس آن را بدهد، و آنچه كه قیمت آن به این مقدار نرسیده است خمس ندارد، ولى اگر گنج پیدا شده غیر از طلا و نقره باشد در هر دو صورت ـ بنابر احتیاط واجب ـ بدون ملاحظه نصاب خمس آن را بدهد.
مسأله ۱۸۲۹ ـ اگر دو نفر گنجى پیدا كنند كه از نقره یا طلا باشد، در صورتى كه قیمت آن به صد و پنج مثقال نقره مسكوك در نقره یا پانزده مثقال طلاى مسكوك در طلا برسد، اگر چه سهم هر یك آنان به این مقدار نباشد، بنابر احتیاط واجب خمس آن را بدهند، و همچنین در صورتى كه از غیر طلا و نقره باشد اگر چه به حدّ نصاب نرسد.
مسأله ۱۸۳۰ ـ اگر كسى حیوانى را بخرد و در شكم آن مالى پیدا كند، در صورتى كه آن حیوان تحت تربیت فروشنده بوده، مانند ماهیهایى كه پرورش مى دهند یا چهارپایى را كه در خانه یا باغ علوفه مى دهند، واجب است به فروشنده خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست، مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد، و در غیر این صورت مانند ماهیى كه صیاد از دریا صید كرده یا حیوانى را كه از صحرا صید كرده باشد، اگر احتمال عقلایى بدهد كه مال فروشنده است ـ بنابر احتیاط واجب ـ به او خبر دهد، و اگر معلوم شد مال او نیست مال خریدار است، و چنانچه در مخارج سالش صرف نشود باید خمس آن را بدهد. رساله آیت الله وحید خراسانی


تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:49 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
آشنایی با قوانین حقوقی گنج
 

قسمت اسباب تملک 

ماده 173 ـ دفینه مالی است که در زمین یا بنایی دفن شده و برحسب‌اتفاق و تصادف پیدا می‌شود.
ماده 174 ـ دفینه که مالک آن معلوم نباشد ملک کسی است که آن را پیداکرده است‌.
ماده 175 ـ اگر کسی در ملک غیر، دفینه پیدا نماید باید به مالک اطلاع‌دهد، اگر مالک زمین مدعی مالکیت دفینه شد و آن را ثابت کرد ،دفینه به مدعی مالکیت تعلق می‌گیرد.
ماده 176 ـ دفینه که در اراضی مباحه کشف شود متعلق به مستخرج آن‌است‌.
ماده 177 ـ جواهری که از دریا استخراج می‌شود ملک کسی است که آن ‌را استخراج کرده است و آنچه که آب به ساحل می‌اندازد ملک کسی ‌است که آن را حیازت نماید.
ماده 178 ـ مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است‌ مال کسی است که آن را بیرون بیاورد.



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:48 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
روشهای تشخیص علایم دقیق حفاری
آثار و علائمی که این خصوصیات را داشته باشد احتمالش زیاد است که نشانه دفینه باشد . علائمی که این خصوصیات را نداشته باشد روی آن وقت خود را تلف نکنید.

 تقریبا در هر منطقه از کشورمان آثار و علائم حک شده بر روی سنگها را به شکلهای مختلف مانند نمادها، خطوط ، متن و عکس ها از موجودات زنده میتوان یافت . به این ترتیب یافتن معنی و مفهوم آثار بجا مانده از تمدنهای گذشته سالها مورد بحث و بررسی باستان شناسان قرار گرفته و در بعضی از آثار و علائم به نتیجه هایی هم رسیدند. نمیتوان تمام این آثار و علائم بجامانده از تمدنهای گذشته را نشانه گنج ودفینه دانست و این کاملا اشتباه است که هر علامتی نشانه گنج است. بسیاری از این آثار و علائم نشانه گنج نیست و مساله ایی که ما باید به آن توجه کنیم این است که کدام یک از این آثار وعلائم یقینا نشانه دفینه است . فراموش نکنیم اون شخصی که دفینه را گذاشته  یه جوری گذاشته که بجز خودش کس دیگری نتواند محل دفینه را پیدا کند . می خواهم به شما بگویم که منطق ساخت نشانه ها اینگونه است .  پس چگونه این علائم حل خواهد شد؟ ما در زیر سعی خواهیم کرد به صورت خلاصه جواب این سئوال را بدهیم     

اول از همه به موضوعات زیر توجه کنید!

۱- منطقه ایی که نشانه وجود دارد باید آثاری از زندگی کردن انسانها در گذشته وجود داشته باشد

۲- سنگی که رویش حکاکی شده باید ثابت و بزرگ باشد

۳- سنگ نگاره ها باید بصورت برجسته یا فرو رفته باشد

۴- نشانه ها باید بصورت عمیق و ضخیم باشد

۵- در همان محدوده یک و یا چند ارتباط معنی دار وجود داشته باشد

۶- سنگی که رویش حکاکی شده باید محکم و مقاوم در برابر بلایای طبیعی باشد

۷- نشانه ها نباید روی سنگ، چسیبده به آب باشد(کسی در کنار آب گنج مخفی نمی کند)

آثار و علائمی که این خصوصیات را داشته باشد احتمالش زیاد است که نشانه دفینه باشد . علائمی که این خصوصیات را نداشته باشد روی آن وقت خود را تلف نکنید.
برای حل نشانه ها قبل از همه باید دانش تاریخی داشته باشید ، یاد گرفتن تاریخ محل نشانه ،خصوصیات نمادها را دانستن ، (مثلا یک مار :خصوصیات یک مار سر نخ است) مکانهایی که بر خلاف جغرافیای طبیعی منطقه باشد مانند ، چاله ها ،خاک ریزها ،

واز همه مهمتر با روشهای باستان شناسی راه حل ها را جستجو کرذه و زودتر به نتیجه می رسیم



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:45 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
با چه علایمی محل دقیق حفاری را مشخص کنیم

در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشید که در اکثر مکان ها مشترک است . و امکان داره با آثاری هم مواجه بشید که تا حالا نمونشو از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . اما این آثار برای مکان و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کنه .

اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته . مثلا تخته سنگی که نظرتونو جلب کنه و با بقیه سنگهای منطقه فرق داشته باشه و یا نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشه و یا موارد دیگر . درخت کهن سال . چشمه ی آب . تپه خاکی . بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه ی بار است . در صورتی که از نشانه های بار داشتن یک تپه اینه که جنس تشکیل دهنده ی تپه از خاک باشه نه از سنگ . تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشه و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهن سال و چشمه ی آب . همه ی این علائم برای اینه که با آثار و شواهد و دلیل و انگیزه ی بیشتری برای حفاری داشته باشید نه صرف تائید بار داشتن تمامیه هدف هاتون .....

دیگر نشانه ها از این قبیل است که در عمق یک الی یک و نیم متری آثار خودشو کم کم نشون بده مثلا سنگ چین . جسد انسان . سفال و کوزه های شکسته . زغال چوب و با سنگ که در قدیم جهت عایق از عبور آب برای محافظت از اموال استفاده می کردند . اما وجود زغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود بار نیست . چون در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده جهت رفاه و رفع نیاز . تاوید زغال چوب در آن مکان وقتی تائید می شود که دیگر نشانه ها وجود داشته باشد و صرف تنها زغال چوب کافیست نیست . از دیگر نشانه ها سنگ چین یا وجود سنگ های بزرگ طبیعی و هم غیر طبیعی در عمق های یک و نیم به بالا است . با رنگ و شکل های مختلف از قبیل سیاه . سفید و سبز رنگ و یا دیگر رنگ ها که اغلب این چند رنگ به وفور مشاهده و یافت می شود و دیگر نشانه ها آجر و خشت های خام و به صورت مربع و یا مستطیل است که به صورت پله کانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشد که درصد اینکه این مکان مسکونی بوده رو تائید نکند . و دیگر نشانه ها وجود آهک و یا گل آهک است که اغلب جهت مقاومت و جلوگیری از نشست خاک بدین منظور استفاده می شده .



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:39 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

این نماد معنی پول و ثروت را می دهد و بیشتر در کنار نهر آب و چشمه ها و باتلاق ها بکار می رود در قسمت دم ماهی باید دنبال قبر باشید در قسمت دهان ماهی باید دنبال آثار دوم باشید اگر ماهی دارای پولک بود و شکم آن بزرگ در داخل یا زیر ماهی باید دنبال سنگ قیمتی بود که معمولا در قسمت تخمدان ماهی قسمتی از آن ساروجی است که دقیقا با ضربه کوچک به آن قسمت بزنید سنگ قیمتی نمایان میشود البته این در صورتی است که ماهی شکمش پر باشد

 در صورتی که بالای سر یا زیر دم ماهی یک کاسه هم بود باید در اطراف ماهی دنبال سنگ بزرگ باشید که زیر سنگ بزرگ سردابه یا اتاقک موجود است که  دفینه در آن مدفون است . ولی اگر دو ماهی بر روی سنگی در روبروی هم قرار گرفته باشند باید زیر سنگ را بکاوید که منتهی میشود به پله و اتاق که دفینه ارزشمندی در آن جای داده شده . اگر ماهی مانند عکس بالا باشد که به تل اشاره دارد .آثار شناسی.علامت گنج.علامت دفینه.سنگ آثار.سنگ بار.نشانه گنج.نشانه دفینه.علامت شناسی.جوغن.ماهی.سنگ ماهی.ماهی سنگی



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:38 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
ساير روشهاي جهت يابي اضطراري
ساير روشهاي جهت يابي اضطراري

1- از طريق برفهاي آب نشده ي کوهها

در هر عارضه از برجستگي هاي زمين ، برف دامنه ي که رو به شمال است دير تر آب ميشود.

2-از طريق مقطع برش خورده ي درختان

در مقطع برش خورده ي درختان دايره هاي هم مرکز ديده ميشوندکه هريک از آنها نشانه ي يک سال از عمر درعت ميباشد .درختي که به طور دايم آفتاب به تنه ي آن تابيده باشد دايره ها ي مذکور از يک سمت به هم نزديک تر اند و در سمت ديگر از هم دور تر ميباشند. سمتي که دايره ها از هم دور هستند جنوب (به علت تابش بيشتر خورشيد ) و سمتي که دواير به هم نزديکترند سمت شمال ميباشد.

3- از طريق تيرگي و روشني درختان

تنه ي درختان در سمت جنوب بيشتر در معرض تابش نور خورشيد مي باشند.اين روش به علت نسبي بودن زياد جالب نيست.

4- از طريق نمدار بودن و خشک بودن ديوار

سمت ديوار نمدار شمال و سمت خشک ديوار جنوب ميباشد.

5-از طريق لانه ي مورچه ها

مورچه ها در هنگام حفر لانه ، خاک آن را به سمت خلاف جهت وزش باد ميريزند که غالباً به سمت شمال است .(روش مزخرفي است و کليت ندارد.)

6-از طريق قبرستان و محراب مسلمين

مسلمانان مردگان خود را بر پهلوي راست و رو به روي قبله دفن ميکنند. و همچنين محراب مساجد سمت قبله است .قبله در واقع بع سمت جنوب غربي است. اگر رو به قبله بايستيم و حدود 10 الي 15 درجه به سمت چپ متمايل شويم رو به جنوب قرار ميگيريم

برچسب‌ها: جهت یابی, خورشید, مختصات
نوشته شده توسط حسن نجفی  | لینک ثابت | یک نظر

 

آموزش جهت یابی در روز

به وسيله ي ساعت و خورشيد:


در نيمکره ي شمالي : عقربه ي ساعت شمار را طوري به سمت خورشيد بگيريد که سايه ي آن درست زير عقربه ي ساعت شمار قرار گيرد .در اين حالت زاويه ي بين عقربه ي ساعت شمار و ساعت 12 را در نظر بگيريد و نيمساز آن را رسم کنيد.جهت نيمساز به طرف جنوب خواهد بود.

در نيمکره ي جنوبي :در نيمکره ي جنوبي همان کار را انجام دهيد ولي نيمساز به دست آمده به طرف شمال خواهد بود.

*
به وسيله ي حرکت ظاهري خورشيد:

خورشيد از مشرق طلوع و با طي قوس و کماني که ميل به جنوب دارد در مغرب ، غروب مکيند.

بديهي است خورشيد در ظهر شرعي هر محل روي نصف النهار آن محل و در جنوب آن واقع ميشود.سايه هر شاخصي در ظهر شرعي سمت شمال آن محل را نشان ميدهد.

*

 به وسيله ي سايه ي اجسام:

جوبي را که طول آن حدود يک متر باشد،را به طور عمودي در زمين فرو ميکنيم.سايه ي سر چوب را علامت گذاري ميکنيم،پس از حدود 15 الي 30 دقيقه دوباره سر سايه ي جديد را علامت ميگذاريم.حال بوسيله ي خطي اين دو نقطه را به هم وصل ميکنيم و امتداد ميدهيم.در اين حالت جهت حرکت سايه از غرب به شرق است. اگر از نقطه ي اين خط ، خطي بر آن عمود کنيم امتداد شمال جنوب به دست مي آيد.جهت یابی.ستاره شناسی.ستاره قطبی.دب اکبر .دب اصغر .قبله نما.قطب نما



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:37 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
 

 علامت خشت یا همان آجر در حفاری در خاک و یا چاه ها این علامت اگر به صورت درسته باشد و در وسط به صورت تک قرار گرفته باشد  یعنی زیر آن کامل راه میدهد مثال اگر در چاه دیده شود یعنی زیر چاه کامل راه میدهد.

 

 خشت نیمه یا شکسته در حفاری علامت این است که نصف راه به سمت پایین راه میدهد اگر در چاه دیده شود یعنی نیم دایره چاه را به سمتی که خشت وجود دارد را باید پایین بروید البته باز هم اگر به صورت تک دیده شود.

 

سنگ دایره در حفاری به این معنی است که فضای زیر آن بعد یک الی 2 متر به صورت گنبدی میشود البته باید به صورت تک وسط در وسط قرار گرفته باشد .

 

سنگ بیضی نصف شده معنی درب  را میدهد یعنی به محل درب ورود نزدیک شده اید که وقتی به این سنگ برخورد کردید 2 متر زیرش راه مشخص میشود البته معنی دیگر آن راه رو هم میشود .

 

کوزه برعکس به این معنی است که باید به سمت زیر آن بروید مسیر در قسمت زیر آن درست است.

 

علامت ضربدر به معنی حفره , اتاقک و سرداب را میدهد که زیر همان علامت پنهان است .

 

پیسوز : این علامت مسیر به سمت جلو را نشان میدهد نوک پیسوز را دنبال کنید .



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:28 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
کومش یا همان حفار خوب و موفق کسی است که اولا لایه های خاک را کاملا بشناسد و هر تغییری در رنگ ظاهری و نوع خاک را به دقت و با حوصله بررسی نموده و کوچک ترین آثار یا علائمی که می یابد را ، قبل از تغییر مکان بررسی و حتی الامکان ثبت نماید (گرفتن عکس بسیار کمک کننده خواهد بود) و باید توجه داشته باشد که برای مقبره های مهم و دفینه های بزرگ ، آداب و رسوم و روشهایی وجود داشته و بدون تفکر و از روی عجله نمی توانید به خواسته خود برسید.
بطور مثال در ساخت مقبره ها از خاکهای گوناگونی استفاده می شده است و لایه های روی اتاق اصلی تماما خاکها و سنگچین هایی می باشد که به دقت و با محاسبه انتخاب و قرار گرفته اند و طوری ساخته می شده اند که هم مسائل دینی و مذهبی را در بر داشته و هم استحکام لازم را دارا باشند.
در اینجا در پاسخ به سوال چند نفر از کاربران و مشترکان وبلاگ که پرسیده بودند که مگر کسی برای قبر جد و آباد خود سند یا نسخه ای آنهم با علائم می نوشت!!؟ باید عرض کنم که تقریبا حق با این دوستان است ولی یک نکته مهم و بسیار ظریفی در این مورد وجود دارد و آن این است که اولا اسناد و نسخه هایی که معرف یک مقبره و چندین اتاق وجود دارد، یا کلا تقلبی و جعلی هستند و یا اینکه بعدا در زمان حکومت و چیره شدن مسلمانان در ایران، به تدریج کشف شده اند و قسمتی از اموال برداشته شده و مجددا با گذاردن تله و طلسم و ... بر روی آنها بخش مازاد آن مدفون گردیده اند و یا اینکه بر اساس مدارک و مستندات و آموزه های اشخاصی که دست اندرکار مراسم تدفین بوده اند (موبدان و مغان) به تدریج روشهای تدفین دهان به دهان گشته و تا امروز هم ادامه یافته است.
ضمنا در مورد علامتهایی که در زمان تدفین گذاشته می شده است هم باید عرض نمایم که اتفاقا در روی زمین در اکثر موارد درست روی دهانه ورود و خروج قبر که اتفاقا کاملا مسدود می گشته است، نشانه بسیار مهمی نمی گذاشتند و با کمی فاصله اقدام به گذاشتن نشانه می کردند ، آنهم برای اقوام و نزدیکان فرد متوفی، تا در زمان آمدن بر سر مزار رفتگان خویش، گیج نشوند و بتوانند محل آن را بیابند! مثلا یک قرار دادی بین تمام آن قوم بوده که چنانچه جوغانی با این مشخصات همراه فلان علامت است ، این نشانه قبر فلان سردار است و باید فلان اندازه به سمتی مشخص بروید تا به مکان قبر برسید!
 
توجه داشته باشید که این امر به دلیل این صورت می گرفت که ما در تمام طول تاریخ، راهزنانی داشته ایم که برای بدست آوردن ثروت و قدرت، اقدام به نبش قبر و تاراج آن می نمودند و از همین رو اکثر این مکانها یا در بلندیهایی قرار دارد که بسیار صعب العبور بوده و یا در جایی قرار دارند که درست در دید و نظارت باشند که اگر سریال جومونگ را بخاطر بیاورید (که تمام وام گرفته از تاریخ ایران و پارتیان است!) در می یابید که حتی در مکانی که مقبر شاهان وجود داشته که در غار ها و ارتفاعات قرار داشته است، افرادی جهت نگهبانی بصورت شبانه روزی خود را وقف آن مکان می نموده اند و در غار هایی که در بدو ورودی آن یک دو راهی که یک به اتاقی نزدیک ختم می شود، و نیز غار هایی که دو طبقه هستند و طبقه فوقانی کوتاه و مانند یک اناق به نظر می رسد، نگهبانان فوق الذکر اسکان داشته اند و این مکانها  ارزش بررسی و کاوش را دارا می باشند.
شایان ذکر است که دسترسی به مقبره و اتاق اصلی تدفین کاری است بسیار دشوار و دارای تله های متعددی نیز می باشد و تا 30 الی 50 متر از ابتدای غار می تواند فاصله داشته باشد.
 
ضمنا در مسیر حفاری این قبیل مقبره ها به علائم متعددی بر می خوریم که این موارد بنابه علل مختلفی در اینگونه مکانها قرار داده می شده اند ، مثلا بعضی از آنها جنبه مذهبی و دینی دارد، مانند لوزی و دایره تو در تو و همچنین نشانه مار و سنگهایی کله قندی و ... که بنابه علل مختلف در محل هایی در مسیر قرار می گرفتند و گاهی برای راهنمایی خدای مردگان (مار و ...) این عمل صورت می پذیرفت و گاهی هم برای راهنمایی کسای که مجددا برای تدفین فرد بعدی در آن محل اقدام به نبش قبر و مقبره می نمود، گذاشته می شدند! چرا که در مناطقی شخصا ملاحظه نموده ام که قبرها و مقبره های خانوادگی بعد از اولین تدفین مجددا چندین بار باز گشته اند و تا زمان تکمیل شدن ظرفیت!! ادامه یافته اند و زمانی که مقبره ای کامل می گشت، آن را به سختی و با اشد توان مسدود می نمودند، ولی مقبره هایی که فقط یک نفر یا یک مادر و فرزند، وجود داشتند، درب آن ظرف یکساعت قابل باز شدن بودند!!
 
در پایان این مطالب را که بخش کوچکی از کتاب کومشنا بود و قرار بود به چاپ برسانم و بنابه مشکلات کاری و تکمیل نشدن آن، از چاپ آن صرف نظر کردم را، به حضور شما عزیزان تقدیم داشته تا شاید بتواند این نیز، رهگشا واقع گردد.


تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:23 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران