تقریباً در تمام قبرهاپاهای مردگان خم و یکی از دستها به طرف دهان آورده شده، از این رو معلوم می‌شودعقیدهٔ این مردم چنین بوده که انسان پس از مرگ از بین نرفته وهمچنین قرار دادن ظروف، اغذیه و جواهرات اشاره‌ای به زندگی ماوراء زمینی باشد . درطبقه اول تپه حصار، مردگان را به سمت مشرق، جایی که خورشید طلوع می‌کند، دفن می‌کردند. این نشانگر این است که خورشید و آفتاب مورد توجه آنان بودده است . اما صورتمردگان به یک طرف نبوده، به نظر می‌آید که در هر زمانی از روز که می خواستند مردهرا دفن کنند، بدنش را به سمت مصرق و صورتش را به سمت جایی که افتاب در آن لحظهآنجا بوده است، قرار می‌دادند . به طور کلی مردگان را به سه شکل دفن می‌کردند:

1. دفن مردگان به پهلویچپ : این روش تدفین که تقریباً نیمی از تدفین را در فلات مرکزی به خود اختصاصداده است، شامل سه حالت « خم شده » ، « جمع شده » و « چمباتمه » است . در حالت «خم شده »، تنها دستان مرده ( گاهی یک دست ) را به طرف دهان و سر او قرار داده و اورا دفن می‌کنند . در نوع دیگر یعنی در حالت « جمع شده »،همچنان که دستان به طرف دهان و سر جمع شده اند، زانوهایشان هم کمی خم شده اند .اما در حالت « چمباتمه » که به « جمع شده کامل » و « تدفین جنینی » هم معروف است، دستها و پاها کاملاً جمع شده اند، درست همانند جنینی در رحممادر ( دربارهٔ علت آن در گذشته بحث شد )، به همین دلیل هم به تدفین جنینی معروفگشته است . باید دقت داشت که این نوع تدفین تنها در قبور خمره‌ای رسم نیست و گاهیدر قبور حفره‌ای هم دیده شده است .

2. دفن مردگان به پهلویراست : این نوع تدفین که خیلی کم در فلات مرکزی ایران رایج بوده است، بیشتر درتپه حصار III مشاهده شده است . در این نوع تدفینحالت دستها معیار خاصی ندارند، گاهی بروی شکم، نزدیک زانوها و گاهی به سمت کوزه‌هاو ظرف‌های دفن شده همراه گور دیده شده است . هنوز اطلاعات دقیقی از علت تمایز ایندو نوع تدفین که نوع دوم بیشتر در حصار و در جاهای دیگر کمتر دیده شده، منتشر نشدهاست .

3. دفن مردگان به حالتطاقباز : در این نوع تدفین که به ندرت و حتی کمتر از نوع دوم در فلات مرکزی مشاهدهشده، تقریباً بر سه نوع است : طاقباز با پاهای جمع شده به حالت چمباتمه، طاقباز باپاهای به حالت نشسته و طاقباز با پاهای روی هم انداخته شده، تنها چند نمونهٔ انگشتشمار از این نوع تدفین گزارش شده که ان هم در تپه حصار دامغان می‌باشد . ما دراینجا به بعضی از خصوصیات اولین قبر اشاره می کنیم . در اولین نمونه مرده به پشت یا طاقباز دفن شده است، دستها روی سینه و پاهاروی هم افتاده است که متعلق به یک مرد بالغ است . در بعضی از این موارد یافت شدههم یکی از دستها

 

" فرهنگ تدفین در مللو ادیان مختلف "

انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کردهاست. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی واسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند کهفرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
دراین میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. بهاین جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجادفن کنند.

 

در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینیدفن می‌کردند

 

پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شدهاست، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصرپیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.

تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه بهخواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیزنشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند.احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.

مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سالپیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که باتخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.

در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند.چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادیمی‌طلبید.

در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانهدرآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها راغول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.

در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و اینتابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌هامانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.

در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از اینرو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنانجداگانه دفن شده است.

در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا دردل کوه قرار می‌دادند

 

در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند.در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگارمانده است.
داریوش کبیر، اردشیر،داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌یاو روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود راکه در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیاناعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. اینواقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عیدمسیحی‌ست.

 

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خواردر پرواز بودند

 

مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روحکه از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند.به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.

زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند ومرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاریو حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مردهباقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌داناست.

استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیانیاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردندمرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تربود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد وبرای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.

اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردندروح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست کهحوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.

در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوستمردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایلسرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.

پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید،از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌یآنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.

تدفین در آب

 

در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را بهرود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند.در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانندو سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

 

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

 

در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار وپانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراهاشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

 

در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است،پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندانجسم او آزاد می‌شود.

 

در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگیرا در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.

 

در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

 

‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخورداراست. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که ازجنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و بااین فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندنمرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

 

بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند ودر قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس ازفراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتادو به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌هامنسوخ شد.

 

در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس ازمحاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهیدروح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

 

با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیمبگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب،آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

 

تدفین در زمانه‌ی ما

 

مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیتمی‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازهاختصاص دارد.

 

اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاهخورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را دریک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدامی‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

 

در اسلام و یهودیت، نبشقبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در اینمفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، سادهاست و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. درمراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی ازمردگان باقی نمی‌گذارند. span>اما در فرهنگ ایرانی واسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظرمعماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری درغرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفینمخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندنجنازه موافقت کند. span>سوزاندن جنازه و دفنخاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سیسال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌یآنان را بسوزانند.span>در ایتالیا و در هلند،مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانندایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار،بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

درآلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال۲۰۰۳ این قانون را برداشتندو اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را درکفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.

 

 

در پايان اين بخش بايد عرضكنم: با توجه به اهميت اين بخش ، از اين پس در نظر داريم تا ، مبحث آيين تدفين(آموزش مقدماتی) را بصورت همگانی در وبلاگ آغاز نماییم و با استفاده از تصاویرموارد کشف شده، ذهن دوستان و علاقمندان را برای شرکت در کلاسهای پیشرفته و ...آماده تر سازیم.
لذا بدينوسيله از تمامي دانش پژوهان، کاوشگران، علاقمندان و همچنين اساتید اهلفن، دعوت ميشود تا هرگونه نظریه و یا مطلبي خاص در اين مقوله دارند، با ذكر دلايلو ارائه عکس و مستندات خود در بخش نظرات، ما را در این راه هر چه بیشتر یارینمایند.

 



تاريخ : یکشنبه 03 مرداد 1395 | 12:21 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

سئوال کاربر تیلر:

سلام استاد خسته نباشید
همانطور که خواسته بودین عکسهای بیشتر از پروانه رو تهیه کردم
منتظر راهنماییتون هستم

پاسخ :

دوست عزیز خدمت شما عرض کنم تصاویر شما مورد بررسی قرار گرفت و موردی که شما فرمودید مردوده ببینید دوست عزیز من در کانال تلگرام هم در خصوص آثار ارسالی دوستان توضیح دادم آثار واقعا باید طوری باشه که به اون آثار بگویندبه این صورت که برای خود فردی که برای اولین بار به آنجا مراجعه میکنه و دنبال مال خودش هست گم شدنی نباشه .دوست عزیز از یک پروانه کوچک  نمیشه به عنوان یک آثار استفاده کرد آن هم در مکانی که پر از سنگ و سنگلاخ هست چرا میشه از اون استفاده کرد اون هم بر روی یک سنگ شاخص و تکی . من علامت عقرب روی آجر هم دیدم ولی آجرش تک بود . شما کلاهتونو قاضی کنید کدوم آدم عاقلی در آنجا نشانه میذاره . آخه سنگی که پروانه روی آن هست امتیاز خاصی ندارد. ببینید پروانه پرواز میکند و به سمت شیرینی می رود تا غذا بخورد شاید هم به تعبیر شما پروانه به سمت شیرینی شاهتوت می آید اگر دوست دارید زیر آن را کار کنید . منطقه شما هم درخت زیاد دارد و هم سنگ نشانی که شما فرستادید شاخص نبودند حال این پروانه توسط کی و برای چی حک شد خدا می داند . شاید هم قسمتی از یک نسخه باشد که فرد را به سمت آن درخت قدیمی باشد . ولی جدای اون پروانه من متوجه شدم که زیر درخت ظاهرا چشمه دارد اگر این طور هست اطراف چشمه تا درخت چک شود و چهار جهت اصلی چشمه بررسی شود اگر درخت در جهتات اصلی چشمه هست زیر آن تا 4 متر کاوش شود.موفق باشید

 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:44 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

دوستان عزیز بازهم در خصوص ارسال آثار دقت کنید سنگ آثاردارای مشخصات خودش هست یعنی به قول معروف داد میزنه بعضی از دوستان علامت بسیار ریز یا سنگهای خیلی کوچک را میفرستند و انتظار کارشناسی دارند .دوستان عزیز آثار اعم از سنگی یا حکاکی یا کتیبه یا هرشکل دیگر نشانه ایی برای پیدا کردن مال خودشون بود مثل آدرس بنابراین از علایم کوچک .سنگ کوچک و غیره استفاده نمیکردند اگر این طور بود خودشان چطور میتونستند اون آثار را پیدا کنند تا به بار و مال خودشون برسند. من با یکی از دوستان در باغ خودم چند تکه عتیقه البته از نوع کم ارزشش دفن کردیم و علامت گذاشتیم جهت تست باورتون نمیشه دو روز گشتیم تا پیداش کنیم .پس علایم ریز فقط در بعضی از جاها کاربرد داره مثلا روی آجر خاص و غیره و نمیتونه نشانه خوبی باشه شاید ساخته و پرداخته و برداشت ذهن ما باشه. علامت و آثار طوری طراحی میشد که بعد از گذشت هزار یا دوهزار سال هم ازبین نره و بتونه راهنما باشه.

 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:42 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در بعضی از مناطق کشور که رطوبت زیاده از آهک  و خاکستر برای محافظت از دفینه در مقابل آب های زیر زمینی و رطوبت استفاده می کردند به همین خاطر از قدیم رایج بود هر جا گنج هست کچش معلومه این تفکر از اونجا اومده .آهک ماده ایی هست که بوی بسیار تندی داره و باعث سردردهای شدید میشه .با یکی از دوستان کار میکردیم که ناگهان بوی تند آهک چنان اذیتمون کرد که من تا ده روز سردرد داشتم و دوستم حالش بهم خورده و بالا آورده به همین دلیل موقع کار کردن بویژه اطراف درخت حتما ماسک بزنید. موفق باشید.

 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:41 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

از روشهای دیگر در محافظت از دفینه روش استفاده از تله های مکانیکی یا تله های فیزیکی می باشد . در این روش از تله های مختلف مثل ریزشی ، پرتابی ، چاه ، مواد سمی کشنده و غیره  استفاده می شود.مهمولا تله ها برای دفینه های بزرگ استفاده می شود و برای دفینه های کوچک به قول امروزی ها مقرون به صرفه نبود. یادمه در جایی کار می کردیم با یک گروه از بچه ها داخل یک راهرو که وارد شدیم دیواری جلوی ما سبز شد بعد از چند ضربه به دیوار مواد سمی در هوا پراکنده شد و همه بچه ها دچار سرفه های شدید و خفگی شدیم. که کار دوتا از بچه ها به بیمارستان کشید . خیلی از تله ها به مرور زمان کم توان شدند و از حالت اولیه خارج شدند ولی بسیاری از تله ها هنوز به قوت خود باقی هستند.یکی از تله ها در مناطق خشک استفاده از شنهای روان هستند. استفاده از چاه  نیز زیاد استفاده میشد که خیلی خطرناک هستند.



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:37 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
 

در قدیم بیمه داشتیم از بیمه دوره هخامنشیان برای گارگران گرفته تا بیمه و مرخصی زایمان برای زنان کارگر .یکی از این بیمه ها بیمه اماکن بویژه پل ها بود . در ساخت پل مقداری طلا در پل ها جاساز میشد تا در زمان تخریب پل از آن سکه ها برای ساخت مجدد یا بازسازی آن استفاده شود . از مکانهای قرار دادن خمره سکه برای پل می توان به دوطرف تاج اصلی یا هلال اصلی پل و یا پایه اول پل نام برد.

 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:34 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

قلعه مریوان که روی کوه امام قرار دارد، در استان کردستان، جنوب شهرستان مریوان واقع شده است. بر اساس برخی از مستندات تاریخی این قلعه به‌مدت 3 قرن یکی از مکان‌های حکومتی امیران بابان و اردلان بوده است. نام کوه امام از نام «شیخ احمد بن انبار نعیمی الحسنی» گرفته شده که در سده 8ه. از طرف امیر حمزه بابان به عنوان پیش نماز و امام جماعت مسجد سرخ منسوب شده که همزمان با ساخت قلعه از طرف امیر حمزه بابان فرمان ساخت مسجد هم داده شده بود....

پیشروی فعالیت‌های معدن سنگ، در حریم قلعه امام مریوان مقدمات تخریب بقایای تاریخی آن را فراهم کرد. این درحالی است که بخش عمده‌ای از قبور تاریخی قلعه در طول زمان ویران شده است. قلعه امام از جمله بناهای ثبت شده میراث‌فرهنگی و مورد احترام مردم مریوان به شمار می‌رود.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ بیش از 10 سال است معدن سنگ زیر پای قلعه امام مشغول فعالیت است. فعالیت‌ها تا جایی پیش رفته که احتمال ریزش و تخریب کامل بقایای قلعه امام نزدیک است. این درحالی است که نزدیک معدن سنگ و زیر قسمت شاه‌نشین قلعه، دانشگاه آزاد مریوان واقع شده که باستان‌شناسان و کارشناسان میراث‌فرهنگی ساخت و سازهای دانشگاه را بسیار نگران کننده توصیف می‌کنند.
 به‌گزارش CHN، قلعه مریوان که روی کوه امام قرار دارد، در استان کردستان، جنوب شهرستان مریوان واقع شده است. بر اساس برخی از مستندات تاریخی این قلعه به‌مدت 3 قرن یکی از مکان‌های حکومتی امیران بابان و اردلان بوده است. نام کوه امام از نام «شیخ احمد بن انبار نعیمی الحسنی» گرفته شده که در سده 8ه. از طرف امیر حمزه بابان به عنوان پیش نماز و امام جماعت مسجد سرخ منسوب شده که همزمان با ساخت قلعه از طرف امیر حمزه بابان فرمان ساخت مسجد هم داده شده بود.
نمایی دور از  محل قرار گیری قلعه امام روی کوه‌ها
یکی از باستان‌شناسان شهرستان مریوان  با اعلام این خبر به CHN می‌گوید: «بیش از 10 سال است که  معدن سنگ زیر قسمت شاه‌نشین قلعه دوم مشغول به فعالیت است به‌طوری که پیشروی فعالیت‌هایش به حریم قلعه کاملا محسوس است.»
 این باستان‌شناس که ادامه می‌دهد: «به‌دلیل نبود اطلاع رسانی و رسیدگی متولیان میراث‌فرهنگی بسیای از قبور قهرمانانان قلعه در اثر گذر زمان تخریب و بخشی از آن‌ها شکسته‌اند.»
 این درحالی‌است که سید عبدالصمد تواری در کتاب «نورالانوار» می نویسد: «امیر حمزه بابان جنگی را بر پا کرد و در آن شهر های دیار بکر و حلب فتح کرده و ترکان و اعراب با نیروی بسیاربه مقابله با او برخواستند ولی بی‏نتیجه بود که در نتیجه به فکر مکر و حیله ای افتادند و حمدون بگ سر لشکر سپاه بابان را با پول و پاره ای خریده و سرانجام خود و سپاهش را تسلیم می‌کند امیر حمزه که تنها می ماند به ناچار میدان کارزار را ترک کرده و با عده ای از یارانش که به او وفادار مانده بودند فرار را بر قرار ترجیح می دهند و در ناحیه مریوان بر روی کوه سه قله که امروزه به امام مشهور ا‌ست سکنی گزیدند بعد از استقرار در قله ی امام به جمع آوری نیرو و ترمیم سپاه خود پرداخت وهمچنین بر روی این کوه قلعه و دژهای محکمی را به وجود آورد که در میان قلعه ها مسجدی ساخت که شیخ احمد انباری نعیمی را به عنوان امام و پیش نماز آن تعیین کرد.»
 
فعالیت‌های معدن سنگ در پای قلعه
هرچند که قلعه مریوان بار دیگر در زمان سهراب بگ اردلان رونق میگیرد و به عنوان مرکز حکومتی مورد استفاده قرار می گیرد. آیت الله مردوخی در کتاب «میژوی کوردستان» در این باره می نویسد: «سهراب بگ پسر مامون بگ اول در سال 945ه. ناحیه تحت فرمانروایی مامون بگ دوم که برادرزاده ی خود او بوده را به تصرف در می‎آورد و در ناحیه مریوان روی کوه بلند قلعه‏ای محکم را برای روزهای جنگ و ناامنی ساخت (مردوخی:145:1375) که امروزه آثار قلعه روی کوه پیداست.»
 
گورستان قلعه در قله اول
کوه امام که جنلگی متراکم آن را در بر گرفته 3 قله بلند دارد به همین دلیل سید عبدالصمد تواری از آن به عنوان سه قله یاد می‌کند. در قله اول گورستانی رو باز، سنگ و چوب دیوارهای مسجد سرخ، درختی کهن که در جلو مسجد سرخ دیده می‌شود مکانی برای استراحت و گرد هم آمدن مردم روستا در زمان غروب بوده، آثار ویرانه‎های خانه‎ها که دست زمانه و جبر ظالمان آن را ویران کرده هنوز دیده می‌شود. همانطور که گفته شد مسجد سرخ از طرف امیر حمزه بابان در سده 8ه بنا شده دیوار بیرونی مسجد به وسیله‎ای آجرهای چهارگوش پخته شده قرمز ساخته که این باعث شده که به مسجد سرخ مشهور شود این مسجد حجره‌هایش بعدها رونق یافت و به عنوان یکی از دارالعلم‌های کردستان خود را مطرح کرد و دانشمندان بسیاری را در آن پرورش داده‏است.
 
 
بخشی که احتمالا تراس شاه نشین در قله دوم است
قلعه دوم به نام قلعه شاه‌نشین شناخته شده تا چند سال پیش اطراف قلعه، خرابه و دیوارهایی با  آجر قرمز در آن دوران ساخته شده که امروز نیز این خرابه‎ها هر چند اندک در میان درختان دیده می‎شود.
 در بلند ترین قسمت قلعه‌ دوم تخته سنگ بزرگی تراشیده شده و تراس بزرگ و زیبایی از آن تراشیده‌اند که منظره زیبایی از دشت مریوان و دریاچه زریبار از آن نمایان است. پهنای ایوان 18 تا 20 متر است رو کار این ایوان از ملاطی که از آهک و گچ و ماسه درست شده که ساروج گفته می‎شود و ساروج کاری شده، سختی و سفتی ملاط ساروج باسیمان و بتن برابری می‌کند.
 
محلی که احتمالا آب انبار قلعه امام
درست در قسمت پایین شاهنشین مکانی دیده می‌شود که مردم دور و بر به آن آب انبار می‌گویند. این آب انبار که منبعی بوده برای مهار و ذخیره آب، آب مورد نیاز مردم قلعه را تامین می‌کرده است. قسمتی از آب انبار که پس از سالیان دراز هنوز پا برجا و باقی است در دل کوه کنده و تراشیده شده است و قسمت‌های دیگر این آب انبار مثال سقف (بام) و قسمتی از دیوار شمالی و شرقی آن ویران شده است.
 قلعه سوم که بلند ترین قلعه شناخته می‌شود مشهور به قلعه زندان است، کارشناسان معتقدند این قله به‌دلیل مرتفع و دور از دسترس بودن به عنوان زندان استفاده می‌شده تا هیچ زندانی نتواند از آنجافرار کند. بلندی قلعه زندان به‌گونه‎ای است که همه کوه امام زیر پای آن قرار دارد و امکان دارد که مکانی مهم برای نگهبانی از قلعه باشد.
سنگ قبر شکسته هه لوغان
درحال‌حاضر با توجه به اتفاقالی که در قلعه امام رخ داده مردم مریوان  و روستاهای اطراف هر ساله در جلو مسجد سرخ و گورستان قلعه ویران می‌شوند و به یاد قهرمان‌ها و شکوه و جلال آن‌‌ها به شادمانی می‌پردازند.
 با این حال هنوز هیچ تلاشی برای حفظ این قلعه صورت نگرفته حتی دیوارهای قلعه از بیخ کنده شده و تنها آثاری که از قلعه امام و قله‌های سه گانه آن به‌جا مانده خاطرات شفاهی مردم است.


تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:32 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

سازه هخامنشی گوردختر در جنوب ایران و مرز استان فارس و بوشهر واقع شده، آرامگاهی مشابه پاسارگاد اما در ابعادی کوچکتر. محلی‌ها این بنا را به نام گور دختر می‌شناسند و آن را به خواهر بزرگ یا مادر کوروش انتساب می‌دهند. اما دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد...

گور دختر یکی از بناهای ارزشمند دوره هخامنشی محسوب می‌شود که در بدترین شرایط حفاظتی قرار دارد. دسترسی مستقیم به اثر، تعرض به حریم، حفاری غیرمجاز در اطراف بنا، تبدیل شدن به آغل گوسفندان و محلی مناسب برای نگهداری مرغان ازجمله اتفاقاتی است که طی سال‌های اخیر در بنای 2500 ساله گوردختر رخ داده است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  با توجه به‌ اهمیت بنای هخامنشی گوردختر، هنوز مشخص نیست چرا باوجود انتقادات دوستداران میراث‌فرهنگی و اطلاع‌رسانی گسترده رسانه‌ها این اثر همچنان مورد بی‌مهری مسئولان میراث‌فرهنگی قرار گرفته است. این بی‌توجهی‌ها تا جایی پیش رفته که حال این بنای 2500 ساله پس از تعرض‌های گسترده تبدیل به دانه‌خوری مرغان شده است!
 
یادگاری نویسی در بنای 2500 ساله گور دختر!
به‌گزارش CHN، سازه هخامنشی گوردختر در جنوب ایران و مرز استان فارس و بوشهر واقع شده، آرامگاهی مشابه پاسارگاد اما در ابعادی کوچکتر. محلی‌ها این بنا را به نام گور دختر می‌شناسند و آن را به خواهر بزرگ یا مادر کوروش انتساب می‌دهند. اما دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد.
کف آرامگاه محل پروش مرغ و خروس!!!
با این حال «سیاوش آریا» یکی از فعالان میراث‌فرهنگی استان فارس درتازه‌ترین بازدیدی که ازآرام‌گاه گوردختر درشهرستان دشتستان بوشهر،بخش تنگه ارم داشت متوجه ابعاد گسترده‌تری از تخریب‌ها شد.
 
سقف بنای گوردختر!!!
چنانچه به‌گفته این فعال، بنای 2500 ساله هخامنشی نه‌تنها بدون نگهبان و تعیین حریم رها شده بلکه فاقد تابلوی معرفی توسط میراث‌فرهنگی است.
جاده منتهی به گور دختر که وضعیت بسیار نامناسبی دارد
گفته می‌شود یادگاری نویسی روی بنا و ساخت و ساز خانه‌های روستایی در حریم درجه یک وضعیت و شکل اسفباری به این محوطه تاریخی داده است. آریا معتقد است، چند سال پیش نخستین دست‌اندازی توسط اداره برق منطقه‌ای استان با نصب تیرک چراغ برق صورت گرفت و پس از آن بود که ساخت و سازها در منطقه افزایش پیدا کرد.
 
اطراف بنای 2500 ساله هخامنشی انبوهی بوته روییده که نشان از عدم رسیدگی به این محوطه تاریخی دارد
به‌گفته آریا، آرامگاه کوروش جوان دراوایل دهه 80 ازسوی یک تیم بهسازی(مرمت) و به سرپرستی حسن راهسازبه صورتی ویژه بهسازی واحیا شد که بنا به گفته کارشناسان، پروژه گور دختر ازجمله کارهای موفق این گروه مرمت‌گر بوده است. مرمت‌گران برای بهسازی واحیای آرامگاه 24 قطعه سنگ بنا را پیاده کرده وبرخی قطعات آن را که دچاررانش وجابه جایی شده بود اصلاح ویا با قطعات جدید سنگ جایگزین کردند.

 

ساخت و سازهای اطراف گوردختر
 آرام گاه کورش جوان درشهرستان دشتستان بوشهرودرجاده برازجان به کازرون فارس قراردارد.این آرامگاه دارای سقفی شیروانی شکل ومشابه آرام گاه کورش بزرگ است.
 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:30 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
 

 حرکت شاقول به این صورته که موقع برخورد به جنس خودشو به طرف جنس میکشونه و برروی هدف حالت دورانی پیدا میکنه وبقیه چیزها رو که از کدوم طرف وبه چه شکلی میچرخه خود طرف باید آزمایش و تست کنه که همه چیز دستش بیاد و در شاقول بیشتر از جیوه نقره ای استفاده میشه که اگه از جیوه قرمز یا سبز استفاده کنید خیلی بهتر کار می کنه مسلما چوب کاره همون برنج و انجام میده واینکه شاقول کاری به متراژ نداره چون یون ازاد شده از جنس که روی سطح زمینه میگیره و یک نکته مهم دیگه اینه که باید شاقول توی دست ثابت باشه و دست لرزش نداشته باشه.

 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:28 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
 
 حفاری کردن همانند یک عملیات است قبل از اینکه خاک را زیر و رو کنید باید داده ها و نشانه های سطح خاک را به شکل خوبی تجزیه و تحلیل کرد.

۱.باید از روشهای آرکولوژیک (باستان شناسی) در تحقیقات مقدماتی و سطحی و در حفاری استفاده نمود تا شانس موفقیت شما بالاتر برود

۲٫برای شناختن ساختار  و لایه های خاک از رشته  ژئولوژی( زمین شناسی ، علمی که درباره زمین و چگونگی مواد و ترکیبات و تغییرات آن بحث می کند.) استفاده نمود تا گمراه نشویم.

۳٫برای فهم اینکه آثاری که بدست آمده از چندین و چه کانی هایی تشکیل شده و یا چه نوع سنگ قیمتی در ساخت آن استفاده شده باید از شاخه کانی شناسی  که یکی از شاخه های زمین شناسی است استفاده کرد.

۴٫محاسبه تقریبی هزینه های جستجو بررسی و حفاری کردن باعث برنامه ریزی دقیق و موفقیت در کار می شود

۵٫برای شناخت اشکالی که بر روی صخره ها حک شده و همچنین شناخت آثار تاریخی بدست آمده باید تاریخ هنر و تاریخ تمدنها را مطالعه نمود و استفاده کرد.

۶٫حفاری کردن همانند یک عملیات است قبل از اینکه خاک را زیر و رو کنید باید داده ها و نشانه های سطح خاک را به شکل خوبی تجزیه و تحلیل کرد.

۷٫برای زودتر رسیدن به هدف باید از تکنولوژی استفاده کرد.

۸٫بسیاری از نشانه ها و اشکال به شکل الفبایی و طبق قواعد ریاضی بدست می آیند.برای حل کردن این معماها باید از علم هندسه که شامل مجموع قوانینی مانند یادگیری زبان علائم و نشانه ها , اندازه گیری طول و عمق, واحدهای اندازه گیری در ریاضی که این قوانین در بسیاری از گوردخمه ها تومولوسها و بسیاری از دفینه های شخصی رعایت شده است استفاده نمود .

۹٫باید از اطلاعات مردم که شامل افسانه ها داستان ها و باورها که مربوط به منطقه مورد کاوش شماست نت برداری کرد یادتون باشه گاهی نکته ای کوچک کاری بزرگ انجام می دهد البته معمولا این جور افسانه ها با اغراق همراه است اما همه این ضرب المثل رو شنیدیم که میگه تا نباشد چیزکی مردم نگویند…..

۱۰٫برای یادگیری جنبش ها و ساختار قومی و دینی جوامع باستانی باید  تاریخ ادیان را مطالعه و استفاده کرد.

 

 



تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 14:27 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران