وب گیتاریست
- وب جاواستوانه کوروش گنج بزرگ بشری

کوروش ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر همچنین معروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیانگذار سلسله هخامنشی بود. کوروش به مدت 30 سال، از سال 559 تا سال 529 قبل از میلاد بر ایران سلطنت کرده بود.
در سال ۱۲۵۸ ، به دنبال کاوشهای گروهی انگلیسی در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه (نیایشگاه مَـردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر باستانی بـابِـل در میاندورود (بینالنهرین) استوانهای از گل پخته بدست باستانشناسی کـلدانی به نام «هرمز رسـام» پیدا شد که امروزه در موزه ملی بریتانیا نگهداری میشود.
منشور کوروش استوانه ای سفالین از جنس رس بوده، 23 سانتیمتر طول و 11 سانتیمتر عرض دارد و حدود 40 سطر به زبان اکدی و به خط میخی بابلی روی آن حک شده است.
بررسیهای نخستین نشان داد که گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشتههایی به خط و زبان بابلی نو (اَکَـدی) در برگرفته که گمان میرفت نبشتهای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد.
اما بررسیهای بیشتری که پس از گرتهبرداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد که این نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی (۵۵۰-۵۳۰ پم.) و به هنگام ورود به شهر بابل نوشته شده است.
شکل ظاهری این فرمان، به مانند استوانهای دیده میشود که میانه آن قطورتر از دوسوی آن است. انتشار و ثبت فرمانها و یادمانهای رسمی روی استوانه گِلین و نیز روی لوحههای مسطح، از سابقهای دیرین در ایران و میاندورود برخوردار بوده، که گونه استوانهای آن نسبت به بقیه، پایداری و دوام بیشتری داشته است.
بیتردید این فرمان در نسخههای متعددی برای ارسال به نواحی گوناگون نوشته شده بوده که امروزه تنها یکی از آنها باقی مانده است.
استوانه کوروش آسیبهایی جدی به خود دیده، به طوری که بسیاری از سطرهای آن از بین رفته و یا بر اثر فرسودگی بیش از اندازه قابل خواندن نیست. نبشتههای بخشهای آسیبدیده را تنها با توجه به اندازه فضای خالی و برخی حروف باقی مانده در آن میتوان تا حدودی بازسازی کرد که در این بازسازی نیز، بیگمان احتمال اشتباه وجود دارد.
در دانشگاه ییل کتیبه کوچک و آسیبدیدهای نگهداری میشود که ریشارد بِرگِر در سال ۱۹۷۵ آنرا بخشی گمشده از استوانه کورش دانست. این بخش توسط وی به کتیبه اصلی اضافه شد.
فرمان کوروش بزرگ از زمان پیدایش تا به امروز بارها ترجمه و ویرایش و پژوهش شده است. پیش از همه، کِرِسْویک راولینسون در سال ۱۸۸۰ میلادی و بعدها ف. ویسباخ ۱۸۹۰، گ. ریختر ۱۹۵۲، آ. اوپنهایم ۱۹۵۵، و. اِیلرز ۱۹۷۴، ج. هارماتا ۱۹۷۴، پ. بـرگـر ۱۹۷۵، ا. کـورت ۱۹۸۳، پ. لوکوک ۱۹۹۹ و بسیاری دیگر آنرا تکرار و کاملتر کردند.
ترجمه و انتــشار فرمــان کــوروش بــزرگ (کــوروش دوم) پــرده از نادانــستههای بســیار برداشت و به عنوان «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت و نمایندگان و حقوقدانان کشورهای گوناگون جهان در سال ۱۳۴۸ خورشیدی با گردهمایی در کنار آرامگاه کوروش در پاسارگاد، از او به نام نخستین بنیادگذار حقوق بشر جهان یاد کردند و او را ستودند.
کوروش پس از ورود به شهر بابل در کنار رود فرات و در جنوب بغداد امروزی فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر کرد که قریب 70 سال در بابل به اسارت گرفته شده بودند. هزاران آوند زرین و سیمین آنان را که پادشاه بابل از ایشان به غنیمت گرفته بود، به آنان بازگرداند و اجازه داد که در سرزمین خود نیایشگاهی بزرگ برای خود بر پای دارند.
رفتار کوروش با یهودیان موجب کوچ بسیاری از آنان به ایران شد که در درازای 25 قرن هیچگاه بین آنان و ایرانیان جنگ و خشونت و درگیری رخ نداد و آنان ایران را میهن دوم خود میدانستهاند.
حقوقی که انسانِ امروز پس از 2 هزار و پانصد سال در اندیشه ایجاد و فراهمسازی آن افتاده است و آرزوی گسترش آنرا در سر میپروراند.
نسخهبدلی از منشور کوروش (به عنوان کهنترین فرمانِ شناختهشده تفاهم و همزیستی ملتها) در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نگهداری میشود. این کتیبه در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت جای دارد.
منشور حقوق بشر کوروش با پی گیری مسئولان سازمان میراث فرهنگی در سال 1389 تحویل موزه ایران باستان شد.
این لوح توسط جان کرتیس، مدیر بخش خاورمیانه موزه ملی بریتانیا به صورت پلمپ شده و با حفاظت ویژه به موزه ملی ایران تحویل و در خزانه آن قرار گرفت.
منشور کوروش هخامنشی، ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج میبرد.




استون هنج و اختلاف میان باستان شناسان
استون هنج یکی از مراکز باستانی جهان است که بسیاری از محققان درباره ان اختلاف نظر دارند . بعضی این بنا را برای شناسائی روزها و مشخص شدن اعتدال روزهای بهار و پائیز میدانند. بعضی این مکان را برای قربانی دادن و قربانی شدن می دانند.
این مجموعه در دشت سالیسبوی در جنوب انگلستان واقع شده و از تعدادی سنگ بزرگ تشکیل شده که بر گرد چند دایره به صورت تیر و ستون ساخته شده اند.

دوایر سنگی استون هنج یکی از عجایب جهان باستان و از مشهورترین محوطه های باستانی امروز جهان است که از سال ۱۹۸۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است . قدمت این محوطه باستانی که در دشت سالزبری در ویلت شایر انگلستان واقع شده است، به عصر نوسنگی و عصر مفرغ برمیگردد. استون هنج از دو دایره سنگی متحد المرکز تشکیل شده است که ارتفاع سنگ های دایره درونی آن به ۶ متر و وزنشان به حدود ۵۰ تن می رسد . به عقیده کارشناسان، استون هنج در چند مرحله و در یک دوره زمانی هزارساله، از ۳ هزار تا ۲ هزار سال پیش از میلاد مسیح، ساخته شده است.
ساخت استون هنج در زمان خود یک شاهکار مهندسی و مستلزم انگیزه، وقت و نیروی انسانی بالایی بوده است. با این حال تا امروز دلیل ساخت استون هنج روشن نشده است، هر چند تئوری های زیادی در مورد کاربرد و دلیل ساخت این دوایر سنگی وجود دارد که هنوز هیچ یک از آنها به یقین ثابت نشده اند. دایره بیرونی استون هنج که قطر آن به ۱۱۵ متر می رسید، از سنگ های نسبتاً کوچکتری ساخته شده است و دو شکاف که به عنوان ورودی عمل می کرده اند، در شمال شرقی و جنوب آن قرار دارد.
در قرن هفدهم،” جان اوبری”، باستان شناس انگلیسی در لبه درونی این دایره، ۵۶ گودال کشف کرد که به نام خود او مشهور شدند. بر اساس یک نظریه، این گودالها احتمالاً روزی الوارهایی را به صورت ایستاده در خود جای داده بودند، اما تاکنون هیچ مدرکی که این فرضیه را تأیید کند به دست نیامده است. دایره درونی استون هنج در حدود هزار سال بعد ساخته شده است. در این زمان حدود ۷۴ تخته سنگ عظیم که وزن بعضی از آنها به ۵۰ تن می رسید، از کوههای” مارلبرو داون” در فاصله ۳۰ کیلومتری شمال استونهنج به این محل آورده شدند. از این تعداد ۳۰ تخته سنگ دایره درونی به قطر سی متر را تشکیل می دهند، ۲۹ تخته سنگ به صورت افقی روی این تخته سنگهای ایستاده قرار گرفتند و ۱۵ تخته سنگ آخر هم که از بقیه سنگها عظیم تر هستند، به شکل یک نعل اسب درون این دایره دوم قرار گرفتند.

مطالعات کارشناسی که به تازگی صورت گرفته نشان می دهد برای انتقال این سنگهای ۵۰ تنی از “مارلبرو داون” به محل فعلیشان، باید لااقل ۶۰۰ مرد قوی هیکل در عملیات انتقال این سنگها شرکت می کردند. در طول سالهای گذشته، ساخت این بنای سنگی عظیم به اقوام مختلفی نسبت داده شده است، اما قوم سازنده استون هنج تا امروز هنوز مشخص نشده است.
بر اساس پرطرفدارترین نظریه، ساخت استون هنج توسط اقوام نوسنگی در حدود ۵ هزار سال پیش آغاز شد و بعدها توسط قوم دیگری که به تازگی شکوفا شده بود، ادامه یافت. برخی کارشناسان احتمال می دهند این قوم دوم که به قوم” بیکر ” مشهور شده اند، از قسمت قاره ای اروپا به انگلستان آمده باشند، اما تاکنون هیچ مدرکی که این نظریه را تأیید کند به دست نیامده است.
------------------------------------------------------------------------------------------------
نخستین مطالعات علمی در استون هنج در سال ۱۷۴۰ میلادی توسط” ویلیام استاکرلی” صورت گرفت. “استاکرلی” نخستین نقشه دقیق از استون هنج را تهیه کرد و با مطالعه این نقشه متوجه ارتباط احتمالی این بنا حرکت خورشید و ستارگان شد.
استون هنج در جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی ساخته شده است و احتمالاً سازندگان آن هنگام ساخت آن قصد پیش بینی نقاط اعتدال بهاری و پاییزی (زمانی که طول روز شب با یکدیگر یکسان می شود) و نقاط انقلاب تابستانی و زمستانی (بلندترین روز و بلندترین شب سال) را داشته اند.بنا بر مطالعات انجام شده در استون هنج، در نقطه انقلاب تابستانی، یعنی روز ۲۱ ژوئن، خورشید از شمالی ترین بخش دایره بیرونی طلوع می کند و نخستین اشعه های آن درست از میان نعل اسب درونی رد می شود. به گفته کارشناسان، بسیار بعید است که چنین چیزی صرفاً بر اثر تصادف به وجود آمده باشد.
واحدهای اندازه گیری طول
چگونه اندازه / واحدهای اندازه گیری درازا پدید آمدند؟
دوستان در بعضی مواقع در پیدا کردن علایم یا در حفاری به مشکل بر میخورند و زود نا امید می شوند که این مشکل ناشی از اختلاف متراژهاست .عزیزان زیاد روی متراژ ها در پیدا کردن علایم و یا حفاری تکیه نکنید.ببینید خیلی ساده است واحدهای اندازه گیری در باستان از نظر نام در بین انسانها امپراطوری ها و قومها یکی بوده اما از نظر مقیاس اختلاف کمی با هم دارند که در بعضی مواقع جمع این اختلاف ها باعث اختلافات فاحشی می شود. بخش بزرگی از این اختلاف ها ناشی از استخوان بندی انسانها در دوره های مختلف است مثلا گز و یا ارش مربوط به اندازه گیری با دست و پاها هستند. مطمنا گذشتگان ما از نظر بدنی نسبت به انسانهای عصر حاضر قوی بنیه و قوی هیکل تر بوده اند.پس سعی کنید اگر متراژ شما مثلا یک زراع (بین ۹۰ سانت تا یک ۱ مترو ۴ سانت) بود شما حد وسط آن که ۹۷ سانت را در نظر بگیرید تا گمراه نشوید. در پایین مطلب بسیار جامعی در این رابطه در یکی از وبلاگ ها مشاهده کردم که برای عزیزان علاقه مند در اینجا قرار می دهم…
در زمان های خیلی دور، انسان از اندازه قسمت های مختلف بدنش برای اندازه گیری استفاده می کرد.

اندازه گیری با قدم
انسان از قدم هایش برای اندازه گیری مزرعه استفاده می کرد.

اندازه گیری با پا
برای اندازه گیری چیزهای کوچکتر هم از کف پاهایش استفاده می کرد. مانند اندازه گیری پوست خرس.

اندازه گیری با دست (اَرَج / ارش)
برای اندازه گیری چیزهای بزرگتر، از فاصله بین آرنج تا انگشتانش استفاده کرده و این اندازه را اَرَج یا ارَش نامید.

اندازه گیری با کف دست (وجب)
اما گاهی برای اندازه گیری بعضی چیزها یک اندازه / مقیاس به تنهایی کافی نبود؛ از این رو، انسان مجبور بود تا آنجا که می توانست با ارَج، و مقدار باقیمانده را با وَجَب اندازه گیری کند.

اندازه گیری با اندازه های ارَج و وجب
مانند اینکه وقتی می خواست یک تنه درخت را اندازه گیری کند، هم از ارَج و هم از وجَب استفاده می کرد

بعضی چیزها از یک وجب هم کوچکتر بودند. انسان برای اندازه گیری آنها از چهار انگشت استفاده می کرد.
برای اندازه گیری چیزهایی حتی از این هم کوچکتر، از اندازه عرض انگشتانش استفاده کرد و آن را انگشت نام نهاد.
در ایران، واحد کوچکی به نام بند انگشت هم به کار می رفته است.
چگونه واحدهای اندازه گیری یکسان درازا به وجود آمدند؟
انسان برای انجام کارهای بازرگانی و هر گونه مبادله نیز با اندازه قسمت های مختلف بدنش چیزها را اندازه گیری می کرد.
این امر باعث می شد که اندازه ها، گاهی کم و گاهی زیاد، و بطور کلی در هر هر بار اندازه گیری، اندازه های متفاوتی به دست می آمد.
مانند اینکه کسی می خواست پوست خرسی بخرد که درازایش ۶ پا باشد.

اما از آنجا که قد انسان ها متفاوت بود، اندازه پاهایشان هم با هم فرق داشت و همه به یک اندازه نبود،

درازی ۶ پا می توانست به اندازه نمای بالا، یا به اندازه نمای زیر باشد.

بنابراین انسان ها به اندازه / واحدهای یکسان و ثابت نیاز داشتند که امروز واحد یا مقیاس استاندارد / اندازه معیار نامیده می شود.

قورباغه خصوصیات واضحی دارد و مهم ترین آن، جهش به سمت جلو می باشد و معمولا باید در کنار یک رود یا برکه ای آب قرار داشته باشد و این علامت علامت آخر نیست و باید به سمت جهش آن به دنبال نشان بعدی باشید. ضمنا یک خصوصیت دیگر آن گرفتن طعمه از راهی دور می باشد و به همین منضور اگر قورباقه رو به رودخانه قرار داشت، اصلا تعجب نکنید و فکر نکنید که هدف نهایی در آب می باشد! بلکه هدف آن طرف آب بوده و در آنجا باید به دنبال علامت آخر باشید . ضمنا بعضی ها نیز به حالت چشمان قورباغه اشاره داشته و توجه ویژه ای به آن دارند و معتقدند که چشمان قورباغه، به دو طرف مختلف نگاه می کنم و میتواند نشانگر دو هدف باشد. در کل باید به تمام اجزاء آن دقت کافی داشته باشید، چرا که می تواند در یافتن نقطه نهایی، به شما کمک موثری بنماید.
شمشیرها از چندهزار سال پیش تا اواسط قرن بیستم در بسیاری از ارتش های جهان به عنوان یک سلاح اصلی و یا ثانویه به کار می روند. یکی از نشانه های تمدن ها و دوره های معروف زمانی در هر دوره، سلاح های ساخته شده در آن دوره و خصوصا شمشیرها بودند که امروزه با مطالعه آنها بسیاری از کارشناسان می توانند به بسیاری از حقایق در مورد آن دوره از تاریخ پی ببرند.
شمشیرهای زیادی در تمدن های گوناگون در طول تاریخ ساخته شده اند اما تنها تعدادی از آنها در اذهان باقی مانده اند که نوشته زیر، معرفی شمشیر معروف در طول تاریخ است.
کاتانا؛ شمشیر سامورایی

حتما اکثر ما تا به امروز حداقل یک فیلم سینمایی در مورد سامورایی ها تماشا کرده ایم. این جنگجویان دوران قرون وسطا در ژاپن به صورت سربازان مزدوری بودند که برای یک حاکم و یا فئودال نیرومند انجام وظیفه می کردند. سلاح اصلی آنها شمشیری به نام "کاتانا" بود که تا تا به امروز نیز برای مقاصدی همچون فروش به مجموعه داران و یا تمرین های ورزشی تولید شده و از آن بهره گرفته می شود.
این شمشیر ژاپنی در طی پروسه ای خاص با ترکیب فولاد با کربن بالا و کربن پایین ساخته می شود. شمشیر سازان ژاپنی معمولا برای ترکیب این دو گونه از فولاد آن را تا دمای 750 درجه سانتی گراد حرارت داده و سپس به صورت ناگهانی آن را به وسیله فرو کردن در آب سرد می کردند.
این تغییر ناگهانی دما باعث می شود تا فلز نهایی بدست آمده در عین داشتن قطری کم و سبکی بسیار مستحکم بوده و بنا بر نظر بسیاری از کارشناسان حتی از فولاد نیز محکم تر باشد. در این مرحله شمشیر ساز به وسیله سنگ جلا دهنده و به صورت دستی به ضربه زدن و شکل دادن شمشیر می پردازد. سپس بر اساس سفارش و نیاز مشتریان بر روی تیغه و یا دسته آن حکاکی صورت می گرفت.
یک نکته در مورد این شمشیر که آن را به یکی از مرگبارترین سلاح ها در زمان خود بدل می کرد این بود که "کاتانا" ها با وجود اندازه تقریبا کوچک با طول تیغه ای در حدود 70 سانتی متر به علت طراحی مناسب و تیز بودن تیغه ابزاری مناسب برای قطع اندام انسان و کشتن نفر مقابل است. این گونه از شمشیرها از سال 1392 میلادی تا به امروز تولید می شوند.
با افول سامورایی ها در ژاپن، صنعت شمشیر سازی نیز در این کشور رو به افول رفت. اما جالب اینجاست که در زمان جنگ دوم جهانی بسیاری از افسران ژاپنی همچنان با شمشیرهایی به ماند "کاتانا" به میدان نبرد می رفتند. این گونه های جدید از کاتانا ساده تر و ارزان تر و به وسیله ماشین آلات صنعتی ساخته شده و بر روی بدنه آن به جایی حکاکی های سنتی تنها شماره سریال حک می شده است.
تاکتیک های فراوانی در طول قرون اخیر برای استفاده از این گونه خاص از شمشیر اختراع شده است که در جنگ های بی شماری که در میان قبایل ژاپن دوران قرون وسطا در گرفته است به کمال رسیده اند. امروزه از این شمشیرها بیشتر برای نمایش و یا بعضی تمرینات خاص ورزشی مثل "کندو" بهره گرفته می شود.
شمشیر عربی
باید قبل از هر مسئله دیگری به این نکته اشاره کرد که شمشیر نقش بسیار مهمی را در فرهنگ عربی چه دوران جاهلیت و چه پس از ظهور اسلام داشته است. اصولا به دلیل شرایط خاص حاکم بر قبایل عرب در طول اعصار مختلف، شمشیر همیشه به عنوان وسیله ای برای دفاع از خود و یا شرکت در جنگهای قبیله ای و یا غزوات مورد استفاده قرار گرفته و در خانه و چادر اکثر اعراب حداقل یک قبضه شمشیر یافت می شد.
یکی از مهمترین مشخصه هایی که با اولین نگاه به یک شمشیر عربی نظر را به خود جلب می کند فرو رفتگی این شمشیرها در بخش تیغه است که در کنار وزن سبک این گونه از شمشیرها را به انتخابی ایده آل برای سربازان پیاده و سواره نظام بدل می کرد. در مقایسه با شمشیرهای اروپایی قرون وسطا که بسیار سنگین بوده و امکان استفاده با یک دست را نداشتند، شمشیرهای عربی از مزیت امکان استفاده با یک دست برخوردار بودند. این مسئله در زمانی حیاتی تر می شود که یک سرباز می توانست با دست دیگر خود یک سپر و یا افسار اسب را در دست داشته باشد.
برخورد با این شمشیرها در زمان جنگ های صلیبی در قرون وسطا باعث شد تا اروپایی به استفاده از شمشیرهای بلند و سنگین وزن پایان داده و به سمت استفاده از شمشیرهای سبک تر با تیغه های کوتاه تر بروند. قبضه این شمشیرها نیز از مواد مختلفی مثل: استخوان حیوانات، سنگ و یا چوب ساخته می شود.
شمشیر سازان ایرانی نیز در طول سالهای متمادی و خصوصا پس از ورود اسلام به ایران از نمونه عربی الگو برداری کرده و به تولید شمشیر پرداختند.
خاندا؛ نابودگری از هندوستان

کشور هندوستان صاحب یکی از قدیمی ترین تمدن ها در تاریخ بوده و در همین حال صنعت شمشیر سازی نیز از گذشته های بسیار دور در این تمدن رونق داشته است. اصطلاح "تیغ هندی" بارها در اشعار شعرای پارسی زبان آمده و بر اساس تعاریف موجود در زمان خود شمشیرهای هندی از جمله بهترین شمشیرها بودند.
"خاندا" گونه از شمشیرهای ساخت شده در شبه قاره هند است که قدمت آن به عصر آهن یعنی در حدود 600 سال قبل از میلاد حضرت عیسی (ع) باز می گردد. واژه "خاندا" در زبان سانسکریت به معنای "نابودگر" است. تیغه این شمشیر اصطلاحا دو طرفه بوده که به این معناست که از هر دو سمت آن توانایی بریدن دارند.
در طول زمان شمشیر سازان هندی با افزایش پهنای تیغه "خاندا" توانان برش دادن آن را افزایش دادند. بر اساس نوشته های تاریخی این شمشیر در برابر زره های سبک به همراه پوشش چرمی روی آنها بسیار موثر بوده و می توانسته در آنها نفوذ کند.
به طور کلی تیغه این شمشیر از جنس فولاد بوده و طول تیغه آن معمولا 90 سانتی متر است. این شمشیر به طور خواص توسط گروه های پیرو مذهب "سیک" در هندوستان مورد استفاده قرار می گرفته و جایگاه خاصی در میان این گروه مذهبی دارد. امروزه نیز تعداد زیادی از این شمشیرها در بین گروه های سیک به عنوان نمادی از مبارزات گذشته وجود دارد.
"تاک" شمشیر بلند اروپایی

در بین قرن چهاردهم تا هفدهم میلادی اکثر سربازان در کشورهای اروپایی از شمشیرهای موسوم به "تاک" بهره می بردند. این شمشیرها به نسبت نمونه های شرقی بسیار بلند و سنگین وزن بوده و عمدتا بایستی توسط دو دست به صورت همزمان مورد استفاده قرار می گرفتند.
تنها تیغه این شمشیرها درطولی در حدود 1 متر و 30 سانتی داشته و وزن آنها به صورت میانگین بین 4 تا 6 کیلوگرم بوده است. تیغه این گونه از شمشیرها به صورت بسیار کوچک و تیز طراحی شده و هدف عمده از این گونه طراحی دادن قابلیت نفوذ به دورن زره های سنگین سربازان و سواره نظام زره پوش در اروپای آن روزگار بود. تا قبل از طراحی این گونه از شمشیرها در اروپا شمشیرها نسل قبلی که از کنار تیز بودند کارایی خود را در برابر زره از دست داده بودند و به همین دلیل استفاده از سلاح هایی مثل گرز و تبر در بین ارتش های اروپایی رواج پیدا کرده بود.
این گونه از شمشیرها درسرزمین هایی مثل لهستان، فرانسه، انگلستان و ایالتهای آلمانی زبان آن دوره در قاره اروپا مورد استفاده قرار می گرفتند. با توجه به وزن سنگین و طول زیاد سربازان اروپایی برای حمل و استفاده از این شمشیر در اکثر اوقات با مشکل رو به رو می شدند. به منظور مقابله با این مشکل شمشیر سازان اروپایی در ادامه از طول این شمشیر کاسته و البته کتب فراوانی در مورد نحوه استفاده از این شمشیر به زبان های مختلف اروپایی به رشته تحریر در آمد.
گلادیوس، شمشیر سربازان رومی

امپراطوری روم برای قرن ها در قاره اروپا و بخش هایی از قاره آفریقا به عنوان قدرت مطلق شناخته می شد و به وسیله جنگ به گسترش امپراطوری خود می پرداخت. در طول سالهای اولیه رشد و گسترش این امپراطوری اسلحه سازان با بهره گیری از تجربیات تمدن های گوناگون در بحث اسلحه سازی به ساخت شمشیری به نام "گلادیوس" برای سربازان پیاده خود اقدام کردند.
هدف از ساخت این گونه از شمشیرها دادن توانایی قدرت مانور و وارد کردن ضربات سریع تر به دشمن در شرایط نبرد فاصله نزدیک در آن دروان بود. عمده درگیری های آن زمان در فواصل بسیار نزدیک رخ می داد. بسیاری از دشمنان رومی ها خصوصا در قاره اروپا اقوام ژرمن و یا گل بودند که به صورت نامنظم در جنگل ها و یا مناطق کوهستان به جنگ های شبه پارتیزانی دست می زدند.
برای مقابله با این دشمن سربازان رومی به شمشیری کوتاه با تیغه دو طرفه نیاز داشتند که بتواند به سرعت از آن استفاده کنند. "گلادیوس" شمشیری بود که با طول کلی 80 سانتی متر، وزن 1.6 کیلوگرم و پهنای تیغه 8 سانتی متر به خوبی پاسخگوی نیاز ارتش روم در آن دروان بود.
"دشتستان" واقع در بخش مرکزی شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و ازنقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.
«گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی در خاور جاده برازجان به کازرون قرار دارد که بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید مینماید. گفتهاند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده میشود.

این اثر تاریخی ارزشمند متعلق به اوایل قرن ششم قبل از میلاد یعنی آغاز دوران پادشاهی هخامنشیان میباشد. این آرامگاه سنگی چون آرامگاه کوروش کبیر سرسلسله هخامنشی است که احتمالا مربوط به مادر یا دختر کوروش بوده است. که البته هیچ مدرک یا سند قطعی که دال بر این گفتار باشد بهدست نیامده است. هیچگونه کتیبه یا نوشتهای که نام متوفی را مشخص کرده باشد از آن بهدست نیامده است.
بر بالای این مقبره قسمتی فرورفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالا جایگاه قرار گرفتن کتیبهای مربوط به آن بوده است. ساختمان اصلی به شکل مکعب مستطیل بوده که دارای سه پلکان در اطراف و پوش سقف خرپشتهای که به شکل نیم استوانه خالی است که احتمالا جایگاه قرار گرفتن جسد بودهاست که درست همین اصول و فرم در مقبره و فرم در مقبره کوروش در پاسارگاد فارسی محفوظ میباشد کل بنا از ٢٤ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسیله بستهای دم چلچلهای به همدیگر مربوط گردیده و مثل سایر بناهای هخامنشی هیچگونه ملاتی در آن یافت نمیشود. ردیف پلهها از پایین تا بالا یک سنگ کم شده که در بالا به دو سنگ میرسد.
ارتفاع واقعی آن ٤/٥ متر میباشد در اطاقک بنا حوضچه کوچکی است که هم اکنون با گل و لای پر شده است. ورودی اتاق مقبره در جهت شمال شرقی میباشد. کل آرامگاه بر روی یک تخته سنگ بنا شده که هم اکنون قسمتی از آن در جهت شمال آرامگاه نمایان میباشد و این روند یک شیوه معماری در دوران هخامنشی بوده است و به جهت استحکام و پابرجایی بنا انتخاب شده است.
گوردختر، کوشک اردشیر، کاخهای هخامنشی بردکسیا و چرخاب، دژ برازجان، تلخندق، غار چهلخانه، چشمه آبگرم دالکی، شاهزاده ابراهیم و... نشان از تاریخ و تمدن سرزمینی دارد که از دوره ایلام تاکنون در سکوت دشتهایی پا بر جا و محکم ایستاده است.
تپه تاریخی تلمر، در کنار کاخ کوروش، در اصل قلعهای بوده که قدمت آن به دوره ایلامی میرسد. گفته میشود از این قلعه برای دیدهبانی کاخ کوروش استفاده میشد. با فرو ریختن قلعه در طول قرنها آن را تبدیل به یک تپه کرده و اکنون پس از حدود 25 قرن تنها خشتهایی از آن بنای قدیمی باقیمانده است متأسفانه در سال 1363 شهرداری، بخش بسیاری از آن را خاکبرداری کرد.
از دیگر آثار باستانی منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. این غار در واقع، دخمههایی را شامل میشود که در یک تپه کوه مانندی قرار گرفته و بنابر روایتی فراموشخانه بوده است.
برخی کارشناسان و نویسندگان بر این عقیدهاند که شاهزادگانی که مورد خشم دربار قرار گرفته یا به بیماری جنون دچار میشدند را برای اینکه از انظار عموم بمانند به این منطقه انتقال مییافتند. فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از یک سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.
پیشینه تلخندق در روستای دهغایه و در شمال برازجان، به دوره ایلامی میرسد. این منطقه زمانی شهر بزرگی بوده است و تپه سد دفاعی منطقه محسوب میشد که دور آن را خندق کشیده بودند و درون آن مجموعهای از پایگاههای نظامی قرار داشت.
معماری گوردختر با پاسارگاد یکی است. گویی که معمار هر دو، یکی بوده است. احتمال میرود این بنا پیش از مقبره کوروش بهوجود آمده و پاسارگاد شکل تکامل یافته گوردختر باشد.
باتوجه به اینکه جای کتیبه این مقبره خالی است، نمیتوان در مورد اینکه چه کسی در آن دفن شده، نظر قطعی داد. تنها میتوان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنایی متعلق به دوره هخامنشی است.
در دوره جدیدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زایر خضرخان" یا قلعه "کلات" در کوههای پهلوان کش اهرم بهجامانده است. این قلعه منسوب به مبارزی دشتستانی بهنام "زایرخضر خان" بوده که در دوره قاجاریه ساخته شده و برفراز تپه، روی خرابههای بناهای پیشین شکل گرفته است که معماری باستانشناسان را پیچیدهتر میکند.
قلعه دارای 4 برج است که در زمان حمله انگلیس به ایران اسرای انگلیس را به آنجا منتقل میکردند.
نخلستانهای دشتستان نیز از میراث طبیعی این منطقه محسوب میشود. متوسط عمر نخلها 50 یا 60 سال است و تا هر یک از آنها به مراحل باروری برسد، 10 سال زمان نیاز دارند.
گویش کنونی مردم منطقه فارسی با کمی لهجه لری است.
این اثر به شماره ١٨٩٧ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت درآمده است.
این نماد در اکثر حفاری ها به چشم میخورد و جایی که این نماد دیده میشود به شما مسیر را نشان میدهد و باید از مسیری که به سمت پایین میرفتیم را دست نگه داشته و به سمت نوک چکمه به جلو پیش برویم و معمولا اندازه ای که چکمه یا پای سنگی به ما میدهد بیشتر از ۳ متر نمیباشد و شما را به هدف نزدیک میکند . در اکثر مواقع آثار دومی که بعد از چکمه به چشم میخورد چراغ پیسوز است.
قورباغه خصوصیات واضحی دارد و مهم ترین آن، جهش به سمت جلو می باشد و معمولا باید در کنار یک رود یا برکه ای آب قرار داشته باشد و این علامت علامت آخر نیست و باید به سمت جهش آن به دنبال نشان بعدی باشید. ضمنا یک خصوصیت دیگر آن گرفتن طعمه از راهی دور می باشد و به همین منظور اگر قورباقه رو به رودخانه قرار داشت، اصلا تعجب نکنید و فکر نکنید که هدف نهایی در آب می باشد! بلکه هدف آن طرف آب بوده و در آنجا باید به دنبال علامت آخر باشید . ضمنا بعضی ها نیز به حالت چشمان قورباغه اشاره داشته و توجه ویژه ای به آن دارند و معتقدند که چشمان قورباغه، به دو طرف مختلف نگاه می کند و میتواند نشانگر دو هدف باشد. در کل باید به تمام اجزاء آن دقت کافی داشته باشید، چرا که می تواند در یافتن نقطه نهایی، به شما کمک موثری بنماید.

آرامگاه کوروش بزرگ که مقبره کوروش دوم هخامنشی ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر است، بنایی بیپیرایه ولی با معماری منحصربهفرد، در فاصله حدود یک کیلومتری جنوب غربی کاخهای پاسارگاد است.این بنا از همه سوی دشت مرغاب پیداست، بهویژه اگر از سمت جنوب غربی از راه باستانی گذر کنیم و از تنگه بلاغی وارد دشت شویم، نخستین چیزی که جلب توجه میکند آرامگاه کوروش است. این اثر در سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان زیر مجموعه پاسارگاد تحت شماره ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاست
آرامگاه کوروش تنها بنایی در پاسارگاد است که توصیف آن در منابع یونانی آمدهاست. از قدیمیترین توصیفهای مربوط به آرامگاه کوروش میتوان به توصیف اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر مقدونی در لشکرکشیاش به قلمرو هخامنشیان نام برد که توسط آریان در کتاب آناباسیس اسکندر بدین شکل ثبت شدهاست: قسمتهای پایینی آرامگاه از سنگهایی تشکیل شده بود که به شکل مربع بریده شده بودند و در کل یک قاعده مستطیلی شکل را تشکیل میدادند

بالای آرامگاه یک اتاق سنگی بود که یک سقف و یک در داشت و به قدری باریک بود که یک مرد کوتاه قد بهسختی میتوانست داخل اتاق شود. در داخل اتاق یک تابوت طلایی وجود داشت که پیکر کوروش را در داخل آن قرار داده بودند. یک نیمکت نیز با پایههایی از طلا در کنار تابوت قرار داشت. یک پرده بابلی پوشش آن (احتمالاً نیمکت) بود و کف اتاق نیز با فرش پوشانده شده بود. یک شنل آستیندار و سایر لباسهای بابلی روی آن قرار داشتند
شلوارها و جامههای مادی در اتاق یافت میشد، بعضی تیره و بعضی به رنگهای دیگر بودند. گردنبند، شمشیر، گوشوارههای سنگی با تزیینات طلا و یک میز نیز در اتاق بودند. تابوت کوروش بین میز و نیمکت قرار داشت. در محوطه آرامگاه یک ساختمان کوچک برای روحانیون وجود داشت که وظیفه نگهداری آرامگاه کوروش را بر عهده داشتند
معمولاً یونانی ها از دست برای قسم ،آنهم بصورت برجسته استفاده می نمودند و وقتی باهم گنجینه ای را مخفی می کردند بدین صورت قسم می خوردند و یا بقولی هم قسم می شدند. اگر اطراف دست علامت دوم نباشد (مانند: یک خط یا نقطه وسوراخ و…) برای دست راست ۲۵ قدم و برای دست چپ ۵ قدم به سمت مسیر انگشتان باید بروید. اگر دو دست باشد قسم است و هم میتواند مربوط به دعا نمودن ونیایش باشد. اگر در داخل دست علامت + یا ضرب باشد صد درصد علامت دفینه است. در این حالت اگر در داخل دست راستی که انگشتان از هم باز شده اند علامت + یا ضرب باشد به سمت انگشتان ۱۹ الی ۲۵ قدم بروید و به دنبال نشان آخر باشید. در همین حالت اگر انگشتان بسته باشد و فقط انگشت اشاره باز شده باشد ، ۴۰ الی ۷۰ قدم به سمت جایی که اشاره می کند ، هدف قرار دارد. در کل دست نشانه آخر نیست و باید یک علامت دیگر را پیدا کنید که آن علامت تمام کننده است.





