وب گیتاریست
- وب جاوضرابخانه، محل ضرب سکه و مخصوصا سکه های قانونی یک کشور است. نخستین ضرابخانه در حدود قرن 7 قبل از میلاد در لیدی مرکز ایالت سارد دایر شد و کمی بعد ضرب سکه های سیمین در یونان رواج یافت، و از آنجا به ایتالیا و سایر ممالک ساحلی مدیترانه مستقل شد و به ایران و هند نیز رسید. ضرب نخستین سکه مشخصا ایرانی از اقدامات مهم داریوش اول، حدود ۵۱۵ ق م، شناخته شده است و انتخاب وی این بود که جنگاوری بر روی سکه نشان داده شود. در حال نگاهداشتن کمان به دست، و یا زانو بر زمین نهاده در حال کشیدن کمان.

سکه به ۲ روش ساخته میشد؛ یا با ریختن فلز مذاب در یک قالب و یا با کوبیدن چکشی که نقش خاصی رویش حک شده بود، بر تکهای فلز. به روش اول قالبگیری و به روش دوم، ضرب چکشی سکه میگویند.سکهی داریوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشیان هیچیک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازهی داریوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازهی داریوش سکهی نقره بزنند، چرا که ضرب سکهی طلا در انحصار مرکز بود. البته بعضی ساتراپیها "ایالت یا استان" هم که در ادارهٔ امور داخلی خود آزاد میبودند سکههای مخصوص به خود ضرب میکردند که مثلاً تصویر الههٔ مورد پرستششان روی آنها نقش شده بود.
بر سکه های پارتیان بخصوص چهار درهمی ها و بر بعضی از درهم ها و سکه های برنزی و مسی نام ضرابخانه ها به صورت علامات یا به اختصار دیده میشد. در مورد این علامات سکه شناسان دیدگاه مختلفی ابراز داشتهاند. چند تن از آنان تصور کردهاند که این علامات اختصاص به نام قضاتی دارد که نظارت رسمی بامور ضرابخانه داشتهاند. ولی آنچه محقق است این علامات که گاهی به طرحی زیبا و مانند نقشی،از چند حرف یا دو حرف به هم تلفیق یا گره خورده میباشد نشانهء شهری است که ضرابخانه در آن شهر واقع بوده است.بر سکه هائی علاوه بر این علامات نشانه های دیگری نیز دیده میشود که محتمل است که این نوع نشانه ها معرف مأمور یا قاضی مخصوص ضرابخانه باشد که تحت نظر وی ضرب سکه ها انجام می پذیرفت.
ضرابخانه ها ساسانی تحت نظارت واستریوشان سالار "رئیس امور مالی" بوده اند. از کل مضروبات پیداست که از همان آغاز مدیرتی مرکزی وجود داشته و بر سکه زنی نظارت میکرده است. مطمئنا در آغاز فقط یک یا دو ضرابخانه فعال بوده است، گسترش سکه خانه ها از تیسفون آغاز شده است. بعدا از زمان بهرام دوم "276-293.م" در نشر سکه زنی در کل شاهنشاهی هماهنگی پدید میآید که لازمه ی آن هدایت مرکزی بوده و است. درعین حال، در همهء دوره ها ضرابخانه های مرکزی وجود داشته که شاخص بوده و بازار اصلی ضرب را هم بر عهده داشته اند. ظهور گاه و بیگاه بعضی نشانه های اختصاصی ضرابخانه ها حاکی از برپایی سکه خانه های موقتی است که به وسیله ی ضرابخانه ی مرکزی تأسیس شده و با همان سر سکه ای که از مرکز فرستاده میشد شروع به ضرب سکه میکردند و سپس دوباره برچیده میشدند

به طور کلی، به سبب توسعه فراوان جنبه پولی اقتصادیات در خاورمیانه، به ویژه در قرون اولیه اسلامی، "ضرابخانه" یا "دار الضرب" در این ناحیه از سازمان های ضروری بود. نخستین وظیفه ضرابخانه آن بود که سکه های مورد احتیاج دولت و مردم را فراه مسازد. همچنین،در مواردی که اصلاحات پولی به عمل می آمد، ضرابخانه محل مبادله سکه های از رواج افتاده با سکه های جدید بود. پس از تصرف خاورمیانه به دست مسلمانان، اعراب از ضرابخانه هایی که از دولت های ساسانی و روم شرقی به میراث برده بودند، استفاده می کردند و نخستین بار در دوره امویان بود که مسلمانان مستقیما در کار ضرب سکه مداخله کردند،چنانکه "حجاج" دار الضرب های جدید را در کوفه و "واسط" تاسیس کرد و عبد الملک بن مروان هم اقدام به اصلاح سکه ها کرد، و خلیفه هشام (از خلفای اموی اندلس در قرطبه) کار ضرب سکه را متمرکز نمود و درنتیجه، تعداد دار الضرب ها زیاد شد. سیاست هشام که ظاهرا مبتنی بر سنت های روم شرقی بود، در عهد عباسیان دوامی نیافت، به علاوه، درنتیجه پیدایش دولت های نیمه مستقل کوچک متعدد و زیاد شدن حجم مبادلات بازرگانی، ضرب سکه از حالت تمرکز خارج شد و تسلط و نظارت هر دار الضرب، علامت استقلال فرمانروایان بود و آنان نام خود را بر سکه ها ضرب میکردند، حال آنکه این کار قبلا از امتیازات خلیفه بود. اما به هر حال، برای تضمین سلامت پول و حفظ منافع عامه، دار الضرب ها تحت نظارت مراجع قانونی قرار داشت.با وجود این، بسیاری از فرمانروایان از موقعیت خود به نفع خویش استفاده می کردند و مثلا سکه های رایج را غیرقانونی اعلام و فرمان تعویض آنها را با سکه های جدید کمعیار صادر میکردند. سپس تنزل اقتصادی اواخر قرون میانه در تقاضای سکه را کاهش چشمگیری داد و این عمل وضع ضرابخانه ها را متزلزل کرد و سود حاصل از آن را افزایش داد.

در اوایل پادشاهی صفویان نام شهر روی سکه کمتر ضرب میشد ولی با گذر زمان این کار انجام شد و نام شهر و لقب ضرابخانه روی سکه ضرب شد. تا زمان ناصر الدین شاه قاجار هر یک از شهرهای عمده ایران، ضرابخانه جداگانه ای داشت و درنتیجه، سکه های گوناگون با عیار و وزن متفاوت در کشور رواج داشت. در سال 1238 قمری که برحسب دستور ناصر الدین شاه، وزارتخانه ها و خدمات و ولایات تقسیم شد، جزو وظایف محوله به دوستعلی خان معیر الممالک، یکی هم امور ضرابخانه های مملکت بود. پس از مسافرت سال 1290 قمری ناصر الدین شاه به اروپا، وی به فکر متمرکز کردن دستگاه ضرب سکه افتاد و ماشین های لازم از اروپا خریداری شد و در سال 1293 قمری چرخ سکه و ضرابخانه دولتی به ریاست میرزا علی خان امین الملک و به مباشرت متخصص اتریشی دایر شد. در سال 1296، امور ضرابخانه به محمد ابراهیم خان آبدارباشی ملقب به"امین السلطان"واگذار شد.در سال 1299 اعلانی از طرف دولت در باب صحت عیار مسکوکات جدید و ترقی ضرابخانه دولتی صادر شد،حاکی از اینکه پنج دستگاه چرخ سکه دایر است که میتوان به آسانی 100,000 سکه طلا و نقره را ضرب کند و در ضمن، صریحا به جمیع ولایات حکم شد که همه سکه های قدیم را به ضرابخانه دولتی بفرستند و پول جدید بگیرند و هرکس از تاریخ ماه ربیع الاول آن سال تا مدت شش ماه پول طلا و نقره داشته باشد و آن را به سکه جدید تبدیل نکند، خزانه دولت آن را در عوض پول رایج قبول نخواهد کرد.

از سال 1300 قمری ریاست ضرابخانه به حاج محمد اصفهانی معروف به "حاج محمد حسن کمپانی" واگذار شد و وی با عنوان "امین الضرب" یا "امین دار الضرب" مشغول کار شد. در آن هنگام اداره ضرابخانه جزو وزارت مالیه بود،ولی عمل ضرب بطور امانی و مقاطعه انجام میشد، چنانکه حاج محمد حسن سالی بیست و دو هزار تومان به دولت میداد. در سال 1307 هجری که بانک شاهنشاهی در ایران دایر شد، ضرابخانه نیز در دست آن بانک قرار گرفت. پس از جلوس مظفر الدین شاه،ضرابخانه جزو وزارت داخله و پس از برقراری مشروطیت "1324 قمری" جزو اداره خزانه شد.
تا پیش از سال 1328 قمری طرز کار ضرابخانه این بود که دولت با کسی برای حمل نقره قراردادی می بست و با ورود نقره ضرابخانه به کار میافتاد،در غیر این صورت کار نمیکرد. در آن سال،دولت امر حمل و نقل نقره و تعیین مقدار آن و مدت کار ضرابخانه را خود به دست گرفت و با بانک شاهنشاهی قراردادی بست و خرید و حمل نقره را به انحصار آن بانک داد.پس از وضع مربوط به واحد و مقیاس پول ایران، ضرابخانه به نام "ضرابخانه شاهنشاهی" شروع به کار کرد.سرانجام در مهرماه 1341 خورشیدی ضرابخانه شاهنشاهی منحل و وظایف آن به بانک مرکزی ایران واگذار شد.
سرزمين ايران يكي از كهن ترين سرزمينهاست . كشور ما داراي گذشته پر افخاري است كه آثار آن در طي قرون متمادي با وجود آسيب هاي زمانه و غارت و آتش سوزي و جهان خواهی افراد جاهل هنوز پا بر جا ايستاده و حكايت از عظمت گذشته و تاريخ هنر و تمدن مردمان اين سرزمين دارد . در سرزمين ايران در اغلب نقاط ، در زير تپه های خاك و ويرانه ها ، آثار گران بها و گنجينه هاي گوناگونی پنهان است كه روزگاري دست هنرمندان و صنعتگران با نداشتن وسايل و ابزار كافي آن را ساخته و با نقش و نگار ، طرح ، رنگ يا كنده كاري و برجسته كاري ، قدرت دست و روح هنري خود را تجسم داده و جاودانه ساخته اند .
تحقيق و مطالعه در هر قسمت از آثار كهن مملت ما نه تنها تاريخ گذشته اين سرزمين را روشن مي سازد ، بلكه به تغيير و تحول تاريخ تمدن دنياي قديم و ارتباطي كه کشور ها از لحاظ نژادي ، هنري و اقتصادي با يكديگر داشته اند كمك مي كند . مردمان اوليه و پس از آنها، همیشه براي زندگي بهتر و رفع نیاز های روزانه در تلاش بوده اند و همين اصل يعني عشق به زندگانی بوده كه تاريخ تمدن را بوجود آورده است و ملتها را به طرف روزگار بهتر و اختراعات و اكتشافات وا داشته است .
كشف آتش و به كار بردن فلزات هر يك مبدأ مهمي در سير تكامل بشر بوده است . از وقتي كه زندگي اوليه به شكل اجتماع شروع شد ، انسان ها احساس كردند كه به كمك يكديگر نياز دارند و ناچار هر يك با سعي و عمل خود به رفع حوائج ديگري پرداخت تا توانست از دسترنج ديگري منتفع گردد . اين عمل ابتدايي را بايد اولين نظام اجتماع و اقتصاد و اصل داد و ستد دانست . با پيشرفت تمدن و تشكيل شهرها و اختراع خط و ايجاد خانه و مسكن ، ارتباط افراد با يكديگر بيشتر گرديد و مبادله و تجارت به صورت گسترده تری در آمد و كم كم داد و ستد و مبادله کالا به کالا ، جاي خود را به تجارت داد ، به طوري كه كوشش در توسعة امور اقتصادي و ارتباطات ، موجد تشكيل دولتها و طرق و سوارح و تأسيسات بندری در کرانه های دريايي و سازمانهاي مختلف و تنظيم قوانين براي بررسي و انتظام امور گرديد ، چنانچه قسمت مهمي از قانون حمورايي مربوط به امور تجارت و كسب و كار است . ( اين قانون نامه در خرابه هاي شوش پيدا شده و در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود ) صحنه هاي نقاشي در عصر قديم چه آنچه به امور دنيايي و چه آنچه مربوط به دنياي ديگر است . وضع داد و ستد و توزيع را نشان مي دهد . تشكيل دولتها و رفاته اجتماعي و انضباط امور اقتصادي و توليد ثروت موجد اصولي گرديد كه كم كم به پيدايش سكه منجر شد .
کشور ما ايران نيز در اين قسمت ، مانند ساير شعب هنري سهمي دارد كه نه تنها از نظر سكه شناسي و تاريخي قابل ملاحظه است ، بلكه از لحاظ هنري نيز بسيار گرانقدر است . اميد است با حفاري هاي گسترده اي كه در حال حاضر در قسمتهاي مختلف ايران انجام مي شود ، متخصصان كشورمان با روشن كردن ابعاد تاريك كشورمان و كشف اسناد و مدارك جديد مربوط به تاريخ ايران اطلاعات تازه تري از تاريخ سكه نيز بدست آورند .
تاريخچه پول
مردم جهان با تلاش و فعاليت مداوم ، نيرو و عمر خود را صرف مي كنند و حاصل اين كوشش ها و زحمات را بصورت پول دريافت مي نمايند . بي ترديد مي توان گفت كه امروز اساس گردش چرخهاي اجتماع بر پول نهاده شده و گسترده ترین روابط اجتماعي انسان به كمك پول انجام مي گيرد . امروز حتي كودكان هم مي دانند پول چيست و چه ارزشي دارد . بايد گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه هر روز با مقداري پول سر و كار نداشته باشد و بهمين نسبت هم كمتر كسي از خود سؤال مي كند كه پول از كجا پيدا شده و تاريخچة آن چيست و در قديم چه چيزي به جاي پول وجود داشت .
علم سكه شناسی
سكه شناسي قسمت مهمي از باستان شناسي است كه شاهد زنده اي از تمدن دنياي قديم و ملل مختلف مي باشد . علم سكه شناسي توانسته است بزرگترين خدمت را در روشن كردن تاريخ گذشته بنمايد و گوشه هاي تاريك و مبهم را روشن كند . سكه در هر دوره نمايندة عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشكستگي و ارتباطات تجاري هر ملت و مملكتي است ، يعني منبع اطلاعاتي صحيح و دقيق از دنياي قديم ، يعني از دوراني كه آثار هنري ، ابنيه ، معابر و مقابر ويران قديم را از روي قرنيه به طور ناقص و گاهي با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمير و تا حدي به صورت اصلي درآورند و با حقيقت زمان تطبيق دهند . در اين قسمت سكه ، حلال مشكلات شده و كمك شاياني به تاريخ هنر دنياي قديم نموده است . روي اغلب سكه هاي يونان صورت خدايان افسانه اي و بناهاي تاريخي مانند : كوليزه (محل نمايش جنگ حيوانات وحشي با انسان) يا اكروپل آتن (خرابه هاي آتن كه در بلندي روي تخته سنگي عظيم قرار گرفته است) و غيره منقوش گرديده است . اين نمونه ها دقيق و ظريف براي بناها و نقص و شكستگي مجسمه ها مطابق اصل بزرگترين كمك و راهنما شده اند . قسمت مهمي از آثار هنري ساساني كه فلزكاري و زرگري است و خوشبختانه قطعاتي بسيار جالب از صحنه هاي شكار ، رزم و بزم از حفاريها بدست آمده است و بواسطة تطبيق با سكه هاي آن دوره كه تصوير كامل هر يك از سلاطين به طور دقيق و ظريف از تزئين سر و سينه ، آرايش مو و تاج است مي توان اين شاهكارهاي هنري را با صداقت شخصي و منتسب به هر يك از شاهان واقعي نمود . (قسمت مهمي از اين ظروف نقره و طلا در موزة لنينگراد است).
قبل از پيدايش سكه
قبل از اختراع و ايجاد سكه با وزن صحيح و مقدار معين فلز ، ارتباط و داد و ستد مردم از راه مبادله صورت مي گرفت . تمدنهاي قديم بدون آشنايي با سكه ، زندگي تجارتي خود را از راه مبادله مي گذراندند . در روي نقاشي ها و کنده کاری ها مصر قديم ، صحنه هاي معاملات و داد و ستد بوسيلة معاوضه صورت گرفته است ديده مي شود . در اوستا دربارة مزد كارگران يا گرفتن جريمه از چهار پايان ذكر شده است . براي پرداخت دست مزد يك پزشك براي درمان كدخدايان يك گاو و براي شهربانان يك اسب خوب و براي پادشاهان يك گردونه چهار اسبه و براي زنان به ترتيب يك ماده الاغ ، يك ماده گاو و يك ماده شتر مقرر مي كرده اند.
اشكال کهن پول
استفاده از اشكال اوليه پول در جهان سوم و شمال آمريكا سابقه دارتر است . اسناد و مدارك بيشتري مبني بر استفاده از پول در اين مناطق نسبت به اروپا وجود دارد . در كنار چيزهايي كه به عنوان پول مورد استفاده قرار مي گرفتند ، استفاده از مهره در شمال آمريكا ، صدفهاي كاوري در افريقا و آسيا و دندانهاي نهنگ از همه رايج تر بوده است . در جامعه فيجيان هداياي ، دندان نهنگ بخش مهمي از مراسم هاي خاص بودند . دندانهاي نهنگ Tambua ( گرفته شده از كلمه Taboo ) بودند كه اهميت مذهبي داشته و تا اواسط دهه 1960 به عنوان پول مصرف داشته است . در دورة هومر شاعر معروف يوناني چهار پايان اساس قيمتها بوده اند . دولتها براي جلوگيري از تقلب در عيار سكه ها ، علامت مشخصي را بر روي شمشهايي كه وزن معين داشتند ضرب مي زدند كه در حقيقت اين علامت گذاري اولين قدم براي ايجاد سكه مي باشد . معادن مس قبرس يكي از مهمترين عايدي اين ناحيه بوده است . و در الواح مصري متعلق به 14000 يا 1600 ق . م در دوران سلطنت فرعون مصر آمنوفيس سوم يا آمنوفيس چهارم از واردات مهم مس از قبرس به مصر سخن رفته است . در بعضي از الواح شاه قبرس در قبال معاوضة شمش هاي مس از فرعون خواسته كه نقره برايش بفرستد .
هدف از ايجاد سكه
نخستين هدف از ايجاد سكه قوميت ، حاكميت و استقلال و آزادي بوده است . در آن زمان از جمله وسايل آسان كردن مبادلات و تجارت به حساب مي آمد و شايد بتوان گفت بعد ها اين جنبه بر جنبه هاي ديگر برتري يافت .
پيدايش سكه
سكه عبارت است از يك قطعه فلز به وزن معين كه روي آن علامت رسمي دولت يا حكومتي كه عيار و وزن آن را تعهد مي كند ، منقوش شده است . روايات در مورد اولين سكه ها متفاوت است و اكثر دانشمندان سكه شناسي نظر هرودت را كه مردم را نخستين كساني مي داند كه سكه ضرب كرده اند را قبول دارند . نخستين سكه هاي ليدي مخلوطي از طلا و نقره كه به آن الكتروم مي گفتند ساخته شده بود كه بر روي آن شيارهاي موازي و پشت سكه چند فرورفتگي حك شده و گاهي در بعضي از اين فرورفتگيها نقش حيواني كه شبيه روباه است ديده مي شود . در دورة كرزوس سكه هاي معروف كرزوئيد ايجاد گرديد كه مي توان آن را اولين سكة حقيقي دانست زيرا هم داراي جنبة هنري است و هم تمام شرايط سكه تا به امروز نيز در آن مراعات شده است . ايراني ها پس از فتوحات پي در پي در آساي صغير به وجود سكه و لزوم آن پي بردند ولي پادشاهان هخامنشي چون كمبوجيه و كوروش به ضرب آن اقدام نكردند ، اما به شهرها و ممالكي كه تابع ايران شده بودند اجازه دادند كه به ضرب سكة محلي خود ادامه دهند . داريوش اول براي اولين بار در ايران يه ضرب سكه هاي طلا و نقره اقدام نمود و سكه هاي طلا دريك و از طلاي خالص و به وزن 41/8 گرم و شكل نقه 6/5 گرم است . داريوش هم براي ترتيب اوزان تناسب طلا و نقره را ( به ) را به كار برد و چون در يك 41/8 گرم با وزن 112 گرم نقره مطابقت مي كرد و اين وزن براي گردش در تجارت و كسب سنگين و غير حمل بود ، از اين رو به ده قسمت تقسيم نمود و هر سكه 21/11 گرم وزن داشت . در اين صورت سكة نقره 21/11 گرم با يك سكة طلاي دريك 41/8 گرمي مطابقت مي نمود . ولي داريوش براي سهولت امور معاملاتي سكه هاي نقره را به نصف وزن تقليل داد كه همان شكل معروف است كه 6/5 گرم است ، بنابراين بيست شكل نقره ارزش يك دريك طلا را داشته است .
ضرب سكه در چين پس از كشورهاي ديگر متداول گرديد ولي چينيها خودشان مستقلاً مبادرت به اين كار كردند و آنرا از ملل ديگر ياد نگرفتند . ژاپني ها و كره اي ها ضرب سكه را از چين اقتباس نمودند . اصول فني ضرب سكه در ضرابحانه هاي قديم : حسن احتياج در امر تجارت و داد وستد مردم قديم را بر انگيخت كه از فلزات استفاده كنند و بوسيلة ان معاملات خود را انجام دهند . ابتدا فلز را به شكل تبر ، طقه ، ديگ و خنجر به كار مي برند و بعد با پيشرفت تمدن مس ، آهن ، برنر ، طلا و نقره را به صورت شمش ، طقه دراورند . براي آنكه قطعات سكه هم وزن ، هم شكل و هم نقش باشد ، اصولي بود كه باعث پيدايش ضرابخانه شد . سكه را بوسيلة سر سكه ضرب مي كردند ، سر سكه كه استوانه اي شكل يود ، و از برنز يا آهن ساخته شده و در يك طرف آن نقش مورد نظر حك گرديده بوده ، بر روي سنداني فلزي قرار مي دادند ، فلز را كه كمي گرم شده بود ، و قابل اثر ، بر روي آن گذاشته ، بعد سر سكه را از طرفي كه منقوش بود بر روي آن قرار داده ، بعد از تنظيم آن چكش را با شدت مي زندند ، تا اثر نقش بر روي سكه نقر گردد . با ضرب سكه در ايران مبادلات بازرگاني بين المللي راحت تر ، روانتر و سريعتر شد . و اين امر تحولي بزرگ در امر اقتصاد و تجارت بود . سكه قدمتي بيش از اين تاريخ داشت و متجاوز از يك قرن قبل از ايجاد حكومت هخامنشي ، براي اولين بار در يونان متداول شد و به دنبال آن ليدياييها از يونانيها ضرب كردن سكه را فرا گرفتند و آن را در داد و ستد به كار بردند . پس از فتح ليدي به وسيلة كوروش ، ضرب سكه به همان ترتيب در ضرابخانه هاي سارد ادامه يافت . هنگامي كه داريوش به پادشاهي رسيد و پس از فرونشاندن اغتشاشات اوليه ، به ضرب سكه پرداخت كه به دريكا مشهور شدند . سكه ها از جنس طلا و نقره بودند و سكه هاي طلا مخصوص داريوش بود . از آن پس ، در سراسر امپراطوري سكه فقط به نام داريوش ضرب مي شد . لازم به توضيح است كه اكثر مورخان ليديها را اولين قومي مي دانند كه سكه ضرب كرده اند .
جنس سر سكه ها
چون جنس سر سكه از آهن يا برنز بود اغلب پس از استعمال زياد حالت ساييدگي پيدا مي نمود . چنانچه اين سائيدگي در بعضي از سكه ها مشاهده مي شود . از اين رو ضرابخانه ها بايستي سر سكه هاي متعددي داشته باشند تا بتوانند به موقع از آنها استفاده كنند .
جنس فلزات
قسمت مهمي كه در سكه قابل ملاحظه می باشد نوع و جنس فلزات است . چون در دوران بسيار قديم از عهدة تصفيه بر نمي آمدند و نمي توانستند آن حد را كه لازم بود فلز را خالص كنند و از موادخارجي جدا نمايند . ناچار فلزات را به همان وضعي كه استخراج مي شده به كار مي بردند . براي اولين بار در حدود هزارة چهارم استعمال آن بيشتر گرديد ، چنانچه مس را ذوب كرده و با آن اشيايي مانند تبر و خنجر ساختند . در مصر در هزارة پنجم يا ششم قبل از ميلاد ، عصر فلز شروع شد . جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادي و قدرت مالي آن مي باشد ، مثلاً سكه هاي هخامنشي علاوه بر آن كه مزد مزدوران خارجي بود ، در سراسر يونان نيز در جريان بود و با كمال ميل و رغبت خارجي ها متاع و كالاي خود را در مقابل دريافت آن به فروش مي رساندند . از آين رو جنس فلز تأثيري فراوان در گردش سكه داشت و اساس مهم اقتصاد در دنياي قديم تا به امروز بوده است .
اوضاع اقتصادي و واحد پول در بابل
تسلط ايرانيان در بابل امور بازرگاني بابليان را از جريان عادي خارج ننمود ، منافع و نزول پول در حدود 20 درصد بود نقره واحد پول محسوب مي شد و گاهي در مقابل طلا نيز معاملات انجام مي گرفت اما مسكوك طلا معمول نگشته بود . مس مدتي جاي نقره را گرفت ولي بعداً متروك گرديد . پول كه ساده ترين روش و وسيلة مبادلة است اولين بار در ليدي بوجود آمد و در آغاز قطعه فلزي بود ، مخلوط از تقره و طلا ( 30 درصد اين سكه ها نقره بود ) كه هر شهر علامت خود و يا تصاوير ديگري را بر آن نقش مي كرد . شهرهاي يوناني واسطه انتقال آن به يونان شدند . در نتيجه رواج پول ، رژيم سياسي و اجتماعي كه از قرنها پيش در اژه معمول شده بود . متزلزل شد . و جاي خود را به رژيم جديدي داد . « كروزسي پادشاه ليدي دو نوع سكه طلا و يك نوع سكة نقره رواج داد . نوع اول طلاي خالص، استاتر 17/8 گرم ـ نيم استاتر 08/4 گرم ـ استاتر 72/2 گرم ـ استاتر 36/1 گرم ـ 68/0 گرم ـ سكه هاي نقره : استاتر 89/10 گرم ـ نيم استاتر 44/5 گرم ـ استاتر ( ترتيه ) : 63/3 گرم ـ استاتر ( هكته ) : 81/1 گرم ـ استاتر ( همي هكته ) : 90/0 گرم . بدين ترتيب يك استاتر نقره ده گرم و هشتاد و نه صدم گرم وزن داشت و ده سكه نقره به وزن 90/108 گرم با يك استاتر طلا به وزن 17/8 گرم مبادله مي شد . با رعايت نسبت يك به سيزده »
سکه های هخامنشی
در ميان پادشاهان باستاني كمتر فرمانروايي را مي يابيم كه مانند داريوش به اين خوبي دريافته باشد كه كاميابي يك ملت بايد بر بنياد اقتصادي سالم گذاشته شود . داريوش مي دانست كه ابتدا بايد يك دستگاه منظم از وزنها و اندازه ها داشته باشد . يك نمونه رسمي از اين اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشي از سنگ آهن سياه با اندازة 118 اينچ است و نام و عنوان داريوش روي آن اصل اعتبار آن را نشان مي دهد . بعضي تصور كرده اند كه داريوش اولين كسي است كه نخستين سكه ها را در ايران رواج داد . داريوش بي آنكه سكه هاي سابق را از رواج اندازد ، پولي به اسم در يك در ايران رواج داد . اين سكة طلا از سكة طلاي كرزوس كه در ليدي زده مي شد سنگين تر بود . مقارن با اين سكه طلا پولي از نقره زدند كه به شكل يا سيكل معروف است . وزن سكة هاي نقره 6/5 بود ، بنابراين مي توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان يك به سيزده و ثلث بوده است . مسكوكات ذكر شده در ايران و ممالك تابعه رواج داشت و ماليات ها و حقوق ساخلوها و غيره با اين سكه ها پرداخت مي شد . ولي بايد در نظر داشت كه دريك را كم سكه مي زدند و در مجموع پول مسكوك در خزانه هاي ايران بيشتر از شمش بود . به همين جهت عدة دريك هايي كه تا زمان ما باقي مانده است كم است . ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكة نقره كم ارزش و مس برنند ، اين نوع سكه ها غالباً در آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . ولي در سكه هاي مزبور در خارج از ايالت آنها حكم جنس را داشت . سكة طلا فقط همان دريك بودند كه فقط شاه مي توانست ضرب كند ، روي سكه هاي هخامنشي تاريخ نيست اما از صورت شاهان مي توان تاريخ آنها را تقريباًمعين كرد . حدس مي زنند كه اولين سكة داريوش در سال 516 ق . م زده شده است . بر يك طرف دريكها صورت تيراندازي از پاريس است كه يك زانو را به زمين زده و زه كمان را مي كشد . دو دريكي و نيم در يكي خيلي كم به دست آمده است . از نوشته هاي مورخين يوناني معلوم است كه طلا و نقره را در خزانة شاهان غالباً به صورت شمش حفظ مي كردند و هر زمان كه لازم مي شد ، شمش را به صورت مسكوك در مي آورند .در دورة هخامنشي پاية پول بر طلا بود ، و خود دريك هم به معناي طلايي ( زريك ) است . از ضرابخانه هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي سكه هاي كم ارزش نقره در مستعمرات يوناني ، آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . داريوش نسبت به سكه ها و بدون غش بودن آنها بسيار حساس بود ، چنانچه هرودت مي گويد : يكي از عواملي كه آريانه حاكم مصررا اعدام كرد اين بود كه سكه اي از نقره زد كه كامل العيار بود ، اگر چه ولات حق زدن سكة نقره را داشتند ولي كامل العيار بودن سكه ها داريوش را خوش نيامد ، زيرا او مي خواست كاري كرده باشد كه هيچ يك از سلاطين قبل از او نكرده باشند . داريوش علاقه داشت كه عيار پول طلا ( دريك ) و پول نقره شكل هميشه يك اندازه باشد و هيچ نقطه اي از امپراطوري ايران در پول طلا و نقره بيش از ميزان مقرر غش نمي زدند . به همين جهت پول ايران مرغوب ترين پول دنياي قديم بود و مورد اعتماد تقريباً تمام كشورهاي دنياي قديم بود . حتي اگر داريوش متوجه مي شد كه ضرابخانه ها كه زير نظر ساتراپها كار مي كردند بيش از اندازه در سكه ها غش زده اند ، به شدت برخورد مي كرد ، نمونة آن والي باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت . « داريوش نوع سكه ها را براي جانشينان خود معين كرد . روي سكه شاه لاغر با ريش ، در حالت نيم دوان ، نيم خم شده است . او جامة شاهانه بر سرش كه كمي خم شده تاج جنگي است . در دست راستش نيزه اي با ته حكفت كه نوك آن پايين است . از روي شانة راستش چسبيده ؛ روي شانة چپش تركشي است ، و در دست چپش كمان زه داري است . به اين سكه ها كه اغلب براي رشوه دادن به سياستمندان يوناني به كار مي رفت نام كمانگير داده بودند . بعد ها در نوع ديگري از اين سكه ها يك خنجر كوتاه آخته افزوده شد . مانند سكه هاي كهن تر ليدي ، پشت آنها فقط چهار گوش جاي مهر را دارد ؛ سكه هاي سيمين فقط نشان جاي ابزار مهر را دارد . از مقدار هنگفت فلزهاي گرانبها كه همچو باج دريافت مي شد ، فقط مقدار كمي را سكه مي زدند ، و ماندة آن را به صورت شمش اندوخته مي شد . به همين دليل بهنگامي كه اسكندر خزانه هاي شوش را تصرف مي كند با مقدار زيادي شمش روبرو مي شود . در بين سكه هاي هخامنشي ، به سكه هايي بر مي خوريم كه از لحاظ هنري ممتازند ، دريك روي سكه ها شاه سوار بر اسب و بر روي ديگر نقش كشتي نقر شده است . پس از داريوش كبير بعضي از ممانك و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه يافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روي سكه به خط و زبان آن منطقه اي بود كه سكه را در آنجا ضرب مي كردند . اما بيشتر به خط آرامي بود . زيرا خط ميخي مخصوص كتيبه ها بود و برروي سكه به كار نمي رفت . در اين دوره تهيه و به كار اندازي سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگاني داخلي و خارجي تسهيلاتي فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدريج رونق مي گرفتند نيز كمك مؤثري كرد . در اواخر عهد هخامنشي دو دريكي نيز ضرب مي شد . بر روي سكه هاي داريوش نقش يك كماندار پارسي كه همان پادشاه بود حك مي شد . از آن پس يونانيها به دريك نام عمومي كماندار را دادند . چنانچه اژه زيلاس فرمانده اسپارت گفت كه مراده هزار كماندار پارسي بيرون مي كنند كه منظور كمانداران بود كه روي سكه هاي طلا نقش بسته بودند . سكه هاي نقره داريوش شِكِل بود و يونانيها آن را در خم نا م نهادند . در زمان خشايارشا دو سوم مزد را جنس و يك سوم را با سكه پرداخت مي كردند و بدين ترتيب پس از تقريباً نيم قرن از ضرب اولين سكه ، پول توانست جاي خود را در معاملات گوناگون باز كند . همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلي شايد سريعتر از تجارت خارجي توسعه مي يافت . همچنين سكه ، فعاليت بانكها را توسعه داد . شاهنشاهي هخامنشي براي بانكها امكاناتي بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . در زمان هخامنشيان بانكهاي خصوصي تأسيس شد . شاهان هخامنشي خراج را به شكل زير انبار مي كردند . آنها طلا يا نقره را ذوب مي كردند و درون كوزه اي مي ريختند . وقتي كه كوزه پر مي شد ، آن را انبار مي كردند و هنگام نياز آن قدر كه لازم بود از كوزه ها را مي شكستند و سكه ضرب مي كردند . هنگامي كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، با مقدار زيادي شمش خام روبرو شد كه خام نگهداري مي شد . دربارة خراج در زمان كوروش و كمبوجيه هيچگونه ضرورت وجود پول را ايجاد نمي كرده است چون اقوام خراج خود را به صورت فلزات گرانبها پرداخت مي كردند . با وجود اين سكه هاي طلايي ليدي بوسيلة هخامنشيان مورد استفاده قرار مي گرفتند . البته اين امكان هم وجود دارد كه كروز ئيدهاي نقره منحصراً در زمان تسخير سارد بوسيلة كوروش ضرب و رايج شده و به اين ترتيب عملاً نقش پول پادشاهي را بازي كرده باشند .
سكه هاي خشايار شا : نقش مهمولي سكه هاي شاهنشاهي ، اختلاف تصويير اين شاهنشاه با تصوير داريوش اول به واسطة بزرگي سرو بر جستگي گونه و ريش بلند و نوك تيز واضح است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم و مستطيلي شكل مي باشد . شِكِل ( نقره ) به وزن 55/5 و دريك خشايار شا به همين طرح و به وزن 40/8 گرم است .
سكه هاي اردشير اول : سكه هاي اردشير اول با جزئيات كمي نسبت به سكه هاي پدرش خشايار شا اختلاف مختصري دارد . روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، تاج كمي بلندتر از تاج خشايار شاو ريش مرتب و مستقيم تا روي سنه آمده است . و موهاي سر در پشت گردن برگشته و انبوه مي باشد . پشت سكه فرورفتگي نا منظم در وسط دارد ، ( نقره ) به وزن 5 گرم مي باشد .
سكه هاي داريوش دوم : روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ داريوش دوم با ريش مجعد و در همو موهاي ترك ، ترك كه در پشت گردن به موازات هم ريخته شده است و بر روي سر وي تاج بلند با دندانه نوك تيز قرار دارد و قيافة او شكسته و پير است . پشت سكه مانند سكه هاي اردشير است .
سكه هاي اردشير دوم : « براي تميز دادن سكه هاي اردشير دوم و صحت تشخيص آنها بهترين وسيله مقايسه آنهاست با سكه هاي سلاطين تابع يا ساتراپهاي آن دوره است . چنانچه از روي سكه هاي شاه صيداتيسافرن ساتراپ سارد ( كه در يك طرف سكه تصوير اين پادشاه منقوش است ) مي توان سكه هاي اردشير دوم را به خوبي تشخيص داد و تنظيم كرد . روي سكه نقش معمول سكه هاي شاهنشاهي است ، نيم رخ اردشير دوم با تاج كوتاه و موهاي جمع شده در پشت گردن ، برخلاف معمول سكه اي از اردشير بدست آمده است كه در حال كشيدن كمان است . پشت سكه به شكل مربع و داراي كنده كاري نا منظم مي باشد . »
سكه هاي اردشير سوم : « نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ اردشير با ريش بلند و نوك تيز با موهاي پر پشت كه گوشها و پشت گردن را به خوبي پوشانده است و تشخيص سكه هاي اين شاهنشاه با مقايسة سكه هاي سلاطين ممالك تابع مثل اواگوراس دوم كه در يك طرف سكه نقش اردشير سوم باشد ، بسيار سهول است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم دارد . سكه اي از اين پادشاه مكوجود است كه به جاي آنكه مانند معمول نيزه به دست داشته باشد دستش را بلند كرده است .
سكه هاي داريوش سوم : اين شاهنشاه علاوه بر دريك و شِكِل ، دو دريكي و نيم در يكي نيز سكه زده است و نقش روي سكه بيشتر به وضع معمولي مي باشد . گاهي كماندار كه شخص شاهنشاه است ، به جاي نيزه خنجر به دست گرفته است . در پشت سكه براي نخستين بار به جاي مربع فرورفته نا منظم دو هلال و برجستگي هاي موجي شكل يا قسمتي از بدنة كشتي نفر گرديده است . سكه هاي اين شاهنشاه پس از انقراض امپراطوري هختامنشي نيز رايج بوده و مانند مظهر مليت ايران تا مدتي ضرب آنها ادامه داشته است .
اسكندر
در گذشته چنين مي پنداشتند كه اسكندر در يكسان كردن پولهاي سراسر شاهنشاهي خويش با برابر ساختن ميزان زر و سيم بر پاية سكه هاي آتنا كوشش به جاي آورده باشد . به جاي آورده باشد شايد مي خواست ستاتر زر را كه برابر با 20 در خم بود به جاي دريك تثبيت كند . منتها نسبت سيم به زر را به جاي هخامنشي بر پايه 1 : 10 قرار دهد . اين پندار كهن را مي توان زد كه از آنجا كه اسكندر نه مي توانست يك چنين يكنواختي در شاهنشاهي خويش پديدار كند و نه چنين كاري را كرد . كار گاههاي درم زني گذشته همچنان به كار ادامه دادند و خزانه داري كشور همچنان كه دوران هخامنشي بود بر جاي ماند . پول و سكه هاي نقره در سراسر دنياي هلني وضع اقتصادي را دگرگون ساخته بود به طوري كه ازدياد پول باعث تورم شده بود . ارزش طلا و نقره تقليل پيدا كرد و به طوري كه نوشته اند در عصر سلوكوس اول طلاهايي كه در اثر فتوحات از ايران خارج شده بود ، بعداً به علت رونق تجارت به ايران بازگشت و مواد اوليه مانند چوب و فلزات كه ايران و هند از تهيه كنندگان آن بودند بسيار مورد تقاضا بود و مبادلات بيشتر شامل اشياء از جمله احجاركريمه و جواهر و ادويه و داروهايي كه از هند تا حدود برتاني ( در مغرب فرانسه ) صادر مي شد بودند . بازرگاني حيات اقتصادي يونان را تشكيل مي داد . بازرگاني بود كه ثروتهاي زياد در شهرهاي بزرگ بوجود آورد و جمعيت روز افزون شهرها را اشتغال به كار مي داد . نقل و انتقال پول ديگر ، اكنون كاملاً جاي معاملة جنس را كه چهار صد سال پس از ضرب اولين سكه رواج داشت گرفته بود . بانكدارها به دولت و مردم اعتبار مي دادند . در زمان حكمومت سلوكيان سكه هاي نقره در بابل ضرب مي شد و در بازار مبادله مي گشت. زماني كه سكه هاي نقره جهت نيازهاي نظامي در نبرد عليه سوريه مورد استفاده قرار گرفت و سكه هاي نقره را از بابل خارج كردند . سكه هاي مسي رواج يافت . از دوران سلوكوس اول يك سكة نقرة 4 درهمي به دست آمده كه بر روي آن فيلي را نشان مي دهد كه احتمالاً از جمله فيلهايي بوده كهچاندرا گوپا از خاندان موياها به وي هديه كرده است . دربارة ايجاد پادشاهي باختر در عهد سلوكي اطلاعاتي به كمك سكه ها باقيمانده ، از اين دوره به دست آمده است. اين سكه ها از چهل فرمانروايي يوناني است كه در باختر و يا شمال غربي هند حكموت مي كردند . در واقع سكه شناسان تاريخ دودمانهاي اين سامان را از روي سكه هاي مذكور باسازي كرده اند . هنگامي كه اسكندر ، جانشين پدرش گرديد ، خزانة مقدوني عبارت بود از شصت تالان مسكوكات نقره و چند جام طلا و نقره . حال آنكه قرض پادشاه مذكور به پانصد تالان بالغ مي گشت . فقر خزانه بدليل لشكركشي هاي فيليپ بود ، زيرا آنچه را به دست مي آورد خرج لشكركشي مي كرد . خود اسكندر هم بعد از فوت پدر براي حمله به ايران ناچار به قرض شد و هشتصد تالان قرض كرد . البته اين فقر مالي ديري نپائيد و با تصرف ايران و خزانه هاي بابل و شوش و تخت جمشيد اسكندر ثروت زيادي بدست آورد .فتوحات اسكندر در ايران موجب متوقف شدن كار ضرابخانه ها نگرديد ،وآنها همچنان به كار خود ادامه مي دادند . « سكه هاي اسكندر بدين طرح مي باشند : استاتر طلا كه در يك طرف آن تصوير اسكندر به وضع آتنا با كلاه خود به چشم مي خورد و در طرف ديگر الهة فتح با بالهاي گشاده ايستاده است . چهار درهمي هاي معروف كه تصوير نيم تنة اسكندر به طرز هراكلس كه كلاهي از پوست شير نمد به سر دارد ، بر روي آنها نقش شده است و در پشت سكه زئوس خداي بزرگ يونان بر روي تخت نشسته و عصاي قدرت و سلطنت مطلق را به دست گرفته است و نام اسكندر به خط يوناني در كنار سكه است ».
سكه هاي اشكاني
به طور كلي اسناد و مدارك زمان اشكاني بسيار اندك است . سكه هاي سلاطين اوليه اشكاني تنها معرف نام و لقب پادشاه است . همين امر تطبيق سكه هاي دوران اشكاني را دچار اشكال كرده است . از اوايل قرن اول قبل از ميلاد نام شخص در روي سكه ها نقش گرديد و از سال 137 قبل از ميلاد سكه ها را با قيد تاريخ كه مبدأ آن سال 1312 قبل از ميلاد يعني تأسيس سلسلة سلوكيها بود ضرب مي كردند . از زمان سلطنت بلاش اول (57 ـ 51) م بتدريج براي نوشتن روي سكه ها از الفباي آرامي به جاي يوناني استفاده كردند . اساس پول دولت پارت بر نقره بوده است كه تقليدي از پول سلوكيان شمرده مي شود ولي از قرن دوم پيش از ميلاد ايشان مبناي مستقلي براي پول خود ايجاد كردند ولي از لحاظ تسهيل تجارت و داد و ستد و خويش با روم ، پول خود را از حيث وزن با دينار روحي برابر ساختند . در آن زمان تاريخ سكه هاي پادشاهان پارت از مبدأ عهد سلوكيان احتساب شده و نوشته هاي آنها به يوناني بوده است . در قرن اول ميلادي نوشته هاي پارتي (آرامي) بر سكه هاي پارتي پديد آمد و در عين حال جنس فلز سكه ها به بدي گرائيد و از وزن آنها كاسته شد . برخي پادشاهيهاي كوچك و تابع نيز به نام خود سكه ضرب مي كردند . « در روزهاي خيزش پارتيان در سال 238 ق . م پولي كه در بخش شمالي ايران در گردش بود ، همانند پول بقية امپراتوري سلوكي بود . اما سكه خانه هاي باكتريا و هكاتوم پوليس رفته رفته ترجيح مي دادند كه در ناحية آنها دراخم رواج يابد ، در صورتي كه ميان پادشاهيهاي انتيوخوس يكم و سوم در اكباتان سكه اي با اين جنس و واحد ضرب نمي كردند و در عوض بر زدن سكه هاي چهار عرضي بيشتر تأكيد مي رفته است . وزن استانده اي كه براي سكه ها در نظر مي گرفتند برگرفته از نظام آتيك بود چنانچه در سدة سوم پيش از ميلاد وزن دراخمها به حدود 4 گرم رسيد . نقش رسمي روي اين سكه هاي سلوكي تصوير بر پادشاه بود كه پشت سكه نيمرخ چپ آپالون را نشان مي دهد كه بر قبة سپر نشسته و كماني در دست دارد . بيشترين سكه هاي پارتي كه اكنون موجود است از گنجينه اي در دورة اترك كه در باختر بجنورد قرار دارد بدست آمده است . فرسوده ترين سكه ها و بنابراين نخستين گروه از سكه هاي پارتي نيم رخ راست سري بدون ريش را روي سكه نشان مي دهد كه با شلقي بر آن نهاده است و بر پشت آن طرف چپ تيراندازي در جامعة مهرانشينان نقش گرديده كه بر پايه اي نشسته و كماني بدست گرفته است . طرح و ساختمان اين سكه ها (پارتي) از سرمشق هلينستي كان و بيش پيروي مي كند » .
مهرداد اول : بعد از شكست آنتيوخوس در مغنسيا حدود 190 ق . م زنجيرهايي كه يونانيان بر دست و پاي پارت بسته بودند سست شد و امكان به گردش درآمدن پولي مستقل براي پارت فراهم شد . مهرداد يكم كه در حدود سال 171 ق . م بر تخت نشست عامل اصلي گسترش سياسي پارت بود . سكه هاي اين پادشاه در درجة اول تصوير چهره اي بدون ريش كه با شلقي بر سر دارد نقش شده كه تقليدي از سكه هاي سابق است ، اما بعدها نيم تنه اي با آرايش مشابه جانشين آن مي شود . و در پشت سكه تيراندازي بر سپرآپولون نشسته نه بر روي چهار پايه. اكباتان در سال 148 ق . م بدست اشكانيان افتاد ، اما همينكه سكه خانة با اهميت اين شهر به دست مهرداد افتاد از تسهيلات آن بهره مند گرديد . شمار زيادي سكة برنزي ضرب گرديد . سرانجام سال 140 ق . م نيروهاي پارتي بين النهرين را با شهر معروف آن سلوكية كران دجله به تصرف درآوردند . در اينجا نيز سكه هاي مهرداد مستقيماً از سكه هاي پادشاهاني كه به تازگي بيرون رانده شده بودند تقليد مي كنند .
فرهاد دوم : نخستين سكه هاي فرهاد دوم پسر جوان مهرداد ظاهراً در سكه خانه شوش در الومايي زده شد . چهار دراخميها بالاخص (با طرح آپولون كه بر قبة سبز نشسته بر پشت سكه) دقيقاً از سبك سكه هاي كمنسكيرس پادشاه محلي پيروي مي كنند . بخش عمده سكه هاي فرهاد ، دراخما ، سكه هاي سيمين و برنزي هستند كه در ايران زده مي شدند . تصوير روي سكه تنها ريش كوتاهي دارد و تيرانداز پشت آن داراي نوشته « شاه بزرگ ارشك ، پدر خدا است كه لقب اخير به رساندن مهرداد به مرتبة خدايي اشاره دارد » . يك نوآوري حضور نام سكه خانه ها بر پشت سكه هاست . سكه خانه اصلي اكباتان بي گمان در پيروي از رسم سلوكيان از اين نشانه ها چشم پوشيده يك دراخم كه شايد در اين شهر ضرب گرديد . دوست دار پدر را جانشين پدر خدا مي كند . مقران 13 ق . م انتيوخوس هفتم به بين النهرين تاخت ، اما سرانجام شكست يافت و در سلوكيه سكه هايي كه ويژگي سبك يوناني را داشتند به افتخار پيروزي فرهاد ضرب گرديد . فرهاد دوم در جنگ با صحرانشينان كشته شد . هوسپا يوسين پادشاه خاراسن از گرفتاري اشكانيان در مرزهاي خاوري استفاده كرد و به بين النهرين تاخت ، اوليايي سكه خانة سلوكيه كه سرگردان بودند ، كه چه كسي را به رسميت بشناسد ، سكه هايي با تصوير مهرداد يكم ضرب كردند ، كه مدتها پيش در گذشته بود و بدين وسيله وقت كشي مي كردند .
مهرداد دوم : مهرداد دوم فردي ممتاز و لايق و مدبر بود. او كه لقب كبير دارد ، خود را بر روي سكه هايش به يوناني تئوپاتور (پدرخدا) مي نامد ، اين پادشاه با وجود برخورد با مشكلات فراوان و وضع آشفته اي كه شاهنشاهي پارت داشت . توانست از لحاظ مختلف از حمله سركوبي قبايل و مغلوب ساختن سكاها و انعقاد معاهده با امپراتور چين و سامان دادن به وضع ارمنستان و به اطاعت واداشتن فرمانروايان يوناني باختر ايران را تبديل به يك قدرت بزرگ جهاني مي كند .
سكه هاي مهرداد دوم : از مهرداد دوم سكه هاي متنوعي باقي مانده است كه از لحاظ تزئينات و نوع تاج با هم تفاوت دارند . در يكي موهاي سر او لوله شده و از روي پيشاي شروع و پشت سر ختم گرديده است . و به جاي تاج نوار ساده اي به سر بسته كه در پشت سرآويزان است . در نوع دوم موها به زير تاجي گرد كه با دو زبانه گوشها را پوشانيده ، قرار گرفته است ، و تاج از سه رديف مرواريد و گلي به طرح ستاره تزئين شده است . بر روي سكة مهرداد القاب مختلفي مانند اپي فانوس (نامي) اورگت (نيكوكار) و دكايو (دادگر) به كار رفته است . همچنين بر روي بعضي از درهم ها به جاي كلمة شاه ، شاهنشاه به كار رفته است . بر مسكوكات اشكاني علامت شهري كه سكه زده شده ، مشخص است ، از اين طريق مي توان فهميد چه شهرهايي ضرابخانه داشته اند . بر سكه هاي پراتي علاوه بر زمان و خط يوناني ، ندرتاً حروف آرامي هم مشاهده مي شود . نوشته هاي يوناني روي سكه ها در اوايل حكومت پارت خوب است ولي از اواسط آن و اواخر اين حكومت نوشته ها ضراب مي شود . علت آن است كه چون ضرابخانه هاي جديد زده شد كه استادان آنها غيريوناني بودند ، چون زبان يوناني را بلد نبودند ، از سكه هاي يوناني تقليد كردند ، با بهتر است گفته شود نوشته هاي آنها را تقليد مي كردند . محققين اين نوع سكه ها را مسكوكات شده اند بربري مي گويند . سكه هايي كه از مهرداد دوم باقي مانده او را داراي چشمهايي درشت ، بيني بزرگ روحي و كلاه مرواريد دوخته با نيم تاجي به صورت اشعة خورشيد بر سر دارد . لقب او بر روي سكه هايش « تئوپاتور » يعني پسر خدا و « نيكاتور » يعني فاتح آمده است .
سنتروک : سنتروك در سن 80 سالگي به پادشاهي رسيد و گمان مي رود وي برادر اشك ششم مهرداد اول باشد . بر روي سكه ها تصوير وي با ريش پر و سبيل بلند و قيافه اي نجيب مشاهده مي شود . تاج وي كلاهي است مدور كه از سه رديف با مرواريد تزئين شده بود . و در وسط آن قطعه جواهر به شكل ستاره نصب است . بر پشت سكه نقره است : شاه بزرگ ، دوستدار پدر .
فرهاد سوم : از فرهاد سوم دو نوع سكه موجود است . نوع اول تصوير وي با تاجي ساده كه از نواري كه دور سر بسته شده و در پشت سر گره خورده است ، تشكيل يافته است . نوع دوم كه بسيار مجلل مي باشد . تاج مدوري است كه زبانه اي روي گوش و زبانة ديگر پشت سر را پوشانده است . دور و لبة تاج از مرواريد تزئين گرديده و شعله هاي آن از قسمت مرور ساطع است و در وسط تاج قطعه اي از گوهر گرانبها به شكل شعله نصب است . تصوير فرهاد و قيافة برازندة او با چشمان درشت و بيني كمي منحرف و سبيل و ريش پر نشان مي دهد . بر گردن فرهاد سوم دو رديف گردن بند قرار دارد و حاشية قبا از در و گوهر تزئين يافته است .
مهرداد سوم : فرهاد سوم با توطئه پيران خود ، مهرداد و اُرُدْ از سلطنت بر كنار و حتي بنا بر عقيده عده اي از مورخين فرزندان ناخلف او را مسموم كردند . در بين دو پدر كش جنگ درگرفت و مهرداد برادر بزرگتر بر تخت نشست . ولي به دليل تندخويي و سخت گيري ، مورد نفرت قرار گرفت ، و بزرگان ارد را به شاهي برداشتند . از مهرداد سوم سكه هايي به اين شرح باقي مانده است . « روي سكه تصوير نيم رخ مهرداد كه به جاي تاج ، نواري بر روي قسمتي از پيشاني قرار دارد و موي سر بسته و از پشت سر گره خورده و آويزان است . موهاي مجعد روي گردن را گرفته و ريش مدور او نسبتاً كوتاه است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و اطراف او نوشته القاب قرار دارد » .
اُرُدْ اول : بعد از مهرداد سوم ، بزرگان اُرُد را به شاهي برداشتند ، دورة پادشاهي ارد يكي از مهمترين قسمتهاي تاريخ پارت است . زيرا در اين زمان است كه جنگ معروف حران به وقوع مي پيوندد و شكست سهمگيني به دولت روم وارد مي شود. هنگامي كه پاكر فرزند ارد در جنگ با روميها كشته شد ، ارد فرند ارشدش به نام فرهاد را جانشين خود كرد ، و خود از سلطنت استعفا داد ، ولي بدست پسرش فرهاد خفه گرديد و به قتل رسيد ، همانطور كه خود قبلاً پدرش را كشته بود .
سكه هاي ارد اول : روی سكه : « تصوير نيم رخ و نيم تنة ارد ، با چشماني درشت و زيبا و بيني بلند ، سبيل و ريش پر و موهاي مجعد كه گردن وي را پوشانيده است . تاج ارد به صورت نواري زرين و مخصط در پشت سر گره خورده تا پشت شانه آويزان شده است . گاهي در زمينة سكه ، هلال ماه يا ماه ستاره نقر است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و دور نقش وي ، نوشته القاب ارد در هفت رديف قرار دارد ».
خصوصيات سکه های اشكاني
با توجه به اينكه پرداختن به تمام جزئيات مسكوكات شاهان اشكاني در اين تحقيق نمي گنجد لذا به ذكر خلاصه ما بقي مي پردازيم . به طور كلي مسكوكات اشكاني از نقره و مس بود . سكه هاي نقره بر دو نوع بود . 1 ـ دراخم كه آن اصلاً پول يوناني بود 2 ـ چهار دراخمي كه حدود 4 گرم و گاهي كمتر وزن داشته است. اين چهار دراخمي ها با دينار رومي برابري مي كرد . كلية سكه هاي اشكاني در قشنگي پست تر از سكه هاي ساساني است . روي سكه ها صورت شاهان اشكاني است كه بر تخت نشسته و كماني به دست گرفته و زن آن را كشيده اند . بعضي از سكه ها صورت ارباب انواع يوناني را داراست . در دورة اشكاني پاية پول ايران بر نقره بوده است . بر سكه هاي اشكاني شكل زن بندرت پيدا مي شود . نمونة آن سكه فرهاد پنجم است كه صورت ماد و اورا داراست . معمولاً بر سكه سرشاه نقش شده ، اما سكه اي هم بدست آمده كه شاه را سوار بر اسب نشان مي دهد . از سكه هاي پارتي چنين برمي آيد كه آنها چيزهاي زيادي را از يوناني ها و سلوكيان تقليد كرده اند .
سكه هاي ساساني
دولتهاي هخامنشي ، اشكاني و ساساني كه روي هم رفته بيش از هزار سال بر ايران حكومت كردند همگي به ضرب سكه پرداختند . ولي سكه هاي ساساني داراي اهميت بيشتري است . زيرا منابع گرانبهايي از حيات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن دوران ارائه مي دهد . پيروزيهاي مهمي كه شاهپور اول در مقابله با روميها داشت ، در تاريخ آن زمان و اوضاع آن زمان داراي اهميت فراوان بود . به طوري كه شاهپور اول دستور داد نقش آنها را بر روي صخره ها كنده كاري نموده ، ولي اين رويدادها بر روي سكه ها نقش بسته نشده علت آن اين است كه سكه براي ساسانيان عمدتاً يك وسيله اقتصادي بود .
نوع سكه هاي ساساني
ظاهراً مسكوكات عهد ساساني دو نوع بوده است . يك نوع آنها از طلا ضرب مي شد ، و ديگري از نقره . مسكوكات طلا كه دينار گفته مي شد ، بندرت به دست مي افتد . پادشاهان اولية ساساني نوعي سكة طلا داشته اند كه از حيث وزن ، با سكة امپراتوران روم به نام (اوري) Aurrei مساوي بوده است . علاوه بر اينها سكه هايي طلايي از آن زمان به دست آمده از حيث وزن با هم تفاوت دارند . درهم نقره را تقريباً هميشه به يك وزن ضرب مي كرده اند . سنگيني اين درهمها بين 65/3 تا 94/3 گرم است . سكه هاي كوچك نقره هم ضرب مي كرده اند از اينقدر ديوبول diobole (معادل نيم درهم) و اوبول يا دانگ معادل درهم و هميوبول معادل درهم . سكه هاي مسي هم در آن زمان ضرب مي شده كوچكترين پولي كه اسم آن از زمان ساسانيان به ما رسيده است . پيشيز است .
نوشته هاي روي سكه ها
نوشته هاي روي سكه هاي ساساني به خط پهلوي ساساني (فارسي ميانه) است . و در بعضي نوشته هاي رمزي مورد استفاده قرار گرفته است . بر روي سكه هموراه نام و لقب پادشاه ضرب مي گرديد . اما بعد از پادشاهي بهرام چهارم نوشته هاي پشت سكه تغيير كرده و محل ضرب سكه و به دست دادن سال پادشاهي است . البته سكه هايي مع در موارد خاص ضرب مي شدند نوشته هاي ويژه اي داشتند . نوع نوشته ها تا روزگار بهرام گور (پنجم) يكسان است . « مزدا پرست ، خدايگان ، شاهنشاه ايران كه از نسل يزدان است » از پادشاهي هرمز يكم تا پادشاهي شاهپور سوم گهگاه عبارت «وانيران» نيز وارد آن عبارات مي شود . پشت سكه عموماً شكل آتشداني است كه در وسط دو نفر قرار گرفته است . پشت سكه هاي شاهان معلي فارسي در زمان سلوكي ها و اوايل پارتها نيز شكل آتشداني بوده است . در روي سكه هاي ساساني ، نام شهرهايي كه سكه در آنجا زده شده با علامت اقتصادي مشخص گرديده است . مثلاً « ست » علامت شهر استخر ـ رام : علامت شهر رامهرمز ـ دا : داراب گرد و غيره . سكه هاي ساساني در زمان خسرو اول به حد اعلاي بزرگي رسيده بود .
سكه خانه ها
از همان آغاز حكومت ساساني ، حكومت مركزي در كار سكه زني نظارت دقيقي مي كرده است . در آنجا حكومت ساساني سه سكه خانه بيشتر نبوده است . ولي در زمان شاپور دوم و با سفرهاي جنگي او سكه خانه هاي جنگ نيز بوجود آمدند . كه يكي از آنها در افغانستان كنوني بود . ساسانيان هنگامي كه به قدرت رسيدند همة سكه هاي نواحي نيمه مستقل را كه از دورة اشكاني مانده بود از گردش خارج كردند . اما با فتح موقتي سرزمين كوشان در زمان شاهپور دوم و جانشينان او ناگزير شدند كه با پول بيگانه خود را سازش دهند و آن را بپذيرند .
سكه هاي اردشير اول : « نوع اول : اردشير از روبرو تصوير شده ، اطراف كلاه او « مرواريد » دوزي است و هلال و ستاره اي بر آن ديده مي شود . نوع دوم : نيمرخ راست اردشير با كلاه معروف اشكاني تصوير شده است . در انتهاي كلاه دو رديف مرواريد دوزي ديده مي شود . كه فاصلة ميان آن دو رديف نيز مرواريد دوزي است ، موي سر در زير پوشش كلاه كه آن نيز مرواريد دوزي است پنهان شده است ؛ از كلاه نواري بنام « نوار اشهره وند » آويخته است ، گرد تصوير چنبري نقطه چين ضرب شده است » .
شاهپور اول : « تصوير نيم رخ شاپور با افسر شهرياري كنگره دار كه گوئي بر بالاي آن نصب شده است . از گوي و انتهاي افسر شهرياري رو به بالا ديده مي شود » پشت سكه : « آتشگاه كه پايه آن ستوني است بلند ، بر پايه ، آتشدان نهاده شده است . مجموعة آتشگاه از چند قطعه راست گوشه تشكيل شده است در دو سوي آتشگاه دو تصوير با افسر كنگره دارد ديده مي شود كه از كمرشان شمشيري آويخته است و نيزه اي بدست دارند » .
خصوصيات كلي سكه هاي ساساني
مسكوكات ساسانيان از طلا ، نقره ، مس و برنج است . سكه هاي طلاي ساساني در زمان شاپور اول و دوم موافقتي با سكه هاي طلاي رومي داشتند . ولي بعدها وزن سكه هاي طلا مختلف شد . سكه هاي نقرة ساساني همان درخم است ، ولي از تحقيقات محققين چنين ب مي آيد كه در آن زمان درخم استعمال نمي شد . سكة نقره را زوز يا زوزون مي گفتند يا كرشه هم گفته مي شد . سكة نقره نزديك به يك متقال وزن داشت . به احتمال فراوان پول مسي را معا مي گفتند (معا يك لغت سامي است ) . بعضي از سكه هاي ساساني داراي خط آرامي است . ولي اكثريت با خط و زبان پهلوي ساساني نوشته مي شدند . لوكونين عقيده دارد كه ساسانيان سكه هاي خود را بر روي سه فلز طلا ، نقره و برنز ضرب مي كردند . يكي از ويژگيهاي سكه هاي ساساني تصويرهاي يكسان بر رويه و پشت سكه ها بود كه در آنها تصوير نيم تنة شاهنشاه در سمت راست نقش مي شد . گاه در سكه هاي ساساني نقش شاه و جانشين او يا تصوير سه گانة شاهنشاه بانوي بانوان و جانشين شاه نقش مي گيرد . بايد دانست كه سكه هاي پهلوي ساساني براي فهم تاريخ ساسانيان داراي اهميت زيادي است . بزرگترين مجموعة سكه هاي ساساني در موزة بريتانياست . چون تاج هر يك از شاهان ساساني شكل خاصي است . مي توان سكه هاي آنها را تشخيص داد . مثل : اردشير كه ابتدا مرواريد نشان بود ولي شكل آن تغيير كرده و به صورت گويي كه شايد علامت كرة زمين يا خورشيد باشد درآمد . تاج شاهپور اول كنگره دار بود و شباهت به تاجهاي سلاطين هخامنشي داشته است ، و نيز بر روي آن گويي نصب شده و مرصح به جواهر بوده است . تاج شاهپور دوم نيز كنگره دار بوده كه گويي منسوجي بر فراز آن است ، و از اطراف داراي نوارهاي مواج است . شكل اين تاج از شاپور اول تقليد شده و تفاوتي كه با آن دارد از حيث قوسهاي كوچكي است كه بر فراز لبة تحتاني تاج ديده مي شود . لازم به ذكر است زماني كه ايرانيان در زمان شاهپور دوم و جانشينانش بر سرزمين كوشان غلبه كردند ، لقب « گوشانشاهان » يا « شاه بزرگ » كوشانيان داشتند . اين موارد از سكه هايي كه در زمان شاهپور دوم بدست آمده است ، مشخص مي شود .
سخن آخر
بحث سكه و سكه شناسي بحث بسيار گسترده اي است كه بدون شك شناسايي اين سكه ها ، با توجه به اينكه از منابع مهم و اصلي به شمار مي روند ، مي تواند به سير پيدايش تمدنها و چگونگي سقوط آنها ، نوع آداب و رسوم و بسياري مسائل ديگر را بر ما روشن سازد . با شناسايي سكه ها مي توان ، نقاط كور و تاريك بحثهايي تاريخي و جاهايي كه اسناد آنها موجود نيست را روشن كرد و به حقايق موردنظر دست رسي پيدا نمود . اگر باستان شناسان و متخصصان كشورمان با حفاري در جاهايي كه نياز به حفاري دارد بتوانند با پيدا كردن سكه هايي كه هنوز در زير خاك قرار دارند همت گمارند ، مي توانند كمك فراواني به تاريخ اين كشور و جهان نموده و عظمت ايران را در گذشته بيش از پيش نمايان كنند . جاي جاي اين كشور كهن سال آثار گذشتگان ما وجود دارد . كه روزگاري در جهان حرف اول را مي زدند و اكنون فقط آثار آن باقي است . ما نيز به داشتن چنين اجدادي افتخار مي كنيم و با سعي و تلاش و فرهنگ سازي سعي در حفظ آثار قديمي اين كشور و جلوگيري از به تاراج رفتن اين سرمايه ملي خواهيم كرد ، و اين مهم جز با همياري تمامي ايران دوستان ميسر نخواهد بود.
یکی از آثار تاریخی بندرخمیر، سدار بروزن جدار می باشد. سدار دیوارهای بلندی است از بالای کوه تا ساحل دریا که برای محافظت از شهر بنا گردیده است. باستان شناسان قدمت آن را به دوره زندیه می رسانند. این دیوار ساحلی تاریخی جهت مقابله با هجوم قبایل ساخته شده و مرحوم صدرالاسلام از شعرای بنام بندرخمیر در وصف این دیوار و رشادت مردم اشعاری سروده است. این دیوار در ۳ کیلومتری شرقی بندرخمیر و در نزدیکی جنگل حرای «مردو» قرار دارد.

این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفتهاست واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخها از سالنهای ستوندار تشکیل شدهاست. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستوندار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آنها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستونها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستونها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستونها از سنگ سیاه بودهاست. شواهدی موجوداست که سرستونها یک شیر مرکب، شاخدار و یالدار، را نشان میدادهاست. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشتهاست. برخی از نقوش برجستهٔ درگاهها حفظ شدهاند، که پیکر انسان و دیوها را نشان میدهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شدهاست. سالن ستوندار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.
کاخ دروازه
کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستوندار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.
در یکی از چار چوبهای دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بالهایی دارد دیده میشود. این طرح که تنها نقش باقیمانده در کاخ دروازهاست، مردی را نشان میدهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.
کوشکهای (پاویلیونها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بودهاند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شدهاست. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگهای آراسته تشکیل شدهاست.
کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش. وسعت این کاخ ۲۴۷۲ متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شدهاست. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن ۷۰۵ متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل میدهد. ارتفاع تالار کاخ به گونهای بوده که چند متر از سقف ایوانهای اطراف بالاتر بودهاست. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به ۱۰/۱۳ متر میرسد. زیر ستونها و سر ستونهای تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستونها از سنگ سفید ساخته شدهاست. دیگر ستونهای تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شدهاست. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاهها و ستونهای ایوانها از سنگ سیاه بودهاست. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان ۱۶ ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که ۴۸ ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان ۱۶ ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی ۲۸ ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاهها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفتهاست، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود دادهاند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشتهاست.
در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقیمانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشتههای میخی بر آن حک شدهاست. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است:
«آدم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»
«من کوروش شاه هخامنشی (ام)»
کاخ بار عام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی میکرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو میکردهاند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشههای والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.







غارهای بان مسیتی به مجموعه غارهایی در پنج کیلومتری شمال باختری روستای تیس در دامنه کوه شهبازبند (در نزدیکی چابهار) گفته میشود. یک غار طبیعی و دو غار مصنوعی در کنار هم قرار دارند. مجموعه این غارها را مردم محل به نام بان مسیتی میشناسند. غار اول طبیعی و به شکل نیم دایرهاست و با استفاده از روش تراشکاری درون غار و دهانهً آن توسعه پیدا کردهاست. یک آرامگاه کوچک از گچ به صورت دوسطح افقی که بر روی یکدیگر قرار دارند و فاقد آثاری مانند سنگنبشته، خط و لوحه در عمق یک متر از سطح غار دیده میشود که در گرد آن یک فضای کوچک وجود دارد.
از سطح غار تا آرامگاه به اندازه یک پله گودی دارد. مکعبی از سنگ و گچ بر فراز آرامگاه ساخته شده که زیر بنای یک گنبد کوچک است بدنههای پیرامون این مکعب را با گچ برنگ سفید در آوردهاند در ورودی آرامگاه رو به دره تیس و به موازات دهانه ورودی غار واقع شدهاست. سطح آرامگاه در اندازه ۸/۰×۱/۳×۸/۱ متر است برروی دیوارههای مکعب آرامگاه گچکاری و با جوهر قرمز و بنفش خطوط و علاماتی نقش گردیده که به مانند خط گجراتی و هندی هستند. طول و عرض غار ۱۸۰×۲۴۰ متر و ارتفاع آن نیز ۲۴۰ متر است. یک غار مصنوعی سوی راست غار طبیعی به فاصله هفت قدم قرار دارد که آثار تراش به خوبی در آن آشکار است.
دهانه آن هشتاد سانتیمتر ارتفاع دارد و سقف آن کوتاه است و اکنون به دلیل خرابی یک آدم متوسط به زحمت در آن به گونهٔ خمیده میتواند بایستد و در پایان مسدود است و احتمال دارد حفرهها یا روزنههای طبیعی یا مصنوعی در بخش انحنای خلفی کوه این غار را با غار سوم متصل کرده باشد یا به چاههای زیرزمینی که محلی برای دفن مردگان در معابد کهن است برساند و سکویی که از سنگ وگچ ساخته شدهاست دیده میشود که دهانه ورودی آن ۸۰ سانتیمتر و سقفی کوتاه دارد. به فاصله ۵۰ متر در سوی چپ غار اصلی، غار سوم که طول دهانه قوسی آن حدود ۲۰ متر است قرار دارد گویا این غارها جزو یک واحد تأسیساتی ساختمانی بوده و به منزله حجرهها و توقفگاههای معبد یا پرستشگاهی بوده و در سطح زمین تا ورود به دهانهٔ غار، پلکانی وجود داشته که آثار آن بر جای مانده است.





در سال 546 پ.م کوروش بنیانگذار هخامنشي کشور ليدي را تسخير نمود و اکثر مناطق يونانى نشين را زیر سلطة خود در آورد ، بجز کشور ليدى به نواحى تصرف شده که در آنها ضرب سکه رايج بود اجازه داد که مثل قبل به ضرب سکه هاى محلى ادامه دهند و تنها ضرب سکه هاى سلطنتی کرزوس را متوقف نمود. کوروش هخامنشي با اينکه متوجه لزوم سکه و تأسيس ضرابخانه شده بود ولى مرگ به او اين فرصت را نداد. لذا داريوش هخامنشي (522-486 پ .م ) نخستین کسي بود که در ايران بضرب سکه اقدام نمود. وى سکه هاى طلا و نقره بنام هاى (دريک Daric و شکل يا سيگلوی Siglos) به ترتيب به وزن 8.4 گرم و 5.6 گرم ضرب نمود. بر روى سکه تصوير شاه هخامنشي به شکل کماندار پارسي ديده مي شود که به علامت نيايش خداى بزرگ اهورمزدا ، زانوزده و کمانى را در حال کشيدن زه و در دست ديگر نيزه اى دارد. در پشت سکه نيز چند فرورفتگي مشاهده مي شود . همچنين سکه اى از داريوش سوم بدست آمده است که بجاى نيزه خنجرى را بدست گرفته است . سکه هاى نخستین هخامنشي بنام سکه هاى شاهي معروف بوده است. قدرت مالى هخامنشيان بسيار زياد بوده بطوري که مزد هر سرباز خازجي که براى ارتش ايران کار ميکرده است يک سکه طلا "دريک" در ماه بوده است. در سراسر ايران هخامنشي ضرابخانه هاى سلطتنى بنابر آنچه که احتياج بود سکه ضرب مي کردند ولى در مواقع لزوم بروز جنگ فرمانروايان يا ساتراپ هاى محلى که اطراف پادشاه مامور تشکيل و تدارک سازوبرگ و جنگ افزار بودند سهم بيشتري براى ضرب سکه از خزانه سلطتني دريافت مي کردند از ساتراپ هاى هخامنشي که در تاريخ ايران نام آنها برده شده است مانند داتام- پاره و فرناباد که مدتها فرمانروايى کيليکيه و سوريه و بابل را داشتند سکه هاى با ارزشى در مجموعه موزه ملى موجود مي باشد.
از انواع ديگر سکه هاى هخامنشي سکه هاى پادشاهان و ساتراپ های تابع مانند شاهان قبرس و فينيقيه و امراي کاري ، ليسى، آراد مي باشند که مدتها زير نظر دولت هخامنشي در آمدند و استقلال داخلي پيدا کرده و سکه ضرب نمودند. از سکه هاى بسيار جالب سکه هاى صيدا را ميتوان نام برد. در يک طرف اين سکه نقره نقش کشتي جنگي و در طرف ديگر نقش اردشير سوم هخامنشي را سوار بر گردونه اى بسيار زيبا ميبينيم (358-326 پ .م ) . بر سکه نقره ديگرى نقش اردشير دوم کمان بدست ايستاده و در پشت سکه نقش کشتى جنگي با بادبان نقر شده است (744-358 پ .م )که با مشاهده اين سکه ميتوان به تاريخ دريانوردي ايران در دوره هخامنشي و وضع کشتي هاى جنگي و اهميت آنها پي برد.
در ميان پادشاهان باستاني كمتر فرمانروايي را مي يابيم كه مانند داريوش به اين خوبي دريافته باشد كه كاميابي يك ملت بايد بر بنياد اقتصادي سالم گذاشته شود . داريوش مي دانست كه ابتدا بايد يك دستگاه منظم از وزن ها و اندازه ها داشته باشد . يك نمونه رسمي از اين اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشي از سنگ آهن سياه با اندازة 118 اينچ است و نام و عنوان داريوش روي آن اصل اعتبار آن را نشان مي دهد . بعضي تصور كرده اند كه داريوش اولين كسي است كه نخستين سكه ها را در ايران رواج داد . داريوش بي آنكه سكه هاي سابق را از رواج اندازد ، پولي به اسم دريک در ايران رواج داد . اين سكه طلا از سكه طلاي كرزوس كه در ليدی زده مي شد سنگين تر بود . مقارن با اين سكه طلا پولي از نقره زدند كه به شكل يا سيكل معروف است . وزن سكه هاي نقره 10/5 بود ، بنابراين مي توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان يك به سيزده و ثلث بوده است . مسكوكات ذكر شده در ايران و ممالک تابعه رواج داشت و ماليات ها و حقوق ساخلوها و غيره با اين سكه ها پرداخت مي شد . ولي بايد در نظر داشت كه دريك را كم سكه مي زدند و در مجموع سکه ها در خزانه هاي ايران بيشتر از شمش بود . به همين جهت عده دريک هايي كه تا زمان ما باقي مانده است كم است . ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكه نقره كم ارزش و مس بزنند ، اين نوع سكه ها غالباً در آسيای صغير و فينيقيه زده مي شد . ولي در سكه های مزبور در خارج از ايالت آنها حكم جنس را داشت . سكه طلا فقط همان دريک بودند كه فقط شاه مي توانست ضرب كند ، روی سكه های هخامنشي تاريخ نيست اما از صورت شاهان مي توان تاريخ آنها را تقريباً معين كرد . حدس مي زنند كه نخستین سكه داريوش در سال 516 ق.م زده شده است . بر يک طرف دريک ها صورت تيراندازی از پارس است كه يک زانو را به زمين زده و زه كمان را مي كشد . دو دريكي و نيم دريكي خيلي كم به دست آمده است .
داريوش نسبت به سكه ها و بدون غش بودن آنها بسيار حساس بود ، چنانچه هرودت مي گويد : يكي از عواملي كه آريانه حاكم مصررا اعدام كرد اين بود كه سكه اي از نقره زد كه كامل العيار بود ، اگر چه ولات حق زدن سكة نقره را داشتند ولي كامل العيار بودن سكه ها داريوش را خوش نيامد. داريوش علاقه داشت كه عيار پول طلا دريک و پول نقره شیكل هميشه يک اندازه باشد و هيچ نقطه اي از امپراطوري ايران در پول طلا و نقره بيش از ميزان مقرر غش نمي زدند . به همين جهت پول ايران مرغوب ترين پول دنيای قديم بود و مورد اعتماد تقريباً تمام كشورهاي دنياي قديم بود . حتي اگر داريوش متوجه مي شد كه ضرابخانه ها كه زير نظر ساتراپها كار مي كردند بيش از اندازه در سكه ها غش زده اند ، به شدت برخورد مي كرد ، نمونه آن والي باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت .
در بين سكه هاي هخامنشي ، به سكه هايي بر مي خوريم كه از لحاظ هنري ممتازند ، در يک روي سكه ها شاه سوار بر اسب و بر روي ديگر نقش كشتي نقر شده است . پس از داريوش بزرگ بعضي از ممانک و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه يافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روي سكه به خط و زبان آن منطقه اي بود كه سكه را در آنجا ضرب مي كردند . اما بيشتر به خط آرامي بود . زيرا خط ميخي مخصوص كتيبه ها بود و برروي سكه به كار نمي رفت . در اين دوره تهيه و به كار اندازي سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگاني داخلي و خارجي تسهيلاتي فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدريج رونق مي گرفتند نيز كمك مؤثري كرد . در اواخر عهد هخامنشي دو دريكي نيز ضرب مي شد. همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلي شايد سريعتر از تجارت خارجي توسعه مي يافت . همچنين سكه ، فعاليت بانک ها را توسعه داد . شاهنشاهي هخامنشي برای بانک ها امكاناتي بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . در زمان هخامنشيان بانک های خصوصي تأسيس شد . شاهان هخامنشي خراج را به شكل جالبی انبار مي كردند . آنها طلا يا نقره را ذوب مي كردند و درون كوزه اي مي ريختند . وقتي كه كوزه پر مي شد ، آن را انبار مي كردند و هنگام نياز آن قدر كه لازم بود از كوزه ها را مي شكستند و سكه ضرب مي كردند . هنگامي كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، با مقدار زيادي شمش خام روبرو شد كه خام نگهداري مي شد . درباره خراج در زمان كوروش و كمبوجيه هيچگونه ضرورت وجود پول را ايجاد نمي كرده است چون اقوام خراج خود را به صورت فلزات گرانبها پرداخت مي كردند . با وجود اين سكه هاي طلايي ليدي بوسيله هخامنشيان مورد استفاده قرار مي گرفتند . البته اين امكان هم وجود دارد كه كروزئيدهاي نقره منحصراً در زمان تسخير سارد بوسيلة كوروش ضرب و رايج شده و به اين ترتيب عملاً نقش پول پادشاهي را بازي كرده باشند .

به منظور افزایش توان شناسایی خریداران طلا، در ادامه بصورت چکیده به هفت روش تشخیص طلای تقلبی از واقعی اشاره می شود. اما در ابتدا باید به اینکه شمش تقلبی چیست و آن را چگونه تشخیص داد؛ آگاه گردید.
انواع شمش تقلبی
شمش و سکه روکش دار : سکه ها و شمش هایی که یک لایه بسیار نازک طلا و نقره روی فلز دیگری آبکاری شده است.
شمش توخالی : معمولاً لایه نازک تری از طلا دارد (برخی اوقات هم نقره) که داخل آن با تنگستن یا سرب پر شده و معمولاً 10 اونس تا 14 اونس است. کلاهبردارها با هدف کسب مبلغ هنگفت تر در تقلب شمش های بزرگ ریسک می کنند.
چگونه بدانم طلا و نقره ای که میخرم اصل است؟
در اینجا به چند روش مفید اشاره شده که برای اطمینان از اصالت طلا و نقره کمک می کند.
1. روش تست آهنربا : نقره دیامگنتیک است (یعنی آهنربا آن را جذب نمی کند) و زمانی که به آهنربای قوی نزدیک شود در سطح شمش نقره مقاومت احساس می شود.
نکته: اگر هر یک از محصولات طلا یا نقره شما به آهنربا جذب می شود، بدانید که یک جای کار می لنگد.
2. روش تست یخ : روی طلا یا نقره یک تکه یخ بگذارید. البته نقره در میان تمام فلزات بیشترین رسانای انرژی گرمایی است. باید یخ بلافاصله شروع به ذوب شدن کند گویی آن را روی شی داغی قرار داده اید و سرعت ذوب آن نباید مشابه ذوب در دمای اتاق باشد.
3. روش تست صدا یا پینگ : با یک تکه فلز دیگر به شمش ضربه کوچکی بزنید. باید صدای زنگ را بشنوید که 1 تا 2 ثانیه طول داشته باشد. اگر صدای عجیب دیگری شنیده شد، مشکلی وجود دارد.
4. روش تست اسید (وایتکس) : احتیاط کنید! اسید یک ماده خورنده است و به شمش آسیب می رساند. یک بسته تست اسید خریداری کنید. قطره ای اسید را به شمش بزنید. این باعث می شود رنگ محل تست تغییر کند. اگر رنگ آن قرمز، قهوه ای یا سبز بود، شمش واقعی است. اما هر رنگ دیگر نشان از تقلبی بودن شمش دارد.
5. روش سونوگرافی : یک روش بدون تخریب که در تشخیص بارداری استفاده می شود برای چک کردن همنواختی شمش هم استفاده می شود. مقیاس ضخامت فراصوتی این تست مشخص می کند چه مدت زمانی برای عبور صدا از ماده طول می کشد. صدا با سرعت های مختلف از داخل فلزات متفاوت عبور می کند.
6. روش تست وزن : شمش را روی ترازوی دقیقی وزن کنید و عدد آن را یادداشت کنید. داخل ظرفی آب بریزید و ظرف را روی ترازو قرار دهید سپس ترازو را به صفر برسانید. (در صورت امکان از آب مقطر استفاده کنید). شمش را بطور کامل در آب فرو ببرید اما به ظرف و ترازو دست نزنید. حالا عدد را یادداشت کنید. عدد اول را به عدد دوم تقسیم کنید. رقم به دست آمده برای نقره خالص باید 10.49 و برای طلای خالص 19.32 باشد.
7. روش تست کولیس : همه شمش ها ابعاد و تلرانس استحکام مشخصی دارند. بطور مثال عقاب نقره ای آمریکا همیشه یک تروی اونس وزن، 2.98 میلی متر ضخامت و 40.6 میلی متر قطر دارد که بر اساس این مشخصات به وضوح می توان انواع تقلبی را جدا کرد.
اما در نهایت پیشنهاد می شود بهترین راه اطمینان از واقعی بودن فلز گران بهایتان آن است که بدانید از چه کسی خرید می کنید و از کسانی که قیمت های منحصر بفردی روی وبسایت هایی نظیر ایسام و ebay پیشنهاد می دهند، دوری نمایید.
روش تشخیص طلا و عیار آن - تخصصی
برای تشخیص عیار طلا ، عواملی همچون سنگ محک و تيزآب (اسيد)، نیاز است.
سنگ محک: سنگی است سياه رنگ از جنس سيليسيوم و کوارتز که در شکل های مختلف در بازار وجود دارد و به نام سنگ ليدی هم شناخته می شود. در هنگام استفاده بايد دمای سنگ محک حدوداً به اندازه دمای بدن ، يعنی 37 درجه سانتیگراد باشد.
تيزآب: در بعضی از کتاب ها به تيزآب سلطاني نامیده شده، که همان اسيد نيتريک خالص مي باشد که توسط محمد زکريای رازی کشف شده است. اين اسيد را در اصطلاح عاميانه بنام جوهر شوره مي شناسند تيزآب سلطانی +0.5 برای عيار 18 (750) استفاده می شود. (تیزاب های عیار های مختلف درصد متفاوتی دارند)
برای شناخت طلا ابتدا فلز مشکوک به طلا را روی سنگ محک، 20 بار ميکشيم (در صورتی که فلز سکه باشد، گوشه سکه که همان کنگره خارجی نامیده می شود را مورد اصابت با سنگ محک قرار دهید) سپس مقداری تيزآب عيار شده را روی آن ميکشيم (به اندازه يک قطره). واکنش يکی از موارد زير است.
1) هيچ واکنشی ديده نمی شود، در نتيجه فلز مربوطه طلايی با همان عيار تيزآب می باشد.
2) رنگ در اثر کشيده شدن روی سنگ محک کم رنگتر مي شود، در اين حالت عيار فلز مربوطه پايين تر از عيار تيزآب می باشد.
3) اثر روی سنگ محک بکلی محو ميگردد، که حاکی از اين است که فلز مربوطه يا اصولاً طلا نيست و يا داراي مقدار کمی طلا مي باشد که می بايست با آزمايشات ديگری (ری گيری) مقدار آن مشخص شود.
روش ديگر اين است که روي قسمتي از فلز مشکوک به طلا را کمي سوهان ميکشيم (در صورتی که فلز سکه باشد، گوشه سکه که همان کنگره خارجی نامیده می شود را مورد اصابت با سوهان قرار دهید) تا چنانچه فلز آبکاری شده است، لايه آبکاری شده از بين برود. سپس در محل سوهان زده شده يک قطره (برای سکه کمتر از یک قطره) تيز آب عيار شده می زنيم. واکنش يکي از موارد زير است.
1) هيچ اثري بر روي آن ندارد و اين نشان مي دهد که فلز طلا بوده و هم عيار و يا بالاتر از تيزآب مي باشد (توجه: فلز روی و کورم در برابر تيزآب واکنش نمي دهد که بر اساس رنگ و خصوصيت فيزيکي و شيميايي قابل شناخت هستند.)
2) محل مربوطه به روی فلز بر اثر آب سياه مي شود که هر چه سياهی بيشتر باشد نشان دهنده آن است که فلز طلا با عيار پايين تر از عيار تيزآب می باشد.
3) بر اثر ريختن تيز آب محل به رنگ سبز به جوش مي آيد و بعد از پاک کردن تيز آب با يک دستمال محل براق می شود. در اين حالت فلز مربوطه طلا نبوده و مقطع براق شده رنگ اصلی فلز را نشان می دهد.
روش تشخیص نقره - تخصصی
در تعيين عيار نقره به روش سنتی نيازی به سنگ محک يا نمونه های نقره نيست مصنوعات نقره در بازار ايران با عيارهای مختلف ساخته و عرضه مي شوند، با افزودن مس در نقره، بسته به نسبت نقره و مس عيارهای متفاوتی ايجاد می شود. در بازار ايران نقره خالص را با عیار 99.9 و در بازار های جهانی نقره خالص با عیار 999.9 می شناسند، که این دو هیچ فرقی با هم ندارند. سکه های ماشینی نقره در ايران با عيارهای استانداردی همچون 90 یا 900 برای سکه های ماشینی قاجار و سری قدیم سکه های رضا شاه استفاده شده است. و عیار 82 یا 828 برای سکه های سری جدید رضا شاه (ریال) و عیار 60 یا 600 برای سکه های سری اول محمد رضا شاه ( 1322 تا 1330 ) استفاده شده است.
هرچه عيار نقره بالاتر باشد استحكام آن در مقابل اكسيداسيون بالاتر است ليكن استحكام مكانيكی كمتری خواهد داشت، برای تعيين عيار نقره جات كافی است با يک سوهان يک گوشه از سطح نقره را سائيده و يک قطره تيزآب خالص روي آن ریخته شود. با توجه به رنگ آن ناحيه در واكنش با اسيد و از روی تجربه عيار نقره تعيين مي شود. مثلاً نقره با عيار پايين تر از 84 دارای اثری با رنگ سبز متمايل به آبی خواهد شد در تشخيص عيار نقره با خلوص بالاتر تبحر بيشتری نياز است. البته این روش به هیچ عنوان برای سکه مناسب نیست، چون به سکه آسیب زیادی وارد می کند و در صورت کمیاب بودن سکه بیش از 50 درصد از ارزش آن میکاهد.
تشخیص سکه نقره برای افراد متخصص نیاز به هیچ گونه محکی ندارد، ایشان با دیدن سکه و بعضی از روشهای ساده مثل صدای سکه، نقره بودن سکه و حتی عیار آن را تشخیص می دهند. ساده ترین روش برای افراد ناوارد این است که مقداری مایع شوینده (وایتکس) را به نوک انگشت خود بزنند، بعد انگشت خود را به گوشه ای از سکه تماس دهند (تا آسیبی به سطح سکه وارد نشود). اگر سکه شما نقره با عیار بالا باشد کمتر از 10 ثانیه دچار تغییر رنگ خواهد شد و سیاه می شود. اگر عیار سکه پایین باشد بین 10 تا 30 ثانیه دچار تغییر رنگ خواهد شد و سیاه می شود. پس از مشاهده تغییر رنگ سکه را با آب و صابون بشویید. البته باز هم توصیه می شود از کارشناسان کمک بگیرید و از این روش استفاده نکنید.
در دنیای کهن و پیش از بوجود آمدن سکه داد و ستد مردم به شیوه مبادله کالا صورت می گرفته و پایه مقیاس و میزان مبادله کالا چهارپایان بوده اند ، بر روی نقاشی ها و سنگ نوشته های قدیم صحنه های از داد و ستد که بوسیله جابه جایی صورت می گرفته است مشاهده می شود. در دوران پیدایش فلزات تمدن بشر نیز تکامل خود را طی نمود و بشر از فلزات مختلف مانند مس ، برنز ، طلا و نقره اشیایی به اشکال مختلف مانند حلقه و استوانه یا چهارگوش و یا بصورت تبر و کارد تهیه نمود و وسیله جابه جایی برای داد و ستد قرار گرفت ، برای مثال در چین فلزی بشکل کارد یا میله های باریک یا حلقه ساخته می شده است.

این تصویر متعلق به 650 سال پیش از میلاد مسیح میباشد
در سال 1889 میلادی در کاوش های دمرگان Domorgan در ارمنستان تعدادی از این حلقه ها بدست آمد. در کاوشهای موهنجودارو Mohenjo-Daro در پاکستان میله هایی از جنس مس کشف گردید که متعلق به 3000 سال پ.م. می باشد. که میتوان آنها را قدیمیترین وسیله مبادله تا قبل از اختراع سکه دانست. در حفاریهای شوش نیز حلقه ها و میله هایی از جنس نقره متعلق به 2000 سال پیش از میلاد بدست آمده است. در خرابه های شهرهای آشور شمش های طلا و نقره که متعلق به 2500 تا 1200 پ.م. است کشف گردیده که علاماتی بر روی آنها مشاهده می شود که حاکی از اولین قدم انسان جهت ابداع سکه می باشد. در مورد پیدایش سکه روایات تاریخی مختلف است. به گفته هردودت مورخ یونانی اولین انسانهایی که به ضرب سکه اقدام نمودند لیدیها بودند. با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی و شهرت این قوم بخصوص وجود ذرات طلا در شنهای رود پاکتول Puctole که از سارد پایتخت لیدی عبور می کرد. مردم این سرزمین را متوجه تجارت و بخصوص ساختن سکه انداخت و بدین ترتیب وضع جدیدی در ادوار اقتصادی و تجارتی آن روزگار ابداع گردید. قدیمیترین سکه های لیدی بشکل قطعه پهن نامنظمی است از مخلوط نقره و طلا (آلکتروم) که در روی آن شیارهایی موازی و پشت سکه چند فرورفتگی حک شده است و گاهی در بعضی از این فرورفتگی ها نقش حیوانی شبیه روباه به چشم می خورد زیرا روباه در لیدی مورد پرستش اهالی بوده است. در دوره کروزوس شاه لیدی سکه هایی معروف به کروزئید بوجود آمد که میتوان آنرا نخستین سکه حقیقی جهان دانست. کروزوئید (كروزسی) پادشاه لیدی دو نوع سكه طلا و یک نوع سكه نقره رواج داد . نوع اول طلای خالص : استاتر 17/8 گرم ـ نیم استاتر 08/4 گرم ـ استاتر 72/2 گرم ـ استاتر 36/1 گرم ـ 68/0 گرم ـ سكه های نقره : استاتر 89/10 گرم ـ نیم استاتر : 44/5 گرم ـ استاتر ( ترتیه ) : 63/3 گرم ـ استاتر ( هكته ) : 81/1 گرم ـ استاتر ( همی هكته ) : 90/0 گرم . بدین ترتیب یك استاتر نقره ده گرم و هشتاد و نه صدم گرم وزن داشت و ده سكه نقره به وزن 90/108 گرم با یك استاتر طلا به وزن 17/8 گرم مبادله می شد . در روی سکه نقش شیر و گاو در حال حمله به یکدیگر و در پشت سکه چند مربع فرو رفته می باشد.

نخستین سکه جهان از جنس آلکتروم (طلا و نقره) در کشور لیدی ضرب شد
پس از سکه های لیدی در اژین Egine که یکی از جزایر یونانی کنار دریای اژه است و مکتب حجاری آن نیز معروف است سکه های بسیار زیبایی با نقش لاک پشت دریایی که مظهر آرتمیس Artemis الهه اندیشه در یونان بوده است ، در ضرابخانه ای که در این شهر دایر گردیده بود ضرب می شد. سپس در شهرهای مختلف ساحلی کنار دریای اژه مثل میله Milet و افز Ephose سکه هایی ضرب شده بود که بر روی آنها نقش حیواناتی مثل شیر، گاو، گوزن و خوک دریایی که هر کدام علامت شهر یا مظهر خدایان محلی هستند و از نظر هنری در حد بسیار بآلایی قرار دارند ، نمونه های بسیار با ارزش از آنها که از تخت جمشید بدست آمده است در این مجموعه وجود دارد. در روی سکه های شهرهای ممالک یونانی و آسیای صغیر که در تصرف ایران بودند اغلب نقش خدایان افسانه ای بود. این نقوش متنوع کمک بزرگی به روشن شدن مذاهب دنیاى قدیم کرده است . مثلاً در روى سکه هاى اژین نقش لاک پشت که مظهر آرتمیس دختر ژوپیتر است و بر روى سکه هاى آتن در یک طرف تصویر آتنا آلهه یونانی اندیشه ، دختر زئوس و در طرف دیگر نقش جغد که مظهر اوست می باشد. در سکه هاى ایونى بیشتر تأثیر خدایان مشرق زمین به چشم مى خورد و اغلب بر روى سکه ها نقوش حیوانات بالدار مثل ابوالهول (که معرف مذهب مصرى است) و گاومیش بالدار و بر روى سکه هاى شهرهاى فینیقیه نقش رب النوع داگون که صورت انسان و بدن ماهی دارد و یا ملکار یکی دیگر از خدایان، دیده میشود. بر روى سکه هاى صور نقش ماهی بر روى امواج آب دریا و نقش خداى فینیقى (ملکار) بر پشت سکه نقش بسته است.

نقش لاک پشت که مظهر آرتميس دختر ژوپيتر است از نخستین سکه های یونان میباشد که در شهر اژین ضرب شده است

تصوير آتنا آلهه يوناني که روی سکه های آن زمان ضرب میشده
در سال 546 پ.م کوروش بنیانگذار هخامنشی کشور لیدی را تسخیر نمود و اکثر مناطق یونانى نشین را زیر سلطة خود در آورد ، بجز کشور لیدى به نواحى تصرف شده که در آنها ضرب سکه رایج بود اجازه داد که مثل قبل به ضرب سکه هاى محلى ادامه دهند و تنها ضرب سکه هاى کروزوئید (كروزسی) را متوقف نمود. کوروش هخامنشی ( 550-530 پ.م ) با اینکه متوجه لزوم سکه و تأسیس ضرابخانه شده بود ولى مرگ به او این فرصت را نداد. لذا داریوش هخامنشی (522-486 پ .م ) اولین کسی بود که در ایران بضرب سکه اقدام نمود. وى سکه هاى طلا و نقره بنام هاى (دریک Daric و شکل یا سیگلوی Siglos) به ترتیب به وزن 41/8 گرم و 6/5 گرم ضرب نمود. بر روى سکه تصویر شاه هخامنشی به شکل کماندار پارسی دیده می شود که به علامت نیایش خداى بزرگ اهورمزدا ، زانوزده و کمانى را در حال کشیدن زه و در دست دیگر نیزه اى دارد. در پشت سکه نیز چند فرورفتگی مشاهده می شود . همچنین سکه اى از داریوش سوم بدست آمده است که بجاى نیزه خنجرى را بدست گرفته است . سکه هاى نخستین هخامنشی بنام سکه هاى شاهی معروف بوده است. قدرت مالى هخامنشیان بسیار زیاد بوده بطوریکه مزد هر سرباز خارجی که براى ارتش ایران کار میکرده است یک سکه طلا (دریک ) در ماه بوده است. در سراسر ایران هخامنشی ضرابخانه هاى سلطتنى بنابر آنچه که احتیاج بود سکه ضرب می کردند ولى در مواقع لزوم بروز جنگ فرمانروایان یا ساتراپ هاى محلى که اطراف پادشاه مامور تشکیل و تدارک سازوبرگ و جنگ افزار بودند سهم بیشتری براى ضرب سکه از خزانه سلطتنی دریافت می کردند از ساتراپ هاى هخامنشی که در تاریخ ایران نام آنها برده شده است مانند داتام- پاره و فرناباد که مدتها فرمانروایى کیلیکیه و سوریه و بابل را داشتند سکه هاى با ارزشى در مجموعه موزه ملى موجود می باشد.

سکه سیمین سیگلوی از نخستین سکه های ضرب شده در ایران بوده است که در زمان داریوش بزرگ و سایر پادشاهان هخامنشی رواج داشته است

سکه زرین دریک از نخستین سکه های ضرب شده درایران بوده است که در زمان داریوش بزرگ و سایر پادشاهان هخامنشی رواج داشته است
از انواع دیگر سکه هاى هخامنشی، سکه هاى پادشاهان و ساتراپ های تابع مانند شاهان قبرس و فینیقیه و امرای کاری ، لیسى و آراد می باشند که مدتها زیر نظر دولت هخامنشی در آمدند و استقلال داخلی پیدا کرده و سکه ضرب نمودند. از سکه هاى بسیار جالب سکه هاى صیدا را میتوان نام برد. در یک طرف این سکه نقره نقش کشتی جنگی و در طرف دیگر نقش اردشیر سوم هخامنشی را سوار بر گردونه اى بسیار زیبا میبینیم (358-326 پ.م ). بر سکه نقره دیگرى نقش اردشیر دوم کمان بدست ایستاده و در پشت سکه نقش کشتى جنگی با بادبان نقر شده است (744-358 پ.م ) که با مشاهده این سکه میتوان به تاریخ دریانوردی ایران در دوره هخامنشی و وضع کشتی هاى جنگی و اهمیت آنها پی برد.

سکه صیدا ضرب شده در زمان اردشیر سوم هخامنشی
سکه های اسکندر به واسطه تنوع نقش و زیبایی بسیار جالب است . برخی از آنها را که بی شک هنرمندی توانا و زبردست تهیه کرده است، جزو شاهکار هاى هنرى میباشد. درباره سکه هاى اسکندر و تصاویر وى بر روى آنها نظریات مختلفی وجود دارد. عده اى نقش این سکه را تصویر خود اسکندر می دانند که به صورت یکی از خدایان جلوه گر شده است و بعضى دیگر آنرا تصویر خیالى یکی از خدایان میدانند ، زیرا تصاویر اسکندر بر روى سکه ها یکسان نیست ، ولى آنچه بیشتر مورد نظر است اینست که سکه هاى اولیه بخصوص سکه هاى طلا که داراى نقش کلاه خود است و در یونان و مقدونیه ضرب شده مربوط به خود اسکندر و از نظر هنری بسیار جالب است و تصویر حقیقی او بوده است. تصویر سکه هاى اسکندر اکثرا بدین ترتیب است که نقش نیم تنه او بشکل هرکول ، مظهر قدرت و توانایى و یکی از قهرمانان افسانه هاى قدیم یونان می باشد که کلاهى از پوست شیر بسرکشیده و در پشت سکه خداى بزرگ یونان (زئوس) بر روى تخت نشسته و عصای قدرت را بدست گرفته و نام اسکندر بخط یونانى کنار آن نوشته شده است. در حفاری سال هاى 1341 و 1342 هیئت مشترک ایران و انگلیس در پاسارگاد ، تعدادى از سکه هاى اسکندرو سلوکوس اول بدست آمده است که ازنظرنقش بسیار جالب است این سکه ها ضرب شهرهاى شوش، بابل، اکباتان کاپادوکیه و آرارات در مجموعه موزه ملى ایران باستان موجود است.

روی سکه تصویر اسکندر مقدونی و پشت سکه تصویر خداى بزرگ يونان (زئوس)
از سکه هاى شاهان باختر (250 پ.م ) که بر ایالات شرقی حکومت میکردند نمونه هاى جالبی وجود دارد که هر یک نشان دهنده وضع اجتماعی ، اقتصادی ، تاریخ ، هنر و فرهنگ آن سرزمین است .سکه هاى اشکانی مدارک با ارزشی میباشند که نه تنها وضع اقتصادی آن دوره را معرفی میکند بلکه تاریخ 500 سال شاهنشاهی بزرگ ایران را از جهات مختلف بررسی میکند. در دوره اشکانیان داد و ستد بوسیله سکه هاى نقره ، مس و برنز انجام می پذیرفت و سکه طلا تا بحال از آنها دیده نشده است . شاهان اشکانی به آرایش مو و ریش توجه خاصی داشتند و از روى نقوش سکه ها میتوان به طرز آرایش آنها پی برد ، برگردن تمام آنها گردنبند مروارید از یک تا 4 ردیف آویخته شده است .پادشاهانی که دوران سلطنت آنها طولانی بوده است به خوبی تغییراتی که براثرگذشت زمان در چهره آنها پدیدار شده است را میتوان مشاهده نمود. بر روى سکه ها تصویر نیم من یا تمام رخ شاه به طرز دقیقی حکى شده است و بر پشت سکه ها معمولا نقش ارشک موسس این سلسله نشسته بر روى سکویى قرار دارد که کمان بدست گرفته است و این بپاس احترامی است که آنها نسبت به موسس خاندان خود ابراز میداشته اند. بر پشت سکه هاى درهمی ، شاه بر تخت نشسته و فرشته بالداری حلقه سلطنت را به او میدهد اوایل نوشته روى سکه ها به خط یونانى و شهرت شاهان را دربردارد ولی از زمان سلطنت بلاش اول (51-78 م) (خط آرامی) و پهلوی اشکانی بر روى سکه ها بکار می رفت . انواع تاج هاى این دوره ، بعضى بسیار ساده و بعضى مثل تاج ملکه مورا همسر فرهاد چهارم بسیار مجلل و جواهر نشان بوده است .در سکه هاى پارتی علامات اختصاری که معرف ضرابخانه شهر است در پشت سکه قرار دارد. چنانچه از روى سکه ها بر می آید شهرهایى که داراى ضرابخانه بوده اند شامل: نیسا ، دارا (در ناحیه دره گز کنونی)، صد دروازه (نزد یک دامغان ) تمبراکس (ساری) ، سیرینک (نزدیک ساری)، هگمتانه (همدان)، شوش سلوکیه، رکا(رى)، مرو، تیسفون ، هرات ، کنگاور، نهاوند و غیره می باشند. در دوره سلوکى منطقه الیمایى که سکه هاى آن دارای اهمیت بسیاری است ناحیه خوزستان ، ایلام قدیم ، دزفول و شوش را شامل می شد که بوسیله فرمانروایان محلى اداره میشد و از دوره مهر داد اشکانی (171-128پ.م )که این نواحی را به تصرف خود در آورد به فرمانروایان محلی و شاهزادگان که از طرف شاه منصوب می شدند اجازه ضرب سکه داده شد. قدیمیترین سکه این دوره حدود (100 پ.م. ) و مربوط به کامناسکریس دوم است . خر سن یا خارا کس در کنار رود دجله و فرات و شمال شرقی منطقه الیمایى واقع بوده است در این محل ابتدا اسکندر مقدونی شهر اسکندریه دجله را بنا نمود که بعدها در دوره سلوکى ها انطاکیه نامیده شد و سپس بنام خر سن یا خار کس درآمد. سکه هاى خر سن بسیار کمیاب هستند و قدیمیترین آنها حدود اواسط قرن دوم میلادی میباشند و تأثیر وهنرپارت ها بر سکه هاى فرمانروایان خر سن دیده میشود.

نمونه ای از سکه دوران اشکانیان
سکه های دوره ساسانیان از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند ، پارس در زمان هخامنشی موقعیت بسیار مهمی داشته است زیرا شاهان هخامنشی بجز سکونت در پایتخت هایى مثل شوش ، بابل ، هگمتانه مدت زیادی از سال را در کاخهاى تخت جمشید بوده اند. به همین دلیل پارس به واسطه سکونت شاهان وضع مخصوصی داشته است و فرمانروایى این ناحیه از دوره هخامنشی دردست این خاندان بوده است. این شاهزادگان از دوره سلوکى اشکانی بعلت حسن تدبیر و موقع شناسی قدرت مذهبی را در دست گرفته و بعلت استقلال و قدرت اقتصادی زیادی که در امور داخلی داشتند به ضرب سکه پرداختند. این سکه ها نمونه بارزی از مذهب و فرهنگ آن دوران است و تعدادی از شاهان را که در نوشته هاى قدیمی از آنها نام برده شده است معرفی می نماید. قدیمیترین سکه هاى شاهزادگان پارس در حدود اواخر قرن سوم پ.م شروع گردیده است و تا 210 میلادی حدود سی نفر از شاهان در این منطقه فرمانروایى داشتند. سکه هاى اولین فرمانروایان با نقش تصویر شاه است که کلاه پارسی مخصوص هخامنشیان رابرسردارند. در پشت سکه آتشکده قرار دارد و در یک طرف درفش و در طرف دیگر شاه پارس که ریاست مذهبی را دارد و در حال نیایش در مقابل آتش گاه ایستاده است . نقش سکه هاى پارس از زمان فرادات دوم (133-88 پ.م.) تحت تأثیر سکه هاى اشکانی قرار گرفت نوشته سکه هاى پارسی در دوره ضرب سکه هاى ساسانی از سال تاجگذاری اردشیراول (224 میلادی) آغازشد و در سال (652 میلادی) پایان یافته که سال سقوط این سلسله است . در این مدت شاهان متعددی سلطنت کردند ، بعضی از آنها چند ماهی بیشتر سلطنت نکردند و برخی مثل خسرو انوشیروان نزدیک به نیم قرن سلطنت و سکه هاى متنوعی نیز ضرب نمودند، با توجه به سکه های پادشاهان مختلف میتوان به بسیاری از وقایع و آداب و رسوم آنها آشنایى پیدا کرد و از آن جمله است سیمای شاهان انواع تاجها ، تزیینات لباس ، آرایش مو و چهره ، خط و تحول آن القاب شاهان ، قدرت زمان سلطنت آنها و همچنین نام مراکزی که در آنجا ضرابخانه داشته اند از زمان سلطنت بهرام منجم (391.420 میلادی) نام شهرها برروى سکه ها ضرب گردید. سکه هاى ساسانی دارای انواع تاجها ، آرایش مو و چهره و جواهرات گرانبها بر روى تاجها مى باشند. بر پشت سکه ها معمولا ً نقش آتشدان با شعله هاى فروزان وجود دارد و در اطراف آن دو نکهبان که شاه یا ولیعهد یا دو تن از شاهزادگان میباشند ، منقوش است. ولی بر پشت بعضی از سکه هاى طلا تصویر ملکه یا آلهه قرار دارد که از دور سر وى نوری ساطع است. نوشته هاى روى سکه بخط پهلوی ساسانی و نام القاب شهریاران ساسانی است. سکه هاى جالب توجه این دوره سکه هاى اردشیر اول ، شاپوراول ، هرمزدوم ، بهرام دوم با ملکه و ولیعهد و ملکه پوراندوخت را میتوان نام برد. روى سکه هاى ملکه پوراندوخت ، تصویر ملکه با مو هاى بلند مجعد که بر آنها گلهایى از جواهر پوشانده شده و تاج جواهر نشانى بسر دارد ، نقش شده است. سکه هاى بهرام دوم و ملکه او که براى اولین بار در این دوره نقش ملکه برروى سکه ظاهر می شود دارای دو نوع تاج میباشد، یکی مدور دور تا دور تاج ، جواهر نشان بوده است و دیگر تاج بلندی است که سرکرازى در تمامی تاج قرارگرفته است و در حاشیه آن جواهرات بکار رفته است .سکه هاى طلاى خسرو انوشیروان اکثراً بصورت تمام رخ نقش شده است .در دوره شاهنشاهى ساسانی ، وسعت مملکت از شمال به جیحون ودریاى خزر،ازمشرق به سندوپنجاب ،از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس و از مغرب به سوریه و عربستان رسیده بود. از جمله شهرهاى مهم دوره ساسانى که در آنها سکه ضرب شده است میتوان (اردشیرخوره) در فیروزآباد کنونى در فارس ، (وه اردشیر) نزدیک تیسفون ، (رام هرمز اردشیر) در خوزستان ، (ریو اردشیر) در ارجان فارس ،(نیشابور در خراسان ،گندى شاپور) درخوزستان ،(وه قباد) نزدیک تیسفون ، (ابر قباد) درخوزستان و (وه قباد) در تیسفون را نام برد. نحوه ضرب سکه بدین ترتیب بود که قطعاتى از فلز طلا، نقره یا مس را با وزن معین دربین هر دو روى سکه قرارداده و با چکش ، ضربه اى محکم وکنترل شده برآن وارد می کردند تا فلز مورد نظر تبدیل به سکه شود. سر سکه (نوعی قالب) از دو قسمت جدا ، از جنس فلزی محکم که معمولاً مس یا پولاد بود تهیه میشد. نقوش و نوشته هاى مورد نظر را به طور معکوس بر آن حک می کردند . معمولاً تمامی شهرها و مراکز مهم ،دارای ضرابخانه بودند و گاهی به واسطه پیروزیها و جشنهاى مختلف سکه هایى با عنوان مدال و یادبود ضرب میشد.

سکه بهرام دوم ساسانی به همراه ملکه و ولیعهد
پس از شاهنشاهى ساسانى و کشته شدن یزد گرد سوم در مرو ( 625 میلادی ) فرمانروایان عرب ، سکه هایى مشابه سکه هاى ساسانى ضرب کردند. این سکه ها در حقیقت اولین سکه هاى اسلامی بشمار میرود. حکمرانان مسلمان تصاویر خود را بر روى مسکوکات نقش نکردند بلکه تصاویر پادشاهان ساسانی را همانگونه که بود بر روى سکه گذاشتند. خلفای راشدین نیز اسامی پادشاهان ساسانی را بر روى سکه هاى عرب ساسانى ضرب نمودند این نوع سکه ها بیشتر با تصویر خسرو دوم ساسانى و نام فرمانروایان صدر اسلام و با خط پهلوی و گاه کوفى در متن سکه و نام ضرابخانه و تاریخ ضرب و نیز سال یزدگردى یا هجرى، درپشت سکه به خط پهلوى ضرب شد. و یکی از کلمات (بسم آله) (بسم آله ربی) (محمد رسول آله ) و کلماتى از این قیبل را درکنار سکه اضافه مى نمودند. این سکه ها را سکه هاى عرب ساسانى مى نامند. جنس اغلب این سکه ها از نقره (درهم ) و گاهى مس (فلس) بوده است . اولین بار درهم اسلامى به امرعمربن آلخطاب در سال هشتم خلافتش درسال 20هـ.ق ضرب کردید. برروى سکه صورت شاه ساسانى و کلمات بسم آله و بسم آله ربی با خط کوفى و اسم پادشاه ساسانى با حروف پهلوى بر پشت سکه دیده میشود. این کار تا زمان حکومت بنى امیه و بعد از آن ادامه داشت .
ضرب درهم هاى عرب ساسانى ، در عهد خلفاى راشدین و اوایل دولت بنى امیه یعنى تا زمان عبدالملک بن مروان در سال 79هـ.ق ادامه داشت . بعد از این تاریخ سکه هاى اسلامى بدون تصویر ، جایگزین آن شد . اولین سکه طلا(دینار) بدون تصویردرسال 77هـ.ق دردوره عبدالملک بن مروان خلیفه اموى ضرب شد و ازسال 79هـ .ق سکه هاى نقره به صورت رسمى ضرب شد و از آن پس ضرب سکه به سبک عرب ساسانى منسوخ گردید. با وجود رواج سکه هاى اسلامى خطى بدون تصویر، از نیمه دوم قرن اول هجرى ، سکه هایى به سبک ساسانى با تصویر تا قرن دوم هجرى در طبرستان ضرب میشد. این سکه ها را که کوچکتر از سکه هاى عرب ساسانى بودند سکه هاى طبرستان مى نامند. سکه هاى حکام عرب طبرستان نیزشبیه سکه هاى اسپهبدان بوده با این فرق که نام هر یک از آنها به خط کوفى و نام طبرستان و سال ضرب در پشت سکه به خط پهلوى بوده است. اسپهبدان طبرستان ازخاندان ساسانى بودند و در طبرستان فرمانروایى مستقلى را تأسیس نمودند و تاریخ مخصوصى را که به سال طبرى معروف است برگزیدند. همانگونه که اشاره گردید اولین سکه هاى خطى اموى از جنس طلا در زمان عبدالمک بن مروان ضرب و جایگزین درهم هاى عرب ساسانى شد. در زمان خلافت بنى امیه ، نام خلیفه روى سکه ها دیده نمیشود و تنها تاریخ و محل ضرب سکه ، بر روى سکه هاى نقره و تاریخ ضرب در طرف دیگر و سوره مبارکه الاخلاص را بدون کلمه(قل) به شکل (الله احد الله صمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواًاحد) ضرب می کردند .

نمونه ای از سکه عرب ساسانی که در دوره ی حکومت عراب بر ایران ضرب میشده است
از سال 127هـ .ق که قیام ضد اموى به رهبرى ابومسلم خراسانى قوت گرفت تا انقراض امویان درسال 132هـ.ق وروى کارآمدن سفاح اولین خلیفه عباسى ، سکه هاى ویژه اى با مفاهیم سیاسى امویان ضرب گردید که بنام ابومسلم شناخته میشود. این سکه ها مانند سکه هاى امویان بدون نام خلیفه ، در ایالات جبال در خراسان و خوزستان و فارس ضرب میشد. نام ابومسلم خراسانى بر روى هیچیک از سکه هاى نقره نیامده است ولى بر روى سکه هاى مسى بین سال هاى 127تا 132 نام ابومسلم دیده میشود. سوره مبارکه 112 قرآن کریم و بر روى سکه و درحاشیه پشت سکه قسمتى ازآیه 33 سوره توبه (محمد رسول آلله ارسله بآلهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لوکره المشرکون) نقش گردیده است . در منابع مختلف از ضرابخانه هاى در بسیاری نام برده شده است که سکه هاى اموى در آنجا ضرب می شده اند اما از این ضرابخانه ها بجز دمشق ، افریقیه و اندلس بقیه در عراق و ایران بوده اند و نکته جالب توجه این است که این شهرها اکثراً همان شهرهایى بوده اند که سکه هاى عرب ساسانى در آنها ضرب میشده است .حکومت خلفاى عباسى از سال 132هـ . ق شروع شد و تا سال 656هـ.ق ادامه یافت در سکه های عباسى حاشیه سکه مثل سکه اموى است ولى دیگر سوره 112 قرآن کریم را بر پشت سکه نیاورده و عبارت (محمد رسول آلله ) جاى آن را میگیرد. با گذشت زمان سکه هاى عباسى تکامل پیدا کرده و در حاشیه سکه ها آیه 3 و 4 سوره روم نوشته شد(لله آلامرمن قبل و من بعد و یومئذ یغمه آلمومنون سکه بنصرآله ).

سکه هارون الرشید عباسی
اوایل قرن سوم هجرى ظهور حکومتهاى نیمه مستقل در ایران مثل طاهریان و صفاریان را مشاهده مى کنیم که داراى سکه هاى بسیار دولت جالب و با ارزش هستند. طاهربن حسین سردارنامى مأمون و سرسلسله ادامه طاهریان که بعدها به ذوآلیمینین شهرت یافت و بر روى سکه ها لقب او دیده میشود. سلسله دیگر که از سیستان بود ، صفاریان و مؤسس دوره آن یعقوب لیث میباشد. بر روى سکه هاى نقره این دوره کلماتى مثل النصر،الظفر،الیمن و السعاده نقر شده است که نظیر این کلمات روى سفالهاى لعابدار ایران بچشم میخورد. یکی ازسلسله هاى بزرگ که در قرون سوم و چهارم هجرى بر نواحى قرن وسیعى از ایران حکومت میکردند سامانیان بودند که قلمروشان از مرزهاى هند در مشرق تا مرکز فلات ایران در مغرب امتداد پیدا میکرد. بیشتر گنجینه هاى بزرگ نقره که از روسیه ، لهستان ، اسکاندیناوى از زیر خاک در آورده اند، مربوط به سکه هاى نقره ساسانى بوده است . اکثرسکه هاى این دوره دراندازه قراردادى و رسمى میباشد ولى تعدادى از آنها با اندازه هاى بزرگ تر (قطر8/4سانتیمتر) درناحیه هندوکش ضرب شده است . بیشتر سکه هاى سامانی درخراسان و نواحى شرقى ضرب شده ولى تعداد معدودى هم در نواحى غرپی به ضرب رسیده اند.
آل بویه نیزبه اندازه سامانیان سکه ضرب نموده اند. سکه هاى این دوره براى محققین تاریخى منابع اطلاعاتى بسیار باارزشى است زیرا روى سکه هاى آنها القاب و اسامى زیادى از شاهزادگان آل بویه و ارتباطات شاخه هاى متعدد با یکدیگر و دست نشاندگان مختلفى که آنها را به رسمیت مى شناختند و همچنین از وسعت قلمرو آنها اطلاعات با ارزشى بدست مى آید. قدرت امراى آل بویه بحدى بود که به تعویض له خلفا اقدام مى نمودند. ولى به لحاظ مذهبی، احترام خلفا را محفوظ میداشتند و نام آنها را برروى سکه ها میاورند. در قرن چهارم هـ .م براى اولین بار پس از حکومت ساسانى، بر روى سکه هاى آل بویه لقب شاهنشاه نیز بچشم میخورد سوره مبارکه قرآن کریم که در حاشیه آن سکه هاى عباسى زده میشد بر روى سکه هاى سامانى و آل بویه و غزنوى نیز ضرب میگردید. در روى سکه هاى اسلامى ایران تا زمان سلاجقه ، صورت انسان یا _ حیوان دیده نمیشود. تصاویر سکه تا آن دوران فقط شمشیر و گاهى هلال و ستاره بود. ولى بر روى سکه هاى سلاجقه روم ، تصاویر شیر و خورشید و بر روى سکه هاى طغرل سلجوقى ، گنبد و گلدسته دیده میشود. ایلخانان بزرگ به نقر (قاآن الاعظم و قاآن العادل و ایلخان المعظم ) در اول و آخر اسم خود اکتفا میکردند اما ایلخانان ایران به تدریج کلمه شاهنشاه اسلام و سلطان همانند شاهان ایران به کار بردند. آنها گاهى اسم خود را به خط و زبان اویغورى هم بر روى سکه و هاى نقره میگردند. بر روى سکه هاى غازان، اسم غازان محمود به خط کوفى واویغورى وچینى نقر شده است. به طورکلى در طول شش قرن تزئینات روى سکه هاى عرب ساسانى ، اموى و عباسى، شاهان ایران و سلاطین ترک تا دوره مغول به صورت خط به شیوه کوفى قدیم و بدون نقطه واغلب شکسته زاویه دار منقور میشد. در این دوره فقط در روى سکه هاى مسى اتابکان و خوارزمشاهیان به لحاظ شیوه خطاطى، مختصر تغییرى محسوس است .

سکه یعقوب ابن احمد سامانی
از حمله مغول به بعد به تدریج خط کوفى از حالت کوفى شکسته به نسخ و نستعلیق در زمان صفویه تغییر یافت و در واقع تغییرات خط روى سکه ، خیلى کندتر از کتابت انجام پذیرفت. تصاویر حیوانات مختلف روى فلوس هاى مسی تصویر است . نقش شیر و خورشید به سکه با گذشت زمان دچار تحولات زیادى شد. طغراهای مختلفى از شاهان مغول و ترکمانها متداول شد که خوانا ترین آن را بر روى سکه هاى ناصرالدین شاه میتوان دید. گرچه سکه هاى مهم دوره هاى مختلف خصوصاً بدلیل زنگ زدگى و پوسیدگى جلب نظر نمیکند اما از نظر تاریخى داراى اهمیت زیادى میباشند. طى قرون اولیه هجرى بیشتر شهرها داراى ضرب سکه، بخصوص سکه هاب مسین بودند و اغلب بر این سکه ها اسامى شهرها یا حاکم هائى نوشته شده است که شاید گاهى نامشان در تاریخ ثبت نشده باشد. حفاریهاى علمى مناطق باستانى باعث شده است که تعداد زیادى از این سکه ها به دست آید و مجموعه با ارزشى از سکه هاى مسی در موزه ملى ایران وجود دارد. ضرابخانه ، یکی از ارکان مهم سازمان مالی در زمان صفوی بود که تحت نظر معیرالممالک اداره می شد. عزل و نصب حکامان و زرکشان و رئیس ضرابخانه به عهده وی بود. سکه های شاهان صفوی متنوع بود آنان نسبت به نوشته های روی سکه توجه خاصی داشتند. بر سکه ها نام و القاب شاهان صفوی به صورت ساده و یا به شعر آمده است. تاریخ و محل ضرب سکه و نیز اسامی دوازده امام یا چندین تن از ائمه روی سکه های صفوی منقور است. سکه های این دوره بیشتر از طلا و نقره و مس بود و در داد و ستدها، بیشتر از سکه های مسی و نقره ای استفاده می شد. سکه طلا نیز در دسترس مردم بود و معمولا در جشنها و تاجگذاریها و اعیاد از آنها استفاده می شد. واحد پول این دوره تومان لغتی مغولی به معنی ده هزار است. سکه طلا را اشرفی و سکه نقره را بیستی ، محمدی، شاهی، عباسی، پنج عباسی و لاری می گفتند. سکه های مسی را غازی یا غاری بکی می گفتند که 10/1 شاهی بود. بر روی فلوس ها نقوش مختلف حیوانات و پرندگان نقر است.

سکه سلطان حسین صفوی
بر روی سکه های نادر شاه افشار (1160-1148 هـ.ق) کلمه السطان نادر یا یک بیت شعر دیده می شود. او به سال 148 هـ.ق. در دشت مغان تاجگذاری کرد و به یادگار این جشن سکه هایی با نوشته الخیر فی ماوقع ضرب شد. به لحاظ حروف ابجد تاریخی که از آن به دست می آید، تاریخ جلوس سلطنت نادر شاه است.
کریم خان زند (1193-1163 هـ.ق) در طول 30 سال حکومت ، خود را شاه و سلطان نخواند و عنوان وکیل الرعایا را بر خود نهاد. بر روی سکه های او نام وی بصورت بسیار ساده به صورت کریم و نام محل ضرب نوشته شد. و بر پشت سکه یک بیت شعر آمده است سکه های طلای او را کریمخانی می نامند.
در زمان قاجاریه سکه های متعدد ضرب شهرهای مختلف موجود است. نوشته بر روی بعضی از سکه ها مثل سکه آقا محمدخان بسیار ساده می باشد. در این سکه ها فقط نام وی به صورت یا محمد بر بآلای اسامی شهرهایی که سکه در آن ضرب می شده است ، قرار دارد و بر پشت سکه یک بیت شعر نوشته شده است. از اواسط دوره صفویه به شهرها با توجه به موقعیت سیاسی جغرافیایی و مذهبی آنها عناوینی داده شد. این عناوین بر روی اغلب سکه های این دوره دیده می شود. در سکه های افشا ریه و زندیه و قاجاریه نیز این عناوین به کار رفته است.سکه های خطی و بدون تصویر تا زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار معمول بود . در زمان ناصرالدین شاه علاوه بر سکه های چکشی خطی سکه های چکشی با تصویر نیز ضر گردیده است. در سال 1295 هـ.ق. در دوره ناصر الدین شاه دارالضرب های ولایات منحل گردید و ضرابخانه در پایتخت تهران دایر شد، عناوین از روی سکه ها حذف گشت. عناوین مذکور بدین شرح اند: دارلسلطنه اصفهان دارالمرز رشت، دارالعباده یزد، دارالسعاده زنجان، دارآلمومنین کاشان دارآلامان کرمان ، دارالسلطنه تبریز و دارالعلم شیراز. امیرنظام گروسی که در سال 1283 هجری قمری سفیر ایران در پاریس بود، یک دستگاه ماشین آلات ضرب سکه خرید و به ایران فرستاد. ماشین مزبور، به علت نبودن وسایل حمل و نقل سال ها در بندر انزلی در انبار کالا باقی ماند و سرانجام در سال 1294 هجری کارخانه ضرب سکه و قالب گیری در تهران دایر گردید. از آنجائیکه محمد ابراهیم امین السلطان رئیس ضرابخانه بود، سکه های جدید نقره به (قران امین السطان) معروف شد. اداره امور ضرابخانه از سال 1300 هجری به حاجی محمد حسین اصفهانی واگذار گردید و وی با عنوان (امین دارالضرب) اداره ضرابخانه را برعهده گرفت.
فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سالها قبل از این تاریخ، یعنی به سال 1222 هجری قمری در زمان ولیعهدی عباس میرزا نایب السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه سکه های رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود ۲۰۰ قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. دوره سلطنت ناصرالدین شاه تا انقراض قاجاریه سکه های زرین به شکل بیست و پنج تومانی، ده تومانی، پنج تومانی، دو تومانی، یک تومانی، یک اشرفی ،دو اشرفی، پنج اشرفی، پنج هزاری، دوهزاری و سکه های سیمین به شکل پنج هزار دیناری، دو هزار دیناری، یکهزار دیناری،پانصد دیناری، پنج قرانی، دو قرانی ویکقرانی، ده شاهی و شاهی . سکه های مسین و نیکل هم به صورت دویست دیناری، صد دیناری، پنجاه دیناری بیست و پنج دیناری و دوازده دیناری بوده اند.

سکه ده تومان ناصرالدین شاه قاجار از نخستین سکه های ضرب ماشینی
روستاي «کارده» در فاصلة 48 کيلومتري شمال مشهد واقع گرديده و غار کارده در 3 کيلومتري آن قرار دارد. در محل مذكور كه موسوم به دره آل است دو غار در دو سمت دره قرار دارند. غار شرقي موسوم به غار اسكلت و غار غربي موسوم به غار كارده است. دهانة غار به صورت يک شکاف سنگي است که عرض تقريبي آن 1 تا 3 متر و طول آن حدود 100 متر ميباشد. اين غار کاملاً خشک است و پرتگاهةايي خطرناک دارد. کوهنوردان، اسکلتهايي از انسان مربوط به زمانهاي قديم را در درون اين غار مشاهده کردهاند. از مشخصه های این غار تعداد زیاد راه های فرعی است که هر راه فرعی خود به ۲ تا ۵ شاخه فرعی دیگر منتهی می شود. همچنین اغلب راه های فرعی و اصلی دارای یک ارتفاع هستند و گاها راه اصلی ارتفاع و ورودی کوچکتری از راه های فرعی اطراف دارد٬ لذا باتوجه به عدم وجود نشانه گذاری در داخل غار احتمال گم کردن مسیر اصلی وجود دارد.





غار سُم در ارتفاع 1700 متری از سطح دریا قرار دارد و دارای یک دهانه میباشد. این غار در نزدیکی قله کوه خواجه قنبر (امامزاده بالای کوه) در منطقه نامیج روستای نام نیک بخش گالیکش شهرستان مینودشت به فاصله تقریبی 2 ساعت راهپیمایی قرار گرفته است. این غار طبیعی از جنس آهک میباشد که بر اساس جریان آب از داخل سنگهای آهکی بسط و گسترش یافته است. دهانه این غار در یک محوطه باستانی قرار دارد و در داخل غار بقایای سفال مربوط به دوران کهن و اسکلتهایی دیده شده است. در دهلیزهای آغازی این غار نیز بقایای اسکلت انسانی موجود است. غار سم؛ دومین غار عمیق کشور میباشد.
نام این غار (سُم) در زبان محلی به معنای حفره و غار میباشد.










