وب گیتاریست
- وب جاوخواص درمانى سنگ هاى سبز :
سنگ سبز داراى ارتعاشات متعادل كننده مهمى براى سيستم عصبى ميباشد رنگ سبز موجب هيجان ,التهاب و يا حساسيت نميشود.
قلب آدمى مركز تهيه خون است و رنگ سبز كمك زيادى را براى رفع هر نوع اشكال مربوط به قلب , دستگاه گردش خون و فشار مى كند.
تمام سنگهاى سبز : زمرد ,تورمالين سبز ,عقيق خزه اى , يشم سبز و...
بطور كلى سنگ سبز علامت هارمونى (هماهنگى) , همدردى, خلاقيت ,سلامتى و فراوانى است . رنگ سبز بر اثر اختلاط دو رنگ زرد وآبى بوجود مى آيد . سنگ سبز انرژى جديدى به انسان مى دهد و موجب تمدد اعصاب خسته مى باشد.
خواص درمانى سنگ آبى :
سنگ آبى داراى قدرت درمان كننده در زمينه بيماريهاى مختلف و گرفتگى گلو ميباشد. رنگ آبى خنك كننده ,خواب آور , قابض و درمان كننده است.رنگهاى آبى تيره داراى اثرات بسيار قوى در اين زمينه هستند در حاليكه رنگ آبى روشن داراى اثرات الهام بخش و اخلاقى بالايى هستند.
تمام سنگهاى آبى: سافير ,ياقوت آبى ,فيروزه و ...
رنگ آبى علامت الهام , اخلاص ,جاودانگى و مذهبيت است.رنگ آبى موجب ايجاد روحيه مثبت و ترفيع فرد شده , موجب آرامش و تشعشعات صلح آميز ميشود و داراى كيفيت خواب آور است .
خواص درمانى سنگ نيلى :
جهت هر نوع بيمارى ذهنى ,سنگ نيلى از ارزش ويژه اى برخوردار است و جهت پرورش چشم سوم استفاده مى شود و بدين وسيله تحقيقات علمى و فلسفى را مى توان عملى ساخت .
تمام سنگهاى نيلى:سافير نيلى,ازورايت و ...
رنگ نيلى علامت نيل به روحانيت , خود كفايى و عقل است .سنگ نيلى موجب گشادگى چشم سوم (ديد درونى و برونى) ميگردد وآن را بروى نا آگاه باز ميكند. به كمك سنگ نيلى ميتوان خاطرات روحى فراموش شده را به ذهن باز گرداند.
تاثيرات خاص سنگ ها :
هر سنگى خواص خاص خود را داشته و ما بايد اين خواص را شناخته و سپس طبق منظورى كه داريم و آن چيزى كه مى خواهيم جواهرات مورد نظر و علاقه خود را انتخاب كرده و بدانيم كه اين سنگها و جواهر با طبع و مزاج ما موافق بوده و استفاده گردد . سنگها مى توانند براى ما خوشبختى آورند و فقط بايد بدانيم كه كدام يك از سنگها با روز تولد,موافق مى باشد.
این قلعه که به ملک قلا معروف است، ظاهرا به نام ملک بهمن آخرین سلطان لاریجان نامگذاری شده است. آثار ویرانه های این قلعه بالای کوهی مشرف بر دهکده شاهاندخت (از روستاهای لاریجان) هنوز خودنمایی می کند . قلعه مذکور ، سابقا یکی از عظیم ترین بناهای تاریخی لاریجان و سلسله جبال البرز به شمار میرفت ، تا اینکه در سال 1005 هجری ، یعنی بعد از مغلوب شدن بهمن در جنگ با فرهاد خان – فرستاده شاه عباس صفوی- و انقراض سلسله بادوسپان ، ویران شد.

اين قلعه كه بر بالاى تپه اى واقع شده، به دستور نادرشاه احداث گرديده و در شرق بيرجند، در روستاى «فورگ» از توابع شهر درميان قرار دارد. دروازه اصلى قلعه در ضلع شرقى آن است و دروازهاى كوچكتر نيز در ضلع شمالى وجود دارد. مصالح به کار رفته در بنا سنگ ، آجر ، خشت ، گچ ، آهک و ساروج است.
فضای داخلی قلعه از قسمتهای مختلف مانند محل زندگی خدمه ، اصطبل ، انبار مهمات ، کوره آجرپزی و آب انبار تشکیل شده است که به وسیله حصار قلعه و برج های مدور احاطه شده اند . بالای حصار و برج ها کنگره دار است و منافذی ( تیر کش ) جهت دیده بانی و دفاع در آن تعبیه شده است. این بنا در زمان حکمرانی شوکت الملک در منطقه توسط سپاهیان وی فتح و با دستگیری حاکم آن غیر مسکونی و متروک شد .

دعای روایت شده از رسول اکرم برای رفع حزن و اندوه
در کتاب دُرُّ المنثور از عبد الله بن مسعود گفته شده که رسول خدا فرمودند :
هر کس دچار هم و غمی شد پس بگوید :
اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَاصِيَتِي فِي يَدِكَ مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ عَدْلٌ فِيَّ
قَضَاؤُكَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِي كِتَابِكَ أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَداً
مِنْ خَلْقِكَ أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِيعَ قَلْبِي وَ نُورَ صَدْرِي
وَ ذَهَابَ هَمِّي وَ جَلَاءَ حُزْنِي
پیامبر صل الله علیه و آله فرمودند : هیچ غمگینی نیست که بگوید این را مگر آنکه
خداوند غمش را ببرد و آن را تبدیل به شادی بکند.
گفتند یا رسول الله آیا این کلمات را آموزش بدهیم ؟ پیامبر فرمودند : پس یاد بگیرید و تعلیم بدهید.
درالمنثور ج 3 ص 149 – بحارالانوار ج 92 ص 280
بعضی ها دم در ورودی غار ستونی را کار میگذاشتند و از ستون دو قدم به سمت داخل غار میرفتند و دفینه را در عمق 2.5 متری جاسازی میکردند .
و عده ای دیگر در خود غار تلی را درست میکردند و داخل تل دفینه را در عمق 3 متری جاسازی میکردند .
و سری دیگر به صورت چاهی در غار حفر میکردند و از کف چاه تونل میزدند به یک سمت دیگه و با گذاشتن یک تله فیزیکی آن را پنهان میکردند .
وعده ای دیگر در دیواره غاراتاقی مخفی درست میکردند و دفینه را در آن مدفون و در اتاق را پلمپ میکردند
و در نهایت عده ای یک قبر در وسط غار و یک قبر هم در روبروی در ورودی غار دفن میکردند که دفینه را داخل قبری که تو غار بود مدفون میکردند البته یک سری اشیائ ساده را در داخل قبر میگذاشتند و دفینه اصلی را در یک متر زیر قبر در زیر اشیایی فرعی زیر سنگی بزرگ پنهان میکردند .
مهم: اگر در غار فلش به سمت بالای غار بود دفینه در طاق غار به صورت پلمپ شده مخفی است
مهم : در غارهایی که به صورت دو راهی هستند شما فقط هر چی جلوتر هم رفتید و باز تعداد راه ها زایادتر شد فقط به سمت چپ برید اینجور غارها دارای دفینه ای بزرگ و در ورودی این غارها تنگ است که حتی باعث میشود در اول راه شما به صورت سینه خیز یا نشسته و بعد از 10 متر کم کم به صورت ایستاده بتوانید بروید و دروسط راه این غار ها به یک جای گنبدی شکل هم برمیخورید که باید راه خود را ادامه بدید که بعد از آن به شیب تندی میخورید که باید پایین بروید و........

ذاتاً خوب و مهربان هستند، هاله های زیبا و بزرگی دارند .خانواده های بسیاری از این گونه افراد این مساله را بسیار عادی تلقی می کنند ، اما آنان زندگی خود را به آرامی وقف کمک به دیگران و کردار نیک می کنند که ممکن است طرف توجه و قدردانی واقع شود یا نشود .همان طور که می دانید،توانایی دیدن هاله می تواند بسیار مفید و همچنین عملی باشد . به این ترتیب وقتی در حضور فردی سخاوتمند و مهربان و دوست داشتنی هستید یا وقتی با فردی نادرست و شیاد برخورد می کنید که قصدش سوء استفاده است ، می توانید به این مطالب پی ببرید .

در سال ۱۹۶۰ جان اوت(John Ott) یکی از محققان برجسته ی نورشناسی کشف کرد که چشم قادر است دو عمل کاملاً متفاوت انجام دهد وقتی نور وارد چشم می شود ، از راه عصب بینایی به مغز می رسد و در نتیجه ما می توانیم ببینیم . او همچنین متوجه شد هسته ی سلولهای شبکیه ی چشم نور را دریافت و اطلاعات را به هیپوتالاموس(Hypothalamus) منتقل می کند . هیپوتالاموس برآمدگی کوچکی شبیه به آلوست که در قسمت پایین مغز قرار دارد و برکارهای مهمی مانند حس تعادل و میل جنسی و توازن تنشهای عصبی و سنگینی وزن نظارت دارد .
همچنین کار غده ی هیپوفیز را که یکی از غدد ترشح کننده ی داخلی است تحت تاثیر قرار می دهد . جان اوت نظریه اش را چنین مطرح کرد که نوری که به غده هیپوفیز فرستاده می شود نا خودآگاه باید بر رشد سلامت ما اثر بگذارد این کشف در زمینه رنگ زمانی و تشخیص سلامتی در هاله ی نورانی کاربرد بسزایی دارد .اگرچه آئوراها از نور به وجود نیامده اند ، وجود نور برای دیدن آنها ضروری است . هاله های نورانی در زیر نور خورشید گسترش می یابد و در فضای دربسته جمع می شوند . بدیهی است در تاریکی مطلق جمع وجورتر می شوند آنها به طور کامل محو نمی گردند، بلکه به شکل رشته های انرژی آبی رنگ ظریفی دیده می شوند.
وقتی بچه بودم لذت می بردم که سرم را زیر لحاف ببرم و نوک انگشتانم را به یکدیگر نزدیک کنم و رشته های باریک انرژی را بین آنها ببینم .بی شک در طول تاریخ کسانی قادر بوده اند هاله ی نورانی را ببیند ، هر چند در همین سالهای اخیر دانشمندان توانستند صحت و سقم وجود این احاطه ی نامریی را که روحیون همیشه قادر به دیدن آن بوده اند معلوم کنند . در حقیقت ، عده ای از مردم وقتی بچه هستند می توانند هاله ی نورانی را ببینند ، ولی وقتی بزرگ می شوند این توانایی را از دست می دهند .
تجربه ی من که ناگهان هاله ی نورانی دور بدن آموزگار موسیقی ام را دیدم ، تجربه ی غیر متداولی در کودکان نیست و من به عنوان کودک بسادگی آن را پذیرفته بودم. فقط وقتی ما بزرگ می شویم و یاد می گیریم که این چیزها به طور فنی ناممکن است ، این توانایی را از دست می دهیم . خوشبختانه ، امروزه پدران و مادران و آموزگاران نسبت به سی- چهل سال پیش روشنفکرتر شده اند و استعدادهای بالقوه ی روحی را در کودکان تشویق می کنند به هر حال در این مقوله هنوز هم راه درازی در پیش است .همزمان که آگاهی خود را در مورد هاله ی نورانی گسترش می دهید، متوجه می شوید که گهگاهی هاله نورانی گسترش را می بینند ممکن است به طور نا منتظر با کسی که به او اهمیت می دهید روبرو شوید و چون از دیدن او به وجود آمده اید ناگهان هاله نورانی او را ببینید اگر هاله ی کسی را تیره و کدر دیدید چه بسا هشدار باشد اگر کسی یکباره در اختیار خود را از دست بدهید، احتمال این زیاد است که شما هاله ی قرمز رنگ چرکینی را که ناگهان دور او ظاهر می شود ، ببینید اگر فردی عملی سخاوتمندانه و بزرگوارانه انجام دهد ، هاله ی او احتمالاً گسترش می یابد و برای مدت کوتاهی مربی می شود .
چند سال پیش در یک میهمانی به موقعیتی ناگوار برخوردم . ناگهان آئورای مردی که آن سوی اتاق نشسته بود ،نظرم را جلب کرد. آئورای او کم سو و بی رمق بود و به من می گفت که او بیمار است . دو روز بعد آن مرد در گذشت مدتها در این فکر بودم که چرا ناگهان هاله ی او را دیدم در حالی که هاله ی دیگر افراد حاضر در اتاق را نمی دیدم . اکنون گمان می کنم هاله او در واقع به من علامت می داد که او در شرف رفتن به دنیایی دیگر است . آئورها به طرق مختلف دیده می شوند .
معمولاً به صورت میدانهای انرژی شبیه به تخم مرغی بزرگ که کاملاً دور بدن را احاطه کرده است ، دیده می شوند و در حقیقت ، بسیاری از مردم آئورا را هاله ی تخم مرغی توصیف می کنند . بیشتر هاله ها تا چند سانتی متری دور بدن ادامه پیدا می کنند . اعتقاد بر این است که شخص هر چه عارف تر و روحانی تر باشد ، هاله ی او بزرگتر است رشته های نیرو و انرژی درون این تخم مرغ بزرگ قرار دارد که از تمام جهات متشعشع می شود و مراحل فکری و احساسی و سلامت و استعداد بالقوه ی فرد را منعکس می کند .آئوراها از میدانهای انرژی تشکیل شده اند و با زوایای عمود بر هم در جریان هستند . اولین جریان آن از بالا به پایین و در مسیر مستقیم است و میدانهای انرژی با زوایای عمود بر آن خطوط افقی دور بدن جریان دارند . دست آخر، سایر امواج انرژی از سر و ستون فقرات به سمت بیرون هاله جاری می شود تمام این امواج مورب هستند و شبکه ی درهم تنیده انرژی مغناطیسی راایجاد می کنند .آئوراها از لایه های مختلف تشکیل شده اند بعضی از واسطه های روحی می توانند چندین لایه (معروف به کالبدهای ظریف) را ببینند ولی بیشتر افراد آموزش دیده قادرند دست کم سه لایه را ببینند .
در تعبیر و تفسیر سنتی هر لایه ی آئورا نشان دهنده ی حوزه ی متفاوتی از زندگی است . برای نمونه، آئورای ذهنی بر مراحل فکر و آئورای کیهانی بر احساس نظارت دارد به هر حال ، ما در زندگی روزمره معمولاً با ترکیبی از این آئوراها سر و کار داریم . ما وقتی فکر می کنیم ، احساسات خود را به کار می گیریم ، یا وقتی احساسی برخورد می کنیم ، کمی فکر هم در آن دخیل است امروزه ما آگاهیم که همه چیز در هم تنیده شده و یکدیگر را کامل می کند و در نتیجه مایلیم کلیت آئورا را ببینیم .اثیر مضاعف استثنایی منحصر به فرد است ، احاطه کننده ای بسیار ظریف و تقریباً نامریی است که در حدفاصل چهار و نیم اینچی دور بدن قرار دارد . اثیر مضاعف در طول خواب منبسط و در ساعات بیداری منقبض می شود به نظر می رسد مانند باطریی کار می کند که در طول شب خود را شارژ می کند .وقتی مردم برای اولین بار قادر به دیدن آئورا می شوند، اثیر مضاعف را همچون فضایی بین کالبد خاکی و آئورای اصلی می بینند وقتی دید آنان قویتر شد ، متوجه می شوند که رنگ اثیرمضاعف متمایل به خاکستری است ، تموجی مداوم دارد حرکت می کند ، تغییر رنگ می دهد . حرکت مداوم داخل اثیر مضاعف رنگهای متنوع درخشانی ایجاد می کند که بسیار ظریف است و دایم تغییر می کند .
گاهی اثیر مضاعف را هاله ی سلامتی می نامند ، زیرا محل بیناری به شکل لکه ای تیره یا شکننده در حرکات هاله مشهود است . این سطح به استخری راکد و تاریک در میان اثیر مضاعف می ماند. از دست دادن رنگ اثیر مضاعف نیز می تواند دلیل بیماری باشد. احتمالاً به همین دلیل است که غالباً رنگ آن را خاکستری تشریح کرده اند . نکته ی جالب توجه این است که حتی پیش از اینکه کسی از بیماری خود آگاه شود می توان بیمار بودن او را از روی هاله ی او تشخیص داد. اگر مردم در این زمینه اگاهی داشته باشند می توانند با طی مراحلی قبل از هر اتفاق فاجعه آمیزی ، سلامت خود را به دست آوردند . تعجبی ندارد که بیشتر شفادهندگان روحی بر روی اثیر مضاعف کار می کنند .وقتی به یکی از دوستان من که از آن سیگاریهای آتش به آتش بود گفتند هاله اش خاکستری شده است ، سیگار را ترک کرد و طی چند هفته هاله اش دوباره مثل گذشته شفافیت خود را به دست آورد. اگر اوسیگار را ترک نمی کرد، همان طور که هاله اش آشکارا هشدار داده بود سلامتش در معرض خطر قرار دارد ، به بیماری سختی مبتلا می شد .حتی افکار ما می تواند بر روی اثیر مضاعف تاثیر بگذارد . اگر ما به طور مداوم افکار منفی یا خصمانه داشته باشیم، این افکار در نهایت در اثیر مضاعف ما مریی می شوندافکار مثبت و سازنده و اعمالی این چنینی بر سلامت ما اثری سودمند دارد و همچنین اثیر مضاعف را زیبا می کند. آئورای اصلی دور کالبد اثیری را فرا گرفته است .
عده ای آن را به شکل تعدادی غلاف مجزا می بینند در شرق برای توضیح آن از واژه ی کوشاس(Koshas) استفاده می شود که معنای آن غلاف است آئورا حتی تا چند متری هم می تواند امتداد یابد و گروهی افرادی هم که هیچ اطلاعی از مسایل روحی ندارند می توانند آن را احساس کنند یا ببینند چنین می نماید که آئورا در دو اندازه امتداد می یابد و در نور خورشید ارتعاش دارد ، و احتمالاً به این دلیل است که ما در تابستان بیش از زمستان احساس شادابی و سرحالی می کنیم .اولین بار که آئورا را ببینم ، تقریباً ابر مانند و سفید رنگ به نظرمان می رسد ، اما وقتی کم کم دید ما بهتر شود ، رنگهای آن را هم می بینیم هر هاله ای رنگی اصلی دارد که اطلاعات مهمی را درباره شخص آشکار می کند این رنگ بیانگر احساسات و ذهنیت و خلق و خوی فرد است .
علاوه بر این ، هاله دارای شعاعهای رنگی متفاوتی است که از بدن ساطح می شود و در سرتاسر هاله می درخشد عده ای آن را امواج فکری تلقی می کنند ، و به طور یقین افکار و احساسات ما بشدت بر هاله ی ما اثر می گذارد . بنابراین عبارت متداولی مانند از شدت خشم سرخ شد یا از شدت حسادت کبود شد ، بی دلیل نیست . این امواج فکری می آیند و می روند و به صورت بخش دایمی هاله تلقی نمی شوند هیچ کس هفته ها یا ماهها از شدت خشم سرخ نمی ماند اما به هر حال، افکار و احساسات منفی می تواند تغییرات دایمی در هاله ایجاد کند در چنین مواردی رنگهای طبیعی و درخشان و با شکوه هاله تبدیل به رنگهای کدر و زننده ای می شود که حتی شرارت آمیز به نظر می رسد .
تعدادی از مردم اشکال هندسی متنوعی در هاله ی خود دارند و باور بر این است که این اشکال دارای مفاهیم ویژه ای است . برای مثال ، شکل دایره به معنی رضایت بخش و خشنودی درونی و کمال است مثلث نشانه ی این است که شخص از دیگران حمایت می کند یا مورد حمایت دیگران است . شکل ستاره بیانگر توانایی روح و روان است . علاوه بر این ، گاهی شما می توانید علامتهای دیگری مانند پیکان، حلقه ، صلیب ، هلال ، قیف و شکلهای متنوع دیگری را در میان آئورای افراد ببینید . شکل پیکان معمولاً وقتی ظاهر می شود که فرد تحت تاثیر فشار عصبی قرار دارد ، بخصوص وقتی زمان ماندن در این حالت طولانی شود . صلیب نشان دهنده ی این است که فرد مایل به تصمیم گیری نیست ، و این شکل معمولاً در هاله های افراد ترسو و دو دل دیده می شود . اشکال حلقوی یا قیف مانند و یا هلالی شکل بیانگر جدی بودن افکار فرد است و غالباً آنها را شکلهای تفکری می نامند .
نکته ی جالب توجه این است که این اشکال به ندرت در هاله های افرادی که دارای مشاغل ذهنی هستند ، دیده می شود . شما این اشکال را در هاله ی افرادی می بینید ، که بنا به دلایلی بیش از حد معمول از مغز خود استفاده می کنند . من بارها این اشکال را در آئورای اشخاصی دیدم که مسائل معنوی آگاه می شدند اما سعی می کردند آن را خارج از استدلالهای منطقی توجیه کنند .بعضی از این اشکال و طرحها ممکن است اشکال فکری باشند در این صورت شما متوجه می شوید که برای چند ثانیه به چشم می آیند و بعد ناپدید می شوند ، زیرا بیشتر ما نمی توانیم فکری را به مدت طولانی در ذهن خود نگاه داریم . معمولاً این اشکال نمونه هایی از افکار ما هستند که ممکن است چند ماه یا چند سال و یا تا آخر عمر باقی بمانند . شما به طور معمول این اشکال را در افراد خردمند و روحانی می بینند . هاله ی ما تمام مدت در برابر هاله ی دیگران واکنش نشان می دهد .

در سال ۱۹۵۳ ، دکتر میخاییل کازمیچ گیکین(Mikhail Kuzmich Gaikin) جراحی اهل لنینگراد(Leningrad) مقاله ای درباره ی دکتر کرلیان خواند و با دیدن تصاویر هاله های نورانی به یاد جراحان چینی افتاد که در جنگ جهانی دوم از طب سوزنی استفاده می کردند . آن پزشکان به او گفته بودند که در سطح بدن انسان هفتصد نقطه وجود دارد که نیروی زندگی یا انرژی حیات است و می توان آنها را تحریک کرد او به چشم دیده بود که آنان چگونه با تغییر جریان انرژی در این نقاط بیمار را درمان می کردند . وقتی او تصاویری را مشاهده کرد که دکتر کرلیان در اتاق کار کوچک خود از هاله ی نورانی گرفته بود متوجه شد نقاطی از هاله نور ان درخشان تر بود دقیقاً همان نقاطی است که پزشکان طب سوزنی چینی هزاران سال پیش آن را کشف کرده بودند .کشف جدید،تشخیص نقاط طب سوزنی رابمراتب آسانترمی کرد.
درحقیقت،دکتر گلیکین و ولادیسلاف میکالفسکی(Vladislav Mikalevsky) مهندسی نقاط طب سوزنی را تا یک دهم میلی متر نیز دقیقاً مشخص کند . امروزه ، دانشمندان وعلمای روحی می گویند اطراف بدن تمام انسانها را انرژیی احاطه کرده است که بیشتر مردم قادر به دیدن آن نیستند ، در حقیقت ، اکنون دانشمندان می توانند هاله ی نورانی را روی نوار ویدیویی هم ظاهر کنند آنان گزارش داده اند حوزه ی ارتعاشی باریکی دور بدن انسان مشخص است .امروز شما می توانید افرادی را پیدا کنید که ادعا می کنند می توانند از هاله ی نورانی بدن شما عکس بگیرند متاسفانه این دوربین ها به جای اینکه از هاله ی نورانی بدن شما عکس بگیرند ، خود هاله ای الکترونیکی ایجاد می کنند . طرز کار این دوربین ها به این صورت است که باید گیرنده ای حساس به بدن شخص وصل شود تا بتوان از هاله ی بدن او عکس گرفت ، ولی آنچه ظاهر می شود در حقیقت هاله ی واقعی بدن شما نیست .
از زمانی که انسانهای اولیه روی دیواره های غارها هاله ی نورانی افراد را می کشیدند ، راه زیادی پیموده ایم . امروزه ، ما می توانیم برای دیدن هاله ی نورانی از وسایلی که ساخته شده است ، استفاده کنیم . علی رغم این مطلب ، عده ای هستند که مایلند وقت و نیروی خود را برای دیدن هاله ی نورانی در هر زمان که بخواهند صرف کنند.از اینکه شما جزواین افراد هستید و می خواهید سفری هیجان انگیز و پر بار را شروع کنید ، به شما تبریک می گویم .هاله ی نورانی چیست تعریف آئورا یا هاله ی نورانی در فرهنگ لغات ، تجلی نامرئی یا میدان انرژی است که اطراف تمام موجودات زنده و اشیا را احاطه کرده است . چون میدان انرژی دور هر چیزی وجود دارد ، حتی سنگ یا میز آشپزخانه هم دارای هاله ی نورانی است . در حقیقت ، هاله ی نورانی نه تنها دور تا دور بدن را احاطه کرده ، بلکه جزئی از هر سلول بدن است و ظریف ترین انرژیهای حیات را منعکس می کند. در نتیجه می توان آن را به جای چیزی که بدن را احاطه کرده است ، امتداد کالبد نامید .
واژه ی آئورا برگرفته از واژه یونانی آورا(Avra) به معنی نسیم است انرژیهایی که از ما ناشی می شود شخصیت و طرز زندگی و افکار و احساسات ما را منعکس می کند . در حقیقت هاله های نورانی بوضوح سلامت ذهن و جسم و روح ما را آشکار می سازد .عده ای ادعا می کنند آئورا صرفاً پدیده ای الکترومغناطیسی است و باید آن را نادیده گرفت . عده ای اعتقاد دارند که آئورا عبارت است از جرقه های حیات که هشیاری متعالی ما در آن ماوا دارد و انرژی لازم برای زندگی و فعالیت را به ما می دهد . با این حال عده ای معتقدند آئورا منعکس خود ماست که ثبت کامل گذشته و حال و آینده ی ما در آن وجود دارد .
در حقیقت ، آئورا می تواند از ترکیبی از تمام اینها باشد .دانشمندان عقیده دارند که همه ی ما دارای هاله ای فیزیکی هستیم که از ماده ای فیزیکی و میدانهای انرژی که بدن ما را احاطه کرده اند تشکیل شده است از آنجا که مردم معمولاً با محیط اطراف خود خو می گیرند در اثر تماس با جریان هوا دچار افت حرارتی می شوند تشعشعات مادون قرمز را بدن ما می تابد همچنین اطراف ما را میدانهای الکترومغناطیسی و ذرات باردار احاطه کرده است و به همین دلیل ما تشعشعات مغناطیسی (امواج رادیویی) و تشعشعات کم بسامد در حد یکصد کیلو سیکل از خود بیرون می دهیم .
به هر حال ، آئورا شامل رنگ هم هست و رنگهای آن از نو به وجود آمده اند نیوتون اولین کسی بود که در سال ۱۶۶۶ وقتی عبور نورخورشید را بر منشوری شیشه ای مشاهده کرد به این مساله پی برد این اکتشافی بی نظیر و دگرگون کننده بود ، در حالی که تا آن موقع همه تصور می کردند رنگ بخشی از ذرات هر شیء است عقیده ی نیتون نیز مانند تمام کسانی که جلوتر از زمان پیش می روند، به باد تمسخر گرفته شد . اما به هر حال او بر روی عقیده اش پافشاری کرد ، زیرا به چشم دیده بود که وقتی نور از دو منشور عبور می کند، چه اتفاقی می افتد؟ نوری که از منشور اول عبور کرد، تقسیم شد و رنگین کمان ساخت ، اما این رنگین کمان بعد از عبور از منشور دوم به صورت نوری شفاف در آمد .این جوابی دندان شکن به منتقدان بود که عقیده داشتند رنگ از قبل در منشور شیشه ای وجود داشته و نور خورشید صرفاً رنگی را بازتابانده که از قبل وجود داشت . اسحاق نیوتون قانون شکست نور را کشف کرد .
نور وقتی از منشور عبور می کند ، می شکند یا مایل می شود انکسار رنگ قرمز به دلیل طول موج بلندش کمتر از رنگهای دیگر است . رنگ بنفش کوتاهترین طول موج را دارد و بیشتر شکسته می شود . اگرچه ما سیاه و سفید را هم رنگ می دانیم ، در واقع آنها قطبهای مثبت و منفی روشنایی و تاریکی هستند و نیوتون ثابت کرد که نور سفید حاوی تمام رنگهاست .گوته(Goeth) این مطلب را بسیار روشن توضیح داد . او وقتی نوشت رنگهای رنجهای نور هستند ، منظورش این بود که وقتی نور سفید تجزیه می شود ، رنگهای مختلف رویت می شوند .وقتی نور به سطح شیئی برخورد می کند، بعضی از رنگها جذب می شوند .
رنگهایی که منعکس می گردند رنگهایی هستند که ما آنها را می بینیم . در نتیجه ، برگ سبز ، سبز به نظر می رسد چون تمام رنگهای دیگر را جذب کرده است .قدرت جذب رنگهای تیره بیشتر از رنگهای روشن است . به این دلیل است که ما مایلیم در تابستان لباسهایی با رنگ روشن به تن کنیم . دوستی دارم که در تمام طول سال فقط لباس مشکی می پوشد. او در تابستان خیس عرق می شود ، اگر چه پارچه ی لباسش نازک است . دلیل آن این است که رنگ مشکی تمام رنگهای رنگین کمان را به خود جذب می کند . سرعت نور ۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه است . طول بعضی از این امواج بیش از صد هزار کیلومتر است ، در حالی که طول بقیه بسیار جزیی است .
برای ما طیف رنگی بین آنها ، انرژی ارتعاشی قابل رویت است . در سال ۱۶۷۶ اولاف رومر(Olaf Roemer) منجم دانمارکی سرعت نور را کشف کرد که در آن دوره کشفی انقلابی بود تا قبل از آن صرفاً باور عموم بر این بود که نور وجود دارد و برای طی مسیر محتاج زمان نیست .بنابراین خود فریبی است که اگر بگوییم هاله های نورانی بدن ما ترکیب نور نیست . این تصوری است که به غلط متداول شده است و دلیل آن این است که گرچه به وسایل علمی امروز می توان هر بخشی از طیف نور را نمایان ساخت ، تا کنون نتوانسته اند هاله ی نورانی را ظاهر کنند . توانایی ما در دیدن هاله های نورانی خود نوعی روشن بینی است شما نباید در این مورد نگرانی به خود راه دهید ، زیرا این اقتداری طبیعی است که همه ی ما از آن برخورداریم .







