وب گیتاریست
- وب جاواين كتيبه به خط ميخي اورارتويي بر روي صخره اي در دره قراكوه در روستاي قيرخ قز لار نزديك سراب در 12 سطر و به ابعاد 106 در 75 سانتي متر كنده شده است.اين كتيبه مربوط به آرگيشتي پسر روسا است و در آن از تصرف سرزمين هاي گيردو،گيتو هاني و توايشدو سخن رفته است.در نزديكي اين ستگ نبشته ،وجود سنگ افراشت ها قابل مطالعه است.همچنين در شمال اين سنگ افراشت ها يكي از 21 قلعه اي كه شاه اورارتويي فتح كرده واقع شده است.

اهالي اعتقاد بر اين دارند كه اين سنگ افراشتهها چهل انسان بوده اند كه بر اثر انحراف از حقيقت و راه خدا به غضب الهي دچار و مبدل به سنگ شده اند در حالي كه تعداد سنگها بيش از چهل است و تا 120 سنگ شمارش شده است. بعضي از سنگ افراشته ها همانگونه كه گذاشته اند سالم و صاف مانده ولي برخي شكسته يا كج شده و يا از بين رفته اند. در شرح اين سنگ افراشته ها گفته شده: سبلان در طول تاريخ حتي از زماني كه دين بودائي در ايران و كشورهاي ديگر رواج پيدا كرده همچنانكه از نظر سوق الجيشي مورد استفاده قرار گرفت بزرگترين آتشكده ها و بزرگترين معبدها در اطراف سبلان برپا شده است. در مورد سنگ افراشته هاي قيرخ قيزلار چند نظر مطرح شده است: اول اينكه گفته اند: در گذشته هر سرداري كه در جنگ غالب مي آمد از اين سنگها مي افراشت. نظر دوم اين است كه هر سرداري يك سردار از دشمن را مي كشت يكي از اين سنگها را مي افراشت ولي همچنانكه گفه شد ساوالان از نظر سوق الجيشي مهم بود و مورد استفاده ايرانيان قرار گرفته و بزرگترين آتشكده و معبدها در آنجا بر پا شده و نظر اصلي اينست كه محل اين سنگ افراشته ها معبد بزرگي بود در معبدها معمولاً انسانها را قرباني مي كردند تا عظمت معبد را بنمابانند براي هر قرباني يك سنگ مي افراشتند.
سنگ نوشته آشوری یا نقش برجسته گلگل یکی از مهمترین آثار تاریخی استان ایلام است که در 8 کیلومتری شهر ملکشاهی و بر دیوار شرقی تنگ کوچکی که روستای گل گل در فاصله 25 کیلومتری شهر ایلام در دهانه آن استقرار یافته، قرار دارد. این سنگ نوشته مربوط به زمان آشور بانیپال؛ پادشاه مقتدر آشوری بوده و یادگاری از حمله و تصرف این منطقه توسط سلسله آشوری در هزارههای قبل از میلاد است. شکل عمومی کتیه یک مستطیل به ابعاد 135×90 سانتیمتر است که در وسط آن نقش نیمرخ و تمام قد پادشاه آشوری به صورت برجسته قرار دارد که کلاهی مخروطی و ردایی بلند تا روی پاها بر تن دارد و شمشیری حمایل به نشانه قدرت، در دست دارد. در پشت سر این شخص تصویری از هلال ماه دیده میشود که احتمالاً نماد خدایان و الهههای آسمانی میباشد که به حمایت از پادشاه آشوری برخاسته و به او کمک نمودند تا در جنگ پیروز شده و قلمروی کاسیها (ایلام و لرستان) را فتح نمایند.
این سنگ نوشته آشوری در سال 1973 میلادی توسط آقای واندنبرگ ترجمه شده است.


نقش برجسته خنگ کمال وند در استان خوزستان، شهرستان ایذه، بخش مرکزی، دهستان حومه غربی و روستای کمالوند قرار دارد.
نقش برجسته خنگ کمال وند در 7 کیلومتری شمال ایذه پس از پشت سر گذاشتن آبادی کمال وند بر دیواره شرقی تنگه باریکی که با شیب تند به ارتفاعات کوه رشید میپیوندد، قرار دارد. این نقش برجسته توسط والتر هینز در سال 1963 کشف شد.

در این نقش برجسته پیکره تمام رخ مردی والا مقام سوار بر اسبی به صورت نیم رخ، در سمت چپ کشیده شده است و پیکره تمام رخ و ایستاده کاهنی که با شیئی در دست راست به مشایعت آن سوار آمده است.
در بالای نقش برجسته در یک سطر به خط آرامی متن کتیبهای به زبان الیمایی نمایش داده شده است.
لباس شخص سواره پیراهنی تا زانو با آستین بلند، دارای تزییناتی است. این لباس مزین نشان از منزلت و مقام بالای شخص دارد. تیردانی نیز در پشت مرد سوار ه است این شخص احتمالا یک بزرگ زاده یا شاهزاده الیمایی است. فرد پیاده دامنی چین دار تا زانو دارد.
نقش برجسته خنگ کمال وند در سال 1387 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 25973 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
میل نراق در 7 کیلومتری شرق این شهر در گردنهای موسوم به گردنه نراق در مسیر نراق – مشهد اردهال در استان مرکزی قرار دارد
این میل به صورت مخروطی شکل با مصالحی چون سنگ و ملاط ساروج و در داخل از گچ ساخته شده است.
میل نراق که قدمت آن احتمالا به دوره صفویه بازمیگردد، قطر کلیاش 6/20 سانتیمتر است و ارتفاع آن 7/5 متر میباشد. از آنجا که در زمان صفویه و قاجاریه کاشان و نراق دارای رونق فراوانی بودند، احتمال میرود این میل در دوره صفویه و یا قاجاریه برای راهنمایی کاروانیان ساخته شده باشد.
ورود به این میل از جنوب از طریق راهی به عرض 80 سانتیمتر با سقفی طاقی شکل با چند پله به داخل امکان پذیر است. در قسمت بالای ورودی، نورگیری وجود دارد و بالای آن نیز یکی دیگر تعبیه شده است که احتمال میرود این میل دو طبقه بوده است.
قطر داخلی این میل در پایین 3 متر و در بالا یک متر است. ضخامت دیوارها نیز از پایین به بالا کم میشود و قسمت داخلی آن با گچ اندود شده است.
میل نراق در نقطهای قرار دارد که بر تمامی دشت و کوههای اطراف اشراف دارد. به طوری که از شرق به منطقه مشهد اردهال، از غرب به شهر نراق و از شمالغرب به بخشی از جاسب مسلط است.
میل نراق در سال 1381 از سوی سازمان میراث فرهنگی با شماره 6978 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.




رازليق تابع شهرستان سراب است و از شمال به كوه سبلان محدود مي شود در اين محل در بستر رودخانه پسلر سنگ نوشته اي وجود دارد كه به سنگ نبشته رازليق معروف است براي رسيدن به پاي كتيبه ابتدا بايد به رازليق رفت از رازليق بايد راهي روستايه ديزهج سفيا شد سنگ نوشته در كنار اين روستا (ضلع شمال غربي) در كوه زاغالان بر روي صخره اي مرتفع وقاع شده است.
كتيبه رازليق بر صخره اي از كوه زاغان واقع در 12 كيلومتري شمال سراب در ناحيه رازليق كنده شده است.ابعاد اين سنگ نبشته 80 در 120 سانتي متر است و متن آن 16 سطر است.اين سنگ نبشته مربوط به آرگيشتي دوم (685-730 ق.م) پادشاه اورارتو و به مناسبت پيروزي درجنگ و تسخير سرزمينهاي آرهوفشولو، بوقو، گيردو، گيتوهاني، توايشدو، روتومني، نوشته شده است.

کتیبه آقاجان بلاغی مربوط به بنای یک سد در اسدآباد میباشد که در 15 کیلومتری شمال غرب اسدآباد در نزدیکی روستای آقاجان بلاغی قرار گرفته است. این سد در دوران صفویه در قسمتی از رودخانه دربند رود احداث شده بود که به مرور زمان از بین رفته ولی کتیبه روی صخره کوهستانی همچنان باقی مانده است. متن حک شده بر روی تخته سنگ قطعه شعری به خط ثلث است که به صورت برجسته حکاکی شده است. طبق مصرع آخر شعر، تاریخ احداث اثر بر اساس حروف ابجد سال 957 هجری قمری میباشد.



این اثر در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۶۴۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. میل اُمام (meel omâm) که در میان مردم منطقه به برج امام و همچنین آتشکده ی دوران ساسانی معروف است، در فاصله یک کیلومتری شمال شرق روستای قدیمی و زیبای اُمام از توابع دهستان سمام بخش رانکوه شهرستان املش قرار دارد و دسترسی به آن از روستای سمام امکان پذیر است.
میل امام بلندترین نقطه کوه سومان سرا، در ارتفاع 2000 متری سطح دریا قرار دارد.ستوده درباره ی این قلعه نوشته است: در مشرق آبادی اَمام در فاصله ایکه به خط مستقیم در حدود یک کیلومتر بر فراز قله ای سنگی و خاکی میله ایاز سنگ نتراشیده و گچ بنا شده است. شکل این میل، استوانه ای است که کمیروی مخروط قرار دارد و … روی سراسر بدنه ی خارجی را با گچ غربالی و درشتسفید کرده بودند تا از دور نمایان شود، این برج را باید جزء برج هایراهنما دانست.
در فرهنگ جغرافیای ایران آمده است که در اطراف این میل بقایای ابنیه ی قدیمی از قبیل آجر و سفال مشاهده شده است، از این رو این برج، آتشکده و یا برج خبری بوده است. البته بعضی از ریش سپیدان محل هم معتقدند این محل در گذشته آتشکده بوده. از این نوع برج در اکثر نقاط کشور یافت می شود.
بر بالای تپه طبیعی، بقایایی از میل امام به ارتفاع 670 سانتی متر دیده می شود(نزدیک به 7 متر) قطر پایه های آن بین 120 تا 140 سانتی متنر مربع متغیر است. قط محیط بنا در قسمت فوقانی کم تر است و در سمت غربی با توجه به شیب کوه ارتفاع بیشتری دارد. قطر داخلی برج 160 سانتی متر و ضخامت دیواره ی برج در قسمت فوقانی 114 سانتی متر است. در ورودی برج، سوراخ هایی تعبیه شده که احتمالا برای نصب تیر های چوبی سقف بوده است. در ارتفاع 350 سانتی متری در جهات شمالی – جنوبی، دیوار برج باریک تر شده و بر آمدگی سکومانندی دارد که احتمالا برای استقرار دیده بان بوده است.
به نظر می رسد ارتفاع برج در گذشته بیش تر از 670 سانتی متر بوده و بخشی از آن تخریب شده است، بقایای آن در سطح تپه پراکنده است. در داخل این میل در ارتفاع 190 سانتی متری، تیر هایی موازی کف بنا نصب کرده بودند که بر اثر حفاری های غیر مجاز از بین رفته اند ولی جای بعضی از آن ها کاملا مشخص است. دیوار های خارجی بنا را با گچ سفید اندود کرده بودند تا بتوانند برای یافتن مسیر از میل به عنوان راهنما استفاده کنند. مصالح عمده ی این بنا سنگ لاشه، آجر، ساروج و گچ است.
با توجه به موقعیت این برج و اشراف آن بر ارتفاعات منطقه و روستا های هم جوار، می توان گفت از این میل برای دیدبانی و راهنمایی مسافران استفاده می کردند و شاید اطلاق نام میل امام بر آن، همین دلیل بوده است. هم چنین این احتمال وجود دارد که در دوره های مختلف از این میل برای ارسال پیام با دود، آتش و … استفاده می شده است.





این فلز عمدتا” به شکل آزاد و بصورت تکه هایی در سنگها و رسوبهای آبرفتی وجود دارد و یکی از فلزات ضرب سکه می باشد. طلا در بسیاری از کشورها بعنوان معیار ارزش پول بکار می رود. همچنین در جواهرات ، دندانپزشکی و الکترونیک مورد استفاده قرار می گیرد.
اما به راستی از چه زمانی این عنصر شیمیایی نزد مردم به ارزشی دست یافت که تغییری هرچند کوچک درقیمت یک انس آن کلیه بازارهای جهانی را تحت تاثیرقرار می دهد؟
● دلایل ارزشمندی طلا
به گزارش بانکی دات آی آر Gold(طلا) از اسم گوتیک Gult گرفته شده است. این فلز از قدیمی ترین فلزات شناخته شده است که مورد استفاده قرارگرفته است، زیرا به سادگی شکل پذیر می باشد. هندی ها اولین بار در کتاب مقدسشان(۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) به طلا اشاره کرده اند.
قدیمی ترین معدن طلا(۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) در بین النهرین، در خاورمیانه و مربوط به سومریان بوده است. یافته ها نشان می دهد بین سال های۲۶۵۴ تا ۲۶۸۵ قبل از میلاد در آبیدوس(Abydos) و نگده(Nagada) مصر، زرگری مرسوم بوده است. این زمان به پیش از تاریخ استفاده از نقره برمی گردد. در این زمان استفاده از طلا در جواهرسازی و تزئینات، بجز برای فرعونیان، خانواده آن ها، کاهنین و مقامات بلند پایه ممنوع بود. براساس اطلاعات محلی در مصر، طلا برای اولین بار در نیل آبی و معادن خاص گزارش شده که به سال ۲۲۰۰ قبل از میلاد برمی گردد(O.Medenbach,H.Wilk۱۹۸۶).
زمان زیادی است که طلا یکی از گراقیمت ترین فلزات به حساب آمده و قیمت آن در تاریخ معیاربسیاری از پولهای رایج می باشد( تحت عنوان پایه طلا شناخته می شود).از طلا بعنوان نمادی برای پاکی،ارزش،سلطنت و مخصوصا” نقشهایی که ترکیبی از این ویژگیها است استفاده می شود.
در طول تاریخ از طلا برای پشتیبانی پول و در سیستمی تحت عنوان پایه طلا استفاده می شد که در این سیستم یک واحد از پول رایج معادل مقدار معینی طلا بود.
گاهی اوقات مالکیت طلا به خاطر نقشی که بعنوان پشتوانه پول دارد محدود ویا ممنوع می شود.
چون طلا مدت زمان بسیار طولانی ارزش خود را حفظ کرده است ، بعنوان یک سرمایه گذاری مشهود اغلب به صورت بخشی از یک سهام نگهداری می شود. چون طلا ارزش خود را حتی هنگامیکه پول بی پشتوانه بی ارزش می شود حفظ می کند،بنابراین مخصوصا” در زمان ناتوانی یا تورم شدید مورد نیاز می گردد. اگرچه این عنصر شیمایی در صنعت و هنر بسیار مهم است ،مزیت منحصر به فردی نسبت به تمامی کالاها دارد و آن حفظ ارزش خود در دراز مدت می باشد.
● تاریخچه صنعت طلا سازی در ایران
از آنجائیکه کشور ایـران از لـحاظ جغرافیایی بر روی کمربند معدنی جهان قـرار دارد و از ذخائــر عظیم فلـزات وکانی های با ارزش برخــوردار است. بنابر این از نقـطه نظر تاریــخی همین موضوع موجبـات گسترش دانش وصنعت فلــز کاری از ایـــران به سایــر منــاطق جهــان رافراهم ساخته ، بطوری کــه ساکنین مصر، بابل ،هندوجیحون باتمام پیشرفتهایی که در عصر خود داشتند نتوانستند در این زمینه بر ایرانیان پیشی بگیرند .صنعت طلا وجواهر وساخت وتولید زیور آلات ومصنوعات فلزات قیمتی ایـران در این رابطه سرآمد کشورهای جهان است.
آثار هنری بسیار ارزشمند وگرانبها ئی که امروزه مــوزه های معتبر داخلی وخارجی ومجموعه های خصوصی کلکسیونر های معروف دنیا رادر سراسر جهان زینت بخشیده است بیانگر این حقیقت میباشد که طلا وجواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء، تزئینی وزیور آلات گرانبها از مهارت خارق الـعاده ای برخوردار بوده اند وامروزه هر بیننده ای که آنها در موزه های معروف بین المللی مشاهده مینماید خلاقیت وتوانمندی حیرت برانگیزسازندگان ایرانی این اشیاء راتحسین می کند.مجسمه مشــهور بز بالـدار جام طلای افسـانه زندگی ، جام طلای مارلیک ودهها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تـاریخ فرهنگی وهنری صنعتگران ایرانی در گذر گاه زمان وکارنامه درخشان پیشینیان ما بشمار میروند.
همـچنین باید اشاره کرد که در دوره هخــامنشیان برای اولین بار در جهان سکه طلا توسط داریــوش کبیر در ایــران ضرب گردید که به آن داریــک گفته میشود.در عصر ساسانیان نیز مصرف طـلا در ایــران فراوان بود.براساس نوشته های مورخین سرشناسی نظیر ویل دورانت،گیرشمن ،شاردن ودیگران در ادوار مختلف تاریخی فعـالیتهای تولیدی وبـازرگانی مصنوعات طلا وجـواهـر وسنگــها ومــواد طــبیعی قیمتی رونق فـراوانی داشته است وطبقه اشراف وثروتمندان جامعـه عموما از وسـایل واشیاء زینتی گرانبهائی که از طلا .وجواهرات ساخته شده بود استفاده میکردند. ازشکوه وعظمت دست ساخته های هنری ایـرانیان در روزگاران هخــامنشی وساسانی هرچه گفته شود کم است .پادشاهان این سلسله نظـیر هرمز اول ،خسرو دوم چنان بـه ساخت زیور آلات اشرافی وبویژه تاج وتخت پادشاهی توجه داشتند که حیرت مـورخین را برانگیختـه است.تئوفیلاکتوس مورخ بیزانسی وثعالبی مورخ عرب در وصف تاج وتخت پادشاهان مذکور مـطالبی نگاشته اند واعتراف کرده اند که طلا وجواهر سازان ایــرانی در عصر خود همواره شـهره آفــاق بـوده اند.
با گام نهادن به قرن بیستم صنعت طلا جــواهر سازی ایران وارد عصــر جدیدی شد.زیرا به تدریج لباسهای ایـــرانیان از حالت سنتی گذشته خــارج گردید ودر اثر افزایش رفت وآمـد های مردم ایـران بویژه با اروپائیان تاحدود زیادی صنعت طلا وجواهر سازی هم تحــت تاثیر قرار گرفت وسبک های جـدیدی در تولیـــد مصنوعات مردم پسند بـــکار گرفته شد .البته در تاریخ ایــــران پس از استقرار سـلسله پهلوی نیز تزئینات شــاهی نــظیر تاج جدید چــوگان جدید وجامه های جدید وغیره ساخته شد که هم اکنون در موزه جواهــرات بانــک مرکزی نگهداری میشود
طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است.
طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است زیرا تنها کالائی است که بیشتر برای اندوختن تولید می شود تا برای مصرف. همه کالاهای دیگر تولید می شوند برای اینکه مصرف شوند. می توان به جرات گفت که همه طلائی که در طول تاریخ تولید شده روی سطح زمین و در خزانه های دولتها و بانکها، گاوصندوق های طلا فروشان و صندوقچه های خانم ها انبار شده است!
فراموش نکنید که طلا یک عنصر کمیاب است.
همه طلای موجود روی سطح کره زمین حدود 155 هزار تن است که اگر همه آن را یکجا انبار کنند حجم آن کمتر از 3.5 استخر استاندارد می باشد و جالب است بدانید که تولید آهن یک روز جهان معدل بیست برابر کل طلای تولید شده در طول تاریخ است!
- عرضه طلا در جهان مساوی با حجم طلای موجود روی سطح کره زمین است.
طلا چون انبار می شود و نه مصرف، و استخراج آن بسیار کند می باشد، عرضه آن در واقع همان ذخیره موجود است. این حقیقت مبانی تحلیل قیمت آن را به طور بنیادی مختلف ساخته است.
البته قیمت طلا به عرضه و تقاضای آن مسلما بستگی دارد ولی عرضه آن استخراجش (که حدودا 1.7 درصد به حجم طلای روی سطح زمین می افزاید) نیست بلکه موجودی آن است. نه تنها تولید کند آن علت این واقعیت است بلکه این مطلب نیز که یک گرم طلائی که امروز استخراج می شود با یک گرم طلائی که چند هزار سال قبل توسط قوم اینکا در پرو استخراج شده بود دارای یک ارزش می باشند. (صرف نظر از مسئله عتیقه بودن)
به طور خلاصه تولید و استخراج طلا بسیار کند و در نتیجه عرضع آن تقریبا ثابت است. پس عامل بنیادی موثر بر قیمت آن در واقع تقاضا می باشد. فراموش نکنیم که جمعیت جهان با سرعتی زیاد و شتابدار رو به افزایش است و نیمی از آن خانم ها هستند!
اگرچه بعضا گفته می شود که تقاضا برای طلا عمدتا از سوی طلا سازان است ولی این باور چندان دقیق نیست. همانطور که یک خیابان با آسفالت خیس دلیل بر بارش باران نیست قیمت طلا هم متکی به تقاضای طلا سازان و طلا فروشان نمی باشد. نکته مهم شکلی که به طلا میدهند نیست بلکه انبار شدن آنست. بیشتر طلای زینتی از خلوص بالا برخوردار است زیرا آنرا بیشتر به دلیل ارزشش می خرند تا به عنوان زیور.
به همین علت قیمت طلا (یا دقیق تر بگوئیم این پول) به ارزش مالی آن و قدرت بی نظیرش در تبدیل شدن به هر پولی وابسته است که اغلب باز هم به اشتباه به آن تقاضا از سود سرمایه گزاران اطلاق شده است. با توجه به حقایق فوق می توان گفت که حدود 80 در صد طلای جهان به علت قابلیت بی نظیر تبدیلش به پول نگهداری می شود و نه به عنوان زیور آلات و یا دلائل دیگر.
- طلا پول است.
این مطبلی است که نیاز به توضیح بیشتری ندارد ولی گزاف نیست اگر بگوئیم که طلا در زمانه ما حتی از پول هم بهتر است. دلائل مختلفی را برای این امر می توان ذکر کرد از جمله اینکه طلا را دولت ها نمی توانند مانند اسکناس چاپ کرده و از ارزش آن بکاهند. دلیل دیگر آن حجم عظیم بدهی های کشور های بزرگ (آمریکا بزرگترین بدهکار جهان است) و پنهان کاری های این دولت ها با استفاده از قرارداد های مالی پیچیده است که بر ارزش واقعی ارز این کشور ها موثر است و ما قدرت و اطلاعات کافی برای آگاهی از چنین مسائلی نداریم در حالی که طلا از چنین بازی های مالی مبرا است. شاید بتوان گفت که طلا تنها “پول سالم” دنیا است.
- طلا جانشین شایسته دلار آمریکاست.
دلار آمریکا ثابت کرده است که پول قابل اعتمادی نیست و در حال از دست دادن موقعیت خود به عنوان ذخیره ارزی اصلی در جهان می باشد. دلار های جدیدی که چاپ می شوند صرف پرداخت بدهی های نجومی آمریکا و تسکین کسری عظیم بودجه و تراز واردات و صادرات و سایر کسری های عمومی و خصوصی دیگر این بزرگترین اقتصاد مواجه با مشکلات عدیده دنیا می شوند. همین مطلب باعث افت قدرت خرید پول (یکی از آنها دلار آمریکا) شده که دلیل دیگری برای برتری طلا بر پول و بخصوص دلار آمریکا است.
زمانی که می گفتند “دلار آمریکا به خوبی طلا است” سپری شده است. قبل از سال 1971 ارزش دلار بر اساس واحد وزن طلا بود که به آن “نظام استاندارد طلا” می گفتند. تحت این نظام، دلار و طلا با نسبت ثابتی قابل تبدیل به یکدیگر بودند. ولی این نظام در آگوست 1971 پایان یافت. اگر با همان نظام به ارزش دلار بنگریم، از آن تاریخ تا کنون دلار بیش از 90% قدرت خرید خود را از دست داده است.
با این وجود دلار هنوز به عنوان متداولترین ارز معامله می شود. علت این امر هم همان نیروهائی هستند که سعی در برگرداندن اذهان عمومی از ارزش طلا دارند. تبلیغات فدرال رزرو آمریکا به نفع دلار و بر ضد طلا با هدف نجات دلار و و معذفی آن به عنوان یک ارز قابل اعتماد است. در نتیجه باید گفت که بر خلاف زمانی که نظام استاندارد طلا بر دلار حاکم بود و این دو عملا یکی بودند، امروز رقیب یکدیگر محسوب می شوند. در حقیقت طلا بزرگترین رقیب دلار است. این دو بر سر مشتریان خود که سرمایه شان را به یکی از این دو فرم نگهداری می کنند با هم رقابت می کنند و این تقاضا برای طلا و دلار است که نرخ تبدیل این دو به یکدیگر یا همان چیزی که ما “قیمت طلا” می نامیم را تعیین می کند.
افزایش گاه به گاه نرخ بهره دلار نیز با هدف جذابتر کردن آن برای سرمایه گزار و تقویت آن در رقابت با طلا است. ولی دقت کنید که این “نرخ بهره حقیقی” است که اهمیت دارد. نرخ بهره حقیقی یک پول بعد از محاسبه تورم (از ارزش افتادن آن) و اعمال این تعدیل بر نرخ بهره به دست می آید. مثلا اگر نرخ بهره یک پول 15 % در سال باشد و نرخ تورم 20% در این صورت با نگهداری سرمایه خود به فرم این ارز، نه تنها سود نکرده بلکه بخشی از سرمایه خود را هم از دست داده اید! درست است که در پایان سال 15% به پولتان اضافه شده (که احتمالا این بهره را ماهانه دریافت کرده و خرج کرده اید) ولی ارزش و قدرت خرید پولی که در بانک گذاشته اید 20% کمتر شده است که از سود دریافت شده بزرگتر است. در هنگامی که فدرال رزرو نرخ بهره دلار را به هر دلیل ثابت نگه می دارد و یا آنرا کاهش می دهد، انتظار رشد قیمت طلا را داشته باشید.
- طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند.
این حرف که طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند درست معادل آنست که بگوئیم دلار قدرت خرید خود را از دست می دهد. این مطلب به طور عمومی برای همه پولهای جهان صادق است. بهترین راه درک این حرف مقایسسه قیمت کالاها بر حسب مبادله آنها با دلار و طلا است. به نمودار زیر دقت فرمائید.
این چارت قیمت یک بشکه نفت خام را بر حسب دلار و بر حسب یک گرم طلا از سال 1945 تا سال 2007 را با هم مقایسه کرده است. در طول این مدت قیمت نفت خام در برابر دلار بیش از 6.5 برابر شده در حالی که بر حسب یک گرم طلا تقریبا ثابت مانده است!
- قیمت طلا را مارکت (بازار) تعیین می کند.
قیمت طلا از ارزش آن برای سرمایه گزاری منشا می گیرد نه از بانک های مرکزی. قیمت طلا در بازار تعیین می شود علیرغم تاثیر هائی که بانک های مرکزی می توانند برای مدتی کوتاه مدت ممکن است بتوانند روی آن داشته باشند. فدرال رزرو و بانک مرکزی آمریکا آنچه را می خواهند شما بشنوید به شما می گویند و نه واقعیت را. ]نها سعی دارند شما را بر این باور غلط نگه دارند که قیمت طلا تحت کنترل آنان است تا دلار را قوی نگه دارند. ولی واقعیت چیز دیگری است. قیمت طلا در بازار تعیین می شود، درست مثل قیمت یک تابلوی کمال الملک و یا قیمت قرص نان.
بانک های مرکزی غرب در قیمت طلا مانند قیمت هر چیز دیگر مداخله می کنند. دلیل مداخله آنان در قیمت طلا ساده است. با پائین نگه داشتن قیمت طلا سعی در تقویت دلار دارند. با این کار آنان سعی دارند بر این باور دامن بزنند که دلار کماکان بهترین ذخیره ارزی جهان است در حالی که اینطور نیست.
قیمت طلا نشانگر میزان کنترل مناسب و یا غیر صحیح اقتصاد آمریکا و میزان تورم است. سعی در پائین نگه داشتن مصنوعی قیمت طلا در جهت خوشنود نمودن سیاستمداران آمریکا و با هزینه پرداخت کنندگان مالیت (مردم آمریکا) است.
گفتیم که بانک مرکزی آمریکا و فدرال رزرو می توانند در قیمت طلا به طور مصنوعی مداخله کنند ولی قدرت مداخله آنها رو به کاهش است. بانک های مرکزی غرب مجبور بوده اند برای جبران کسری بودجه مقادیر قابل توجهی از طلای موجود در خزانه های خود را به فروش برسانند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم، حدود 68% طلای جهان در خزانه های بانک های مرکزی انبار بود. امروز این عدد در حدود 10% است.
با در دست داشتن مقدار کمتری طلا قدرت کنترل بانک های مرکزی کاهش یافته است و آنها دیگر قدرت سابق خود را برای اعمال کنترل روی قیمت طلا به تدریج در حال کاهش دیده اند.
- قیمت طلا در دراز مدت افزایش خواهد یافت.
قیمت طلا از سال 2001 مجددا شروع به افزایش چشمگیر کرده است و هر چه کشورهای غرب بیشتر با مشکلات اقتصادی مواجه می شوند قیمت آن بالاتر هم خواهد رفت.چقدر بالاتر؟ هیچکس نمی توند جواب دقیق و 100% درستی به این سئوال بدهد زیرا در بازار مالی نیز همانند دنیای ذرات بنیادی در فیزیک اصل عدم قطعیت حاکم است.
یکی از صاحبنظران در مورد قیمت طلا در مصاحبه ای که در سال 2003 ثبت شده است قیمت طلا را در مدت 10 الی 12 سال رسیدن به 8000$ پیشبینی کرده بود. ایشان امروز می گویند: قبل از آنکه این قیمت را غیر قابل تصور بخوانید به ابن مطلب توجه کنید کالائی که در دهه 70 با یک دلار می توانستید بخرید در این دهه باید 10$ برای آن بپردازید و قیمت طلا از دهه 70 تا دهه 80 از از 35$ به 800$ رسید. من اعتقاد دارم که گذشته خود را تکرار می کند و با توجه به تورم 10 برابری که در مورد دلار اتفاق افتاده است، یک محاسبه ریاضی ساده رشد قیمت طلا در عرض چند سال آینده به 8000$ را کاملا محتمل به شما نشان خواهد داد.
لین احتمال که طلا حتی به چنین برابری برسد با توجه به تورم شدید در جهان و از ارزش افتادن دلار وجود دارد. هرگز قدرت بانک های مرکزی در کاهش ارزش یک ارز با چاپ اسکناس را دست کم نگیرید. به عبارت دیگر این طلا نیست که گران می شود. به نمودار بالا یکبار دیگر نگاه کنید. طلا همانقدر نفت می تواند بخرد که 60 سال پیش می توانست. این پول است که در حال از دست دادن ارزش خود است

گام نخست: مشاهدات عمومی: رنگ، شفافیت و وزن مخصوص

ابزار مورد نیاز: پنس، ذره بین با بزرگنمایی 10، منبع نوری
مشاهده عمومی باید با چشم غیرمسلح و در برخی موارد، با یک ذره بین با بزرگنمایی 10 برابری در نوری برابر با نور روز انجام شود. در این مرحله بزرگنمایی قوی با میکروسکوپ مورد نیاز نیست. سنگ را در سی سانتیمتری چشمان خود و جلوی پس زمینه سفید یا خاکستری (مانند یک پارچه مخصوص جواهر) قرار دهید و آن را از قسمت بالا و از کنار، زیر نوری معادل نور روز یا لامپ فلورسنت نگاه کنید. اکنون موارد زیر را بررسی کنید؛
رنگ: نما، نوا، اشباع شدهگی
آسانترین سرنخ برای تشخیص و شناسایی سنگ های قیمتی، رنگ آن هاست. رنگ ترکیبی از نما، نوا و اشباع شدهگی است و شما تمام این موارد را در طول مشاهدات عمومی ارزیابی کنید. به طور کلی، برای بررسی رنگ سنگ، نوری را از درون آن نتابانید، مگر این که سنگ سیاه باشد و شما نیاز داشته باشید تا نوری را از درون آن بتابانید تا تعیین کنید که آیا آن در واقع آبی تیره یا سبز تیره یا ... است.
نما (Hue)
ابتدا، رنگ اصلی بدنه سنگ (یا نما) را با مشاهده آن به طور کلی تعیین نمایید. سعی کنید آن را تا جایی که ممکن است به طور خاص مشخص نمایید؛ آیا آن آبی است، یا تا حدی آبی مایل به سبز است؟ آیا آن قرمز است، یا تا حدی قرمز مایل به ارغوانی است؟ 31 نمای اصلی برای سنگها وجود دارد و هر چه قدر که دقیقتر باشید شواهد بهتری برای شناسایی سنگ خود خواهید داشت.
نوا (Tone)
آیا نوای سنگ شما روشن، متوسط، تاریک یا جایی در این میان است؟ نوا ماهیت تاریکی یا روشنایی رنگ را شرح میدهد، از خیلی روشن تا خیلی تاریک. ابتدا تعیین کنید که سنگ شما روشن، متوسط یا تاریک است، سپس سعی کنید که دقیقتر شوید (خیلی روشن، متوسط تاریک و...).
اشباع شدهگی (Saturation)
قضاوت بعدی در مورد قوت یا شدت رنگ (اشباع شدهگی) در یکی از شش درجه گسترده شده از بی رمق تا زنده میباشد. برای ارزیابی اشباع شدهگی، ابتدا مشخص نمایید که رنگ سنگ شما در کدام یک از خانوادهها (گرم (زرد، نارنجی، قرمز) یا سرد (ارغوانی، آبی، سبز)) میگنجد. برای سنگهای خانواده گرم، قهوهای بودن را جستجو کنید. هر چه قهوهای بودن کمتری را در رنگ مشاهده نمایید، بهتر است و نشان از اشباع شدهگی بیشتر سنگ دارد. قهوهای بودن بیشتر سنگ نشان از اشباع شدهگی کمتر سنگهای با نمای گرم دارد. برای سنگهای با نمای سرد به حضور یا فقدان خاکستری بودن نگاه کنید. خاکستری بودن زیاد نشان از اشباع شدهگی بی رمق دارد و خاکستری بودن کم یا فقدان آن نشان از اشباع شدهگی قوی یا اشباع شدگی زنده آن دارد. اگر شما رنگ قهوهای یا خاکستری را در زمان مشاهده سنگ، نبینید یا احساس نکنید، احتمالاً سنگی در دامنه اشباع شدهگی قوی است. اشباع شدگی زنده خیلی کمیاب است.
شفافیت و وزن مخصوص
آیا سنگ شما شفاف، نیمه شفاف یا کدر است؟ آن گاه میزان نورافشانی سنگ خود را تعیین کنید، اگر نورافشانی میکند میزان آن چقدر است؟ قوی، متوسط یا ضعیف.
در مرحله بعد سنگ را در کف دست خود قرار دهید تا چگالی آن را تعیین کنید. آیا با توجه به اندازه آن سنگین به نظر میرسد؟ آیا سنگینتر به نظر میرسد یا به طور غیرمنظرهای سبک است؟ این روش سادهای برای تعیین وزن مخصوص سنگ است. این روش دقیق نیست، اما به اندازه کافی نزدیک است.
گام دوم: تاباندن نور بر آن و مشاهده با ذرهبین: پدیدههای نوری و درخشش

ابزار مورد نیاز: پنس، قلم نورافشان، ذره بین با بزرگنمایی 10
پدیدههای نوری
نور یک قلم نوری یا پرتو نوری مشابه و تیز، متمرکز و تابان را از میان سطح سنگ بگذرانید و ویژگیهای نوری خاص (پدیدهها) مانند تغییر رنگ، ستارهای بودن، چشم گربه بودن، روشن و خاموش شدن شناور، درخشندگی و... را بررسی کنید.
درخشش
برای ارزیابی درخشش، سنگ خود را به نحوی بچرخانید که انعکاسات نوری از سطوح آن صورت گیرد. سنگ را با چشم غیرمسلح ببینید و همچنین با یک ذرهبین با بزرگنمایی 10 برابری. شما چه چیزی را میبینید؟ آیا درخشندگی سنگ شما بی رمق، مومی، فلزی است یا درخشان مانند یک الماس، شیشهای، چرب یا ابریشمی است؟
اگر هر لکهای بر روی سنگ وجود داشته باشد، سطح درونی محیط لکهدار را تشریح نمایید. آیا مانند حلقهها بر روی یک صدف فراگرفته شده است، مستقیم مانند گامهاست، دارای دانهای ریز است، ریز ریز است یا فقط ناصاف است؟ همچنین درخشش آن را در فضاهای لکهدار مشخص نمایید.
گام سوم: تعیین ضریب شکست

ابزار مورد نیاز: انکسارسنج، مایع شاخص ضریب شکست، جدول شاخص ضریب شکست
قبل از شروع به کار اطمینان حاصل کنید که سنگتان همچنان تمیز است. همچنین لازم به ذکر است که انکسارسنج نیاز به یک منبع نوری دارد. یک نور تک رنگ بهتر از نور سفید است.
1. ابتدا یک نقطه کوچک (در حدود اندازه یک سر سوزن) از مایع شاخص ضریب شکست را بر روی سطح فلزی انکسارسنج در کنار و در نزدیکی پشت شبه سیلندر کریستال بچکانید. این مایع فقط با هدف ایجاد مجرا بین سنگ و کریستال عمل میکند، بنابراین زیادی آن مورد نیاز نمیباشد.
2. بزرگترین یا بهترین سطح پولیش خورده یک سنگ فست یا کابوشن را بر روی نقطه مایع قرار دهید و آن را در طول مایع به سوی میانه کریستال شبه سیلندر بلغزانید (با استفاده از انگشتانتان و نه با پنس تا کریستال شبه سیلندر گرانقیمت خش برندارد). سنگ های بلند (مانند مارکیز ، اُوال، اشک یا مستطیل) را در طول درازای آنها هم تراز با کریستال شبه سیلندر قرار دهید. اگر شما یک سنگ بی شکل را آزمون مینمایید، آن را به نحوی قرار دهید تا سطحی که تا حدی پولیش خورده مایع و کریستال را لمس نماید. به یاد داشته باشید که تنها سنگهای پولیش خورده شاخص ضریب شکست را به ما میدهند. سنگ های قیمتی خام و سنگ های پولیش نخورده این شاخص را به ما نخواهند داد.
نکته: اگر سنگ شما خیلی لغزنده به نظر برسد، چنان که بر روی مایع شناور شود یا شما رنگین کمانی از رنگ ها بر روی آن ببینید وقتی که از طریق ناظر به آن مینگرید، از یک پارچه برای دور کردن اندکی از مایع شاخص ضریب شکست استفاده کنید. برعکس، اگر تصویری که شما از طریق ناظر میبینید، پراکنده یا ناقص به نظر میرسد، یا اگر سنگ در طول کریستال به آسانی نمیلغزد، شما به حد کافی از مایع شاخص ضریب شکست استفاده ننمودید.
۳. از طریق لنز ناظر (ابتدا بدون بزرگنمایی) حباب را جستجو نمایید، در حالی که سر خود را به آرامی حرکت میدهید. اگر حبابی را ندیدید، سنگ را به پشت برگردانید و در طول کریستال به آرامی به جلو حرکت دهید تا آن را ببینید. این تخمین خواندن شماست تا دو رقم اعشار.
۴. اکنون لنز بزرگ کننده را بر روی لنز ناظر قرار دهید و یک خواندن خاص را انجام دهید، عدد را تا سه رقم اعشار گرد کنید.

فردي در كودكي گلدان گران قيمتي را ميشكند، مادر از دست او عصباني ميشود و به اصطلاح از كوره در ميرود، بر سر كودك فرياد ميزند:”دست و پا چلفتي فقط بلدي خرابكاري كني!” و كودك شرمسار اين موضوع را ميپذيرد و شايد باز در آينده بنا به دلايلي به او بگويند خرابكار يا حتي خود او، خودش را سرزنش كند تا حدي كه اين فكر وارد ذهن دوم يا همان ذهن پنهان او ميشود و به او ميگويد تو خرابكاري، روزگاري چند ميگذرد و كودك بزرگ ميشود اين خاطرات براي او تمام شده اند اما نه براي ذهن دومش، زيرا ذهن دوم وظيفه حفاظت از فرد را به عهده دارد پس اين فرد هر وقت كه ميخواهد كار مهمي انجام دهد ذهن پنهان دست به كار ميشود و علائم خطر را ميفرستد: هي! مراقب باش تو يه خرابكاري نبايد به چيزي دست بزني” و بعد معلوم است چه ميشود… بله! فاجعه.
قبل از برانگيختن هر نيروي جادويي و متحدكردن دنيا با خودتان بايد بزرگترين مانع را از سر راه خود برداريد و اين مانع خود شما يا بخشي از شماست! افكار و خاطراتي كه روزي براي محافظت از شما شكل گرفتند، چيزهايي كه خودتان يا ديگران به شما تلقين كردند، با گذشت زمان بر آنها گرد و غبار نشست و شما آنها را فراموش كرديد اما ذهن دوم شما فراموش نكرد و هنوز آنها را اعمال ميكند و هر بار كه بخواهيد بر عليه اش شورش كنيد يا دست يه كار جديدي بزنيد شما را سركوب ميكند، زيرا روزي شما از او اينگونه خواستيد.
اين خيلي ساده به نظر ميرسد اما در مورد ثروت هم داستان بهتر از اين نيست، آيا در بچگي حرف هايي از اين قبيل را شنيده ايد؟ “بچه مگه پول علف خرسه!، آخه مگه پول به اين راحتي به دست ميايد، و يا بدتر از اينها، من هيچ پول ندارم، گرفتارم، بدبختم و…” بله، ميدانم اينها و جملاتي شبيه اين براي شما آشناست، اما هنوز تمام نشده! هر كدام از شما افكاري براي خود ساخته ايد شبيه اينها:”پولدارها همه از راه حرام پولدار شده اند، با نون زحمت كشي كه نميشه ميلياردر شد!، اگه پولدار شم همه دوستان رو از دست ميدم، بايد خيلي كار كنم! ديگه نميتونم تفريح و استراحت كنم و …”
خوب اين طرح مشكل اصلي بود، خسته كه نشديد! هنوز خيلي راه مونده:
اول: بايد راه حل خلاص شدن از اين افكار رو بياموزيد.(تهيه ليست و آگاه شدن)
دوم: شناخت سه خود (خود پايين تر،خود مياني و خود والاتر) و شناخت انرژي ها (مانا، مانا_مانا و مانا_لوآ)
سوم: فعال كردن انرژي ها و كمك گرفتن از سه خود.
چهارم: مراسم رايت جادوگر ( اين يكي اصل مطلبه، در واقع مراحل قبل رو طي ميكنيد كه به اين يكي برسيد.)
اول : تهيه ليست و آگاهي و اقتدار شخصي
جادوگران در زمان هايي از زندگيشون اقدام به تهيه ليست ميكنن كه اين ليست معمولا به موضوعات سلامتي يا انرژي مربوط ميشه، البته اونا به فرمان عقاب هم ليستي تهيه ميكنن، اما ما ميخوايم براي ثروتمند شدن ليست تهيه كنيم، صادقانه بگم اين مرحله مشكله و وقت ميخواد حتي كامل كردن ليست ممكنه چند روز طول بكشه، اما درست يادش بگيريد و انجامش بديد:
يه قلم و كاغذ برداريد، روي يك صفحه كاغذ چهار تا رديف بكشيد؛
در رديف اول بنويسيد، “افكار منفي من در مورد پول”، همه چيزهاي بدي كه در مورد پول به ذهنتان ميرسد را بنويسيد.
در رديف دوم بنويسيد، “اگه پولدار بشم چه چيزهايي رو از دست ميدم”، صادقانه جواب بدهيد از قوه ي تخيل هم استفاده كنيد هر چه را كه حتي احتمال ميدهيد در صورت پولدار شدن از دست بدهيد بنويسيد، حالا اين ميتونه پيژامه ي كهنه! دوستان يا حتي وقتهاي آزاد شما باشه.
در رديف سوم بنويسيد،” تصورات مثبت من در مورد پول”، خوب توي اين رديف هم همه خوبي هاي پول را بنويسيد.
در رديف چهارم بنويسد،” اگه پولدار بشم چه كارهاي خوبي ميتونم براي ديگران انجام بدم”، اينجا هم بايد صادق باشيد و از قوه ي تخيل هم استفاده كنيد.
خوب حالا ليست شما آماده است در تهيه ليست عجله نكنيد خوب فكر كنيد اگه چيزي به ذهنتون رسيد اضافه كنيد يا اگه از چيزي خوشتون نيومد حذفش كنيد، خوب ذهنتون رو بكاويد و پالايش كنيد، فراموش نكنيد موفقيت يا شكست شما بر پايه همين ليست بنا ميشود
قسمت دوم:
حالا شما همه ي افكار منفي تون رو راجع به پول ميدونيد، همه ترس ها و روياهاتون رو،حالا بايد دست به كار بشيد و از ليستتون استفاده كنيد:
بايد افكار منفي رو به افكار مثبت استحاله بديد، زيرا اين تنها راهه. سعي نكنيد اونها رو از بين ببريد زيرا اونها واقعا وجود دارند به شكل انرژيي كه شما خلق كرديد و همون طور كه انيشتين ميگه: (ماده و انرژي هرگز نابود نميشوند و فقط به هم تبديل ميشوند.)
و اما مراسم استحاله ي افكار و احساسات منفي:
برگه هاي كوچكي آماده كنيد و هر فكر منفي را روي يك برگه بنويسيد آتشي برپا كنيد، با دوستان يا افراد خانواده تان دور آتش حلقه بزنيد(اگر شما تنها هستيد يا ترجيح ميدهيد باشيد، ميتوانيد به تنهايي مراسم را برگزار كنيد اما گروهي بهتر است) ابتدا خدايي را كه ميپرستيد ستايش و شكر كرده از او كمك بخواهيد، دعايي بخوانيد هر چه كه باشد سپس اولين برگه را با صدايي بلند بخوانيد، سپس بگوئيد كه ديگر به آن باور احتياجي نداريد و ديگر نمي خواهيد آن باور را داشته باشيد، كاغذ را در آتش بسوزانيد، بعد باوري مثبت و كوتاه را جايگزين آن كرده به مراسم پايان دهيد. براي فهم بهتر مثالي ميزنم، من روي تكه كاغذي باورم را نوشته ام: “تنها از راه حرام ميتوان پولدار شد.” اين باور را با صداي بلند ميخوانم: (تنها از راه حرام ميتوان پولدار شد) شما هم تكرار كنيد ميخواهم خوب ياد بگيريد، سپس ميگويم من ديگر به اين باور احتياج ندارم ديگر نمي خواهم باور داشته باشم كه تنها از راه حرام ميتوان پولدار شد، فرياد بزنيد بگذاريد ذهن دوم خوب بشنود و از خواب بيدار شود فرياد بزنيد يكبار فرياد زدن كسي را نكشته! در اينجاي مراسم وضع شما درست مثل محكوم در بندي است كه با تلاش و تقلا ميخواهد خود را از بند برهاند، بعد كاغذ را در آتش بسوزانيد بگذاريد گرمايش تا مغز و استخوانتان نفوذ كند انگار آتش هم روزهاي خوبي را نويد ميدهد حالا گام آخر، بيان باور مثبت: “من باور دارم كه از راه هاي خداپسندانه و نيك ميتوان ثروتي هنگفت بدست آورد.”
حالا با تكه كاغذ بعدي همين كار را انجام دهيد تا همه ي آنها نابود شوند در پايان مراسم از پروردگارتان تشكر كنيد اگر دوستاني همراه شما آمده اند از آنان نيز تشكر كنيد و از آتش قبل از خاموش كردنش با اين واژه ها تشكر كنيد: (اي آتش پاك! از اينكه نيروي خود را در اختيار من قرار دادي و به من دمي الهي بخشيدي ترا سپاس ميگويم، باشد كه پروردگار ما را شكرگذار نعمت هاي خود قرار دهد، آمن!)
خلاص شدن از دست باور هايي كه در طول ساليان دراز پديد آمده اند كار دشواري است و به اقتدار شخصي بسيار نياز دارد، اما شما را به اين پند دلگرم ميسازم كه اگر از اين مرحله عبور كنيد افقي روشن و نوراني در مقابل شماست و در زماني اندك، كمتر از آنچه تصور ميكنيد به خواسته تان ميرسيد و وقتي رايت ساحر ميگويد به خواسته تان ميرسيد واقعا منظورش همين است.
قسمت سوم:
ما موجودي واحد هستيم اما براي شناخت بهتر وجودمان را يه هفت “خود” تقسيم ميكنيم كه سه تا از اين خودها كه ما با آنها سر و كار داريم عبارتند از: خودپايين تر، خود مياني و خود والاتر.
هر كدام از اين خود ها با انرژي هاي مخصوص به خود به كار ميپردازند كه براي ادامه كار، شما بايد با اين خودها و نيروهاي آنها آشنا شويد:
خود پايين تر: وظيفه ي حفظ حيات و محافظت از بدن فيزيكي را بر عهده دارد، زخم ها را التيام مي بخشد و باعث رشد لايه هاي فيزيكي است، به گفته ي كينگ: ((خود پايين تر پايه و چارچوب چيزي است كه ميتواند تغيير يابد و ميتواند عقده هاي عاطفي هم داشته باشد.)) دريافت كننده و مخزن اطلاعاتي است كه از جهان اطراف بدست مي آيد، ذهن تجربي داشته، قياسي مي انديشد، گنگ و لال است و با ايما و اشاره صحبت ميكند.
خود مياني:( Uhane = روحي كه ميتواند صحبت كند.)
خود هشيار ماست كه از طريق آن به زندگي روزمره مي پردازيم، جادوگران به آن ذهن اول هم ميگويند. دليل مي آورد، اعمال اختياري ما را اداره ميكند، براي درك جهان فيزيكي و مادي اطراف از درك مستقيم بهره ميبرد، آزاد است و اهداف را تعيين ميكند، داراي حافظه كوتاه مدت است، اطلاعات جهان اطراف را كه خود پايين تر ذخيره كرده، تحليل ميكند و تصوري از جهان اطراف به ما ميدهد.
خود والاتر: (اوماكوا = Aumakua )
به آن روح يا خود خدا هم مي گويند، ترجمه اش روح پدرانه ي معتبر يا روح پدر خير انديش و كاملا معتبر است.
برآورنده حاجات و شفابخش است. همراه و حافظ دو خود ديگر است، راهنما است، قدرت عينيت بخشي به قالبهاي آكايي را دارد.
اين از توضيح سه خود، حال بايد بدانيد كه هركدام از اين خودها با نيروي ويژه اي به عمل ميپردازند.
خود پايين تر با “مانا” ، خود مياني با “مانا_مانا” و خود والاتر با “مانا_لوآ “.
اين نيروها در عملكرد سه خود و برآوردن آرزوها تاثيري حياتي دارند، بس راههاي كسب و نگهداري آنها بسيار مهم است، كه مجال توصيف همه ي اين راهها نيست اما بدانيد كه مانا نيروي حفظ حيات است در حالت عادي از تركيب تنفس و غذايي كه ميخوريم تامين ميشود. راه هاي كسب آن:
عميق و آرام و هميشه از بيني تنفس كنيد، درست و خوب غذا بخوريد و قبل از سير شدن دست از غذا بكشيد، به چيزي كه اعتقاد داريد پايبند باشيد، در زندگي راه درست را برگزينيد و… (علاقه مندان به توضيح بيشتر به درس سوم:اقتدار شخصي رجوع كنند.)
مانا_مانا هم از غذا و تنفس بدست مي آيد و نيروي اراده است. ارتعاشي بيشتر از مانا دارد و در تصميم گيري ها و تعيين اهداف به كار مي آيد. مانا_لوآ انرژي با شكوهي است كه براي شفا بخشي، اعمال شگفت انگيز جادوگران و برآوردن آرزوها، به كار ميرود.
خوب حالا شما تصوري كلي از سه خود، عملكرد و نيروهايشان داريد، اگر كمي گيج شديد و نكته مبهمي وجود دارد دوباره بازگرديد و اين بخش را مطالعه كنيد، در هر حال براي دعا و مراسممان به اين ها احتياج خواهيم داشت داريم.
قسمت چهارم:
در اينجا ميخوام طريقه ي برآورده شدن آرزوها رو از طريق سه خود شرح بدم، بعد مراسم دعا و فعال كردن انرژي و در پايان هم مراسم “جادوگر رايت” براي ثروتمند شدن:
از اينكه هنوز با من همراه هستيد خوشحالم و از اينكه احساس مسئوليت ميكنيد و تصميمي قاطع گرفته ايد، ديگر چيزي تا پايان راه نمانده.
اگر شما به درستي موانع و سدهاي فكري را از بين برده باشيد خودهاي شما به طور طبيعي به كار ميپردازند و اگر بيماري يا ناراحتي داشته باشيد بر طرف ميشود و شما آمادگي دستيابي به دور و درازترين اهدافتان را نيز ميابيد، اما چطور؟
وقتي شما خواسته اي را ابراز ميكنيد، اين خواسته بايد با مانا_مانا (نيروي اراده) قوت گيرد و از خود مياني به سوي خود پايين تر ارسال گردد، در اين حالت خواسته ي شما همانند بذري است كه در زمين خود پايين تر كاشته شده، حالا بايد با مانا آبياري شود، اگر شما خواسته تان را به درستي آبياري كنيد و سد و راه بندي هم در كار نباشد خود پايين تر آرزوي شما را برآورده ميكند ولي اگر توانايي اين كار را نداشته باشد خواسته را همراه مانا به خود والا تر ارسال ميكند، اگر خواسته توسط خود والاتر اجابت شود، نيروي با شكوه مانا_لوآ فعال شده، آرزوي شما به طرز معجزه آسايي برآورده ميشود. حالا اينكه چطور بذر خواسته را در خود پايين كاشت؟ يا چطور آنرا صعود داد؟ و … را دو مراسم “دعا و فعال سازي” و مراسم “دعاي جادوگر رايت”، شرح ميدهم:
روشي كه شرح ميدهم، روشي ويژه براي براي برآوردن هر آرزويي است كه جادوگران كشف كرده در طول قرون و اعصار سينه به سينه منتقل گشته، براي عمل كردن به اين مراسم بايد بدانيد كه چه ميخواهيد و چطور ميتوانيد خواسته تان را از تعرضات و افكار منفي پاك كنيد.
توجه: خوب دقت كنيد كه اين مراسم پايه و اصول ثروتمندي و برآوردن هر آرزويي است.
دعا و فعال سازي:
زماني مناسب از روز را انتخاب كنيد، زماني خالي از هيجان و شلوغي، زماني كه ذهن و بدنتان بتوانند در آن آرام گيرند.
ابتدا كمي آرام گيريد سپس بايد به جذب مانا بپردازيد، دعا كنيد و به خاطر گناهاني كه كرديد طلب بخشش كنيد، بعد به تنفس خود توجه كنيد آرام و عميق و از بيني نفس بكشيد، حالا بايد در آرامش و راحتي فرو رويد، فرقي نميكند نشسته يا خوابيده تمرين ميكنيد فقط آسوده باشيد زيرا در اين حالت است كه دروازه هاي خود پايين تر براي پذيرش خواسته تان گشوده ميشود، حالا تصويري واضح و روشن از چيزي را كه ميخواهيد تصور كنيد ( مثلا تصور استخري پر از طلا و شما در وسط آن!) اين تصوير را كمي نگاه داريد، حالا اگر راه بندي بين خود مياني و پايين تر نباشد و تعرضي پيش نيايد اين تصوير وارد خود پايين تر ميشود، حالا شما بذر را در خود پايين تر كاشته ايد و با تنفس و عبادتي كه از قبل كرده ايد ماناي لازم را هم در اختيار داريد حالا بايد به كمك اين مانا خواسته تان را به خود والا تر صعود دهيد اما همان طور كه امواج قدرتمند خورشيد تا توسط ذره بين متمركز نشوند، قادر به سوزاندن كاغذي نيستند، نيروي ماناي شما هم بايد متمركز شود، اين مرحله ي مهمي است، ذهنتان را روي خواسته تان متمركز كنيد، ميدانم كه كار دشواري است اما همان طور كه در مبحث مراقبه گفتم بايد افكار مزاحم را به حال خود رها كرد و به فكر اصلي پرداخت، ذهنتان را خوب متمركز كنيد، بگذاريد خود پايين تر بداند خواسته ي شما جدي است! فقط به خواسته تان توجه كنيد، انگار كه هيچ زندگيي در بيرون جريان ندارد، فقط شماييد و خواسته تان، هر چقدر وقت لازم است صرف كنيد، وقتي كه ذهنتان خوب آماده شد، تصوير ذهني خواسته تان را مجسم كنيد و با اين واژه ها به خود پايين تر دستور دهيد: (( اي خود پايين! آرزوي مرا به سوي خود والاتر ارسال كن.)) اگر تصوير شما از آرزوتان واضح و مشخص باشد و با ايمان و باور به خود پاييني دستور دهيد، اين خواسته براي خود والا تر ارسال ميشود، و در اين هنگام است كه خود والاتر شروع به كار ميكند، كل كائنات با شما همدست شده، انرژي با شكوه مانا_لوآ به جريان مي افتد،خواسته تان به شكل ناديده در آكا قالب گيري ميشود و همانطور كه گفتم خود والاتر قدرت و دانش “جامد كردن” يا “عينيت بخشيدن” قالبهاي آكايي به صورت ذرات فيزيكي را دارد، پس وقتي خواسته تان به شكل آكايي (اثيري) شكل بگيرد، فقط زمان لازم دارد تا به صورت مادي در آمده به سوي شما بازگردد.
نكته مهم: فورا بعد از اتمام مراسم، به زندگي عادي بازنگرديد زيرا اين كار خود پايين تر را در گير مسائل روزمره كرده از اتمام كارش باز ميدارد، بهتر است نيم يا يك ساعت بعد از مراسم را در آرامش به سر بريد.
و اما چند نكته در مورد اين مراسم:
۱٫ اگر شما قادر نيستيد كه از قوه ي تصور بهره ببريد يا اين روش را موثر نمي يابيد، ميتوانيد همين مراسم را انجام دهيد، اما به جاي تجسم آرزويتان، بعد از متمركز كردن مانا جمله مثبت و كوتاهي را (مثل: من مثل قارون ثروتمند ميشوم.) را سه بار با لحني جدي، آرام و سرشار از ايمان بيان كنيد.
۲٫ زماني كه اين مراسم را انجام ميدهيد، خود پايين تر بايد كاملا بيكار باشد.پس معده ي شما بايد خالي و هيچ غذاي براي هضم شدن وجود نداشته باشد. روزه گرفتن هم موثر است.
۳٫ مهمترين عامل براي برآورده شدن آرزويتان اين است كه خود پايين تر اين آرزو را باور كند و همان طور كه گفتم خود پايين، گنگ است و منبع اطلاعاتش فقط شماييد پس كاري كنيد كه خواسته تان را باور كنيد، قصد امتحان مراسم را نداشته باشيد زيرا فقط خودتان را امتحان ميكنيد، جنبه ي ديگري كه بايد بسيار به آن توجه كنيد اين است كه عده اي فقط موقع انجام مراسم باور دارند، بعد به زندگي عادي خود بازگشته و دعايشان را فراموش ميكنند يا چون صبر ندارند، با ناباوري كار خود پايين و خود والاتر را مخدوش ميكنند اما بدانيد خود پايين هميشه به مانا احتياج دارد تا خواسته تان را آبياري كند پس از “نهال خواسته تان” آب را دريغ نكنيد.
۴٫ يكي از مشكلات كساني كه اين مراسم را انجام ميدهند، كمبود ماناست، اگر شما هم احساس كرديد دعاي شما انرژي لازم را ندارد، بايد از روش هاي ديگري نيز بهره ببريد كه جادوگران به اصطلاح به آن “نفس دادن” ميگويند، براي نفس دادن به دعايتان ميتوانيد از موسيقي آرام و ملايم، رقص و حركاتي ساده و مفرح، شستن دست و پا و آب ريختن به بدن بهره بگيريد، گمان ميكنم مسلمانان و مسيحيان مشكلي در اين زمينه نداشته باشند.
۵٫ فراموش نكنيد، خود والاتر براي برآوردن آرزوتان به زماني نياز دارد تا به تنهايي بر روي آرزوتان كار كند، پس بي جهت بي تابي و پافشاري نكنيد و بگذاريد خود والاتر كارش را انجام دهد در عين حال در سكوت، مشتاقانه و با ايمان منتظر برآوردن آرزوتان باشيد.
۶٫ اگر خواسته تان توسط خود والاتر اجابت شود حالات خاصي به شما دست ميدهد، “تازه كارها” ممكن است فورا اين مسئله را نفهمند اما كمي كه با تجربه شويد، در درك اين موضوع ماهر ميشويد.
۷٫ در صورتي كه خود والاتر از عهده ي اجابت خواسته تان بر نيايد، خواسته ي شما به جهان هاي والاتر، به پوئه اوماكوا (خدايي كه پدر است يا همراهي بزرگ اوماكوا) ارسال ميشود.
مراسم و دعاي جادوگر رايت*:
در يك كاغذ دراز صد بار بنويس (( أمَن يُجِيبُ المُضطَرَّ إذا دَعاهُ وَ يَكشِفُ السُّوءَ))، اگر جا نشد پشت كاغذ هم ميتواني بنويسي. (با جوهر)
بعد كاغذ دراز را به دور آهن ربايي بپيچ و در دست راستت بگير، بعد در دست چپت لامپ يا هر چيز نوراني ديگر مثل جواهر و … را بگير، فقط بايد گرد و نوراني باشد مثل ماه.
بعد رو كن به آسمان و دست هايت را بالا ببر و بگو:
((خدايا! من روشنايي روحم و عجز و ناتوانيم را به تو تقديم ميكنم، كمكم كن ثروتمند شوم.))





