وب گیتاریست
- وب جاوورود آریاییها در حدود هزاره دوم پیش از میلاد به ری و استقرار شعبهای از آنها در مسیر حرکت خود به شمال و غرب، آثاری از خود بر جای گذاشته که شواهد آن به صورت کورههای سفال پزی در کهریزک و نیز در سال ۱۳۷۳ در تپه معمورین در فرودگاه بین المللی امام خمینی به دست آمدهاست.
پس از ورود به آریاییها که مهمترین آنها مادها و پارسها میباشند و در آمیختن آنها (مادها) با بومیانی که پیش از آنها در این سرزمین مستقر بودند این منطقه نیز در تقسیم بندی مادها به رماد رازی یا راگا، راگس که در جنوب تهران قرار داشت قرار گرفت (۷۲۰ – ۵۵۰ پ.م) با پیروزی کوروش بر جد خود آژدهاک در سال (۵۵۰پ.م) پایههای اولین امپراتوری بزرگ جهانی پیریزی شده که مدت دو قرن تا سال (۳۳۰ پ.م) دوام یافت این امپراتوری علاوه برسرزمینهای واقع در محدوده حکومت ماد از شرق تا سند، غرب تا آسیای صغیر را نیز در بر میگرفت، در تقسیم بندی داخلی تغییرات چندانی نسبت به دوره ماد داده نشد و ایالات مادی همچنان با همان نام بر جای ماندند در این دوره این منطقه در محدوده (رک) قرار داشتهاست.
در بند ۱۲ از ستون ۱ متن پارسی باستان کتیبه بیستون آمدهاست:
داریوش شاه گوید: پس از آن، (فرورتیش) با سواران کم گریخت، سرزمینی (ری) نام در ماد سو روانه شد…
در بند ۱۱ ستون ۳ متن پارسی باستان بار دیگر از ری نام برده میشود.
داریوش شاه میگوید: پس از آن من سپاه پارسی را از ری نزد ویشتاسپ فرستادم…
اسکندر مقدونی در تعقیب داریوش سوم از راه همدان به ری وارد میشود و ویرانیها به بار میآورد. پس از مرگ وی به دست سردارانش تقسیم شد و در این میان سلوکوس سردار نامی او با غلبه بر آنتیگون قسمت اعظم آسیای غربی را تصرف نموده و سلسله سلوکی را در سال (۳۱۲ پ.م) تشکیل داد.
در عهد سلوکیان، در ری زلزلهای شدید روی داد، شهر بر اثر این زلزله ویران شد و سلوکوس اول (بین سالهای ۳۱۲-۲۸۰ قبل از میلاد) شهر را دوباره ساخت و نام زادگاه خود اورپس را بر آن نهاد، به همین خاطر در دوران سلوکیان از شهر ری به نام اورپس در تاریخ یاد میشود.
کاروانسرای شاهعباسی شهرری، اکنون به عنوان انبار استفاده میشود.
در عصر اشکانیان به علت اینکه آثار بجا مانده از اشکانیان توسط سلسله بعدی یعنی ساسانیان از بین رفتهاست اطلاعات زیادی در دست نیست و لی آنچه مسلم است ری همچنان اهمیت خود را حفظ کرده و برج و باروی عظیمی در نزدیکیو ابتدای چشمه سوربن یا چشمه علی فعلی که اختصاص به شاهان و امرا داشت ساخته شدهاست. در این دوران ری به صورت یک مرکز دینی تجاری و قطب کشاورزی و دامداری به حیات خود ادامه دادهاست.
شهر ری در دوران ساسانیان از مراکز بزرگ دینی زرتشتیان بود و در آن به وسیله موبدان موبد نوعی حکومت دینی نظیر واتیکان وجود داشت. باید گفت ری در دوره ساسانیان شهر مقدس نامیده میشد و آتشکده ری از بزرگترین آتشکدههای آن عصر بود که بقایای آن نیز هم اکنون وجود دارد.




یکی از مهمترین و اصلی ترین مکانها برای دستیابی به دفینه قلعه ها پیدا کردن درب ورودی اصلی قلعه می باشد و این درب معمولا در سمت آفتاب درآمد قلعه قرار داشت به طوریکه درب خروجی آن به سمت غروب آفتاب بود.
این کار از این جهت اهمیت داشت که حدود هفت گز بعد از درب ورودی را هفت گز بکاویم سردابه اصلی به دفینه قلعه ها نمایان می شود و مستقیما شما را بعد از عبور از چندین تونل و راهرو و راه پله به خزانه اصلی می رساند. این مکان ورودی از این بابت استفاده می شد که همیشه چندین سرباز از این مکان محافظت میکردند .
استفاده از قلعه ها در گذشته های دور جهت در امان ماندن از حملات دشمنان و تسلط بر مناطق حکمرانی برای پادشاهان و امرا بسیار متداول بوده و از استحکام بسیار قابل توجهی هم برخوردار بود به طوری که بعد از گذشت هزاران سال از عمر برخی قلعه ها هنوز دیواره های آن با همان صلابت وجود دارد.
از مهمترین مکانها برای حفاظت از اموال پادشاهان همان قلعه محل سکونت خود بوده طوری که خیالشان از بابت اموالشان راحت بوده است. یکی از مهمترین مکان ها برای این کار مرکزی ترین نقطه قلعه در عمق پایین بوده که پادشاهان خزانه خود را در آنجا بنا میکردند و این خزانه سلطنتی از استحکام بسیار زیادی هم برخوردار بوده و دارای چندین درب ورودی های تو در تو و سردابه هایی برای ورود به آن مکان بوده است.بنابراین یکی از مکانهای مورد استفاده مرکزی ترین قسمت قلعه در عمق پایین.
این قلعه بالای کوه صخرهای مشرف بر امامزاده اسماعیل در حومه شهر فیروزکوه قرار گرفته و برای ساخت آن در قسمت دیوارهای خارجی و دفاعی و برج از لاشه سنگ همراه با ملات گچ و ساروج استفاده شده است.
از این قلعه فقط کمی از دیوارههای ضلع غربی و ضلع جنوبی همراه یک برج باقیمانده است و در ضلع شرقی و کنار برج تعدادی اتاق مخروبه مشاهده میشود. برج که نسبتا سالم مانده دایرهایشکل است و حدود 5 متر هم از دیوارهها باقیمانده است. در وسط این برج یک پنجره کوچک مستطیلشکل دیده میشود.
کلاویخو، جهانگرد مشهور اروپایی که در دوره مغول به ایران سفر کرده بود در مورد این قلعه مینویسد: «گویند دژ فیروزکوه چنان نیرومند بود که هیچکس نمیتوانست آن را در صورتی که پادگان کافی در آن موجود میبود، به حمله بگیرد، چون حصار برنوک کوهی است مشرف بر دشتی که این کوه را از کوههای دیگر به کلی مجزا میکند
قلعه الموت در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز کوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد
این کوه از نرمه گردن (میان نرمهلات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا کرده است. صخرههای پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شدهاند.
پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است که کوه هودکان با فاصلهای نسبتاً زیاد بر آن مشرف است. این قلعه یکی از جاذبههای گردشگری استان قزوین محسوب میشود.
قلعه الموت یکی از منحصر به فردترین دژهای تاریخی ایران است که در منطقه رودبار الموت از توابع قزوین واقع شده است.نام الموت در تاریخ ایران با نام اسماعیلیه گره خورده و حسن صباح به عنوان رهبر فرقه اسماعیلیه از این قلعه به عنوان پایگاه حکومت خود و ترویج عقاید اسماعیلیه بهره میبرده است.
در مکتوبات تاریخی از قلعه حسن صباح در دوره صفوی به عنوان زندان یاد شده است. اما کاوشهای باستانشناسی در این قلعه نشان میدهد که دژ الموت نه تنها زندان نبوده بلکه افرادی که در آن میزیستهاند از مرتبه اجتماعی خاصی برخوردار بودهاند.
قلعه الموت را که مردم محل؛ قلعه حسن مینامند از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای ارتفاع بیشتری است به نام جورقلا یعنی قلعه بالا و پیلاقلا یعنی قلعه بزرگ خوانده میشود.
قسمت خاوری آن را جیرقلا یعنی قلعه پایین و پیارقلا یعنی قلعه کوچک نامند. دیوار خاوری قلعه بالا با قلعه بزرگ کمتراز قسمتهای دیگر صدمه دیده است. طول قلعه حدود 120 متر و پهنای آن بین 10 تا 35 متر متغیر است.
یکی از شگفتیهای قلعه حسن یا الموت، سیستم پیچیده آب رسانی با تنبوشههایی به قطر 10سانتی متر است که از چشمه کلدر آب را به دژ رسانده و درحوضهای سنگی ذخیره میکردهاند.
در جنوب باختری این قسمت از قلعه، در میان شیب بسیار تندی که به پرتگاههای عمیق میرسد؛ حوضی در دل سنگ به ابعاد تقریبی5×8 متر کندهاند که هیچ گاه ازآب خالی نشده است.
این قلعه؛ بسیار مورد توجه گروههای گردشگری است و هرساله مورد بازدید گردشگران ایرانی و خارجی زیادی قرار میگیرد.
آتشکده چهار قاپی، چهار قاپو یا به معنی چهار در، از جمله آتشکدههای دوره ساسانی است که در شهر مرزی قصر شیرین قرار دارد.
این آتشکده از نوع آتشکدههایی است که دارای دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ریخته است و تنها در برخی از قسمتها، آثاری از آن دیده میشود.
آتشکده چهار قاپی، اتاقی مربع شکل به ابعاد 25×25 متر است و سقفی گنبدی شکل به قطر 16 متر داشت که متأسفانه اکنون اثری از آن باقی نمانده است و تنها بقایای گوشوارهها در چهار گوشه آن دیده میشود.
این اتاق مربع شکل دارای 4 درگاه ورودی است که به رواق اطراف فضای مرکزی منتهی میشوند.
در اطراف این بنا مجموعه اتاقها و فضاهایی وجود دارد که بخشهایی از آن در نتیجه کاوشهای باستانشناسی سالهای اخیر شناسایی شده است.
این بنا با استفاده از مصالح محلی از قبیل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجری بوده است.
آتشکده چهار قاپی از جمله بناهای تقویمی ایران بوده که جهت تشخیص شروع فصول سال از آن استفاده میشده است.
این اثر تاریخی به جا مانده از دوره ساسانیان در نتیجه جنگ تحمیلی دچار آسیبهای فراوانی شد.





آتشکده کرکویه با کرکوشاه، این آثار و همچنین آثار تخته پل در شهرستان هيرمند، در غرب روستای خمر و هشت کیلومتری تپه منطقه شهرستان و در4کیلومتری شهرهیرمندودر میان زمینهای باتلاقی سیستان و نزدیک مرز ایران با افغانستان قرار دارد. تخته پل، پل آجری بوده است که به نوشته استخری، راه زرنک (سیستان) و هرات را به هم متصل میکرده است.
کرکوشاه یا کرکویه، عبارت است از بقایای یک آتشکده مربوط به دوران هخامنشی، که شامل یک دیوار خشتی – چینهای از یک برج دفاعی شهر باستانی است. . این آثار شامل تعدادی از بناههای بزرگ و کوچک است. این بخش دارای تالاری به طول ۱۱ متر و عرض ۸/۵ متر است.
کرکویه توسط نویسندگان دوران اسلامی در کتب قدیمی تشریح شده است. استخری کرکویه را نخستین راهی میداند که سیستان را به هرات متصل میکند و بنا به گفته همین جغرافی نویس کرکویه در سه فرسنگی زرنج یا زرنک (سیستان) واقع شده است
یاقوت حموی نیزدر باره آتشکده کرکویه نوشته است شهری از سیستان بوده و آتشکدهای که نزد زرتشتیان محترم شمرده میشد در آنجا قرا داشت.
آتش کرکویه را به کیخسرو نسبت داده اند و کرکویه تا سده هفتم هجری آبادان بوده است. بر اساس توصیفات مورخان دوران اسلامی، این بنا دارای دو قبه بزرگ و بر هر قبه شاخی چون شاخ گاوی بزرگ ساخته بودند و آتشگاه در زیرآن دو قبه قرار داشت.

قلعه رودخان که به قلعه “هزار پله” ، “حسامی” و “سكسار” نیز معروف است نام قلعه ای تاریخی در 23 کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در بخش مرکزی و دهستان “گوراب پس” استان گیلان است. به بیان دیگر قلعه رودخان در 49 درجه و 14 دقیقه و 19 ثانیه طول شرقی و 37 درجه و 03 دقیقه و 51 ثانیه عرض شمالی واقع شده است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه رودخان را در دوران ساسانیان و مقارن با حمله اعراب به ایران دانسته اند که در دوره سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاه های مبارزاتی اسماعیلیان بوده است.
مشخصات فنی قلعه رودخان :
مساحت قلعه حدود 22300 متر مربع و محیط آن 1260متر است که توسط 42 برج و بارو محاصره شده است. طول قلعه حدود 500 متر و عرض آن در نقاط مختلف متفاوت است. در ساخت این قلعه از میلیون ها قطعه آجر استفاده شده است. این آجرها در روستاهای حاشیه ی جنگل پخته شده و به قلعه آورده شده است. جنس مصالح به کار رفته در ساختمان قلعه از آجر، سنگ لاشه، ساروج و گچ می باشد.
قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگی حاکم و حرمسرای وی) و قورخانه (محل فعالیتهای نظامی و زندگی سربازان) تشکیل شده است.
قلعه رودخان چون بر روی دو قله بنا شده است، به سه بخش میانی، شرقی و غربی تقسیم می شود. قسمت شرقی بر فراز تپه 670 متری بنا شده و توسط یک دروازه از سایر قسمت ها جدا می شود. قسمت میانی که دروازه ی اصلی در آنجا قرار دارد، در پایین ترین سطح قلعه قرار دارد. قسمت غربی روی شیب تند کوه بنا شده و شامل قسمت های دروازه ی ورودی، آب انبار، سردخانه، آبریزگاه، شاه نشین و تعدادی واحدهای مسکونی و قراول خانه می باشد.
دروازه قلعه در ضلع شمالی واقع شده است. شیب تند تپه و دو برج عظیم که در دو طرف دروازه واقع شده است، دست یابی دشمنان به قلعه را دشوار می کرده است. در دو طرف دروازه ی ورودی، دو سکو از جنس لاشه سنگ به ارتفاع یک و نیم متر وجود دارد که محل استقرار محافظین بوده است.
چهار تاقی” در معماری ایرانی، نامی است کلی برای یکی از فرمهای مهم و بنیادینی که در تکامل این معماری نقشی اساسی داشتهاست. نام “چهار تاقی” تا حدی روشنگر فرم آن نیز هست. “چهارتاقی” به بنایی چهارگوش گفته میشود که روی چهار پایه یا دیوار محیطی آن قوسها یا گوشوارههایی قرار دارد که به گنبد منتهی میشوند.
پیش از این با هم از نقش گنبدها در معماری و از نحوه تکامل آنها سخن گفتیم. پس از به وجود آمدن تکنیک گنبدسازی و پس از آن که معماران ایرانی توانستند پلانهای مربع را به دایره تبدیل کنند، استفاده از فرم چهارتاقی مرسوم شد. متاسفانه اطلاعات ما از دوران اشکانی اندک است اما در دوره ساسانی، چهارتاقیها به طور گسترده مورد استفاده قرار میگرفتند. در حقیقت چهارتاقی به یک “واحد” معماری تبدیل شد که میتوانست به صورت مجزا و یا در ترکیب با چهارتاقیها و عناصر دیگر در یک ساختمان مورد استفاده قرار بگیرد.
چهارتاقیها و آتشکدهها
از آنجا که طرح و نقشه آتشکدههایی که از دوران ساسانی برجای مانده است، همین طرح چهارتاقی است، بسیاری اصطلاح “چهار تاقی” را برای مشخص کردن
آتشکدهها نیز به کار میبرند. در حالی که چهارتاقی به عنوان یک عنصر یا واحد معماری، میتواند در هر ساختمانی به کار رود. با این حال بیشترین نمونههایی که از دوران ساسانی از چهارتاقی برجای مانده است، مربوط به آتشکدههاست. خالصترین فرمهای چهارتاقی را میتوان هم اکنون در چهارتاقی نیاسر کاشان، فیروز آباد، نطنز و بیشاپور یافت. آتشکده نیاسر را که در نزدیکی کاشان قرار دارد برخی منسوب به دوران اردشیر بابکان میدانند و برخی دیگر احتمال میدهند قدمت آن به دوران اشکانی نیز برسد. اما همان طور که گفتیم، این فرم معماری فقط مختص آتشکدهها نبوده و در ساختمان کاخها و قلعهها نیز نمونههای آن را مشاهده میکنیم. به عنوان مثال در کاخ فیروز آباد، ردیفی از سه تالار با فرم چهارتاقی در کنار یکدیگر بنا شدهاند. یا در مثالی دیگر از کاخ دامغان، فرم خالص چهارتاقی، یعنی گنبدی روی چهار ستون با دروازه باز مشاهده میشود.
دگردیسی پس از اسلام
قابلیت بالای چهارتاقی برای فضاسازی در دورههای بعدی نیز مورد استفاده قرار گرفت. شواهد زیادی در دست است که تعداد زیادی از چهارتاقیها، بعد از حمله اعراب به ایران و پس از اسلام، به مسجد تبدیل شدند. در حقیقت چهارتاقیها، هسته اصلی و تالار اصلی مساجد را تشکیل دادند، با این تفاوت که دیوار رو به قبله چهارتاقی مسدود شد و مهراب در آن جای گرفت. در تاریخ معماری ایران، مسجد جامع ایزدخواست، یکی از مشهورترین مثالهای تبدیل یک چهارتاقی ساسانی به مسجد اسلامی است. این مسجد در زلزله سال ١٣١۵ از بین رفته است اما بنابر گزارشها و تحقیقات ماکسیم سیرو، معمار و باستان شناس فرانسوی، این بنا جزو آتشکدههایی است که به مسجد تبدیل شدهاند. در مسجد تاریخانه دامغان نیز این سنت معماری ساسانی تداوم پیدا کردهاست. تاریخانه دامغان را یکی از کهنترین مساجد ایران و مربوط به قرن دوم هجری قمری میدانند. به غیر از سیستم تاقهای این مسجد، ستونهای آجری آن نیز با کاخ ساسانی تپه حصار دامغان کاملا قابل مقایسه است.
فرم “چهارتاقی” را در مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا نیز مشاهده میکنیم که از ابتدا با پیروی از این الگو ساخته شد. این آرامگاه به الگو و نمونه بسیاری از بناهای آرامگاهی در ایران تبدیل شد. در جریان تحول معماری مساجد در ایران و دور شدن از سبک مساجد شبستانی و نزدیک شدن به گونه مساجد ایوان دار و گنبدخانه دار، باز هم چهارتاقی نقش مهمی را برعهده داشت. دو گنبد مهم در مسجد جامع اصفهان (مسجد عتیق) را نیز میتوان تکامل فرم چهارتاقی به حساب آورد. گنبدهای تاج الملک و نظام الملک مربوط به قرن پنجم هجری و دوران سلجوقی هستند و احداث آنها به دو وزیر ملکشاه سلجوقی نسبت داده میشود. تاثیری که فرم چهارتاقی در ساخت این دو گنبد برجای گذاشته، برخی را به این اشتباه انداخته بود که شاید اینها نیز آتشکدههایی از دوره ساسانی باشند که پس از اسلام به مسجد تبدیل شدهاند؛ اما کتیبههای دور گنبد که به سال ساخت و بانی آن اشاره دارند جای هرگونه تردیدی را از بین میبرند.
مثال دیگری از تشابه فرم معماری مساجد با چهارتاقیها مسجد کاج در حوالی اصفهان است. این مسجد که از آثار قرن هشتم هجری است و در کرانه شمالی زاینده رود واقع شده یک چهارتاقی عظیم گنبد دار است که از سه ضلع خود با بیرون مرتبط است و در دیوار جنوبی آن مهراب قرار دارد. “چهار تاقی”ها را یکی از بنیادی ترین فرمهای معماری ایرانی به حساب میآورند که در گذر سالیان در بناهایی با کاربریهای گوناگون به کار رفتهاند و معماران هر دوره با توجه به نیازهای روزگار خود در آن ابداعاتی به وجود آوردهاند.




1- در کل به یاد داشته باشید که نشانه های برجسته بسیار مهم می باشند ، اما اگر در کنار قوچ ۴۳ پله باشد در جهت نگاه قوچ باید سه عدد تپه وجود داشته باشد ، گفته می شود که یکی از این تپه ها پر می باشد . باید جستجو را از تپه ای شروع کرد که متفاوت می باشد . اگر تپه متفاوت قابل تشخیص نباشد باید از تپه ی وسطی شروع کرد . همانطور که می دانید، شروع کردن از تپه وسطی، هدر رفتن زمان را کاهش خواهد داد .
۲- قبل از هر چیز نماد مخصوص یک مرد می باشد و رهبری و قدرت را نماد می کند.
۳- نشانه هاي سرقوچ، بايد از سنگ به شما نگاه كند. تخته سنگي كه اين شكل روي آن است عموماً سنگ هاي رديفي مي باشند كمرتان را به سر قوچ تكيه دهيد، به طرف راست، ۱۵ الي ۲۰ متر حركت كنيد، بايد به دنبال غار بسته اي باشيد، اگر اين غار را پيدا كنيد، به اين معناست كه به مقدار زيادي اشياء زينتي پيدا خواهيد كرد و در این حالت حتما دارای تله می باشد.









