dafinehyaban

در خصوص رمزگشایی ردپای برهنه انسان و همینطور برخی چاروق ها ، باید به زمان حک شدن آن ، پی برد .

در ایران عزیزمان سه دوره با کاربردهای مختلف از این نماد ( ردپا و چاروق )  استفاده شده است . از آنجا که مطلب سنگینی خواهد بود به ذکر دو دوره از استفاده این نماد ، خواهیم پرداخت . دوره دوم استفاده این نماد ، شامل اواخر هخامنشیان ، کل دوره سلوکیان ، اشکانیان و در آخر ساسانیان و به صورت پراکنده در زمان حکومتهای اسلامی ، بوده است . این دوره دارای هدایاست

دوره سوم استفاده از این نماد ، به دوره اسلامی می رسد . نکته بسیار جالبی در استفاده این نماد در دوره اسلامی وجود دارد که به آن به صورت مختصر می پردازیم .

در زمان حمله اعراب به ایران و شکست ساسانیان ، اعراب کمر به قتل فرهنگ و تمدن ایران و ایرانی بستند . این رویه اعراب ، در بسیاری از مراکز فرهنگی و هنری و .... به کار گرفته می شد . زیرا ایرانیان خود را بسیار بالاتر و متمدن تر از اعراب می دیدند ( البته به حق بالاتر بودند و هستند ) . اعراب مهاجم ، با سخیف شمردن ایرانیان ، در عرصه های مختلف ، قصد حکومت کردن بر ایرانیان داشتند .

عموم مردم ایران ، برای حفظ فرهنگ و تمدن و آثار کهن خود ، به صورت خود جوش ، در مناطق مختلف کشور ، به فریب اعراب و مهاجمان عرب پرداختند .

اعراب با معرفی دین جدید و همچنین معرفی پیامبر و بزرگان ( چه نظامی و چه مذهبی ) وارد کشور شدند . ایرانیان نیز برای مصون نگه داشتن هر چیزی ، از بزرگان مذهبی زمانه خود ، تا آثار باستانی موجود را به همین مواردی که مورد تایید اعراب بود وصل می کردند تا امنیت حاصل شود . برای مثال مقبره کوروش را ، با نام آرامگاه مادر سلیمان نبی معرفی کردند تا هم از تخریب مصون باشد و هم بتوانند مراسمات مذهبی را انجام دهند . از این دست موارد ، بسیار زیاد است . بسیاری از بزرگان مذهبی ایرانی و آرامگاهشان ، همینگونه مصون ماند . 

ردپای برهنه یکی از همین موارد بود . ردپاهای موجود را ، ایرانیان ، برای اعراب ردپای واقعی اشخاص مورد تایید اعراب معرفی کردند . هنوز هم در برخی نقاط کشور ، ردپای حک شده توسط بشر را ، به جای ردپای واقعی فلان سردار عرب و یا فلان روحانی مذهبی می شناسند . 

البته و صد البته ردپای بزرگان دینی و مذهبی وجود دارد که بسیار هم متبرک است ولی مارا با این ردپاها کاری نیست و صحبت ما پیرامون ردپاهایی است که توسط بشر حک شده و بسیار هم شبیه رد پای واقعی بزرگان دینی است . 

تا این دوره ردپاها دارای هدیه هستند . 

نسل بعدی که حاکمان عرب بر ایشان حکم میراند تحت تاثیر همین القائات بود . بعد از چند نسل به طور کلی ، ایرانیانی که کمتر به پیشینه خود آشنایی داشتند به واقعی بودن ردپاها معتقد شدند . بسیاری از ایرانیانی که به روحانیون و بزرگان مذهبی اسلام ، علاقمند شده بودند و بسیار طالب آن بودند که فلان فرد مذهبی و روحانی ، دارای ارج و قرب بیشتری نسبت به روحانیون دیگر باشد اقدام به حکاکی جای پا به صورت دستکن ، بر روی سنگها کردند و آن را به عموم مردم ، ردپای واقعی روحانی مذکور معرفی کردند و آن را موهبتی از جانب خدا دانسته و بر امتیازات روحانی مذکور می افزودند . مردم عادی نیز ، پیرامون آن حلقه زده و آنرا معجزه ای می دانستند و نذر و نیاز می کردند و این نذورات ، به جیب همان اشخاصی سرازیر میشد که ردپاها را در زمین خود حک میکردند و آنرا ردپای فلان امامزاده معرفی می کردند .

این دوره از ردپاها ، دارای هدیه نیست بلکه برای منفعت شخصی فرد یا افرادی حک شده و عموم مردم هم بی اطلاع از این موضوع ، نذر و نذور میکنند .

حال چگونه میتوان فهمید که ردپا متعلق به چه دوره ای است ؟

ردپاهایی که جنبه بهره برداری از نذورات دارند و خالی از هدایاست دارای چند مشخصه کلی هستند . اکثر این نمادها روی سنگ های کبود رنگ حکاکی شده اند . سنگ یشم یکی از موارد پرکاربرد این نماد است . تمامی این نمادها روی سطح زمین هستند یعنی شما نماد جای پای جعلی را روی تنه صخره به صورت عمودی نخواهید دید . پای خود را در تمامی این نمادها قرار دهید در ارتفاع قرار ندارد . بسیار خوش تراش و بدون علایم مشخصه دیگر است .

بهترین نقطه موجود و بهترین شکل موجود آن ، حک شده به طوریکه انسان به حقیقی بودن آن شک میکند . با این علایم به دنبال دفینه نباشید هیچ چیز گیر شما نخواهد آمد .

گاها در دوره های بعد از اسلام ، نماد ردپا به همراه هدیه هم کشف شده که نشان می دهد در برخی نقاط ایران ، هنوز رسوم گذشته پابرجا بوده است البته بسیار کم و به ندرت این اتفاق خواهد افتاد نکته ای که می توان به آن اکتفا کرد آن است که به همراه رد پای انسان ، نشانه های دیگری هم یافت شود که نشان دهنده وجود هدایا باشد .

حال بپردازیم به دوره دوم استفاده این نماد و اصلی ترین دوره آن :

ردپای برهنه و گاها چاروق به همین ترتیب ، به دو صورت کلی دیده می شود . روی سطح زمین و دیگری در بلندی ( تنه صخره و یا ...)

رد پای راست روی سطح زمین تفسیر ساده ای دارد . پای راست روی زمین ، معمولا نشانه وجود قبر است نه مقبره . هرجا که پای چپ فرود آمد هدف است . اگر شرایط قبر را نداشت در کمتر از پنج متری به سمت انگشتان قبری خواهید یافت .

اگر در کمتر از بیست سانتی متری ردپا اسکنه وجود داشت بدون شک با هدیه روبرو خواهید شد در راستای اسکنه حرکت کنید کمتر از بیست متر فاصله دارید .

ردپای چپ روی زمین نیز مشابه همین تفسیر است با این تفاوت که فاصله هدیه کمی کمتر است . 

ردپاهایی که در امتداد هم هستند و به گونه ای برداشت می شود که در حال نشان دادن راه هستند نیز وجود دارد و فاصله هدیه را به ما گوشزد میکند . هرچه تعداد ردپا بیشتر باشد فاصله بیشتر خواهد بود . 

ردپای حک شده بر بلندی و تنه صخره ها به دو صورت رمز گشایی می شود اگر به صورت مورب موجود باشد محل تلاقی همان صخره با زمین ورودی شماست . ردپا بر روی صخره موید وجود مقبره ای زیر همان صخره یا داخل همان جاست . 

در هر صورت ردپای حک شده مورب در بلندی به صورت تنها ، مسیر نمی دهد بلکه تاکید بر وجود مقبره در همانجا دارد . مگر اینکه علایم دیگری همراه آن باشد .

ردپای حک شده به صورت صاف بر بلندی در گاهی مواقع مسیر رانشان میدهد اسکنه یکی از موارد پرکاربرد این نماد است . در مسیر اسکنه باید دنبال نشانه آخر بود . 

معمولا ردپا دارای هدیه است .

دوره ای دیگر هم ردپا کاربردی بوده که از نظر تاریخی مهم است ولی از نظر مادی خیلی ارزشمند نیست که به آن نمی پردازیم . رد پا و پنجه دست ، علایمی هستند که در دوره های مختلف ، کاربرد مختلف داشتند و بحث بسیار گسترده ای است به همین دلیل به صورت تیتر وار بیان شد تا موجبات خستگی دوستان را فراهم نیاورد . به امید آن که به کار آید .



تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 14:28 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

dafinehyaban

سلام . این صخره هم کناره هایش جوغن زیاد دارد و هم بالای آن ...بالای صخره یک جوغن بزرگ هم هست که دوستان گفتند اگر آب بریزم راه رو نشون میده ولی این جوغن بسته بود و اتفاقی نیافتاد .

 امکان داره زیر همین صخره بار باشه ؟

 

سیاوش جان ..

این صخره کاملا طبیعی هست و جوغنهایی که شما فرمودید جوغن نیست و توسط باد و باران و فرسایش ، شکل گرفتند



تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 14:27 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 dafinehyaban

تندیس عقاب ( و شاهین ) یکی از نمادهایی است که در کشورمان تقریبا به ندرت یافت می شود .پیش از آن که به رمزگشایی این نماد بپردازیم لازم است در خصوص چرایی استفاده این نشان ، توضیحاتی ارائه شود .

عقاب ( و شاهین ) در باور ایرانیان پیش از زرتشت ، پرنده ای مقدس بوده است . ایرانیان عقاب را خدای طوفان ، سرور پرندگان ، نماد قدرت ، خوش یمن ، مظهر آسمانها و نشان پادشاهی ایرانیان می دانستند . در زمان زرتشت نیز این تقدس ادامه یافت و با ذکر نام عقاب در اوستا ، بر تقدس عقاب دامن زده شد .

در بند سی و چهارم اوستا ، زرتشت از اهورا مزدا سوال می پرسد که در مقابل مردم بد ذات و بدخواه چه کنم که اهورامزدا پاسخ می دهد پری از عقاب را برتن خود بمال و یا به تعبیری با خود همراه داشته باش . از آن پس بر تقدس عقاب افزوده شد . به طوریکه برخی پری از عقاب ، همراه خود داشتند تا بر توانایی ایشان افزوده شود . بسیاری از بزرگان نیز ، در هنگام فوت و دفن ، در کنارشان پری از بالهای عقاب قرار می گرفت و یا سپر ایشان به پر عقاب آراسته می شد تا هم از تقدس عقاب بهره مند شوند و هم بر توانایی ایشان افزوده شود و هم در مقابل جادوی بد سیرتان ، پیروز و سربلند باشند . 

در باور پیشینیان ، عقاب ( و شاهین ) تا حدی خوش یمن بود که اگر در هنگام لشکرکشی بر فراز آسمان ، عقابی ظاهر می شد لشکریان به شادی و جشن مشغول می شدند زیرا اعتقاد داشتند که اگر عقاب بر سر راه لشکر ظاهر شود بدون تردید لشکر پیروز خواهد شد این نوع نگرش در بین مردم ، وجود داشت . 

عقاب به همین دلیل ، پرنده ای بود که بسیار مورد توجه شاهان و شاهزادگان و بزرگان زمان ، بوده است به طوری که عقاب را پرنده ای درباری می نامیدند و مردم عادی از آن بی بهره و یا کم بهره بودند .به همین دلیل است که نماد عقاب را ، منسوب به شاه و یا شاهزاده می دانند .

با این توضیحات دلیل به کار گیری عقاب بر مقابر روشن شد . هدف از به کارگیری این نشان ، بهره گیری فرد متوفی از تقدس عقاب و مصونیت وی از جادوی بد سیرتان و بد ذات ها و پاک شدن فرد مدفون از گناه و مهم ترین موضوع ، نشان پادشاهی است این نکته که در این مکان فرد با اصالت و یا شاه و شاهزاده ای  که مذهبی بوده و به شعایر دینی واقف و به آن جامه عمل می پوشانده ، آرمیده نیز بسیار مهم بوده است که با نشان عقاب ، به این مهم ، نایل می آمده اند .

حال به بررسی این نماد بپردازیم . عقاب به دو صورت کلی دیده می شود . تندیس عقاب و عقاب حک شده .

تندیس عقاب نیز خود به دو صورت دیده می شود تندیس کامل عقاب و سردیس عقاب .

تندیس ها و سر دیس ها تفسیر بسیار ساده ای دارند . زیرا تندیس ها و سردیس ها یا بر بالاترین نقطه مشرف بر مقبره یا مزار قرار می گرفته و یا بر بلند ترین صخره خود مقبره یا مزار قرار می گرفته است . اگر زیر پای تندیس عقاب شرایط مقابر را نداشت بی گمان نگاه تندیس عقاب ، مشرف بر مزار است که فاصله دوری نخواهد بود و کمتر از ده متر ( بیشترین حالت ده متر است ) با مزار فردی بلند پایه روبرو خواهید شد . مقابر منسوب به عقاب ، اکثرا مقابر با ورودی از سطح زمین هستند یعنی باید دربی پلمپ شده را در صخره ها و یا زمینی تل مانند بیابید .برای کشف درب دالان ، باید دقت و تجربه را به کار گرفت زیرا همانطور که گفته شد ورودی از بالای سطح زمین است .

در مکانهایی که تندیس عقاب بر بالای بلندی قرار گرفته و مکان مورد نظر به مانند وی انگلیسی  v  یا هفت می باشد به طوری که در زیر و پایین نماد عقاب ، دره قرار گرفته و روبروی عقاب شیب تپه ای بلند است و در اطراف عقاب شرایط مقابر و مزار نیست شما با دفینه ای که به قصد پس انداز صورت گرفته روبرو هستید و درب ورودی دالان ، در تپه یا بلندی روبرو قرار دارد در جهت نگاه عقاب صخره ای بلند خواهید یافت که دربی پلمپ شده در خود دارد . 

عقاب حک شده کمی متفاوت از تندیس است . عقاب حک شده نشانه آخر نیست و در جهت نگاه عقاب باید به دنبال نشان آخر بگردید . از علایم همراه  نشان عقاب می توان  به جوغن و مستطیل حک شده اشاره کرد در کنار تندیس ها ، معمولا مستطیل و مربع به کار می رفته است از دیگر نشان های همراه عقاب ، مخصوصا عقاب حک شده ، به مار و افعی می توان اشاره کرد .

ذکر چند نکته را لازم می بینم و این نکات عبارتند از :

تندیس ها به صورت ایستاده هستند . تندیس خوابیده به بغل نداریم .تندیس عقاب از هر جهتی تندیس عقاب است .نمی شود عقاب بودن یک تندیس را ، منوط به جهت خاصی کرد . یعنی نمی شود گفت اگر از این طرف ببینیم شکل عقاب هست .باید از هر جهتی عقاب باشد . باز یا بسته بودن بال عقاب اصلا مهم نیست دوستان داستان سرایی نکنند . اگر زیر پای عقاب ، چیزی بود به طوریکه عقاب آن را شکار کرده باشد هدیه در زیر همان محل است .



تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 14:25 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 

در اطراف این چهره که در حقیقت حاکم این منطقه بود باید تپه ایی باشد که مقبره وی به همراه دفینه اصلی وی در اینجا دفن شده باشد .باید بررسی کنید که نام این منطقه یا این چهره در حقیقت چیست و در اطراف این مکان بدنبال نام مشابه آن باشید و یا اسامی خاصی را در این ناحیه دنبال کنید مثل مازیار تپه .خسرو تپه ، گنج تپه ، گوهر تپه و امثالهم که در حقیقت مقبره وی بوده نباید فاصله زیادی با این چهره داشته باشد.



تاريخ : سه‌شنبه 26 مرداد 1395 | 14:16 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

به سمت حرکت این سوارکاران باید یک تختی باشد که در حقیقت قبرستان گبری میخواهید که فقط نظامیان و سرداران دفن هستند وسایلی هم در این قبرستان هست.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:57 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دوست عزیز سنگ شما سنگ عروس و داماد میباشد که در حقیقت مکان شما مقبره یک عروس و داماد هست به همراه جهیزیه عروس
کل سنگ آنجا تخلیه شود و دفینه ان در حقیقت زیر اون سنگها تا عمق ده متر زیر ان می باشد تله و طلسم ندارد ولی قبل از کار سوره های چهار قل و آیه الکرسی را بخوانید و یک قرآن و چاقو کنار تان باشد موفق باشید.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:54 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

تعبیر کامل خواب مار,دیدن مار در خواب نشانه چیست,معنی خواب مار

محمدبن سيرين گويد: ديدن مار به خواب، دليل دشمني پنهان بود. اگر مار را در خانه بيند، دليل دشمني خانگي بود. اگر در صحرا بيند دشمني بيگانه است. اگر بيند كه با مار جنگ كرد، دليل است با دشمن خصومت كند. اگر بيند كه مار بر وي خيره شد، دليل است كه دشمن بر وي غالب گردد. اگر خود را خيره بيند دشمن را قهر كند. اگر بيند كه گوشت مار خورد، دليل شاهي است. اگر بيند كه مار به دو پاره كرد، دليل است كه مال دشمن خورد. اگر بيند كه ماري مرده، دليل كه آفتي از وي رفع شود. ابراهيم كرماني گويد: اگر بيند كه ماري سفيد بگرفت، …

 

دليل بزرگي بود. اگر بيند كه مار از وي بگريخت، دليل ضعفِ دشمن است. اگر ماران سياه بيند، دليل است دشمن بسيار بود. اگر مار را سبز بيند، دليل است كه دشمن او زاهد و صالح بود. اگر زرد بيند، دليل است دشمن او بيمارگونه بود. اگر مار را سرخ بيند، دليل است دشمن او معاشر است. اگر بيند كه ماران بسيار پيش او جمع شدند، دليل است خويشان دشمن او باشند. جابرمغربي گويد: اگر كسي بيند كه از سوراخ دهان يا بيني يا گوش يا ذكر يا مقعد او ماري بيرون آمد، دليل كه فرزند دشمن او است. اگر بيند كه مار را بگرفت و گزندي به وي نرسيد، دليل است كه بزرگي يابد و بر دشمن غالب شود و مقصودش حاصل شود. حضرت امام جعفر صادق فرمايد: ديدن مار درخواب ده وجه است. اول: دشمن پنهان. دوم: زندگاني. سوم: سلامتي. چهارم: پادشاهي. پنجم: سپه سالاري. ششم: دولت، هفتم: زن. هشتم: مراد. نهم: پسر. دهم: سيلاب.  



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:52 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

تاریخچه پرچم های ایران,پرچم های حکومت ها و سلسله های مختلف ایران باستان

  پیش گفتار

     از ابتدای تاریخ بشر برای خود تکه پارچه ای را بعنوان نشان قوم و ملیت برگزید،  و چه جنگها و خونریزها برای همین تکه پارچه که آنرا پرچم نامیده اند،  انجام دادند.  امروزه بدلیل گسترش دانش و خرد بشری،  پرچم آن جایگاه تاریخی خود را از دست داده،  و کمتر جنبه مقدس دارد.  با بینش و گسترش دید در آینده پیش رو،  علم و دانش و کلاً دانایی نویناست،  که برای هر ملت حرف اول را خواهد زد،  و در این صورت دیدگاه و خرد خیلی متفاوت خواهد بود.  ایران بزرگ بدلیل وسعت و تمدن ویژه،  تاریخ پرچم مفصل و کمتر تحقیق شده ای دارد،  در اینجا بخشی را بازگو می کنم،  و در فرصتها و با تحقیق های جدید ادامه می دهم.

   توجه:  در این صفحه فقط درباره تاریخ تعدادی از پرچم های تاریخ ایران را نوشته ام، بزودی و با تحقیق و تحلیل جدید،  و بدست آوردن واقعیت های تاریخی،  ادامه را می نویسم. در تاریخ ایران بیش از ۵۰ سلسله، حکومت، شاهنشاهی، پادشاهی، سان، ولایت، ایالت، مستقل و نیمه مستقل داشته ایم،  که هر کدام درفش و پرچم داشتند.

   عکس رنگ های درفش کیانیان،  رنگ های واقعی پرچم ایران کهن در هزاره اول و دوم آریایی میترایی بودند،  که با تحقیق های شخصی از مراسم بازمانده امروزی بدست آوردم، عکس شماره ۲۷۵۰٫  رنگ های آبی و زرد و قرمز،  رنگ های اصلی در طبیعت هستند،  از این رنگها می توان همه رنگها را بوجود آورد،  ولی نمی توان از بقیه رنگها این سه رنگ را پدید آورد.

کلیک کنید:  دانلود کامل تاریخ پرچم در ایران با عکسها  (PDF 350 کیلو بایت)

درفش  کاویانی

      نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران بزرگ به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می ‌گردد.  در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند،  پیش ‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند،  سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید،  و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.  فریدون پس از آنکه فرمان داد،  تا پاره چرم پیش‌ بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند،  و در و گوهر به آن افزودند،  و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد،  نخستین رنگ‌ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود،  بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد،  ازشاهنامه فردوسی.  درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده به استناد تاریخ در زمان شاهنشاهیساسانیان و سلسله هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌ گفتند.  درفش کاویان از پوست پلنگ درست می شد،  به درازای دوازده ارش،  که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول داشت.  درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد،  هر پادشاهی که به قدرت می‌ رسید، تعدادی جواهر بر آن می ‌افزود.

  عکس مراسم بر افراشتن درفش کاویانی،  در مزار شریف افغانستان امروزی،  عکس شماره ۴۱۱۸٫  رنگ های این پرچم آبی و زرد و قرمز و بنفش است.

   افراشتن درفش کاویانی

      شهر بلخ تاریخی در جنوب رود آمودریا (جیحون) قرار داشته است،  شهر بلخ امروزی هم در همانجا می باشد،  و مقداری از خرابه های بلخ تاریخی در نزدیکی شهر امروزی بلخ دیده می شود.  زلزله قرن ۱۱ م،  شهر تاریخی بلخ را ویران نمود،  زلزله اتفاق طبیعی است،  که در تاریخ ایران بزرگ بسیار پیش آمده و حتی باعث تغییرات سیاسی و اجتماعی گردیده است.  پس از زلزله باقی مانده مردم به شهر نو بهار (مزار شریف) در نیم منزلی بلخ رفتند،  در آنجا مزاری و زیارتگاهی باستانی قرار داشت.  در دروغ های تاریخی نوشته اند،  که بلخ به دست مغول نابود شد،  که دروغ بزرگ است،  زیرا در آن زمان مردم حوزه شمالی ایران شرقی در مسلک هایی بودند،  که یکی از آنها مانی و مانوی و دیگری مغی یا مغولی بود.  در کتاب هایی که از میان مسلک های مختلف آن زمان باقی مانده است،  در تمجید از مغولی بسیار نوشته اند،  و پیروان زیادی داشته است.

      بلخ تاریخی ادامه همان بلخ بامیان زمان هخامنشیان است،  که در جنوب دریاچه اورومیه قرار داشت،  برای اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.  بلخ بزرگترین مرکز علمی و فلسفی و مذهبی در تاریخ ایران بود،  حتی مانی آنجا را پایگاه خود قرار داد،  و باعث آمادگی ذهنی مردم منطقه در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی برای اسلام آوردن گردید.  چند هزار سال است،  یکی از بزرگترین، شکوهمند ترین، زیبا ترین و مردمی ‌ترینِ جشن‌ نوروزی ایران بزرگ،  در شهر بلخ پایتخت باستانی ایران شرقی برگزار می شود.  میان دشت شادیان،  دشتی آکنده از گل ‌های سرخ لاله،  کنار بنای فرخنده باستانی مزارشریف ایرانیان،  درفش سه رنگ کاویانی افراشته می شود.  برای این سال گشت مهم ایرانی،  انبوهی از مردمان از دور دست‌ها گرد می آیند،  کودکان شادی می کنند،  دختران با چهره زیبای ایرانی سرود می خوانند،  مادران و پدران دعا می کنند،  و آرزوی سالی خوش برای فرزندان ایران زمین دارند.  

       افراشتن درفش کاویانی در بلخ باستانی یا مزارشریف پیشینه ‌ای چند هزار ساله دارد،  در اوستا بلخ با پاژ نام سریرام اردوو درفشام همراه است،  به معنای بلخ زیبا با درفش‌ های برافراخته،   در ادبیات پهلوی و در شاهنامه فردوسی به گونه بلخ بامی یا بلخ درخشان گفته شده است.  درفش‌ های برافراخته به پایتختی و مرکزیت بلخ اشاره می ‌کند،  جایگاهی که سرداران و نمایندگان سرزمین ‌های ایرانی درفش‌ های خود را در کنار یکدیگر و در پیرامون درفش کاویانی،  در انجمن‌ گاه نوبهار و در آغاز هر بهار بر می ‌افراخته ‌اند.  در فلسفه این کار یگانگی و یکرنگی و همبستگی همه مردمان سرزمین‌ های ایرانی را پیمان می ‌گذاردند،  و یاد آوری می ‌کردند که ملت ایران در مقابل دشمنان یکدل و یک سپاه می باشند.   درفشی که امروزه در مزارشریف افراشته می ‌شود،  در واقع همان درفش کاویانی ایران است،  در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده،  که درفش کاویانی با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش (آبی)، آذین می گردید،  درفش مزار شریف نیز با پارچه های آبی و زرد و قرمز و بنفش می باشد.

* فرو هِشت ازو سرخ و زرد و بنفش <><> همی خواندش کاویانی درفش *

* به پیش اندرون کاویانی درفش <><> جهان زو شده زرد و سرخ و بنفش *

   امروزه این مراسم در افغانستان میلَـه گل سرخ یا جشن گل سرخ،  یا مراسم ژنده بالا نام دارد،  در آغاز بهار،  دشت‌ شادیان کنار نهر های بلخ ‌رود و دریاچه باستانی بلخ پر از گل ‌های سرخ لاله است.  گل‌ هایی که تمامی بهار دشت را قرمز خوش رنگ می کنند،  در ایران آن گل سرخ را لاله وحشی یا شقایق می گویند.  با توجه به جزئیات این گل،  گلبرگ‌ها به رنگ سرخ،  انتهای گلبرگ‌ها به رنگ بنفش و پرچم‌ها به رنگ زرد است، که نشان می دهد رنگ‌های این گل با رنگ‌های درفش کاویانی همانند می باشد.  همچنین ده‌ها میانه گل به دور ساقه بلند مرکزی آن گرد آمده‌اند،  همانند گرد آمدن درفش های نمایندگان ایرانی بر پیرامون درفش کاویانی.  سوم اینکه گل سرخ لاله یا شقایق،  تنها بصورت خودرو و در دشت ‌های آزاد می ‌روید و شکوفان می ‌شود،  و هیچگاه نمی ‌توان آنرا در اسارت نگهداری کرد،  چرا که بلافاصله پس از چیده‌ شدن و حتی در بهترین شرایط نگهداری، به سرعت ‌پژمرد و از بین می‌رود.  به این سبب این گل نشان و نماد آزادگی است،  و درفش کاویانی نیز نشان و نماد آزادگی خوانده می‌شود.

    اهمیت نیایش گاه نوبهار در فرهنگ ایرانی تا بدان پایه بوده،  که شاهنامه فردوسی آنرا قبله‌ گاه ایرانیان گزارش کرده است.  البته این غیر از نیایش ایرانی ها در تخت جمشید است،  که در داستان های تاریخی ایران نوشته ام،  باید جوانان عزیز ایران بزرگ از هر ملت،  فارس و افغان، ترک و کرد، بلوچ و عرب،  و غیره و همه و همه در باره مراسم تاریخی سرزمین خود بدور از دروغ های تاریخی بنویسند.

* به بلخ گزین شد برآن نوبهار <><> که یزدان پرستان برآن روزگار *

* مر آن خانه داشتندی چنان <><>  که مر مکه را تازیان این زمان *

      امروزه جشن نوروزی میلَـه گل سرخ و در ساعت هشت بامداد نوروز که نخستین روز برج حَمَل است،  برگزار می شود.  مردم شهر و همچنین بسیاری از شهرها و کشور های دور و نزدیک و از تمام قاره کهن به ویژه ایران بزرگ و هندوستان و پاکستان، در خواجه خیرانقدیم یا مزارشریف،  پیرامون جایگاه برافراشتن درفش کاویانی گرد می‌آیند.  با رقص های سنتی و پهلوانی،  سرود و شادمانی و پایکوبی و دست‌افشانی جشن آغاز می گردد. در میان این شور و غوغا، درفش کاویانی به اهتزاز در می‌آید.  درفش کاویانی تا چهل شبانه روز بر فراز بلخ زرتشت و مانی،  زیر آسمان سرزمین ‌های ایرانی تبار و در وسط خراسان بزرگ در اهتزار می ماند.  در این چهل روز هر کس کوشش می‌ کند تا با اندکی تکان دادن و بوسیدن آن، به نیایش برای میهن بپردازد.

* ای وطن آزاد و شاد و خرم زیباستی <><> عشق پاکت در دل هر کس دو بالا می‌شود *

      در این جشن نوروزی دسته ‌هایی از همه ایران شرقی ساز و سرود می نوازند،  بازیها و ورزشی های محلی همچون کشتی، بز کِشی، اسب دوانی، نیزه ‌پرانی، چوب ‌بازی، توپ‌ بازی، چوگان ‌بازی، شمشیر بازی، سنگ ‌پرانی، مسابقه انتخاب بهترین حیوانات و بسیاری بازی ‌های دیگر برگزار می ‌شود.  در این وقت کوچه‌ های مزارشریف مملو از دست‌ ساز ‌های هنرمندانی است،  که در طول زمستان بهترین آثار خود را برای فروش خوب آماده کرده اند.  همچنین انواع شیرینی ها و خوراکی ها را می فروشند،  مردمان بسیاری که از همه جا آمده اند،  بیشتر در چادر های مسافرتی خودشان اقامت دارند،  که در میان گلستان های طبیعی بر پا کرده اند.  این چهل روز شهر آکنده از لاله ‌ها و چراغانی است،  ترانه مشهور ملا ممد جان از هر کوی و برزن شنیده می ‌شود،  ملا ممد جان، محبوب ‌ترین و دوست ‌داشتنی‌ ترین ترانه نوروزی برای مردم است.  همچنین سرود میله نوروز از سرود های زیبای دیگریست که جوانان با جامه ‌های زر دوز و سلسله ‌دوز بطور دسته‌ جمعی می ‌سرایند.

      یکی از شعر های کوتاهی که مردم می خواندند،  متن کوتاه زیر است،  که حکایت از بازگشت مانوی هایی می باشد،  که در زمان ساسانیان به ترکستان پناهنده شده بودند.  این مانویان در دوره های اولیه اسلام دارای مکتب جدیدی شده بودند،  و رهبران دینی آنها سیاه می پوشیدند و پارچه سیاه نماد آنها بود.  همین ها بودند که مغستانی های دور جدید بوده و مغی یا مغولی گفته می شدند،  و در ایران شرقی پیروان بسیاری پیدا کردند،  برای اطلاع بیشتر به دروغ حمله مغول مراجعه شود.

* از ختلان آمدی <> با روی سیاه آمدی * * آواره باز آمدی <> خشک و نزار آمدی *

عکس پرچم ها و درفش های دوران سلسله هخامنشیان،  عکس شماره ۲۷۶۵ .

عکس پرچم و درفش های دوران حکومت اشکانیان و شاهنشاهی ساسانیان،  عکس شماره ۲۷۶۷ .

   پرچم ایران در دوران گذار ابتدای اسلام

    ایرانیان در دوره انقلاب انسانی گذر به اسلام،  مدت ۲۰۰ سال از نمادها و پرچم های مختلف استفاده می کردند،  بزودی از آنها می نویسم.  ولی دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین،  ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین،  دارای پرچم خاص بودند.  ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت،  و بابک سرخ‌ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه ‌جامگان و سرخ‌ جامگان می ‌خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویر پردازی و نگار گری را حرام می ‌دانستند، تا سال ‌های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران، بر روی درفش‌ها تصویر نمی‌شد.

   پرسش از عموم:  آیا می توانید فلسفه این ۲۰۰ سال را پیدا و بیان کنید؟.

   عکس دو پرچم:  پرچم سرخ جامگان،  رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین،  و پرچم سیاه جامگان، رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی،  عکس شماره ۲۷۷۱٫

     عکس نشان شیر و خورشید متعلق به ۲۴۰۰ سال پیش،  سمت راست ایزدبانو آناهیتا، ایستاده بر روی یک شیر به همراه خورشید،  که نماد میترا ایزد مهر میباشد.  سمت چپ اردشیر،  پادشاه هخامنشی در حال نیایش به درگاه آناهیتا و طلب کمک و یاری از وی.  این نگاره در یکی از موزه های اروپا نگهداری میشود.

   نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

      در سال ۳۵۵ خورشیدی (۹۷۶ میلادی) غزنویان، با شکست دادن سامانیان،  زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد،  نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود،  زردوزی کنند.  سپس در سال ۴۱۰خورشیدی (۱۰۳۱ میلادی) سلطان مسعود غزنوی،  به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد،   نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود،  و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛  تا انقلاب اسلامی در سال (۱۹۷۹ میلادی).

عکس پرچم های تیموریان، سلجوقیان، غزنویان،  عکس شماره ۲۷۷۳ .

   افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

      در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌ هایی زده شد، که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد.  در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد:  یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده،  و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است،  به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود.  نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت،  و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند،  خورشید بر روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

   عکس کاشی با نقش شیر و خورشید،  ٦٦٥ هجری،  ١٢٦٧ میلادی،  ٢٠x٢٠ سانتیمتر، موزه لوور،  عکس شماره ۲۹۱۵٫

   پرچم در دوران صفویان

      در میان شاهان حکومت صفویان،  که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند،  تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند.  پرچم شاه اسماعیل یک‌ سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت.  شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید،  تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند.  پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود،  و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند.  البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر،  در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده.  در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن،  به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی، استفاده او بیرق‌های نوک تیز و باریک، که بر روی آن آیه‌ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده‌است.  به نظر می‌آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

عکس پرچم های دوران صفویه،  عکس شماره ۲۷۷۵ .

   پرچم در عهد نادرشاه افشار

      نادر مردی خود ساخته بود،  و توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند.  سپاه او از سوی جنوب تا دهلی پایتخت کشور هندوستان،  از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد، و از شرق تا مرز کشور چین پیش روی کرد.  در همین دوره بود که تغییراتی در پرچم ملی و نظامی ایران به ‌وجود آمد،  درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می‌شد،  و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت،  اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ،  با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود،  و در درون دایره خورشید نوشته بود: «المک الله».  سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی پادشاه هند کشیده شده ‌است،  بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند،  که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده‌ است.  شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است،  و درون دایره خورشید آن باز هم «المک الله» آمده ‌است.  بر این اساس می‌توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر،  مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است.  زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌ های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

عکس پرچم های دوران های افشاریه و زندیه،  عکس شماره ۲۷۷۷٫

   دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

      دوران آغا محمد خان قاجار،  سر سلسله قاجار، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد،  یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه،  به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغا محمد خان به دلیل دشمنی که با نادر داشت،  سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت،  و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد.  دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود،  که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت،  با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود.  در عهد فتحعلی شاه قاجار،  ایران دارای پرچمی دوگانه شد،  یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته،  و خورشید بر پشت که پرتو های آن سراسر آن را پوشانده بود.  نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت، در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود.  در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد.  در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده،  پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر،  پیشاپیش سفیر در حرکت است.  سالها بعد امیرکبیر از این ویژگی پرچم ‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت.  برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه)،  تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد،  در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می ‌رفته ‌است،  که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی، و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی، و دومی درفش ملی و نظامی بود.

عکس پرچم های دوران پادشاهی قاجاریه،  عکس شماره ۲۷۷۹٫

   امیرکبیر و پرچم ایران

       میرزا تقی خان امیرکبیر،  بزرگمرد تاریخ ایران دلبستگی ویژه‌ای به نادر شاه داشت و به همین سبب بود، که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌ کرد شرح زندگی نادر را بخواند.  امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت،  اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه)،  و سراسر زمینه پرچم سفید،  با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر،  در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ، به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود،  و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود،  بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

   انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

       پرچم شیر و خورشید ایران با تاج شاهنشاهی ایران، با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران، و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس،  نمایندگان مردم در مجلس‌ های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می‌پردازند.  در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود:  «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»،  کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده‌اند.  زیرا اشاره‌ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها،  افقی یا عمودی بودن آنها،  و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود.  همچنین درباره وجود یا نبود، شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود.  به نظر می‌رسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده،  که استفاده از تصویر را حرام می ‌دانستند.  نمایندگان نو اندیش در توجیه رنگ های به کار رفته در پرچم به استدلال دینی متوسل شدند،  بدین ترتیب که می‌ گفتند رنگ سبز،  رنگ دلخواه پیامبر اسلام (ع) و رنگ دین است،  بنابراین پیشنهاد می ‌شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد.  در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد، که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است،  اقلیت دینی که هزاران سال در ایران،  به صلح و صفا زندگی کرده‌اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.  در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد.  وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند، و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند، و موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت، در مرداد (سال ۱۲۸۵ هجری شمسی ۱۹۰۶ میلادی)،  به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر).  از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند، و اسدالله از القاب حضرت علی (ع) است،  بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان.  در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید، و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است،  پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند، که این شیر و خورشید هم نشانه علی (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد،  یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان،  و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول (ع) بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم.  بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی، در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد.  در سال ۱۳۳۶ منوچهر اقبال نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه‌ های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش ‌نامه‌ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد.  بخش‌نامه دیگری در سال ۱۳۳۷ در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد، طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.

 

 



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:48 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

علم اسامی شناسی مکان ها در علوم باستان شناسی و دفینه گذاری ها

دوستان و محققین عزیز همانطوری که مستحضرید هر نشانه و هر علامت برای خودش یک مفهوم خاصی دارد و نوع دفینه و عمق و حتی تمدن را ما می توانیم نسبت به نوع نشانه بفهمیم  و آن را رمزگشایی نماییم.
در این میان اسامی مکانها از اولویت فوق العاده خاصی برخوردار بوده و چه در دفینه گذاری یا چه در علوم باستانی به ما میتواند کمک شایانی بکند وچه حال که افراد به راحتی از کنار آن رد می شوند و توجهی نمی کنند .خیلی مهم بوده که افراد زیاد در ایران فقط چشم به دستگاه های فلزیاب و فقط فقط تصویری دوخته اند و فکر میکنند که دستگاه معجزه میکنه بله !!! ما منکر دستگاه نیستیم ولی نه هر دستگاهی بلکه باید در کنار آن علم اپراتوری و علم اثار شناسی را محقق بلد باشد تا به هدف برسذ.بجز دستگاه به چیز دیگری اعتقاد و اعتنایی ندارد در همین جا به این افراد عرض میکنم که بهتر است از الان چشمانتا را باز کنید و با دیدی عاقلانه به این موضوع بنگرید چه بسا افراد زیادی بدون دستگاه و فقط از طریق علم مکان شناسی  و آثار به دفینه های بزرگ رسیده اند.طبق بررسی ها و تجاربی  که انجام  شده است این مکانها دارای اولویت بوده و بر طبق شواهد و قراینی نامگذاری شده است که در اینجا بنده تجارب خود را برایتان منتقل میکنم .امید که مفید باشد
در حالت کلی و عمومی اسامی که روی مکانها در نظر گرفته می شد چندین حالت میتواند داشته باشد که به شرح زیر است:
۱-در آن مکان در یک برهه زمانی خاص یک اتفاق  یک جنگ  یا یک رویداد و حادثه خاصی روی داده است مانند خونین چشمه که نشانگر این است که در زمانهای قدیم جنگ تاریخی در آن مکان به وقوع پیوسته است و طوری بود که خون های کشته شدگان مانند رودی جاری شده بود.
۲-بخاطر وجود بافت اقلیمی و طبیعتی متمایز و منحصر به فرد آنجا نامگذاری گردیده است مانند قزل داغ ( کوه طلا ) که بعلت داشتن سنگ ها و صخره ای بسیار زرد طلایی و زیبا نامگداری شده است و حال این تخته سنگهای زرد طلایی در سنگ سرامیک , سنگ سازی و صنایع و مصالح ساختمانی  برای نما و ….استفاده می شود.
۳-مورد سوم که آخرین مورد و جزو مهم ترین موارد است این است که اسم مکان دقیق با نوع دفینه پنهان شده در ان مکان ارتباط مستقیم داشته و ما می توانیم نسبت به اسامی مکانها نوع دفینه و حتی مکان تقریبی دفینه را پیدا کنیم. برای مثال دختر قلعه که در داخل ایران بالای ۶۰ نقطه چه در روستاها و چه در کوه ها و قلعه های سراسر ایران وجود دارد و این دختر قلعه به نسبت مردم و ساکنین آن مکان به اسامی دیگری تلفظ و گفته می شود همان دختر قلعه در زبان آذری به قیز قالا (قلعه) در زبان مازنی و گیلکی به کیجا قلعه , در زبان کردی به کیچ کنیشک  یا دور چغا و ….. معروف و مشهور است .پس نتیجه می گیریم که هر مکانی به نسبت گویش های محلی می تواند می تواند نوع نشانه را به ما نشان دهد و از این طریق کمک شایانی به ما داشته باشد.
 
۴-مورد چهارم که این مورد هم جزو موارد بسیار مهم است این بوده که اسامی مکانها به اسامی دیگری که قابل شناسایی نباشد تغییر پیدا کرده است و این اتفاق را ما اغلب در دوره بعد از اسلام برای حفظ مکانهای دفینه دار و مکانهای باستانی مهم مشاهده می کنیم.
برای مثال امامزاده هفت سردار یا امازاده دو دختر و یک مادر که در ظاهر امامزاده هستند ولی در باطن و بررسی موشکافانه مشخص می شود که این مکان دفینه دار بوده و قبر ۷ سردار یا قبر دو دختر شاهزاده و مادر ملکه می باشد که دارای بار هستند البته این نوع مکانها هم استثنایاتی دارند که در دوره اسلام ممکن است از نوادگان یا از اجداد ائمه معصوم (ع) باشند که ما منکر این قضیه نمی توانیم باشیم و شجره نامه منسوبه دارند ولی اکثرا مکان باستانی و تاریخی هستند.
برای مثال بیشتر در مورد اسامی مکانها می توانیم به متاری اشاره کنیم که هرکسی در دید اول ذهنش اصلا به دفینه نمی رسد ولی بعد از بررسی موشکافانه ین کلمه به کلمه ” متاع ری ” می رسیم که نشانه دهنده خراج و دفاین شهر ری بوده که در این مکان پنهان گشته است.
۵-مورد پنجم که موردی بوده که بنده در طی تحقیقات قبلی نیز متوجه این امر گشته ایم این بوده است که بعضی از مکانها بخاطر شکل ظاهری به آن اسم منسوب شده اند و در این حالت برای یافتن دفینه به توجه بیشتری نیازمندیم البته همه این مکانها دفینه ندارند مگر اینکه نسخه و سند داشته باشند مانند مکانی بود به اسم شمشیر بر که بعد از بررسی متوجه گشته ایم این مکان چون وسط دو دره مانند شمشیر برش داده شده بود و بسیار عالی کار شده بود و در آن مکان نشانه شمشیر روی سنگ و صخره ها بصورت کنده کاری شده وجود داشت که به دفینه اشاره می کرد یا مثل شتر گردن یا دوه بوینی ( در  زبان آذری ) که بعد از بررسی متوجه گشته ایم که چون سراشیبی تپه یا کوه به شکل و مانند گردن شتر بود به این اسم و این مکان مشهور شده است و نشانه شتر در ان مکان وجود داشت یا مانند هفت چشمه – سه تپه و…
 
در مورد اینکه این مکانها بعضی دارای دفینه هستند یا نیستند به بررسی بیشتری از ان منطقه نیاز دارید به ویژه اسامی چشمه های , درختان , دره , تپه , قلعه و… از آن مکان را باید بررسی کنید و بعد مثل قرار دادن قطعه های پازل در کنار هم به جواب دلخواه برسید.البته اگر نسخه داشته باشید مشکل حل است.

۶-مورد ششم هم دقیقا به وجود مکانی یا یک اتراق خاصی اشاره دارد مانند تخت جمشید که نشان دهنده وجود عمارت و آتشکده جمشید شاه در انجا است یا مانند نشیمن گاه تیمور که نشان دهنده آن است که تیمور در آنجا در طی لشکر کشی اقامتی چند روزه داشته و مهم است یا قدمگاه امام رضا که نشان دهنده این بوده که امامزاده در طی سفری که به خراسان داشت در طی سفرش از ان مکان گذر کرده اند .در این نوع مکانها هزینه مرمت یا هزینه خرج سپاه که اغلب چندین خمره است می تواند باشد.

 



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:43 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دعا و ذکرهای های موثر برای به دست آوردن پول و ثروت و افزایش رزق و روزی در زندگی 

افزایش رزق و روزی در کل به دوبخش اصلی وابسته است که یکی مربوط به رفتار و اعمل فرد است که قبلا گفتیم و دیگری دعاها و ذکرهایی است که در قران و احادیث امده است.

 افزایش رزق و روزی همانند بسیاری از مسائل دیگر در اسلام پاسخ و راهکارهایی دارد جامع و موثر که با تکیه و مداومت در انها نتیجه حاصل خواهد شد.

دعاها و اذکار بسیاری در قرآن و فرمایشات پیشوایان آورده شده است که بهترین ها برای افزایش رزق و روزی هستند و در این بخش لیستی از موثرترین دعاها برای افزایش ثروت و رزق و روزی زندگی و مغازه را برایتان خواهیم گفت.
ذکر افزایش رزق و روزی

 لا إلهَ إلاَّ اللهُ المَلِکُ الحَقُّ المُبینُ. [ ١٠٠ مرتبه]، بعد از نماز صبح.

 یَا رَازِق یَا فَتَّاحُ یَا وَهَّابُ یَا غَنِیُّ یَا مغنِی یَا بَاسِط ُ. [ ١٠ مرتبه]، بعد از نماز صبح.

 سُبْحَانَ اللهِ العَظیمِ وَبِحَمْدِهِ، أسْتَغفِرُ اللهَ وأُتوبُ إلیهِ وَأسْأَلُهُ مِنْ َفضْلِهِ. [ ١٠ مرتبه] بعد از نماز صبح.

 افزایش رزق و روزی
دعاهای افزایش رزق و روزی

۱- روایت ازحضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که در دو ماه پیاپى هر روز چهارصد مرتبه این دعا بخواند خدا علم بسیار یا مال بسیار او را کرامت فرماید این است دعا:

 اَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ

الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ بَدیعُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ مِنْ جَمیعِ ظُلْمى وَ جُرْمى

 وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ

۲- جهت تنگی روزی و رفع فقر ۴۰ روز روزی یکمرتبه سوره مبارکه مزمل را بخواند.

۳- توسل به حضرت جواد علیه السلام

شیخ عباس قمی « ره » می‎گوید : علماء اعلام روزها را دوازده ساعت تقسیم کرده‎اند و هر ساعتی را به امامی نسبت داده‎اند و ساعت نه هر روز ، متعلق به آقا امام جواد علیه السلام  است و توسل به آن حضرت در این ساعت برای وسعت رزق نافع است و شایسته است که در توسل به آن حضرت این دعا را بخواند :

  اَللَّهُمَّ إنّی اَسْئَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلامُ إّلا جُدْتَ بِهِ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ تَفَضَّلْتَ   بِهِ عَلَیَّ مِنْ وُسْعِکَ وَ وَسَّعْتَ بِهِ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ وَ اَغْنَیْتَنی عَمَّنْ سِواکَ وَ جَعَلْتَ حاجَتی إلَیْکَ وَ قَضائها عَلَیْکَ إنَّکَ لِما تَشاءُ قَدیرٌ

این دعا بعد از نمازهای واجب ، جهت اداء دین و رزق مجرّب است

 ۴- یکی از اصحاب می‎گوید : به آقا امام صادق علیه السلام گفتم به من چیزی تعلیم بفرمائید که با آن جلب روزی کنم  حضرت فرمودند : ناخنها را و شارب خود را کوتاه کُن و حتماً این کار را در روز جمعه انجام بده. « ثواب الاعمال ، ص ۵۹ »
 

۵- امام صادق علیه السلام می‎فرمایند : هر که روزی ۲۰۰ مرتبه این آیه را بخواند ، رزق و روزی او زیاد شود « اللهُ لَطیْفٌ بِعِبادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزیْز »« سورة شوری ، آیة ۱۹ » خداوند متعال به بندگان لطف و محبت بسیار دارد و هر که را بخواهد روزی می‎دهد و او بر هر چیز توانای مطلق و مقتدر و غالب است .

۶- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : خواندن سورة واقعه بعد از نماز عشاء موجب مکنت و ثروت می‎شود و نماز شب نیز باعث زیاد شدن رزق و روزی انسان می‎شود. « نشان از بی‎نشانها »
 
دعای افزایش رزق و روزی مغازه

هر شخص کاسب یا تاجر این آیات را در روز پنج شنبه اول ماه با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و آن را  در منزل خود یا دکان خود نگاه دارد رزق و روزی او و کاسبیش بسیار شود و برکت در اموال و کاسبی او به ظهور رسد.

دعای افزایش رزق و روزی

 

 آیات ۲۸ و ۲۹ سوره حدید جهت افزایش رزق و روزی:

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَیَجْعَل لَّکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

لِئَلَّا یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَلَّا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ

 

مرحوم کشمیری فرمود روزی از استادم مرحوم قاضی کیمیا خواستم گفت فردا بیا روز بعد که پیش او رفتم گفت این ذکر  را زیاد بگو ” اللّهُمَ  اَغنِنِی بِحلالِکَ عَن حَرامِک و بِفَضِلکَ عَمَّن سِواک ” که خود کیمیاست. از حضرت  استاد بهجت نقل شده در آغاز وپایان ذکر ،صلوات بفرستدمثلاًاگر میخواهد۱۱۰مرتبه بگوید،ابتدا صلوات بفرستد بعد۱۱۰ بار بگوید ذکر را وباز صلوات بفرستد .

 جهت وسعت رزق ومعیشت از شب شنبه ، هر شب سه بار سوره مبارکه واقعه را بخواند وشب جمعه ۸مرتبه بخواند واین عمل را پنج هفته بجای آورد وقبل از هر بار خواندن سوره این دعا را بخواند:

 اَللَّهُمَّ ارْزُقنا رِزْقاً حَلاَلاً طَیِّباً مِنْ غَیْرِ کَدٍّ اِسْتَجِب ْ دَعْوَتَنَا مِنْ غَیْرِ رَدٍّ وَ اَعُوذُ مِنَ الْفَضِیحَتِین الفَقرا وَالدِّینِ وَاِدْفَعْ عَنِّی هَذَیْنِ بِحَقِّ الامَامِیْن الحسن وِالحُسَین بِرَحْمَتِکَ یاارحم الراحمین .



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:34 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران