علائم و نشانه های انسانی که چشم خورده و یا جن زده شده (توسط جن تسخیر روح شده)

کسانی که در رقیه شرعی تخصص دارند معتقدند که انسان جن زده یا چشم خورده ممکن است علائمی بروز دهد که البته این عوامل ظنی هستند و در حالتهای گوناگون مختلف بوده و گاهی زیاد و گاهی کم می شوند.

از جمله نشانه های جن زدگی عبارتند از :

۱- دوری و نفرت شدید از شنیدن اذان و یا قرآن.

۲- بیهوشی یا تشنج یا صرع و یا افتادن زمانی که بر او قرائت قرآن خوانده شود.

۳- زیاد دیدن خوابهای پریشان و ترسناک.

۴- تنهایی و گوشه گیری و انجام کارهای عجیب و غریب.

۵- گاهی در وقت قرائت بر وی شیطان بر زبان او سخن می گوید.

و اما نشانه های چشم خوردن؛ شیخ عبد العزیز سدحان در کتاب «قواعد الرقیه الشرعیه» چنین می گوید: « هرگاه علایم زیر در بیمار مشاهده شد در اثر چشم زخم بوده است: سفعه (یا همان زردی چهره) و رنگ پریدگی به همراه کسالت و سستی، احساس درد در سطح پائین‌تر از پشت و یا بالاتر از کتف، سردرد مداوم به همراه درد در اطراف سر و تعریق و ادرار زیاد یا سوزش معده، بی‌خوابی در شب، احساسات غیرطبیعی مانند عصبانیت شدید و زودهنگام و یا گریه بدون دلیل مشخص و تنگی عروق قلب. بیشتر مردم نیز به آن مبتلا می‌باشند..

البته این امراض اگر به صورت سطحی و عارضی باشد، کسی نیست که دچار آن نشود، اما اگر زجرآور باشد و ماندگار، اثرات عمیقی بر فرد می‌گذارد که همان مرض و آسیب است».

و در کتاب “الرقیه الشرعیه” (ص/۱۰) چنین آورده است: « نشانه‌های چشم خوردن بیمار عبارتند از: سردرد، زردی صورت، عرق زیاد، بول بسیار، آروغ دادن و خمیازه کشیدن بیش از حد طبیعی، عصبانیت و خشمگینی شدید، احساس ناراحتی و تنگی در سینه، احساس درد در بین دو شانه و یا در قسمت پایین کمر و بی‌خوابی شبانه. بر حسب قدرت چشم زدن و کثرت چشم‌زننده‌ها تعداد این علایم و نشانه‌ها، کم و زیاد می‌شود همچنانکه گاهی در بیماری جسمی و یا روحی دیگری نیز این علایم دیده می‌شود».



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:31 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

چگونه بفهمیم کسی طلسم شده و نحوه باطل کردن طلسم.

فهمیدنش هم سخت است هم آسان این بستگی زیادی به خود شما دارد. یعنی چه؟ یعنی اینکه شما خودتان را چقدر میشناسید.

یعنی اینکه شما بعد از یک اتفاق در زندگی آرام آرام متوجه یکسری تغییرات در زندگی خود میشوید. برای مثال جریان یک خواستگاری

بهم میخورد و بعد از آن اغلب خواستگاریها با مشکلات بسیار پیش پا افتاده بهم میخورد. یا اینکه شما علاقه زیادی به ازدواج دارید و هر

لحظه از خدا میخواهید که این اتفاق رخ دهد ولی وقتی موقع خواستگاری میشود طرف مقابل به چشم شما بسیار زشت و یا اینکه این

ذهنیت در شما پرورانده میشود که او لیاقت با شما بودن را ندارد.
از دیگر نشانه ها میشود گفت شما همیشه احساس میکنید که کسی با شما هست و تمام مدت شما را تحت نظر دارد (در بعضی

شرایط)
شما در همه کارها بسیار موفق هستید ولی در یک کار بخصوص نه!
شما شبها احساس اضطراب الکی دارید!
شبها کابوس میبینید!
موقع خواب احساس میکنید کسی روی شما افتاده!
و هزاران نشانه دیگر که آنها میتواند، دقت کنید میتواند نشانه ای از سحر و جادو برای شما باشد. البته آن نشانه ها میتواند برای مسایل

دیگری هم باشد.
بر اساس تحقیقات انجام شده اغلب طلسمها وقتی برای شما نوشته میشود که کسی از شما دلخوری خاصی بصورت مستقیم یا غیر

مستقیم پیدا میکند. معمولا این افراد آدمهایی هستند که از نظر قدرت مقابله با حقایق آدمهای ضعیفی هستند و چون نمیتوانند در مقابل

شما و یا رفتارهای شما عکس العمل مناسبی انجام دهند و در مقابل شما احساس حقارت میکنند برای گرفتن انتقام به دعا نویسی و

طلسم مبادرت میکنند. جایگاه این افراد در جهنم است. چه در این دنیا و چه در آخرت.
طلسمها بصورتهای مختلف نوشته میشود ولی چندتای آنها رایجتر هستند.
۱- دفن کردن یکی از لباسهای شما (هر چه لباس زیر تر باشد اثرش بیشتر است)
در این گونه طلسمها بر روی لباس مفعول دعای مورد نظر خوانده شده و در جایی دفن میگردد. معمولا این نوع دعاها زمان دارند و پس از

طی زمان گفته شده خود بخود باطل میشوند. اگر بهر دلیلی این لباس دفن شده از زیر خاک بیرون بیاید سحر باطل خواهد شد. برای

همین بعضی از باطل کنندگان سحر میگویند که باید آنرا پیدا کرده و از زیر خاک بیرون بکشید.
۲- دفن کردن جزء مرده ای بدن شما که معمولا یا ناخن است و یا موی شما. آن هم مانند طلسم با لباس میباشد.
۳- خوراندن دعا با استفاده از یک چیز شیرین.
در بعضی مواقع دعا نویس ها مبادرت به دعا خوانی بر روی خوردنی شیرین مانند حلوا، شعله زرد و چیزهایی به شکلهای گفته شده

مبادرت میکنند فرد آن را خورده و طلسم میشود. برا باطل کردن آن باید آن دعا از جسم و تک تک سلولهای فرد جدا شود.
۴- مامور کردن یک جن برای ایفای یک وظیفه
در این نوع طلسم فرد دعانویس یک جن را مامور میکند که برای مدتی مشخص برای انجام ماموریت گفته شده همراه شما شده و نگذارد

که تصمیم یا عمل شما محقق گردد. باطل کردن این طلسم ساده تر است چون خود جن اسیر است و میخواهد خود آزاد باشد و شما اگر

بتوانید نیروهای مثبت زیادی در خود جمع کنید بطوریکه جن نتواند در کنار شما دوام پیدا کند یا میمیرد و یا فرار میکند.
حالتهای دیگری نیز است که جایز به گفتن آن در اینجا نیست.
قابل ذکر همگان که مطالب بالا بصورت ساده نوشته شده تا همگان بتوانند مفهوم آنرا درک کنند.

 

 



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:27 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
اگر فردی دعای قرآنی ذیل را بنویسد و با خود نگاه  دارد از کلیه طلسمات و جادو و سحر در امان خواهد بود و اگر کسی را مورد سحر و طلسم و جادو قرار داده باشند، باید که این دعا را با زعفران و گلاب نوشته و سپس در آب حل کرده و بیاشامد و همچنین بر سر بریزد وسپس یکی دیگر را نوشته و در نزد خود نگاه دارد. با عنایت باریتعالی سحر و جادو برطرف خواهد گردید. توجه شود که این دعا همچنین برای گشایش بخت و کارگشائی نیز مفید فایده است.

بسم الله الرحمن الرحیم خَتَمَ الله عَلی قُلوُبِهِم وَ عَلی سَمعِهِم وَ عَلی اَبصارِهِم غِشاوَةٌ وَ لَهُم عَذابٌ عَظیم وَ مِن النّاس مَن یَقول امَنّا بِالله وَ بِالاخِرَةِ وَ ما هُم بِموُمِنین یُخادَعون الله وَالّذینَ امَنو وَ ما یَخدَعون اِلاّ اَنفُسَهُم وَ ما یَشعَروُن فی قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ الله مَرَضاً وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُران ما هُوَ شَفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلموُمِنین یا ارحَمَ الرّاحِمین قالَ موسی ما جِئتُم بِه السِّحر اِنَّ اللهَ لا یُصلِح عَمَلَ المُفسِدین فَسَیَکفیکََهُمُ الله وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیم لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ باللهِ العَلیِّ العَظیم اِنّا لُلّه وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعوُن وَ اُفَوِّضُ اَمری اِلی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ باِلعِباد یا اَرحَم الرّاحِمین.

توجه شود:

*قواعد عمومی نگاشتن دعا مثل طهارت و با وضو بودن و شرایط مکانی و زمانی را رعایت فرمائید.

*در زمان نگاشتن دعای قرآنی فوق حتما رو به قبله باشید.

* سوره های فلق و ناس را هر روز تلاوت نمایید. صبح و شب.

* به وقت خواب معوذتین (همان سوره های فلق و ناس را بخوانید).

* معوذتین را در کاغذ بدون خط بنویسید و همیشه همراه خود داشته باشید.

* پایان هر نماز آیه الکرسی را حداقل یکبار تلاوت نمایید. آیه اول آنرا بخوانید تا و هو العلی العظیم.

* در هنگام اذان یا اندکی قبل یا پس از آن که درهای استجابت دعا  گشوده است جهت برآورده شدن حاجت خود از جانب خداوند متعال دعا و طلب حاجت کنید. شک نکنید.

بسیار مجرب است. مستجاب است انشاء الله تعالی .

التماس دعا



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:23 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

انرژی های کائنات و ماورای طبیعت و قدرت شفابخش این انرژی های طبیعی در جسم و ذهن انسان

 

شفا فوری اتفاق می افتد هر گاه بگذارید اتفاق بیفتد.

بیماری حاصل انسدادی است که به طور ناخودآگاه در مسیر فرایندهای خود و در مسیر انرژی های کائنات ایجاد می کنید .

هر گاه با انرژی کائنات مرتبط باشید ، به طور غریزی خواهید فهمید که چگونه با آن هماهنگ شده و از ناخوشی و بیماری به دور باشید، هرگاه با مراقبت و محافظت و نگرانی بی مورد مانع در روند یکی شدن با کائنات تغییر ایجاد کنید ، ناگریز ارتباط خود را با این منبع انرژی شفابخش قطع می کنید ، که سبب نابسامانی های جسمی و ذهنی در زندگی شما شده ،‌و نیز موانعی را بر سر راه روابط و هدفهای شما ایجاد می کند.

 

از زمانهای قدیم ، در ما نگران تمامی تمدن ها ،‌ سطح نیرومند انرژی را که در دسترس ما می باشد ، شناخته و چگونگی گرفتن و استفاده از آنها را از طریق راهکارهای گوناگون شفا آموخته اند . امروزه ما باز هم شاهد ضرورت درمان انرژی یابی در طب می باشیم از طب سوزنی گرفته تا ریکی درمانی ، مردم در انتظار راهکارهایی جدید هستند تا از طریق آنها بتوانند به شفای خویشتن نایل گردند .

 

انرژی چیست ؟ همه چیز زندگی انرژی است افکار شما ، عواطف شما ، بدن شما ،‌ روابط شما و تمامی محیط های درونی و بیرونی شما . زندگی خود ریشه در نیروی خلاق کائنات دارد که از انرژی های موجود تشکیل شده است . انرژی را اساسا می توان به این گونه موضوعات طبقه بندی کرد : انرژی پنهانی ، انرژی عالم کبیر و انرژی عالم صغیر . اولین آنها انرژی پنهانی است.‌ تفاوت بین بدن زنده و مرده، در بودن حوزه انرژی پنهانی است که بدن زنده را احاطه کرده است . مهم ترین قسمت انرژی پنهانی آن است که از خود بدن فیزیکی ساطع می گردد و با الگوئی دایره وار یا موجی شکل حرکت کرده و طپش بیرونی و درونی دارد . هفت نمود دیگر از انرژی پنهانی را می تون ارائه داد:

 . ۱ نصف النهارهای مربوط به نقاط طب سوزنی

 

 ۲٫ بدن الکتریکی الکترومغناطیسی (محل استقرار چاکراها )

 

 ۳٫ بدن ستاره ای / عاطفی

 

 ۴٫ بدن ذهنی ( محل آگاهی مجرد و تفکر عینی ، قلمرو و شکل ها )

 

 ۵٫ بدن فرعی (محل استقرار روح )

 

 ۶٫ سه سطح چاکراها که بر بدن های اتریک ستاره ای و ذهنی تاثیر می گذارند .

 

 ۷٫ ارتباط بین بدن فرعی و انرژی های معنوی بالاتر .

 

 دومین مقوله عبارت از انرژی بدن بزرگتر می باشد که از کائنات ساطع می گردد . این انرژی ها برای شما این امکان را فراهم می سازند که به سطحی از خلاقیت دست پیدا کنید که نمی دانستید آنرا دارا هستید ، و هر گاه به گونه ای صحیح با آنها مرتبط باشید به شما احساس نیرومندی می دهد . حوزه انرژی بدن بزرگتر دارای پنج سطح می باشد که عبارتند از :

 ۱٫ انرژی جهانی (انرژی هاله زمین )

 

 ۲٫ انرژی کیهانی (انرژی که در خارج از حوزه هاله زمین قرار دارد )

 

 ۳٫ انرژی خلاق (انرژی ماوراء کیهانی و کیهانی که برای ما پاسخ و راه حل فراهم میسازد )

 

 ۴٫ انرژی خلاق ) انرژی منبع آفرینش که باعث می شود ، احساس آزادی و امنیت کنیم ،‌ به معنا و هدف زندگی ما وضوح و روشنایی می بخشد .)

 

 ۵٫ انرژی هوش خلاق (حاصل ترکیب انرژی خالق و انرژی فکر خلاق می باشد )

 

این انرژی ها بدون اینکه تلاش آگاهانه ای از آنها داشته باشیم جاری میگردند . ما از طریق افکار ، اعتقادات ،‌ عواطف و اعمال خود ،‌ موانعی را در مسیر آنها ایجاد میکنیم؛ این موانع را بایستی ریشه یابی و برطرف نماییم تا انرژی های مفید و برتر بتوانند ظهور یابند

 

 و بالاخره انرژی های بدن کوچک تر نیز وجود دارند ،‌ سطوح فرعی انرژی که حوزه انرژی یابی بدن فیزیکی را تقویت می کنند ، این سطوح شامل سطوح سلولی ، مولکولی ، اتمی ، جزء‌ اتمی و حوزه هسته ای کوانتومی می باشد . هر سلول و نیز اتم ها و هسته اتم های آن با منابع انرژیائی دیگری مرتبط هستند که از تمامی سطوح هستی دور بدن شما میگردند . درمانگران انرژیائی امروزی میدانند که جهت به ثمر رساندن شفای کامل ،‌ خاطرات و اعتقادات سببی بایستی در تمام سطوح آگاهی آزاد گردد ، از سطح خالق به سطح سلولی ، و پایین تر تا حد واقعیت کوانتومی . چگونگی کار با انرژی در نتیجه ارتباط شما با منابع بیرونی انرژی به درون شما جاری می گردد . این انرژی ها از طریق چاکراها که در امتداد محور میانی بدن اتریک جای دارند ، وارد بدن می شوند. هنگامی که وارد بدن می شوند از نصف النهارها یا کانالهای انرژی عبور کرده ، حوزه انرژی باقی یا هاله شما را تشکیل میدهند. بسیاری از راهکارهای انرژیائی متداول ، بر این کانالهای گوناگون انرژی تأکید میکنند؛ درمانگران طب سوزنی ، بر دوازده نصف النهار انرژیائی و یک شبکه از کانالهای کوچکتر توجه دارند . آنها نوک سوزن ها را در امتداد این نصف النهارها وارد بدن میکنند تا انرژی را به حرکت درآورده و مجدداً متوازن نمایند . این درمانگران نقاطی از بدن را نیز به همین منظور فشار می دهند . درمانگران ریکی انرژی را به نقاط ضعیف بدن منتقل می کنند . ضمن اینکه این راهکارها مفید می باشند، آنها در مرحله اول این سوال را مطرح می کنند که چه چیز سبب عدم توازن انرژیائی می گردد؟ هرگاه علت اصلی برطرف نگردد ، هیچ چیز نمی تواند از به وجود آمدن عدم توازن به شکل های گوناگون جلوگیری کند . متوازن ساختن چاکراها ، به هم ریختگی یا انسداد چاکرائی را سبب می شود که گمان میرود موجب بد کارکردن یک اندام ،‌ عضو،‌ یا قسمتی از بدن مربوط به خود شده است . انسداد جریان نیروی حیات بخش زندگی، فرایند شفا را متوقف می سازد . انسداد و عدم توازن چاکراها ، مانند انسداد کانالها و نصف النهارهای انرژی ، سبب بیماری نمی شوند ، بلکه تنها علائم بالینی بیماری را نشان میدهند . در حالی که متوازن ساختن چاکراها در روند دستیابی به ثبات بسیار حائز اهمیت می باشد. متوازن ساختن و کانونی ساختن آنها می بایست بخشی از شفای انرژیائی باشد.

 

اگر این راهکارها به تنهایی مفید نبود،راهکارهای انرژیائی دیگری وجود دارند که جهت هاله کاربرد داشته و مفید می باشند . هاله ترکیبی است از لایه های مختلف که بدن را زنده نگه می دارد . هاله شما از مرکز حوزه انرژیائی شما نیرو می گیرد ، از مرکز چی در قسمت پایین شکم یک هاله سالم با رنگ های شفاف و خوش رنگ می درخشد . رنگهای تیره اغلب نشان گر وجود بیماری با انسداد یا توقف جریان انرژی می باشد . درمانگرانی که از طریق لمس کردن هاله درمان می کنند ، سعی می کنند هاله را فعال ساخته و جریان چی را تسهیل نمایند . هدف آنها این است که هماهنگی و توازن را به هاله بازگردانده موجبات خود درمانی بیمار را فراهم سازند . لیکن ضمن این که پیامدهای مثبت ، اغلب از طریق متوازن ساختن و پاک سازی کردن حاصل می گردد ، علت اصلی بیماری هنوز تشخیص داده و برطرف نشده است ، لذا برخی وضعیت های نامطلوب را ممکن است دیر یا زود شاهد باشیم ، که ممکن است در این دوره زندگی نه ، بلکه در دوره زندگی بعدی رخ نماید . بیماری درمان نیافته ممکن است همچنان تداوم یافته و بر روح و جسم فرزندان و نوادگان ما نیز تأثیر سوء بر جای گذارد .

 

هدف اصلی درمان انرژیائی یافتن علت اصلی بیماری ،‌ انسداد یا عدم توازن می باشد؛ که معمولاً در دوره های جنینی ، کودکی ، آبا و اجدادی یا ضربه های زندگی و اعتقادات مربوط به زندگی گذشته ریشه دارد؛ هدف تنها کشف علت نیست بلکه برطرف ساختن علت آن نیز منظور می باشد . افکار و احساسات تندی که همراه رویدادها و اعتقادات می باشند ممکن است فوق العاده نیرو مند باشند و لذا بایستی از تمامی سطوح آگاهی برطرف گردند – از سطوح فیزیکی ، ذهنی ، عاطفی ، روحی و روانی – و همچنین از تمامی عرصه های آگاهی ، از بالاترین سطح تا سطح کوانتوم (مقدار بسیار ناچیز الکترومغناطیسی) از هنرهای رزمی تا هنرهای شفا.

 

 دکتر کام یوئن (KAM YUEN) شصت و یک ساله استاد بزرگ کونگ فوی شائولین و تای مان تبیس ، تای چی چوان و چی کونگ می باشد . او همچنین متخصص ماساژ و جابجاکردن ستون فقرات ، طب سوزنی ، و طب سنتی چین نیز می باشد . دکتر یوئن عامل اصلی گسترش هنرهای رزمی در نیم کره غربی بود که به عنوان مشاور برنامه های زنده تلویزیونی کونگ فو، مربی و استاد ستاره این برنامه به نام دیوید کارودین شد. دیوید خاطر نشان می کند که ده سال پس از اینکه دکتر یوئن مدرسه کونگ فوی تای مان تی را در کارولینای شمالی باز کرد هردوی آنها علاقه خود را نسبت به جنگیدن و دفاع شخصی در هنرهای رزمی از دست دادند . می گوید : هردوی ما احساس می کردیم که بهتر است استعداد خود را در روند شفا به کار گیریم و به دانشجویان کمک کنیم توان بالقوه معنوی خود را به حداکثر برسانند . کارودین که در ورزشگاه تورس دکتر کام رحل اقامت افکنده و در یک پس اتاقی کوچک زندگی میکرد ، به سخن خود ادامه داده میگوید: سرانجام هنگامی که عده ای آمده بودند که هنرهای رزمی را بیاموزند ، دکتر کام به آنها گفت بروند یک قطعه چوب بزرگ جهت جنگیدن پیدا کنند و او را راحت بگذارند، او مدرسه را به شاگردان خود سپرد و رفت که فن ماساژ و جابجا کردن ستون فقرات را مطالعه کند تا بتواند از این طریق دیدگاه تشریح و فیزیولوژی غربی را با آموزش های سنتی و چینی به کمال برساند . علاقه دکتر یوئن را به انرژی می توان در هنرهای رزمی شائولین که در دوره کودکی در هنگ کنگ آموزش دیده بود ، ردیابی کرد . او در دوره جوانی دریافت که به طور الهامی می تواند از ضعف انرژیائی حریف خود اطلاع یافته و از آن به نفع خود بهره برداری کند . سالها بعد که او این گونه ضعف ها را در وجود دانشجویان خود مشاهده کرد ، نتیجه گیری کرد که بهتر است ضعف های انرژیائی آنها را بر طرف کند تا اینکه دفاع شخصی را به آنها بیاموزد . دکتر یوئن پس از تکمیل مطالعات خود درخصوص ماساژ ستون فقرات درمان بیماران را شروع کرد و دریافت که حوزه انرژیائی آنها حاوی اطلاعات اسرارآمیزی در خصوص مشکلات جسمی و روحی آنها می باشد. او سطوح بسیار متنوعی را برای علت این مشکلات پیدا کرد و راهکار خاصی را جهت تشخیص هر یک از آنها ابداع نمود. روش غیر لمسی انرژیائی او بسیار مفید از آب درآمد ، و بیماران به راستی احساس می کردند که می باست باز هم مراجعه کنند . سرانجام این راهکار تبدیل به یک سیستم با جزئیات گوناگون و قابل درک شد که علت ریشه ای و دقیق درد ، بیماری یا بدکاری اندامها را نشان داده و اقداماتی را جهت برطرف ساختن این عدم توازن ها به گونه ای آسان و ساده نشان می داد؛ اندک اندک این فلسفه و راهکارهای آنرا طی دوره های پیوسته ابتدائی ، متوسطه و پیشرفته به دیگران آموخت . در اینجا بخشی از اقدامات موجود در راهکار دکتر یوئن را بطور خلاصه می آوریم:

 

 ۱٫ حذف خود ویرانگری :‌ آیا فکر می کنید بد شانسی آورده اید؟ یا اینکه زمانی پُر شُگون ، تقدیر و سرنوشت و یا عوامل موروثی بد شما را از دستیابی به هدف بازداشته و بر سلامتی تان تأثیر گذاشته است . کاملاً غیر محتمل می باشد . بلکه باید گفت کائنات بسان آیینه ای، منعکس کننده برنامه ریزیهای منفی ای هست که در ذهن نیمه هشیار شما انجام می گیرد؛ با این چهار عامل مخرب برخورد کنید :‌

 

« آمادگی نداشتن ، بی میل بودن ، قادرنبودن و استحقاق نداشتن »

 

 اینها متهمانی هستند که در روند خوشبختی و سلامت شما مرتکب خرابکاری می شوند ، و شما احتمالاً حتی از حضور آنها هم بی اطلاع می باشید . نه تنها به شدت به اینگونه اعتقادات محدود کننده می چسبیم ، بلکه به نظر میرسد در استفاده از آنها استاد شده ایم تا حدی که عبارات تأکیدی، تجسم های مثبت و برنامه ریزیهای متعدد هیپنوتیزمی هم تأثیر نا چیزی روی ما دارند . این گونه الگوها اغلب موروثی بوده و چنان نیرومند هستند که به چند نسل قبل بازمیگردند .

 

در گام اول و مرحله اول بایستی محل این گونه ویرانگران را دقیقاً مشخص کرده و آنها را با استفاده از راهکارهای انرژیائی برطرف کنیم .

 

گام اول مرحله دوم این است که ذهن نیمه هشیار را بیازمائیم تا ببینیم چقدر طول می کشد تا تغییر مطلوب یا بهبودی را آشکار سازد؛ هزاران سال ، قرن ها ، سالها ، ماه ها ، هفته ها و ساعت ها یا دقیقه ها!!!

 

باز هم تأکید می کنیم برنامه ریزی ذهن نیمه هشیار را از طریق انرژیائی جهت شفا به لحظه حال را به این لحظه بیاوریم. ذهن های هوشیار و نیمه هوشیار حالا دیگر با یکدیگر متجانس گشته و به مشابه یک عمل با یکدیگر همکاری داشته راه را برای فرآیند شفا پاکسازی می کنند و بدین ترتیب خود تخریبی به گونه ای موثر برطرف می گردد .

 

۲٫ علل ریشه ای درد ،‌ بیماری یا شکست را دقیقاً مشخص کرده و آنها را برطرف کنید .

 

۳٫ در اینجا هر یک از سطوح آگاهی را از جنبه ضعف های انرژیائی که دارند بررسی می کنیم زیرا با این موضوع ارتباط دارند : سطوح فیزیکی ، ذهنی ، عاطفی ، روانی و روحی . هر گاه ضعفی را در سطح بخصوص یافتید از راه و رسم دکتر یوئن جهت یافتن علت ریشه ای استفاده کرده و از راهکارهای انرژیائی که در طول این راه وجود دارد ، بهره گیری کنید سپس تمامی ضعف های احتمالی را یافته و آنها را برطر ف نمائید. سطوح ذهنی و عاطفی ما به افکار و عواطف ما اشاره دارد که نه فقط شامل خاطرات دردناک و اعتقادات ما در طول زندگی است بلکه شامل خاطراتی است که از اعقاب ما و از کارهای گذشته به ما رسیده و در ذهن ما ثبت گردیده است . رویدادهای دردناک تقریباً همیشه جنبه عاطفی پیدا می کنند .

 

تنها یک استاد واقعی است که می تواند افکار و احساسات خود را از شرائط محیطی نامساعد به دور نگه دارد . این عواطف تضعیف کننده ای که انباشته شده ، میتواند علت تأثیرات نامطلوبی باشد که هرگاه شخصی آنها را می بیند ، می بوید ، می شنود، یا احساس میکند یادآور خاطرات بخصوص است که دردهای اصلی را درذهن زنده میکند . علاوه بر اینها ، خاطرات دردناک بیماری ها ، محدودیت ها ، ترسهای موهوم و … نیز می توانند تأثیرگذار باشند.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:16 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

جاهای پر بار ایران پس از اصفهان و شیراز عبارت است از:

شمال ایران استان گیلان و مازندران ، استان لرستان ، استان کردستان و استان تهران و آذربایجان شرقی و غربی .

البته این به این منظور نیست که در جاهای دیگر ایران اشیاء عتیقه وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از این مکانها هست.
در اکثر مناطق ایران حفاری به صورت گسترده انجام شده و خیلی از نشونه ها و علائم از بین رفته است ولی اگر شما یک حفار خوب باشید همیشه می توانید از کوچکترین علائم بزرگترین نتیجه ها رو بگیرید و خود را به هدف نزدیک کنید.

جاهائی که رفت و آمد سهل هست و کار حفاری انجام دادن راحت ، اکثرا بارهایشان رفته است و جاهائی که کار کردن سخت و راه آن بسیار سخت و خطر ناک هست از نظر حفاری به مراتب سالم تر مانده و کمتر از جاهای دیگر دست خورده و بار آنها کمتر رفته است.
به همین دلیل استان لرستان و کردستان که هم خطر ناک هست هم کوهستانی از نقاط درگر سالم تر مانده.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:11 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

مفهوم و معنی علامت و نشانه سنگ کاسه در گنج یابی و دفینه یابی 

۲-سنگ کاسه : معمولا در قدیم هر کجا که قبرستانی بود سنگی صاف در آن محل گذاشته میشد که از جنس سنگ رودخانه ای بود . این سنگ بزرگ و پهن بود و به آن سنگ مرده شور هم می گفتند در آن زمان جسد مرده ها را بر روی همان سنگ شستشو می دادند . در اکثر دهکده ها در گذشته ارباب یا خانی بود که پس از مرگ در همان قبرستان در قسمتی بالاتر از قبرهای دیگر دفن می شد و قبر او را به صورت تلی کوچک می ساختند ولی طوری درست میکردند که زیاد مشخص نباشد و برای او از نماد کاسه روی سنگ مرده شور حکاکی می کردند و بخشی از اموال آن شخص را در کنار جسد او به همراه دو کوزه آب و غذا دفن می کردند البته اگر شخص به همراه خانواده فوت می شد به صورت دسته جمعی در کنار هم دفن می شدند و به نماد سنگ کاسه می افزودند و به ازای هر یک نفر یک سنگ کاسه وجود داشت و فاصله سنگ مردشور تا قبر آن شخص از ۷ متر تجاوز نمیکرد اموال او را هم در متراژ ۲ متری , ۶۰ سانتی متر زیر جسد یا ۶۰ سانت سانت زیر پا در زیر سنگی مدفون میکردند . چون در آن زمان دزدان و غارتگران زیاد بودن و قبر ها میشکافتند و به آن دست برد می زدند برای گمراه کردن آنها بخشی از اشیاء را در کنار خود جسد میگذاشتند تا شخصی که قبر را میشکافت فکر کند که کل بار همین است و به همان بسنده کند . بعضی از سنگ کاسه ها هستند که در کنارشان کاسه های بسیار ریزی به صورت نقطه حکاکی شده است که منظور از این نقطه ها در کنار کاسه فاصله قبر تا کاسه را نشان میدهد و چیزی شبیح به کروکی منطقه ای است که قبر در آن قرار دارد . گودی هر نقطه نشان دهنده عمق بار است , هر یک سانتیمتر  یک گز یا یک متر به سمت پایین است .

کاسه ها و جوغنها
يکي از بيشترين علايمي که در ايران عزيز وجود داره سنگ کاسه و جوغنها هستند کاسه ها به طور معمول نشانه قبر هستند اما بعضي مواقع تفسير ديگري نيز دارند براي يافتن مقبره بايد بسته به نوع منطقه  شکل قرارگيري کاسه ها و نشانه هاي کنار آنها و جهت هاي جغرافيايي دقت نمود هر چه کاسه خوش تراشتر و عميق تر باشه به همان اندازه بزرگي و ثروت فرد متوفي رو مي رسونه معمولا فاصله کاسه تا قبر از ۱۰ متر تجاوز نمي کنه اما درمواقعي  استثناهايي نيز وجود داره

مفهوم و معنی علامت و نشانه سنگ کاسه در گنج یابی و دفینه یابی

 

مفهوم و معنی علامت و نشانه سنگ کاسه در گنج یابی و دفینه یابی

در کل کاسه ها و جوغنها اينگونه تقسيم مي شوند

از نظر عمق و اندازه=

کاسه و يا جوغنها  از لحاظ اندازه به سه گروه کوچک متوسط و بزرگ تقسيم مي شوند

کاسه و يا جوغنها از لحاظ عمق هم بصورت عميق و هم بصورت کم عمق يافت مي شوند

کاسه ها و يا جوغنها از لحاظ وضعيت=

۱٫آنهايي که در سقف غارها و يا اتاقها يافت مي شوند

۲٫آنهايي که نشانه قبر هستند و در نزديکي قبري قرار دارند

۳٫آنهايي که در کنار و همراه ساير علامتها استفاده مي شود

۴٫آنهايي که دفينه در داخل و يا زير آنها قرار دارد

 

 



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 14:09 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

شاید راجع به قدرت ها ی دستیابی به اسم اعظم خداوند را شنیده باشید که با گفتن اسم اعظم خداوند چه نیرویی خواهید داشت و چه کارهایی انسان می تواند انجام دهد.

در این مقاله می خوانید :

۱. اسم اعظم چیست ؟

۲. چه کسانی به اسنم اعظم دست یافته اند .

۳. راه رسیدن به اسم اعظم چیست ؟

۴. اگر کسی اسم اعظم را بداند چه کارهایی می تواند انجام دهد .

اسم اعظم راز بزرگ جهان هستی ، اکسیر حیات و کلید حل تمامی مشکلات و راه رسیدن به تمام خواسته ها می باشد .

انسان ها از زمانی که علم آموختند در پی رسیدن به قدرت مطلق و تکامل ابدی بودند و برای همین تمامی عالمان ، عارفان ، مرتاضان ، جادوگران در پی دست یابی این اسم اعظم سالیان دراز وقت و عمر خویش را صرف کرده اند .

اسم اعظم صرف دانستن و گفتن یک لفظ نیست بلکه فراتر از لفظ دارای حقیقتی است کهودر اثر خود سازی، تهذیب نفس، عبادت و توفیقات الهی در وجود افراد پیدا می شود و در پرتو این حالت خداوند چنان قدرت و مقام والایى به آنها خواهد داد.

اسم اعظم به اعتقاد بعضی، یکی از نام‌های خداست که با بر زبان آوردن آن هر خواستهٔ گوینده برآورده می‌شود. این اسم را کسی نمی‌داند، ولی در طول تاریخ کسانی مدعی دانستن آن شده‌اند و روش‌هایی برای کشف آن پیشنهاد شده‌است.

 

در آیات و روایات زیادی به وجود اسم اعظم اشاره شده و همچنین بیان گردیده که اسم اعظم در نزد انبیای الاهی و ائمه اطهار (ع) است و افرادی والا مقامی مانند آصف بن برخیا که توانست تخت بلقیس را از مسافت طولانی برای حضرت سلیمان حاضر نماید دارای بخشی از اسم اعظم بوده اند. مسلمانان اسم اعظم را برترین نام خدا می‌دانند که پیامبران و اولیای الهی به وسیله آن دست به تصرفات غیرطبیعی و خلاف عادت می‌زنند و به حاجات می‌رسند. بنا به روایتی که در تفسیر آیه ۴۰ سوره نمل نقل شده‌است، آصف بن برخیا (وزیر سلیمان) تخت بلقیس را با اسم اعظم نزد سلیمان حاضر کرد.مسلمانان معتقدند که انبیای بزرگ الهی مانند ابراهیم، عیسی و موسی نیز از اسم اعظم بهره برده‌اند؛ اما در حقیقت این نام نزد پیامبر اسلام و در باور شیعیان نزد پیامبر و امامان دوازده گانه است.

امامان شیعیان توجهی ویژه به این نام داشته و در دعاهای خویش از آن یاد کرده‌اند؛ هرچند مشخص نکرده‌اند که این نام کدام‌یک از نام‌های الهی است. تمسک به این نام آثار و برکات زیادی دارد و برای هر حاجتی می‌توان به آن توسل جست.

برخی از دانشمندان اسلامی براین باورند که اسم اعظم واژه نیست؛ بلکه مقامی است که هرکس به آن مقام برسد، می‌تواند کار خلاف عادت انجام دهد.

دراین‌باره که کدام نام خدا اسم اعظم است، دیدگاه‌ها گوناگون‌اند. یکی از دیدگاه‌ها این است که هیچ یک از نام‌های خدا را نمی‌توان بزرگ‌تر از دیگر نام‌ها دانست؛ بلکه هر نامی را بنده از روی التجاء و انقطاع کامل از ماسوا بر زبان آورد و به آن توسل جوید، همان برای او اسم اعظم است. دیدگاه‌ها بیشتر دانشمندان شیعه این است که اسم اعظم، نامی خاص است.

دانشمندانی که براین باورند، دو گروه‌اند: گروهی براین باورند که اسم اعظم بر خلق معلوم نیست و گروهی براین باورند که معلوم است؛ ولی در تعیین آن میان «هو»، «الله یا «الحی القیوم اختلاف است.

به گفته ابن عباس از ترکیب حروف مقطعه اسم اعظم ساخته می‌شود.

امام صادق علیه السلام میفرمایند: بعیسى بن مریم دو حرف داده شد كه با آنها كار میكرد و بموسى چهار حرف و بابراهیم هشت حرف و بنوح پانزده حرف و به آدم بیست و پنج حرف داده شد و خداى تعالى تمام این حروف را براى محمد صلّى اللَّه علیه و آله جمع فرمود، همانا اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست و هفتاد و دو حرف آن بمحمد (ص) داده شد و یك حرف از او پنهان شد.از امام صادق (ع) نیز روایت شده که فرمود: “خداى عز و جل اسم اعظم خود را مرکب از هفتاد و سه حرف کرده و از آن حروف بیست و پنج حرف را به آدم و بیست و پنج حرف را به نوح و هشت حرف را به ابراهیم و چهار حرف را به موسی و دو حرف را به عیسى داد، با همان دو حرف بود که عیسى مرده‏ها را زنده مى‏کرد و کور مادر زاد و پیسى را شفا مى‏داد، ولى به رسول خدا محمد (ص) از آن حروف، هفتاد و دو حرف را آموخت و یکى را در پرده داشت تا کسى به آن چه که در ذات او است پى نبرد و او به آن چه که در ذات دیگران است آگاه باشد.از حضرت رسول اكرم (ص) پرسیدند كه: اسم اعظم پروردگار متعال كدامست؟ فرمود: هر اسمى از نامهاى خداوند متعال اعظم و بزرگ است. پس لازمست كه قلب خود را از غیر پروردگار متعال فارغ و تخلیه كرده، و سپس به هر یك از اسماء شریف او كه مى‏خواهى او را بخوان. پس او را اسم مخصوص كه اعظم و بزرگتر از اسماء دیگر باشد، نیست، بلكه او خداى یگانه و قهار است كه دعاء بندگان خود را اجابت مى‏فرماید. و فرمود رسول اكرم كه:

خداوند متعال قبول نمى‏كند دعاء را از قلبى كه مشغول لهو و لعب باشد.

و حضرت صادق (ع) فرمود: چون یكى از شماها بخواهد كه آنچه دعاء مى‏كند مستجاب گردد؛

لازمست از تمام مردم مأیوس و منقطع شده، و او را امید و نظرى غیر از پروردگار متعال نباشد،

و هر گاه خداوند متعال از قلب بنده خود آگاه شده و او را در چنین حالى ببیند؛ آنچه سؤال و دعاء كند به هدف اجابت رسیده و حاجت او را خواهد برآورد.

نکته دیگری که درباره افراد دارای اسم اعظم می توان گفت، این است که این اسم، لزوما در اختیار معصومان نیست. و شخص می تواند با کمالات بسیار واجد آن باشد، هر چند این شخص معصوم نبوده و بعد از مدتی دچار گناه شود و اسم اعظم را نیز از دست بدهد. مانند بلعم باعوار که قرآن به ماجرای او اشاره می کند:

«وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوینَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ[اعراف/۱۷۵-۱۷۶] و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آیات خود را به او دادیم ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد* و اگر مى‏خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا مى‏ بردیم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست پس او را به حال خود رها كردیم) و او به پستى گرایید، و از هواى نفس پیروى كرد! مثل او همچون سگ (هار) است.»

حسین بن خالد از ابى الحسن امام رضا (ع) برایم نقل كرد كه آن حضرت فرمود: بلعم باعورا داراى اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا مى‏كرد و خداوند دعایش را اجابت مى‏كرد،در آخر بطرف فرعون میل كرد، و از درباریان او شد، این ببود تا آن روزى كه فرعون براى دستگیر كردن موسى و یارانش در طلب ایشان مى‏گشت، عبورش به بلعم افتاد، گفت: از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوى موسى برود الاغش از راه رفتن امتناع كرد، بلعم شروع كرد به زدن آن حیوان،خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: واى بر تو براى چه مرا مى‏زنى؟ آیا مى‏خواهى با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمى با ایمان نفرین كنى؟ بلعم این را كه شنید آن قدر آن حیوان را زد تا كشت، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد، و قرآن در باره‏اش فرموده: فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِینَ»

از ابی امامه رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود :

اسم اعظم خداوند در سه سوره ی قرآن یعنی در بقره و آل عمران و طه است.

از انس رضی الله عنه روایت شده که او همراه رسول خدا صلی الله علیه وسلم نشسته بود و مردی نماز خواند سپس دعا کرد: « اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّ لَکَ الْحَمْدُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ یَا ‏حَیُّ یَا قَیُّومُ‏ »

پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز فرمودند: «لَقَدْ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعَظِیمِ الَّذِی إِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ وَإِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی‏» براستی خدا را با اسم بزرگی خواند که اگر بوسیله آن اسم خوانده شود

دعا اجابت شده و اگر از او چیزی خواسته شود عطا گردد.

از بُرَیده بن حُصَیْب روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم دعای مردی را شنید که می گفت: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ ‏کُفُوًا أَحَدٌ »

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَقَدْ سَأَلْتَ اللَّهَ بِالِاسْمِ الَّذِی إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی وَإِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ» براستی که خدا را با اسمی خواندی که اگر با آن از او چیزی خواسته شود.عطا کند و اگر خوانده شود اجابت می کند.

از اسماء دختر یزید روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:

اسم اعظم خداوند در این دو آیه است: « وَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ » بقره ۱۶۳،

و آغاز سوره آل عمران یعنی در « الم * اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ‏».

طبرانی در معجم از ابن عباس بصورت مرفوع روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده باشند:

اسم اعظم خداوند که هرگاه بوسیله آن خوانده شود دعا اجابت می گردد، در این آیه از سوره آل عمران است که می فرماید: (قل اللهم مالک الملک تؤتی ‏الملک من تشاء..) آل عمران واحدی در کتاب تفسیرش و دیلمی نیز از ابن عباس بصورت مرفوع آورده اند:

اسم اعظم خدا در شش آیه آخر سوره حشر هستند.

حاکم در مستدرک از سعد ابن مالک رضی الله عنه آورده که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرمود:

آیا بر اسم اعظم خدا آگاه هستید که هرگاه خدا بوسیله آن خوانده شود دعا اجابت گشته، و اگر بوسیله آن چیزی خواسته شود عطا می گردد؛ آن همان دعایی است که یونس علیه السلام هنگامی که در تاریکی های سه گانه (در شکم نهنگ) بود خدا را بوسیله آن خواند:

«لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین» مردی گفت: ای رسول خدا! آیا این دعا فقط مخصوص یونس علیه السلام است یا برای عامه ی مومنان نیز هست؟ فرمود: آیا این فرموده خداوند عزوجل را نشنیدی: « ما دعای یونس را به اجابت رساندیم؛ ( ونجیناه منالغم وکذلک ننجی المؤمنین) و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هر مسلمانی که در وقت بیماریش بوسیله آن چهل بار دعا کند و بخاطر آن بیماری بمیرد، خدای متعال اجر یک شهید را برایش می نویسد و تمامی گناهانش را می بخشد».

مرحوم شیخ على اكبر عماد مى نویسد:

اسم اعظم خداوند تبارك و تعالى، آنهائى است كه در اولش، لفظ جلاله (الله) و در آخرش لفظ(هو) باشد و همچنین، بدون نقطه باشد و در قرآن شریف، در پنج مورد چنین آمده است .

پس بنابراین، اسم اعظم (الله لااله الاّ هو) مى باشد. از شیخ مغربى نقل شده كه هر كس این پنج آیه را، وردِ خود كند و هر روز یازده مرتبه، به هر نیت و در هر مشكلى – كه برایش پیش آید-بخواند، بزودى نیت او برآورده خواهد شد. انشاءالله.آن پنج مورد در قرآن چنین است :

۱ – اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ لاتَاءْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لانوْمٌ لَهُ ما فى السَّمواتِ وَ ما فى الاَْرْضِ

مَنْ ذَاالَّذى یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لایُحیطُونَ بِشَئىٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِماشاءَ وَسِعَ كُرْسیُّهُ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَ لایَؤُدُهُ حِفْظِهُما وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظیمِ.(بقره / ۲۵۵)

۲ – اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ اَنْزَلَ التَّوریةَ

وَالاِْنْجیلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنّاسِ وَ اَنْزَلَ الْفُرْقانَ. (آل عمران، ۲، ۳، ۴)

۳ – اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّكُمْ اِلى یَوْمِ الْقیامَةِ لارَیْبَ فیهِ وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدیثاً.(نساء / ۸۷)

۴ – اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَهُ الاَْسْماءُ الْحُسنى .(طه / ۸)

۵ – اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. (تغابن / ۱۳)

شیخ مفید فرموده است : اسم اعظم در سوره فاتحه است و بر اساس ‍ فرمایشِ امام صادق علیه السّلام اگر این سوره را ۷۰ بار، بر مرده بخوانند و روح بر بدن میت برگردد، شگفتآور نیست .

در نهایت راز نهفته اسم اعظم بدین گونه خلاصه می شود :

۱) اسم اعظم حقیقت و یا حقایقی در عالم تکوین است.

۲) انسان با اتصال با آن می تواند موثر شود.

۳) راه اتصال به حقیقت اسم اعظم ،انقطاع از خود می‏باشد.

۴) ولی و یا نبی علیه‏السلام می‏تواند مظهر آن اسم شود.

۵) اسمای جزئیه مطابق حالات و خواسته‏های نیایشگر با هم تفاوت دارند،

بنابراین اسم اعظم نسبت به همه با خواسته‏های متفاوت یکی نیست یعنی وقتی بیمار بگوید: «یاالله» یعنی ای خدای شفا دهنده گرچه کلمه «الله» و امثال آن را آوره است. توقع از الفاظ بدون رسیدن به حقایق خام طمعی است بنابراین بکوش ای برادر تا مظهر بت اسمای عظام الهی پیدا کنی و یا حقایق عالم متحد شوی گرچه الفاظ هم به اندازه سعه بی‏تاثیر نیستند.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 00:07 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

اطلاعات درباره مکانیسم تله ها در دفینه و گنج,تله ها و موانع پخش شدنی در هوا

در این قسمت به برخی مکانیسم تله ها در دفینه ها اشاره می کنیم.
برخی از تله ها نیز با استفاده از ترکیب پودر زرنیخ ( آرسنیک) به قطع برای طلا و نقره بوده و همچنین این پودر را در کف غار می ریختند حتی زمانی که فرد با پای خود از انجا رد شده و گرد و غبار زرنیخ در هوا پخش شده و چشم و بینی با دست فرد را از کار افتاده و یا روی گنج پاشیده می شد و فردی که طلا را در دستش می گرفت بعد از مدت کوتاهی از دنیا می رفت. خیلی ها با بنده تماس گرفته اند که فلان کس بعد از فلان روز وقتی به دفینه رسید از دنیا رفت این حتما اون مکان طلسم دارد و فلان . بنده با بررسی ادله های علمی به این مساله پی برده ایم که ان کاوشگران به تله های سمی که ذکر شده اند برخورد کرده اند. پس بسیار مواظب باشید
زرنیخ در یونانی arsenikon و در لاتین arsenikon که به معنی زرنیخ زرد (yelloworpiment) (شایعترین سنگ معدن مونوکلینیک آرسنیک سولفید به فرمول As2S3) که با صفت مرد یا نرینه شناخته می شود.( در زمان های قدیم اعتقاد داشتند فلزات دارای جنسیت هستند.) در عربی الزرنیخ نامیده می شود که بر گرفته از نام فارسی orpiment به معنای زر،زرین یا زرگون است.
                       
اژه آرسنیک تقریبا به مترادف کلمه سم تبدیل شده است. قدیمی ترین مورد استفاده از آرسنیک به عنوان سم به سال ۵۵ میلادی بازمیگردد. در فرانسه ی قرن هفده، آرسنیک سفید (As2O3) به نام “گرد میراث بری” شناخته می شد.علت استفاده وسیع از این ماده به عنوان سم بازمیگردد به برخی خصوصیات آن، چون فراوان ودردسترس بودن، قیمت ارزان و این حقیقت که As2O3ترکیبی بی بو و بی مزه است. درقرن نوزدهم و پس از کشف شدن روش های مطمئن در تشخیص آرسنیک، استفاده از آن به عنوان سم به نحو چشم گیری کاهش یافت.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 00:05 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دوستان تله ها معمولا هر جایی قرار ندارند و معمولا برای بارهای بزرگ و خزانه های عظیم و ارزشمند به کار می روند. اکثر تله ها با گذر زمان پوسیده نمی شوند ما حدود چند صد تا تله داریم .دوستان و همکاران بنده در وبلاگهاشون مطالب خوبی قرار دارند من سعی می کنم در این پست به چند تله که کمتر بهش پرداخت شده اشاره می کنم

از ساده ترین تله شروع می کنم که دوستان در موردش زیاد توضیح دادن اما لازم دیدم با شکل کمی توضیح بدم

۱٫ تله ای که در ایران زیاد یافت می شود که معمولا در  دالان هایی که منتهی به اتاق می شود که چاله ای عمیق که درون آن پر از نیزه است البته این عکسی که من گذاشتم مربوط به جنگ فکر کنم ویتنام باشه اما برای شبیه سازی کردن در ذهن خوب است اما از نظر ساختار شبیه همان تله است با عمق کمتر که بعد از ساختن تله روی آن را استتار می کنند و معمولا در دیواره ها یا ورودی  دالان با رسم شکلی به آن اشاره میشه البته در مواردی به جای نیزه و یا همراه نیزه زهر نیز بکار برده شده است یا به تنهایی به شکل حوضچه ای پر از زهر و مواد سمی که ظرف چندین دقیقه باعث مرگ میشه دوستان قبل از وارد شدن به دالانها حتما از کمربند های کوهنوردی استفاده کنید و به کمر ببندید و محکم کنید تا اگر هم احیانا دچار تله شدید کار به جاهای باریک کشیده نشود.

۲٫تله بعدی که بعد از شیب تند در غارها است به صورت پلمپ بعد از شیب که به صورت کاملا حرفه ای استتار شده بعضا هم در بین راه اهرمی قرار می گرفت که با قرار دادن پا بر روی آن عمل کرده و سنگ به روی شیب افتاده که دیگر راه برگشتی نمی گذارد .داخل پلمپ حفره ای بسیار عمیق و بعضا با نیزه وجود دارد در اینجا باید از کمربند کوهنوردی استفاده نمود و در بین راه باید دقت نمود تا احیانا بر روی اهرمی پا نگذاریم در غارها باید خیلی دقت نمود حتما از چراغ قوه های قوی استفاده نمود تا اهرم ها و خطر ها قابل تشخیص شوند.

۳٫تله ای هم وجود دارد که به تله ترس معروف است.که معمولا در جاهای پلمپ شده مانند گوردخمه ها که انسان از محیطی روشن به جای تاریکی وارد می شود استفاده می شود. به صورتی که مجسمه ای به صورت موجودات افسانه ای یا حیوانات به صورت بزرگ و ترسناک که معمولا بعد از شکستن در ورودی با اینگونه مجسمه ها روبرو می شوید .

۴٫تله آخر مربوط به چاه هایی می شود که دارای سر بار می باشند برای حفاری کردن و برداشتن سر باری دیواره چاه مجبورید که طنابی به کمر خود ببندید و  سر طناب را به بیرون چاه ببندید .در اینجا باید به سنگ های بالای ورودی چاه دقت کنید اینگونه چاهها دارای سنگ های بزرگ در ورودی هستند که با کوچکترین لغزشی از جای خود حرکت کرده و شخص را  به ته چا می فرستد .حتما قبل از ورود به چاه با شیوه  تکان تکان آنرا خنثی کنید.



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 00:03 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

مطالب و اطلاعات درباره خاک سفید,استفاده از خاک سفید برای ساخت سفیدخانه علامت گذاری و تله گذاری گنج و دفینه قبرهای مهم


کاربرد این خاک کاربردهای متداولی داشته چه برای ساخت یک مجموعه و یک سفیدخانه و چه برای ساخت ساختار علامت گذاری و چه برای تله گذاری!!!!!!!!!!!
خاک سفید از چند روش به دست امده و در قبور مهم استفاده شده
۱- از مکانهایی که دارای خاک سفید بوده اند به مکان موردنظر برای کار حمل میشده
۲- با پودر کردن سنگهای اهکی و … خاکی شبیه ارد به وجود میاد که وقتی درون کار هست سفیده ولی وقتی خارج میشه مثل برخی پودرسنگها به سرخی گرایش پیدا میکنه چون در معرض هوای ازاد قرا میگیره
دوستان شاید تعجب کنند خاک و تله؟!!!!!!!!! بله نوعی از همین خاک سفید رو برای تله استفاده میکردند این خاک رو به دفعات سرند میکردند که حتی از اردهای امروزی نانواییها نرمتر و سبک تر بودند. به عنوان مثال وقتی کسی وارد محوطه ای میشد که به هدف منتهی میشه با یک محوطه ی چاه مانند روبرو میشه وقتی که مثلا چراغ و نوری بندازه میبینه که کف این چاه که مثلا دو متر هست در نظرش خاک هست در حالی که خاک موجود همین خاکی است که سرند شده و اردی بودن اون در اون محوطه معلوم نیست طرف به طمع اینکه توی کف چاه بپره و با فریب خوردن اینکه دومتر هم چیزی به درون چاه میپره که که سریع بلند بشه سرپا ولی در عین ناباوری با صحنه ای روبرو میشه که مرگ رو براش در پی داره وقتی که با شدت رو این خاکها میپره  زیر پاش خالی میشه و خاکهای اردی مدام در دل چاه کنار میزنه و به طرف پایین هدایت میشه در حالی که نمیتونه خودش رو هم به جایی بند کنه  در این پی میبره که عمق چاه شاید شش هفت متر یا بیشتر باشه ولی دیگه فکر کردن دردی دوا نمیکنه چون خاکهای کنار رفته از زیر پا وقتی که بالا میرن باز روی سر خودش میریزن و چون به صورت ارد مانندی هست طرف هرچقدر تقلا میزنه راهی نداره که بیاد بالا و اون زیر بدون اکسیژن نابود میشه در حالی که از شدت پرش تمام ریه ها و شکم و چشم و بینی هم از گرد خاک پر شده اند
امیدوارم نکته جالبی برای دوستان بوده باشه



تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 00:01 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران