وب گیتاریست
- وب جاوروش ها و شیوه های دفن مردگان در ایران باستان دوره های مختلفی را پشت سر گذاشت و هر کدام از این روشها و سنت ها دارای ویژگی و شکل خاص خود بود . آشنایی با این شیوه ها برای گنج یابی و حفاری بسیار مهم بوده به نحوی که استفاده از این اطلاعات گنج پژوهان عزیز را زودتر به هدف می رساند.

چکیده:
از نظر مطاللعات باستان شناختی ، داده های تدفین مردگان وا داب مرتبط با ان، اطلاعات ارزشمندی را در زمینه جنبه های غیر مادی فرهنگ های پیش از تاریخ فراهم می اورد .در این مقاله اداب تدفین دوره فرهنگی عصر اهن ایران در نیمه غربی فلات ایران مورد تحلیل قرار گرفته است .به نظر می رسد در این دوره پایه های اولیه اعتقادات جدید مذهبی مردمان ساکن در ایران پایه ریزی شده است .بازتاب این تحول در همگونی نسبی شواهد باستان شناسی دیده می شود .در این دوره شیوه های زندگی یکجانشینی و کوچگری رایج یوده است .افزون بر ان ،در این مقاله چشم انداز های پژوهشی ،متدولوژی و محدودیت های مطالعاتی مورد توجه قرار گرفته است .
مقدمه:
تبیین جنبه های غیر مادی فرهنگ های پیش از تاریخ ایران ،به دلیل نبود رهیافت های تئوریک و روش شناختی مناسب یکی از پیچیده ترین شاخه ها ی پژوهشی باستان شناسی می باشد .برخلاف جنبه های مادی ،نشانه های ملموس جنبه های معنوی فرهنگ ها به صورت محدود از حفاری های باستان شناسی کشف می شود .در عین حال بدون تبیین جنبه های غیر مادی فرهنگ های پیش از تاریخ هر گونه تحلیلی از این فرهنگ ها یکسویه خواهد بود . چون در هر حال فرهنگ ها چه در گذشته و حال دارای دو بعد مهم مادی و معنوی می باشند و لزوم اگاهی بدان ها از هر نظر ضروری است .
یکی از مهم ترین داده های منسجم باستان شناسی که بیشترین اطلاعات را درباره جنبه های معنوی فرهنگ های پیش از تاریخ در اختیار باستانشناسی قرار میدهد قبور و سنت های تدفینی پیش از تاریخ می باشد ،همچنانکه امروزه نیز بدین گونه است .ازسوی دیگر قبور و اشیای داخل انها را می توان به عنوان تصویر زنده ای از لحظات خاص زندگی جوامع گذشته در نظر گرفت .افزون بر ان ،قبور و شیوه های تدفینی اطلاعات بسیاز زیادی در زمینه گاه نگاری ،قوم نگاری،انسان شناسی،روابط اجتماعی و اقتصادی و طبقات اجتماعی در اختیار پژوهشگران قرار میدهد.مطالعه و بررسی طبقات اجتماعی یک ره یافت ریشه دار در باستان شناسی می باشد (child،۱۹۵۷).اما به دنبال انتشار کتاب «چشم اندازهای نوین در باستانشناسی»در سال ۱۹۶۸ توسط بنفورد پژوهش های نسبتا زیادی درباره سنتهای تدفینی وابعاد مختلف ان انجام شده است (Binford،۱۹۶۸).در اوایل دهه هفتاد میلادی در امریکای شمالی اینگونه مطالعات اهمیت بسیار زیادی پیدا کرد و نهایتا جایگاه ویژه ای در چهارچوب روش ها و تئوری های باستانشناسی پیدا نمود(BROWN.1981) ازسوی دیگر این گونه مطالعات زمینه ها لازم را در شفاف سازی نظریه ها مسائل روش شناختی باستان شناسی فراهم اورد (۱۹۹۴،RENfrew)در عین حال بعضی از متخصصین ارزش های نظریه پردازانه داده ای قبور و سنت های تدفین را رد نموده اند
برای پاسخ این سئوال ، فقط کافیست نگاهی به تاریخ و زمان بکار گیری طلا در دوره های مختلف بیاندازیم .
مطمئنا زمانی که در ایران طلا وجود نداشت نباید انتظار داشته باشیم که در قبور ایشان طلا پیدا کنیم . مصریان و سومریان ، در این مورد از ایران پیشی گرفته اند و مصریان در حدود چهار هزار سال است که از طلا استفاده میکنند البته در اوایل به کار گیری طلا در مصر ، این فلز مختص فرعون و خانواده او بود و دیگران حق استفاده از آن را نداشته اند .
در هر حال ، قبل از هخامنشیان حدود سه هزار سال قبل ، ایرانیان از مس و مفرغ و آهن و برنج ، برای تزئینات و همچنین لوازم جنگی استفاده میکردند پس قبوری که منتسب به مهر پرستان ابتدایی و همچنین چند ایزدان باستان است، دارای طلا نیست زیرا در این دوره ها اصلا طلا وجود نداشت .
از زمان هخامنشیان به بعد ، طلا وارد گردونه فلزات ایران شد . ( البته برخی از باستان شناسان اعتقاد دارند که طلای ایرانی ، پانصد سال قبل از هخامنشی در ایران وجود داشته ولی در مقیاس بسیار کم )
پس قبوری که منتسب به دوره قبل از هخامنشیان باشد ، در بهترین حالت دارای ابزار آلات و یا وسایل تزئینی مسی یا مفرغی و یا ....است . این قبور از نظر میراث فرهنگی دارای ارزش هستند ولی از نظر من و شما نه . ادوات مسی بدون شک اکسیده شده و نمی توان آن را ذوب کرد و به مس رسید . خواهشا این قبور را باز نکنید . نشانه ای که می توان آن را به کار گرفت این است که ظهور فلز طلا ، تقریبا با رسمی شدن خط میخی هم زمان است . به راحتی می توان اینطور استنباط کرد که اگر در قبور خط به کار رفته باشد احتمال وجود دفینه بیشتر است البته فقط احتمال .
ایران عزیزمان ، طبق برآوردهای باستان شناسان ، بین هفت هزار تا دوازده هزار سال تمدن در خود نهفته دارد و بسیاری از این قبور هنوز هم وجود دارند که مربوط به هزاران سال پیش است . این قبور را باز نکنید .
وجود دفینه در قبور و مقابر مربوط به حدود دو هزار و هفتصد سال پیش تاکنون است . حال چگونه می توان فهمید که این قبور متعلق به چه زمانی است ؟
یکی از راه ها وجود خط است .
راه دیگر وجود قبرستان است . یعنی زمانی که ایرانیان تصمیم گرفتند که مردگان خود را در مکان خاص دفن کنند . زیرا پیشینیان معمولا در خانه هایشان دفن میکردند .
راه دیگر برای فهمیدن عمر این قبور ، کتابخانه ها و کتابهای خطی بومی است .
تاریخ منطقه و همچنین اتفاقاتی که در منطقه افتاده بسیار کار گشاست .
این قبور معمولا مدور حفر می شدند .دارای سنگهای بزرگ و همچنین دارای عمق کم هستند . فرد مدفون به جهت خاصی خوابانده نشده و اگر سه قبر شکافته شود می بینید که در سه جهت مختلف دفن شدند . خلاصه به طور کل اگر این نوع قبور را ببینید خودتان متوجه خواهید شد زیرا استخوانها نیز به زمین چسبیده و در حال جذب به زمینند . و بسیاری نشانه های دیگر که به آن در مطالب بعد خواهیم پرداخت .
معمولا قبور دوره سلوکیان واواخر اشکانیان و دوره هخامنشیان دارای بهترین هدایا هستند .در ادوار پس از ساسانی و طلوع اسلام ، دفینه گذاری از قبور و مقابر به مکانهای دیگر منتقل شد ولی بطور کامل و تمام ، قبور ایرانی خالی از هر وسیله ای دفن نمیشدند بلکه میترا پرستی و میتراییوم ها تا چند قرن وجود داشتند و به شیوه باستانی خود تدفین میکردند
زنگبار یکی از شهرهای بندری بود که تاجران اروپایی و ایرانی ، در آنجا در رفت و آمد بودند . در زمان آل بویه ، در حدود هزارسال پیش ، شیراز پایتخت ایران بود و آل بویه نیز بر ایران حکومت می کرد .
والی شیراز در دوره آل بویه ، دارای وجهه و شان بسیار بالایی بوده است زیرا وی فرماندار ایالتی بوده است که پادشاه و دولت وی در آنجا قرار داشته است .
یکی از این فرمانداران به نام علی ابن سلطان حسین شیرازی ، به زنگبار رفته و آنجا را از نزدیک دیده بود و به ارزش ژئو پلتیکی آن منطقه به خوبی واقف بود . وی پس از آنکه از فرمانداری ایالت شیراز ، برکنار شد ( به گفته برخی کارشناسان ، وی کهولت سن را بهانه ای برای استعفای خود قرار داده بود ) به همراه هفت پسر خود و هفتصد همراه ، سوار بر کشتی های خود شده و در زنگبار لنگر انداختند .
ایشان در زنگبار که منطقه ای بسیار مهم از نظر تجاری بود ساکن شدند و از آنجا که علی ابن حسین فردی بسیار زیرک و توانا بود به راحتی توانست با سران قبایل بومی و طایفه های محلی ارتباط خوبی برقرار کند . نسلی که بعد از ایشان ، در زنگبار به وجود آمد با نام شیرازی ها شناخته می شد .
بعد از علی ابن حسین ، فرزندانش نیز به خوبی توانستند در منطقه زنگبار ، تجارت نموده و پایه های ارزشی ایرانی را در زنگبار ، برقرار سازند . این نفوذ تا آنجا پیش رفت که شیرازی های مهاجر ، قدرت را نیز در دست گرفتند و سلسله ای با نام شیرازی ها دایر کردند . شیرازی ها علاوه بر در دست گرفتن قدرت منطقه ای ، در فرهنگ آنان نیز تاثیر به سزایی گذاشتند حتی زبان سواحیلی که به کار گرفته می شد زبانی بود که 50 الی 60 درصد آن شیرازی بود .
سلسله شیرازی ها تا اوایل قرن شانزدهم در این منطقه حکومت می کرد و زنگبار تغییر نژادی و زبانی و فرهنگی محسوسی را تجربه کرد . تا اینکه در بین سران شیرازی ها اختلاف در گرفت . به صورت همزمان واسکودوگاما که یک کاشف و دریانورد پرتغالی بود وارد دریاهای آفریقا شد . در این دوره ، فضیل ابن سلیمان پادشاه زنگبار بود . واسکودوگاما در موزامبیک مستقر شد و به تحقیق درباره زنگبار پرداخت . پس از آنکه فهمید شیرازی ها بر منطقه حکمرانی می کنند و در حال حاضر هم اختلافاتی در بین خود دارند به سمت زنگبار با کشتی های جنگی حرکت کرد . او در شهر کیلوا لنگر انداخت و بدون جنگ سخت ، سلطان فضیل ابن سلیمان را خراج گزار پرتقال کرد . قرار بر پرداخت سالیانه مبلغ 1000 لیره به وی شد . کم کم نفوذ ایرانیان از بین می رفت که زیرکی ایشان دوباره کارگشا شد . با حرکت های ضد استعماری و جلب حمایت بومیان منطقه ای حزب آفروشیرازی را بنا نهادند .
این حزب در براندازی استعمار و استقلال زنگبار بسیار تاثیر گذار بود .
در حال حاضر هم زبان منطقه ای زنگبار ، زبان سواحیلی است که در 20 الی 30 درصد لغات آن فارسی است و شیرازی ها ، حزب سیاسی بسیار مهمی در منطقه دارند که در تحولات و تصمیم گیری ها ، تاثیر گذار است . به طوری که به بومیان منطقه ، آفریقاییان با لهجه شیرازی ، اطلاق می شود .
طایفه شیرازی هم اینک نیز در زنگبار ، دارای اهمیت زیادی از لحاظ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی است .
ایرانی این چنین است . هر کجا هم که باشد ایرانی است و دیگران را تابع خویش می کند
دازینگ روشی فراتر از علم برای یافتن گنجینه ها و آب های معدنی است. البته هیچگونه شواهد علمی مبنی بر اینکه نتیجه دازینگ به صورت تصادفی درست است وجود ندارد. تنها وسیله مورد نیاز این کار، یک چوب به شکل حرف انگلیسی ایگرگ (Y) است که به آن «چوب دازینگ» می گویند که این چوب به «چوب جادو» نیز مشهور است.
مرد، چوب به دست، آرام آرام حرکت می کند، انگار که به دنبال چیزی می گردد، جمعیتی از دور او را تماشا می کنند، بیابان بی آب و علف را می پیماید، بدون اینکه کلمه ای حرف بزند.
ناگهان می ایستد، انتهای چوبی که در دست دارد تکان می خورد و به سمت پایین خم می شود. در این لحظه فریاد می زند «پیدا کردم». با شنیدن این جمله، همه سراسیمه به سمت او می دوند و شروع به کندن زمین می کنند، این جادوی آب است.
یکی از عجیب ترین روش های کشف آب های زیرزمینی، سنگ های قیمتی، نفت و هرگونه زیرخاکی، «دازینگ» نام دارد. از آنجا که در این روش از هیچگونه تجهیزات علمی استفاده نمی شود، برخی بر این باور هستند که افرادی که قادر به دازینگ کردن هستند، نیروی خارق العاده ای دارند.
دازینگ روشی فراتر از علم برای یافتن گنجینه ها و آب های معدنی است. البته هیچگونه شواهد علمی مبنی بر اینکه نتیجه دازینگ به صورت تصادفی درست است وجود ندارد. تنها وسیله مورد نیاز این کار، یک چوب به شکل حرف انگلیسی ایگرگ (Y) است که به آن «چوب دازینگ» می گویند که این چوب به «چوب جادو» نیز مشهور است.
به تمام سنگهایی که بعد از تشکیل فضای غار بر اثر چکیدن آبهای فرو رُو بهوجود میآید غارسنگ (speleothem)، غارنَهِشته یا سازندهای غار میگویند. زمانی که آب از شکافها به درون غارها میرسد برخی ترکیبات حاضر در دیوارههای غار نظیر کلسیت، آراگونیت، یا گچ در این آب حل میشود. هنگامی که این محلول به محوطههای پر از هوای غارها میرسد دیاکسید کربن آب تخلیه میشود و این امر باعث تبخیر ترکیبات یادشده از آب میشود. با گذر زمان، که ممکن است دهها هزار سال بهدرازا بکشد، رسوب کردن آرام آرام این مواد تبخیری بر روی سطوح غار تشکیل غارسنگها را میدهد. سرعت تشکیل غارسنگها بستگی به میزان دیاکسید کربن موجود در محلول، دما، و دیگر عوامل دارد.

غارسنگها معمولاً در غارهای سنگ آهکی و غارهای تشکیلشده از صخرههای دولومیتی (انحلالپذیر) پدید میآیند. غاری که در آن رطوبت وجود دارد و غارسنگها در آن رشد میکنند غار زنده یا غار فعال و غاری که در آن رطوبت وجود ندارد و غارسنگها در آن رشد نمیکنند غار مرده یا غار خشک نامیده میشود. بررسی غارسنگها میتواند در خصوص تعیین آب و هوای گذشته کمک کند.
وقتی که آب وارد لایههای زمین میشود، ممکن است در حین حل کردن آهک به رگههایی از فلزات و مواد معدنی دیگر برخورد کند و مقداری از آنها را حل کرده و با خود به فضای درون غارها ببرد و در زمان شکل گرفتن تشکیلات آهکی این رنگ در آن تأثیر بگذارد. رنگ سفید شیری که در مواقعی به زردی میزند رنگ خالص تشکیلات آهکی است؛ و دیگر رنگها در نتیجه املاح موجود در کربنات کلسیم است. البته مواقعی هم پیش میآید یک بخشی از تزئینات آهکی به چند رنگ دیده میشوند که این عوامل بودن چند نوع مواد مختلف را در درون لایههای زمین نشان میدهد. این مواد و املاح باعث ایجاد رنگهای زیر میشوند:
گوگرد: زرد
آهن: سیاه
مس: سبز زنگاری
گل رس: قرمز
زغالسنگ: سیاه
جیوه: نارنجی مایل به قرمز
برخی از نمادها و نشان ها ، به طور طبیعی کاربردی مشخص دارند و اینگونه میتوان برداشت نمود که توضیح واضحات است .
در هر حال یکی از آسان ترین و راحت ترین رمز گشایی های دفینه ، سنگ یا نشان زین است . سنگ زین باید ( باید و تاکید بر باید ) از هر جهت به آن نگریسته می شود زین باشد . یعنی نمی توان زین بودن یک سنگ را ، منوط به دیدن از یک سمت خاص کرد . باید از هر جهت و سمتی به آن نگاه شود زین اسب ، در ذهن تداعی شود . بسیار خوش تراش است .
رمز گشایی آن نیز بسیار ساده است . روی آن بنشینید و به روبرو خیره شوید در دید رس شما ، یا سنگ چین وجود دارد ( که بهترین نوع آن است ) . یا تل خاکی با ارتفاع یکی دو متر وجود دارد که باید به دنبال درب اتاق بگردید و یا صخره های کبود رنگ با اسکنه های زیاد بر روی آن ، که باید به دنبال ورودی از کناره های صخره بگردید .
در هر حال هدف در دید رس شما ، با نشانه های ذکر شده است . به صورت محدود هم دیده شده که ، نشانه آخر در سنگ زین ، نشان و نماد سم اسب وجود داشته است .
نکات قابل تامل در سنگ زین :
هدایای سنگ زین ، زیر خود زین نیست بیهوده آن را تخریب نکنید ، آن سوی رود هم نیست .
سنگ نگاره ها قطعا چیزی را به ما می گویند و هدف از ساختنش هم نیز همین بوده است بطور مثال: اکثر حکاکی های گرد که در روی بسیاری از سنگها و همچنین کوهها و صخره دیده میشود ، به معنای قبر و مزار می باشد که اکثرا این قبرها هم خالی می باشند هدف از ساخت و حکاکی آنها در نزدیکی یا کنار قبرها دلیلی جز اجرا مراسم دینی و مذهبی نداشته و در داخلشان روغن ریخته و آتشی روشن می ساختند که این همان شمع هایی هست که امروزه نیز بر روی قبر روشن می کنیم.

روشی برای رمزگذاری میباشد. رمزگذاری برای حفاظت از وسایل پنهان کرده شده آنهم از خطرات گوناگون بوده بسیار مفید و کارآمد نیز بوده است ، چرا که یا در جایی خودش باقی می ماند یا بعدا میتوانستند دفینه مدفون شده را دوباره برداشته و مورد استفاده قرار دهند ، بدون آنکه گزنده ای متوجه آن گردیده باشد.
نشانه ها بهمراه راه حل و تدبیرشان نوعی زبان برای فهماندن منظور و موضوعی می باشد . نشانه ها بصورت حکاکی گود برجسته و نقاشی بتاریخ امروزه رسیده اند هر شکلی که بر صخره ها و تخته سنگها توسط انسان ها اعمال شده باشد حتما دارای مقصود خاصی بوده و در کل دارای معنایی خواهد بود توجه داشته باشید که هیچ تلاش و زحمتی در گذاردن علامت و نشانه ای بی دلیل انجام نشده اما این به این معنا نیست که هر حکاکی و نگاره ای که بر روی سنگ ها دیده میشود به معنای وجود دفینه در آن محل نمی باشد زیرا گاهی برای اعلام موضوعاتی مهم و یا اخطار به دیگر افراد نیز علایم و نشانه هایی ایجاد می گشت و یا اینکه نشانه یافت شده معمولا بصورت مستقیم جای دفینه را نشان نمی دهد و می بایست نشانه یا نشانه هایی دیگر نیز تا رسیدن به هدف اصلی بیابیم
سنگ نگاره ها قطعا چیزی را به ما می گویند و هدف از ساختنش هم نیز همین بوده است بطور مثال: اکثر حکاکی های گرد که در روی بسیاری از سنگها و همچنین کوهها و صخره دیده میشود ، به معنای قبر و مزار می باشد که اکثرا این قبرها هم خالی می باشند هدف از ساخت و حکاکی آنها در نزدیکی یا کنار قبرها دلیلی جز اجرا مراسم دینی و مذهبی نداشته و در داخلشان روغن ریخته و آتشی روشن می ساختند که این همان شمع هایی هست که امروزه نیز بر روی قبر روشن می کنیم باید در اینجا این نکته را هم اضافه کنیم که تمام جوغان ها به این منظور ساخته نشده اند و بسته به اندازه قطر یا عمق آنها و همچنین محل قرارگیری و اشکال مختلف آنها کاربردشان متفاوت بوده است مانند حکاکی های گود هندسی که ما برای سهولت کار به تمام آنها جوغان (جوغن) می گوییم و شامل اشکالی همچون دایره بیضی مربع مثلث مستطیل و… میباشد ضمنا برای یادگیری معنای مختلف جوغن ها و یادگیری طریقه صحیح رمزگشایی آنها کتاب نمادها و نشانه های بنده را تهیه و مطالعه نمایید.
در هر حال اگر بخواهیم موضوع را خلاصه کنیم باید گفت که هر نشانه ای فراخور شکل و ویژگی هایش معنی می گردد . مثلا یک تیر برای تعیین جهت و مسیر حرکت تا هدف یا نشانه بعدی مورد استفاده قرار گرفته است یا اینکه : خوشه گندم به معنای برکت بوده نمادی از برکت را نشان داده است و بصورت مستقیم نیز دفینه را نشان نمی دهد از نمادها و نشانه های آیینی است باید بدانیم که هر علامت و سنگ نگاره ای به منزله دفینه و گنج نمی باشد
بر همین اساس ما آنها را باید بصورت زیر دسته بندی کنیم:
1 – نمادهای حکومتی و متعلق به حکام و درباریان که یا مقام و منزلت آن را نشان می دهد یا اینکه قدرت یا توان و بزرگی دولت یا حکومت را به تصویر می کشد
2- نمادهای دینی مذهبی و اعتقادی که معرف ادیان واماکن مقدس و معابد بوده و نیز روحانیون بلند پایه و مقبره آنان می باشد
3- نمادهای متعلق به اقوام و قبابل مختلف که نشانه و علامتی برای معرفی آن اقوام می باشد
4- نمادهای متعلق به اشخاص متمول و سرداران وغیره که نشان دهنده شان هر یک می باشد
5- نمادهای هنری و تزیینی که برای خود هنر و زیبایی مورد استفاده قرار گرفته است.
در بسیاری از روستاهای کشور ، شمع سوزها و یا عبادتگاه های بسیار کوچک محلی ، وجود دارد که اهالی ، پیرامون آن جمع شده و آن را متبرک می دانند .
یکی از این شمع سوزها که در بسیاری از مناطق موجود است به آت قچی ( جای پای اسب ) و در مناطق مختلف با نام سم اسب علی ( منظور حضرت علی ) و جای پای اسب امامان معروف است .
البته در این مطلب با فلسفه وجودی چنین شمع سوزهایی ، ما را کاری نیست .
بحث ما پیرامون سوراخ هایی که توسط بشر ، بر روی سنگ حکاکی شده و از قضا ، بسیار شبیه موارد متبرک بالا است می باشد . نماد سم اسب ، بسیار شبیه جوغن مدور است با این تفاوت که در وسط جوغن ، یک برآمدگی کوچک دارد .
نماد سم اسب ، در یک سمت خود دارای قوس بیشتری نسبت به طرف دیگر است . آن جهت که دارای قوس بیشتری است جلوی نماد محسوب می شود .
نماد سم نیز ( البته به صورت تنها و بدون علامت دیگر ) فقط یک تفسیر دارد در جهت جلوی این نماد ، 3 گز و در معدود نمادها 5 گز می باشد . هدایای این نشان ، بسیار نزدیک است .
نماد و یا جوغن سم اسب که به صورت چند تایی باشد و اینچنین به نظر آید که در امتداد هم هستند نیز دارای هدایاست و این نماد گویای فاصله نماد تا هدف است . اگر نشان سم اسب به صورت چندتایی در یک امتداد باشد مسیری طولانی تر را به ما نشان میدهد .
نماد یا جوغن سم اسب که در نزدیکی نماد اسب یا کله اسب باشد خود هدف است و باید خود سنگ یا زیر همان سنگ را کاوید . سم اسب ساروجی نیز دیده شده که خود نماد ، هدف است .
اگر نماد سم اسب روی سنگ سفید مخروطی بلند ( شبیه هشت ) بود نشانگر وجود راه مالرو قدیمی است و نشانه گنج نیست این نماد مختص ساسانیان بوده است .
اگر نماد سم اسب بر روی سنگ سفید پلکانی بود با ارتفاع بلند تر از یک متر ، هدف زیر همان پله است . این هدیه مختص چاپاران دولتی و نامه رسانان دولتی ساسانیان بوده ، که اگر نیاز مبرم داشتند از این سکه ها در راه رساندن سریعتر پیام ، به مقصد از آن استفاده می کرده اند .
نماد گاو یکی از شبهه برانگیز ترین نماد های حیوانی است . اکثر نمادهایی که منسوب به گاو هستند نشانگر مکان مذهبی هستند . گاو از دیر باز مقدس و دارای تقدس خاصی بوده است . برای درک بهتر موضوع ، برخی تمدن هایی که در منطقه ایران بوده و گاو را حیوانی مقدس میشمردند نام برده خواهد شد .
همانطور که میدانید هندیان ، تیره ای از آریاییان بودند که در دوره ای ، از قبایل آریایی جدا شده و به سمت هند کنونی مهاجرت کردند . نام این قبایل نیز که هند و اروپایی نامیده می شوند گویای همین موضوع است . گاو در نزد بوداییان و برخی قبایل هندو ، هنوز هم مقدس شمرده می شود . ایشان ، آیین و سنن مشترکی با قبایل بدوی آریایی داشته اند .
در مصر نیز گاو دارای تقدس بوده و محترم شمرده می شده است . گاوهای آپیس ، دارای مقبره و عبادت گاه بوده اند . حتما داستان کمبوجیه هخامنشی و زخمی کردن گاو آپیس را شنیده اید که بنا به نسخه های باستانی ، کمبوجیه به علت تعرض به گاو آپیس ، دچار جنون گشت البته این موضوع صحت ندارد ولی به طور کل ، تقدس گاو را گوشزد می کند .
در خصوص تقدس گاو هر چه گفته شود کم است . در داستان های اساطیری ایران ، فریدون ، تحت حمایت یک گاو بزرگ شد و از شیر آن تغذیه کرد و بعد ها که شخصی آن گاو را کشت فریدون او را سخت مجازات کرد . طبق افسانه های سومری و میان رودان ، گیل گمش در 2400 سال پیش از میلاد با گاو بالدار مبارزه کرد و بعد از پیروزی بر گاو بالدار ، قدرت خویش را بر عموم یاد آور گشت .
هموطنان زرتشتی ما در باستان برای غسل میت از ادرار گاو استفاده می کردند.
در قرآن مجید ، خداوند به قوم یهود دستور داد که زیباترین گاو خود را قربانی کنند و یا زمانی که حضرت موسی برای دریافت فرامین خداوند ( ده فرمان ) رهسپار شده بود سامری ، به وسیله طلاهای قوم یهود گوساله ای را برای پرستش ساخته بود .
همه این داستان های اساطیری ، نشان از تقدس گاو دارد .
در فرهنگ ایرانیان و همچنین بین النهرین ، گاو نماد بزرگی ، قدرت ، برکت و روزی و همچنین رستگاری است .
این نماد ( مخصوصا در غرب کشور ) بر روی مزار ها و سنگ قبر ها و عبادتگاه ها ، به وفور دیده می شود که نشان از تقدس فرد مدفون و یا نشانگر وجود عبادت گاه ، هرچند کوچک و محلی است . در خصوص وجود هدیه گاو ، یکی دو مورد هست که بیان می شود .
اگر دو گاو یا گوساله بر روی سنگ های ثابت و روبروی هم وجود داشته باشد به طوری که بین این دو گاو ، کمتر از سه متر فاصله باشد وجود دفینه محتمل است . بدون شک در راستای دید گاو حتی اگر فقط یک گاو تنها باشد در فاصله کم ، وجود قبر یا مزار فرد روحانی صددرصد است . اگر تندیس گاو یا سر گاو در ابعاد تقریبا واقعی باشد در جهت دید گاو باید تلی از خاک ببینید و یا صخره ای ثابت . آن نشانه آخر شماست . دفینه گاو در عمق زمین نیست و معمولا با کمی کاوش به آن خواهید رسید . اگر نماد گاو بالدار باشد نشان فره وش قدرتمند است در جهت دید گاو و فاصله دو سه متری با مزار فره وشی روبرو خواهید شد .
نماد گاو در ارتفاع بلند ، یا سردیس گاو بر روی ستون یا جای بلند ، نشانگر وجود مکان مذهبی است و این نماد نشانه دفینه نیست ولی از آنجا که ، اهالی باستان ( به مانندهم اینک و مردم همین زمانه ) علاقمند بودند که در کنار مکان های مذهبی و یا افراد مذهبی به خاک سپرده شوند ، می تواند کلید و راهگشا باشد زیرا در نزدیکی این نشان ، بدون شک با قبور بزرگان و نجیب زادگان روبرو خواهید شد .
عکس فوق تزیینی است .
جهت تشریح پاسخ کاربر گرامی :
آیا کتیبه ها یا الواح گلی ما را به گنج می رساند ؟
قبل از آنکه پاسخ دوست عزیمان را بدهم در مورد اینکه چرا باید کتیبه ها را به میراث بدهیم صحبت کنیم . ایران در باستان رقیبی به نام یونان داشت . یونان که اسکندر نیز از آنجا برخاست ، در بعضی از کارها ، از ایرانیان جلوتر بودند یکی از آنها ثبت وقایع تاریخی و وجود تاریخ نگاران در یونان باستان بود .ایشان تمام اتفاقات زمان خود را ثبت میکردند و اتفاقات رقبا را نیز ، آنطور که دلشان می خواست ثبت می کردند به عنوان مثال کمبوجیه پسر کوروش کبیر را ، دیوانه می خواندند و خشایار شاه را بد قیافه و بسیار زشت می خواندند و بسیاری دیگر . از آنجا که ایرانیان شخصی چون هرودوت و ... را نداشتند و سیستم ثبت وقایع را نیز نداشتند در حال حاضر ، نمی توانند اتهامات این چنینی را که هرودوت و دوستانش از بابت حسادت و کینه ورزی با ایرانیان ، به این کشور زدند را با دلیل و مدرک پاسخ دهند . کتیبه ها بهترین دلیل و مدرک برای این مسایل و روشن شدن شبهات تاریخی است . کتیبه ها بسیار ارزشمند هستند حتی اگر به صورت سنگ قبر هم باشند نیز ،اطلاعات مفیدی به باستان شناسان می دهند .
باید خدمت شما دوست عزیز ، عرض کنم که خیر . وجود کتیبه چه روی خاک و چه در زیر خاک ، نشانه گنج نیست . در گام اول خواهش می کنم هر مدل کتیبه یا لوح سنگی یا گلی را که یافتید آن را به میراث بدهید طبق قوانین ایران ، شما اگر به طور غیر عمد و نا خواسته ( لزومی ندارد بگویید که گشتم و پیدا کردم ) به آثار باستانی یا الواح و .... برسید و آن را تحویل میراث بدهید میراث فرهنگی موظف است معادل دو برابر ارزش ریالی آن را و همینطور حق الکشف شما را بپردازد . این کار دو طرفه سود است . هم شما به پول می رسید و هم آثار باستانی و پیشینه کشور حفظ می شود .
حال در خصوص خود کتیبه یا سنگ نبشته و یا الواح گلی باید عرض کنم که ، کشور عزیزمان ، در دوره های مختلف ، استفاده های مختلفی نیز از کتیبه ها داشتند که برخی به اختصار بیان می شود .
در پیش از تشکیل هخامنشیان ، الواح و سنگ نبشته هایی بر روی مقابر و مزار پادشاهان محلی ( مثل ماد ها ) ، بزرگان و دلاوران زمان ، قرار می دادند که جایگاه فرد و همچنین برخی از کارهای بزرگ او را ثبت کرده بودند . در این دوره ، کتیبه ها بر روی قبور و مزارها جای می گرفت . البته از دید گنج و دفینه هم برای جویندگان ، خالی از فایده نیست همه سازه های این دوره زمخت و بد تراش هستند و زیبایی ندارند . شمشیرهای صاف و بی کیفیت و سپرهای بد قواره و بزرگ ، مربوط به این دوره است . طلا هنوز وجود نداشت . این وسایل ارزش تاریخی دارند .
در زمان هخامنشیان ، وقتی ساختار حکومتی و پادشاهی دایر شد نیاز به ثبت وقایع و تاریخ نویسی بیشتر احساس شد . کتیبه داریوش و منشور کوروش و .... از این قبیل اند . در این کتیبه ها نیز بیشتر به ثبت وقایع و جنگها و معرفی و تاجگذاری سلاطین پرداخته شده است . کتیبه ها مختص سلاطین بوده و حتی ساتراپ ها نیز دارای کتیبه نبودند . در این دوره بین کتیبه و گنج ارتباطی نیست . البته بر روی تابوت برخی ساتراپها ( مانند همان مقبره جعلی و ساختگی ای که به نام داریوش سوم معروف شده و حدس بر آن است که حدود پنج تن طلا خارج شده ) خطوط و نوشته هایی است که به شرح حال فرد مدفون و موقعیت اجتماعی وی می پردازد ولی این نوشته ها به گنج و دفینه ارتباطی ندارد . این نوشته ها مفهوم دیگری دارد و هدایا نیز با نشانه های دیگری ، رمز گشایی می شود .
در دوره های بعد هم به همین ترتیب بوده یعنی کتیبه ها عمومی تر شده اند و به جز سلاطین ، افراد با نفوذ و مذهبی نیز دارای کتیبه بودند . ولی بین نوشته های کتیبه و هدایا هیچ ارتباطی وجود ندارد . بسیار دیده می شود که کتیبه موجود است ولی در مزار فرد ، فقط یک شمشیر بوده است . بر عکس نیز صادق است . در هر حال ارتباطی بین نوشته های کتیبه و گنج نیست کتیبه ها اطلاعات دیگری به ما می دهند که برای باستان شناسان بسیار ارزشمند است .
ولی جایی که کتیبه باشد یعنی فرد مهمی آرمیده و این می تواند کلید و یا سر نخ باشد .
کتیبه ها با خط های گوناگون در ایران یافت شده از اورخون و باحمی گرفته تا پارسی و پهلوی و عربی





