برای دستیابی به هر هدفی و در هر زمینه کاری ، باید اقدامات مناسب همان کار را صورت داد . برای رسیدن به این مهم ، بهتر آنست که از تجربیات دیگران استفاده کنیم 

برای این منظور ، برخی از توصیه ها و اعمال گوشزد میشود شاید که بکار آید .

در وهله اول دنبال دفینه یابی نباشید خیلی از کاوشگران با صرف کردن عمر خود و هزینه های بسیار ، در این کار ناموفق بوده اند . اول توصیه میشود اگر آلوده این کار نشده اید از این مهم دست بکشید .

حال بر فرض اینکه اجبارا این کار را آغاز کرده اید توصیه ها و لوازم لازم را به همراه داشته باشید . البته این موارد عمومی نیست و خاص مقابر بزرگ و دفینه های بزرگ است با این حال آگاهی از آن بسیار بهتر از ندانستن آنست .

به نسخه های کپی و اصلی و موکل و درویش ابدا اعتماد نکنید همه این دسته کلاهبردارند . نسخه های خطی مذهبی و ... هزارسال پیش با اینکه در موزه ها در شرایط ویژه نگهداری میشوند باز تا در معرض هوا قرار میگیرند پودر میشوند چه برسد به نسخه های داخل قبر و امثال آن .

در انتخاب همکاران و همراهان خود نهایت دقت را داشته باشید . به هیچ وجه به تنهایی اقدام نکنید .

اگر امکان انتخاب دارید به هیچوجه سراغ تونل و زاغه و چاه نروید . بسیار بسیار بسیار خطر ناک است . دنبال مقبره های  موجود در پایین تپه باشید .

قبل از حفاری حتما از محل کاوش اطمینان داشته باشید . شما تا قبل از اینکه بیل و کلنگ بزنید از نظر قانون بیگناهید ولی اگر با بیل و کلنگ شمارا در منطقه باستانی بگیرند برایتان بسیار گران تمام میشود . آنچه را که قبلا داشتید هم در معرض مصادره قرار میگیرد پس تمام جوانب را بسنجید .

پیش از حرکت لوازم کارآمد همراهتان باشد شامل : آب آشامیدنی ، چراغ قوه قوی ، سرکه سفید ( اگر نبود ترشی به مقدار دو کاسه ) دستکش مقاوم ، ماسک مناسب ، طناب محکم و سبک ، کپسول اطفا حریق co2  برای مار و .... ، قلم و چکش خوب ، بیلچه تاشو ، بیل و تیشه مناسب ، دلو لاستیکی برای تخلیه خاک ، قرقره مقنی ها اگر می شود ، دستمال تمیز ، کفش کارگری سرب دار اگر نبود پوتین سربازی ، دفترچه نوت برداری  و.... اگر در حین کار لازم هم نشود شما چیزی از دست نداده اید .

تمامی علایم و نشانه ها را با ذکر دقیق مکان ، در دفترچه بنویسید که اگر راه را اشتباه هم رفتید بتوانید دوباره از اول شروع کنید .

علایم را از بین نبرید . برای حفر زمین حتما به شکل مربع یا مستطیل حفاری کنید تا احتمال ریزش کمتر شود . در حین حفاری به سمت پایین تمامی سنگهای کنار دیوار را محار کنید یا تخلیه کنید . برای کاوش قبور هم ، به دور خود طناب ببندید و به جایی مورد اطمینان وصل کنید .

اگر در حین حفاری صدای تخلیه  باد را شنیدید سریع از محل فاصله بگیرید و بدون ریسک سرکه بپاشید . بعد از گشودن مقابر نیز بدون ریسک سرکه بپاشید و بعد باز گردید .

هر جا تکه سنگی صاف دیدید که کوزه ای روی آنست اول جای خود را محکم کنید بعد سنگ را بردارید احتمال سقوط دارد . اگر داخل و کف مقبره خاک سفید مثل آهک یا گچ سرند شده  بود داخل نشوید گرد آن شما را مسموم می کند . یا با لباس مقاوم بروید و اگر نبود آب زیاد بریزد تا به حالت گل در آید . 

در حین حفاری زمین اگر به خاک سرند شده سفید مثل بالا رسیدید مطمین باشید تله نیزه زیر پای شماست و احتمال سقوط دارید اول جای خود را محکم کنید .

برای تخریب دیواره تونل و رسیدن به اتاق دیگر ، حتما از استحکام سقف بالای سر مطمین شوید . هیچ وقت همه همراهان وارد تونل یا مقبره نشوید حتما یک یا دو نفر از بیرون نظاره گر باشند . اگر به ا جناس یا هدایا رسیدید بدون دستکش به آن دست نزنید اول با یک لیوان شیر از تمیز بودن آن مطمین شوید .

اگر بالای سرتان در تونل یا مقبره ها سوراخ بزرگتر از نیم متر دیدید بدانید که تله صخره غلطان وجود دارد ( بسیار کم است ولی ایمنی بهتر است ) . در هنگام ورود به تونل یا چاه اگر هیچ جانوری ندیدی (  مثل مار و خفاش و ....) از آن بترسید زیرا گازکربن حاوی سیانور منتظر شماست فردا دوباره برگردید .

برای ورود به تونل و .... که انتهای آن معلوم نیست حتما کپسول  co2  آماده  به پاشیدن همراهتان باشد جانوران را به خواب عمیق یکی دو ساعته میبرد . 

در حین کار اگر خراش و خونریزی کوچک داشتید لخته خون باقیمانده روی پوست را پاک نکنید .

و بسیار موارد دیگر که از حوصله دوستان خارج است .

در آخر اگر شیی یافتید که ارزش تاریخی دارد اگر آنرا به  طریقی ایمن ، به میراث فرهنگی رایگان بدهید بهتر از آنست که به خارج از کشور بفروشید .

هیچ  وقت به درویش و موکل اعتماد نکنید کلاهبردارند .



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 10:00 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

 اگر در شمال غربی کشور نماد چرخ خورشید یا صلیب را دیدید بدانید شما در فاصله کمتر از 15 متری قبر یک نجیب زاده مهر پرست  با هدایای خوب ، که در زمان هخامنشی تا اشکانی می زیسته قرار دارید .

صلیب یا چلیپا یا خاج ، یکی از بحث برانگیز ترین علایم در دفینه یابی است . به علت استفاده زیاد این علامت در قبرستان ها و قبور مردم عادی ، تشخیص این نکته که نشانگر وجود دفینه است یا فقط مزار فردی مسیحی است  کمی مشکل است .

در هر حال تجربیاتی در این زمینه کسب شده که  بیان میشود .

لازم است برای روشن شدن پیشینه این علامت کمی به عقب برگردیم یعنی حدود هفت هشت هزار سال پیش .

ایرانیان و پس از ایران بخش اعظمی از اروپا پیش از دین زرتشت ، اعتقاد به چند ایزدی داشتند میترا یا همان مهر  یکی از بزرگترین و مهم ترین ایزدان تاریخ ایران باستان بوده است . باستان شناسان معتقدند که میترا پرستان یا همان مهر پرستان 11 هزار سال پیش به این آیین معتقد بودند و مهر پرستی قدمت 11 هزار ساله دارد  و نماد صلیب یا چلیپا یا خاج ، نماد میترا و مهر پرستی است . علامت ضربدر یا صلیب شکسته هم با نام نماد چرخ خورشید یا گردونه مهر شناخته میشود که میترا در روز صعود به آسمان ، سوار بر چرخ خورشید شد و به آسمان رفت . این موضوع ، در مطلبی به صورت کامل برای دوستان تشریح خواهد شد . 

قسمتی که در حال حاضر مهم است  اینجاست که این نماد می تواند علاوه بر مسیحیان ، مربوط به مهر پرستان نیز باشد . زیرا مهر پرستی در ایران بعد از هخامنشیان نیز ادامه داشت و از آنجا که برخی نجیب زادگان  ( هفت خاندان بزرگ ) به مهر پرستی گرایش داشتند ، هخامنشیان برای جلب رضایت نجیب زادگان ، با کیش و آیین آنان هیچ مخالفتی نکردند چه بسا در اماکنی قبور مهر پرستان در جایگاهی بهتر از قبور نجیب زادگان هخامنشی پیدا شده است . لازم به ذکر است در زمان هخامنشیان دین ایرانیان زرتشتی شده بود  ولی هخامنشیان بعضا بر همان آیین قبل یعنی مهر پرستی گرایش داشتند .

حال اگر این نماد در قبور منتسب به مسیحیان باشد و به قول معروف سنگ قبر مسیحیان را نشان دهد که هیچ . مگر آنکه نمادهای دیگر دفینه گذاری مسیحیان نیز مکمل آن باشد تا با اطمینان از وجود دفینه در آنجا سخن گفت . این نماد صلیب ، معمولا در قبور مسیحیان فقط جهت اطلاع  دادن دین متوفی است مثل سنگ قبر مسلمانان که نام الله در آن ذکر میشود و نشانگر قبر مسلمان است و نه چیز دیگر .

در برخی مکانها که نشانه هایی از تمدن و زندگی پیش از میلاد وجود دارد و تاریخ محلی آنجا هم ،  تاکید بر عدم زندگی مسیحیان در منطقه دارد ، مسئله کمی متفاوت خواهد بود . اگر نشان چرخ خورشید یا گردونه مهر در مکانی بود بیانگر وجود مزار یک ناجی بزرگ یا نجیب زاده است . ناجی فردی بوده که آزمون مهری می گرفته تا اشخاص و جوانانی که تمایل به کسب درجات هفت گانه مهر ( درجات روحانی ) را داشتند به آیین مهر پرستی بگروند . برای قبول کیش مهر پرستی ،  افراد حتی30 الی 40 آزمون هم میدادند از زیر آب ماندن و در آتش رد شدن و کوهپیمایی سخت و.....  تا جسم و روح فرد ،  پاک و آماده شود . آن شخصی که این آزمون را میگرفته همان ناجی است . علامت چرخ خورشید و  گاها صلیب بر مقابر ، نشانه وجود ناجیان بزرگ مثل کشیش اعظم و کاردینال و پاپ کنونی است .

حال به تفسیر علامت چلیپا بپردازیم .صلیبی که به مهر پرستان منتسب باشد دو حالت بیشتر ندارد . یا هر چهار طرف آن ( چه گل در انتهایش باشد چه دایره و چه دو زبانه مانند پیکان برعکس و ....) یک اندازه است و یا یکی از اضلاع کوچکتر یا بزرگتر است . نماد صلیب و چرخ خورشید شما را به سمت مقبره یا قبر فردی بلند مرتبه هدایت میکند . عموما زیر سر و گردن ایشان فضایی برای دفینه تعبیه شده است . البته دفینه نیست بلکه توشه راه و هدایای متوفی برای خدایان است .

اگر صلیب با ضلع ( پا و یا دست و یا هر چه اسمش را بگذاریم مثل بعلاوه الان ) هم اندازه بود و هیچ علامتی همراهش نبود مطمینا اشاره به همانجا و همان نقطه دارد .

اگر صلیب هم اندازه یا به علاوه  ، به همراه اسکنه ( دایره حفر شده کوچک ) بود مسیر همان اسکنه است .

اگر صلیب به همراه صلیب یا به علاوه کوچک بود باز هم مسیر همان به علاوه کوچک است . عموما به علاوه کوچک یا دایره کوچک در یکی از چهار کنج صلیب یا به علاوه اصلی قرار دارد که جهت را به سمت های مشخص ، راهنمایی می کند . مثلا اگر خطوط صلیب را شمال و جنوب و شرق و غرب بدانیم به علاوه کوچک مسیر شمال غربی یا جنوب شرقی و امثالهم را نشان می دهد . برخی اوقات هم به علاوه یا نشانه کوچک در امتداد خطوط اصلی هستند که جهت را مشخص میکنند.

برای رمز گشایی صلیب هایی که یک پایه آن کوچکتر است مسیر همان سمت پایه کوچک است .

همچنین اگر پایه ای بلند تر بود مسیر همان جهت بلندتر را نشان می دهد . علایم کوچک و راهنما نیز به مانند بالا ( صلیب با پایه های برابر ) رمز گشایی میشود .

قبور این نماد نیز در فواصل خیلی کم که غالبا هفت گز و یا  هفت ارش است ( زیر 9 متر دنبال نشانه های طبیعی قبور و مقبره باشید ) قرار دارد دلیل اعتقادی و مذهبی دارد که در این مقال نمی گنجد و به طور حتم در آتی در خصوص مهرپرستان و اعتقادات و تدفین ایشان توضیحات کامل ارایه میشود 

 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:58 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در گذشته بسیاری از دانشمندان من جمله ابوریحان و رازی و .... در دو جهت مختلف ، یکی به دنبال ساخت مواد و یا فرمولی برای جاودانگی و به تاخیر انداختن مرگ و دارویی شفا بخش برای بیماری ها و جهت دیگر ساخت مواد و یا فرمولی برای تغییر جنسیت و تبدیل فلزات به طلا بودند که به کار آنان کیمیا و به دانشمندان نیز کیمیاگر میگفتند . در پی همین اکتشافات و تحقیقات بود که رازی موفق به کشف الکل شد . البته این نوع تحقیقات در تمام دنیا و دانشمندان گذشته ، رایج بود و تلاشهای بسیاری صورت گرفت . به مجموع این تحقیقات و ... علوم غریبه می گویند که جز در موارد نادر که قابل اثبات از روش علوم شیمی و فیزیک هستند مابقی کذب محض است . مثل آدم کوتوله ها که فقط و فقط جهت افزایش رنکینگ گوگل است و بازدید بیشتر از سایت .

برای ساخت طلا از فلز مس ، پیشرفت هایی به دست آمد ولی از آنجا که باید شرایط خاصی را ایجاد میکردند به صرفه نبود و گاهی اوقات بیشتر از خود طلا هزینه میشد . برای مثال فلز مس بکار رفته در راکتور روسی ، در بخش هایی به طلا تبدیل شده بود ولی بسیار پر هزینه مینمود به همین دلیل کسی دنبال کیمیا یا تبدیل فلزات به طلا را نگرفت . 

در تمامی اعصار ( تاکید میکنم در تمامی اعصار ) هیچ دانشمندی در ساخت اکسیری که الان مد نظر ماست و برای جاودانگی و یا تاخیر مرگ و یا شفای بیماری ها و یا رویت دفینه ها و .... کاربرد دارد موفق نشد . با علوم کنونی نیز ، کسی موفق نخواهد شد . شاید در آینده با پیشرفت علوم ، بتوان به این هدف نایل آمد . در برخی کتب قدیمی و یا روایات و کتب تاریخی می بینیم که کشف اکسیر را به دانشمندی یا شخصی نسبت می دهند ولی همان اکسیر مذکور ، برای یک یا دو نوع بیماری مناسب بوده مثل داروی سرما خوردگی و امثالهم . 

دلیل ، بسیار واضح است اگر کمی با سیستم مولکولی بدن و سیستم دفاعی بدن در مقابل بیماری ها آشنا باشیم به خوبی درک میکنیم چرا تاکنون اکسیر ساخته نشده . ما هیچ دارویی نداریم که خوب مطلق باشد و داروها علاوه بر رفع بیماری از بدن ، خود منشا برخی دیگر از بیماری ها هستند  

پس با این تفاسیر هیچ دارو و اکسیری نداریم که قسمتهایی از بدن در مقابل آن مبارزه نکند . از لحاظ علمی تولید اکسیر جاودانگی یعنی دروغ .

ولی اکسیر سردرد داریم اکسیر چشم داریم ، در قسمتهایی از بدن که ضعفی مشاهده میشود دارویی خاص همان قسمت تولید میشده و چون بازدهی خوبی برای آن قسمت داشته به آن اکسیر میگفتند مثلا اکسیر رشد مو .

نکته دیگر اینجاست اگر شخصی اکسیر داشته پس چطور مرده و از دنیا رفته ، چرا خودش مصرف نکرده و جاودانه نشده .

در تبلیغی خواندم اکسیر اصل ، یافت شده در مفبره ای باستانی ، با قیمت مناسب .....حال اگر آن فرد متوفی اکسیر داشته پس چطور خودش استفاده نکرده .

بخور ( بوخور )  هم همینطور است برخی دوستان می گویند بخور اصل که وقتی استفاده کنید شیاطین و اهریمن کنار میرود و شما گنجینه را میبینید . تضمین میکنم اگر به آزمایشگاه مورد تایید عموم ، ببرید و بگویید آنرا تجزیه و تفکیک کند به شما می گوید فلان درصد آمفتامین ( همان محتویات شیشه که توهم آور است ) دارد  و مردم با استفاده آن دچار توهم می شوند و در توهم خود اهریمنان را نابود میکنند . 



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:53 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

dafinehyaban

نشانه آخر در تشخیص مقبره ها ، نشانه آخر در تشخیص قبور مهم ، نشانه آخر در تشخیص چاه ها ، نشانه آخر در قلعه ها و تپه ها ، نشانه آخر در دفینه ای که به قصد دفینه و پس انداز قرار داده شده ، نشانه آخر در .......

آخرین نشانه به محل کاوش شما و همچنین نوع دفینه ای که به دنبال آن هستید متفاوت است .

از مقبره ها شروع می کنیم . نشانه آخر مقابر ، بستگی به زمان و دوره تدفین و همچنین ، مکانی که شما در آن قرار گرفته اید دارد . به این مفهوم که ، در زمینهای صخره ای و کوهستانی غرب و شمال غرب نوع خاصی از مقابر ساخته می شده که به تناسب آن نشانه های آخر خاص خود را داشته و در دشت های جنوب و جنوب غربی ، نوعی دیگر ، با علایمی دیگر به چشم میخورد . در شرق کشور نیز به همین ترتیب می باشد .

مقبره ها در دو نوع کلی ساخته می شدند یا درون کوه و دامنه کوه ، یعنی بالاتر از سطح زمین ، و یا در زیر سطح زمین ساخته می شدند . از آنجا که طبق اعتقادات ، این مقبره ها باید 12000 سال ( در تدفین ها به طور کامل توضیح داده میشود ) دوام بیاورد ساختار بسیار مستحکمی دارند بالاخص مقابر کنده شده در کوه ها .

مقبره هایی که در بالای سطح زمین است نیز خود دو نوع درب دارند . یا در دل صخره ها دربی همرنگ صخره های مجاور دارند که با ساروجی همرنگ پلمپ شده اند و یا درب ورودی آن در زیر خاک مدفون است .

آن دسته که دربی بر دل صخره دارند بسیار راحت تر از دسته دومی ، قابل تشخیص هستند . این مقابر دارای علایم و نمادهای حیوانی هستند و علایم آن تا شعاع یک متری ادامه دارد فقط باید چشمی کاوشگر داشت تا به نتیجه رسید . جوغن بزرگ و هوا کش از مشخصه های قابل تشخیص هستند . معمولا با این دسته از مقابر ، هیچ مشکلی نخواهید داشت زیرا در امتداد نگاه نمادهای حیوانی هستند و چیدمانی مشخص دارند.

دسته دوم از مقابر روی سطح زمین ، آن دسته از مقابرند که یا به علت شسته شدن خاک از ارتفاعات و رسوب بر روی درب مقبره ، قابل تشخیص نیستند و یا درب آن به صورت مخفی در زیر خاک قرار دارد . این دسته از مقابر نیز با کمی دقت ، قابل رمز گشایی است . این دسته نیز مانند دسته اول ، دارای نماد حیوانی هستند و این علایم تا یک متری آن ادامه دارد دقیقا به مانند دسته اول ، دارای هواکش و بعضا جوغن یا اسکنه هستند فقط درب آن قابل رویت نیست . نکته اصلی اینجاست : شما تا یکی دو متری درب با استفاده از علایم ابتدایی آمده اید حال نمی دانید کجا درب ورودی است و از آنجا که درب این مقابر ، بسیار مهم است ( زیرا از طریق سقف و یا کناره ها ، قابل نفوذ نیستند ) کاوش شما متوقف میشود . 

نشانه های درب آن چیست ؟ نشست بی دلیل زمین در شعاع یک یا دو متری ، بر آمدگی بی دلی در شعاع دو متری ، خاک دستی و روشن تر از محل ، سنگی قابل جابجایی که نیمی از آن داخل زمین است ، سنگ های کبود رنگ که با سنگ های منطقه همخوانی ندارد ، بوته هایی که در جهت جریان باد به طور کلی خم شده و ریشه سستی دارند ، بوته های روشن تر از بقیه محل ها و تردد موشهای سفید بزرگ و خاکستری روشن بزرگ و  ..... اینها همه نشانه های عمومی درب هستند ولی از همه مهمتر ....

در باستان ، رسمی وجود داشته که بسیار قوی جریان داشته و اجرا میشده که برای جویندگان راه گشاست . 

برای تمامی مقابر ، تاکید میکنم تمامی مقابر ، مکانی می ساختند یا مکانی انتخاب می کردند که بتوانند مراسم مذهبی را اجرا کنند . در این مراسم ها فضایی برای آتش روشن کردن به جهت نور ( مثل جوغنهای افقی ) و فضایی برای تجمع و دعا کردن باید باشد . یک نکته که کمتر به آن پرداخته می شود این است که ایرانیان این مراسم را در حضور نمادها و در جلوی رویت نمادهای مقدس انجام می دادند . یعنی اگر یک مقبره ای که درب آن باز شده باشد را بیابید و در جلوی ورودی به طوری که کمر شما به سمت داخل مقبره باشد متوجه خواهید شد که تمامی عناصر موجود در اطراف ، به گونه ای چیده شده اند که انگار در حال نگاهبانی و یا رویت درب ورود هستند . نمادها در حال نگهبانی یا رویت مقبره هستند . همانجا یعنی جلوی درب ورودی مکانی بوده که فرد مذهبی آن دوران ، قرار میگرفته و مشغول دعا خواندن و تحویل دادن روح فرد متوفی به خدایان میشده است . پس به راحتی میتوان از این ترفند استفاده کرد تا درب ورودی را یافت . فرض کنید شما از مقبره بیرون آمدید بهترین منظره برای شما کجاست و یا بهترین نقطه برای نگهبانی دادن نمادها و رویت نمادها ، کجاست زیرا همه نمادها و عناصر موجود به سمت درب ورود نشانه رفته اند حتی چیدمان سنگها و تراش خوردن سنگها بی دلیل صورت نگرفته است . برای درب ورودی فاصله ای کمتر از 5 متر با خود مقبره در نظر بگیرید . مقابر عمدتا تونلهای طولانی ندارند . تونلهای طولانی ، مختص دفینه زاغه و یا غار هاست که معمولا در جلوی درب آنها نگهبان و یا خود سازندگان غار دفن شده اند.



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:49 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

dafinehyaban

این مکانها ، به دلیل مقاومت پایین و فرسایش زیاد سنگها ، به هیچ وجه مکان مناسبی برای قبور مهم و مقبره و در کل ، دفینه ، نیست .زیرا هیچ کسی نمادهای مذهبی و علایم خود را روی این نوع سنگ حکاکی نمیکند . وجود مقبره نیز در این نوع کوه ها ، دور از ذهن است دلیل بسیار واضح است . طبق آیین باستان ، مقابر باید 12 هزار سال در مقابل فرسایش و طبیعت مقاومت کند دلیل مذهبی دارد که در این مطلب نمی گنجد . ولی این نوع از سنگها ، با اولین تغیر دما دچار شکستگی شده و ساختار قبور را تهدید می کند . پس با این نکته ، در می یابیم که کوه ها و دامنه هایی که مشکوک به باستانی هستند حتما باید دارای ساختاری محکم و مقاوم در برابر فرسایش باشد .



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:47 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

نماد و سنگ نگاره خورشید ، پر تنوع ترین سنگ نگاره مورد استفاده در باستان بوده است . به طوری که بیشتر از پنجاه نوع آن در حالات مختلف و به همراه دیگر نمادها ، در حال حاضر موجود است . 

موارد استفاده نماد خورشید ، در دو جهت قابل بررسی است . نماد خورشید استفاده شده بر قبور و دیگری ، نماد خورشید استفاده شده بر اماکن مذهبی که بعضا خالی از هر گونه اهدایی هستند .

dafinehyaban

برای کشف و تفسیر این نماد ، آگاهی از زمان و دوره استفاده آن بسیار حایز اهمیت است . این نماد در ده هزار سال پیش هم استفاده می شده است البته برای اجرای مراسم مذهبی .

سنگ نگاره خورشید به مانند دیگر نمادهای مورد استفاده در مقابر و دفینه ها ، به صورت تنها دیده نمی شود و همیشه به همراه دیگر نمادها قابل تفسیر است . از سنگ نگاره هایی که به همراه خورشید وجود دارند می توان به سنگ نگاره و یا تندیس عقاب ، ماه ، ستاره ، صلیب ، گردونه مهر ، اسب حک شده ، جوغن در اندازه های مختلف ، مثلث ، مربع ، چهره انسانی ، سنگ محراب ، انسان بالدار ، انسان تمام قد و یا روحانی و ...... اشاره کرد .

برخی از این نمادها به اشتباه ، در زمره دفینه دارها قرار گرفته اند ولی همه این نمادها ، دارای هدیه نیستند و برخی از این نمادها فقط و فقط جهت اجرای مراسم مذهبی به کار می رفته است .

سنگ نگاره خورشید به صورت برجسته ( بسیار مهم ) ، حک شده ، دارای چهره انسانی ، نیمه خورشید ، دارای اشعه برابر و یا یکی بلند یا کوتاه تر وجود دارد . 

این نماد برای اشخاصی چون ساتراپ ها ، ناجیان بزرگ ، موبدان حکومتی ، شاهان محلی ، پادشاهان مرکزی ، مغان ( در دوره ای ) ، شاهزادگان و بزرگان و کاتبان آتشکده های بزرگ ، و ..... به کار می رفته است . برای اماکنی چون میترائیوم ها و آتشکده ها و عبادتگاههایی که سنگ محراب دارند و بعضی قلعه ها به کار میرفته است .

قسمتی که مهم تر است اینجاست که به ما می گوید در این حوالی شخصی که دارای اهمیت دولتی و حکومتی بوده خوابیده و یا مکانی وجود دارد که محل عبادت بوده و روحانی آنجا  مورد تایید حکومت  بوده ، وجود دارد .

تفسیری که شایسته این نشان است اینچنین است :

مهمترین نکته اینجاست که فاصله مقابر یا اماکن مزبور ، کمتر از یکصد گز است یعنی براحتی باچشم قابل رویت است .

نماد خورشید کامل با اشعه برابر به طوریکه هیچ مسیر و نشانه ای را به ذهن ندهد ، کمتر از یکصد و ده متر به سمت شرق در سینه کش کوه و یا تپه بلند ، به دنبال ضربدر یا صلیب باشید ( دنبال نشانه دیگر ) .

نماد خورشید با اشعه که یکی از آنها بلندتر است ، دیگر نیاز به توضیح نیست خود اشعه بلند مسیر شماست . با اندازه گیری و تبدیل کردن به متر ، گاها میتوان نتیجه گرفت ولی در کل احتمال خطا را افزایش می دهید . به دنبال نشانه تکمیلی بگردید بسیار مطمین تر است .

نماد خورشید با اشعه هایی که یکی از آنها کوتاه تر است ، این نیز نیاز به توضیح ندارد مسیر اشعه کوتاه مسیر شماست 

نماد خورشید نیمه با اشعه برابر ، به سمت برآمدگی نماد خورشید ، مسیر شماست حتی اگر به سمت شرق نباشد . 

نماد خورشید با سه اشعه  ، در جهت اشعه وسط یا دوم مسیر شماست حتی اگر به سمت شرق نباشد .

نماد خورشید با جوغن ، مسیر جوغن مسیر شماست کمتر از 10 متر به سمت جوغن ، حتی اگر به سمت شرق نباشد نشانه دیگری است .

نماد خورشید با چهره انسانی نیز نیاز به توضیح ندارد در جهت نگاه نماد در فاصله کمتر از صد متر ، نشانه دیگری است

سنگ نگاره خورشید به همراه انسان بالدار ( یا حیوانات بالدار ) به معنی وجود فره وشی حکومتی است در کمتر از ده متر به دنبال برآمدگی نا متعارف زمین باشید . ورودی برای کسب هدیه ، از زیر مزار فره وشی است .

در هر صورت اگر سنگ نگاره خورشید را نتوانستید تفسیر کنید در گام اول ، از کنار نماد به سمت شرق حرکت کنید با کوه و یا تپه ای بلند روبرو خواهید شد در مسیر حرکت ، بسیار دقت کنید تا یکصد و بیست قدم ادامه دهید بدون شک در مسیر به نشانه آخر که جوغن یا صلیب و یا ضربدر و یا صخره ای تراش خورده ویا .... است میرسید . 

نمادهای خورشید که نشان هدیه نیستند :

سنگ نگاره خورشید در کنار سنگ محراب نشان دهنده دفینه نیست . فقط موکد آن است که در این مکان مراسم مذهبی برپا می شده است . نشان خورشید بر روی ورودی قلعه ها و به طور کل ورودی ها ، موکد هدیه نیست.



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:44 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

همانطور که در مطالب قبل عنوان شد هفت خاندان ، از بین طوایف موجود ، به سلسله هخامنشی نزدیک تر بودند و کارهای حکومتی زمان خود را انجام می دادند .

بعد از هخامنشیان ، حکومت سلوکیان برای مدتی بر ایران حکومت کرد که همان گماشتگان اسکندر مقدونی بودند . ولی این حکومت دوام چندانی نداشت و اشکانیان به کمک همین هفت خاندان بر سلوکیه غلبه کردند . این هفت خاندان ، در بین دیگر طوایف ، ارج و قرب بیشتری داشتند و امتیازات خیلی بیشتری نسبت به مابقی داشتند .  به ایشان هفت خاندان ممتاز می گفتند . حال از بین همین هفت خاندان نیز ، سه خاندان یا خانواده ، از دیگران برتری نسبی داشتند که عبارت بودند از خاندان کارن و خاندان سورن و خاندان اسپهبد یا اسپهباذ . هر سه این طوایف لقب پهلو داشتند که به معنی پارت می بود .

ساسانیان نیز همین روش را دنبال کردند . در زمان ساسانیان ، واسپوهران که همان روسای قبایل هفت گانه بودند بسیار مقتدر و دارای امتیازات ویژه ای بودند . البته همین طوایف در زمان جنگ ها ، رشادتهای بسیاری از خود نشان می دادند که نشان می دهد به حق دارای امتیاز بودند . در تاریخ باستان ، نام کارن و مهران و سورن و اسفندیار بسیار شنیده ایم . ایشان از همین طوایف بودند .

حال هفت خاندان ساسانی که بودند و در کجا مستقر بودند ؟

خاندان سلطنتی که همان خاندان پارس بودند .

خاندان اسپهبد پهلو یا اسپهباذ پهلو  که در گرگان مستقر بودند . 

خاندان کارن پهلو که در نهاوند مستقر بودند و بخشی از گارد حکومتی بودند .

خاندان سورن پهلو که ایشان در سیستان کنونی استقرار داشتند و ایشان نیز در گارد حکومتی دخیل بودند .

خاندان زیک که در آذربایجان مستقر بودند و مراقب مرزهای شمال غربی بودند .

خاندان مهران نیز در ری کنونی مستقر بودند .

خاندان اسپندیاز ( اسفندیار ) نیز به مانند مهران در ایالت کمیش بودند سمنان و البرز 

روسای این قبایل ، با نام واسپوهران شناخته می شدند و در تصمیم گیری های بزرگ ، شامل جنگ و صلح و غیره ، مشاور پادشاه بودند .

سرکرده های این قبایل ، با تشریفات ویژه و با نمادهای سلطنتی به خاک سپرده میشدند . دلیل وجود مقابر ، با هدایای زیاد نیز همین امر است . ایشان از آنجا که تحت حمایت کامل پادشاه بودند ، تقریبا تمامی نمادهای پادشاهان را ( به غیر از چند نماد سلطنتی )  بر قبور خود دارند .



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:42 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

علت اینکه چند نام دارد این است که در ادوار مختلف و با زبان های مختلف به کار رفته است و علت تخمین نیز آنست که این مقیاسها ، بر مبنای طول دست و یا گامهای افراد بوده که در افراد مختلف با اندامهای متفاوت از هم ، متغیر بوده است . ولی به طور کلی تفاوت یک یا دو سانتی دارند نه بیشتر .

یک ذرع و یا یک گز : 104 تا 110 سانتی متر که هر 2 ذراع یا ارج برابر بوده با یک ذرع

یک ارش یا ارج و یا ذراع : 52 الی 55 سانتی متر که هر 2 ذراع برابر بوده با یک گز . قابل توجه آنکه اکثر سازه های سنگی هخامنشیان ، با این مقیاس است .

یک چارک : برابر با یک چهارم گز که 26 سانتی متر می شده ( حدودا ) است ولی کاربرد چارک در تمامی اوزان و طول ها ، به عنوان یک چهارم به کار می رفته است به عنوان مثال یک چارک جریب یا یک چارک من تبریز

یک گره : برابر با 5/5 الی 5/6 سانتی متر 

یک بهر : برابر بوده است با نیم گره ، معادل 2/7 الی 2/8 سانتی متر 

یک وجب : که نیاز به توضیح نیست این مقیاس به صورت عرفی بوده و مقیاسی رسمی نبوده است

یک بند : یک بند انگشت 

یک واحد طول که اخیرا باستان شناسان کشف نموده اند و هنوز نامی برای آن نیافته اند نیز وجود داشته که 3 میلی متر کنونی بوده و می توان گفت که یک دهم بهر ، معادل دو میلیمتر و هشت دهم میلیمتر ، مهمترین و کاربردی ترین مقیاس اندازه گیری در ایران باستان بوده است . 

یک فرسخ : معادل 6000 ذرع بوده است 

چند مقیاس هم برای اندازه گیری سطوح وجود داشته که آنرا نیز بدین ترتیب شرح خواهیم داد :

یک جریب : ( این واحد سطح از آرامیان به ساسانیان وارد شد و بعد از حمله و غصب ایران توسط اعراب بادیه نشین ، وارد فرهنگ اعراب شد ) هر جریب برابر است با زمینی به طول 60 ذزاع و عرض 60 ذراع ، که می شده 3600 ذراع . از آنجا که هر ذراع 55 سانتی متر بوده حدودا می شده 33 متر در 33 متر .  

با این حساب می توان گفت هر یک جریب برابر است با زمینی به مساحت تقریبی 1000 متر مربع ولی در برخی اسناد تا 1100 متر نیز لحاظ می شده است 

یک قصبه : هر یک قصبه ، زمینی به مساحت یکصد متر مربع را شامل می شده است یعنی هر جریب برابر بوده است با 10 قصبه .

مهمترین این واحدها در طول ، گز و ارش بوده و در سطح نیز واحد پر کاربرد آن ، جریب بوده است .

واحدهای دیگری نیز به کار می رفته مانند قفیز و کیل و عشیر و ...... که به محتوای مباحث دفینه یابان مرتبط نیست به همین دلیل از ذکر آن خودداری شده است

نمادهایی که بر مقابر موجود است معمولا با ضریب 100 برابر و یا 10 برابر رمز گشایی می شوند . برای مثال مسیر کاوش تندیس برخی از شتر های یک ذرعی را ، یکصد ذرع رمز گشایی میکنند . یا برخی از جوغن های یک گره ای را ده گره ، رمز گشایی می کنند . بنا بر این بهتر است که این مقیاسها را کاوشگران بدانند . 



تاريخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 | 09:40 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

    كورش پارسي (از نوادگان هخامنش) در سال ۵۵۰ ق.م. با غلبه بر آستياگس (آخرين پادشاه ماد) دولت ماد را منقرض و دولت هخامنش را تاسيس كرد. اسكندر مقدوني در سال ۳۳۱ ق.م. دولت هخامنش را سرنگون كرد.

در پنج هزار سال پيش از ميلاد در منطقه اي ميان روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوهاي اورال قومي زندگي ميكرد كه فرانتس بوپ آلماني آن قوم و زبان آنها را هندواروپايي ناميد. در اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد گروهي از اقوام هندواوپايي كه خود را آريايي مي ناميدند سرزميني را به تصرف در آوردند و آن سرزمين به نام آن قوم ايران ناميده شد.

اطلاعاتی و مطالبی درباره خط و زبان ها در دوران ایران باستان

    در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد ايرانيان در شرق ايران در سرزمين هرات و مرو حكومتي تشكيل دادند كه اخبار آن به صورت افسانه اي در بخش پيشداديان و كيانيان در شاهنامه فردوسي به جاي مانده است. در اواخر سده هشتم پيش از ميلاد ، ديوكس دولت ماد را در همدان تاسيس كرد. دولتي كه ديوكس بنيان نهاده بود تابع دولت آشور بود. در اوايل سدۀ هفتم پيش از ميلاد هخامنش در پارسومش (واقع در نزدكي شوش) دولت پارسي هخامنش را تشكيل داد. اين دولت تابع دولت مادها بود. در سال ۶۱۲ ق.م. هوخشتره مادي با تصرف نينوا (پايتخت آشور) دولت مستقل ماد را تاسيس كرد.
    كورش پارسي (از نوادگان هخامنش) در سال ۵۵۰ ق.م. با غلبه بر آستياگس (آخرين پادشاه ماد) دولت ماد را منقرض و دولت هخامنش را تاسيس كرد. اسكندر مقدوني در سال ۳۳۱ ق.م. دولت هخامنش را سرنگون كرد.

    از آغاز آمدن ايرانيان به اين سرزمين تا سال ۳۳۱ ق.م. از لحاظ تاريخ زبان فارسي دوره باستان ناميده ميشود.
    از سال ۱۰۰۰ تا ۷۰۰ ق.م. دوره رواج ايران باستان است.
    از ايرانيان باستان اثري بر جاي نمانده است. از طريق زبانهايي كه از آن منشعب شد آن را باسازي كردند.
    در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد ، ايرانيان باستان در بخشهاي مختلف ايران به صورتهاي مختلفي در آمد و هر صورت آن زبان مستقلي شد. در ميان زبانهاي منشعب شده از ايرانيان باستان تنها از زبانهاي زير آثاري به جاي مانده است.
    زبان سكايي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي يوناني و لاتيني و هندي به جاي مانده است.
    زبان مادي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي فارسي باستان و يوناني به جاي مانده است.
    زبان اوستايي _ كه تنها اثري كه از اين زبان به جاي مانده كتاب اوستاست.
    زبان فارسي باستان _ از اين زبان كتيبه هاي شاهان هخامنشي باقي مانده است.
    من اولين زبانهايي را كه حروفش را براي شما ميگذارم تا با آن آشنا بشويد زبان اوستايي و زبان فارسي باستان است. كه جزو اولين و مهمترين خطها و زبانهاي باستان است.
    بعد از آن در همينجا به مرور كليه زبانها و خط هاي باستاني را برايتان خواهم گذاشت تا بيشتر با تاريخ و گذشته نوشته نشدهء ايران باستان آشنا شويد.
    خط اوستایی و تعدادی نوشته به این خط
    خط اوستایی
    ماه نیاش به خط اوستایی
    ترجمه ماه نیاش
    آبان یشت ۱
    آبان یشت۲
    ترجمه آبان یشت ۱ و ۲
    خط اوستایی تمام شد و خط بعد خط فارسی باستان میباشد.
    فارسي باستان زبان قديم مردم پارس بوده است. مهمترين اثر بازمانده از فارسي باستان كتيبه داريوش بزرگ بر كوه بيستون است. از ديگر پادشاهان هخامنشي هم كتيبه هايي به جاي مانده است.
    فارسي باستان به الفبايي نوشته شده است كه ميخي ناميده ميشود. علت اين نامگذاري آن است كه حرفهاي اين الفبا به ميخ شبيح است. ظاهراّ داريوش بزرگ دستور داده است كه الفبايي براي فارسي باستان ساخته شود و زبان بدان نوشته شودالفباي فارسي باستان از الفباي اكدي و الفباي اكدي از الفباي سومري گرفته شده است.
    اين الفبا ۳۶ حرف دارد و ۲ واژه جدا كن و ۸ انديشه و نشانه هايي هم براي اعداد.
    الفباي فارسي باستان از چپ به راست نوشته ميشود.
    خط میخی
    کتیبه دي پي دي
    کتیبه داریوش بزرگ
    کتیبه خشایار شاه
    زبان پهلوي اشكاني
    پهلوي اشكاني زبان پهله بودكه شامل خراسان و مازندران و جنوب تركمنستان مي شد. در زمان داريوش پدرش استان دار پهله بود در همين سرزمين اشك اول توانست به حكومت يونانيان خاتمه دهد و دولتي تاسيس كند.
    اين زبان به سه صورت نوشته مي شده است.
    الفباي پهلوي اشكاني
    الفباي فارسي ميانه
    الفباي مانوي
    كه هر سه تاي آن را برايتان مي گذارم.
    خط پهلوی اشکانی
    نمونه خط پهلوی اشکانی
    خط مانوری
    نمونه خط مانوری
    کتیبه شاهپور در حاجی آباد
    ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد
    فارسي ميانه
    فارسي ميانه دنباله فارسي باستان است كه به اين زبان پهلوي ساساني هم گفته ميشود.
    اين زبان در دوران ساساني زبان رسمي ايران بوده است و از آن چهار نوع اثر با چهار نوع الفبا به جاي مانده است.
    الف- فارسي ميانه كتيبه اي
    ب – فارسي ميانه مسيحي
    ج – فارسي ميانه زرتشتي
    د- فارسي ميانه ترفاني



تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 14:52 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

گنج و زیر خاکی یا دفینه ، هر شخصی را به فکر کاوش می اندازد . همه ما برای طی ره صد ساله در یک شب ، بی قرار و آماده هستیم .

ولی نکته مهم اینجاست که کجا را کاوش کنیم چه علایمی ، نشانه های گنج هستند . 

متاسفانه دوستان و برخی کاربران عزیز ، بدون در نظر گرفتن جوانب کار ، اقدام به ارسال تصاویری می کنند و با شور و شوق وصف ناشدنی ، منتظر شنیدن پاسخی هستند که ایشان را به گنج برساند . شرایط به گونه ای می شود که بنده از گفتن حقیقت به ایشان شرمسار می شوم زیرا تمام امید و آرزوی شخص با گفتن این جمله که تصویر ارسالی شما نشانه گنج نیست نقش بر آب می شود . عاجزانه خواهش می کنم به نکات ذیل توجه لازم را مبذول فرمایید .

دوستان گل ، گنج و دفینه در هر مکانی نیست که بشود آنرا به راحتی بدست آورد . صبر ایوب می خواهد و دانش ابو ریحان . 

به حرفهای برخی سایت ها که هدفشان فروش گنج یاب است گوش نکنید . ایشان قصد فروش گنجیاب دارند و بازار سازی می کنند شما دوست عزیز ، با این آدرس هایی که برخی دوستان می دهند مجبور به خرید گنجیاب می شوید و این یعنی سود برای صاحبین سایت . با این حرفها هم خودتان را خسته می کنید هم برای خودتان شر درست می کنید و از همه مهم تر اینکه بخشی از پولتان به فنا می رود . آثار باستانی هم که دیگر هیچ .... گنج یابهای کنونی ، فقط برای زمین های کشاورزی مناسب است که نه حفره دارند و نه صخره ای در دل خود دارند . در زمین هایی که صخره ای هستند دستگاه ها به مانند اسباب بازی عمل می کنند .

دفینه ها به طور کلی نشانه ها و نماد های خاصی دارند که آنرا تشریح می کنیم .

در وهله اول سنگ نگاره و یا جوغن ، باید بر روی سنگ های ثابت و صخره ای باشد . 

سنگ نگاره ها و نماد ها باید به صورت حک شده و یا برجسته باشد . یعنی دارای عمق باشد . نه اینکه مانند نقاشی روی سنگ باشد .

نکته بسیار مهم این جاست که حتما باید بین این علایم و نمادها ارتباط باشد و پیوستگی داشته باشند و مفهوم خاصی را منتقل کنند با یک جوغن در وسط بیابان شما به گنج نمی رسید .

ساروج دفینه با ساروج به کار رفته در سازه های معمولی به طور کل متفاوت است . گل و ملات نیست که با یک بیل آنرا خراب کنیم . به عنوان مثال تندیسی که شبیه لاک پشت ساخته شده و از ملات گل و سنگ ریزه استفاده شده دفینه ندارد . حتی اگر مورد حفاری قرار گرفته باشد دلیلی بر ربودن بار نیست . مثلا همین لاک پشت باید بر روی لاک خود ، خطوطی داشته باشد تا بتوان آنرا لاک پشت نامید یا دست و پا و یا چهره و یا دم ... وجود تندیسی که شبیه لاک پشت است دلیل لاک پشت بودن آن نیست . در ساروج از آهک زنده استفاده می شده است به این دلیل که استحکام زیادی در برابر بلایا و هم چنین حیوانات و از همه مهم تر نفوذ آب و سیلاب داشته باشد . پس ساروج و ملات ساروجی باید و باید مستحکم بوده باشد .

در رودخانه ها و همچنین در کنار رودخانه دفینه ای قرار نمی دادند زیرا در مواقعی که بارشهای آسمانی به اوج خود می رسید سیلاب های بسیار قوی ، کناره های رودخانه ها را تخریب می کرد و می شست و به همین دلیل دفینه یا جابه جا می شد و یا تخریب می شد .

در کوه ها و تپه هایی که سنگ های شکننده دارند کسی دفینه قرار نمی داد و نماد حکاکی نمی کرد . دلیل روشن است فرسایش بر روی این نوع سنگها ، اثر بسیار زیادی می گذارد و دفینه از ماهیت خود که پنهان بودن است دور می شد . 

بسیاری از علایم و نمادها ، برای آگاهی عموم (  مردم زمان خودشان ) ساخته می شدند و کاربرد عمومی داشته اند . مانند چاه در این نزدیکی است و یا ذاغه ای در این مسیر است یا این مسیر ، مسیر عبور کاروان است و یا کاروانسرا در این حوالی است و بسیاری دیگر 

در حوالی مکانهایی که نشانه زندگی نیست یعنی رودخانه قدیمی و یا زمین مناسب کشاورزی و .... ندارد دفینه ای نمی توانید بیابید پس با هر سوراخ و ضربدری به گنج نخواهید رسید . 

هر قلعه و یا سازه قدیمی دارای دفینه نیست بسیاری از قلعه ها ، به صورت عمدی تخلیه شده اند و در زمان تخلیه و یا کوچ مردم ، همه داروندار خود را برده اند فقط برخی مکانها که ساکنین آن توسط دزدان و یا راهزنان و جنگ از بین رفته اند دارای گنجینه های پنهان هستند آن هم مشروط بر اینکه تاکنون به تاراج نرفته باشد . 

هر جوغنی نشانه وجود بار نیست جوغن ها از ده هزار سال پیش وجود داشته اند و نشانه وجود قبر هستند نه نشانه بار .

تصاویر ارسالی باید گویای شرایط باشد . فقط عکس گرفتن از ضربدر یا جوغن و یا ..... نمی تواند برای تصویر سازی و رمز گشایی آن کمکی بکند حتما باید اطراف آن با ذکر جهت جغرافیایی ضمیمه تصویر اصلی باشد .

و در پایان ، در ایران عزیزمان هنوز یکصد و هفتاد هزار تن طلا آرمیده و کشف نشده است این رقم پیش بینی بزرگان باستان شناسی است و عددی بر مبنای تخیل نیست . ولی اگر قرار بود که من و شما با تکیه بر اطلاعات برخی سایت ها ، به گنج برسیم هم اینک هیچ فقیری نداشتیم . 2000 سال است که ایرانیان در پی کشف گنجینه مقابر و دفینه های باستانی هستند و کمتر از یک درصد موفق شده اند .

انگیل ها و یا غارهایی که طول زیاد ندارند محل دفینه نیست . خودتان را جای دفینه گذار بگذارید آیا آن را جایی قرار می دادید که بتوان براحتی کشف کرد .

توالی و پیوستگی علایم بسیار مهم است و نمادها باید دارای مفهومی خاص باشند و این نکته موید آن است که این نمادها باید در دید رس دیگر نمادها واقع شده باشند . به طوری که بتوان آنرا پازل نامید و بتوان جدول گونه آنرا حل نمود



تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 14:50 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران