وب گیتاریست
- وب جاوخانه های سنگی اشتهارد واقع در مسیر جدید اشتهارد به نظر آباد واقع شده، این خانه ها در ده کیلومتری اشتهارد واقع شده که نشان دهنده زندگی، در زمان های دور و چیزی حدود ۲۰۰۰ سال پیشه. مجموعه خانه های سنگی اشتهارد شامل اتاق هایی دست کن در دل کوه های سنگیه. این مجموعه در منطقه ای با نام دایلر قرار داره. قدمت این طاق های سنگی به دوران اسلامی و حتی قبل از اون بر می گرده. این خانه های سنگی به علت بارش های باران و تغییر فصول فرسوده شده و امروزه برخی از این خانه ها بصورت سالم باقی مونده و جزئی از آثارات تاریخی اشتهارد محسوب می شه.
در بین آثار دفینه اسنفاده از میمون زیاد به چشم نمی خورد و اون هم به دلیل کم بودن این حیوان در ایران می باشد.وای اکثرا به شکل سنگ بزرگ سر میمون دیده می شود. میمون حیوان بازیگوش بوده و بسیار شلوغ می باشد. باید در دید مسیر این حیوان یک درخت بسیار کهنسال یا درخت موزی وجود داشته باشد. دفینه در اطراف آن است. با توجه به خصوصیات این حیوان می توانید آن را رمزگشایی کنید.
در علامت میمون که به یک صخره نگاه می کند یا آنجا را نشان می دهد باید بالا بروید و جای نشستن میمون را پیدا کنید و جنس در زیر نشستن آنهاست. اگر میمون نشسته باشد و با جلو نگاه کند باید زیر آن را بکاوید. اگر میمون تنها باشد و راس جانبی آن یک چشم باشد در اینصورت خط قیاس از چشم به سوی هدف خواهد بود.
اگر میمون بصورت سرتا پا باشد در این صورت قیاس ما اندازه گیری از سرتا پا بوده و هر یک سانت را ۱ متر در نظر بگیرید و قیاس به انجای دو چشم باشد هدف را می یابید.
باستان شناسان با بررسی بقایای باستانی تپه ای به نام «تل کیسون» در سرزمین تاریخی فلسطین، یک اردوگاه ارتش 2500 ساله کشف کرده اند که احتمال زیاد می دهند متعلق به ارتش ایران بوده است.
حدود 2500 سال پیش کمبوجیه دوم پادشاه ایران با ایجاد ارتشی برای حمله همه جانبه به مصر آنها را در فلسطین مستقر کرده است.
به نوشته این روزنامه، اکنون باستان شناسان معتقدند که احتمالا این اردوگاه را در شمال سرزمین فلسطین کشف کرده اند واین مکان نقطه شروع حمله این پادشاه هخامنشی به مصر بوده است.
در میان کشفیات منطقه تل کیسون بقایایی وجود دارند که قدمت آنها به دوره پارسی بر می گردد.
تل کیسون تپه ای با ارتفاع 28 متر در مرکز دشت ساحلی عکا واقع شده است.
اشیای سرامیکی و ظروف آشپزی یونانی و فنیقی آن زمان در تل کیسون نشان می دهد که این منطقه بخشی از اردوگاه ارتش بزرگ هخامنشی بوده است.
کمبوجیه ارتش خود را بین سالهای 520 و 530 قبل از میلاد برای روانه شدن به مصر در تل کیسون آماده می کرد.
کمبوجیه دوم، پادشاه هخامنشی و آغازکننده دودمان بیست و هفتم مصر و فرزند کوروش بود. از مهمترین اتفاقات مربوط به زمان وی می توان به حمله مصر و تصرف آن اشاره کرد.
کمبوجیه در سال های پس از رسیدن به قدرت، بیش از هر چیز وقت خود را صرف تهیه مقدمات لشکرکشی به مصر کرد. در سال 525 پیش از میلاد تدارک لازم برای لشکرکشی به مصر پایان یافت و سپاه کمبوجیه طی ده روز از صحرای سینا گذشته و مصر را تصرف کرد.
در این مطلب مباحثی واقعی ولی بسیار عجیب در خصوص تکنولوژی ساخت قایچه پرنده و روش استفاده آن خواهید خواند.
خلفای اموی و عباسی و همچنین موقولها در سركوب تكنولوژی ساخت قالیچه های پرنده نقش
اساسی را داشتند بعد نیست این موضوع رو دنبال کنید و بعد خودتون قاضی بشید که تاریخ ایران چقدر مورد آسیب قرار گرفته و چه اتفاقات زیادی بر سر مردم و سرزمین ایران در گذشته تا امروز افتاده و ایرانیان باستان چه جایگاهی در گذشته بین ملت های دیگر داشتند و امروزه جایگاهشون در بین دیگر ممالک از چه رتبه ای برخوردار است
هنری بك در سرداب های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیكی دریای خزر، طومارهایی یافته است كه شواهد جدیدی در مورد قالیچه های پرنده به دست می دهد.این طومارها كه به طرز خارق العاده ای سالم مانده اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یك محقق یهودی به نام اسحاق بن شریره نوشته شده است.
پس از آن كه پروفسور جی. دی . سپتیموس، زبان شناس مشهور، این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه كرد، این دست نوشته ها باعث جنجال های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت كوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، كنفرانسی با حضور كارشناسان برجسته بین المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بك، این دست نوشته ها را جعلی خواندن. اما پروفسور سپتیموس كه به خاطر عدم شركت بك در این كنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت كه این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.
قدمت این دست نوشته ها اكنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به كم روش رادیو كربن در حال تعیین است.
بنا بر نوشته های بن شریره، حكام مسلمان متعصب آن زمان قالیچه های پرنده را وسیله ای شیطانی می دانسته اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سركوب كرده اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاك كرده اند.هر چند قالیچه های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می شده اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.
بنابر یادداشت های بن شریره، نخستین اشارات به قالیچه های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یكی از این كتاب ها، مجموعه ای از ضرب المثل ها است كه توسط شامشاد، وزیر نبوكدنزر پادشاه بابلی جمع آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه ای از گفتگوهای باستانی است كه توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته های بن شریره، قالیچه های پرنده ای كه می توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط كیمیاگران و صنعت گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملكه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه اش شنید، دل شكسته شد و صنعت گران خود را از دربار بیرون كرد. این صنعت گران در نهایت در ناحیه بین النهرین و در نزدیكی شهر بغداد ساكن شدند و كسب و كار خود را ادامه دادند.
بن شریره در یادداشت های خود به توضیح چگونگی كار این قالیچه های پرنده می پردازد، اما متأسفانه اكثر اصطلاحات و عبارات فنی به كار رفته در این قسمت قابل فهم نیست. اما از قسمت های قابل خواندن متن چنین بر می آید كه قالیچه های پرنده هم مانند قالیچه های معمولی روی دار بافته می شده اند و تفاوت آنها با قالیچه های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است. صنعتگران دربار ملكه صبا گل مخصوصی «به دست آمده از چشمه های كوهستان» كشف كرده بودند كه هنگامی كه در معرض حرارت شدید، «داغ تر از آتش حلقه هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می كرد. با توجه به مغناطیس بودن كره زمین، وجود میلیون ها محور مغناطیسی كه از قطب جنوب تا قطب شمال كشیده شده اند، قالیچه هایی كه الیافشان به این گل آغشته می شد می توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به كار رفته، از یك متر تا چند ده متر می رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل های هوایی عمل می كردند و قالیچه می توانست در امتداد این محورها پیش رود.
براساس یادداشت های بن شریره، كتابخانه اسكندریه تعداد زیادی از این قالیچه های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه های مملو از پاپیروس كتابخانه، در اختیار مراجعه كنندگان به كتابخانه می گذاشته است. این كتابخانه كه در یك زیگورات قرار داشته است، بیش از ۴۰ هزار طومار خطی در اختیار داشته است كه توسط سیصد نسل از كاتبان نگاشته شده بود. سقف این كتابخانه آن قدر بلند بوده است كه بسیاری از مراجعه كنندگان ترجیح می داده اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه های پرنده مطالعه كند. براساس یادداشت های بن شریره، ساخت قالیچه های پرنده در سرزمین های اسلامی به دو دلیل سركوب شد.
نخست این كه حكام متعصب مسلمان می گفتند بشر قرار نیست پرواز كند و قالیچه های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله های شتر و اسب خود بودند و دلشان نمی خواست چند صنعتگر فقیر و بی چیز با ساخت قالیچه های پرنده كسب و كار آنها را نابود كنند.
قالیچه های پرنده در زمان حكومت خلفای اموی و عباسی به شدت سركوب شدند و در نهایت در سال ۱۲۲۶ میلادی و با حمله مغول به آسیای مركزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا كردند و هنگامی كه مردی به آنها گفت این قالیچه ها تیزروتر از اسب های پاكوتاه مغول هستند، چنگیرخان چنان از این توهین برآشفته شد كه سر مرد را از تنش جدا كرد و دستور داد تمام قالیچه های پرنده قلمروی وسیعش را جمع آوری و نابود كنند
امکان اینکه از این قالیچه بازم وجود داشته باشه است .
وجود این همه امام زاده در ایران باعث حرف و حدیث های فراوانی شده که شبهات زیادی را در دل مردم بوجود آورده و مردم را نسبت به آنها بدبین کرده .از طرفی هم اثری از آتشکده های قدیم نیست .در این مطلب به گوشه ای از این تحولات پرداخته شده است.
آتشکده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.
بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.
آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.
موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.
اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.
آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.
در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.
در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.
این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.
به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.
اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.
نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.
بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.
تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.
در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.
در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.
تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند
به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.
شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.
در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.
موميا چيست ؟
-موميا ، ماده اي است قهوه اي يا سياه رنگ كه در نتيجه ي اكسيد شدن هيدروكربن هاي نفتي « كه از كربن و هيدروژن تشكيل شده اند » در شكافها و شكستگيهاي طبقات زمين كه در مجاورت ذخاير نفتي زير زميني وجود دارند پيدا مي شود .
-موميا در حقيقت يك نوع قير طبيعي است كه غالباً مخلوط با شن و خاك مي باشد و بناباين نوعي آسفالت طبيعي است .
-موميا در ۱۰۰ درجه حرارت ذوب مي شود .
-چگالي آن در حدود ۲/۱ گرم بر سانتيمتر مكعب است .
-در تركيب موميا علاوه بر هيدروكربن ، اكسيژن و نيتروژن « ازت » و گاهي گوگرد هم وجود دارد .
-از حل كردن موميا در روغن ماده ي نرم و خميري شكلي به دست مي آيد كه سابقاً بر روي پوست بدن در نقاط ضرب ديده مي ماليدند.
-اسامي ديگر موميا « موميايي » ، قير طبيعي ، زفت رومي ، قير معدني ، عرق الجبال ، زفت يا بس ، زفت البحر ، كفراليهود ، فقر اليهود و آسفالت معدني است.
در كوههاي فارس ، بهبهان و لرستان از شكافهاي سنگها بيرون مي آيد .
[iنوشيدن محلول آن در روغن ها و ضماد آن جهت شكستگي اعضاء و ضرب ديدگي مفاصل و پاره شدن زردپي و ماهيچه در طب قديم تجويز مي شد .
-در عصر صفويه موميايي فارس ممتاز بود و تمام محصول آن كه از كوهي نزديك جهرم به دست مي آمد متعلق به شاه بود . كه يا آن را مي فروخت و يا به رسم هديه براي حكّام و بزرگان و پادشاهان ديگر می فرستاد.
مومیایی کردن جسد
موميائي مي تواند قسمتهائي از بافت هاي نرم بدن خود را كه در دوران حيات داشته است حفظ كند. بيشتر اين قسمتها شامل پوست و اندامهاي ماهيچه اي مي شوند . شايان ذكر است كه حفظ اين بافتهاي نرم يا با دخالت انسان ويا به صورت تصادفي ميسر خواهد بود و در هر دو حال زماني رخ مي دهد كه باكتريها و قارچها نتوانند در روي جسد رشد كنند و باعث فساد آن شوند.
ساروج چیست؟
ساروج از ابتکارات معماران ایرانی در دوران بسیار کهن است. برای ساختن آن نخست خاک رس و آهک را به نسبت شش و چهار مخلوط میکنند و گلی سفت میسازند و دو روز آن را ورز میدهند. بعد، قسمتی از خاکستر کورههای حمام را با مقداری مواد الیافی لوئی (تخم و پرزهای نوعی نی است) به آن اضافه میکنند و مخلوط تازه را با چوبهایی به قطر ده سانتیمتر میکوبند تا به خوبی باهم عجین شوند.
در دروان گذشته، ساروج از اهمیت خاصی برخوردار بوده و جهت ساختن حوض ، پل، آب انبار، برکه گرمابه و بنای خانه و سد کاربرد داشتهاست. ساروج یکی از مصالح قدیمی مصرف شده در ایران و بعضی کشورهای کنارهٔ خلیج فارس میباشد که تاریخ شروع کاربرد دقیق آن را نمیتوان حدس زد، ولی نمونههایی ۷۰۰ ساله از ساروج هماکنون در نقاط مختلف ایران یافت میشوند.
تعدادی از عزیزان راههای شکستن ساروج را درخواست کرده بودند که میتوان از دینامیت یا اسید یا گازوئیل برای شکستن ساروج استفاده کرد
ساروج و گنج یابی
بسیاری از مردم اعتقاد دارند که هر جا ساروج یافت می شود؛ یعنی گنجی اونجا نهفته هست و شروع میکنند به کشف زیر خاکی اما در مواقعی این طرز فکر اشتباه است چرا که در قدیم بتن وجود نداشت و مردم برای ساختن خانه و ساختمان های محکم مجبور به استفاده از ساروج بودند.
خرد کردن ساروج
طریقه خرد کردن هرکدام از این ساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتک هم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس وارد کنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانند همین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروع به شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید.
برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شود یا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است.
از بین بردن ساروجهایی که به صورت عمودی میباشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که میخواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن را کاملا آبندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفا
مواد تشکیل دهنده ساروج :
بدنه اصلی ساروج از ترکیب آهک با سیلیس فعال شکل می گیرد. نکته مهم فعال بودن سیلیس می باشد که به سیلیس آمورف یا بی شکل معروف است چرا که ساختمان آن بلوری نمی باشد. در گذشته برای تامین سیلیس از خاکستری که در محل با سوزاندن فضولات حیوانی حاصل می شد استفاده می کردند که امروزه می توان از جایگزین هایی مانند سیلکافوم میکروسیلیس استفاده کرد. یکی از معایب اصلی ساروج خاصیت کاهش حجم می باشد که با توجه به کاربرد ساروج در امر پوشش ، این خاصیت باعث ترک خوردگی در سطح و در نتیجه ایجاد اختلال در نقش اصلی آن یعنی نفوذناپذیر کردن سطح می شود. برای کاهش اثرات این خاصیت مخرب ، در گذشته از الیاف طبیعی که شامل الیاف گیاهی مانند لوئی که از نوعی نی بدست می آمده و همچنین الیاف حیوانی مانند پشم بز و شتر و یا گاهی موی سر انسان ، استفاده می شده است. امروزه می توان از الیاف مصنوعی مانند الیاف پلیمری ، فلزی و یا شیشه ای به جای الیاف مصنوعی استفاده کرد. در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا گاهی برای بدست آوردن ساروج هایی با خاصیت های مختلف از ماسه ریز دانه استفاده می شده است ولی این ماسه کارایی ملات را پایین می آورده که برای جبران آن از خاک رس استفاده می شده است. گاهی مواد افزودنی خاصی مانند تخم مرغ به ساروج اضافه می شده که فقط باید با آزمایش اثرات دقیق آن را تعیین نمود.
دانش بشری بر اساس یک بخشبندی عام و کلی به دو شعبۀ علوم غریبه(=علوم خفیه) و علوم طبیعی(=علوم متعارف) تقسیم میشدهاست.علوم طبیعی، علومیاند که با ساز و کارهایی متعارف،از مقدمات معلوم به نتایج مطلوب میرسند،مانند فیزیک، ریاضی، جامعهشناسی، زبانشناسی و دیگر علوم متعارف. این علوم را همچنین بدین دلیل علوم طبیعی و متعارف مینامیدند که بشر در زندگانی جاری و طبیعی خود با این علوم سر و کار دارد. اما برخی علوم نیز بودند که با بهرهگیری از سازوکارها و قواعد و فرمولهای رازآمیز و نامتعارف که اسرارشان نزد صاحبان این علوم مخفی بود، از مقدمات معلوم به نتایج مطلوب میرسیدند.این دسته از علوم را علوم غریبه یا خفیه می’گویند.
بنا به درخواست بسیاری از کاربران کانال گنجور و وب سایت دازینگ لیست تعداد کثیری از کتب علوم غریبه را در ذیل مشاهده فرمایید:
النواميس- السحر – السحر العجيب في جلب حبيب- الاوفاق- اسرار السحر زبدتوالاسرار-الفلاحت – الطلسم – اقترانات الکواکب -فخر راضي- فوائد منکتاب ابن حاج -قدرت الخلاق- کنوز المغربين – کبريت احمر- خطي – خواص الف – کيمياي احضارات – لغات مجران – مجموع الطيف – منتخب شمس المعارف البوني – رسايل في حکمت و تبعيت – سحر بار نوخ – سحر اقدس – شرح صلوات- تاج الملوک- تحليليه – طالع کرات- طلما ساني – طب روحاني- خزائن الاسرار – کنوز المزمين – کنوز الاسرار الخفيه – کله سر – مفاتيح المقاليق- مجموع علم رمل طوسي -مخازن الاوفاق- مفاتيح- معراج الزاکرين – ميرداماد علم حروف – مير داماد کبير – مجربات ابن سينا – مجربات سليماني – مرتاز نامه هندي – مصطلحات علم جفر – نادر الرمل- نقش سليماني اصول علم رمل و استرلاب – رساله در باب حروف- رموز اسرار در علم جفر – سمور هندي کنوز الذهب – سر المستتر -القول مبين – درر المکنون- در نادره – زينت الدعوات- القبه الابليس – اللجلوتيه – الرحمت في طب- السحر الاحمر – اسماء الله- هياکل سبعه – عزيمت سباسب- بهت الاواق – دعوت بسم الله – دعوت جلاليه – درر الانوار – علم الکتاب – اتول الملک- حجاب اسماء اهل کهف- هرز جذب قلوب -سرخاب رمل – طلسم مريخ -طي الارض -تحفه الاسرار-حرزالامان ي تن الزمان – جفر- جفر دهدار- جفر جامع جواهر الاسرار- کلمات الطيب – جفر خامس – کنز الحسيني – کنوز الياهود-کهف الهدايه – کشکول -جفر خفيه -طم طم -تعويز عمليه -طلسم اسکندر- اسرار في عيم رمل- اسرار العارفين و زبد – اسرار المکتون – از جنين تا جنان- بحر الاسرار -بحرالغايب – ديو نام پري نام – احزار الارواح – فال – فال چوب- فاتول غرايب – نون تسخيرات سکاکي – قصه هاي شيخ اشراق- گوهر شب چراغ – جامع الفوايد – جواهر مکنونه- معارف الکواکب – سکاکي – سر الاسرار-ابواب المقاص-۲چوب – ۴۰خاتم -مخلوط عجيب – مخلوط الدر- مخلوط فاتول – مخلوط طم طم- مخلوط طوات البحريه – مزامير داود -مشکات الاسرار- مربات ابن سينا -منتديات المرجان -مرشد الانسان – نادر افغانستاني- صحيفه اوفاق – سحر هاروت -سر الجلالي – سحر خاتم آبي حامد -شموس الانو- دعوات الجلاله- دعاي اکاشه – فزائل القرآن – قره در علم رمل – حقي -جواهر الايات -جوهري کمال – کنز الاختصاص -کشف المکتوم- کفايت الحکيم -خطي -خطي عربي – خواص روحاني -خواص احجار- خزائن الاسرار – ختوط سوره ياسين- کيميا گر- کتوب – کواکب محيط – مجمع الاسرار – مخلوط هياکل السبعه -مخلوط دعوات بسم الله -مالک -معراج نبي – ادعيه و ادويه – ادعيه وخاتم الواح – التعرف – الف حرز و حرز – انوار الرمل- اسماء الله – بلاد الجن- دررالمنزوم – اکسير- انسان- اسم اعظم- فال نامه شيخ بهايي- فرخ نامه- حقيقت جفر عند الشيعه – خواص اشکال و حروف- کليات اساتير – مفاتيح حاجت -مقاصد المجامع الدعوات – مفتاح الحاجات- رمل- مقاصد الرمل- مجامع الدعوات- مفاتيح الحاجات – مقاليق الرمل – مجامع الدعوات- مجامع الطلسم – مخزن الحکمات – محاج الدعوات- مکشوف الدوران روح – ۶ رساله -۷۲ ديو – اسرار قاسمي -مکاشف دوران روح -رمل کبير – روح هاي تسخير شده- نقد جاودان – سحر گشا و باطل نامه -الدراسا ي علم فراسا – القرين ورياضيات – الکباريت في اخراج الافاريت- الخاتم سليمان- اللوء لوء و مرجان- المنتخبات رياضيات
اَستودان یا ستودان که از دو بخش اَستو- (هسته :استخوان) و -دان (جایگاه) تشکیل شدهاست به معنی “جایگاه نگهداری استخوان” است. این جایگاهها که در دین مزدیسنا بخشی از آیین مردگان شمرده میشده حفرههایی است که به صورتهای منتظم و چهارگوش یا نامنتظم و ساده در درون سنگ کوه از پیش ایجاد میشده اند و استخوان مردگان را پس از پوسیدن یا خورده شدن اجزاء غیر استخوانی لاشه توسط لاشخورها در “دخمه” بدانجا انتقال داده و در آنها نگه میداشتهاند. بعضی از استودانهای عهد ساسانی مشتمل بر نوشتههای مذهبی و نام، در گذشته بودهاست. گوردخمه نیز روشی مشابه برای مردگان است.
بازماندهاستودانهای کهن را میتوان در شوشتر، نقش رستم، شهر ری و استان یزد، ایران مشاهده کرد.
در طی قرون، نمک و گچ در گلنوشتهها رسوب کرده و آنها را ترکانده است. پختن و شستن باعث اتصال اجزای آنها میشود و از خرد شدن و از بین رفتن آنها جلوگیری میکند. وَصّالی هم که به معنی مرمت است لازمۀ حفظ کتیبههاست.
با این توضیحات گویی صدای شرشر آب در رودخانۀ منطق به جریان میافتد. دیگر شکایتی نیست. و اما دربارۀ زنان:
در گلنوشتههای هخامنشی تختجمشید به دو گروه از زنان برمیخوریم: یک گروه، بدنۀ اصلی جماعت زنان، شامل زنان و دختران شاغل است. در کتیبههایی که گندم و جو به عنوان دستمزد ثبت شده اسامی زنان، مردان، دختران و پسران آمده است اما در کتیبههایی که شراب و آبجو به عنوان دستمزد ذکر شده تنها به نام زنان و مردان برمیخوریم. از کار دقیق زنان و دختران اطلاعی نداریم. تعدادی از آنها دو عنوان دارند. شاید از این عنوانها بشود برداشتی کرد. این دو عنوان پشهپه ۱ و هرّیئوپ۲ است. استادم، مرحوم کامرون، معتقد بودند ه پشهپه (پَشها) از کلمۀفارسی فسا ـ از شهرهای کنونی ایران ـ میآید ولی من معتقدم از فَشوی ۳ میآید که اگر اینطور باشد، به زنانی اطلاع میشده که مسؤولیت تهیۀ مواد دامی مانند لبنیات، شیر، ماست و… را برعهده داشتند. این زنان احتمالاً به کار در آشپزخانه و تهیۀ غذا برای گروههای کارگری اشتغال داشتهاند. براساس اسناد، در برخی جاها این زنان ریاست گروههای کارگری را برعهده داشتهاند و حقوقشان کمی از مردان همردیفشان بیشتر بوده است. این دو کلمۀ پشهپه و هرّینوپ گاهی با هم میآمده، گاهی جاداگانه. برای هرّینوپ (هَرّینوها) هنوز مفهومی پیدا نکردهایم.
زنان گروه دوم جزء خاندان سلطنتی و در واقع زنان و دختران داریوش بودهاند که مواجب متفاوتی دریافت میکردند. یکی از این زنان، ایرتاشتونه۴، تملکات فراوانی در شیراز کنونی داشته و در کار تجارت و رسیدگیهای مالیاش مباشر داشته است.
از آنجا که کتیبههای مورد بررسی ما پروندههای مالی و اسناد حسابرسی خزانهداری آن دوران است ـ نه کتیبههای شاهی که برای گذاشتن اثری نوشته میشدند ـ متوجه شدهایم در پرداخت دستمزدها قوانین بخصوصی وجود داشته است. مردها، به علت کار سخت و سنگین بدنی مثل استخراج سنگ از معدن، حمل و تراش سنگها و کار ساخت و ساز، دستمزد بیشتری نسبت به زنان دریافت میکردند؛ دستمزد زنانی که صاحب فرزند میشدند با زنان دیگر تفاوتی نداشته ولی حقوق آنها بسته به دختر یا پسر بودن فرزندانشان متفاوت بوده است.
حکومت ـ دستگاه اداری ـ به کارگران زنی که پسر میزاییدند دو برابر زنان دخترزا دستمزد پرداخت می کرد. دستمزد پرداختی معمولاً گندم، جو، شراب و امثال اینها بوده است. اگر کسی به دستمزدش نیاز نداشته، میتوانسته با چیزهای دیگر عوض کند مثلاً یک پیمانه شراب را بدهد سه پیمانه گندم بگیرد، یا سه پیمانه شراب را بدهد یک گوسفند بگیرد. با توجه به اوضاع اقتصادی کشور نوع دستمزدها تعیین میشد. سال وفور انگور، دستمزدهای دولتی بیشتر شراب و سال فراوانی محصولات کشاورزی، بیشتر گندم و جو بوده است. میزان پیمانهها هم به ارزش مواد غذایی موجود بستگی داشته است. مدارک جدیدی از خزانۀ دولتی پیدا شده که نشان میدهد از سال سی و دوم پادشاهی حکومت داریوش تا سال هفتم حکومت اردشیر اول، دستمزد کارگران، به جای گندم و جو و شراب، نقره بوده است. حالا این مسئله از کمبود مواد غذایی حکایت میکند یا از فراوانی و رواج نقره، دقیقاً نمیدانیم.














