وب گیتاریست
- وب جاوقبرهای گبری معمولا در نقاط بلند و روبه دره قرار دارند. اکثرآ دارای جنس هستند روی هر قبر با تخته سنگ پوشانده میشده که حتی با یک میلگرد هم میتوان قبر گبری را پیدا کرد.
در فقیرترین قبر آنان یک یا دو کاسه سفالی قرار دارد و قشر متوسط و پولدار انان لوازم شخصی انان هم قرار داده میشد مانند زیورالات،خنجر،سپر و در معدودی از انان نسخه گنج مربوط به اموال شخص مرده و در برخی از انان اسب یا قاطر یا سگ شخص هم با او بخاک میسپردند.
(این اجناس فقط بخاطر اعتقاد مردمان آنزمان به زندگی پس از مرگ بوده)
بالاترین قبر گبری مربوط به موبد و سردار انان میشد که در اول صف قبرها قرار میگرفت و در عمق نسبتآ بالایی نسبت به سایر قبرها میبود و داخل قبر و بیرون زیر خاک اطراف قبر هدایایی قرار میگرفته
در قبرهای گبری بیماریهای مسری وجود دارد که بعد چندهزار سال هم از بین نمیرود.
چرا شهرهای باستانی زیر لایه های خاک مدفون اند؟ خاک روی آن ها از کجا آمده است؟
این نکته حاوی دو مطلب است که همیشه درست نیستند و عمومیت ندارند. نخست آن که تمام خرابه های باقی مانده، شهر نیستند. در واقع بسیاری از محل های باستانی دیگر مثل قلعه ها، کاروان سراها، غارهای مسکونی، گورستان ها و معدن ها هم زیر خاک مدفون شده اند. دوم آن که تمام شهرهای باستانی زیر خاک مدفون نیستند.باستان شناسان گاهی آثار و بقایایی را در سطح زمین و یا نزدیک به آن نیز یافته اند. با این همه، پرسش همچنان جذاب است. دکتر راپ و دکتر وسولووسکی – کارشناسانی که در این مورد تحقیق کرده اند – معتقدند بیش تر خرابه ها به واسطه ترکیبی از عوامل گوناگون زیر خاک مدفون شده اند. در این جا برخی از معمول ترین آن ها را ذکر می کنیم.
1) خاک های باد آورده که نزد باستان شناسان به خاک های بادی (Aeolian) شهرت دارند، روی هم انباشته می شوند و در نتیجه اشیای باستانی را زیر خود مدفون می کنند. بسیاری از خاک ها، از خاک های آتشفشانی باد آورده گرفته تا خاک های معمولی را می توان جزو خاک های بادی دانست.
2) رسوب های آب آورده روی هم انباشته می شوند و در نتیجه اشیای باستانی را زیر خود مدفون می کنند. بارانی که رسوبات را از نقاط بلند به نقاط پست می آورد، عامل این عمل است. اما گل و شنی که آب های جاری به همراه می آورند – همانند گل و لایی که در خلال جاری شدن سیل ها جمع می شود – می تواند روستایی را تقریباً مدفون کند. آب، آن چه را از نظر فنی رسوبات بادی می نامند، جمع آوری می کند و به پایین دست انتقال می دهد.
3) حوادث مصیبت بار طبیعی نیز مسبب مدفون شدن ناگهانی یک محل می شوند؛ هرچند این گونه مدفون شدن ها بسیار نادرند. دکتر راپ می افزاید: «در چنین شرایطی محل مورد نظر یا باید فاقد فرسایش باشد یا دست کم لازم است فرسایش آن کندتر از ته نشست گل و لای باشد.»حتی هنگامی که فاجعه ای رخ می دهد و شهری مدفون می شود، ممکن است عوامل مختلفی در آن دخیل باشند. دکتر وسولووسکی یا دآوری می کند که گرچه شهرهای بمبئی و هرکولانیوم در سال 79 بعد از میلاد بر اثر آتشفشان کوه وزو از بین رفتند، اما در واقع یکی زیر گدازه های آتشفشانی و دیگری زیر خاکسترهای آتشفشانی مدفون شدند.
4) ساخته های دست بشر نیز فرو می ریزند و به مدفون شدن شهرها کمک می کنند. این فرو ریختگی و ویرانی گاهی همانند ویرانی ناشی از سیل، زلزله و آتش سوزی تصادفی و گاهی همانند ویرانی ناشی از بمباران ها و تخریب عمدی است.گویی انسان نمی تواند رد پای خود را پنهان کند. دکتر راپ می گوید: «حتی شهرهای جوانی مثل نیویورک نیز حجم قابل توجهی از چنین آثار و بقایایی را روی هم انباشته است. نیویورک اولیه اکنون چندین پا زیر سطح کنونی این شهر مدفون شده است.»
5) گاه تمدن های باستانی به دست خود مدفون می شدند.نمونه ی دکتر وسولووسکی: «در اوایل قرن چهارم، هنگامی که کنستانتین تصمیم گرفت «اُلد سینت پیتر» را برکناره ی «واتیکان هیل» بنا کند، مهندسین او مجبور شدند بخشی از شیب آن جا را خاک برداری کنند و خاک آن را در گورستان رومی ها بریزند تا سکوی بنای کاخ پادشاهی آماده شود. بدین ترتیب بخش پایین تر گورستان - یعنی آن چه به عنوان گور خود پیتر مشخص شده است – محفوظ ماند. در قرن شانزدهم، هنگام ساختن کلیسای کنونی، «الد پیتر» ویران شد و بخش هایی از کلیسای قدیمی برای پر کردن نواحی پست منطقه به کار گرفته شد.»نمونه ی دکتر راپ: «این پدیده به بهترین شکل در تل های شرق نزدیک دیده می شود. اغلب این ویرانه ها چندین متر ارتفاع دارند. هر تمدنی روی بقایای تمدن قبل از خود بنا شده است. خانه ها اغلب از خشت های خامی که شاید طول عمرشان به شصت سال می رسید، ساخته می شدند. وقتی این خانه ها فرو می ریختند، فقط خاک به اطراف پخش می شد. در مدت دو یا سه هزار سال این تپه های بزرگ مسکونی (تل ها) به ارتفاعات بلندی بدل شدند و اکنون از دشت های اطراف خود بلندتر شده اند. هر لایه ی آن ها نیز حاوی بقایای باستانی دوره ی خود است.
در قدیم از چاه ها هم به عنوان منبع آب زیر زمینی استفاده میشد هم به عنوان مخفی گاه که معمولا از زیر چاه راهی را باز میکردند به سمت شمال و این راه را تا فاصله ۵۰ متر ادامه میدادند و بعد دالانی بزرگ را احداث میکردند که همونجا هم به عنوان مخفیگاه به شمار میامد هم به عنوان محل مدفون کردن دفینه که بعد از این کار راه را پلمپ میکردندبه همین دلیل غیر از دیواره ها که باید چک شود دیواره ته چاه نیز باید چک شود.
گنجنامه، کهنترین سند مکتوب تمدن ایرانی شامل دو سنگ نبشته به خط میخی بازمانده از دوران هخامنشی، در فاصله پنج کیلومتری غرب همدان بر کنار معبر قدیمی همدان به شهر های غربی کشور است. سنگ نبشتههای باستانی گنج نامه در مسیر یکی از شعبات اصلی راه شاهی قرار داشته که در عهد هخامنشیان، هگمتانه پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی را از سویی به غرب و جنوب کشور و از سویی دیگر به بابل و مرکز بین النهرین مرتبط می ساخت و از راههای پر رفت و آمد و امن دوران باستان محسوب می شد. این راه به جهت ختم به بابل راه مقدس هم محسوب شده و به همین علت این مکان محل مناسبی بود تا شاهان هخامنش با ایجاد سنگ نگاشته مجد و عظمت خود و نیاکانشان را به رهگذران و آیندگان گوشزد نمایند. دو دستور شاهی نقر شده در این مکان، یکی سنگ نبشته داریوش کبیر (۵٢١-۴۸۶ پیش از میلاد) و دیگری کتیبه خشایارشاه (۴٨۶-۴۶۵ پیش از میلاد) در سمت راست آن و کمی پایین تر از کتیبه نخست قرار دارد. کتیبههای مذکور به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی هر کدام در ٢٠ سطر و از چپ به راست و به خط میخی کنده شدهاند. بلندی حروف میخی بین شش تا هفت سانتی متر است. متن کتیبهها مشابه یکدیگر هستند؛ جز آن که در یکی نام داریوش و در دیگری نام خشایار شاه آمده است و هر دو متضمن ستایش اهورامزدا و معرفی اصل و نسب شاهان است.
محل کتیبه ها جایگاهی بسیار دلپذیر و خوش آب و هواست و مناظری چشم نواز دارد. کتبیههای گنجنامه در اواسط قرن نوزدهم میلادی توسط اوژن فلاندن، نقاش و جهانگرد فرانسوی و پاسکال کست، مورد بررسی و گرته برداری قرار گرفت. سپس سر هنری راولینسن انگلیسی توانست با استفاده از سنگ نبشتههای مزبور، به رمزگشایی خط میخی پارسی باستان اقدام کند که کلیدی برای مطالعه خطوط میخی، ایلامی و بابلی شد . از قراین بر می آید که این کتیبه ها از قدیم مورد توجه مردم این دیار بوده و هر یک برداشت هایی از آن داشته اند. قدیمی ترین خبر موجود، گزارش « ابن فقیه همدانی » تاریخ نگاربنام قرن سوم هجری ( ۲۵۵-۳۳۰ ه.ق )، مولف گرانقدر کتاب « اخبار البلدان » است. که می نویسد : « نیز در همدان صخره ای است بزرگ، در جایی به نام « تبنابر » از « دارنبهان » در دامنه ی کوه که در آن صخره، دو طاق مربع حفر شده است به طول دو قامت در سطحی پهن. در هر طاق سه لوحه ی طولی کنده شده و هر لوحه را بیست سطر کتیبه است و این نوع کتیبه را کشته نامند ». در ادامه برای اقنای خود از فهم مطالب آن، به روایتی از « اسکندر مقدونی » استناد می جوید و می نویسد : « گویند اسکندر از همدان بگذشت، چون این صخره را بدید فرمود تا آن را بخوانند ». آن گاه به گفتاری درباره راستگویی و دروغگویی می پردازد که نتیجه خواندن آن کتیبه است.
« ابن شادی اسد آبادی » در « مجمل التواریخ و القصص » ( در اوایل قرن ششم ) در عجایب همدان می نویسد : « … و سنگی که چیزی بر آن نوشته است بر دره ای که معروف است به « تبنابر » … » . « حکیم محمود بن احمد بن محمد سلمانی طوسی همدانی » (۵۲۵ – ۵۸۵ ه.ق )، در کتاب گرانسنگش « عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات » درباره کتیبه ها می نویسد : « و بر کوه الوند صخره ای است عظیم و بر آن دو طاق بکنده در مربع، بر آن کتاب ها نبشته به خطی بدیع، آن را نبشته ی خدایان گویند … » . مردمان منطقه معتقد بوده و هستند که این سنگ نبشته ها از گنجی در این حوالی سخن می گویند. و به همین لحاظ به گنجنامه اشتهار یافته است.
گنجنامه، خاص و عام کتبه های موجود در این دره را به این نام می شناسند. این کتیبهها از دیرباز نامهای گوناگونی به خود گرفتهاند : از جمله نبشت خدایان، دادمهان، دادبهان، جنگ نامه و گنج نامه که دو نام اخیر در سدههای اخیر بیشتر مصطلح بوده است.
در خصوص وجه تسمیه گنج نامه میتوان گفت : گنج نامه در زبان پارسی به معنای حکایت و داستان گنج است و عموم را تصور بر این بوده است که راز یک گنج نهان در این کتیبهها مکتوب است. این افسانه به لحاظی واقعیت یافت؛ بدین سان که کتیبهها داستان ثروتهای نهفته را در قلمرو تاریخ باز گفتهاند و کلیدی به کاشف )هنری راوینلسن( داد که به وسیله آن توانست سنگ نبشته داریوش بزرگ را در بیستون بخواند و به این طریق گنجهای نهفته بسیاری از تاریخ گذشته را آشکار سازد. با توجه به موقعیت سنگ نبشته و با کمی تعمق در ساخت واژه های تبنابر و دارنبهان، که نامجایی ریشه پهلوی دارند و با استعانت از زبان کردی می توان چنین نتیجه گرفت :
تبنابر …….. تب + نابر
تب / تاب / تاف = فرو ریختن آب از بلندی با شدت = آبشار
نابر / ناور / نافبر = راه میان بر
بنابراین به معنی « آبشار راه میان بر» / « آبشار میانه ی راه » می باشد. این نامجای نشان دهنده ی اشتهار این راه باستانی بوده است و همان طور که ابن فقیه همدانی و ابن شادی اسد آبادی ضبط کرده اند، این دره را « دره ی آبشار راه میان بر » می نامیدند. اکنون به آن « آبشار گنجنامه » می گویند.
دارنبهان …….. دار + نبهان
دار ( یکی از معانی آن ) = ثروت / دارایی
به نظر می رسد که نساخ نسخه ی البلدان، در نقطه گذاری نبهان دچار سهو شده است. این واژه می تواند به سه صورت نوشته شود : « بنهان »، « نیهان »، « پنهان ».
بنهان ……. به + نهان
به = در/ بر
نهان = پوشیده / مخفی
نیهان، همان پنهان است.
بنابر این معنی « داربنهان »، دارایی در نهان، مخفی گاه ثروت، گن خانه و … است. سنگ نبشتههای گنج نامه همدان در تاریخ ١۵/١٠/١٣١۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و به عنوان کهنترین سند مکتوب تمدن ایرانی شناخته می شود .
تاثیر زلزله های شدید بر محل دفینه
همانطور که میدانیم زلزله پدیده ای طبیعی است که بر اثر حرکات تکتونیکی صفحات زمین رخ می دهد و باعث تخریب سطح زمین می شود
ولی ببینیم که زلزله چه تاثیری در دفینه یابی دارد.
۱- بسیاری از محل های دفینه ممکن است دچار تخریب داخلی شود و بر اثر فشار زمین فرو بریزد و این امر باعث نشست زمین شده و محل دفینه مشخص و حتی گاها نمایان می شود نمونه های بسیاری از این دست داشتیم و یا حوادث دیگر مثل سیلاب ها که در گوشه و کنار ایران رخ می دهد و باعث تخریب محل دفینه شده و شاید شما شنیده باشید در گوشه و کنار ایران که خمره ایی روی سیلاب دیده شده و خبرها و داستان هایی از این دست.
۲- یکی از مزایای مثبت زلزله برای دفینه ها از کار انداختن انواع تله های فیزیکی در عمق زمین و محل دفینه بر اثر فشار و ارتعاش زمین
همانطور که می دانیم تله های فیزیکی یا افزایشی ( باری روی نقطه خاص اضافه شود ) هستند یا کاهشی ( باری از روی نقطه خاص کم شود ) تا عمل کنند به همین دلیل زلزله یکی از دلایل این امر بوده و باعث عمل کردن انواع تله ها شده که این مسله کار را برای حفاران در آینده راحت می کند.
با همه این مسایل امیدوارم که این رخداد طبیعی در هیچ کجای دنیا باعث تخریب و مرگ انسان ها نشود.
یکی از علایم رایج برای نماد دفینه در ایران علامت شیر می باشد که فقط برای دفینه های سنگین مورد استفاده قرار می گیرد و تعداد آن نسبت به علایم دیگر کمتر می باشد ولی دفینه آن بزرگتر .به طور کلی مفهوم نماد شیر در دفینه یابی به سه دسته تقسیم میشود
۱- مجسمه ساروجی شیر: بیشتر نماد قلعه، گذرگاه به سمت قلعه و یا نماد عوارضی و باجگیر است.
۲- مجسمه سنگی تراش خورده شیر: بیشتر نماد قلعه نظامی، تپه ای بزرگ یا کوهی با غار در بسته در رو به رو و نزدیکی آن است. مکانی پربار همراه با تله های فیزیکی خطرناک.
۳- مجسمه تراش خورده شیر روی سنگ به شکل صورتک شیر: نشان تپه، کوهی با غار در بسته یا تماشا کردن به شکار خود که در حالت آخر دفینه با استفاده از علائم شکار به دست می آید.
قلعه فراموشی که با نامهای قلعه گیلگَرد و قلعه اَنوشبَرد (به معنای نابودکننده زندگی) نیز شناخته میشود، کهنترین زندان سیاسی- عقیدتی شناخته شده در ایران است. قلعه انوشبرد، زندان و شکنجهگاه و سیاهچالی قلعهمانند و مخوف در خوزستان بوده که در دوره ساسانی برای حبس دائمی و شکنجه مخالفان حکومت و معترضان به دین زرتشتی ساخته شده بود. این زندان در حدود شهر جندیشاپور یا دزفول جای داشته است. برخی پژوهشگران بر اساس کاوشهای جدید در شهر دزفول معتقدند که محل دقیق آن زندان در محله مرتفع موسوم به «قلعه» در داخل شهر دزفول و در مجاورت رود دز و پل تاریخی آن بوده است. جایی که امروزه نیز بقایایی از استحکامات آن برجای مانده است. زندانیان سیاسی و عقیدتی محبوس در قلعه انوشبرد هیچگاه آزاد نمیشدند و اعدام نیز نمیشدند، بلکه به مدتی نامحدود در شرایط سخت و هولناک زندان سپری میکردند تا زجرکُش شوند. کسی در کشور حق نداشت در باره این زندان یا زندانیان آن صحبت کند و یا حتی نام آنها را بر زبان بیاورد. همگان میبایست کسانی را که به این زندان انداخته میشدند، برای همیشه فراموش کنند. همچنین سخن گفتن از زندانبانان نیز ممنوع بود و مجازاتهای سختی در پی داشت.
از آنجا كه كشور ايـران از لـحاظ جغرافيايي بر روي كمربند معدني جهان قـرار دارد و از ذخائــر عظيم فلـزات وكاني هاي با ارزش برخــوردار است، بنابر اين از نقـطه نظر تاريــخي همين موضوع موجبـات گسترش دانش وصنعت فلــز كاري از ايـــران به سايــر منــاطق جهــان رافراهم ساخته ، بطوري كــه ساكنين مصر، بابل ،هند وجيحون باتمام پيشرفت هايي كه در عصر خود داشتند، نتوانستند در اين زمينه بر ايرانيان پيشي بگيرند .
ايـران در صنعت طلا وجواهر وساخت وتوليد زيور آلات ومصنوعات فلزات قيمتي سرآمد كشورهاي جهان است؛ آثار هنري بسيار ارزشمند و گرانبهایي كه امروزه مــوزه هاي معتبر داخلي وخارجي ومجموعه هاي خصوصي كلكسيونر هاي معروف دنيا رادر سراسر جهان بخشيده است.
این امر بيانگر اين حقيقت است كه طلا وجواهرسازان ايراني در ادوار مختلف تاريخي، چه پيش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشياء، تزئيني وزيور آلات گرانبها از مهارت خارق الـعاده اي برخوردار بوده اند وامروزه هر بيننده اي كه آنها را در موزه هاي معروف بين المللي مشاهده مي نمايد، خلاقيت وتوانمندي حيرت برانگيزسازندگان ايراني اين اشيا راتحسين مي كند.
جام های طلایی باستانی
مجسمه مشــهور بز بالـدار، جام طلاي افسـانه زندگي ، جام طلاي مارليك وده ها اثر تاريخي ديگر اصيل ترين اسناد تـاريخ فرهنگي وهنري صنعتگران ايراني در گذرگاه زمان وكارنامه درخشان پيشينيان ما در طلاسازی بشمار مي روند.
همـچنين بايد اشاره كرد كه در دوره هخــامنشيان براي اولين بار در جهان سكه طلا توسط داريــوش كبير در ايــران ضرب گرديد كه به آن داريــك گفته مي شود.
ایرانیان و طلا از زبان ویل دورانت
در عصر ساسانيان نيز مصرف طـلا در ايــران فراوان بود. براساس نوشته هاي مورخين سرشناسي نظير ويل دورانت، گيرشمن ، شاردن وديگران در ادوار مختلف تاريخي فعـاليت هاي توليدي وبـازرگاني مصنوعات طلا وجـواهـر وسنگـ ها ومــواد طــبيعي قيمتي رونق فـراواني داشته است وطبقه اشراف وثروتمندان جامعـه عموما از وسـايل واشيای زينتي گرانبهایي كه از طلا وجواهرات ساخته شده بود، استفاده مي كردند.
ازشكوه وعظمت دست ساخته هاي هنري ايـرانيان در روزگاران هخــامنشي وساساني هرچه گفته شود كم است . پادشاهان اين سلسله نظـير هرمز اول، خسرو دوم چنان بـه ساخت زيور آلات اشرافي وبويژه تاج وتخت پادشاهي توجه داشتند كه حيرت مـورخين را برانگيختـه است.
تئوفيلاكتوس مورخ بيزانسي وثعالبي مورخ عرب در وصف تاج وتخت پادشاهان مذكور مـطالبي نگاشته اند واعتراف كرده اند كه طلا وجواهر سازان ايــراني در عصر خود همواره شـهره آفــاق بـوده اند.
کشور ما از دیرباز به عنوان کشوری با ذخایر بالا مشهور بوده است. این ذخایر تنها به نفت و گاز و ذغال سنگ محدود نمی شود بلکه این معادن تنها بخش کوچکی از معادن کشور ما را شامل می شود.
یکی از این معادن ارزشمند معادن طلا هستند، که از روزگاران قدیم در کشور ما وجود داشته و به تدریج کشف شده است. در این قسمت به بررسی چگونگی پیدایش این معادن و نقاط طلا خیز کشورمان می پردازیم.
زمین و اقیانوس منبع طلای زرین
زر از جمله فلزاتي است که از زمان هاي باستان مورد استفاده ي بشر قرار گرفته است. احتمال مي رود در ابتدا ريزه هاي براق آن در کنار رودخانه ها جلب توجه انسان ها را کرده باشد.
دانشمندان عقيده دارند که تاکنون از پوسته ي زمين قريب ۹۵۰۰۰ تن طلا استخراج شده که اين مقدار از يک ميليونيم حجم موجود در پوسته ي زمين، کمتر است. ” ذخيره ي طلاي پوسته ي زمين را ۵۰۰ ميليونيم درصد برآورد کرده اند.”
تنها در آب اقيانوس ها قريب يک ميليارد تن طلا وجود دارد. البته همه ي طلاي موجود در پوسته ي زمين قابل بهره برداري نيست.
در کتاب ايران از آغاز تا اسلام آمده است :
در دوره ي مادها از معادن طلاي اطراف همدان بهره برداري مي شده است.
طلا در دوران مادها
ويل دورانت در جلد اول کتاب مشرق زمين گاهواره ي تمدن اینطور نقل می کند:
” در کوره هايي که اين قوم (مادها) براي سکونت خود انتخاب کرده بودند، مس، آهن، طلا، نقره، سنگ مرمر و سنگ هاي گرانبها به دست آوردند.”
از گفتار استرابون جغرافي نويس يوناني نقل شده که در ايران، طلا، نقره، مس،آهن،سرب و زرنيخ استخراج مي شده و بيشتر از ناحيه ي کرمان به دست مي آمده است.
وجود طلا در دوران های تاریخی
در دوره ي ساسانيان نمايندگان چين که بين سال هاي ۴۵۵ و ۵۳۱ ميلادي به دربار ايران رفت و آمد داشته اند مي نويسند :
در تيسفون پايتخت ساساني محصولات طبيعي عبارتست از طلا، نقره، مرجان، عنبر، مرواريد و اشياء زجاجي- بلور، آهن، مس، شنگرف و جيوه بود…
باستان شناسان عقيده دارند که در ايران طلا از هزاره ي سوم قبل از ميلاد مورد استفاده قرار گرفته و از آن اشياء زينتي درست مي کرده اند. قسمتي ازاين اشيا در حفريات باستان شناسي به دست آمده است. و در جاي ديگر مي نويسد :
” در ايران معادن طلا و نقره هم يافت مي شود که در قديم در آنها کار مي کرده اند. شاه عباس هم خواست آنها را استخراج کند اما چون فکر می کرد خرجش بيشتر از دخلش است از آن منصرف شد.”
شاردن، از معادن طلاي نزديک تبريز نام مي برد و مي نويسد مدت مديدي است که استخراج آن موقوف شده است چون معلوم شد که عايدات حاصله تکافوي مخارجش را نمي کند.
معادن طلا در دوران قاجاریه
در دوره ي قاجاريه و مخصوصا در زمان اميرکبير اقداماتي براي بهره برداري از معادن طلا به عمل آمد. از معدن طلاي موته واقع در نزديک لنجان ( البته نزديک دليجان صحيح است و احتمالا مولف نام شهر را اشتباها نوشته باشد) در اين دوره بهره برداري شده است.
پس از مشروطيت، امتياز معدن طلاي آستانه (اراک) در رود ازنا، به اشخاص واگذار شد( درسال ۱۳۲۸ ه . ق ) ولي نتيجه اي از آن به دست نيامد.
دمورگان هم در گزارش ماموريت علمي در ايران درباره ي طلا مي نويسد :
” در ايران طلا، به طور طبيعي به نسبت معادن دیگر، کم است، در بعضي از رودخانه هاي کردستان، خراسان و قره داغي نزديک ارس طلا يافت مي شود ولي درباره ي بهره برداري از آنها مطلب زیادی با تحقیقات ما به دست نیامده است.”
قدیمی ترین معدن طلا
از نظر قدمت، قديمي ترين معدن طلايي که اسم آن در تواريخ و گزارش ها آمده، معدن سيستان است و پس از آن بيشتر نويسندگان از معدن کوه زر دامغان ياد کرده اند.
ابودلف سياح عرب که در زمان سامانيان در ايران سياحت کرده از معدن طلاي شيز(تخت سليمان نزديک تکاب) ياد کرده و مي نويسد طلاي آنجا سه قسم است:
يک قسم به نام قومسي ( شايد طلاي معدن کوه زردامغان باشد) و آن عبارت از خاک طلا است که بر آن آب مي ريزند و پس از شستشوي خاک، طلاي آن مانند گرد باقي مي ماند. اين طلا با جيوه ترکيب مي شود و رنگ آن سرخ روشن و سنگين و نرم و چکش خور مي باشد و رنگ آن در آتش استقامت دارد.
قسم ديگر شهربي نام دارد و تکه هاي آن از يک گندم تا ده مثقال يافت مي شود رنگ آن تند و ثابت است ولي جنس آن کمي خشک مي باشد.
قسم ديگر سجابذي است که رنگ آن سفيد و هنگام محک سرخ مي شود( مخلوط با مس بوده است) و در جاي ديگر از طلاي همدان گفتگو کرده و مي نويسد به علت اينکه زغال در آنجا کمياب است هزينه ي به دست آوردن طلا زياد و بهره برداري صرف نمي کند. بعدا از معدن طلاي مازندران به نام کوه خشم ياد مي کند.
نمای بیرونی این برج از سنگهای تراش خورده ساخته شده است. که این سنگها نیز به مرور زمان افتادهاند و اکنون فقط سه متر از این سنگهای تراش خورده بر بدنه برج باقی مانده است.
بندمیزان با دو ضلع مورب خود، تقریبا در روبرو و چشمانداز این برج قرار دارد.
برج کلاهفرنگی شوشتر در سال 1378 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 2611 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
برج کلاهفرنگی شوشتر با قدمت دوره قاجاریه در مرکز شهر شوشتر در استان خوزستان قرار دارد.
این بنای برج مانند در کنار رود کارون و نزدیک به بند میزان در شهرستان شوشتر قرار دارد و مشهور به کلاه فرنگی است.
این برج هشت ضلع دارد و زیرسازی آن که برج روی آن قرار گرفته است، نسبت به سطح زمین، چهار متر ارتفاع دارد و ارتفاع خود برج نیز حدود هفت متر است.
مردم شهر شوشتر این برج را کلاهفرنگی می نامند و می گویند، برج جایگاه دیدهبانی قیصر روم یا شاپور ساسانی جهت نظارت بر کار کارگران مشغول در بندمیزان بوده است.
علامت پل خیلی مهم است چون خود آن نشانه دفینه است , در این حالت تمامی سنگهای پل به یک رنگ هستند ویکی فقط در جای مخفی رنگش فرق می کند که اگر این علامت بود که با روش زیر عمل می شود .
ولی اکر این علامت موجود بود باید از دستگاه استفاده نمود , حال اگر یکی از سنگ ها رنگش فرق کرد آن را در می آوریم که پشت آن حتما جایی که آب نمی خورد یا خود دفینه و کتیبه جنس است که باید این نقطه را بطور کلی متوجه شویم که دفینه پل یعنی :(هزینه بازسازی پل که اکثرا سکه خالص است.
در ایران پلهای بسیاری از نظر تاریخی وجود دارد و این هنر از دیر باز در ایران بوده است. ولی تمام پلهای ایران دارای دفینه نیستند و فقط پلهای مربوط به یک زمان خاص دارای دفینه هستند.در زمان صفویه برای همه کاروان سرا ها و پلهای ساخته شده چند خمر سکه دفن می شد.
پادشاهان این دوران برای اینکه آبادانی مملکت عقب نیفتد و بر اثر حوادث راهها مسدود نشود یا کاروان سرا ها خراب نشود حجمی از طلا را در جایی مشخص در پل یا کاروانسرا میگذاشتند که در صورت نیاز برای مکانهای گفته شده خرج شود و برای همین است که تمام پل ها و کاروان سراهای دوران صفوی اموال دارد. البته در این جاها حفاری بسیار شده است و خیلی از آنها از بین رفته است ولی این را گفتم که در پلهای دیگر و کاروان سراهای دیگر دنبال دفینه نگردید.
ایران سابقه درخشان و طولانی دارد و این تمدن درخشان در جای جای کشور و به اشکال مختلف بروز پیدا کرده است یکی از این اشکال معماری و راهها و ساخت پل هاست. در مناطق مختلف ایران پل های باستانی و قدیمی زیادی وجود دارد که از نظر تاریخی و گنج یابی و باستان شناسی اهمیت دارد برخی از این پل ها علاوه بر ارزش باستانی و تاریخی دارای گنج و زیرخاکی هم می باشند.














