وب گیتاریست
- وب جاودژ زیویه ( ایزیرتو – Izirtu ) یا ارگ حکومتی بخشی از اقوام ایرانی که در محوطهای به همین نام قرار داشت. این محوطه بر رأس کوهی در ۵۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر سقز و در ۳۵کیلومتری شهر دیواندره تکاب استان کردستان ایران واقع است. سابقهٔ پویایی و فعالیت در این دژ حداقل به دوران مادها و مانناها در حدود ۷۰۰ پ م مورخ است.
ین دژ شامل تالارها، حیاط، اتاقهای متعدد، تالار ستوندار، انبار غله، ورودی اصلی و پلکان سنگی است. در این دژ گنجینهای باستانی یافت شده که در بر گیرنده تشت بزرگ مفرغی مزّین به نقوش جنگجویان آشوری است که در نقوش آن عناصری از طلا، نقره و عاج به کار گرفته شدهاست. مهمترین اشیای به دست آمده از این منطقه سر عقاب زرین و گردنبندهای طلایی است.
ناحیهای که گنجینه زیویه در آن یافت شدهاست در سده هفتم پیش از میلاد جزو سرزمین ماننا بودهاست که با مادها علیه آشوریها همدست شده بودند. مانناها در حدود ۶۶۰-۶۵۹ پیش از میلاد از اسکیتها شکست خوردند و سرزمین آنها به دست اسکیتها افتاد و و اسکیتها توانستند با استفاده از استقرار در سرزمین مانناها بر مادها برتری یابند. در گنجیه زیویه تأثیرات هنر اسکیتی نیز دیده میشود.
به عقیدهٔ باستان شناسان در اشیاء مکشوف که نفوذ هنرهای مختلف در آن دیده میشود کار جواهرسازان محلی ماننا است که در ناحیه شرقی دریاچه اورمیه مسکن داشتهاند و مرکب از قبایل آسیانی یعنی مردمی که پیش از آریاییها در ایران و آسیای غربی مسکن داشتهاند، بودند. و به تدریج مجذوب هنر و فرهنگ ایرانی شدند. در سالنامه سارگون دوّم پادشاه آشور، از ویران شدنایزیرتو پایتخت مانناها و زیبیه که شاید همان زیویه باشد ذکری بهمیان آمدهاست. در روزگار آشور بانیپال کشور ماننا تحت نفوذ آشور قرار داشت و بعد از سقوط نینوا در ۶۱۲ پیش از میلاد، ماننا جزو قلمرو دولت ماد و سپس حکومت هخامنشیان قرار گرفت.
ثروت های بزرگ پادشاهان و راز ناپدید شدن این گنجینه ها همیشه یکی از موضوعات جذاب تاریخ بوده اند. محققان، باستان شناسان و حتی ماجراجوهای زیادی به خاطر کشف این گنج های افسانه ای به مکان های ناشناخته قدم گذاشته اند اما با وجود جست و جوهای زیاد، هیچ اثری از آنها دیده نشده است؛ طوری که انگار داستان وجود این گنج ها فقط یک افسانه بوده که در گذر زمان به فراموشی سپرده شده ولی به راستی چه عاملی باعث شده که خزانه پادشاهان با گذشت این همه حفاری در ایران کماکان ناشناخته مونده و کمتر به آنها دستبرد شده.
حدود ۳۰ سلسله، دودمانها و شاهان خاندانهای اصلی فرمانروا در ایران حکومت کردند که هر کدام چندین پادشاه داشتند که هر کدام صاحب ثروت و خزانه های مختلف بودند که ثروت خود را از کشور گشایی های مختلف و معادن فلزات گرانبها می گرفتند.به همین دلیل خزانه های بسیار پر باری داشتند ولی امروزه کسی از خزانه های آنها اطلاعی ندارد و نمی داند جای آنها کجاست.
مسله کلی و مهم در این خصوص اینه که همه پادشاهان در این زمینه بسیار حرفه ای عمل می کردند و روش ها و فاکتورهای زیادی را در مخفی کردن دفینه ها و خزانه ها رعایت می کردند.اعم از انتخاب مکان مناسب برای ساخت خزانه ، استفاده از عمق مناسب برای انواع خزانه ها، راه های مواصلاتی به خزانه های شاهی ،امنیت خزانه های شاهی، حسابداری خزانه ها و مسایل ریز و درشت مختلف که همه و همه از مسایل بسیار حساس در پنهان سازی دفینه ها محسوب می شود.
به همین دلیل دسترسی به خزانه ها بسیار سخته حتی اسکندر مقدونی نتوانست به خزانه اصلی هخامنشیان دسترسی پیدا کند علی رغم اینکه چندین خزانه را غارت کرده ولی هیچگاه نتوانست به دفینه اصلی هخامنشیان دسترسی پیدا کند و در حصرت آن برای همیشه ماند.
اگر تا به امروز به جزیره هرمز سری زده باشید، متوجه میشوید که آب این جزیره به اندازهای شور است که اگر دستهای خود را با آب آن منطقه بشویید؛ لایهای از نمک روی پوستتان ایجاد می شود که این امر نشانگر این است که جزیره هرمز روی یک گنبد نمکی شکل گرفته است بنابراین با گذر از نقاط مختلف این جزیره میتوان بلورهای نمک را دید.
گفتنی است؛ یکی از بلورهای عظیم نمکی جزیره هرمز با نام الهه نمک شناخته میشود. این بلور عظیم نمک در واقع کوهی نمکی با رنگهای متنوع و سطحی است که به زیبایی تراش خورده است. از زیر این کوه آب در بستری نارنجی جاری شده که به جذابیت الهه نمک افزوده است.
قدیمی ترین نیایشگاه آریایی ها در میان مرزهای کشور ما در ملایر و روی تپه ای به ارتفاع ۳۷ متر که قدمتش به عصر آهن و اوایل استقرار مادها در ایران برمی گردد قرار دارد.
نوشیجان نه تنها ازقدیمی ترین نیایشگاه های خشتی دنیا به شمار می رود، بلکه یکی از ناشناخته ترین بناهای کشور است.
این بنای تاریخی در ۲۰ کیلومتری شمال غرب ملایر در مسیر جاده ملایر- جوکار بر روی صخره طبیعی مشرف برجلگه شورکات قرارگرفته و دارای دیدگاه وسیع وچشم اندازی زیباست که بدون شک درهزاره اول پیش از میلاد مورد توجه اقوام ماد قرار داشته است.
نوشیجان در لغت احتمالاً به معنی جایگاه نوش یا جایگاه انوش بوده و نوش یا انوش ظاهراً نام خانمی ست که بر این منطقه حکمرانی می کرده است. تپه نوشیجان در سال ۱۳۴۳ خورشیدی مورد شناسایی قرار گرفت. در سال های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ طی ۶ فصل باستان شناسی توسط موسسه ی ایران شناسی بریتانیا به سرپرستی دیوید استروناخ عملیات کاووش و مرمت در تپه انجام پذیرفت. دستاورد فعالیت های این هیئت، شناسایی سه دوره ی معماری باستانی متعلق به دوران مادها، هخامنشیان و اشکانیان است
آثار مکشوفه ی معماری مربوط به دوره ی ماد در تپه ی نوشیجان بر اساس مستندات دیوید استروناخ عبارتند از: بنای قدیمی جبهه ی غربی موسوم به اولین آتشکده، تالار ستون دار موسوم به آپادانا، معبد مرکزی یا دومین آتشگاه، اتاق ها و انبارها، تونل، حصار و دژ
این اثر در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۴۶ با شمارهٔ ثبت ۷۶۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
پیکره سنگی «بابا داوود» عنبران در استان اردبیل، معروف به ابوالهول ایران و نگهبان دریای مازندران ،ظرفیت گردشگری طبیعی و تاریخی بی نظیر با قابلیت جهانی است که تاکنون مهجور مانده و آنگونه که باید معرفی نشده است.
موقعیت مکانی پیکره سنگی بابا داوود عنبران
این پیکره در شهر«عنبران» از توابع شهرستان نمین و در ۴۰ کیلومتری اردبیل قرار دارد . با طی مسافتی یک کیلومتری از شهر «عنبران» به سمت روستای مرزی و تاریخی «عنبران علیا» در دره معروف به «تانگی» و بالاتر از چشمه «خان بلاغی» بر بلندای تپه معروف «بابا داوود» ، به این پیکره زیبا می رسید.در بهار، هنگامی که از عنبران به سمت این پیکره سنگی می روید ، فضای راه آکنده از بوی معطر گیاهان دارویی مانند آویشن (کهلیک اوتی) و انواع گل های بهاری است که تعدد انواع آن گردشگران را به شگفتی وا می دارد.
مشخصات ظاهری پیکره سنگی بابا داوود عنبران
ارتفاع این پیکره سنگی حدود ۲۰ متر است و به شکل انسانی است که نظاره گر روبرو است و شبیه مجسمه ابوالهول در مصر است. این پیکره جلوه گر سیمای نیم تنه انسانی است غول پیکر که در کنار آن تمساحی عظیم الجثه آرمیده است . این پیکره دارای برجستگی هایی شبیه چشم ، دهان و چانه انسان است و به نظر می رسد در اثر فرسایش طبیعی به این شکل درآمده است ، ولی نقش انسان در حالت دادن به پیکره را نیز نمی توان نادیده گرفت. در دامنه این بنای طبیعی حیرت انگیز، غاری بزرگ قرار دارد ، که بر اهمیت اکوتوریسمی آن می افزاید. این شکاف سنگی غار مانند موسوم به «چله خانه باباداوود» در پایین دست پیکره دیده می شود.به گفته کارشناسان در اطراف این پیکره که کنار رودخانه روستای «عنبران» قرار دارد ، زیارتگاهی وجود داشته که به مرور زمان از بین رفته است.
نقش عوامل انسانی در شکل گیری پیکره ، در هاله ای از ابهام!
احاطه این پیکره توسط کوه های سر به فلک کشیده و همانند قلعه ای طبیعی و سترگ ، بر افسانه ای بودن آن دامن می زند و به دلیل وجود آثاری از آبگیر و سد در قسمت شمالی آن ، اهالی اعتقاد دارند ، این مجسمه به دلیل شباهت به صورت انسان توسط اجدادشان تراشیده و به شکل کنونی درآمده است. شواهد موجود در اطراف پیکره نیز بیانگر اطراق افرادی درکنار آن برای مدتی طولانی است که آثاری را از خود به جای گذاشته اند ، اما برای نتیجه گیری علمی ، با تکیه بر آرا و نظر عامه مردم نمی توان استناد کرد ، لذا لازم است گروهی از باستان شناسان ، با در نظر گرفتن لایه های فرهنگی و زبان باستانی منطقه ، مطالعات عمیقی را برنامه ریزی نمایند تا هویت واقعی این پدیده برای همگان مشخص گردد.
جنبه افسانه ای
گروهی از ایران شناسان و دانشمندان این تندیس را همان «نگهبان دریای مازندران» می دانند که در شبرنگ نامه ، کتاب حماسی سده هفتم هجری از آن یاد شده است:
به راه اندرون کوه های بلند فرازش یکی کهنه سنگ نژند
زبر کوه بیند کران تا کران نگهبان دریای مازندران
جایگاه عمیق در تاریخ و فرهنگ منطقه
در اعتقادات و باورهای مردم عنبران و نمین ، پیکره سنگی «بابا داوود» جایگاهی عمیق در تاریخ فرهنگ و تمدن این سرزمین دارد و جدا از تاریخ و فرهنگ غنی عنبران و سرزمین بزرگ تالش نیست. این منطقه به دلیل دنج و آرام بودن بزرگانی را در خود پرورش داده که به سیر و سلوک و عبادت و چله نشینی پرداخته اند و به همین جهت بعد معنوی این مکان نیز قابل توجه است ، به طوری که اهالی برای ادای نذر و قربانی به آنجا مراجعه می کردند.
ایرانیان از دیرباز مذهبی بودند و خدای یگانه را پرستش میکردند و در هر دوره از تاریخ دارای نیایشگاه هایی بودند مثل مسجد ،آتشکده و معبد و امثالهم . آتشکده ها مکانی بودند مانند مساجد امروزی، البته با این تفاصیل که در آن زمان به خاطر نبود بانک مردم اشیاء گران قیمت و اموال خودشان را در هنگام سفر به شهرهای مختلف، در آتشکده به صورت امانت می گذاشتند.
در تمام آتشکده ها افرادی مانند خادمین امروزی که در مساجد هستند، در آتشکده ها هم مستقر بودند ولی مردم آنها را به نام کاتب می شناختند که فردی صالح و مذهبی و امانتدار به حساب می آمد.البته در همان زمان هم کاتب ها به دو گروه تقسیم می شدند
۱- کاتب اعظم
کاتب های اعظم کارشان مانند کاتب های معمولی بود اما مخصوص کار درباریان بودند و امانات و اموال درباریان را نگهداری می کردند.
۲- کاتب معمولی
کاتب های معمولی برای مردم عادی کار می کردند و امانات مردم را محافظت می کردند.هر دو دسته کاتب ها وقتی اموال شخصی را به صورت امانت می گرفتند، به او رسید می دادند تا وقتی که از سفر بازمی گشت، رسید را تحویل کاتبان داده و اجناس خود را تحویل بگیرد.مردم هم برای قدردانی از این عمل به آنها هدایا تقدیم می کردند و در زمانی هم می شد که شخصی که وسایلش را به کاتب سپرده بود در راه سفر توسط دزدان یا از شدت خستگی راه و… تلف می شد و وسایلش در همان جا باقی میماند تا اگر شخصی از اقوام وی آمد وسایل را تحویل بگیرد. در غیر این صورت همان جا می ماند و دست نمی خورد و در قدیم هم به خاطر نبود جاده مناسب و فراوانی دزدان و شرایط نامساعد آب و هوایی افراد زیادی در راه ها جان خود را از دست می دادند. به همین خاطر اموال زیادی در آتشکده ها باقی می ماند.
اموال و مشخصات آتشکده ها در دفینه یابی
آتشکده هایی که مخصوص افراد عادی بود اموال کمتری نسبت به آتشکده های مخصوص درباریان دارند.خود کاتب ها هم افراد ثروتمندی بودند، بنابراین وقتی می مردند اجساد آنها را با ثروتشان دفن می کردند.علاوه بر اینکه مردم برای سپردن وسایل با ارزش خود به آتشکده ها می رفتند،محل مقدسی هم برای آنها وجود داشت و برای پرستش خدا هم به آنجا می رفتند و هدایایی هم از طرف خود اهدا می کردند.
مشخصات و مختصات آتشکده ها در دفینه یابی
در زیر تمام آتشکده ها یک اتاق مخفی وجود دارد که در عمق ۷ متری است و تمام وسایل امانی و هدایا در آنجا نگهداری می شد.تمام آتشکده ها یک راه خروجی اضطراری دارند که در مواقع حمله دشمن بتوانند از آنجا فرار کنند. قبر کاتب ها پس از فوت، در ۵۰ الی ۱۰۰ متر جلوتر آتشکده دفن می شد. آتشکده هایی که در ارتفاعات بلند و نوک قله یا تپه بودند مخصوص درباریان بودند که جسد کاتبان را در آنجا در همان فاصله دفن می کردند. البته با این تفاوت که در صخره جایی را می کندند و به صورت غار درست می کردند و آنها را در همان جا دفن می کردند و در غار را مهر و موم می کردند. در ضمن به خاطر همین موضوع است که اکثر امامزاده هایی که قبلاً آتشکده بودند و بعدها تبدیل به امامزاده شدند، پس از حفاری و کاوش در قسمت زیرین آنها با دفینه و اشیاء باستانی رو به رو می شوند. البته به شدت و اکیداً توصیه می شود در اماکن متبرکه مانند امامزاده ها و همچنین نقاط باستانی که توسط سازمان میراث فرهنگی علامتگذاری شده اند به هیچ وجه اقدام به حفاری و کاوش یا تخریب ننمایید. چون علاوه بر جرم کاوش جرایمی سنگین دیگری از نظر قانونی و حقوقی متوجه شما خواهد شد.
یکی از نمادهای باستانی در دفینه یابی فیل می باشد . حالات مختلف این حیوان دارای شرایط خاص خود می باشد. مثلا خرطوم فیل به سمت بالا باشد یا در خاک فرو رفته باشد. فیل کجاوه داشته باشد یا لخت باشد. به همین دلیل فیلی که خرطوم آن در خاک باشد.از شروع خط زرد به فاصله یک متر و نیم تا یک متر و هفتاد بین ۵ تا ۷ متر برید پایبن البته احتمال دارد در متراژ یاد شده یک علامت به شما بدهد که مسیر شما را تغییر دهد به سمت هدف .مابقی علایم روی فیل فریب می باشد فقط خواهشی که دارم در طول مسیر علایمی را که گرفتید به بنده اعلام کنید و هیچ علامتی را از دست ندهید.
در بسياري از جاها در ايران از علامت جمجمه به عنوان نماد دفينه استغاده مي شود. و در اکثر موارد به عنوان نماد مقبره مي باشد.اين علامت اکثرا در ورودي غارها چسبيده به ديواره سقفي غار مي باشد که ورودي غار را نگاه ميکند.اکثرا ين علامت به شکل اسکلت و جمجمه مي باشد که باعث ترس و دلهره شديد حفاران مي شود و اکثرا فکر مي کنند که علامت تله است .در صورتي که نشان دهنده وجود مقبره داخل غار مي باشد و علامت جمجمه نشان از دنياي مردگان دارد.
از جاهایی که در گذشته شناسایی شده و به عنوان محل دفینه استفاده می شده تپه های گرانشی بوده شاید شما هم شنیدید که در چندین نقطه ایران در جاده ها در شیپ جاده خودرو بجای اینکه به سمت پایین حرکت کند به سمت بالای کوه حرکت می کند.
در گذشته ها بدلیل نبود این علم از اون مکان ها به مکان شیطان و اجنه یاد می شده و معتقد بودند که اجنه افراد و اجسام را به سمت بالا می کشند و همین امر باعث ترس رهگذران از اون نقطه می شده و یا اصلا از اون مکان عبور نمی کردند و یا خیلی سریع و بدون توقف از آنجا رد می شدند.آنهایی که کمی اطلاعات داشتند از آن مکان به عنوان بهترین مکان برای مخفی سازی دفینه های خود استفاده می کردند.و حتی به جن دره نیز معروفه.
حال ببینیم داستان اصلی این تپه ها چیه ؟
قانون گرانش زمین چیست؟ گرانش زمین (Gravity of Earth) در واقع شتابی است که اجسام با این شتاب به سمت زمین جذب می شوند و در معادلات فیزیکی با نماد g نشان داده می شود. به زبان ساده تر، نیروی گرانش زمین باعث می شود همه چیز به سمت زمین در حرکت باشند. مثالی ساده برایتان می زنیم؛ آیا تا به حال سنگی را از دست خود رها کرده اید و در هنگام سقوط سنگ از دستان خود، شاهد
سقوط آن به طرف زمین بوده اید؟پاسخ شما این است که بله، همیشه اینگونه بوده است اما آیا تاکنون دیده اید که سنگ یا هر چیز دیگری که از دستتان رها می کنید، برخلاف حرکت آن به سوی زمین به سمت آسمان حرکت کند؟ نه! مطمئنا جواب قاطعانه ی شما همین است و طبیعتا چنین صحنه ای را ندیده اید! از دیرباز این مسئله مورد توجه یونانیان بوده است که اجسام تمایل حرکت به طرف زمین (نیروی جاذبه) را دارند و در جایی که نیروی گرانشی رو به پایین است، اما توجه داشته باشید که پایین در خط استوا عمود بر پایین در قطب شمال و پایین در قطب جنوب در جهت مقابل پایین در قطب شمال است. در هر جا نیروی گرانشی به سوی مرکز زمین است.به گفته ی نیوتن نیروی گرانشی تا مدار ماه گسترش پیدا می کند. طبق مطالعاتی که نیوتن در این خصوص انجام داده است، نیروی لازم برای نگه داشتن ماه در مدارش با نیروی گرانی در سطح زمین با تقریب خوبی مشابه است.
یکی از بناهای دیدنی که در روستای وانشان در گلپایگان وجود دارد بقعه امامزاده ابوالفتوح سلیمان بین موسی بن جعفر است که یکی از بناهای قدیمی این روستا محسوب می شود و اهالی این روستا قدمت آن را از روی درختی کهنسالی که در آن وجود دارد اندازه گیری می کنند، اما قدمت این امام زاده با توجه به آنچه باستان شناسان از روی کتیبه ای که در داخل حرم این امام زاده وجود دارد نیز کارشناسان متوجه شده اند که متعلق به قرن دهم می شود، بنا بر کتیبه، این امامزاده از نوادگان موسی پسر جعفر است. بر فراز بقعه چهارگوش آجری گنبدی هرمی و دوازده ترکی کشیده شده است. روی صندوق آیاتی از قرآن مجید نوشته شده و کلمه «صندوق شاه حسین فرید ونشکوه» دیده می شود.
در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی فردی به نام شمعون میرزا سلیمان کلیمی، به منظور خرید درب عتیقه شاهزاده ابوالفتوح در روستای وانشان در گلپایگان نیز به خادم آن مراجعه کرد و وی از روحانی های آن حکم شرعی فروش درب ها را پرسید، قدیمی هایی که در این روستای زندگی می کرده اند نیز نقل کردهاند روحانی در جواب این سوال این طور پاسخ می دهدکه: اگر این درب قابل استفاده نیست، فروش آن مانعی ندارد و باید پول آن را خرج تعمیر و مرمت زیارتگاه شاهزاده ابوالفتوح کنید.
بعد از فتوایی که روحانی درباره فروش این در داد نیز، شمعون میرزا زمانی که داشت با در مسجد از مرز ایران خارج می شود نیز توسط نیروهای پلیس گیر می افتد و در بازجویی های خود اعتراف کرد که در را از خادم زیادتگاه شاهزاده ابوالفتوح خریداری کرده است. ماموران حکومتی به خادم شاهزاده ابوالفتوح مراجعه میکنند، او هم میگوید: من به حکم مجتهد محلمان این درب را فروختهام و سرانجام شیخ محمدصادق علامه را برای محاکمه به اراک احضار میکنند. این محاکمه سالها طول میکشد و در نهایت در تاریخ ۵ فروردین ۱۳۱۹ دادگاه استان تهران به این دلیل که معامله درب امامزاده سال ۱۳۰۹ صورت گرفته و درب امامزاده در اول آذر سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی ثبت شده، روحانی مزبور را تبرئه میکنند.















