وب گیتاریست
- وب جاونخستین صخرهکند، عبارت است از چهارضلعیای نیممتری با گوشههای مدور که بر کف زمین و بر روی صخرهای مسطح و مشرف به یک راه قدیمی تراشیده شده است. در میانه نیمه بالایی این نگارکند، نیمکرهای حفر شده و چهار خط چلیپایی به مرکزیت آن تا چهار ضلع مجاور امتداد یافته است.
اندازهگیری با قطبنما نشان میدهد که این چهار خط با دو درجه انحراف شرقی به سوی چهار جهت جغرافیایی، و اندازهگیری با جیپیاس نشان میدهد که این چهار خط ، رو به سوی چهار جهت اصلی دارند (دقت اندازهگیری ~ ۱۵ دقیقه قوسی). در واقع خطوط این شکل، رو به سوی چهار جهت حقیقی و غیر مغناطیسی دارند. نگارنده قدمت این «سمتنما» را که کاربری آن نامشخص است، با مقایسه با دیگر آثار سنگی و همچنین لایههای اکسیدهشده و فرسایش یافته سنگ، در حدود دو تا سه هزار سال تخمین میزند.
متأسفانه بخشی از این صخرهکند بر اثر تخریب و ریزش دیواره سنگی حامل آن از بین رفته است. این رویداد تلخی است که در جزیره خارک به فراوانی بر اثر عوامل طبیعی و انسانی دیده میشود. از آنجا که چنین اثری در ایران کاملاً تازگی داشته و نمونه دیگری از آن در اختیار نیست، جا دارد که برای حفاظت و نگهداری از آن کوششهای فزایندهای انجام شود. به ویژه که به دلیل ویژگی و ارتباطش با وضعیت جغرافیایی منطقه، امکان انتقال آن به موزه یا هر محل دیگری ممکن نیست و موجب از بین رفتن مشخصه جهتیابی آن میشود.

سنگ نوشته ساسانی در یکی از دره های رودخانه خیاو چای معروف به نوروز یاماجی در حدود ۱۵۰ متری ضلع شمال غربی کهنه قلعه (کهنه قالا) و۱۰۰ مترى شرق میدان اصلى مشگین شهر و در درون باغ نوروز قرار دارد. این سنگ نبشته به شماره 619 به ثبت آثار ملی رسیده است. این کتیبه در محل به «سوروشکن داشی» معروف است.سنگ نوشته ساسانی مشگین شهر به ابعاد 10/1 سانتی متر و 30/2 سانتی متر به خط پهلوی ساسانی است که در ماه ۷ سال ۲۷ سلطنت شاپور دوم ساسانی یعنی به سال ۳۳۷ میلادی به امر نرس هرمزد نام شهردار یا والی این نواحی نوشته شدهاست. به طور کلی متن کتیبه حاکی از تاریخ بنای قلعه و نام بانی آن و شامل اندرزی است بر بزرگان و فرمانروایان. کتیبه ساسانی دارای دو ستون و مشتمل بر ۱۵ سطر در سمت چپ و ۶ سطر در سمت راست است که در قسمت بالا علائمی به صورت دو زاویه حاد که هر ضلع آن عمود بر راس خود دارد، دیده میشود. این کتیبه به زمان سلطنت شاپور دوم ساسانى مربوط مىشود و از سه بخش تشکیل شده است : سطر اول تا سطر سوم، تاریخ آن است. از سطر سوم تا نهم کتیبه، از شخصى به نام نارسه هرمزد یاد شده است که شش سال براى ساختن قلعه کار کرد؛ شاید این شخص مسئول قلعه بود. اسم قلعه در این سنگ نوشته شده ولى خوانا نیست.از سطر نهم تا بیست و یکم، اندرزى از نارسه هرمزد آمده که در آن از شهریاران و بزرگان خواسته شده است اگر قلعه مورد پسندشان قرار گرفت به آن آفرین بگویند و در غیر این صورت قلعه بهترى بسازند.این سنگ نوشته در تابستان 1345 شمسی توسط آقای کامبخش فرد، باستان شناس ایرانی در خیاو کشف گردید سیاهه و دست نویس و عکس از این کتیبه برای خواندن مطالبش در اختیار چند نفر از متخصصین خط شناس در دانشگاه تهران و خارج از کشور در سال 1346 شمسی قرار داده شد و در ببن آنها آقای دکتر گیرد گروپ آلمانی باستان شناس معروف موفق به ترجمه متن حک شده بر روی این سنگ شد و شخصا به منظور کسب اطلاعات بیشتر از صحت متن کتیبه در تابستان 1346 به مشکین شهر آمده و از نزدیک مطالعاتی انجام داده است.مضمون این نوشته در مورد فرمان و تاریخ ساخت قلعه است که به نرسه هرمزد نوشته شده است. این سنگ نبشته به مرور زمان در نتیجه فرسایش طبیعی و غیر طبیعی از جمله روشن کردن آتش در زیر آن و کندن زیر آن توسط حفاران غیر مجاز به اعتقاد واهی و خرافی عده ای مبنی بر وجود گنجینه در زیر این سنگ، سبب شده هم اکنون لایه های سطحی این سنگ و نوشته های روی آن تقریبا از بین برود .سنگ نوشته ی پهلوی شاپور دوم ساسانی لفظ به لفظ به خط فارسی و لاتین برگردانده شده و هزوارش های آن مشخص و با نهادن پازند آنها در میان دو پرانتز برای مطابقت با متن پهلوی تحت الفظی ترجمه شده است .





چارلز برنی تاریخ اکثریت گورهای این محل را هزاره دوم و اول قبل از میلاد می دانست و حتی پیش بینی می کرد که این تاریخ به هزار سال قبل تر، یعنی هزاره سوم قبل از میلاد هم برسد. با این حال آثاری از سکونت عصر برنز شناسایی نکرده بر این نظریه اصراری نورزید تا این که در کاوش هایی که توسط هیئت دکتر نوبری در آذر 1382 انجام شد، اشیای با ارزشی از داخل گورها به دست آمد که در حال حاضر در موزه باستانشناسی خلخال نگهداری میشوند.


محوطه باستانی شهر پیرازمیان در کنار رودخانه قره سو قرار دارد. جایی که بر روی سنگ های اطراف آن نقش و نگارهای متعددی با طرح و ابعاد مختلف با ضربه زدن های منظم و دقیق با سنگ های سخت، استخوان حیوانات و فلزات سخت حک شده است. نقش هایی از بزکوهی، انسان درحالت های مختلف و چندین نقش نامشخص دیگر قابل مشاهده اند، تعداد آنها محدود است .


با تمام این ها، این روزها اگر گذارتان به منطقه تاریخی شهر پیرازمیان بیفتد می بینید که وزش باد شدید و طوفان بخشی از محوطه باستانی شهر پیرازمیان را در مشگین شهر تخریب کرده است. طوفان بخش حفاظت شده معبد را بطور کامل تخریب و سایبان محوطه را از جا کنده و به اطراف پرتاب کرده است.


به جز طوفان روزهای گذشته، سرمای شدید زمستان عامل تهدید دیگری برای سنگ های منقش این منطقه است که می تواند آثار تاریخی این تپه را از بین ببرد




ایسنا یک شهر 3600 ساله در ترکیه که هزاران سال قبل مدفون شده بود، از دل خاک بیرون آمد.

در جریان کاوشهای یک تیم بینالمللی از باستانشناسان در بقایای شهر تاریخی «لاسوس»، بخشی از آمفیتئاتر این شهر که هزاران سال قبل زیر خاکسترهای آتشفشانی مدفون شده بود از دل خاک بیرون آمد.
این شهر تاریخی که در سواحل ترکیه در دریای اژه واقع شده است، یکی از شاهکارهای معماری دوران کهن بوده و تا کنون بخشی از آمفیتئاتر آن به همراه تونلهای زیر این بنا که محلی برای وارد شدن سربازان و حیوانات بوده است، کشف شدهاند.

بر اساس بررسیهای باستانشناسان، ساکنان شهر لاسوس بخشی از مردمان تمدن ناشناخته «مینوآن» بودهاند که مردمان آن در هزاران سال قبل از بخشهایی از آن ترکیه، یونان و ایتالیا فعلی زندگی میکردهاند. آنها همچنین با سواحل مردمان سواحل مدیترانهای یونان و ایتالیا فعلی و به ویژه جزیره زیبای سانتورینی یونان در ارتباط گسترده تجاری بودهاند.
کتیبه تاریخی تنگ خشک سیوند که از دیدنی های شیراز است ، در کنار سیوند خرابه وگورستان صفوی سیوند و در ۲۰۰متری سیوند کنونی بردامنههای کوههای سیوند واقع شده است. درزبان سیوندی به آن کتیبه تنگه فشک گفته میشود.از آثار تاریخی شیراز ، کتیبه سیوند است . کتیبه پهلوی تنگ خشک سیوند، این کتیبه نخستین سندی است که در آن از سیوند نام برده شده است و درآن چگونگی ساخت تخت جمشید شرح داده شده است . این اثر در تاریخ ۷ مهر۱۳۵۴بشماره ۱۱۱۱در فهرست آثار ملی ایران در شیراز به ثبت رسیده است.
تنگ فشک سیوند در كنار جاده آسفالته سيوند بين تخت جمشيد و پاسارگاد قرار دارد.تخته سنگ بزرگي به ابعاد 3*4 متر و بلندي 80 سانتيمتر در تنگ خشك قرار دارد كه نبشته هايي به خط پهلوي كتابي و سطرهاي عمودي در سه طرف آن كنده شده است.هر سه نبشته آسيب ديده اند و تقريبا ناخوانا هستند. در حدود بيست متري سنگ نبشته دار در شيب رو به بالاي كوه حوض سنگي آسيب ديده اي به بزرگي 100*150 و عمق 50 سانتيمتر با تراشي خشن وجود دارد كه احتمالا يك گور بوده است. نبشته سوم متاسفانه قابل خواندن نيست. نبشته هاي اول و دوم مربوط به بخشيده شدن منطقه اي پر باغ از سوي كسي به نام فرخ پسر نرمان است.

کاخ زمستانی داریوش اول هخامنشی در نزدیکی خلیج فارس 33 سال پس از سر برآوردن از دل خاک این روزها به دلیل عدم محافظت و سهل انگاری در حال نابودی تدریجی است.
این بنای هخامنشی پس از این همه مدت که از دل خاک بیرون آمده هیچگاه بهاندازهای که شایسته و درخور یک بنای معماری منحصر به فرد مربوط به بیش از دو هزار سال قبل باشد، مورد توجه قرار نگرفته است.
آنگونه که عکسهای این گزارش نشان میدهد، این بنا که نشانی از تمدن پرشکوه و غرورانگیز کشورمان در آن دروان بود، این روزها به وضعیتی تاثر برانگیز دچار شده است؛ به گونهای که پایه ستونهای سنگی کاخ در هوای شرجی، مرطوب و گرم برازجان در حال اضمحلال و پودر شدن است.
بر اساس مدارک و شواهد موجود نوع و جنس سنگهای کاخ بردک سیاه فاقد موارد مشابه در دیگر بناهای تاریخی در ایران و دیگر نقاط جهان است چرا که در ساخت این بنا از سنگهایی با دو رنگ سیاه و روشن استفاده شده و علاوه بر آن نوع تراشها و سنگبری به کار رفته در ساخت این کاخ نیز بی نظیر است.

معماری کاخ بردک سیاه مشابه کاخ آپادانا و دارای 36 ستون بوده است
این کاخ که تالار مرکزی آن مشابه کاخ آپادانا و دارای 36 ستون بوده یکی از بناهای مهم تاریخی استان بوشهر در 12 کیلومتری شمال شهر برازجان میان نخلستانهای روستای درودگاه در محل تلاقی دو رودخانه شاپور و دالکی قرار گرفته است.
کاخ بردک سیاه در سال 1354 در کاوشهای باستان شناسانه گروهی از باستانشناسان کشور به سرپرستی احسان یغمایی از زیر خاک بیرون آورده شد.
این کاخ تنها بنای به جامانده از دوران هخامنشی در این سرزمین نیست بلکه علاوه بر آن دو کاخ دیگر مربوط به دوران همین امپراطوری به نامهای " کاخ چرخاب " و " کاخ سنگ سیاه " نیز در نزدیکی شهر برازجان وجود دارد که بقایای آنها نیز در کاوش سالهای اخیر از دل خاک بیرون آورده شده است.
البته بقایای این کاخها نیز مانند کاخ بردک سیاه در وضعیت چندان مطلوبی به سر نمیبرد و هر روز در معرض تخریب بیش از پیش و جدی قرار دارد.

در ساخت این کاخ از دو نوع سنگ سیاه و روشن استفاده شده است
به گفته برخی از کارشناسان باستان شناسی جلگه برازجان در دوره هخامنشی اهمیت فراوان داشته و علت آن نیز این بوده که ایران در دوره هخامنشی صاحب نیروی دریایی شد و توانست از راه دریا به تجارت و کشور گشایی بپردازد.
علت انتخاب این جلگه نزدیکی آن به خلیج فارس و در پی آن تسلط بر راههای تجاری منطقه و تحت نظر داشتن آبراهههای جنوبی از لحاظ سیاسی و اقتصادی بوده است. تمامی این مسائل وسیله برپایی کاخهایی در این منطقه را فراهم آورده است.
کشفیات باستان شناسان و کاوشگرانی که کاخ هخامنشی بردک سیاه را از دل خاک بیرون آوردهاند تنها به به بقایای خود کاخ محدود نبود بلکه آنها در حین کاوشهای خود به اشیائی همچون یک دسته خنجر زنانه ساخته شده از جنس عاج به همراه چند قطعه ابزار تزیینی برخورد کردند که میتواند نشانی از سکونت زنان در این کاخ باشد.

بسیاری از سنگهای به کار رفته در ساخت کاخ بردک سیاه به دلیل عدم محافظت از بین رفته است
همچنین از دیگر موارد کشف شده در کاخ بردک سیاه که شاید بتوان آنها را مهمترین یافتههای این کاخ دانست 4 قطعه سنگین طلا که وزن کل آنها به سه کیلو و 200 گرم میرسد بوده است. هنوز کاربرد دقیق سه قطعه از این طلاها مشخص نیست اما برخی بر این عقیدهاند که ممکن است آنها روکشهای زرین درهای چوبی تالار یا سنگ بنای کاخ باشند چرا که غالبا در دوران هخامنشی سنگ بنای کاخها بر روی ورقهای ضخیم و زرین از طلا حک میشده است.
همچنین در رابطه با قطعه چهارم این طلاها نیز اینگونه بر میآید که این قطعه قسمت بالای یک جام زرین هخامنشی باشد که زیر لبه آن یک خط ساده حک شده است.
در موردی دیگر که در کاوشهای سال 84 کاخ بردک سیاه کشف شده و بقایای آن هم اکنون به شکلی غیر استاندارد و بدون محافظت در محوطه کاخ افتاده است نقش برجستهای حکاکی شده بر سنگ سیاه است که شاه را به همراه ملازمش که چتری آفتابگیر در دست دارد در حین ترک کاخ نشان میدهد.
نقش برجسته سنگ سیاه به دست آمده در این کاخ در محوطه کاخ به حال خود رها شده است
در این نقش برجسته که آن را متعلق به داریوش اول میدانند تاج شاه دارای سطحی صاف و بدون تزیین است و این احتمال را قوت میبخشد که تاج همانند تاجهای برخی نقش برجستههای تخت جمشید روکشی از طلا داشته است. به همراه این نقش برجسته، سنگ نوشتهای به خط میخی و زبان "بابلی نو" و تعداد زیادی قطعه سنگ یافت شد که این قطعه سنگها نقشهای مختلفی چون دست، دسته سایبان با بخشی از تاج شاهی، ریش مجعد و بخشهایی از صورت و گوشه چشم دارند.

جنس و رنگ سنگهای استفاده شده در ساخت این کاخ در نوع خود منحصر به فرد بود
با این همه این نقش برجسته منحصر به فرد که حکایت کننده بخش مهمی از تاریخ هخامنشیان در این گوشه از جغرافیای ایران است در زیر آفتاب سوزان جنوب به حال خود رها شده و تنها نگهبان این محوطه تاریخی از سر دلسوزی چادر کهنه ماشین خود را به عنوان حفاظ بر بالای آن قرار داده است.
بنا به گفته برخی منابع محلی کاخ بردک سیاه در طول سالهای گذشته نیز به شدت مورد تخریب کشاورزان منطقه قرار گرفته است به شکلی که عدم زه کشی زمینهای اطراف باعث شده آبیاری زمینهای کشاورزی سبب تخریب آثار بر جای مانده از کاخ شود و همچنین عوارض جوی و سرازیر شدن آب حاصل از بارشها به گودال محل پایه ستونهای کاخ نیز به جریان تخریب کمک کرده است.

در محافظت از بقایای کاخ بردک سیاه ابتداییترین راهکارها اتخاذ شده است
مجموع این عوامل و نبود یک نظارت کارشناسی شده دست به دست هم داده تا بسیاری از ته ستونهای کاخ شکسته یا جابجا شده و برخی از آنها نیز ترکیب اولیه خود را از دست بدهند. البته به همه اینها نیز باید به حفاریهای غیر مجاز زیاد در محوطه کاخ و اطراف آن را نیز اشاره کرد که سهم عمدهای در این فرایند تخریب داشته است.
با این وجود و پس از توصیهها و تذکرهای فراوان کارشناسان و علاقمندان میراث فرهنگی کشور سازمان میراث فرهنگی استان بوشهر اعلام کرد این سازمان با انجام مطالعات باستانشناسی و بررسی ژئوفیزیک زمینهای اطراف کاخ بردک سیاه درصدد تعیین حریم دقیق و محدوده آثار پیرامون این محوطه تاریخی است.
این خبر را چندی پیش احمد دشتی رئیس این سازمان در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرده و افزوده بود: حفاظت از کاخهای هخامنشی استان بوشهر وارد مرحله جدیدی شده است. در حال حاضر تملک زمینهای کاخ بردک سیاه انجام شده و پوشش کامل به منظور حفاظت از کاخ در مقابل عوامل طبیعی هم چون باد و باران و نصب تابلوهای گردشگران با استانداردهای اداره راه و ترابری به همراه مسافت سنج نیز صورت گرفته است.
با وجود این گفتههای امیدبخش رئیس سازمان میراث فرهنگی استان بوشهر باید گفت اگرچه حجم بلاهایی که تا کنون بر سر کاخ هخامنشی و پر شکوه بردک سیاه برازجان آمده است با هیچ حفاظت و مرمتی قابل بازگشت نیست اما اگر مسئولان کمر همت برای جلوگیری از تخریب بیشتر آن ببندند جای قدردانی و سپاس دارد.
این سنگ نگاره ها در نزدیکی چشمه خشکیده کوه سرخ که مردم ندوشن به آن «سرخان کوه» می گویند، قرار دارد. در این آثار تاریخی، نقاشی و نوشته توأماً دیده می شود. نوشته ها به خط کوفی و فارسی است و نقش ها عبارتند از: حیوان، گردونه مهر (چلیپا)، انسان با نیزه و اشکال نمادین .
نگاره های بر روی سنگ در محل چشمه سرخ کوه ندوشن متأسفانه در حال محو شدن و نابودی است و از طرف دیگر بعلت کهنگی و فرسودگی و نیز جنس سنگها، رنگ زمینه سنگ و رنگ نقش ها تقریباً همانند هم شده اند. لذا تهیه عکس مناسب مستلزم وسایل مجهزتر می باشد.
در خصوص نگاره سنگی ندوشن، می توان گفت : اگر چه تاریخ قرن پنجم هجری قمری برروی آنها حک گردیده است، ولی تاریخ بعضی از صخره های آن قدیمیتر میباشند. ( زیرا نقوش و نگاره های قدیمی با توجه به جنس سنگ و اینکه نگاره های جدید روی نگاره های قدیمی حجاری شده ، باعث گردیده که نگاره های قدیمی محو بشوند) و به احتمال زیاد نگارگری در این منطقه از پیش از اسلام شروع شده و تا دوره اسلامی نیز ادامه داشته است.



این علامت چند حالت دارد که باید به آن دقت نمایید(آیا دست راست و یا دست چپ است؟و…)دقت کنید که اگر انگشتی با بقیه فرق داشته باشد یا کج شده باشد آن انگشت جهت را به شما نشان می دهد.
دست باید نشانه دیگری هم داشته باشد ، پس آن انگشتی که کج است به نشانه آخر اشاره دارد. وقتی در کنار دست علامت های دیگری باشد (مانند سوراخ و…) هم می تواند جهت را نشان بدهد و عمق هدف را تعیین می نماید.
معمولاً یونانی ها از دست برای قسم ،آنهم بصورت برجسته استفاده می نمودند و وقتی باهم گنجینه ای را مخفی می کردند بدین صورت قسم می خوردند و یا بقولی هم قسم می شدند.
اگر اطراف دست علامت دوم نباشد (مانند: یک خط یا نقطه وسوراخ و…) برای دست راست 25 قدم و برای دست چپ 5 قدم به سمت مسیر انگشتان باید بروید.
اگر دو دست باشد قسم است و هم میتواند مربوط به دعا نمودن ونیایش باشد.
اگر در داخل دست علامت + یا ضرب باشد صد درصد علامت دفینه است. در این حالت اگر در داخل دست راستی که انگشتان از هم باز شده اند علامت + یا ضرب باشد به سمت انگشتان 19 الی 25 قدم بروید و به دنبال نشان آخر باشید.
در همین حالت اگر انگشتان بسته باشد و فقط انگشت اشاره باز شده باشد ، 40 الی 70 قدم به سمت جایی که اشاره می کند ، هدف قرار دارد.
در کل دست نشانه آخر نیست و باید یک علامت دیگر را پیدا کنید که آن علامت تمام کننده است
سنگ نگاره ها در منطقه کوهستانی غرب ˈدشتˈ جاجرم با ارتفاع هزار و 320 متر از سطح دریا واقع شده که محیطی نیمه بیابانی و استپی است. وجود پناهگاه حیات وحش و منطقه حفاظت شده ˈمیاندشتˈ و زیستگاه جانوران استپی از جمله یوزپلنگ آسیایی در فاصله نه چندان دور واقع در جنوب روستای ˈجربتˈ اهمیت بازدید از این اثر را برای گردشگران دوچندان می کند. مجموعه سنگ نگاره ها که در محل به ˈسنگ نوشتهˈ معروف است در یک دره بسته و باریک در جبهه شمالی کوه ˈاوزونˈ قرار دارد و در میانه این دره باریک، مسیل بزرگی وجود دارد که آب بارش دامنه کوه های اطراف را به سمت دشت جاجرم سرازیر می کند و به ˈکال شورˈ می رساند تا پس از طی مسیر طولانی به شنزارهای کویر مرکزی فرو برد. در دره مزبور یک رشته برجستگی صخره ای وجود دارد که به علت جنس صخره ها و نوع فرسایش به مرور قطعات بزرگی از آن به شکل تخته سنگ های بزرگ و کوچک از بدنه اصلی جدا و به پای دامنه غلتیده است. بسیاری از تخته سنگ هایی که در شیب دامنه فرو ریخته در اثر تاثیر عوامل جوی به رنگ سیاه درآمده و بوم مناسبی برای نقش اندازی فراهم کرده است. از همین رو از دوره پیش از تاریخ تا دوره معاصر به طور مداوم نقش های مختلف یکی بر روی دیگری بر روی این تخته سنگ ها نقش شده است. همه این نقش ها به شیوه ˈکوبشیˈ با ضربه سنگ یا یک وسیله فلزی نوک تیز فلزی بر روی صخره ها نقش شده است. نقش انواع حیوانات وحشی مانند کل و بز کوهی با شاخ های بلند و منحنی، گوزن، پلنگ و مار بر روی سنگ ها دیده می شود. افزون بر این، تصویر انسان به صورت پیاده و سواره و با حالات مختلف مانند رقص آیینی به صورت فردی یا دسته جمعی یا در صحنه شکار، نقش سگ، شتر، گاو و برخی حیوانات اهلی دیگر در این مجموعه وجود دارد. نقش های هندسی و علائم نمادین، ابزارهای جنگی، کتیبه هایی به خط و زبان عربی و فارسی و جالب تر از همه نقش دست انسان نیز در بین نقش ها دیده می شود. بیشتر پژوهشگران نقش های صخره ای مشابه در نقاط دیگر ایران و جهان را مجموعه ای از نقش های آیینی و مرتبط با باورهای دینی مردمان باستان می دانند و معتقدند مفاهیم آیینی و باورهای اعتقادی مردم پیش از تاریخ در آن ها نهفته است. وی افزود: گروهی از پژوهشگران هم معتقدند این نقش ها را چوپانان محل برای سرگرمی و از سر تفنن نقش کرده و آن ها را به اصطلاح ˈنقوش چوپانیˈ نامیده اند. توجه به شمایل نگاری نقوش صخره ای جربت نیز وجود چند سبک هنری کاملا متفاوت را در کنار هم نشان می دهد. برخی نقوش به طور کامل جاندار و طبیعت گرا است و به علت گونه شناختی و نیز میزان رسوب گرفتگی به احتمال فراوان به دوره پیش از تاریخ تعلق دارد. گروهی از نقوش نیز به طور کامل استلیزه هستند و با توجه به نوع نگارگری و گاه ارتباط آن ها با کتیبه های همجوار در دوره اسلامی ایجاد شده است. این منطقه به دلیل غنای اکولوژیکی و تنوع حیات وحش، امروز از پناهگاه های ارزشمند حیات وحش ایران است و احتمال ساکنان محوطه مذکور و محوطه های مجاور در دوره پیش از تاریخ محل کنونی سنگ نگاره ها را به عنوان شکارگاه مورد استفاده قرار می دادند و در همان زمان نخستین نقوش را بر سینه صخر ه های جربت نقش کرده اند. این مجموعه ارزشمند از نقوش صخره ای در سال 1387 به شماره 24662 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. تاکنون این اثر علاوه بر چاپ کتاب به دو زبان فارسی و انگلیسی توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی، در قالب کتابچه و مقالات علمی نیز در نشریه های تخصصی داخلی و بین المللی معرفی شده است.



این نقش برجسته یادبود جنگ و پیروزی بنیانگذار سلسله ساسانیان (اردشیر بابکان) برآخرین پادشاه اشکانی (اردوان پنجم) و جزء اولین و قدیمی ترین نقش برجسته غیر مذهبی ساسانیان است که در 3 کیلومتری جاده فیروزآباد به شیراز، بـرفـراز صخره ای در سمت راست رودخانه تنگاب حجاری شده است. در این نقش برجسته که بزرگترین اثر صخره ای دوران ساسانی است 3 صحنه: نبرد تن به تن اردشیر با اردوان پنجم، پیکار شاپور اول جانشین اردشیر با دربندان وزیر بزرگ اردوان، یکی از سرداران اردشیر بایک دست گردن حریف خود را درچنگ می فشارد و با دست دیگر، کمر همتای خود را گرفته و سعی دارد که او را از زمین بلند نموده و برزمین بکوبد.













