وب گیتاریست
- وب جاو
این لایه یکی از مهم ترین لایه ها به شمار میامد و معمولا در پایان کار از آن استفاده میشد و برای مهروموم کردن در دالان یا ساخت اتاقک های ساروجی در ابعاد های مختلف بکار میرفت و یا دفینه را دردرون اتاقک میگذاشتند و با ساروج پلمپ میکردند یا جلوی در ورودی را با آن پلمپ میکردند البته در بعضی مکانها بعد از آهک باز یک لایه کلفت که شاید به کلفتی ۴۰ سانت هم میرسید از خاک استفاده میکردند و بعد ساروج میکردند که این روش در ایران زیاد یافت میشه
ساروج و ساروج شناسی در گنج یابی
بدنه اصلی ساروج از ترکیب آهک با سیلیس فعال شکل میگیرد. نکته مهم در اینجا فعال بودن سیلیس میباشد که به سیلیس آمورف یا بیشکل معروف است چرا که ساختمان آن بلوری نمیباشد. در گذشته برای تامین سیلیس از خاکستری که در محل با سوزاندن فضولات حیوانی حاصل میشد استفاده میکردند که امروزه میتوان از جایگزینهایی مانند سیلکافوم میکروسیلیس استفاده کرد. یکی از معایب اصلی ساروج خاصیت کاهش حجم آن میباشد که با توجه به کاربرد ساروج در امر پوشش ، این خاصیت باعث ترک خوردگی در سطح و در نتیجه ایجاد اختلال در نقش اصلی آن یعنی نفوذناپذیر کردن سطح میشود…..
ساروج مخلوطی است ازآهک وخاکستر و یا روث حیوان که با گل و آب مخلوط میکنند و بعد از اینکه خشک شد آن را در کوره آتشین میسوزانند تا اینکه به ساروج تبدیل شود، وبعداً آن را نرم میکنند یا کوبیدن پتک و یا با سنگ آسیاب بروی آن میچرخانند که نرم شود، وخاکستر که در آب بمرور جذب ایندرید کربنیک کند و آهکش بصورت سنگ آهک که محکم وپایدار است در می آید در دروان گذشته ساروج از اهمیت خاصی برخوردار بوده و جهت ساختن حوض، آب انبار، برکه گرمابه و بنای خانه و سد کاربرد داشته است
کاربردهای ساروج :
– ساروج با توجه به خاصیت اصلی آن یعنی نفوذپذیری بسیار اندک به عنوان روکش در سازههایی که در تماس مستقیم با آب بودهاند مانند آبانبارها ، حوضها ، حمامها و … مورد استفاده قرار گرفته است.
– ساروج با توجه به نحوه اجرای آن از سطحی بسیار بسیار صاف و براق برخورداراست که این ظاهر ساروج ، باعث استفاده از آن در امر تزئینات ساختمان گردیده.




مواد تشکیل دهنده ساروج :
بدنه اصلی ساروج از ترکیب آهک با سیلیس فعال شکل میگیرد. نکته مهم در اینجا فعال بودن سیلیس میباشد که به سیلیس آمورف یا بیشکل معروف است چرا که ساختمان آن بلوری نمیباشد. در گذشته برای تامین سیلیس از خاکستری که در محل با سوزاندن فضولات حیوانی حاصل میشد استفاده میکردند که امروزه میتوان از جایگزینهایی مانند سیلکافوم میکروسیلیس استفاده کرد. یکی از معایب اصلی ساروج خاصیت کاهش حجم آن میباشد که با توجه به کاربرد ساروج در امر پوشش ، این خاصیت باعث ترک خوردگی در سطح و در نتیجه ایجاد اختلال در نقش اصلی آن یعنی نفوذناپذیر کردن سطح میشود. برای کاهش اثرات این خاصیت مخرب، در گذشته از الیاف طبیعی که شامل الیاف گیاهی مانند لوئی که از نوعی نی بدست میآمده و همچنین الیاف حیوانی مانند پشم بز و شتر و یا گاهی موی سر انسان ، استفاده میشده است. امروزه میتوان از الیاف مصنوعی مانند الیاف پلیمری ، فلزی و یا شیشهای بجای الیاف مصنوعی استفاده کرد. در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا گاهی برای بدست آوردن ساروجهایی با خاصیتهای مختلف از ماسه ریز دانه استفاده میشده است ولی این ماسه کارآیی ملات را پایین میآورده که برای جبران آن از خاک رس استفاده میشده است. گاهی مواد افزودنی خاصی مانند تخم مرغ به ساروج اضافه میشده که فقط باید با آزمایش اثرات دقیق آن را تعیین نمود
حلال ساروج
قابلیت انحلال هیدروکربورها در آب عموما خیلی کم میباشد. مقدار آب موجود در هیدروکربورها با افزایش درجه حرارت زیاد میشود. حلالیت هیدروکربورها در کلروفرم ، سولفورکربن و تتراکلریدکربن حائز اهمیت است که با افزایش درجه حرارت ، زیاد و با افزایش وزن مولکولی کاسته میگردد. قابلیت انحلال آروماتیکها بیشتر بوده و بعد از آنها اولفینها – نفتنها – متانیها قرار دارد. ضمنا قابلیت انحلال ترکیبات اکسیژنه – ازته – سولفوره ، کمتر از هیدروکربورها میباشد. بالاخره نفت ، حلال هیدروکربورهای گازیشکل و تقریبا تمام هیدرورکربورهای جامد – گریسها – رزینها – گوگرد و ید میباشد. ۱- تیتراسیون کربنات سدیم ۲- دی سولفات امونیوم ۳- هیدروفلوریک اسید صنعتی
ازبین بردن ساروج
شما می توانید از مواد منبسط شونده مانند کتراک استفاده نمائید. این مواد در هنگامی که با آب سرد مخلوط می گردند و به شکل ملاطی درون چالهایی که به همین منظور در سنگ ایجاد شده اند ، ریخته می شوند ، با گذشت زمان اندک منبسط شده و موجب شکستن سنگ می گردند ، قابلیت انبساط این گونه مواد به حدی است که می توانند فشاری معادل ۵۰۰ Kg/Cm2 و یا ۵ Mpa بر دیواره های چال وارد نمایند . این میزان فشار می تواند بلوک سنگ و یا بلوک سیمان را بدون ایجاد آلودگی صوتی و زیست محیطی و بدون آموزش نیروی متخصص از توده آن جدا نماید.
خرد کردن ساروج
ساخته شود
طریقه خرد کردن هرکدام از انواع ساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتک هم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس وارد کنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانند همین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروع به شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید. برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد

در زمانهاي قديم كه چيزي به نام بتون وجود نداشت ، براي ساختن جاهاي مستحكم از موادي به نام ساروج استفاده مي شد. امروزه به اشتباه مردم فكر ميكنند كه ساروج براي نگهداري عتيقه بوده است در صورتي كه اينطور نيست.
ساروج براي پل سازي ، ساخت قلعه هاي محكم ، سد سازي ، و راه براي آب و نگهداري عتيقه و بسياري از اين مواري استفاده مي شده است.
ساروج انواع مختلف دارد كه محكمترين آن به ترتيب از ساروج سياه شروع ميشود و بعد از آن ساروج سفيد و ساروج طوسي و ساروج كرم است. بعضي از ساروجها با موادي بنام سيلكس و بعضي با سرب و مس ذوب شده درست مي شدند. اينها استقامت ساروج و محكمي آن را بالا ميبرد.
در ساروجهايي كه براي جلوگيري از نفوذ آب ساخته ميشد از پشم شتر و موي بز استفاده ميشد كه ساروج را براي جلوگيري از نفوذ آب مستحكم ميكرد.
تا چند سال پيش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است كه از اين تعداد پنجاه و يك نوع آن بدون اموال (زير خاكي) ميباشد و از باقيمانده انواع ساروج همه داراي طلا نميباشد. در حفاريهاي انجام شده اكثرا از سه نوع ساروج بار طلا بيرون آمده است و الباقي داراي نقره و مفرق و اجناس ديگر بوده اند.
كليه ساروجها از مواد اصلي زير درست شده اند.
شن و ماسه ، آهك و سفيده تخم مرغ و…
مواد ديگري هم به انواع ساروج اضافه ميشد كه در بالا نام برديم.
طريقه خرد كردن هركدام از اين ساروجها متفاوت است ولي به طور كلي ميتوان آنها را خرد كرد و از بين برد. براي مثال يك الماس را فزض كنيد كه ميخواهيد آن را خرد كنيد. اگر با پتك هم روي آن بزنيد خرد نميشود ولي اگر بدانيد كه ضربه را به كجاي الماس وارد كنيد به راحتي خرد ميشود و به قطعات كوچك تقسيم ميشود. ساروج هم مانند همين الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد بايد بدانيد كه از كجا شروع به شكستن آن بكنيد تا بهتر نتيجه بگيريد.
براي ساخت مواد جهت خرد كردن ساروج بايد نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد براي آن نمونه ساخته شود يا اينكه بدانيد ساروج شما از چه نوعي است.
از بين بردن ساروجهايي كه به صورت عمودي ميباشد با استفاده از مواد بسيار سخت تر است ولي نشدني نيست. اول بايد دور جايي را كه ميخواهيم مواد بريزيم با خمير گرفته و آن را كاملا آبندي كنيم و بعد از مواد ساروج استفاده كنيم.
حالا كه بحث ساروج را تمام كرديم چند خط هم در مورد سنگ برايتان بگويم.
سنگ را نيز اگر از نقطه ضعيف آن كار كنيم به راحتي شكسته ميشود و ميتوان سنگهاي چند تني را خرد كرد ولي اگر به پست سنگي خورديد كه هم قطر داشت هم رگه نداشت كه بتوان با قلم و چكش خردش كرد ، بايد به روش زير عمل كنيم.
چند سوراخ در يك امتداد و به فاصله هاي مشخص در سنگ ايجاد ميكنيد و در داخل آنها موادي به نام كترا ميريزيم (نوع ايراني آن بهتر از نوع خارجي آن عمل ميكند) و بعد با چوب سوراخها را كاملا از نفوذ هوا ميپوشانيم و محكم ميكنيم. از بیست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد كترا در داخل سوراخ حجم ميگيرد و باعث ترك خوردن سنگ ميشود و سنگ را خرد ميكند.
اين مطلب در همينجا به پايان رسيد اگه مشكلي داشتيد با من در ميان بگذاريد.
درخت و انواع آن:
در ايران انواع مختلف درخت وجود دارد.
در گذشته درختاني كه عمر طولاني داشتند براي نشانه استفاده ميشدند و در بيشتر جاهايي كه اموال گذاشته مي شد درختي هم كاشته مي شد كه بعدها پيدا كردن جا راحت باشد.
درختاني كه بيشتر براي اينكار استفاده مي شد به ترتيب زير ميباشد.
بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر ميكند.
درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.
درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.
درخت آزاد كه دو هزار سال عمر ميكند و در جنگلهاي شمالي ايران به وفور يافت ميشود.
درخت چنار كه حدود هفتصد سال عمر ميكند و پس از آن هر سال يك بار خود كشي ميكند و خود را ميسوزاند تا از بين برود كه اين خود سوزي هم چندين سال طول ميكشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.
درخت نارون حدود پانصد سال عمر ميكند.
درخت سنجد نيز حدود پانصد سال عمر ميكند.
درختهايي با عمر طولاني اكثرا نشانه بار است و بار هر كدام از آنها با ديگري متفاوت است به فرض اموالي كه در نزدكي بوته گز يافت ميشود با اموالي كه در كنار سرو يافت ميشود هميشه متفاوت بوده است.
اينم يك مطلب در مورد درختان
ممكنه درختاني از قلم افتاده باشند ، ذهنم اينقدر ياري كرد ، به بزرگي خودتون ببخشيد.
گنج نامه
گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.
تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.
تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامه احمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامه میرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خط شجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).
همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگی آنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها به امانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهان حفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.
به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.
گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی که موبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند و چون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اند رموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی است که به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.
این هم یک مطلب در مورد گنج نامه که یکی از بچه های خوب حفار تقاضا کرده بود
گورستانها و انواع قبرها
از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است.
خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
در گذشته ما گورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی که وبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. در همینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری را میشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست و حتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را از استخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
جنازه هایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد و جنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
در هر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که باید نتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیر است.
اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. در بسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آن چهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
در ایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت است و میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبر یهودیان دارای فلش است).
و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروند و میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیدا کرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که در طابوت طلا یا نقره یا سنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کم اینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردند و آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنین دزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه ها حتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازه اربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدون اموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.
اینهم یک مطلب برای شما دوستان عزیز در ارتباط با گورستانها
پوست وانواع نوشته ها و نسخه ها
گنج نامه ها اکثرا روی سنگ است و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم که درباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنج نامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست را داغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بین نمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست با خون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوب میشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغی میشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روغن به آنها میخورده است که عمر پوست رو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جای مناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشک یا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوای کمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میشده است.
آتشکده ها
آتش کده از زمان ظهور حضرت زرتشت که پیامبر ایرانیان فبل از اسلام بود درست شد.
بعضی ها به اشتباه فکر میکنند که ما ایرانیان در زمان قدیم آتش پرست بودیم در صورتی که این صحیح نیست. ایرانیان در زمان زرتشت به آتش احترام میگذاشتند و آن را سمبل میدانستند ، ولی در همان زمان هم یکتا پرست بودند. و به همین خاطر سمبل بودن آتشکده ها برپا شد و موبدینی در آتشکده ها شروع به خدمت کردند.
آتشکده ها با هیزم و روعن چراغ همیشه روشن بودهاند. و اگر آتشکده ای خاموش میشد موبد آن مجازات میشد.
موبدان از نظر قدرت دسته کمی از حکومت وقت نداشتند و حرف آنها در دربار بسیار برش داشت. و همچنین برای مردم.
اکثر آتشکده ها نوشته ای دارند به زبان پهلوی و تعداد کمی از آنها نوشته ای دارند به خط میخی.
آتشکده ها در آن زمانها به صورت امانت سرا نیز بوده است. اولین امانت آتشکده ها همان آتش برافراشته آن بوده که هیچ وقت نباید خاموش می شد. و دومین امانت آتشکده ها امانت مردم بوده است که به موبد در آتشکده سپرده میشد.
در آن زمانها چون بانکی وجود نداشت و موبدان مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، مردم اموال اضافی خود را به آنها می سپردند یا زمانهائی که میخواستند به سفر بروند امانات خود را به موبدان میدادند و هر وقت که احتیاجی به آنها داشتند یا از سفر بر میگشتند آن را تقاضا میکردند و پس میگرفتند.
در زیر آتشکده ها مکانهائی بنا شده بود که از اموال مردم در برابر دزدان حفاضت کند و موبدان اموال امانتی مردم را در این مکانهای امن میگذاشتند. و رسیدی برای افراد صادر میکردند که بعد از مراجعت با نشان دادن رسید مال خود را دریافت کنند و موبد اموال را در مکانی مشخص دنفن میکرد و یک نوشته (نسخه) از اموال میکشید و در جائی محفوظ میگذاشت که اگر زمان طولانی شد مکان فراموش نشود و خیلی از نسخه ها به این صورت نوشته شد. که هم موبد مرد و هم صاحب مال نیامد و این سند باقی ماند و به صورت نسخه در آمد.
این اسناد جمع میشد و به فردی که به آن موبد موبدان میگفتند تحویل میشد که کل موبدان زیر نظر او بودند.
به طور مثال وزیر خسرو پرویز که خود یکی از موبدموبدان بوده است سلمان فارسی میباشد. و مطلب دیگر در مورد موبد موبدان این هست که آنها دانشمندان زمان خود بوده اند.
اوج شکوفائی آتشکده ها در زمان ساسانی میباشد و کل آتشکده ها دارای اطاقی در زیر خود بود که همیشه آتش در آنجا روشن بود.
نودو هشت درصد آتشکده ها دارای بار میباشند (البته اگر بار آنها نرفته باشد) در بهضی از مناطق که دزدان زیاد به آتشکده ها حمله میکردند و اموال آن را به سرقت میبردند ، اموال آتشکده در بیرون آن مدفون هست.
بیشتر آتشکده ها همیشه در روی بلندی بنا میشد که مردم بتوانند آتش رو ببینند.
تعدادی از آتشکده ها در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند و مردم ایران مسلمان شدند به امامزاده تبدیل شد و اکثرا این امامزاده ها شجره ندارند.
در امام زاده هائی که کندوکاو میشود و در زیر آن اطاقی پیدا میشود که در آن دوده فراوان هست نشان میدهد که جزو همین آتشکده ها بودهاند.
در بعضی از آتشکدهها موبدان در آتشکده دفن میشدند و در بعضی از آنها در بیرون آتشکده و اکثر آتشکده ها در زیر خود راهرو و اطاقهای فراوان دارد که به جاهائی در اطراف میرود. و بارها و جنازه موبدان در آنها گذاشته می شده است.
تا اواخر دوران ساسانی و قبل از حمله اعراب به ایران آتشکده ها ساخته میشده است و زمانی که دین اسلام دین رسمی ایرانیان شد ، آتشکده ها از رونق افتادند
به خاطر اینکه مردم به زیارت آتشکده ها نروند و مورد احترام مردم نباشد ، بیشتر به صورت امامزاده در آمد و اشخاص مومن و با ایمان و یا زنان مومنه در این آتشکده ها دفن شدند که از آن به بعد مسلمانان به زیارت آنها میرفتند.
شکل ظاهری آتشکده ها مانند امامزاده های امروزی میباشد و اکثرا دارای گنبد و بارگاه بوده اند.
در آخر در مورد جائی دیگر که مورد پرستش ایرانیان بوده بگم و این مطلب رو به پایان ببریم. قلعه هائی که قلعه دختر نامیده میشود در اصل بنام یکی از خدایان (آناهیتا) بوده است و این قلعه ها نیز جای بسیار مقدسی برای ایرانیان زمان خویش بوده است.
فلزیاب
شاید برای خیلی از شما دوستان سوال پیش اومده باشه در گذشته که فلزیاب نبوده پس به چه روش هایی گنج های زیر زمین رو پیدا می کردند و خیلی چیزهای دیگه در این رابطه …..
درسته که در گذشته مثل الان دستگاهای گنج یاب یا فلزیاب پیشرفته وجود نداشته اما کاشفان گنج در روزگاران بسیار دور هم برای خود روش های داشتند که خیلی از شما دوستان تا به حال نشنیده اید یکی از این روش ها شاقول است . البته شاقول هایی که در موردش می خواهیم در اینجا صحبت کنیم دستگاههای فلزیاب شاقولی امروزه از گذشته سر چشمه گرفته شده . در گذشته به این روش رایج بوده که یک قطعه طلا مثلا به اندازه ی یک انگشتر در زیر زبانشان قرار می دادند و یک قطعه طلای دیگر که به آن یک زنجیر طلا یا مس نصب می کردند تقریبا طول سیم مس یا زنجیر طلا به اندازه ی ۳۰ cm و نزدیک محل که می شدند بلافاصله از این روش استفاده می کردند . کار این شاقولی ها این طور بوده که وقتی نزدیک هدف می شد قطعه طلای نصب شده به سیم مس خودشو می کشه به سمت هدف مثل یک آهن ربا و اگر روی هدف قرار می گرفت به صورت دایره شروع به چرخش می کرد و اگر غیر اینصورت بود به صورت لوزی یا تخم مرغی شروع به چرخش می کرد .
در گذشته چند روش دیگری رایج بوده برای نقطه یابی هدف . و فکر می کنم تا همین جا کافی باشه .
طلسم خون تا به حال به شکل های مختلفی دیده شده و برای هر کدام راه حل های مختلفی نسبت به نوع طلسم خون پیشنهاد داده شده که باید اول نوع اون رو ذکر کنید تا من راه حلشو براتون بگم . اما در مورد طلسم نفاغ و کینه روش شناسایش به این شکل است که در نزدیک ترین آبادی به محل دفینه دعوایی در اون آبادی رخ می ده که اگر طلسم باطل نشه کار به خون ریزی کشیده خواهد شد . که افراد حاضر در محل دفینه سریع یک نفر به داوطلب چند قطره از خون خود را باید به زمین بریزد تا جنگ و دعوا بخوابه . راه حلش سادست اما اگر شرایط باطل کردن طلسم رعایت نشه فجایع وخیمی رخ خواهد داد …
و اما در مورد از بین بردن سنگ .دوست عزیزمون نوع سنگ اول باید مشخص بشه کا آیا ساروج است یا غیر ساروج . و اینکه اگر ساروج است نوع اون رو باید مشخص کرد . برای از بین بردن ساروج راه حل های زیادی وجود داره که من به چند مورد از اون اشاره خواهم کرد . ( استفاده از کتراک و اسید و … )
که در بخش ساروج با روش ها ی ساده تر از بین بردن ساروج توضیحات بیشتر داده ام .
اما در مورد طلسم سگ .که نوع سگ های اون هم باید مشخص بشه . که یک سری راه حل داره که باید مرحله به مر حله انجامش بدی که از گفتنش در این پست سرفه نظر می کنم به دلیل خطراتش
( کله سر ) نامی هست آشنا برای افرادی که از علوم غریبه سر رشته ای دارند . کله سر در علوم غریبه یعنی کیمیا …لیمیا …هیمیا …سیمیا … ریمیا … که همان پنچ علوم غریبه هستند که نام کله سر متشکل شده از این علوم . و فکر می کنم که کمتر کسی بتونه طلسم این تپه یا غار درون کوه رو بشکنه و باطلش کنه . با توجه به اسمش و طلسماتی که روی این تپه گذاشته شده به نظر می یاد که بار سنگینی هم در اونجا وجود داشته باشه . باطل کردن این طلسم کار هر کسی نیست و بهتر که بی خیالش بشید .
پ.۶- من تا حالا این کتاب رو از نزدیک ندیدم و نشنیدم اما کتاب های زیادی در این زمینه وجود داره که شاید شما هم یکی مشابه از این کتاب ها رو داشته باشید . اما شما به تنهایی و تنها متکی به این کتاب نخواهید توانست فوتو فن طلسمات رو یاد بگیرید . به دلایل مختلف «۱» شما تا حالا با این علم هیچ گونه آشنایی نداشته و ندارید . و امکان گمراه شدنتان وجود دارد . «۲» در بین این راه با راه های فرعی بسیار زیادی مواجه خواهید شد که اگر استادی وجود نداشته باشد مسلما از همه لحاظ از قبیل روحی و روانی و جسمی و مالی و….. آسیب خواهید دید به دلیل اینکه وارد دنیای موجوات عجیب و قریبی خواهید شد که تا حالا هیچ گونه برخوردی باهاشون نداشته اید . و…. خیلی چیز های دیگه که توصیم اینه این کارو شما بسپارید به استادادن فنون و اگر واقعا شما با طلسمی مواجع شده اید در حین حفاری اگر با کمک نسخه یا راهنمای گنج اقدام کرده باشید که باید به عرضتون برسونم که در تمامیه نسخه های گنج روش باطل کردن طلسم رو هم یاداوری کرده ( توضیح کامل داده شده ) و در اصل راهنمای گنج یا همان نسخه ی گنج برای همین منظور تعبیه شده که شما برای بدست آوردن گنج سختی کمتری بکشید . اگر در این رابطه سوالی داشتید در قسمت نظرات یا به ایملم مطرح کنید …
اکثرا افراد سوالاتی مبنی بر اینکه در محلی مشغول حفاری هستند و یکی از دلایل حفاری هاشون اینه که با یک نسخه حالا یا کپی گرفته شده از روی اصلی یا اینکه الان اصلش در دستشون نیست و دست کسی دیگر است و یا اصلا با در دست داشتن اصل دارند حفاری می کنند ولی هنوز نتیجه نگرفته اند و از بنده در خواست دارند که راهنمایشون کنم ….
اما باید در جواب این دوستان بگم که چه کوپی گرفتن از روی اصل نسخه گنج یا اینکه الان اصلش در دستمان نیست ولی از نزدیک اصلشو دیدم و آدرسو می دونیم کجاست یا اصلا نسخه ی گنج اصلیشو در دست داریم ولی هنوز نتییجه نگرفته ایم چند حالت وجود دارد … «۱» یا نتوانسته اید درست ترجمه کنید . «۲» یا هنوز آدرسه دقیق دفینه رو نتونسته اید پیداکنید و به اشتباه دارید جای دیگرو که مشابه است حفاری می کنید .«۳» یا نسختون اصلی نیست و ساخته ی دست امروزه «۴» یا بارو قبلا کسی دیگه خالی کرده و برده و شما کمی دیر متوجه شده اید که در این مکان گنجی نهفته شده . و… اما قابل توجه همه ی دوستان : نسخه ی گنج در اصل یعنی آدرس محل دقیق قرار گرفتن و آگاه ساختن شخصی که به دنیال گنج بوده از خطر های احتمالی ( یعنی طلسم و تله های مکانیکی ) و خیلی چیز های دیگر که اگر آثار به هم نخورده باشه احتیاجی به دستگاه هم نیست چون که در نسخه عمق و محل دقیق قرار گرفتن دفینه رو اشاره کرده و خیلی چیزهای دیگر …. امیدوارم که با صحبت های پوچ وقت ارزشمند خودشونو سپری نکنند و بیشتر دنبال حقیقت باشند که به هدف نزدیکترشون بکنه .
اکثر افراد ایمیل می فرستند و راه حلی برای باطل کردن طلسم می خوان . سوالم اینجاست که اکثرا افرادی که ایمیل می زند آیا تا به حال طلسم رو از نزدیک دیدند و یا اینکه نقل و قول کسی دیگرو می کنند که جایی مشغول حفاری بودند و با طلسم بر خورند و دست از کار کشیدند و یا اغلب دیدم که مثلا می گن بابامون تعریف کرده که فلان جا طلسم داره و یا فلان کس خواب دیده که فلان جا یه مالی داره و طلسمش مثلا مار است ………..
کسی نیست به این افراد بگه آخه آدمه حسابی شما تا وقتی که با چشم خودت ندیدی چرا بیخودی اراجیف اونارو میگی .؟ من منکر طلسم نیستم اما توصیم اینه تا وقتی طلسم رو با چشمانه خودتون ندیدید و یا توی نسخه نخونید باور نکنید . اکثر این طلسم هایی که بین مردم صحبتش است به مثال اینه که مثلا برای اینکه یک بچه رو از رفتن و یا دست زدن به یک شئی منعش کنید بهش اینطوری می گید که اگر دست بزنی به لولو خورخوره می گم بیاد بخورتد یا از این جور صحبت ها که برای باز داشتند یک نفر ازکاری ……
خیلی وقتها همین افکار پریشان و کذب باعث شده که افراد دست از کار بکشند و کسی دیگه بیاد هدفشونو در بیاره و حالشو ببره در حالی که زحتمشو یکی دیگه کشیده اما به خاطر بی کفایتی فرد این اتفاق افتاده. اما سعی کنید تمام این حرفارو کنار بزارید و به هدفتون بچسبید و دست ازش برندارید . اما تا وقتی که شما با طلسم در نیافتید طلسم هیچ آسیبی به شما نخواهد رسوند در واقع طلسم برای این منظور قرار داده شده که اگر فردی قصد جابه جایی مال رو داشت باهاش مقابله کنه و مانع این کار بشه . و طلسم فقط و فقط به چشم و گوش کسی دیده و شنیده می شه که قصد جابه جایی بار رو داشته باشه . ( هیچ گاه با حرفای دروغ خودتون رو گول نزنید و عمرتونو هدر ندید) .
گاز طلا :
یکی از خطر ناکترین گازهای شناخته شده است که شخص مواجه شده با این گاز اگر اقدامات لازم برای مداوا انجام ندهد منجرب به مرگ شخص خواهد شد در ظرف کمتر از ۷ الی ۱۵ روز . به تمام افرادی در حین حفاری توصیه می کنم که دقت عمل به خرج بدهند تا از این گاز سمی در امان باشند . راه بسیار ساده وجود داره که در این پست به اون اشاره می کنم . البته افراد فوق حرفه ای و باستان شناسان اغلب از لوازم مخصوص حفاری استفاده می کنند که تهیه برخی از این لوازم برای افراد معمولی مقدور نسیت یکی از این لوازم لباس مخصوص حفاری برای جلوگیری از ورود گاز و تماس با شخص کاوشگر. مهمترین تاثیری که این گاز می تونه داشته باشه اینه که از راه تنفس وارد شش های شما بشه و تاثیر خودشو بزاره . شما باید در حین حفاری یک دستمال یا پارچه و یک بطری سرکه به همراه داشته باشید که وقتی احساس کردید با گاز طلا یا بوی عجیب و غریب مواجه شده اید سرکه رو به دستمال آغشته کنید و به جلوی بینی خود بگیرید . این روش تا مدتی می تونه کار ساز بشه و شما به کارتون ادامه بدید . سعی کنید اگر با بار یا کوزه یا صندوقچه ی گنج رو به رو شدید در فضای آزاد و باز درشو باز کنید تا به کسی آسیب نرسونه . به علت گستردگی این موضوع تا همین جا اکتفا می کنم . ( همشهری )
منشور حقوق بشر کوروش کبیر
منشور حقوق بشر کوروش در موزه بریتانیا
اینک به یاری اهورمزدا تاج سلطنت ایران ، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم تا روزی که زنده هستم و اهورمزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم را گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من ، کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند .
من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزذا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خوذ بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخاهد ، مرا که ، پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهار گانه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رساند .
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد .
من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد .
من اعلام می کنم که هر کسی ازاد است هر دین و آیینی را که میل دارد بر گزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد .
من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد هیچ کس را نباید به انگیزه ایکه از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس را به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست .
تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده یا نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بر بندد .
از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند .
من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزذا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خوذ بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخاهد ، مرا که ، پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهار گانه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رساند .
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد .
من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد .
من اعلام می کنم که هر کسی ازاد است هر دین و آیینی را که میل دارد بر گزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد .
من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد هیچ کس را نباید به انگیزه ایکه از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس را به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست .
تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده یا نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بر بندد .
از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند .
قالیچه های پرنده
خلفای اموی و عباسی و همچنین موقولها در سركوب تكنولوژی ساخت قالیچه های پرنده نقش
اساسی را داشتند بعد نیست این موضوع رو دنبال کنید و بعد خودتون قاضی بشید که تاریخ ایران چقدر مورد آسیب قرار گرفته و چه اتفاقات زیادی بر سر مردم و سرزمین ایران در گذشته تا امروز افتاده و ایرانیان باستان چه جایگاهی در گذشته بین ملت های دیگر داشتند و امروزه جایگاهشون در بین دیگر ممالک از چه رتبه ای برخوردار است
هنری بك در سرداب های زیرزمینی قلعه الموت، در نزدیكی دریای خزر، طومارهایی یافته است كه شواهد جدیدی در مورد قالیچه های پرنده به دست می دهد.این طومارها كه به طرز خارق العاده ای سالم مانده اند، در اوایل قرن سیزدهم میلادی توسط یك محقق یهودی به نام اسحاق بن شریره نوشته شده است.
پس از آن كه پروفسور جی. دی . سپتیموس، زبان شناس مشهور، این متون را از زبان فارسی به انگلیسی ترجمه كرد، این دست نوشته ها باعث جنجال های زیادی در جامعه علمی جهان شدند. مدت كوتاهی پس از انتشار ترجمه این متون، كنفرانسی با حضور كارشناسان برجسته بین المللی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن برگزار شد. بسیاری از مورخان با حمله به بك، این دست نوشته ها را جعلی خواندن. اما پروفسور سپتیموس كه به خاطر عدم شركت بك در این كنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت كه این متون باید به طور دقیق مورد بررسی قرار بگیرند.
قدمت این دست نوشته ها اكنون در انستیتوی لئوناردو داوینچی شهر تریست، به كم روش رادیو كربن در حال تعیین است.
بنا بر نوشته های بن شریره، حكام مسلمان متعصب آن زمان قالیچه های پرنده را وسیله ای شیطانی می دانسته اند و به همین خاطر دانش و سازندگان آن را سركوب كرده اند و ردپای آن را از تاریخ به دقت پاك كرده اند.هر چند قالیچه های پرنده تا اواخر قرن سیزدهم میلادی بافته و فروخته می شده اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصی بوده است.
بنابر یادداشت های بن شریره، نخستین اشارات به قالیچه های باستانی در دو متن باستانی صورت گرفته است. یكی از این كتاب ها، مجموعه ای از ضرب المثل ها است كه توسط شامشاد، وزیر نبوكدنزر پادشاه بابلی جمع آوری شده است و منبع دیگر، مجموعه ای از گفتگوهای باستانی است كه توسط شخصی به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته های بن شریره، قالیچه های پرنده ای كه می توانستند چند متر بر فراز زمین شناور باشند، نخستین بار توسط كیمیاگران و صنعت گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود برای حضرت سلیمان فرستاد. اما وقتی ملكه صبا خبر برخورد سرد حضرت سلیمان را با هدیه اش شنید، دل شكسته شد و صنعت گران خود را از دربار بیرون كرد. این صنعت گران در نهایت در ناحیه بین النهرین و در نزدیكی شهر بغداد ساكن شدند و كسب و كار خود را ادامه دادند.
بن شریره در یادداشت های خود به توضیح چگونگی كار این قالیچه های پرنده می پردازد، اما متأسفانه اكثر اصطلاحات و عبارات فنی به كار رفته در این قسمت قابل فهم نیست. اما از قسمت های قابل خواندن متن چنین بر می آید كه قالیچه های پرنده هم مانند قالیچه های معمولی روی دار بافته می شده اند و تفاوت آنها با قالیچه های معمولی در مرحله رنگرزی بوده است. صنعتگران دربار ملكه صبا گل مخصوصی «به دست آمده از چشمه های كوهستان» كشف كرده بودند كه هنگامی كه در معرض حرارت شدید، «داغ تر از آتش حلقه هفتم جهنم» در ظرفی محتوی روغن یونانی قرار می گرفت، خاصیت ضد مغناطیسی پیدا می كرد. با توجه به مغناطیس بودن كره زمین، وجود میلیون ها محور مغناطیسی كه از قطب جنوب تا قطب شمال كشیده شده اند، قالیچه هایی كه الیافشان به این گل آغشته می شد می توانستند از سطح زمین فاصله بگیرند. این فاصله با توجه به غلظت و میزان گل به كار رفته، از یك متر تا چند ده متر می رسید. محورهای مغناطیسی مانند ریل های هوایی عمل می كردند و قالیچه می توانست در امتداد این محورها پیش رود.
براساس یادداشت های بن شریره، كتابخانه اسكندریه تعداد زیادی از این قالیچه های پرنده را در اختیار داشته است و آن را برای گردش میان قفسه های مملو از پاپیروس كتابخانه، در اختیار مراجعه كنندگان به كتابخانه می گذاشته است. این كتابخانه كه در یك زیگورات قرار داشته است، بیش از ۴۰ هزار طومار خطی در اختیار داشته است كه توسط سیصد نسل از كاتبان نگاشته شده بود. سقف این كتابخانه آن قدر بلند بوده است كه بسیاری از مراجعه كنندگان ترجیح می داده اند به حالت شناور در هوا و روی قالیچه های پرنده مطالعه كند. براساس یادداشت های بن شریره، ساخت قالیچه های پرنده در سرزمین های اسلامی به دو دلیل سركوب شد.
نخست این كه حكام متعصب مسلمان می گفتند بشر قرار نیست پرواز كند و قالیچه های پرنده باعث به هم خوردن نظم امور می شوند. دلیل دوم بیشتر اقتصادی بود. بسیاری از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مدیون گله های شتر و اسب خود بودند و دلشان نمی خواست چند صنعتگر فقیر و بی چیز با ساخت قالیچه های پرنده كسب و كار آنها را نابود كنند.
قالیچه های پرنده در زمان حكومت خلفای اموی و عباسی به شدت سركوب شدند و در نهایت در سال ۱۲۲۶ میلادی و با حمله مغول به آسیای مركزی، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول در جریان غارت و تاراج خود، چند قالیچه پرنده هم پیدا كردند و هنگامی كه مردی به آنها گفت این قالیچه ها تیزروتر از اسب های پاكوتاه مغول هستند، چنگیرخان چنان از این توهین برآشفته شد كه سر مرد را از تنش جدا كرد و دستور داد تمام قالیچه های پرنده قلمروی وسیعش را جمع آوری و نابود كنند
امکان اینکه از این قالیچه بازم وجود داشته باشه است .
بعضی از افراد سوالی مبنی بر اینکه به مکانی بر خوردیم که از استحکام بالایی بر خوردار است و برای ادامه و پیشروی کار با مشکل مواجه شده ایم . لطفا مارا راهنمایی کنید ….
در پاسخ به این افراد و راه حلهایی که به ذهنم تا اینجا خطور می کرده در سایت به همشون اشاره کردم . اما از آنجا که تهیه برخی از وسایل مورد نیاز برای رفع این مشکل برای عموم مشکل است و یا قابل دست رسی نیست و یا از هزینه ی بالایی برخوار است راه حل های دیگری درخواست شده که امروز به یکی از اونها اشاره خواهم کرد . استفاده از مواد منفجره بی صدا است که چند سالی است از این نوع مواد استفاده می شه و صدای این نوع انفجار برای مثلا ابعاد ۲متر در ۲ متر چیزی به مشابه صدای دو کف دستانتان است که فکر می کنم برای اغلب مکانهایی که افراد در حال حفاری هستند مناسب باشه . اغلب افراد هم از این نوع انفجار رازی بودند به علت کارایی بالا و سرعت عمل سریع و صدای کم و هزینه ی مرقوم به صرفه . اگر کسی در این زمینه اطلاعات بیشتری خواست با ایمیل وب سایت در ارتباط باشه و نوع درخواستشو نسبت به عمق و حجم گود برداری بگه تا اطلاعات دقیق تری در اختیارش قرار بدم .
علائم و نشانه های موفقیت در حفاری
همونطور که قبلا قولشو داده بودم که درباره ی علائم و نشانه هایی که در حین حفاری امکان داره با اون مواجه بشید اطلاعاتی در اختیارتون قرار بدم .
در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشید که در اکثر مکان ها مشترک است . و امکان داره با آثاری هم مواجه بشید که تا حالا نمونشو از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . اما این آثار برای مکان و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کنه .
اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته . مثلا تخته سنگی که نظرتونو جلب کنه و با بقیه سنگهای منطقه فرق داشته باشه و یا نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشه و یا موارد دیگر . درخت کهن سال . چشمه ی آب . تپه خاکی . بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه ی بار است . در صورتی که از نشانه های بار داشتن یک تپه اینه که جنس تشکیل دهنده ی تپه از خاک باشه نه از سنگ . تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشه و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهن سال و چشمه ی آب . همه ی این علائم برای اینه که با آثار و شواهد و دلیل و انگیزه ی بیشتری برای حفاری داشته باشید نه صرف تائید بار داشتن تمامیه هدف هاتون …..
دیگر نشانه ها از این قبیل است که در عمق یک الی یک و نیم متری آثار خودشو کم کم نشون بده مثلا سنگ چین . جسد انسان . سفال و کوزه های شکسته . زغال چوب و با سنگ که در قدیم جهت عایق از عبور آب برای محافظت از اموال استفاده می کردند . اما وجود زغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود بار نیست . چون در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده جهت رفاه و رفع نیاز . تاوید زغال چوب در آن مکان وقتی تائید می شود که دیگر نشانه ها وجود داشته باشد و صرف تنها زغال چوب کافیست نیست . از دیگر نشانه ها سنگ چین یا وجود سنگ های بزرگ طبیعی و هم غیر طبیعی در عمق های یک و نیم به بالا است . با رنگ و شکل های مختلف از قبیل سیاه . سفید و سبز رنگ و یا دیگر رنگ ها که اغلب این چند رنگ به وفور مشاهده و یافت می شود و دیگر نشانه ها آجر و خشت های خام و به صورت مربع و یا مستطیل است که به صورت پله کانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشد که درصد اینکه این مکان مسکونی بوده رو تائید نکند . و دیگر نشانه ها وجود آهک و یا گل آهک است که اغلب جهت مقاومت و جلوگیری از نشست خاک بدین منظور استفاده می شده .
موارد دیگری هم است که بنا به سوالاتی که در این باره می شود باید پاسخ داد . تمامیه این موارد امکان دارد که درمحلی همه را مشاهده کنید و در بعضی از اماکن هم امکان داره که تمامیه این آثار مشاهد نشود که اونم بستگی به تجربه ی شما داره تا از مشاهده ی این آثار چه نتیجه و تصمیم گیری کنید .
ساروج و سنگ
در زمانهای قدیم که چیزی به نام بتون وجود نداشت ، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروج استفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر میکنند که ساروج برای نگهداری عتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست.
ساروج برای پل سازی ، ساخت قلعه های محکم ، سد سازی ، و راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این مواری استفاده می شده است.
ساروج انواع مختلف دارد که …
ساروج چیست؟
در زمانهای قدیم که چیزی به نام بتون وجود نداشت ، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروج استفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر میکنند که ساروج برای نگهداری عتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست.
ساروج برای پل سازی ، ساخت قلعه های محکم ، سد سازی ، و راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این مواری استفاده می شده است.
ساروج انواع مختلف دارد که محکمترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع میشود و بعد از آن ساروج سفید و ساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروجها با موادی بنام سیلکس و بعضی با سرب و مس ذوب شده درست می شدند. اینها استقامت ساروج و محکمی آن را بالا میبرد.
در ساروجهایی که برای جلوگیری از نفوذ آب ساخته میشد از پشم شتر و موی بز استفاده میشد که ساروج را برای جلوگیری از نفوذ آب مستحکم میکرد.
تا چند سال پیش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است که از این تعداد پنجاه و یک نوع آن بدون اموال (زیر خاکی) میباشد و از باقیمانده انواع ساروج همه دارای طلا نمیباشد. در حفاریهای انجام شده اکثرا از سه نوع ساروج بار طلا بیرون آمده است و الباقی دارای نقره و مفرق و اجناس دیگر بوده اند.
کلیه ساروجها از مواد اصلی زیر درست شده اند.
شن و ماسه ، آهک و سفیده تخم مرغ و…
مواد دیگری هم به انواع ساروج اضافه میشد که در بالا نام بردیم.
طریقه خرد کردن هرکدام از این ساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتک هم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس وارد کنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانند همین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروع به شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید.
برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شود یا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است.
از بین بردن ساروجهایی که به صورت عمودی میباشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که میخواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن را کاملا آبندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
حالا که بحث ساروج را تمام کردیم چند خط هم در مورد سنگ برایتان بگویم.
سنگ را نیز اگر از نقطه ضعیف آن کار کنیم به راحتی شکسته میشود و میتوان سنگهای چند تنی را خرد کرد ولی اگر به پست سنگی خوردید که هم قطر داشت هم رگه نداشت که بتوان با قلم و چکش خردش کرد ، باید به روش زیر عمل کنیم.
چند سوراخ در یک امتداد و به فاصله های مشخص در سنگ ایجاد میکنید و در داخل آنها موادی به نام کترا میریزیم (نوع ایرانی آن بهتر از نوع خارجی آن عمل میکند) و بعد با چوب سوراخها را کاملا از نفوذ هوا میپوشانیم و محکم میکنیم. از بیست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد کترا در داخل سوراخ حجم میگیرد و باعث ترک خوردن سنگ میشود و سنگ را خرد میکند.
ساختار ساروج
۱٫ آهک شکفته
۲٫ خاک رس
۳٫ ماسه بادی
۴٫ خاکستر
۵٫ الیاف
۶٫ آب
۷٫ سفیده تخم مرغ
۸٫ شیر
استفاده از دو مورد آخر بسیار نادر و برای سازه های دارای اهمیت خاص بوده است.
آهک شکفته
آهک زنده هنگام شکفته شدن گرما پس می دهد و حجمش زیاد می شود. هرچه cao در آهک زنده بیشتر باشد بیشتر با آب ترکیب می شود و حجم آهک شکفته بیشتر می شود. حجم ملات ماسه آهک و شکفته آهکی ثابت است و پس از گرفتن و سفت شدن تغییر حجم نخواهد داد.
در واقع اصول تهیه و به کارگیری آهک، تبدیل سنگ آن به حالت قابل مصرف است.
سنگ های آهکی منشأ caco3 دارند و با تحمل ۹۰۰ درجه سانتیگراد حرارت ، ترکیب caco3 می شکند و به آهک زنده تبدیل می شود.
خاک رس
خاک رس در نتیجه عمل فرسایش و هوازدگی بر فلدسپات ها و میکا ها و از پوسیدن آنها حاصل می شود. خاک رس پس از آب مکیدن؛ چسبناک ، خمیری و شکل پذیر می شود.
میزان مکیدن آب در خاک رس بسته به نوع دانه ها و ریزی و درصد رس آن دارد .
برخی معتقدند که نباید به ساروج خاک رس اضافه کرد و خاک رس ملات ساروج را به مرور زمان خراب می کند. اما در اکثر منابع از خاک رس به عنوان مواد اولیه در ترکیب ساروج نام برده شده است.
ماسه بادی
با توجه به بررسی های انجام شده و به دلیل چسبنده بودن خاک رس، خاکستر و آهک علت استفاده از ماسه در ملات ساروج احتمالاً افزایش کارایی ملات بوده است.
همچنین در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا برای به دست آوردن ساروج هایی با خاصیت های مختلف از ماسه استفاده می شده است.
خاکستر
خاکستر مصرفی در ملات ساروج از سوزاندن کود حیوانی یا کود گیاهی مانند پوسته برنج حاصل می شود.
آزمایشات نشان داده اند که مقدار خاکستر حاصل از سوزاندن برخی از گیاهان و سیلیس موجود در خاکستر آنها در پوسته برنج بیشتر از سایر گیاهان است . وزن مخصوص پوسته برنج ۲۲۹۰ kg/cm3 می باشد. از این فرآورده به عنوان ماده پوزولانی جهت تولید سیمان های پوزولانی در کشور های در حال توسعه استفاده می شود.
از ۱۰۰۰ کیلوگرم برنج تقریباً ۲۰۰ کیلوگرم پوسته تولید شده که از سوزاندن آن حدود ۴۰ کیلوگرم خاکستر به دست می آید که معمولاً بین ۸۵ تا ۹۵ درصد سیلیس دارد.
میزان فعالیت خاکستر پوسته برنج در برابر آهک با ازدیاد دمای سوزاندن و زمان نگهداری در آن حرارت ، نسبت عکس دارد. به طوری که در ۵۰۰ درجه سانتیگراد و زمان ۲ ساعت خاصیت پوزولانی در بالاترین مقدار است و در ۱۱۰۰ درجه سانتیگراد خاصیت پوزولانی کاملاً از بین می رود.
برای ملاتی با مقدار خاکستر پوسته برنج ثابت، با افزایش نرمی خاکستر، آب مورد نظر کاهش می یابد.
الیاف
الیاف مورد استفاده در ساروج شامل الیاف گیاهی مانند لوئی یا گل نی و یا الیاف حیوانی مانند موی بز، پشم شتر و یا گاهی موی سر انسان است.
دو دلیل اصلی برای استفاده از الیاف در ملات ساروج وجود دارد:
۱- افزایش سختی ملات
۲- افزایش باربری کششی و جلوگیری از گسترش ترک
از بهترین جای آن شروع میکنیم که گورستان گبریان است
خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حال میخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوع دفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد و مدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلث بوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
در بسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگی به پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسی مانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بی بضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمند نیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچ چیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند و تازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایی نیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری از ایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاری از خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهای دیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
نازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتی در جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفن میکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجود میباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزار کشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
در گذشته ما گورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی که وبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. در همینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری را میشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست و حتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را از استخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
جنازه هایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد و جنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
در هر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که باید نتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیر است.
اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. در بسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آن چهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
در ایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت است و میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبر یهودیان دارای فلش است).
و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروند و میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیدا کرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که در طابوت طلا یا نقره یا سنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کم اینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردند و آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنین دزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه ها حتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازه اربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدون اموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.
از لحاظ باستان شناسی شهریار را عمدتا با محوطه معروف قره تپه می شناسند. این تپه در سال ۱۹۵۶ توسط برتون بروان از موزه لندن مورد مطالعه و اقدام به حفر گمانه های آزمایشی نموده و در سال ۱۹۷۹نتیجه آن را به چاپ رسانید . در حفر گمانه ها تعدادی ابزار سنگی ، تیغه های فلینت ، مهره سرودک و تعدادی ظروف منقوش سفالی را ضمن کاوش بدست آورد ولی در بررسی های همه جانبه و مطالعه سفالهای سطح تپه قدمت این تپه به هزاره های چهارم و پنجم پیش از میلاد می رسد . قره تپه در دوران سیلک و حصار بوده است در جریان حفاری یک کاسه پایه بلند بدست آمده که پس از بازسازی ظرف شسته و برای خشک شدن کنار یک بخاری برقی گذاشته شد پس از گذشت چند دقیقه تمام فضای اتاق با بویی شبیه به بوی گل یاس آکنده شد که توضیحی که در این باره منتشر می شود، احتمالا گل هایی را در آب ریخته و تکان می دادند تا عصاره گل با آب مخلوط شود سپس این آب را داخل کاسه می رختند اگر این کار در یک دوره زمانی مکررا انجام می شد مقداری از عصاره گل جذب خلل فرج سفال شده و شستن و خشک شدن مجدد کاسه می تواند باعث ظهور مجدد عطر گل حتی پس از گذشت هزاران سال گردد اگر این تفسیر درست باشد روشنگر این است که مردم آن زمان چیزی شبیه به عطر اولیه را دوست داشتند. در قره تپه همچنین کشف یک سیستم فاضلاب خوش ساخت به چشم می خورد این سیستم فاضلاب از یک کانال تشکیل شده بود که در حدود ۲ پایی زیر کف باستانی و متصل به قرار دارد و به یک گودال پر از سنگ منتهی می شود این زه کشی نزدیک به لبه تپه قرار دارد و به شیب خارجی تپه ختم می شود که موارد محدودی از آن در سایر محوطه ها گزارش شده است . لازم بذکر است که این تپه به شماره ۲۲۵۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .


خواجه رشيدالدين فضلالله همداني اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجري قمري، زمان غازان خان ايلخاني به وزارت رسيد. دوران وزارت او از حساسترين دورههاي فرهنگي و سياسي تاريخ ايران است. خواجه رشيدالدين براي ساماندهي، تمركز و تداوم تحقيقات و فعاليتهاي فرهنگي و علمي يك مجموعه بزرگ علمي، آموزشي و پژوهشي به نام «ربع رشيدي» تأسيس كرد. اين مجموعه به صورت شهركي علمي در حومه شهر تبريز ساخته شد. خواجه رشيدالدين در پايتخت ايلخانيان و در گذرگاه كاروانهاي خاور و باختر يكي از بزرگترين تأسيسات روزگار كهن را پديد آورد؛ شهري كوچك شامل كتابخانه، مدرسه، مسجد، دارالايتام، گرمابه، مهمانسرا، بيمارستان، مدارس عالي، پرورشگاه و كارگاههاي صنعتي. او براي تأمين پشتوانه مالي براي اداره اين مؤسسات بزرگ، دارايي و املاك زيادي را وقف «ربع رشيدي» كرد. اين موقوفات عمدتاً در ايران قديم، بخشهايي از عراق، افغانستان، گرجستان، ولايت روم، آذربايجان و سوريه بودند.

وقف نامه ربع رشیدی
خواجه رشيدالدين براي ساماندهي اداره «ربع رشيدي» و موقوفات آن وقفنامهاي تنظيم كرد. او در اين وقفنامه اطلاعاتي دقيق و مستند درباره شيوه فعاليتهاي علمي، آموزشي، تشكيلات ربع، اوضاع فرهنگي آن عصر، ارزش خدمات خواجه در پيشبرد و توسعه امور فرهنگي و آموزشي و نكاتي درباره احوال شخصياش نوشته است. اين نسخه به خط خود خواجه رشيدالدين فضلالله همداني و قسمتي از آن نيز به خط حاكم آن زمان تبريز است كه فقط يك نسخه از آن در تمام جهان وجود دارد. بر اصالت اين نسخه علما، دانشمندان و ديوانيان زيادي از جمله علامه حلي (648- 726 ق) گواهي دادهاند. «وقفنامه ربع رشيدي» نظم خاصي دارد كه فهرست جامعي از موقوفات، هزينهها و برنامههاي اداري و مالي را تبيين ميكند و به دليل گستره وسيع موقوفات و ارزش والاي آنها از اهميت جهاني برخوردار است. اين وقفنامه در دورههاي گوناگون تاريخي الگوي تنظيم وقفنامههاي معتبر بوده است. نسخه اصلي اين وقفنامه 382 صفحه دارد و جنس كاغذ آن خانبالغ است و اكنون در كتابخانه مركزي تبريز نگهداري و محافظت ميشود. اين نسخه تا سال 1348 شمسي در دست بازماندگان حاجي ذكاءالدوله سراجمير، ساكن تبريز بود. انجمن آثار ملي در همان سال آن را از خانواده ذكاءالدوله خريد. پس از آن از روي اين نسخه عكسبرداري شد و سال 1350 شمسي در هزار نسخه منتشر شد. نام اصلي اين وقفنامه «اوقفيه الرشيديه بخط الواقف في بيان شرايط امور الوقف و المصارف» كه با آب طلا و به خط ثلث نوشته شده است. گفته ميشود براي نگهداري اين نسخه منحصر به فرد تمام شرايط لازم از جمله دوربين مدار بسته و حفاظت الكترومغناطيسي فراهم شده و درجه حرارت و رطوبت نسبي متناسب با نسخ خطي نيز در نظر گرفته شده است. «وقفنامه ربع رشيدي» خرداد سال 1386در حافظه جهاني به ثبت رسيد. اما «ربع رشيدي» پس از قتل خواجه رشيدالدين فضلالله همداني غارت و ويران شد. خرابهها و بناهاي نيمه ويران «ربع رشيدي» تا قرن يازدهم كه اولياء چلپي و شاردن در سفرنامه خود از آن ياد كردهاند، وجود داشته و اكنون نيز آثاري از آن ديده ميشود.
یکی ازآثار کهن وباستانی بسیار ارزشمند و با شکوهِ بازمانده از حکومت{مانناییها mannaeans} در مهاباد که با گذشت هزاران سال همچنان استوار و پا بر جاست،آتشکده ی کهن و خاموش برده کنته می باشد.محوطه باستانی برده کنته در فاصله ی حدود 6 تا 7 کیلومتری شمال شهر مهاباد بر سر راه مهاباد به ارومیه و در نزدیکی روستای یوسفکند واقع شده است. بنای برده کنته بر دشت و ویرانه های (شارویران « sharwiran » شهر ویران) می نگرد و در پنج کیلومتری سمت راست روستای دریاز} یا دریاس قرار گرفته که بطلمیوس یونانی نیز از آن با نام داریوسا (daryusa)به عنوان یکی از شهر های ماد یاد کرده است و نیز مشرف بر دخمه و آرامگاه ماننایی- مادی فقره قا (faqraqa) می باشد . آتشکده ی برده کنته محوطه ای است سنگی با پله های سنگی بیشمار کنده شده به دور آن. این محوطه ی باستانی مربوط به هزاره قبل از میلاد میباشد، یعنی روزگار شکوه و قدرت مانناییها در این منطقه. تا کنون هیچ نوشته ای یافته نشده که بر ما معلوم دارد نام اصلی این بنا چه بوده است.ساکنان شهرویران این بنا را برده کنته می خوانند که اشارتی است به قداست سنگ در باورهای مردمان این سرزمین برده کنته لغت مرکب کردی است متشکل از سه کلمه برد (bard) به معنای سنگ و کن(kon) به معنای حفره و گودال و سوراخ و تَه پسوند داشتن که در مجموع معنای سنگ حفره دار را میدهد که طبیعتاً اسم بی مسمایی نیست. البته کن در زبان کردی میتواند معنای دیگری هم داشته باشد،شاید کُن (kun) به معنای کهن و دیرین باشد یعنی اینکه برده کنته دو معنی میتواند داشته باشد:اول سنگ حفره دار و سوراخ و دیگر سنگ کهن و دیرین. این بنا از جمله مکانهای بزرگ ومقدس شهر باستانی داریوسا یا شهرویران کنونی بوده و برای مردم و ساکنین این شهرمکانی بسیارمورد احترام و مقدس بوده است و همواره درآنجا مراسمات ویژه و آیینی خویش را برگزار می کرده اند.





این تپه باستانی در حاشیه روستای مافین آباد اسلامشهر واقع شده است . حفاریهای علمی و باستان شناسی انجام شده طی سالهای قبل از وجود آثاری مربوط به دوره پیش از تاریخ خبر می دهد . هرچند که آثار دوره اسلامی نیز در سطوح تپه مشاهده شده که به اهمیت این منطقه از نظر باستان شناسی اشاره دارد . سفالینه های به دست آمده به همراه دیگر آثار و اشیاع تاریخی این تپه را در شمار تپه های ارزشمند پیش از تاریخی ( هزاره چهارم و پنجم پیش از میلاد) قرار داده است .
این اثر در تاریخی 1377/12/3 به شماره 2235 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .

ین تپه که در شرق روستای ده حسن قرار گرفته از تپه های مهم باستانی شهرستان رباط کریم بوده و یکی از شاخصهای فرهنگی و تمدنی این شهرستان است.
تپه ده حسن در برگیرنده دژ و قلاع دوران تاریخی با مصالح چینه و خشت است، این اثر به عنوان آثار هنری، در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بسم الله الرحمن الرحیم خَتَمَ الله عَلی قُلوُبِهِم وَ عَلی سَمعِهِم وَ عَلی اَبصارِهِم غِشاوَةٌ وَ لَهُم عَذابٌ عَظیم وَ مِن النّاس مَن یَقول امَنّا بِالله وَ بِالاخِرَةِ وَ ما هُم بِموُمِنین یُخادَعون الله وَالّذینَ امَنو وَ ما یَخدَعون اِلاّ اَنفُسَهُم وَ ما یَشعَروُن فی قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ الله مَرَضاً وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُران ما هُوَ شَفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلموُمِنین یا ارحَمَ الرّاحِمین قالَ موسی ما جِئتُم بِه السِّحر اِنَّ اللهَ لا یُصلِح عَمَلَ المُفسِدین فَسَیَکفیکََهُمُ الله وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیم لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ باللهِ العَلیِّ العَظیم اِنّا لُلّه وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعوُن وَ اُفَوِّضُ اَمری اِلی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ باِلعِباد یا اَرحَم الرّاحِمین.
توجه شود:
*قواعد عمومی نگاشتن دعا مثل طهارت و با وضو بودن و شرایط مکانی و زمانی را رعایت فرمائید.
*در زمان نگاشتن دعای قرآنی فوق حتما رو به قبله باشید.
* سوره های فلق و ناس را هر روز تلاوت نمایید. صبح و شب.
* به وقت خواب معوذتین (همان سوره های فلق و ناس را بخوانید).
* معوذتین را در کاغذ بدون خط بنویسید و همیشه همراه خود داشته باشید.
* پایان هر نماز آیه الکرسی را حداقل یکبار تلاوت نمایید. آیه اول آنرا بخوانید تا و هو العلی العظیم.
* در هنگام اذان یا اندکی قبل یا پس از آن که درهای استجابت دعا گشوده است جهت برآورده شدن حاجت خود از جانب خداوند متعال دعا و طلب حاجت کنید. شک نکنید.
بسیار مجرب است. مستجاب است انشاء الله تعالی .
فهمیدنش هم سخت است هم آسان این بستگی زیادی به خود شما دارد. یعنی چه؟ یعنی اینکه شما خودتان را چقدر میشناسید.
یعنی اینکه شما بعد از یک اتفاق در زندگی آرام آرام متوجه یکسری تغییرات در زندگی خود میشوید. برای مثال جریان یک خواستگاری
بهم میخورد و بعد از آن اغلب خواستگاریها با مشکلات بسیار پیش پا افتاده بهم میخورد. یا اینکه شما علاقه زیادی به ازدواج دارید و هر
لحظه از خدا میخواهید که این اتفاق رخ دهد ولی وقتی موقع خواستگاری میشود طرف مقابل به چشم شما بسیار زشت و یا اینکه این
ذهنیت در شما پرورانده میشود که او لیاقت با شما بودن را ندارد.
از دیگر نشانه ها میشود گفت شما همیشه احساس میکنید که کسی با شما هست و تمام مدت شما را تحت نظر دارد (در بعضی
شرایط)
شما در همه کارها بسیار موفق هستید ولی در یک کار بخصوص نه!
شما شبها احساس اضطراب الکی دارید!
شبها کابوس میبینید!
موقع خواب احساس میکنید کسی روی شما افتاده!
و هزاران نشانه دیگر که آنها میتواند، دقت کنید میتواند نشانه ای از سحر و جادو برای شما باشد. البته آن نشانه ها میتواند برای مسایل
دیگری هم باشد.
بر اساس تحقیقات انجام شده اغلب طلسمها وقتی برای شما نوشته میشود که کسی از شما دلخوری خاصی بصورت مستقیم یا غیر
مستقیم پیدا میکند. معمولا این افراد آدمهایی هستند که از نظر قدرت مقابله با حقایق آدمهای ضعیفی هستند و چون نمیتوانند در مقابل
شما و یا رفتارهای شما عکس العمل مناسبی انجام دهند و در مقابل شما احساس حقارت میکنند برای گرفتن انتقام به دعا نویسی و
طلسم مبادرت میکنند. جایگاه این افراد در جهنم است. چه در این دنیا و چه در آخرت.
طلسمها بصورتهای مختلف نوشته میشود ولی چندتای آنها رایجتر هستند.
۱- دفن کردن یکی از لباسهای شما (هر چه لباس زیر تر باشد اثرش بیشتر است)
در این گونه طلسمها بر روی لباس مفعول دعای مورد نظر خوانده شده و در جایی دفن میگردد. معمولا این نوع دعاها زمان دارند و پس از
طی زمان گفته شده خود بخود باطل میشوند. اگر بهر دلیلی این لباس دفن شده از زیر خاک بیرون بیاید سحر باطل خواهد شد. برای
همین بعضی از باطل کنندگان سحر میگویند که باید آنرا پیدا کرده و از زیر خاک بیرون بکشید.
۲- دفن کردن جزء مرده ای بدن شما که معمولا یا ناخن است و یا موی شما. آن هم مانند طلسم با لباس میباشد.
۳- خوراندن دعا با استفاده از یک چیز شیرین.
در بعضی مواقع دعا نویس ها مبادرت به دعا خوانی بر روی خوردنی شیرین مانند حلوا، شعله زرد و چیزهایی به شکلهای گفته شده
مبادرت میکنند فرد آن را خورده و طلسم میشود. برا باطل کردن آن باید آن دعا از جسم و تک تک سلولهای فرد جدا شود.
۴- مامور کردن یک جن برای ایفای یک وظیفه
در این نوع طلسم فرد دعانویس یک جن را مامور میکند که برای مدتی مشخص برای انجام ماموریت گفته شده همراه شما شده و نگذارد
که تصمیم یا عمل شما محقق گردد. باطل کردن این طلسم ساده تر است چون خود جن اسیر است و میخواهد خود آزاد باشد و شما اگر
بتوانید نیروهای مثبت زیادی در خود جمع کنید بطوریکه جن نتواند در کنار شما دوام پیدا کند یا میمیرد و یا فرار میکند.
حالتهای دیگری نیز است که جایز به گفتن آن در اینجا نیست.

داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایران,چنگیزخان مغول,حمله مغول ها به ایران,حمله وحشیانه مغول ها به ایران,فتح جهان توسط چنگیزخان مغول,چرا چنگیزخان به ایران حمله کرد,کشتاز و قتل میلیون ها ایرانی توسط چنگیزخان مغول,ویران کردن و وحشی گری چنگیزخان مغول,همه چیز درباره حمله چنگیزخان مغول به ایران,مجسمه و تندیس چنگیزخان مغول,بیوگرافی و زندگی نامه چنگیزخان مغول,چنگیز خان مغول کیست,تصاویر و عکسهای چنگیزخان مغول,چنگیزخان مغول در کشور مغولستان,جنگ بزرگ محمد شاه ایران با چنگیزخان مغول,نسل کشی در ایران توسط چنگیزخان مغول,کشتار و جنایت بیرحمانه و دردناک چنگیزخان مغول در سرزمین ایران
داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایران
همگان میدانیم که رهبری چنگیز برای تسخیر جهان به مرگ میلیون ها نفر منجر شد. حمله چنگیز به ایران، کشتار و وحشیگری های او نیز بر هیچ کس پوشیده نیست. اما از جزئیات این کشتارها و وحشگری های این قوم انسان نما چندان سخن به تفصیل نرفته است. امروز برآنیم تا روایت گر یکی از وحشیانه ترین و دردناک ترین کشتار آن وحشی های مغول در سرزمین ایران باشیم. دنبال کنندگان بخش تاریخی WeAre.ir این مطلب را از دست ندهید.
حمله چنگیز خان مغول به ایران
چنگیز برای فتح جهان می بایست بر سلطنت آسیای مرکزی غلبه می نمود. برخلاف دیگر حملات چنگیز، او سپاهیانش را سریعا روانه جنگ نکرد. بلکه گروهی از تجار را با هدایا به ایران می فرستد. اما نمایندگان محمد شاه، هدایا را ضبط و تجار را می کشند. و این شروع ماجرا بود.
جنگجویان مغول خشمگینانه خود را به دروازه ایران میرسانند. سپاهیان محمد شاه تصور می کرند که دیوارهای بلند و خندق های عمیق از آنها محافظت خواهد کرد. چنگیز هزاران نفر از ایرانیانی که به اسارت گرفته بود را به درون خندق ها می ریزد و بدین ترتیب پلی انسانی درست می کند. همچنین در هنگام نبرد و در زیر دیوارهای بلند؛ مغولان از اسیران به عنوان سپر انسانی استفاده می کنند. تا ناجوانمردی را نیز به دیگر خصلت های مذموم خود بیفزایند.

شکست استحکام مرو
زمانی که چگیز با تدبیر خود و ساخت منجنیق توانست دیوارهای شهر مرو را خراب کند و وارد شهر شود یکی از دیگر از بزرگترین جنایتگری های تاریخ را رقم زد. جوقینی نویسنده آن زمان می نویسد “سپس مغولان تمام مردم مرو را به بیابان بردند و آنها را به طور فجیع کشتند” او میگوید هر جنگجو نزدیک به ۳۰۰ نفر را به قتل رساند و در این فاجعه بیش از یک میلیون نفر جان خود را از دست دادند. (امروزه با مطالعات تراکم جمعیتی می دانیم که امکان ندارد مرو در ان زمان جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر داشته باشد. و احتمالا آمار دقیق کشته های شهر مرو حدود ۱۵۰ هزار نفر باشد. اما این چنین روایتگری جوقینی توصیفی است از شهرت بی رحمانه مغولان خونخوار و جنگ های روانی آنها)
مغولان از هر دیاری گذشتند از کشته ها پشته ها ساختند. منابع فارسی از کشته شدن ۳ میلیون انسان در جنگ های چنگیز سخن گفته اند.

انیمیشن حمله چنگیزخان مغول به ایران
دانلود انیمیشن و فیلم حمله چنگیزخان مغول به ایران
مقایسه جنایت های چنگیزخان و هیتلر در نسل کشی ایرانیان و ویهودیان
داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایران
داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایرانهدف از تهیه و ارائه این مقاله، حرمت نهادن به روح انسان های بیگناهی است که در هر زمان از تاریخ و فارغ از رنگ و نژاد و مذهب به دست جنایتکارانی نظیر چنگیز و هیتلر، جان خود را از دست داده اند.
تعدد و تنوع وصف تاریخی در مورد «گذشته نزدیک» بسیار مشاهده می شود، اما در عرصه «گذشته دور» اندک می شود. نسل کشی ایرانیان در فاصله زمانی نسبتاً دور(حدود هشتصد سال پیش) و نسل کشی یهودیان در زمان نزدیک(حدود هفتاد سال پیش) رخ داده است. مقایسه این دو رویداد ناگوار تاریخ، به تصویر ذهنی روشن تری از رویداد زمان دورتر کمک می کند و درد و آلام ایرانیان در حمله مغول را مشخص تر و ملموس تر می سازد.
ممکن است گفته شود که یورش مغولان و کشتار آنان در تاریخ بی سابقه نبوده و نیست. اسکندر مقدونی در ایران، خشایارشاه در مصر، ناپلئون در روسیه، ژولیوس سزار در سرزمین گل نیز جنگیده و از کشته پشته ساخته اند.
«قتل» و «جنایت» به خودی خود واژگانی هراس انگیزند و «قتل عام» و «کشتار دسته جمعی»به مراتب دهشت بارتر. ولی «انهدام یک ملت» و «نسل کشی» مطلبی دیگر است؛ مطلبی که هیچ واژه ای قادر به بیان دامنۀ شقاوت و شناعت آن نیست.
درست است که لشکرکشی و جنگ به ضرورت با کشتن آدمیان پیوند دارد، اما تبهکاری های مغول و فاشیسم، آنجا از یورش ها و هجوم های دیگر جدا می شود که نبرد و کشتار را به صورت آئینی متمرکز و سازمان یافته در می آورد، وگرنه صفحات تاریخ از خونریزی های بی حساب پر است.(۱) به دیگر سخن نیروهای مغول و آلمان هیتلری، کشتار انسان ها را جزیی از وظایف اخلاقی، الهی، دینی و آیینی خود انگاشته اند. (۲)
دیوید مورگان در کتاب «مغولها» اظهار می دارد: «مردم ماوراءالنهر و به ویژه شرق ایران مصیبتی را تحمل کردند که به نظر می رسد باید چیزی بسیار نزدیک به نوعی نژادکشی تعمدی بوده باشد.» (۳)
بنا به تعریف نسل کشی، قتل عام بسیار گستردۀ ایرانیان در سدۀ سیزدهم میلادی مصداق یک نسل کشی کلاسیک و نمونه وار است. متأسفانه گروه های تاریخ دانشگاه های ایران در باب این موضوع سکوت اختیار کرده و آن طور که باید، واکنشی از خود نشان نداده ند! درست است که با طرح مسئله نسل کشی ایرانیان، چنگیزخان را نمی توان زنده کرد و به محاکمه کشاند؛ اما لااقل می توان با یادآوری این مسئله، از تجلیل بانی نسل کشی میلیونها نفر ایرانی در کشورهای آزاد جهان ممانعت به عمل آورد.
جمعیت هدف نسل کشی چنگیز و هیتلر
جمعیت هدف هیتلر در طی جنگ جهانی دوم عمدتاً بر یهودیان اروپا متمرکز بود(۴)، به همین دلیل پس از سقوط هلند، بلژیک، فرانسه، لهستان، چک، اتریش و … یهودیان این کشورها به اردوگاه های مرگ انتقال داده می شدند.
جمعیت هدف چنگیزخان (و پسرانش)، به قوم خاصی در ایران محدود و منحصر نمی شد. اگر هیتلر در طی جنگ جهانی دوم بر نسل کشی قوم یهود متمرکز شده بود، چنگیزخان در حمله به ایران بر نسل کشی تمام اقوام ایرانی اصرار داشت.
ایران تا پیش از حمله مغول، تجربه های ناخوشایندی از کشتار مقدونیان، رومیان، اعراب، ترکهای آسیای میانه نظیر غزها و … از سر گذرانده بود، اما کشتار مغول با تجربیات قبلی ایرانیان کاملاً متفاوت بود!
داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایران«خرابی های و ویرانی هایی که او [چنگیز] در ایران شرقی به عمل آورد از لحاظ وحشت و دهشت از تمام فجایعی که در اروپا به آتیلا نسبت می دهند بیشتر بوده است.» (۵)
اگر هیتلر می خواست همچون چنگیزخان عمل کند، یهودیان اروپا که جای خود داشتند، ملت های بسیاری از قارۀ اروپا را به سرنوشت یهودیان دچار می کرد!
بی تردید تنها ملاحظات جهانی مانع انجام چنین کاری از سوی هیتلر بود. دلیلی بر این مدعا اینکه هیتلر، نسبت به اسلاوها دیدگاهی تحقیرآمیز و نژادپرستانه داشت و این نگرش سبب تفاوت قابل ملاحظه تلفات مردم غیرنظامی در کشورهای اسلاو نظیر لهستان و یوگسلاوی و روسیه در قیاس با فرانسه و هلند و بلژیک شد. حتی نحوه رفتار و رسیدگی با اسیران انگلوساکسون با اسیران اسلاو در اسارتگاه های متفقین متفاوت بود.
مدت زمان نسل کشی ایرانیان و یهودیان
تاريخ حمله چنگيز به ايران را سال ۱۲۲۰م و تشكيل سلطنت نوادگان چنگيز (ایلخانان) در ايران را سال ۱۲۵۶ ذكر كرده اند. در فاصله اين سالها، ايران زير شديدترين امواج نسل كشي هاي مغول قرار داشت. ايرانيان حداقل به مدت ۳۶ سال، به دست دو نسل از مغولان (چنگيز و پسرانش) نسل كشي شدند، ۹ برابر مدت زمان هلوکاست یهودیان!
هلوکاست یهودیان توسط هیتلر از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ در اروپا رخ داد. مغولان در کمترین تخمین ممکن از سوی مورخان غربی، بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر ایرانی را به کشتن داده اند(۶) و نازیها ۶ میلیون یهودی را در اروپا به قتل رسانده اند. جمعیت کره زمین را در سال۱۲۰۰م، بین ۳۶۰ تا ۴۵۰ میلیون نفر(۷) و در سال ۱۹۴۰ بین ۲۲۲۹ تا ۲۳۴۰ میلیون نفر(۸) برآورد شده است.
کشتاری که مغول در ایران به بار آورد نسبت به جمعیت زمان خود بسیار فاجعه آمیزتر از فاجعه هلوکاست بود. مغولها حدود ۲ تا ۴ درصد جمعیت آن روز کره زمین را در نسل کشی ایرانیان به کام مرگ فرستادند، در صورتی که در هلوکاست یهودیان حدود ۰٫۲ درصد جمعیت جهان را در زمان خود به نابودی کشاند.
کل رقم کشتهشدگان جنگ جهانی دوم بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده میشود(۹) که خونینترین درگیری انسان در طول تاریخ است. این آمار شامل تمامی افراد نظامی و غیر نظامی، هلوکاست، انفجارهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و تمامی عملیات نظامی در اروپا و شرق دور است که در جنگ جهانی دوم کشته شدند. اگر این آمار را مد نظر بگیریم از لحاظ نسبت جمعیتی، حدود ۲ تا ۳ درصد جمعیت جهان طی جنگ جهانی دوم از میان رفتند. تنها در صورتی که کل تلفات جنگ جهانی در نظر بگیریم می تواند به نسبت نسل کشی ایرانیان در دوره مغول نسبت به جمعیت آن روز جهان (۲تا۴درصد) نزدیک شود!
ضمن آنکه برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، از پرداختن به نسل کشی هایی که مغولان در سایر بخش های دنیا به راه انداختند خودداری شده است، نسل کشی هایی که حتی در مواردی از نسل کشی ایرانیان هم مهیب تر بوده است!(۱۰)
داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایراننسل کشی پنهان یهودیان و نسل کشی آشکار ایرانیان
هیتلر، یهودیان را از شهرهای تصرف شده جمع آوری می کرد و به اردوگاه هایی ویژه انتقال می داد و عمدتاً داخل این اردوگاه ها نظیر آشویتس(۱۱)، داخائو و … ، کشتار فجیع خود را انجام می داد. هیتلر سعی داشت نسل کشی یهودیان را از نظرها پنهان دارد، اما برای چنگیزخان اردوگاه مرگ معنایی نداشت، هرجا لشکر مغول پیدا می شد، اردوگاه های مرگ چنگیزخان برپا بوده است.
داستان حمله وحشیانه چنگیزخان مغول به ایران و کشتار و جنایت های بیرحمانه در سرزمین ایرانشکست هیتلر و پیروزی چنگیز
دو سال مانده به پایان جنگ جهانی دوم با آغاز شکست های هیتلر، مردم جهان امید آن را یافتند که جنایات هیتلر به زودی پایان خواهد گرفت. هيتلر پس از شکست در جنگ به همراه وزیر تبلیغاتش گوبلز خودکشی کرد. پس از خاتمه جنگ، دادگاه نورنبرگ برپا شد تا سایر جنايتكاران نازي را محاکمه کنند. خودکشی هیتلر و برپایی دادگاه نورنبرگ، بسان مرهمی بود بر شرافت بشری که هیتلر و نازیها آن را مورد تعدی قرار داده بودند.
اما در مورد حمله مغول به ایران، مرهمی در کار نبود! حتی مرگ چنگیز هم پایان بخش نسل کشی ایرانیان نبود و این جنایات به دست فرزندانش در ایران ادامه یافت. ایرانیان در زمان چنگیز و فرزندانش، به ویژه پس از کشته شدن جلال الدین، حتی کورسویی به رهایی از چنگ مغولها نداشتند!
تنها پس از نزدیک به چهار دهه زمانی که نسل سوم حمله کنندگان مغول، سلسله ایلخانان را در ایران تشکیل دادند به طور موقت دوران كشتارها سپری شد. اما این آرامش دیری نپایید و ایران گرفتار کسان دیگری گردید که همچون اعقاب شان،چنگیز ،جنگاورانی همچون تیمور لنگ(۱۲)، شیبک خان بیرحم بودند. کسانی که سعی داشتند همچون چنگیز شوند و توسط آنان، موج های جدید کشتار در ایران به راه انداخته شد!
البته اروپای غربی نیز از میراث مغول بی نصیب نماند، هرچند مورد حمله مغول واقع نشد! در سال ۱۳۴۵م هنگامی که ارتش اروی زرین شهر کافا در ساحل دریای سیاه را محاصره کرده بود، بیماری مرموزی سپاه مغول را مبتلا کرد و بخش عمده ای از صفوف آنها به خاطر این بیماری کشته شدند. فرمانده مغول به جای آنکه از محاصره دست بکشد و عقب نشینی کند، اجساد خود را به وسیله منجنیق از بالای حصارها به داخل شهر پرتاب کردند تا مردم شهر به این بیماری مبتلا شوند. شاید این نخستین نمونه ثبت شده جنگ میکروبی باشد. بیماری شهر کافا را به نابودی کشاند و از طریق بازرگانان بیماری به اروپا حتی تا گرینلند سرایت کرد! این طاعون که مرگ سیاه خوانده می شد، یک سوم جمعیت اروپا را به کام مرگ کشید! (۱۳)
اروپاییان شاهد ویرانی به بار آمده در فاصله سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ بوده اند، ولی به سرعت به کمک طرح مارشال امریکا(Marshall Plan) (14)، ویرانی ها را بازسازی کردند؛ اما مغولان چهار دهه تمام انسان زدایی کرده اند و تخریب!
برای ایران پس از حمله مغول خبری از طرح مارشال نبود که هیچ، به جای آن، نابودگران دیگری – همچون تیمورلنگ – در راه بودند تا شهرهایی که از ویرانی مغول تا حدی در امان مانده بودند، به همان سرنوشت دچار شوند و ویران شوند!
نکته دیگری را که نباید از نظر دور داشت این بود که ابزار ویرانگری مغولان در مقایسه با آنچه هیتلر در اختیار داشت بسیار ابتدایی بوده است و کشتار میلیونها نفر با این وسایل ابتدایی بیشتر به قصابی و سلاخی شباهت داشته است. برای تصور بهتر از ابعاد هولناک جنایات چنگیز نسبت به هیتلر به تعدادی از سلاح ها و شاخص قدرت تخریبی آن اشاره می کنم(۱۵) :
نوع سلاح شاخص قدرت تخریب
شمشیر ۲۰
تفنگ خزانه دار در جنگ جهانی اول ۱۵۰
مسلسل در جنگ جهانی اول ۷۸۰
راکت V2 در جنگ جهانی دوم ۸۶۰۰۰۰
زره پوش در جنگ جهانی دوم ۲۲۰۰۰۰۰
بمب اتمی هیروشیما (معادل۲۰ کیلوتن تی ان تی) ۴۹۰۰۰۰۰۰
نابودی مظاهر تمدن به دست چنگیز
چنگیز به قصد ویرانی و محو شهرهای پُر جمعیت دنیای آن روز قدم به خراسان بزرگ گذاشت. او در سالهاي ۱۲۲۰-۱۲۲۱م شمال افغانستان كنوني و شرق ايران را از بيخ و بُن ويران ساخت و شهرهاي قديمي و پُرجمعيت ايران، نظير بلخ، طوس، نيشابور، ري، گرگان و… را به تلي از خاك تبدیل كرد. (نمونه هايش تل بلخ، تل غلغله، تل نيشابور و …)
این در صورتی است که هیتلر هیچگاه پاریس، پراگ، ماریبور و بسیاری از شهرهایی که در تصرف خود داشت نابود نکرد، به آتش نکشید و به آب نبست.(۱۶) هیتلر تنها در زمان شکست قطعی خود، قصد تخریب شهر پاریس و با ورود نیروهای متفقین به خاک آلمان، قصد نابودی سرزمین آلمان و ملت آلمان را کرد، به این بهانه که آنها به خاطر شکست شان لایق زیستن نیستند!
مغولان علاوه بر نابود كردن كامل شهرها، با مسدود كردن مجاري آب و كور كردن کاریز ها(۱۷)، امكان گرد آمدن مجدد جمعيت را از بين مي بردند. یک اروپایی شاید نتواند اهمیت موضوع «آب» را برای ایران دریابد!
شاید بهترین مثالی که بتوان برای اروپا زد این است که اگر هیتلر روحیه چنگیز را دارا بود، پس از فتح هلند و غارت کامل آن، با نابود کردن سدهای آن کشور، مردم هلند را با سرزمین شان به زیر آب می فرستاد!
اگر او [چنگیز]در ایران شرقی آن تمدن شهری درخشنده ای که فردوسی و ابوعلی سینا را به وجود آورده است از بین برد، برای این بود که می خواست در اقصی حدود جنوب غربی یک نوع زمین بایر و غیرمسکون و یک نوع مرغزار و شنزار مصنوعی ایجاد کند که از آنجا کسی به امپراتوری او تجاوز نکند. به همین جهت بود که «زمین را کـُشت» و اراضی آباد و دائر را خراب و بایر کرد.(۱۸)
چنگيز و پسرانش، نه تنها قاتلان ايرانيان بودند كه قاتلان زمين هاي ايران هم بودند! آنها زمين هاي حاصلخيز را با دقت تمام به زمين هاي موات تبديل مي كردند، آن هم نه در زمان عقب نشینی و شکست، که در اوج پیروزی خود، رشيدالدين فضل الله همداني، تاريخ نگار بزرگ ايران(۱۹) هشتاد سال پس از نخستين حمله چنگيزخان مي نويسد هنوز اراضي مزروعي از زارعان تهي است؛ چه ايشان از ترس حملۀ جديدي از جانب بيابانگردان جرأت بازگشت به كشتزارهايشان را ندارند.(۲۰)





