تل خاکی مشهور به تل ضحاک در 3 کیلومتری جنوب فسا واقع شده است. طبق بررسی کارشناسان اروپایی آثار به دست آمده از تل ضحاک متعلق به دوران ماقبل تاریخ تا قرن 4 هجری قمری است. از تل ضحاک لوازم زندگی بعد از اسلام نیز کشف شده که بیانگر آبادی و رونق آن تا دوران حکمای عباسی است.

تل ضحاک



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 14:41 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

تپه گردکوه جمنان، گردکوه تپه ای به ارتفاع ۲۶ متر است که در منطقه جمنان در جنوب‌ شرقی شهر قائمشهر واقع است و در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شماره ثبت ۸۸۰۳ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است. ایرانیان در دوره پارت و ساسانی در این تپه سکونت داشتند، به همین دلیل بقایایی از ظروف پارتی و اشکانی در این منطقه کشف شده است. در نزدیکی این تپه گورستانی نیز کشف شده است، این گورستان به احتمال زیاد متعلق به ۳ هزار سال پیش از ظهور اسلام است. در عمق یک و نیم متری زمین دامنه ارتفاعات گردکوه اسکلتی به همراه کوزه، کاسه و بشقاب و وسایل تزئیناتی وی که متعلق به دو هزار و هشت سال پیش است کشف شده است. همچنین طول قد این اسکلت تنها تا کمر وی به ۱۴۰سانتی متر می رسد. آنچه امروز از جمنان تاریخى مشاهده مى کنیم، سه تپه عظیم باستانى موسوم به گردکوه به ارتفاع تقریبى ۳۰،۱۷ و ۱۵ متر را سفالینه هایى از هزاره اول ق.م و دوره هاى تاریخى و اسلامى است. در این تپه تاکنون آثاری از عصر آهن یک و دو و سه، پیکره و تیغه سنگی و رگه‌هایی به دست آمده است. همچنین شواهد موجود نشان می‌دهد که تپه مرتفع ۲۶متری گردکوه قائم شهر در سال ۱۶۸ هجری قمری پایگاه یا برج نظامی بوده‌ است. باستان شناسان در کاوشگری از تپه گردکوه قائم شهر به آثار و بقایایی دست یافتند که این شهر را با پیشینه تاریخی بیش از ۵ هزار ساله به یک شهر باستانی قدیم معرفی می‌کند

آ

تپه باستانی گردکوه



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 14:39 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

تاریخچه مختصر بافت قدیم دهدشت: دوران شكل گیری بافت قدیم : بدرستی روشن نیست شهر دهدشت از چه زمانی پایه گذاری و تاسیس گردید. با این وجود منابع جغرافیای تاریخی از ناحیه به نام بلاد شاپور نام می برند. ابن بلخی ( قرن هشتم ه.ق) می نویسد: ناحیه بلاد شاپور بین فارس و خوزستان قرار داشته ، زمانی پر جمعیت بود . حمدا… مستوفی( قرن هشتم ه.ق) به این موضوع نیز اشاره دارد. هاینس گاوبه ، مولف كتاب ارجان كهگیلویه می گوید: در نیمه دوم قرن ششم ه.ق لر بزرگ كه ناحیه حكومتی خود را به یك دولت شكوفایی بدل كرده بود كوه گیلویه را توسط سنقر سلغری ( 543-556 ه.ق ) به عنوان پادشاه خدماتی كه علیه شبانكارگان صورت گرفته بود به اتابك ابوطاهر ( 543-600 ه.ق) واگذار كرد. در آن زمان تا پایان دوران مغول ، ( جومه) مركز اصلی بلاد شاپور بود و جانشین دوره بعدی آن دهدشت بوده است. با توجه به گفته های فوق بایستی شروع پی ریزی شهر دهدشت را پس از دوران مغول و به عبارتی از اواخر تیموریان و پس از آن جستجو نمود و بافت قدیم دهدشت را منسوب به دوره صفوی دانست. امامزاده معصوم: بقعه امازاده معصوم در جنوب بافت و به فاصله یكصد متری جنوب مسجد جامع و در غرب حمام ضلع شرقی بافت قرار دارد . پوشش گنبدی امامزاده بخاطر حجم و ارتفاع آن از نقاط مختلف بافت پیداست و بعنوان شاخص و نقطه عطفی در بافت قدیم بوده و شامل حرم ، نمازخانه ، زائر سرا ، و محوطه ورودی می‌باشد . بنا با گنبدی رفیع و تزئینات كاربندی ظریف زیر گنبد كه بر پلانی مربع و با مصالح ساختمانی سنگ لاشه و ملاط گچ بیش از چند قرن پا برجا و مقاوم ایستاده است. بقعه داری صحن زیر گنبد و قبری منسوب به امامزاده معصوم می باشد . ورودی بقعه در جانب شمالی شرقی است كه ابتدا به شبستانی با طاق و چشمه وارد و سپس به صحن ختم می‌گردد. پروفسور هاینس گاوبه ، در باره امامزاده معصوم می‌نویسد : این بنا تركیب ویژه‌ای دارد و آن اینكه تشكیل شده از گنبدی كه كف زیر آن از سنگ بوده است . این كف سنگی ظاهراً بعدا تعمیر شده است . در ارتباط با پهن تر كردن محوطه زیر گنبد ، این محل بعداً تعمیر گردیده و سطح زمین آن نیز بالاتر آمده است. كاروانسرا: كاروانسرای بزرگ شهر دهدشت كه از جمله بناهای عمومی مرتبط با بافت قدیم شهر بوده طی عملیات خاكبرداری در سالهای اخیر توسط میراث فرهنگی كهگیلویه و بویر احمد از دل خاك بیرون كشیده شده و با توجه به یافته های معماری عملیات مرمت و ساماندهی آن در حال انجام است. كاروانسرا چهار گوشه و شامل یك حیاط مركزی و گرداگرد حیاط 36 حجره قرار گرفته كه یكی از آنها محل پخت و پز نان كاروانسرا بوده است. حیاط مستطیل شكل كه دارای باغچه هایی در طرفین و چاه آب آشامیدنی در مركز می‌باشد. در قسمت ورودی شمالی آن بقایای بازار بزرگی مشهود است كه حجره های كاروانسرا جایگاه استراحت و بیتوته تجار و بازرگانان و سایر مسافرین در زمان رونق شهر بوده است. مسجد جامع بافت تاریخی: از آنجایی كه مسجد جامع در قدیم به عنوان مركز ثقل و به عنوان نقطه مركزی و محل تصمیم گیری و تجمع مردم جهت انجام امور شخصی ، اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی بوده پس به ناچار راه¬های ارتباطی و یا بیشتر تاسیسات عمومی اكثرا در اطراف مسجد جامع می‌باشد . مسجد جامع شهر قدیم دهدشت در میان بافت و بین دو گذر قرار داشته است در هنگام آبادانی دارای شبستانی با گنبد بزرگ بوده كه می توان گفت بزگترین گنبد در بافت قدیم متعلق به همین مسجد بوده است. علاوه بر این دارای حجره هایی در اطراف حیاط مركزی و دالان ورودی و چاه آب و وضو خانه نیز بوده است. بنا از دو بخش شبستان و حیاط تشكیل شده است . شبستان بر روی چهارده عدد ستون استوار شده است . در داخل حیاط حوض و چاه آب برای وضو تعبیه شده بود كه قسمتی از حوض سنگی آن هنوز باقی مانده است. ساختمان مسجد جامع در زیر آوار می‌باشد. مسجد مورك: این مسجد در میان بافت قدیمی شهر دهدشت واقع شده است. فضای این مسجد دارای سه بخش اصلی ورودی، شبستان و حیاط می باشد. ورودی با پوشش گنبدی و تاسیسات جنبی (‌ وضو خانه ، حلقه چاه و اتاق كناری ) است . شبستان دارای سه چشمه طاق رو به حیاط با پوشش گنبدی ساده است كه بر چهار پایه ضخیم مكعب شكل و دیوار جنوبی استوار شده است. ساختمان پایه ها و دیوار جنوبی ، اسپرهای شرقی و غربی شبستان از لاشه سنگ و ملاط گچ بر پا شده و قوسهای باربر كه بر شاخه های گچی شكل گرفته اند ، از سنگ و گچ ساخته شده‌اند كه بر دیواره جنوبی و پایه های چهار گانه متكی هستند. پوشش طاقهای سه گانه مسجد از سنگ با ملاط گچ است و بر روی آنها با لایه ای از كاهگل پوشانده شده است. محراب اصلی روی دیوار جنوبی طاق میانی شبستان جاسازی شده است. وضو خانه در سمت شمالی دالان ورودی جای گرفته است ، چاه آب در گوشه جنوب غربی فضای حوض خانه قرار دارد. امامزاده پیر غازی ( جعفر ): در محله رواق از بافت تاریخی دهدشت امامزاده پیر غازی با نوع معماری خاص خود به صورت تك بنایی باقی مانده است . امامزاده داری گنبدی به شكل پلكانی است كه در نمای داخلی عرقچین زیر گنبد انعكاس یافته است و در شهر دهدشت بی همتاست. پلان امامزاده چهار گوش كه قسمت میانی گنبد فرو ریخته است گنبد خانه شامل یك اتاق با پلان مربع در كنار می باشد. كه در بین این دو فضا مقبره امامزاده واقع گردیده است. گنبد شاخ بزی تند از داخل دارای مقرنس و خارج از آن به صورت پله پله تزئین شده است و قابل مقایسه با گنبد لیشتر گچساران ، دانیال شوش ، امامزاده عبدالله شوشتر است. در داخل و كناره های آن گچ بری ساده بچشم می خورد. آقای پروفسور گاوبه در كتاب خود درباره این امامزاده می گوید كه این مكان را دهدشتی ها امامزاده چله خانه می نامند و چنین می نویسد: شاید مقصود آنها چله خانه ( مكانی كه مردم در موقع روز بدانجا می روند ) باشد. این بنا به احتمال قریب به یقین متعلق به دوره سلجوقی می باشد. امامزاده ابراهیم: این بنا در مجاورت مجموعه كاروانسرا و شهر قدیم دهدشت واقع شده است. امامزاده ابراهیم مجموعه‌ای منظم است. از نحوه ساخت آن می توان به اهمیت آن در گذشته پی برد. در ساخت این بنا از مصالح بومی استفاده شده كه عمدتاً گچ و سنگ می‌باشد. بنا از دو قسمت گنبد خانه و حیاط تشكیل شده است. ابعاد بنا 18.60*8.60 متر می باشد كه در مجموع دارای 167.56 مترمربع وسعت دارد. دارای دو ایوان در ضلع غربی بنا و یك ایوان در ضلع جنوبی حیاط مركزی و دیواری دور تا دور حیاط را احاطه كرده است. یك ورودی كوچك امكان دسترسی را از حیاط به بیرون میسر می كند. در داخل حیاط قبوری از دوران معاصر به چشم می خورد كه همگی فاقد سنگ قبر می باشند. در این ایوان نیز طاقچه ها تكرار شده است . اتاق گنبد خانه دارای پلان مربع شكل كه با زدن گوشواره ها دایره پای گنبد را درست كرده اند. اكنون نیمه غربی و جنوبی گنبد به جا مانده و مابقی تخریب شده است. حمام كهیار: این حمام روبروی كاروانسرای دهدشت و در كنار امامزاده ابراهیم واقع گردیده است دارای سه قسمت سربینه و میان در و گرمخانه می باشد. سر در ورودی گنبدی شكل كه در زیر گنبد آن تزئینات زیبایی به شكل هشت ضلعی بكار رفته است. بخش سرینه ( رختكن ) كه در وسط آن حوضی مستطیل شكل كه در طرفین شرقی و غربی آن دو حوضچه كه جهت پاشویی برای ورود استراحت-گاه¬ها و رختكن اجرا گردیده است دارای گنبد با تزئیناتی در گوشه ها بوده و نورگیری بشكل 8 ضلعی در سقف آن به فضای سربینه واقع گردیده با یك پیچ خمی طراحی شده كه مانع از تبادل مستقیم و حرارت و دید مستقیم به بخش گرمخانه می شود. گرمخانه حمام در سطحی پایین تر سربینه با غرفه هایی در اطراف كه حوضچه هایی در آنها می باشد جهت استحمام و آبتنی و … بوده است. آب حمام پس از گرم شدن به حوضچه ها و سرویسهای بهداشتی و نقاط دیگر حمام هدایت می گردیده است. انبار هیزم – آتشدان پس از طی مسیر گربه روهای زیر گرمخانه از طریق كانالهایی به پشت بام حمام هدایت می گردیده اند و باعث گرم شدن كف و بدنه حمام می شده است.

 

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور

بلاد شاپور



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 14:38 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

گنج یابی و دفینه یابی در کنار آبشارها,روش مخفی نمودن دفینه در آبشارها 

در قدیم ﺁبشارها محلی دنج برای مدفون کردن دفینه ها بودند و کمتر کسی به مکان ﺁن شک میکرد. مدفون کردن دفینه در این ﺁبشارها به این گونه بود که اول مسیر ﺁب را تغییر میدادند و جایی را که ﺁبشار در ﺁن نشست میکرد کاملا خشک می کردند و حفره ای زیر قسمت نشست ﺁبشار حفر میکردند و ته حفره را کاملا با ساروج لایه پوشانی میکردند. سپس دفینه را در ﺁنجا قرار میدادند و باز روی ﺁن را ساروج ریخته و مهر و موم میکردند و برای جلوگیری از نفوذ رطوبت به درون ساروج لایه ای را به پهنای ۷ سانتی متر از زغال درون ﺁن میریختند و یک لایه خاکستر از سوزاندن همان زغال در بالای ﺁن می ریختند و لایه ملات ﺁخر ساروج را با زغال مخلوط کرده و روی خاکستر ریخته و ﺁنجا را مهر و موم می کردند.

گنج یابی و دفینه یابی در کنار آبشارها,روش مخفی نمودن دفینه در آبشارها

دوباره مسیر ﺁب را باز کرده و ﺁبشار مثل سابق در کف حوض دست ساخت نشست کرده و بدین صورت باز هم طبیعی و دست نخورده به نظر میرسید. با این روش هر شخصی که از ﺁنجا میگذشت متوجه این ﺁثار نمیشد و به راحتی از کنار ﺁن عبور میکرد. البته ساخت این مکانها بیش از یک هفته زمان میبرد تا ساروج ساخته شده و به طور کامل خشک شود و ﺁب در ﺁن نفوذ نکند دقیقا این بنا را طوری طراحی میکردند که شبیه به حوض طبیعی به نظر برسد و به مرور زمان ﺁبی که از بالای ﺁبشار به سمت پایین روی حوض سرازیر میشد همراه خود سنگریزه و گل شسته شده را می ﺁورد به طوری که حوض زیر این سنگریزه و گلها کاملا مخفی میشد



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 14:35 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

سنگ درمانی - خواص سنگ طبیعی یاقوت کبود (سفایر) Sapphire

    ایجاد تعادل و تنظیم چاکرای پنجم و ششم

    سفایر دومین سنگ سخت بعد از الماس است که مادر طبیعت به ما هدیه کرده است.

     معادن بزرگ سفایر ( یاقوت کبود )  در واقع بازمانده رگه های آتشفشانی و دگرگون شده از گرانیت و مرمرند که در بستر رودها و دامنه کوهها دچار هوا زدگی شده اند، مقادیر زیادی از این سنگ در برمه، تایلند، استرالیا، امریکای شمالی، برزیل، کشمیر و افریقا یافت می شود.

    زیبایی و استحکام این سنگ باعث شده بعنوان طلسم در میان سلاطین بسیار محبوب باشد.

    یک تاریخدان قرون وسطا می نویسد که شاهان این سنگ را به همراه داشتند تا آنان را از صدمات فیزیکی و حسادت درباریان محفوظ دارد.

     هنگام امضای معاهده صلح، امضا کنندگان ، سفایر ( یاقوت کبود )  به همراه داشتند تا از صلح واقعی و جلوگیری از خونریزی بیشتر اطمینان یابند.

    در افسانه ها آمده اگر یک مار سمی به همراه سفایر ( یاقوت کبود )  در ظرفی باشد، آن مار خواهد مرد چرا که این سنگ، محافظی در برابر سم ایجاد می کند.

    در اسطوره های فارسی آمده است که مادر طبیعت روی سفایر ( یاقوت کبود )  بزرگی استراحت می کند و آسمان بازتاب دهنده این کریستال آبی رنگ است. همانطور که می بینید سفایر ( یاقوت کبود )  نیز مانند عضو دیگر خانواده اش،  یاقوت ، هم در روی تاج شاهان و هم در افسانه ها جایگاهی ویژه دارد

    درجه سختی سفایر ( یاقوت کبود )  ۹ است و ساختار کریستالی سه گوش دارد.

    همه انواع سنگ یاقوت که قرمز رنگ نیستند، سفایر  نامیده می شوند، با این حال این نام بیشتر با رنگ آبی آن عجین است.

    سنگ یاقوت، کریستال اکسید آلومینیوم است که با گونه های مختلفی از مواد معدنی، رنگهای متفاوتی ایجاد می کند؛ اگر سنگ یاقوت قرمز باشد، روبی نام خواهد گرفت، رنگ آبی آن به دلیل وجود تیتانیوم و آهن است. آهن به تنهایی رنگ زرد ایجاد می کند که “توپاز اورینتال ” نام دارد. ترکیب تیتانیوم و آهن نیز رنگ سبز ایجاد می کنند و چه باور کنید یا نکنید ترکیب اکسید آلومینیوم، تیتانیوم و آهن رنگ ارغوانی نیز تولید می کنند. گونه کمیاب و محبوب سفایر  ، رنگ نارنجی مایل به صورتی، مخلوطی از کروم و آهن است. سفایر  سفید کاملاً خالص است و هیچ ماده معدنی دیگری در آن ترکیب نشده است.

    در گذشته سفایر  ستاره ای، به عنوان محافظ در برابر چشم بد و بازتاب دهنده نیات پلید به فرستنده اش، استفاده می شد، جادوگران از آن برای افزایش و هدایت انرژی جادوگری خود استفاده می کردند.

    هندوان آنرا سنگ سیاره زحل می دانستند و معتقد بودند که دروازه ای به سوی قلمروهای آسمانی است.

    سفایر ( یاقوت کبود )  در دریافت پیامهای الهی و وضوح بخشیدن به آنچه که دریافت کردید به شما کمک می کند. استفاده از آن در هنگام مدیتیشن به شما کمک می کند تا پتانسیلهای پنهانتان را بیابید و بصیرت شما را از مفهوم زندگی تقویت می کند.

    سفایر ( یاقوت کبود )  به شما کمک می کند تا به رؤیاها و خواسته های مادی خود دست یابید و همزمان با افزایش ثروت شما، از آن نگهداری می کند.

    همچنین در حین کمک به حفظ نگرشی متعادل، به شما اجازه می دهد تا افکارتان را ساماندهی کرده و به موفقیتی حتمی دست یابید.

    این سنگ، انصاف و وفاداری را در میان شرکا و کارمندان تقویت کرده و در موقعیتهای ناعادلانه اگر حق با شما باشد، باعث ایجاد نتیجه ای منصفانه می شود.

    سفایر ( یاقوت کبود )  زرد برای درمان دردهای باقیمانده از سوء استفاده در دوران کودکی بسیار مفید است؛ طی روند شفادهی سپر محافظ طلایی ایجاد کرده و جملات امنیت بخشی را برای القاء منظور می کند که به کاستن از درد کمک می کنند.

    سفایر ( یاقوت کبود )  مؤثر ترین سنگ جواهر برای درمان سیستم عصبی است، عملکرد غده تیروئید را تنظیم کرده و بنابراین درمانی مؤثر برای کاهش اشتها و مشکلات عصبی قلب است. در شرق برای مقابله با طاعون استفاده می شده است.

    در سطح روانشناسی، ذهن بیمار را متمرکز می کند و به وی انگیزه بهبود می دهد و به درمان همه بیماریها کمک می کند.

    این سنگ دیواره رگها را استحکام بخشیده و مانع خونریزی بینی می شود. کریستالهای سبز و آبی بخصوص در درمان انرژی مفیدند. سفایر سبز انرژی احیا کننده قوی دارد که از ارتباطش با مادر زمین، ناشی می شود.

    قرار دادن سفایر ( یاقوت کبود )  بر روی پیشانی و کار با چاکرای ششم یا چشم سوم به منظور گسترش آگاهی روان بینی بسیار مؤثر است. سفایر آبی، ارغوانی و سفید همگی برای فعالسازی چاکرای هفتم یا تاجی و پاکسازی مسیر انرژی کوندالینی و جریان آن در سراسر چاکراها، فوق العاده اند



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 13:07 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

سنگ درمانی - خواص سنگ چاروئیت Charoite - اطلاعاتی درباره سنگ طبیعی چاروئیت 

چاروئیت در ۱۹۷۸ در روسیه در کوهستان مورون در یاکوتیا کشف شد و تا کنون منبع دیگری از این ماده معدنی کمیاب یافت نشده است. نام چاروئیت از نام رود “چری” در نزدیکی معدن آن مشتق شده است.

دامنه رنگهای آن از بنفش کمرنگ، بنفش تیره و بنفش یاسی تا ارغوانی تیره، متغیر است.

چاروئیت ظاهری بسیار عجیب دارد، با درخشندگی و رشته های مارپیچ عجیب مواد الیافی اش، اغلب با سنگ جواهرهای مصنوعی اشتباه گرفته می شود.

مغولها از سنگ چاروئیت در ساخت اشیاء تزیینی استفاده می کنند و در روزهای ویژه جشن آن را با چای می جوشانند. سپس این چای توسط همه اعضای خانواده نوشیده می شود تا وابستگی های خانوادگی را تقویت کند و آنها را از شر اهریمن حفظ کند.

درجه سختی چاروئیت ۵ تا ۶ و ساختار کریستال آن سه شیب است.

چاروئیت یک ماده معدنی غیرمعمول و کاملاً کمیاب است

اینکه چرا چاروئیت در جای دیگری یافت نشده، هنوز کاملاً مشخص نشده است اما احتمالاً دلیلش ترکیبات منحصر بفرد سنگ آهک و نفوذ مواد شیمیایی بی نظیر دیگر به آن و تشکیل آن در شرایط فیزیکی ویژه است.

چاروئیت اغلب “سنگ دگرگونی” یا “سنگ قدرت” نامیده می شود و بخصوص احساسات منفی مثل خشم و ترس را به احساسات مثبت تبدیل می کند.

بعنوان بخشی از فرآیند دگرگونی به آزاد سازی احساسات منفی کمک می کند و بنابراین شخص می تواند تغییر و پیشرفت کند.

چاروئیت به عنوان سنگ الهام شناخته شده و خلاقیت و معنویت را تقویت کرده و امکانات جدید را حتی در موقعیتهای گذشته نشان میدهد.

سنگ چاروئیت به وضوح دید شخص کمک می کند که به دنبال آن عزت نفس وی تقویت شده و به شخص کمک می کند تا خود را از ملعبه بودن آزاد سازد.

چاروئیت به ایجاد یا تقویت شجاعت، نیروی درونی یا ابراز وجود صحیح شناخته شده است. این سنگ در غیب بینی و پیشگویی نیز کاربرد دارد.

از نظر فیزیکی چاروئیت برای تسریع بخشیدن به همه انواع درمان مثل سردرد، مشکلات کبد، رفع مسمومیت الکل، گرفتگی عضلانی، مشکلات قلبی، مشکلات چشمی، اعصاب و غیره، مفید است.

همه افرادی که با اشعه ایکس کار می کنند باید چاروئیت را به همراه داشته باشند تا آنها را از تشعشعاتی که در طول ساعات کاری وجود دارد، محافظت کند.



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 13:05 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

منطقه تاریخی غربالبیز در مهریزیزد بنا ی باستانی غربال بیز در زمینی به وسعت حدود 2200متر مربع ساخته شده است دور تا دور آن را خندقی به منظور ایجاد خاکریز وممانعت از نزدیک شدن جریانهای سیلابی به اطراف بنا کنده است بخش اصلی ساختمان در ضلع جنوبی آن واقع شده وشامل دو ایوان ،دو دالان ویک پستو در پشت آن است . این خندق رواق هایی که در سرتاسر تراس غربی وجنوبی بنا وجود داشته واکنون تنها بخش تحتانی دیوارهای جانبی آنها باقی مانده است .همچنین حیاط دایره ای شکل ضلع غربی آن قدیمترین نمونه های خندق ،رواق وپلان داغیره ای شکل در تاریخ معماری ایران هستند . بنا برمطالعات انجام شده بنای مکشوفه یک بنای مذهبی متعلق به دوران اشکانی است . این بنا با شماره 4372 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است این چشمه از مناظر کوهستانی جذاب مهریز است که در دامنه کوهی به همین نام قرار گرفته است. این چشمه با مرکز شهرستان مهریز ۱۰ کیلومتر و با مرکز استان یزد ۴۰ کیلومتر فاصله دارد و در روستای مزوار واقع شده است. غربالبیزتفرجگاه طبیعی و تاریخی در یزد اطراف چشمه دارای پوشش گیاهی درمنه است. آب غربالبیز بصورت سرریز از مظهر چشمه ظهور میکند که حفره‌های چشمه در وسعت ۴۰ متر مربع پراکنده شده است. همچنین مساحت تقربیی آبریز چشمه ۱۰ کیلومتر مربع است. وجه تسمیه‌ی «غربالبیز» را برخی به وجود چشمه‌ی موجود و نحوه‌ی جوشش آب از حفره‌ها و لا به‌لای سنگ‌ها می‌دانند و عده‌ای آن را به سبب وجود بافت متخلخل سطح تحتانی دریاچه موجود در محل دانسته که در هر دو حالت نحوة حرکت آب شبیه عبور از منافذ یک غربال است. این چشمه به صورت یک فرورفتگی طبیعی است و هر ساله در اوایل بهار آبی گوارا و زلال از کوههای منطقه جاری می‌شود و در این فرو رفتگی می‌ریزد و به دریاچه ای طبیعی تبدیل می‌شود. در اطراف این چشمه آثاری بدست آمده است که قدمت این منطقه را بیان می‌کند، از جمله گودی هاون شکل در بالای چشمه که با دست کنده شده و سه برج مثلث شکل در کوه بالای چشمه با قدمت بیش از چهار هزار سال که معبد آناهیتا است و قبرهایی که از آن ظروف سنگی و اشیاء و نشانه هایی از عصر ناهید پرستی و هزاران یادگار بزرگ زمانهای بسیار دور بیرون آمده که همه حکایت از تاریخ کهن این ناحیه دارد. طبق شواهد باستان‌‌شناسی، بنای باستانی غربالبیز قدیمی‌‌ترین اثر باستانی استان یزد و تنها بقایای باستانی شناخته‌شده مربوط به دوره اشکانی در مرکز ایران می‌باشد. در این سازه، قدیمی‌ترین نمونه‌های سه عنصر مهم از معماری ایرانی برای اولین‌بار مشاهده گردیده است که عبارتند از خندق و درگاهی و نقشه مدور. حفاری های باستان شناسی در بقایای بنایی باستانی در جنوب غربالبیز در سال ۸۰ آغاز شده و به مدت ۷۵ روز در سال ادامه یافته است. در سال ۸۳ علاوه بر حفاری در بقایای این بنا در بخش های مختلفی از ناحیه نیز گمانه زنی هایی برای رسیدن به اطلاعات بیشتر انجام شده و بخش هایی از گورستان غربالبیز در شمال این ناحیه نیز حفاری شده است. حفاری سال ۸۰ در بقایای بنای مذکور که در جنوب ناحیه واقع است به کشف قدیمی‌ترین بقایای باستانی در استان یزد منجر شده است. بنا بر شواهدی که تاکنون جمع آوری شده است، این بنا در زمینی به شکل ذوزنقه و به مساحت ۲۲۰۰ متر مربع ساخته شده و عمده مصالح به کار رفته در این بنا خشت خام بوده و در قسمت‌هایی از آن از سنگ نیز برای استحکام بیشتر بنا استفاده شده است. آب چشمه غربالبیز از حفره‌های متعدد در دامنه کوه بیرون می‌آید. محل خروج آب بصورت حفره ای عمود بر سطح لایه است که از درز و شکاف‌های آهکی ناشی می‌شود. بیشترین میزان آب دهی چشمه غربالبیز ۱۲۷۰ لیتر در ثانیه است که در زمان بارندگی و عمدتاً در فصل بهار صورت می‌گیرد. از جمله ویژگی‌های منحصربه فرد آب چشمه غربالبیز این است که آبآن تغییر رنگ نمی‌دهد و کیفیت آن نیزتغییر نمی‌کند و با اینکه از شکاف کوه خارج می‌شود دارای ماهی نیز می‌باشد و راز این چشمه هنوز برای مردم ناگشوده مانده است. مجموعه‌ی گردشگری غربالبیز با مساحتی قریب به ۱۰ هکتار ، از نخستین مجتمع‌های زیستی انسان در منطقه است. این چشمه به دلیل چشم اندازهای منحصر به فرد، هوای مناسب، امکان اسکان، دسترسی به شهر و امکانات رفاهی و … مکان بسیار مناسبی برای گذراندن روزهای تعطیل نوروز است. در بررسی های تکمیلی آثار و بقایای یافته شده در محوطه غربال بیز یزد، قدمت این محوطه باستانی به دوران هخامنشی رسید. سفال های به دست آمده در فصول گذشته کاوش در این محوطه شباهت بسیاری با سفال های دوره هخامنشی دارد. کاوش در منطقه باستانی غربال بیز مهریز در استان یزد که از سال 82 و در راستای پژوهش های باستان شناسی در این محوطه آغاز شده بود، به شناسایی106 گور در محدوده ای به وسعت 750 مترمربع و بنایی به مساحت دو هزار و 290 مترمربع منجر شد. “آذر میدخت اسفندیاری”، باستان شناس و سرپرست تیم کاوش در غربال بیز درباره شواهد مربوط به عصر هخامنشی در این محوطه گفت: « در این محوطه بقایایی از نیمه دوم هزاره اول پیش از میلاد و دوران اشکانی پیدا شده است؛ ساختار این محوطه اشکانی است ولی رگه هایی از فرهنگ هخامنشیان در میان آثار کشف شده قابل شناسایی است.» “اسفندیاری” گفت :«در این محوطه نشانه هایی از استقرار هخامنشیان وجود دارد ولی به دلیل اینکه کتیبه، سکه یا سنگ نگاره ای که نوع پوشاک را نشان دهد در این محوطه پیدا نشده، نمی توان با قطعیت درباره حکومت هخامنشیان در این منطقه اظهار نظر کرد.» حفاری در جبهه جنوبی محوطه که در فصل گذشته کاوش سازه ای معماری متعلق به دوران اشکانی در آن کشف شد به همراه بخش هایی که کوره های ذوب فلز در آن قرار دارد به روشن شدن قدمت این محوطه کمک می کند. فصل ششم کاوش در محوطه غربال بیز با هدف شناسایی کاربری بنای کشف شده در جبهه جنوبی و محوطه گورستان اوایل مهرماه سال جاری آغاز می شود. شناسایی معادن و منابع معدنی در یزد از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تیم کاوش در نظر دارد با بررسی کوره های فلز ،منابع موجود در دوره های مختلف تاریخی را بررسی کند. منطقه غربال بیز از جمله مناطق باستانی و کوهستانی در شهرستان مهریز یزد است. وجه تسمیه غربال بیز مربوط به وضعیت طبیعی این منطقه و وجود چشمه گوارایی است که از دل سوراخ های متعددی که از دل سنگ ها جاری می شود و در اصطلاح مردم محلی بدان غربال بیز نام داده اند که از ترتیب دو کلمه غربال و بیز به معنی غربال و بیختن و الک کردن گرفته شده است.

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز

منطقه تاریخی غربالبیز



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 13:03 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

تپه عیدگاه سبزوار جزء یكی از دو تپه معروف و منحصر به فرد دنیاست و مشابه این تپه تنها در عشق آباد تركمنستان با عنوان تپه نمازگاه وجود دارد.

سبزوار ایران اسلامی به جهت قدمت بسيار و تمدن کهن خود , همواره شاهد استقرار و زندگي اقوام مختلف بر گستره خويش بوده و در نتيجه داراي هزاران محوطه و بناي باستاني ارزشمند مي باشد .
تپه هاي باستاني کوچک و بزرگ سهم عمده اي از اين يادگارها را به خود اختصاص مي دهند و به جهت قدمت گاه چندين هزار ساله و باقي ماندن نشانه هاي موجود از زندگي اقوام مختلف در دوره هاي متعدد تاريخي داراي اهميت به سزايي مي باشند و لزوم توجه هر چه بيشتر به حفاظت و در گامي بالاتر کاوش علمي اين نمونه هاي کم نظير را ضروري مي سازند.
متاسفانه در شرايط فعلي اين يادگارهاي درخشان در معرض خطرات گوناگوني واقع شده اند و انواع تخريب ها از کند وکاوهاي سودجويانه قاچاقچيان گرفته تا تخريبهاي نابخردانه در اثر انجام پروژه هاي عمراني و يا سوء استفاده روستاييان و جوامع محلي از خاک و زمين آنها ادامه حيات اين نگينهاي درخشان و ماندگار را دستخوش نابودي کرده است .
در اين ميان در استان خراسان رضوی نيز با دارا بودن تپه ها و محوطه هاي باستاني کوچک و بزرگ بسياري همچون تپه عیدگاه که به عنوان نگین تاریخی این استان از آن یاد میشود نشان دهنده ی این کهن شهر تاریخی با تمدن هزاره می باشد .
تپه باستانی تحت عنوان ” تپه عیدگاه ” ( دامغانیها ) به معنای واقعی به منزله گنجی تاریخی در شمال شرق ایران است که می توان اطلاعات زیادی را از آن استخراج نمود و هرچند نزدیک به دو دهه از کشف و ثبت آن در فهرست میراث فرهنگی کشور می گذرد اما تا حدود یک سال قبل و پیش از استقرار رسمی تیم دکتر عمران گاراژیان یکی از دانشمندان باستان شناسی کشور در محل این تپه و انجام کاوش های علمی، تقریبا به حال خود رها شده بود تا این ثروت تمدنی ایران در جنوب شهرسبزوار به تدریج به زباله دانی متروک تبدیل شود.
بدون تردید با بررسیهای کارشناسانه و کاوش موشکافانه در خصوص این تپه باستانی از زوایای مختلف به این مهم دست می یابیم که این تپه جزو یكی از دو تپه معروف و منحصر به فرد دنیاست و مشابه این تپه تنها در عشق آباد تركمنستان با عنوان تپه نمازگاه وجود دارد.
رییس اداره میراث فرهنگی شهرستان سبزوار افزود : تپه عیدگاه سبزوار به وسعت 110 هکتار در سال ۱۳۸۰ به شماره ۳۷۴۹ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و از سال ۱۳۸۲ عملیات مطالعه، بررسی، لایه‌نگاری و گمانه‌زنی و تعیین حریم آن توسط کارشناسان به انجام رسیده است.
محمودرضا سلیمانی با بیان اینکه 6 هکتار از مساحت این تپه مورد کاوش قرارگرفته است اظهار داشت : از سالیان گذشته ساخت و سازهای بسیاری در محدوده این تپه صورت گرفته است که این ساخت سازها آسیب های بسیاری را به این تپه وارد نموده است .
وی یاد آورد شد : قدمت این تپه باستانی معروف به تپه عیدگاه بالغ بر7 هزار سال است ونتیجه مطالعات بر نمونه هایی از زغالها نشان می‌دهد که در تمام دوره عصر مفرغ از اوایل دوره پیش از میلاد تا حدود ۳۸۰۰ سال قبل از میلاد در این منطقه استقرار انسان وجود داشته است .
سلیمانی اضافه کرد : تپه عیدگاه که یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های میراثی، باستانی و گردشگری شهرستان سبزوار ونیز در خراسان رضوی می باشد، و عملیات کاوش باهدف ایجاد سایت موزه عیدگاه آغازشده است.
سرپرست تیم کاوش تپه باستانی سبزوار با بیان اینکه متاسفانه این اثر باستانی مهم در این شهرستان کمی با تأخیر شناسایی شده است و در دوره های گذشته نیز کمی موردتخریب و تجاوز قرار گرفته است تصریح کرد : تا کنون بر اثر احداث خیابان ،جابجایی خطوط آب ، گاز ، تلفن و چند کاوش پراکنده و نیز … فعالیت های بسیار ناهمسو ، متفاوت و ناهمگنی در محدوده این تپه در سالیان گذشته اتفاق افتاده است که این امر موجب وارد شدن لطمه و تخریب به این اثر باستانی شده است .
این کارشناس باستانی خاطرنشان کرد : مسئله کاوش در تپه باستانی عیدگاه صرفا یک مسئله پژوهشی نیست بلکه مسئله ی کاربردی محسوب می شود .
وی همچنین با بیان اینکه اصلی ترین هدف در کاوش این تپه ایجاد سایت موزه است یاد آورشد : این سایت موزه دارای یک پروسه طولانی مدت 20 ساله است که در 5 فاز اجرا خواهد شد و تمام سعی ما از ابتدای دهه 80 بر این بود تا به لحاظ قرار گیری تپه در محدوده شهری برای بحث پژوهشی آن کاری انجام شود.
عمده ترین آثار قابل توجه در تپه باستانی سبزوار از 20 گمانه سال 93 و گمانه های موجود مربوط به عصر مفرق است و در این سایت علاوه بر اشیاء ؛ آثاری از روستاهای اولیه با سفال و آثار روستاهایی که تبدیل به شهرک های اولیه شده اند از 5 هزار سال قبل از میلاد نیز مشاهده شده اما با اطمینان نمی توان گفت که قابل نمایش هستند و قطعا این موارد در حوزه کار تحقیقاتی است .
تپه عیدگاه سبزواری ها



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 13:02 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دخمه سنگی یوسفکند در 5 کیلومتری مهاباد و در مسیر جاده مهاباد به ارومیه واقع شده است. این دخمه برفراز تپه‌ای مشرف به دشت معروف شهرویران قراردارد. این اثر تاریخی درکنار سایر آثار موجود در منطقه از آثار ارزشمند دوران ماننائیهاست…

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند

دخمه سنگی یوسفکند



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 13:00 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

هیات کاوش های جرجان در بهار سال 1353 هجری ، همزمان با سومین فصل کاوش در خرابه های شهر جرجان ، ضمن بررسی در پیرامون شهرستان های گنبد قابوس و مینودشت ، موفق گردید دو شهر مهم تاریخی قبل از اسلام را کشف و مورد کاوش قرار دهد ، این دو شهر تاریخی به نام های گبری قلعه ( در نزدیکی شهر قدیمی جرجان یا گنبدکاووس فعلی ) و دشت حلقه ( در نزدیکی شهر مینودشت ) نام دارد. موقعیت : شهر تاریخی« دشت حلقه» در 5/2 کیلو متری شمال جاده بین المللی آزادشهر – مینودشت ، 12 کیلو متری غرب شهر مینودشت ، 13 کیلو متری شمال شرقی آزادشهر و 15 کیلو متری جنوب شرقی گنبد کاووس واقع شده است . نام دیگر این محوطه « دشت قلعه »می باشد، که در 500 متری ضلع شرقی آن روستا ی « دشت حلقه هلاکو » از توابع دهستان چهل چای ، بخش مرکزی مینودشت قرار دارد . از نظر جغرافیای طبیعی ، این منطقه در دشت گرگان و بین شهرستان مینودشت و گنبد کاووس قرار گرفته است . این شهر تاریخی در تاریخ 29/10/53 به شماره 1017 با قدمت دوره اشکانی و ساسانی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. پیشینه ی بررسی ها و پژوهش های باستان شناسی : شهر تاریخی دشت حلقه در سال 1353 ، هم زمان با سومین فصل کاوش های باستان شناسی شهر تاریخی جرجان ، توسط آقای « دکتر کیانی » شناسایی و مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است. پس از کاوش در سال 1353 در این محوطه تاریخی تا سال 1379 هیچ گونه بررسی و پژوهشی به انجام نرسید.تنها در سال 1372 سازمان میراث فرهنگی کشور از دفن اموات در این محل ممانعت به عمل آورده بود. در سال 1379 ، پس از دو دهه وقفه در روند مطالعات باستان شناسی دشت حلقه ، بنا به ضرورت و اهمیت دشت حلقه در بین محوطه های تاریخی منطقه ، برنامه ی ساماندهی و حفاظت کارگاه های کاوش در دستور کار قرار گرفت. و در تابستان همان سال ، یک هیئت باستان شناسی به سرپرستی آقای « حمید عمرانی » کارگاه های کاوش شده ی دهه ی پنجاه را پاکسازی ، سازماندهی و خاکبرداری نمودند. در زمان اجرای کار ، هیئت موفق به کشف مطالب و اطلاعات جدیدی در ساختار معماری و جزئیات آن و همچنین کشف مواد فرهنگی گردید ،که در روند مطالعات و روشن شدن شکل گیری دشت حلقه ، نقش بسزایی داشتند. در راستای اهداف پژوهشی سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور در استان گلستان و به منظور حفاظت اولیه و سامان دهی و کاوش های باستان شناسی سال 86 ، برنامه بررسی ژوفیزیک محوطه ی باستانی دشت حلقه در اسفندماه سال 1385 توسط یک هیئت کارشناسی از سوی سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان به مدت 20 روز انجام گرفت. شهر سازی دشت حلقه : شهر تاریخی دشت حلقه به صورت 8 ضلعی نامنظم بنا گردیده و اندازه ی 7 ضلع آن به ترتیب : 1677 متر ، 1425 متر ، 994 متر ، 707 متر ، 498 متر ، 346 متر و 238 متر می باشد. دو حصار عظیم داخلی و خارجی که به ترتیب 4 متر و 75/6 متر ارتفاع دارد ، شهر را محصور می کند. در فاصله دو دیوار ، خندقی به عرض 53 متر که در بعضی از قسمت ها به 60 متر نیز می رسد ، حفر گردیده که در قسمتی از آنها هنوز آب جریان دارد. پیرامون ( محیط ) این شهر باستانی 7 کیلومتر و مساحت آن 338 هکتار می باشد. در قسمت جنوب شرقی شهر ، تپه ی مرتفعی به ارتفاع 20 متر ، مساحت 3 هکتار و پیرامون ( محیط) 824 متر وجود دارد ،که به احتمال زیاد ، دژ یا آکروپل شهر بر روی این تپه بنا گردیده است. محوطه باستانی دشت حلقه در اصل یک تپه ی پیش از تاریخ بوده که در دوره تاریخی ، قلعه یا شهری بر روی آن بنا شده است.) پس از بررسی و نقشه برداری در سال 1353 کاوش های باستان شناسی در دو نقطه ی شهر ، یکی در حصار ( با هدف پی بردن به چگونگی ساختار حصار ) و دیگری در آکروپل شهر صورت گرفت. کاوش های باستان شناسی در حصار دشت حلقه : برای پی بردن به چگونگی حصار شهر ، ترانشه ای در ضلع جنوبی آن به طول 3 و عرض 5 متر حفر گردیده و پس از خاکبرداری در سطح حصار در عمق 1 متری ، دیوار قطوری به عرض 20/2 متر از زیر خاک نمایان گردید ،که با آجر مربع شکل به ابعاد 8*38*38 سانتیمتر ساخته شده بود. عملیات خاکبرداری تا عمق 2 متری حصار ادامه یافت ، ولی به علت اتمام فصل کاوش ، هیئت موفق به پیدا کردن بلندی کامل حصار نگردید. به نظر می رسد که دیوار آجری مزبور ، قسمت اصلی حصار را تشکیل داده و در قسمت داخل ، برای احداث بناهای منظم به دیوار از خشت استفاده شده است. آکروپل ( ارگ حکومتی ) که مرتفع ترین قسمت شهر باستانی را تشکیل می دهد، و مشخصات آن قبلا ذکر گردید ، در قسمت شمال شرقی شهر واقع شده است. با مطالعه سفال های به دست آمده از تپه ، مشخص می شود که این تپه در اصل یک تپه ی پیش از تاریخی بوده که در زمان احداث شهر ، آکروپل یا دژ شهر را بر روی آن بنا نهادند. تپه مزبور پس از جدول بندی با مربعاتی به ابعاد 10*10 متر با دو کارگاه شمالی و جنوبی شروع به کار شد . ضمن خاکبرداری در هر کارگاه ، جرزهایی پیدا شد، که با آجر و ملات گچ ساخته شده بود. در کارگاه جنوبی با ادامه ی خاکبرداری در عمق 30/1 متر ، کف اول به عنوان نشانه ی آخرین دوره سکونت کشف گردید. این کف با آجرهای شکسته و نامرتب مفروش شده بود. در این سطح ، مقداری سفال لعابدار مفروش شده بود. در این سطح ، مقداری سفال لعابدر رنگارنگ مربوط به قرن هفتم و هشتم هجری به دست آمد. با مطالعه ی سفال های مزبور ، آخرین دوره ی سکونت که هم زمان با دوران ایلخانیان بوده است ، مشخص گردید. با ادامه ی کاوش و گذشتن از کف اول ، در عمق 20/3 متر به کف دوم و با ادامه ی کار در عمق 94/3 به کف سوم یا کف اصلی رسیدند، که با مقایسه سفال های آن متعلق به دوره ساسانی و پارتی بوده است. ارتفاع پایه ها از کف اصلی 16/4 متر و ضخامت آن 50/3 متر می باشد قرینه جرزهای کارگاه جنوبی به فاصله 30/15 متر در کارگاه شمالی به دست آمد. احتمالا نظیر این پایه ها ضخیم آجری ، در نقاط دیگر تپه نیز وجود دارد که قسمت مرکزی بنا را تشکیل می دهد. ملاتی که در ساختمان این بنا به کار رفته ، مخلوطی از شن و گچ می باشد، که ماده ی بسیار محکمی را به وجود آورده است. آجرهایی که در ساختمان آکروپل یا در دژ شهر به کار رفته ، ابعاد مختلفی داردکه اندازه های آن عموما 10*40*40 ، 9*37*37 ، 8*32*32 ، 7*8*34 سانتیمتر می باشد. با کاوش مختصری که انجام پذیرفت ، مقداری سفال به دست آمد که معرف سکونت های مختلفی است ،که در شهر باستانی دشت حلقه رخ داده است . سفال های مزبور متعلق به 4 دوره به شرح زیر می باشد : 1- سفال خاکستری رنگ ، هزاره ی اول پیش از میلاد ( سه هزار سال پیش ). 2- سفال قرمز رنگ ، دوره اشکانی. 3- سفال قرمز رنگ و ساده ، دوره ساسانی. 4- سفال لعابدار رنگارنگ ، قرن 7 و 8 هجری نتیجه گیری: بر طبق منابع تاریخی و تحقیقات باستان شناسی ، ناحیه ی دشت گرگان از قدیم الایام یکی از حوزه های مهم تمدن پیش از تاریخ و تاریخی ایران بوده است. در دوران هخامنشی نیز گرگان از ایالات مهم به شمار می آمد، و همیشه یکی از افراد معروف خانواده ی سلطنتی به فرمانداری این ایالت برگزیده می شد. پس از استقرار اشکانیان در شمال خراسان کلیه مناطق شمال شرقی ایران از جمله گرگان جزء مراکز سکونت آنان محسوب گردید. اشکانیان در قرن سوم پیش از میلاد بر علیه جانشینان اسکندر برخواستند، و پس از تصرف کلیه نواحی ایران ، دولت مقتدری تشکیل دادند، که مدت پنج قرن در این سرزمین حکومت نمود. از آنجایی که مرکز اصلی اشکانیان مناطق شمال خراسان و گرگان بوده است، از این رو پادشاهان این سلسله همواره علاقه ی زیادی به سرزمین نیاکان خود داشتند. آنها در طول حکومت خویش ، شهرها و قلاع مختلفی در نقاط گرگان بنا نهادند. طبق نوشته های مورخان یونانی ، شهرهای معروف و آبادی چون نسا ( NISA ) ، دارا ( Dara ) تمبرکس ( Tam barax ) ، سیرینکس ( syrinx ) و از همه مهمتر ، شهر صد دروازه ( Hecatompylos ) در شرق ایران بنا گردید. بنابر مقتضیات سیاسی و نظامی ، هر یک از این شهرها در فصول مختلف به عنوان قرارگاه و پایتخت مورد استفاده قرار می گرفت. البته بعضی از این شهرها از دوره ی هخامنشی و سلوکی وجود داشت ،ولی در دوره ی هخامنشی و اشکانی بازسازی و مورد استفاده قرار گرفت. از شهرهای معروف اشکانیان که با کاوش های باستان شناسی شناخته گردید. باید شهرهای معروف نسا ( nisa ) و مرو ( Merv ) را نام برد کوشش صد ساله ی محققان در مورد شهرهای نامبرده ابراز گردیده است به عنوان مثال سایکس ( Sykes ) و شهر دارا ( Dara ) را در نزدیکی آزادشهر و شهر صد دروازه را باید در نزدیکی رود گرگان جستجو نمود ، زیرا عقاید ابراز شده توام با مدارک علمی و کاوش های باستان شناسی نبوده و از حدس و گمان خارج نگردیده است. همانطور که می دانیم گرگان در دوره تاریخی یعنی پارتی و ساسانی بیش از هر دوره ی دیگری اهمیت داشته است. در زمان پارتی ، به علت مرکزی بودن محل این منطقه به عنوان پایگاه اصلی و پایتخت آنان انتخاب گردید. در دوره ساسانی ، علت قلاع زیادی که برای جلوگیری از هجوم هیاطله بنا نهادند – با در نظر گرفتن موقعیت مکانی این دو شهر باستانی در دوره اشکانی در دشت گرگان – احتمال زیادی وجود دارد که این دو. شهر در زمان شاهان اولیه اشکانی احداث گردیده و در دوره های بعد به ویژه در زمان ساسانیان تغییرات عمده ای درآن به وجود آمده باشد. « دشت حلقه » و گبری قلعه » از بسیاری جهات ، از جمله قرار گرفتن آکروپل ، دیوارهای داخلی و خارجی و خندق شباهت زیادی به یکدیگر دارند، و احتمالا گبری قلعه قبل از دشت حلقه به عنوان شهرک و قلعه نظامی بنا نهاده شد. و پس از مدت زمانی کوتاه با روزافزون شدن قدرت اشکانیان و نیاز به احداث یک شهر بزرگ تر در دوره ی اولیه اشکانی ، شهر عظیم دشت حلقه ساخته شد. با توجه به شباهت زیاد دو شهر شناسایی شده در دوره ی اشکانی ، یعنی نسا ( Nisa ) و مرو ( Merv ) به نظر می رسد که شهر باستانی دشت حلقه در واقع مرکز گرگان یا هیرکانیای قدیم بوده است. اگر این گمان درست باشد در حقیقت همان شهری است ،که مورخان یونانی آن را « سیرینکس » ( Syrinx ) نام نهاده و طبق نوشته ی « پولی بیوس » ( polybious ) ، شاهد جنگ در دوران اول با آنیتوخوس سوم ، در سال 206 ق.م بوده است.

 

شهر دشت حلقه



تاريخ : سه‌شنبه 30 شهریور 1395 | 12:58 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران