وب گیتاریست
- وب جاوتپه تاریخی ایلانجیغ ثبت شده در فهرست آثار ملی از دوران اشکانی واقع در روستای دمیر چی و سه کیلومتری بیله سوار .

یاریم تپه سفلی مربوط به عصر آهن – دوران دوره اشکانیان است و در شهرستان بیله سوار، بخش مرکزی، دهستان گوگ تپه، روستای اودلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۳۷۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این محوطه باستانی در روستای گیلوان از توابع دره شاهرود شهرستان خلخال استان اردبیل واقع شده است . در این روستا آثار قلعه ای از دوران اشکانیان باقی مانده است که عمر آن حدود 4 هزار سال می باشد .در این روستا همچنین گورستان باستانی با وسعتی بالغ بر 2 هزار هکتار قرار دارد . قدیمی ترین تدفین در این محوطه مربوط به دوران مفرغ میانی است . در این محوطه تدفین های مختلفی وجود دارد .

این اثر یکی از شاخص ترین آثار تاریخی در شهرستان مهر در استان تاریخی فارس بشمار می رود،اثر تاریخی «سنگ چله گاه» به عنوان استودانی از دوران تاریخی در بخش وراوی این شهرستان قرار دارد که در تاریخ 10/10/1381 به شماره 6774 در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسیده است.شهرستان مُهر یکی از شهرستان های استان فارس است. مرکز این شهرستان، شهر مُهر از شمال و شرق به شهرستان لامرد ، از طرف غرب با شهرستان جم در استان بوشهر و از طرف جنوب و غرب نیز به منطقه عسلویه در استان بوشهر امتداد دارد.

این شهر با قدمتی بیش از 1400 ساله متعلق به دوران ساسانیان بوده دارای برجهای نگهبانی خیابان سیستم آبكشی و دفع فاضلاب بوده است كه بنا به قولی در اثر یك زلزله تخریب و از بین رفته بقایای این شهر مشهود و درحال حاضر به صورت بسیار ضعیف مورد حفاظت میراث فرهنگی میباشد .شهر تاریخی ماداكتو در سال 1310در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.















دفن مردگان اعم از پادشاهان ، شاهزاده ها و سرداران و بزرگان از اهمیت ویژه ایی در تاریخ باستان ایران بویژه در دین زرتشت برخوردار بود برای مردگان خاص که اشاره کردم از تپه ها استفاده می شد .و قبل از مرگ تپه خاص ه شکل هندسی مخصوص داشت و برای این کار مساعد بود مشخص میشد و برای تدفین به همراه اسباب و لوازم آن پادشاه و شاهزاده ها اماده می شد . در بسیاری از تپه ها بیش از چندین نفر از بزرگان دفن هستند و با معماری مارپیچ از قبل جا برای آنها مشخص و اماده می شد. در ذیل چند نمونه از تپه های باستانی و تومولوس را ملاحظه می کنید.
تومولوس: مزاری که برای پادشاه و خانواده پادشاه بوده و اتاقیست که اول بر روزی زمین یا کمی پایین تر از سطح زمین بنا می شود و سپس با توده ای از خاک و یا تپه ای که از سنگ تشکیل شده ، پوشیده می شود . این مزار ها از طرف معماران روز ساخته می شد .
نباید با نگاه به ظاهر بیرونی آن گول خورد ، زیرا معمولا معماری عظیمی را در درونشان حفاظت می کنند. پادشاه و یا افرادی که از خانواده پادشاه می مردند ، با اشیایی که استفاده می کردند و هدیه هایی که دریافت میکردند، در اتاقهایی ساروجی یا سنگی و یا چوبی ساخته میشد و به همراه جسد دفن می شدند .
بلندی تومولوس، و زیبایی معماری آن با توجه به ثروت و ارزش فرد مرده ، متغیر می باشد، آنها که ارتفاع بلندتری دارند، برای پادشاهان و حکام ثروتمندتری می باشد.
این بناها همیشه دارای ارتفاعاتی با ضرایب ۹ ، مثل ۹ ، ۱۸ ، ۲۷ ، ۳۶ متر می باشند.
البته بايد در نظر داشت كه فرسايش و نيز گاهي اوقات سازه هايي كه در سالهاي پس از آن بر روي تپه ساخته مي شده است نيز مي تواند ارتفاع را تا دو متر بيشتر و يا كمتر بنمايد.
تومولوس ها تپه های ساختگی می باشند و علیرغم اینه شبیه به تپه های کوچک دست ساز می باشند ولی با توجه به ویژگی هایشان ، از تپه های کوچک دست ساز متمایز می باشند، مشخص ترین ویژگی آنها این است که به شکل قیف وارونه می باشند.
اگر از دور و نزدیک به تومولوس دقت شود، همیشه ساختگی بودنش کاملا مشخص می باشد. البته معماری درون و بیرون تومولوس ، با توجه به ارزش و قدرت فرد مرده و موقعیت جغرافیایی و آیین و رسوم اقوام مختلف، تغییر می کند و استاندارد مشخصی ندارد .
برای اینکه خاک نلغزد و باعث رانش نشود، در موضع پایین دیوارهایی وجود دارد که از سنگهای بزرگی تشکیل شده است.
در تومولوس ها علاوه بر اینکه بر جلوگیری از دستبرد تدابیری در نظر گرفته می شده است، در مکانی ساخته می گشت که از دور دست ها به وضوح دیده بشود.
تمام تومولوس ها آنطور که حدس زده می شود ، پر از طلاهای درخشان یا مومیایی و … نمی باشند. در این گونه مزارها ، اشیایی وجود دارد که انسانهای مرده در طول حیاتشان صاحب آنها بوده اند و بدین ترتیب در بعضی از این مزارها اشیایی ناچیز و در بعضی از آنها بسیار زیاد و ارزشمند وجود دارد.
معمولا در تومولوس های متعلق به زنان، زیورآلات و آویزه های زیادی موجود است و در تومولوس هایی که متعلق به مردان می باشد، وسایل و ابزار جنگ و نبرد بیشتر به چشم می خورد.
ضمنا تومولوس ها جزو مناطق و محوطه های حفاظت شده تلقی می گردند و حفاری آنها با توجه به قوانین کشورمان ممنوع می باشد.
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
تصاویر و عکسهایی از تومولوس ها (تپه ها و تل های خاکی)
ساختار تومولوس ها و تپه های خاکی و تل های باستانی
ساختار تومولوس ها و تپه های خاکی و تل های باستانی 
قدمه سنگهای قیمتی
سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.
گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.
شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.
رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.
به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.
این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.
جواهرات و سنگها
سنگ تورمالین : سنگی متبلور به رنگهای زرد ، سرخ ، بنفش که معادن آن در برزیل و برمه و آمریکا و سیبری وجود دارد
سنگ دُر دُر بر دو شکل کلی هست. کوهی و بیابانی و بشکل و رنگ بلور میباشد که دارای تللول میباشد و مروارید یکتا در صدف را هم دُر میگویند
سنگ زمرد یکی از اقسام آلومین به رنگ سبز که از سنگهای قدیمی هست و هر چه پر رنگ تر باشد گرانبها تر است
الماس یکی از سنگهای گرانبها که عبارت است از کربن خالص متبلور و در هندوستان ، برزیل ، آفریقا و برخی از کشورهای دیگر بشکل کریستال در کانها پیدا میشود گاهی بی رنگ و گاهی در رنگهای سبز ، سرخ ، آبی ، صورتی ، و سیاه یافت میشود. نوع بی رنگ آن در ردیف سنگهای گرانبها هست و فراوانتر از رنگهای دیگر میباشد ولی کلیه رنگهای آن گرانبها هستند. الماس هر چه درشت تر و پاک تر باشد گرانبها تر است. الماس همه اجسام را مخطط میکند و فقط با گرده های مخصوص خود صیقلی می شود. نوع صنعتی آن در شیشه بری به کار میرود.
یاقوت نوعی سنگ گرانبها هست که از معدن به دست می آید به رنگ سرخ ، زرد ، کبود ، سبز و سفید. نوع سرخ و شفاف آن بعد از الماس از بهترین سنگهای موجود میباشد و هر چه بزرگتر و خوش رنگ تر باشد گرانبها تر است در فارسی قدیم به آن یاکند هم میگفتند یواقیت جمع یاقوت است. رمانی= یاقوت درشت و سرخ رنگ شبیه انار یاقوت خام کنایه از لب معشوق می باشد.
زبرجد یک قسم آلومین رنگین مانند زمرد به رنگ زرد یا سبز که از سنگهای قدیمی است و در جواهر سازی بکار میرود و مشهور ترین آن سبز رنگ است در آمریکا و برزیل و استرالیا و روسیه یافت میشود
لعل یکی از سنگهای قیمتی به رنگ سرخ مانند یاقوت یک قسم آلومین رنگین است و در طبیعت پیدا میشود لعل بدخشان یکی از معروفترین آنها میباشد
کهربا صمغ برخی از درختان نوع سرو و کاج که از منۀ قدیمه تولید و مانند سنگ سفت و سخت شده و به رنگهای مختلف زرد و سرخ و سفید است و بر اثر مالش خاصیت الکتریسیته پیدا میکند و در ۲۷۸ درجه حرارت ذوب میشود و سپس به شکل تیره رنگی میسوزد و در آب و الکل و جوهر سقز حل میشود. یکی از اقسام لینیت زغالی است سخت و براق و به خوبی جلا و صیقل پیدا میکند و در جواهر سازی بکار می رود
عقیق یک قسم کوارنز بی شکل به رنگهای مختلف است. نوع مرغوب آن به رنگ سرخ یا آلبالوئی است و مانند سنگهای قیمتی در زینت بکار میرود نوعی از آن که در یمن به دست می آید و سرخ رنگ است معروف به عقیق یمنی یا یمانی است که بیشتر نگین انگشتر میشود و واحدش عقیقه است
فیروزه یکی از سنگهای قیمتی به رنگهای آبی آسمانی که از معدن استخراج میشود و بیشتر نگین انگشتر از آن به دست می آید و در نیشابور و کرمان و فارس و آذربایجان به دست می آید. بهترین آن از معدنی از نیشابور به دست میآید و آن را فیروزه بواسحاقی میگویند.
یشم سنگی است شبیه عقیق یا زبر جد به رنگهای مختلف کبود ، سبز تیره و رنگ صابونی آن نیز یافت میشود.
لاجورد از سنگهای معدنی به رنگ آسمانی یا آبی پر رنگ که سائئده شده آن در نقاشی به کار میرود و در طب قدیم نیز کار برد داشته است. به عربی به آن لازورد میگویند.
مردار سنگ لیتارژ ، جوهر سرب ، جسمی است به رنگ سرخ یا زرد بیستر از سرب و قلعی گرفته میشود برای ساختن مرهم بکار میرود و به آن سنگ مردار هم گفته میشود.
مروارید گوهری است سفید و درخشان که در داخل صدف رشد میکند. وقتی ذره شنی بین صدف و جبه او قرار می گیرد جانور کم کم ماده آهکی بدور آن ذره ترشح میکند و رفته رفته مروارید ساخته میشود. درشتی آن به اندازه دانه خنثی شروع میشود و تا اندازه تخم کبوتر آن وجود دارد و در خلیج فارس و اقیانوس هند صید میشود.
در پنج هزار سال پيش از ميلاد در منطقه اي ميان روسيه در شرق رود دنيپر و شمال قفقاز و غرب كوهاي اورال قومي زندگي ميكرد كه فرانتس بوپ آلماني آن قوم و زبان آنها را هندواروپايي ناميد. در اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد گروهي از اقوام هندواوپايي كه خود را آريايي مي ناميدند سرزميني را به تصرف در آوردند و آن سرزمين به نام آن قوم ايران ناميده شد.
در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد ايرانيان در شرق ايران در سرزمين هرات و مرو حكومتي تشكيل دادند كه اخبار آن به صورت افسانه اي در بخش پيشداديان و كيانيان در شاهنامه فردوسي به جاي مانده است. در اواخر سده هشتم پيش از ميلاد ، ديوكس دولت ماد را در همدان تاسيس كرد. دولتي كه ديوكس بنيان نهاده بود تابع دولت آشور بود. در اوايل سدۀ هفتم پيش از ميلاد هخامنش در پارسومش (واقع در نزدكي شوش) دولت پارسي هخامنش را تشكيل داد. اين دولت تابع دولت مادها بود. در سال ۶۱۲ ق.م. هوخشتره مادي با تصرف نينوا (پايتخت آشور) دولت مستقل ماد را تاسيس كرد.
كورش پارسي (از نوادگان هخامنش) در سال ۵۵۰ ق.م. با غلبه بر آستياگس (آخرين پادشاه ماد) دولت ماد را منقرض و دولت هخامنش را تاسيس كرد.اسكندر مقدوني در سال ۳۳۱ ق.م. دولت هخامنش را سرنگون كرد.
از آغاز آمدن ايرانيان به اين سرزمين تا سال ۳۳۱ ق.م. از لحاظ تاريخ زبان فارسي دوره باستان ناميده ميشود.
از سال ۱۰۰۰ تا ۷۰۰ ق.م. دوره رواج ايران باستان است.
از ايرانيان باستان اثري بر جاي نمانده است. از طريق زبانهايي كه از آن منشعب شد آن را باسازي كردند.
در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد ، ايرانيان باستان در بخشهاي مختلف ايران به صورتهاي مختلفي در آمد و هر صورت آن زبان مستقلي شد. در ميان زبانهاي منشعب شده از ايرانيان باستان تنها از زبانهاي زير آثاري به جاي مانده است.
زبان سكايي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي يوناني و لاتيني و هندي به جاي مانده است.
زبان مادي _ كه از اين زبان تعدادي لغت در نوشته هاي فارسي باستان و يوناني به جاي مانده است.
زبان اوستايي _ كه تنها اثري كه از اين زبان به جاي مانده كتاب اوستاست.
زبان فارسي باستان _ از اين زبان كتيبه هاي شاهان هخامنشي باقي مانده است.
من اولين زبانهايي را كه حروفش را براي شما ميگذارم تا با آن آشنا بشويد زبان اوستايي و زبان فارسي باستان است. كه جزو اولين و مهمترين خطها و زبانهاي باستان است.
بعد از آن در همينجا به مرور كليه زبانها و خط هاي باستاني را برايتان خواهم گذاشت تا بيشتر با تاريخ و گذشته نوشته نشدهء ايران باستان آشنا شويد.
خط اوستایی و تعدادی نوشته به این خط
خط اوستایی
ماه نیاش به خط اوستایی
ترجمه ماه نیاش
آبان یشت ۱
آبان یشت۲
ترجمه آبان یشت ۱ و ۲
خط اوستایی تمام شد و خط بعد خط فارسی باستان میباشد.
فارسي باستان زبان قديم مردم پارس بوده است. مهمترين اثر بازمانده از فارسي باستان كتيبه داريوش بزرگ بر كوه بيستون است. از ديگر پادشاهان هخامنشي هم كتيبه هايي به جاي مانده است.
فارسي باستان به الفبايي نوشته شده است كه ميخي ناميده ميشود. علت اين نامگذاري آن است كه حرفهاي اين الفبا به ميخ شبيح است. ظاهراّ داريوش بزرگ دستور داده است كه الفبايي براي فارسي باستان ساخته شود و زبان بدان نوشته شودالفباي فارسي باستان از الفباي اكدي و الفباي اكدي از الفباي سومري گرفته شده است.
اين الفبا ۳۶ حرف دارد و ۲ واژه جدا كن و ۸ انديشه و نشانه هايي هم براي اعداد.
الفباي فارسي باستان از چپ به راست نوشته ميشود.
خط میخی
کتیبه دي پي دي
کتیبه داریوش بزرگ
کتیبه خشایار شاه
زبان پهلوي اشكاني
پهلوي اشكاني زبان پهله بودكه شامل خراسان و مازندران و جنوب تركمنستان مي شد. در زمان داريوش پدرش استان دار پهله بود در همين سرزمين اشك اول توانست به حكومت يونانيان خاتمه دهد و دولتي تاسيس كند.
اين زبان به سه صورت نوشته مي شده است.
الفباي پهلوي اشكاني
الفباي فارسي ميانه
الفباي مانوي
كه هر سه تاي آن را برايتان مي گذارم.
خط پهلوی اشکانی
نمونه خط پهلوی اشکانی
خط مانوری
نمونه خط مانوری
کتیبه شاهپور در حاجی آباد
ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد
فارسي ميانه
فارسي ميانه دنباله فارسي باستان است كه به اين زبان پهلوي ساساني هم گفته ميشود.
اين زبان در دوران ساساني زبان رسمي ايران بوده است و از آن چهار نوع اثر با چهار نوع الفبا به جاي مانده است.
الف- فارسي ميانه كتيبه اي
ب – فارسي ميانه مسيحي
ج – فارسي ميانه زرتشتي
د- فارسي ميانه ترفاني
طلسمات و تله ها
طلسم به معناي توهم هست كه اگر بتواني بر آن قالب شوي ، موفق مي شوي و اگر نتواني
بر آن قالب شوي ضربه ميخوري. طلسم به دو قسمت كلي تقسيم ميشود:
۱-طلسمات قبل از اسلام
۲-طلسمات بعد از اسلام
طلسمات قبل از اسلام مانند: طلسم آتش ، طلسم باد ، طلسم آب ، طلسم رعد و برق ،
طلسماژدها و طلسم شيطان كه طلسم شيطان از سخترين طلسمات است و هر كسي
نميتواند به راحتي بر آن غالب شود. طلسمات بعد از اسلام كه طلسم مورچه و طلسم
رتيل ، طلسم عقرب ، طلسم مار ، طلسم جن تعدادي از آنها هست. بعير از طلسم شيطان
و طلسم اژدها راه گشايي در بفيه طلسمات بسيار ساده است و فقط اين دو طلسم
خيلي سنگين هست و طلسم شيطان بسيار خطرناك.
كليه طلسمات شرايطي دارد كه با آنها باطل ميشود و با دونستن اين شرايط كار بسيار آسان
ميشود.طلسمهاي قبل از اسلام را ميتوان با مسائل بعد از اسلام نيز باطل كرد. بطور مثال
بسياري از طلسمات با ده قاف يا چهل كاف يا شصد قاف باطل ميشود.
براي طلسمات دو تا مسال ميزنم كه بدانيم اصلا با طلسم روبرو شديم يا نه. فرض ميكنيم
در جائي كار مكنيم كه به آب خورديم و كار مشكل ميشود. اگر در آّب رفتيم و بيرون آمديم
و ديديم خشك هستيم اين طلسم است و اگر بيرون آمديم و خيس بوديم اين طلسم نيست
بلكه به آب واقعي خورديم يا در جائي كه احساس ميكنيم طلسم مار دارد بايد يكي از مارها
رو بگيريم اگر از دستمان رد شد و نتوانستيم آن را بگيريم طلسم است و اگر توانستيم آن را
بگيريم ، اين ديگر طلسم نيست.
خوب حالا يك پيش زمينه اي هم در مورد تله ها براي شما بگم. تله نيز به دو دسته تقسيم
ميشود.
تله هايي كه به آنها بار ميدهيم تا عمل كنند و تله هايي كه ار آنها بار ميگيريم تا عمل كنند.
كه هر دو به صورت مكانيكي عمل ميكنند.
هر كدام از اين دو نوع تله خود به انواع گوناگون تقسيم ميشوند كه كار كرد همه آنها به همين
شكل است.
براي اين مبحث بيشتر از اين توضيح نميدم چون خودش يك دنيايي است و مي توان چندين
كتاب در مورد آن نوشت.
حیوانات
شاید نوشتن این مطلب در قسمت طلسمات درست نباشه ولی به خاطر اینکه مطالب زیر با گفتن ذکرهای مخصوص به واقهیت نزدیک میشود و با ذکر است که میتوان از اعضای بدن حیوانات استفاده کرد و همچنین اگر ذکر آن را بلد نباشی ارزشی نخواهد داشت ، تصمیم گرفتم که مطالب فوق را در قسمت طلسمات بنویسم.
مطلب بسیار گسترده است و هر هفته سعی مکنم مطالب پر باری در همینجا به آن اضافه کنم و در قسمت پیغام مدیر به همه دوستان عزیز نوشته های جدید را معرفی میکنم.
اول حیواناتی که در این زمینه از همه مهمتر هستند رو براتون نام میبرم و به تدریج مطالب این حیوانات را اضافه میکنم.
به ترتیب اولویت مار مهمترین حیوان است و بعد از آن هدهد و بعد از آن جعد و بعد از آن گرگ و کفتار جزو مهمترین حیوانات هستند.
کسانی که در رقیه شرعی تخصص دارند معتقدند که انسان جن زده یا چشم خورده ممکن است علائمی بروز دهد که البته این عوامل ظنی هستند و در حالتهای گوناگون مختلف بوده و گاهی زیاد و گاهی کم می شوند.
از جمله نشانه های جن زدگی عبارتند از :
۱- دوری و نفرت شدید از شنیدن اذان و یا قرآن.
۲- بیهوشی یا تشنج یا صرع و یا افتادن زمانی که بر او قرائت قرآن خوانده شود.
۳- زیاد دیدن خوابهای پریشان و ترسناک.
۴- تنهایی و گوشه گیری و انجام کارهای عجیب و غریب.
۵- گاهی در وقت قرائت بر وی شیطان بر زبان او سخن می گوید.
و اما نشانه های چشم خوردن؛ شیخ عبد العزیز سدحان در کتاب «قواعد الرقیه الشرعیه» چنین می گوید: « هرگاه علایم زیر در بیمار مشاهده شد در اثر چشم زخم بوده است: سفعه (یا همان زردی چهره) و رنگ پریدگی به همراه کسالت و سستی، احساس درد در سطح پائینتر از پشت و یا بالاتر از کتف، سردرد مداوم به همراه درد در اطراف سر و تعریق و ادرار زیاد یا سوزش معده، بیخوابی در شب، احساسات غیرطبیعی مانند عصبانیت شدید و زودهنگام و یا گریه بدون دلیل مشخص و تنگی عروق قلب. بیشتر مردم نیز به آن مبتلا میباشند..
البته این امراض اگر به صورت سطحی و عارضی باشد، کسی نیست که دچار آن نشود، اما اگر زجرآور باشد و ماندگار، اثرات عمیقی بر فرد میگذارد که همان مرض و آسیب است».
و در کتاب “الرقیه الشرعیه” (ص/۱۰) چنین آورده است: « نشانههای چشم خوردن بیمار عبارتند از: سردرد، زردی صورت، عرق زیاد، بول بسیار، آروغ دادن و خمیازه کشیدن بیش از حد طبیعی، عصبانیت و خشمگینی شدید، احساس ناراحتی و تنگی در سینه، احساس درد در بین دو شانه و یا در قسمت پایین کمر و بیخوابی شبانه. بر حسب قدرت چشم زدن و کثرت چشمزنندهها تعداد این علایم و نشانهها، کم و زیاد میشود همچنانکه گاهی در بیماری جسمی و یا روحی دیگری نیز این علایم دیده میشود».










