تدفین جنینی

مزارها می‌توانند تراکم‌ جمعیت‌ در یک‌ منطقه‌ و نوع‌ زیست‌ آنها در زمان‌های‌ مختلف‌ را مشخص کنند.
شکی‌ نیست‌ که‌ پس‌ از مرگ‌، برای‌ جلوگیری‌ از به‌ وجود آمدن‌ بیماری‌های‌ مختلف‌ جسد متوفی‌ باید به‌ نحوی‌ از بین‌ برده‌ شود. به‌ این‌ علت‌ مکان‌هایی‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ جسد به‌ وجود می‌آیند که‌ عمدتا گورستان‌ نام‌ می‌گیرند. نحوه‌ تدفین‌ نشان‌ از فرهنگ‌ و عقاید هر ملتی‌ دارد. مثلا در کشور هندوستان‌ بطور عمده‌ اجساد سوخته‌ می‌شوند، در کشور ژاپن‌ نیز همینطور. در اکثر کشورها، اجساد در داخل‌ زمین‌ دفن‌ می‌شوند. دو روش‌ دفن‌ کردن‌ و سوزاندن‌، روش‌های‌ رایج‌ در از بین‌ بردن‌ اجساد هستند. محل‌هایی‌ که‌ اجساد در آنجا دفن‌ می‌شوند گورستان‌ نام‌ می‌گیرد. این‌ گورستان‌ها معمولا چه‌ در درون‌ شهر و چه‌ بیرون‌ از آن‌، نشان‌ از وجود زندگی‌ در مقطعی‌ خاص‌ دارند. امروزه‌ گورستان‌ در خارج‌ از شهر و در مجاورت‌ آن‌ ساخته‌ می‌شود مانند بهشت‌زهرا که‌ نزدیک‌ شهر تهران‌ برای‌ ساکنان‌ آن‌ ساخته‌ شده‌ است‌. البته‌ مزارهایی‌ نیز به‌ صورت‌ پراکنده‌ در کنار امامزاده‌ها، مثل‌ امامزاده‌ طاهر یا گورستان‌های‌ کوچکتر مانند گورستان‌ ظهیرالدوله‌ یا ابن‌بابویه‌ نیز در داخل‌ شهر دیده‌ می‌شوند که‌ شاید روزگاری‌ در حومه‌ آن‌ قرار داشته‌اند اما به‌ مرور در اثر بزرگ‌ شدن‌ تدریجی‌، در محوطه‌ داخلی‌ شهر قرار گرفته‌اند.
اما وضعیت‌ گورستان‌ در قرون‌ گذشته‌،

تدفین جنینی

مزارها می‌توانند تراکم‌ جمعیت‌ در یک‌ منطقه‌ و نوع‌ زیست‌ آنها در زمان‌های‌ مختلف‌ را مشخص کنند.
شکی‌ نیست‌ که‌ پس‌ از مرگ‌، برای‌ جلوگیری‌ از به‌ وجود آمدن‌ بیماری‌های‌ مختلف‌ جسد متوفی‌ باید به‌ نحوی‌ از بین‌ برده‌ شود. به‌ این‌ علت‌ مکان‌هایی‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ جسد به‌ وجود می‌آیند که‌ عمدتا گورستان‌ نام‌ می‌گیرند. نحوه‌ تدفین‌ نشان‌ از فرهنگ‌ و عقاید هر ملتی‌ دارد. مثلا در کشور هندوستان‌ بطور عمده‌ اجساد سوخته‌ می‌شوند، در کشور ژاپن‌ نیز همینطور. در اکثر کشورها، اجساد در داخل‌ زمین‌ دفن‌ می‌شوند. دو روش‌ دفن‌ کردن‌ و سوزاندن‌، روش‌های‌ رایج‌ در از بین‌ بردن‌ اجساد هستند. محل‌هایی‌ که‌ اجساد در آنجا دفن‌ می‌شوند گورستان‌ نام‌ می‌گیرد. این‌ گورستان‌ها معمولا چه‌ در درون‌ شهر و چه‌ بیرون‌ از آن‌، نشان‌ از وجود زندگی‌ در مقطعی‌ خاص‌ دارند. امروزه‌ گورستان‌ در خارج‌ از شهر و در مجاورت‌ آن‌ ساخته‌ می‌شود مانند بهشت‌زهرا که‌ نزدیک‌ شهر تهران‌ برای‌ ساکنان‌ آن‌ ساخته‌ شده‌ است‌. البته‌ مزارهایی‌ نیز به‌ صورت‌ پراکنده‌ در کنار امامزاده‌ها، مثل‌ امامزاده‌ طاهر یا گورستان‌های‌ کوچکتر مانند گورستان‌ ظهیرالدوله‌ یا ابن‌بابویه‌ نیز در داخل‌ شهر دیده‌ می‌شوند که‌ شاید روزگاری‌ در حومه‌ آن‌ قرار داشته‌اند اما به‌ مرور در اثر بزرگ‌ شدن‌ تدریجی‌، در محوطه‌ داخلی‌ شهر قرار گرفته‌اند.
اما وضعیت‌ گورستان‌ در قرون‌ گذشته‌، همچنین‌ نوع‌ تدفین‌ و نحوه‌ قرار گرفتن‌ جسد در گور بیانگر فرهنگ‌ مردمی‌ است‌ که‌ در موقعیت‌ مکانی‌ و زمانی‌ خاصی‌ قرار داشته‌ و زندگی‌ می‌کرده‌اند.
در ایران‌ و شاید در خیلی‌ از جاهای‌ دیگر به‌ وسیله‌ تحقیق‌ بر روی‌ گور و گورستان‌های‌ باستانی‌ یافت‌ شده‌، نوع‌ زندگی‌، فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ ملل‌ قابلیت‌ بررسی‌ و پژوهش‌ می‌یابند.
در کشور ما با توجه‌ به‌ سابقه‌ قدمتی‌ آن‌، گورستان‌های‌ باستانی‌ زیادی‌ وجود دارند که‌ به‌ مرور بر اثر یک‌ حادثه‌ و اتفاق‌ یا بر پایه‌ مستندات‌ قبلی‌ کشف‌ و مورد بررسی‌ قرار می‌گیرند.
به‌ وسیله‌ همین‌ پژوهش‌ها ما با نوع‌ زندگی‌ مردمی‌ که‌ پیش‌ از ما در این‌ سرزمین‌ می‌زیسته‌اند می‌توانیم‌ آشنا شویم‌.
یکی‌ از بزرگترین‌ گورستان‌های‌ پیش‌ از تاریخ‌ کشور، بنا به‌ گفته‌ گروه‌ فرهنگی‌ علمی‌ باستان‌شناسی‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگ‌ کشورمان‌، گورستان‌ «آق‌ اولر» در منطقه‌ تالش‌ استان‌ گیلان‌ است‌. نوع‌ و بزرگی‌ مقبره‌ها که‌ به‌ صورت‌ مگالتیکی‌ سنگی‌کلان است‌ بیانگر نفوذ و حضور تمدن‌ سکایی‌ در این‌ منطقه‌ است‌ که‌ با کمک‌ بررسی‌های‌ به‌ عمل‌ آمده‌ به‌ زمانی‌ بسیار قبل‌تر از آغاز عصر آهن‌ تا دوره‌ ساسانی‌ باز می‌گردند.
جای‌ تعجب‌ ندارد اگر تعداد این‌ گورستان‌ها در شمال‌ کشور بخصوص‌ گیلان‌ زیادتر باشد، چرا که‌ نزدیکی‌ به‌ دریاچه‌ خزر و آب‌ و هوایی‌ معتدل‌ و مرطوب‌ همواره‌ برای‌ سکنی‌ گزیدن‌ یکی‌ از اولین‌ موارد انتخابی‌ بوده‌اند.
یکی‌ دیگر از گورستان‌های‌ باستانی‌ گیلان‌ در روستای‌ خاص‌ کول‌ قرار دارد که‌ علاوه‌ بر گورهای‌ پس‌ از هخامنشی‌ کشف‌ شده‌، تعداد ۹ گور نیز یافت‌ شده‌اند که‌ طی‌ بررسی‌ها با توجه‌ به‌ هدایای‌ داخل‌ قبور و البته‌ نوع‌ تدفین‌، این‌ گمان‌ وجود دارد که‌ این‌ گورها نیز مربوط‌ به‌ دوره‌ هخامنشی‌ بوده‌ باشد.
تعداد شش‌ عدد از آنها مربوط‌ به‌ کودکان‌ زیر ۱۵ سال‌ است‌ و به‌ صورت‌ چمباتمه‌ یا طاق‌باز دفن‌ شده‌اند.
در روستای‌ «چره‌» نیز که‌ از روستاهای‌ شمالی‌ کشور است‌ گورستانی‌ کشف‌ شده‌ است‌ که‌ سن‌ تخمینی‌ اجساد بین‌ ۲۰ تا ۳۰ سال‌ گمان‌ می‌رود و ابزار تدفین‌ شده‌ با آنها، شامل‌ آلات‌ جنگی‌ مانند سرنیزه‌ و خنجر است‌ که‌ برخلاف‌ ظروف‌ سفالی‌ دفن‌ شده‌ در روستای‌ خاص‌ کول‌ هستند.
گورستانی‌ نیز با قدمت‌ تخمینی‌ سه‌ هزار ساله‌ و با مساحتی‌ تقریبا به‌ اندازه‌ بهشت‌زهرای‌ تهران‌ در بخش‌ غربی‌ استان‌ گیلان‌ در تالش‌ کشف‌ شده‌ است‌ که‌ یافتن‌ دست‌ نوشته‌یی‌ به‌ زبان‌ اوراتویی‌ بر اهمیت‌ آن‌ می‌افزاید. گرچه‌ بنا به‌ محیط‌ مرطوب‌ گیلان‌ و با توجه‌ به‌ این‌ مساله‌ که‌ خانه‌ها احتمالا از چوب‌ بوده‌اند، جست‌وجو برای‌ تشخیا نوع‌ معماری‌ آن‌ زمان‌ در این‌ مکان‌ کمی‌ مشکل‌ به‌ نظر می‌آید ولی‌ اخیرا پیدا شدن‌ تنور و دیواره‌های‌ خشتی‌ این‌ مساله‌ را مورد تردید قرار داده‌ است‌.
تا مدت‌های‌ مدیدی‌ حوزه‌ سفید رود و سد منجیل‌ به‌ علت‌ وجود سرو هزار ساله‌اش‌ شناخته‌ می‌شده‌ اما امروزه‌ بررسی‌های‌ باستان‌ شناختی‌ و وجود گورستان‌های‌ باستانی‌ و سردابه‌های‌ تاریخی‌ و تپه‌های‌ باستانی‌ کشف‌ شده‌، قدمتی‌ بیش‌ از هزار سال‌ را برای‌ این‌ مکان‌ پیشنهاد می‌دهند که‌ نشان‌ از حضور دیرباز جمعیت‌ انسانی‌ در نواحی‌ شمالی‌ کشور می‌دهد.
یکی‌ دیگر از مکان‌هایی‌ که‌ امروزه‌ از نظر باستان‌شناسی‌ حرف‌ اول‌ را می‌زند، شهر سوخته‌ با گورستانی‌ دارای‌ سی‌ تا چهل‌ هزار گور است‌ که‌ در ۵۶ کیلومتری‌ شهر زابل‌ در استان‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ و در حاشیه‌ جاده‌ زابل‌ به‌ زاهدان‌ قرار داشته‌ و قدمتی‌ در حدود ۵۰۰۰ سال‌ برای‌ آن‌ تخمین‌زده‌ می‌شود.
این‌ شهر در آتش‌سوزی‌ در دوره‌ زمانی‌ بین‌ سال‌های‌ ۲۷۵۰ تا ۳۲۰۰ قبل‌ از میلاد از بین‌ رفته‌ و نام‌ خود را نیز امروزه‌ از این‌ آتش‌سوزی‌ دارد. در کاوش‌های‌ صورت‌ گرفته‌ در گورستان‌ این‌ شهر، مشخص شده‌ که‌ مردمان‌ آن‌ زمان‌ مردگان‌ خود را به‌ صورت‌ چمباتمه‌ در گور نهاده‌ و در کنار وی‌ اشیایی‌ نیز قرار می‌داده‌اند که‌ بیانگر اعتقاد این‌ مردم‌ به‌ زندگی‌ پس‌ از مرگ‌ بوده‌ است‌.
با توجه‌ به‌ وجود جمجمه‌های‌ بزرگ‌ ناشی‌ از وجود بیماری‌ هیدروسفالیک‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ مردم‌ این‌ شهر بسیار پایبند ازدواج‌های‌ فامیلی‌ بوده‌اند و همچنین‌ وجود اسکلت‌هایی‌ با مهره‌های‌ دارای‌ چسبندگی‌، نظریه‌ کار سنگین‌ در این‌ شهر را مطرح‌ می‌کند که‌ به‌ یک‌ میزان‌ در زن‌ و مرد دیده‌ شده‌اند. یکی‌ از گورهای‌ کشف‌ شده‌ متعلق‌ به‌ فردی‌ است‌ که‌ نحوه‌ تدفین‌ آن‌ به‌ صورت‌ سروته‌ و علت‌ مرگ‌ نیز فرورفتن‌ شیئی‌ نوک‌تیز به‌ سر بوده‌ است‌ که‌ شاید نوعی‌ از روش‌های‌ اعدام‌ در آن‌ زمان‌ بوده‌ و عمل‌ تدفین‌ سرو ته‌ نیز به‌ نوعی‌ بیانگر اعتراض‌ مردمی‌ به‌ فرد خاطی‌ و در واقع‌ رفتن‌ به‌ دنیای‌ دیگر با وضعیتی‌ نامطلوب‌ است‌.گور دخمه‌ یکی‌ از اشکال‌ گور است‌ که‌ بیشتر در دوران‌ هخامنشی‌ دیده‌ شده‌ و برپایه‌ اعتقادات‌ آن‌ دوران‌ مبنی‌ بر پاک‌ نگاه‌داشتن‌ خاک‌ و در واقع‌ عناصر اربعه‌ بوده‌ که‌ اجساد در مکان‌هایی‌ سرباز قرار گرفته‌ و توسط‌ حیوانات‌ از بین‌ برده‌ می‌شده‌اند. با این‌ وجود اخیرا یک‌ روستای‌ هخامنشی‌ در منطقه‌ سد سیوند تنگه‌ بلاغی‌ که‌ در ۹ کیلومتری‌ پاسارگاد واقع‌ شده‌، کشف‌ شده‌ که‌ گور افراد زیسته‌ در آن‌ در اطراف‌ روستا بوده‌ و نحوه‌ تدفین‌ آنها با توجه‌ به‌ اینکه‌ معمولا هخامنشیان‌ گورهای‌ خود را به‌ صورت‌ گور دخمه‌ می‌ساخته‌اند تفاوت‌ داشته‌ و مردم‌ دامنه‌ کوه‌ را برای‌ گورستان‌ انتخاب‌ کرده‌اند. گرچه‌ نحوه‌ تدفین‌ که‌ به‌ صورت‌ چمباتمه‌یی‌ بوده‌ و جسدها به‌ صورت‌ جنینی‌ در خاک‌ قرار گرفته‌اند که‌ این‌ نوع‌ تدفین‌ در دوره‌ عصر آهن‌ رایج‌ بوده‌ ولی‌ ظروف‌ مکشوفه‌ زمان‌ را دوران‌ هخامنشی‌ اعلام‌ می‌کند.
در ۵۱ کیلومتری‌ شهر سمنان‌ نیز گورستان‌ باستانی‌ خرند به‌ علت‌ سالم‌ ماندن‌ اسکلت‌ها از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. نوع‌ قرار گرفتن‌ دسته‌ سفال‌هایی‌ که‌ در گور گذاشته‌ شده‌اند نشان‌ می‌دهد که‌ اجساد با دست‌ راست‌ در داخل‌ گور قرار می‌گرفته‌اند و در درون‌ ظروف‌ سفالی‌ کنار آنها با توجه‌ به‌ پیدا شدن‌ استخوان‌ ران‌ گوسفند، این‌ گمان‌ می‌رود که‌ حیات‌ پس‌ از مرگ‌ جسم‌ برای‌ این‌ قوم‌ اهمیت‌ بسزایی‌ داشته‌ است‌. در این‌ گورستان‌، گور ۵ مرد که‌ به‌ صورت‌ طاقباز و در کنار هم‌ دفن‌ شده‌اند کشف‌ شده‌ که‌ در سمت‌ راست‌ آنها سرنیزه‌یی‌ قرار گرفته‌ و خنجری‌ هم‌ به‌ کمر دارند و سرهایشان‌ روی‌ کتف‌ راست‌ خم‌ است‌ که‌ این‌ مشابهت‌ در نوع‌ تدفین‌ نشان‌ می‌دهد احتمالا بین‌ مرگ‌ آنها، همزمانی‌ بوده‌ و با آیینی‌ خاص‌ دفن‌ شده‌اند.
گورهایی‌ نیز در منطقه‌ گنداب‌ در نزدیکی‌ خرند یافت‌ شده‌اند که‌ آنها نیز به‌ صورت‌ چمباتمه‌یی‌ بوده‌ و سلاح‌های‌ دفن‌ شده‌ با آنها بیانگر این‌ است‌ که‌ در دومین‌ عصر دوره‌ آهن‌ یعنی‌ ۸۵۰ تا ۱۲۵۰ پیش‌ از میلاد در این‌ محل‌ جنگ‌ و درگیری‌ انجام‌ شده‌ که‌ به‌ مرور به‌ صلح‌ انجامیده‌ است‌. تفاوت‌ سلاح‌های‌ کشف‌ شده‌ در این‌ گورها با گور آن‌ پنج‌ مرد در خرند و همچنین‌ نوع‌ قرار گرفتن‌ در گور می‌تواند بازگوی‌ تفاوت‌ زمانی‌ بین‌ این‌ افراد باشد.
یکی‌ از مواردی‌ که‌ شاید برای‌ پایتخت‌نشینان‌ جالب‌ باشد، وجود گورستانی‌ باستانی‌ در تپه‌های‌ قیطریه‌ است‌.
تهران‌ با آنکه‌ پیشینه‌یی‌ ۲۰۰ ساله‌ دارد اما در بررسی‌هایی‌ که‌ پس‌ از آذر ۱۳۴۷ در تپه‌های‌ قیطریه‌ صورت‌ گرفت‌، برای‌ آن‌ قدمت‌ ۱۲۰۰ سال‌ قبل‌ از میلاد تخمین‌ زده‌ شد. در حدود ۳۵۰ گور باستانی‌ در ۸۰۰۰ متر مربع‌ که‌ به‌ صورت‌ تدفین‌های‌ یک‌ نفره‌ و دو نفره‌ و به‌ شکل‌ جنینی‌ دفن‌ شده‌ بودند، کشف‌ شدند که‌ برای‌ دفن‌ آنها جهت‌ خاصی‌ در نظر گرفته‌ نشده‌ بود. تعدادی‌ از آنها به‌ پهلوی‌ چپ‌ دفن‌ شده‌اندکه‌ شاید زمان‌ دفن‌ را به‌ هنگام‌ طلوع‌ آفتاب‌ نشان‌ می‌داده‌ و تعدادی‌ هم‌ به‌ پهلوی‌ راست‌ و چیزی‌ در حدود ۱۰ درصد به‌ صورت‌ چمباتمه‌یی‌ و نیز تعدادی‌ هم‌ به‌ پهلو و به‌ گونه‌یی‌ که‌ صورتشان‌ رو به‌ آفتاب‌ نیمروز باشد دیده‌ می‌شوند. در کنار این‌ اجساد اشیایی‌ مانند انگشتر، کارد، گوشواره‌ و سنجاق‌ سر و… پیدا شده‌ است‌ که‌ اعتقاد پس‌ از مرگ‌ آنها را تایید می‌کند و همچنین‌ سفال‌هایی‌ که‌ رواج‌ صنعت‌ سفالگری‌ موسوم‌ به‌ سفال‌ خاکستری‌ در آن‌ زمان‌ را نشان‌ می‌دهد.
از روی‌ آثار باقیمانده‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ قومی‌ مهاجر از مسیری‌ که‌ بعدها جاده‌ ابریشم‌ نام‌ گرفت‌ به‌ تهران‌ کنونی‌ وارد شده‌ و با مردمانی‌ که‌ از نظر تمدن‌ دارای‌ پیشرفت‌ درخور توجه‌ بوده‌اند، درگیری‌ پیدا کرده‌ و پس‌ از غلبه‌ بر آنها، خانه‌های‌ خود را بر ویرانه‌های‌ قوم‌ پیشین‌ بنا نموده‌ و بعدها نیز این‌ منطقه‌ را به‌ گورستان‌ تبدیل‌ کرده‌اند.
در تحقیق‌ گروهی‌ باستان‌شناسان‌ ژاپنی‌ در کوهپایه‌های‌ گیلان‌ و منطقه‌ املش‌، جمجمه‌هایی‌ یافته‌ شده‌اند که‌ با جمجمه‌های‌ کشف‌ شده‌ در تپه‌های‌ قیطریه‌، مشابهت‌ ژنتیکی‌ دارند و این‌ گمان‌ می‌رود که‌ یا این‌ قوم‌ نیز بر اؤر برخورد با اقوام‌ دیگر به‌ سمت‌ شمال‌ کشور رانده‌ شده‌اند یا به‌ صورت‌ ییلاق‌ و قشلاق‌ به‌ سمت‌ شمال‌ کشور تردد داشته‌اند.
در گذشته‌ نیز، بزرگان‌ به‌ تصور به‌ یاد ماندن‌، برای‌ خود دستور ساخت‌ مقبره‌هایی‌ می‌داده‌اند که‌ تعدادی‌ از آنها امروزه‌ نیز موجودند . که‌ این‌ مزارها خارج‌ از سیستم‌ گورستانی‌ بوده‌ و معمولا دارای‌ سنگ‌ قبرهای‌ مخصوص‌ بوده‌اند که‌ در برابر پدیده‌های‌ طبیعی‌ مقاومت‌ بیشتری‌ داشته‌ باشند اما از نظر نوع‌ تدفین‌، با توجه‌ به‌ اعتقادات‌ مرسوم‌ و رایج‌، با قوم‌ همزمان‌ خود مطابقت‌ لازم‌ را دارا هستند.

 

 



تاريخ : دوشنبه 08 شهریور 1395 | 14:18 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

بشر زمانی که خواست آنچه را می‌اندیشد نقش کند، در حقیقت قدم به دنیای نگارش گذاشت. در مرحله نخست تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کرد و با این کار خط تصویری آغاز شد. تعداد فراوان تصویر‌ها و عدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی، کمبودهای این روش نگارش بود. کم کم تصویرها شکل ساده‌تر و نمادین‌تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی علائمی قراردادی وضع شد. مثلا نقش دو پا نشانهٔ راه رفتن و چشم اشک آلود نشانهٔ اندوهگینی بود. مجموعه این تلاش‌ها نوعی خط اندیشه‌نگار را در دسترس نگارندگان قرارداد.

سپس در همین مسیر خط “هیرو گلیف” وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بیشتر در مصر و در دست کاهنان بود. یونانیان چون این خط را اعجاب‌آور و پر از رمز و راز پنهانی کاهنان مصر یافتند، این نام را بدان بخشیدند که در زبان یونانی به معنی نوشته نشانه‌های مقدس است. سابقه خط هیروگلیف را تا هزاره چهارم پیش از میلاد نیز می‌توان پیش برد. خط هیروگلیف را بر پاپیروس می‌نوشتند. پاپیروس از ساقه‌های فشرده نوعی نی به دست می‌آید و نیای کاغذ است. کلمات paper, papier , … در زبان‌های غربی با این واژه ارتباط دارند. مصریان نخستین مصرف‌کنندگان پاپیروس بودند و نوشت‌افزار آنها نیز نوعی قلم نئی بود که آن را در مرکب سیاه یا قرمز فرو می‌بردند. این خط بیشتر افقی و از راست به چپ نوشته می‌شود و به ندرت از چپ به راست و گاهی از بالا به پایین. تصویر انسان‌ها و حیوانات رو به آغاز خط دارد.۱ بعد‌ها خط هیروگلیف در مصر تحول می‌یابد و به سادگی می‌گراید و دو نوع خط هیراتیک (دینی) و دموتی (مردمی) از آن بوجود می‌آید.

مرحله بعدی خط، خط میخی است. کهن‌ترین اقوامی که در بین‌النهرین زمینه خط میخی را فراهم کرده‌اند سومری‌ها هستند، قومی متمدن که از نژاد سامی نداشتند وبرخی این احتمال را می‌دهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آن‌ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در بین‌النهرین دیده می‌شود. علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان؛ میراث‌های گران‌بهایی هستند که این قوم برای آشوری‌ها و بابلی‌ها بر جای گذاشتند. سومری‌ها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند. سومری‌ها چون مصری‌ها و چینی‌ها، از نخستین اقوامی هستند که تمایل به ضبط گفتار و اندیشه‌هایشان داشتند و برای این کار خط میخی را برگزیدند.۲

خط میخی آغازین سومری‌ها شباهت به خط مصری دارد یعنی خط میخی در اصل نوعی خط تصویرنگاری بوده است، آن را بر روی لوح نقش می‌کردند و به همین دلیل رفته رفته تصویر‌ها حالت ساده‌تر و زاویه مانندی به خود گرفتند و سرانجام علامت‌های تشکیل دهنده این خط به صورت میخ درآمد.۳ به جز تفاوت‌های ظاهری خط هیروگلیف و خط میخی‌، تفاوت آشکار دیگر آنها در ابزار نوشتن است . برای نگارش خط هیروگلیف همان طور که گفتیم از پاپیروس و قلم نی و مرکب استفاده می‌شد درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی بر آن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند.

از خط میخی سومری نخستین، خط میخی ایلامی منشعب می‌شود که برای نگارش زبان ایلامی که جزو زبان‌های منفرد است به کار می‌رود.

خط میخی اکدی (بابلی) نیز از منشعبات همین خط است. خط میخی به جز منطقه بین‌النهرین درگسترهٔ وسیعی رواج می‌یابد: در آسیای صغیر و بین‌النهرین شمالی و در میان هیتی‌ها، هوری‌ها، اورارتورها، لولوبی‌ها و کاسی‌ها و غیره.۴

خط میخی کتیبه‌های فارسی باستان دوره هخامنشی از روی خط میخی بابلی و ایلامی درست شده است که نسبت به آنها علائم ساده‌تر و کم‌تری دارد. حروف هجایی هستند (یعنی مصوت به همراه صامت) و از چپ به راست نوشته می‌شوند. خط میخی زبان فارسی را می‌توانیم صورت تکامل یافته خطوط میخی دیگر بدانیم.

هم زمان با تکامل تدریجی خطوط میخی و در هزاره دوم پیش از میلاد خط دیگری در سرزمین فنیقیه پا به عرصه وجود می‌گذارد و آن خط فنیقی است. قدیمی‌ترین نمونه این خط در کاوش‌های شهر گوبله، از شهرهای فنیقی باستان (حوالی سوریه کنونی) که یونانیان آن را بیبلوس می‌نامیدند، به دست آمده است. این شهر در میان یونانیان، به عنوان داشتن بهترین پاپیروس‌ها، شهرت داشت و مرکز مهم بازرگانی مصر و یونان بود. چون یونانیان وسایل نوشتن خود را از این شهر بدست می‌آورند نام بیبلوس در نزد آنها به معنی کتاب گرفته شده و بعدها Bible ، مفهوم کتاب دینی تورات و انجیل را یافت.۵ الفبای فنیقی با ۲۲ علامت خطی که تنها صامت‌ها را نشان می‌داد، از راست به چپ نوشته می‌شد. به زعم خط شناسان ،نشانه‌هایی از خط مصری باستان و خطوط تصویری را در الفبای فنیقی می‌توان یافت. این خط برخلاف خط هیروگلیف که در انحصار کاهنان بود و یا خط میخی که تنها طبقه دبیران با آن سر و کار داشتند، براحتی در دسترس عامه قرار گرفت. چون نگارش و فراگرفتن آن آسان بود. این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد و به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت. این مسئله از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی‌ها ارتباط بازرگانی داشتند.

یونانیان این الفبا را با اسم سامی آن که نماینده دو حرف اول آن بود «آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تفییراتی در آن دادند و مصوت‌ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند و جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند.

لازم به یادآوری هست که کهن‌ترین نوشته‌ها معمولا از راست به چپ و سپس از چپ به راست نوشته شده است و درآغاز نوعی روش شیارگونه متداول بوده است. گونه‌ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبان‌های گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتینی را برای نگارش برگزیدند، مانند کشورهای لهستانی، چک‌ها، کروات‌ها و …

اما در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام سیریل با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‌ای تعدیل شده از این الفبا که سیریلیک نامیده می‌شود برای نگارش زبان روسی و دیگر زبان‌های هم‌جوار به کارمی‌رود.۶

الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز در نوردید. دانشمندان خط برهمایی هند را از فرزندان همین خط می‌دانند که زبان سنسکریت و دیگر زبان‌های هندی با آن نوشته می‌شود. متون دینی بودایی به زبان ختنی (سکایی) که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشته شده است.۷

یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاورمیانه پخش شد .۸ آرامی‏ها اقوامی بودند که از صحرای شمالی عربستان به سوی خاورمیانه مهاجرت کردند و در بین‌‌النهرین مستقر شدند. در اوایل هزاره اول پیش از میلاد، حکومت‏هایی برای خود بر پا کردند ولی به زودی مقهور و خراج‌گزار آشوری‏ها گشتند. اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه‌داری در منطقه کردند و محل استقرار خود را در بابل و نینوا قرار دادند و بر جمعیتشان نیز افزوده شد و زبان این قوم زمانی دراز در این منطقه پایید و مهم‏تر این که بر مبنای الفبای فنیقی، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بین‌‏المللی منطقه شد و زبان آرامی نیز که چندان دور از زبان‏های سامی آن نواحی نبود، تبدیل به زبان ارتباطی خاورمیانه گشت. پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراء‏النهر تا بین‌‏النهرین را در برمی‏گرفت و نیاز به یک زبان ارتباطی واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این راستا افزود.

خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به زبان دیوانی شد و دبیران آرامی‌‏نژاد و آرامی‌زبان در دستگاه‏های دیوانی ایالت‏های مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان آرامی رسمی یا آرامی امپراطوری پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی که تنها در کتیبه‏‌های هخامنشی به کار می‌‏رفت در ارسال مراسلات به کار گرفته شد. بدین صورت که نامه به زبان هر ایالتی تقریر می‌‏شد. دبیر آرامی زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می‌‏نوشت و نامه به ایالت‏های دیگر فرستاده می‌شد و در آنجا دبیرهایی از همین نوع آن را به زبان آن ایالت برمی‌‏گرداندند و برمی‌‏خواندند.

پس از دوران هخامنشی در دوره کوتاه مدت اسکندر و سلوکی‏ها زبان و خط یونانی در مراسلات رسمی و اداری به کار رفت تا این که در زمان اشکانیان خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی، بر مبنای خط آرامی پایه‌‏ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه‌های کتیبه‌های و تحریری دارند. این خطوط صامت نگارند و حتی تعداد علامت‏ها نسبت به الفبای آرامی کم‏تر نیز هست و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می‌‏کند. این خطوط از راست به چپ نوشته می‌‏شوند.۹

خط اوستایی که برای به تحریر در آوردن کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته است و یکی از کامل‏ترین خطوط دنیاست، بر مبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده است . این خط آوانگار هست و با ۵۳ یا ۵۸ علامت صامت و مصوت از قابلیت نگارشی بسیار بالایی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می‌‏شود و به نام‏های دین دبیره و دین دبیریه، دین دفیره و . . . هم نامیده می‌‏شود.۱۰

از نخستین سده‏‌های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشکلات آن بیشتر عیان شد و برای سهولت در خواند متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند و این نحوه نگارش پازند نامیده می‌‏شود.۱۱

در دوره زبان‏های ایرانی میانه خطی که مانی در آثار خود به کار برده است نیز از اهمیت ویژه‏‌ای برخوردار است . مانی خط را بر مبنای خط سریانی ابداع کرد که نسبت به خط پهلوی از امتیازات بهتری برخوردار است و در آن موازین زیبا شناختی خطی مراعات شده است. زبان‏های سریانی یکی از زبان‏های گروه شرقی زبان آرامی است که در دوران گذشته زبان علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی و پهلوی و عبری به این زبان برگردانده شده است. خط سریانی از فرزندان خط آرامی به شمار می‌‏آید.۱۲

نوشته‌هایی که به زبان سغدی، یکی از زبان‏های شرقی ایران به دست ما رسیده است با خط‏های سغدی مانوی، سغدی مسیحی و سغدی بودایی نوشته شده است که خط اخیر در حقیقت خط سغدی را نشان می‌‏دهد. این خط نیز از فرزندان شاخه دیگر آرامی است.۱۳

لازم به یادآوری است که خط عبری نیز که سابقه زبانی آن به سده چهارم پیش از میلاد می‌رسد از اصل آرامی نشات گرفته است. عموم یهودیان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به کار می‌گیرند. خط عربی نیز با واسطه نبطیان از خط آرامی به وجود آمده است. نبطیان قومی از نژاد عرب بودند که در نبطیه زندگی می‌‏کردند، از حدود ۱۵۰ سال پیش از میلاد گونه‌‏ای از خط و زبان آرامی درمیان ایشان رایج بود، از این خط، خطی موسوم به سینایی نو به وجود آمد که از سده اول پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت. خط کوفی (در کوفه و حیره) و نسخ (در مکه و مدینه) از این خط اقتباس شده‌اند.۱۴ گونه‌ای از این خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی است به کار رفته است.

ایرانیان نیز در سده‌های نخستین پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی خط فارسی را بر مبنای نسخ پایه‌گذاری کردند و سپس خط نستعلیق و خط شکسته و دیگر خطوط ایرانی ابداع شد.



تاريخ : دوشنبه 08 شهریور 1395 | 14:16 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

اکثرا افراد سوالاتی مبنی بر اینکه در محلی مشغول حفاری هستند و یکی از دلایل حفاری هاشون اینه که با یک نسخه حالا یا کپی گرفته شده از روی اصلی یا اینکه الان اصلش در دستشون نیست و دست کسی دیگر است و یا اصلا با در دست داشتن اصل دارند حفاری می کنند ولی هنوز نتیجه نگرفته اند و از بنده در خواست دارند که راهنمایشون کنم ….

اما باید در جواب این دوستان بگم که چه کوپی گرفتن از روی اصل نسخه گنج یا اینکه الان اصلش در دستمان نیست ولی از نزدیک اصلشو دیدم و آدرسو می دونیم کجاست یا اصلا نسخه ی گنج اصلیشو در دست داریم ولی هنوز نتییجه نگرفته ایم چند حالت وجود دارد … «۱» یا نتوانسته اید درست ترجمه کنید . «۲» یا هنوز آدرسه دقیق دفینه رو نتونسته اید پیداکنید و به اشتباه دارید جای دیگرو که مشابه است حفاری می کنید .«۳» یا نسختون اصلی نیست و ساخته ی دست امروزه «۴» یا بارو قبلا کسی دیگه خالی کرده و برده و شما کمی دیر متوجه شده اید که در این مکان گنجی نهفته شده . و… اما قابل توجه همه ی دوستان : نسخه ی گنج در اصل یعنی آدرس محل دقیق قرار گرفتن و آگاه ساختن شخصی که به دنیال گنج بوده از خطر های احتمالی ( یعنی طلسم و تله های مکانیکی ) و خیلی چیز های دیگر که اگر آثار به هم نخورده باشه احتیاجی به دستگاه هم نیست چون که در نسخه عمق و محل دقیق قرار گرفتن دفینه رو اشاره کرده و خیلی چیزهای دیگر …. امیدوارم که با صحبت های پوچ وقت ارزشمند خودشونو سپری نکنند و بیشتر دنبال حقیقت باشند که به هدف نزدیکترشون بکنه .

اکثر افراد ایمیل می فرستند و راه حلی برای باطل کردن طلسم می خوان . سوالم اینجاست که اکثرا افرادی که ایمیل می زند آیا تا به حال طلسم رو از نزدیک دیدند و یا اینکه نقل و قول کسی دیگرو می کنند که جایی مشغول حفاری بودند و با طلسم بر خورند و دست از کار کشیدند و یا اغلب دیدم که مثلا می گن بابامون تعریف کرده که فلان جا طلسم داره و یا فلان کس خواب دیده که فلان جا یه مالی داره و طلسمش مثلا مار است ………..

کسی نیست به این افراد بگه آخه آدمه حسابی شما تا وقتی که با چشم خودت ندیدی چرا بیخودی اراجیف اونارو میگی .؟ من منکر طلسم نیستم اما توصیم اینه تا وقتی طلسم رو با چشمانه خودتون ندیدید و یا توی نسخه نخونید باور نکنید . اکثر این طلسم هایی که بین مردم صحبتش است به مثال اینه که مثلا برای اینکه یک بچه رو از رفتن و یا دست زدن به یک شئی منعش کنید بهش اینطوری می گید که اگر دست بزنی به لولو خورخوره می گم بیاد بخورتد یا از این جور صحبت ها که برای باز داشتند یک نفر ازکاری ……

خیلی وقتها همین افکار پریشان و کذب باعث شده که افراد دست از کار بکشند و کسی دیگه بیاد هدفشونو در بیاره و حالشو ببره در حالی که زحتمشو یکی دیگه کشیده اما به خاطر بی کفایتی فرد این اتفاق افتاده. اما سعی کنید تمام این حرفارو کنار بزارید و به هدفتون بچسبید و دست ازش برندارید . اما تا وقتی که شما با طلسم در نیافتید طلسم هیچ آسیبی به شما نخواهد رسوند در واقع طلسم برای این منظور قرار داده شده که اگر فردی قصد جابه جایی مال رو داشت باهاش مقابله کنه و مانع این کار بشه . و طلسم فقط و فقط به چشم و گوش کسی دیده و شنیده می شه که قصد جابه جایی بار رو داشته باشه .



تاريخ : دوشنبه 08 شهریور 1395 | 14:11 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در زمانهاي قديم كه چيزي به نام بتون وجود نداشت ، براي ساختن جاهاي مستحكم از موادي به نام ساروج استفاده مي شد. امروزه به اشتباه مردم فكر ميكنند كه ساروج براي نگهداري عتيقه بوده است در صورتي كه اينطور نيست.

ساروج براي پل سازي ، ساخت قلعه هاي محكم ، سد سازي ، و راه براي آب و نگهداري عتيقه و بسياري از اين مواري استفاده مي شده است.

ساروج انواع مختلف دارد كه محكمترين آن به ترتيب از ساروج سياه شروع ميشود و بعد از آن ساروج سفيد و ساروج طوسي و ساروج كرم است. بعضي از ساروجها با موادي بنام سيلكس و بعضي با سرب و مس ذوب شده درست مي شدند. اينها استقامت ساروج و محكمي آن را بالا ميبرد.

در ساروجهايي كه براي جلوگيري از نفوذ آب ساخته ميشد از پشم شتر و موي بز استفاده ميشد كه ساروج را براي جلوگيري از نفوذ آب مستحكم ميكرد.

تا چند سال پيش شصدو دو نوع ساروج شناخته شده است كه از اين تعداد پنجاه و يك نوع آن بدون اموال (زير خاكي) ميباشد و از باقيمانده انواع ساروج همه داراي طلا نميباشد. در حفاريهاي انجام شده اكثرا از سه نوع ساروج بار طلا بيرون آمده است و الباقي داراي نقره و مفرق و اجناس ديگر بوده اند.

كليه ساروجها از مواد اصلي زير درست شده اند.

شن و ماسه ، آهك و سفيده تخم مرغ و…

مواد ديگري هم به انواع ساروج اضافه ميشد كه در بالا نام برديم.

طريقه خرد كردن هركدام از اين ساروجها متفاوت است ولي به طور كلي ميتوان آنها را خرد كرد و از بين برد. براي مثال يك الماس را فزض كنيد كه ميخواهيد آن را خرد كنيد. اگر با پتك هم روي آن بزنيد خرد نميشود ولي اگر بدانيد كه ضربه را به كجاي الماس وارد كنيد به راحتي خرد ميشود و به قطعات كوچك تقسيم ميشود. ساروج هم مانند همين الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد بايد بدانيد كه از كجا شروع به شكستن آن بكنيد تا بهتر نتيجه بگيريد.

براي ساخت مواد جهت خرد كردن ساروج بايد نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد براي آن نمونه ساخته شود يا اينكه بدانيد ساروج شما از چه نوعي است.

از بين بردن ساروجهايي كه به صورت عمودي ميباشد با استفاده از مواد بسيار سخت تر است ولي نشدني نيست. اول بايد دور جايي را كه ميخواهيم مواد بريزيم با خمير گرفته و آن را كاملا آبندي كنيم و بعد از مواد ساروج استفاده كنيم.

حالا كه بحث ساروج را تمام كرديم چند خط هم در مورد سنگ برايتان بگويم.

سنگ را نيز اگر از نقطه ضعيف آن كار كنيم به راحتي شكسته ميشود و ميتوان سنگهاي چند تني را خرد كرد ولي اگر به پست سنگي خورديد كه هم قطر داشت هم رگه نداشت كه بتوان با قلم و چكش خردش كرد ، بايد به روش زير عمل كنيم.

چند سوراخ در يك امتداد و به فاصله هاي مشخص در سنگ ايجاد ميكنيد و در داخل آنها موادي به نام كترا ميريزيم (نوع ايراني آن بهتر از نوع خارجي آن عمل ميكند) و بعد با چوب سوراخها را كاملا از نفوذ هوا ميپوشانيم و محكم ميكنيم. از بیست و چهار ساعت تا چهل و هشت ساعت بعد كترا در داخل سوراخ حجم ميگيرد و باعث ترك خوردن سنگ ميشود و سنگ را خرد ميكند.



تاريخ : دوشنبه 08 شهریور 1395 | 14:05 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشید که در اکثر مکان ها مشترک است . و امکان داره با آثاری هم مواجه بشید که تا حالا نمونشو از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . اما این آثار برای مکان و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کنه .

اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته . مثلا تخته سنگی که نظرتونو جلب کنه و با بقیه سنگهای منطقه فرق داشته باشه و یا نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشه و یا موارد دیگر . درخت کهن سال . چشمه ی آب . تپه خاکی . بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه ی بار است . در صورتی که از نشانه های بار داشتن یک تپه اینه که جنس تشکیل دهنده ی تپه از خاک باشه نه از سنگ . تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشه و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهن سال و چشمه ی آب . همه ی این علائم برای اینه که با آثار و شواهد و دلیل و انگیزه ی بیشتری برای حفاری داشته باشید نه صرف تائید بار داشتن تمامیه هدف هاتون …..

دیگر نشانه ها از این قبیل است که در عمق یک الی یک و نیم متری آثار خودشو کم کم نشون بده مثلا سنگ چین . جسد انسان . سفال و کوزه های شکسته . زغال چوب و با سنگ که در قدیم جهت عایق از عبور آب برای محافظت از اموال استفاده می کردند . اما وجود زغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود بار نیست . چون در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده جهت رفاه و رفع نیاز . تاوید زغال چوب در آن مکان وقتی تائید می شود که دیگر نشانه ها وجود داشته باشد و صرف تنها زغال چوب کافیست نیست . از دیگر نشانه ها سنگ چین یا وجود سنگ های بزرگ طبیعی و هم غیر طبیعی در عمق های یک و نیم به بالا است . با رنگ و شکل های مختلف از قبیل سیاه . سفید و سبز رنگ و یا دیگر رنگ ها که اغلب این چند رنگ به وفور مشاهده و یافت می شود و دیگر نشانه ها آجر و خشت های خام و به صورت مربع و یا مستطیل است که به صورت پله کانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشد که درصد اینکه این مکان مسکونی بوده رو تائید نکند . و دیگر نشانه ها وجود آهک و یا گل آهک است که اغلب جهت مقاومت و جلوگیری از نشست خاک بدین منظور استفاده می شده .

موارد دیگری هم است که بنا به سوالاتی که در این باره می شود باید پاسخ داد . تمامیه این موارد امکان دارد که درمحلی همه را مشاهده کنید و در بعضی از اماکن هم امکان داره که تمامیه این آثار مشاهد نشود که اونم بستگی به تجربه ی شما داره تا از مشاهده ی این آثار چه نتیجه و تصمیم گیری کنید .



تاريخ : دوشنبه 08 شهریور 1395 | 14:03 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپه‌های باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی مانده‌است از جمله تل باکون ٍ جری ٍ موشکی و… در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ چغا میش و… در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.

دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگیآشولی هستند. کهنترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رود خانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. طبق نظر کاشفین این مجموعه حداقل ۸۰۰ هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده‌است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند. از دوران پارینه سنگی میانی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاهها یافت شده‌است که اغلب مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده‌است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و گر ارجنه در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است. دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود. تقسیم می‌شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی

ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان می‌توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی می‌کردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده‌اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه‌های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده‌است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.



تاريخ : یکشنبه 07 شهریور 1395 | 14:22 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در کلیه این زمانها اشیاء عتیقه از طلا وجود دارد بغیر از زمان کیانیان و پیشدادیان که هنوز طلا شناخته نشده بود و زمان اشکانیان که به خاطر جنگها و کشور گشائی های فراوان خزانه های مملکت خالی بود و طلای ساخته شده در این دوران بسیار کم است. و باید بدانید که هنوز سکه ضرب طلای این دوران یافت نشده است.

البته باید این مسئله را یاد آوری کنم که در ایران طلا به آن صورت زیاد نبود. مقدار زیادی در دوران هخامنشیان از کشورهای دیگر مانند روم و یونان و دیگر کشورها به غنیمت گرفته شد و به ایران آورده شد که مقداری از آنها ساخت زیبائی داشتند که به  همان شکل ماندند که در بعضی از حفاریها می بینیم که اجناس رومی یا یونانی یا چینی و یا مصری و غیره از زیر خاک بیرون می آید و مقداری را در همان زمان ذوب کردند و هنرمندان ایرانی مجسمه و اشیاء گرانبهائی از آنها ساختند. و مقداری از هند اکتشاف کردند که ایرانیان استخراج و بعد از آن زیباترین اجناس عتیقهِ امروزی در زمانهای قدیم ساخته شد.بیشترین غنیمت در زمان هخامنشیان و ساسانیان گرفته شد که در دوران ساسانیان در ایران رونق اقتصادی فراوان داشتیم و دوران آسایش مردم ایران بود.

پس در ایران معدنی برای استخراج طلا شناخته نشده بود یا بسیار کم بود و کارهای ایرانی اکثرا با ذوب کارهای دیگر حکومتهای دنیا ساخته می شد.

شاید بعضیها این سؤال برایشان پیش بیاید که در زمان تمدن شهر سوخته يا جیرفت که طلا شناخته شده بود پس چرا تمامی کارهای آنجا از سنگ است؟ باید بگویم که جاهائی که طلای فراوان دارد یا معدنی وجود داشته که مردم آن زمان یاد گرفتند طلا را استخراج کنند و اشیائی از طلا بسازند یا مردمی جنگجو بودند که در جنگها غنائم بسیار میگرفتند ولی مردم جیرفت یا بقیه نقاط بیابان نه معدن طلا داشتند نه مردمی جنگ طلب بودند و نه کسی به آنها برای گرفتن بیابان بی آب و علف حمله میکرد. برای همین بود که گفتم بعضی جاهای ایران پر بار هست و بعضی کم بار.



تاريخ : یکشنبه 07 شهریور 1395 | 14:15 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در اين قسمت ميخواهم از چيزهايي براتون بگم كه مردم عامي به اين حرفها ميخندند ولي حفاراني كه حتي باري هم از زير خاك در نياورده اند ميدانند كه اين موارد وجود دارد و اتفاق افتاده است.

اول براتون بگم كه در زمانهاي قديم علم خيلي پيشرفت كرده بود و در يك مقطعي از زمان حتي ميتوان گفت در بسياري از موارد از امروز پيشرفته تر بوده است. مثلا در مورد اهرام ثلاثه كه ميدانيم امروزه هم با اين تكنيك پيشرفته نمي توان نظير آن را ساخت يا مجسمه ونوس كه يك پاي آن در جنوب درياي مديترانه بوده و پاي ديگر آن در شمال دريا و اينها اثبات شده است و نمي توان دليلي براي آن آورد يا گفت كه چطور همچين چيزي در آن زمان امكان پذير بوده است كه امروزه نمي توان اين كار را انجام داد.

حالا ميخوام مواردي از آن را كه در ايران اتفاق افتاده است و مردم آن حوالي ديده اند برايتان بگم و بريم جلو تا به نتايج خوبي برسيم.

بعضي از اين مسائل ساعت و زمان خاص دارند و بعضي ديگر به شرايط محيط بستگي دارند. يكي از اين عجايب در درياچه اشتران كوه است كه در اين درياچه پري دريائي دارد كه هر چند سال يكبار نمايان ميشود و بسياري از اهالي منطقه آن را ديده اند .

در درياچه طار ورامين هر چند سال يكبار در يك زمان مشخص در ميان درياچه قصري از زير آب نمايان ميشود و پس از چند دقيقه دوباره به زير آب ميرود و اين قصر را نيز اهالي منطقه ديدهاند و گفته ميشود كه اين قصر در زمان پيشداديان ساخته شده است.

و خيلي از اين موارد كه باور آنها سخت است ولي واقعيت دارد.

اينها را گفتم تا پيش زمينه اي شود براي جمله اي كه مي خواهم بنويسم و آن جمله ، اكسير است.

اكسير هم به معناي كمياب است و در زمانهاي قديم به داروهائي مي گفتند كه هر كدام كار خاصي انجام ميدادند. مانند: اكسير مو ، اكسير دندان ، اكسير چشم ، اكسير شمس و ناياب ترين اكسير كه به آن اكسير اعظم مي گفتند.

اكسير را دانشمندان يوناني و دانشمندان ايراني ساختند و نوعي دارو محسوب مي شد كه البته در دسترس كليه مردم وجود نداشت.

اكسير بيشتر از گياهان و گاهي اوقات چيزهائي از حيوانات هم به آن اضافه مي شده است.

اكسير به صورت دو قلو هست يعني نر و ماده دارد و هر كدام به تنهائي به هيچ دردي نمي خورند و بايد با فرمول دقيق با هم مخلوط شوند تا كارايي داشته باشند.

اكسير اكثرا در شيشه هست و درب آن با ساروج پلمپ گرديده است و اگر كسي آگاهي نداشته باشد و درب آن را باز كند ظرف چند دقيقه فاسد مي شود. و كسي مي تواند از آن استفاده كند كه علم مصرف آن را داشته باشد.

هر نوع از اكسير فقط براي درمان امراض خود ساخته شده است و هيچكدام بدرد كاري جز فرمول خود نمي خورد. مثلا وقتي شما اكسير دندان داريد و بعد از صد سال دندانهايتان ريخته است مي توانيد با مصرف آن دوباره دندان در بياوريد و سالهاي زياد با دندانهاي جديد زندگي كنيد.

اكسير اعظم بزرگترين يافته دانشمندان آن زمان بود كه با داشتن آن ميتوان هيچ وقت به مرگ طبيعي يا مريضي فكر نكرد چون با استفاده از آن انسان نه مريض ميشود نه ميميرد.

افراد زيادي اكسير اعظم را خوردند و عمري طولاني پيدا كردند مانند نمرود كه ششصد سال عمر كرد و باعث مرگش نيز خودش شد وگرنه خيلي بيشتر از اينها عمر ميكرد.

اينطور نيست كه فكر كنيم هر كسي اكسير دارد عمر جاودان ميكند ، بلكه تا وقتي كه اكسير براي خوردن دارد مرگ به سراغش نميآيد.

بعضي وقتها ميبينيم يا ميشنويم كه در يك دهات مردي يا زني عمرش به صدو پنجاه سال رسيد يا بيشتر. همه به اشتباه ميگويند كه چون در دهات و جاي خوش آب و هوا هست و چيزهاي طبيعي مي خورد اينچنين عمري طولاني دارد ولي تا به حال كسي پرسيده است كه چرا بقيه اهالي آن دهات يك چنين عمري ندارند؟؟

دليل عمر طولاني آن مرد خوبي آب و هوا يا خوردن چيزهاي سالم و مقوي نيست.

اين مرد نا خواسته و بدون اينكه خود بداند يكي از مواد تشكيل دهنده اكسير را خورده است. شايد در كوه يا بيابان نوعي علف كه حتي خود نفهميده كه اين گياه در ميان ناهار يا عصرانه آن مرد بوده است. و به اين صورت عمري طولاني يافته است.

مقدار اكسير بسيار محدود است و تعداد انگشت شماري از دانشمندان قديم موفق به ساخت آن شده اند. يكي از اين دانشمندان بزرگ سندوس طبيب بود كه در دربار اردشير دراز دست خدمت ميكرد و روايت است كه هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشير در جايي بدون اينكه كسي او را بسناسد مشعول زندگي شد.

خيلي ها سعي كردند اكسير تقلبي را در بازار هاي حفاري بفروش برسانند ولي بر عكس اين كه همه فكر ميكنند شناخت اكسير تقلبي بسيار سخت است و مي توانند از اين را شيادي كنند و مردم را گول بزنند ، شناخت اكسير اصل بسيار راحت است و اگر راهش را بلد باشي و كور هم باشي ميتواني تشخيص بدهي كه اين اصل است يا تقلبي.

بعضي ها مي گويند كه اگر اكسير وجود داشته باشد بعد از كشف آن مي توان در آزمايشگاهاي مجهز از روي آن ساخت و ديگر مرگ معني ندارد. در صورتي كه اينطور نيست ، همه ما ميدانيم كه در طول زمان بسياري از حيوانات و گياهان كه در گذشته وجود داشته اند درگر وجود ندارند و نسل آنها از بين رفته است. پس شايد بتوان اكسير را تفكيك كرد و مواد تشكيل دهنده آن را شناخت كه تازه اين هم امكان ندارد ولي بفرض اين كه بشود بايد ديد آيا اين گياهان هنوز هم وجود خارجي دارند يا از بين رفته اند؟ (خدا ميداند).



تاريخ : یکشنبه 07 شهریور 1395 | 14:09 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در زمانهای قدیم ایرانیان باستان خاک شناسانی داشتند که از تبحر و علم بالائی برخوردار

بودند و خاکهای مناطق مختلف را برسی میکردند.

     همه ما میدانیم که وقتی کسی از دنیا میرود و او را به خاک می سپارند بعد از چند روز چیزی از بدن آن شخص باقی نمی ماند جز استخوان و به اصطلاح امروزی میگوئیم تجزیه شد. تجزیه شدن کاری است که موجودات در خاک انجام میدهند مثل مورچه یا هر جاندار دیگر که گوشت و کلیه اعضای داخلی انسان را میخورد.

خاک شناسان ایران باستان توانسته بودند خاکهائی را پیدا کنند که به هیچ عنوان موجودات به آن خاکها نزدیک نشوند و به خاطر نوع و جنس خاک از گزند کلیه جانوران در امان باشد. وقتی شخصی را در جائی به خاک می سپردند که خاک آن از این نوع خاص بود ، بدن افراد به هیچ عنوان تجزیه نمی شد و برای همیشه سالم می ماند که این تکنیک خود نوعی سالم نگه داشتن اجساد بود.

اگه رفتید جائی حفاری و قبری را شکافتید و به یک چنین مسئله ای برخوردید نه بترسید نه فکر کنید که حتماّ باید به بار برسید. چون احتمالا وقتی قبر بغل ان را نیز بشکافید به همچین مسئله ای بر می خورید و این به خاطر خاک آن منطقه می باشد.   

     چه بسیار هستند خاک هائی که ظرف چند روز جسد را تجزیه میکنند و خاکهائی که سالها زمان میبرد تا یک جسد کاملا تجزیه شود و خاکهائی که دانشمندان باستانی ما کشف کردند که جنازه در آن به هیچ عنوان تجزیه نمیشود. و مثل روز اول سالم میماند.

     در ارتباط با اجساد مومیائی مطلبی برایتان بنویسم که اطلاعت شما در رابطه با این مسئله بیشتر شود.

کلاّ سه کشور در دنیا اجساد را مومیائی میکرد

 ۱-   مصر باستان که خود به دو صورت این کار را انجام میداد

2-   هند که البته جزئی از ایران بود

3-   ایران که در این کار توفقی کسب نکرد و موفق نشد

در مصر باستان به دو صورت اجساد را مومیائی میکردن اول طبقه مرفه و دوم طبقه متوسط. طبقه متوسط را شکمشان را باز میکردن و توی آن را خالی میکردند و در سر سوراخی درست میکردند و مغز را از آن در می آوردند و جسد را مومیائی میکردند. ولی طبقه اشراف و پول دار به این صورت بود که کلیه اعضای داخلی بدن را از معقد در میآوردند و مغز را از بینی و بعد جنازه را شش ماه در آب نمک می گذاشتند و چربی های آن را کاملا آب می کردند و سپس جسد را مومیائی میکردند. در کنار اجساد مومیائی مصری کنیزان و نوکران و سگ و گربه خانگی و هر چیزی که صاحب جسد به آن تعلق خاطری داشت را با جسد مومیائی و دفن میکردند که در زندگی پس از مرگ مشکلی نداشته باشد.

هندی ها نیز اجساد را مومیائی میکردند ولی به دلیل مصرف ادویه فراوان در هند اجساد مومیائی شده کیفیت مطلوبی ندارند.

در ایران به علت نبودن آن نمک خاص و گیاهان خاص برای مومیائی کردن اجساد موفقیتی حاصل نشد و ایرانیان به تکنیک شیمیائی کردن اجساد پرداختند که اجساد بسیار سالم تر از مومیائی میماند. ( تقریباّ کاملاّ سالم و مثل روز اول)

وقتی یک جسد را شیمیائی میکنند سالها مو و ناخن های دست و پا رشد میکنند تا به نقطۀ ایست رشد برسند.

شمیائی کردن اجساد به این روش بود که در آن زمان ایرانیان باستان رادیواکتیو را شناخته بودند و با استفاده از سنگ رادیو اگتیو که آن را به صورت پودر در می آوردند و روی جسد می پاشیدند و جیوۀ سرخی که دانشمندان آن زمان توانسته بودند تولید کنند به شیمیائی کردن اجساد می پرداختند .



تاريخ : یکشنبه 07 شهریور 1395 | 14:06 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)

در مورد غارهای ایران حرفی براتون نمی زنم چون اگه بخوام بنویسم خودش 10 تا وبلاگ می شه و فعلا فقط به دو مسئله کلی که به حفاری مربوط می شه بسنده میکنم و کروکی چند تا غار را براتون تو وبلاگ میزارم.

توجه داشته باشید که برای شناخت و کشیدن کروکی دقیق این غارها چیزی بیشتر از ده سال وقت توسط دوست خوبم داريوش صرف شده که ماه عسلش به سادگی در اختيار دوستان عزیز قرار میگیره.

موضوع کوچکی که میخواستم برای شما در مورد غارها بگم این 2 مسئله هست:

1-     اکثرا غارهای ایران دفینه دارند (تقریبا 90%)

 

۲- غارهائی که طول آنها بیشتر از 30 متر باشد برای این منظور انتخاب می شدند و غارهائی که در زمان های قدیم محل سکونت بودند.

 

كروكي غارهاي باستاني :

 

کروکی غار شیل گنج در به طول 13 متر

 

کروکی غار آق قایا

 

 کروکی غار افغان به طول 174 متر

 

کروکی غار بورنیک کوچک

 

کروکی غار پودنیک به طول 51 متر

 

کروکی غار پیرزن خانی

 

کروکی غار دربند سمنان به طول 114 متر

 

کروکی غار زاغه بزرگ به طول 110 متر

 

کروکی غار شاگین به طول 350 متر

 

      تعدادی از غارهای ایران را براتون نام میبرم و مکانهای آنها را نیز مینویسم تا بعد سر فرصت کروکی آنها را نیز در اختیار شما قرار دهم.

 

1-  غار آب کناری در کوه خیص در کوهدشت

2غار آتشگاه در شمال غربی کاشمر

3غار آزاد در توسرکان

4غار آزاد خان در نزدکی محلات

5غار آسانگران در شمال غربی کوههای پرو کرمانشاه

6غار آسیی در نزدکی انجدان اراک

7غار آق قایا در جاده همدان

8غار آوازا در کرمانشاه

9غار اخلمه در نزدکی مشهد در دهی به همین نام

 غار ارژنگ نزدیک دماوند

 غار آوهزا در شنقر کلیایی

 غار اسبول در کوهای رالون در نزدکی میگون

 غار اسپند خورشید در فیروزکوه

 غار استاد در نزدکی شیروان در دهی به همین نام

 غار اسک در جاده آمل در دره هراز نزدیک آب اسک

 غار اسکندر در دامنه کوه سهند

 غار اشکف بلند در غرب شیراز

 غار اصحاب کهف در کوه هفت تنال بختیار

 غار افغان در مبارکه گرمسار

 غار انبهون در زرین دشت

 غار انجدان در شرق اراک در دهی به همین نام

 غار اوله تاو در ارتفاعات سیوان در ایلام

 غار ایوان در کوهای شهر ری

 غار بابا جابر در محلات در دهی به همین نام

 غار باغچه در قوچان به سمت دره گز در دهی بنام آسیاب

 غار برج در طالاقان

 غار بزلی در نزدکی قلعه دژ

 غار سفید نام در دهکده چیلک

 غار بزمیدان در چناران مشهد

 غار بگیچه در همدان

 غار بنایی در یزد

 غار بورنیک کوچک در مهاباد

 غار بورنیک بزرگ در مهاباد

 غار بیدخت در نزدکی گناباد در رشته کوهای کلاری

 غار بیدک نزدیک بجنورد دهی به همین نام

 

غار بیمار آب در حدود 50 کیلومتری مشهد دهستان کارده دهی بنام

 

کوشک آباد در مغرب آن

غار پراو در کرمانشاه

غار پرده رستم در جمع آب چناران مشهد

غار پرو یا پر آب در حدود 10 کیلومتری کرمانشاه

غار پری یاغی در حدود 30 کیلومتری شرق شیراز

غار پلنگ در 12 کیلومتری (کمهِ) از بخش سیمدم اصفهان

غار پلنگ در نزدکی فیروز کوه

غار پلنگان در کوه ستخرگزین در شمال غربی شیراز

غار پودنیک در نزدکی ساوه

غار پوستین دوز در 30 کیلومتری شمال غربی شیروان در روستای

لوجعلی

غار پهاوان اشگفت در یزد

غار قلعه دختر در قلعه دختر دهدشت

غار پیرزن خانی در نور و کوجور در نزدکی ده اوزکلاه

غار پیری در جنوب شیر کوه ِ شیروان در منطقه ای به نام اٌی سورمه

غار تاوان در 120 کیلومتری شرق شیراز به سمت جهرم

غار تارون در دامنه کوه تارون واقع در 40 کیلومتری جنوب شرقی

شاهرود

غار تایله نو یا تایوله در کرمانشاه

غار تخت در همدان در نزدکی دهی به نام قلی آباد تهران

غار ترخان در کرمانشاه در روستای سمتیان از بخش بیلوار

غار تشهید در جاده ملایر

غار تعارچه آسیی به سمت انجدان

غار تک چای در جنوب محلات

غار تیره زرد در ایلام

غار چال نخجیر در 80 کیلومتری شمال شرقی دلیجان

غار چاه ارازه در قریه آب سنجد یا باقرآباد در شرق مورچه خورت

غار چاه پوده در 90 کیلومتری جنوب شرقی اصفهان در دهی بنام پوره

غار چاه پیرزن در نزدکی جاه قلعه بندر

غار چاه حمزه در شهر ری

غار چاه زرده در کوه راسوند در اراک

غار چاه زنجیر در نزدکی میگون

غار چاه زندان در نزدکی تکاب در منطقه کردستان در نزدکی تخت سلیمان

غار چاه قلعه بندر (قهندژ) در شمال شرقی شیراز

غار چاه مرگ در 55 کیلومتری شیراز در دشمن زیاری در دهی بنام شول

غار چاه ودَمه در نزدکی اصفهان

غار چاه های راسوند در 35 کیلومتری جنوب اراک در کوهای راسوند

غار دامدام در نزدکی اراک



تاريخ : یکشنبه 07 شهریور 1395 | 13:59 | نویسنده : ganjur | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب تریلر فیلم
  • وب ساح
  • وب احسان
  • وب باشگاه خبرنگاران